1
00:00:27,000 --> 00:00:37,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:37,000 --> 00:00:47,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

3
00:00:47,000 --> 00:00:57,000
« ترجمه از نهال و مهرداد »
<font color="#00ffff">.:: iredprincess & Mehrdadss ::.</font>

4
00:01:02,270 --> 00:01:04,022
‫موندم چی باید بگم

5
00:01:06,608 --> 00:01:08,151
‫الان باید یه سپتون اینجا می‌بود

6
00:01:14,908 --> 00:01:16,284
‫تو یه شوالیه‌ی واقعی بودی

7
00:01:18,411 --> 00:01:20,163
‫هیچ‌وقت بی‌دلیل دست روم بلند نکردی

8
00:01:21,414 --> 00:01:22,415
‫لعنتی

9
00:01:23,917 --> 00:01:25,752
‫جز اون یه دفعه توی مِیدن‌پول

10
00:01:29,089 --> 00:01:31,174
‫کیکِ بیوهه رو شاگردِ مهمون‌خونه خورد

11
00:01:32,926 --> 00:01:35,178
‫کارِ من نبود. بهت هم گفتم

12
00:01:36,137 --> 00:01:37,263
‫اِی پسره‌ی…

13
00:01:44,229 --> 00:01:45,688
‫مهم نیست دیگه

14
00:02:02,288 --> 00:02:04,599
‫دلم می‌خواست شمشیرت رو
‫باهات دفن کنم، منتها…

15
00:02:04,624 --> 00:02:06,251
‫حیفه زیرِ خاک زنگ بزنه

16
00:02:12,674 --> 00:02:14,425
ای‌کاش نمی‌مُردی، سِر

17
00:02:20,765 --> 00:02:22,600
‫خیالت از بابت اسب‌ها راحت

18
00:02:37,657 --> 00:02:40,410
‫با پولِ شما سه‌تا می‌تونم شاهانه زندگی کنم

19
00:02:42,453 --> 00:02:44,205
‫واسه‌ی یکی دو سال

20
00:02:45,623 --> 00:02:46,749
‫بعدش چی؟

21
00:02:51,462 --> 00:02:54,215
‫تهِ این راه یا گداییه یا یاغی‌گری

22
00:03:04,309 --> 00:03:05,977
‫شهر هم می‌تونیم بریم ها

23
00:03:09,480 --> 00:03:11,649
‫بارانداز پادشاه؟ یا لَنیس‌پورت؟

24
00:03:25,830 --> 00:03:27,369
‫میشه عضو نگهبان‌های شهر هم بشم

25
00:03:32,670 --> 00:03:34,172
!دست از تجاوز بِکِش، سِر

26
00:03:45,433 --> 00:03:47,560
‫قالبِ دستمه،
‫انگار نه انگار که مالِ اون بوده

27
00:03:53,107 --> 00:03:54,984
‫یه مسابقه هم توی دشتِ اَشفورد به‌راهه

28
00:04:56,857 --> 00:05:06,253
‫« شوالیه‌ی هفت پادشاهی »

29
00:05:27,452 --> 00:05:29,829
‫سلام، اصطبل‌دارِ اینجا تویی؟

30
00:05:34,667 --> 00:05:37,210
‫یه دستی به سَروگوشِ این اسب‌ها بکِش

31
00:05:37,211 --> 00:05:39,713
‫واسه هر سه‌تاشون هم جو بریز. می‌تونی؟

32
00:05:39,714 --> 00:05:42,632
‫اگه دلم بخواد، آره

33
00:05:42,633 --> 00:05:44,593
‫زبون‌درازی نکن. به اسب‌ها برس

34
00:05:44,594 --> 00:05:47,055
‫کارت رو خوب انجام بدی،
‫یه سکه گیرت میاد وگرنه یه درِگوشی

35
00:05:58,742 --> 00:05:59,743
‫هر جا دوست داری، بشین

36
00:06:12,038 --> 00:06:14,164
‫هم بره‌ی بریون مَشتی با سبزیجات داریم؛

37
00:06:14,165 --> 00:06:16,709
‫هم پسرم یه چندتا اردک زده.
‫کدوم رو بیارم برات؟

38
00:06:18,044 --> 00:06:19,087
‫جفت‌شون

39
00:06:21,381 --> 00:06:22,924
‫کَمِت هم هست با این جثه

40
00:06:34,352 --> 00:06:36,687
‫- تا اشفورد چقدر مونده؟
‫- با اسب، یه روز

41
00:06:39,023 --> 00:06:41,359
‫پسرم بالاسرِ اسب‌هات هست یا
‫دوباره از زیرِ کار در رفته؟

42
00:06:43,027 --> 00:06:44,111
‫نه، هست

43
00:06:44,112 --> 00:06:45,904
‫نصفِ ملت رفتن واسه مسابقات

44
00:06:45,905 --> 00:06:47,532
‫اگه اجازه بدم،
‫بچه‌های خودم هم از خداشونه برن

45
00:06:48,449 --> 00:06:49,783
‫به‌خدا، هیچ‌جوره درک‌شون نمی‌کنم

46
00:06:49,784 --> 00:06:51,994
‫شوالیه‌ها هم یکی‌ان عینِ باقیِ مردم

47
00:06:53,037 --> 00:06:55,748
‫به‌عمرم هم ندیدم نیزه‌بازی
‫قیمتِ تخم‌مرغی چیزی رو تغییر بده

48
00:06:58,501 --> 00:07:00,669
‫خودت هم عازمِ مسابقاتی؟

49
00:07:00,670 --> 00:07:02,088
‫خوابت رو دیدم

50
00:07:09,011 --> 00:07:11,722
‫نمی‌خوام ریختِ نحست رو ببینم. حالیته؟

51
00:07:13,307 --> 00:07:14,350
‫سرورم؟

52
00:07:38,207 --> 00:07:39,708
‫این بابا رو جدی نگیر، سِر

53
00:07:39,709 --> 00:07:41,169
‫میرم غذات رو بیارم

54
00:07:49,427 --> 00:07:53,181
‫یالا! بگیر که اومد!

55
00:07:56,976 --> 00:07:57,977
‫هوی!

56
00:07:58,478 --> 00:07:59,479
‫سرورم

57
00:07:59,979 --> 00:08:02,689
‫- پسره‌ی دزد!
‫- قصدِ جسارت نداشتم

58
00:08:02,690 --> 00:08:05,150
‫زره رو در بیار ببینم. بدو!

59
00:08:05,151 --> 00:08:08,695
‫شانس آوردی تندر
با جفتک نیومد تو اون کله‌ی پوکت

60
00:08:08,696 --> 00:08:10,530
‫اسبِ جنگیه، نه اسباب‌بازی

61
00:08:10,531 --> 00:08:12,241
‫من هم به اندازه‌ی تو سوارکاری بلدم

62
00:08:12,992 --> 00:08:14,494
‫ببند دهنتو، پسره‌ی چشم‌سفید

63
00:08:15,161 --> 00:08:16,162
‫من…

64
00:08:16,496 --> 00:08:18,538
‫محض اطلاعت، من شوالیه‌ام

65
00:08:18,539 --> 00:08:20,208
‫به قیافه‌ات که نمی‌خوره شوالیه باشی

66
00:08:21,292 --> 00:08:24,294
‫- مگه همه‌ی شوالیه‌ها یه شکلن؟
‫- نه

67
00:08:24,295 --> 00:08:26,172
‫ولی این ریختی هم نیستن

68
00:08:27,507 --> 00:08:28,591
‫آخه طناب بستی دورِ کمرت

69
00:08:29,967 --> 00:08:32,552
‫همین که غلافِ شمشیرم رو نگه داره،
‫افاقه می‌کنه

70
00:08:32,553 --> 00:08:35,932
‫پس یعنی تو هم راهیِ مسابقاتی؟
‫می‌خوای شرکت کنی؟

71
00:08:36,933 --> 00:08:38,226
‫آره، گمون کنم

72
00:08:38,851 --> 00:08:41,311
‫من رو هم با خودت ببر، سِر. تو رو خدا

73
00:08:41,312 --> 00:08:43,146
‫جوابِ مامانت رو چی بدم اون‌وقت؟

74
00:08:43,147 --> 00:08:44,523
‫هیچی

75
00:08:44,524 --> 00:08:45,858
‫مُرده

76
00:08:46,442 --> 00:08:47,818
‫صاحب مهمون‌خونه مامانت…

77
00:08:50,613 --> 00:08:52,072
‫تو یتیمی

78
00:08:52,073 --> 00:08:53,074
‫خودت چی؟

79
00:08:54,534 --> 00:08:57,078
‫قبلاً بودم

80
00:08:57,828 --> 00:08:59,288
‫تا اینکه اربابم زیرِ بال‌وپَرَم رو گرفت

81
00:09:00,915 --> 00:09:02,708
‫رزم یادم داد، سوارکاری و…

82
00:09:04,252 --> 00:09:06,379
‫والا هر چی دارم از اون دارم

83
00:09:07,588 --> 00:09:09,506
‫از چیزی دریغ نکرد

84
00:09:09,507 --> 00:09:13,218
‫اگه بذاری تا اشفورد باهات بیام،
‫ملازمی‌ات رو می‌کنم، سِر

85
00:09:13,219 --> 00:09:15,971
‫اون‌وقت تو هم مثل اربابت،
‫همه‌چی رو یادم میدی

86
00:09:15,972 --> 00:09:18,139
‫نه، من احتیاجی به ملازم ندارم، بچه‌جون

87
00:09:18,140 --> 00:09:19,933
‫مگه میشه شوالیه بدون ملازم؟

88
00:09:19,934 --> 00:09:22,687
‫تو هم قشنگ معلومه بیشتر از بقیه ملازم لازمی

89
00:09:25,398 --> 00:09:27,358
‫قشنگ معلومه هوس کردی
‫بخوابونم زیرِ گوشِت

90
00:09:28,734 --> 00:09:30,026
‫این کیسه رو پُرِ جو کن

91
00:09:30,027 --> 00:09:32,238
‫می‌خوام تنهایی برم اشفورد

92
00:09:38,411 --> 00:09:40,746
‫ببین، پسرجون، باور کن…

93
00:09:41,831 --> 00:09:44,166
‫به صلاحته ملازم امثالِ من نشی

94
00:09:52,258 --> 00:09:53,467
‫این هم مُزدت

95
00:09:56,721 --> 00:09:58,054
‫حالا اَخم‌وتَخم کن برای من

96
00:09:58,055 --> 00:09:59,932
‫من که می‌دونم برم، سکه رو برمی‌داری

97
00:10:12,651 --> 00:10:22,651
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

98
00:11:41,367 --> 00:11:42,576
‫ببخشید

99
00:11:49,709 --> 00:11:51,209
‫گم شید

100
00:11:51,210 --> 00:11:52,461
‫عذر می‌خوام، آقایون

101
00:11:54,338 --> 00:11:56,465
‫می‌خوام با مسئول مسابقات صحبت کنم

102
00:12:05,391 --> 00:12:06,392
‫آخ!

103
00:12:07,643 --> 00:12:08,644
‫چی می‌خوای، جوون؟

104
00:12:10,271 --> 00:12:11,563
‫باز هم خوردی!

105
00:12:11,564 --> 00:12:14,024
‫واسه مسابقات اومدم

106
00:12:15,192 --> 00:12:18,069
‫مسابقات اربابم ویژه‌ی شوالیه‌هاست

107
00:12:18,070 --> 00:12:19,529
‫تو شوالیه‌ای؟

108
00:12:19,530 --> 00:12:21,574
‫هوی!

109
00:12:25,703 --> 00:12:27,037
‫شوالیه‌ی اسم‌رسم‌داری هستی دیگه؟

110
00:12:28,622 --> 00:12:29,623
‫آم… دانک هستم

111
00:12:31,167 --> 00:12:32,293
‫سِر دانک

112
00:12:33,669 --> 00:12:37,465
‫از بچگی، ملازم سِر آرلان اهلِ پِنی‌تری بودم

113
00:12:38,549 --> 00:12:41,761
‫دَمِ مرگ، من رو با شمشیر خودش شوالیه کرد

114
00:12:45,890 --> 00:12:48,058
‫اون پنیِ روی قبضه‌ی شمشیر هم نشونی‌شه

115
00:12:50,478 --> 00:12:52,980
‫خب، این که به قطع‌ویقین شمشیره

116
00:12:54,190 --> 00:12:56,149
‫ولی تا حالا اسمِ
سِر آرلان اهل پنی‌تری رو نشنیدم

117
00:12:56,150 --> 00:12:57,525
‫گفتی ملازمش بودی؟

118
00:12:57,526 --> 00:12:59,945
‫همیشه می‌خواست من هم یه روزی مثل خودش…

119
00:13:01,113 --> 00:13:02,156
‫شوالیه بشم

120
00:13:03,157 --> 00:13:04,867
‫من هم یه روزی شوالیه میشم، سِر؟

121
00:13:05,910 --> 00:13:07,077
‫مثل شما؟

122
00:13:12,333 --> 00:13:15,126
‫وقتی داشت می‌مُرد،
‫درازشمشیرش رو ازم خواست و

123
00:13:15,127 --> 00:13:16,378
‫بهم گفت زانو بزنم

124
00:13:17,713 --> 00:13:19,215
‫ازم خواست شوالیه‌ی خوبی بشم

125
00:13:20,132 --> 00:13:22,009
‫از حقِ ضعفا و مردم بی‌گناه دفاع کنم

126
00:13:23,552 --> 00:13:27,056
‫با دل‌وجونم به مملکت خدمت کنم.
‫من هم سوگند خوردم.

127
00:13:32,645 --> 00:13:35,104
‫درسته، هر شوالیه‌ای می‌تونه
‫یکی دیگه رو شوالیه کنه

128
00:13:35,105 --> 00:13:38,275
‫کسی شاهدِ سوگندخوردنت بود؟

129
00:13:38,859 --> 00:13:40,736
‫فقط یه سینه‌سرخِ روی خاردرخت

130
00:13:44,615 --> 00:13:46,242
‫اینجا شهرِ اشفورده، جوون

131
00:13:47,576 --> 00:13:50,496
‫هیچ می‌دونی عاقبتِ
‫شوالیه‌های قُلابی به کجا ختم میشه؟

132
00:13:51,080 --> 00:13:52,789
‫- من قلا…
‫- لخت‌وعور

133
00:13:52,790 --> 00:13:55,292
‫از دست‌وپا آویزونت می‌کنیم…

134
00:13:56,293 --> 00:13:59,796
‫از سوراخ کونت می‌نشونیمت
‫روی یه میله‌ی نوک‌تیز که

135
00:13:59,797 --> 00:14:01,298
‫خشک‌خشک جر بخوری

136
00:14:02,091 --> 00:14:05,385
‫بهش میگیم چهارپایه‌ی اشفورد.
‫پس، یه بار دیگه ازت می‌پرسم.

137
00:14:05,386 --> 00:14:08,722
‫غیرِ یه سینه‌سرخِ وامونده،
‫کس دیگه‌ای هم شاهدِ سوگندخوردنت بود یا نه؟

138
00:14:10,140 --> 00:14:13,894
‫خب، چیزه… ببین، داشت بارون میومد

139
00:14:15,187 --> 00:14:17,189
‫دارم سربه‌سرت می‌ذارم

140
00:14:21,735 --> 00:14:22,987
‫«چهارپایه‌ی اشفورد»

141
00:14:24,029 --> 00:14:25,530
‫مغزت تکون خورده؟

142
00:14:25,531 --> 00:14:27,615
‫اینجا منطقه‌ی ریچه، نه ریورلندز

143
00:14:27,616 --> 00:14:28,561
‫چهارپایه‌ی اشفورد

144
00:14:28,586 --> 00:14:30,975
‫خیال کردی اینجا نشستیم با
‫یه مُشت رعیت پاپتی سروکله بزنیم که

145
00:14:31,000 --> 00:14:33,156
‫با سودای شوالیه‌گری آوار شدن روی سرمون؟

146
00:14:36,041 --> 00:14:37,459
‫جیبِ پُر پول لازمه

147
00:14:38,335 --> 00:14:40,461
‫زره، اسب، خدم‌وحشم

148
00:14:40,462 --> 00:14:42,339
‫آموزش، خدایان به داد برسن

149
00:14:43,048 --> 00:14:46,718
‫فکر کن یه کشاورز گدا وسط میدون
‫حمله کنه سمتِ لیونل باراتیون

150
00:14:46,719 --> 00:14:48,219
‫آره، اینجوری که…

151
00:14:48,220 --> 00:14:49,762
‫موجباتِ خنده و شادی ما فراهم میشه

152
00:14:49,763 --> 00:14:52,724
‫خب، من کشاورز نیستم

153
00:14:52,725 --> 00:14:54,268
‫از وجناتت که خلافش پیداست

154
00:14:57,187 --> 00:15:00,231
‫ببین، جوون،
‫اربابم، اشفورد،

155
00:15:00,232 --> 00:15:03,610
‫خیال می‌کنه خیلی آدم حسابیه؛
‫حالا خدا عالِمه چرا

156
00:15:03,611 --> 00:15:06,070
‫برای همین هم من مأمورم نذارم
‫هر شوالیه‌ی مَلّاک و

157
00:15:06,071 --> 00:15:07,906
‫مزدوری که راه افتاده
‫پیِ مبارزه‌طلبی، بره تو میدون

158
00:15:07,907 --> 00:15:10,200
‫حالیته؟
‫پای کُلی شاهزاده درمیونه

159
00:15:12,077 --> 00:15:13,287
‫بله، متوجهم

160
00:15:21,795 --> 00:15:22,922
‫ارباب خدابیامرزت رو…

161
00:15:25,633 --> 00:15:27,760
‫شوالیه‌های درست‌حسابیِ اینجا می‌شناسن؟

162
00:15:28,886 --> 00:15:33,014
‫یه چادر با پرچم خاندان دانداریون دیدم

163
00:15:33,015 --> 00:15:34,933
‫بله، سِر مَنفِرِد دانداریون

164
00:15:34,934 --> 00:15:38,019
‫چند سال پیش، سِر آرلان
‫توی دورن به پدرِش خدمت کرده بود

165
00:15:38,020 --> 00:15:39,687
‫حتم دارم سِر منفرد ما رو یادشه

166
00:15:39,688 --> 00:15:41,981
‫بوی گندت رو که محاله یادش بره

167
00:15:41,982 --> 00:15:44,525
‫اگه حاضر شد قبل از شروع مسابقاتِ فردا

168
00:15:44,526 --> 00:15:46,069
‫ضمانتت رو بکنه، ‫با خودت بیارش اینجا

169
00:15:46,070 --> 00:15:47,112
‫البته، مِنهای خدم‌وحَشَمت

170
00:15:48,656 --> 00:15:50,282
‫- رو چشمم
‫- آفرین

171
00:15:53,118 --> 00:15:55,828
‫در جریانی که اگه ببازی،

172
00:15:55,829 --> 00:15:59,457
‫اسلحه، زره و اسبت مالِ برنده میشه و
‫برای پس گرفتن‌شون باید غرامت بدی؟

173
00:15:59,458 --> 00:16:01,501
‫- بله
‫- برای پرداختِ همچین غرامتی،

174
00:16:01,502 --> 00:16:03,921
‫- سکه‌ای چیزی داری؟
‫- ای خدا، نه

175
00:16:04,797 --> 00:16:07,716
البته که اصلاً کار به اونجاها نمی‌کِشه

176
00:16:11,553 --> 00:16:12,554
‫آخ!

177
00:16:12,846 --> 00:16:14,014
‫اِی هفت…

178
00:16:35,411 --> 00:16:37,329
‫حواست به این دوتا باشه. آفرین، دخترِ خوب

179
00:16:42,710 --> 00:16:45,336
‫ببخشید، آقایون. با سِر منفرد کار واجب داشتم

180
00:16:45,337 --> 00:16:46,546
‫خوبه

181
00:16:46,547 --> 00:16:49,591
‫خوابه، جناب.
‫یه استگ بدی، بیدارش می‌کنم.

182
00:16:50,384 --> 00:16:51,510
‫من…

183
00:16:52,845 --> 00:16:54,429
‫هیچ سکه‌ای ندارم

184
00:16:54,430 --> 00:16:56,472
‫چه‌جور شوالیه‌ای هستی که سکه نداری؟

185
00:16:56,473 --> 00:16:58,850
‫- شوالیه‌ی آواره‌ای، نه؟
‫- چی؟

186
00:16:58,851 --> 00:17:01,102
‫همون شوالیه‌ست، منتها بدبخت‌تر

187
00:17:01,103 --> 00:17:02,729
‫من، بد… بدبخت نیستم…

188
00:17:02,730 --> 00:17:05,023
‫شب‌ها آواره‌ی کوچه‌خیابونه،
‫چون هیچ لُردی آدم حسابش نمی‌کنه

189
00:17:05,024 --> 00:17:07,234
‫آخی، چه بدبخت

190
00:17:07,985 --> 00:17:10,194
‫تازه، سِر منفرد زنش رو هم گاییده

191
00:17:10,195 --> 00:17:13,239
‫نه، من اصلاً زن ندارم

192
00:17:13,240 --> 00:17:15,199
‫آخه عادت کردیم شوهرِ این‌واون خراب شه سرمون

193
00:17:15,200 --> 00:17:16,826
‫عاشقِ کردنِ زن‌های شوهرداره

194
00:17:16,827 --> 00:17:18,578
‫به همون اندازه که با کردنِ ما حال می‌کنه

195
00:17:18,579 --> 00:17:21,497
‫می‌گفت مأموریت داره
‫عالم‌وآدم رو به خاک‌وخون بکِشه

196
00:17:21,498 --> 00:17:24,376
‫- خب، از ما که گذشته
‫- والا

197
00:17:27,046 --> 00:17:31,508
‫خب، سِر منفرد کِی از خواب بیدار میشه؟

198
00:17:32,468 --> 00:17:34,761
‫می‌خوای دَم‌دَم‌های غروب یه سر بیا

199
00:17:34,762 --> 00:17:36,138
‫دم‌دم‌های غروب

200
00:17:39,183 --> 00:17:40,434
‫- به‌سلامت
‫- آره

201
00:17:41,977 --> 00:17:43,270
‫ای بابا

202
00:17:48,984 --> 00:17:50,444
‫واسه چی اون حرف‌ها رو زد؟

203
00:17:52,529 --> 00:17:53,697
‫بدبخت کجا بود؟!

204
00:17:57,159 --> 00:17:59,787
‫اقلاً اون‌قدری بدبخت نیستیم که
‫بخوان بکوبونن تو صورت‌مون

205
00:18:01,205 --> 00:18:03,457
‫بعدشم، سِر آرلان همیشه می‌گفت…

206
00:18:04,625 --> 00:18:06,877
شوالیه‌های آواره، شوالیه‌های واقعی هستن

207
00:18:08,879 --> 00:18:11,756
‫اولین حریف رو که ببَریم،
‫یا زره و اسبِ بازنده

208
00:18:11,757 --> 00:18:13,967
‫مال ما میشه یا سکه‌هاش

209
00:18:14,676 --> 00:18:15,928
‫اون‌وقت از بدبختی درمیایم

210
00:18:22,851 --> 00:18:25,479
‫می‌دونم. خوبه گفتم اگه ببَریم

211
00:18:27,064 --> 00:18:30,109
‫مگه یه لحظه دل‌خوشی
‫خیانت به پادشاه محسوب میشه؟

212
00:18:32,736 --> 00:18:34,738
‫پا رو دُم من نذار، ریمون

213
00:18:35,906 --> 00:18:38,033
‫پسره‌ی بی‌خاصیتِ به‌دردنخور

214
00:18:49,169 --> 00:18:50,921
‫چیه بِروبِر نگاه می‌کنی، کسکش چشم‌آبی؟

215
00:18:54,133 --> 00:18:55,801
‫درازشمشیر داری؟

216
00:18:58,554 --> 00:18:59,972
‫بله، قانوناً مال خودمه

217
00:19:00,556 --> 00:19:02,057
‫چه جوابِ عجیبی

218
00:19:05,185 --> 00:19:08,313
،من سِر استفان فاسووی هستم
بیا ببینم چند مَرده حلاجی

219
00:19:09,398 --> 00:19:11,983
‫همون‌طور که می‌بینی،
‫عموزاده‌ی بنده هنوز به ثمر ننشسته

220
00:19:11,984 --> 00:19:13,734
‫عقب نکِش، آقا

221
00:19:13,735 --> 00:19:16,612
‫شاید من به ثمر ننشسته باشم،
‫منتها این آقا تا فیهاخالدون پوسیده

222
00:19:16,613 --> 00:19:18,323
‫- جوری بتکونش که بپاشه کفِ میدون
‫- ساکت!

223
00:19:21,285 --> 00:19:24,495
‫ممنونم ولی کار دارم

224
00:19:24,496 --> 00:19:26,874
‫آواره‌جماعت رو چه به کاروبار؟!

225
00:19:29,376 --> 00:19:31,377
‫غولِ بی‌شاخ‌ودُم

226
00:19:31,378 --> 00:19:34,506
‫بی‌پدرِ الاغ. سِر گرنس!

227
00:19:40,470 --> 00:19:42,848
‫به‌نظرم بریم یه جای آروم‌تر اتراق کنیم

228
00:20:32,397 --> 00:20:34,524
‫ای دهنتو

229
00:20:50,666 --> 00:20:52,000
‫هنوز خوابه

230
00:20:53,043 --> 00:20:54,585
‫- هنوز؟
‫- اوهوم

231
00:20:54,586 --> 00:20:56,880
‫دردِ نقرس زده به انگشت‌های پاش

232
00:20:58,507 --> 00:21:02,302
‫زندگی تا خون‌به‌جیگرمون نکنه،
‫دست‌بردار نیست

233
00:21:04,137 --> 00:21:06,973
بیچاره شب‌ها آروم و قرار نداره

234
00:21:06,974 --> 00:21:08,808
…آره، درسته. منتها

235
00:21:08,809 --> 00:21:10,935
…خب، حتماً باید باهاش صحبت کنم

236
00:21:10,936 --> 00:21:13,814
تا بتونم واسه‌ی فردا ثبت‌نام کنم

237
00:21:15,023 --> 00:21:18,109
قضیه چیه؟ -
مبارزه رو میگه -

238
00:21:18,110 --> 00:21:19,735
خیلی خطرناکه

239
00:21:19,736 --> 00:21:20,988
…آره، خب

240
00:21:22,030 --> 00:21:24,700
انتخاب‌های زیادی ندارم، دارم؟

241
00:21:25,826 --> 00:21:27,451
…اگه می‌خوام توی یه قلعه خدمت کنم

242
00:21:27,452 --> 00:21:30,413
،باید به‌خاطر لذتِ غریبه‌ها
سلامتش رو به‌خطر بندازه

243
00:21:30,414 --> 00:21:31,664
این مگه شغل ما نیست؟

244
00:21:31,665 --> 00:21:35,210
!خفه شو! ناسلامتی مُردی ها

245
00:21:36,837 --> 00:21:39,506
،یه شغل امن‌تر پیدا کن، پسر
اینجوری زندگی شادتری هم داری

246
00:21:40,215 --> 00:21:41,925
حرفِ همکارِ فاحشه‌ت رو گوش کن

247
00:21:46,513 --> 00:21:47,889
حتماً باید مسخره‌م کنید؟

248
00:21:48,849 --> 00:21:50,392
فقط ازتون یه کمک کوچیک می‌خواستم

249
00:21:51,476 --> 00:21:53,562
فردا صبح با سِر منفرد صحبت می‌کنم

250
00:21:55,439 --> 00:21:56,523
ببخشید، پسر

251
00:21:57,107 --> 00:21:59,400
آره. نمی‌خواستیم مسخره‌ت کنیم

252
00:21:59,401 --> 00:22:02,570
،توی همه‌ی مسابقه‌ها
مبارزهای بی‌تجربه‌ی زیادی رو می‌بینیم

253
00:22:02,571 --> 00:22:05,240
،به هیچ چیز جز شکوه و جلال فکر نمی‌کنن
اما هیچ‌وقت بهش نمی‌رسن

254
00:22:05,824 --> 00:22:08,327
خب، شاید من با بقیه فرق داشته باشم

255
00:22:10,746 --> 00:22:14,875
،از بدنت مراقبت کن، شوالیه
از دستش بدی، دیگه برنمی‌گرده

256
00:22:23,258 --> 00:22:27,763
،قهرمانِ شجاع‌مون به پیش میره
همه‌ی دار و ندارش رو پشت سر می‌ذاره

257
00:22:28,847 --> 00:22:33,185
،حتی پدرش، دوستش رو
به طرف جهانی ظالم و نامهربان

258
00:22:34,686 --> 00:22:38,732
سرنوشت، مسیر تنهایی‌اش رو میونِ
پیچ‌وخم‌های بخت و اقبال رقم زده

259
00:22:39,691 --> 00:22:42,119
پسری بی‌نام‌ونشان
…همه‌چیز رو به‌خطر می‌اندازه

260
00:22:42,143 --> 00:22:44,570
نگاه‌های تحقیرآمیزِ بقیه رو نادیده می‌گیره

261
00:22:44,571 --> 00:22:49,326
،شاید داره حماقت به‌خرج میده
سپر آیینه‌گونش رو محکم چسبیده

262
00:22:50,077 --> 00:22:55,331
،با آرزوی رسیدن به شکوه و جلال
باید حقیقتی رو مخفی نگه داره

263
00:22:55,332 --> 00:22:59,878
،اما اگر بی‌نام‌ونشان بودنش فاش بشه
مرگی شوم و آتشین انتظارش رو می‌کشه

264
00:23:00,379 --> 00:23:04,883
،وای که اگه اژدها بفهمه انسانی فانی
پشتِ این نقاب پنهان شده

265
00:23:39,584 --> 00:23:41,586
!آهای نیمه‌انسان! نیمه‌انسان

266
00:23:43,463 --> 00:23:45,297
به‌نظرت من نیمه‌انسان‌ام؟

267
00:23:45,298 --> 00:23:48,092
آره. نصف انسانی، نصف غول

268
00:23:48,093 --> 00:23:49,635
ببخشید

269
00:23:49,636 --> 00:23:51,762
نباید اصرار می‌کردم با ‫عموزاده‌م مبارزه کنی

270
00:23:51,763 --> 00:23:55,099
اگه می‌تونست، دست یا زانوت رو می‌شکوند

271
00:23:55,100 --> 00:23:57,017
…دوست داره با همه مبارزه کنه

272
00:23:57,018 --> 00:23:59,062
محض اینکه شاید توی مسابقه
باهاشون روبه‌رو بشه

273
00:24:00,981 --> 00:24:02,399
ولی به تو که آسیبی نزد

274
00:24:03,150 --> 00:24:04,276
من هم‌خونش هستم

275
00:24:04,901 --> 00:24:07,069
…هرچند که جایگاه‌ش توی خاندان‌مون بالاتره

276
00:24:07,070 --> 00:24:08,738
و همیشه‌ی خدا
این موضوع رو بهم یادآوری می‌کنه

277
00:24:10,490 --> 00:24:12,908
تو و عموزاده‌ت توی مسابقه شرکت می‌کنید؟

278
00:24:12,909 --> 00:24:17,080
،عموزاده‌ام، آره. منم اگه می‌تونستم
حتماً شرکت می‌کردم، اما ملازمی بیش نیستم

279
00:24:21,126 --> 00:24:22,752
به عنوان یه ملازم، خوب مبارزه می‌کنی

280
00:24:24,212 --> 00:24:27,883
،مبارز خوبی به‌نظر می‌رسی
دوست داری با کی مبارزه کنی؟

281
00:24:30,719 --> 00:24:32,553
فرقی نداره

282
00:24:32,554 --> 00:24:34,306
اینو همه میگن

283
00:24:39,186 --> 00:24:41,271
هر چند که خیلی هم فرق داره

284
00:24:44,483 --> 00:24:45,484
گرسنته؟

285
00:24:46,860 --> 00:24:47,986
همیشه

286
00:25:12,093 --> 00:25:15,013
لیونل باراتیونه. بهش میگن توفانِ خندان

287
00:25:16,932 --> 00:25:18,474
فکر می‌کردم گُنده‌تر از این حرفا باشه

288
00:25:18,475 --> 00:25:20,727
…چهار هزار سال پیش

289
00:25:21,978 --> 00:25:24,188
…چهار هزار سال -
کجا داری میری؟ -

290
00:25:24,189 --> 00:25:27,442
پیش… دیوثا. صدا به صدا نمی‌رسه

291
00:25:28,068 --> 00:25:32,489
،اگه کسی دوست داشته باشه بشنوه
یه چیزی به ذهنم خطور کرده

292
00:25:36,284 --> 00:25:38,702
…چهار هزار سال پیش

293
00:25:38,703 --> 00:25:44,416
اجدادمون توی دَشتِ بزرگِ
…اون بیرون جمع می‌شدن

294
00:25:44,417 --> 00:25:48,921
تا با چوب به جون همدیگه بیافتن
و یکم خوش بگذرونن

295
00:25:48,922 --> 00:25:52,550
و میگن اولین مبارزه‌ی این کشور بوده

296
00:25:52,551 --> 00:25:54,094
…خب، به‌نظر من

297
00:26:00,934 --> 00:26:02,017
چه کسشعری داشتم می‌گفتم؟

298
00:26:02,018 --> 00:26:03,937
…اولین مبارزه‌ی»

299
00:26:05,564 --> 00:26:06,565
آهان

300
00:26:09,651 --> 00:26:12,821
غیرممکنه همچین لذتی زاییده‌ی ذهن بشر باشه

301
00:26:15,865 --> 00:26:16,950
خب، کارِ کی بوده؟

302
00:26:20,620 --> 00:26:21,663
هان؟

303
00:26:22,706 --> 00:26:23,748
کارِ کی بوده؟

304
00:26:34,384 --> 00:26:37,929
کیر توش. هر انسان، جونور یا خدایی که
بتونه شکستم بده، ۱۰۰ سکه برنده میشه

305
00:26:39,472 --> 00:26:42,934
!غذاتون رو بخورید تا بتونیم برقصیم

306
00:27:44,746 --> 00:27:47,957
تا حالا مُشت خورده توی صورتت؟

307
00:27:50,168 --> 00:27:51,919
ببخشید، سِر لیونل؟

308
00:27:51,920 --> 00:27:55,715
،می‌دونستی آدمایی که جثه‌ی بزرگ‌تری دارن
بیشتر از آدمای ریزنقش مُشت می‌خورن؟

309
00:27:57,676 --> 00:27:59,969
نه، اما درست می‌گید

310
00:28:02,681 --> 00:28:05,891
واسه‌ی همین قوز می‌کنی؟
که مُشت نخوری؟

311
00:28:05,892 --> 00:28:08,268
قور نمی‌کنم

312
00:28:08,269 --> 00:28:12,816
بیخیال، کلِ شب عین نوعروس‌های ترسیده
یه گوشه کِز کرده بودی

313
00:28:14,776 --> 00:28:18,195
قصد بی‌احترامی نداشتم، سِر

314
00:28:18,196 --> 00:28:21,783
جایی بزرگ شدم که
آدم یاد می‌گیره تو چشم نباشه

315
00:28:22,659 --> 00:28:24,452
خدایانِ هفت بهت قَد‌وقامت دادن

316
00:28:25,453 --> 00:28:26,705
خب، پس سرت رو بالا بگیر

317
00:28:28,123 --> 00:28:30,875
وگرنه تو رو مرتد اعلام می‌کنم و
آتیشت می‌زنم

318
00:28:31,960 --> 00:28:35,838
،غرقت می‌کنم
…از بلندی پرتت می‌کنم پا

319
00:28:35,839 --> 00:28:37,756
چه‌می‌دونم. چه بلایی سر مرتدها میارن؟

320
00:28:37,757 --> 00:28:40,300
سرورم، آتیش‌شون می‌زنن

321
00:28:40,301 --> 00:28:41,344
باشه

322
00:28:42,053 --> 00:28:43,596
واسه‌م چی آوردی؟

323
00:28:49,352 --> 00:28:53,732
سِر، بب… ببخشید. متوجه نشدم

324
00:28:54,941 --> 00:28:56,985
…دوست داری نظر مساعدم رو جلب کنی

325
00:28:58,445 --> 00:29:00,071
اما دست خالی اومدی

326
00:29:04,659 --> 00:29:06,118
…لُرد کافرن

327
00:29:06,119 --> 00:29:07,954
اون دیوثِ مغروری که
…لباس قرمز پوشیده رو میگم

328
00:29:09,456 --> 00:29:11,623
با هزار زور و زحمت خراج میده

329
00:29:11,624 --> 00:29:13,844
،مردمش هر زمستون گرسنگی می‌کشن
…اما با این حال

330
00:29:13,868 --> 00:29:16,087
به هر دری زده و این مثلاً شیء تزئینی رو

331
00:29:17,505 --> 00:29:19,423
از سرداب خانوادگیش برام آورده

332
00:29:19,424 --> 00:29:22,426
…چون می‌دونه هر کسی به یه نحوی

333
00:29:22,427 --> 00:29:25,930
یا دنبال کمکه یا قاتلِ جونِ آدمه

334
00:29:28,892 --> 00:29:30,518
پس تو قاتلِ جونمی

335
00:29:32,103 --> 00:29:33,729
چی… چی؟

336
00:29:33,730 --> 00:29:36,065
!نه! نه

337
00:29:36,566 --> 00:29:40,403
پس، واسه چی اومدی توی چادر من؟

338
00:29:45,158 --> 00:29:46,659
وا… واسه شام

339
00:29:59,672 --> 00:30:00,715
بسیارخب

340
00:30:02,884 --> 00:30:04,511
راستش با عقل جور درمیاد

341
00:30:05,053 --> 00:30:06,930
شام -
اسمت چیه، جوون؟ -

342
00:30:08,765 --> 00:30:10,098
دانک… سِر دانک

343
00:30:10,099 --> 00:30:11,476
مسخره‌ست

344
00:30:16,648 --> 00:30:18,023
رقص دوست داری؟

345
00:30:18,024 --> 00:30:19,984
کیه که دوست نداشته باشه؟

346
00:31:45,904 --> 00:31:49,407
توفان و تلاطم دریا به‌قدری شدید بود که
مزه‌ی نمک تو هوا پخش شده بود

347
00:31:51,117 --> 00:31:54,287
اما می‌خواستم بدونم
مُردن تو دریا چه حالی داره

348
00:31:56,039 --> 00:31:59,042
واسه همین زدم به دل توفان

349
00:32:03,713 --> 00:32:06,466
نترسیده بودی؟ -
…خب -

350
00:32:09,928 --> 00:32:11,971
آدم‌ها بُعدهای شخصیتی زیادی دارن

351
00:32:15,266 --> 00:32:19,019
،اما باید اون کارو انجام می‌دادم
مردم استورم‌لند از قدیم این کارو می‌کردن

352
00:32:19,020 --> 00:32:22,065
،اگه اونا موفق شده بودن
پس من هم از پسش برمیومدم

353
00:32:25,193 --> 00:32:27,028
خوب نیست آدم خیلی فکروخیال کنه

354
00:32:30,406 --> 00:32:33,409
آره، ولی من کارم فکروخیاله

355
00:32:35,787 --> 00:32:38,872
…بعضی وقتا، حس می‌کنم زیادی فکروخیال می‌کنم

356
00:32:38,873 --> 00:32:41,334
بعد می‌شینم بابتِ همون هم
فکروخیال می‌کنم

357
00:32:44,796 --> 00:32:46,964
معلومه که فِرز و قوی هستم

358
00:32:46,965 --> 00:32:49,591
بله -
ولی شما هم هستی -

359
00:32:49,592 --> 00:32:50,676
بله

360
00:32:50,677 --> 00:32:53,178
…تازشم، بهترین استادهای مملکت

361
00:32:53,179 --> 00:32:55,597
مبارزه با شمشیر و نیزه رو بهتون آموزش دادن

362
00:32:55,598 --> 00:32:56,683
…منظورم اینه

363
00:32:57,725 --> 00:33:00,645
واقعاً چقدر شانس پیروزی دارم؟

364
00:33:01,813 --> 00:33:03,147
شانست که صفره

365
00:33:09,862 --> 00:33:14,158
اما همین‌ که خودت رو جلوی
یه حریف شایسته محک بزنی، مایه‌ی مباهاته

366
00:33:16,452 --> 00:33:19,371
قصد بی‌احترامی ندارم، سِر

367
00:33:19,372 --> 00:33:20,914
اما گفتنش واسه شما آسونه

368
00:33:20,915 --> 00:33:24,418
شما هم اسم‌ورسم دارید، هم ارث‌ومیراث

369
00:33:24,419 --> 00:33:28,214
،من اگه شکست بخورم
حتی پول ندارم اسبم رو پس بگیرم

370
00:33:35,263 --> 00:33:37,515
شوالیه‌ی بی‌اسب اصلاً شوالیه نیست

371
00:33:38,391 --> 00:33:40,393
آره

372
00:33:43,980 --> 00:33:45,189
میگی چیکار کنم؟

373
00:33:49,694 --> 00:33:51,112
نمی‌دونم

374
00:33:53,990 --> 00:33:55,700
الان حسابی مَستم

375
00:34:04,125 --> 00:34:05,126
خیلی‌خب

376
00:34:06,210 --> 00:34:07,211
ممنون

377
00:34:11,257 --> 00:34:12,133
ببخشید

378
00:34:34,030 --> 00:34:35,615
سِر آرلان اهل پِنی‌تری

379
00:34:36,741 --> 00:34:38,784
…برای سرکوبِ شاه‌کرکس
[شورشی‌ها]

380
00:34:38,785 --> 00:34:40,828
توی کوهستان سُرخ به پدرتون خدمت کرد

381
00:34:41,621 --> 00:34:42,829
…اون‌موقع من سنی نداشتم، اما

382
00:34:42,830 --> 00:34:44,332
انگار گفته بودی اهل دورنی

383
00:34:45,416 --> 00:34:47,751
نه، گفته بود مثل اهالی دورن کیرِ بزرگی داره

384
00:34:47,752 --> 00:34:50,421
نه، گفتم چندین نفر
از اهالی دورن رو گردن زدم

385
00:34:52,924 --> 00:34:54,758
شاید بهتر باشه فردا صبح صحبت کنیم

386
00:34:54,759 --> 00:34:56,510
،نه اون شوالیه‌ی پیزوری رو می‌شناسم

387
00:34:56,511 --> 00:34:58,971
نه تو رو، برادر. برو ردّ کارت

388
00:35:03,142 --> 00:35:06,269
اما سِر آرلان حین خدمت به پدرتون زخمی شد

389
00:35:06,270 --> 00:35:07,605
چطور یادتون رفته؟

390
00:35:10,608 --> 00:35:13,902
پدرم هشتصد نفر رو
با خودش بُرد اون کوهستان

391
00:35:13,903 --> 00:35:17,156
نفراتی که بیشتر از یه زخم نصیب‌شون شد رو
هم فراموش کردیم

392
00:35:17,949 --> 00:35:20,909
،خواهش می‌کنم، سِر
…اگه یه شوالیه یا یه لُرد

393
00:35:20,910 --> 00:35:23,371
،ضمانتم رو نکنه
نمی‌تونم توی مسابقه شرکت کنم

394
00:35:23,621 --> 00:35:24,622
خب، به من چه؟

395
00:35:51,023 --> 00:35:52,150
!تویی که

396
00:35:53,651 --> 00:35:54,652
…داری

397
00:35:56,988 --> 00:35:58,321
داری چیکار می‌کنی؟

398
00:35:58,322 --> 00:36:01,199
ماهی کباب می‌کنم. می‌خوری؟

399
00:36:01,200 --> 00:36:05,996
نه! منظورم اینه چطوری اومدی اینجا؟
اسب دزدیدی؟

400
00:36:05,997 --> 00:36:07,748
پریدم پشتِ گاری برّه‌ها

401
00:36:09,000 --> 00:36:10,084
گاری برّه و کوفت

402
00:36:11,711 --> 00:36:14,212
خب، بهتره بری سراغ یه نفر دیگه -
نمی‌تونی مجبورم کنی -

403
00:36:14,213 --> 00:36:16,089
از مهمون‌خونه خسته شده بودم

404
00:36:16,090 --> 00:36:19,551
ببین، بچه، بسه هر چی زبون‌درازی کردی

405
00:36:19,552 --> 00:36:22,262
باید بندازمت روی اسبم و ببرمت خونه

406
00:36:22,263 --> 00:36:24,806
پس باید ببریم بارانداز پادشاه

407
00:36:24,807 --> 00:36:27,268
مسابقه رو از دست میدی -
بارانداز پادشاه؟ -

408
00:36:28,269 --> 00:36:30,188
اهل فلی‌باتمی؟ -
نه -

409
00:36:31,939 --> 00:36:32,940
آره

410
00:36:40,615 --> 00:36:42,115
اینا رو چرا گذاشتی اینجا؟

411
00:36:42,116 --> 00:36:43,617
شُستم‌شون

412
00:36:43,618 --> 00:36:46,661
،آتیش درست کردم، ماهی گرفتم
به اسب‌ها هم رسیدم

413
00:36:46,662 --> 00:36:49,832
،می‌خواستم چادرت رو آماده کنم
اما پیداش نکردم

414
00:36:51,042 --> 00:36:53,418
چادرم همین‌جاست -
این که درخته -

415
00:36:53,419 --> 00:36:56,005
آره، تنها چادری که
یه شوالیه‌ی واقعی نیاز داره، همین درخته

416
00:36:57,006 --> 00:36:59,884
ترجیح میدم ستاره‌ها رو ببینم
تا تو توی یه چادر پُر از دود بخوابم

417
00:37:01,552 --> 00:37:02,845
اگه بارون بیاد چی؟

418
00:37:03,471 --> 00:37:05,305
درخت نمی‌ذاره خیس بشم

419
00:37:05,306 --> 00:37:06,390
آب از لابه‌لای شاخه‌وبرگ‌ها رَد میشه

420
00:37:09,018 --> 00:37:10,685
آره

421
00:37:10,686 --> 00:37:11,938
اسمت چیه؟

422
00:37:13,105 --> 00:37:15,607
دانک -
سِر دانک -

423
00:37:15,608 --> 00:37:18,945
این که نشد اسم یه شوالیه. مخفف دانکنه؟

424
00:37:19,779 --> 00:37:21,988
آره. آره

425
00:37:21,989 --> 00:37:23,699
…سِر دانکن اهلِ

426
00:37:29,705 --> 00:37:31,165
سِر دانکنِ بلندقامت

427
00:37:32,124 --> 00:37:33,792
همچین اسمی تا حالا به گوشم نخورده

428
00:37:33,793 --> 00:37:35,752
مگه تو همه‌ی شوالیه‌های
هفت پادشاهی رو می‌شناسی؟

429
00:37:35,753 --> 00:37:37,129
خوب‌هاشون رو، آره

430
00:37:40,007 --> 00:37:42,467
پسره‌ی دزد، بگو ببینم اسمت چیه؟ -
اِگ -

431
00:37:42,468 --> 00:37:43,469
اِگ

432
00:37:45,179 --> 00:37:49,015
…خب، اِگ، حقته بزنم خونین‌و‌مالینت کنم

433
00:37:49,016 --> 00:37:50,309
بعد، بفرستمت پیِ زندگیت

434
00:37:52,103 --> 00:37:53,896
اما بهت نمی‌خوره زیاد غذاخور باشی

435
00:37:55,273 --> 00:37:57,400
…اگه قسم بخوری هر چی گفتم بگی چشم

436
00:37:59,652 --> 00:38:01,153
اجازه میدم در طولِ مسابقه بهم خدمت کنی

437
00:38:04,031 --> 00:38:05,157
…بعدش هم

438
00:38:07,660 --> 00:38:08,744
باید ببینیم چی پیش میاد

439
00:38:11,622 --> 00:38:15,293
چیزی زیادی ندارم، اما
…اگه خودت رو ثابت کنی

440
00:38:16,919 --> 00:38:19,255
لباس و غذات تأمینه

441
00:38:20,464 --> 00:38:22,882
…شاید لباس‌های خیلی خوب و غذا چیزی جز

442
00:38:22,883 --> 00:38:24,968
…گوشت و ماهی دودی نباشه

443
00:38:24,969 --> 00:38:26,220
اما گرسنگی نمی‌کِشی

444
00:38:28,139 --> 00:38:29,765
قول میدم کتکت نزنم

445
00:38:31,058 --> 00:38:32,643
جز وقت‌هایی که حقت باشه

446
00:38:33,644 --> 00:38:34,687
بله، سرورم

447
00:38:36,355 --> 00:38:37,356
«بگو «سِر

448
00:38:39,233 --> 00:38:40,651
من فقط یه شوالیه‌ی آواره‌ام

449
00:38:53,414 --> 00:38:55,916
ستاره‌ی دنباله‌دار برای کسایی که
می‌بیننش، خوش‌شانسی میاره

450
00:38:58,336 --> 00:39:00,295
بگیر بخواب، پسرجون

451
00:39:00,296 --> 00:39:03,465
…بقیه‌ی شوالیه‌ها الان توی چادرشون هستن

452
00:39:03,466 --> 00:39:05,885
و به‌جای آسمون
به پارچه‌ی ابریشمیِ چادرشون زُل زدن

453
00:39:08,054 --> 00:39:09,680
بخوابونم زیرِ گوشِت؟

454
00:39:09,749 --> 00:39:19,749
www.TalaFilm.Top

455
00:39:20,733 --> 00:39:22,818
پس، یعنی شانس فقط با ما یاره؟

456
00:39:27,000 --> 00:39:37,000
« ترجمه از نهال و مهرداد »
<font color="#00ffff">.:: iredprincess & Mehrdadss ::.</font>

457
00:39:37,000 --> 00:39:47,000
www.TalaFilm.Top

458
00:39:47,000 --> 00:39:57,000
www.TalaFilm.Top