1
00:00:04,338 --> 00:00:07,632
‫این شاهزاده آلبرت ویکتوره،
‫نفر دوم در صف سلطنت بریتانیا.

2
00:00:07,633 --> 00:00:10,134
‫ویکتوریا خیلی چیزا در موردتون بهم گفته،
‫آقای مسکو.

3
00:00:10,135 --> 00:00:12,720
‫این ماجرای تلخ محرومیتتون.

4
00:00:12,721 --> 00:00:14,555
‫من با دوستم اینجا می‌دویدم.

5
00:00:14,556 --> 00:00:16,432
‫اون منو تمرین می‌داد و هر
‫چی می‌دونست بهم یاد می‌داد.

6
00:00:16,433 --> 00:00:20,269
‫می‌دونی، اون روز یکی سر راهم سبز شد.
‫جناب آقای لائو.

7
00:00:20,270 --> 00:00:22,396
‫یه غول نفتیِ رو به موت تو نیویورکه.

8
00:00:22,397 --> 00:00:25,608
‫یه نقاشی هست،
‫و اون به هر قیمتی که شده می‌خوادش.

9
00:00:25,609 --> 00:00:28,778
‫کاراواجیوی اسرارآمیز.
‫و حالا اون رو یه جای دربسته قفل کرده.

10
00:00:28,779 --> 00:00:30,488
‫با وارث آمریکایی‌مون آشنا بشید.

11
00:00:30,489 --> 00:00:32,323
‫از پسش برمیای، آلیس؟

12
00:00:32,324 --> 00:00:34,325
‫جین مریضه. داره می‌میره.

13
00:00:34,326 --> 00:00:39,623
‫اگه جون برادرت برات مهمه،
‫دقیقاً بهم میگی مری کار چه غلطی داره می‌کنه.

14
00:01:03,272 --> 00:01:08,317
‫طبق قول، خانوم‌ها.
‫مدارک جعلی برای وارث آمریکایی‌مون.

15
00:01:08,318 --> 00:01:14,031
‫کوپن‌های اوراق قرضه، مدارک سفر
‫و حتی یه نامه از پدر عزیزدردونش.

16
00:01:14,032 --> 00:01:16,158
‫سایلاس دریک. یا عیسی، چه اسمی.

17
00:01:16,159 --> 00:01:18,244
‫شرط می‌بندم بدش نمیاد
‫یه دختر با لهجه‌ی تابلو

18
00:01:18,245 --> 00:01:21,456
‫- یهو از ناکجاآباد پیداش بشه، نه؟
‫- آلیس راه میفته. مگه نه؟

19
00:01:22,124 --> 00:01:23,165
‫معلومه که راه میفتم.

20
00:01:23,166 --> 00:01:26,837
‫خیلی خب، خانوم‌ها، بیاید روی کاری
‫که دستمونه تمرکز کنیم. کلی کار داریم.

21
00:01:28,255 --> 00:01:29,255
‫خوبی؟

22
00:01:29,256 --> 00:01:30,882
‫کدوم گوری بودی؟

23
00:01:31,550 --> 00:01:32,634
‫چی شده؟

24
00:01:33,260 --> 00:01:34,594
‫خیلی متأسفم، مری.

25
00:01:36,221 --> 00:01:37,222
‫مادرت...

26
00:01:39,725 --> 00:01:40,726
‫مرده.

27
00:01:53,572 --> 00:01:55,449
‫مری؟ مری، بریم اونجا؟

28
00:02:00,287 --> 00:02:03,540
‫مری، خیلی متأسفم.

29
00:02:24,000 --> 00:02:32,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

30
00:02:32,020 --> 00:02:35,000
Amir Luminox ترجمه از

31
00:03:11,500 --> 00:03:15,500
« هزار ضربه »

32
00:03:34,881 --> 00:03:35,882
‫دوباره امتحان کن.

33
00:03:38,385 --> 00:03:39,386
‫دوباره.

34
00:03:43,974 --> 00:03:44,975
‫اوم.

35
00:03:46,685 --> 00:03:47,894
‫حالا منو پیدا کن.

36
00:04:00,323 --> 00:04:04,035
‫خوبه.

37
00:04:04,828 --> 00:04:05,829
‫تموم شد.

38
00:04:06,496 --> 00:04:10,584
‫حالا، تو آخه این تکنیک تمرین
‫رو از کدوم گوری یاد گرفتی؟

39
00:04:13,003 --> 00:04:15,464
‫دوستم اولین کسی بود که
‫دیدم با زنگوله بوکس می‌کرد.

40
00:04:19,468 --> 00:04:22,178
‫اونا رو دور خودش تو باد آویزون می‌کرد،

41
00:04:22,179 --> 00:04:25,098
‫چشمش رو می‌بست و دنبال بلندترین صدا می‌گشت.

42
00:04:27,976 --> 00:04:29,394
‫این دوستت...

43
00:04:31,688 --> 00:04:33,064
‫اسمش الک مونرو بود؟

44
00:04:36,276 --> 00:04:37,611
‫بیا رو خودت تمرکز کنیم.

45
00:04:39,654 --> 00:04:41,281
‫در مورد اتفاقی که براش افتاد خوندم.

46
00:04:43,074 --> 00:04:44,701
‫به خاطر همینه که داری برمی‌گردی جامائیکا؟

47
00:04:46,828 --> 00:04:50,040
‫می‌خوای این خاطره‌ی وحشتناک رو چال کنی؟

48
00:04:51,124 --> 00:04:52,918
‫شاید فقط آماده‌ام که برگردم خونه.

49
00:04:53,502 --> 00:04:56,170
‫منظورم اینه که، مطمئناً
‫تو لندن آینده‌ای داری.

50
00:04:56,171 --> 00:04:58,464
‫یعنی، من اون شب دیدمتون، آقای مسکو،

51
00:04:58,465 --> 00:05:01,342
‫و شما... شما یه استعداد بی‌نظیر دارید.

52
00:05:01,343 --> 00:05:02,677
‫اون دیگه اهمیتی نداره.

53
00:05:03,345 --> 00:05:06,473
‫کالسکه رسیده، والاحضرت.

54
00:05:07,265 --> 00:05:08,642
‫بله. آم، الان میام.

55
00:05:18,318 --> 00:05:19,361
‫پس صادق باش.

56
00:05:20,195 --> 00:05:23,782
‫با این مبارزه‌ای که در پیشه...

57
00:05:26,368 --> 00:05:27,786
‫من شانسی دارم؟

58
00:05:31,790 --> 00:05:33,124
‫اگه نداشتی من اینجا بودم؟

59
00:05:34,209 --> 00:05:37,212
‫خب، همین رو می‌خواستم بشنوم.

60
00:05:38,547 --> 00:05:39,923
‫و بعدش اون زمین مال تو میشه.

61
00:06:00,944 --> 00:06:01,945
‫سلام، شوگر.

62
00:06:03,863 --> 00:06:05,532
‫یکی بهم گفت ممکنه اینجا پایین باشی.

63
00:06:08,326 --> 00:06:09,703
‫- گمشو.
‫- باشه.

64
00:06:11,037 --> 00:06:12,497
‫چند روزه دارم دنبالت می‌گردم.

65
00:06:13,540 --> 00:06:15,542
‫فکر کردیم ممکنه یه غلطی کرده باشی.

66
00:06:16,126 --> 00:06:17,460
‫حوصله ندارم، شوگر.

67
00:06:20,463 --> 00:06:21,464
‫این چیه؟

68
00:06:24,259 --> 00:06:28,972
‫این بیزنسه، شوگر. یادت باشه.

69
00:06:30,724 --> 00:06:32,891
‫مجبور بودم وقتی تو نبودی ردیفش کنم.

70
00:06:32,892 --> 00:06:35,353
‫چی؟ با فروختن تنها چیزی که برامون مونده؟

71
00:06:35,979 --> 00:06:37,981
‫اسم تو بالای دره.

72
00:06:38,565 --> 00:06:39,691
‫می‌دونم.

73
00:06:41,985 --> 00:06:44,070
‫اونجا خیلی برام گرون تموم شده.

74
00:06:45,572 --> 00:06:48,575
‫اومدم اینجا پایین تا... تا مبارزه کنم.

75
00:06:49,576 --> 00:06:51,494
‫می‌دونی، تا ببینم هنوز از پسش برمیام یا نه.

76
00:06:54,247 --> 00:06:55,832
‫می‌دونی چی شد؟

77
00:06:56,583 --> 00:06:57,959
‫من... من خشکم زد.

78
00:06:59,586 --> 00:07:03,256
‫اونجا بود که فهمیدم هیچی برام نمونده.

79
00:07:05,342 --> 00:07:07,259
‫دیگه هیچ انگیزه‌ی جنگیدنی تو وجودم نیست.

80
00:07:07,260 --> 00:07:12,849
‫قطع رابطه با بلو کوت جواب نمیده.

81
00:07:13,975 --> 00:07:16,185
‫داری آینده‌ی خانواده‌ت رو از دست میدی.

82
00:07:16,186 --> 00:07:17,270
‫خانواده؟

83
00:07:21,316 --> 00:07:26,153
‫و من باید به خاطر حرف تو بهش اعتماد کنم؟

84
00:07:26,154 --> 00:07:32,661
‫نه. نه. چون من برادرتم. درسته، و ما
‫تنها کسایی هستیم که برای هم موندیم.

85
00:07:38,541 --> 00:07:42,212
‫پس بذار من برای هردومون بجنگم.

86
00:07:44,631 --> 00:07:47,342
‫باشه؟ باشه؟

87
00:07:57,519 --> 00:07:58,519
‫یالا.

88
00:07:58,520 --> 00:08:01,398
‫- هی. همین الان درستش می‌کنم.
‫- آره.

89
00:08:09,698 --> 00:08:10,782
‫آقای گودسون.

90
00:08:12,617 --> 00:08:13,952
‫نزدیک بود زهره‌ترکم کنی.

91
00:08:14,953 --> 00:08:16,496
‫نمی‌خواستیم که اینطور بشه.

92
00:08:18,665 --> 00:08:20,417
‫می‌خواستیم یه کلمه باهاتون
‫حرف بزنیم، آقای ریس.

93
00:08:21,543 --> 00:08:22,544
‫بشینین.

94
00:08:26,256 --> 00:08:30,802
‫من، آم... قرار نبود به این
‫زودی شما رو ببینم، آقای گودسون.

95
00:08:32,429 --> 00:08:34,347
‫فروشِ بلو کوت بوی.

96
00:08:37,350 --> 00:08:38,601
‫کنسله.

97
00:08:40,395 --> 00:08:43,398
‫ما یه معامله داریم، آقای گودسون.

98
00:08:44,816 --> 00:08:46,359
‫سند امضا شده.

99
00:08:47,152 --> 00:08:48,695
‫خب، برنامه‌ها عوض شده.

100
00:08:49,529 --> 00:08:53,949
‫آدم همینطوری زیر معامله‌ش با
‫هیئت مدیره‌ی کارهای شهری نمی‌زنه.

101
00:08:53,950 --> 00:08:55,785
‫این لحنت شبیه تهدید بود.

102
00:08:57,120 --> 00:08:59,079
‫صرفاً یه نصیحت.

103
00:08:59,080 --> 00:09:02,499
‫اون منطقه برای بازسازی نشون شده.

104
00:09:02,500 --> 00:09:06,045
‫ما در مسیر پیشرفتیم. نمیشه جلوش رو گرفت.

105
00:09:06,713 --> 00:09:11,008
‫خب، این مسیر تو واپینگ متوقف میشه.

106
00:09:11,009 --> 00:09:12,343
‫فهمیدی؟

107
00:09:15,555 --> 00:09:17,974
‫- فهمیدی؟
‫- بله.

108
00:09:28,693 --> 00:09:29,694
‫معامله کنسله.

109
00:09:44,125 --> 00:09:45,835
‫خوشحالم که تونستی بهمون
‫ملحق بشی، دوشیزه داور.

110
00:09:50,340 --> 00:09:52,508
‫خب، از اونجایی که شما
‫خانوم‌ها بدون ملکه موندید

111
00:09:52,509 --> 00:09:54,051
‫امروز یه تغییری تو فرماندهی خواهیم داشت.

112
00:09:54,052 --> 00:09:55,135
‫هیچ‌کس از مری خبری نداره؟

113
00:09:55,136 --> 00:09:57,971
‫هر وقت خودش بخواد پیداش میشه.
‫می‌دونید که چطوریه.

114
00:09:57,972 --> 00:10:00,974
‫آره، آلیس راست میگه،
‫و این کار همچنان تمرکز ماست.

115
00:10:00,975 --> 00:10:03,811
‫امروز، وقتی من دارم روی گرافتون‌ها
‫کار می‌کنم، بقیه‌تون با آلیس کار کنید.

116
00:10:03,812 --> 00:10:06,313
‫اون یه نقشه داره که چطور
‫می‌تونید از در جلو وارد و خارج بشید

117
00:10:06,314 --> 00:10:08,607
‫- بدون اینکه کسی نگاه دوم بهتون بندازه.
‫- ما نباید این کار رو بدون مری انجام بدیم.

118
00:10:08,608 --> 00:10:11,903
‫ما یه کار داریم که باید انجام بدیم.
‫مری مشکل شما نیست.

119
00:10:15,114 --> 00:10:17,617
‫خیله‌خب. دنبالم بیاید، خانوم‌ها.

120
00:10:21,329 --> 00:10:25,041
‫چطور می‌تونید همه‌تون انقدر عادی با
‫این قضیه برخورد کنید؟ این درست نیست.

121
00:10:25,583 --> 00:10:29,379
‫این چیزیه که مری می‌خواست، بل.
‫این چیزیه که بهمون یاد داد.

122
00:10:35,969 --> 00:10:37,719
‫کنجکاوم، دوشیزه بریجز.

123
00:10:37,720 --> 00:10:41,099
‫این همه دانش رو در مورد
‫علوم غریبه از کجا یاد گرفتید؟

124
00:10:41,933 --> 00:10:44,686
‫من از خانواده‌ای از
‫جادوگران باواریایی هستم.

125
00:10:45,436 --> 00:10:46,938
‫این دانش تو خون منه.

126
00:10:52,652 --> 00:10:56,113
‫شوخی کردم، قربان.

127
00:10:56,114 --> 00:10:57,323
‫رومانیایی بودن.

128
00:11:01,369 --> 00:11:02,495
‫بشین، نیکلاس.

129
00:11:05,331 --> 00:11:07,959
‫پس، به‌زودی قراره ما رو ترک کنید.

130
00:11:08,835 --> 00:11:10,253
‫متأسفانه، مجبورم.

131
00:11:11,087 --> 00:11:15,424
‫یه مشتری قدیمی و دست‌ودل‌باز از بوستون
‫بهم نامه نوشته و خدماتم رو درخواست کرده.

132
00:11:15,425 --> 00:11:20,053
‫حتماً باید پیشنهاد جالبی بهتون داده
‫باشن که شما رو از اینجا بکشونه.

133
00:11:20,054 --> 00:11:23,098
‫اوم. سایلاس دریک مرد خیلی متقاعدکننده‌ایه.

134
00:11:23,099 --> 00:11:26,977
‫دریک؟
‫منظورتون، آم، غول کشتیرانی، دریکه؟

135
00:11:26,978 --> 00:11:28,937
‫اوه. شما... شما می‌شناسیدش؟

136
00:11:28,938 --> 00:11:31,607
‫فقط اسماً، متأسفانه.

137
00:11:31,608 --> 00:11:35,319
‫واقعاً نباید اینو بگم،
‫ولی دخترش، لوسیندا،

138
00:11:35,320 --> 00:11:38,947
‫برای یه تور سریع از
‫گالری‌های هنری تو لندن بوده.

139
00:11:38,948 --> 00:11:43,035
‫اون برای سفرهای اروپایی‌ش تو
‫کریسمس به یه همدم احتیاج داره.

140
00:11:43,036 --> 00:11:44,704
‫عاشق یکی دو تا مهمونی شبونه‌ست.

141
00:11:45,496 --> 00:11:50,626
‫خب، ح-حیفه که به این
‫زودی داره میره، مگه نه، پدر؟

142
00:11:50,627 --> 00:11:52,211
‫می‌تونستیم درِ گنجینه‌هامون رو باز کنیم.

143
00:11:55,798 --> 00:11:57,592
‫دوشیزه دریک تو لندنه.

144
00:11:58,676 --> 00:12:02,679
‫شاید بتونیم متقاعدش کنیم قبل از
‫رفتن بیاد اینجا تو خونه به ما سر بزنه.

145
00:12:02,680 --> 00:12:04,933
‫شاید یه مهمونی رقص کریسمس.

146
00:12:07,268 --> 00:12:11,564
‫از همین الان، شما سه نفر عضو
‫گروه کُرِ نوانخانه‌ی وایت‌چپل هستید.

147
00:12:12,315 --> 00:12:13,775
‫وِریتی تو شعرها کمکت می‌کنه.

148
00:12:14,817 --> 00:12:15,818
‫باشه.

149
00:12:16,819 --> 00:12:19,446
‫خب، این چطوری ما رو می‌بره
‫تو عمارت گرافتون؟

150
00:12:19,447 --> 00:12:21,573
‫خب،
‫سایلاس دریک به کارای خیریه‌ش معروفه.

151
00:12:21,574 --> 00:12:23,951
‫اون حامی گروه‌های کُر کلیسا تو کل بوستونه.

152
00:12:23,952 --> 00:12:27,704
‫پس برای اینکه لرد گرافتون هم روی خیرخواه
‫خودش رو نشون بده، یه گروه کُر رو دعوت می‌کنه

153
00:12:27,705 --> 00:12:32,125
‫از موجودات کمتر خوش‌شانس خدا،
‫اونم تو روزی که من اونجام.

154
00:12:32,126 --> 00:12:36,922
‫سوفی امروز داره زمینه چینی می‌کنه،
‫و این، خانوم‌ها، راه ورود شماست.

155
00:12:36,923 --> 00:12:38,841
‫من عمراً آواز بخونم.

156
00:12:40,426 --> 00:12:42,929
‫اگه بگم این کار بهت احتیاج داره،
‫مثل خروس عرعر هم می‌کنی، بل.

157
00:12:43,972 --> 00:12:45,056
‫سؤالی هست؟

158
00:12:47,934 --> 00:12:50,519
‫فقط حواستون باشه گند نزنید،
‫وگرنه دودمانتون رو به باد می‌دم.

159
00:12:50,520 --> 00:12:52,020
‫مری فکر می‌کرد این نقشه هوشمندانه‌ست.

160
00:12:52,021 --> 00:12:54,232
‫من در مورد مری حرف
‫نمی‌زنم. منظورم خودم بودم.

161
00:12:55,191 --> 00:12:57,318
‫دودمانتون رو به دست من به باد می‌دید.

162
00:12:58,486 --> 00:13:00,989
‫این دفعه دیگه گند نزن، آلیس.

163
00:13:07,328 --> 00:13:08,745
‫شما سه نفر کاملاً متوجه شدید؟

164
00:13:08,746 --> 00:13:09,831
‫- اوم.
‫- بله.

165
00:13:10,415 --> 00:13:13,333
‫خوبه. من میرم برامون یه کالسکه بگیرم.

166
00:13:13,334 --> 00:13:14,711
‫داریم میریم غرب.

167
00:13:15,461 --> 00:13:18,339
‫فکر کنم لوسیندا دریک برای لباس شبش
‫چندتا مروارید لازم داره.

168
00:13:24,012 --> 00:13:25,263
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

169
00:13:28,725 --> 00:13:32,854
‫دوشیزه لوسیندا دریک، شما رسماً
‫به یک مهمانی رقص در عمارت گرافتون دعوتید.

170
00:13:33,604 --> 00:13:35,022
‫عالیه.

171
00:13:37,942 --> 00:13:39,110
‫از مری خبری نشد؟

172
00:13:40,486 --> 00:13:41,487
‫اصلاً.

173
00:13:42,697 --> 00:13:43,823
‫می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟

174
00:13:45,199 --> 00:13:46,283
‫کون لقِ مری.

175
00:13:46,284 --> 00:13:49,620
‫گروه «چهل دزد» اون شب
‫با مادرش مُرد.

176
00:13:50,705 --> 00:13:53,374
‫تو دختر آینده‌نگری هستی، آلیس.
‫می‌دونی دارم حرف حساب می‌زنم.

177
00:13:54,459 --> 00:13:56,418
‫وفاداری تو این محله‌ها
‫خیلی به دردت می‌خوره.

178
00:13:56,419 --> 00:13:59,130
‫ولی جاه‌طلبی همه جای
‫دیگه بیشتر به کارت میاد.

179
00:14:02,383 --> 00:14:05,844
‫ببین، لازم نیست بعد از اینکه دزدی تموم شد
‫اینجا بمونیم.

180
00:14:05,845 --> 00:14:07,847
‫می‌تونیم همه چیز رو برداریم و بریم.

181
00:14:08,556 --> 00:14:12,643
‫نقاشی، سهم مری.
‫همش می‌تونه مال تو باشه.

182
00:14:14,562 --> 00:14:17,356
‫یه دنیای بزرگ اون بیرون هست که می‌تونیم
‫با این همه پول توش گم و گور بشیم.

183
00:14:20,359 --> 00:14:21,568
‫کجا بریم؟

184
00:14:21,569 --> 00:14:23,320
‫نیویورک.

185
00:14:23,321 --> 00:14:27,450
‫اونجا می‌تونی یه زن جاه‌طلب باشی.
‫چیزی که دنیا بهت نمیده رو خودت برداری.

186
00:14:34,248 --> 00:14:37,752
‫ببین، منم یه زمانی مثل تو عضو یه
‫گله گرگ بودم، آلیس، ولی از هم پاشید.

187
00:14:38,795 --> 00:14:40,545
‫تو این دنیا با آدمایی که
‫نگاهی که تو داری رو ندارن،

188
00:14:40,546 --> 00:14:42,340
‫بیشتر از یه جایی نمی‌تونی بری.

189
00:14:44,175 --> 00:14:46,511
‫نیویورک جای موندنه،

190
00:14:47,595 --> 00:14:52,308
‫و اگه اونقدر که من فکر می‌کنم باهوش باشی،
‫می‌تونه آینده‌ت باشه.

191
00:14:53,017 --> 00:14:55,520
‫مری داره غرق میشه. باهاش غرق نشو.

192
00:15:21,212 --> 00:15:25,258
‫این افتخار رو مدیون چی هستم که
‫الهه الهام‌بخش مورد علاقه‌م بهم سر زده؟

193
00:15:27,051 --> 00:15:28,052
‫تقریباً تموم نشده؟

194
00:15:31,097 --> 00:15:35,809
‫چیزی نمونده، دوشیزه کرین.
‫کمال خودش یه هنره.

195
00:15:35,810 --> 00:15:37,812
‫من کمال نمی‌خوام.
‫فقط می‌خوام تموم بشه.

196
00:15:41,440 --> 00:15:42,441
‫آیا...

197
00:15:44,235 --> 00:15:46,320
‫دلیل خاصی برای این عجله‌ی یهویی شما هست؟

198
00:15:48,573 --> 00:15:52,367
‫چی می‌بینی؟ وقتی داری می‌کشیش.

199
00:15:52,368 --> 00:15:56,414
‫من پالی کرین رو می‌بینم،
‫اون زیبای گردن‌قویی.

200
00:15:57,373 --> 00:15:58,708
‫من یه مدرک می‌بینم.

201
00:16:01,460 --> 00:16:02,587
‫مدرکی اینکه من اینجا بودم.

202
00:16:04,630 --> 00:16:05,631
‫مدرک اینکه واقعی بودم.

203
00:16:13,055 --> 00:16:14,307
‫این تنها چیزیه که واقعاً مهمه.

204
00:16:15,224 --> 00:16:19,477
‫خیلیا میگن چیزی که تو
‫زندگی برای دیگران هستی مهمه،

205
00:16:19,478 --> 00:16:23,524
‫و جاودانگی یه هدف پوچه.

206
00:16:25,067 --> 00:16:27,028
‫من هیچوقت نگفتم اونو می‌خوام.
‫من فقط مدرک می‌خوام.

207
00:16:29,113 --> 00:16:31,949
‫و این همون چیزیه که به دست میاری،
‫و قول میدم به زودی.

208
00:16:36,120 --> 00:16:40,790
‫من اخیراً یه آقایی به اسم مورتاغ
‫بهم سر زد،

209
00:16:40,791 --> 00:16:42,376
‫در مورد مدل‌هام می‌پرسید.

210
00:16:46,130 --> 00:16:47,215
‫دردسری تو راهه؟

211
00:16:47,924 --> 00:16:49,342
‫مطمئناً امیدوارم اینطور نباشه.

212
00:16:50,259 --> 00:16:54,429
‫من معمولاً در مورد
‫مسائل شخصی مدل‌هام سؤال نمی‌کنم.

213
00:16:54,430 --> 00:16:59,352
‫این ماجرا هر چی که هست،
‫امیدوارم زود حل و فصل بشه. سریع.

214
00:17:01,062 --> 00:17:02,063
‫مطمئنم میشه.

215
00:17:15,534 --> 00:17:18,245
‫- ممنونم. به زودی می‌بینمتون.
‫- خیلی ممنونم. باعث افتخار بود.

216
00:17:18,246 --> 00:17:19,872
‫ممنون. ممنون.

217
00:17:24,001 --> 00:17:25,460
‫لازم نبود برام کت و شلوار بخری.

218
00:17:25,461 --> 00:17:29,464
‫داشتم دنبال راهی می‌گشتم
‫که ازتون تشکر کنم، آقای مسکو.

219
00:17:29,465 --> 00:17:34,262
‫خب، باید صبر می‌کردی تا ببری.
‫معمولاً شرایط اینطوریه، هوم؟

220
00:17:35,179 --> 00:17:36,805
‫نه برای همچین چیزی.

221
00:17:36,806 --> 00:17:39,516
‫ببینید، من از تحقیقات
‫خانم دیویس در مورد

222
00:17:39,517 --> 00:17:41,185
‫مرگ باستر ویلیامز باخبر شدم.

223
00:17:42,853 --> 00:17:44,896
‫اینکه تقصیر شما نبوده.

224
00:17:44,897 --> 00:17:47,232
‫اینکه یه ضربه
‫از هر مرد دیگه‌ای هم اون رو می‌کشت.

225
00:17:47,233 --> 00:17:51,487
‫و به همین دلیله که من به سادگی باید از
‫طرف شما با این محرومیت ناعادلانه می‌جنگیدم.

226
00:17:52,071 --> 00:17:53,072
‫شما چیکار کردید؟

227
00:17:54,198 --> 00:17:58,619
‫خوشحالم بهتون اطلاع بدم که محرومیت شما
‫از رینگ‌های وست اِند برداشته شده.

228
00:17:59,412 --> 00:18:01,539
‫حالا می‌تونید سرتون رو بالا بگیرید،
‫دوست من.

229
00:18:02,290 --> 00:18:04,166
‫این مبارزه شما رو به جایی که بهش تعلق دارید
‫برمی‌گردونه.

230
00:18:15,094 --> 00:18:17,972
‫همینه، بچه‌ها.
‫همینه. دستاتون رو بالا نگه دارید.

231
00:18:18,848 --> 00:18:20,473
‫آره، به حرکت ادامه بدید. یالا.

232
00:18:20,474 --> 00:18:21,934
‫رو نوک پاتون باشید. رو نوک پاتون.

233
00:18:24,270 --> 00:18:25,563
‫می‌تونم بشینم؟

234
00:18:28,190 --> 00:18:31,152
‫بوی ویسکی نمیدی،
‫پس فکر کنم در حال حاضر مست نیستی؟

235
00:18:34,030 --> 00:18:35,406
‫خبر مادرت رو شنیدم.

236
00:18:39,493 --> 00:18:40,661
‫می‌دونم چه حسی داری.

237
00:18:42,747 --> 00:18:44,540
‫تو خیلی خوب منو می‌شناسی، نه؟

238
00:18:45,124 --> 00:18:47,376
‫بهتر از خیلیا.

239
00:18:51,630 --> 00:18:53,174
‫خب، تو منو دوباره سر پا کردی.

240
00:18:55,801 --> 00:18:58,095
‫پس اگه کاری هست که الان بتونم
‫برات انجام بدم،

241
00:18:59,722 --> 00:19:01,098
‫فقط لب تر کن.

242
00:19:02,641 --> 00:19:04,852
‫یه عده‌ای دنبالم هستن، شوگر.

243
00:19:06,854 --> 00:19:08,481
‫آدمای قدرتمند.

244
00:19:09,523 --> 00:19:12,234
‫اصلاً نمی‌دونم چطوری،
‫ولی دارن بهم نزدیک میشن.

245
00:19:13,652 --> 00:19:14,653
‫آفتابی نشو.

246
00:19:16,572 --> 00:19:17,990
‫برو به «الفنت اند کسل».

247
00:19:21,327 --> 00:19:22,411
‫مادرت رو ببین.

248
00:19:24,330 --> 00:19:25,706
‫عزاداری کن.

249
00:19:26,665 --> 00:19:29,919
‫قدم‌های بعدیت رو مشخص کن.
‫من حواسم بهت هست.

250
00:19:31,670 --> 00:19:32,671
‫ممنون.

251
00:20:33,149 --> 00:20:38,154
‫خب... خوشتیپ شدی، داداش.
‫جدی میگی؟

252
00:20:47,663 --> 00:20:49,290
‫لازم نیست چیزی بگی.

253
00:20:51,375 --> 00:20:52,668
‫خودم می‌دونم خوشتیپ شدم.

254
00:21:28,037 --> 00:21:29,246
‫خیلی خوبه که دوباره می‌بینمت.

255
00:21:30,998 --> 00:21:33,333
‫آقای مسکو، قربان،
‫خیلی از دیدنتون خوشوقتم.

256
00:21:33,334 --> 00:21:35,418
‫آم، ما در مورد اون محرومیت وحشتناک شنیدیم.

257
00:21:35,419 --> 00:21:36,878
‫حالا که برداشته شده دوباره بوکس
‫می‌کنید؟

258
00:21:36,879 --> 00:21:37,962
‫خیلی ناعادلانه بود.

259
00:21:42,218 --> 00:21:45,678
‫و... و خیلی ماهرانه‌تر
‫از آدمایی که الان هستن.

260
00:21:45,679 --> 00:21:47,889
‫- آقای مسکو.
‫- بله.

261
00:21:47,890 --> 00:21:50,683
‫آقای مسکو،
‫ازم خواستن فوراً شما رو بیارم.

262
00:21:50,684 --> 00:21:51,893
‫چرا؟ چی شده؟

263
00:21:51,894 --> 00:21:55,856
‫شاهزاده‌ست، قربان. به کمکتون احتیاج داره.

264
00:21:57,024 --> 00:21:58,025
‫باشه، آره. برو.

265
00:22:06,700 --> 00:22:07,742
‫چی شده؟

266
00:22:07,743 --> 00:22:10,537
‫فقط استرس و یه کم زیادی شجاعت هلندی.
‫(نوشیدن الکل برای جرئت)

267
00:22:10,538 --> 00:22:13,081
‫میشه به شاهزاده چند کلمه
‫دلگرمی بدید؟

268
00:22:13,082 --> 00:22:16,668
‫ما برای این کارا وقت نداریم.
‫مبارزه ۲۰ دقیقه دیگه شروع میشه.

269
00:22:16,669 --> 00:22:19,213
‫اون اولین کسی نیست
‫که دنبال جرئت تو یه بطری می‌گرده.

270
00:22:20,172 --> 00:22:22,465
‫دکتر رندل سراغتون رو می‌گیره.

271
00:22:22,466 --> 00:22:24,842
‫- بله، فقط بهش بگید الان میام.
‫- یه حوله‌ی دیگه.

272
00:22:24,843 --> 00:22:26,554
‫- البته، والاحضرت.
‫- دکتر رندل؟

273
00:22:27,888 --> 00:22:30,057
‫بله، هنوز رسمی نیست ولی...

274
00:22:31,642 --> 00:22:33,561
‫دکتر رندل گزینه‌ی خوبیه، مرد مناسبی.

275
00:22:34,562 --> 00:22:35,813
‫آها، فهمیدم.

276
00:22:36,647 --> 00:22:38,566
‫اشکالی نداره، قربان.

277
00:22:39,817 --> 00:22:40,985
‫آلبرت،

278
00:22:41,735 --> 00:22:44,362
‫تو برای این مبارزه خیلی ریسک کردی.

279
00:22:44,363 --> 00:22:47,407
‫- نذار همش دود بشه بره هوا.
‫- اینقدر غر نزن، میشه؟

280
00:22:47,408 --> 00:22:48,992
‫نگران شاهزاده نباش.
‫من حواسم بهش هست.

281
00:22:48,993 --> 00:22:50,869
‫باشه.

282
00:22:51,620 --> 00:22:55,873
‫موفق باشید، والاحضرت.
‫یادتون باشه همه‌ی اینا برای چیه.

283
00:22:55,874 --> 00:22:58,418
‫- آقای مسکو به شما تکیه کرده.
‫- آره.

284
00:23:01,088 --> 00:23:02,590
‫موفق باشی.

285
00:23:04,341 --> 00:23:06,843
‫هارولد.

286
00:23:06,844 --> 00:23:09,763
‫تو قرار نیست این مبارزه رو
‫بدون وارد شدن به رینگ ببازی.

287
00:23:13,309 --> 00:23:18,688
‫و امشب اولین حضورش در رینگ رو تجربه می‌کنه،
‫فارغ‌التحصیل کالج ترینیتی، کمبریج.

288
00:23:18,689 --> 00:23:22,150
‫لطفاً از جیمز اید، ارل
‫لنگلی‌بری، استقبال کنید.

289
00:23:23,444 --> 00:23:26,696
‫و امشب اولین حضورش در رینگ رو تجربه می‌کنه،

290
00:23:26,697 --> 00:23:32,327
‫والاحضرت
‫و نفر دوم در صف سلطنت،

291
00:23:32,328 --> 00:23:35,663
‫شاهزاده آلبرت ویکتور از ولز!

292
00:23:48,427 --> 00:23:50,511
‫- خوبی؟ ریلکس باش. اوم-هوم.
‫- اوم-هوم.

293
00:23:50,512 --> 00:23:52,097
‫ثانیه‌ها تموم.

294
00:23:56,352 --> 00:23:58,854
‫آقایون،
‫لطفاً به خط شروع بیاید.

295
00:23:59,438 --> 00:24:00,813
‫اگه می‌خواید می‌تونید
‫دستکش‌ها رو به هم بزنید.

296
00:24:00,814 --> 00:24:02,940
‫اوه! خب پس.

297
00:24:02,941 --> 00:24:04,401
‫مبارزه!

298
00:24:19,667 --> 00:24:21,251
‫باشه.

299
00:24:22,211 --> 00:24:25,046
‫اگه این قراره نسل بعدی
‫سلطنت بریتانیا باشه،

300
00:24:25,047 --> 00:24:27,632
‫باید عقیمت کنن
‫تا جلوی ننگ بیشتر رو بگیرن.

301
00:24:27,633 --> 00:24:28,716
‫هی، هی!

302
00:24:28,717 --> 00:24:30,552
‫پایان رانده،
‫دعوا نکنید، بچه‌ها.

303
00:24:32,179 --> 00:24:33,430
‫برگردید به گوشه‌هاتون.

304
00:24:35,391 --> 00:24:40,269
‫تمرکز کن، آلبرت. اون قلدر تو نیست،
‫اون فقط حریفته، هوم؟

305
00:24:40,270 --> 00:24:43,524
‫حالا، راند بعد اعتماد به نفسش
‫بالاست.

306
00:24:44,400 --> 00:24:45,566
‫از همین علیه‌ش استفاده کن.

307
00:24:45,567 --> 00:24:46,652
‫- باشه.
‫- ...راند دو.

308
00:24:47,444 --> 00:24:48,778
‫آماده‌ای؟

309
00:24:56,161 --> 00:24:58,038
‫کنترل، کنترل.

310
00:25:03,877 --> 00:25:04,962
‫از طناب‌ها فاصله بگیر.

311
00:25:06,505 --> 00:25:07,923
‫هی! هی، هی، هی!

312
00:25:16,598 --> 00:25:18,559
‫- جدا شید! برو به گوشه‌ت!
‫- خوبه.

313
00:25:22,521 --> 00:25:23,688
‫- خوبی؟
‫- آره.

314
00:25:23,689 --> 00:25:24,940
‫تو هم همون چیزی رو می‌بینی که من می‌بینم؟

315
00:25:25,566 --> 00:25:27,317
‫- گاردت رو بالا نگه دار.
‫- اوم.

316
00:25:27,943 --> 00:25:29,445
‫- پس، می‌دونی باید چیکار کنی؟
‫- اوم-هوم.

317
00:25:30,320 --> 00:25:31,612
‫خیلی خب.

318
00:25:31,613 --> 00:25:33,073
‫ثانیه‌ها تموم.

319
00:25:39,913 --> 00:25:41,915
‫با پای راستت برو جلو، آقا.

320
00:25:43,876 --> 00:25:46,920
‫یالا، آقا!

321
00:25:51,300 --> 00:25:52,551
‫آره.

322
00:25:57,639 --> 00:25:59,683
‫با یه هوک دیگه بزنش.
‫همینه، جیمز.

323
00:26:01,143 --> 00:26:03,270
‫پسر خوب، همینه. ادامه بده، یالا!

324
00:26:03,854 --> 00:26:05,521
‫داری چیکار می‌کنی؟ اوه، جیمز!

325
00:26:05,522 --> 00:26:06,899
‫آره!

326
00:26:08,066 --> 00:26:10,486
‫همینه! همینه!

327
00:26:11,445 --> 00:26:12,445
‫آره!

328
00:26:12,446 --> 00:26:17,950
‫یک، دو، سه، چهار، پنج!

329
00:26:17,951 --> 00:26:19,036
‫نه!

330
00:26:19,536 --> 00:26:20,537
‫آره!

331
00:26:22,331 --> 00:26:23,582
‫آره!

332
00:26:26,084 --> 00:26:29,963
‫والاحضرت،
‫موفق شد، خانوم‌ها و آقایون!

333
00:26:31,465 --> 00:26:33,258
‫والاحضرت!

334
00:28:11,231 --> 00:28:13,525
‫خب، این چیزیه که در ازاش به دست آوردی؟

335
00:28:18,405 --> 00:28:20,991
‫این همه سال ملکه بودن
‫و این چیزیه که برات مونده.

336
00:28:50,103 --> 00:28:51,772
‫خوب بخوابی، مامان.

337
00:29:39,027 --> 00:29:40,529
‫فکر کردی متوجهت نشدم؟

338
00:30:23,447 --> 00:30:25,949
‫باید بریم.

339
00:30:27,784 --> 00:30:28,785
‫برو!

340
00:30:31,913 --> 00:30:33,915
‫- مثل یه شرط‌بندی، می‌دونی؟
‫- آره.

341
00:30:48,388 --> 00:30:51,224
‫شما، آقا،
‫از وقتی رسیدم دارید منو نگاه می‌کنید.

342
00:30:52,434 --> 00:30:53,435
‫شما کی هستید؟

343
00:30:55,270 --> 00:30:59,191
‫ناتانیل واشنگتن.
‫خوشحالم که بالاخره می‌بینمتون، آقای مسکو.

344
00:31:03,945 --> 00:31:07,990
‫مردی از جامائیکا
‫که بوکس بریتانیا رو زیر و رو کرد.

345
00:31:07,991 --> 00:31:11,077
‫آدمایی مثل شما...
‫...الهام‌بخش انقلاب‌ها هستن.

346
00:31:11,078 --> 00:31:12,871
‫چی می‌خواید، آقای واشنگتن؟

347
00:31:15,540 --> 00:31:17,959
‫که بهتون یادآوری کنم
‫چطور از این دنیا طردتون کردن.

348
00:31:19,252 --> 00:31:20,545
‫اون محرومیت یه جوک بود.

349
00:31:21,213 --> 00:31:23,715
‫همه تو نیویورک می‌دونستن
‫که جری ناکس یه کلاهبرداره،

350
00:31:24,549 --> 00:31:26,551
‫ولی خبر از اونور آب
‫به این سرعت‌ها نمی‌رسه.

351
00:31:28,929 --> 00:31:32,974
‫تا امشب، ببین،
‫شنیدم مردا بهت میگن قاتل...

352
00:31:33,934 --> 00:31:35,060
‫به عنوان تعریف...

353
00:31:36,394 --> 00:31:37,979
‫به عنوان توهین.

354
00:31:39,523 --> 00:31:42,400
‫اینا اون آدمایی نیستن که باید
‫بوکست رو باهاشون از سر بگیری، برادر.

355
00:31:47,280 --> 00:31:48,365
‫و شما هستید؟

356
00:31:49,741 --> 00:31:50,742
‫ببین...

357
00:31:54,329 --> 00:31:58,082
‫من چندتا مبارزه‌ی نمایشی ردیف کردم
‫تا وقتی اینجام

358
00:31:58,083 --> 00:32:01,377
‫که خیلی دوست دارم شما
‫هم جزوشون باشید، خب؟

359
00:32:01,378 --> 00:32:05,215
‫بدون گرفتاری، بدون قضاوت،
‫بدون پسرای پولدار قرتی.

360
00:32:06,049 --> 00:32:11,596
‫با من بیای تو رینگ،
‫همه چیز دوباره خالص میشه، فقط ورزش.

361
00:32:15,892 --> 00:32:17,769
‫الان جواب نمی‌خوام، خب؟

362
00:32:19,312 --> 00:32:20,313
‫بهش فکر کن.

363
00:32:31,825 --> 00:32:35,328
‫خبر جین رو شنیدم،
‫برای همین می‌دونستم کجا پیدات کنم.

364
00:32:37,330 --> 00:32:40,167
‫فقط کاش زودتر اونجا بودم.

365
00:32:41,918 --> 00:32:44,129
‫وقتی باید می‌بودی، بودی،
‫فقط همین مهمه.

366
00:32:47,340 --> 00:32:49,467
‫نگاه کردن به اون مثل
‫نگاه کردن به آینده بود.

367
00:32:52,137 --> 00:32:55,098
‫اون برای امپراتوریش خیلی زحمت کشید،
‫و برای چی؟

368
00:32:58,143 --> 00:32:59,519
‫چندتا گل کوفتی...

369
00:33:01,605 --> 00:33:03,190
‫یه تخت سرد، خونه‌ی خالی.

370
00:33:03,815 --> 00:33:07,527
‫مری، منو نگاه کن. منو نگاه کن.

371
00:33:09,487 --> 00:33:11,865
‫تو مادر خودت نیستی.

372
00:33:13,158 --> 00:33:14,701
‫تو می‌دونی عشق چیه.

373
00:33:16,786 --> 00:33:17,829
‫نه.

374
00:33:20,624 --> 00:33:22,249
‫من باید برم.

375
00:33:22,250 --> 00:33:24,460
‫اونطور که به نظر میاد، دخترای
‫کارخونه‌ت بیشتر از من بهت احتیاج دارن.

376
00:33:24,461 --> 00:33:28,214
‫با آدمایی مثل اونا که دنبالتن، تو...
‫...تو تنها امن نیستی.

377
00:33:28,215 --> 00:33:32,719
‫آه، من محافظ نمی‌خوام، فقط یه
‫پیک کوفتی دیگه می‌خوام، و حقیقت رو.

378
00:33:33,803 --> 00:33:35,137
‫اونا شبیه آدمای «الفنت» نبودن.

379
00:33:35,138 --> 00:33:37,015
‫چون نبودن، الایزا.

380
00:33:39,059 --> 00:33:41,394
‫من قبلاً آدمایی مثل اونا رو دیدم
‫و می‌دونم کی فرستادتشون.

381
00:33:43,730 --> 00:33:44,731
‫مری.

382
00:33:55,867 --> 00:33:56,868
‫شوگر!

383
00:33:59,037 --> 00:34:00,705
‫چیکار کردی؟

384
00:34:02,499 --> 00:34:05,585
‫همه‌ی این حرفا که برو عزاداری
‫کن، مادرت رو ببین، همش یه تله بود؟

385
00:34:06,628 --> 00:34:07,836
‫چی شده؟

386
00:34:07,837 --> 00:34:10,297
‫دو تا مرد امشب سعی کردن منو بکشن، شوگر،
‫تو خونه‌ی مادرم

387
00:34:10,298 --> 00:34:12,675
‫و تنها کسی که از رفت‌وآمدهای من
‫خبر داشت تو بودی.

388
00:34:12,676 --> 00:34:14,844
‫پس، با کدوم خری حرف زدی؟

389
00:34:18,265 --> 00:34:21,184
‫با کدوم خری حرف زدی،
‫شوگر؟

390
00:34:23,019 --> 00:34:24,019
‫مورتاغ.

391
00:34:24,020 --> 00:34:26,481
‫تو با یه آدمی مثل اون
‫چه گوهی می‌خوری؟

392
00:34:27,899 --> 00:34:29,317
‫اون جفتمون رو به کشتن میده.

393
00:34:31,194 --> 00:34:33,696
‫چند وقته داری
‫بهش اطلاعات میدی؟

394
00:34:33,697 --> 00:34:37,784
‫چون که... کیر توش. برای همینه
‫که این همه سؤال می‌پرسیدی.

395
00:34:38,368 --> 00:34:40,911
‫اوه، کیر بهش.
‫دزدی، اون در موردش می‌دونه؟

396
00:34:40,912 --> 00:34:42,538
‫چند وقته آدم
‫گذاشته دنبالم، شوگر؟

397
00:34:42,539 --> 00:34:43,789
‫نمی‌دونم.

398
00:34:43,790 --> 00:34:46,500
‫نمی‌دونی... تو نمی‌دونی چیکار کردی!

399
00:34:46,501 --> 00:34:49,211
‫اون منو تهدید کرد.

400
00:34:49,212 --> 00:34:54,342
‫گفت باید در مورد تو بهش اطلاعات بدم،
‫و اگه بهشون ندم، اونوقت...

401
00:34:56,261 --> 00:34:59,097
‫تریکل رو دار می‌زنن. هیچ چاره‌ای نداشتم.

402
00:34:59,639 --> 00:35:02,267
‫ولی من امشب برات تله نذاشتم، و من...

403
00:35:03,226 --> 00:35:04,936
‫من فکر نمی‌کردم سعی کنن بکشنت.

404
00:35:08,023 --> 00:35:09,190
‫چرا باید تو باشی؟

405
00:35:13,403 --> 00:35:16,072
‫من... من بهت اعتماد داشتم.

406
00:35:17,574 --> 00:35:18,574
‫درستش می‌کنم.

407
00:35:18,575 --> 00:35:19,659
‫نه.

408
00:35:20,201 --> 00:35:23,872
‫نه، تو... تو فقط ازم دور بمون.
‫کصکش عوضی.

409
00:35:30,378 --> 00:35:31,920
‫می‌تونستم مشت‌ها رو ببینم که دارن میان،

410
00:35:31,921 --> 00:35:34,006
‫جاخالی دادم
‫و ضربه‌ی نهایی رو زدم.

411
00:35:34,007 --> 00:35:35,758
‫- حریفتم، اِدی.
‫- خب، پس بیا جلو، چارلز.

412
00:35:39,054 --> 00:35:40,096
‫مبارزه‌ی فوق‌العاده‌ای بود، اِدی.

413
00:35:40,638 --> 00:35:41,639
‫داری میری؟

414
00:35:42,265 --> 00:35:43,516
‫آقای مسکو!

415
00:35:44,225 --> 00:35:46,143
‫حتماً خیلی به اِدی افتخار می‌کنید. بفرمایید.

416
00:35:46,144 --> 00:35:47,228
‫از دیدنتون خوشوقتم.

417
00:35:47,729 --> 00:35:50,398
‫بله، بله. باشه، بچه‌ها،
‫اون مرد بیچاره رو تنها بذارید.

418
00:35:55,070 --> 00:35:56,488
‫حالا، شما پیروزیتون رو به دست آوردید.

419
00:35:57,655 --> 00:35:59,282
‫امیدوارم قولی که به
‫من دادید رو یادتون باشه.

420
00:36:00,909 --> 00:36:03,370
‫خب، مرد حسابی، البته!

421
00:36:03,912 --> 00:36:06,331
‫به زودی یکی باهاتون تماس می‌گیره.

422
00:36:07,999 --> 00:36:09,542
‫چیزایی که یاد گرفتی رو فراموش نکن.

423
00:36:11,461 --> 00:36:12,462
‫هرگز.

424
00:36:15,799 --> 00:36:17,384
‫مراقب خودتون باشید، آقای مسکو.

425
00:36:19,803 --> 00:36:22,138
‫خب اینم از این، اینم از قهرمان امشب!

426
00:36:23,640 --> 00:36:25,308
‫- کنار کالسکه می‌بینمت.
‫- ممنون.

427
00:36:28,103 --> 00:36:30,939
‫تبریک میگم.

428
00:36:32,524 --> 00:36:34,359
‫آره، این تو بودی که بهش ایمان داشتی.

429
00:36:35,777 --> 00:36:38,279
‫نامه می‌نویسی، مگه نه؟

430
00:36:41,616 --> 00:36:42,617
‫البته.

431
00:36:47,205 --> 00:36:48,206
‫دوستش داری؟

432
00:36:50,166 --> 00:36:51,167
‫این مرد رو.

433
00:36:55,839 --> 00:36:58,842
‫تو دنیای من، لازم نیست کسی رو
‫دوست داشته باشی تا باهاش ازدواج کنی.

434
00:37:02,053 --> 00:37:05,140
‫می‌خوام ازتون تشکر کنم، خانم دیویس...

435
00:37:06,975 --> 00:37:09,060
‫که هدفم رو بهم یادآوری کردید.

436
00:37:11,104 --> 00:37:14,732
‫ممنونم که بهم یادآوری کردی
‫منم هنوز هدف خودم رو دارم.

437
00:37:16,401 --> 00:37:21,072
‫تو الان زمینت رو داری، ولی یادت نره
‫قلبت کجاست، حزقیا.

438
00:37:21,656 --> 00:37:23,908
‫ویکتوریا.

439
00:37:46,639 --> 00:37:47,640
‫چیکار می‌کنی؟

440
00:37:49,976 --> 00:37:50,977
‫شوگر.

441
00:37:56,274 --> 00:37:57,650
‫ریدم، تریکل.

442
00:37:58,985 --> 00:38:00,820
‫چرا؟ چی شده؟

443
00:38:03,323 --> 00:38:05,033
‫مری امشب نزدیک بود کشته بشه.

444
00:38:08,077 --> 00:38:09,078
‫همش تقصیر من بود.

445
00:38:10,955 --> 00:38:11,956
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

446
00:38:13,458 --> 00:38:14,625
‫منظور کوفتیت چیه؟

447
00:38:14,626 --> 00:38:19,796
‫منظورم اینه که، من بین تو و اون
‫یه انتخاب داشتم،

448
00:38:19,797 --> 00:38:21,131
‫و من تو رو انتخاب کردم.

449
00:38:21,132 --> 00:38:24,802
‫حالا، من گزارش‌های پلیس
‫در مورد جسد پیدا شده کنار رودخونه رو دیدم.

450
00:38:26,012 --> 00:38:27,889
‫پس می‌خوام بدونم...

451
00:38:29,182 --> 00:38:31,976
‫تو اون زن رو کشتی؟

452
00:38:34,270 --> 00:38:38,775
‫می‌دونی چقدر سخته
‫که حتی یادم بیاد امروز چندمه؟

453
00:38:40,401 --> 00:38:43,321
‫اینجا جهنم تاریکیه، شوگر، و...

454
00:38:45,448 --> 00:38:46,616
‫یادم نمیاد.

455
00:38:51,788 --> 00:38:54,958
‫من... من نمی‌تونم.

456
00:38:57,126 --> 00:39:00,129
‫ولی می‌دونم چه جور آدمی هستم، و...

457
00:39:01,673 --> 00:39:03,091
‫شوگر، من نمی‌تونستم...

458
00:39:05,385 --> 00:39:06,678
‫من هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم.

459
00:39:16,229 --> 00:39:19,232
‫الان، ما در خطر هستیم،

460
00:39:20,358 --> 00:39:22,485
‫و نمی‌تونیم همدیگه رو زیر سؤال ببریم.

461
00:39:28,324 --> 00:39:30,034
‫خواستی منو ببینی، شوگر.

462
00:39:36,457 --> 00:39:37,542
‫آقای لائو.

463
00:39:43,631 --> 00:39:45,133
‫- یه نوشیدنی براش بیار.
‫- آره.

464
00:40:19,709 --> 00:40:21,878
‫- مری، مری، چه بلایی سرت اومده؟
‫- من باید برم.

465
00:40:22,587 --> 00:40:23,837
‫کی این کارو کرد؟

466
00:40:23,838 --> 00:40:24,964
‫این...

467
00:40:25,715 --> 00:40:28,508
‫به تو مربوط نیست، هِز.
‫این تقصیر شوگره.

468
00:40:28,509 --> 00:40:30,595
‫- شوگر.
‫- وایسا. مهم نیست.

469
00:40:32,430 --> 00:40:34,098
‫خب، برنامه‌ت چیه بری کجا؟

470
00:40:37,310 --> 00:40:39,520
‫من... نمی‌دونم چطور این کار رو می‌کنی.

471
00:40:40,438 --> 00:40:42,231
‫- چی کار رو؟
‫- اهمیت دادن.

472
00:40:46,235 --> 00:40:47,904
‫بعد از همه چیزهایی که اتفاق افتاد.

473
00:40:51,824 --> 00:40:54,868
‫یاد گرفتم وقتی به کسی که بهش اعتماد
‫می‌کنی، ناامیدت می‌کنه چه حسی داره،

474
00:40:54,869 --> 00:40:56,954
‫و نمی‌دونم هنوز تو وجودم هست
‫که بتونم ببخشم یا نه.

475
00:40:59,624 --> 00:41:02,919
‫و من... من می‌دونم
‫احتمالاً تو هم نمی‌تونی، ولی...

476
00:41:05,463 --> 00:41:07,256
‫من خیلی متأسفم...

477
00:41:08,633 --> 00:41:09,967
‫برای الک.

478
00:41:12,345 --> 00:41:13,763
‫چون تقصیر من بود.

479
00:41:18,059 --> 00:41:22,897
‫من... من فقط زیادی...
‫زیادی ترسیده بودم که حقیقت رو بهت بگم.

480
00:41:25,983 --> 00:41:28,152
‫الک داره استراحت می‌کنه، مری.

481
00:41:30,113 --> 00:41:31,656
‫باید بذاریم استراحت کنه.

482
00:41:41,582 --> 00:41:43,042
‫من در مورد مادرت شنیدم.

483
00:41:45,545 --> 00:41:46,838
‫واقعاً متأسفم برای اون.

484
00:41:50,675 --> 00:41:54,554
‫درک می‌کنم که ممکنه چه حسی داشته باشی.

485
00:42:00,476 --> 00:42:01,811
‫فقط می‌خوام بدونی که اینو می‌دونم.

486
00:42:06,941 --> 00:42:08,776
‫هردوتون اینجایید. خوبه.

487
00:42:09,569 --> 00:42:10,570
‫چی می‌خوای، توماس؟

488
00:42:11,320 --> 00:42:13,029
‫شوگر می‌خواد با دوتون صحبت کنه.

489
00:42:13,030 --> 00:42:14,281
‫کیرم توش!

490
00:42:14,282 --> 00:42:15,908
‫اون یه پیشنهاد براتون داره.

491
00:42:16,868 --> 00:42:18,536
‫حداقل باید حرفش رو بشنوید.

492
00:42:38,848 --> 00:42:40,141
‫چی؟

493
00:42:44,771 --> 00:42:47,356
‫احتمالاً دارید فکر می‌کنید
‫چرا همه‌تون رو اینجا جمع کردم.

494
00:42:49,817 --> 00:42:54,947
‫من می‌دونم بعضی‌هاتون
‫ممکنه آرزوی مرگ من رو داشته باشید،

495
00:42:56,365 --> 00:42:57,658
‫و منم سرزنش‌تون نمی‌کنم.

496
00:43:00,119 --> 00:43:01,579
‫ولی ما یه دشمن مشترک داریم.

497
00:43:06,417 --> 00:43:08,211
‫به همین دلیله که امشب
‫شما رو اینجا جمع کردم.

498
00:43:11,672 --> 00:43:13,299
‫و اینطور شد که اونا جمع شدن.

499
00:43:14,050 --> 00:43:18,262
‫نقشه کشیدن، توطئه کردن، برنامه ریختن.

500
00:43:20,056 --> 00:43:23,559
‫با قلب‌های سیاه و روح‌های سیاه‌تر.

501
00:43:26,771 --> 00:43:28,606
‫شوگر گودسون

502
00:43:29,315 --> 00:43:31,776
‫و دسته‌ی مرده‌خوارش.

503
00:43:33,000 --> 00:43:36,000
Amir Luminox ترجمه از

504
00:43:36,030 --> 00:43:41,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

505
00:43:41,030 --> 00:43:51,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top