1
00:00:22,242 --> 00:00:24,782
"توماس ادوارد برنت"
تاریخ فوت: 22ام آوریل 1915
سن: 18 سال

2
00:00:31,000 --> 00:00:42,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

3
00:01:10,677 --> 00:01:11,760
اون‫ زنده‌ست

4
00:01:12,879 --> 00:01:15,883
‫جیمی! جیمی، فکر کردم مُردی

5
00:01:15,908 --> 00:01:17,953
‫کی این بلارو سرت آورد؟ کی بهت شلیک کرد؟

6
00:01:17,978 --> 00:01:19,661
‫با اجازه‌تون، لیدی آیلین

7
00:01:19,686 --> 00:01:20,780
‫ممنون

8
00:01:22,600 --> 00:01:24,567
‫گرفتیش؟
‫‫کیو آقا؟

9
00:01:25,733 --> 00:01:27,016
‫اون مردِ نقاب‌دار رو

10
00:01:27,040 --> 00:01:28,238
‫نقاب‌دار؟

11
00:01:28,523 --> 00:01:30,939
‫یه صدایی شنیدم و اومدم پایین

12
00:01:30,964 --> 00:01:33,405
‫دیدم داره سعی می‌کنه از پنجره فرار کنه

13
00:01:33,733 --> 00:01:35,839
‫یارو مثل اسب زور داشت

14
00:01:36,360 --> 00:01:37,697
‫دکتر ماتیپ کجاست؟

15
00:01:40,040 --> 00:01:42,200
‫ظاهراً هنوز نیومده پایین

16
00:01:44,689 --> 00:01:47,067
‫لیدی آیلین، صبرکن، وایسا!

17
00:01:54,625 --> 00:01:55,696
‫تموم کرده؟

18
00:01:55,720 --> 00:01:56,760
‫نه

19
00:01:59,204 --> 00:02:00,432
...بیشتر

20
00:02:01,047 --> 00:02:03,855
‫یه بیهوشی خفیفه تا ضربه‌ای که از پا درش بیاره

21
00:02:04,962 --> 00:02:07,019
‫ همون داروی خواب‌آوریه که جری رو به کشتن داد

22
00:02:07,044 --> 00:02:08,044
هوم؟

23
00:02:08,360 --> 00:02:10,175
‫همونی که لیدی کوت داد به امیلی

24
00:02:11,594 --> 00:02:12,641
‫متوجه نیستین؟

25
00:02:13,561 --> 00:02:15,921
‫یه مسمومیت دیگه و یه سوءقصد به قتل

26
00:02:17,080 --> 00:02:19,883
مشخص نیست چه اتفاقی داره می‌افته؟
‫‫نه، مشخص نیست

27
00:02:20,312 --> 00:02:23,296
‫به نظر من یه سری چیزا
اونجوری که به نظر می‌رسن نیستن

28
00:02:23,320 --> 00:02:25,613
...‫و یه سری چیزای دیگه

29
00:02:26,530 --> 00:02:28,440
‫دقیقاً همونجوری‌ان که به نظر می‌رسن

30
00:02:29,040 --> 00:02:30,619
‫خب این کوفتی یعنی چی؟

31
00:02:30,644 --> 00:02:32,604
‫وسایل دکتر ماتیپ

32
00:02:34,080 --> 00:02:35,426
‫همه‌ش رو دزدیدن

33
00:02:37,000 --> 00:02:43,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی:
@talafilm_top
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »

34
00:02:44,000 --> 00:02:47,000
:: ترجمه از     سعید پردیس ::

35
00:02:48,680 --> 00:02:51,733
‫خانم‌ها و آقایون، تمام ساختمون تحت کنترله

36
00:02:52,161 --> 00:02:55,537
‫هیچ‌کس حق نداره
بدون اجازه من از اینجا خارج بشه

37
00:02:55,562 --> 00:02:59,735
‫دکتر به وضعیت آقای تسیجر رسیدگی کرده
و الان هم بالا سرِ دکتر ماتیپه

38
00:02:59,760 --> 00:03:02,445
‫بتل، نباید بذاری اوضاع همین‌جوری بمونه

39
00:03:02,960 --> 00:03:07,136
‫من به دکتر ماتیپ اطمینان دادم
که این عمارت، امن‌ترین خراب‌شده‌ روی زمینه

40
00:03:07,160 --> 00:03:09,795
‫نخست‌وزیر اگه بفهمه، پوستم رو قلفتی می‌کنه

41
00:03:09,820 --> 00:03:10,976
‫یه غلطی بکن

42
00:03:11,000 --> 00:03:12,696
‫کردم، آقای لوماکس

43
00:03:12,720 --> 00:03:15,256
‫آدم‌هام یه اوباش رو
که سعی می‌کرد بیاد تو، گرفتن

44
00:03:15,280 --> 00:03:17,272
‫بچه‌ها، بیاریدش تو
‫‫چشم قربان

45
00:03:24,560 --> 00:03:25,960
‫لورین؟
‫‫لورین؟

46
00:03:26,720 --> 00:03:29,336
‫سلام جیمی فکر کنم یه کم حماقت کردم

47
00:03:29,360 --> 00:03:30,576
‫این خانم رو می‌شناسی؟

48
00:03:30,600 --> 00:03:32,871
‫هر دوتامون می‌شناسیمش
‫‫به‌خاطر جیمی اومدم اینجا

49
00:03:33,640 --> 00:03:36,511
‫از وقتی جری مُرد
تو تنها کسی بودی که بهم محبت کردی

50
00:03:37,899 --> 00:03:39,481
‫فکر کردم ممکنه تو خطر باشی

51
00:03:40,505 --> 00:03:41,699
نتونستم جلوی خودمو بگیرم

52
00:03:41,724 --> 00:03:43,256
‫لورین، اصلاً روحمم خبر نداشت

53
00:03:43,280 --> 00:03:45,896
‫ببخشید جسارتاً، بدنش رو گشتین؟

54
00:03:45,920 --> 00:03:47,631
‫بله قربان چیزی همراهش نیست

55
00:03:47,656 --> 00:03:49,912
‫مثلاً قراره چه غلطی کرده باشم؟
‫‫من می‌تونم شهادت بدم

56
00:03:49,937 --> 00:03:51,954
‫یه غول بیابونی بود که می‌خواست نفله‌م کنه

57
00:03:53,680 --> 00:03:54,944
‫سِر آزوالد کجاست؟

58
00:03:55,786 --> 00:03:58,442
‫سوال خیلی خوبیه، لیدی آیلین

59
00:03:58,467 --> 00:04:00,318
‫حدس می‌زدم
‫‫مطمئنم که دیدمش

60
00:04:01,040 --> 00:04:04,216
‫نه، با وجود این همه سر و صدا
هنوز نیومده پایین

61
00:04:04,241 --> 00:04:07,767
‫اصلاً بهش نمیاد
معمولاً اولین نفریه که شاکی می‌شه

62
00:04:18,411 --> 00:04:20,062
‫شماها اینجا چه غلطی می‌کنین؟

63
00:04:20,468 --> 00:04:22,398
تا حالا ‫کجا بودی، آزوالد؟

64
00:04:22,923 --> 00:04:24,880
‫رفته بودم قدم بزنم

65
00:04:25,434 --> 00:04:26,619
‫اینو پیدا کردم

66
00:04:26,644 --> 00:04:27,644
!ها

67
00:04:31,804 --> 00:04:32,804
!آه

68
00:04:34,080 --> 00:04:36,216
‫می‌دونی که به یارو شلیک شده دیگه؟

69
00:04:36,240 --> 00:04:37,240
‫آره

70
00:04:37,825 --> 00:04:39,896
‫بله، روی چمن‌ها پیداش کردم

71
00:04:39,920 --> 00:04:42,280
‫بسیارخب، ممنون، بدینش به من

72
00:04:43,172 --> 00:04:44,919
‫از ظاهرش معلومه که "ماوزر"ه

73
00:04:45,400 --> 00:04:48,176
...‫جسارتاً عرض می‌کنم قربان، عاقلانه‌تر بود

74
00:04:48,200 --> 00:04:50,136
‫که بهش دست نمی‌زدین
و همون‌جوری ولش می‌کردین

75
00:04:50,160 --> 00:04:52,417
‫خب! ببخشید دیگه، چی بگم والا

76
00:04:53,459 --> 00:04:55,659
‫چرا روی چمن‌ها بودین، سِر آزوالد؟

77
00:04:56,698 --> 00:05:00,120
‫خوابم نمی‌برد
زدم بیرون یه چرخی بزنم، اونو دیدم

78
00:05:01,680 --> 00:05:02,840
‫جدی؟
‫‫آره

79
00:05:03,602 --> 00:05:05,842
‫احتمالاً همونیه که به جیمی حمله کرده

80
00:05:07,082 --> 00:05:09,082
‫موقع فرار کردن انداختتش زمین

81
00:05:10,549 --> 00:05:13,160
‫ظاهراً اینجا
یه خبرایی بوده و از غافله عقب موندم

82
00:05:14,160 --> 00:05:17,237
‫اوه یه دختر اضافی هم که داریم. این کیه؟

83
00:05:17,262 --> 00:05:20,376
‫از همه‌تون می‌خوام که برگردین به اتاق‌هاتون

84
00:05:20,400 --> 00:05:23,996
‫تا من و آدم‌هام به کارمون برسیم

85
00:05:24,028 --> 00:05:25,028
...آم

86
00:05:25,053 --> 00:05:27,656
‫آقای لوماکس، من این خانم تازه‌وارد رو

87
00:05:27,680 --> 00:05:31,536
‫موقتاً توی یکی از اتاق‌ها اسکان می‌دم
تحت نظر هم می‌مونه

88
00:05:31,560 --> 00:05:36,424
‫حالا، کل این محوطه
تحت نظارته، هیچ‌کس حق ورود یا خروج نداره

89
00:05:36,449 --> 00:05:39,576
‫امیدوارم فردا اول صبح
اطلاعات بیشتری بهتون بدم

90
00:05:39,600 --> 00:05:42,693
‫اما فعلاً، لطفاً تشریف ببرین اتاق‌هاتون

91
00:06:24,043 --> 00:06:25,216
‫آقای لوماکس

92
00:06:25,240 --> 00:06:28,875
‫نترس، نگران نباش
همه پلیس‌ها هنوز سرِ پست‌شون هستن

93
00:06:31,821 --> 00:06:33,776
‫می‌بینم که خواب به چشم‌های شما هم نیومده

94
00:06:33,800 --> 00:06:35,560
...‫ما هر دو خیلی

95
00:06:36,680 --> 00:06:39,184
به فرانسوی میگم، دوست‌داشتنی هستیم

96
00:06:40,760 --> 00:06:43,216
‫واقعاً؟
‫‫نترس نیومدم مزاحمت بشم

97
00:06:43,240 --> 00:06:47,256
‫حتی فکرِ جلوتر اومدن هم به سرم نمی‌زنه
البته آدم می‌تونه رویاپردازی کنه

98
00:06:47,280 --> 00:06:49,618
‫چیزی می‌خواستی؟
‫‫معلومه، حسش کردی

99
00:06:50,040 --> 00:06:51,303
‫می‌دونستم که می‌فهمی

100
00:06:51,328 --> 00:06:55,448
‫این همون غریزته، هرچند خام و تربیت‌نشده‌ست

101
00:06:58,878 --> 00:07:00,896
‫دمِ درِ اتاق من چیکار می‌کنی؟

102
00:07:00,920 --> 00:07:02,415
‫باید برم سر اصل مطلب

103
00:07:02,440 --> 00:07:05,353
‫چیزی که خودت می‌خوای، اصلاً ذاتت همینه

104
00:07:07,200 --> 00:07:10,312
‫رک حرفت رو بزن لوماکس
وگرنه دنیات به آتیش کشیده می‌شه

105
00:07:10,720 --> 00:07:11,990
‫حالت خوبه؟

106
00:07:14,321 --> 00:07:15,548
‫امیدوارم که باشه

107
00:07:16,400 --> 00:07:17,560
‫امیدوارم که باشه

108
00:07:18,920 --> 00:07:21,159
...‫اگه بهم اجازه داده می‌شد که

109
00:07:22,880 --> 00:07:24,000
‫یا خدا

110
00:07:25,798 --> 00:07:27,387
...‫جدی که نمی‌گی منظورت اینه که

111
00:07:27,412 --> 00:07:29,750
‫تو فهمیدی. چقدر هم بهت میاد

112
00:07:30,960 --> 00:07:32,936
‫آقای لوماکس، داری ازم خواستگاری می‌کنی؟

113
00:07:32,960 --> 00:07:33,960
‫بله

114
00:07:35,840 --> 00:07:37,887
‫تنها چیزی که در عوضش می‌خوام

115
00:07:38,255 --> 00:07:42,240
...گوشه‌چشمی به عشق و علاقه‌م به

116
00:07:42,893 --> 00:07:43,893
!اوه

117
00:07:45,260 --> 00:07:46,435
‫لیدی آیلین؟

118
00:07:49,922 --> 00:07:51,202
‫لیدی آیلین؟

119
00:07:51,227 --> 00:07:52,402
آخ

120
00:08:09,280 --> 00:08:11,205
‫صبح بخیر، لیدی آیلین

121
00:08:11,230 --> 00:08:13,526
‫امیدوارم همه چی رو به راه باشه

122
00:08:13,800 --> 00:08:15,360
‫نه، راستش همچینم نه

123
00:08:16,280 --> 00:08:19,156
...‫همین الان با هزار مکافات از پیشنهاد ازدواجِ

124
00:08:19,181 --> 00:08:20,752
‫جورج لوماکس قسر در رفتم

125
00:08:21,474 --> 00:08:22,783
‫نظرت در این مورد چیه؟

126
00:08:22,808 --> 00:08:25,176
‫خب، فکر کنم سوال درست‌تر اینه که

127
00:08:25,200 --> 00:08:26,776
‫خود شما نظرتون در این مورد چیه؟

128
00:08:26,800 --> 00:08:29,616
‫اصلاً دلم نمی‌خواد
بهش فکر کنم، یه ذره هم خوشم نیومد

129
00:08:29,640 --> 00:08:31,137
‫خب، حالا داریم به چی نگاه می‌کنیم؟

130
00:08:32,400 --> 00:08:34,478
‫"ما" به چیزی نگاه نمی‌کنیم

131
00:08:34,503 --> 00:08:36,863
‫سخت در اشتباهی، جناب بازرس

132
00:08:37,978 --> 00:08:40,383
‫لطفاً برام توضیح بده
چرا این‌قدر گیر دادی به این چمن‌ها

133
00:08:40,906 --> 00:08:44,187
‫فکرم درگیرِ مسئله‌ ردپاهاست

134
00:08:44,668 --> 00:08:45,885
‫ردپای سِر آزوالد؟

135
00:08:46,427 --> 00:08:47,987
یا اونی که به جیمی حمله کرد؟

136
00:08:50,080 --> 00:08:51,240
‫نه، یه لحظه وایسا

137
00:08:52,640 --> 00:08:53,840
‫فقط یه جفت ردپا اینجا هست

138
00:08:55,594 --> 00:08:56,594
‫دقیقاً

139
00:08:57,301 --> 00:08:58,629
‫اون جای فرو رفتگی رو

140
00:08:59,000 --> 00:09:00,000
هوم؟

141
00:09:02,800 --> 00:09:04,800
‫سِر آزوالد هفت‌تیر رو همین‌جا پیدا کرده؟

142
00:09:05,258 --> 00:09:06,698
‫لابد همین‌طوره، آره

143
00:09:07,560 --> 00:09:09,920
‫موقع فرار از دست ضاربِ جیمی افتاده

144
00:09:12,720 --> 00:09:14,776
‫ولی اگه کلاً یه جفت ردپا باشه،

145
00:09:14,800 --> 00:09:16,512
‫پس این فرضیه کنسله، مگه نه؟

146
00:09:18,280 --> 00:09:21,240
‫اما سِر آزوالد بهمون گفت
که اسلحه رو روی چمن پیدا کرده

147
00:09:22,562 --> 00:09:24,137
‫حالا فهمیدم چی بدجوری رو مُخت رفته

148
00:09:25,438 --> 00:09:27,014
‫کلاً یه جفت ردپا اینجاست،

149
00:09:27,039 --> 00:09:29,701
‫در حالی که به ما این‌جوری فهموندن
که انگار دو نفر اینجا بودن

150
00:09:32,920 --> 00:09:34,305
‫با هم جور در نمیاد، نه؟

151
00:09:36,081 --> 00:09:37,761
‫خیلی چیزا با هم جور در نمیان

152
00:09:40,280 --> 00:09:42,440
‫هفت‌تیره قشنگ جا انداخته روی زمین

153
00:09:44,000 --> 00:09:45,855
‫این چمن‌های خوشگل رو داغون کرده

154
00:09:46,226 --> 00:09:49,629
‫اگه موقع دویدن همین‌طوری
از دست یکی افتاده باشه، یه کم عجیبه

155
00:09:50,600 --> 00:09:52,720
‫فکر کنم فرضیه‌ی فعلی من این باشه که

156
00:09:53,938 --> 00:09:55,296
‫پرتاب شده

157
00:09:56,427 --> 00:09:58,267
‫اونم از یه فاصله‌ی نسبتاً زیاد

158
00:09:59,920 --> 00:10:01,560
‫و با شدتی که اصلاً شوخی‌بردار نیست

159
00:10:07,867 --> 00:10:09,256
‫نظرت در مورد سِر آزوالد چیه؟

160
00:10:09,281 --> 00:10:10,281
!اوه

161
00:10:10,844 --> 00:10:13,056
‫ببین لیدی آیلین، فکرهای زیادی توی سرمه،

162
00:10:13,080 --> 00:10:17,480
‫اما تا وقتی این فکرها تبدیل به
یقین نشن، ترجیح می‌دم جارشون نزنم

163
00:10:18,600 --> 00:10:20,287
‫عجب رویکردِ نوبرانه‌ای

164
00:10:22,720 --> 00:10:24,248
‫امیدوارم بقیه هم ازت یاد بگیرن

165
00:10:28,050 --> 00:10:33,490
‫به آدم‌هام سپردم...
که همه رو صدا کنن بیان تو

166
00:10:34,074 --> 00:10:35,674
‫خیلی کمکم کردی

167
00:10:37,061 --> 00:10:38,100
‫جدی؟

168
00:10:39,250 --> 00:10:40,365
چطوری؟

169
00:10:40,390 --> 00:10:42,176
‫دو تا گلوله

170
00:10:43,018 --> 00:10:47,098
‫یکی‌ش توی همین اتاق پیدا شد، اون یکی هم

171
00:10:48,149 --> 00:10:49,176
‫بیرون

172
00:10:49,200 --> 00:10:50,216
...‫خب حالا

173
00:10:50,222 --> 00:10:51,862
‫دوشیزه وِید... دوشیزه وِید؟

174
00:10:51,886 --> 00:10:54,729
...‫‫خب، این گلوله شلیک شده از

175
00:10:54,754 --> 00:10:57,378
‫ لیدی کوت، مشکلی پیش اومده؟
‫‫آره

176
00:10:58,528 --> 00:11:00,660
‫انگار یکی از گوشواره‌هات نیست
‫‫جدی؟

177
00:11:00,685 --> 00:11:02,623
‫اگه می‌شه حواسمون رو جمعِ کار کنیم
‫‫دارم همین کارو می‌کنم

178
00:11:02,648 --> 00:11:05,616
‫اینا هدیه‌ی برادرم بودن
حتماً توی اتاقمه، باید برم بیارمش

179
00:11:05,640 --> 00:11:07,936
‫می‌شه یکی از مامورهاتون با من بیاد؟

180
00:11:07,960 --> 00:11:09,392
‫یه لحظه هم طول نمی‌کشه

181
00:11:11,160 --> 00:11:13,800
‫ترنر، راه بیفت، برو پسرم، زود و تند و تیز

182
00:11:19,714 --> 00:11:21,394
‫حالتون چطوره، دکتر ماتیپ؟

183
00:11:22,195 --> 00:11:23,195
بهم خیانت شده

184
00:11:23,883 --> 00:11:26,443
‫من با وعده‌ی امنیت کامل پا شدم اومدم اینجا

185
00:11:27,440 --> 00:11:30,799
‫بهم داروی بیهوشی دادن
حاصلِ کلِ زندگیِ حرفه‌ایم رو دزدیدن

186
00:11:31,160 --> 00:11:33,975
‫و یه نفر توی این اتاق
بیشتر از چیزی که به ما می‌گه خبر داره

187
00:11:34,000 --> 00:11:36,240
که به اونم می‌رسم، دکتر ماتیپ

188
00:11:36,800 --> 00:11:39,896
‫در ضمن، فرمول محاله از محوطه خارج شده باشه

189
00:11:39,921 --> 00:11:42,456
‫من به جناب بازرس ایمان کامل دارم

190
00:11:42,480 --> 00:11:45,216
‫من هنوز نگرانِ اونی‌ام
که دیشب می‌خواست مغزم رو بترکونه

191
00:11:45,240 --> 00:11:46,993
...‫خب
اون ‫‫قراره برگرده؟

192
00:11:47,018 --> 00:11:48,855
...خب
‫یا نکنه همین الان توی این اتاقه؟

193
00:11:51,130 --> 00:11:54,480
‫صاف نشسته پیشِ ما؟ جلوی چشم همه؟

194
00:11:55,200 --> 00:11:56,240
‫چی؟

195
00:11:56,880 --> 00:11:59,496
‫چی؟ منظورت چیه، تسیجر؟
داری تیکه می‌ندازی؟

196
00:11:59,520 --> 00:12:01,696
‫خانم‌ها، آقایون، خواهش می‌کنم

197
00:12:01,720 --> 00:12:03,851
‫هر چیزی سرِ جای خودش

198
00:12:03,876 --> 00:12:06,048
‫داشتم می‌گفتم، دو تا گلوله

199
00:12:06,073 --> 00:12:07,793
‫این دیگه چیه، جناب بازرس؟

200
00:12:08,880 --> 00:12:12,320
...‫لیدی آیلین، واقعاً دلم می‌خواست اول توضی
خیلی‌خب، باشه

201
00:12:16,346 --> 00:12:17,560
‫مدرکِ شماره‌ی زِد

202
00:12:17,954 --> 00:12:21,190
‫این، یا بهتره بگم
چیزی که قبلاً بوده، یه لنگه دستکشه

203
00:12:21,487 --> 00:12:23,587
‫توی شومینه پیداش کردیم

204
00:12:23,612 --> 00:12:25,942
تقریباً کامل سوخته، ولی نه همه‌ش

205
00:12:26,960 --> 00:12:29,312
‫کسی مایل هست امتحانش کنه؟

206
00:12:36,920 --> 00:12:38,883
‫اگه بخوای، من امتحانش می‌کنم
‫‫ممنون آقا

207
00:12:39,334 --> 00:12:40,527
‫لطف می‌کنی

208
00:12:41,930 --> 00:12:43,159
‫بفرما

209
00:12:44,760 --> 00:12:46,194
‫لبه‌هاش بدجوری ریش‌ریش شده

210
00:12:48,898 --> 00:12:50,258
‫جای دندونه؟

211
00:12:50,880 --> 00:12:52,756
‫آخه چرا باید جای دندون روش باشه؟

212
00:12:54,427 --> 00:12:55,427
!آه

213
00:12:56,360 --> 00:12:58,536
‫می‌بینین؟ خیلی بزرگه

214
00:12:58,560 --> 00:13:01,310
‫واسه دستِ شما زیادی گشاده، آقا

215
00:13:01,335 --> 00:13:02,395
‫ممنون

216
00:13:02,650 --> 00:13:03,717
‫بسیارخب

217
00:13:05,180 --> 00:13:08,376
‫حالا اگه اجازه بدین
برگردیم سراغ همون قضیه‌ی دو تا گلوله

218
00:13:08,400 --> 00:13:11,816
‫یکی‌ش که توی همین اتاق بود
اون یکی هم بیرون

219
00:13:11,840 --> 00:13:16,914
‫این گلوله از کلت 11 آقای تسیجر شلیک شده

220
00:13:16,939 --> 00:13:19,139
‫لئوپولد
‫‫یه لحظه، ممنون، لئوپولد؟

221
00:13:20,360 --> 00:13:22,456
‫خورده به لبه‌ی قابِ پنجره،

222
00:13:22,480 --> 00:13:25,896
‫و منم تو تنه‌ی اون درخت سرخدار پیداش کردم

223
00:13:25,920 --> 00:13:27,218
...‫درحالی که این یکی

224
00:13:28,480 --> 00:13:31,967
‫از یه ماوزر 32 نیمه‌خودکار شلیک شده،

225
00:13:31,992 --> 00:13:35,816
‫و بعد از اینکه
بازوی آقای تسیجر رو سوراخ کرده

226
00:13:35,840 --> 00:13:37,816
‫بازویی که هنوزم خیلی بهش وابسته‌م

227
00:13:37,840 --> 00:13:40,736
‫بله، ممنون آقای تسیجر
‫‫شرمنده

228
00:13:40,760 --> 00:13:45,896
‫صاف رفته نشسته... وسطِ این مبل

229
00:13:45,920 --> 00:13:50,152
‫از همون اسلحه‌ای شلیک شده
که سِر آزوالد روی چمن‌ها پیداش کرد

230
00:13:50,177 --> 00:13:53,054
‫و تنها اثر انگشتی هم که روشه
مال خودِ ایشونه

231
00:13:53,079 --> 00:13:56,440
‫مگر اینکه اون یکی نفری که
بهش دست زده، دستکش دستش بوده

232
00:13:57,480 --> 00:14:00,480
‫من هنوز تو فکر این جای دندونام
...آخه چرا باید

233
00:14:01,080 --> 00:14:02,840
‫ببخشید معذرت می‌خوام، بفرمایید
‫‫ممنون

234
00:14:05,160 --> 00:14:09,720
‫می‌شه... یکی از آقایون... این اسلحه رو بگیره

235
00:14:10,467 --> 00:14:11,467
...و

236
00:14:12,502 --> 00:14:13,509
‫و پرتابش کنه؟

237
00:14:13,534 --> 00:14:14,934
‫سِر آزوالد، شما چطوره؟

238
00:14:16,400 --> 00:14:18,376
‫من؟
‫‫لطف می‌کنین قربان

239
00:14:18,400 --> 00:14:21,505
...‫خب
‫‫بفرمایید این طرف، جلوی پنجره

240
00:14:22,461 --> 00:14:23,600
‫بیاین، بیاین

241
00:14:25,960 --> 00:14:28,560
‫پرتش کنین وسط چمن‌ها

242
00:14:29,240 --> 00:14:31,256
‫پرتش کنم؟
‫‫اگه زحمتی نیست قربان

243
00:14:31,280 --> 00:14:35,335
‫تا من یه نوک پا می‌رم بیرون
شما یه پرتاب درست و حسابی بکنین

244
00:14:39,160 --> 00:14:41,103
‫مطمئنین این یارو واقعاً پلیسه؟

245
00:14:41,680 --> 00:14:44,656
‫اجازه داره از آزوالد بخواد
همچین چیزایی رو پرت کنه؟

246
00:14:44,680 --> 00:14:46,743
‫لیدی کوت، داریم سعی می‌کنیم
بفهمیم چه اتفاقی افتاده

247
00:14:47,280 --> 00:14:48,351
‫خیلی‌خب

248
00:14:48,880 --> 00:14:50,560
‫بفرما، اینم از این

249
00:14:57,532 --> 00:14:58,852
‫پرتش کن بره

250
00:15:09,680 --> 00:15:11,199
‫عجب پرتابی بود، سِر آزوالد

251
00:15:11,923 --> 00:15:13,699
‫نیازی به تعریف و تمجیدت ندارم، بیتمن

252
00:15:13,724 --> 00:15:15,136
‫ نه قربان، حق با شماست

253
00:15:15,160 --> 00:15:17,022
‫اوضاع یه کم خیط شده، نه؟

254
00:15:17,047 --> 00:15:20,635
‫آدم هنوز فرصت نکرده یه لقمه صبحونه بخوره
باید اسلحه پرت کنه این‌ور اون‌ور

255
00:15:24,940 --> 00:15:27,018
‫خیالت راحت شد، جناب بازرس؟

256
00:15:27,043 --> 00:15:29,697
‫بله ممنون، سِر آزوالد

257
00:15:29,963 --> 00:15:30,963
...عه

258
00:15:31,211 --> 00:15:35,401
‫اسلحه دقیقاً همون‌جوری
روی زمین جا انداخت... که قبلاً افتاده بود

259
00:15:36,120 --> 00:15:39,976
‫هرچند شما تونستین
قشنگ 10 متر دورتر پرتابش کنین

260
00:15:40,000 --> 00:15:42,376
‫خب البته شما
مردِ چهارشونه و هیکلی‌ای هستین

261
00:15:42,400 --> 00:15:43,631
‫مگه نه، سِر آزوالد؟

262
00:15:43,949 --> 00:15:46,296
‫نمی‌فهمم منظورت چیه بتل
داری تیکه می‌ندازی؟

263
00:15:46,320 --> 00:15:48,700
‫نه قربان، جسارت نمی‌کنم
فقط دارم فرضیه‌ها رو چک می‌کنم

264
00:15:48,725 --> 00:15:51,656
‫واسه من که قضیه کاملاً روشنه

265
00:15:51,680 --> 00:15:54,416
‫مهاجم بعد از اینکه ماتیپ رو بیهوش کرده،

266
00:15:54,440 --> 00:15:56,896
‫اسناد رو دزدیده
و از درخت‌های پیچک اومده پایین

267
00:15:56,920 --> 00:15:58,656
‫با تسیجر روبرو می‌شه،

268
00:15:58,680 --> 00:16:02,656
‫یه تیر شلیک می‌کنه، بنگ
تسیجر رو از پا درمیاره

269
00:16:02,680 --> 00:16:04,496
‫بعدم اسلحه رو پرت می‌کنه اون‌ور،

270
00:16:04,520 --> 00:16:06,695
‫توی تراس می‌دوئه و می‌ره سمتِ جاده خاکی

271
00:16:06,720 --> 00:16:11,056
‫اونجا هم لابد گیرِ آدم‌های من می‌افتاد
درست مثل دوشیزه وِید

272
00:16:11,080 --> 00:16:13,560
‫همون دوشیزه وِیدی که هنوز پیداش نیست

273
00:16:14,292 --> 00:16:15,292
ها؟

274
00:16:15,554 --> 00:16:18,406
‫فکر کنم بهتره خودم برم دوشیزه وِید رو بیارم

275
00:16:18,695 --> 00:16:21,103
‫لطفاً همه همین‌جا بمونین

276
00:16:21,440 --> 00:16:23,662
‫افسر! هیچ‌کس حق نداره خارج بشه

277
00:16:23,687 --> 00:16:26,871
‫چشم قربان
‫‫شاید منظورش با من نبود

278
00:16:28,404 --> 00:16:29,482
‫ترنر

279
00:16:29,867 --> 00:16:30,930
‫نه

280
00:16:33,320 --> 00:16:36,143
‫یا خدا، بدجوری ضربه خورده

281
00:16:36,168 --> 00:16:37,688
‫لورین غیبش زده

282
00:16:49,160 --> 00:16:52,295
‫جناب بازرس باز چه خبر شده؟
صدای ماشین شنیدیم

283
00:16:52,320 --> 00:16:54,656
‫متأسفانه ماشینِ شما بود
لورین وِید داشت باهاش فرار می‌کرد

284
00:16:54,680 --> 00:16:56,096
‫چی؟
‫‫بچه‌ها، با من بیاین

285
00:16:56,120 --> 00:16:57,116
‫چی؟

286
00:16:57,141 --> 00:16:59,376
‫یعنی لورین بوده
که توی کتابخونه بهت حمله کرده؟

287
00:16:59,400 --> 00:17:01,173
‫ فرقِ مرد و زن رو دیگه می‌فهمم!

288
00:17:01,198 --> 00:17:02,937
‫لیدی آیلین، این پرونده‌ی منه

289
00:17:02,962 --> 00:17:05,536
‫خب پس بجنب دیگه
‫‫نه، جناب بازرس

290
00:17:05,560 --> 00:17:07,096
‫از اون‌ور نه
‫‫چی؟

291
00:17:07,120 --> 00:17:09,136
‫ماشینتون رو فرستادم اون پشت‌مشت‌ها

292
00:17:09,160 --> 00:17:10,494
‫بدجوری تو چشم بود

293
00:17:11,158 --> 00:17:12,280
‫واقعاً؟

294
00:17:17,600 --> 00:17:20,016
‫من از جاده اصلی می‌رم
چون فکر کنم می‌خواد تخته‌گاز بره

295
00:17:20,040 --> 00:17:22,096
‫می‌گم شاید بد نباشه
یه سری به ایستگاه قطار بزنیم

296
00:17:22,120 --> 00:17:23,438
‫شاید بخواد وسیله‌ش رو عوض کنه

297
00:17:23,463 --> 00:17:25,616
‫جیمی، قشنگ مثل یه تبهکار حرفه‌ای حرف زدی

298
00:17:25,640 --> 00:17:27,076
‫چاکریم ویلیام

299
00:17:27,840 --> 00:17:30,249
‫یواش‌تر باندل!
همه‌ دوست داریم زنده به مقصد برسیم

300
00:17:30,274 --> 00:17:32,376
‫جیمی، از رانندگی من ایراد نگیر

301
00:17:32,400 --> 00:17:34,496
‫همین‌جوریش هم
روزِ سگی و غیرقابل‌تحملی داشتم

302
00:17:34,520 --> 00:17:37,816
‫از قضیه لورین گرفته
تا اون پیشنهاد ازدواج مزخرف

303
00:17:37,840 --> 00:17:41,040
‫چی؟ کی ازت خواستگاری کرد؟
‫‫جورج لوماکس... افتضاح بود

304
00:17:41,435 --> 00:17:43,216
‫ولی تو که نمی‌تونی با لوماکس ازدواج کنی

305
00:17:43,240 --> 00:17:44,576
‫توی این یه مورد با هم توافق داریم

306
00:17:44,600 --> 00:17:46,496
‫خب، اگه زنش بشی
زندگی خیلی خیلی راحتی داری

307
00:17:46,520 --> 00:17:49,600
من زندگیِ راحت نمی‌خوام-
از طرز رانندگی‌ت کاملاً مشخصه-

308
00:17:55,040 --> 00:17:56,875
‫باندل، وایسا، وایسا، وایسا!

309
00:18:01,080 --> 00:18:02,400
‫دیدی؟ چی بهت گفتم؟

310
00:18:06,266 --> 00:18:07,516
‫سکوها رو چک کن

311
00:18:09,522 --> 00:18:11,296
‫برید کنار! وضعیتِ فوق‌العاده‌ست

312
00:18:11,320 --> 00:18:13,472
‫تو این دو تا رو چک کن!
منم می‌رم سراغ سه و چهار

313
00:18:14,960 --> 00:18:17,216
‫همه سوار شن! هشدار آخر

314
00:18:17,240 --> 00:18:18,520
‫نه شرمنده

315
00:18:20,560 --> 00:18:23,280
باندل، اونجاست -
!سکوی یک، داره سوار قطار می‌شه، بدو-

316
00:18:23,874 --> 00:18:25,050
‫باندل!
‫‫برو کنار!

317
00:18:25,075 --> 00:18:26,456
‫ببخشید
‫‫راه رو باز کنین!

318
00:18:26,481 --> 00:18:27,605
‫نه!

319
00:18:28,720 --> 00:18:30,656
‫جیمی
‫‫اومدم. قطار رو نگه دار!

320
00:18:30,680 --> 00:18:32,878
عجله کن دیرمون شده-
دمت گرم رفیق، ممنون-

321
00:18:46,400 --> 00:18:49,536
‫سلام، زنی رو ندیدین که عجله داشته باشه
و یه پاکتِ زرد دستش باشه؟

322
00:18:49,560 --> 00:18:50,896
‫قیافه‌ش تابلوئه که یه غلطی کرده

323
00:18:50,920 --> 00:18:53,399
نه؟-
کسی ندیده؟ هیچ‌کی؟-

324
00:18:53,919 --> 00:18:55,055
‫خیلی هم خوشگله

325
00:18:55,080 --> 00:18:56,856
‫ببین، چطوره برم چند تا واگن جلوتر،

326
00:18:56,880 --> 00:18:58,296
‫تو هم همه‌ی صندلی‌ها رو چک کنی؟

327
00:18:58,320 --> 00:19:00,503
‫این‌جوری الکی
وقتمون رو توی یه جا تلف نمی‌کنیم

328
00:19:00,528 --> 00:19:03,933
‫داداش به نظرت این کار عاقلانه‌ست؟
یادت که نرفته چجوری پلیس رو ضربه‌فنی کرد

329
00:19:03,958 --> 00:19:05,918
‫من که ازش نمی‌ترسم، جیمی

330
00:19:07,040 --> 00:19:08,736
‫بیل، اینو از کجا آوردی؟

331
00:19:08,760 --> 00:19:11,056
‫وقتی تو مهمونی"وایورن"
قشقرق به پا شد، کشش رفتم

332
00:19:11,081 --> 00:19:12,256
‫این مَدرکه آخه!

333
00:19:12,280 --> 00:19:13,960
‫تو نیاز به محافظت داری، باندل

334
00:19:19,080 --> 00:19:23,736
فقط‫ من اینجوری فکر می‌کنم
یا این رفیقمون ویلیام یه کم مشکوک می‌زنه؟

335
00:19:23,760 --> 00:19:25,798
‫چرا اینقدر اصرار داشت جلوتر بره؟

336
00:19:26,240 --> 00:19:27,806
‫منظورت چیه؟ چی می‌خوای بگی؟

337
00:19:29,403 --> 00:19:33,216
‫نکنه بیل ماتیپ رو بیهوش کرده
و بعدش فرمول رو برداشته

338
00:19:33,240 --> 00:19:37,416
‫و انداخته پایین واسه لورین
که همون دور و برها کشیک می‌داده

339
00:19:37,440 --> 00:19:40,760
‫بعدشم به من حمله کرده تا
حواس‌ها رو پرت کنه که اون بتونه جیم شه؟

340
00:19:41,480 --> 00:19:43,176
‫وقتی رفتم تو اتاقش، خالی بود

341
00:19:43,200 --> 00:19:46,216
‫از نقشه‌ی کشیک دادنِ ما خبر داشت
می‌دونست که من کجام

342
00:19:46,240 --> 00:19:47,997
‫و می‌دونست که راهش کاملاً بازه

343
00:19:50,280 --> 00:19:52,829
‫دفعه اولی که رفتم "سون دایلز" هم با من بود،

344
00:19:53,120 --> 00:19:54,586
‫همون موقع که توی اون اتاق حبس شدم

345
00:19:56,120 --> 00:19:59,578
‫پس فکر می‌کنی
اون و لورین دستشون تو یه کاسه‌ست؟

346
00:19:59,603 --> 00:20:02,203
‫فکر می‌کنم باید خیلی حواسمون رو جمع کنیم

347
00:20:04,640 --> 00:20:05,640
‫ببخشید

348
00:20:10,000 --> 00:20:17,000
کانال ما در تلگرام
@talafilm_top

349
00:20:21,440 --> 00:20:23,240
‫بیل؟
‫‫باندل؟

350
00:20:24,000 --> 00:20:25,911
‫اینجام، گرفتمش

351
00:20:26,600 --> 00:20:29,496
‫چه دمِ دست باندل، حواست رو جمع کن

352
00:20:29,520 --> 00:20:32,656
‫نمونه و فرمول پیشش بود
همین ثابت می‌کنه همه‌چی زیر سر خودشه

353
00:20:32,680 --> 00:20:34,616
‫داشتم بهش می‌گفتم که اشتباه می‌کنه

354
00:20:34,640 --> 00:20:36,296
‫می‌تونم همه‌چی رو توضیح بدم

355
00:20:36,321 --> 00:20:37,721
‫باید هم توضیح بدی

356
00:20:40,120 --> 00:20:42,776
‫چرا فرار کردی و فرمول رو برداشتی؟

357
00:20:42,800 --> 00:20:43,846
‫به خاطر جری

358
00:20:44,597 --> 00:20:45,816
‫اون دقیقاً به همین خاطر کشته شد

359
00:20:45,840 --> 00:20:48,640
دارم به خاطر حرمتِ اون این کارو می‌کنم-
یه کلمه هم حرفت رو باور نمی‌کنم-

360
00:20:51,748 --> 00:20:53,759
‫فکر می‌کنی
به همه‌ی اون مردها می‌شه اعتماد کرد؟

361
00:20:54,197 --> 00:20:55,326
جری که این‌طور فکر نمی‌کرد

362
00:20:55,351 --> 00:20:56,687
‫بسه، انقدر اسم جری رو نیار

363
00:20:57,323 --> 00:20:59,603
‫فکر کردی می‌تونی ازش
به عنوان راه فرار استفاده کنی؟

364
00:21:05,200 --> 00:21:08,760
‫تو با همون سمی که جری رو کشت
ماتیپ رو مسموم و بیهوشش کردی

365
00:21:09,600 --> 00:21:12,640
‫فکر می‌کردم کارِ لیدی کوت باشه
ولی الان می‌دونم زیر سر توئه

366
00:21:14,355 --> 00:21:16,270
‫توی اون مهمونیِ "چیمنیز" حضور داشتی

367
00:21:18,280 --> 00:21:19,640
‫تو جری رو مسموم کردی

368
00:21:21,206 --> 00:21:22,684
‫کاملاً داری اشتباه می‌کنی

369
00:21:23,705 --> 00:21:25,705
‫هنوز همه‌ی تیکه‌های پازل رو کنار هم نذاشتم

370
00:21:27,040 --> 00:21:28,509
‫نمی‌تونی همونی باشی که به جیمی حمله کرد

371
00:21:28,534 --> 00:21:30,614
باندل، خودم اوضاع رو کنترل می‌کنم-
بیل، ساکت شو-

372
00:21:33,480 --> 00:21:35,616
‫بلیت‌ت رو بهم نشون بده
‫‫چی؟

373
00:21:35,640 --> 00:21:37,999
‫بله؟ چی گفتی؟
‫‫گفتم بلیت‌ت رو نشون بده!

374
00:21:41,381 --> 00:21:43,596
‫وگرنه بیل بهت شلیک می‌کنه، مگه نه بیل؟

375
00:21:43,960 --> 00:21:45,160
‫آره، آره

376
00:21:51,440 --> 00:21:54,047
‫تو واقعاً موجودِ عجیب و غریبی هستی

377
00:21:54,072 --> 00:21:56,376
‫باندل، چک کردنِ بلیت
زمان و مکان خودشو داره

378
00:21:56,400 --> 00:21:58,267
...‫‫نمی‌فهمم آخه چجوری
‫جیمی، گیج نزن، با ما بیا

379
00:22:02,603 --> 00:22:03,963
‫ این‌ها از قبل برنامه‌ریزی شده

380
00:22:06,412 --> 00:22:09,452
‫توی اون عمارت
وقت داشت که نقشه‌ی فرارش رو بکشه

381
00:22:11,160 --> 00:22:13,080
‫هدفش دقیقاً همین قطار بود

382
00:22:16,400 --> 00:22:19,160
‫فکر کردم شاید
...قراره اون‌ورِ خط کسی رو ببینی، اما

383
00:22:19,954 --> 00:22:22,194
‫این بلیت فقط تا ایستگاهِ بعدی اعتبار داره

384
00:22:25,579 --> 00:22:27,659
‫قراره همون‌جا فرمول رو تحویل بدی؟

385
00:22:42,098 --> 00:22:43,552
‫یه کمکی بهم بکن، جیمی

386
00:22:46,960 --> 00:22:48,711
‫جیمی! جیمی، اون اسلحه رو بیار پایین

387
00:22:51,280 --> 00:22:52,496
‫جیمی، نه

388
00:22:52,520 --> 00:22:53,598
‫لورین

389
00:22:56,764 --> 00:23:00,124
‫متأسفم، ولی... تیکه‌ی آخر پازل منم

390
00:23:02,387 --> 00:23:03,867
‫قضیه‌ی اون دستکشِ توی شومینه

391
00:23:06,475 --> 00:23:09,195
‫واسه همین بود که جناب بازرس
انقدر به اون دستکش پیله کرده بود

392
00:23:10,907 --> 00:23:12,347
...‫و اون جای دندون‌ها

393
00:23:15,000 --> 00:23:16,296
‫الان دیگه همه‌چی با هم جور درمیاد

394
00:23:16,320 --> 00:23:17,400
ببخشید، چی؟

395
00:23:18,083 --> 00:23:19,803
‫تو اسلحه رو با دست چپ می‌گیری

396
00:23:21,282 --> 00:23:22,362
‫خب که چی؟

397
00:23:24,866 --> 00:23:26,826
‫توی "عمارت وایورن" هیچ ضاربی در کار نبود

398
00:23:28,147 --> 00:23:29,479
‫همه‌ش صحنه‌سازی خودت بود

399
00:23:31,369 --> 00:23:32,819
...‫به بازوی خودت شلیک کردی

400
00:23:33,960 --> 00:23:35,677
تا صداش به گوش همه‌ی ما برسه

401
00:23:36,880 --> 00:23:38,708
‫توی دست چپت دستکش داشتی

402
00:23:39,474 --> 00:23:41,570
‫دستکشی که برات خیلی بزرگ بود

403
00:23:41,595 --> 00:23:43,331
‫و برای اینکه اثر انگشتی باقی نمونه،

404
00:23:43,356 --> 00:23:44,956
‫با دندون کشیدیش و درش آوردی

405
00:23:47,160 --> 00:23:48,554
‫بعدشم پرتش کردی توی آتیش

406
00:23:49,883 --> 00:23:53,283
‫تو بودی که هفت‌تیر رو
از کتابخونه پرت کردی روی چمن‌ها

407
00:23:55,175 --> 00:23:57,655
‫کار تو بود، نه سِر آزوالد

408
00:24:00,460 --> 00:24:01,645
‫چیزی نمونده بود موفق بشم

409
00:24:02,600 --> 00:24:05,840
‫لعنت بهش، باورم نمی‌شه
دست سِر آزوالد از من پرزورتر باشه

410
00:24:06,280 --> 00:24:08,616
‫اگرهم لوماکس شب‌ها شومینه‌ش رو
درست‌وحسابی روشن نگه می‌داشت

411
00:24:08,640 --> 00:24:10,288
‫الان دیگه اثری از اون دستکش نمونده بود

412
00:24:10,313 --> 00:24:12,354
‫همه‌ی این کارها رو کردی
که حواس ما رو پرت کنی

413
00:24:13,320 --> 00:24:17,240
...تا اون بتونه
به ماتیپ دارو بخورونه و فرمول رو بدزده

414
00:24:18,880 --> 00:24:20,542
‫واقعاً سریع می‌گیری

415
00:24:21,594 --> 00:24:23,037
‫خب، دیگه بازی تمومه

416
00:24:24,418 --> 00:24:26,941
‫اسلحه رو بذار زمین، جیمی

417
00:24:27,754 --> 00:24:29,136
‫بیل!
آه، ‫‫باندل!

418
00:24:29,160 --> 00:24:30,480
‫همون‌جا که هستی بمون، لطفاً

419
00:24:31,800 --> 00:24:32,885
‫ممنون

420
00:24:39,920 --> 00:24:41,330
‫اون جری رو مسموم کرد

421
00:24:44,586 --> 00:24:45,866
‫تو هم به رونی شلیک کردی

422
00:24:48,163 --> 00:24:49,963
تو از نوع آدم‌های خوبی، ‫باندل

423
00:24:50,961 --> 00:24:52,692
...اما زیادی باهوشی

424
00:24:53,586 --> 00:24:55,376
و این یعنی واسه ما دردسری

425
00:24:56,920 --> 00:24:59,056
‫و اگه قراره این فرمول رو رد کنیم بره

426
00:24:59,080 --> 00:25:01,400
‫و از همه مهم‌تر، پولمون رو بگیریم،

427
00:25:02,120 --> 00:25:05,853
‫نمی‌تونیم ریسکِ
هیچ دردسر اضافه‌ای رو قبول کنیم

428
00:25:06,156 --> 00:25:07,156
‫جیمی

429
00:25:08,917 --> 00:25:10,536
‫فقط می‌خوام یه چیزی بگم

430
00:25:10,560 --> 00:25:11,496
‫چی؟

431
00:25:11,520 --> 00:25:12,557
‫بگیرش!

432
00:25:19,560 --> 00:25:22,440
‫بیل، صدامو می‌شنوی؟ بیل

433
00:25:25,280 --> 00:25:26,904
اون ‫بهم شلیک کرد

434
00:25:30,680 --> 00:25:33,009
‫گلوله خورده به قاب ساعت ماتیپ

435
00:25:33,034 --> 00:25:34,914
‫عجب اختراع معرکه‌ایه

436
00:25:37,047 --> 00:25:38,416
‫جونمو نجات داد

437
00:25:38,440 --> 00:25:40,576
‫بیل، می‌رم دنبالِ جیمی فرمول دست اونه

438
00:25:40,600 --> 00:25:42,416
‫نه، بذار من برم دنبال جیمی تو همین‌جا بمون

439
00:25:42,440 --> 00:25:44,856
‫نه، تو باید قطار رو متوقف کنی
نباید به ایستگاه بعدی برسه

440
00:25:44,880 --> 00:25:47,016
.‫نباید بذاریم برسن سرِ قرارشون
‫‫آخه چطوری متوقفش کنم؟

441
00:25:47,040 --> 00:25:48,902
‫نمی‌دونم! بهشون بگو از وزارت خارجه اومدی

442
00:25:48,927 --> 00:25:51,847
‫باندل، ما توی انگلیسیم!
این تو حیطه‌ی وظایف وزارت کشوره

443
00:25:58,795 --> 00:25:59,865
‫ببخشید

444
00:26:20,705 --> 00:26:22,240
‫قطار رو نگه دار بیل

445
00:26:30,273 --> 00:26:31,526
[استفاده نادرست جریمه دارد]

446
00:27:02,770 --> 00:27:04,050
‫بازی تمومه جیمی

447
00:27:05,644 --> 00:27:08,391
‫خیلی‌خب، همه همین الان بزنین بیرون!
همین حالا، همه برین بیرون

448
00:27:08,416 --> 00:27:10,197
‫وگرنه همه‌ رو به رگبار می‌بندم!
!بزنین بیرون

449
00:27:10,222 --> 00:27:12,782
‫زود باشین، یالا! بیرون
‫ بجنبین، برید جلو

450
00:27:13,720 --> 00:27:15,440
‫همین الان گمشین، بیرون یالا!

451
00:27:18,360 --> 00:27:19,840
‫خب، پس می‌خوای بهم شلیک کنی؟

452
00:27:20,978 --> 00:27:22,298
‫مثل کاری که با رونی کردی؟

453
00:27:23,266 --> 00:27:25,118
‫خیلی‌خب، آره. بله

454
00:27:26,858 --> 00:27:27,935
‫کارِ من بود

455
00:27:29,380 --> 00:27:30,930
‫ولی چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

456
00:27:31,888 --> 00:27:33,768
‫زیادی سرش توی حساب‌کتاب بود
فهمیده بود چه خبره

457
00:27:34,531 --> 00:27:35,994
‫هماهنگ کرد که باهام حرف بزنه

458
00:27:36,592 --> 00:27:38,992
‫رونالدِ ما خیلی... وظیفه‌شناس بود

459
00:27:39,403 --> 00:27:40,803
‫البته آخرش هم چوبش رو خورد

460
00:27:42,971 --> 00:27:46,270
‫ولی ناموساً باندل، باید درکم کنی

461
00:27:46,635 --> 00:27:48,531
‫من کاری به کارِ جری نداشتم

462
00:27:48,556 --> 00:27:51,514
‫از جری خوشم می‌اومد. همه‌ش زیر سرِ لورین بود

463
00:27:52,200 --> 00:27:55,560
‫کلِ شب در حالی که داشت بهش لبخندِ ژکوند می‌زد
توی شامپاینش سم می‌ریخت

464
00:27:57,898 --> 00:28:00,697
‫بعدشم بطری رو گذاشت کنارِ پاتختی
...تا این‌جوری به نظر بیاد که

465
00:28:01,716 --> 00:28:03,978
‫تا قضیه یه چیزِ دیگه به نظر برسه
نه اون چیزی که واقعاً بود

466
00:28:04,003 --> 00:28:05,643
‫اون رفیقت بود، جیمی!

467
00:28:08,027 --> 00:28:10,146
‫خب قضیه‌ی ساعت‌های روی شومینه چی بود؟

468
00:28:10,563 --> 00:28:11,710
‫اون کار من بود

469
00:28:12,400 --> 00:28:14,016
‫باید رد رو گم می‌کردم

470
00:28:14,040 --> 00:28:16,790
‫می‌دونستم رونی و بیل
دارن با اون ساعت‌ها ور می‌رن

471
00:28:16,815 --> 00:28:19,105
‫شنیده بودم جری به این قضیه‌ی
سون دایلز" هم یه اشاره‌هایی کرده"

472
00:28:19,130 --> 00:28:20,386
‫و بعدش پشیمون شده

473
00:28:20,411 --> 00:28:22,216
‫واسه همین مثل یه فرصتِ طلایی بود

474
00:28:22,240 --> 00:28:23,925
‫رونی موقع مرگش سعی کرد بهم بگه کار توئه

475
00:28:24,800 --> 00:28:25,976
‫همون موقع که داشت جون می‌داد

476
00:28:26,426 --> 00:28:27,426
...‫بگو

477
00:28:27,779 --> 00:28:28,779
...‫جیمی

478
00:28:29,529 --> 00:28:30,729
...‫تسیجر

479
00:28:31,211 --> 00:28:32,211
...‫سِون

480
00:28:33,554 --> 00:28:34,634
‫دایلز

481
00:28:35,386 --> 00:28:37,026
‫فقط نمی‌فهمیدم منظورش چیه

482
00:28:40,091 --> 00:28:42,355
‫واقعاً حیف شد که الان همه‌چی رو فهمیدی

483
00:28:42,609 --> 00:28:44,167
‫اونم وقتی که این‌قدر به هدف نزدیکیم

484
00:28:47,068 --> 00:28:49,668
‫گمونم اگه بهت پیشنهاد بدم توی سود شریک شی
فرقی به حالت نکنه، نه؟

485
00:28:50,259 --> 00:28:52,028
‫یعنی همه‌ی این‌ها فقط واسه همین بود؟

486
00:28:53,082 --> 00:28:54,096
‫پول؟

487
00:28:54,120 --> 00:28:56,976
‫مگه چیز دیگه‌ای هم هست؟
بدجوری تو مخمصه گیر کرده بودم

488
00:28:57,000 --> 00:28:58,154
...حقیقتش اینه که

489
00:28:58,723 --> 00:29:01,056
بدهی‌هام از دارایی‌هام بیشتره
و هی داره بیشتر می‌شه

490
00:29:01,080 --> 00:29:03,096
‫این‌ها اصلاً توجیه خوبی
واسه کارهایی که جفت‌تون کردین نیست

491
00:29:03,120 --> 00:29:04,576
‫باندل، تو که نمی‌خوای بهم شلیک کنی

492
00:29:04,600 --> 00:29:05,977
‫هیچ‌کس برات عزاداری نمی‌کنه

493
00:29:06,298 --> 00:29:08,816
‫بی‌انصافی نکن
یه کم تنده، شاید مادرم عزاداری کنه

494
00:29:08,840 --> 00:29:10,201
‫چرا نباید بهت شلیک کنم؟

495
00:29:11,562 --> 00:29:12,720
‫به خاطرِ رونی؟

496
00:29:13,680 --> 00:29:14,880
‫یا به خاطرِ جری؟

497
00:29:15,800 --> 00:29:18,816
‫یا به خاطر تمام آدم‌هایی که
با این نقشه‌تون بهشون خیانت کردین؟

498
00:29:18,840 --> 00:29:20,736
‫فکر کردی همچین نقشه‌ای کار من بوده؟

499
00:29:20,760 --> 00:29:21,760
‫باندل

500
00:29:22,548 --> 00:29:25,748
‫فکر کنم جفت‌مون می‌دونیم که من
نه مغزش رو دارم، نه آدم‌هایی که پشتم باشن

501
00:29:27,235 --> 00:29:28,655
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

502
00:29:28,969 --> 00:29:30,849
‫اسلحه رو بذار زمین
تا همه‌چی رو برات تعریف کنم

503
00:29:31,394 --> 00:29:33,570
دروغ بافتن رو تموم کن جیمی-
دارم عین حقیقت رو می‌گم -

504
00:29:34,052 --> 00:29:35,157
اسلحه رو بیار پایین

505
00:29:35,182 --> 00:29:37,539
‫اگه بهم شلیک کنی
فقط یه مهره‌ی پیاده رو از بین بردی

506
00:29:37,564 --> 00:29:39,204
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

507
00:29:40,073 --> 00:29:41,073
‫بگو بهم

508
00:29:43,763 --> 00:29:46,043
‫قرار نبود لورین
توی ایستگاه بعدی کسی رو ببینه

509
00:29:47,753 --> 00:29:49,153
‫نقشه اصلاً این نبود

510
00:29:50,473 --> 00:29:52,886
‫تحویل دادن فرمول
قرار نیست توی ایستگاه بعدی باشه

511
00:29:54,290 --> 00:29:55,739
‫همین‌جا، توی همین قطاره

512
00:29:58,611 --> 00:30:02,044
‫اونی که نقشه‌ی همه‌چی رو کشیده
جلوی قطار نشسته

513
00:30:04,924 --> 00:30:05,932
‫دروغگو

514
00:30:05,957 --> 00:30:08,037
‫توی کوپه‌ی درجه‌یک
نزدیک‌ترین جا به لوکوموتیو

515
00:30:09,000 --> 00:30:11,651
‫قرار بود اونجا
با مغز متفکر پشت این قضایا ملاقات کنیم

516
00:30:11,676 --> 00:30:14,865
‫اون واسطه‌ی ما بود
هم اینجا و هم خارج از کشور نفوذ داشت

517
00:30:15,581 --> 00:30:18,620
‫الان که همه‌چی رو بهت گفتم دیگه نمی‌تونی
بهم شلیک کنی این دیگه خیلی نامردیه

518
00:30:23,948 --> 00:30:25,760
‫به من نگو چی نامردیه و چی نیست

519
00:30:29,633 --> 00:30:32,125
‫ بهت توصیه می‌کنم نری جلو، باندل!

520
00:30:32,473 --> 00:30:33,817
‫واقعاً دارم بهت می‌گم، نرو!

521
00:30:34,300 --> 00:30:35,456
‫تکون نخورین

522
00:30:42,640 --> 00:30:44,096
‫یه آدمِ تحت تعقیب اونجاست

523
00:30:44,120 --> 00:30:46,400
‫اگه یکی بتونه تا رسیدنِ پلیس
نگهش داره، ممنون می‌شم

524
00:31:11,920 --> 00:31:15,952
‫نه، نه، نه، دوشیزه وِید
تا وقتی پلیس برسه همون‌جا می‌مونی

525
00:31:16,743 --> 00:31:18,976
‫اندازه‌ش تقریباً با سلولِ زندان برابری می‌کنه

526
00:31:19,000 --> 00:31:22,296
‫پس حسابی وقت داری... که بهش عادت کنی

527
00:31:22,320 --> 00:31:23,360
‫نه!

528
00:31:29,040 --> 00:31:31,536
‫باندل! باندل، باورت نمی‌شه همین الان چی شد

529
00:31:31,560 --> 00:31:33,960
‫همون‌جا بمون، بیل
‫‫باندل؟ باندل!

530
00:32:10,723 --> 00:32:11,723
‫باندل

531
00:32:12,760 --> 00:32:14,549
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫‫مامان؟

532
00:32:16,240 --> 00:32:17,487
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

533
00:32:18,650 --> 00:32:19,784
!اوه

534
00:32:20,306 --> 00:32:22,056
‫ انگار اینجا متوقف شدیم

535
00:32:22,080 --> 00:32:24,480
آم... ‫فکر می‌کنی گاوها اومدن روی ریل؟

536
00:32:25,080 --> 00:32:28,324
‫اوه خدایا ما رو
از شر مزاحمتِ گاو و گوسفندها نجات بده

537
00:32:30,521 --> 00:32:32,461
‫عجب سورپرایزی، بیا بشین

538
00:32:46,874 --> 00:32:47,994
‫سوار قطار شدی

539
00:32:49,520 --> 00:32:50,711
‫بله، همین‌طوره

540
00:32:52,392 --> 00:32:53,992
‫تو که هیچ‌وقت سوار قطار نمی‌شی، مامان

541
00:32:56,596 --> 00:32:57,956
‫تو که از دنیا بیزاری

542
00:33:00,514 --> 00:33:01,914
‫از مردم متنفری

543
00:33:03,714 --> 00:33:05,954
‫همیشه بهم می‌گفتی باید بیشتر برم بیرون

544
00:33:06,538 --> 00:33:08,338
‫بفرما، اومدم بیرون

545
00:33:09,400 --> 00:33:11,354
‫دل رو زدم به دریا و اومدم وسط این جماعت

546
00:33:12,763 --> 00:33:14,523
‫بذار بهت بگم، اصلاً از این وضعیت خوشم نمیاد

547
00:33:15,600 --> 00:33:16,794
‫حتی یه ذره

548
00:33:17,712 --> 00:33:18,792
‫کار تو بود

549
00:33:22,509 --> 00:33:23,719
‫تمام مدت زیر سر تو بود

550
00:33:25,915 --> 00:33:26,950
‫کار خودت بود

551
00:33:27,981 --> 00:33:29,748
‫نمی‌فهمم چی داری می‌گی عزیزم

552
00:33:29,773 --> 00:33:31,493
‫بهم توهین نکن

553
00:33:35,320 --> 00:33:38,296
‫قرار بود جیمی و لورین
فرمول رو توی همین کوپه تحویل بدن

554
00:33:38,320 --> 00:33:39,720
...‫در واقع همون‌جایی که

555
00:33:40,960 --> 00:33:44,399
‫باید ردش می‌کردن
به اون کسی که قراره بفروشتش

556
00:33:48,003 --> 00:33:49,649
‫همون کسی که پشت تموم این ماجراهاست

557
00:33:53,968 --> 00:33:56,528
...‫می‌ترسم بالاخره مجبور شیم

558
00:33:57,720 --> 00:34:00,868
‫یه گفتگوی کاملاً جدی
و مردونه با هم داشته باشیم

559
00:34:03,200 --> 00:34:05,296
‫توقع ندارم درکم کنی

560
00:34:05,320 --> 00:34:07,136
‫نه، حداقل نه الان
‫‫تو جری رو کشتی

561
00:34:07,160 --> 00:34:09,204
‫به هیچ وجه من این کار رو نکردم
کار اون دختره بود

562
00:34:11,049 --> 00:34:12,409
‫خیلی کله‌شق و یه دنده بود

563
00:34:13,680 --> 00:34:17,973
‫فکر می‌کرد
جری از نقشه‌هامون بو برده و لو رفتیم

564
00:34:17,998 --> 00:34:22,598
‫واسه همین دست به یه اقدام نسنجیده زد
خیلی تندتر از چیزی که من می‌خواستم

565
00:34:23,307 --> 00:34:24,814
.‫مهمونی "چیمنیز" هم کار تو بود

566
00:34:25,395 --> 00:34:26,595
...تو راهش انداختی

567
00:34:28,113 --> 00:34:30,428
‫تا درباره فرمول اطلاعات جمع کنی

568
00:34:31,923 --> 00:34:33,043
‫بعدش چی؟

569
00:34:34,840 --> 00:34:36,312
...‫جیمی و لورین رو هم اجیر کردی

570
00:34:37,305 --> 00:34:38,609
تا واسه دزدیدنش کمکت کنن؟

571
00:34:38,633 --> 00:34:41,685
‫همیشه هوش و سرعتِ عملِ بابات رو داشتی

572
00:34:41,710 --> 00:34:44,659
‫مامان، اون فرمول می‌تونه
از این مملکت محافظت کنه

573
00:34:46,337 --> 00:34:48,377
‫اون‌وقت تو می‌خوای به غریبه‌ها بفروشیش؟

574
00:34:49,840 --> 00:34:51,520
‫به کسایی که می‌تونن بهمون ضربه بزنن؟

575
00:34:53,687 --> 00:34:56,800
داری به وطنت خیانت می‌کنی-
وطنِ من بود که بهم خیانت کرد-

576
00:34:57,115 --> 00:34:58,371
‫به همه‌مون خیانت کرد

577
00:34:58,396 --> 00:35:00,751
‫به پدرت، به برادرت، به همه‌مون

578
00:35:01,880 --> 00:35:05,856
‫این خانواده بیشتر از چیزی که
فکرشو بکنی به این مملکت خدمت کرده

579
00:35:05,880 --> 00:35:07,675
‫بیشتر از چیزی که تو اصلاً بفهمی

580
00:35:07,700 --> 00:35:12,536
‫واسه همینم زیر و بم کارشون رو
خیلی خوب می‌شناسم

581
00:35:13,482 --> 00:35:17,322
‫همین مملکت گذاشت برادرت، یعنی پسرِ من،

582
00:35:18,826 --> 00:35:20,866
‫بشه گوشتِ دمِ توپ،

583
00:35:22,073 --> 00:35:28,673
‫اونم با دستور یه ژنرالِ مست و توهمی
که فرستادش به کام مرگ

584
00:35:29,480 --> 00:35:31,301
...‫فکر کردی توی فداکاریش

585
00:35:31,326 --> 00:35:34,231
افتخار یا شکوه یا شرافتی بود، هوم؟

586
00:35:34,256 --> 00:35:36,900
‫بذار خیالت رو راحت کنم، اصلاً این‌طور نبود

587
00:35:41,210 --> 00:35:44,010
‫کشورش ازش محافظت نکرد

588
00:35:45,065 --> 00:35:47,813
‫پرتش کرد وسط یه سلاخ‌خونه

589
00:35:50,000 --> 00:35:54,354
‫جایی که رسماً هیچ تاثیری روی روند جنگ نداشت

590
00:35:56,714 --> 00:35:57,994
‫درست مثل وقتی که

591
00:35:59,153 --> 00:36:01,073
‫هیچ غلطی برای محافظت از پدرت نکرد

592
00:36:04,600 --> 00:36:06,600
...‫به خاطر همین مملکت

593
00:36:08,320 --> 00:36:11,688
‫هر کسی رو که عاشقش بودم... از دست دادم

594
00:36:20,523 --> 00:36:21,618
‫به جز من

595
00:36:28,226 --> 00:36:29,666
‫آره، به جز تو

596
00:36:34,320 --> 00:36:35,320
...‫اما اون

597
00:36:36,433 --> 00:36:37,607
‫پسرکم

598
00:36:39,209 --> 00:36:40,449
‫پسرِ اولِ من

599
00:36:41,880 --> 00:36:42,880
‫عزیزم

600
00:36:45,960 --> 00:36:48,285
‫هیچ دردی مثل این نیست، باندل

601
00:36:51,440 --> 00:36:53,080
‫تو هنوز منو داری مامان

602
00:36:58,041 --> 00:36:59,321
‫مگه من کافی نیستم؟

603
00:37:05,202 --> 00:37:08,045
‫خب، پس چطوری باید زندگی کنیم؟

604
00:37:08,480 --> 00:37:11,099
‫ما، یعنی خودِ من، چطوری باید زندگی کنم؟

605
00:37:12,080 --> 00:37:15,624
‫حالا که نه پدرت هست و نه برادرت
کی قراره از ما مراقبت کنه، هوم؟

606
00:37:16,054 --> 00:37:17,178
...‫همه این‌ها

607
00:37:19,129 --> 00:37:20,649
...‫این همه آدم که مُردن

608
00:37:23,600 --> 00:37:24,576
‫همه‌ش واسه پول؟

609
00:37:24,600 --> 00:37:26,358
‫آره، چون ما هیچی نداریم!

610
00:37:26,383 --> 00:37:28,423
تو هیچی ‫نمی‌فهمی، بچه؟

611
00:37:30,800 --> 00:37:32,568
‫مگه من چی دارم؟ عمارت چیمنیز؟

612
00:37:32,593 --> 00:37:34,369
‫بهم ارث رسیده ولی یه قرون نمی‌ارزه

613
00:37:34,394 --> 00:37:36,274
‫هزینه‌ی نگهداریش از عهده‌ی ما خارجه

614
00:37:37,849 --> 00:37:40,397
‫اگه از دستش بدیم، بدبخت می‌شیم

615
00:37:40,840 --> 00:37:42,416
‫نه خونه‌ای می‌مونه، نه اعتباری

616
00:37:42,440 --> 00:37:46,160
‫این... این می‌تونست همه‌ی مشکلات رو

617
00:37:46,680 --> 00:37:48,896
‫یه تنه و یک‌باره حل کنه

618
00:37:48,920 --> 00:37:50,937
‫مامان، اصلاً نمی‌شناسمت
‫ ‫نه

619
00:37:52,777 --> 00:37:54,177
‫من مادر خوبی نیستم

620
00:37:55,895 --> 00:37:56,895
...من

621
00:37:58,360 --> 00:38:01,330
‫نمی‌تونم اون انتظاری که ازم داری رو برآورده کنم

622
00:38:02,553 --> 00:38:03,937
‫پدرت از پسش برمی‌اومد

623
00:38:05,400 --> 00:38:07,920
‫بدون اون، من واقعاً افسارگسیخته شدم

624
00:38:16,202 --> 00:38:18,824
...‫من خودمو مخفی کردم، از دید تو

625
00:38:20,147 --> 00:38:21,520
...‫و بقیه‌ی دنیا

626
00:38:22,396 --> 00:38:23,735
‫اونم واسه یه دلیلِ خوب

627
00:38:33,012 --> 00:38:34,012
...تو

628
00:38:35,138 --> 00:38:36,578
‫باندل شیرین من

629
00:38:37,200 --> 00:38:38,920
...‫ببین، من فکر می‌کردم

630
00:38:39,617 --> 00:38:41,537
‫با بودنِ "تسیجر" و اون دختره،

631
00:38:42,147 --> 00:38:43,321
...ردپای ما

632
00:38:44,398 --> 00:38:48,120
اون‌قدری پاک می‌شه که کسی بهمون شک نکنه

633
00:38:48,671 --> 00:38:49,837
...خب، فکر می‌کردم

634
00:38:50,318 --> 00:38:51,908
واسه کسی اون‌قدرا مهم نباشه

635
00:38:54,840 --> 00:38:58,957
‫اما اصلاً روی قدرت نفوذ تو حساب نکرده بودم

636
00:39:02,051 --> 00:39:03,811
‫الان می‌فهمم چقدر احمق بودم

637
00:39:06,634 --> 00:39:08,274
‫منو دست‌کم گرفتی

638
00:39:11,242 --> 00:39:14,522
...‫همون‌طور که تو تمام عمرت

639
00:39:15,355 --> 00:39:16,714
‫منو بیش از حد بالا بردی

640
00:39:20,040 --> 00:39:22,182
‫حالا، بچه‌ی عزیزم

641
00:39:23,730 --> 00:39:27,120
‫اجازه می‌دی یه سوال ازت بپرسم؟

642
00:39:29,040 --> 00:39:32,962
‫بهم اجازه می‌دی قبل از رسیدن مامورها
بی‌سر و صدا فرار کنم؟

643
00:39:40,658 --> 00:39:41,658
...‫مطمئناً تو

644
00:39:42,320 --> 00:39:44,671
‫تو که به قلبِ مادر خودت شلیک نمی‌کنی، ها؟

645
00:39:47,473 --> 00:39:48,758
‫به قلبش نه

646
00:39:51,699 --> 00:39:53,179
...‫اما شاید به مچِ پاش

647
00:39:54,160 --> 00:39:55,320
‫که سرعتش رو کم کنم

648
00:39:59,283 --> 00:40:00,483
‫واقعاً این کارو می‌کنی؟

649
00:40:01,617 --> 00:40:02,780
‫راستی راستی؟

650
00:40:02,805 --> 00:40:04,365
‫امتحانم کن، مامان

651
00:40:15,187 --> 00:40:17,311
‫آفرین، دختر من

652
00:40:18,720 --> 00:40:19,960
آفرین

653
00:40:25,195 --> 00:40:27,614
‫اوه خدای من، لیدی آیلین

654
00:40:28,489 --> 00:40:30,769
‫لیدی کترهام

655
00:40:33,618 --> 00:40:34,745
‫البته

656
00:40:36,867 --> 00:40:38,267
‫الان دیگه فهمیدم

657
00:40:41,532 --> 00:40:42,817
‫واقعاً متاسفم

658
00:40:47,520 --> 00:40:48,800
‫ شما رو می‌شناسم؟

659
00:43:46,520 --> 00:43:47,943
‫باعث افتخاره

660
00:43:51,560 --> 00:43:53,440
‫سیریل، لطفاً؟

661
00:44:26,147 --> 00:44:27,281
‫آلفرد

662
00:44:29,200 --> 00:44:30,457
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

663
00:44:31,362 --> 00:44:33,580
‫فرستادنم دنبالتون، لیدی آیلین

664
00:44:36,760 --> 00:44:37,918
‫کی فرستادت؟

665
00:44:38,720 --> 00:44:41,303
...کارفرماهای من می‌خوان که افتخار بدین

666
00:44:41,987 --> 00:44:43,657
‫تو کلوپ "سِون دایِلز" همراهی‌شون کنین

667
00:44:44,437 --> 00:44:48,280
‫لطفاً عذرخواهیِ صمیمانه‌ی منو
بابت اینکه نمی‌تونم بیام بهشون برسون

668
00:44:49,035 --> 00:44:50,542
‫خیلی اصرار دارن

669
00:44:51,000 --> 00:44:53,400
‫لطفاً سر و صدا راه نندازین یا کمک نخواین

670
00:44:56,403 --> 00:44:58,935
‫بفرمایید توی ماشین، لیدی آیلین

671
00:45:02,240 --> 00:45:05,300
‫این کارِت روی توصیه‌نامه‌ی
شغلیِ آینده‌ت تاثیر خیلی بدی می‌ذاره

672
00:45:57,233 --> 00:45:58,412
‫بشین

673
00:46:22,338 --> 00:46:23,418
‫خب، حالا چی؟

674
00:46:25,880 --> 00:46:27,800
‫می‌خواین منم مثل بقیه بکشین؟

675
00:46:30,834 --> 00:46:33,674
‫اقلاً اون‌قدر شرف داشته باش
که خودتو نشون بدی، شماره 7

676
00:46:50,960 --> 00:46:53,616
‫یه چیزی هست که دلم می‌خواد
باهات در میون بذارم، لیدی آیلین

677
00:46:53,640 --> 00:46:55,317
‫معلومه که باید این کارو بکنی

678
00:46:57,680 --> 00:47:00,973
‫ نمی‌فهمم فکر می‌کردم
همه‌ی این قتل‌ها زیر سر شماست

679
00:47:00,998 --> 00:47:02,236
‫دقیقاً برعکس

680
00:47:02,720 --> 00:47:06,896
‫انجمن "سِون دایِلز"
یه سازمان تبهکار نیست، اصلاً و ابداً

681
00:47:06,920 --> 00:47:10,440
‫کمیسر، لطفاً تمومش کن
امروز واقعاً روزِ طولانی و تلخی بوده

682
00:47:14,400 --> 00:47:19,096
‫این گروه... یه اتحادِ غیررسمیه

683
00:47:19,120 --> 00:47:21,537
‫که تمام تلاشش رو می‌کنه
...تا توی این دورانِ پرآشوب

684
00:47:22,520 --> 00:47:24,271
‫دنیا رو امن نگه داره

685
00:47:28,027 --> 00:47:30,606
...‫نیروهای تاریکی دارن توی کلِ دنیا

686
00:47:31,560 --> 00:47:32,790
‫قدرت می‌گیرن

687
00:47:33,640 --> 00:47:36,656
‫ما هر کاری از دستمون برمیاد
می‌کنیم تا نذاریم اونا مسلط بشن

688
00:47:36,680 --> 00:47:39,212
‫واسه همینم من توی "وایورن" بودم

689
00:47:39,237 --> 00:47:42,775
‫تا از دکتر ماتیپ و فرمولش محافظت کنم،

690
00:47:42,800 --> 00:47:48,240
‫اونم با وجودِ
تموم تلاش‌های آقای تسیجر و دوشیزه وِید

691
00:47:49,251 --> 00:47:51,111
‫نمی‌دونم چرا داری اینا رو به من می‌گی

692
00:47:51,846 --> 00:47:54,998
‫یا اصلاً چرا با زورِ اسلحه منو کشوندی اینجا
اینم بگم بد نیست

693
00:47:55,023 --> 00:47:58,630
‫فکر کردم شاید در غیر این صورت
برای شنیدن پیشنهادم اینجا نیای

694
00:48:00,275 --> 00:48:01,503
‫شنیدنِ چی؟

695
00:48:04,146 --> 00:48:05,981
‫ما می‌خوایم که به ما ملحق بشی

696
00:48:13,200 --> 00:48:14,587
‫می‌خواین چیکار کنم؟!

697
00:48:15,125 --> 00:48:17,171
‫داشتم زیر نظرت می‌گرفتم و ارزیابی‌ت می‌کردم

698
00:48:17,585 --> 00:48:18,616
‫ارزیابی؟

699
00:48:18,640 --> 00:48:20,536
‫ما به این نتیجه رسیدیم که حضورِ تو

700
00:48:20,560 --> 00:48:23,336
‫می‌تونه یه امتیازِ خیلی بزرگ واسه گروهِ ما باشه

701
00:48:23,360 --> 00:48:25,600
‫پس تمامِ این مدت داشتی همین کارو می‌کردی؟

702
00:48:26,314 --> 00:48:27,624
‫داشتی منو جذب می‌کردی؟

703
00:48:29,880 --> 00:48:34,656
‫ما به جسارتِ خیلی زیادی نیاز داریم، لیدی آیلین

704
00:48:34,680 --> 00:48:36,642
‫چیزی که تا دلت بخواد اونو داری

705
00:48:38,216 --> 00:48:39,416
...‫چند سال پیش

706
00:48:39,804 --> 00:48:42,464
...‫ما یکی از مهم‌ترین

707
00:48:43,332 --> 00:48:45,471
مامورهامون رو از دست دادیم

708
00:48:47,305 --> 00:48:48,404
‫پدرت رو

709
00:48:51,040 --> 00:48:53,720
‫اون همیشه و دقیقاً روی همین صندلی می‌نشست

710
00:48:56,442 --> 00:48:57,762
‫نمی‌فهمم چی می‌گی

711
00:49:03,686 --> 00:49:06,040
‫وقتی مُرد، من پیشش بودم

712
00:49:07,120 --> 00:49:10,438
‫داشت واسه "سِون دایِلز" ماموریت انجام می‌داد

713
00:49:11,489 --> 00:49:13,809
‫رفته بود که دکتر ماتیپ رو ببینه

714
00:49:27,730 --> 00:49:28,730
‫نه

715
00:49:30,185 --> 00:49:32,456
‫اون خارج از کشور، به خاطر آنفولانزای اسپانیایی مُرد

716
00:49:32,480 --> 00:49:35,376
‫نه، این‌طور نبود
دشمن‌هامون براش کمین کرده بودن

717
00:49:35,400 --> 00:49:39,080
‫اونا از وجود ما و نقشه‌هامون... بو برده بودن

718
00:49:39,530 --> 00:49:40,802
‫تو اونجا پیشش بودی؟

719
00:49:41,827 --> 00:49:43,187
‫دیر رسیدم

720
00:49:45,520 --> 00:49:47,985
‫من سعی می‌کنم از هر کسی که
بهمون کمک می‌کنه محافظت کنم

721
00:49:48,673 --> 00:49:51,273
‫ولی متأسفانه همیشه هم موفق نمی‌شم

722
00:49:59,680 --> 00:50:01,336
‫مامانم از این موضوع خبر داشت؟

723
00:50:01,360 --> 00:50:02,958
‫درباره مرگش نه، اصلاً

724
00:50:04,903 --> 00:50:07,896
‫فکر می‌کنم می‌دونست که
مشغول یه سری کارهای محرمانه‌ست

725
00:50:07,920 --> 00:50:10,892
‫به نظرم توی این چند سال اخیر، از طریقِ

726
00:50:11,689 --> 00:50:15,438
‫نشست و برخاست با رفقای بابات
از قضیه فرمول بو برده بود

727
00:50:16,178 --> 00:50:18,695
‫اگه بتونی خاله زنک‌بازی‌ها رو درست تحلیل کنی

728
00:50:19,600 --> 00:50:21,303
می‌تونی اطلاعات خیلی مهمی ازشون دربیاری

729
00:50:21,328 --> 00:50:22,469
‫البته

730
00:50:23,775 --> 00:50:24,955
لیدی آیلین

731
00:50:25,563 --> 00:50:28,593
پدرِ تو بهترین مامور ما بود

732
00:50:29,240 --> 00:50:32,816
‫اما من معتقدم تو این پتانسیل رو داری که

733
00:50:32,840 --> 00:50:34,920
‫حتی خیلی بیشتر از اون بدرخشی

734
00:50:39,360 --> 00:50:41,376
‫تا حالا کسی بهم یه همچین چیزی نگفته بود

735
00:50:41,400 --> 00:50:43,139
‫تک‌تک کلماتم از رو صداقت بود

736
00:50:47,796 --> 00:50:49,387
‫تو الان سرِ یه دوراهی هستی

737
00:50:50,284 --> 00:50:52,791
‫کمیسر، یه جوری می‌گی "دوراهی"
انگار کارِ خیلی ساده‌ایه

738
00:50:53,786 --> 00:50:54,866
‫مثل همیشه

739
00:50:59,400 --> 00:51:01,560
‫این کار خیلی خطرناکه

740
00:51:02,280 --> 00:51:06,656
‫باید... به جاهای دورافتاده سفر کنی،

741
00:51:06,680 --> 00:51:10,600
‫جاسوسی کنی و با خطرات خیلی زیادی روبرو بشی

742
00:51:11,689 --> 00:51:15,049
‫ما بهت نیاز داریم، لیدی آیلین

743
00:51:16,120 --> 00:51:20,736
‫یه ماموریت فوق‌العاده حیاتی و خطرناک داریم،

744
00:51:20,760 --> 00:51:23,822
‫و می‌خوایم که همین الان کار رو شروع کنی

745
00:51:24,800 --> 00:51:25,933
...‫خب

746
00:51:27,555 --> 00:51:28,728
‫نظرت چیه؟

747
00:52:02,556 --> 00:52:03,876
همه چی رو بهم بگو

748
00:52:24,337 --> 00:52:44,337
www.TalaFilm.Top