1
00:00:01,600 --> 00:00:03,940
.هی، لیوای

2
00:00:04,600 --> 00:00:06,440
هنوز بزرگ نشدی؟

3
00:00:10,820 --> 00:00:14,280
!انگاری که هیچ تغییری نکردی

4
00:00:15,450 --> 00:00:17,160
!کنی

5
00:00:20,870 --> 00:00:41,290
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

6
00:00:50,072 --> 00:00:53,072
« فصل سوم انیمۀ حمله به تایتان »

7
00:02:02,970 --> 00:02:07,980
« قسمت 39: درد »

8
00:02:08,850 --> 00:02:09,680
!صدای تیراندازی؟

9
00:02:11,980 --> 00:02:13,070
چه خبره؟

10
00:02:13,070 --> 00:02:14,270
!همون‌جا بمونید

11
00:02:23,080 --> 00:02:23,830
!هیستوریا

12
00:02:31,460 --> 00:02:32,210
!اِرن

13
00:02:50,310 --> 00:02:54,020
لعنتی! تک‌تک حرکات‌مون
!رو پیش‌بینی کردن

14
00:03:03,120 --> 00:03:06,740
کنی... این مردک توی پلیس ارتش چی‌کار می‌کنه؟

15
00:03:26,100 --> 00:03:28,560
!لیوای‌‍ه... از گروه شناسایی

16
00:03:28,560 --> 00:03:30,640
!به رستوران ما خوش‌اومدید

17
00:03:32,690 --> 00:03:37,300
،دهنتو... اگه این ادامه پیدا کنه
.من هم تیممُ از دست می‌دم، هم هیستوریا و اِرن رو

18
00:03:38,480 --> 00:03:43,490
!الحق که باورنکردنی‌‍ه
...بوی یه موش کثیف از این بار به مشامم می‌رسه

19
00:03:43,740 --> 00:03:46,010
...بیا بیرون، جوندۀ پست

20
00:03:46,490 --> 00:03:48,410
!پیدات کردم

21
00:03:48,410 --> 00:03:51,250
!قانون اومده که موجود موذی رو نابود کنه

22
00:03:51,250 --> 00:03:52,940
!بنگ! بنگ

23
00:03:56,840 --> 00:03:59,880
!یعنی چه؟
!اینجا نیستی؟

24
00:03:59,880 --> 00:04:02,260
.اینجام، کنی
زمان زیادی گذشته

25
00:04:02,880 --> 00:04:05,390
.فکر نمی‌کردم هنوزم زنده باشی

26
00:04:05,390 --> 00:04:09,260
پس سلاخیِ مأمورینِ پلیسِ ارتش چی شد؟
حالا خودت‌هم عضوشون شدی؟

27
00:04:09,260 --> 00:04:13,140
بزرگسال‌ها کارهای زیادی می‌کنن
.که بچه‌ای مثل تو تواناییِ درک‌شون رو نداره

28
00:04:13,140 --> 00:04:14,850
.آخ، اشتباه کردم

29
00:04:14,850 --> 00:04:18,570
آخه انقدر ریزه‌میزه‌ای که
.سخت می‌شه باور کرد سنت رفته بالا

30
00:04:19,780 --> 00:04:22,900
.خیلی منتظر دیدن مهارت‌های مبارزه‌ایت بودم

31
00:04:22,900 --> 00:04:27,570
اصلاً فکر نمی‌کردم اون حقه‌هایی که
.یادت دادم این‌طوری به کمکت بیان

32
00:04:28,530 --> 00:04:32,080
هیچ‌وقت بهت نگفتم که چه بلایی
سر موش‌هایی که یه گوشه گیر میفتن، میاد؟

33
00:04:32,910 --> 00:04:37,580
،از هر سمتی‌هم که سعی به فرار کنی
.از بالا سر خورد خاکشیر می‌شی

34
00:04:38,500 --> 00:04:40,260
...هی، لیوای

35
00:04:43,880 --> 00:04:48,820
،حتماً یه دلیلی داره که رفتی عضو واحد شناسایی شدی
.و فکر کنم دلیلش رو بدونم

36
00:04:49,720 --> 00:04:52,640
ما هیچ چاره‌ای بجز بقاء
.توی اون آشغال‌دونی نداشتیم

37
00:04:53,100 --> 00:04:55,780
هر روزی که می‌گذشت باید از تمام توان‌مون
.برای زنده‌موندن استفاده می‌کردیم

38
00:04:56,480 --> 00:05:02,290
،و وقتی که فهمیدیم دنیا دراصل چقدر بزرگ بوده
.شک نکن که درد حماقت‌مون، بد دردی بود

39
00:05:03,190 --> 00:05:05,630
...اما یه‌چیزی نجات‌مون داد

40
00:05:06,160 --> 00:05:10,050
کاری رو پیدا کردیم که دل‌مون می‌خواست
.انجامش بدیم. به‌همین سادگی

41
00:05:10,530 --> 00:05:12,340
...ساده‌ست، اما حقیقت اینه که

42
00:05:12,340 --> 00:05:15,910
تنها چیزی که زندگی‌هامونُ
.قشنگ می‌کرد پیدا کردن سرگرمی بود

43
00:05:16,330 --> 00:05:21,670
سرگرمی؟ پس چکوندن مُخ اعضای تیم من
به در و دیوار یکی دیگه از سرگرمی‌هاتون‌‍ه؟

44
00:05:21,670 --> 00:05:26,430
،آره... برای دستیابی به اهداف بزرگم
.هر چندتا آدم که لازم باشه هم می‌کشم

45
00:05:26,840 --> 00:05:30,300
.تو هم فرقی با من نداری
.وقتی‌ به‌نفعت باشه آدم هم می‌کشی

46
00:05:30,300 --> 00:05:31,200
...آره

47
00:05:35,560 --> 00:05:36,230
!وایسا

48
00:05:36,890 --> 00:05:37,720
...کاپیتان

49
00:05:38,480 --> 00:05:40,480
.مرسی، پیرمرد

50
00:05:46,650 --> 00:05:47,450
!صندلی‌‍ه؟

51
00:05:53,450 --> 00:05:53,950
!چی؟

52
00:05:53,950 --> 00:05:55,200
!آتش -
!چی؟ -

53
00:06:02,670 --> 00:06:03,420
!صدای تیراندازی

54
00:06:03,800 --> 00:06:04,420
هان؟

55
00:06:04,420 --> 00:06:05,360
!از اونجا

56
00:06:06,670 --> 00:06:08,320
!صدای شلیک چندتا گلوله شنیدم

57
00:06:10,470 --> 00:06:12,190
بنظرت اتفاقی افتاده؟

58
00:06:12,550 --> 00:06:13,650
.به احتمال زیاد

59
00:06:14,970 --> 00:06:16,850
...کاپیتان این پیغام رو بهمون داده بود

60
00:06:17,270 --> 00:06:21,680
از الان به‌بعد بجز تایتان‌ها
.با انسان‌ها هم سر جنگ داریم

61
00:06:22,480 --> 00:06:23,980
ها؟ یعنی...؟

62
00:06:24,570 --> 00:06:25,320
!هی

63
00:06:26,400 --> 00:06:27,040
هوم؟

64
00:06:28,700 --> 00:06:30,890
این جوخۀ داخلی یکم بود؟

65
00:06:31,410 --> 00:06:34,500
فرمانده. برای بررسی
.چندتا سند باید بیاید

66
00:06:37,790 --> 00:06:38,500
.کاپیتان

67
00:06:39,420 --> 00:06:40,750
بالأخره ریق رحمتُ سر کشیدی؟

68
00:06:41,670 --> 00:06:45,590
عقب‌مونده... آخه اگه مرده بودم
چطور به این سؤالت جواب می‌دادم؟

69
00:06:45,880 --> 00:06:48,900
.آی، آی، آی... خوب غافلگیرم کرد

70
00:06:49,300 --> 00:06:53,970
یادم رفته بود که صاحب‌های بار می‌تونن
...برای دفاع از خود اسلحه حمل کنن

71
00:06:54,300 --> 00:06:56,680
،نسبت به یه بچه
.خیلی بزرگ شده

72
00:06:57,100 --> 00:06:58,270
.خیلی عالیه

73
00:06:58,270 --> 00:07:00,480
!ها؟ چیش عالیه بابا

74
00:07:00,940 --> 00:07:03,730
رؤیام داره همین‌طوری دست‌نیافتنی
...و دست‌نیافتی‌تر می‌شه

75
00:07:09,110 --> 00:07:10,490
!هی! اینم اِرن

76
00:07:12,280 --> 00:07:12,990
!کاپیتان

77
00:07:17,950 --> 00:07:18,790
!چه خبره؟

78
00:07:30,340 --> 00:07:31,300
!ارابه رو تعقیب کنید

79
00:07:32,380 --> 00:07:33,050
!چشم

80
00:07:34,760 --> 00:07:37,680
.گوش بدید! این‌ها توی جنگیدن ماهرن

81
00:07:37,680 --> 00:07:39,220
.همین‌الانشم ترتیب سه نفرمونُ دادن

82
00:07:40,270 --> 00:07:43,440
،اگه می‌خوایم اون دو تا رو بگیریم
!نباید تردید کنید

83
00:07:43,440 --> 00:07:45,860
!اگه فرصتش گیرتون اومد، بکشیدشون! باشه؟

84
00:07:47,020 --> 00:07:47,780
!اطاعت

85
00:07:54,910 --> 00:07:57,700
!آرمین، جین
!ارابه رو بدست بگیرید! ما پوشش‌تون می‌دیم

86
00:07:58,490 --> 00:07:59,330
!چشم

87
00:07:59,330 --> 00:08:00,580
...یه مُردۀ دیگه

88
00:08:00,580 --> 00:08:01,750
!جان

89
00:08:07,800 --> 00:08:08,800
!جُم نخور

90
00:08:12,220 --> 00:08:13,050
...تو

91
00:08:19,770 --> 00:08:20,310
!جان

92
00:08:26,940 --> 00:08:31,940
".اطلاعات موجود برای افشای عمومی"
".ابزار محرک تمام‌جهت ضد انسانی"
این دستگاه نه برای نابودی تایتان‌ها، بلکه برای
.مقابله با ابزار محرک تمام‌جهت و مبارزه با انسان‌های دیگر ساخته شده بود
،به‌دلیل درک انسانی فوق‌العاده و فراهم‌کردن فرصتی برای حمله از نقاط کور
.این دستگاه در شهرها و جنگل‌ها استفادۀ زیادی دارد

93
00:08:32,360 --> 00:08:35,420
« پایتخت، میتراس »
(شهری وااقع در دیوار سینا که محل زندگی پادشاه و شهروندانِ طبقه بالاست)

94
00:08:35,570 --> 00:08:38,460
.چه ناامیدکننده که چیزی از اِروین عایدمون نشد

95
00:08:39,080 --> 00:08:42,360
هنوز از موقعیت اِرن ییگر
.و هیستوریا خبر نداریم

96
00:08:42,790 --> 00:08:46,960
دیگه الان، جلوگیری از فعالیت‌های واحد شناسایی
.هیچ کمکی بهمون نمی‌کنه

97
00:08:47,250 --> 00:08:48,250
...دقیقاً

98
00:08:48,250 --> 00:08:51,700
می‌دونیم که ممکنه چه اطلاعاتی
از کشیش نیک گرفته باشن؟

99
00:08:52,510 --> 00:08:53,640
.کمکی نمی‌کنه

100
00:08:54,010 --> 00:08:59,390
اگه زیادی ازشون سؤال بپرسیم، چیزایی رو
.براشون فاش می‌کنیم که اصلاً نمی‌دونستن

101
00:08:59,390 --> 00:09:02,220
.نه، دانسته‌ها یا ندونسته‌هاشون مهم نیست

102
00:09:02,560 --> 00:09:05,560
.مهم چیزایی‌‍ه که سعی گرفتن متوجه‌ش بشن
.که خیلی هم هست

103
00:09:06,060 --> 00:09:08,670
.باید قانونی بهشون رسیدگی کنیم

104
00:09:09,020 --> 00:09:11,070
...درست مثل کاری که تا الان کردیم

105
00:09:16,740 --> 00:09:18,000
...از طرف لُرد ریس‌‍ه

106
00:09:21,540 --> 00:09:23,450
.اِرن و هیستوریا دستگیر شدن

107
00:09:24,120 --> 00:09:27,710
اون قبل از ما رفته و به اِروین
.و دستۀ شناسایی حمله کرده

108
00:09:28,250 --> 00:09:30,340
.نیازی نیست که دیگه ما دست به کار شیم

109
00:09:32,670 --> 00:09:34,210
.این آخریش بود

110
00:09:34,510 --> 00:09:37,340
،اگه وسایل شخصی‌ات رو پس می‌خوای
.بعداً بیا بگیرشون

111
00:09:37,590 --> 00:09:38,930
.نه، موردی نداره

112
00:09:40,180 --> 00:09:42,260
.می‌خواستم با تو صحبت کنم

113
00:09:42,770 --> 00:09:45,310
.تو حس و حال یادآوری گذشته نیستم

114
00:09:45,310 --> 00:09:47,020
.چه سرد شدی، نایل

115
00:09:47,140 --> 00:09:49,730
مگه ما زمانی رفقایی نبودیم
که هدف داشتن عضو واحد شناسایی بشن؟

116
00:09:52,020 --> 00:09:54,570
.این دنیای کوچیک درحال تغییر ه

117
00:09:55,070 --> 00:09:56,950
این تغییر امید یا یأس به بار میاره؟

118
00:09:57,450 --> 00:10:00,950
می‌تونیم آیندۀ بشریت رو
به دستان دولت بسپریم یا نه؟

119
00:10:01,370 --> 00:10:02,280
کی فرصت انتخاب داره؟

120
00:10:03,290 --> 00:10:04,430
کی تصمیم می‌گیره؟

121
00:10:05,120 --> 00:10:07,290
به کی اعتماد می‌کنی؟

122
00:10:08,420 --> 00:10:12,210
اروین، می‌خوای... می‌خوای چی‌کار کنی؟

123
00:10:14,300 --> 00:10:16,520
.قمار، مثل همیشه

124
00:10:26,850 --> 00:10:28,570
تو هم همچین دردی رو کشیدی؟

125
00:10:33,820 --> 00:10:34,980
...ببخشید

126
00:10:34,980 --> 00:10:35,660
.اشکالی نداره

127
00:10:36,150 --> 00:10:38,630
...ببخشید... ببخشید

128
00:10:52,330 --> 00:10:54,000
!لعنتی! آرمین! جان

129
00:11:08,520 --> 00:11:10,620
!دست نگه‌دار! عقب‌نشینی کن

130
00:11:15,520 --> 00:11:18,400
!اِرن

131
00:11:25,370 --> 00:11:26,220
چی شده؟

132
00:11:26,910 --> 00:11:28,830
این آشغال‌دونی اشتهاتُ کور کرده؟

133
00:11:29,330 --> 00:11:30,120
...نه

134
00:11:30,790 --> 00:11:33,960
...جین، یه‌چیزی رو متوجه‌اش نمی‌شم

135
00:11:34,670 --> 00:11:35,540
چی؟

136
00:11:36,340 --> 00:11:38,810
وقتی ماشه رو کشیدم
...که جونتُ نجات بدم

137
00:11:39,650 --> 00:11:42,010
.واقعاً فکر کردم که به موقع نزدم

138
00:11:42,470 --> 00:11:44,590
...ببخشید، ولی

139
00:11:45,350 --> 00:11:47,580
برای چی من اونی بودم که اول شلیک کرد؟

140
00:11:52,480 --> 00:11:53,460
... به خاطر این که

141
00:11:54,190 --> 00:11:56,490
.به خاطر این که یکی از بقیه تردید کرد

142
00:11:57,320 --> 00:11:58,190
.درسته

143
00:11:59,990 --> 00:12:04,200
،آرمین، شرمنده
... من باید کاری که بهم گفته شده بود رو انجام می‌دادم

144
00:12:04,660 --> 00:12:06,660
... می‌دونستم

145
00:12:07,370 --> 00:12:11,790
مطمئنم کسی که کشتم
.آدم خوبی بوده

146
00:12:12,620 --> 00:12:15,550
... یه کسی که خیلی بیشتر از من انسانه

147
00:12:16,420 --> 00:12:19,590
... من خیلی ساده ماشه رو کشیدم ... من

148
00:12:20,590 --> 00:12:21,250
... من

149
00:12:21,970 --> 00:12:25,320
.آرمین، الان دیگه دستای تو به خون آلوده شده

150
00:12:25,890 --> 00:12:27,830
.نمی‌تونی برگردی به اون چیزی که بودی

151
00:12:28,560 --> 00:12:30,020
برای چی همچین چیزی رو می‌گی؟

152
00:12:30,020 --> 00:12:32,040
.خوده جدیدت رو قبول کن

153
00:12:33,060 --> 00:12:36,060
... به این فکر کن که اگر دستات هنوز پاک بودن

154
00:12:36,960 --> 00:12:39,070
.جان الان پیش ما نبود

155
00:12:43,150 --> 00:12:48,330
... من بهت می‌گم برای چی ماشه رو کشیدی
.برای این که همرزمت داشت کشته می‌شد

156
00:12:49,240 --> 00:12:50,040
... آرمین

157
00:12:50,490 --> 00:12:55,830
به لطف تو که دستات رو کثیف کردی
.کسی از گروه ما کشته نشد

158
00:12:56,920 --> 00:12:57,840
.ممنونم

159
00:13:02,840 --> 00:13:05,360
... کاپتان لیوای، من

160
00:13:05,360 --> 00:13:08,220
من فکر می‌کردم که
... اشتباهه که با انسان‌های دیگه بجنگیم

161
00:13:08,930 --> 00:13:11,510
.و این که اشتباه شماست که به ما همچین دستوری دادین

162
00:13:12,520 --> 00:13:15,120
.از این می‌ترسیدم که به آدمای دیگه صدمه بزنم

163
00:13:15,890 --> 00:13:19,270
.ولی ... اون کسی که اشتباه می‌کرد من بودم

164
00:13:19,270 --> 00:13:21,110
.دفعه‌ی بعد، من شلیک می‌کنم

165
00:13:21,110 --> 00:13:24,680
من هیچ وقت چیزی درباره‌ی این که
.کی درست می‌گه و کی غلط چیزی نگفتم

166
00:13:25,570 --> 00:13:27,430
.من حتی خودمم این رو نمیدونم

167
00:13:28,160 --> 00:13:30,580
واقعا تو بودی که داشتی اشتباه می‌کردی؟

168
00:13:34,250 --> 00:13:35,350
... خیله خب

169
00:13:36,500 --> 00:13:38,840
.خب دیگه وقتش رسیده ببینم اون چی داره که بگه

170
00:13:46,840 --> 00:13:50,890
وایسا! من فقط یه آدم پیرم که
گاری‌ها رو جابه‌جا می‌کنه  و

171
00:13:50,890 --> 00:13:52,490
.من قبلا یه بار این مرد رو دیدم

172
00:13:55,730 --> 00:13:58,430
.توی شهر، مردم به اسم رئیس صداش می‌زدن

173
00:14:00,900 --> 00:14:03,770
آره شناختم. دیمو ریوز بودی؟

174
00:14:05,360 --> 00:14:10,910
ما فقط دستور پلیس ارتش رو که به ما داده بودن
... اجرا می‌کردیم. که خیلی هم بدجور شکست خوردیم

175
00:14:10,910 --> 00:14:13,910
اونا تمام دارایی‌های کمپانی ریوز رو
.غارت میکنن

176
00:14:14,370 --> 00:14:19,530
.اونا حتی منتظر من و پسر احمقم هم نمیمونن
.و مطمئن میشن که تمام کارمندام توی یه تصادفِ ساختگی بمیرن

177
00:14:20,880 --> 00:14:22,640
پس بدون این که بجنگی می‌میری؟

178
00:14:23,960 --> 00:14:27,010
،تروست باید تا الان نابود می‌شد
.ولی مقاومت کرد

179
00:14:27,590 --> 00:14:31,070
این به خاطر این بود که کمپانی ریوز کار رو
.برای مردم مهیا کرد

180
00:14:31,680 --> 00:14:36,270
ولی اگر کمپانی نابود می‌شد
چند نفر می‌تونستن زمستون رو پشت سر بزارن و زنده بمونن؟

181
00:14:37,480 --> 00:14:39,810
داری می‌گی که من با تو همکاری کنم؟

182
00:14:40,270 --> 00:14:43,340
ما فقط باید بدونیم که ارن و هیستوریا
.کجان

183
00:14:43,820 --> 00:14:47,280
،اگر تو داری آذوغه‌ی پلیس ارتش رو جور می‌کنی
.می‌تونیم یه چیزایی سردر بیاریم

184
00:14:47,490 --> 00:14:51,660
بعد ببینم می‌تونی کاری کنی که مردم و افرادم
از گرسنگی تلف نشن؟

185
00:14:52,070 --> 00:14:53,830
.نمی‌تونم تضمینی بهت بدم

186
00:14:53,830 --> 00:14:57,540
هرچند، می‌تونی امیدوار باشی که
.ما تا به انجام رسوندن این کار پیش می‌ریم

187
00:15:06,130 --> 00:15:08,370
.بالاخره، مزاحمت تموم شد

188
00:15:10,260 --> 00:15:13,510
!اروین! مشکلات بزرگ‌تر! اوضاع بد پیش رفت

189
00:15:13,510 --> 00:15:17,760
!دو تا چیز هست
!اول این که ارن و هیستوریا رو گرفتن

190
00:15:18,310 --> 00:15:20,600
.سه نفر از افراد تیم من هم کشته شدن

191
00:15:20,600 --> 00:15:25,070
من برنامه دارم که لیوای رو ببینم که بتونیم
.موقعیت اونا رو پیدا کنیم

192
00:15:25,070 --> 00:15:26,480
و؟ اون یکی؟

193
00:15:26,650 --> 00:15:30,360
ارن اون مکالمه‌ای که بین یمیر و برتولت بود رو
... یادش اومد

194
00:15:30,570 --> 00:15:32,280
... لعنتی، اگر این حقیقت داشته باشه

195
00:15:33,030 --> 00:15:34,840
!سرم الان‌‌‍ه که بترکه

196
00:15:34,930 --> 00:15:36,160
!آروم باشید

197
00:15:36,700 --> 00:15:37,790
مشکل چیه؟

198
00:15:42,080 --> 00:15:45,090
اگر ما سریعا اون رو نجات ندیم
!ارن خورده می‌شه

199
00:15:50,800 --> 00:15:53,430
هی! ببینم لیوای و اون دوتا واقعا اونجان؟

200
00:15:54,010 --> 00:15:59,270
هستن، من به اونا قول دادم که باهاشون
.همکاری می‌کنم و اونا هم قبول کردن که من به دلایلی برم

201
00:16:01,690 --> 00:16:02,790
رسیدیم؟

202
00:16:11,030 --> 00:16:12,530
... ریوز، مرتیکه‌ی

203
00:16:14,910 --> 00:16:17,350
.شرمنده رفقا

204
00:16:24,210 --> 00:16:28,340
حالا چی؟ این یعنی این که ما
جامون دیگه امنه؟ پدر؟

205
00:16:28,340 --> 00:16:29,800
.هیچ تضمینی وجود نداره

206
00:16:29,800 --> 00:16:32,550
جدی نمی‌گی؟ ولی چرا؟

207
00:16:32,550 --> 00:16:35,260
.یه تاجر باید یاد بگیره که دنباله روی غریزه اش باشه و بهش اعتماد کنه

208
00:16:35,680 --> 00:16:41,060
،اونم نه فقط برای بوی پول ساده
بلکه برای سودی که در آینده منتظرشه

209
00:16:41,060 --> 00:16:43,770
.وقتی که پیداش کردی، گازش بگیر و ولش نکن

210
00:16:44,350 --> 00:16:46,270
.گرفتی؟ یادت باشه

211
00:16:47,060 --> 00:16:49,650
شرمنده که دیر کردم! ببینم هنوز داری ادامه می‌دی؟

212
00:16:49,940 --> 00:16:52,530
.آره، تازه دارم با این کار آشنا می‌شم

213
00:16:52,780 --> 00:16:58,990
سانس! باید اینو بدونی که منم توی شکنجه‌ی آدم تازه کارم
پس باید تحملم کنی

214
00:16:58,990 --> 00:17:01,290
!وایسا! ببینم شما اصلا چی می‌خواین؟

215
00:17:01,290 --> 00:17:03,820
آخه کدوم آدمی بدون این که اطلاعاتی
بخواد، شکنجه می‌کنه؟

216
00:17:04,000 --> 00:17:07,960
اوه، درسته ... ما چنتا سوال هم ازت داریم

217
00:17:07,960 --> 00:17:10,340
ارن و هیستوریا کجان؟

218
00:17:10,340 --> 00:17:12,510
برای چی دنبال هیستوریا هستین؟

219
00:17:12,510 --> 00:17:13,760
این خانواده‌ی ریس کی هست؟

220
00:17:13,920 --> 00:17:16,640
خیلی کندی ! نمی‌بینی که ما
.عجله داریم؟

221
00:17:19,850 --> 00:17:21,230
... دوباره شروع شد

222
00:17:21,680 --> 00:17:25,270
انگار صدای جیغ‌ها بلندتر از زمانی
.بود که کاپتان داشت طرف رو شکنجه می‌داد

223
00:17:25,850 --> 00:17:30,150
با این که می‌دونم این کار برای
.نجات اون دوتاست، ولی بازم حالم رو بد می‌کنه

224
00:17:31,400 --> 00:17:34,110
.بیا قبولش کنیم ... ما الان دیگه خودمون هم مجرمیم

225
00:17:36,610 --> 00:17:38,890
... دشمنایی که داریم باهاشون می‌جنگیم

226
00:17:38,890 --> 00:17:42,090
ما اونا رو نمی‌کشیم برای این سعی دارن
.ما رو بخورن

227
00:17:42,580 --> 00:17:45,330
... برای این که نقطه‌ نظرهاشون با ما فرق داره

228
00:17:45,330 --> 00:17:48,560
.نه، فقط به خاطر گروهی که ازش اومدنه

229
00:17:49,670 --> 00:17:51,500
... و به همین خاطر، زندگی اونا

230
00:17:52,300 --> 00:17:53,080
... آرمین

231
00:17:54,880 --> 00:17:57,970
.همه‌ی ما ... دیگه آدمای خوبی نیستیم

232
00:17:59,970 --> 00:18:03,390
.شرمنده، نمی‌تونم به خوبی شماها ناخون‌ها رو بکشم

233
00:18:03,770 --> 00:18:06,980
ببینم چنتا کشیدین که این قدر کارتون خوب شده بود؟

234
00:18:08,150 --> 00:18:09,890
،بیشتر از اونی که بشه شمرد

235
00:18:10,400 --> 00:18:15,770
داخل این دیوارهای بی‌رنگ، می‌دونی چرا هیچ‌وقت
جنگ به بیرون درز نکرده؟

236
00:18:16,610 --> 00:18:21,240
به خاطر این که اولین گروهان داخلی دستای ما رو
.کثیف کرد که از صلح محافظت کنیم

237
00:18:22,790 --> 00:18:25,250
... یه معلم که زیادی باهوش بود

238
00:18:25,250 --> 00:18:27,620
... یه زوج احمق که می‌خواستن پرواز کنن

239
00:18:27,960 --> 00:18:30,250
!یه فاحشه از یه مزرعه تو دهکده

240
00:18:30,420 --> 00:18:34,000
انسانیت تا این جا پیش اومده فقط
.به خاطر این بوده که ما اونا رو پاک کردیم

241
00:18:34,420 --> 00:18:36,590
!باید از ما تشکر هم بکنید

242
00:18:36,590 --> 00:18:41,050
من هیچ وقت ندیدم که کسی بیشتر از شماها
.از شکنجه دادن لذت ببره

243
00:18:41,050 --> 00:18:42,320
!شماها هیولایین

244
00:18:42,760 --> 00:18:45,350
.ولی من اصلا نترسیدم

245
00:18:45,350 --> 00:18:48,310
... من ... من

246
00:18:48,770 --> 00:18:54,980
من شاهم رو دارم، من به صلح درون
.دیوارها اعتقاد دارم

247
00:18:54,980 --> 00:18:58,320
و این همه ی کارهایی که کردیم رو توچیه میکنه

248
00:18:59,110 --> 00:19:00,320
... ولی

249
00:19:01,240 --> 00:19:03,730
... فکر کردن به این که قراره این قدر عذاب دهنده باشه

250
00:19:05,790 --> 00:19:08,170
.زودباشین و اون قدر من رو شکنجه بدین تا بمیرم

251
00:19:08,580 --> 00:19:12,840
این تمام کاری بود که من با این زندگی
.کثیف شده به خونم تا الان انجام دادم

252
00:19:14,960 --> 00:19:16,210
وقتشه یه استراحتی بکنیم

253
00:19:19,800 --> 00:19:23,490
این خیلی سخته ... حس می‌کنم
.کم‌کم دلم داره براش می‌سوزه

254
00:19:28,600 --> 00:19:30,910
... این قدر بهم فشار نیار، درد داره

255
00:19:32,020 --> 00:19:32,880
!رالف

256
00:19:33,310 --> 00:19:37,570
واقعا که خیلی بدبختی، یه ناخون بیشتر
.نیاز نبود که به حرف بیای

257
00:19:39,030 --> 00:19:43,120
سانس دیگه ناخون برای کندن نداره
.اصلا مثل اون نیستی

258
00:19:43,120 --> 00:19:46,330
.انگار که اهمیت می‌دم. اون تصمیم خودش بوده

259
00:19:46,330 --> 00:19:51,120
.اون یارو هیچ وقت درباره‌ی صلح و شاه خفه‌خون نمی‌گرفت
.همه‌ی ما ازش متنفر بودیم

260
00:19:51,290 --> 00:19:53,790
.میشه یه لطف بکنید و زودتر بکشیدش

261
00:19:55,460 --> 00:19:58,920
ما همچین کاری نمی‌کنیم تا این که
.اون داستان تو رو تایید بکنه

262
00:19:59,300 --> 00:20:03,050
.شما همین الان اون چیزی که می‌خواستین رو گرفتین از من
.بیخیال بشین جان هر کی دوست دارین

263
00:20:03,510 --> 00:20:07,060
ببینم بالاخره به من یه تخت می‌دین تو سلولم یا نه؟

264
00:20:22,910 --> 00:20:25,530
آماده‌ای سانس؟ بریم برای ادامه؟

265
00:20:25,530 --> 00:20:28,120
،این کار برای منم سخته
.ولی خب، من تمام تلاشم رو می‌کنم

266
00:20:28,120 --> 00:20:30,380
.ریس خانواده‌ی سلطنتی واقعیه

267
00:20:40,130 --> 00:20:42,970
... خیلی تلاش کردم که هیج کاری نکنم

268
00:20:43,130 --> 00:20:45,570
.فلگل که دیگه داره خیلی طولش می‌ده

269
00:20:57,270 --> 00:21:00,610
تاجرها نباید مهین فروش باشن وقتی که
.بحث اعتماد میاد وسط

270
00:21:06,490 --> 00:21:09,200
عاقلانه بود که ازش نپرسیدیم لیوای کجاست؟

271
00:21:09,830 --> 00:21:12,120
.اون خودش رو نشون می‌ده حتی اگر ما کاری نکنیم

272
00:21:12,580 --> 00:21:13,660
از کجا می‌دونی؟

273
00:21:14,210 --> 00:21:16,500
.برای اینکه من بزرگش کردم

274
00:21:16,500 --> 00:21:19,500
.لیوای آکرمن همچین آدمیه

275
00:21:27,800 --> 00:21:30,350
... جانشین واقعیه سلطنت

276
00:21:30,810 --> 00:21:32,010
هیستوریاست...؟

277
00:21:32,640 --> 00:21:38,150
به بیان دیگه، هر جایی که راد ریس باشه
.ارن و هیستوریا هم همونجان

278
00:21:44,320 --> 00:21:45,360
.خودشه

279
00:21:50,660 --> 00:21:51,790
... هیستوریا

280
00:21:55,620 --> 00:21:57,460
.... به خاطر همه چی عذر می‌خوام

281
00:22:07,400 --> 00:22:10,400
[ ...این داستان ادامه دارد ]

282
00:22:10,424 --> 00:22:30,424
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

283
00:22:30,448 --> 00:22:50,448
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده

284
00:23:40,560 --> 00:23:41,880
... گذشته‌ی یه دختر

285
00:23:42,520 --> 00:23:46,040
اون قدری بزرگ هست که بشه یه
... سلطنت رو باهاش تغییر داد

286
00:23:46,860 --> 00:23:51,510
زمانی که این راز به اروین رسید، اونم
.یاد گذشته‌ی خودش افتاد

287
00:23:52,140 --> 00:23:55,640
« قسمت بعدی: داستان قدیمی »