1
00:00:04,190 --> 00:00:06,360
...پادشاه حقیقی درون دیوارها

2
00:00:06,360 --> 00:00:09,170
.جلوی راد ریس و نقشه‌های پلیدش گرفته شد

3
00:00:09,780 --> 00:00:14,310
گروه شناسایی با موفقیت
.اِرن و هیستوریا رو نجات دادن

4
00:00:14,990 --> 00:00:15,950
...اما

5
00:00:16,740 --> 00:00:19,300
...برای مقابله با آنها

6
00:00:19,870 --> 00:00:22,510
.راد ریس، تبدیل به یک تایتان شد

7
00:00:23,120 --> 00:00:26,460
.چونکه می‌خواستم حرف پدرمُ باور کنم

8
00:00:26,460 --> 00:00:30,000
...نمی‌خواستم پدرم ازم متنفر باشه

9
00:00:31,260 --> 00:00:33,570
.اما الان، دیگه وقت خداحافظی‌‍ه

10
00:00:34,130 --> 00:00:36,930
،وقتی ملکه شدی
.می‌تونی بخوابونی زیر گوش اون عوضی

11
00:00:37,720 --> 00:00:40,380
چطوری می‌خوای شهروندان
رو سر موقع از شهر تخلیه کنی؟

12
00:00:40,810 --> 00:00:41,890
.شهر رو تخلیه نمی‌کنیم

13
00:00:42,680 --> 00:00:46,500
می‌گیم شهروندان همین‌طوری که هستن
.توی منطقۀ اوروود بمونن

14
00:01:51,072 --> 00:01:54,072
« فصل سوم انیمۀ حمله به تایتان »

15
00:01:54,096 --> 00:02:14,096
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

16
00:03:03,970 --> 00:03:08,980
« قسمت 46: فرمانروای دیوارها »

17
00:03:10,710 --> 00:03:12,920
!چه فکری با خودت می‌کنی، اروین؟

18
00:03:13,210 --> 00:03:16,710
شهروندان رو همین‌طوری
!بدون تخلیه‌سازی تو شهر نگه داریم؟

19
00:03:16,920 --> 00:03:20,840
،تا آفتاب بزنه
!اون تایتان رسیده اینجا و پدرمونُ در میاره

20
00:03:20,840 --> 00:03:22,720
.اون تایتان غیرعادی‌‍ه

21
00:03:22,720 --> 00:03:24,890
!این دیگه مثلاً یعنی چی؟

22
00:03:25,350 --> 00:03:30,810
تایتانِ هدف، به‌طرز عجیبی به‌سمت
.توده‌های عظیم جمعیتی جذب می‌شه

23
00:03:30,810 --> 00:03:32,390
.که نشون میده غیرعادیه

24
00:03:32,770 --> 00:03:35,940
یعنی که داداش‌مون یه روستای
،کوچیک رو ندید می‌گیره

25
00:03:35,940 --> 00:03:39,900
در عوض این‌که بیاد
.و به این شهر مستحکم برسه

26
00:03:39,900 --> 00:03:45,300
« پایتخت میتراس »
« منطقۀ اوروود »

27
00:03:40,490 --> 00:03:45,370
اگر همین‌الان، می‌خواستیم شهروندای
،داخل دیوار سینا رو تخلیه کنیم

28
00:03:45,370 --> 00:03:49,910
،به‌سمت‌شون کشیده می‌شه
.و دیوار و هر چی سر راهش قرار می‌گیره‌رو نابود می‌کنه

29
00:03:51,040 --> 00:03:56,460
،نهایتاً، می‌رسه به میتراس
...با بیشترین تودۀ جمعیتی

30
00:03:56,460 --> 00:04:00,000
.و ضربۀ جبران‌نشدنی‌ای به بشریت می‌زنه

31
00:04:02,260 --> 00:04:09,220
تو راه برگشت‌مون، سعی کردیم تا از
...قدرت اِرن ییگر برای کنترل تایتان‌ها استفاده کنیم، ولی

32
00:04:09,220 --> 00:04:11,790
.تایتانِ راد ریس هیچ واکنشی نشون نداد

33
00:04:19,610 --> 00:04:21,440
!وایسا، تایتان

34
00:04:22,820 --> 00:04:25,670
!هی، وایسا! دارم با تو حرف می‌زنم

35
00:04:26,570 --> 00:04:28,410
!صدامُ نمی‌شنوی، ابله؟

36
00:04:28,700 --> 00:04:30,660
!راد ریس، منظورم تویی

37
00:04:30,660 --> 00:04:32,280
!پیرمرد ریزه‌میزه‌ی حقیر

38
00:04:40,340 --> 00:04:44,920
،اگه می‌خوایم اون تایتان رو متوقف کنیم
.باید بیرون دیوار منطقۀ اوروود این‌کارو بکنیم

39
00:04:45,590 --> 00:04:49,300
،و برای این‌که این اتفاق عملی شه
.باید از مردم شهر به‌عنوان طعمه استفاده کنیم

40
00:04:50,640 --> 00:04:53,850
البته، این واقعیت تغییر نمیکنه که

41
00:04:53,850 --> 00:04:57,310
اولین و مهم‌ترین وظیفۀ ما سربازان
.محافظت از شهروندان‌‍ه

42
00:04:58,230 --> 00:05:00,270
،فرض بر این‌که نتونیم جلوی هدف رو بگیریم

43
00:05:00,900 --> 00:05:03,940
از اقداماتی استفاده می‌کنیم که
.حتی یکی از مردمین عادی هم کشته نشه

44
00:05:05,450 --> 00:05:09,320
یه مانور تخلیه‌سازی اورژانسی
،برای منطقۀ اوروود اعلام می‌کنیم

45
00:05:09,740 --> 00:05:14,330
،که اگه نیاز شد
.مردم فوراً آماده‌ی تخلیه‌ی شهر باشن

46
00:05:21,000 --> 00:05:23,300
...بنظر چارۀ دیگه‌ای نیست

47
00:05:24,010 --> 00:05:26,750
جثه‌ی هدف‌مون بزرگ‌ترین
.جسمی‌‍ه که تابه‌حال دیدیم

48
00:05:27,300 --> 00:05:29,830
که همین باعث می‌شه
.هدف ساده‌ای باشه

49
00:05:30,720 --> 00:05:33,310
توپ‌های نصب‌شده روی دیوارها
...حتماً خیلی مؤثر خواهند بود، ولی

50
00:05:34,180 --> 00:05:36,590
...اگه این برای کشتنش کفایت نکنه

51
00:05:38,350 --> 00:05:41,630
گروه شناسایی هر چی داریم و نداریم
.رو برای نابودی‌اش، برعلیه‌اش استفاده می‌کنه

52
00:06:12,680 --> 00:06:16,980
،به‌عنوان بخشی از این مانور
!از تایتان‌های احمق و توپ لوله‌دار استفاده می‌شود

53
00:06:16,980 --> 00:06:20,200
مانور بسیار بزرگی می‌شه که
!تابه‌حال شبیه‌ش رو هم ندیدید

54
00:06:20,520 --> 00:06:24,690
!البته، ازتون می‌خوایم که خون‌سردی خودتونُ حفظ کنید
...آروم بمونید و از دستورالعملات

55
00:06:24,690 --> 00:06:25,730
.خانم

56
00:06:26,360 --> 00:06:31,030
،باید مغازه ام رو برای امروز آماده کنم
پس نمی‌شه بذارید ما بریم خونه؟

57
00:06:31,030 --> 00:06:33,160
.امروز مشتری‌ای نمیاد

58
00:06:33,160 --> 00:06:34,240
.امروز رو برید استراحت

59
00:06:34,240 --> 00:06:35,740
.بعید می‌دونم، خانم

60
00:06:36,290 --> 00:06:39,000
این مانور دیگه چی می‌گه
وقتی ما اینجا توی شمال‌ایم؟

61
00:06:39,000 --> 00:06:42,040
ارتش دولت رو برکنار می‌کنه، و حالا هم این؟

62
00:06:42,040 --> 00:06:43,670
منظورت چیه؟

63
00:06:43,670 --> 00:06:47,760
یعنی می‌گم این‌ها همه‌ش
.بخشی از به رخ کشیدن قدرت‌شونه

64
00:06:47,760 --> 00:06:51,720
،که ثابت کنن حالا که شاه تقلبی رفته
.کنترل اوضاع رو دیگه اونا بدست گرفتن

65
00:06:51,720 --> 00:06:55,760
پس، رسماً بخاطر هیچ و پول
داریم درگیر این ماجرا می‌شیم؟

66
00:06:55,760 --> 00:06:56,810
.آره

67
00:06:56,810 --> 00:07:02,020
با این وضع، فکر کنم همون پادشاه تقلبی
.رو ترجیح می‌دم، حتی با اون بی‌کفایتیش

68
00:07:02,020 --> 00:07:04,520
!هی! اونجا رو ببین

69
00:07:09,570 --> 00:07:10,400
دود؟

70
00:07:11,740 --> 00:07:13,120
!آتش

71
00:07:44,020 --> 00:07:45,690
خب، چطور شد...؟

72
00:08:01,580 --> 00:08:03,210
!آتش

73
00:08:06,500 --> 00:08:09,550
توپ‌های زمینی بنظر
.اصلاً تأثیر کمتری هم دارن

74
00:08:09,550 --> 00:08:10,860
.معلومه دیگه

75
00:08:11,260 --> 00:08:15,390
توپ‌های روی دیوار به‌زور بتونن به
.پسِ گردنش شلیک کنن، حتی با زاویۀ بهتر

76
00:08:16,010 --> 00:08:17,280
مشکل کجاست؟

77
00:08:17,760 --> 00:08:19,640
...ترکیبی از سربازهای مختلف‌ان

78
00:08:19,640 --> 00:08:21,430
...طرز توپ و تفنگ چیدنشون

79
00:08:21,430 --> 00:08:22,940
...رهبری سطحی

80
00:08:23,600 --> 00:08:25,850
.همین کم نبود، تازه اینجا منطقۀ شمالی هم هست

81
00:08:26,610 --> 00:08:30,330
،برخلاف سربازای خط مقدم
.هیچ تجربۀ جنگی‌ای ندارن

82
00:08:30,820 --> 00:08:34,870
البته، دیگه بهتر از این‌ها
.گیرمون نمیاد، و این واقعیت‌‍ه

83
00:08:35,280 --> 00:08:38,400
.آره، این بخشش به‌طرز دردناکی مشخصه

84
00:08:39,330 --> 00:08:44,150
ولی بااین‌حال، استراتژی‌تون برای
.گروه شناسایی به یه قمار دیگه خلاصه می‌شه

85
00:08:44,790 --> 00:08:47,170
.درست مثل ایده‌های دیگه‌ای که به ذهنت می‌رسه

86
00:08:47,170 --> 00:08:49,590
!اروین! وسایل رو آوردم

87
00:08:50,090 --> 00:08:53,090
.هرچی باروت، طناب، و تور سیمی‌ای که تونستم پیدا کنم

88
00:08:53,090 --> 00:08:54,720
.البته خودمون باید سرهم‌بندی‌شون کنیم

89
00:08:55,090 --> 00:08:58,720
!آها، با این
.یکی دیگه هم اون‌طرف هست

90
00:08:59,680 --> 00:09:02,020
،ماشه‌اش ثابت‌‍ه، پس وقتی شلیک می‌کنی

91
00:09:02,020 --> 00:09:05,020
،دوباره اتوماتیک برمی‌گرده بالا
.درست مثل اسلحۀ ضد نفر

92
00:09:05,600 --> 00:09:07,740
خب، توپخانه تونسته صدمه‌ای وارد کنه؟

93
00:09:08,150 --> 00:09:11,110
.خیلی کم، در حد شاش اسب

94
00:09:11,110 --> 00:09:13,670
پس واقعاً برنامه داریم از این استفاده کنیم؟

95
00:09:14,860 --> 00:09:18,240
...لیوای، جین، ساشا، کُنی

96
00:09:18,240 --> 00:09:19,830
.شما حواس‌تون به اون سمت باشه

97
00:09:19,830 --> 00:09:20,790
!اطاعت

98
00:09:25,540 --> 00:09:28,670
...چطوری این‌کارو کنیم؟ بذار ببینم

99
00:09:28,670 --> 00:09:32,170
تصور کنید دارید برای یه مخاطب خاص
...یه کادوی قشنگ می‌پیچید

100
00:09:32,170 --> 00:09:34,840
حدس می‌زنم از لیوای خبر
.گرفته باشی دیگه، هیستوریا

101
00:09:35,550 --> 00:09:37,250
،با فرض بر این‌که از این وضع جون سالم بدر ببریم

102
00:09:37,930 --> 00:09:41,350
،تو رو ملکه می‌کنیم
.تا فرمانروای دنیامون داخل مرز دیوارها بشی

103
00:09:42,470 --> 00:09:45,930
.طبیعتاً، رفتنت به خط مقدم جنگ مشکل‌ساز می‌شه

104
00:09:47,020 --> 00:09:48,600
.بعید می‌دونم جواب بده

105
00:09:49,440 --> 00:09:53,540
فکر کردی مردم انقدر ساده‌لوحن که
صرفاً ظاهراً با یه فرمانروا بیعت کنن؟

106
00:09:57,320 --> 00:09:59,530
چی تو فکرت‌‍ه؟

107
00:09:59,530 --> 00:10:00,740
!آتش

108
00:10:07,410 --> 00:10:08,610
...هیستوریا

109
00:10:10,040 --> 00:10:12,210
...آخه تو ببین چقدر دختر قوی‌ای شده

110
00:10:13,630 --> 00:10:16,200
.مدت‌ها فکر می‌کردم که بین ما ضعیف اون‌‍ه

111
00:10:16,880 --> 00:10:17,850
.اشتباه می‌کردم

112
00:10:20,090 --> 00:10:21,570
.ضعیف‌‍ه خودِ من بودم

113
00:10:23,720 --> 00:10:26,600
،از یه‌جایی به بعد
.خودم رو آدم خاصی در نظر گرفتم

114
00:10:27,430 --> 00:10:31,270
که به همین خاطرم هست وقتی سربازای
...دیگه بخاطر من جون‌شونُ دادن

115
00:10:31,270 --> 00:10:33,020
طوری قبولش کردم که
.انگار کاملاً طبیعی بوده

116
00:10:34,360 --> 00:10:36,280
.قدرت‌های تایتانی‌ام هم همین‌طور

117
00:10:37,860 --> 00:10:39,820
من بیشتر از هر چیزی
...از تایتان‌ها متنفر بودم

118
00:10:40,200 --> 00:10:43,540
،ولی وقتی خودم تایتان شدم
.برام خیلی موضوع پراهمیتی نبود

119
00:10:44,160 --> 00:10:47,190
دلم می‌خواست باور کنم که
.قدرتش تماماً از خودم بوده

120
00:10:48,460 --> 00:10:50,750
افراد ضعیف و سست‌عنصر
.دقیقاً همچین طرز فکری دارن

121
00:10:56,050 --> 00:10:57,490
قدم بعدی چیه؟

122
00:10:58,090 --> 00:11:00,510
حالا اگه تونستم دیوار رو هم ترمیم کنم، چی؟

123
00:11:01,220 --> 00:11:03,470
این‌کار برای نجات بشریت کافیه؟

124
00:11:04,510 --> 00:11:06,960
،من آدم خاصی نیستم
.من اصلاً هیچکسی نیستم

125
00:11:09,180 --> 00:11:13,690
اما... اصلاً بشریت بود که
انقدر بدشانسی آورد

126
00:11:14,520 --> 00:11:16,720
.که برگ برنده‌شون ناچاراً من شدم

127
00:11:23,740 --> 00:11:24,760
.هی

128
00:11:28,080 --> 00:11:30,330
...بچه‌های این شهر منُ

129
00:11:31,500 --> 00:11:33,420
.به یاد اون روزمون می‌ندازه...

130
00:11:35,880 --> 00:11:37,000
...آره

131
00:11:37,000 --> 00:11:42,030
اصلاً فکر نمی‌کنن که امروز روزی باشه
.که تایتانی بزرگتر از ارتفاع دیوار بهشون حمله کنه

132
00:11:43,550 --> 00:11:46,740
اونا هم ممکنه که همون چیزی که ما
.ما اون روز دیدیم رو ببینن

133
00:11:47,560 --> 00:11:50,020
.ولی یه فرق بزرگ وجود داره

134
00:11:50,020 --> 00:11:52,730
بالای دیوارها، سربازایی
.برای رویارویی با این تایتان ایستادن

135
00:11:53,310 --> 00:11:55,200
.و اون سربازا، ماها هستیم

136
00:11:55,860 --> 00:11:58,610
.آره، همون طوری بزارشون روی هم

137
00:12:09,330 --> 00:12:10,040
.ارن

138
00:12:10,700 --> 00:12:13,540
.وقت برای وایسادن نداریم
.دستات رو به کار بنداز

139
00:12:17,800 --> 00:12:18,500
!ارن

140
00:12:21,630 --> 00:12:23,070
!داری چی کار میکنی؟

141
00:12:23,880 --> 00:12:26,390
!زخم می‌کنی خودت رو؟ برای اینکار زوده

142
00:12:26,890 --> 00:12:28,180
... نه

143
00:12:28,180 --> 00:12:31,390
.فقط دارم این آشغال بدرد نخور رو می‌زنم

144
00:12:31,390 --> 00:12:34,330
.ای کاش که مرده بود و برای همیشه رفته بود

145
00:12:34,980 --> 00:12:39,980
"اطلاعات در دسترس برای اطلاع عمومی"
"تایتان راد ریس"
شکلی که این تایتان به خودش گرفته‌است، از سرم تایتان‌ها بوده و ابعاد آن از
.تایتان عظیم‌الجثه هم بیشتر تجاوز می‌کند، که بخاطر همین قابلیت بیرون دادن بخار داغ را دارد
.به‌خاطر بدن بزرگی که دارد نمی‌تواند راه برود و باید برای حرکت روی زمین بخَزَد

146
00:12:40,610 --> 00:12:42,900
!هدف‌هاتون رو بر روی هدف متحرک تنظیم کنید

147
00:12:43,700 --> 00:12:46,130
!تمام توپ‌ها روی گردن متمرکز بشن

148
00:12:47,410 --> 00:12:48,330
!آتش

149
00:12:56,460 --> 00:12:59,040
!خوبه! گوشتش رو کند

150
00:12:59,040 --> 00:13:00,710
!با یک رگبار کارش رو تموم کنید

151
00:13:03,510 --> 00:13:04,680
!اخ! خیلی داغه

152
00:13:04,680 --> 00:13:06,640
... لعنتی، اصلا خوب نیست

153
00:13:08,720 --> 00:13:10,350
!جهت باد عوض شد

154
00:13:10,350 --> 00:13:12,930
!فرمانده من هیچی نمی‌بینم

155
00:13:12,930 --> 00:13:16,190
مهم نیست! هدف درست همین پایینه
!شلیک کنید

156
00:13:25,740 --> 00:13:26,930
خیلی دیر کردیم؟

157
00:13:45,340 --> 00:13:46,520
... این یه تایتانه

158
00:14:08,820 --> 00:14:09,970
!تایتان

159
00:14:09,970 --> 00:14:11,780
!وایسن، جایی نرین

160
00:14:11,780 --> 00:14:12,660
!خفه‌شو

161
00:14:21,000 --> 00:14:24,090
!عفب نشینی! عقب نشینی! همه هقب نشینی کنید

162
00:14:25,760 --> 00:14:28,010
... لعنتی ... داره رد می‌شه

163
00:14:28,800 --> 00:14:30,930
... شهری که توش بزرگ شدم

164
00:14:31,430 --> 00:14:33,120
... دیگه کارش تمومه

165
00:14:35,020 --> 00:14:37,200
!عقب وایسا فرمانده

166
00:14:38,190 --> 00:14:40,100
.از این جا به بعدش با ما

167
00:14:40,980 --> 00:14:42,480
.ارن، نوبت ماست

168
00:14:42,480 --> 00:14:43,650
.اره

169
00:14:45,150 --> 00:14:48,530
.آرمین یه چیز دیگه‌هم نسبت به اون موقع تغییر کرده

170
00:14:48,530 --> 00:14:49,150
ها؟

171
00:14:49,570 --> 00:14:52,830
این ممکنه تمام اون چیزی نباشه که اونا
... بهش امید داشتن ولی

172
00:14:53,160 --> 00:14:55,030
... بشر یه برگ برنده تو آستینش داره

173
00:15:00,670 --> 00:15:02,740
!اون .... یه تایتانه؟

174
00:15:05,750 --> 00:15:06,760
!آماده‌ایم برای حرکت

175
00:15:19,730 --> 00:15:20,520
... حمله رو

176
00:15:22,560 --> 00:15:23,400
...! شروع می‌کنیم

177
00:15:33,450 --> 00:15:34,830
!اینو بگیر

178
00:15:49,010 --> 00:15:51,090
!خوبه، داره تعادلش رو از دست می‌ده

179
00:15:58,180 --> 00:15:58,720
!ارن

180
00:16:09,990 --> 00:16:10,780
... پس داری می‌گی که

181
00:16:11,530 --> 00:16:13,570
... برای شکست دادن اون تایتان

182
00:16:13,910 --> 00:16:15,740
... ما تو گلوش باید باروت بزاریم

183
00:16:16,700 --> 00:16:19,370
... و امیدوار باشیم که گردنش رو منفجر کنه؟

184
00:16:19,870 --> 00:16:20,580
.درسته

185
00:16:21,410 --> 00:16:26,350
،با گرمایی که اون تولید می‌کنه
.فکر می‌کنم بدون نیاز به جرقه هم منفجر بشه

186
00:16:27,170 --> 00:16:30,840
پس تا زمانی که دهنش رو مثل احمق‌ها برای ما باز گذاشته

187
00:16:31,590 --> 00:16:35,390
یه انفجار کنار گردنش اون
.اثری که ما می‌خوایم رو نخواهد داشت

188
00:16:36,050 --> 00:16:39,330
.به خاطر همین هم باید انفجار از داخل باشه

189
00:16:40,140 --> 00:16:45,020
ولی هدف می‌تونه از این نفطه محافظت کنه
.این طوری که سرش رو همش پایین نگه داره

190
00:16:45,770 --> 00:16:49,690
اون چیزایی که ما می‌دونیم، اینه که ممکنه اصلا
.دهنی نداشته باشه که باز کنه

191
00:16:49,690 --> 00:16:51,320
.این دفعه واقعا یه قماره

192
00:16:55,490 --> 00:16:56,850
!زدیم به هدف

193
00:17:17,090 --> 00:17:20,390
!تمام سرباز‌ها! کارش رو با تجهیزات مانور سه‌بعدی تموم کنید

194
00:17:21,310 --> 00:17:22,850
،ممکنه که خیلی بزرگ باشه

195
00:17:22,890 --> 00:17:26,310
ولی اعضای اصلیش هنوزم یک متر ارتفاع و
.ده سانتی‌متر عرض دارن

196
00:17:26,980 --> 00:17:32,440
تا زمانی که بدن اصلی رو نابود نکنیم، اون دوباره بازسازی
.می‌کنه خودش رو یه سپر دیگه از گرما تولید می‌کنه

197
00:17:32,690 --> 00:17:34,150
.ما فقط یه فرصت داریم

198
00:17:34,320 --> 00:17:35,360
!خیلی داغه

199
00:17:35,360 --> 00:17:37,170
!لعنتی! کدومشه؟

200
00:17:38,530 --> 00:17:39,280
!هیستوریا؟

201
00:17:40,410 --> 00:17:45,080
... دلایلت رو درک می‌کنم، ولی
.نمی‌تونم بزارم که وارد مبارزه بشی

202
00:17:45,080 --> 00:17:47,170
!فرمانده خواهش می‌کنم

203
00:17:47,170 --> 00:17:50,290
من بالاخره اون وظیفه‌ای که باید به سرانجام
.برسونمش رو پیدا کردم

204
00:17:50,710 --> 00:17:52,420
!برای همینه که الان اینجام

205
00:17:55,220 --> 00:17:57,130
... خب، در هر صورت

206
00:17:57,130 --> 00:18:01,600
... به خاطر این که بدنم به این صورت هست
نمی‌تونم جلوت رو بگیرم، درسته؟

207
00:18:04,560 --> 00:18:07,370
.متاسفم که این قدر خودخواه‌ام

208
00:18:08,730 --> 00:18:11,820
ولی این اولین دفعه‌ای هست که
... دارم جلوی والدینم می ایستم

209
00:18:13,400 --> 00:18:16,540
.این اولین دعوا ... با پدرمه

210
00:18:22,830 --> 00:18:23,700
!پدر

211
00:18:23,950 --> 00:18:25,440
!پدر به من گوش کن

212
00:18:25,910 --> 00:18:28,120
!ما می‌تونیم تمام تایتان‌ها رو برای همیشه نابود کنیم

213
00:18:28,120 --> 00:18:30,170
!برای چی؟ برای چی متوجه نمی‌شی؟

214
00:18:30,170 --> 00:18:32,280
.می‌دونی من چیزیم نمیشه داداش

215
00:18:32,750 --> 00:18:34,170
... برام دعا کن

216
00:18:34,170 --> 00:18:37,380
آلما، تو تنها کسی هستی که
.من رو درک می‌کنی

217
00:18:37,380 --> 00:18:39,430
.بسپارش به من پدر

218
00:18:39,430 --> 00:18:42,220
.من به ارواح گذشتگان‌مون نمی‌بازم

219
00:18:42,810 --> 00:18:43,910
... وای خدا

220
00:19:08,500 --> 00:19:10,160
ببینم شهر ما الان نجات پیدا کرد؟

221
00:19:10,540 --> 00:19:12,500
هی ... تو حالت خوبه؟

222
00:19:12,500 --> 00:19:13,880
آسیب دیدی؟

223
00:19:15,880 --> 00:19:18,320
تو همون کسی هستی که
ضربه‌ی آخر رو زد؟

224
00:19:20,050 --> 00:19:23,000
تمام اینا ... تصورات من بود؟

225
00:19:23,640 --> 00:19:25,680
... واقعا ... من

226
00:19:26,310 --> 00:19:28,540
دارم با خواسته خودم عمل می‌کنم؟

227
00:19:31,190 --> 00:19:33,200
. ... نمی‌دونم

228
00:19:34,480 --> 00:19:35,390
... ولی

229
00:19:36,530 --> 00:19:38,490
... اونی که همیشه با جریان پیش می‌ره

230
00:19:40,070 --> 00:19:41,870
.بدون شک، منم

231
00:19:44,070 --> 00:19:45,090
... من

232
00:19:46,740 --> 00:19:48,510
.من هیستوریا ریس هستم

233
00:19:49,790 --> 00:19:51,700
.حاکم حقیقی دیوارها

234
00:20:05,890 --> 00:20:08,820
.متاسفانه ... فکر نمی‌کنم الان بتونم بمیرم

235
00:20:09,730 --> 00:20:11,600
لطفا منو ببخش

236
00:20:12,810 --> 00:20:14,480
... بابا بیخیال

237
00:20:14,480 --> 00:20:15,650
صدام رو می‌شنوی مگه نه؟

238
00:20:17,570 --> 00:20:18,620
اسمی داری؟

239
00:20:20,400 --> 00:20:23,240
به خاطر همین من هر کاری
.که ازم بخوان رو انجام میدم

240
00:20:23,990 --> 00:20:25,610
تو فرقی داری؟

241
00:20:26,740 --> 00:20:28,240
.برای من که مهم نیست

242
00:20:28,240 --> 00:20:29,580
.همه‌ی اینا در نهایت بی فایده ست

243
00:20:30,250 --> 00:20:31,290
!فرمانده آرکمن

244
00:20:31,660 --> 00:20:33,190
!احمقا! فرار کنید

245
00:21:03,700 --> 00:21:04,660
.کنی

246
00:21:11,330 --> 00:21:12,510
... وای خدا

247
00:21:13,080 --> 00:21:14,790
.بازم تویی که

248
00:21:16,290 --> 00:21:20,410
... تمام همرزمات که با ما جنگیدن
.در نهایت همه نابود شدن

249
00:21:21,460 --> 00:21:23,340
تو تنها کسی هستی که زنده موند؟

250
00:21:25,130 --> 00:21:26,600
.این طور بنظر میاد

251
00:21:31,100 --> 00:21:33,810
.تو برو گزارش بده، من اینجا تنها مشکلی ندارم

252
00:21:33,810 --> 00:21:34,980
.متوجه شدم

253
00:21:44,610 --> 00:21:46,770
... با اون سوختگی و خونی که از دست دادی

254
00:21:47,570 --> 00:21:49,990
. ... الان دیگه نمی‌شه بهت کمکی کرد

255
00:21:53,290 --> 00:21:54,700
جدی؟

256
00:21:56,330 --> 00:21:57,640
... موندم اگر

257
00:22:07,324 --> 00:22:10,324
[ ...این داستان ادامه دارد ]

258
00:22:10,348 --> 00:22:30,348
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

259
00:22:30,372 --> 00:22:50,372
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده

260
00:23:40,770 --> 00:23:43,680
لیوای، در لبه‌ی مرگ کنی
.در حال تلو تلو خوردن هست

261
00:23:44,480 --> 00:23:46,860
...در ذهن مبهم و محوش

262
00:23:47,530 --> 00:23:51,200
اون مردی رو به یاد آورد که
.یه زمانی اون رو به اسم دوست صدا می‌زد

263
00:23:51,930 --> 00:23:56,540
« قسمت بعدی: دوستان »