1
00:00:00,800 --> 00:00:10,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:05,222 --> 00:00:07,355
‫- بیهوش شده
‫- از اینجا به بعدش با من

3
00:00:07,398 --> 00:00:08,747
‫دکتر بلیک
‫تو جراح پیوند اعضا هستی

4
00:00:08,791 --> 00:00:11,054
‫- من خودم انجامش میدم
‫- سعی کرد جراحی رو انجام بده

5
00:00:11,098 --> 00:00:14,666
‫- از کجا فهمیدی؟
‫- من مادرم رو میشناسم

6
00:00:14,710 --> 00:00:18,061
‫تو به یه سقف بالای سرت نیاز داری
‫به بخاری، به آب!

7
00:00:18,105 --> 00:00:19,410
‫تو فقط میخوای رئیس بازی در بیاری

8
00:00:19,454 --> 00:00:21,412
‫هزار و دویست دلار بهم بدهکاری

9
00:00:21,456 --> 00:00:23,110
‫هرکاری میخوای باهاش بکن مامان

10
00:00:23,153 --> 00:00:25,155
‫امروز همه چیز رو خراب کردم

11
00:00:25,199 --> 00:00:27,157
‫من میدونم دوره انترنی میتونه چقدر سخت باشه

12
00:00:27,201 --> 00:00:29,768
‫درس‌ها خودشون که
‫خودشونو نمیخونن، من باید بخونمشون

13
00:00:29,812 --> 00:00:31,466
‫تو دستگاه وسکام بیمار من رو ازش جدا کردی؟

14
00:00:31,509 --> 00:00:33,468
‫ فکرکردم شاید بهتر باشه
‫جوانب احتیاط رو در نظر بگیریم

15
00:00:33,511 --> 00:00:34,730
‫بنظر میاد وضعیت عمومی اون باید

16
00:00:34,773 --> 00:00:35,861
‫تحت نظارت بهتری باشه

17
00:00:35,905 --> 00:00:37,515
‫پس من یه وسکام دیگه بهش وصل کردم

18
00:00:37,559 --> 00:00:39,169
‫اتفاقی افتاده؟

19
00:00:42,129 --> 00:00:44,783
‫دکتر هالستد بهم گفت که حالت داره بهتر میشه

20
00:00:44,827 --> 00:00:47,612
‫خداروشکر که من دکترهای معرکه‌ای دارم

21
00:00:47,656 --> 00:00:50,093
‫از کارکنان شما بسیار تحت تاثیر قرار گرفتیم

22
00:00:50,137 --> 00:00:52,487
‫خب دکتر هالستد
‫یکی از بهترین پزشک‌های ما هستن

23
00:00:52,530 --> 00:00:56,708
‫دکتر کوپر چی پس؟
‫سلام، چی رو از دست دادم؟

24
00:00:56,752 --> 00:00:59,798
‫هیچی فقط داشتیم
‫ درمورد پیشرفت بهبودی الینور حرف میزدیم

25
00:00:59,842 --> 00:01:01,583
‫و اینکه چقدر ورم بدنش خوابیده

26
00:01:01,626 --> 00:01:03,193
‫آره، درسته
‫عالیه

27
00:01:03,237 --> 00:01:05,195
‫تونستم با استفاده از وسکام مایعات بدنش رو

28
00:01:05,239 --> 00:01:06,414
‫به صورت استراتژیک کنترل کنم

29
00:01:06,457 --> 00:01:08,198
‫شرمنده نمیخواستم بپرم وسط حرفتون

30
00:01:08,242 --> 00:01:10,679
‫فقط اومدم
‫ یه نگاه سریع به برون ده قلبش بندازم

31
00:01:10,722 --> 00:01:12,420
‫عیبی نداره
‫منم الان دیگه باید برم

32
00:01:12,463 --> 00:01:13,595
‫یه جلسه دارم

33
00:01:13,638 --> 00:01:14,857
‫منم با شما میام خانم گودوین

34
00:01:14,900 --> 00:01:16,250
‫مواظب خودتون باشید

35
00:01:18,208 --> 00:01:20,471
‫هنوز باورم نمیشه
‫ کوپر یه دونه وسکام دیگه بهش وصل کرده

36
00:01:20,515 --> 00:01:22,169
‫فکرمیکردم تایید شده بود که

37
00:01:22,212 --> 00:01:24,301
‫وسکام هیچ ربطی به انسداد رگ‌های اون نداشت

38
00:01:24,345 --> 00:01:27,609
‫نه نداشت. ولی الینور مشکل لخته شدن
‫خون داره وصل کردن وسکام بهش ریسکیه

39
00:01:36,792 --> 00:01:38,707
‫شنیدم دیشب تا دیروقت اینجا بودی

40
00:01:40,274 --> 00:01:41,753
‫یه بیمار عفونی سخت داشتم

41
00:01:41,797 --> 00:01:43,755
‫نمیخواستم زیر دست شیفت شبی ها ولش کنم

42
00:01:43,799 --> 00:01:46,584
‫ولی اونا میتونن
‫ از پس یه بیمار عفونی بربیان

43
00:01:46,628 --> 00:01:48,282
‫میخواستم خودش بهش رسیدگی کنم

44
00:01:50,197 --> 00:01:52,242
‫اصلا نخوابیدی؟

45
00:01:52,286 --> 00:01:54,549
‫ما همین هفته پیش همچین بحثی باهم نداشتیم؟

46
00:01:54,592 --> 00:01:56,681
‫من اجازه دارم ازت بپرسم
‫که آیا به خودت رسیدگی میکنی یا نه

47
00:02:14,003 --> 00:02:15,700
‫مامان میدونی جلوی پارک ممنوع پارک کردی؟

48
00:02:15,744 --> 00:02:18,616
‫اهمیتی نداره

49
00:02:18,660 --> 00:02:20,401
‫میخوای ببینی چیکار کردم؟

50
00:02:20,444 --> 00:02:22,272
‫البته

51
00:02:22,316 --> 00:02:24,274
‫این بالشت‌های مبل رو پیدا کردم

52
00:02:24,318 --> 00:02:25,449
‫یه نفر کنار پیاده رو ولشون کرده بود

53
00:02:25,493 --> 00:02:27,625
‫و ببین از سطل آشغال پشت بازار مرچیندایز

54
00:02:27,669 --> 00:02:29,453
‫چی پیدا کردم

55
00:02:29,497 --> 00:02:30,759
‫ابریشمه..دست بزن

56
00:02:30,802 --> 00:02:32,108
‫واو!

57
00:02:32,152 --> 00:02:34,893
‫و یه دونه بلور منشوری اون پشت آویزون کردم

58
00:02:36,286 --> 00:02:37,940
‫وقتی بچه بودی یه دونه داشتی یادته؟

59
00:02:37,983 --> 00:02:40,247
‫رنگین کمونی بود؟

60
00:02:40,290 --> 00:02:42,466
‫آره یادمه

61
00:02:42,510 --> 00:02:43,685
‫میبینم که یه کولر هم داری

62
00:02:43,728 --> 00:02:44,990
‫یکم خار و بار برات اوردم

63
00:02:45,034 --> 00:02:47,645
‫یکم میوه تازه و سبزیجات

64
00:02:47,689 --> 00:02:49,560
‫دستت چی شده؟

65
00:02:49,604 --> 00:02:52,563
‫اوه نه..این..این چیز خاصی نیست

66
00:02:52,607 --> 00:02:53,956
‫مامان، بذار ببینمش

67
00:02:55,784 --> 00:02:57,307
‫وای چیکار کردی؟

68
00:02:57,351 --> 00:02:59,570
‫داشتم روی موتور ون کار میکردم
‫و یهو اون میله که کاپوت رو نگه میداره

69
00:02:59,614 --> 00:03:01,616
‫در رفت و کاپوت افتاد رو دستم

70
00:03:01,659 --> 00:03:03,705
‫خوب دستم رو خراش داد

71
00:03:03,748 --> 00:03:04,880
‫وای تب داری

72
00:03:04,923 --> 00:03:06,360
‫چون یه عالمه لباس پوشیدم

73
00:03:08,840 --> 00:03:11,321
‫اوه مامان! لعنتی
‫این عفونی شده

74
00:03:11,365 --> 00:03:12,627
‫نه من شستمش..من شستمش

75
00:03:12,670 --> 00:03:14,324
‫نه باید ببریمت بیمارستان

76
00:03:14,368 --> 00:03:16,587
‫نه نه نه نه چیزی نیست
‫خودم میتونم ازش مراقبت کنم

77
00:03:16,631 --> 00:03:21,505
‫ماما..مامان؟ مامان
‫نه..الان به آمبولانس زنگ میزنم

78
00:03:21,549 --> 00:03:22,898
‫مامان؟

79
00:03:26,467 --> 00:03:28,295
‫برام مهم نیست که اینجا بیمارستان توئه

80
00:03:28,338 --> 00:03:29,513
‫نمیخوام اینجا باشم

81
00:03:29,557 --> 00:03:30,601
‫اگه داد هم نزنی صداتو میشنوم مامان

82
00:03:30,645 --> 00:03:31,863
‫ولی به حرفم گوش نمیدی

83
00:03:31,907 --> 00:03:33,474
‫هی مگی میشه یه اتاق برامون آماده کنی؟

84
00:03:33,517 --> 00:03:34,779
‫و ونسا در دسترس هست؟

85
00:03:34,823 --> 00:03:36,520
‫البته
‫ونسا باید بری سراغ تخت 3

86
00:03:39,915 --> 00:03:43,701
‫ایشون مادر من تری هست
‫دستش رو نسبتا بدجوری بریده

87
00:03:43,745 --> 00:03:45,529
‫سلام تری
‫من دکتر تایلر هستم

88
00:03:45,573 --> 00:03:48,053
‫- خوش به حالت!
‫- مامان! لطفا!

89
00:03:48,097 --> 00:03:50,317
‫من از بیمارستان‌ها خوشم نمیاد

90
00:03:52,797 --> 00:03:54,408
‫نگاه داره؟

91
00:03:58,325 --> 00:03:59,891
‫خیلی خب
‫با شمارش 3

92
00:04:09,292 --> 00:04:11,729
‫باید بهت سرم بزنیم مامان
‫تو خیلی بدنت کم آبه

93
00:04:11,773 --> 00:04:13,383
‫پس بهم یه لیوان آب بده!

94
00:04:15,777 --> 00:04:18,301
‫وقتی اومدن بیمارستان دیدیشون؟

95
00:04:18,345 --> 00:04:20,303
‫آره دیدم

96
00:04:20,347 --> 00:04:21,522
‫اصلا فکرشم نمیکردم

97
00:04:24,568 --> 00:04:27,702
‫توی دانشکده پزشکی
‫ تنها کسی که همه چیزش روال بود، ستیوی بود

98
00:04:27,745 --> 00:04:30,661
‫شاگرد اول کلاس
‫یه عالمه بورسیه

99
00:04:30,705 --> 00:04:33,795
‫فکرمیکردم مامان باباش دوتا نابغه هستن

100
00:04:33,838 --> 00:04:36,711
‫که توی یه آزمایشگاه سکس کردن
‫ و اون رو به وجود اوردن!

101
00:04:38,103 --> 00:04:39,888
‫من فکرمیکردم
‫ بورسیه معمولا برای دانشجوهاییه که

102
00:04:39,931 --> 00:04:41,716
‫به کمک مالی نیاز دارن!

103
00:04:46,547 --> 00:04:47,896
‫سطح بیلی روبین خونت بالاست

104
00:04:47,939 --> 00:04:49,680
‫ولی بنظر میاد فعلا ثابت شده

105
00:04:49,724 --> 00:04:51,552
‫حالت چطوره شلدون؟

106
00:04:51,595 --> 00:04:56,034
‫انگار هر ثانیه آخرین لحظه عمرمه

107
00:04:56,078 --> 00:04:57,906
‫خیلی خوشحالم!

108
00:04:57,949 --> 00:05:00,691
‫میدونم چقدر این شرایط برات سخت بوده

109
00:05:00,735 --> 00:05:02,519
‫میخوام با دکتر مارسل آشنا بشی

110
00:05:02,563 --> 00:05:04,695
‫ایشون جدیدا
‫به جراحی پیوند اعضا علاقه‌مند شدن

111
00:05:04,739 --> 00:05:06,001
‫و از من پیروی میکنن

112
00:05:06,044 --> 00:05:07,481
‫سلام شلدون

113
00:05:07,524 --> 00:05:11,049
‫دکتر مارسل
‫شما قراره برای من یه کبد پیدا کنید؟

114
00:05:11,093 --> 00:05:14,357
‫اوه خب..داریم روش کار میکنیم

115
00:05:14,401 --> 00:05:15,967
‫تو در صدر لیست دریافت عضو هستی

116
00:05:16,011 --> 00:05:18,274
‫پس احتمال اینکه به زودی

117
00:05:18,318 --> 00:05:20,537
‫یک کبد که بهت بخوره گیرت بیاد، زیاده

118
00:05:20,581 --> 00:05:24,324
‫باشه، پس سعی میکنم تا اونموقع نمیرم

119
00:05:26,978 --> 00:05:27,979
‫حتما اینکار رو بکن

120
00:05:30,678 --> 00:05:32,462
‫فعلا

121
00:05:35,726 --> 00:05:37,989
‫هنوز حس شوخ طبعیش رو داره
‫این نشونه خوبیه

122
00:05:38,033 --> 00:05:39,991
‫مطمئن نیستم که واقعا از روی شوخ طبعیش میگه

123
00:05:40,035 --> 00:05:42,646
‫یا بخاطر آسیب مغزی ناشی از کبدش

124
00:05:42,690 --> 00:05:44,561
‫چند وقته که منتظر یک کبده؟

125
00:05:44,605 --> 00:05:45,867
‫هشت ماه

126
00:05:45,910 --> 00:05:48,348
‫واو!

127
00:05:48,391 --> 00:05:50,393
‫آدم حس بیچارگی بهش دست میده

128
00:05:50,437 --> 00:05:52,613
‫این بخش، با بخش اورژانس خیلی فرق داره

129
00:05:52,656 --> 00:05:54,702
‫وقتی یه نفر اینجا بستری میشه
‫نمیتونی سریع وارد عمل بشی

130
00:05:54,745 --> 00:05:56,704
‫و یه استخون رو از اول درست کنی

131
00:05:56,747 --> 00:05:59,794
‫توی جراحی های پیوند عضو
‫متاسفانه

132
00:05:59,837 --> 00:06:01,404
‫تنها کاری که باید بکنی، صبرکردنه

133
00:06:06,540 --> 00:06:07,976
‫دکتر اسکات شما باید

134
00:06:08,019 --> 00:06:09,412
‫سراغ تخت 4 برید

135
00:06:09,456 --> 00:06:10,761
‫و در ضمن
‫امروز کمبود نیرو داریم

136
00:06:10,805 --> 00:06:13,764
‫- پس من امروز دستیار شما میشم
‫- باشه پس

137
00:06:13,808 --> 00:06:15,984
‫- بیمار کیه؟
‫- شوان مرفی 9 ساله

138
00:06:16,027 --> 00:06:18,334
‫از راه پله پرت شده پایین

139
00:06:18,378 --> 00:06:19,727
‫اونا پدر مادرشن؟

140
00:06:19,770 --> 00:06:22,425
‫- آره، کیت و برندون
‫- آقاهه قیافه‌ش آشناست

141
00:06:24,471 --> 00:06:26,821
‫خانم و آقای مورفی
‫من دکتر اسکات هستم

142
00:06:26,864 --> 00:06:28,388
‫و ایشون سرپرستار ما
‫خانم مگی

143
00:06:28,431 --> 00:06:30,520
‫و تو حتما شوان هستی

144
00:06:30,564 --> 00:06:32,479
‫آخ آخ
‫این طرز نگاه کردن رو میشناسم

145
00:06:32,522 --> 00:06:35,351
‫ما تقریبا مطمئنیم که شوان دستش رو شکونده

146
00:06:35,395 --> 00:06:37,527
‫اون از راه پله‌های
‫ ساختمان آپارتمانمون افتاد پایین

147
00:06:40,487 --> 00:06:42,402
‫من شما رو میشناسم؟

148
00:06:42,445 --> 00:06:43,707
‫اوه، فکرنمیکنم

149
00:06:45,056 --> 00:06:47,102
‫خیلی خب شوان
‫چه اتفاقی افتاد؟

150
00:06:47,145 --> 00:06:48,669
‫فکرکنم لیز خوردم

151
00:06:48,712 --> 00:06:51,628
‫دختر من خیلی بچه‌ی حواس جمعی نیست

152
00:06:51,672 --> 00:06:54,544
‫پس به صورت خیلی معمولی لیز خوردی؟

153
00:06:54,588 --> 00:06:56,459
‫هیچی جلوت نبود که پات گیر کنه بهش؟
‫خودت خوردی زمین؟

154
00:06:56,503 --> 00:07:00,811
‫راستش خیلی یادم نمیاد
‫وقتی خوردم زمین، سرم ضربه دید

155
00:07:00,855 --> 00:07:03,945
‫از اونموقع همه چیز رو مبهم به یاد دارم

156
00:07:03,988 --> 00:07:05,033
‫پس باید از سرش سی تی اسکن بگیریم

157
00:07:05,076 --> 00:07:07,035
‫تا ببینیم به مغزش آسیب نرسیده هوم؟

158
00:07:07,078 --> 00:07:09,994
‫- باشه
‫- میتونم به دستت یه نگاه بندازم؟

159
00:07:10,038 --> 00:07:11,648
‫بذار ببینم

160
00:07:15,957 --> 00:07:17,480
‫از دستش عکس بگیر

161
00:07:17,524 --> 00:07:18,873
‫اوهوم

162
00:07:18,916 --> 00:07:21,441
‫خیلی خب شوان
‫ما قراره چندتا عکس از دستت

163
00:07:21,484 --> 00:07:23,704
‫و چندتا هم از داخل سرت بگیریم

164
00:07:23,747 --> 00:07:25,532
‫پس برنامه این شد؟

165
00:07:25,575 --> 00:07:26,750
‫خیلی خب

166
00:07:30,667 --> 00:07:34,541
‫من میرم و همین الان
‫ با تکنسین عکس برداری برمیگردم

167
00:07:39,197 --> 00:07:40,895
‫بین تو و بابای اون بچه چه ارتباطی هست؟

168
00:07:40,938 --> 00:07:42,505
‫فهمیدم از کجا میشناسمش

169
00:07:42,549 --> 00:07:46,074
‫ده سال پیش
‫ بخاطر تجاوز و ضرب و جرح دستگیرش کرده بودم

170
00:07:46,117 --> 00:07:49,469
‫واقعا؟
‫ببین مشکلی پیش نمیاد؟

171
00:07:49,512 --> 00:07:50,992
‫مطمئنی که
‫ تو باید پرونده این بچه رو قبول کنی؟

172
00:07:51,035 --> 00:07:52,123
‫میتونم به دکترهای اطفال دیگه زنگ بزنم
‫و یکی دیگه رو بذارم سر این پرونده

173
00:07:52,167 --> 00:07:55,126
‫اوه نه نه نه
‫چیزی نیست..من خوبم

174
00:08:00,523 --> 00:08:02,525
‫متاسفم ولی یه ستون کامل اینجا کم داری

175
00:08:02,569 --> 00:08:04,005
‫- باید از اول انجامش بدی
‫- باشه ببخشید

176
00:08:04,048 --> 00:08:05,963
‫- دکتر مارسل، بالاخره اومدی
‫- سلام، ببخشید دیر کردم

177
00:08:06,007 --> 00:08:07,661
‫درگیر یه بیمار در بخش آی سی یو بودم

178
00:08:07,704 --> 00:08:08,879
‫یادت باشه که بخاطر یه دلیلی

179
00:08:08,923 --> 00:08:10,533
‫ما به اینجا میگیم "بخش اورژانس"..باشه؟

180
00:08:10,577 --> 00:08:12,579
‫دکتر آرچل، دکتر مارسل
‫یه بیمار بدخیم تو راهه

181
00:08:12,622 --> 00:08:14,537
‫نانسی، حاضری؟
‫لیسی جزئیات رو بگو

182
00:08:14,581 --> 00:08:15,712
‫اسمش جان دو
‫سن نامشخص

183
00:08:15,756 --> 00:08:17,018
‫بنظر میاد شناگر مسافت های طولانیه

184
00:08:17,061 --> 00:08:18,672
‫اعضای گروه اونو وقتی توی برکه
‫ میشیگان شناور بوده پیدا کردن

185
00:08:18,715 --> 00:08:20,064
‫از آب خارجش کردن و بهش ماساژ قلبی دادن

186
00:08:20,108 --> 00:08:21,544
‫گروه آتش نشانی
‫ بهش یک بار شوک الکتریکی دادن

187
00:08:21,588 --> 00:08:23,590
‫و وقتی ضربان قلبش برگشته
‫تو محل حادثه براش لوله درون نایی گذاشتن

188
00:08:23,633 --> 00:08:24,721
‫پس چرا هنوز داری بهش ماساژ قلبی میدی؟

189
00:08:24,765 --> 00:08:26,549
‫سی ثانیه پیش ضربان قلبش وایساد

190
00:08:26,593 --> 00:08:27,855
‫یک میلی‌گرم آدرنالین بزنید

191
00:08:27,898 --> 00:08:31,554
‫خیلی خب بیاید انجامش بدیم
‫راحت و خوب باشه؟

192
00:08:31,598 --> 00:08:33,774
‫بسیار خوب، با شمارش من جا به جاش میکنیم

193
00:08:33,817 --> 00:08:36,559
‫یک، دو، سه

194
00:08:36,603 --> 00:08:37,908
‫ماساژ قلبی رو ادامه میدم

195
00:08:41,782 --> 00:08:42,957
‫ضربان داره؟

196
00:08:44,219 --> 00:08:46,221
‫ضربان نداره
‫ماساژ رو ادامه میدم

197
00:08:51,618 --> 00:08:52,706
‫دچار فیبریلاسیون بطنی شده
‫ (یک نوع آریتمی خطرناک یا ضربان قلب نامنظم است)

198
00:08:52,749 --> 00:08:54,534
‫دسته‌ها رو بده بهم
‫و دستگاه رو روی دویست ولت شارژ کن

199
00:08:54,577 --> 00:08:55,709
‫داره شارژ میشه

200
00:08:59,234 --> 00:09:00,235
‫خیلی خب، الان میزنم

201
00:09:06,023 --> 00:09:08,069
‫ضربانش برگشت
‫ریتم سینوسی داره

202
00:09:08,112 --> 00:09:09,549
‫دچار هیپوترمی شده
‫(سرمازدگی)

203
00:09:09,592 --> 00:09:11,551
‫میشه لطفا چندتا ملحفه گرم بیارید؟

204
00:09:17,818 --> 00:09:20,560
‫خیلی خب،
‫مردمک چشمهاش ثابت و گشاد شدن

205
00:09:20,603 --> 00:09:22,562
‫مغزش یه مدتیه که بهش اکسیژن نرسیده

206
00:09:22,605 --> 00:09:24,085
‫نانسی لطفا یک سی تی اسکن
‫و توموگرافی هم ازش بگیر

207
00:09:24,128 --> 00:09:26,130
‫درضمن، بگید پلیس هم بیاد اینجا

208
00:09:26,174 --> 00:09:28,524
‫شاید بتونن با استفاده از اثر انگشتش
‫هویتش رو شناسایی کنن

209
00:09:32,746 --> 00:09:34,008
‫سلام

210
00:09:34,051 --> 00:09:36,663
‫فقط میخواستم بگم
‫بابت مادرت متاسفم

211
00:09:36,706 --> 00:09:40,057
‫- تو تعجب کردی
‫- تعجب کردم؟

212
00:09:40,101 --> 00:09:42,799
‫اون شبیه بی خانمان هاست نه؟

213
00:09:42,843 --> 00:09:44,758
‫توقع نداشتی مامانم این شکلی باشه

214
00:09:44,801 --> 00:09:46,847
‫اگه به هر کمکی نیاز داشتی..

215
00:09:46,890 --> 00:09:48,109
‫ممنونم

216
00:09:48,152 --> 00:09:50,546
‫خیلی لطف داری

217
00:09:50,590 --> 00:09:52,679
‫ولی من مدت زیادیه
‫ که دارم باهاش سر و کله میزنم

218
00:09:56,683 --> 00:09:58,598
‫همین الان
‫جواب آزمایش‌های مامانت رو برات فرستادم

219
00:09:58,641 --> 00:10:02,166
‫آره، درست همونجورین که انتظارش رو داشتم

220
00:10:02,210 --> 00:10:04,821
‫مطمئنی نمیخوای
‫ یه پزشک متخصص به جای من باشه؟

221
00:10:04,865 --> 00:10:07,345
‫اینجوری میتونم خودم به پرونده‌ش رسیدگی کنم

222
00:10:07,389 --> 00:10:10,174
‫خیلی خب پس
‫چطور میخوای اینو انجام بدی؟

223
00:10:11,611 --> 00:10:12,873
‫تو سر رشته رو دست بگیر

224
00:10:12,916 --> 00:10:15,963
‫بنظر میاد به حرف تو بیشتر گوش میده

225
00:10:16,006 --> 00:10:19,662
‫تری، تو قطعا یک عفونت داخل دستت داری

226
00:10:19,706 --> 00:10:21,316
‫که داخل جریان خونت پخش شده

227
00:10:21,359 --> 00:10:23,274
‫ما باید درست مثل باکتری استافیلوکوک اورئوس
‫ باهاش رفتار کنیم تا وقتی که شرایطت نرمال بشه

228
00:10:23,318 --> 00:10:25,189
‫ما خودمون میدونستیم که دستم عفونت کرده

229
00:10:25,233 --> 00:10:27,148
‫بله مامان
‫ولی توی این مورد خاص

230
00:10:27,191 --> 00:10:30,151
‫عفونت به بیشتر
‫آنتی بیوتیک ها مقاومت نشون میده

231
00:10:30,194 --> 00:10:33,328
‫فکرمیکردم این یکی دکتر منه

232
00:10:33,371 --> 00:10:34,677
‫ولی میتونیم درمانش کنیم تری

233
00:10:34,721 --> 00:10:35,896
‫میخوایم برات پیک لاین کار بذاریم

234
00:10:35,939 --> 00:10:37,680
‫یه سونده که به دستت وصل میکنیم

235
00:10:37,724 --> 00:10:39,290
‫چون اگه واقعا
‫اون باکتری استافیلوکوک رو داشته باشی

236
00:10:39,334 --> 00:10:41,902
‫حداقل شش هفته باید
‫ آنتی بیوتیک درون رگی دریافت کنی

237
00:10:41,945 --> 00:10:44,165
‫- من سوالی ندارم
‫- این قضیه به انتخاب تو نیست، بایدیه

238
00:10:44,208 --> 00:10:46,820
‫نمیتونی مجبورم کنی
‫ دارویی دریافت کنم که نمیخوام

239
00:10:46,863 --> 00:10:48,691
‫ما اصلا قصد نداریم
‫شما رو به چیزی مجبور کنیم

240
00:10:48,735 --> 00:10:51,172
‫ولی اگر این عفونت درمان نشه

241
00:10:51,215 --> 00:10:53,696
‫میتونه داخل دریچه های قلب پخش
‫و باعث التهاب قلبی بشه

242
00:10:53,740 --> 00:10:55,219
‫که میکُشتت!

243
00:10:55,263 --> 00:10:57,308
‫یعنی شیش هفته مجبورم به بیمارستان بیام؟

244
00:10:57,352 --> 00:10:58,701
‫نه

245
00:11:00,964 --> 00:11:02,270
‫میتونیم یه برنامه بچینیم

246
00:11:02,313 --> 00:11:03,967
‫که یک پرستار به خونه‌تون بیاد
‫ و بهتون آنتی بیوتیک بده

247
00:11:04,011 --> 00:11:06,666
‫یا هرجا که زندگی میکنی

248
00:11:06,709 --> 00:11:08,972
‫اون از من خجالت میکشه
‫چون من توی یه ون زندگی میکنم

249
00:11:09,016 --> 00:11:10,757
‫به محض اینکه عفونت از بین بره ما میتونیم..

250
00:11:10,800 --> 00:11:13,803
‫نه، نه..نمیذارم یه چیزی وارد دستم کنی

251
00:11:13,847 --> 00:11:16,284
‫تا هروقت دلت خواست عین یه ماهی که
‫ توی دهنش طعمه‌س منو پیش خودت بکشی

252
00:11:23,291 --> 00:11:25,815
‫چندوقته که توی این وضعیتی گوردن؟

253
00:11:25,859 --> 00:11:27,599
‫- فقط یه چند روز
‫- چند هفته‌س

254
00:11:29,558 --> 00:11:32,082
‫ماریل همش سرم نق میزد
‫که بیام تا معاینه‌م کنید

255
00:11:32,126 --> 00:11:35,564
‫ولی من مطمئنم که فقط سرماخوردگیه

256
00:11:35,607 --> 00:11:38,262
‫کدوم سرماخوردگی ای باعث میشه سخت نفس بکشی؟

257
00:11:38,306 --> 00:11:40,482
‫بهش میگن سرماخوردگی سینه عزیزم

258
00:11:40,525 --> 00:11:42,527
‫تست پی سی آر کوویدت منفیه

259
00:11:42,571 --> 00:11:44,486
‫ حالا باید ازش تست
‫ سی بی سی، بی ام پی، ای بی جی

260
00:11:44,529 --> 00:11:46,357
‫نمونه خلط و خون بگیریم
‫و همچنین عکس از قفسه سینه‌ش

261
00:11:46,401 --> 00:11:47,750
‫حتما

262
00:11:47,794 --> 00:11:48,751
‫قراره عمیقا بدنت رو بررسی کنیم گوردن

263
00:11:48,795 --> 00:11:50,013
‫پس از جات تکون نخور

264
00:11:50,057 --> 00:11:53,451
‫نگران نباشید
‫من نمیذارم جایی بره

265
00:11:53,495 --> 00:11:55,540
‫اون خیلی مستبده دکتر

266
00:11:55,584 --> 00:11:58,369
‫حتی نمیذاره یه موتور سیکلت بگیرم

267
00:11:58,413 --> 00:12:00,894
‫سی سال گذشته
‫ولی هنوز درمورد این قضیه حرف میزنه

268
00:12:00,937 --> 00:12:02,286
‫کسی از من نظر نخواست اما

269
00:12:02,330 --> 00:12:03,461
‫بنظرم بهتره به حرفش گوش بدی

270
00:12:03,505 --> 00:12:05,550
‫ممنونم

271
00:12:07,204 --> 00:12:08,684
‫اینم یک لیوان چای سبز بزرگ

272
00:12:08,728 --> 00:12:11,165
‫به همراه عسل اضافی دکتر چارلز

273
00:12:11,208 --> 00:12:13,428
‫ممنونم اولیویا

274
00:12:13,471 --> 00:12:16,257
‫دکتر چارلز
‫یک دقیقه وقت دارین؟

275
00:12:16,300 --> 00:12:19,260
‫بله البته
‫چه خبر شده؟

276
00:12:19,303 --> 00:12:23,612
‫امم..ما..مامانم یکم پیش اومد اینجا

277
00:12:23,655 --> 00:12:26,702
‫- فکرکنم دیدینش
‫- بله دیدم

278
00:12:26,746 --> 00:12:28,922
‫آره..یه جورایی امید داشتم
‫ که شاید شما باهاش حرف بزنید

279
00:12:28,965 --> 00:12:30,575
‫دچار عفونت باکتریایی استافیلوکوک شده

280
00:12:30,619 --> 00:12:32,360
‫ولی نمیذاره درمانش کنیم

281
00:12:32,403 --> 00:12:33,665
‫اوه پسر!

282
00:12:33,709 --> 00:12:35,450
‫آره، همیشه همین مدلیه

283
00:12:35,493 --> 00:12:36,799
‫حتی نمیذاره

284
00:12:36,843 --> 00:12:38,714
‫بهش داروی فشار خون بدم

285
00:12:38,758 --> 00:12:42,500
‫دیگه چه برسه به آنتی بیوتیک درون رگی!

286
00:12:42,544 --> 00:12:43,806
‫خیلی سخته، نه؟

287
00:12:43,850 --> 00:12:45,939
‫آره

288
00:12:45,982 --> 00:12:50,813
‫من و اون یه جورایی
‫حرف همدیگه رو نمیفهمیم

289
00:12:50,857 --> 00:12:52,467
‫بخاطر همینم امید داشتم که شاید

290
00:12:52,510 --> 00:12:54,817
‫شانس شما
‫برای عوض کردن نظرش بیشتر باشه

291
00:12:54,861 --> 00:12:57,341
‫خوشحال میشم تلاشم رو بکنم

292
00:12:57,385 --> 00:12:59,213
‫چیز دیگه‌ای هست که فکرمیکنی من باید بدونم؟

293
00:12:59,256 --> 00:13:01,519
‫خودتون یکم دیگه میفهمید
‫ که با چه آدمی طرف هستید

294
00:13:01,563 --> 00:13:04,392
‫باشه من فقط نمیخوام

295
00:13:04,435 --> 00:13:06,263
‫بی گدار به آب بزنم

296
00:13:08,309 --> 00:13:12,661
‫رابطه من و مادرم پیچیده‌ست

297
00:13:12,704 --> 00:13:15,533
‫حتی قبل اینکه یادم بیاد
‫پدرم ما رو ترک کرد

298
00:13:15,577 --> 00:13:19,494
‫کل دوران بچگی من از این
‫ آپارتمان به اون آپارتمان نقل مکان میکردیم

299
00:13:19,537 --> 00:13:21,452
‫بعضی وقتا نصفه شب خونه رو تخلیه میکردیم

300
00:13:21,496 --> 00:13:24,368
‫تا از پرداخت اجاره ماه آخر فرار کنیم

301
00:13:24,412 --> 00:13:25,674
‫خیلی دشوار بوده

302
00:13:25,717 --> 00:13:29,504
‫آره، وقتی بچه بودم
‫ فکرمیکردم این شرایط نرماله

303
00:13:29,547 --> 00:13:30,810
‫تمام چیزی که از زندگی میدونستم همین بود

304
00:13:30,853 --> 00:13:33,508
‫و اون میخواست
‫برای خودمون یه خونه فراهم کنه

305
00:13:33,551 --> 00:13:35,858
‫واقعا تلاش کرد

306
00:13:35,902 --> 00:13:40,776
‫ولی خودش همش مانع راه خودش میشد

307
00:13:40,820 --> 00:13:41,951
‫منظورت چیه؟

308
00:13:41,995 --> 00:13:43,866
‫نمیتونست شغلش رو حفظ کنه

309
00:13:43,910 --> 00:13:45,694
‫جلوی رئیس‌هاش
‫ حاضرجوابی میکرد و بعد اخراج میشد

310
00:13:45,737 --> 00:13:48,523
‫- آها
‫- بعد شروع کرد به مشروب خوردن

311
00:13:48,566 --> 00:13:50,873
‫و مواد زدن

312
00:13:50,917 --> 00:13:53,745
‫- تهش بی‌خانمان شدیم
‫- اوه پسر!

313
00:13:53,789 --> 00:13:59,360
‫من مطمئنم چندتا
‫بیماری روانی تشخیص داده نشده داره

314
00:13:59,403 --> 00:14:00,883
‫- درسته
‫- آره حالا خودتونم میرید میبینید

315
00:14:00,927 --> 00:14:04,713
‫درک میکنم که چقدر تمام این مسائل

316
00:14:04,756 --> 00:14:06,323
‫برای تو سخت بوده

317
00:14:06,367 --> 00:14:09,544
‫و اینم درک میکنم که اگه
‫ من تایید کنم مادرت سلامت عقلی نداره

318
00:14:09,587 --> 00:14:14,462
‫چقدر شرایط برات راحتتر میشه
‫ و میتونی بهتر درمانش کنی

319
00:14:14,505 --> 00:14:15,767
‫اگه مجبور به این کار باشیم

320
00:14:15,811 --> 00:14:17,987
‫ولی خودتم میدونی برای اینکه من

321
00:14:18,031 --> 00:14:21,556
‫تشخیص بدم که
‫ یک بیمار صلاحیت تصمیم گیری نداره

322
00:14:21,599 --> 00:14:22,774
‫باید خیلی معیارهای خاصی رو

323
00:14:22,818 --> 00:14:24,602
‫درون اون ببینم

324
00:14:24,646 --> 00:14:27,562
‫من..من فقط نمیخوام
‫ از الان بهت امید بدم خب؟

325
00:14:27,605 --> 00:14:30,304
‫ولی خوشحال میشم
‫که فقط برم و باهاش صحبت کنم

326
00:14:30,347 --> 00:14:33,481
‫و بابت تمام جزئیاتی
‫ که برام تعریف کردی ممنونم،باشه؟

327
00:14:33,524 --> 00:14:35,744
‫- ممنونم
‫- خواهش میکنم

328
00:14:42,316 --> 00:14:44,492
‫زندزیرین دستش دچار شکستگی شده

329
00:14:44,535 --> 00:14:45,972
‫ولی باید بعد از حدودا

330
00:14:46,015 --> 00:14:48,931
‫یک ماه و نیم در گچ بودن، درمان بشه

331
00:14:48,975 --> 00:14:51,934
‫و خبر خوب اینه که شوان
‫تو میتونی رنگ گچت رو خودت انتخاب کنی

332
00:14:51,978 --> 00:14:54,067
‫- رنگ مورد علاقه‌ت چیه؟
‫- بنفش

333
00:14:54,110 --> 00:14:57,461
‫من همیشه فراموش میکنم که
‫ کدوم دوتا رنگ باهم رنگ بنفش رو میسازن

334
00:14:57,505 --> 00:14:59,333
‫میدونم یکیش آبیه و..

335
00:14:59,376 --> 00:15:01,683
‫- قرمز
‫- آها باشه

336
00:15:01,726 --> 00:15:04,555
‫اینجا یه متخصص رنگ بنفش داریم

337
00:15:04,599 --> 00:15:05,948
‫به نظر میرسه دیگه
‫مغزش چیزها رو مبهم به یاد نمیاره

338
00:15:05,992 --> 00:15:08,995
‫- پس مشکلی نداره
‫- خداروشکر

339
00:15:09,038 --> 00:15:11,475
‫من میخواستم در مورد سوابق شوان بپرسم ازتون

340
00:15:11,519 --> 00:15:14,957
‫توی سوابق پزشکی الکترونیکیش
‫ دیدم که یک سال پیش هم

341
00:15:15,001 --> 00:15:18,352
‫برده بودینش به اورژانس ایست مرسی

342
00:15:18,395 --> 00:15:20,006
‫اونم یه حادثه وحشتناک دیگه بود

343
00:15:20,049 --> 00:15:22,443
‫شوان بعضی وقتا اصلا حواسش نیست

344
00:15:22,486 --> 00:15:23,705
‫خیلی سر به هواست

345
00:15:23,748 --> 00:15:25,446
‫ما از سوپرمارکت برگشته بودیم

346
00:15:25,489 --> 00:15:28,449
‫اون روز بارون میومد
‫و منم داشتم خریدها رو میذاشتم سر جاشون

347
00:15:28,492 --> 00:15:31,800
‫و چترم رو روی زمین آشپزخونه گذاشته بودم

348
00:15:31,843 --> 00:15:33,758
‫و وقتی برگشتم تا چترم رو بردارم

349
00:15:33,802 --> 00:15:37,806
‫روی زمین آب ریخته بود و من..

350
00:15:37,849 --> 00:15:39,025
‫اینطوری شد دیگه

351
00:15:39,068 --> 00:15:40,548
‫من..من فکرمیکردم که
‫ آب رو پاک کرده بودم از روی زمین

352
00:15:40,591 --> 00:15:42,332
‫ولی مثل اینکه هنوز یکم مونده بود

353
00:15:42,376 --> 00:15:43,812
‫آره، اونموقع هم
‫از سرش سی تی اسکن گرفته بودن

354
00:15:43,855 --> 00:15:45,988
‫آره اون خورد زمین و

355
00:15:46,032 --> 00:15:47,859
‫پشت سرش به کانتر آشپزخونه اصابت کرد

356
00:15:47,903 --> 00:15:50,645
‫سرش چهارتا بخیه خورد

357
00:15:50,688 --> 00:15:54,083
‫و همونطور که گفتیم
‫شوان همیشه یه جورایی دست و پا چلفتی بوده

358
00:15:55,867 --> 00:15:58,783
‫نظر خودت چیه شوان؟

359
00:15:58,827 --> 00:16:01,003
‫تو دست و پا چلفتی هستی؟

360
00:16:01,047 --> 00:16:03,353
‫فکرکنم من زیاد زمین میخورم

361
00:16:05,094 --> 00:16:07,009
‫به زودی یه رزیدنت ارتوپدی میاد

362
00:16:07,053 --> 00:16:09,403
‫و دست شوان رو گچ میگیره

363
00:16:09,446 --> 00:16:13,102
‫و ما هم الان میریم
‫ تا بهش بگیم که گچ بنفشش رو بیاره

364
00:16:18,499 --> 00:16:19,848
‫به پلیس زنگ بزن

365
00:16:19,891 --> 00:16:22,894
‫وایسا، چی داری میگی؟

366
00:16:22,938 --> 00:16:24,592
‫یه سلسه مراتبی
‫ از زخمی شدن های مشکوک وجود داره

367
00:16:24,635 --> 00:16:25,897
‫آره، ولی اونا
‫توضیح دادن که چه اتفاقی افتاده

368
00:16:25,941 --> 00:16:27,595
‫و..و شوان هم تاییدشون کرد

369
00:16:27,638 --> 00:16:29,901
‫توقع داشتی بچه چی بگه؟

370
00:16:29,945 --> 00:16:31,860
‫اگه فقط یک چیز
‫ از زمان پلیس بودنم یاد گرفته باشم

371
00:16:31,903 --> 00:16:33,688
‫اینه که هرچقدر یک داستان پیچیده تر باشه

372
00:16:33,731 --> 00:16:35,516
‫احتمالش بیشتره که دروغه

373
00:16:35,559 --> 00:16:39,041
‫باشه، ولی به پلیس زنگ بزنیم
‫ با این مدارک کمی که داریم؟

374
00:16:39,085 --> 00:16:41,000
‫میدونی پدر و مادرش
‫رو توی چه دردسری میندازی؟

375
00:16:41,043 --> 00:16:42,827
‫اگه تو زنگ نزنی، من میزنم

376
00:16:42,871 --> 00:16:45,526
‫نه من..

377
00:16:51,097 --> 00:16:53,838
‫خب مادرت..افسردگی داره

378
00:16:53,882 --> 00:16:55,449
‫و قطعا هم مضطربه

379
00:16:55,492 --> 00:16:59,409
‫تعجب نمیکنم که
‫یک ارزیاب بالینی بیماری دوقطبی رو

380
00:16:59,453 --> 00:17:01,063
‫در مادرت تشخیص بده

381
00:17:01,107 --> 00:17:03,805
‫ولی هنوز صلاحیت داره

382
00:17:03,848 --> 00:17:06,068
‫حتی اگه قبول نکنه که از خودش مراقبت کنه؟

383
00:17:06,112 --> 00:17:07,156
‫این قضیه اون رو

384
00:17:07,200 --> 00:17:09,811
‫از تصمیم گیری برای خودش،
‫ خلع صلاحیت نمیکنه

385
00:17:09,854 --> 00:17:11,160
‫اگه ایندفعه بخاطر این قضیه بمیره چی؟

386
00:17:11,204 --> 00:17:12,944
‫به نظر میاد خودش از این ریسک آگاهه

387
00:17:15,121 --> 00:17:17,645
‫نمیخواستم قبل اینکه
‫ خودت بگی این رو پیشنهاد بدم

388
00:17:17,688 --> 00:17:19,473
‫ولی یه قرص آنتی بیوتیک هست

389
00:17:19,516 --> 00:17:21,127
‫که درمقابل
‫ این عفونت تقریبا موفقیت آمیز بوده

390
00:17:21,170 --> 00:17:25,087
‫لینزولید، آره میدونم ولی اون عمرا
‫ اگه به طور مرتب داروهاشو بخوره

391
00:17:25,131 --> 00:17:26,697
‫ایندفعه شاید قضیه فرق کنه

392
00:17:26,741 --> 00:17:28,221
‫چرا؟

393
00:17:28,264 --> 00:17:30,223
‫خب به عنوان مثال
‫داروهای فشار خونش

394
00:17:30,266 --> 00:17:31,702
‫آره، اونا رو هم نمیخوره

395
00:17:31,746 --> 00:17:34,575
‫فشار خون چیزی نیست
‫که به صورت فیزیکی حسش کنیم

396
00:17:34,618 --> 00:17:36,229
‫ولی الان مادرت تب بالایی داره

397
00:17:36,272 --> 00:17:38,753
‫دستش ورم کرده
‫کلی درد داره

398
00:17:38,796 --> 00:17:41,060
‫امکاش هست که این دردهای فیزیکی

399
00:17:41,103 --> 00:17:43,062
‫راضیش کنن تا یه اقدامی انجام بده

400
00:17:43,105 --> 00:17:44,585
‫و اگه نکردن چی؟

401
00:17:44,628 --> 00:17:47,936
‫متاسفانه، این انتخاب خودشه

402
00:17:47,979 --> 00:17:50,199
‫من باهاش حرف میزنم
‫بذار ببینم چیکار میتونم بکنم

403
00:17:53,811 --> 00:17:55,683
‫- ممنونم
‫- قابلی نداشت

404
00:18:04,822 --> 00:18:06,781
‫خب وضعیت جان دو چطوره؟

405
00:18:06,824 --> 00:18:08,478
‫نتیجه سی تی اسکن سرش که خوب نیست

406
00:18:08,522 --> 00:18:11,220
‫بخاطر نرسیدن اکسیژن بهش
‫مغزش بدجوری ورم کرده

407
00:18:11,264 --> 00:18:13,962
‫خیلی شانس بالایی نداره

408
00:18:14,005 --> 00:18:15,485
‫خبری از جانب پلیس نشد؟

409
00:18:15,529 --> 00:18:18,271
‫اثرانگشتش هیچ جا ثبت نشده

410
00:18:18,314 --> 00:18:20,621
‫خب پس چی میشه؟

411
00:18:20,664 --> 00:18:22,013
‫بالاخره این بیرون باید یه نفر باشه

412
00:18:22,057 --> 00:18:23,493
‫که داره دنبال این مرد بیچاره میگرده

413
00:18:23,537 --> 00:18:25,191
‫باید یه جوری کمکش کنیم پیداش کنه

414
00:18:25,234 --> 00:18:26,757
‫درسته

415
00:18:26,801 --> 00:18:28,019
‫درست همون مردی که دنبالش میگشتیم

416
00:18:28,063 --> 00:18:30,109
‫اوه ببین کی اینجاست

417
00:18:30,152 --> 00:18:31,806
‫شنیدم امروز مرخص میشی

418
00:18:31,849 --> 00:18:33,634
‫حالت چطوره؟

419
00:18:33,677 --> 00:18:35,288
‫اگه میتونستم خودم روی دوپای خودم راه برم

420
00:18:35,331 --> 00:18:36,811
‫بهتر هم میشدم

421
00:18:36,854 --> 00:18:38,987
‫ولی مادرم داره منو به خونه میبره
‫و به این ویلچر

422
00:18:39,030 --> 00:18:40,206
‫اصرار خاصی داره

423
00:18:40,249 --> 00:18:41,685
‫اگه نظر منو بخوای

424
00:18:41,729 --> 00:18:43,818
‫یکم زیادی به قوانین بیمارستان پایبنده

425
00:18:43,861 --> 00:18:44,993
‫من میترسم اگه یه آتویی بگیری

426
00:18:45,036 --> 00:18:46,777
‫از بیمارستان شکایت میکنی

427
00:18:48,083 --> 00:18:50,172
‫میخواستم دوباره ازتون تشکر کنم دکتر مارسل

428
00:18:50,216 --> 00:18:53,915
‫باعث افتخار من بود
‫خوشحالم که همه چیز خوب پیش رفت

429
00:18:55,090 --> 00:18:57,832
‫این همون جان دوییه که درموردش شنیدم؟

430
00:18:57,875 --> 00:18:58,920
‫آره

431
00:18:58,963 --> 00:19:01,531
‫- حالش چطوره؟
‫- خوب نیست

432
00:19:01,575 --> 00:19:03,054
‫برای مدت زمان طولانی ای

433
00:19:03,098 --> 00:19:04,578
‫اکسیژن به مغزش نرسیده

434
00:19:04,621 --> 00:19:06,754
‫پس الان دیگه داریم به یک بیمار

435
00:19:06,797 --> 00:19:08,016
‫با آسیب مغزی غیرقابل برگشت نگاه میکنیم

436
00:19:08,059 --> 00:19:09,844
‫اوری من الان برات یه اوبر میگیرم
‫(اوبر: یه چیزی مثل اسنپ)

437
00:19:09,887 --> 00:19:11,846
‫همین یه دقیقه پیش
‫ اصرار داشتی روی ویلچر بشینم

438
00:19:11,889 --> 00:19:13,152
‫متاسفم عزیزم

439
00:19:13,195 --> 00:19:14,718
‫الان یادم اومد یه سری کار انجام نشده دارم

440
00:19:17,852 --> 00:19:19,854
‫من برمیگردم

441
00:19:19,897 --> 00:19:21,943
‫دوست دارم بدونم
‫ در نهایت چه اتفاقی برای این بیمار میفته

442
00:19:29,298 --> 00:19:31,213
‫چه خبر شده مگز؟

443
00:19:31,257 --> 00:19:34,912
‫پلیس اومده
‫به کودک آزاری مشکوک شدن

444
00:19:36,262 --> 00:19:37,698
‫اینجور قضایا همیشه سختن

445
00:19:37,741 --> 00:19:40,091
‫خیلی بدم میاد وقتی میبینم
‫ خانواده ها درگیر همچین چیزایی میشن

446
00:19:40,135 --> 00:19:42,093
‫یه نفر کمک کنه!

447
00:19:44,705 --> 00:19:45,967
‫یه چیزی شده!

448
00:19:46,010 --> 00:19:48,274
‫بهمون یکم فضا بده

449
00:19:48,317 --> 00:19:51,059
‫ضربان قلبش به 64 رسیده
‫هوشیاری نداره

450
00:19:51,102 --> 00:19:52,278
‫دستگاه اکسیژن رو بیار
‫باید براش لوله تنفسی بذاریم

451
00:19:52,321 --> 00:19:53,583
‫چه اتفاقی داره براش میفته؟

452
00:19:53,627 --> 00:19:54,932
‫راه تنفسیش بسته شده

453
00:19:54,976 --> 00:19:56,238
‫نمیتونه نفس بکشه

454
00:19:56,282 --> 00:19:57,761
‫چرا..چرا؟؟

455
00:19:57,805 --> 00:20:00,373
‫هنوز نمیدونم
‫بیست تا اتومیدیت و صدتا سوکس بهش بزن

456
00:20:00,416 --> 00:20:02,636
‫خدایا!
‫باید نجاتش بدید!

457
00:20:02,679 --> 00:20:04,942
‫قول میدم هرکاری از دستم بر بیاد میکنم

458
00:20:04,986 --> 00:20:06,292
‫گوردن تمام چیزیه که من دارم..توروخدا!

459
00:20:12,298 --> 00:20:15,344
‫ونسا، بیا اینجا

460
00:20:15,388 --> 00:20:17,259
‫یادته بهت گفتم که مادرم داروهاشو نمیخوره؟

461
00:20:17,303 --> 00:20:19,305
‫- آره
‫- بیا اینو ببین

462
00:20:19,348 --> 00:20:21,524
‫این چیه؟

463
00:20:21,568 --> 00:20:24,658
‫یه تکنولوژی جدیده
‫به اسم "ننودراگ"

464
00:20:24,701 --> 00:20:26,137
‫یه داروی هوشمنده که

465
00:20:26,181 --> 00:20:28,575
‫به سیستم های دیجیتالی فیدبک میفرسته

466
00:20:28,618 --> 00:20:30,403
‫متوجه نمیشم

467
00:20:30,446 --> 00:20:32,535
‫برای بیمارهاییه
‫ که یادشون میره داروهاشونو بخورن

468
00:20:32,579 --> 00:20:34,494
‫هرکسی میتونه تاریخ و ساعت دقیقی که بیمار

469
00:20:34,537 --> 00:20:36,583
‫داروهاشو خورده،
‫توی گوشی با یه اپلیکیشن دنبال کنه

470
00:20:36,626 --> 00:20:38,541
‫- چطوری؟
‫- ببین

471
00:20:38,585 --> 00:20:41,457
‫هر دارویی یه نانوسنسور میکروسکوپی داره

472
00:20:41,501 --> 00:20:43,459
‫و وقتی که دارو توی اسید معده حل میشه

473
00:20:43,503 --> 00:20:45,331
‫سنسوره یه سیگنال میفرسته

474
00:20:45,374 --> 00:20:47,637
‫به یه پَچ که روی بدن بیماره

475
00:20:47,681 --> 00:20:49,726
‫و اون پچ اطلاعات رو روی موبایل میفرسته

476
00:20:49,770 --> 00:20:52,338
‫میتونم راحت ببینم
‫ که مادرم داروهاشو میخوره یا نه

477
00:20:52,381 --> 00:20:55,079
‫ولی داروهای آنتی بیوتیکش نانوسنسور ندارن

478
00:20:55,123 --> 00:20:56,472
‫خب محققان پزشکی دارن
‫ روی این قضیه کار میکنن

479
00:20:56,516 --> 00:20:58,387
‫که یه نسخه جدید ارائه بدن

480
00:20:58,431 --> 00:21:00,302
‫گفتن که میتونن
‫ روی هر دارویی نانوسنسور نصب کنن

481
00:21:00,346 --> 00:21:01,825
‫پس هرموقع که این نسخه از
‫داروهای مادرم توی داروخونه موجود شد

482
00:21:01,869 --> 00:21:03,436
‫بهم بگو باشه؟

483
00:21:03,479 --> 00:21:05,089
‫باشه اینکار رو میکنم ولی

484
00:21:05,133 --> 00:21:07,266
‫چطور میخوای
‫ مادرت رو راضی کنی این کار رو بکنه؟

485
00:21:08,832 --> 00:21:10,443
‫خب..مگه حتما باید بدونه؟

486
00:21:14,098 --> 00:21:16,100
‫چی شده؟ مشکل چیه؟

487
00:21:16,144 --> 00:21:18,755
‫نمیتونم درست بهش اکسیژن برسونم

488
00:21:18,799 --> 00:21:21,323
‫سلام، من دکتر کوپر هستم

489
00:21:21,367 --> 00:21:23,543
‫مت، حتما یه اشتباهی شده

490
00:21:23,586 --> 00:21:26,372
‫من ازشون خواستم یه متخصص ریه بفرستن

491
00:21:26,415 --> 00:21:27,851
‫درخواستت به واحد من اومد

492
00:21:27,895 --> 00:21:30,245
‫و به عنوان دکتر مراقبت های ویژه
‫منو فرستادن

493
00:21:30,289 --> 00:21:32,073
‫عذرمیخوام، شما همسر بیمار هستید؟

494
00:21:32,116 --> 00:21:33,509
‫مریل هستم

495
00:21:33,553 --> 00:21:35,206
‫مریل، این کار منه

496
00:21:35,250 --> 00:21:38,166
‫من مطمئنم که میتونم مشکل همسرت رو بفهمم

497
00:21:38,209 --> 00:21:39,820
‫بسیار خب

498
00:21:39,863 --> 00:21:42,126
‫گوردن با علائم ذات الریه به اینجا اومد

499
00:21:42,170 --> 00:21:44,128
‫مجبور شدم براش لوله گذاری کنم

500
00:21:44,172 --> 00:21:45,347
‫ولی نمیتونم به اندازه کافی

501
00:21:45,391 --> 00:21:47,218
‫اکسیژن بهش برسونم

502
00:21:47,262 --> 00:21:48,655
‫اول فکرکردم بدنش داره
‫با دستگاه کمک تنفسی مبارزه میکنه

503
00:21:48,698 --> 00:21:50,526
‫پس بهش پروپوفول تزریق کردم

504
00:21:50,570 --> 00:21:52,398
‫ولی هنوزم راه تنفسیش تحت فشاره

505
00:21:52,441 --> 00:21:54,748
‫خیلی..خیلی مطمئن نیستم که مشکل از کجاست

506
00:21:54,791 --> 00:21:56,315
‫فکرمیکنم ای آر دی اس داره

507
00:21:56,358 --> 00:21:58,665
‫از همین الان پروتکل هاص خاص
‫ درمان این بیماری رو شروع کردیم

508
00:21:58,708 --> 00:22:01,232
‫ای آر دی اس؟

509
00:22:01,276 --> 00:22:03,191
‫سندروم دیسترس تنفسی حاد

510
00:22:03,234 --> 00:22:05,759
‫یه کیسه های الاستیکی
‫ کوچولو، که به ته ریه چسبیدن

511
00:22:05,802 --> 00:22:08,892
‫و باعث میشه ریه گوردون نتونه
‫ به خوبی اکسیژن تولید کنه

512
00:22:08,936 --> 00:22:11,373
‫برای بهبودی تبدیل اکسیژن باید

513
00:22:11,417 --> 00:22:14,376
‫بهش آرامبخش‌های قویتری
‫ تزریق کنیم و بدنش رو فلج کنیم

514
00:22:14,420 --> 00:22:15,812
‫فلج کنید؟؟

515
00:22:15,856 --> 00:22:17,553
‫آره میدونم خیلی بد به نظر میاد

516
00:22:17,597 --> 00:22:19,250
‫ولی در این شرایط ضروریه که

517
00:22:19,294 --> 00:22:21,252
‫ فشار داخل قفسه سینه‌ش رو کم کنیم

518
00:22:21,296 --> 00:22:23,603
‫و برای این کار
‫باید اونو فلج کنید؟

519
00:22:23,646 --> 00:22:25,605
‫میشه یه لحظه اون بیرون باهم صحبت کنیم؟

520
00:22:25,648 --> 00:22:26,910
‫البته، آره

521
00:22:26,954 --> 00:22:28,695
‫مریل..ما..ما همین الان برمیگردیم

522
00:22:31,741 --> 00:22:33,787
‫فلج کردن بیمار در این شرایط معمولا

523
00:22:33,830 --> 00:22:35,528
‫شانس گسترش بیماری و مرگ رو افزایش میده

524
00:22:35,571 --> 00:22:38,444
‫قطعا یه راه دیگه هم هست
‫که بتونیم انجام بدیم

525
00:22:38,487 --> 00:22:40,402
‫باور کن ویل
‫منم آرزوم اینه که یه راه دیگه‌ای وجود داشت

526
00:22:40,446 --> 00:22:44,145
‫ولی اگه فلجش نکنیم
‫ و بهش اکسیژن نرسونیم، اون میمیره

527
00:22:46,408 --> 00:22:47,627
‫بهش سرم آتراکوریوم وصل کن
‫(شل کننده قوی عضلات)

528
00:22:47,670 --> 00:22:49,411
‫و به جای پروپوفول،
‫بهش دکس مدتومیدین تزریق کن

529
00:22:49,435 --> 00:22:49,454
‫(داروی آرامبخش قوی)

530
00:22:49,455 --> 00:22:51,718
‫و من یکم دیگه برمیگردم باشه؟

531
00:23:00,248 --> 00:23:02,468
‫- چی شده؟
‫- ضربان قلبش به 30 رسیده، و داره کمتر میشه

532
00:23:02,511 --> 00:23:05,166
‫زود باش یک میلی گرم آتروپین بهش تزریق کن

533
00:23:05,209 --> 00:23:06,907
‫ضربانش رو حس نمیکنم

534
00:23:09,518 --> 00:23:11,607
‫زدی بهش؟

535
00:23:11,651 --> 00:23:13,479
‫- آتروپین رو تزریق کردم
‫- باشه

536
00:23:15,655 --> 00:23:17,178
‫خیلی خب، ضربانش برگشت

537
00:23:17,221 --> 00:23:19,441
‫ضربان قلبش روی 60ئه

538
00:23:19,485 --> 00:23:20,790
‫روی 80

539
00:23:20,834 --> 00:23:21,922
‫روی 84 ثابت شده

540
00:23:21,965 --> 00:23:23,750
‫خوبه، خوبه

541
00:23:23,793 --> 00:23:25,795
‫کارتون خوب بود

542
00:23:25,839 --> 00:23:27,449
‫از آزمایشاتش فهمیدم که

543
00:23:27,493 --> 00:23:30,409
‫سطح بیلی روبین خوبی داره

544
00:23:30,452 --> 00:23:32,802
‫یعنی کبد سالمی هم داره

545
00:23:32,846 --> 00:23:34,500
‫باید گروه خونیش رو چک کنی

546
00:23:36,632 --> 00:23:38,242
‫- نانسی
‫- بله

547
00:23:43,334 --> 00:23:45,641
‫ببین من درمورد این کار خیلی مطمئن نیستم

548
00:23:45,685 --> 00:23:47,208
‫کروکت ما باید به فکر شلدون باشیم

549
00:23:47,251 --> 00:23:48,775
‫دکتر بلیک
‫خودتم میدونی تا زمانی که

550
00:23:48,818 --> 00:23:50,472
‫یک عضو از خانواده قانونی اون

551
00:23:50,516 --> 00:23:52,866
‫نیاد و اجازه نده
‫نمیتونیم از اعضای بدنش استفاده کنیم

552
00:23:52,909 --> 00:23:54,563
‫برای همین باید دنبال خانوادش باشیم

553
00:23:54,607 --> 00:23:57,261
‫و یا هر فامیلی که بشه ازش اجازه گرفت

554
00:23:57,305 --> 00:24:00,787
‫پاملا، فکرنمیکنم این مرد مریض تو باشه

555
00:24:00,830 --> 00:24:02,876
‫نه نیست دین
‫فقط داشتم رد میشدم

556
00:24:02,919 --> 00:24:06,227
‫اوه در این صورت ترجیح میدم
‫ از کنار دکتر مارسل سریع رد بشی

557
00:24:06,270 --> 00:24:07,968
‫ایشون بسیار مشغولِ
‫ زنده نگه داشتن این مرد هستن

558
00:24:09,535 --> 00:24:12,451
‫بعدا باهات حرف میزنم کروکت

559
00:24:12,494 --> 00:24:13,669
‫پسر، من اصلا نمیدونستم

560
00:24:13,713 --> 00:24:16,455
‫که تو و دکتر بلیک اینقدر جون جونی هستید

561
00:24:16,498 --> 00:24:17,934
‫توی چندتا مورد دستیار ایشون شدم

562
00:24:17,978 --> 00:24:19,109
‫اوه درسته

563
00:24:19,153 --> 00:24:20,546
‫بخاطر همین امروز صبح دیر کردی؟

564
00:24:22,504 --> 00:24:23,636
‫قصد دارم برای فلوشپِ

565
00:24:23,679 --> 00:24:25,376
‫جراحی پیوند اعضا اقدام کنم

566
00:24:25,420 --> 00:24:27,509
‫کار خوبی میکنی

567
00:24:27,553 --> 00:24:32,688
‫ولی تا وقتی که اینجا هستی
‫باید برای بخش اورژانس کار کنی

568
00:24:32,732 --> 00:24:34,560
‫و بیمارهای اینجا درست به اندازه

569
00:24:34,603 --> 00:24:36,866
‫بیمارهای اون یکی بخش، لیاقت رسیدگی دارن

570
00:24:48,748 --> 00:24:50,837
‫کیت، خانم گسترن منتظر توئه

571
00:24:57,757 --> 00:24:59,498
‫برندون هرکاری برای شوان میکنه

572
00:24:59,541 --> 00:25:01,325
‫اون پدر فوق العاده‌ایه!

573
00:25:01,369 --> 00:25:03,023
‫اوه این تصمیم من نیست

574
00:25:03,066 --> 00:25:04,546
‫فقط یک بار توی بار دعواش شد

575
00:25:04,590 --> 00:25:06,417
‫توی یه مکان اشتباه و زمان اشتباهی بود

576
00:25:06,461 --> 00:25:08,594
‫از وقتی شوان به دنیا اومده
‫ به مشروب لب هم نزده

577
00:25:08,637 --> 00:25:10,726
‫پس برندون امروز صبح دکتر اسکات رو شناخت؟

578
00:25:10,770 --> 00:25:12,336
‫اون تنها جرمی بود که
‫برندون توی کل زندگیش مرتکب شده بود

579
00:25:12,380 --> 00:25:14,861
‫معلومه افسری که
‫دستگیرش کرده بود رو به یاد میاره

580
00:25:14,904 --> 00:25:17,385
‫و..و بخاطر همینم
‫ وقتی دکتر اسکات داشت اون سوالات رو

581
00:25:17,428 --> 00:25:18,865
‫ ازمون میپرسید،
‫ اونقدر با احتیاط جوابش رو میدادیم

582
00:25:18,908 --> 00:25:20,562
‫متوجهم

583
00:25:20,606 --> 00:25:22,912
‫اگه ما دختر کوچولومون رو از دست بدیم
‫نمیدونم باید چیکار کنیم

584
00:25:24,871 --> 00:25:27,569
‫من مدلین گسترن رو خیلی وقته که میشناسم

585
00:25:27,613 --> 00:25:30,006
‫اون باهاتون با عدالت برخورد خواهد کرد

586
00:25:30,050 --> 00:25:31,530
‫باشه

587
00:25:38,624 --> 00:25:41,888
‫دیلن، باید اینو ازت بپرسم

588
00:25:41,931 --> 00:25:43,672
‫آیا رابطه تو با برندون مورفی

589
00:25:43,716 --> 00:25:45,718
‫داره دیدگاهت نسبت به این
‫ پرونده رو تحت تاثیر قرار میده؟

590
00:25:45,761 --> 00:25:47,458
‫گوش کن، تمام مدارکی که امروز پیدا کردیم

591
00:25:47,502 --> 00:25:48,851
‫نشون دهنده کودک آزاریه

592
00:25:48,895 --> 00:25:50,592
‫تمام این مدارک
‫در فایل‌های پزشکی شوان وجود داره

593
00:25:50,636 --> 00:25:52,115
‫دیلن، تمام خواسته من ازت اینه

594
00:25:52,159 --> 00:25:54,857
‫به تمام اتفاقاتی که
‫ امروز افتاد خوب نگاه کن

595
00:25:54,901 --> 00:25:57,686
‫صد در صد مطمئنی که
‫توجیه دیگه‌ای پشت مشکل شوان نبوده؟

596
00:26:08,479 --> 00:26:10,003
‫چطور اینجا رو تحمل میکنی؟

597
00:26:10,046 --> 00:26:12,527
‫بوی اینجا..و تازه خیلی هواش سرده

598
00:26:12,571 --> 00:26:14,964
‫میشه لطفا بذاری من برم؟

599
00:26:15,008 --> 00:26:17,010
‫منتظر بودیم نسخه داروهات آماده بشن

600
00:26:17,053 --> 00:26:19,621
‫و خبر خوب اینه که حاضرن

601
00:26:19,665 --> 00:26:21,797
‫قرص‌های آنتی بیوتیکتون
‫دو بار در روز، همراه با غذا بخورید

602
00:26:21,841 --> 00:26:23,146
‫چهارده روز باید این داروها رو بخورید

603
00:26:23,190 --> 00:26:24,974
‫و دوبار این روتین رو تکرار کنید

604
00:26:25,018 --> 00:26:26,454
‫من خودم دوباره داروهات رو برات میخرم مامان

605
00:26:26,497 --> 00:26:27,498
‫خودم میتونم بخرم

606
00:26:28,978 --> 00:26:31,415
‫اگه میشه یکم لباستونو بدید بالا

607
00:26:31,459 --> 00:26:33,069
‫تا این پچ رو به بدنتون وصل کنم

608
00:26:33,113 --> 00:26:35,115
‫چی؟ پچ برای چیه؟

609
00:26:35,158 --> 00:26:36,856
‫- تا داروهات پیگیری بشن مامان
‫- پیگیری بشن؟

610
00:26:36,899 --> 00:26:41,382
‫درباره چی داری حرف میزنی؟
‫کی اونا رو پیگیری میکنه؟

611
00:26:41,425 --> 00:26:42,818
‫تو؟

612
00:26:42,862 --> 00:26:46,430
‫اینو ازم دور کن
‫اینا رو هم همینطور

613
00:26:46,474 --> 00:26:48,781
‫- اینقدر بهم نگو چیکارکنم
‫- فقط سعی دارم کمکت کنم

614
00:26:48,824 --> 00:26:50,173
‫نه قرص‌هاتو میخورم

615
00:26:50,217 --> 00:26:51,784
‫و نه دیگه توی بیمارستانت میمونم

616
00:26:51,827 --> 00:26:53,742
‫همین الان منو از اینجا ببر

617
00:27:05,188 --> 00:27:07,190
‫آره، همونطوری که پیشنهاد دادی فلجش کردیم

618
00:27:07,234 --> 00:27:08,322
‫ولی هیچ پیشرفتی درونش نمیبینم

619
00:27:08,365 --> 00:27:10,106
‫هنوزم فرآیند تبدیل اکسیژنش خیلی ضعیفه

620
00:27:10,150 --> 00:27:12,543
‫خیلی خب، بیا هواگیری ریه‌ها رو تغییر بدیم

621
00:27:12,587 --> 00:27:13,762
‫منم روش "به کارگیری ریه" رو انجام میدم

622
00:27:13,806 --> 00:27:15,242
‫اون چیه؟

623
00:27:15,285 --> 00:27:17,723
‫ریه های گوردون رو بزرگ میکنم تا بتونه

624
00:27:17,766 --> 00:27:19,986
‫بهتر اکسیژن رو به کربن دی اکسید تبدیل کنه

625
00:27:20,029 --> 00:27:21,857
‫متاسفم، چی؟

626
00:27:21,901 --> 00:27:23,642
‫فرض کن ریه های گوردون دوتا بادکنکن

627
00:27:23,685 --> 00:27:26,514
‫من اونارو باد میکنم تا بهتر اکسیژن بگیرن

628
00:27:26,557 --> 00:27:28,211
‫این کار خطری نداره؟

629
00:27:28,255 --> 00:27:30,605
‫من تا به حال این کار رو انجام ندادم

630
00:27:30,649 --> 00:27:32,563
‫ببین، دکتر هالستد یک پزشک عالیه

631
00:27:32,607 --> 00:27:33,869
‫ولی متخصص ریه نیست

632
00:27:33,913 --> 00:27:35,088
‫تجربه استفاده از دستگاه کمک تفسی

633
00:27:35,131 --> 00:27:37,264
‫به این صورت رو نداره

634
00:27:37,307 --> 00:27:39,179
‫این کار رو هممون باهم انجام میدیم

635
00:27:39,222 --> 00:27:42,095
‫همه‌ی ما، باشه؟

636
00:27:42,138 --> 00:27:44,227
‫برام زمان بگیر دکتر هالستد
‫سی ثانیه

637
00:27:51,017 --> 00:27:53,541
‫دیدی چیکار کرد نه؟

638
00:27:53,584 --> 00:27:54,585
‫آره

639
00:27:58,981 --> 00:28:00,983
‫دیگه نمیدونم باید چیکار کنم

640
00:28:01,027 --> 00:28:04,683
‫پس تو..تو تقریبا تمام عمرت رو مشغول

641
00:28:04,726 --> 00:28:08,991
‫مادری کردن برای مادرت بودی، درسته؟

642
00:28:09,035 --> 00:28:13,169
‫هیچوقت اینجوری
‫ بهش نگاه نکرده بودم، ولی آره

643
00:28:13,213 --> 00:28:15,868
‫کار سختیه

644
00:28:15,911 --> 00:28:17,608
‫برای چی اینکار رو کردم؟

645
00:28:17,652 --> 00:28:20,307
‫خیلی احمقانه بود که
‫ فکرمیکردم میتونم تغییرش بدم

646
00:28:20,350 --> 00:28:23,266
‫مشخصه که این اتفاق قرار نیست بیفته

647
00:28:23,310 --> 00:28:25,355
‫ببین میدونم الان
‫ نمیخوای نصیحتی از من بشنوی..

648
00:28:25,399 --> 00:28:27,183
‫نه میخوام

649
00:28:27,227 --> 00:28:33,189
‫خب، پس شاید وقتشه
‫ که یه روش دیگه‌ای به کار بگیری

650
00:28:33,233 --> 00:28:38,151
‫یه کاری که
‫شبیه مادری کردن نباشه؟

651
00:28:38,194 --> 00:28:39,805
‫مثلا چی؟

652
00:28:39,848 --> 00:28:41,894
‫بذارم هرکار دلش میخواد بکنه؟

653
00:28:41,937 --> 00:28:43,765
‫ولش کنم برم؟

654
00:28:43,809 --> 00:28:46,855
‫اگه یه قدم به عقب برداری و آزادش بذاری

655
00:28:46,899 --> 00:28:50,032
‫شاید به نفع جفتتون باشه

656
00:28:50,076 --> 00:28:52,165
‫این حرفتون خیلی مثبت نگرانه به نظر میومد

657
00:28:52,208 --> 00:28:54,820
‫نمیدونم
‫ولی حداقل

658
00:28:54,863 --> 00:28:58,780
‫تو میتونی یکم استراحت کنی
‫که واقعا لایقشی

659
00:29:00,086 --> 00:29:03,132
‫و فکرمیکنم این چیز خیلی خوبی باید باشه

660
00:29:07,920 --> 00:29:10,357
‫با شمارش یک، دو، سه

661
00:29:12,881 --> 00:29:14,665
‫فرقی نکرد
‫دوباره تایمر رو بذار روی 30 ثانیه

662
00:29:17,799 --> 00:29:20,802
‫وایسا، ضربانش داره میره بالا

663
00:29:20,846 --> 00:29:23,631
‫80، 84

664
00:29:23,674 --> 00:29:26,242
‫89.

665
00:29:26,286 --> 00:29:28,854
‫91 و
‫روی نود و یک وایساد

666
00:29:28,897 --> 00:29:31,204
‫- این چیز خوبیه نه؟
‫- آره

667
00:29:34,294 --> 00:29:36,905
‫- آره
‫- موفق شدی

668
00:29:38,907 --> 00:29:40,517
‫پس حالش خوبه؟

669
00:29:40,561 --> 00:29:43,782
‫خیلی بهتر از قبلشه
‫و امیدوارم که همینطوری ادامه پیدا کنه

670
00:29:43,825 --> 00:29:46,088
‫خیلی ممنونم دکتر کوپر

671
00:29:46,132 --> 00:29:49,048
‫خوشحالم تونستم کمک کنم

672
00:29:49,091 --> 00:29:51,137
‫خیلی خب

673
00:30:05,934 --> 00:30:07,849
‫اینجاست آقای ساسمن

674
00:30:07,893 --> 00:30:10,809
‫چه خبر شده؟

675
00:30:10,852 --> 00:30:12,288
‫دکتر آرچر، ایشون مارک ساسمن هستن

676
00:30:12,332 --> 00:30:15,291
‫- و ایشون اینجاست چون..
‫- خودشه

677
00:30:15,335 --> 00:30:17,119
‫اون پسرعموی منه، ریکی

678
00:30:19,208 --> 00:30:20,427
‫اوه پسر!

679
00:30:21,863 --> 00:30:23,822
‫ما شما رو یکم تنها میذاریم

680
00:30:29,479 --> 00:30:31,307
‫چطوری؟

681
00:30:31,351 --> 00:30:33,309
‫زخمی که روی لگن
‫ریکی ساسمن هست رو دیدی؟

682
00:30:33,353 --> 00:30:35,442
‫آره فکرکردم رد عمل تعویض مفصل لگن باشه

683
00:30:35,485 --> 00:30:36,965
‫آره، بود

684
00:30:37,009 --> 00:30:38,358
‫وقتی به گزارش سی تی اسکنش نگاه کردم

685
00:30:38,401 --> 00:30:40,751
‫دیدم که اون مفصل مصنوعیش
‫یه تراشه شناسایی داره

686
00:30:40,795 --> 00:30:43,102
‫پس اسکنش کردم

687
00:30:43,145 --> 00:30:45,017
‫به چندتا از سازنده‌های
‫ اون عضو مصنوعی زنگ زدم

688
00:30:45,060 --> 00:30:49,021
‫و یکیشون
‫ شماره سریال اون تراشه رو تایید کرد

689
00:30:49,064 --> 00:30:50,718
‫پس اینجوری اسمش رو فهمیدی

690
00:30:50,761 --> 00:30:55,157
‫و بعد از اون
‫پیدا کردن پسرعموش کار سختی نبود

691
00:30:55,201 --> 00:30:56,724
‫فکرکنم اگر پسرعموش تصمیم بگیره

692
00:30:56,767 --> 00:30:58,900
‫که دستگاه های تنفسیش رو قطع کنیم
‫و اعضای بدنش رو اهدا کنیم

693
00:30:58,944 --> 00:31:02,164
‫تو و دکتر بلیک به چیزی که میخواستید

694
00:31:02,208 --> 00:31:03,383
‫میرسید

695
00:31:04,993 --> 00:31:07,126
‫وایسا ببینم

696
00:31:07,169 --> 00:31:10,042
‫این تعهد اخلاقی ما بود
‫که به خاطر خوبی ریک

697
00:31:10,085 --> 00:31:12,871
‫خانواده‌ش رو پیدا کنیم

698
00:31:12,914 --> 00:31:14,176
‫آره اینجوری خودت رو گول بزن

699
00:31:20,487 --> 00:31:22,010
‫مگی، میشه برندون مورفی رو صدا بزنی

700
00:31:22,054 --> 00:31:23,838
‫و به اتاق مشاوره ببریش؟

701
00:31:28,974 --> 00:31:31,063
‫فکرکنم من فهمیدم که اینجا چه خبره

702
00:31:31,106 --> 00:31:33,108
‫و اون
‫کودک آزاری نیست

703
00:31:35,067 --> 00:31:37,460
‫میخوای من برم بیرون؟

704
00:31:37,504 --> 00:31:38,897
‫راستش، اگه شما مشکلی نداشته باشید

705
00:31:38,940 --> 00:31:40,550
‫میخوام خانم گسترن این رو بشنوه

706
00:31:40,594 --> 00:31:43,858
‫فکرمیکنم وضعیت پزشکی شوان
‫همه چیز رو مشخص کنه

707
00:31:47,296 --> 00:31:50,299
‫من رفتم و به تمام سی تی اسکن‌هاش نگاه کردم

708
00:31:50,343 --> 00:31:53,824
‫این سی تی اسکنیه که پارسال
‫در اورژانس ایست مرسی ازش گرفتن

709
00:31:53,868 --> 00:31:57,350
‫و این یکی همونیه که امروزصبح ازش گرفتیم

710
00:31:57,393 --> 00:31:59,874
‫به نظر من جفتشون دقیقا شبیه همن

711
00:31:59,918 --> 00:32:01,223
‫این چیزیه که منم فکرمیکردم

712
00:32:01,267 --> 00:32:03,573
‫ولی بعدش متوجه این شدم

713
00:32:03,617 --> 00:32:06,968
‫طی یک سال گذشته، مخچه شوان چندین علائمِ

714
00:32:07,012 --> 00:32:08,274
‫تحلیل رفتن از خودش نشون داده

715
00:32:08,317 --> 00:32:09,884
‫تحلیل رفتن؟

716
00:32:09,928 --> 00:32:11,407
‫یعنی چندتا از سلول های مغزیش از بین رفتن

717
00:32:11,451 --> 00:32:14,976
‫خیلی کوچیکه ولی اگه با دقت نگاه کنید

718
00:32:15,020 --> 00:32:16,543
‫میبینید که این قسمت از مغز

719
00:32:16,586 --> 00:32:20,112
‫یه جورایی ظاهرش کوچیک‌تر شده

720
00:32:20,155 --> 00:32:22,070
‫احتمالا این دلیلِ حواس پرت بودنشه

721
00:32:22,114 --> 00:32:23,854
‫طی این یک سال این قضیه درونش بدتر شده؟

722
00:32:23,898 --> 00:32:25,856
‫فک..فکرکنم آره

723
00:32:25,900 --> 00:32:27,423
‫فکرمیکنم حواس پرت بودنش بخاطر

724
00:32:27,467 --> 00:32:29,208
‫این تغییراتِ مخچه‌ش هست

725
00:32:29,251 --> 00:32:31,906
‫عضوی از مغزه که تعادل بدن رو حفظ میکنه

726
00:32:33,473 --> 00:32:35,997
‫داری میگی که شوان اختلال مغزی داره؟

727
00:32:36,041 --> 00:32:37,303
‫نه دقیقا

728
00:32:37,346 --> 00:32:39,087
‫من باور دارم که اون یه بیماری داره

729
00:32:39,131 --> 00:32:42,351
‫که باعث میشه بدنش یک آنزیم
‫ مهم به اسم ""هگز-ای" رو تولید نکنه

730
00:32:42,395 --> 00:32:45,354
‫اسم این بیماری "تای-ساکس" هست

731
00:32:45,398 --> 00:32:47,574
‫تای..تای ساکس؟
‫فکرکنم اسم این بیماری رو شنیدم قبلا

732
00:32:47,617 --> 00:32:49,097
‫اگه اجازه بدید

733
00:32:49,141 --> 00:32:51,012
‫میخوام از شوان تست بگیرم
‫تا ببینم این بیماری رو داره یا نه

734
00:32:53,493 --> 00:32:54,929
‫البته

735
00:32:54,973 --> 00:32:57,845
‫هرکاری لازمه انجام بدید تا بفهمید چش شده

736
00:32:57,888 --> 00:32:59,281
‫کمکتون میکنم تا این رو بفهمیم

737
00:33:07,028 --> 00:33:09,596
‫اصلا دوست نداشتم به کوپر اعتماد کنم

738
00:33:09,639 --> 00:33:11,859
‫ولی همه چیز رو درست انجام داد

739
00:33:11,902 --> 00:33:14,557
‫و اگه اون نبود
‫من جون بیمارم رو از دست میدادم

740
00:33:14,601 --> 00:33:17,038
‫شاید اون، اونجوری که ما فکرمیکنیم نباشه؟

741
00:33:17,082 --> 00:33:19,998
‫اگه تمام تصورات ما
‫درمورد هزینه مشاوره‌های مشکوک

742
00:33:20,041 --> 00:33:23,305
‫باج گیری، اشتباهات پزشکی اشتباه باشه چی؟
‫اگه همشون توهم باشن چی؟

743
00:33:23,349 --> 00:33:25,916
‫بخاطر همینم هست که
‫ باید صد در صد مطمئن باشیم

744
00:33:25,960 --> 00:33:28,919
‫قبل از اینکه
‫به صورت عمومی اون رو متهم کنیم

745
00:33:33,228 --> 00:33:35,317
‫فقط امیدوارم که
‫کار درست رو انجام بدیم، همین

746
00:33:43,151 --> 00:33:46,676
‫شنیدم که فامیل طرف
‫ با بخش اهدای عضو آمریکا ملاقات داشته

747
00:33:46,720 --> 00:33:49,462
‫از اونجایی که بیمار دچار مرگ مغزی شده

748
00:33:49,505 --> 00:33:51,203
‫پسرعموش میخواد که دستگاه‌ها رو قطع کنیم

749
00:33:51,246 --> 00:33:53,596
‫و اعضای بدنش رو اهدا کنیم

750
00:33:53,640 --> 00:33:56,512
‫باید امیدوارم باشیم که کبدش به شلدون بخوره

751
00:33:56,556 --> 00:33:59,080
‫- نه
‫- نمیخوره؟

752
00:33:59,124 --> 00:34:03,041
‫بخش اهدای عضو آمریکا میخواد

753
00:34:03,084 --> 00:34:07,306
‫کبد بیمار رو
‫به یک دریافت کننده در میلکاوی اهدا کنه

754
00:34:09,221 --> 00:34:12,006
‫خب پس فکرکنم باید بازم صبرکنیم

755
00:34:12,050 --> 00:34:13,442
‫میدونی، باید اینو بگم

756
00:34:13,486 --> 00:34:16,402
‫با کاری که امروز کردم خیلی خوشحال نیستم

757
00:34:20,101 --> 00:34:22,582
‫بیمارت هیچ شانسی برای زنده موندن نداشت

758
00:34:22,625 --> 00:34:24,975
‫و الان به لطف پسرعموش
‫هم تو و هم بیمارستان

759
00:34:25,019 --> 00:34:26,368
‫هیچ تعهد اخلاقی ندارید

760
00:34:26,412 --> 00:34:29,110
‫و نیازی نیست
‫برای پایان زندگی اون تصمیم بگیرید

761
00:34:29,154 --> 00:34:31,547
‫و مهم تر از همه
‫یه نفر در میلکاوی

762
00:34:31,591 --> 00:34:33,506
‫شانس اینو به دست میاره
‫ که بیشتر زنده بمونه

763
00:34:35,029 --> 00:34:37,640
‫مشکل چیه؟

764
00:34:37,684 --> 00:34:40,339
‫مطمئن نیستم که پیدا کردن پسرعموش
‫کار از ته دلی بوده باشه

765
00:34:42,558 --> 00:34:44,560
‫کروکت، این یه حقیقت غم انگیزه ولی

766
00:34:44,604 --> 00:34:47,955
‫فقط هفت درصد از اهدا کنندگان
‫ آدم‌های زنده هستن

767
00:34:50,218 --> 00:34:52,264
‫برای اینکه یه نفر زنده بمونه
‫یه نفر دیگه باید بمیره

768
00:34:57,791 --> 00:34:59,575
‫اگه نمیتونی این رو تحمل کنی
‫شاید بهتره

769
00:34:59,619 --> 00:35:01,403
‫وارد زمینه جراحی پیوند اعضا نشی

770
00:35:14,286 --> 00:35:18,028
‫دارم برگه ترخیص شوان رو امضا میکنم

771
00:35:18,072 --> 00:35:19,639
‫بالاخره دارن به خونه میرن

772
00:35:19,682 --> 00:35:22,120
‫- حالشون چطوره؟
‫- کنار میان دیگه

773
00:35:22,163 --> 00:35:25,645
‫ولی سخته
‫تای ساکس درمانی نداره

774
00:35:25,688 --> 00:35:29,039
‫ولی اینکه بیماری روند کندی داره چیز خوبیه

775
00:35:29,083 --> 00:35:30,389
‫زوال مغزش یه شیب تدریجی داره

776
00:35:30,432 --> 00:35:33,087
‫و علائم شوان هم اونقدر بد نیستن

777
00:35:34,219 --> 00:35:36,612
‫امروز کار خوبی کردی دیلن

778
00:35:36,656 --> 00:35:38,266
‫کارت درست بود

779
00:35:38,310 --> 00:35:41,965
‫اگه تو نبودی
‫همچین اتفاقی نمیفتاد

780
00:35:42,009 --> 00:35:45,186
‫آدم بعضی وقتا باید به خودش یه نگاه بندازه

781
00:35:45,230 --> 00:35:46,709
‫ممنونم که اینو برام یاداوری کردی

782
00:35:55,370 --> 00:35:57,024
‫من به صورت رسمی
‫ کارهای ترخیصتون رو انجام دادم

783
00:35:57,067 --> 00:35:58,678
‫و حالا میتونید برید

784
00:35:58,721 --> 00:36:00,245
‫اینم لباس‌هاتونه

785
00:36:00,288 --> 00:36:03,639
‫وقتی ستیوی رو دیدی
‫بهش بگو من..

786
00:36:05,815 --> 00:36:07,600
‫اصلا، نمیخواد چیزی بهش بگی

787
00:36:16,957 --> 00:36:21,222
‫ببین، امروز صبح یکم تند پیش رفتم

788
00:36:21,266 --> 00:36:23,703
‫تو؟ نه

789
00:36:23,746 --> 00:36:25,139
‫تو حق داشتی
‫من داشتم فضولی میکردم

790
00:36:25,183 --> 00:36:27,185
‫نه..نه اصلا چیز مهمی نبود

791
00:36:27,228 --> 00:36:29,839
‫نه من داشتم برات مادربازی درمیاوردم
‫و نباید اینکارو بکنم

792
00:36:31,145 --> 00:36:32,668
‫دیگه اینکار رو نمیکنم

793
00:36:34,757 --> 00:36:36,194
‫نمیدونم

794
00:36:36,237 --> 00:36:39,675
‫شاید اینکه تو حواست به منه
‫خیلی هم چیز بدی نیست

795
00:36:43,331 --> 00:36:45,246
‫پس در این صورت، یکم بخواب

796
00:36:47,292 --> 00:36:48,771
‫باشه

797
00:37:27,723 --> 00:37:29,421
‫دیلن، به کمکت نیاز دارم

798
00:37:29,464 --> 00:37:30,900
‫باشه، چی شده ستیوی؟

799
00:37:30,944 --> 00:37:32,032
‫کسی رو میشناسی که بهش زنگ بزنم

800
00:37:32,075 --> 00:37:33,642
‫و بگم تا یک ون که
‫در محل ممنوعه پارک کرده رو بکسل کنه؟

801
00:37:33,686 --> 00:37:36,166
‫من هیچکس رو توی شهر نمیشناسم

802
00:37:36,210 --> 00:37:38,168
‫آره یه نفر رو توی

803
00:37:38,212 --> 00:37:39,735
‫بخش "خیابان و بهسازی" میشناسم

804
00:37:39,779 --> 00:37:41,737
‫اونا فکرکنم بتونن ون رو بکسل کنن

805
00:37:41,781 --> 00:37:44,262
‫الان شماره‌ش رو برات میفرستم

806
00:37:44,305 --> 00:37:45,785
‫عالیه، ممنونم

807
00:37:52,835 --> 00:37:55,795
‫سلام ستیوی
‫مامانت چطوره؟

808
00:37:55,838 --> 00:37:57,927
‫حالش خوب میشه
‫ممنونم

809
00:37:57,971 --> 00:37:59,146
‫- خوبه
‫- من باید برم

810
00:37:59,189 --> 00:38:01,191
‫باشه

811
00:38:08,286 --> 00:38:12,333
‫- زمان مرگ: هفت و سی و چهار دقیقه
‫- نه!

812
00:38:12,377 --> 00:38:15,467
‫- خیلی متاسفم
‫- نه!نه! الی!

813
00:38:15,510 --> 00:38:18,992
‫الی! نه! نه!

814
00:38:26,260 --> 00:38:29,176
‫هیچ احتمالی وجود داره
‫ که دستگاه وسکام باعث مرگش شد؟

815
00:38:32,048 --> 00:38:34,224
‫الینور مشکل لخته شدن خون داشت

816
00:38:34,268 --> 00:38:37,967
‫و اگه بخاطر انسداد رگ ها فوت کرده

817
00:38:38,011 --> 00:38:40,753
‫قطعا احتمال داره

818
00:38:40,796 --> 00:38:42,842
‫پس دکتر کوپر ممکنه اونو کشته باشه!

819
00:38:53,418 --> 00:38:56,812
‫اینجا چیکار میکنی؟

820
00:38:56,856 --> 00:38:59,946
‫منتظرم، عین خودت

821
00:39:03,341 --> 00:39:06,039
‫فکرکنم میخوام این کار رو بکنم

822
00:39:06,082 --> 00:39:07,867
‫به افرادی مثل اون کمک کنم

823
00:39:21,359 --> 00:39:23,535
‫نه،نه،نه!

824
00:39:23,578 --> 00:39:26,973
‫- مامان؟
‫- بردنش! ماشینمو بردن!

825
00:39:27,016 --> 00:39:28,191
‫چی؟

826
00:39:28,235 --> 00:39:30,368
‫یه جرثقیل فرستادن تا ون رو ببرن!

827
00:39:33,936 --> 00:39:35,547
‫هی!چیزی نیست

828
00:39:35,590 --> 00:39:37,157
‫هی

829
00:39:37,200 --> 00:39:41,117
‫- الان میخوای چیکار کنی؟
‫- تمام وسایلم اونجا بود

830
00:39:41,161 --> 00:39:44,469
‫چادرم، پتوهام
‫همه چیز

831
00:39:44,512 --> 00:39:48,168
‫مامان، امشب رو پیش من بمون باشه؟

832
00:39:48,211 --> 00:39:53,478
‫لطفا! نه بیرون خیلی سرده
‫نمیتونی این بیرون بمونی

833
00:39:53,521 --> 00:39:56,437
‫لطفا، بیا
‫بیا بریم

834
00:40:01,181 --> 00:40:02,443
‫مامان لطفا!

835
00:40:15,108 --> 00:40:19,460
‫ببین، میدونم این قضیه چقدر ناراحت کننده‌ست

836
00:40:19,504 --> 00:40:22,550
‫ولی حلش میکنیم باشه؟

837
00:40:22,594 --> 00:40:23,769
‫فقط برو

838
00:40:27,642 --> 00:40:30,166
‫و من..من بابت قبل متاسفم

839
00:40:31,951 --> 00:40:33,953
‫نباید سعی میکردم گولت بزنم

840
00:40:35,563 --> 00:40:37,957
‫و داشتم میومدم اینجا تا برای آخرین بار

841
00:40:38,000 --> 00:40:41,439
‫قانعت کنم تا آنتی‌بیوتیک‌هات رو بخوری

842
00:40:41,482 --> 00:40:42,440
‫بیا

843
00:40:45,312 --> 00:40:48,271
‫مامان، دیگه هر تصمیمی بگیری
‫به خودت بستگی داره