1
00:00:00,800 --> 00:00:10,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:05,440 --> 00:00:07,224
‫- کریسمس مبارک.

3
00:00:07,268 --> 00:00:09,705
‫-اتفاقی که افتاد،
‫فقط برای سرگرمی بود.

4
00:00:10,532 --> 00:00:12,403
‫- متاسفم بابت استرسی
‫که برات ایجاد کردم،

5
00:00:12,447 --> 00:00:14,492
‫برای اینکه میخواستم اینجا باشی.
‫- می فهمم چرا این کار را کردی.

6
00:00:14,536 --> 00:00:16,364
‫شما یک دختر دارین و
‫می خواستین اونو ببینین.

7
00:00:16,407 --> 00:00:19,019
‫مگی لاکوود
‫مادر بیولوژیکی من هست.

8
00:00:19,454 --> 00:00:21,499
‫- برای هر کاتتر Vas-COM
‫که بیمارستان سفارش داد،

9
00:00:21,543 --> 00:00:23,240
‫دکتر کوپر یه
‫درصدی دریافت کرد.

10
00:00:23,284 --> 00:00:25,242
‫- الان این یه جورایی
‫مثل رشوه دادن نیست؟

11
00:00:25,286 --> 00:00:26,722
‫این غیرقانونیه.

12
00:00:26,765 --> 00:00:29,333
‫- حالا می تونیم به FBI بریم.
‫- هیئت معتقد نیست

13
00:00:29,377 --> 00:00:31,205
‫که این به نفع بیمارستان باشه.

14
00:00:31,901 --> 00:00:33,163
‫- متیو کوپر،

15
00:00:33,207 --> 00:00:34,686
‫جسا رینالدی،
‫شما بازداشتید.

16
00:00:34,730 --> 00:00:37,689
‫- هر و همه عواقب
‫روی من تاثیر میذاره.

17
00:00:37,733 --> 00:00:41,041
‫- باور کن شارون، عواقبی خواهد داشت.

18
00:00:43,217 --> 00:00:44,522
‫اومدش.

19
00:00:44,566 --> 00:00:46,220
‫- شارون گودوین.

20
00:00:46,263 --> 00:00:48,004
‫دکتر متیو کوپر،
‫به قید وثیقه آزاد شد.

21
00:00:48,048 --> 00:00:49,919
‫آزمایشگاه واسیک، هرگونه
‫اطلاع از نقشه های کلاه برداری

22
00:00:49,962 --> 00:00:51,529
‫رو انکار کرده.

23
00:00:51,573 --> 00:00:53,357
‫- اینکه این کار
‫نماینده آنها، جسا رینالدی بود.

24
00:00:53,401 --> 00:00:54,837
‫دولت حتی یک پرونده داره؟

25
00:00:54,880 --> 00:00:56,186
‫- گوش کن، من نظری ندارم.

26
00:00:56,230 --> 00:00:58,406
‫- گزارش هایی
‫از اقدامات مدنی زودهنگام

27
00:00:58,449 --> 00:01:00,669
‫از خانواده ها و بیماران
‫تحت تاثیر Vas-COM وجود داره.

28
00:01:00,712 --> 00:01:01,757
‫- آیا از شما در این
‫دادخواست ها نام برده شده؟

29
00:01:01,800 --> 00:01:03,193
‫- گفتم نظری ندارم.
‫- ببخشید.

30
00:01:03,237 --> 00:01:04,890
‫یک لحظه ببخشید.
‫ببخشید.

31
00:01:04,934 --> 00:01:06,066
‫- مرسی.

32
00:01:06,109 --> 00:01:07,850
‫- آره...

33
00:01:07,893 --> 00:01:11,810
‫من از Vas-COM استفاده میکنم... میکردم،

34
00:01:11,854 --> 00:01:14,552
‫برای نظارت قلب
‫برخی از بیماران.

35
00:01:14,596 --> 00:01:16,337
‫- النور هولت، که اکنون درگذشته،

36
00:01:16,380 --> 00:01:18,948
‫یکی ازون بیماران بود؟

37
00:01:18,991 --> 00:01:20,558
‫- بله.
‫- بیمارستان از چندین دستگاه مانیتورینگ قلب

38
00:01:20,602 --> 00:01:22,778
‫استفاده می کنه، درسته؟

39
00:01:22,821 --> 00:01:23,909
‫- بله.

40
00:01:23,953 --> 00:01:25,694
‫- و باز هم استفاده از
‫Vas-COM را انتخاب کردین؟

41
00:01:25,737 --> 00:01:27,870
‫- به عنوان گزینه بهتری تبلیغ شد،

42
00:01:27,913 --> 00:01:29,219
‫نسبت به دستگاه های رقیب.

43
00:01:29,263 --> 00:01:32,179
‫توسط پزشکان دیگه هم
‫راجبش خوب حرف زده می شد.

44
00:01:32,222 --> 00:01:34,442
‫- کسی خاص یادته؟

45
00:01:34,485 --> 00:01:37,097
‫- من فقط چند ماه
‫هست که در Med هستم.

46
00:01:37,140 --> 00:01:40,274
‫من چهره هایی رو می شناسم
‫اما اسم های زیادی را نه.

47
00:01:40,317 --> 00:01:43,233
‫- یکی از اون چهره ها
‫دکتر ویل هالستد بود؟

48
00:01:44,626 --> 00:01:46,628
‫چطوره به این
‫سوال برگردیم؟

49
00:01:46,671 --> 00:01:49,805
‫من قبل از این، اظهاراتی رو
‫از دکتر هالستد دریافت کردم.

50
00:01:58,205 --> 00:01:59,728
‫- این 15 دقیقه
‫چطور می گذره واست؟

51
00:01:59,771 --> 00:02:01,947
‫- چی؟ از شهرت؟
‫این آخرین چیزی بود

52
00:02:01,991 --> 00:02:04,820
‫که بهش فکر کردم
‫وقتی که با FBI تماس گرفتم.

53
00:02:04,863 --> 00:02:08,911
‫و حالا هم اون همه غوغا شده اون بیرون.

54
00:02:08,954 --> 00:02:11,740
‫من نگران
‫بیمارستان هستم، دنیل.

55
00:02:11,783 --> 00:02:15,265
‫فدرال‌ها در حال توقیف فایل‌ها...،
‫رایانه‌ها هستند.

56
00:02:15,309 --> 00:02:18,268
‫اعضای هیئت مدیره و کارکنان
‫رو دارن مصاحبه میکنن.

57
00:02:18,312 --> 00:02:20,749
‫- ببین، الان یه ذره
‫همه چی قروقاطی شده، اوکی؟

58
00:02:20,792 --> 00:02:22,664
‫ولی بالاخره گرد و غبار میشینه
‫و همه چیز آروم تر میشه، میدونی؟

59
00:02:22,707 --> 00:02:24,100
‫همیشه اینجوری میشه.

60
00:02:24,144 --> 00:02:26,276
‫- شارون.

61
00:02:26,320 --> 00:02:28,887
‫همین الان یه چیز جالب شنیدم.

62
00:02:28,931 --> 00:02:32,195
‫معلوم شده که کلاغای خبرچین
‫حق دریافت جایزه دارن.

63
00:02:32,239 --> 00:02:35,155
‫شش، یا حتی هفت رقمی.

64
00:02:35,198 --> 00:02:36,417
‫چطوره؟

65
00:02:39,507 --> 00:02:41,683
‫- مثل همیشه خوشحالم از دیدنت، راجر.

66
00:02:42,292 --> 00:02:44,251
‫- نمودار رو گرفتی؟
‫کامل درجریانی؟

67
00:02:44,294 --> 00:02:46,340
‫- آره. لاورنس گیونز، 50 ساله،

68
00:02:46,383 --> 00:02:47,689
‫مرحله پایانی بیماری کلیوی.

69
00:02:47,732 --> 00:02:50,039
‫دیگه همودیالیز(خون تراکافت) رو نمتونه تحمل کنه.

70
00:02:50,082 --> 00:02:51,823
‫پیوندها به لخته شدن ادامه میدن.

71
00:02:51,867 --> 00:02:54,217
‫اما از همون اول فقط یه کلیه دارد.

72
00:02:54,261 --> 00:02:57,307
‫- آره.
‫اون 25 سال پیش کلیه دیگه اش رو به پدرش اهدا کرد.

73
00:02:57,351 --> 00:02:59,048
‫اون هم بیماری کلیوی داره.

74
00:02:59,091 --> 00:03:00,745
‫معلوم شد که این یک مشکل ژنتیکی هست.

75
00:03:00,789 --> 00:03:04,096
‫بیماری کلیه پلی کیستیک اتوزومی غالب (ADPKD).

76
00:03:04,140 --> 00:03:05,272
‫لاورنس هم اینو داره.

77
00:03:05,315 --> 00:03:07,230
‫- با این حال دکتر
‫کلیه اش رو گرفت.

78
00:03:07,274 --> 00:03:08,449
‫اونها نفهمیده بودن.

79
00:03:08,492 --> 00:03:09,711
‫یا تشخیص اشتباه بوده،

80
00:03:09,754 --> 00:03:12,279
‫یا آزمایش چیزی رو نشون نداد.

81
00:03:12,322 --> 00:03:14,585
‫- ای بابا.

82
00:03:14,629 --> 00:03:16,848
‫نمودار میگه که لاورنس یک پسر داره.

83
00:03:16,892 --> 00:03:18,328
‫- لوک، اون 19 سالشه.

84
00:03:18,372 --> 00:03:19,547
‫اون هنوز آزمایش نشده

85
00:03:19,590 --> 00:03:21,897
‫تا ببینیم که اون هم
‫کلیه پلی کیستیک داره یا نه.

86
00:03:21,940 --> 00:03:23,986
‫- اوکی، پس اگه اون،
‫این بیماری رو نداشته باشه،

87
00:03:24,029 --> 00:03:25,292
‫میتونه یک اهدا کننده احتمالی باشه.

88
00:03:25,335 --> 00:03:27,163
‫- من چند بار سعی کردم آزمایش بگیرم ازش ولی

89
00:03:27,207 --> 00:03:28,599
‫اون هردفعه طفره میرفت.

90
00:03:28,643 --> 00:03:30,253
‫- چرا؟

91
00:03:30,297 --> 00:03:35,084
‫- پیچیده ست.

92
00:03:35,127 --> 00:03:38,392
‫سلام، لوک. دکتر بلیک هستم.

93
00:03:38,435 --> 00:03:40,394
‫- دکتر بلیک را یادت
‫هست، نه؟

94
00:03:40,437 --> 00:03:42,352
‫اون داره به
‫درست شدن کلیه بابات کمک میکنه.

95
00:03:42,396 --> 00:03:45,355
‫- من هم میخوام کمک کنم.

96
00:03:45,399 --> 00:03:49,664
‫- می دونم که میخوای. می دونم.

97
00:03:49,707 --> 00:03:51,231
‫- خوشحالم که دوباره می بینمت،
‫لوک.

98
00:03:51,274 --> 00:03:52,884
‫ایشون دکتر مارسل هست.

99
00:03:52,928 --> 00:03:55,887
‫- هی لوک،
‫از دیدار باهات خوشحالم.

100
00:03:55,931 --> 00:03:58,020
‫- لوک، عزیزم،

101
00:03:58,063 --> 00:04:00,283
‫بذار دکتر
‫با بابات صحبت کنه.

102
00:04:00,327 --> 00:04:01,676
‫بیا.

103
00:04:01,719 --> 00:04:04,287
‫بسیار خوب، ما میریم.

104
00:04:05,854 --> 00:04:07,334
‫باشه؟

105
00:04:09,423 --> 00:04:10,859
‫- ببین من میتونم تحمل کنم

106
00:04:10,902 --> 00:04:12,556
‫من می دونم که
‫یک اهدا کننده ای یه جایی وجود داره.

107
00:04:12,600 --> 00:04:14,428
‫منظورم اینه که من باید در صدر
‫لیست پیوند باشم.

108
00:04:14,471 --> 00:04:17,648
‫- تو صدر لیست هستی
‫اما زمانت رو به اتمامه.

109
00:04:17,692 --> 00:04:20,564
‫به نظرم الان دیگه باید لوک رو
‫به عنوان یک اهدا کننده احتمالی در نظر بگیریم.

110
00:04:20,608 --> 00:04:22,392
‫حداقل برای بیماری پلی کیستیک تست کنین

111
00:04:22,436 --> 00:04:23,959
‫مطمئن شیم که اون،
‫این بیماری رو نداره.

112
00:04:24,002 --> 00:04:26,091
‫- من می خوام پیش بابا باشم.
‫اون به کمک من نیاز داره.

113
00:04:26,135 --> 00:04:27,571
‫- ما بهش کمک می کنیم.

114
00:04:27,615 --> 00:04:31,706
‫- نمی دونم.

115
00:04:31,749 --> 00:04:34,099
‫- تو به یک کلیه جدید نیاز داری،
‫لاورنس.

116
00:04:34,143 --> 00:04:35,579
‫و من واقعاً معتقدم
‫که لوک بهترین،

117
00:04:35,623 --> 00:04:38,365
‫و احتمالا،
‫آخرین فرصتت برای گرفتن کلیه ست.

118
00:04:43,979 --> 00:04:45,285
‫- باشه.

119
00:05:03,477 --> 00:05:03,912
‫

120
00:05:03,955 --> 00:05:05,914
‫- لوک میخواد به
‫پدرش کمک کنه.

121
00:05:05,957 --> 00:05:07,263
‫من هم موافقشم.
‫- باور کن،

122
00:05:07,307 --> 00:05:08,786
‫من هم می خوام
‫، اما توانایی رشد اون-

123
00:05:08,830 --> 00:05:09,918
‫یعنی اصلا راجب چی
‫داریم صحبت می کنیم؟

124
00:05:09,961 --> 00:05:10,919
‫- ببین، ایده آل نیست،

125
00:05:10,962 --> 00:05:12,573
‫اما گزینه بهتری نداریم،

126
00:05:12,616 --> 00:05:15,097
‫و لوک به پدرش نیاز داره.

127
00:05:15,140 --> 00:05:16,707
‫من مدت زیادی هست
‫که لاورنس رو می شناسم

128
00:05:16,751 --> 00:05:18,361
‫و لوک همیشه
‫اولین نگرانی اونه،

129
00:05:18,405 --> 00:05:20,102
‫و اون به ما رضایت رو داد.

130
00:05:30,373 --> 00:05:32,201
‫- باشه.

131
00:05:32,244 --> 00:05:33,594
‫پس ما از نظر
‫قانونی امن هستیم.

132
00:05:33,637 --> 00:05:35,291
‫از نظر اخلاقی چطور؟

133
00:05:35,335 --> 00:05:36,901
‫- خیلی خوب.

134
00:05:36,945 --> 00:05:38,947
‫میبرمش به
‫کمیته اخلاقی.

135
00:05:38,990 --> 00:05:41,341
‫که نظرشون رو بگیرم.

136
00:05:42,037 --> 00:05:43,430
‫- CT منفی و
‫از نظر بالینی بهبود یافته،

137
00:05:43,473 --> 00:05:45,649
‫برای بیمار در پنج.
‫می تونه مرخص شه.

138
00:05:45,693 --> 00:05:47,956
‫میخوای انجامش بدم؟
‫- گرفتم. مشکلی نیست.

139
00:05:47,999 --> 00:05:51,176
‫آنفولانزا در دو و
‫در رفتگی شانه در هفت.

140
00:05:53,614 --> 00:05:55,703
‫- باورم نمیشه تو مامانشی.

141
00:05:55,746 --> 00:05:57,095
‫چطور اینو اینقدر مخفی نگه داشتی؟

142
00:05:57,139 --> 00:05:59,228
‫- راحت، چون به تو نگفتم.

143
00:05:59,271 --> 00:06:00,447
‫- ها.

144
00:06:00,490 --> 00:06:04,842
‫خب... پدره کیه؟

145
00:06:04,886 --> 00:06:06,278
‫- چطوره همون کارای پنج رو بکنی؟

146
00:06:09,107 --> 00:06:10,631
‫- صبح بخیر، ویل.

147
00:06:10,674 --> 00:06:11,936
‫اوه سلام.

148
00:06:11,980 --> 00:06:13,460
‫یه مقاله دیگه
‫امروز صبح در "تریب"،

149
00:06:13,503 --> 00:06:15,940
‫در مورد کارت تو از بین بردن
‫حرص و طمع شرکت، ها؟

150
00:06:15,984 --> 00:06:17,812
‫- آره، ایمیلم داره منفجر میشه.

151
00:06:17,855 --> 00:06:19,640
‫- خوب پس، حدس می‌زنم
‫به این نیاز نخواهی داشت، ها؟

152
00:06:19,683 --> 00:06:20,989
‫فکر کردم شاید بخوای
‫مقاله را قیچی کنی،

153
00:06:21,032 --> 00:06:22,817
‫و ازش تو دفترچه
‫یادداشتت استفاده کنی،

154
00:06:22,860 --> 00:06:24,296
‫می دونی دیگه،
‫اونو روی ویترین جایزه هات بذاری؟

155
00:06:24,340 --> 00:06:26,037
‫- من این کارو برای
‫تعریف و تمجید انجام ندادم، دین.

156
00:06:26,081 --> 00:06:27,648
‫- هی، اوم، من سر این پشتتم.

157
00:06:27,691 --> 00:06:29,998
‫منظورم اینه که تو- تو
‫تک و تنها برای عدالت اقدام کردی،

158
00:06:30,041 --> 00:06:31,782
‫و برنده شدی. بهت افتخار می کنم.

159
00:06:31,826 --> 00:06:33,349
‫جدی.

160
00:06:35,220 --> 00:06:37,048
‫- صبح رو با فدرال گذروندم،

161
00:06:37,092 --> 00:06:39,486
‫و میخوان که به زودی دوباره صحبت کنن.

162
00:06:39,529 --> 00:06:41,052
‫بسیار ازت ممنونم.

163
00:06:41,096 --> 00:06:43,403
‫- هی، معذرت میخوام، استیوی.

164
00:06:43,446 --> 00:06:45,666
‫واقعاً نمیخواستم- قصدم نبود
‫که درگیر این موضوع بشی.

165
00:06:45,709 --> 00:06:48,059
‫- پس چرا منو درجریان
‫نذاشتی که چه خبره؟

166
00:06:48,103 --> 00:06:51,193
‫به خصوص وقتی
‫صحبت از النور هولت بود.

167
00:06:51,236 --> 00:06:52,281
‫اگر چیزی رو که میدونستی رو میدونستم،

168
00:06:52,324 --> 00:06:53,891
‫شاید یه جور دیگه ای
‫باهاش رفتار می کردم.

169
00:06:53,935 --> 00:06:55,763
‫- هالستد، همر، نوبت شماست.
‫به درمان 3 برین.

170
00:06:55,806 --> 00:06:57,547
‫نمودار تو تبلتتون موجود هست.

171
00:07:01,856 --> 00:07:05,250
‫- آقای سنان، من دکتر هالستون هستم.
‫ایشون دکتر همر هست.

172
00:07:05,294 --> 00:07:06,208
‫- سلام.

173
00:07:06,251 --> 00:07:07,644
‫خب میبینم که شما یک بازوی ناقص دارین،

174
00:07:07,688 --> 00:07:09,777
‫و یه ورم روی سر.
‫چه اتفاقی افتاد؟

175
00:07:09,820 --> 00:07:11,909
‫- اوم، اون انگلیسی صحبت نمی کنه.

176
00:07:11,953 --> 00:07:14,042
‫من پسرشم، امانیوئل.

177
00:07:18,002 --> 00:07:20,004
‫- اوکی.

178
00:07:20,048 --> 00:07:22,703
‫میگه که اوکیه
‫که من صحبتو کنم.

179
00:07:22,746 --> 00:07:24,095
‫- عالی. فرانسوی؟

180
00:07:24,139 --> 00:07:25,270
‫- کریول هائیتی.

181
00:07:25,314 --> 00:07:26,576
‫من چند سالی هست
‫که در آمریکا هستم.

182
00:07:26,620 --> 00:07:29,013
‫پدرم بالاخره
‫تونست به من ملحق شه.

183
00:07:29,057 --> 00:07:31,102
‫اون تابستون سال گذشته بیرون اومد.

184
00:07:33,365 --> 00:07:36,325
‫- خب، امانوئل، چه اتفاقی افتاد؟

185
00:07:36,368 --> 00:07:38,980
‫- چند ماه گذشته،
‫یه کمی حالش عجیب شده.

186
00:07:39,023 --> 00:07:41,417
‫سرگیجه، سردرگمی.

187
00:07:41,461 --> 00:07:44,246
‫اما همه چیز تو شیکاگو خیلی سریعتر
‫از روستای هائیتی پیش میره.

188
00:07:44,289 --> 00:07:46,553
‫- آره، شوک فرهنگی
‫باید سرسام آور باشه.

189
00:07:46,596 --> 00:07:49,033
‫- آره، به همین دلیل
‫زیاد بهش اهمیت ندادم.

190
00:07:49,077 --> 00:07:52,080
‫اما اخیراً اون دست و پا چلفتی هم شده.

191
00:07:52,123 --> 00:07:53,429
‫امروز یک قدمشو از رو پله از دست داد،

192
00:07:53,473 --> 00:07:54,865
‫انگاری یه لحظه
‫نمی دونست کجاست،

193
00:07:54,909 --> 00:07:56,258
‫و از پله ها افتاد پایین.

194
00:07:56,301 --> 00:07:58,129
‫- ریه ها خوبن،
‫قلب به نظر طبیعی می رسید،

195
00:07:58,173 --> 00:08:00,349
‫اما نمی تونیم احتمال
‫رویداد سنکوپ(غشی) را رد کنیم.

196
00:08:00,392 --> 00:08:03,657
‫- بیاین عکس قفسه سینه،
‫نوار قلبی ۱۲ لید، آزمایش های قلب،

197
00:08:03,700 --> 00:08:06,355
‫BMP، CBC، سی تی اسکن سر بگیریم.

198
00:08:08,575 --> 00:08:10,707
‫- اوم، داره می پرسه
‫که آیا نامزدش، فابین،

199
00:08:10,751 --> 00:08:12,013
‫می تونه به بیمارستان بیاد؟

200
00:08:12,056 --> 00:08:14,798
‫- بله، حتماً.
‫شماره اش رو به پرستار بدین.

201
00:08:14,842 --> 00:08:17,148
‫- اوکی. مرسی.

202
00:08:17,192 --> 00:08:18,759
‫- خواهش میکنم.

203
00:08:18,802 --> 00:08:20,717
‫- به زودی دوباره چکتون می کنیم.

204
00:08:24,199 --> 00:08:26,593
‫- چطوری میگذرونی؟

205
00:08:26,636 --> 00:08:30,292
‫- اوه... بهتر ازین بودم.

206
00:08:30,335 --> 00:08:31,902
‫همکاران رو تو یک
‫موقعیت ناراحت کننده قرار دادم.

207
00:08:31,946 --> 00:08:34,035
‫چیزی نبود که میخواستم.
‫- میفهممت.

208
00:08:34,078 --> 00:08:37,081
‫FBI باهات صحبت کرد؟
‫- آره،

209
00:08:37,125 --> 00:08:38,518
‫بهم گفتن که بهشون خیلی واضح گفتی

210
00:08:38,561 --> 00:08:40,258
‫که من از جانب تو
‫کارها رو می کردم.

211
00:08:40,302 --> 00:08:42,957
‫- اینو گفتم چون حقیقت داره.

212
00:08:43,000 --> 00:08:45,437
‫ما از پسش برمیام.

213
00:08:53,533 --> 00:08:55,665
‫- پیتر، واقعاً؟

214
00:08:55,709 --> 00:08:57,493
‫من رو از جلسات بودجه
‫محروم می کنی؟

215
00:08:57,537 --> 00:08:58,973
‫- خب، هیئت که
‫نمی تونه تو رو اخراج کنه.

216
00:08:59,016 --> 00:09:00,322
‫تو یه قهرمانی.

217
00:09:00,365 --> 00:09:02,585
‫- و این نقشه ی اوناست که
‫منو تو برزخ گیر بندازن؟

218
00:09:02,629 --> 00:09:04,195
‫- چه انتظاری داری؟
‫در حال حاضر،سراسر Med رو

219
00:09:04,239 --> 00:09:06,328
‫بوی تعفن گرفته.
‫داریم همه له میشیم،

220
00:09:06,371 --> 00:09:08,417
‫توسط مطبوعات،
‫اهداکنندگان در حال فرار هستن،

221
00:09:08,460 --> 00:09:10,288
‫پزشکان توسط بیمارستان های دیگه شکار می شن.

222
00:09:10,332 --> 00:09:12,116
‫امروز سه استعفای
‫دیگه داشتیم.

223
00:09:12,160 --> 00:09:13,509
‫اینها رؤسای بخش هستن، شارون.

224
00:09:13,553 --> 00:09:16,207
‫- ساکت کردن من، خرابکاری اونها را درست نمیکنه.

225
00:09:16,251 --> 00:09:18,514
‫- فکر می کنم که
‫هیئت مدیره این رو می دونه.

226
00:09:18,558 --> 00:09:19,646
‫- فکر میکنی؟

227
00:09:20,560 --> 00:09:21,822
‫- نگاه کن،

228
00:09:21,865 --> 00:09:23,867
‫به عنوان یکی از متحدان شارون گودوین،
‫من تو این مورد کاره ای نیستم.

229
00:09:23,911 --> 00:09:27,044
‫اما اگه حدس بزنم،
‫میتونم بگم که اونها به سراغ تو میان.

230
00:09:27,088 --> 00:09:29,090
‫و شک دارم که
‫به طور مستقیم باشه.

231
00:09:36,576 --> 00:09:38,578
‫- چی گفتن؟
‫- کمیته اخلاق اوکیه

232
00:09:38,621 --> 00:09:41,668
‫با اینکه با لوک به عنوان
‫یک اهداکننده پیش بریم.

233
00:09:41,711 --> 00:09:42,582
‫ببین، آزمایشاتو انجام بده.

234
00:09:42,625 --> 00:09:43,713
‫ببین اصلاً اون یک کاندید هست یا نه،

235
00:09:43,757 --> 00:09:45,497
‫بعد ازونجا پیش میریم.

236
00:09:52,635 --> 00:09:54,158
‫- شارون گودوین؟

237
00:09:54,202 --> 00:09:55,682
‫- بله.

238
00:09:55,725 --> 00:09:57,640
‫- راندال شنتو.

239
00:09:57,684 --> 00:09:59,773
‫- چیزی نیاز دارین؟

240
00:09:59,816 --> 00:10:02,732
‫- اوه، من حدس می زدم که
‫شما انتظار منو داشته باشین.

241
00:10:02,776 --> 00:10:04,560
‫کسی بهتون چیزی نگفت؟

242
00:10:04,604 --> 00:10:06,736
‫- چطوره تو دفترم صحبت کنیم؟

243
00:10:09,696 --> 00:10:14,439
‫"گروه شنتو،
‫مشاوره خدمات مراقبت های سلامتی؟"

244
00:10:14,483 --> 00:10:18,052
‫- ما بیمارستان ها رو،
‫راهنمایی عملی می کنیم،

245
00:10:18,095 --> 00:10:21,708
‫برای هدایت در حیطه
‫مراقبت های سلامتی بهداشتی در حال تحول،

246
00:10:21,751 --> 00:10:25,363
‫چه نظارتی،
‫عملیاتی، مالی،

247
00:10:25,407 --> 00:10:27,452
‫یا مدیریت شهرت و اعتبار.

248
00:10:27,496 --> 00:10:30,455
‫- در ادامه اسمت خیلی لقب هست.

249
00:10:30,499 --> 00:10:35,112
‫رئیس، مدیر عامل، MD، JD.

250
00:10:35,156 --> 00:10:37,201
‫تحسین برانگیزه.

251
00:10:37,245 --> 00:10:39,160
‫چرا اینجایین، آقای شنتو؟

252
00:10:40,727 --> 00:10:43,381
‫- هیئت مدیره به من گفته بود
‫که وقتی تلف نمیکنی.

253
00:10:45,209 --> 00:10:47,168
‫اونها منو
‫برای کمک به عبور Med،

254
00:10:47,211 --> 00:10:50,693
‫در این زمان چالش برانگیز آوردن.

255
00:10:50,737 --> 00:10:54,436
‫برای ایجاد فرهنگی
‫صریح و شفاف با فروشندگان،

256
00:10:54,479 --> 00:10:56,786
‫شرکت های دستگاه، نمایندگی ها،

257
00:10:56,830 --> 00:10:58,135
‫و به خصوص بیماران.

258
00:10:58,179 --> 00:10:59,746
‫- منظورت اینه بیزینس Med،

259
00:10:59,789 --> 00:11:02,923
‫نباید پشت درهای بسته اتفاق بیفته؟

260
00:11:02,966 --> 00:11:04,707
‫- دقیقاً. خوب گفتی.

261
00:11:04,751 --> 00:11:06,100
‫- امیدوارم.

262
00:11:06,143 --> 00:11:07,710
‫این ماموریت من در Med بوده،

263
00:11:07,754 --> 00:11:11,671
‫از زمانی که 35 سال پیش اینجا کارم
‫رو به عنوان یک پرستار شروع کردم.

264
00:11:11,714 --> 00:11:15,805
‫- متاسفم.
‫قصد بی احترامی ندارم.

265
00:11:15,849 --> 00:11:18,808
‫و من رهبری شما را تایید می کنم .

266
00:11:18,852 --> 00:11:21,724
‫افشای سوء استفاده دکتر کوپر از Vas-COM،

267
00:11:21,768 --> 00:11:24,466
‫شجاعانه و قابل تحسین بود.

268
00:11:24,509 --> 00:11:27,251
‫من اینجا نیستم که
‫کارشکنی کنم،

269
00:11:27,295 --> 00:11:30,994
‫اما در حال حاضر Med دچار مشکل شده.

270
00:11:31,038 --> 00:11:33,214
‫و اگه بدتر بشه،

271
00:11:33,257 --> 00:11:36,347
‫در نهایت، این
‫بیماران هستند که آسیب میبینن.

272
00:11:38,175 --> 00:11:41,135
‫من یه همچین چیزی رو نمی خوام.

273
00:11:41,178 --> 00:11:43,572
‫- پس ما یک چیز
‫مشترک داریم.

274
00:11:43,615 --> 00:11:45,835
‫- اوهوم.

275
00:11:45,879 --> 00:11:48,882
‫- من حرفت رو قبول میکنم.

276
00:11:48,925 --> 00:11:50,187
‫- این تمام چیزیه که می خواستم.

277
00:11:50,231 --> 00:11:51,493
‫متشکرم.

278
00:11:51,536 --> 00:11:53,321
‫مشتاقانه منتظر
‫همکاری با شما هستم.

279
00:11:53,364 --> 00:11:55,366
‫- از آشنایی با شما خوشحال شدم،
‫آقای ...

280
00:11:55,410 --> 00:11:57,760
‫ببخشید، دکتر شنتو.

281
00:11:57,804 --> 00:11:59,936
‫- رندال صدام کنین، لطفاً.

282
00:12:02,199 --> 00:12:03,331
‫یک چیز دیگه.

283
00:12:03,374 --> 00:12:06,595
‫یکی از ساکنان ED (بخش اورژانس) یه بابانوئل روی صحنه آورد

284
00:12:06,638 --> 00:12:10,164
‫اعلام کنه که
‫پرستار اورژانس، مادرش هست؟

285
00:12:10,207 --> 00:12:11,818
‫درست گفتم؟

286
00:12:11,861 --> 00:12:15,343
‫- دکتر ونسا تیلور
‫و مگی لاکوود.

287
00:12:15,386 --> 00:12:18,172
‫- واو، چه موقعیت شگفت آوری.

288
00:12:18,215 --> 00:12:20,522
‫فقط می تونم تصور کنم که چقد شوکه شدین.

289
00:12:27,877 --> 00:12:28,051
‫

290
00:12:28,095 --> 00:12:30,010
‫- هی لوک.

291
00:12:30,053 --> 00:12:33,361
‫من دکتر مارسل هستم.
‫ما همدیگرو چند ساعت پیش دیدیم.

292
00:12:33,404 --> 00:12:35,667
‫لوک، من از دستت یه مقدار
‫خون قراره بگیرم.

293
00:12:35,711 --> 00:12:37,800
‫یه چیزی در حد یه نیشگون قراره حس کنی،

294
00:12:37,844 --> 00:12:39,715
‫اما قبل از اینکه اصلاً متوجه چیزی بشی،
‫کارمون تموم میشه، اوکی؟

295
00:12:39,759 --> 00:12:41,195
‫- بابام کجاست؟

296
00:12:41,238 --> 00:12:43,806
‫- در اتاق معالجه اش
‫درست روبروی همینجا هست.

297
00:12:43,850 --> 00:12:46,200
‫- من میبینمش.

298
00:12:46,243 --> 00:12:47,549
‫خوابه.

299
00:12:47,592 --> 00:12:50,421
‫- درسته.

300
00:12:50,465 --> 00:12:52,162
‫- اون خسته هست، عزیزم.

301
00:12:52,206 --> 00:12:53,773
‫- من نمی خوام اینجا باشم.
‫- مشکلی نیست.

302
00:12:53,816 --> 00:12:56,645
‫- من میفهمم. آماده ای؟

303
00:12:56,688 --> 00:12:58,255
‫- اوهوم.

304
00:12:58,299 --> 00:13:01,302
‫- اوکی، لوک.
‫می تونم بازوت رو ببینم؟

305
00:13:01,345 --> 00:13:03,870
‫بفرما، رفیق.
‫من فقط می خوام...

306
00:13:03,913 --> 00:13:06,524
‫آستینت رو بالا بزنم، باشه؟
‫- نمیخوام.

307
00:13:06,568 --> 00:13:08,918
‫- تقریباً کارمون تموم شده.

308
00:13:08,962 --> 00:13:10,485
‫- سرده.
‫- میدونم.

309
00:13:10,528 --> 00:13:12,922
‫وقتی کارم تموم شه، سریع
‫آستینت رو پایین می کشم، باشه؟

310
00:13:12,966 --> 00:13:14,794
‫خب، این یک شریان بنده.

311
00:13:14,837 --> 00:13:17,448
‫- نه. تنگه. درد می کنه.
‫برش دار.

312
00:13:17,492 --> 00:13:18,928
‫- من هنوز نمی تونم این کار رو بکنم،
‫باشه؟

313
00:13:18,972 --> 00:13:20,103
‫به خاطر من یه ذره تحمل کن، باشه؟

314
00:13:20,147 --> 00:13:21,757
‫- من اینو دوست ندارم. سرده.

315
00:13:21,801 --> 00:13:23,846
‫- باشه.

316
00:13:23,890 --> 00:13:25,195
‫- اون چیه؟

317
00:13:25,239 --> 00:13:27,371
‫- این فقط یک دستمال مرطوبه
‫برای تمیز کردن بازوت.

318
00:13:27,415 --> 00:13:29,896
‫همینه. فقط همینه.

319
00:13:31,201 --> 00:13:33,769
‫به خاطر من تحمل کن، اوکی؟

320
00:13:36,859 --> 00:13:38,905
‫- آمپول نه! آمپول نه!
‫من آمپول نمی خوام!

321
00:13:38,948 --> 00:13:41,124
‫بابا!
‫- عجب، کمک میخوای؟

322
00:13:41,168 --> 00:13:43,648
‫- نه، نه. بیخیالش میشم.
‫همینه. تموم شد.

323
00:13:43,692 --> 00:13:44,867
‫باشه، رفیق . تموم شد.

324
00:13:44,911 --> 00:13:46,956
‫- من بابامو میخوام.
‫- باشه، باشه.

325
00:13:47,000 --> 00:13:50,046
‫- بابا!
‫- بیا، عزیزم. بیا.

326
00:13:51,134 --> 00:13:52,788
‫- نمودار بیمارت رو دیدم.

327
00:13:52,832 --> 00:13:55,182
‫آیا این بهترین شانس اون
‫برای کلیه گرفتن نبود؟

328
00:13:56,487 --> 00:13:58,228
‫- آره.
‫- آره.

329
00:13:58,272 --> 00:13:59,795
‫نقشه دومی دارین؟

330
00:13:59,839 --> 00:14:01,841
‫- نه.

331
00:14:04,147 --> 00:14:06,106
‫- یه نفس عمیق بکش، کلودیا.

332
00:14:09,979 --> 00:14:11,415
‫میشه برام تعریف کنی چی شد؟

333
00:14:11,459 --> 00:14:12,895
‫- من تو کلاس بودم.

334
00:14:12,939 --> 00:14:14,418
‫نمی تونستم خیلی تمرکز کنم.

335
00:14:14,462 --> 00:14:17,421
‫و معلمم اجازه داد به شیرآبخوری برم.

336
00:14:17,465 --> 00:14:18,858
‫- اوکی.

337
00:14:18,901 --> 00:14:20,250
‫صدای نفس دو طرفه،
‫قلب خوبه،

338
00:14:20,294 --> 00:14:22,078
‫سرعت و ریتم منظم.
‫فاقد صدای غیرطبیعی.

339
00:14:22,122 --> 00:14:23,558
‫- واقعاً تشنه بودم،

340
00:14:23,601 --> 00:14:25,647
‫ولی وقتی خم شدم
‫تا آب بنوشم،

341
00:14:25,690 --> 00:14:27,127
‫یهویی سرگیجه قوی گرفتم،

342
00:14:27,170 --> 00:14:29,390
‫و افتادم و سرم ضربه خورد.

343
00:14:29,433 --> 00:14:31,871
‫- از هوش رفتی؟
‫- نمی دونم.

344
00:14:31,914 --> 00:14:33,437
‫فقط یادم میاد
‫که روی زمین نشسته بودم

345
00:14:33,481 --> 00:14:36,310
‫با مشاور مدرسه،
‫خانم جونز.

346
00:14:36,353 --> 00:14:39,879
‫- CBC، BNP، تزریق سریع یک لیتر
‫نمک و نوار قلبی ۱۲ لید.

347
00:14:39,922 --> 00:14:41,532
‫- مامانم داره میاد؟

348
00:14:41,576 --> 00:14:43,317
‫- بهش زنگ زدم، جوابی نداد.

349
00:14:43,360 --> 00:14:44,492
‫پیام صوتی براش گذاشتم.

350
00:14:44,535 --> 00:14:46,015
‫- ما به زنگ زدن به
‫مادرت ادامه میدیم، کلودیا.

351
00:14:46,059 --> 00:14:48,626
‫الان برمیگردم.

352
00:14:48,670 --> 00:14:49,932
‫- اون خوبه؟

353
00:14:49,976 --> 00:14:51,368
‫- چندتا آزمایش انجام میدیم
‫اما همه علایم ها،

354
00:14:51,412 --> 00:14:53,109
‫فقط به کمبود آب کلودیا اشاره میکنه.

355
00:14:53,153 --> 00:14:55,242
‫- اوه، خیالم راحت شد.

356
00:14:55,285 --> 00:14:56,634
‫من اخیراً خیلی نگرانش بودم.

357
00:14:56,678 --> 00:15:00,073
‫نمره هاش افت کردن،
‫غیبت هاش زیاد شدن.

358
00:15:00,116 --> 00:15:02,031
‫سعی کردم با
‫مامانش تماس بگیرم.

359
00:15:02,075 --> 00:15:04,947
‫دنبال یه زمانی بودم که
‫با هم بشینیم حرف بزنیم.

360
00:15:04,991 --> 00:15:06,427
‫این کوله پشتی کلودیاست.

361
00:15:06,470 --> 00:15:09,560
‫می دونم که نباید
‫به داخل کیفش نگاه می کردم، اما کردم.

362
00:15:10,866 --> 00:15:12,955
‫این رو پیدا کردم.

363
00:15:12,999 --> 00:15:15,305
‫این ها چی هستن؟
‫- فوروزماید.

364
00:15:15,349 --> 00:15:16,393
‫ادرار آور هست.

365
00:15:16,437 --> 00:15:17,829
‫گاهی اوقات ازش
‫به عنوان یک قرص لاغری استفاده میشه

366
00:15:17,873 --> 00:15:19,657
‫برای کاهش وزن آب بدن.

367
00:15:19,701 --> 00:15:21,137
‫سارا ری؟

368
00:15:21,181 --> 00:15:23,270
‫- مادر کلودیاست.

369
00:15:25,489 --> 00:15:27,970
‫- آزمایشگاه قلب و نوار قلب آنل نرمال بود.

370
00:15:28,014 --> 00:15:29,450
‫بنابراین بعیده که او بیهوش شده باشه.

371
00:15:29,493 --> 00:15:31,582
‫رادیوگرافی، در بازوش
‫شکستگی دیستال رادیوس رو نشان داد.

372
00:15:31,626 --> 00:15:34,368
‫ارتو رو صدا کن.
‫به زودی پایین میاد تا گچ کاری شه.

373
00:15:34,411 --> 00:15:35,543
‫این سی تی اونه؟

374
00:15:35,586 --> 00:15:38,154
‫- خوب نیست.
‫هیپوکامپ رو نگاه کن.

375
00:15:38,198 --> 00:15:41,027
‫- کاهش اندازه،
‫تحلیل رفتگی قابل توجه،

376
00:15:41,070 --> 00:15:42,854
‫اما هیچ اثری از خونریزی
‫یا سکته وجود ندارد.

377
00:15:42,898 --> 00:15:44,334
‫- نه.

378
00:15:44,378 --> 00:15:47,294
‫باعث میشه فکر کنم که
‫ممکنه آلزایمر باشه.

379
00:15:47,337 --> 00:15:49,600
‫می تواند سردرگمی
‫و مشکلات بصری-فضایی رو توجیه کنه.

380
00:15:49,644 --> 00:15:52,516
‫- آره، ولی آنل فقط 45 سالشه.

381
00:15:52,560 --> 00:15:54,866
‫- آره، ممکنه اون
‫یکی از 5 تا 6 درصدی ها باشه،

382
00:15:54,910 --> 00:15:57,217
‫که زود علائم را بروز می دن.

383
00:15:57,260 --> 00:15:59,349
‫به ارتو بگو که فعلاً
‫گچ گرفتن بازوشو عقب بندازه.

384
00:15:59,393 --> 00:16:02,222
‫بیا اول یک مشاوره اعصاب بگیریم.

385
00:16:02,265 --> 00:16:04,833
‫- اسکات، به آٔدم های بیشتر نیاز دارم.

386
00:16:04,876 --> 00:16:06,313
‫- کیت واریگ،
‫مرد 35 ساله،

387
00:16:06,356 --> 00:16:08,054
‫راننده بی بند و بار،
‫MVC با سرعت بالا.

388
00:16:08,097 --> 00:16:11,709
‫GCS 8، BP 100/60،
‫ضربان قلب 124،

389
00:16:11,753 --> 00:16:13,842
‫استخوان ران چپ به شدت تغییر شکل یافته،
‫در آمبیولانس لوله گذاری شده.

390
00:16:13,885 --> 00:16:15,713
‫ظاهراً یک کامیون
‫سنگی را در Eisenhower پرتاب کرده،

391
00:16:15,757 --> 00:16:16,976
‫سنگه در سراسر پرواز کرده و تقسیم شده،

392
00:16:17,019 --> 00:16:18,455
‫به شیشه جلویی ماشین این مرد رو شکوند،

393
00:16:18,499 --> 00:16:19,891
‫ضربه ای به سرش زد و
‫از جاده منحرفش کرد.

394
00:16:19,935 --> 00:16:21,023
‫- یا اینکه یکی اینو مورد هدف قرار داده.

395
00:16:21,067 --> 00:16:23,025
‫باشه. بیا. بیا بریم.

396
00:16:23,069 --> 00:16:25,462
‫خیلی خوب.
‫انتقال با شمارش من.

397
00:16:25,506 --> 00:16:27,769
‫یک، دو، سه.

398
00:16:27,812 --> 00:16:30,380
‫مراقب کیفش باش. اوکی، خوبه.

399
00:16:32,426 --> 00:16:35,037
‫- پارگی های متعدد در صورت، گردن و بازوها.

400
00:16:35,081 --> 00:16:36,908
‫احتمالاً شکستگی استخوان ران بسته شده.

401
00:16:36,952 --> 00:16:39,955
‫- شکم متورم شده.
‫از جوری که هست هم حس خوبی نمیگیرم.

402
00:16:39,999 --> 00:16:42,349
‫سریع، سریع لطفاً.

403
00:16:43,741 --> 00:16:45,047
‫- صدای نفس دو طرفه ست.

404
00:16:45,091 --> 00:16:47,006
‫کاتلین، بیا برای عکس برداری
‫از قفسه سینه آماده شیم.

405
00:16:47,049 --> 00:16:49,008
‫- مایع آزاد
‫در سراسر شکم.

406
00:16:49,051 --> 00:16:51,445
‫خونریزی داخلی شدید.
‫موارد حیاتی؟

407
00:16:51,488 --> 00:16:55,579
‫- کاهش فشار خون 90/55 BP.
‫ضربان قلب در حال افزایش هست، 136.

408
00:16:55,623 --> 00:16:57,146
‫- بیایید MTP را فعال کنیم.

409
00:16:57,190 --> 00:16:59,583
‫2 واحد خون،
‫2 واحد پلاسما، فوراً.

410
00:16:59,627 --> 00:17:00,758
‫- پاک.

411
00:17:00,802 --> 00:17:01,977
‫اشعه ایکس بالا اومد.

412
00:17:03,848 --> 00:17:06,068
‫- وای. اشعه ایکس قفسه سینه تمیزه.

413
00:17:06,112 --> 00:17:07,983
‫ریه بالا، بدون هموتوراس.

414
00:17:08,027 --> 00:17:09,593
‫- آره،شانس آوردیم.
‫یک بحران کمتر.

415
00:17:09,637 --> 00:17:11,073
‫اگرچه این مرد هنوز
‫در تلاشه که بمیره.

416
00:17:11,117 --> 00:17:12,248
‫باشه، هنک، با اتاق جراح تماس بگیر.

417
00:17:12,292 --> 00:17:13,554
‫بهشون بگو ما داریم میایم.

418
00:17:13,597 --> 00:17:15,686
‫بیاین دیگه.
‫حرکت کنین، مردم. بیاین بریم.

419
00:17:17,427 --> 00:17:20,082
‫- ببین احساس من اینه که فقط بخاطر
‫اینکه کمیته اخلاق میگه

420
00:17:20,126 --> 00:17:22,041
‫ما می تونیم از لوک به عنوان
‫اهدا کننده استفاده کنیم،

421
00:17:22,084 --> 00:17:23,868
‫به این معنی نیست که
‫ما مجبوریم حتماً همین کارو کنیم.

422
00:17:23,912 --> 00:17:25,479
‫- پس گزینه دیگه ای وجود داره؟

423
00:17:25,522 --> 00:17:27,785
‫- گزینه خوبی نیست
‫اما بله.

424
00:17:27,829 --> 00:17:30,136
‫دیالیز صفاقی، PD.

425
00:17:30,179 --> 00:17:32,094
‫این یک نوع دیالیز کندتر هست،

426
00:17:32,138 --> 00:17:34,009
‫فشار کمتری
‫به سیستم عروقی وارد می کنه.

427
00:17:34,053 --> 00:17:35,228
‫- آروم تر.

428
00:17:35,271 --> 00:17:36,664
‫- خب، با توجه به
‫مشکلات لخته شدن شما

429
00:17:36,707 --> 00:17:38,057
‫از همودیالیز عادی،

430
00:17:38,100 --> 00:17:39,928
‫PD بهترین جایگزین بعدیه،

431
00:17:39,971 --> 00:17:41,582
‫تا زمانی که کلیه ای
‫در دسترس قرار بگیره.

432
00:17:44,324 --> 00:17:46,195
‫خیلی خوشایند به نظر نمیاد.

433
00:17:46,239 --> 00:17:49,807
‫- خوشایند نیست اما زمان میخره...

434
00:17:49,851 --> 00:17:52,636
‫برای ادامه کار با
‫لیست اهدا، درسته؟

435
00:17:58,338 --> 00:18:02,864
‫- این، اوه، این PD، اون-

436
00:18:02,907 --> 00:18:05,519
‫لوک درگیرش نمی شه؟

437
00:18:05,562 --> 00:18:06,694
‫هیچوقت؟

438
00:18:06,737 --> 00:18:08,696
‫- نه.

439
00:18:10,350 --> 00:18:12,265
‫-پس بیا انجامش بدیم.

440
00:18:18,314 --> 00:18:19,794
‫- شارون.
‫- بله؟

441
00:18:19,837 --> 00:18:21,317
‫- همین الان HR باهام تماس گرفت.

442
00:18:21,361 --> 00:18:23,363
‫ازم در مورد
‫رابطه ام با ونسا پرسیدن.

443
00:18:23,406 --> 00:18:24,799
‫موضوع چیه؟

444
00:18:24,842 --> 00:18:26,627
‫- رندال شنتو.
‫- کی؟

445
00:18:26,670 --> 00:18:29,282
‫- افسر انطباق که
‫هیئت مدیره آورده.

446
00:18:31,414 --> 00:18:33,547
‫- فکر میکنی اونا
‫با ونسا هم تماس میگیرن؟

447
00:18:33,590 --> 00:18:34,722
‫- حدس میزنم آره.

448
00:18:34,765 --> 00:18:36,724
‫- بالاخره داشتیم
‫به جای خوبی توی رابطمون می رسیدیم.

449
00:18:36,767 --> 00:18:39,205
‫- متاسفم، مگی.

450
00:18:47,909 --> 00:18:49,650
‫- بفرما. بهتر شد؟

451
00:18:49,693 --> 00:18:51,173
‫- اوه، قطعاً.

452
00:18:51,217 --> 00:18:54,524
‫- متاسفم. لارنس.
‫می دونم این ناخوشاینده، داداش.

453
00:18:54,568 --> 00:18:55,873
‫- دکتر مارسل؟
‫- بله.

454
00:18:55,917 --> 00:18:57,484
‫- بیرون میای صحبت کنیم؟

455
00:18:57,527 --> 00:19:00,008
‫- آره.

456
00:19:00,051 --> 00:19:02,141
‫سریع برمی گردم.

457
00:19:04,969 --> 00:19:06,884
‫- دیالیز صفاقی.
‫- آره.

458
00:19:06,928 --> 00:19:09,191
‫- داره میمیره، کروکت.

459
00:19:09,235 --> 00:19:10,714
‫ما یه راهی برای
‫نجات احتمالی اون داشتیم،

460
00:19:10,758 --> 00:19:11,889
‫و تو خرابش کردی.

461
00:19:11,933 --> 00:19:13,543
‫- لوک نتونست یه
‫خونگیری رو تحمل کنه.

462
00:19:13,587 --> 00:19:15,328
‫وقتی زمان جراحی برسه چی میشه؟

463
00:19:15,371 --> 00:19:16,546
‫قشنگ شکنجه ست.

464
00:19:16,590 --> 00:19:18,592
‫- ما می تونستیم به لوک
‫برای مشکل اضطرابش کمک کنیم.

465
00:19:18,635 --> 00:19:20,202
‫- چی؟
‫آرام بخش بهش بزنیم چونکه به خاطر احساساتش

466
00:19:20,246 --> 00:19:22,073
‫به مشکل میخوریم؟
‫این یک راه حل نیست.

467
00:19:22,117 --> 00:19:25,207
‫- PD هم نیست.
‫این در بهترین حالت یک چاره موقت هست.

468
00:19:25,251 --> 00:19:27,253
‫اندام های پیوندی
‫روی درخت رشد نمی کنن.

469
00:19:27,296 --> 00:19:28,384
‫یه وقتایی باید خودمون
‫بریم اونارو بگیریم.

470
00:19:28,428 --> 00:19:31,082
‫- آره خب، ولی اینجوری نه.

471
00:19:31,126 --> 00:19:32,432
‫و لاورنس موافقه.

472
00:19:34,608 --> 00:19:35,826
‫- خب، بهتره به
‫امیدوار باشی این تصمیمت

473
00:19:35,870 --> 00:19:37,263
‫به قیمت جونش نباشه.

474
00:19:45,009 --> 00:19:45,184
‫

475
00:19:46,881 --> 00:19:48,143
‫- همه چیز خوبه؟

476
00:19:50,145 --> 00:19:52,408
‫- اون داره یک در مورد
‫یک نسخه می پرسه،

477
00:19:52,452 --> 00:19:54,845
‫برای خودش و نامزدش، فابین،

478
00:19:54,889 --> 00:19:57,500
‫برای، عم، شب عروسیشون.

479
00:19:57,544 --> 00:19:59,023
‫- اوه...

480
00:19:59,067 --> 00:20:00,764
‫- عم...

481
00:20:00,808 --> 00:20:03,680
‫چطوره بعداً در موردش صحبت کنیم؟

482
00:20:05,769 --> 00:20:06,988
‫- مرسی.
‫- باشه؟

483
00:20:08,119 --> 00:20:12,080
‫دکتر مغز و اعصاب چی گفت؟

484
00:20:12,123 --> 00:20:15,910
‫- این تشخیص اون
‫و ما هست که

485
00:20:15,953 --> 00:20:19,740
‫پدرت احتمالاً
‫آلزایمر زودرس داره.

486
00:20:21,568 --> 00:20:24,353
‫- اوکی.

487
00:20:24,397 --> 00:20:27,269
‫واو.

488
00:20:27,313 --> 00:20:28,662
‫عم...

489
00:20:36,147 --> 00:20:41,327
‫- اوکی.

490
00:20:41,370 --> 00:20:43,938
‫- عم، پس...

491
00:20:43,981 --> 00:20:48,116
‫چقدر مونده که دیگه خودش نباشه؟

492
00:20:48,159 --> 00:20:49,248
‫- سخته مشخص کردنش.

493
00:20:49,291 --> 00:20:50,597
‫احتمالاً چند سال،

494
00:20:50,640 --> 00:20:52,686
‫شایدم بیشتر،

495
00:20:52,729 --> 00:20:53,948
‫شایدم کمتر.

496
00:20:53,991 --> 00:20:55,210
‫- داروهایی وجود دارن.

497
00:20:55,254 --> 00:20:57,734
‫یکی، دونپزیل، که ما میخوایم
‫مصرفش رو از امروز شروع کنیم.

498
00:20:57,778 --> 00:21:00,955
‫و در آینده، دکتر مغز و اعصاب هم
‫یک برنامه درمانی طراحی خواهد کرد.

499
00:21:00,998 --> 00:21:03,218
‫- اما هیچ درمان کاملی وجود نداره؟

500
00:21:03,262 --> 00:21:05,133
‫- نه.

501
00:21:05,176 --> 00:21:07,309
‫متاسفم.

502
00:21:07,353 --> 00:21:08,963
‫با آلزایمر،

503
00:21:09,006 --> 00:21:11,095
‫بهترین کاری که می تونیم انجام بدیم
‫اینه که سرعتش رو کاهش بدیم.

504
00:21:16,057 --> 00:21:18,625
‫- داره درمورد نامزدش میپرسه؟

505
00:21:18,668 --> 00:21:19,974
‫پرستار بهش زنگ زد.

506
00:21:20,017 --> 00:21:21,758
‫به زودی اینجا میرسه.

507
00:21:26,676 --> 00:21:28,243
‫مرسی.

508
00:21:32,943 --> 00:21:35,294
‫- موارد حیاتی ثابت بودن
‫اما حالا BP(فشار خون) در حال سقوطه.

509
00:21:35,337 --> 00:21:38,949
‫تا 94/60 پایین رفته.
‫ضربان قلب تا 130 بالا رفته.

510
00:21:38,993 --> 00:21:42,388
‫- دوباره خونریزی داره. زیاد.

511
00:21:42,431 --> 00:21:43,867
‫- 2 واحد خون، 2
‫واحد پلاسما فوراً.

512
00:21:43,911 --> 00:21:46,174
‫MTP را دوباره فعال کنین.
‫با اتاق جراحی تماس بگیرین.

513
00:21:46,217 --> 00:21:48,394
‫دوباره به داخل برمی گردیم.
‫لوله گذاری مجدد میکنیم.

514
00:21:48,437 --> 00:21:52,485
‫- قراره بمیرم؟

515
00:21:52,528 --> 00:21:54,008
‫- جراحات شما شدیده.

516
00:21:54,051 --> 00:21:56,358
‫شما ضربه فوق العاده ای را متحمل شدین.

517
00:21:56,402 --> 00:21:57,925
‫من تا الان مجبور شدم
‫طحال شما را بگیرم

518
00:21:57,968 --> 00:21:59,970
‫و مقدار زیادی
‫از روده کوچکت رو.

519
00:22:00,014 --> 00:22:01,494
‫هنوزم خونریزی داخلی داری.

520
00:22:01,537 --> 00:22:04,453
‫متاسفم که اینقدر صریح گفتم-
‫- نه، گرفتم.

521
00:22:04,497 --> 00:22:05,933
‫خانوادم،

522
00:22:05,976 --> 00:22:08,109
‫پدر و مادرم، خواهرام،
‫اون ها در شهر "مینه سوتا" هستن.

523
00:22:08,152 --> 00:22:11,373
‫- آره، بهشون زنگ زدم.
‫تو راه هستن.

524
00:22:11,417 --> 00:22:13,462
‫- خانواده اش،
‫کی به اینجا می رسن؟

525
00:22:13,506 --> 00:22:14,681
‫- سه ساعت فاصله دارن.

526
00:22:14,724 --> 00:22:17,248
‫- دوباره بهشون زنگ بزن.
‫باید سریع تر برونن.

527
00:22:19,381 --> 00:22:20,948
‫- اما تو می دونستی
‫که ونسا تیلور دخترته،

528
00:22:20,991 --> 00:22:22,384
‫قبل از اینکه اونو در نمایشگاه
‫دستیاری دانشکده پزشکی،

529
00:22:22,428 --> 00:22:24,691
‫ملاقات کنی، درسته؟

530
00:22:24,734 --> 00:22:26,040
‫- بله.

531
00:22:26,083 --> 00:22:28,390
‫اما اون روز با بسیاری از
‫دانشجویان دیگه هم صحبت کردم،

532
00:22:28,434 --> 00:22:30,044
‫نه فقط دکتر تیلور.

533
00:22:30,087 --> 00:22:31,219
‫- چند نفر ازون دانشجویان

534
00:22:31,262 --> 00:22:33,090
‫الان در بیمارستان استخدام شدن؟

535
00:22:35,745 --> 00:22:37,399
‫- هیچکدوم.
‫- که باعث می شه به نظر بیاد

536
00:22:37,443 --> 00:22:38,879
‫که از همون اول انگاری
‫یک انگیزه پنهانی داشتی

537
00:22:38,922 --> 00:22:41,229
‫وقتی که از نمایشگاه بازدید کردی.

538
00:22:41,272 --> 00:22:44,014
‫- می خواستم دخترم رو ببینم.

539
00:22:44,058 --> 00:22:45,581
‫اما من هیچ نقشی در
‫استخدام اون

540
00:22:45,625 --> 00:22:47,583
‫توی این بیمارستان نداشتم.

541
00:22:47,627 --> 00:22:50,064
‫اون این موقعیت رو
‫با توانایی خودش به دست آورد.

542
00:22:50,107 --> 00:22:51,413
‫- اما مشکلمون الان این نیست.

543
00:22:51,457 --> 00:22:53,284
‫ما داریم درمورد ظواهر صحبت می کنیم.

544
00:22:55,983 --> 00:22:57,941
‫- کلودیا ری، 13 ساله، کلاس هشتم،

545
00:22:57,985 --> 00:22:59,378
‫برای کم آبی داره درمان میشه.

546
00:22:59,421 --> 00:23:02,250
‫سی تی تایید کرد که
‫آسیب سرش سطحی بوده.

547
00:23:02,293 --> 00:23:05,384
‫اما، ببین،
‫من می تونم از کمک شما استفاده کنم.

548
00:23:05,427 --> 00:23:07,037
‫- بگو.

549
00:23:07,081 --> 00:23:09,866
‫- من نمی خوام به DCFS
‫(بخش خدماتی کودکان و خانواده) زنگ بزنم.

550
00:23:09,910 --> 00:23:11,390
‫- اوکی.

551
00:23:11,433 --> 00:23:13,696
‫- کلودیا به دلیل استفاده از
‫داروی ادرار آور به عنوان قرص لاغری،

552
00:23:13,740 --> 00:23:16,133
‫که نسخه مادرشه از حال رفت.

553
00:23:16,177 --> 00:23:18,397
‫اون میگه که مامانش
‫اون هارو را بهش داده اما

554
00:23:18,440 --> 00:23:20,790
‫نمیدونم راسته یا نه.

555
00:23:20,834 --> 00:23:22,226
‫- اصلاً مامانش کجاست؟

556
00:23:22,270 --> 00:23:23,271
‫-هنوز در تلاشیم برای تماس گرفتن باهاش.

557
00:23:23,314 --> 00:23:25,229
‫سه تماس، سه پیام صوتی.

558
00:23:25,273 --> 00:23:26,448
‫- بله.

559
00:23:26,492 --> 00:23:28,494
‫دخترش تو بیمارستانه،
‫هیچ نشانی از مادره هم نیست.

560
00:23:28,537 --> 00:23:29,973
‫ظاهر خوبی نیست.

561
00:23:30,017 --> 00:23:31,453
‫- منظورم اینه که اطلاع دادن بهشون
‫درسته که به خاطر پروتکل عه،

562
00:23:31,497 --> 00:23:35,588
‫اما وقتی که قضیه پیش بره، این--

563
00:23:35,631 --> 00:23:37,285
‫ببین، من فقط میخوام
‫طرف ماجرای مامانه رو بشنوم،

564
00:23:37,328 --> 00:23:38,982
‫قبل ازینکه کاریو کنم
‫که راه برگشتی نداشته باشه.

565
00:23:39,026 --> 00:23:40,941
‫- فهمیدم.
‫واقعاً می خوای مطمئن شی،

566
00:23:40,984 --> 00:23:42,638
‫قبل از اینکه اون تماس رو بگیری.

567
00:23:42,682 --> 00:23:44,771
‫- آره، اوکی.

568
00:23:44,814 --> 00:23:46,599
‫اوه، من بازم تلاش میکنم مامانه رو پیدا کنم.

569
00:23:46,642 --> 00:23:49,253
‫و به محض اینکه اون رسید،
‫میتونی باهاش صحبت کنی؟

570
00:23:49,297 --> 00:23:51,473
‫ -چرا با همدیگه
‫​باهاش ​حرف نزنیم؟

571
00:23:57,958 --> 00:24:00,003
‫- اوکی، کیت.

572
00:24:00,047 --> 00:24:02,049
‫اجازه بده من تمیز کنم دستامو و
‫بعدش شروع می کنیم.

573
00:24:03,920 --> 00:24:06,009
‫- بالاخره دارم به چیزی که حقمه می رسم.

574
00:24:08,795 --> 00:24:10,666
‫ده سال پیش،

575
00:24:10,710 --> 00:24:13,495
‫من تو یه بار بودم.

576
00:24:13,539 --> 00:24:16,324
‫من مست بودم.

577
00:24:16,367 --> 00:24:19,501
‫یک مرد میخواست باهام لاس بزنه.

578
00:24:19,545 --> 00:24:22,809
‫خون جلو چشممو گرفت.

579
00:24:22,852 --> 00:24:24,419
‫منم بهش مشت زدم،

580
00:24:24,463 --> 00:24:26,465
‫و بعدش ازونجا رفتم.

581
00:24:28,031 --> 00:24:31,339
‫دیرتر فهمیدم
‫که وقتی افتاد،

582
00:24:31,382 --> 00:24:34,429
‫به سرش ضربه زد.

583
00:24:34,473 --> 00:24:37,040
‫مُرد.

584
00:24:38,564 --> 00:24:40,522
‫هیچ کس نمی دونست که کار من بود.

585
00:24:40,566 --> 00:24:42,611
‫پس منم نگفتم.

586
00:24:46,441 --> 00:24:49,096
‫من مردی رو به قتل رساندم.

587
00:24:49,139 --> 00:24:51,881
‫و الان وقت تلافیه.

588
00:24:52,752 --> 00:24:54,884
‫یک زندگی برای یک زندگی.

589
00:24:58,018 --> 00:24:59,498
‫- همه چیز اوکیه؟

590
00:25:01,238 --> 00:25:02,457
‫- آره، آره.

591
00:25:02,501 --> 00:25:04,894
‫- دارو رو تزریق میکنم،
‫20 اتومیدیت.

592
00:25:08,071 --> 00:25:09,769
‫- اوه، جالبه.

593
00:25:09,812 --> 00:25:12,336
‫فردا یک جلسه صبحگاهی
‫دیگه با فدرال دارم.

594
00:25:12,380 --> 00:25:13,990
‫- دکتر هالستد، دکتر همر،

595
00:25:14,034 --> 00:25:15,905
‫فکر کنم یه چیزی شده

596
00:25:15,949 --> 00:25:18,517
‫من همین الان در اتاق درمان آقای سنون بودم.

597
00:25:18,560 --> 00:25:20,301
‫من حرفاشو
‫با نامزدش شنیدم.

598
00:25:20,344 --> 00:25:23,304
‫من فرانسوی صحبت می کنم و
‫با کریول هائیتی کاملاً یکی نیستش،

599
00:25:23,347 --> 00:25:25,219
‫اما من تقریباً مطمئنم که
‫اون داشت توضیح میداد،

600
00:25:25,262 --> 00:25:26,960
‫که پسرش بهش گفته افتادنش،

601
00:25:27,003 --> 00:25:29,049
‫فقط یک مشکل تو تعادل بوده.

602
00:25:29,092 --> 00:25:31,573
‫و اینکه دارویی به اسم
‫دونپزیل درستش میکنه.

603
00:25:31,617 --> 00:25:33,662
‫- امانوئل به پدرش نگفت.

604
00:25:33,706 --> 00:25:35,403
‫- آره، به نظر می رسه که نگفته.

605
00:25:35,446 --> 00:25:37,013
‫- نانسی، می دونی
‫امانوئل کجاست؟

606
00:25:37,057 --> 00:25:38,667
‫- اتاق انتظار.

607
00:25:41,583 --> 00:25:44,630
‫- من بهش نگفتم
‫و بهشم نمیگم.

608
00:25:44,673 --> 00:25:46,545
‫- امانوئل،

609
00:25:46,588 --> 00:25:47,981
‫می دانم که آلزایمر
‫خبری نبود

610
00:25:48,024 --> 00:25:49,765
‫که امروز انتظارش رو داشته باشی.

611
00:25:49,809 --> 00:25:50,897
‫خیلی متاسفم.

612
00:25:50,940 --> 00:25:52,202
‫اما دروغ گفتن به پدرت
‫فقط...

613
00:25:52,246 --> 00:25:55,031
‫- من دارم ازش محافظت می کنم.

614
00:25:55,075 --> 00:25:56,337
‫تو نمیتونی بفهمی.

615
00:25:56,380 --> 00:25:58,121
‫در هائیتی، پدرم تنها چیزی که میدونست

616
00:25:58,165 --> 00:26:01,908
‫فقر و سختی و جنگ بود.

617
00:26:01,951 --> 00:26:06,260
‫اما الان آزادی،
‫شادی، عشق هست.

618
00:26:06,303 --> 00:26:09,089
‫اون بالاخره همه چیز که
‫برای زندگی کردن هست رو داره.

619
00:26:09,132 --> 00:26:11,178
‫و من این رو ازش نمیگیرم.

620
00:26:11,221 --> 00:26:14,050
‫- امانوئل،
‫بیماری پیشرفت خواهد کرد

621
00:26:14,094 --> 00:26:15,791
‫بنابراین تو-- تو نمی تونی
‫این رو برای همیشه مخفی نگه داری.

622
00:26:15,835 --> 00:26:17,706
‫- چرا که نه؟

623
00:26:17,750 --> 00:26:21,014
‫بذار پدرم برای چند سال با
‫سعادت ندونستن زندگی کنه.

624
00:26:21,057 --> 00:26:22,624
‫وقتی زمانش رسید،

625
00:26:22,668 --> 00:26:27,411
‫اون حتی
‫این روز رو یادش نمیاد.

626
00:26:27,455 --> 00:26:29,326
‫لطفاً.

627
00:26:36,072 --> 00:26:38,292
‫- نه. به هیچ وجه.

628
00:26:38,335 --> 00:26:39,641
‫آنل باید
‫تصمیم گیرنده این باشه که

629
00:26:39,685 --> 00:26:41,164
‫چه چیزی برای زندگیش بهترینه،

630
00:26:41,208 --> 00:26:42,601
‫به خصوص تو این مورد که
‫زمان محدوده و مثل ساعت شنیه.

631
00:26:42,644 --> 00:26:44,951
‫- زمانی که ممکنه
‫حقیقت بیشتر از فایده، ضرر داشته باشه،

632
00:26:44,994 --> 00:26:48,215
‫امتیاز درمانی به ما اجازه میده تا
‫از دادن الکی اطلاعات خودداری کنیم.

633
00:26:48,258 --> 00:26:49,782
‫به علاوه، من باور دارم

634
00:26:49,825 --> 00:26:52,959
‫امانوئل پدرش رو
‫بهتر از هرکسی می شناسه.

635
00:26:53,002 --> 00:26:54,482
‫باید نظر اونم در نظر بگیریم.

636
00:26:54,525 --> 00:26:57,267
‫- نظر اونه یا تو؟

637
00:26:57,311 --> 00:26:58,791
‫به نظر می رسه این روزها،
‫این تویی که مسئول اینی

638
00:26:58,834 --> 00:27:02,098
‫که مردم باید چیارو بدونن چیارو ندونن.

639
00:27:12,239 --> 00:27:12,631
‫.

640
00:27:12,674 --> 00:27:15,242
‫- فابین هم نمیدونه، نه؟

641
00:27:15,285 --> 00:27:17,548
‫مخفی نگه داشتن تشخیص،
‫رو زندگی اونم تأثیر میذاره.

642
00:27:17,592 --> 00:27:19,115
‫- من دارم کاری رو انجام میدم
‫که فکر می کنم درسته.

643
00:27:19,159 --> 00:27:20,377
‫- باشه، امانوئل،

644
00:27:20,421 --> 00:27:21,509
‫میفهمم که می خوای خوشحالی پدرت

645
00:27:21,552 --> 00:27:23,119
‫رو حفظ کنی ولی

646
00:27:23,163 --> 00:27:25,165
‫اون و فابین نامزد کردن.

647
00:27:25,208 --> 00:27:26,862
‫اون باید بدونه
‫که آینده اش ممکنه

648
00:27:26,906 --> 00:27:29,473
‫اون چیزی که تصور میکنه، نباشه.

649
00:27:29,517 --> 00:27:31,519
‫لطفاً بهش بگو.

650
00:27:33,739 --> 00:27:35,523
‫- پس کلودیا خوب می شه؟

651
00:27:35,566 --> 00:27:37,917
‫- بله. آخرین نتایج آزمایشاتش
‫به حالت عادی برگشتند.

652
00:27:37,960 --> 00:27:39,222
‫کبودی کوچکی روی پیشونیش هست

653
00:27:39,266 --> 00:27:41,703
‫اما الان بهش آبرسانی شده
‫و خیلی حالش بهتر شده.

654
00:27:41,747 --> 00:27:43,923
‫- گوشیم تو جیبم بود،
‫ولی شیفت بودم.

655
00:27:43,966 --> 00:27:45,141
‫یک قانون سختگیرانه مربوط
‫به استفاده از گوشی اونجا هست.

656
00:27:45,185 --> 00:27:46,708
‫نمیدونستم که
‫بیمارستان داشت بهم زنگ میزد.

657
00:27:46,752 --> 00:27:49,668
‫- نگرانش نباش.
‫ما، عم، شما را پیدا کردیم

658
00:27:49,711 --> 00:27:52,801
‫و الان اینجا هستین
‫و اینه که مهمه.

659
00:27:52,845 --> 00:27:56,675
‫- عم، کلودیا به من گفت
‫که اینها را بهش دادین.

660
00:28:03,029 --> 00:28:05,205
‫- من در تمام زندگیم
‫با وزنم مبارزه کردم.

661
00:28:05,248 --> 00:28:07,511
‫من با فست فود
‫و غذا تو مقادیر زیاد بزرگ شدم.

662
00:28:07,555 --> 00:28:09,209
‫و قبل از اینکه بفهمم،

663
00:28:09,252 --> 00:28:11,864
‫کلودیا رو هم همینطوری بزرگ کردم.

664
00:28:11,907 --> 00:28:14,649
‫من سعی کردم با دستور العمل های غذایی
‫کم چرب، آماده کردن غذا از قبل

665
00:28:14,693 --> 00:28:15,781
‫و ارگانیک بودنشون، این چرخه رو بشکنم،

666
00:28:15,824 --> 00:28:18,566
‫ولی من-- من دو تا شغل دارم.

667
00:28:18,609 --> 00:28:20,002
‫و به سختی می تونم پول اجاره مو بدم.

668
00:28:20,046 --> 00:28:22,178
‫درست غذا خوردن،
‫نیاز به برنامه ریزی و پول داره.

669
00:28:22,222 --> 00:28:24,267
‫- حتماً خیلی احساس ناامیدی میکردی،

670
00:28:24,311 --> 00:28:26,443
‫می دونی، که همه ی اون-
‫همه اون گزینه های سالم،

671
00:28:26,487 --> 00:28:29,925
‫در دسترست نیستن.

672
00:28:29,969 --> 00:28:33,059
‫خب می تونی در مورد قرص ها بهمون بگی؟

673
00:28:34,756 --> 00:28:36,802
‫- من اونها رو تو اینترنت پیدا کردم.

674
00:28:37,759 --> 00:28:39,674
‫من فقط داشتم
‫سعی میکردم تا بهار دووم بیارم،

675
00:28:39,718 --> 00:28:41,589
‫و با آب و هوای بهتری که داره
‫بتونیم دوباره پیاده روی رو شروع کنیم.

676
00:28:41,632 --> 00:28:43,460
‫- صحیح.

677
00:28:43,504 --> 00:28:45,332
‫- من مثل کلودیا بودم،

678
00:28:45,375 --> 00:28:47,203
‫یه نوجوون با اضافه وزن،

679
00:28:47,247 --> 00:28:48,378
‫و بچه ها می تونن خیلی ظالم باشن،

680
00:28:48,422 --> 00:28:50,032
‫مخصوصاً وقتی که
‫به دبیرستان میرسی،

681
00:28:50,076 --> 00:28:52,556
‫و من فقط می خواستم اون رو
‫از تجربه این درد حفظش کنم.

682
00:28:52,600 --> 00:28:55,037
‫- نه، من یه همچین چیزی رو نمی بینم.

683
00:28:55,081 --> 00:28:56,560
‫من یک مامان رو می بینم،

684
00:28:56,604 --> 00:28:58,780
‫که داره بهترین کاری رو که
‫از پسش برمیادو انجام میده.

685
00:28:58,824 --> 00:29:00,956
‫- میدونی، ما چندتا برنامه آموزشی عالی

686
00:29:01,000 --> 00:29:02,566
‫اینجا در بیمارستان داریم.

687
00:29:02,610 --> 00:29:07,746
‫اونی که من بهش مد نظرمه،
‫برنامه ورزش و تغذیه ست،

688
00:29:07,789 --> 00:29:10,052
‫هم آنلاین و هم حضوری.

689
00:29:10,096 --> 00:29:12,141
‫آیا این چیزی هست که
‫ممکنه بهش علاقه مند باشین؟

690
00:29:12,185 --> 00:29:13,316
‫- بله. متشکرم.

691
00:29:13,360 --> 00:29:15,884
‫- من می تونم
‫اطلاعاتی رو براتون جمع آوری کنم.

692
00:29:15,928 --> 00:29:17,407
‫- الان می تونم برگردم
‫و پیش کلودیا باشم؟

693
00:29:17,451 --> 00:29:19,279
‫- بله، البته.

694
00:29:19,322 --> 00:29:21,368
‫از آشنایی باهاتون خیلی خوشحال شدم،
‫خانم ری.

695
00:29:24,937 --> 00:29:28,854
‫- بنابراین، عقب انداختن زنگ زدن به DCFS،

696
00:29:28,897 --> 00:29:30,681
‫انتخاب درستی بود.

697
00:29:30,725 --> 00:29:33,423
‫- مادر و دخترها این روزا خیلی تو فکرم هستن.

698
00:29:33,467 --> 00:29:36,644
‫- خب، امروز به کار اومد.

699
00:29:36,687 --> 00:29:39,995
‫آفرین، دکتر. همین مسیرو ادامه بده.

700
00:29:40,039 --> 00:29:42,128
‫- مرسی.

701
00:29:47,698 --> 00:29:50,005
‫- فابین؟

702
00:29:50,049 --> 00:29:51,877
‫سلام.

703
00:29:51,920 --> 00:29:54,227
‫من دکتر همر هستم.

704
00:29:55,184 --> 00:29:59,188
‫امیدوارم امانوئل
‫در مورد تشخیص بیماری آنل بهتون گفته باشه؟

705
00:29:59,232 --> 00:30:00,755
‫- بله.

706
00:30:00,799 --> 00:30:03,453
‫یه شوک بود.

707
00:30:03,497 --> 00:30:07,457
‫- میفهمم.

708
00:30:07,501 --> 00:30:09,285
‫من می خوام به فضای شخصیتون احترام بذارم،

709
00:30:09,329 --> 00:30:13,550
‫و بابت دخالتم عذرخواهی میکنم...

710
00:30:13,594 --> 00:30:18,338
‫ولی امانوئل ترجیح
‫داده به پدرش چیزی نگه.

711
00:30:18,381 --> 00:30:20,688
‫شما چه حسی در مورد این دارین؟

712
00:30:22,777 --> 00:30:25,258
‫- سردرگم.

713
00:30:25,301 --> 00:30:27,347
‫من عاشق آنل هستم.

714
00:30:27,390 --> 00:30:29,697
‫راز نگه داشتن ازش
‫راهی نیست،

715
00:30:29,740 --> 00:30:31,481
‫که من میخوام ازدواجمون ازش شروع شه،

716
00:30:31,525 --> 00:30:37,661
‫اما من با امانوئل موافقم
‫که اون نیازی به دونستن نداره.

717
00:30:37,705 --> 00:30:41,796
‫- اوه. واقعاً؟

718
00:30:41,840 --> 00:30:44,755
‫- آنل دوباره
‫با پسرش به هم پیوستن.

719
00:30:44,799 --> 00:30:47,889
‫دنیای اون بالاخره
‫در آرامشه.

720
00:30:47,933 --> 00:30:50,022
‫بهش گفتن فقط
‫یک لحظه زودگذره که

721
00:30:50,065 --> 00:30:54,417
‫اون رو خیلی سریعتر از بیماری نابود می کنه.

722
00:30:54,461 --> 00:30:58,073
‫این هم ازدواجی نیست که من میخوام.

723
00:30:58,117 --> 00:31:01,860
‫من از تصمیم امانوئل حمایت می کنم.

724
00:31:01,903 --> 00:31:05,254
‫- اما اون برای هر دوتون تصمیم گرفته.

725
00:31:05,298 --> 00:31:06,342
‫این عادلانه نیست.

726
00:31:06,386 --> 00:31:08,649
‫-آسان نخواهد بود،
‫اینو می فهمم،

727
00:31:08,692 --> 00:31:12,044
‫اما من آماده ام.

728
00:31:13,610 --> 00:31:15,221
‫در فرهنگ ما،

729
00:31:15,264 --> 00:31:18,398
‫هیچ چیز مهم تر
‫از خانواده نیست.

730
00:31:18,441 --> 00:31:23,794
‫امانوئل این رو می دونه چون
‫پدرش این رو بهش القا کرده.

731
00:31:23,838 --> 00:31:27,494
‫چیزی که منصفانه نیست،
‫حتی بیشتر از تشخیص بیماری،

732
00:31:27,537 --> 00:31:34,066
‫اینه که آنل هیچوقت ازینکه
‫امانوئل براش چی کار کرده با خبر نمیشه.

733
00:31:34,109 --> 00:31:38,026
‫اون به پسرش افتخار می کرد.

734
00:31:47,906 --> 00:31:49,603
‫- خسارت زیاد بود.

735
00:31:49,646 --> 00:31:53,215
‫آسیب خیلی سنگین بود.

736
00:31:53,259 --> 00:31:58,699
‫بعد از جراحی نتونستیم
‫کیت را بیدار کنیم و...

737
00:31:58,742 --> 00:32:00,048
‫ما ازش سی تی گرفتیم،

738
00:32:00,092 --> 00:32:01,920
‫فهمیدیم که دچار
‫سکته هموراژیک شده،

739
00:32:01,963 --> 00:32:04,574
‫در حالی که روی میز جراحی بود.

740
00:32:04,618 --> 00:32:07,229
‫- اون دیگه بیدار نمیشه؟

741
00:32:07,273 --> 00:32:09,797
‫- هیچ واکنشی در ساقه مغز وجود نداره.

742
00:32:09,840 --> 00:32:12,452
‫مغز و اعصاب آزمایش آپنه رو
‫برای تایید انجام میده،

743
00:32:12,495 --> 00:32:17,718
‫اما سکته مغزی بزرگ
‫و وخیم بود.

744
00:32:17,761 --> 00:32:19,763
‫- کیت از دست رفته؟

745
00:32:19,807 --> 00:32:21,809
‫- من خیلی متاسفم.

746
00:32:23,332 --> 00:32:28,424
‫- کیت قبل از اینکه بیهوش
‫کنیمش با من صحبت کرد.

747
00:32:28,468 --> 00:32:31,645
‫- چی گفت؟

748
00:32:31,688 --> 00:32:35,649
‫-خب گفت...

749
00:32:35,692 --> 00:32:37,042
‫که اگر قراره بمیره،

750
00:32:37,085 --> 00:32:39,479
‫می خواد اعضای بدنش
‫اهدا شن.

751
00:32:43,178 --> 00:32:44,049
‫- بله.

752
00:32:44,092 --> 00:32:45,485
‫بله، ما اهدا می کنیم.

753
00:32:50,359 --> 00:32:51,621
‫- عم...

754
00:32:51,665 --> 00:32:53,972
‫اگر می خواین یه مدتی
‫رو با کیت بگذرونین بفرمایین.

755
00:33:04,808 --> 00:33:06,201
‫- لعنت، مرد.

756
00:33:06,245 --> 00:33:09,030
‫این چیزی بود که داشت می گفت؟

757
00:33:09,074 --> 00:33:11,598
‫- حرف دقیقش:

758
00:33:11,641 --> 00:33:13,513
‫"یک زندگی برای یک زندگی."

759
00:33:24,089 --> 00:33:26,743
‫- خب، نقشه دومم
‫کار نمی کنه.

760
00:33:26,787 --> 00:33:29,268
‫- خب پس نقشه جدید.

761
00:33:29,311 --> 00:33:31,139
‫یه بیمار رو تحت حمایت
‫دستگاه کمک حیاتی گرفتم،

762
00:33:31,183 --> 00:33:32,793
‫هیچ شانسی برای بهبودی،

763
00:33:32,836 --> 00:33:34,447
‫گروه خونی O منفی.

764
00:33:34,490 --> 00:33:37,145
‫در حال حاضر کلیه ها
‫در حال آزمایش HLA هستن.

765
00:33:37,189 --> 00:33:40,018
‫در اینجا
‫اطلاعات اولیه هست.

766
00:33:40,061 --> 00:33:42,324
‫خانواده با
‫اهدای مستقیم عضو موافقت کردن.

767
00:33:42,368 --> 00:33:45,893
‫اگر کلیه با
‫بیمارت مطابقت داره، مال شماست.

768
00:33:45,936 --> 00:33:47,808
‫- آره، من فکر میکنم این کار کنه.

769
00:33:47,851 --> 00:33:49,418
‫- باشه.

770
00:33:58,558 --> 00:33:58,775
‫

771
00:33:58,819 --> 00:34:00,473
‫- ببین، من باید تصمیمم سر
‫PD رو اول با تو هماهنگ میکردم،

772
00:34:00,516 --> 00:34:01,952
‫قبل از انجام جا به جایی.

773
00:34:01,996 --> 00:34:03,737
‫حق با توعه.
‫با سلام و صلوات بود،

774
00:34:03,780 --> 00:34:06,087
‫و می تونست بد تموم شه.

775
00:34:06,131 --> 00:34:08,481
‫من درک میکنم اگه بعد از امروز
‫بخوای منو از تیمتون حذف کنین.

776
00:34:08,524 --> 00:34:10,309
‫- بیرونت نمیکنم، کروکت،

777
00:34:10,352 --> 00:34:12,311
‫خفت میکنم.

778
00:34:12,354 --> 00:34:13,877
‫- اوهوم.

779
00:34:13,921 --> 00:34:16,271
‫- حقیقت اینه که
‫من به تو ایمان دارم.

780
00:34:16,315 --> 00:34:18,882
‫لعنت بهش، من حتی تو رو دوست دارم.

781
00:34:18,926 --> 00:34:21,276
‫شاید به همین دلیله که
‫میری رو مخم.

782
00:34:21,320 --> 00:34:23,322
‫- متشکرم.

783
00:34:23,365 --> 00:34:24,845
‫فکر کنم.

784
00:34:24,888 --> 00:34:26,325
‫- ببین
‫من با این مخالف نیستم که

785
00:34:26,368 --> 00:34:28,979
‫قلبت را روی آستینت
‫می پوشی (بروز دادن زیادی احساسات)،

786
00:34:29,023 --> 00:34:31,765
‫اما من و تو وقتی
‫با هم همکاری می کنیم قوی ترینیم،

787
00:34:31,808 --> 00:34:33,462
‫گرفتی؟

788
00:34:33,506 --> 00:34:36,204
‫- گرفتم.

789
00:34:36,248 --> 00:34:37,901
‫و من هم تو رو دوست دارم.

790
00:34:39,729 --> 00:34:41,601
‫- بریم زندگی لاورنس رو نجات بدیم.

791
00:34:47,215 --> 00:34:49,783
‫- ونسا

792
00:34:49,826 --> 00:34:51,393
‫دنبالت میگشتم.

793
00:34:51,437 --> 00:34:55,745
‫- ببخشید،
‫فقط یک ذره وقت برای خودم میخواستم.

794
00:34:59,923 --> 00:35:02,839
‫- امروز با HR بحث داشتم.

795
00:35:05,277 --> 00:35:08,280
‫اونها در حال تحقیق کردن راجب اینکه

796
00:35:08,323 --> 00:35:14,460
‫چجوری باهات ملاقات کردم و در نهایت تو
‫چجوری در Med استخدام شدی.

797
00:35:14,503 --> 00:35:17,289
‫خیلی متاسفم.

798
00:35:17,332 --> 00:35:20,727
‫من همچنان سر راهت قرار می گیرم.

799
00:35:20,770 --> 00:35:23,425
‫من هرگز نمی خواستم
‫باعث حواس پرتیت باشم.

800
00:35:25,471 --> 00:35:27,429
‫اما بارها و بارها، این...

801
00:35:27,473 --> 00:35:32,217
‫این چیزیه که من هستم.

802
00:35:32,260 --> 00:35:34,219
‫به هر حال، اوه،

803
00:35:34,262 --> 00:35:37,265
‫اونها احتمالاً
‫باهات تماس میگیرن.

804
00:35:37,309 --> 00:35:40,138
‫- برام مهم نیست.

805
00:35:40,181 --> 00:35:41,835
‫بذار HR زنگ بزنه.

806
00:35:44,446 --> 00:35:46,274
‫- ناراحت نیستی؟

807
00:35:46,318 --> 00:35:48,058
‫- میدونی، وقتی...

808
00:35:48,102 --> 00:35:52,280
‫وقتی که برای اولین بار
‫در Med شروع به کار کردم، من...

809
00:35:52,324 --> 00:35:54,674
‫من خیلی ترسیده بودم.

810
00:35:54,717 --> 00:35:57,416
‫ساعات کاری زود،
‫زونکن های ده ساله،

811
00:35:57,459 --> 00:36:01,420
‫آدرال، اون...

812
00:36:01,463 --> 00:36:04,640
‫این فقط من بودم که سعی می کردم
‫احساس یک دغل باز بودن بهم دست نده.

813
00:36:04,684 --> 00:36:07,252
‫مثل اینکه من تعلق ندارم.

814
00:36:07,295 --> 00:36:10,255
‫ولی الان می دونم که به اینجا تعلق دارم.

815
00:36:10,298 --> 00:36:12,605
‫و اگر تو نبودی این رو نمی فهمیدم.

816
00:36:12,648 --> 00:36:15,608
‫تمام کاری که کردی حمایت از من بود.

817
00:36:19,307 --> 00:36:20,265
‫- نمیدونم چی بگم.

818
00:36:20,308 --> 00:36:22,571
‫- لازم نیست
‫چیزی بگی.

819
00:36:24,617 --> 00:36:28,751
‫فقط اینو بدون که من خیلی ممنونم،

820
00:36:28,795 --> 00:36:31,319
‫که تو زندگیم هستی.

821
00:36:31,363 --> 00:36:34,540
‫برام مهم نیست کی میدونه.

822
00:36:38,021 --> 00:36:40,763
‫- میدونی،
‫وقتی سراغ FBI رفتم،

823
00:36:40,807 --> 00:36:44,289
‫من واقعاً فکر می کردم که
‫دارم کارمو درست انجام میدم تو این بیمارستان.

824
00:36:44,332 --> 00:36:46,116
‫و الان، نمی دونم واقعاً.

825
00:36:46,160 --> 00:36:47,161
‫- واو، واو، وایسا.

826
00:36:47,205 --> 00:36:49,250
‫اگه حرفم برات ارزشی داره
‫باید بگم که، من، خودم،

827
00:36:49,294 --> 00:36:51,818
‫کاملاً مطمئنم
‫که تو کار درستی رو انجام دادی.

828
00:36:51,861 --> 00:36:53,472
‫- ممنونم از حرفت.

829
00:36:53,515 --> 00:36:55,604
‫- در واقع انقد مطمئنم از حرفم،

830
00:36:55,648 --> 00:36:57,302
‫که میخوام تو رو امشب همین الان

831
00:36:57,345 --> 00:37:00,696
‫برای یک شام فوق العاده گرون بیرون میبرم.

832
00:37:02,785 --> 00:37:05,266
‫بیا بریم.

833
00:37:21,239 --> 00:37:22,849
‫- فقط محض اینکه بدونی،

834
00:37:22,892 --> 00:37:24,894
‫کسب و کار Vas-COM،
‫دزدکی بازی دراوردنم،

835
00:37:24,938 --> 00:37:26,853
‫خوب نقش بازی کردن جلو دشمن،
‫بد بود،

836
00:37:26,896 --> 00:37:29,464
‫اما من باید از بیماران محافظت میکردم.

837
00:37:29,508 --> 00:37:31,684
‫باید کمک می کردم.

838
00:37:31,727 --> 00:37:33,860
‫و اگر مجبور بودم دوباره این کار رو انجام بدم،
‫انجامش می دادم.

839
00:37:33,903 --> 00:37:36,428
‫بنابراین معذرت میخوام
‫که بهت چیزی نگفتم.

840
00:37:36,471 --> 00:37:38,038
‫کاش می تونستم بهت بگم.

841
00:37:38,081 --> 00:37:41,171
‫- نه، تو کاری رو انجام دادی
‫که فکر می کردی درسته.

842
00:37:41,215 --> 00:37:42,956
‫آره، الان اینو می فهمم.

843
00:37:44,740 --> 00:37:49,267
‫- پس ما اوکییم؟
‫- آره، اوکییم.

844
00:37:49,310 --> 00:37:50,833
‫اوم، هی.

845
00:37:50,877 --> 00:37:53,923
‫نماینده دستگاه، جسا،

846
00:37:53,967 --> 00:37:57,449
‫برای به دست آوردن اطلاعاتی
‫که میخواستی باهاش خوابیدی؟

847
00:37:57,492 --> 00:37:59,364
‫- نه.

848
00:37:59,407 --> 00:38:01,148
‫قطعاً نه.

849
00:38:01,191 --> 00:38:02,584
‫- خوبه.

850
00:38:16,772 --> 00:38:18,687
‫- تبریک میگم.

851
00:38:18,731 --> 00:38:20,776
‫یه برد دیگه.

852
00:38:20,820 --> 00:38:22,996
‫- با تشکر از قهرمانی های 11 ساعته شما.

853
00:38:25,825 --> 00:38:27,957
‫شما ما را
‫از یک انتخاب غیرممکن نجات دادین.

854
00:38:29,263 --> 00:38:31,918
‫Deus Ex Machina.

855
00:38:31,961 --> 00:38:36,444
‫- Dues-
‫اوه، "خدا از ماشین". (فرشته نجات)

856
00:38:36,488 --> 00:38:42,885
‫خوشم اومد.

857
00:38:42,929 --> 00:38:44,670
‫شب بخیر، پاملا.

858
00:38:44,713 --> 00:38:47,063
‫- شب بخیر، دین.

859
00:38:53,461 --> 00:38:55,550
‫- کروکت.

860
00:38:55,594 --> 00:38:58,118
‫- ایوری، هی.
‫چیه؟ یه پیگیری دیگه؟

861
00:38:58,161 --> 00:39:00,033
‫- نه، من هم
‫مثل شما اینجا کار می کنم.

862
00:39:00,076 --> 00:39:01,774
‫- اوه.
‫- شرکت من جلساتی

863
00:39:01,817 --> 00:39:03,776
‫با بیماران و خانواده های
‫تحت تاثیر Vas-COM داشته.

864
00:39:03,819 --> 00:39:05,821
‫- اوه، درسته.
‫خب، موردی دارین؟

865
00:39:05,865 --> 00:39:07,562
‫- اوه، آره. یه خوبشو.

866
00:39:07,606 --> 00:39:08,911
‫- خوبه.
‫- حالا که صحبت ازش شد،

867
00:39:08,955 --> 00:39:11,566
‫مامانم بهم راجب موفقیتت بهم گفت.

868
00:39:11,610 --> 00:39:13,438
‫- اوه.
‫- ماشالا بهت.

869
00:39:13,481 --> 00:39:15,570
‫- تو اینجور فکر میکنی.

870
00:39:15,614 --> 00:39:18,573
‫- داری از تعریف از خودت
‫خودداری می کنی، ها؟

871
00:39:18,617 --> 00:39:21,054
‫بسی سکسیه.

872
00:39:21,097 --> 00:39:23,230
‫نظرت چیه بیای
‫شام خونه ی من؟

873
00:39:23,273 --> 00:39:26,102
‫- اوه، امشب نه.

874
00:39:26,146 --> 00:39:27,277
‫- اوکی.

875
00:39:27,321 --> 00:39:28,496
‫آره، اوکی. گرفتم.

876
00:39:28,540 --> 00:39:30,542
‫مجردی توی شهر.
‫میدونم چطوریه.

877
00:39:30,585 --> 00:39:32,195
‫- آره.

878
00:39:33,327 --> 00:39:36,678
‫- بسیار خوب، اوکی.

879
00:39:36,722 --> 00:39:38,376
‫می بینمت.

880
00:39:38,419 --> 00:39:41,074
‫- آره، می بینمت.

881
00:39:45,687 --> 00:39:48,255
‫- خب، چی فکر می کنی؟

882
00:39:48,298 --> 00:39:49,299
‫- نمی دونم.

883
00:39:49,343 --> 00:39:51,824
‫اردک، گنوکی،

884
00:39:51,867 --> 00:39:53,129
‫اختاپوس اسپانیایی.

885
00:39:53,173 --> 00:39:56,872
‫- اوم، تصمیم واقعاً سختی باید بگیری.

886
00:39:56,916 --> 00:39:58,657
‫از طرف دیگه من همچین مشکلی ندارم.

887
00:39:58,700 --> 00:39:59,745
‫- نوار گوشت واگیو.

888
00:39:59,788 --> 00:40:02,443
‫-تو از کجا فهمیدی؟

889
00:40:05,664 --> 00:40:09,450
‫در مورد-
‫منوی چشیدن چطور؟

890
00:40:09,494 --> 00:40:11,017
‫- خانم کوپر.

891
00:40:11,060 --> 00:40:12,235
‫من راستش خوشحالم
‫که باهاتون برخورد کردم.

892
00:40:12,279 --> 00:40:13,846
‫یه چیزی هست که
‫میخواستم بهتون بگم.

893
00:40:13,889 --> 00:40:15,848
‫- من علاقه ای ندارم بشنوم.

894
00:40:17,806 --> 00:40:20,287
‫- هر چقد بد دلت میخواد بهم حمله کن، باشه؟

895
00:40:20,330 --> 00:40:21,636
‫مهم نیست.
‫- بی خیال.

896
00:40:21,680 --> 00:40:23,159
‫- من برنده میشم،
‫تو میبازی.

897
00:40:23,203 --> 00:40:24,509
‫- الان نه وقتشه و نه مکانش،

898
00:40:24,552 --> 00:40:25,510
‫باشه؟
‫- فقط همین.

899
00:40:25,553 --> 00:40:27,860
‫از شامتون لذت ببرین.

900
00:40:42,962 --> 00:40:49,098
‫♪