1
00:00:02,100 --> 00:00:06,401
سلام ، من « چاک » هستم ، يه چيزايي هست که
شايد بخوايد بدونيد يا شايد فراموشش کردين

2
00:00:06,467 --> 00:00:09,367
هانا » يه چيزايي تو زندگي من هستش که »
نميتوني اونا رو درک کني

3
00:00:09,434 --> 00:00:11,334
پس مجبورم اين رابطه رو تمومش کنم

4
00:00:12,534 --> 00:00:13,999
چاک » فکر کنم بايد با هم حرف بزنيم » -
وقتِ خوبي نيست -

5
00:00:14,000 --> 00:00:16,034
... داري ميگي که « چاک » گرفتارِ يه سري

6
00:00:16,100 --> 00:00:18,467
از شبکه‌هاي پُر از نيرنگ و فريب شده ؟

7
00:00:18,534 --> 00:00:19,500
... من مجبورم که به خواهرت دروغ بگم

8
00:00:19,501 --> 00:00:20,899
و ديگه نميتونم اين کار رو کنم

9
00:00:20,900 --> 00:00:22,533
... از حالا به بعد ، اگه « الي » چيزي ازت پرسيد

10
00:00:22,534 --> 00:00:23,533
" فقط بگو " نميدونم

11
00:00:23,534 --> 00:00:25,434
شما دو تا بَد گرفتارِ اين بلونده شدين

12
00:00:28,334 --> 00:00:30,033
... درباره نگه داشتن هيجاناتش هست ، تا " اينترسکت " بتونه

13
00:00:30,034 --> 00:00:31,300
کار کنه -
فلش بزن -

14
00:00:31,301 --> 00:00:33,201
يالا

15
00:00:33,701 --> 00:00:35,668
ميدوني چيه « کيسي » ؟
حق با تو هستش

16
00:00:35,734 --> 00:00:38,833
من کار نميکنم
هيجاناتِ من همه جا رو به گَند ميکِشه

17
00:00:43,601 --> 00:00:45,567
هِي رفقا ، پيغامتون رو شنيدم

18
00:00:46,734 --> 00:00:48,634
... چي

19
00:00:50,267 --> 00:00:51,333
چي شده ؟

20
00:00:51,334 --> 00:00:53,234
تو " اينترسکتي " ، به ما بگو

21
00:00:54,501 --> 00:00:55,700
ما جلوي يکي از مسئولين اطلاعاتي " رينگ " رو گرفتيم

22
00:00:55,701 --> 00:00:58,367
نقشه‌ي اينو دارن که
از يکي از مأمورهاي " سي آي اي " در برابر ما استفاده کنند

23
00:00:58,434 --> 00:01:01,401
مشکل ما اينه نميدونيم کيه
يا کجا و چه وقت

24
00:01:01,402 --> 00:01:04,417
اينترسکت " بايد يه چيزي داشته باشه "

25
00:01:04,701 --> 00:01:06,566
فلش زدي ؟

26
00:01:06,567 --> 00:01:09,501
آره ، نه ، فلش نزدم

27
00:01:09,567 --> 00:01:11,233
« تو اين هفته اصلاً فلشي نزدي « چاک

28
00:01:11,234 --> 00:01:13,134
از وقتي که « ريف » سعي کرد « سارا » و منو بُکُشه

29
00:01:13,169 --> 00:01:14,166
اين يه مشکله

30
00:01:14,167 --> 00:01:15,233
مشکل ؟

31
00:01:15,234 --> 00:01:17,200
واقعاً ؟ مشکل ؟
يه جورايي کلمه قدرتمنديِ

32
00:01:17,267 --> 00:01:19,234
واقعاً اينجوري فکر نميکنيد ؟
فقط براي يه نفري که چند روزي کاري نکرده

33
00:01:19,301 --> 00:01:20,633
تو اين چند روز مأمورينِ ما کُشته شدن
... تو بايد

34
00:01:20,634 --> 00:01:22,768
اينو بفهمي
چون " اينترسکت " کار نميکنه

35
00:01:22,833 --> 00:01:24,500
و من اين ريسک رو نميتونم کنم
که تو رو به وسط ماجرا بفرستم

36
00:01:24,501 --> 00:01:27,367
خيلي‌خب ، واقعاً منظورت چيه ؟

37
00:01:27,434 --> 00:01:29,334
... دارم ميگم تا وقتي که دوباره فلش نزني

38
00:01:29,401 --> 00:01:31,301
ديگه جاسوس نيستي

39
00:01:31,336 --> 00:01:32,966
نه ، نه

40
00:01:32,967 --> 00:01:34,933
... نميتوني
نميتوني اين کار رو کني

41
00:01:35,000 --> 00:01:36,799
جاسوس بودن همه‌ي چيزيِ که من دارم

42
00:01:36,800 --> 00:01:38,333
من همه چيزم رو از دست دادم

43
00:01:38,334 --> 00:01:41,367
« خب ، شايد يه مرخصي برات خوب باشه « چاک

44
00:01:41,434 --> 00:01:42,799
کمکت ميکنه دوباره راه بيافتي

45
00:01:42,800 --> 00:01:44,734
من ... من نيازي به مرخصي ندارم ، باشه ؟

46
00:01:44,800 --> 00:01:46,099
شايد فلش نميزنم

47
00:01:46,100 --> 00:01:47,566
شايد چون هيجاناتم ، زيادتر شدن

48
00:01:47,567 --> 00:01:48,600
تا حالا راجع به اين فکر کردين ؟

49
00:01:48,601 --> 00:01:49,966
... « منظورم اينه قبل از بهم زدن با « هانا

50
00:01:49,967 --> 00:01:51,533
نميتونستم با بهترين دوستم و خواهرم حرف بزنم

51
00:01:51,534 --> 00:01:52,932
در مورد هر چيزي که تو زندگيم بود

52
00:01:52,933 --> 00:01:54,300
من يه ماشين نيستم

53
00:01:54,301 --> 00:01:56,567
خيلي‌خب ، من يه ماشينم
اما يه آدم هم هستم

54
00:01:56,634 --> 00:01:59,567
خب ، تو ميتوني هر وقت بخواي با ما حرف بزني

55
00:02:03,367 --> 00:02:06,067
آره ... نه ، مرسي

56
00:02:06,134 --> 00:02:08,100
فکر نکنم اين واسه من کار کنه

57
00:02:08,167 --> 00:02:10,567
چيزي رو پيدا کن که کار کنه

58
00:02:10,634 --> 00:02:12,534
چون تا اون وقت ، تو يه نيمکت‌نشين ميشي

59
00:02:21,267 --> 00:02:24,234
اين فرار کردن ، فکر عالي بود ، عزيزم

60
00:02:24,301 --> 00:02:25,866
همون چيزي بود که بهش احتياج داشتيم -
کار خودت بود ، عزيزم -

61
00:02:25,867 --> 00:02:28,134
نميتونم بگم تنها بودن‌ِمون ، چقدر معرکه‌ست

62
00:02:28,200 --> 00:02:29,533
فقط دو نفري

63
00:02:32,800 --> 00:02:33,832
ببخشيد

64
00:02:33,833 --> 00:02:35,733
ايرادي نداره

65
00:02:36,167 --> 00:02:38,434
الان بر مي‌گردم

66
00:02:39,467 --> 00:02:41,199
« سلام « چاک

67
00:02:41,200 --> 00:02:43,033
کاپيتان ، سلام خدا رو شکر که
گوشي رو برداشتي

68
00:02:43,034 --> 00:02:45,134
همه چيز مرتبه « چاک » ؟ -
نه ، نه ، راستش -

69
00:02:45,200 --> 00:02:46,366
با « هانا » بهم زدم

70
00:02:46,367 --> 00:02:47,999
و « سارا » هم عاشق يکي ديگه شده

71
00:02:48,000 --> 00:02:49,933
... پس نه تنها زندگي شخصيم به گَند کِشيده شده

72
00:02:50,000 --> 00:02:51,433
... زندگي جاسوسي‌ام هم همين طور

73
00:02:51,434 --> 00:02:53,900
چاک » من اومدم مسافرت که از زندگيِ »
جاسوسيِ تو دور باشم

74
00:02:53,967 --> 00:02:55,933
خب ؟ و اينکه اوضاع رو با « الي » درست کنم

75
00:02:56,000 --> 00:02:56,999
« نه ، نه ، « دوون » ، « دوون

76
00:02:57,000 --> 00:02:58,199
... من کسي رو

77
00:02:58,200 --> 00:02:59,333
ندارم که باهاش حرف بزنم

78
00:02:59,334 --> 00:03:00,832
متأسفم داداش

79
00:03:00,833 --> 00:03:03,000
اما يادته درباره زندگي جاسوسيت
چي بهم گفتي ؟

80
00:03:03,067 --> 00:03:05,134
نميدونم

81
00:03:08,867 --> 00:03:10,833
من ميگم اون ميتونه اين کار رو کنه

82
00:03:10,900 --> 00:03:13,434
اما باهاتون موافقم که به نظر غير‌ممکن ميادش

83
00:03:13,501 --> 00:03:15,333
خب ، شرط‌بندي شروع ميشه

84
00:03:15,334 --> 00:03:17,334
شرط ببنديد
ميتونيد بَرنده بشيد ، بچه‌ها

85
00:03:17,401 --> 00:03:18,832
تو جيبت چقدر پول داري ؟

86
00:03:18,833 --> 00:03:20,667
« چارلز ايروينگ بارتوفسکي »

87
00:03:20,668 --> 00:03:22,634
لطفاً به دفتر معاونت بياييد

88
00:03:22,701 --> 00:03:25,634
براي يه سري امور اداري

89
00:03:25,701 --> 00:03:27,199
رسته ؟ آها

90
00:03:27,200 --> 00:03:28,700
اوه

91
00:03:28,701 --> 00:03:29,899
اوه ، خداي من

92
00:03:29,900 --> 00:03:31,366
تکون‌دهنده بودش

93
00:03:31,367 --> 00:03:32,633
ترتيبش رو داد

94
00:03:32,634 --> 00:03:34,900
... ميگم که در برابر خرس قهوه‌اي و

95
00:03:34,967 --> 00:03:36,266
مار ، شرط نَبَندين

96
00:03:36,267 --> 00:03:38,867
ميتونه دندون‌هاش رو مخفي کنه و پوستش رو کِش بده

97
00:03:41,100 --> 00:03:43,067
لطفاً بشينيد

98
00:03:45,634 --> 00:03:46,832
چيزي نياز نداري ؟
خوبي ؟

99
00:03:46,833 --> 00:03:48,366
نه ... خوبم

100
00:03:48,367 --> 00:03:50,601
منظورم اينه اگه اين اتاق يه ذره بزرگتر بود
بهتر ميشد

101
00:03:50,668 --> 00:03:52,900
... اين مکالمه براي

102
00:03:52,967 --> 00:03:54,700
« هيچ کارمندي راحت نيست « چاک

103
00:03:54,701 --> 00:03:57,167
و اين مکالمه قراره دقيقاًٌ درباره چي باشه ؟

104
00:03:57,234 --> 00:03:59,933
ما همديگه رو خيلي وقته مي‌شناسيم

105
00:04:00,000 --> 00:04:01,099
... ما با هم

106
00:04:01,100 --> 00:04:02,400
از دوران بلوغ‌ِمون گذشتيم

107
00:04:02,401 --> 00:04:04,768
از اون دورانِ ضايع گذشتيم

108
00:04:04,833 --> 00:04:07,867
سال‌هاي ضايعِ دبيرستان
... سال‌هاي ضايعِ تو ، توي کالج

109
00:04:07,933 --> 00:04:10,200
" و حالا هم سالهاي ضايع‌ِمون در " باي مور

110
00:04:10,267 --> 00:04:11,466
... که اين

111
00:04:11,467 --> 00:04:15,100
... لحظات براي من خيلي

112
00:04:15,167 --> 00:04:16,433
ضايع هستن ؟

113
00:04:16,434 --> 00:04:17,633
آره

114
00:04:17,634 --> 00:04:19,266
مورگان » دقيقاً بگو چي شده ؟  »

115
00:04:19,267 --> 00:04:20,934
يه چيزي شده

116
00:04:20,935 --> 00:04:22,533
يه چيزي تو زندگيِ تو اتفاق افتاده
تو با « هانا » بهم زدي

117
00:04:22,534 --> 00:04:24,366
اون " باي مور " رو تَرک کرده

118
00:04:24,367 --> 00:04:26,033
... اون يکي از اعضاي ارزشمندِ اينجا بود

119
00:04:26,034 --> 00:04:27,066
... و حس ميکنم که

120
00:04:27,067 --> 00:04:28,733
... يه دوست حقيقي با دوستش

121
00:04:28,734 --> 00:04:30,634
حرف‌هاش رو ميزنه

122
00:04:33,034 --> 00:04:35,434
واقعاً ميخواي حقيقت رو بدوني ؟

123
00:04:35,501 --> 00:04:36,832
آره

124
00:04:36,833 --> 00:04:39,234
منتظر شنيدنِ حقيقتم

125
00:04:39,301 --> 00:04:41,267
کاملاً آماده‌ام

126
00:04:42,867 --> 00:04:44,867
خيلي‌خب ، بريم

127
00:05:00,867 --> 00:05:02,733
... من

128
00:05:02,734 --> 00:05:04,400
خيلي‌خب ، گرفتم

129
00:05:04,401 --> 00:05:06,501
ديگه نميخواد چيزي بگي

130
00:05:06,567 --> 00:05:07,966
من که چيزي نگفتم
مور » ... کمک مي‌خواي ؟ »

131
00:05:07,967 --> 00:05:09,967
نه ، خوبم

132
00:05:10,034 --> 00:05:13,301
... باورم نميشه که اينو مي‌خوام بگم ، اما

133
00:05:13,367 --> 00:05:14,333
تو اخراجي

134
00:05:14,334 --> 00:05:15,667
چي ؟

135
00:05:15,668 --> 00:05:17,634
داري منو از " باي مور " اخراج ميکني ؟

136
00:05:17,701 --> 00:05:19,099
باي مور " ؟ نه "
داري شوخي ميکني ؟

137
00:05:19,100 --> 00:05:20,133
تو بهترين تعميرکاري هستي که ما داريم

138
00:05:20,134 --> 00:05:22,034
بهت اينجا نياز داريم

139
00:05:22,833 --> 00:05:24,733
دارم تو رو از بهترين دوستم بودن ، اخراج ميکنم

140
00:05:27,954 --> 00:06:05,978
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

141
00:06:13,934 --> 00:06:15,134
... هِي بچه‌ها

142
00:06:15,135 --> 00:06:16,203
داريد ميريد ماموريت ؟

143
00:06:16,204 --> 00:06:17,305
مطمئنيد که نميخوايد من باهاتون بيام ؟

144
00:06:17,306 --> 00:06:18,340
« دوست داشتيم « چاک

145
00:06:18,342 --> 00:06:19,443
اما " اينترسکت " کار نميکنه

146
00:06:19,444 --> 00:06:20,645
... مأمور " رينگ " نقشه داره که

147
00:06:20,646 --> 00:06:22,448
تو هتل بمونه

148
00:06:22,449 --> 00:06:24,418
ما هيچ جاسوسي رو اونجا پيدا نکرديم

149
00:06:24,519 --> 00:06:25,587
... پس هر کي که هست

150
00:06:25,588 --> 00:06:27,491
پوشش خوبي داره

151
00:06:28,126 --> 00:06:29,929
آره ، من ... متأسفم

152
00:06:29,931 --> 00:06:31,834
هنوز هم فلش نميزنم

153
00:06:32,368 --> 00:06:33,535
بايد بريم

154
00:06:33,536 --> 00:06:35,741
هِي ، بچه‌ها

155
00:06:35,808 --> 00:06:37,110
تيم ، بدونِ من يه مَرد کم داره

156
00:06:37,111 --> 00:06:39,047
امروز نه ، من امروز جات رو مي‌گيرم

157
00:06:39,115 --> 00:06:40,415
شاو » ، " رينگ " ميدونه که تو هنوز زنده‌اي »

158
00:06:40,416 --> 00:06:41,851
خطرناکه که بري وسطِ ميدون

159
00:06:41,853 --> 00:06:44,223
نمي‌تونم تيم رو دست‌تنها بزارم

160
00:06:44,289 --> 00:06:47,261
ضمناً اگه " رينگ " يه نبرد مي‌خواد
يه نبرد بهشون ميدم

161
00:06:48,732 --> 00:06:51,737
... وقتي برگردم ، انتظار دارم که اينجا

162
00:06:51,805 --> 00:06:53,808
دقيقاً همين جوري باشه

163
00:06:55,545 --> 00:06:56,578
شما تازه عروس و داماد حاضرين ؟

164
00:06:56,580 --> 00:06:58,851
آره ، بريم

165
00:06:58,918 --> 00:07:00,954
اون حلقه ... چي بودش ؟

166
00:07:01,022 --> 00:07:02,389
چي ... ؟

167
00:07:02,390 --> 00:07:04,093
... هِي « کيسي » من قراره چي کار کنم

168
00:07:04,129 --> 00:07:05,595
وقتي شما نيستين ؟

169
00:07:05,797 --> 00:07:07,099
مگه کار نداري ؟

170
00:07:15,615 --> 00:07:17,585
هِي ، چي شده ؟

171
00:07:18,888 --> 00:07:20,222
چارلز » خواهش ميکنم »

172
00:07:20,224 --> 00:07:21,960
اين يه مأموريت جاسوسيِ
تو شايستگي‌اش رو نداري ، برو

173
00:07:21,961 --> 00:07:23,495
... من

174
00:07:23,497 --> 00:07:25,433
49 ...

175
00:07:25,501 --> 00:07:28,173
57, 43 .

176
00:07:28,239 --> 00:07:29,272
40 .

177
00:07:29,274 --> 00:07:30,977
... " مدرسه اقتصادي " ال سگاندو

178
00:07:30,978 --> 00:07:32,881
ما مراقب تجارتمون هستيم

179
00:07:36,287 --> 00:07:38,225
مايکِ بزرگ » چي شده ؟ »

180
00:07:38,291 --> 00:07:39,359
يکي فکر خريد فروشگاه رو کرده

181
00:07:39,360 --> 00:07:40,862
ما امروز رو تعطيل ميکنيم

182
00:07:40,864 --> 00:07:42,800
تا بازرسين و تکنسين‌ها ، بيان و اينجا رو ببينن

183
00:07:42,867 --> 00:07:44,635
... عاليه ، يه روز تعطيلي ، « جفري » بزن بريم

184
00:07:44,637 --> 00:07:45,805
يه چيزي بخوريم -
نه -

185
00:07:45,806 --> 00:07:46,974
اونا مي‌خوان با همه مصاحبه کنند

186
00:07:46,975 --> 00:07:49,846
ميخوان برآوُردي از کارکنان داشته باشن

187
00:07:49,914 --> 00:07:51,314
و هر کسي رو که بهش نياز ندارن ، اخراج کنن

188
00:07:51,315 --> 00:07:53,218
خب ، من از اينجا شروع ميکنم

189
00:07:53,888 --> 00:07:56,259
تو دردسر بزرگي افتاديم ، پسرها

190
00:07:58,396 --> 00:08:00,065
بفرماييد ، کليدهاتون

191
00:08:00,066 --> 00:08:02,103
از اقامت‌ِتون لذت ببريد

192
00:08:02,171 --> 00:08:05,376
اضافه کنم که شما زوجِ دوست داشتني هستين

193
00:08:05,442 --> 00:08:07,345
مرسي

194
00:08:09,083 --> 00:08:11,254
... شما دو تا عاشق حال ميکنيد

195
00:08:11,320 --> 00:08:13,257
من هم دوباره تو اين " وَن " زنداني شدم

196
00:08:13,324 --> 00:08:15,227
يه " شرابِ مارگاريتا " براي من نگه داريد

197
00:08:17,966 --> 00:08:21,038
مأمور " رينگ " يه جايي تو اين هتل هستش

198
00:08:21,105 --> 00:08:22,506
بايد پيداش کنيم

199
00:08:22,508 --> 00:08:24,311
من دارم تلفن مرکزي رو کنترل ميکنم

200
00:08:24,312 --> 00:08:26,215
اگه " رينگ " زنگ بزنه ، ميتونم رَدِّش رو بگيرم

201
00:08:26,249 --> 00:08:27,749
بفهمم از کدوم اتاق داره زنگ ميزنه

202
00:08:27,751 --> 00:08:29,620
سارا » و منم تجهيزاتِ نظارتي رو جا‌ساز ميکنيم »

203
00:08:29,621 --> 00:08:32,092
ما داريم هدف‌هاي ممکن رو جستجو ميکنيم

204
00:08:34,264 --> 00:08:35,764
گوش کنيد

205
00:08:35,766 --> 00:08:37,669
اونا ميخوان گوش‌بُري کنن

206
00:08:37,669 --> 00:08:40,074
ميخوان که ما رو جدا جدا بِبُرن
تا نقطه ضعف‌هامون رو پيدا کنن

207
00:08:40,141 --> 00:08:42,578
ببينيد ، براي هر عذري ميتونن ما رو بندازن بيرون

208
00:08:42,646 --> 00:08:44,014
آره

209
00:08:44,015 --> 00:08:46,953
گوش کنيد
با وجود تفاوت‌هامون ، همگي‌مون مثل هم هستيم

210
00:08:47,021 --> 00:08:49,458
پس بياييد با هم باشيم ، باشه ؟

211
00:08:49,524 --> 00:08:51,662
اين يه پيمانِ خونيِ که داره بسته ميشه

212
00:08:51,730 --> 00:08:54,701
يکي براي همه ، همه براي يکي
باشه

213
00:08:54,768 --> 00:08:55,735
لستر پاتل » ؟ »

214
00:08:55,737 --> 00:08:57,171
آره ، پيداش کردم

215
00:08:57,173 --> 00:08:58,308
پيداش کردم ، يه تيکه پلاستيک بود

216
00:08:58,309 --> 00:08:59,342
بحران شروع شد

217
00:08:59,344 --> 00:09:01,481
دوستتون دارم ، رفقا

218
00:09:01,547 --> 00:09:03,852
بيا اينجا ، باشه

219
00:09:07,525 --> 00:09:09,428
اوه خداي من ، نابود شديم

220
00:09:09,529 --> 00:09:11,967
بشينيد ، باشه

221
00:09:12,035 --> 00:09:13,836
... خيلي‌خب

222
00:09:13,837 --> 00:09:15,306
قبل از اينکه من رازهاي کثيف اينجا رو بگم

223
00:09:15,308 --> 00:09:16,741
مي‌خوام بدونم که ازم محافظت ميکنيد

224
00:09:16,743 --> 00:09:18,145
من مصونيت مي‌خوام

225
00:09:18,146 --> 00:09:20,917
فکر نکنم در اين موقعيت تقاضاي به جايي باشه

226
00:09:20,984 --> 00:09:22,752
شما کثافت‌کاري‌ها رو مي‌خواين ؟

227
00:09:22,754 --> 00:09:24,089
من هم مصونيت مي‌خوام

228
00:09:24,090 --> 00:09:25,457
باشه

229
00:09:25,459 --> 00:09:26,627
مصونيتت رو ضمانت ميکنم

230
00:09:26,628 --> 00:09:28,496
خيلي‌خب

231
00:09:28,498 --> 00:09:29,532
مرسي برادر

232
00:09:29,534 --> 00:09:31,002
... خب

233
00:09:31,003 --> 00:09:32,338
جالبه

234
00:09:32,340 --> 00:09:34,008
گروه کارمنداني که اينجا جمع کردين

235
00:09:34,009 --> 00:09:35,912
اوه ، اونا منو هم مي‌ترسونن

236
00:09:36,747 --> 00:09:38,115
اما « بارتوفسکي » رو هم دارم ، نه ؟

237
00:09:38,117 --> 00:09:38,984
درسته

238
00:09:38,985 --> 00:09:40,052
... يه مَرد

239
00:09:40,053 --> 00:09:41,855
که سابقه تحصيلي تو " استنفورد " رو داره
اينجا کار ميکنه

240
00:09:41,857 --> 00:09:43,860
... مي‌بيند آقايون ، من فقط يه مدير نيستم

241
00:09:43,928 --> 00:09:45,730
من يه مَردم‌شِناسم

242
00:09:45,731 --> 00:09:48,702
استعدادها رو جذب ميکنم

243
00:09:48,770 --> 00:09:50,673
مورگان گريمز » دستيار مدير »
حالتون چطوره آقا ؟

244
00:09:50,740 --> 00:09:52,008
مورگان » ، هِي رفيق »

245
00:09:52,010 --> 00:09:53,711
بايد باهات حرف بزنم -
... « انگار برات روشن نبود ، « چاک -

246
00:09:53,712 --> 00:09:55,080
که من تو رو از بهترين دوستم بودن اخراج کردم

247
00:09:55,081 --> 00:09:56,416
ميتونم يه لحظه وقتت رو بگيرم ؟

248
00:09:56,418 --> 00:09:57,752
الان نه « چاک » ، باشه ؟

249
00:09:57,753 --> 00:09:59,187
من به خاطر اين مصاحبه اعصابم بهم ريخته‌ست ، پسر

250
00:09:59,189 --> 00:10:00,391
ببين ، هِي رفيق ؟

251
00:10:00,392 --> 00:10:02,193
تو کارِت عاليه

252
00:10:02,195 --> 00:10:04,198
ضمناً اين فقط " باي مور " هستش
تو هميشه ميتوني يه کار ديگه پيدا کني

253
00:10:04,266 --> 00:10:06,236
اينکه آخر دنيا نيستش -
واقعاً ؟ -

254
00:10:06,302 --> 00:10:08,839
... ببين شايد اين براي تو آخر دنيا نباشه

255
00:10:08,907 --> 00:10:10,609
! « اما من که مدرک کالج استنفورد ندارم « چاک

256
00:10:10,611 --> 00:10:12,480
من جاي ديگه‌اي جز " باي مور " نميتونم کار کنم

257
00:10:12,481 --> 00:10:14,216
اين تنها شغليِ که دارم

258
00:10:16,221 --> 00:10:19,593
چاک بارتوفسکي » ؟ نوبتِ شماست »

259
00:10:27,976 --> 00:10:29,278
رزومه‌ي عالي هستش

260
00:10:29,280 --> 00:10:31,316
خب ، يه فارغ‌التحصيل " استنفورد " چطور
اومده " باي مور " کار کنه ؟

261
00:10:31,384 --> 00:10:33,821
... " بذاريد اينجوري بگم که پيشنهاد " باي مور

262
00:10:33,887 --> 00:10:37,260
از اون چيزي که تو چِشم مياد ، ارزش بيشتري داره

263
00:10:37,328 --> 00:10:38,595
واقعاً ؟

264
00:10:38,596 --> 00:10:40,265
مثلاً ؟

265
00:10:40,266 --> 00:10:43,638
مثلاً اينکه من با بهترين دوستم هر روز کار ميکنم

266
00:10:43,739 --> 00:10:44,773
بهترين دوستت ؟

267
00:10:44,775 --> 00:10:46,711
آره

268
00:10:46,778 --> 00:10:48,414
« آره ، « مورگان گريمز

269
00:10:48,416 --> 00:10:50,019
دستيارِ مدير

270
00:10:50,020 --> 00:10:51,553
... بر اساس سوابقِ کاري‌تون

271
00:10:51,554 --> 00:10:53,891
شما بهترين کارمندِ " باي مور " هستيد

272
00:10:53,959 --> 00:10:55,862
چرا شما دستيارِ مدير نيستيد ؟

273
00:10:58,901 --> 00:11:01,772
چون الان بهترين نفر براي اين شغل
داره اونجا کار ميکنه

274
00:11:01,840 --> 00:11:04,311
... ميدونم که شما آقايون مي‌خوايد يه

275
00:11:04,378 --> 00:11:05,945
سري تغييرات اينجا بديد

276
00:11:05,947 --> 00:11:09,220
... فقط مي‌خوام اين رو بهتون بگم که

277
00:11:09,288 --> 00:11:12,860
ممکنه من ، روي کاغذ خوب باشم
اما بهترين نيستم

278
00:11:12,927 --> 00:11:15,465
مورگان گريمز » بهترينه »

279
00:11:19,206 --> 00:11:22,077
خيلي‌خب ، " رينگ " الان داره از هتل
تماسي رو مي‌گيره

280
00:11:22,145 --> 00:11:24,048
وقتي رَدِّشون رو بگيرم ، بِهِتون خبر ميدم

281
00:11:25,652 --> 00:11:27,253
هدف در کنار استخره

282
00:11:27,254 --> 00:11:28,622
قد بلند و هيکلي

283
00:11:28,624 --> 00:11:30,794
يه مايوي سفيد و آبي پوشيده

284
00:11:30,861 --> 00:11:33,332
گرفتي « واکر » ؟ -
آره ، گرفتم -

285
00:11:46,558 --> 00:11:48,494
هدف رو پيدا کردي ؟

286
00:11:48,561 --> 00:11:50,998
آره ، پيداش کردم

287
00:11:52,201 --> 00:11:54,104
اوه ، خيلي لذت بخشه

288
00:11:54,138 --> 00:11:55,773
از ديدنتون خوشحال شدم -
منم همين طور -

289
00:11:55,774 --> 00:11:56,942
آره ، خيلي‌خوب بود

290
00:11:56,943 --> 00:11:58,144
واقعاً خوب

291
00:11:58,145 --> 00:11:59,179
خيلي‌خوب

292
00:11:59,181 --> 00:12:00,214
خب ، روز خوبي داشته باشيد

293
00:12:00,216 --> 00:12:02,119
تو هم همين طور ، مراقب باش

294
00:12:04,491 --> 00:12:06,427
بقيه بياييد اينجا

295
00:12:06,495 --> 00:12:07,929
... پس واقعاً فکر ميکني

296
00:12:07,931 --> 00:12:09,934
بارتوفسکي » همون مأمور " کارمايکل " هست ؟ »

297
00:12:10,002 --> 00:12:11,971
« آره ، « کارمايکله
خيلي‌خب

298
00:12:12,038 --> 00:12:14,008
« به نظر مياد که « شاو
خودش رو پشت سنگرِ اين رها کرده

299
00:12:14,075 --> 00:12:15,877
بايد مأموريت رو کنسل کنيم ؟

300
00:12:15,879 --> 00:12:17,214
... نه ، با نبودن « شاو » ، توي اينجا

301
00:12:17,215 --> 00:12:18,950
بهترين شانس‌ِمون هست که نفوذ کنيم

302
00:12:18,951 --> 00:12:20,854
و هر چيزي رو از ما داره نابود کنيم

303
00:12:21,623 --> 00:12:23,960
ورودي به پايگاه « شاو » رو پيدا کردين ؟

304
00:12:24,028 --> 00:12:25,329
نه -
ما وقت زيادي نداريم -

305
00:12:25,330 --> 00:12:26,631
بايد سريع پيداش کنيم

306
00:12:26,633 --> 00:12:28,235
مي‌خوايد که ما « بارتوفسکي » رو کنار بزنيم ؟

307
00:12:28,236 --> 00:12:30,104
هنوز نه

308
00:12:30,105 --> 00:12:32,008
بذاريد با بقيه کارکنان حرف بزنيم
و مطمئن بشيم

309
00:12:32,076 --> 00:12:35,081
شاو » سورپرايز ديگه‌اي رو برامون کنار نذاشته باشه »

310
00:12:38,955 --> 00:12:40,992
چاک » گفت که « گريمز » بهترين دوستشه »

311
00:12:41,060 --> 00:12:43,364
ميتونيم براي رسيدن به اهدافمون
از هر دوشون استفاده کنيم

312
00:12:43,431 --> 00:12:45,232
مي‌خواي با بقيه چي کار کنم ؟

313
00:12:45,234 --> 00:12:48,841
گمونم بايد کمي سُنَتي‌تر بشيم ، بقيه رو نابود کنيد

314
00:12:56,623 --> 00:12:58,759
مسافرت اومدن بهترين کاري بود
که مي‌تونستيم کنيم ، عزيزم

315
00:12:58,826 --> 00:13:00,929
ميدونم اين اواخر مثلِ قديم‌ها نبودم

316
00:13:00,997 --> 00:13:03,268
... اما تا اومديم اينجا

317
00:13:03,335 --> 00:13:06,007
مي‌خوام بهت بگم که
دوباره حس معرکه بودن دارم

318
00:13:06,073 --> 00:13:07,375
منم همين طور

319
00:13:07,376 --> 00:13:08,744
به سلامتيِ خودمون

320
00:13:08,746 --> 00:13:12,351
بدون استرس ، بدون کار ، بدون مشکلات

321
00:13:13,988 --> 00:13:16,259
تلفن از اتاق 4305 بود

322
00:13:16,326 --> 00:13:17,560
ميرم اونجا ، يه چرخي ميزنم

323
00:13:17,561 --> 00:13:18,895
ما هم ميريم پايين ، دَمِ استخر

324
00:13:18,897 --> 00:13:21,000
تا « دوون » و « الي » رو ببريم يه جاي امن

325
00:13:21,068 --> 00:13:23,071
يالا ، فلش بزن

326
00:13:27,447 --> 00:13:30,352
... نه

327
00:13:31,722 --> 00:13:33,658
اوه ميدونستم ، ميدونستم

328
00:13:33,726 --> 00:13:34,893
اينو ميدونم

329
00:13:34,894 --> 00:13:37,700
کندور ؟ آشغال ؟

330
00:13:37,766 --> 00:13:39,501
چان مين چي ؟

331
00:13:39,503 --> 00:13:42,776
گندش بزنه ، فکر ميکردم اينو ميدونم

332
00:13:50,657 --> 00:13:52,124
بهتره که کار مهمي داشته باشي

333
00:13:52,126 --> 00:13:54,530
هِي آره ، فقط ميخواستم
مأموريت رو چِک کنم

334
00:13:54,598 --> 00:13:55,766
... ببينم اگه به چيزي نياز داريد

335
00:13:55,767 --> 00:13:56,900
چرا ؟ مگه فلش زدي ؟

336
00:13:56,901 --> 00:13:58,604
... نه ، نزدم ، اما فکر ميکنم

337
00:13:58,605 --> 00:14:00,708
ميدوني شايد اگه اتفاقي برام بيافته
من هم يه عکس‌العملي داشته باشم

338
00:14:00,776 --> 00:14:02,378
« زمان براي اين حرفا ندارم « بارتوفسکي

339
00:14:02,379 --> 00:14:04,282
فقط تا وقتي فلش ميزنم ، منو ميخواي ، هان ؟

340
00:14:07,087 --> 00:14:10,460
دوباره نوشيدني مي‌خواي ؟
الان ميارم

341
00:14:19,444 --> 00:14:21,447
آب چطوره ؟

342
00:14:27,459 --> 00:14:29,863
شما اينجا چي کار مي‌کنيد ؟

343
00:14:29,930 --> 00:14:31,599
قرار نبود شما اينجا باشيد

344
00:14:31,600 --> 00:14:33,637
من دارم خودم رو نجات ميدم -
ما يه خبر گرفتيم -

345
00:14:33,704 --> 00:14:35,272
... رينگ " تو اين هتل "

346
00:14:35,274 --> 00:14:36,642
دنبال يه نفره

347
00:14:36,644 --> 00:14:38,379
تو

348
00:14:38,380 --> 00:14:39,947
من ؟

349
00:14:39,949 --> 00:14:41,284
اما من که مأمور نيستم

350
00:14:41,285 --> 00:14:43,188
چاک » به من گفتش »
که سوابق منو پاک کردن

351
00:14:45,493 --> 00:14:47,396
من و « الي » تو خطريم ؟

352
00:14:48,466 --> 00:14:50,402
نميدونم

353
00:14:52,674 --> 00:14:54,710
باورم نميشه که مي‌خوان " باي مور " رو بفروشن

354
00:14:54,778 --> 00:14:57,583
اوه پسر ، فکر کنم اونا تو خريدِ اينجا جدي هستن

355
00:14:57,649 --> 00:14:59,920
چون دارن همه جا رو چِک ميکنن

356
00:14:59,987 --> 00:15:01,422
حتي کمدهاي قفل شده رو

357
00:15:03,494 --> 00:15:05,397
جفري بارنز » ؟ »

358
00:15:06,901 --> 00:15:08,937
« بايد بهم کمک کني « مورگان

359
00:15:09,000 --> 00:15:10,700
من تو کمدم ، يه عالمه وسيله ممنوعه دارم

360
00:15:10,701 --> 00:15:12,634
چه جور وسايل ممنوعه‌اي ؟

361
00:15:12,701 --> 00:15:14,399
... يه چيزهايي که بتونم باهاش يه روز پُر اِستِرِس

362
00:15:14,400 --> 00:15:15,566
... رو بگذرونم ، اگه پيداش کنن

363
00:15:15,567 --> 00:15:16,566
من حتماً اخراج ميشم

364
00:15:16,567 --> 00:15:18,467
... « آقاي « بارنز

365
00:15:20,334 --> 00:15:21,999
مورگان » خواهش ميكنم »

366
00:15:22,000 --> 00:15:23,433
باشه

367
00:15:23,434 --> 00:15:25,334
باشه ، رفيق

368
00:15:25,367 --> 00:15:27,400
من دم اتاقِ مأمور " رينگ " هستم

369
00:15:32,000 --> 00:15:34,400
دارم ميرم داخل

370
00:15:34,467 --> 00:15:35,500
مراقب باش

371
00:15:35,501 --> 00:15:37,401
من هميشه مراقبم

372
00:15:52,601 --> 00:15:54,601
هدف ، کنار استخره

373
00:15:54,667 --> 00:15:56,032
قد‌بلند و خوش‌هيکل

374
00:15:56,033 --> 00:15:58,834
مايوي سفيد و آبي پوشيده

375
00:15:58,901 --> 00:15:59,900
مامور ما در محل هستش

376
00:15:59,901 --> 00:16:01,801
تَله بود

377
00:16:03,000 --> 00:16:04,399
بايد « الي » رو از اينجا ببرم

378
00:16:04,400 --> 00:16:05,999
بايد هر دومون از اينجا خارج بشيم

379
00:16:06,000 --> 00:16:07,099
« آروم باش « دوون

380
00:16:07,100 --> 00:16:09,000
ما از پسش بر مياييم

381
00:16:12,334 --> 00:16:14,467
چيه ؟ چي نوشته ؟

382
00:16:14,534 --> 00:16:16,434
ببخشيد ، اخطار اشتباهي بود

383
00:16:16,501 --> 00:16:18,066
... خب ، شما تعطيلاتِ منو بهم ميزنيد

384
00:16:18,067 --> 00:16:20,467
... بهم ميگيد که تو خطرم و حالا داريد چي ميگيد

385
00:16:20,534 --> 00:16:22,099
كه ديگه خطري منو تهديد نميكنه ؟ -
آره ، متأسفم -

386
00:16:22,100 --> 00:16:24,868
خواهشاً از بقيه تعطيلاتت لذت بِبَر

387
00:16:26,901 --> 00:16:29,000
بايد از اينجا دور بشم

388
00:16:31,767 --> 00:16:33,667
اوه ، خداي من

389
00:16:37,033 --> 00:16:37,707
اين چيه ؟

390
00:16:37,868 --> 00:16:40,000
ببينيم چيزي تو اتاق استراحت پيدا ميکنيم

391
00:17:01,133 --> 00:17:02,466
يه چيزي پيدا کردم

392
00:17:02,467 --> 00:17:04,367
پشت اين کمد يه تونل هستش

393
00:17:07,234 --> 00:17:08,733
اسکنرِ اثر انگشتي داره

394
00:17:08,734 --> 00:17:09,900
بايد همين باشه ، برو به « نيل » و « دل » بگو

395
00:17:09,901 --> 00:17:12,601
بهشون بگو
پايگاه " سي آي اي " رو پيدا کرديم

396
00:17:32,367 --> 00:17:34,400
کارتون عالي بود

397
00:17:34,467 --> 00:17:37,067
به بقيه بگيد
پايگاه « شاو » رو پيدا کرديم

398
00:18:20,067 --> 00:18:23,000
اوه ، خداي من

399
00:18:37,434 --> 00:18:39,734
اين اصلاً درست نيست ، نه

400
00:18:39,801 --> 00:18:41,399
مي‌فهميد ؟ -
هِي -

401
00:18:41,400 --> 00:18:42,999
چي شده ؟

402
00:18:43,000 --> 00:18:44,533
ظاهراً جاسوس بازيِ من ، کاملاً کار کرد

403
00:18:44,534 --> 00:18:46,434
با ميکروفون صداي دفتر « مايک بزرگ » رو گوش کردم

404
00:18:46,501 --> 00:18:47,600
چند ثانيه بيشتر ضبط نشده

405
00:18:47,601 --> 00:18:49,233
اما بيا گوش کن

406
00:18:49,234 --> 00:18:51,767
چاک » گفت که « گريمز » بهترين دوستشه »

407
00:18:51,834 --> 00:18:53,199
ميتونيم از هردوشون براي رسيدن
به اهدافمون استفاده کنيم

408
00:18:53,200 --> 00:18:55,133
مي‌خواي با بقيه چي کار کنم ؟

409
00:18:55,200 --> 00:18:56,366
... گمونم ما

410
00:18:56,367 --> 00:18:57,999
بهتره سُنَتي عمل کنيم ، بقيه رو نابود کنيد

411
00:18:58,000 --> 00:18:59,666
مي‌خوان همه فروشگاه رو اخراج کنن

412
00:18:59,667 --> 00:19:01,099
« به جز تو و « مورگان

413
00:19:01,100 --> 00:19:03,367
من فقط اين کار رو داشتم

414
00:19:05,000 --> 00:19:06,900
مورگان » کجاست ؟ »

415
00:19:18,300 --> 00:19:21,434
هوشمندانه‌ست که پايگاه " سي آي اي " زير يه فروشگاهه

416
00:19:21,501 --> 00:19:23,534
... « همه‌ي اطلاعاتي كه « شاو

417
00:19:23,601 --> 00:19:25,868
از " رينگ " داره ، اينجاست -
... ما با خنجر به -

418
00:19:25,934 --> 00:19:27,600
... به قلبِ عملياتِ " سي آي اي " زديم

419
00:19:27,601 --> 00:19:29,466
با نابود کردنِ اينا -
خيلي‌خب ، « نيل » ، نوبت توئه -

420
00:19:29,467 --> 00:19:31,333
همه وسايل ارتباطي رو قطع کن

421
00:19:31,334 --> 00:19:32,600
تو داخل يا خارج فروشگاه

422
00:19:32,601 --> 00:19:33,967
برو سراغِ پردازنده‌ي مرکزي

423
00:19:33,968 --> 00:19:35,766
و هر چي درباره ما دارن رو پيدا کن
و نابودش کن

424
00:19:35,767 --> 00:19:38,167
اينجا رو هم بفرست هوا

425
00:19:38,234 --> 00:19:40,134
با کمالِ ميل

426
00:19:41,567 --> 00:19:42,967
تلفن با كنترل کار ميکنه

427
00:19:42,968 --> 00:19:44,868
اين يه تله‌ست
اونا ما رو اينجا کِشوندن

428
00:19:44,901 --> 00:19:46,600
اما چرا بايد ما رو اينجا بِکِشونن ؟

429
00:19:46,601 --> 00:19:47,967
اينجا جايي نيست که مي‌خواستن بياييم

430
00:19:47,968 --> 00:19:50,000
جايي هست که مي‌خواستن ما ازش دور بشيم

431
00:19:50,067 --> 00:19:52,000
رينگ " ميدونه من زنده‌ام ، که يعني مي‌دونسته "

432
00:19:52,067 --> 00:19:53,633
من يه پايگاهي رو ، يه جايي دارم

433
00:19:53,634 --> 00:19:55,500
اونا ما رو اينجا فرستادن ، تا از پايگاهم دور بشم

434
00:19:55,501 --> 00:19:56,967
... که بتونن برن اونجا و

435
00:19:56,968 --> 00:19:58,466
هر اطلاعاتي که ازشون دارم رو نابود کنند

436
00:19:58,467 --> 00:19:59,999
اونا دنبال « دوون » نبودند

437
00:20:00,000 --> 00:20:01,333
دنبال " قلعه " هستن

438
00:20:01,334 --> 00:20:03,132
چاک » اونجاست و نمي‌تونه فلش هم بزنه »

439
00:20:03,133 --> 00:20:05,767
اون يه هدفِ بي‌دفاع هستش

440
00:20:08,334 --> 00:20:10,701
هِي « مورگان » ، بايد با هم حرف بزنيم -
چاک » بايد باهات حرف بزنم ، گوش کن » -

441
00:20:10,767 --> 00:20:12,600
اول من ، بهم اعتماد کن
... هر چي که مي‌خواي بگي

442
00:20:12,601 --> 00:20:13,666
قابل قياس با اون چيزي که من پيدا کردم نيست

443
00:20:13,667 --> 00:20:15,199
باشه ؟

444
00:20:15,200 --> 00:20:17,667
... باشه ، خواهش ميکنم اول تو بگو

445
00:20:17,734 --> 00:20:20,300
رفيق زيرزمين اينجا
يه پايگاه مخفيِ " سي آي اي " هستش

446
00:20:20,367 --> 00:20:22,267
زيرزمينِ " باي مورِ " خودمون ؟

447
00:20:23,501 --> 00:20:25,333
... هِي گوش کن
ميدونم که احمقانه‌ست

448
00:20:25,334 --> 00:20:27,434
اما بايد حرفم رو باور کني ، باشه ؟

449
00:20:27,501 --> 00:20:29,399
... اين آدما که ادعاي خريدِ " باي مور " رو دارند

450
00:20:29,400 --> 00:20:30,867
آدم بَد‌ها هستن ، باشه ؟

451
00:20:30,868 --> 00:20:32,233
و خودشون رو " رينگ " صدا ميزنن

452
00:20:32,234 --> 00:20:34,134
ميدونم که اوووه ، اينجوريه
... ترسناک نيست

453
00:20:34,200 --> 00:20:36,601
اما بهم اعتماد کن ، اونا يه چيزي‌شون هست

454
00:20:36,667 --> 00:20:38,968
از کجا ، از کجا همه اينها رو ميدوني « مورگان » ؟

455
00:20:39,033 --> 00:20:40,399
خب ، من اونجا مخفي شده بودم

456
00:20:40,400 --> 00:20:41,533
و ديدم که وارد زيرزمين شدن

457
00:20:41,534 --> 00:20:42,733
از وسطِ دري که بين کمدها بودش

458
00:20:42,734 --> 00:20:44,834
پس رفتم دنبالشون

459
00:20:44,901 --> 00:20:47,033
من همه چيز رو ديدم و شنيدم

460
00:20:47,133 --> 00:20:49,667
هِي ، وووه ، وووه ، ميدونم که
... کنار اومدن با اين حرفا برات سخته

461
00:20:49,734 --> 00:20:51,667
اما بايد پيشِ من بموني تا با هم از پسش بر مياييم

462
00:20:51,734 --> 00:20:54,033
چون الان ما تو يه خطرِ واقعي هستيم ، باشه ؟

463
00:20:54,100 --> 00:20:56,067
رفيق ؟

464
00:20:56,133 --> 00:20:58,033
نترس

465
00:21:03,867 --> 00:21:06,200
چاک » به گوشيش جواب نميده »

466
00:21:06,267 --> 00:21:08,467
خط‌هاي تلفنِ " باي مور " هم قطع شده
نمي‌تونم بگيرم

467
00:21:10,367 --> 00:21:12,033
گمونم بايد به پليس زنگ بزنيم

468
00:21:12,034 --> 00:21:13,199
ايده‌ي خيلي‌خوبيه

469
00:21:13,200 --> 00:21:14,633
ايده خيلي‌خوبيه ، پسر

470
00:21:14,634 --> 00:21:16,767
ووه ، آره ، آره

471
00:21:16,834 --> 00:21:19,667
... چي

472
00:21:19,734 --> 00:21:23,001
يه لحظه وايسا ... وايسا

473
00:21:23,068 --> 00:21:25,500
من سيگنالي ندارم

474
00:21:25,567 --> 00:21:26,966
درسته ، درسته

475
00:21:26,967 --> 00:21:28,566
آدم بَدها تمام راه‌هاي ارتباطيِ فروشگاه رو قطع کردن

476
00:21:28,567 --> 00:21:29,900
منطقيه
ميدوني چيه ؟

477
00:21:29,901 --> 00:21:31,566
تا با پليس تماس بگيريم و اونا بيان دير ميشه

478
00:21:31,567 --> 00:21:32,966
ما بايد الان از پس اين بَر‌بياييم

479
00:21:32,967 --> 00:21:33,966
نه ، نه ، نه ، مورگان

480
00:21:33,967 --> 00:21:35,366
... ما الان نبايد كاري کنيم

481
00:21:35,367 --> 00:21:36,633
جز اينکه همه رو از فروشگاه ببريم بيرون

482
00:21:36,634 --> 00:21:38,534
« چارلز ايروينگ بارتوفسکي »
به خودت گوش بده

483
00:21:38,600 --> 00:21:40,801
اين آدما مي‌خوان
پايگاه " سي آي اي " رو منفجر کنن

484
00:21:40,867 --> 00:21:42,199
... " ما " باي موري‌ها

485
00:21:42,200 --> 00:21:44,500
آخرين خط دفاعِ آمريکا هستيم

486
00:21:44,567 --> 00:21:45,900
و مي‌خوايم که با اونا بجنگيم

487
00:21:45,901 --> 00:21:47,499
مورگان » به خودت گوش کن »

488
00:21:47,500 --> 00:21:48,966
اين يه بازيِ کامپيوتري نيست

489
00:21:48,967 --> 00:21:50,266
اين زندگيِ واقعيه

490
00:21:50,267 --> 00:21:51,466
مَردم صدمه مي‌بينند

491
00:21:51,467 --> 00:21:53,199
توي اون ريستارت يا چِک پوينتي نيست
( ريستارت : راه‌اندازي بازي از اول * چِك پوينت : گذروندن مرحله )

492
00:21:53,200 --> 00:21:54,933
درک ميکنم که ترسيده باشي ، خب ؟

493
00:21:54,934 --> 00:21:57,567
و همه هم عُرضه‌ي قهرمان بودن رو ندارن

494
00:21:57,634 --> 00:21:59,266
خب ، پس ميرم ببينم « جف » و « لستر » ميان کمک

495
00:21:59,267 --> 00:22:01,067
... و خب

496
00:22:01,068 --> 00:22:02,266
خيلي‌خب ، باشه ، باشه

497
00:22:02,267 --> 00:22:03,666
بهت کمک ميکنم ، اما يه شرط داره

498
00:22:03,667 --> 00:22:06,934
... اول همه رو از فروشگاه مي‌بريم بيرون و

499
00:22:07,001 --> 00:22:10,267
و بهم قول ميدي كه اينا مثل يه راز بين خودمون مي‌مونه

500
00:22:10,333 --> 00:22:11,966
باشه ، باشه

501
00:22:11,967 --> 00:22:13,332
ميدوني چيه ؟

502
00:22:13,333 --> 00:22:15,367
نيازي نيست که کسي ريسک کنه

503
00:22:15,434 --> 00:22:16,766
ما از پسش بر مياييم ، باشه ؟

504
00:22:16,767 --> 00:22:18,667
و اين راز هم براي هميشه مَسکوت مي‌مونه

505
00:22:20,233 --> 00:22:23,600
چي شده ؟

506
00:22:23,667 --> 00:22:25,167
« داريم فروشگاه رو مي‌بنديم « چارلز

507
00:22:25,168 --> 00:22:27,901
ما از اينجا نميريم ، مگه اينکه شغل‌ِمون رو
بهمون پس بِدَن

508
00:22:27,967 --> 00:22:29,199
... نه بچه‌ها ، اين

509
00:22:29,200 --> 00:22:30,433
خواهشاً اون کار رو نکنيد

510
00:22:30,434 --> 00:22:32,100
نذارش اونجا ، وايسا ، وايسا

511
00:22:32,101 --> 00:22:33,599
وايسا ، نذارشون زمين

512
00:22:33,600 --> 00:22:35,701
ببينيد ، بستن مغازه يه ايده خيلي‌خيلي‌بَد هستش

513
00:22:35,767 --> 00:22:37,801
تو مي‌خواي از پشت فرار کني ، باشه

514
00:22:37,867 --> 00:22:39,834
من اينجا مي‌مونم و براي کارم مي‌جنگم

515
00:22:41,500 --> 00:22:44,467
مايک » ، آقايون و خانم ها »
... " بستنِ " باي مور

516
00:22:44,534 --> 00:22:46,767
نه فقط قانوني نيست
بلکه خيلي هم خطرناکه ، بهم اعتماد کنيد

517
00:22:46,834 --> 00:22:49,500
تنها چيزي که خطرناکه
اينه که اونا بخوان ما رو اخراج کنند

518
00:22:49,567 --> 00:22:51,801
اونا بايد بيان جسدهاشون رو جمع کنند

519
00:22:51,867 --> 00:22:53,366
... شرکت اونا فکر کرده

520
00:22:53,367 --> 00:22:54,933
هر کاري بخوان ، ميتونن بکنن

521
00:22:54,934 --> 00:22:57,300
ميتونن جاه ومقامِ ما رو بگيرن

522
00:22:57,367 --> 00:22:59,232
اونا ميتونن همه زن‌هاي زيبا رو بگيرن

523
00:22:59,233 --> 00:23:01,734
اما نميتونن شغلِ ما رو بگيرن

524
00:23:01,801 --> 00:23:05,267
و هرگز نميتونن فروشگاهِ ما رو بگيرن

525
00:23:07,001 --> 00:23:09,267
" باي مور "

526
00:23:17,400 --> 00:23:19,266
« سارا » ، « شاو » ، « کيسي »
صداي منو مي‌شنوين ؟

527
00:23:19,267 --> 00:23:20,933
... ما ... فرکانسِ تو رو

528
00:23:20,934 --> 00:23:23,134
صداي منو دارين ؟

529
00:23:23,200 --> 00:23:25,134
آره ، مي‌شنويم
چي شده ؟

530
00:23:25,200 --> 00:23:27,100
اوه خدا رو شکر ، خدا رو شکر

531
00:23:27,134 --> 00:23:28,800
گوش کنيد ، گوش کنيد

532
00:23:28,801 --> 00:23:30,433
رينگ " داخل قلعه هستش ، بچه‌ها "

533
00:23:30,434 --> 00:23:32,767
به اين بهانه اومدن که ميخوان فروشگاه رو بِخَرن

534
00:23:32,834 --> 00:23:34,133
ما تو راه برگشتيم

535
00:23:34,134 --> 00:23:37,068
اين چُماق براي توئه
ميدونم که چيز زيادي نيست

536
00:23:37,134 --> 00:23:38,800
اما ميتونه کار کنه

537
00:23:38,801 --> 00:23:41,500
امت » اين رو ، تو وسايلش نگه مي‌داشت »
تا مثل روس‌ها باهاش حمله کنه

538
00:23:41,567 --> 00:23:43,684
اين واکي تاکي هم براي تو
نندازيش گرونه

539
00:23:43,719 --> 00:23:45,801
آماده‌اي بريم ؟ بزن بريم -
« نه ، نه ، نه ، « مورگان -

540
00:23:45,867 --> 00:23:49,801
گوش کن ، فکرش رو که کردم
گفتم شايد ما نبايد کاري کنيم

541
00:23:49,867 --> 00:23:51,566
نه ، حق با توئه
بيا از اينجا بريم بيرون

542
00:23:51,567 --> 00:23:52,866
... درسته ؟ بريم يه " بِرگِر " بزنيم يا چيزي

543
00:23:52,867 --> 00:23:54,033
داري منو دست ميندازي « چاک » ؟

544
00:23:54,034 --> 00:23:55,833
اونا مي‌خوان پايگاهِ " سي آي اي " رو منفجر کنن ، خب ؟

545
00:23:55,834 --> 00:23:57,000
زمان داره تموم ميشه

546
00:23:57,001 --> 00:23:58,067
زمانِ عملياته

547
00:23:58,068 --> 00:23:59,399
نه ، نه

548
00:23:59,400 --> 00:24:01,567
مورگان » و نمي‌خواي اين کار رو کني ، باشه ؟ »

549
00:24:01,634 --> 00:24:03,399
بهم اعتماد کن ، اينو درک نميکني

550
00:24:03,400 --> 00:24:05,767
« تو نمي‌فهمي « چاک
... من تو کُل زندگيم يه بازنده بودم

551
00:24:05,834 --> 00:24:09,867
و با اين کنار اومدم ، باشه ؟
وقتش شده که من يه قهرمان بشم

552
00:24:17,233 --> 00:24:21,467
اما واقعاً چه قهرماني ، ميدوني ؟

553
00:24:23,068 --> 00:24:25,300
« تو کاملاً تنها هستي مأمور « کارمايکل

554
00:24:25,367 --> 00:24:27,267
من پايگاه رو قفل کردم

555
00:24:27,300 --> 00:24:30,300
آقا ، مأمور « کارمايکل » کيه ؟

556
00:24:30,367 --> 00:24:31,900
خب ؟ شما ديوونه شدين

557
00:24:31,901 --> 00:24:33,801
« اين آدما ديوونه هستن « چاک
فکر ميکنن تو جاسوسي

558
00:24:33,801 --> 00:24:35,566
آره ، آره ، مسخره‌ست که فکر ميکنن من جاسوسم

559
00:24:35,567 --> 00:24:36,900
خنده داره ، آقا

560
00:24:36,901 --> 00:24:39,068
خيلي‌خب ، به من گوش کنيد
ما توي " باي مور " کار مي‌کنيم ، باشه ؟

561
00:24:39,134 --> 00:24:41,168
.... و اگه بذاريد بريم ، قول ميدم

562
00:24:41,233 --> 00:24:42,833
به کسي نگيم شما اينجا چي کار مي‌کنيد

563
00:24:42,834 --> 00:24:43,900
« بهشون بگو « چاک

564
00:24:43,901 --> 00:24:46,734
آره ، آره ، حرفي نمي‌زنيم

565
00:24:46,801 --> 00:24:49,901
دهنمون بسته مي‌مونه -
همه چيز همين پايين دفن ميشه -

566
00:24:49,967 --> 00:24:51,633
« به نظر واقعاً تيز مياد « رازور

567
00:24:51,634 --> 00:24:53,734
ما توي پردازنده مرکزي پايگاه گَشتيم

568
00:24:53,801 --> 00:24:56,168
پرونده‌ي « شاو » اونجا نبود

569
00:24:56,233 --> 00:24:59,701
ميدونيم که يه جايي همين‌جا مخفيه

570
00:24:59,767 --> 00:25:02,267
« بگو بهمون کجاست مأمور « کارمايکل

571
00:25:02,333 --> 00:25:05,367
... بهم اعتماد کن
... انتخابِ ديگه‌ات

572
00:25:05,434 --> 00:25:07,167
به طور شديدي دردناکه

573
00:25:07,168 --> 00:25:09,367
ميدونيد ، فکر نميکنم الان نيازي به شكنجه باشه

574
00:25:10,434 --> 00:25:12,199
چون حتي اگه من يه جاسوس باشم
که البته نيستم

575
00:25:12,200 --> 00:25:14,834
دارم ميگم که جاسوس نيستم
... اما حتي اگه بودم

576
00:25:14,901 --> 00:25:17,867
با تمريناتي که بهم مي‌دادن
مي‌تونستم شکنجه رو تحمل کنم

577
00:25:17,934 --> 00:25:19,834
... پس فکر نکنم نيازي به

578
00:25:19,867 --> 00:25:21,633
به اين کارها باشه ، درسته ؟

579
00:25:21,634 --> 00:25:23,701
به همين خاطره که مي‌خوام اونو شکنجه بدم

580
00:25:24,901 --> 00:25:26,666
... تو اشتباه کردي که به ما گفتي

581
00:25:26,667 --> 00:25:28,767
رفيقِ ريشوت ، بهترين دوستت هستش

582
00:25:30,467 --> 00:25:33,500
... براي آخرين بار

583
00:25:33,567 --> 00:25:34,933
پرونده‌ها کجان مأمور « کارمايکل » ؟

584
00:25:34,934 --> 00:25:39,034
بچه‌ها خواهش مي‌کنم
بهم گوش کنيد

585
00:25:39,101 --> 00:25:40,499
اين خيلي مسخره‌ست ، خب ؟

586
00:25:40,500 --> 00:25:44,400
من اين مَرد رو توي کُل زندگيم مي‌شناسمش
درست ؟

587
00:25:44,467 --> 00:25:47,233
چاک بارتوفسکي » بهترين دوستِ منه »
برادرِ منه

588
00:25:47,300 --> 00:25:49,200
... از وقتي 6 سالمون بود

589
00:25:49,200 --> 00:25:51,367
چاک بارتوفسکي » جاسوس نيست »

590
00:25:51,434 --> 00:25:52,800
چاک » ؟ »

591
00:25:52,801 --> 00:25:54,734
! « چاک » ، « چاک » -
چاک » خواهش مي‌کنم » -

592
00:25:54,801 --> 00:25:56,666
« يه چيزي بهش بگو ، حقيقت رو بهش بگو « چاک

593
00:25:56,667 --> 00:25:57,900
من واقعاً مي‌ترسم -
« چاک » -

594
00:25:57,901 --> 00:25:59,266
وايستيد ، وايستيد

595
00:25:59,267 --> 00:26:01,434
وايستيد

596
00:26:03,734 --> 00:26:06,600
... مورگان » حقيقت اينه که »

597
00:26:08,901 --> 00:26:13,967
... حقيقت اينه که ... من عضوِ

598
00:26:14,034 --> 00:26:19,267
گروهي متصل به " سي آي اِي " و " اِن اِس اِي " هستم

599
00:26:19,333 --> 00:26:22,567
اينجا هم ايستگاه‌ِشون توي " بربنک " هست

600
00:26:22,634 --> 00:26:25,600
من دسترسي مرحله 6 دارم

601
00:26:25,667 --> 00:26:29,300
و اسم رمزِ منم ، « چارلز کارمايکل » هست

602
00:26:31,801 --> 00:26:33,701
من يه جاسوسم ، رفيق

603
00:26:40,333 --> 00:26:42,867
سارا » خبري نيست ؟ »

604
00:26:44,701 --> 00:26:47,834
ما رو انداختن بيرون
همه رمزهاي دسترسي رو تغيير دادن

605
00:26:47,901 --> 00:26:49,466
منم نميتونم

606
00:26:49,467 --> 00:26:51,367
کيسي » هم رفته " باي مور " رو چِک کنه »

607
00:26:58,534 --> 00:27:00,133
آتش‌بَس ، آتش‌بَس

608
00:27:00,134 --> 00:27:01,933
شليک نکنيد

609
00:27:01,934 --> 00:27:03,834
در رو باز کن

610
00:27:06,567 --> 00:27:08,467
اينجا چه خبره ؟

611
00:27:08,534 --> 00:27:09,900
فروشگاه رو مي‌خوان بِخَرن

612
00:27:09,901 --> 00:27:12,534
« مي‌خوان همه رو بجز « بارتوفسکي » و « گريمز
بندازن بيرون

613
00:27:12,600 --> 00:27:13,599
ما هم انقلاب کرديم

614
00:27:13,600 --> 00:27:15,399
تا اونا رو بکوبيم زمين

615
00:27:15,400 --> 00:27:16,533
مي‌خوام بيام داخل

616
00:27:16,534 --> 00:27:18,701
چطور ميتونيم بفهميم که بهت ميشه اعتماد کرد ، پسر ؟

617
00:27:18,767 --> 00:27:20,466
شايد داري براشون جاسوسي ميکني ؟

618
00:27:20,467 --> 00:27:22,232
... چون چيزي که ازش از همه چيز بيشتر متنفرم

619
00:27:22,233 --> 00:27:23,800
... " يه " نئوليبرال هيپي فاشست

620
00:27:23,801 --> 00:27:25,199
و هَرج و مَرج‌طلب هست

621
00:27:25,200 --> 00:27:26,433
... که دو رو شده

622
00:27:26,434 --> 00:27:28,801
اونا نهايتاً ذات خودشون رو نشون ميدن

623
00:27:28,867 --> 00:27:30,767
آره ، براي من که کار کرد
نکته خيلي‌خوبي بودش

624
00:27:30,802 --> 00:27:31,766
گفتگوي خوبي بود

625
00:27:31,767 --> 00:27:33,667
به پيش ما خوش اومدي ، برادر

626
00:27:34,434 --> 00:27:36,467
تو جاسوسي ؟

627
00:27:36,534 --> 00:27:38,133
يادته ، چي بهت گفتم

628
00:27:38,134 --> 00:27:40,034
در مورد ترسيدن ؟
... گمونم الان اونطوري شدي

629
00:27:40,069 --> 00:27:41,232
و نبايد از چيزي بترسي

630
00:27:41,233 --> 00:27:43,867
تو جاسوسي ؟ -
با من بمون رفيق ، باشه ؟ -

631
00:27:43,934 --> 00:27:45,466
بعداً ميتونيد همه ديگه رو ماچ کنيد و حال کنيد

632
00:27:45,467 --> 00:27:47,400
پرونده « شاو » کجاست ؟

633
00:27:47,467 --> 00:27:48,466
« حالا « چاک

634
00:27:48,467 --> 00:27:49,800
يه ملاقات‌کننده داريم

635
00:27:49,801 --> 00:27:51,000
« سرهنگ « کيسي » و مأمور « واکر

636
00:27:51,001 --> 00:27:52,599
تصميم دارن که به مهموني ملحق بشن

637
00:27:52,600 --> 00:27:54,534
کيسي » و « سارا » هم جاسوس هستن ؟ »

638
00:27:54,600 --> 00:27:57,034
خيلي چيزها رو بايد بفهمي

639
00:27:57,101 --> 00:27:58,466
ببخشيد تا وقتي دارم ، ترتيب دوستهات رو ميدم

640
00:27:58,467 --> 00:28:00,734
شکنجه‌ات رو ميذارم براي بعداً

641
00:28:02,634 --> 00:28:05,168
نه ، نه ، نه ، نه

642
00:28:05,233 --> 00:28:06,833
نميتونم ... نميتونم باور کنم

643
00:28:06,834 --> 00:28:09,034
... همه اين زمان‌ها

644
00:28:09,101 --> 00:28:10,800
تو اين راز رو مخفي کرده بودي ؟

645
00:28:10,801 --> 00:28:12,533
از من ؟

646
00:28:12,534 --> 00:28:14,366
« واقعاً متأسفم « مورگان

647
00:28:14,367 --> 00:28:17,101
نميدوني چقدر دوست داشتم ، بهت بگم

648
00:28:17,168 --> 00:28:20,101
... همه اين دروغ‌ها ، که کجا بودم

649
00:28:20,168 --> 00:28:22,500
... ميدوني ، برنامه ريختن‌ها و اجراشون

650
00:28:22,567 --> 00:28:25,300
... و همه اين زمان‌ها ، مي‌خواستم

651
00:28:25,367 --> 00:28:26,933
... که همه چيز رو درباره‌اش بهت بگم ، اما

652
00:28:26,934 --> 00:28:28,867
اما بايد ازت محافظت مي‌کردم  ، ميدوني ؟

653
00:28:28,934 --> 00:28:30,834
خواهشاً اينو درک کن

654
00:28:31,867 --> 00:28:33,767
... وووه

655
00:28:33,801 --> 00:28:35,901
وووه

656
00:28:35,967 --> 00:28:37,867
... من

657
00:28:39,200 --> 00:28:41,367
بهترين دوستم يه جاسوسه ؟

658
00:28:41,434 --> 00:28:42,800
باورنکردنيه

659
00:28:42,801 --> 00:28:44,232
بهترين چيزيه که تا حالا شنيدم

660
00:28:44,233 --> 00:28:46,734
خداي من ، حسِ خيلي‌خوبيه

661
00:28:46,801 --> 00:28:48,767
چرا بيرون نريم و حرف نزنيم

662
00:28:48,834 --> 00:28:50,834
فکر مي‌کردم تو رو از دست دادم ، رفيق
فکر مي‌کردم از دست دادمت

663
00:28:50,901 --> 00:28:52,466
اما تو بيرون بودي تا دنيا رو نجات بدي ؟

664
00:28:52,467 --> 00:28:55,534
چاک » رسماً دوباره شدي بهترين دوستِ من »

665
00:28:55,600 --> 00:28:57,466
عاليه ، خبر خوبي بود ، مرسي

666
00:28:57,467 --> 00:28:58,833
اوه ، يه عالمه سئوال دارم

667
00:28:58,834 --> 00:29:00,133
منظورم اينه از ... کي شروع شد ؟

668
00:29:00,134 --> 00:29:02,034
چطور پيش اومد ؟

669
00:29:02,068 --> 00:29:04,567
اونا تو رو توي " باي مور " انتخاب کردن ؟
تو " استنفورد" ؟

670
00:29:04,634 --> 00:29:08,233
چاک » ؟ آره ، مطمئنم که »
« ما اينجا مي‌ميريم « چاک

671
00:29:08,300 --> 00:29:10,167
پس زماني براي مخفي کاري نيست

672
00:29:10,168 --> 00:29:13,534
مي‌دوني چيه ، حق با توئه ، رفيق

673
00:29:13,600 --> 00:29:15,266
... حق با توئه و

674
00:29:15,267 --> 00:29:17,167
و رُک بگم
تو حق داري همه چيز رو بدوني

675
00:29:17,168 --> 00:29:18,700
پس بزن بريم ... حاضري ؟

676
00:29:18,701 --> 00:29:21,834
آره ، آره ، پسر

677
00:29:21,901 --> 00:29:23,266
خيلي‌خب

678
00:29:23,267 --> 00:29:25,333
همه چيز از دو سال و نيم پيش شروع شد

679
00:29:25,400 --> 00:29:27,300
... وقتي از « برايس لارکين » يه ايميل گرفتم

680
00:30:06,867 --> 00:30:10,001
اين سر و صداها ديگه چيه ؟

681
00:30:10,068 --> 00:30:12,834
کارمنداي " باي مور " دارن انقلاب ميکنن

682
00:30:12,901 --> 00:30:15,867
پس اين صداي آزاديه ؟

683
00:30:21,267 --> 00:30:22,666
خبرهاي خوب ، خبرهاي بد

684
00:30:22,667 --> 00:30:24,867
خبر خوب اينکه
چيزي رو که دنبالش بوديم ، پيدا کرديم

685
00:30:24,934 --> 00:30:27,634
براي ستاد فرماندهي آپلودش کردم

686
00:30:27,701 --> 00:30:30,001
" خبر بد اينکه سرهنگ « کيسي » اومده تو " باي مور

687
00:30:30,068 --> 00:30:32,034
ميتونه مشکل ساز بشه

688
00:30:32,101 --> 00:30:34,001
اگه مُرده باشه ، نه . بُکُشينش

689
00:31:14,801 --> 00:31:16,332
دوست باشيد ، پسرها

690
00:31:16,333 --> 00:31:17,900
« هِي داداش « کيسي

691
00:31:17,901 --> 00:31:19,801
عشق بورزيد ، نه دعوا كنين

692
00:31:21,001 --> 00:31:22,901
يه جُرعه مي‌خواين ؟

693
00:31:28,200 --> 00:31:30,101
هِي پسر ، اين باحال نيست

694
00:31:39,101 --> 00:31:41,333
جنگ براي قدرت

695
00:31:42,901 --> 00:31:44,934
آره ، صلح

696
00:31:51,667 --> 00:31:54,001
گندش بزنه

697
00:31:54,068 --> 00:31:55,968
قلعه ، سيستمِ نابودي داره

698
00:31:56,034 --> 00:31:57,700
براي همچين مواقعِ مصيبت باري

699
00:31:57,701 --> 00:31:59,100
به « لانگلي » زنگ ميزنم تا فعالش کنن

700
00:31:59,101 --> 00:32:01,400
تو نميتوني " قلعه " رو نابود کني
چاک » اونجاست »

701
00:32:01,467 --> 00:32:03,467
... خب ، همه اطلاعاتي هم که داريم

702
00:32:03,534 --> 00:32:05,266
نه فقط مربوط به " رينگ " ، بلكه همه‌ي اطلاعات

703
00:32:05,267 --> 00:32:07,200
خواهشاً 5 دقيقه ديگه به « چاک » وقت بده ، باشه ؟

704
00:32:07,267 --> 00:32:08,566
به خاطرِ من

705
00:32:08,567 --> 00:32:10,433
متأسفم « سارا » ، نميتوني مثل « چاک » فکر کني

706
00:32:10,434 --> 00:32:11,966
بايد مثل يه جاسوس فکر کني

707
00:32:11,967 --> 00:32:14,300
دارم مثل يه جاسوس فکر ميکنم
... چاک » يکي از اعضاي گروه هست »

708
00:32:14,367 --> 00:32:16,067
... و به اين کشور خدمت کرده

709
00:32:16,068 --> 00:32:18,434
... و براي همه کارهايي که کرده

710
00:32:18,500 --> 00:32:21,934
ميتونيم حداقل بهش 5 دقيقه وقت بديم

711
00:32:27,300 --> 00:32:29,367
خب ، همين بود

712
00:32:29,434 --> 00:32:32,168
اتفاقاتي که افتاد

713
00:32:32,233 --> 00:32:34,634
... خب ، حالا من اون وسيله رو تو مغزم دارم

714
00:32:34,701 --> 00:32:36,901
" اينترسکت "
همونطور که بهت گفتم

715
00:32:36,967 --> 00:32:40,001
... ميدوني
کار نميکنه

716
00:32:40,068 --> 00:32:42,634
قبل از مُردن چيز ديگه‌اي هم هست که
بخواي بدوني ؟

717
00:32:42,701 --> 00:32:44,599
آره ، آره

718
00:32:44,600 --> 00:32:45,866
فقط يه چيز

719
00:32:45,867 --> 00:32:47,633
... « خب ، اگه « سارا

720
00:32:47,634 --> 00:32:50,068
مُربي تو هستش ، رابطه‌تون چطوره ؟

721
00:32:50,134 --> 00:32:51,366
... يا به عبارت ديگه

722
00:32:51,367 --> 00:32:53,232
همه رابطه‌تون اَلَکي بود ؟

723
00:32:53,233 --> 00:32:57,001
چون رفيق اين وحشتناکه

724
00:32:57,068 --> 00:32:58,700
چرا ؟ چون با هم سکس نداشتيم ؟

725
00:32:58,701 --> 00:33:00,533
... نه ، فقط ميدوني ؟ اينکه

726
00:33:00,534 --> 00:33:02,834
تو هيچوقت با اون دختر سکس نداشتي ؟

727
00:33:02,901 --> 00:33:04,533
نه ، اين نبود ... نه ... نه

728
00:33:04,534 --> 00:33:05,933
... وحستناکه که تو مجبور بودي

729
00:33:05,934 --> 00:33:07,466
... طوري رفتار کني

730
00:33:07,467 --> 00:33:09,801
که انگار عاشق يه نفري

731
00:33:12,200 --> 00:33:14,267
سارا » و من بهم زديم ، ميدوني »

732
00:33:14,333 --> 00:33:16,400
نه

733
00:33:16,467 --> 00:33:19,400
چاک » تو دروغگوي خوبي هستي »
اما نه اينقدر خوب

734
00:33:19,467 --> 00:33:21,367
درسته ، تو به من سه سال دروغ گفتي

735
00:33:21,434 --> 00:33:22,766
اما من هميشه ميدونستم

736
00:33:22,767 --> 00:33:23,866
که تو عاشق اون دختري

737
00:33:23,867 --> 00:33:25,199
... منظورم

738
00:33:25,200 --> 00:33:27,467
نگاهت رو مي‌بينم ، وقتي مي‌بينيش

739
00:33:27,534 --> 00:33:29,434
همه ميدونيم

740
00:33:30,400 --> 00:33:32,834
چيزي نيست

741
00:33:32,901 --> 00:33:35,367
مجبور نيستي تکذيبش کني

742
00:33:35,434 --> 00:33:38,068
بگو که « سارا » رو دوست نداري

743
00:33:44,901 --> 00:33:48,168
ميدوني چيه ؟ حق با توست ، رفيق

744
00:33:48,233 --> 00:33:50,133
من « سارا » رو دوست دارم

745
00:33:50,934 --> 00:33:53,333
همش به خودم ميگفتم که ندارم

746
00:33:55,101 --> 00:33:58,834
که نداشتمش ، نميتونم
اما دوستش دارم

747
00:34:03,034 --> 00:34:05,467
... مورگان » نميدوني چقدر مي‌خواستم که »

748
00:34:05,534 --> 00:34:07,667
اين حرفا رو بريزم بيرون

749
00:34:07,734 --> 00:34:09,634
مرسي

750
00:34:11,867 --> 00:34:13,633
بلندشون کنيد

751
00:34:13,634 --> 00:34:15,534
بُکُشينشون
جسدهاشون رو هم نابود کنيد

752
00:34:22,300 --> 00:34:23,332
مرسي از همه چيز ، رفيق

753
00:34:23,333 --> 00:34:25,534
ما داريم مي‌ميريم

754
00:34:26,767 --> 00:34:28,667
نه ، نمي‌ميري

755
00:34:41,300 --> 00:34:43,200
! هِي

756
00:34:51,034 --> 00:34:52,133
! چاک » ، شمشير »

757
00:34:52,134 --> 00:34:54,034
مرسي ، رفيق

758
00:34:54,834 --> 00:34:56,734
براي من از تو بزرگتره

759
00:35:19,534 --> 00:35:21,340
باورنکردنيه

760
00:35:21,341 --> 00:35:22,714
باورنکردني بودي
... شبيه

761
00:35:22,716 --> 00:35:25,194
« بروس لي » ، « ون دام » ، « استيون سيگال »
که انگار يکي شده باشن

762
00:35:25,260 --> 00:35:27,269
اين بهترين دوستِ منه

763
00:35:28,811 --> 00:35:31,356
آره ، اون بيهوش شده

764
00:35:34,238 --> 00:35:35,810
نمي‌تونم برم داخل

765
00:35:35,811 --> 00:35:37,954
اجازه‌هاي ورودِمون رو گرفتن

766
00:35:38,022 --> 00:35:39,931
وقت تمومه

767
00:35:43,113 --> 00:35:45,088
" کنترلِ لانگلي "

768
00:36:06,792 --> 00:36:08,701
« جمع و جورشون کن « سارا

769
00:36:10,041 --> 00:36:11,346
ببخشيد

770
00:36:11,347 --> 00:36:13,256
« مأمور « واکر

771
00:36:30,506 --> 00:36:33,184
ما « گريمز » رو تحتِ حفاظتِ شهود قرار ميديم

772
00:36:33,252 --> 00:36:35,462
بعد از تاريکي از " بربنک " خارجش ميکنيم

773
00:36:35,530 --> 00:36:36,801
چي ؟ وايستيد ، وايستيد

774
00:36:36,802 --> 00:36:38,475
نه ، نه ، نه
يه لحظه وايستيد

775
00:36:38,477 --> 00:36:40,386
مورگان » جايي نميره ، باشه ؟ »

776
00:36:40,453 --> 00:36:41,622
چاک » اون رازِ تو رو ميدونه »

777
00:36:41,624 --> 00:36:43,466
آره خب ، خيلي‌ها ميدونن

778
00:36:43,468 --> 00:36:45,375
کاپيتان ميدونه و ما اون رو تو زيرزمين حَبس نکرديم

779
00:36:45,376 --> 00:36:46,849
آره ، چون کاپيتان معرکه‌ست

780
00:36:46,850 --> 00:36:48,523
گريمز » يه احمقه »

781
00:36:48,525 --> 00:36:49,829
اين خيلي خطرناکه

782
00:36:49,830 --> 00:36:51,370
... ما هيچ دليلي نداريم که

783
00:36:51,371 --> 00:36:53,548
باور کنيم ، اون قابل اعتماده -
چرا داريم -

784
00:36:53,616 --> 00:36:55,825
ما 22 تا دليل داريم  که نشون ميده قابل اعتماده

785
00:36:55,893 --> 00:36:56,963
... اين عدديِ که

786
00:36:56,964 --> 00:36:58,437
که به اندازه‌اش ، « مورگان » بهترين دوست من بوده

787
00:36:58,438 --> 00:37:00,347
و آره ، اون عيب هم داره ، قبول دارم

788
00:37:00,381 --> 00:37:03,127
اما يه چيزي که هست ، اينه که وفاداره

789
00:37:03,195 --> 00:37:06,644
و هرگز به من خيانت نميکنه ، يا به راز من

790
00:37:09,926 --> 00:37:11,835
حق با اونه

791
00:37:12,707 --> 00:37:14,044
مرسي

792
00:37:14,045 --> 00:37:15,417
ببينيد ، من فلش زدم

793
00:37:15,419 --> 00:37:18,031
من دوباره جاسوس شدم
چون بهترين دوستم پيشم برگشته بود

794
00:37:18,099 --> 00:37:19,872
شما به " اينترسکت " نياز داريد

795
00:37:19,873 --> 00:37:21,849
و من به اون ، پس « مورگان گريمز » مي‌مونه

796
00:37:21,916 --> 00:37:24,295
تو همون جايي که بهش تعلق داره
که اونجا " باي مور " ، شعبه " بربنک " هست

797
00:37:38,931 --> 00:37:40,135
هِي رفيق

798
00:37:40,137 --> 00:37:41,777
هِي -
ببخشيد که منتظر موندي -

799
00:37:41,779 --> 00:37:43,183
... نه بابا ، چيزي نبود

800
00:37:43,184 --> 00:37:44,456
« سرهنگ « کيسي

801
00:37:44,457 --> 00:37:46,164
هميشه عصباني

802
00:37:46,165 --> 00:37:48,342
بايد ميدونستم که راز بزرگي داشتي

803
00:37:48,410 --> 00:37:49,883
خدا کمکمون کنه

804
00:37:49,884 --> 00:37:51,590
خب ، پس همه چيز حَله

805
00:37:51,591 --> 00:37:53,264
عاليه  ، دوست دارم بِشنَوَم

806
00:37:53,266 --> 00:37:55,139
... خيلي‌خب ، من

807
00:37:55,141 --> 00:37:56,948
... رسماً عضوي از تيم هستم يا

808
00:37:56,950 --> 00:37:58,322
... بذار

809
00:37:58,323 --> 00:38:00,232
بذار قبل از دَويدن راه بريم ، رفيق ؟

810
00:38:00,266 --> 00:38:01,940
آره

811
00:38:01,942 --> 00:38:03,447
قطعاً قبلش بايد چهار دست و پا بِري

812
00:38:03,448 --> 00:38:04,820
آره ، آره
ميدوني امشب بايد جشن بگيريم

813
00:38:04,821 --> 00:38:06,427
امشب يه دست بازي ميکنيم

814
00:38:06,429 --> 00:38:07,767
... شکارِ اردکِ زيردريايي و از اين بازي قديمي‌ها

815
00:38:08,941 --> 00:38:09,978
که تو دوست داري

816
00:38:09,980 --> 00:38:11,417
و فقط ما دو تا

817
00:38:11,419 --> 00:38:13,328
آره ، فقط خودمون دو تا

818
00:38:24,616 --> 00:38:25,888
" باي مور "

819
00:38:25,889 --> 00:38:27,092
بله ، سلام

820
00:38:27,094 --> 00:38:28,868
کريگ راجرز » هستم از »
" شرکت " باي مور

821
00:38:28,869 --> 00:38:31,080
وقايع امروز رو شنيدم

822
00:38:31,146 --> 00:38:33,491
نمايش شما برامون جالب بود

823
00:38:33,558 --> 00:38:35,467
... زنگ زديد ما رو اخراج کنيد

824
00:38:35,501 --> 00:38:37,008
يا دستگيرمون کنيد ؟

825
00:38:37,009 --> 00:38:38,681
هيچ کدوم

826
00:38:38,683 --> 00:38:40,322
زنگ زدم تا استخدامتون کنم -
ها ؟ -

827
00:38:40,324 --> 00:38:42,534
ديروز برنامه داشتم که فروشگاه رو بفروشم

828
00:38:42,601 --> 00:38:44,408
... اما به خريداران توجه کردم

829
00:38:44,410 --> 00:38:45,848
و تا جايي که شنيدم

830
00:38:45,850 --> 00:38:47,994
... فروشگاه شما وفاداريِ شگفت انگيزي رو

831
00:38:48,062 --> 00:38:50,071
نشون داد

832
00:38:50,137 --> 00:38:52,346
فروشگاه ديگه براي فروش نيست

833
00:39:04,338 --> 00:39:07,418
! پيروزي

834
00:39:12,979 --> 00:39:15,089
نه ، دستت نميندازم

835
00:39:15,157 --> 00:39:16,864
آخرين باري که من رو تو بازي شکارِ اردک
شکست دادي ، کِي بود ؟

836
00:39:16,865 --> 00:39:18,437
... من تو دبيرستان بهترين بازيکن بودم

837
00:39:18,438 --> 00:39:20,916
چي داري ميگي ؟ -
... مي‌خوام بهم بگي آخرين بار کِي بودش -

838
00:39:20,984 --> 00:39:22,724
که منو شکست دادي ؟ -
اين ... شگفت انگيزه -

839
00:39:22,726 --> 00:39:24,266
هِي ، رو داخل

840
00:39:24,267 --> 00:39:25,705
يه دست بزن گرم شي تا من بيام ، رفيق ؟

841
00:39:25,707 --> 00:39:28,151
الان ميام

842
00:39:29,759 --> 00:39:32,036
با « شاو » حرف زدم
و شنيدم چه اتفاقي افتاده

843
00:39:32,104 --> 00:39:35,854
رينگ " از من به عنوان طعمه استفاده کرده "
داداش ، به من گفتي بودي که جام امنه

844
00:39:35,923 --> 00:39:36,926
و هست

845
00:39:36,927 --> 00:39:38,332
همه چيز درست ميشه ، باشه ؟

846
00:39:38,334 --> 00:39:40,476
... ما هر کاري که بتونيم ميکنيم تا مطمئن بشيم

847
00:39:40,544 --> 00:39:43,090
تو و « الي » توي يه جاي امن محافظت ميشين

848
00:39:43,157 --> 00:39:45,667
باشه ؟

849
00:39:45,735 --> 00:39:50,054
باشه

850
00:39:50,056 --> 00:39:52,634
باشه

851
00:40:05,329 --> 00:40:06,434
حالت خوبه ؟

852
00:40:06,435 --> 00:40:07,973
از صبح تا حالا انگار از چيزي ترسيدي و عصبي هستي

853
00:40:07,974 --> 00:40:09,647
عزيزم ، ما بايد بريم

854
00:40:09,649 --> 00:40:11,155
ما تازه رسيديم

855
00:40:11,157 --> 00:40:13,401
منظور من ، يه فرار واقعيه

856
00:40:12,469 --> 00:40:13,581
ميدوني ، فقط تو و من

857
00:40:13,582 --> 00:40:15,943
باشه ، کجا مي‌خواي بري ؟

858
00:40:16,011 --> 00:40:17,529
کابو " ؟ "

859
00:40:17,532 --> 00:40:18,879
دور‌تر

860
00:40:18,881 --> 00:40:19,960
هاوايي " ؟ "

861
00:40:19,962 --> 00:40:21,175
نه ، نه ، دورتر

862
00:40:21,177 --> 00:40:23,573
... دارم درباره

863
00:40:25,903 --> 00:40:28,367
آفريقا " حرف ميزنم "

864
00:40:28,436 --> 00:40:30,360
آفريقا " ؟ "

865
00:40:30,428 --> 00:40:31,404
ميتونيم به سازمان دکترهاي بدونِ مرز ملحق بشيم

866
00:40:31,406 --> 00:40:33,126
دکترهاي بدونِ مرز ؟

867
00:40:33,128 --> 00:40:34,814
" عزيزم ، نمي‌خواي كه بري " فرانسه

868
00:40:34,816 --> 00:40:36,401
اين فرق داره ، عزيزم

869
00:40:36,404 --> 00:40:38,055
دارم درباره خودمون حرف ميزنم

870
00:40:38,057 --> 00:40:40,149
سفر تو دنيا ، چي ميگي ؟

871
00:40:40,218 --> 00:40:42,715
! نميدونم چي بگم

872
00:40:42,784 --> 00:40:44,436
بگو ، آره

873
00:40:44,438 --> 00:40:48,183
اين احمقانه‌ست
نميتونيم همين جوري بريم

874
00:40:48,252 --> 00:40:49,871
چاک » چي ؟ »
... من تنها فاميلي هستم که

875
00:40:49,874 --> 00:40:51,155
اون داره

876
00:40:51,156 --> 00:40:52,268
اما اين درباره چاک نيست

877
00:40:52,270 --> 00:40:53,888
نه ، اين درباره من و تو هستش

878
00:40:53,891 --> 00:40:56,052
خانواده‌ي خودمون

879
00:40:56,119 --> 00:40:58,043
يالا ، عزيزم

880
00:40:59,967 --> 00:41:01,891
خب ، حالا که " رينگ " درباره قلعه ميدونه

881
00:41:01,959 --> 00:41:04,017
به اين معنيِ که بايد عمليات رو تعطيل کنيم ؟

882
00:41:04,086 --> 00:41:05,637
رينگ " همه ارتباطات رو از بين بُرده "

883
00:41:05,638 --> 00:41:07,730
فرصت اينو نداشتن که به بالا دستي‌هاشون اطلاع بِدَن

884
00:41:07,799 --> 00:41:09,383
که چي پيدا کردن

885
00:41:09,386 --> 00:41:10,632
که اين زماني رو که مي‌خواستيم برامون تهيه ميکنه

886
00:41:10,635 --> 00:41:12,085
تا جزئيات حمله رو کنار هم بزاريم

887
00:41:12,087 --> 00:41:13,772
و يه بار براي هميشه نابودشون کنيم

888
00:41:13,775 --> 00:41:16,003
پس مشکل چيه ؟

889
00:41:16,070 --> 00:41:18,365
رينگ " مجوز کُشتنِ من رو ، تو " ماليبو " داده بود "

890
00:41:18,433 --> 00:41:20,357
پس چرا اونا ، منو نَکُشتن ؟

891
00:41:22,147 --> 00:41:24,982
... « خب ، پس « سارا » و « کيسي
جاسوس‌هاي واقعي هستن ، هان ؟

892
00:41:25,051 --> 00:41:27,750
آره ، آره ، کارشون عاليه

893
00:41:27,819 --> 00:41:30,316
من بهشون اعتماد دارم

894
00:41:36,326 --> 00:41:38,147
منو دست انداختي ؟

895
00:41:38,149 --> 00:41:40,037
مسخره‌ست ، رفيق

896
00:41:40,040 --> 00:41:41,253
شليک‌هاش رو نگاه کن

897
00:41:43,011 --> 00:41:45,238
! از اون فلش‌ها زدي

898
00:41:45,307 --> 00:41:47,231
براي بازي فلش زدي

899
00:42:13,744 --> 00:42:18,194
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

900
00:42:15,859 --> 00:42:17,476
سلام ؟

901
00:42:17,782 --> 00:42:19,098
« سلام ، سرهنگ « کيسي

902
00:42:19,101 --> 00:42:21,025
مدت زيادي گذشته