1
00:00:02,127 --> 00:00:04,931
« سلام ، من « چاکم
يه چيزايي هست که شايد بخواين بدونيد

2
00:00:05,331 --> 00:00:07,133
تو همون آدمي نيستي که من عاشقش شدم

3
00:00:07,133 --> 00:00:08,135
چطور همون آدم نيستم ؟

4
00:00:08,135 --> 00:00:09,236
« تو يه نفر رو کُشتي « چاک

5
00:00:09,236 --> 00:00:11,038
اون ، نفوذي رو نَکُشته -
چي ؟ -

6
00:00:12,340 --> 00:00:14,543
من کُشتم -
... الان وقت اونه که حقيقت رو  -

7
00:00:14,543 --> 00:00:15,945
درباره قاتل همسرت بدوني

8
00:00:17,747 --> 00:00:18,848
نه

9
00:00:18,848 --> 00:00:21,251
اگه " رينگ " با اون فيلم بازيش داده باشه

10
00:00:21,352 --> 00:00:23,054
اوه خداي من ، ژنرال
سارا » الان کجاست ؟  »

11
00:00:23,154 --> 00:00:24,756
اعتقاد دارم که با مأمور « شاو » هستش

12
00:00:24,756 --> 00:00:26,258
دنيل » داريم کجا ميريم ؟ »

13
00:00:28,461 --> 00:00:29,662
ميريم تا يه حسابِ قديمي رو تسويه کنيم

14
00:00:49,187 --> 00:00:51,991
خب ، فقط يه 20 ثانيه‌اي بهم مهلت بده
درباره اين مطمئني ؟

15
00:00:51,991 --> 00:00:53,693
ان اس اي " سيگنالِ رئيس رو گرفته "

16
00:00:53,893 --> 00:00:55,295
از اينجا پخش ميشده

17
00:00:56,196 --> 00:00:57,097
... « اگه حق با اونا باشه « سارا

18
00:00:57,197 --> 00:00:59,200
بزرگترين عمليات " رينگ " پشت اين در قرار داره

19
00:01:05,207 --> 00:01:06,008
منو پوشش بده

20
00:01:10,214 --> 00:01:11,816
هِي ، رفيق -
هِي -

21
00:01:11,816 --> 00:01:13,218
هِي ، هِي رفيق ؛ « کيسي » کجاست ؟

22
00:01:13,218 --> 00:01:14,219
نديدمش
... داشتم فکر ميکردم

23
00:01:14,219 --> 00:01:15,921
« درباره اين عملياتِ غيررسمي « بارتوفسکي

24
00:01:15,921 --> 00:01:17,223
و دوست دارم که رسمي بشه

25
00:01:17,223 --> 00:01:19,325
باشه ، ميدوني ، اما من الان مشغول يه کاري هستم -
جاسوسي ؟ -

26
00:01:19,325 --> 00:01:20,827
ميدونم ، منم همين رو ميگم
بزار کمکت کنم

27
00:01:20,827 --> 00:01:22,229
مي‌خوام يه بخشي از تيم باشم -
خيلي‌خب‌ ، باشه -

28
00:01:22,229 --> 00:01:23,731
کمک کن « کيسي » رو پيدا کنم ، اون وقت
يه بخشي از تيم ميشي

29
00:01:23,831 --> 00:01:25,433
عملياتِ « بارتوفسکي » ؟
... راستش ميتونم

30
00:01:26,234 --> 00:01:27,936
بلند حرف نزن  -
باشه ، بلند حرف نميزنم -

31
00:01:27,936 --> 00:01:28,838
من فقط اخبار خوبي رو دارم ، ميدوني

32
00:01:28,838 --> 00:01:31,241
چون ميتونم دستيار دوم عمليات‌هات باشم

33
00:01:31,441 --> 00:01:32,442
بتمن » به « آلفرد » نياز داره »
( پيشخدمت بتمن )

34
00:01:32,442 --> 00:01:33,043
باند » ، « کيو » رو داره »
( مخترعِ تجهيزاتِ جيمز باند )

35
00:01:33,043 --> 00:01:35,546
چاک » ، هِي ، هِي »
تو به من نياز داري

36
00:01:34,546 --> 00:01:35,838
مورگان » ، من الان « کيسي » رو مي‌خوام »

37
00:01:35,838 --> 00:01:38,024
... خُب ، « چاک » طبق ديدِ پيراموني عاليِ من

38
00:01:38,223 --> 00:01:39,813
که بايد اينو هم به ليستِ مهارت‌هاي ارزشمندِ جاسوسيم
اضافه کنم

39
00:01:39,813 --> 00:01:42,794
ميتونم بهت بگم « جان کيسي » الان
از توالت در اومد

40
00:01:44,485 --> 00:01:46,075
اوه مرسي ، عالي بود -
خواهش ميکنم -

41
00:01:47,168 --> 00:01:48,361
خب ، من يه جاسوس شدم ؟
همينجوريِ ؟ رسمي شدم ؟

42
00:01:48,361 --> 00:01:49,553
آره ، تو يه جاسوسي ، بايد برم

43
00:01:50,150 --> 00:01:51,044
من جاسوسم

44
00:02:01,481 --> 00:02:02,474
شاو » ؟ »

45
00:02:03,667 --> 00:02:05,555
واکر » ، زنِ « شاو » رو کُشته ؟ »

46
00:02:05,556 --> 00:02:07,842
اون براي 5 سال پيش بوده
تستِ سرخش بوده

47
00:02:07,842 --> 00:02:10,624
سارا » نمي‌دونسته ، « بکمن » نمي‌دونسته »
اما « شاو » ميدونه

48
00:02:10,624 --> 00:02:13,009
حالا اون و « سارا » سرِ يه مأموريت غيب شدن
تو شبکه نيستن

49
00:02:13,009 --> 00:02:14,798
نميشه اينا تصادفي باشه -
چاک » ، من يه مأمور نيستم » -

50
00:02:14,799 --> 00:02:16,090
نبايد يه کلمه از اينا رو به من بگي

51
00:02:16,091 --> 00:02:17,681
« اما تو ميدوني بايد چي کار کنم « کيسي

52
00:02:17,980 --> 00:02:19,371
خب ، « بکمن » به من گفت فعلاً بشينم

53
00:02:19,371 --> 00:02:20,563
تو و من ميدونيم که نميتونم اين کار رو کنم

54
00:02:23,545 --> 00:02:24,738
سارا » الان مكان‌يابش رو روشن کرد »

55
00:02:24,738 --> 00:02:25,731
اون تو دردسر افتاده

56
00:02:28,322 --> 00:02:29,120
يالا پسر

57
00:02:29,120 --> 00:02:30,517
ميدوني چه حسي نسبت بهش دارم

58
00:02:33,414 --> 00:02:34,412
به اين شماره زنگ بزن

59
00:02:34,412 --> 00:02:35,609
درخواستِ پشتيباني کن

60
00:02:35,611 --> 00:02:37,608
... « بگو که سرهنگ « ساندرزي

61
00:02:38,307 --> 00:02:39,304
با اسمش ، مسخره‌بازي در نيار

62
00:02:39,505 --> 00:02:41,601
نيروي هوايي
رسته زرهي و همه چيز مي‌گيري

63
00:03:03,967 --> 00:03:06,163
دوربين ، براي تولدت

64
00:03:06,263 --> 00:03:09,158
اصلاً نميدونستم مي‌خواي از هديه تولدت
براي من استفاده کني

65
00:03:10,658 --> 00:03:11,855
تولدت مبارک

66
00:03:13,254 --> 00:03:14,651
دوستت دارم

67
00:03:16,549 --> 00:03:17,547
اوه ، خداي من

68
00:03:23,238 --> 00:03:24,635
دوستت دارم

69
00:03:43,907 --> 00:03:45,803
خيلي‌خب ، يه بار ديگه
... فقط براي روشن شدنِ موضوع

70
00:03:45,805 --> 00:03:47,402
ما بايد از مأمور « واکر » حفاظت کنيم

71
00:03:47,402 --> 00:03:49,797
نذاريم اتفاقي براش بيافته
واضح بود ؟

72
00:03:49,798 --> 00:03:50,895
بله قربان

73
00:03:51,795 --> 00:03:53,491
رهبر تيم هستم ، همه چيز مرتبه ؟

74
00:03:53,792 --> 00:03:54,590
نيروي هوايي آماده‌ست

75
00:03:54,790 --> 00:03:55,688
ترابري آماده‌ست

76
00:03:55,990 --> 00:03:56,788
نيروي فني مهندسي آماده‌ست

77
00:03:56,888 --> 00:03:57,985
هوابُرد آماده‌ست

78
00:03:58,784 --> 00:03:59,982
خيلي‌خب پسرا ، بريم سرِ کارمون

79
00:04:17,956 --> 00:04:19,053
« شاو »

80
00:04:26,743 --> 00:04:27,641
من اول ميرم

81
00:04:31,236 --> 00:04:32,134
« شاو »

82
00:04:32,733 --> 00:04:34,130
چه اتفاقي داره ميافته ؟

83
00:04:39,523 --> 00:04:41,818
اينا چيه ؟
اين تستِ سرخ منه

84
00:04:41,819 --> 00:04:44,614
چرا اونا بايد فيلمهاي اولين کُشتنِ منو داشته باشن ؟

85
00:04:45,514 --> 00:04:46,612
يه نفسي تازه کن

86
00:04:48,410 --> 00:04:50,706
اين بدترين لحظه زندگيِ منه
که تو مانيتور داره نشون ميده

87
00:04:52,105 --> 00:04:53,702
دوستت دارم

88
00:04:55,499 --> 00:04:56,596
براي منم همين طور

89
00:04:56,697 --> 00:04:57,596
چي ؟

90
00:04:58,494 --> 00:04:59,491
چرا ؟ اون کيه ؟

91
00:05:01,690 --> 00:05:02,687
« اِوران شاو »

92
00:05:05,385 --> 00:05:07,281
من همسرِ تو رو کُشتم ؟

93
00:05:07,880 --> 00:05:10,076
کاري رو که بهت گفته بودن ، کردي

94
00:05:13,072 --> 00:05:14,769
اصلاً نميدونستي که " رينگ " پشت سر اين قضيه‌ست

95
00:05:14,770 --> 00:05:16,265
شاو » ، من همسر تو رو کُشتم »

96
00:05:16,267 --> 00:05:18,264
اين اشتباه تو نبود -
فکر ميکردم که يه جاسوس خوبم -

97
00:05:18,364 --> 00:05:20,060
اين اشتباه تو نبود

98
00:05:24,654 --> 00:05:25,552
هِي ... چيزي نيست

99
00:05:39,432 --> 00:05:40,230
چاک » ؟ »

100
00:05:45,223 --> 00:05:48,318
! بريد ! بريد ! بريد

101
00:05:48,319 --> 00:05:49,417
بخوابيد روي زمين

102
00:05:49,418 --> 00:05:50,415
همه جا تحت محاصره‌ست
دستات رو ببر بالا

103
00:05:50,415 --> 00:05:51,812
بخواب روي زمين

104
00:05:52,513 --> 00:05:53,610
فوراً

105
00:05:53,611 --> 00:05:54,809
بريد تو موقعيتِ خودتون

106
00:05:54,809 --> 00:05:55,607
اونجا چه خبره ؟

107
00:05:55,907 --> 00:05:56,805
هدف جاش امنه ؟

108
00:05:58,403 --> 00:05:59,301
رهبر تيم هستم

109
00:05:59,801 --> 00:06:00,798
پشتيباني هوايي رو کنسل کنيد

110
00:06:00,800 --> 00:06:01,798
گروه فني کنسل شد

111
00:06:05,393 --> 00:06:06,391
و همين طور هم تانک

112
00:06:06,393 --> 00:06:07,191
تانک رو هم کنسل كنيد

113
00:06:13,801 --> 00:06:49,747
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

114
00:06:52,250 --> 00:06:56,555
کي به تو مجوزِ تماس به
کليه نيروهاي ارتشي رو داده بود ؟

115
00:06:56,555 --> 00:06:57,657
! نميدونم باهات چي کار کنم

116
00:06:57,657 --> 00:06:59,359
اما ميدونم که براي " رم " آماده نيستي

117
00:06:59,359 --> 00:07:00,660
اما ژنرال ، اون « سارا » بودش

118
00:07:00,861 --> 00:07:02,062
... بي‌خيال . من بايد

119
00:07:02,062 --> 00:07:04,265
مي‌خواي صورتحساب اين عملياتِ نجاتت رو ببيني ؟

120
00:07:04,666 --> 00:07:06,668
از کپي نقشه‌هاي کُل دنيا بيشتره

121
00:07:06,668 --> 00:07:08,270
ببينيد ، من و شما بدترين فکر رو درباره‌اش داشتيم

122
00:07:08,470 --> 00:07:10,072
اينکه « شاو » مي‌خواد کَلَکي بزنه

123
00:07:10,072 --> 00:07:11,574
... اينکه مي‌خواد -
سارا رو بُکُشه -

124
00:07:14,278 --> 00:07:15,079
« شاو »

125
00:07:15,980 --> 00:07:16,981
« سارا »

126
00:07:18,884 --> 00:07:19,685
... گوش کنيد

127
00:07:19,685 --> 00:07:20,786
فکر کردي من به کشورم خيانت ميکنم ؟

128
00:07:22,488 --> 00:07:25,893
ژنرال ، « چاک » مثلِ يه جاسوس واقعي عمل کرد

129
00:07:26,694 --> 00:07:29,197
اون مي‌خواسته از همکار و قسمتش محافظت کنه

130
00:07:29,697 --> 00:07:30,999
منم همين کار رو مي‌کردم

131
00:07:31,900 --> 00:07:33,602
شايد بدونِ بمب‌افکن‌هاي نامرئي

132
00:07:33,602 --> 00:07:35,204
اما شايد هم مي‌کردم

133
00:07:35,905 --> 00:07:36,706
اوضاعت خوبه ؟

134
00:07:37,307 --> 00:07:39,109
آره خوبم ، مرسي

135
00:07:39,710 --> 00:07:40,912
مرسي که نجاتم دادي

136
00:07:42,314 --> 00:07:44,016
به خاطر تانک ، خيلي ممنون

137
00:07:44,516 --> 00:07:46,519
ژنرال ، سوابقِ « سارا » رو چِک کردين ؟

138
00:07:46,919 --> 00:07:48,922
سرنخي هست که کي تست سرخ رو بهش گفته ؟

139
00:07:48,922 --> 00:07:53,227
« متأسفم « سارا
لانگستون گراهام » اين رو راز رو با خودش به قبر بُرده »

140
00:07:53,227 --> 00:07:55,530
خب ژنرال ، الان قراره چي کار کنيم ؟

141
00:07:55,530 --> 00:07:56,932
تيم رو منحل مي‌کنيم

142
00:07:56,932 --> 00:08:00,136
مطمئناً با اين سابقه ، شما نمي‌تونيد
به عنوان يه گروه کار کنيد

143
00:08:00,136 --> 00:08:01,238
ژنرال ، يه لحظه

144
00:08:01,538 --> 00:08:04,342
اين اولين باري نبود که يکي بر عليه ديگران ميشد

145
00:08:06,344 --> 00:08:07,846
و مي‌خوام اطمينان بدم که آخرين بار بود

146
00:08:07,946 --> 00:08:10,349
داريد ميگيد که مي‌تونيد با « واکر » کار کنيد ؟

147
00:08:10,349 --> 00:08:11,150
ميتونم

148
00:08:11,551 --> 00:08:12,752
ما هر دو يه چيز رو مي‌خوايم

149
00:08:12,852 --> 00:08:14,955
گرفتنِ رئيس
" و به زمين زدنِ " رينگ

150
00:08:16,757 --> 00:08:17,959
با من هستي ؟

151
00:08:20,763 --> 00:08:21,864
ميتونيم هنوز يه تيم باشيم ؟

152
00:08:24,367 --> 00:08:25,469
بله

153
00:08:26,169 --> 00:08:26,970
عاليه

154
00:08:29,073 --> 00:08:30,175
همه دوباره پيش هم برگشتن

155
00:08:35,081 --> 00:08:36,082
چي شده پسر ؟

156
00:08:36,082 --> 00:08:38,085
فروشگاه که به خودي خود ، کارِش نمي‌چرخه

157
00:08:38,785 --> 00:08:39,687
... من

158
00:08:42,590 --> 00:08:43,892
حرف بزن پسرم

159
00:08:46,095 --> 00:08:47,096
موضوع در موردِ مادرتِ ؟

160
00:08:50,801 --> 00:08:52,803
موضوع « چاکِ » ، حالش خوبه ؟

161
00:08:54,005 --> 00:08:55,106
... اگه موضوع « جف » و « لستر » هستن ، يه کلام

162
00:08:55,106 --> 00:08:56,408
بگو ، تا اخراجشون کنم

163
00:08:56,608 --> 00:08:57,409
باشه

164
00:08:58,410 --> 00:08:59,212
يکي ديگه‌ست ؟

165
00:08:59,812 --> 00:09:02,215
موضوع کيه ؟ -
خودم -

166
00:09:03,217 --> 00:09:04,518
من ، موضوعِ خودمم

167
00:09:04,819 --> 00:09:05,920
اين خيلي سخته

168
00:09:06,721 --> 00:09:07,722
من از کار ميام بيرون

169
00:09:08,523 --> 00:09:09,425
يه کار پيدا کردم

170
00:09:10,025 --> 00:09:11,327
يه کار واقعي

171
00:09:12,128 --> 00:09:13,830
ميتوني به اين افتخار کني ؟

172
00:09:14,831 --> 00:09:16,133
بَدَنِت رو نمي‌فروشي ؟

173
00:09:18,536 --> 00:09:19,437
بايد بري

174
00:09:24,744 --> 00:09:25,545
.... پسر

175
00:09:25,845 --> 00:09:29,050
من نمي‌‌تونم احساساتم رو نشون بدم

176
00:09:29,350 --> 00:09:30,852
.... حيوون‌هايي که بيرون هستن ، اونا

177
00:09:31,553 --> 00:09:32,854
اگه اونا رو بذارم ، منو مي‌گيرن

178
00:09:36,659 --> 00:09:37,961
فکر کنم « مورگان » داره مي‌ميره

179
00:09:40,164 --> 00:09:41,666
سرِ کُمدش ، حاضرم شرط‌بندي کنم

180
00:09:41,666 --> 00:09:44,569
جاي اون خيلي بيشتر از من پرستيژ داره
( پِرِستيژ داره : باكلاس‌تره  )

181
00:09:44,569 --> 00:09:47,673
نه پسر ، اونا اشک شاديِ

182
00:09:48,074 --> 00:09:50,677
مورگان » داره ميره » -
« گرايمز » -

183
00:09:51,578 --> 00:09:52,780
« نگران نباش « جان

184
00:09:52,780 --> 00:09:54,582
ما رو هميشه داري

185
00:09:54,582 --> 00:09:55,884
« و حالا ، بدونِ « مورگان

186
00:09:55,884 --> 00:09:56,985
ما يه جاي خالي داريم

187
00:09:57,386 --> 00:09:58,587
براي چي ؟

188
00:09:58,587 --> 00:10:02,092
براي تو -
توي گروهمون ، رفيق -

189
00:10:02,392 --> 00:10:03,594
يالا بزن قَدِّش

190
00:10:10,602 --> 00:10:12,205
ميتوني دستت رو ول کني

191
00:10:18,312 --> 00:10:19,714
چي شده « بارتوفسکي » ؟

192
00:10:19,714 --> 00:10:20,916
ژنرال ، ميتونم باهاتون خصوصي حرف بزنم ؟

193
00:10:20,916 --> 00:10:22,418
اين اصلاً ايده خوبي نيست

194
00:10:22,418 --> 00:10:24,821
.... « به عنوان مسئولِ تيمِ « بارتوفسکي

195
00:10:24,921 --> 00:10:27,524
فکر ميکنم اين احمقانه‌ست که به اين زودي
دوباره « شاو » رو به ميدون بياريم

196
00:10:27,524 --> 00:10:29,326
اون تازه فهميده که « سارا » همسرش رو کُشته ، خب ؟

197
00:10:29,627 --> 00:10:31,629
اون الان از نظر احساسي کاملاً در هم شکسته‌ست

198
00:10:31,629 --> 00:10:33,331
کسي نميتونه به اين خوبي احساساتش رو کنترل کنه

199
00:10:33,331 --> 00:10:37,136
چاک » چيزي رو که توي « شاو » مي‌بيني »
نشونه‌ي حرفه‌اي بودنش هست

200
00:10:37,136 --> 00:10:38,438
چيزي که تو نيستي

201
00:10:38,538 --> 00:10:40,541
به همين خاطر ، من اونا رو از " بربنک " منتقل کردم

202
00:10:43,645 --> 00:10:45,147
از " بربنک " منتقلشون کردين ؟

203
00:10:45,147 --> 00:10:46,448
... « سارا » و « شاو »

204
00:10:46,548 --> 00:10:48,351
بر طبق نقشه‌ي اصليِ خودم

205
00:10:48,551 --> 00:10:50,754
" اونا به بخش اصلي دستگيري گروه " رينگ
در " واشنگتن " منتقل ميشن

206
00:10:53,958 --> 00:10:54,859
و من چي ؟

207
00:10:55,159 --> 00:10:57,662
تو توي " بربنک " مي‌موني تا بفهمم باهات چي کار کنم

208
00:11:05,973 --> 00:11:06,774
اوپس

209
00:11:11,982 --> 00:11:13,083
کجا داري ميري ؟

210
00:11:14,085 --> 00:11:14,986
کار جديد ؟

211
00:11:15,386 --> 00:11:16,187
يه جورايي سِرّي هستش

212
00:11:17,789 --> 00:11:18,991
قراره براي کار « چاک » باشه

213
00:11:20,993 --> 00:11:21,895
من احمق نيستم

214
00:11:24,999 --> 00:11:25,800
خيلي‌خب

215
00:11:25,800 --> 00:11:27,302
عالي نيست ؟ باورت ميشه ؟

216
00:11:27,702 --> 00:11:28,603
من يه جاسوسم

217
00:11:29,104 --> 00:11:29,905
و گوش کن

218
00:11:29,905 --> 00:11:31,307
وقتي ژنرال « بکمن » بزاره تو برگردي

219
00:11:31,807 --> 00:11:33,009
من و تو هر دو جاسوسيم

220
00:11:33,009 --> 00:11:35,212
بکمن » يه چيز کوچيک مثل خيانت رو فراموش نميکنه »

221
00:11:36,513 --> 00:11:37,515
... و

222
00:11:39,016 --> 00:11:41,019
من دارم واقعاً ياد مي‌گيرم که از زندگي جديدم
لذت ببرم

223
00:11:42,020 --> 00:11:42,921
منو دست ميندازي ؟

224
00:11:43,823 --> 00:11:45,525
جان » ، پرونده‌هاي قديمت خيلي هيجان‌برانگيزن »

225
00:11:45,525 --> 00:11:47,527
ماجراهات ، مأموريت‌هات
.... اسلحه‌ها ، زن‌ها

226
00:11:47,527 --> 00:11:48,529
لطفاً بس کن

227
00:11:48,529 --> 00:11:49,930
درسته ، گرفتم

228
00:11:49,930 --> 00:11:51,032
اينکه صداش رو در نيارم

229
00:11:52,734 --> 00:11:53,835
خب ، بهت بگم چيه ؟

230
00:11:54,436 --> 00:11:55,838
خوشحالم که با اينجا کنار اومدي ، ميدوني ؟

231
00:11:57,740 --> 00:11:59,042
بدونِ تو ، مثل قبل نميشه

232
00:11:59,042 --> 00:11:59,843
.... اما

233
00:12:01,345 --> 00:12:02,446
از زندگي قديمِ من لذت بِبَر

234
00:12:07,853 --> 00:12:08,854
تو هم همين‌طور

235
00:12:15,763 --> 00:12:17,365
هِي ، هِي ، هِي
يه سري خبر خيلي هيجان‌انگيز دارم

236
00:12:17,365 --> 00:12:18,467
آماده‌اي
کلاهت رو بِچَسب

237
00:12:18,467 --> 00:12:19,468
رديف شد

238
00:12:22,071 --> 00:12:23,173
چي شده ؟

239
00:12:28,580 --> 00:12:30,282
بازي و ويسکي رو قاطي کردي ؟

240
00:12:30,782 --> 00:12:31,984
اون رفتش پسر

241
00:12:33,386 --> 00:12:34,587
با يه مَرد ديگه رفت

242
00:12:35,088 --> 00:12:36,390
نه ، اين نمي‌تونه اتفاق بيافته

243
00:12:36,590 --> 00:12:37,591
نمي‌تونه پيش بياد

244
00:12:39,594 --> 00:12:41,396
فکر مي‌کردم هنوز شانس دارم ، ميدوني ؟

245
00:12:41,696 --> 00:12:42,798
... آره خب ، فقط

246
00:12:46,903 --> 00:12:47,904
خيلي‌خب رفيق

247
00:12:47,904 --> 00:12:49,707
دستت رو بِکِش -
نه -

248
00:12:51,108 --> 00:12:52,310
ولش کن -
نه -

249
00:12:52,510 --> 00:12:54,212
تو الان توي يه حس شکستِ احساسي هستي

250
00:12:54,212 --> 00:12:55,814
آماده‌ام که عقلم رو از دست بدم -
نه -

251
00:12:55,814 --> 00:12:57,717
باز دوباره شروع ميکني
به حرف‌هاي مزخرف گفتن

252
00:12:57,717 --> 00:12:59,119
و اوضاع بعدش ميره رو به تاريکي

253
00:12:59,119 --> 00:13:00,420
واقعاً ميره به سمت تاريکي

254
00:13:00,420 --> 00:13:01,622
و من نميذارم همچين اتفاقي بيافته

255
00:13:01,622 --> 00:13:02,623
مورگان » دستت رو از بطري بِکِش »

256
00:13:02,623 --> 00:13:03,424
عمراً

257
00:13:07,329 --> 00:13:08,330
چرا ، برمي‌داري

258
00:13:08,330 --> 00:13:09,332
مجبورم کن

259
00:13:12,135 --> 00:13:13,237
اميدوارم خوشحال باشي

260
00:13:14,839 --> 00:13:17,342
گفته بود با کسي نميره
کي ميتونست حرفاش رو باور نکنه

261
00:13:18,643 --> 00:13:19,745
خب ، من بهش اعتماد داشتم

262
00:13:20,646 --> 00:13:21,848
فقط به خودم اعتقاد نداشتم

263
00:13:22,749 --> 00:13:25,152
... رفيق ، حرفي که زدي اشتباه بود

264
00:13:25,252 --> 00:13:27,154
و بدجوري هم منو بستي

265
00:13:27,154 --> 00:13:27,955
حالا هم ديگه اينقدر حرف نزن

266
00:13:27,955 --> 00:13:29,457
درِ اون بطري رو بزار

267
00:13:29,457 --> 00:13:31,560
و اينا رو فراموش کن ، انگار که
اصلاً پيش نيومده ، باشه ؟

268
00:13:31,560 --> 00:13:32,761
من راست ميگم ، رفيق

269
00:13:32,761 --> 00:13:34,363
من همه‌ي اين سال‌ها رو فراموش ميکنم

270
00:13:37,167 --> 00:13:38,268
چي شده ؟

271
00:13:38,268 --> 00:13:39,270
« سلام « سارا

272
00:13:39,470 --> 00:13:41,873
من و « چاک » يه مسئله کوچيک داشتيم

273
00:13:42,974 --> 00:13:45,077
آره ، آره

274
00:13:45,378 --> 00:13:46,179
مي‌بينم

275
00:13:46,179 --> 00:13:47,380
اون فهميده که تو با « شاو » مي‌خواي بري

276
00:13:47,380 --> 00:13:50,484
همين طور نشسته و يه جعبه بستني بدونِ شکر خورده

277
00:13:50,584 --> 00:13:55,290
دارم نگران ميشم كه نکنه يه مرضي بگيره

278
00:13:56,692 --> 00:13:57,493
مرسي

279
00:13:57,693 --> 00:13:59,295
مورگان » ميشه ما رو لطفاً تنها بذاري ؟ »

280
00:13:59,395 --> 00:14:00,397
مي‌بخشمت

281
00:14:02,199 --> 00:14:03,901
عاليه ، حالا ديگه از اين آهنگ متنفرم

282
00:14:05,904 --> 00:14:07,105
.... ببين ، من

283
00:14:09,709 --> 00:14:10,710
! ميدونم چه جوري شدم

284
00:14:11,811 --> 00:14:13,814
اون بستني نعنايي ، جداً خوب بود

285
00:14:14,214 --> 00:14:15,015
چاک » عيبي نداره »

286
00:14:15,015 --> 00:14:16,117
نه

287
00:14:19,421 --> 00:14:20,622
فکر ميکردم بتونم نجاتت بدم

288
00:14:21,724 --> 00:14:23,827
فکر مي‌کردم « شاو » آدم بده‌ست
و من ، تو رو نجات ميدم

289
00:14:23,827 --> 00:14:25,328
و بعدش ما با هم مي‌مونيم

290
00:14:25,629 --> 00:14:26,830
اما اين اتفاق نيافتاد

291
00:14:27,832 --> 00:14:29,033
شاو » يه جاسوس خوبه »

292
00:14:30,435 --> 00:14:31,737
ميدونم ، باشه ؟

293
00:14:31,837 --> 00:14:33,439
فکر ميکنم همه اينو ميدونن

294
00:14:33,439 --> 00:14:34,240
شاو » شگفت‌انگيزه »

295
00:14:34,340 --> 00:14:37,444
و شما دو تا قراره بريد و دنيا رو نجات بدين

296
00:14:37,444 --> 00:14:40,748
و اين يه خبر عالي براي دنياست

297
00:14:42,350 --> 00:14:43,652
.... اما منو ببين

298
00:14:46,055 --> 00:14:47,156
يه مَست غُرغُرو

299
00:14:49,259 --> 00:14:52,864
ميدونم که حق ندارم چيزي رو بخوام

300
00:14:53,765 --> 00:14:57,069
اما يه سئوالِ واقعاً مهم هست که
دوست دارم ازت بپرسم

301
00:14:58,971 --> 00:15:00,273
فقط يه بار براي اطلاع

302
00:15:05,780 --> 00:15:06,982
سارا » ، تو منو دوست داري ؟ »

303
00:15:17,395 --> 00:15:18,496
... وووه ، من

304
00:15:18,496 --> 00:15:19,698
من زير‌شلواري تو پامه

305
00:15:19,698 --> 00:15:22,501
با شورت و پيرهنِ زير نشستم
و يه گيتار پلاستيکي دستمه

306
00:15:23,002 --> 00:15:25,805
اين واقعاً يه نقطه خوبه که خودم رو احمق
جِلوه دادم ، نه ؟

307
00:15:27,808 --> 00:15:28,809
آره

308
00:15:28,809 --> 00:15:30,111
بايد يه شلواري بپوشم

309
00:15:30,111 --> 00:15:31,012
« نه « چاک

310
00:15:33,315 --> 00:15:34,316
آره

311
00:15:37,320 --> 00:15:38,922
چي ؟

312
00:15:38,922 --> 00:15:42,026
چاک » من خيلي وقته عاشق تو هستم »

313
00:15:42,026 --> 00:15:44,029
... بعد از اينکه تو تلفنم رو درست کردي

314
00:15:44,029 --> 00:15:47,133
و قبل از اينکه بمب رو با ويروس خنثي کني

315
00:15:47,133 --> 00:15:47,934
پس ، آره

316
00:15:49,736 --> 00:15:50,637
آره

317
00:16:12,665 --> 00:16:13,466
وايسا ، وايسا

318
00:16:14,968 --> 00:16:16,170
تستِ سرخِ من چي ؟

319
00:16:16,170 --> 00:16:17,271
کيسي » همه چيز رو بهم گفت »

320
00:16:17,471 --> 00:16:19,174
بهم گفت که اون نفوذي رو کُشته

321
00:16:19,174 --> 00:16:19,975
و تو نمي‌تونستي اين کار رو کني

322
00:16:19,975 --> 00:16:21,677
و اين بهترين خبري بود که تا حالا شنيدم

323
00:16:21,677 --> 00:16:23,379
چون به اين معني بود که تو عوض نشدي

324
00:16:23,379 --> 00:16:24,380
« تو هنوز « چاکي

325
00:16:27,985 --> 00:16:29,286
تو هنوز « چاکِ » مني

326
00:16:36,395 --> 00:16:40,401
من همه چيز رو تا فردا مرتب ميکنم

327
00:16:40,401 --> 00:16:43,004
خب ، وقتش رو نداري
چون يه مأموريت داريم

328
00:16:43,204 --> 00:16:44,806
شاو » ستاد فرماندهيِ " رينگ " رو پيدا کرده »

329
00:16:44,806 --> 00:16:46,909
سه نفر مي‌خوايم
و تو ، نفر سوم ما هستي

330
00:16:48,711 --> 00:16:49,512
مأموريت ؟

331
00:16:50,614 --> 00:16:51,415
مشکلي نيست

332
00:16:51,915 --> 00:16:53,017
مورگان » داري چي کار ميکني ؟ »

333
00:16:53,417 --> 00:16:55,019
درسته ، ادبِ من کجا رفته ؟

334
00:16:55,019 --> 00:16:56,621
ما حتي به طور حرفه‌اي همديگه رو ملاقات نکرديم

335
00:16:56,922 --> 00:16:57,823
« مورگان گرايمز »

336
00:16:58,023 --> 00:17:02,729
" مأمور " سي آي اي
« دستيارِ « چارلز ايروينگ بارتوفسکي

337
00:17:02,929 --> 00:17:04,431
خب ، بريم سراغ کار

338
00:17:04,431 --> 00:17:05,232
! شنيدي خانم چي گفت

339
00:17:05,533 --> 00:17:06,534
... يه مأموريت هست

340
00:17:06,934 --> 00:17:07,936
و به تو احتياج دارن

341
00:17:08,436 --> 00:17:09,438
بريم يه مقدار قهوه برات بيارم

342
00:17:19,851 --> 00:17:20,952
حالت خوبه « چاک » ؟

343
00:17:20,952 --> 00:17:22,554
چي ؟ من ؟ آره ، کاملاً رديفم

344
00:17:22,554 --> 00:17:23,455
آره ، آماده براي رفتن

345
00:17:23,956 --> 00:17:25,358
همه چيز کاملاً معموليه

346
00:17:28,262 --> 00:17:29,063
خيلي‌خب

347
00:17:30,064 --> 00:17:31,566
رئيس يه آسانسورِ خصوصي داره

348
00:17:31,766 --> 00:17:33,168
شما بايد بريد اونجا

349
00:17:33,468 --> 00:17:35,871
وقتي رئيس اومد ، بگيريدش
من پشتيباني‌تون ميکنم

350
00:17:36,973 --> 00:17:37,774
خوبه

351
00:17:37,774 --> 00:17:38,575
عاليه

352
00:17:42,279 --> 00:17:43,781
فکر ميکني درباره ما ميدونه ؟

353
00:17:43,781 --> 00:17:45,484
... فقط يه چيزي گفتم

354
00:17:47,486 --> 00:17:48,287
خيلي‌خب ، آماده‌اين ؟

355
00:17:51,291 --> 00:17:53,293
« نگرانِ انبار و « بکمن » نباش ، « چاک

356
00:17:55,196 --> 00:17:56,397
من بهت کاملاً اعتماد دارم

357
00:17:56,397 --> 00:17:57,198
آره

358
00:18:13,519 --> 00:18:14,921
خيلي‌خب « شاو » ، ما وارد شديم

359
00:18:20,728 --> 00:18:21,529
چي شده ؟

360
00:18:21,830 --> 00:18:23,432
من يه نگراني بابتِ « شاو » دارم

361
00:18:23,632 --> 00:18:26,636
درست که اون يه جاسوسِ عاليه
و احساساتش رو ميتونه کنترل کنه

362
00:18:26,636 --> 00:18:28,138
و انگار يه پنيرِ سوئيسيِ ، خب ؟

363
00:18:28,538 --> 00:18:31,642
« چاک »
شاو » فقط يه قدم با گرفتنِ رئيس فاصله داره »

364
00:18:31,642 --> 00:18:34,646
و مطمئنم که همه‌ي فکر و ذهنش اونه
پس جاي هيچ نگراني وجود نداره

365
00:18:35,547 --> 00:18:37,750
« خيلي‌خب « سارا
من به سيستم کنترلِ آسانسور وارد شدم

366
00:18:45,560 --> 00:18:46,361
آقايون

367
00:18:55,573 --> 00:18:57,575
ديدي ، ديدي اون ميدونست

368
00:18:57,575 --> 00:18:58,376
شاو » حالت خوبه ؟ »

369
00:18:58,376 --> 00:18:59,978
الان تسمه‌ي اضطراري رو بُريد
مثل يه ماهي تو تنگيم

370
00:19:13,796 --> 00:19:14,998
در اون باره متأسفم ، بچه‌ها

371
00:19:14,998 --> 00:19:16,399
يه سري مهمون داشتم

372
00:19:17,801 --> 00:19:19,603
ديدي بهت گفتم اون نمي‌خواد ما رو بُکُشه

373
00:19:20,705 --> 00:19:21,506
خيلي‌خب

374
00:19:21,706 --> 00:19:22,707
دارم دريچه رو باز ميکنم

375
00:19:27,413 --> 00:19:28,515
اوه ، نگران نباش
يه تفنگِ بيهوشيِ

376
00:19:28,515 --> 00:19:30,417
خيلي‌خب ، باشه
فقط يه جوري رفتار کن که انگار واقعيه

377
00:19:30,417 --> 00:19:32,019
البته حتماً ، جاسوسِ ظالم

378
00:19:32,720 --> 00:19:34,522
به هر حال بيشترش رو تو رديف ميکني ، درسته ؟

379
00:19:34,623 --> 00:19:37,827
سارا » سيستم امنيتيِ داخلي »
داره نشون ميده ، چيزي به سمت آسانسور مياد

380
00:19:37,927 --> 00:19:39,429
به نظر مياد رئيس داره زودتر ميادش

381
00:19:39,829 --> 00:19:41,031
وقتِ ملاقات با آدم بَده‌ست

382
00:19:48,741 --> 00:19:49,942
يه کلمه ديگه بگي ، مي‌ميري

383
00:19:49,942 --> 00:19:51,544
اين ديگه آخرِ نَتَرس بودنِ

384
00:19:52,145 --> 00:19:54,047
خب ... اين چهار تا کلمه بودش

385
00:19:54,248 --> 00:19:55,750
دزديدنِ من توي آسانسورِ خودم

386
00:19:56,050 --> 00:19:56,951
تأثيرگذاره

387
00:19:56,951 --> 00:19:59,655
اما مطمئناً شانسي ندارين که " سايفر " رو بگيرين

388
00:20:01,056 --> 00:20:02,258
اون الان گفتش " سايفر " ؟

389
00:20:02,658 --> 00:20:03,459
آره

390
00:20:03,459 --> 00:20:05,262
منظورت چيه ؟ -
مثل احمق‌ها باهام بازي نکنيد -

391
00:20:05,262 --> 00:20:06,063
شما از اين حرفا بهتريد

392
00:20:06,663 --> 00:20:08,566
ما براي خودمون
يه سالي هست " اينترسکت " ساختيم

393
00:20:08,566 --> 00:20:09,367
تو اينو ميدوني

394
00:20:09,467 --> 00:20:11,570
البته
سايفر " ، هسته‌ي مرکزيِ " اينترسکت " هستش "

395
00:20:11,770 --> 00:20:13,773
خب ، دقيقاً کجاست ؟

396
00:20:13,873 --> 00:20:15,675
از اين در ، 5 قدم هم نمي‌تونيد دور بشيد

397
00:20:15,675 --> 00:20:17,277
نيروهاي امنيتيِ من ، تو قدم دوم مي‌گيرنتون

398
00:20:17,677 --> 00:20:20,281
خب ، خيلي بد شد ، چون قبلش
.... يا ما " سايفر " رو مي‌گيريم يا

399
00:20:20,281 --> 00:20:21,182
تلفنِ " رينگِت " رو در بيار

400
00:20:22,784 --> 00:20:23,885
چه تلفن " رينگي " رو ؟

401
00:20:26,989 --> 00:20:28,591
منظورت اينه ؟

402
00:20:28,591 --> 00:20:29,593
آره ، همونه

403
00:20:29,593 --> 00:20:30,694
به دستيارت زنگ بزن

404
00:20:31,695 --> 00:20:32,897
چي ؟ -
ميدوني ، مُنشي‌ات -

405
00:20:32,897 --> 00:20:34,599
هر کسي رو که داري ، بهش زنگ بزن

406
00:20:34,599 --> 00:20:36,101
بگو که " سايفر " رو بياره اينجا

407
00:20:36,301 --> 00:20:37,703
و بزارش رو اسپيکر

408
00:20:37,803 --> 00:20:39,605
... بهش يه هشدار بده تا

409
00:20:39,605 --> 00:20:41,408
خواهش ميکنم ، اين حرفا رو بَلَدم

410
00:20:43,310 --> 00:20:44,111
« دنيس »

411
00:20:49,518 --> 00:20:50,619
قربان ، اينو خواسته بودين

412
00:20:50,920 --> 00:20:52,322
با عامل 6 حرف زدم

413
00:20:52,322 --> 00:20:53,824
اونا تا 15 دقيقه ديگه کودتا رو انجام ميدن

414
00:20:54,024 --> 00:20:56,126
سفير اسپانيا هم زنگ زد
پيشنهاد پول داد

415
00:20:56,126 --> 00:20:58,429
مي‌خواد که حداکثر تا فردا صبح ، قرار داد بسته بشه

416
00:20:58,429 --> 00:20:59,731
« مرسي « دنيس

417
00:20:59,731 --> 00:21:03,236
و لطفاً وقتي هواپيما تو " بارسلون " نشست
بهم " اس ام اس " بده

418
00:21:07,942 --> 00:21:09,443
بارسلون " يه کُده "

419
00:21:09,443 --> 00:21:10,945
اوه ، " بارسلون " کُده ؟
خوبه

420
00:21:10,945 --> 00:21:12,347
حالا قراره با اون چي کار کنيم ؟

421
00:21:12,347 --> 00:21:13,649
خب ، شخصاً اگه من بودم
بهش شليک ميکردم

422
00:21:14,750 --> 00:21:15,852
تصميم ، تصميمه

423
00:21:15,852 --> 00:21:16,753
شاو » چه خبر ؟ »

424
00:21:16,753 --> 00:21:19,056
يه چند لحظه ديگه -
خب ، ما چند ثانيه ديگه وقت نداريم -

425
00:21:20,057 --> 00:21:20,858
ببخشيد قربان

426
00:21:20,858 --> 00:21:22,760
يکي از افراد ، صداهاي عجيبي رو از تو آسانسور شنيده

427
00:21:26,465 --> 00:21:27,466
سلام ، به مهموني خوش اومدي

428
00:21:27,466 --> 00:21:28,568
اين ديگه داره مسخره ميشه

429
00:21:28,568 --> 00:21:29,569
تموم شد ، آماده‌ست

430
00:21:32,473 --> 00:21:33,674
ميدونيد که تمومه ، درسته ؟

431
00:21:34,976 --> 00:21:35,777
چي ؟

432
00:21:36,378 --> 00:21:37,579
اين يه تله‌ست

433
00:21:38,681 --> 00:21:39,682
براي تو

434
00:21:41,985 --> 00:21:42,986
خيلي‌خب ، کسي تکون نخوره

435
00:21:42,986 --> 00:21:43,987
ميتونيم همگي امروز اينجا بميريم

436
00:21:44,188 --> 00:21:45,590
شما همگي ميتونيد امروز بميريد

437
00:21:45,590 --> 00:21:47,091
من شخصاً يه شام رِزِرو شده دارم

438
00:21:47,292 --> 00:21:48,093
منو نگاه کن

439
00:21:49,795 --> 00:21:51,197
من شبيه آدم آماتورهام ؟

440
00:21:51,197 --> 00:21:55,602
نه نيستي ، اما همکارت که اينجاست
داستانش فرق داره

441
00:21:56,003 --> 00:21:57,705
همچين جاسوس نيستي ، نه ؟

442
00:21:58,306 --> 00:21:59,708
من يه جاسوسم

443
00:22:00,208 --> 00:22:01,009
واقعاً ؟

444
00:22:01,209 --> 00:22:02,411
با يه تفنگِ بيهوشي ؟

445
00:22:03,012 --> 00:22:04,414
تفنگِ واقعي برات خطرناکه ؟

446
00:22:09,320 --> 00:22:10,521
بزاريد زمين

447
00:22:14,126 --> 00:22:14,927
« متأسفم « چاک

448
00:22:25,841 --> 00:22:26,642
... « دنيل »

449
00:22:27,142 --> 00:22:28,745
هنوز درباره همسرت عصباني هستي ؟

450
00:22:29,445 --> 00:22:32,449
واقعاً بايد ياد بگيري که يا تمومش کني
يا بي‌خيالش بشي

451
00:22:32,850 --> 00:22:33,651
مأمور « واکر » که اينجاست ، اون ماشه رو کِشيد

452
00:22:34,252 --> 00:22:37,055
بريد از آسانسورِ تعميرات استفاده کنيد
بريد طبقه پنجم

453
00:22:37,155 --> 00:22:38,357
بعدش ، راه پله شمالي

454
00:22:38,457 --> 00:22:39,358
من " سايفر " رو مي‌گيرم

455
00:22:39,658 --> 00:22:40,660
توي قلعه مي‌بينمتون

456
00:22:41,461 --> 00:22:42,762
شاو » ما تو رو اينجا تنها نميذاريم »

457
00:22:42,762 --> 00:22:44,364
سارا » خواهش ميکنم برو »

458
00:22:57,982 --> 00:22:58,783
اون ... ؟

459
00:23:00,685 --> 00:23:01,787
ميدوني ؟ فکر ميکنم حق با توئه

460
00:23:01,787 --> 00:23:04,390
فکر ميکنم بايد منتظر بمونيم و بهش در مورد
خودمون بگيم

461
00:23:19,209 --> 00:23:20,110
« کارِت خوب بود « شاو

462
00:23:22,513 --> 00:23:23,414
فکر کنم اونا نفهميدن

463
00:23:24,716 --> 00:23:25,617
آره ، حتماً

464
00:23:31,924 --> 00:23:34,427
قرار نبود که رئيس رو نابود کنيد

465
00:23:34,427 --> 00:23:35,829
اين يه عملياتِ سرخ نبود

466
00:23:36,329 --> 00:23:38,432
من کاري رو که لازم بودش کردم
تا تيمم رو خارج کنم

467
00:23:38,432 --> 00:23:40,935
اوه ! اين يه لَگَد خفن بود

468
00:23:40,935 --> 00:23:42,537
از کجا گرفتيش ؟
فيلمش رو از کجا گرفتي ؟

469
00:23:42,537 --> 00:23:44,840
موقع عمليات از دوربين‌هاي امنيتي ، برداشتمشون

470
00:23:44,940 --> 00:23:46,743
ووه ، خيلي خفن بودي ، رفيق

471
00:23:46,943 --> 00:23:51,349
ژنرال ، فکر ميکنم اگه « شاو » نبود
همگي مُرده بوديم

472
00:23:54,753 --> 00:23:55,554
خيلي‌خب

473
00:23:55,754 --> 00:23:58,057
ژنرال ، " سايفر " هم هستش

474
00:23:58,057 --> 00:24:00,660
رئيس گفت که " رينگ " ، " اينترسکتِ " جديدي رو ساخته

475
00:24:00,660 --> 00:24:02,763
آروم باشيد . تيمِ من ، " سايفر " رو بررسي کرد

476
00:24:02,763 --> 00:24:04,766
و چندين مشکل تو طراحيش پيدا کرده

477
00:24:04,766 --> 00:24:07,369
مشخصه که " رينگ " تا اون چيزي که
فکر ميکنه خيلي فاصله داره

478
00:24:07,369 --> 00:24:10,072
به نظر مياد
اجزاي " سايفر " توي " فرانسه " ساخته شده

479
00:24:10,072 --> 00:24:10,974
« درسته « شاو

480
00:24:10,974 --> 00:24:13,377
" مي‌خوام که تو و « سارا » بريد " پاريس

481
00:24:13,477 --> 00:24:15,880
فکر ميکنيم سازمان طراحيِ " رينگ " توي " فرانسه " هست

482
00:24:15,980 --> 00:24:17,382
ميتونيم تا 30 دقيقه ديگه سوار هواپيما بشيم

483
00:24:19,184 --> 00:24:20,185
ببخشيد ژنرال

484
00:24:20,586 --> 00:24:21,887
من چي ؟

485
00:24:21,988 --> 00:24:23,990
متأسفم « چاک » ، تو آماده نيستي

486
00:24:29,397 --> 00:24:31,199
انگار شانس با هم بودن رو نداريم ، نه ؟

487
00:24:31,299 --> 00:24:33,002
وقتي که برگردم همه چيز درست ميشه

488
00:24:33,703 --> 00:24:34,704
تو و من

489
00:24:38,509 --> 00:24:39,310
نگران نباش

490
00:24:39,910 --> 00:24:40,912
فقط يه مأموريتِ ديگه

491
00:24:43,014 --> 00:24:44,116
هِي ، تو رو نگاه کن

492
00:24:44,116 --> 00:24:46,018
خوبه ، مي‌بينم که تو و « سارا » رِله شدين

493
00:24:46,819 --> 00:24:48,822
حالا چي اون يکي يارو ديگه رفته کنار ؟

494
00:24:49,222 --> 00:24:52,627
" خب راستش ، « سارا » و « شاو » با هم دارن ميرن " پاريس

495
00:24:52,627 --> 00:24:54,629
بکمن » فکر ميکنه براي اين آمادگي ندارم »

496
00:24:54,629 --> 00:24:55,731
اما بجز اين قضيه ، بقيه چيزا خوبه

497
00:24:56,832 --> 00:24:58,034
چطور بقيه چيزا خوبه ؟

498
00:24:59,035 --> 00:25:01,939
چاک » من از کار اومدم بيرون تا بتونم »
تو ميدون با تو باشم

499
00:25:01,939 --> 00:25:03,040
تو ... چي کار کردي ؟

500
00:25:03,040 --> 00:25:04,342
... گفتي که من يه بخش از تيمم

501
00:25:04,742 --> 00:25:06,344
که تو با « بکمن » در مورد من حرف ميزني

502
00:25:06,344 --> 00:25:07,446
با « بکمن » درباره من حرف زدي ؟

503
00:25:09,048 --> 00:25:11,350
البته که نزدي
نه ، چرا بايد اين کار رو کني ؟

504
00:25:11,350 --> 00:25:12,852
من يه جاسوس نيستم
يه احمقم

505
00:25:13,053 --> 00:25:14,755
نه ، نه ، احمق نيستي

506
00:25:14,755 --> 00:25:16,958
من يه پستِ مديريتي رو
تو اين وضعيت اقتصادي از دست دادم

507
00:25:17,058 --> 00:25:19,060
ببين رفيق ، متأسفم ، خب ؟
با « بکمن » حرف ميزنم

508
00:25:19,060 --> 00:25:21,864
سارا » قراره برگرده به شهر »
و من اثبات ميکنم کي هستيم

509
00:25:21,864 --> 00:25:24,367
چاک » داري دستم ميندازي ؟ »
هيچکدوم اينا اتفاق نمي‌افته

510
00:25:24,367 --> 00:25:26,169
گوش کن
شاو » ، « سارا » رو بلند ميکنه ، خب ؟ »

511
00:25:26,169 --> 00:25:28,472
تو دوباره اُسکُل‌بازي‌هاي قديميت رو شروع ميکني

512
00:25:28,472 --> 00:25:30,174
و دوباره مشروب خوردن و گيتار هيرو بازي کردن

513
00:25:31,476 --> 00:25:33,278
شايد حرفاي تأسف‌باري درباره « شاو » زده باشم

514
00:25:33,278 --> 00:25:37,784
اما مهم اينه که اون خيلي آدم خوبيه

515
00:25:37,884 --> 00:25:39,186
خوبه ، خوش به حالش

516
00:25:39,286 --> 00:25:41,789
ميدوني ديگه چيه رفيق ؟
يه اسبِ ، باشه ؟

517
00:25:41,789 --> 00:25:44,493
و 99 درصد مواقع مُخ دخترها رو ميزنه

518
00:25:44,493 --> 00:25:45,294
کارمون تمومه

519
00:25:45,394 --> 00:25:46,696
... مورگان » رفيق »

520
00:25:47,096 --> 00:25:48,698
قرار نبود اينو نشون بدم

521
00:25:49,499 --> 00:25:51,802
اما خيلي معرکه بود ، يه کپي ازش گرفتم

522
00:25:52,102 --> 00:25:54,606
حرفام رو اثبات ميکنم
بزن بريم ببينيم

523
00:25:55,407 --> 00:25:56,909
خب ، اين از مأموريتِ

524
00:25:58,811 --> 00:26:01,414
اين « شاو » هستش که الان ما رو نجات ميده

525
00:26:01,414 --> 00:26:02,816
وايسا
وايسا ، اصل مطلب برسه

526
00:26:05,119 --> 00:26:06,521
بايد درد داشته باشه

527
00:26:06,921 --> 00:26:07,822
يه مشکلي داريم

528
00:26:07,923 --> 00:26:08,724
چي ؟

529
00:26:08,724 --> 00:26:09,525
چاک » اينو نگاه کن »

530
00:26:11,227 --> 00:26:12,328
اون مُشتِش رو نگه ميداره

531
00:26:13,930 --> 00:26:15,332
و لَگَدش رو

532
00:26:15,632 --> 00:26:16,834
اصلاً به طرف نمي‌خوره

533
00:26:17,835 --> 00:26:20,138
« اما اون به آدما شليک کرد « مورگان
آدم بَدها رو زد

534
00:26:20,639 --> 00:26:23,242
خوني ، شليك به مغزي ، چيزي ديدي بريزه بيرون ؟

535
00:26:23,242 --> 00:26:24,744
چاک » ديدي تو مغز کسي بزنه ؟ »

536
00:26:26,747 --> 00:26:27,948
خيلي‌خب ، به من گوش کن

537
00:26:28,148 --> 00:26:30,351
من همه اين فيلم جنگي‌هاي هُنگ‌كونگي رو ديدم

538
00:26:30,351 --> 00:26:31,152
باشه ؟

539
00:26:31,152 --> 00:26:34,256
تَوَجُّهت رو هم جلب ميکنم
" به پوستر مورد علاقه‌ام از " ساني شيبا

540
00:26:34,256 --> 00:26:35,358
وقتي اين اومد ، يه نوجوون بودم

541
00:26:35,358 --> 00:26:36,159
بايد بهم اعتماد کني

542
00:26:36,159 --> 00:26:38,462
ميتونم جعلي بودن
هر سکانس رو از يك كيلومتري تشخيص بدم

543
00:26:38,662 --> 00:26:39,663
اين همون چيزيِ که ما داريم

544
00:26:41,966 --> 00:26:45,971
اما اگه اين يه جعل باشه
که معنيش ميشه با " رينگ " همکاري ميکنه

545
00:26:47,573 --> 00:26:48,574
و « سارا » هم باهاشه

546
00:26:51,778 --> 00:26:53,781
دارم صحنه نَبَرد رو به کامپيوترِ « بکمن » آپلود ميکنم

547
00:26:58,988 --> 00:27:00,389
« گزارش بده « چاک

548
00:27:00,389 --> 00:27:02,292
ژنرال ، خيلي متأسفم که اين وقت شب مزاحم شدم

549
00:27:02,292 --> 00:27:03,393
اما الان يه چيزي رو فهميديم

550
00:27:03,393 --> 00:27:04,495
يه چيز مهم

551
00:27:04,495 --> 00:27:06,197
مأمور « شاو » با " رينگ " همکاري ميکنه

552
00:27:06,497 --> 00:27:09,000
چاک » چند بار بايد اين حرفا رو بزنيم ؟ »

553
00:27:09,000 --> 00:27:11,003
ژنرال ، از قبل هم حق با من بود
اما دليلم اشتباه بود

554
00:27:11,003 --> 00:27:12,905
اما اين بار دليلم هم درسته

555
00:27:12,905 --> 00:27:14,007
و ميتونم اثباتش کنم

556
00:27:15,609 --> 00:27:16,410
سلام

557
00:27:17,011 --> 00:27:18,813
اون اينجا چيکار ميکنه ؟

558
00:27:18,813 --> 00:27:21,116
خب ، اول از همه قربان ... خانم

559
00:27:21,416 --> 00:27:22,317
بايد بگم قربان ؟ چي بايد بگم ؟

560
00:27:22,317 --> 00:27:24,921
فقط حرف بزن -
خيلي‌خب ، مرسي که اين شانس رو بهم دادين -

561
00:27:24,921 --> 00:27:27,724
بس کن ! تو اينجا چي کار ميکني ؟

562
00:27:27,724 --> 00:27:28,926
من ؟ با اونم

563
00:27:29,226 --> 00:27:30,027
من تو تيم « چاک » هستم

564
00:27:30,027 --> 00:27:33,532
اوه نه ، نيستي ، چون « چاک » ديگه خودش هم تيم نداره

565
00:27:33,532 --> 00:27:36,435
مي‌خوا که تا 5 دقيقه ديگه از قلعه بياييد بيرون

566
00:27:36,435 --> 00:27:38,438
چاک » كار كردنت به حالتِ تعليق در مياد »

567
00:27:38,438 --> 00:27:40,841
نه ، نه ژنرال

568
00:27:42,443 --> 00:27:43,745
بي‌خيال
اون تماسم رو بلوک کرده

569
00:27:44,245 --> 00:27:47,149
خب ، زمان جاسوسي من واقعاً هيجان‌انگيز بود

570
00:27:47,149 --> 00:27:48,451
فقط ميدوني يه کمي کوتاه بود ؟

571
00:27:48,851 --> 00:27:49,652
تو هنوز هم يه جاسوسي

572
00:27:49,752 --> 00:27:50,553
چطور رفيق ؟

573
00:27:50,553 --> 00:27:53,157
چون الان يه تيم مي‌خوام و تو تنها کسي هستي
که من دارم ، باشه ؟

574
00:27:53,257 --> 00:27:54,759
يا با " سي آي اي " يا بدونِ اون

575
00:27:54,759 --> 00:27:55,560
بايد « سارا » رو نجات بديم

576
00:27:56,461 --> 00:27:57,462
فقط خودمون دو تا

577
00:27:58,764 --> 00:28:01,467
نه ، يه نفر ديگه هم هست

578
00:28:02,268 --> 00:28:03,670
خب ، حالا اونا تو " پاريس " هستن
« سارا » و « شاو »

579
00:28:03,670 --> 00:28:06,374
و « شاو » اين بار واقعاً با " رينگ " کار ميکنه

580
00:28:06,374 --> 00:28:08,877
حالا ميدونم که تو نميتوني ديگه به من کمک کني
همش رو ميدونم

581
00:28:09,277 --> 00:28:10,479
اما « سارا » بدون ما مي‌ميره

582
00:28:11,080 --> 00:28:11,981
من تنها نميتونم اين کار رو کنم

583
00:28:13,282 --> 00:28:15,185
و من نميتونم ديگه بهت کمک کنم
من يه جاسوس نيستم

584
00:28:15,185 --> 00:28:17,187
اما تو يه جاسوسي
يه جاسوسِ هميشگي

585
00:28:20,992 --> 00:28:23,295
بود ، « چاک » بود

586
00:28:23,295 --> 00:28:24,797
اما اون يه مَرد " باي‌مور " شده

587
00:28:25,498 --> 00:28:26,299
درسته

588
00:28:26,299 --> 00:28:28,802
خودت رو وقف زندگي " باي‌موري " کردي

589
00:28:29,703 --> 00:28:31,506
اما بيدار شو « جان » ، باشه ؟

590
00:28:31,606 --> 00:28:33,008
چون ما تو رو ، براي سوار شدن به هواپيما نياز داريم

591
00:28:33,208 --> 00:28:34,710
چاک » بهت نياز داره »

592
00:28:35,711 --> 00:28:39,015
و اگه نمي‌خواي عيبي نداره
ميدوني ، جمعه شب خودت رو ببين

593
00:28:39,015 --> 00:28:41,919
که با « جف » و « لستر » و گروهش
داريد تو " وودلند " مي‌گَردين

594
00:28:41,919 --> 00:28:44,422
اينا رو ميدونم
چون من اون آدم بودم

595
00:28:44,522 --> 00:28:48,227
... « اما « چاک » و « سارا » و تو « کيسي

596
00:28:48,728 --> 00:28:50,930
بهم نشون دادين که ميتونم آدم بزرگتري باشم

597
00:28:50,930 --> 00:28:54,435
که براي چيزي اومدم ، براي جاسوس شدن

598
00:28:57,439 --> 00:28:58,340
تو چي ؟

599
00:28:58,640 --> 00:28:59,942
توي خودت چي مونده ؟

600
00:29:00,743 --> 00:29:02,545
مي‌خواي وقتي بزرگتر شدي ، چي بشي ؟

601
00:29:05,048 --> 00:29:08,052
مورگان » برو توي کمد لباسام و »
کت شلورم رو بيار

602
00:29:10,355 --> 00:29:11,457
سياهِ رو

603
00:29:19,667 --> 00:29:20,568
همش همين بود ؟

604
00:29:21,670 --> 00:29:22,871
اين همه چيزي بود که از « شاو » پيدا کردم

605
00:29:22,871 --> 00:29:24,073
باورم نميشه اين اتفاق داره مي‌افته

606
00:29:24,073 --> 00:29:25,174
« اون ميتونه مُرده باشه « کيسي

607
00:29:26,175 --> 00:29:27,377
رو مأموريت تمرکز کن ، باشه ؟

608
00:29:36,088 --> 00:29:37,189
چي شد ؟ فلش زدي ؟

609
00:29:37,189 --> 00:29:38,491
يه مأموريت براي ده سال پيشِ

610
00:29:38,491 --> 00:29:39,592
اصلاً به « سارا » ربطي نداره

611
00:29:39,592 --> 00:29:40,894
ميتونم رو هر چيزي که اينجاست ، فلش بزنم

612
00:29:40,894 --> 00:29:42,596
و هنوز هم هيچي نداريم و تو خونه اول هستيم

613
00:29:42,596 --> 00:29:45,300
تو اين هواپيما گير کردم و
نميتونم کاري درباره‌اش کنم

614
00:29:45,300 --> 00:29:46,301
چاک » تمرکز کن »

615
00:29:47,102 --> 00:29:47,903
اينترسکت " رو فراموش کن "

616
00:29:47,903 --> 00:29:49,104
جاسوس بودن رو فراموش کن

617
00:29:49,405 --> 00:29:51,407
قبل از همه اينا ، تو آدم باهوشي هستي

618
00:29:51,508 --> 00:29:52,509
حالا اين اطلاعات رو داريم

619
00:29:52,509 --> 00:29:54,311
! تو ميتوني بفهمي سارا کجاست

620
00:29:54,812 --> 00:29:55,813
اين کاريِ که بايد کني

621
00:30:01,420 --> 00:30:02,522
سارا » کجايي ؟ »

622
00:30:27,854 --> 00:30:28,955
يه چيزي هستش

623
00:30:29,957 --> 00:30:30,758
چي شده ؟

624
00:30:42,473 --> 00:30:43,674
چرا منو آوردي اينجا ؟

625
00:30:44,775 --> 00:30:45,777
منظورت چيه ؟

626
00:30:49,682 --> 00:30:50,783
تو منو اينجا کِشوندي

627
00:30:51,484 --> 00:30:52,786
يالا
اينجا جايي هست که من بهش شليک کردم

628
00:30:52,786 --> 00:30:54,087
اين يه جور تله‌ست ؟

629
00:30:54,888 --> 00:30:58,593
سارا » ... تو همسر منو کُشتي »

630
00:31:02,498 --> 00:31:04,300
واقعاً فکر کردي من با اين موضوع کنار اومدم ؟

631
00:31:05,702 --> 00:31:06,503
.... اما گفتي که

632
00:31:06,503 --> 00:31:08,105
خيلي چيزها گفتم که تو رو بيارم اينجا

633
00:31:10,408 --> 00:31:11,710
تفنگ داره برات سنگين ميشه ، نه ؟

634
00:31:28,131 --> 00:31:29,833
ميدوني با اين ميتوني به يکي صدمه بزني

635
00:31:31,535 --> 00:31:33,037
يه کافه اين اطراف هست

636
00:31:34,038 --> 00:31:35,040
فقط بشين و در مورد جزئياتش بحث کنيم

637
00:31:37,042 --> 00:31:39,245
آروم باش
الان ديگه تموم ميشه

638
00:31:50,760 --> 00:31:52,161
سَمِّ مخصوصيِ

639
00:31:53,763 --> 00:31:54,765
تو رو نميکُشه

640
00:31:54,865 --> 00:31:56,667
ساده‌ست ، سيستم عصبيت رو نابود ميکنه

641
00:31:57,969 --> 00:31:59,571
مي‌خوام ببيني که بعدش چي پيش مياد

642
00:32:00,272 --> 00:32:02,274
مي‌خوام که درک کني ، چرا من اين کار رو ميکنم

643
00:32:04,177 --> 00:32:08,182
خب « سارا » ، مي‌بينم که
با جديدترين مأمورِ " رينگ " آشنا شدي

644
00:32:10,084 --> 00:32:10,885
چرا ؟

645
00:32:11,586 --> 00:32:15,191
خب ، به « دنيل » پيشنهاد کردم
... فقط از قاتلش ، از رو کينه انتقام نگيره

646
00:32:15,191 --> 00:32:18,895
بلکه سازماني رو که اين دستور رو داده
رو نابود هم کنه

647
00:32:19,596 --> 00:32:20,898
" سي آي اي "

648
00:32:30,310 --> 00:32:33,915
سي آي اي " باوَر داشت که « اِيو » به سمت ما اومده "

649
00:32:34,315 --> 00:32:36,518
رئيست ، « لنستر گراهام » دستور قتلش رو بهت داد

650
00:32:37,219 --> 00:32:39,221
کاري رو که ازت خواسته بودن ، انجام دادي

651
00:32:39,622 --> 00:32:42,726
مي‌خوام براي " سي آي اي " يه پيغام بفرستم که اونا
به نيروي خودشون خيانت کردن

652
00:32:43,126 --> 00:32:44,228
« کارِت عاليه « دنيل

653
00:32:46,030 --> 00:32:47,432
اونا بايد بدونن با من چي کار کردن

654
00:32:48,133 --> 00:32:50,135
بايد دردي رو که من کِشيدم ، حس کنن

655
00:32:51,637 --> 00:32:54,140
و به همين خاطر ... مجبورم که تو رو بُکُشم

656
00:32:57,945 --> 00:32:59,547
اون نوشته رو آوردي ؟

657
00:33:02,651 --> 00:33:06,256
" گزارش جزئياتِ مشکلاتِ " سايفر

658
00:33:06,256 --> 00:33:09,159
اطلاعاتِ فني بايد به دانشمندهاتون کمک کنه
تا " اينترسکت " رو تموم کنن

659
00:33:09,460 --> 00:33:10,962
« مرسي « دنيل

660
00:33:11,162 --> 00:33:12,263
باهات تماس مي‌گيرم

661
00:33:15,367 --> 00:33:16,769
مي‌خواي که ما ... ؟ -
نه -

662
00:33:18,672 --> 00:33:19,973
مي‌خوام بهش رودخونه رو نشون بدم

663
00:33:21,075 --> 00:33:21,876
... اونجا

664
00:33:21,876 --> 00:33:22,677
توي شب ، زيباست

665
00:33:24,179 --> 00:33:25,681
خب ، پس شب بخير

666
00:33:26,682 --> 00:33:27,683
« خدافظ « سارا

667
00:33:34,992 --> 00:33:35,994
تقريباً وقت رفتنِ

668
00:33:46,707 --> 00:33:47,608
چطور منو پيدا کردي ؟

669
00:33:49,411 --> 00:33:50,312
... پرونده‌ات رو خوندم

670
00:33:51,113 --> 00:33:53,115
براي همسرت رو ، مأموريت‌هات رو

671
00:33:53,115 --> 00:33:54,417
هر برگه‌اي رو که تو بخش غربي نوشته بودي

672
00:33:54,417 --> 00:33:55,418
همه گزارشاتِ سفرت رو

673
00:33:56,420 --> 00:33:58,623
هر سال يه بار براي خاطراتِ همسرت ميايي اينجا

674
00:33:59,924 --> 00:34:02,227
اينجا جايي بود که دوست داشتي « سارا » هم ببينه

675
00:34:03,729 --> 00:34:05,431
هوشمندانه بود ، خيلي هوشمندانه

676
00:34:05,732 --> 00:34:06,733
تو دستگيري

677
00:34:06,733 --> 00:34:07,634
حالا ، بلند شو

678
00:34:08,735 --> 00:34:09,937
« اما زياد باهوش نيستي ، « چاک

679
00:34:11,739 --> 00:34:13,842
الان بايد ماشه رو بِکِشي

680
00:34:14,443 --> 00:34:15,244
منو بُکُش

681
00:34:21,752 --> 00:34:22,753
نمي‌تونم اين کار رو کنم

682
00:34:28,060 --> 00:34:29,362
مي‌بينم که « کيسي » رو هم آوردي

683
00:34:31,064 --> 00:34:32,065
... آره ، همين طوره

684
00:34:33,167 --> 00:34:35,469
و حالا داره ترتيب رئيسِ جديدت رو ميده

685
00:34:36,971 --> 00:34:37,873
و تو هم منو گرفتي ؟

686
00:34:39,074 --> 00:34:41,277
بلند شو

687
00:34:41,577 --> 00:34:42,779
گمونم تفنگ ، ايده‌ي اونِ

688
00:34:44,181 --> 00:34:44,982
خوبه

689
00:35:25,533 --> 00:35:27,336
نه « شاو » ، اين کار رو نکن

690
00:35:27,736 --> 00:35:28,837
نمي‌توني فلش بزني ، نه ؟

691
00:35:29,538 --> 00:35:31,741
احساساتت ، تو رو توي دردسر ميندازه

692
00:35:33,644 --> 00:35:34,645
حالا همين جا بمون

693
00:35:34,845 --> 00:35:35,846
نمي‌خوام به تو صدمه بزنم

694
00:35:36,647 --> 00:35:37,749
هيچکدومِ اينا تقصير تو نيست

695
00:35:38,850 --> 00:35:40,052
به اونا راز تو رو نگفتم

696
00:35:40,853 --> 00:35:41,954
... اما اگه دنبالم بيايي

697
00:35:43,056 --> 00:35:44,157
ميکُشمت

698
00:35:50,866 --> 00:35:52,067
« سارا »

699
00:36:06,385 --> 00:36:07,787
سَم ، درد رو کُند ميکنه

700
00:36:09,189 --> 00:36:10,390
چيزي رو حس نميکني

701
00:36:11,692 --> 00:36:12,593
وايسا

702
00:36:15,897 --> 00:36:16,799
بهت اخطار دادم

703
00:36:19,502 --> 00:36:20,503
... لطفاً

704
00:36:20,904 --> 00:36:22,306
نيازي نيست اينجوري بشه

705
00:36:25,510 --> 00:36:26,711
« اين تو نيستي « شاو

706
00:36:28,113 --> 00:36:29,114
نميتوني اين کار رو کني

707
00:36:34,121 --> 00:36:35,122
تولدت مبارک

708
00:36:40,529 --> 00:36:41,630
دوستت دارم

709
00:36:42,231 --> 00:36:43,733
نه « چاک » ، ميتونم

710
00:36:44,734 --> 00:36:45,435
تو نمي‌توني

711
00:36:56,950 --> 00:36:58,051
« سارا »

712
00:37:02,156 --> 00:37:05,761
« سارا » ... « سارا »

713
00:37:24,885 --> 00:37:26,287
... « سارا »

714
00:37:46,213 --> 00:37:47,514
بحثي نمونده

715
00:37:47,514 --> 00:37:49,417
« خيلي وقته براي من کار نميکني « جان

716
00:37:49,817 --> 00:37:51,619
تا وقتي تو " باي‌مور " فروشنده هستي

717
00:37:51,619 --> 00:37:53,221
ما حرفي با هم نداريم

718
00:37:55,024 --> 00:37:56,726
... گمونم نمي‌خواي درباره

719
00:37:56,726 --> 00:37:58,328
دوست کوچيکم که اينجاست حرف بزني ، هان ؟

720
00:37:58,628 --> 00:37:59,730
" رئيسِ " رينگ

721
00:38:03,435 --> 00:38:04,836
در ازاي اون چي مي‌خواي ؟

722
00:38:05,737 --> 00:38:08,441
خب ... برگشتِ شغلي
درجه‌هام هم برگرده

723
00:38:09,743 --> 00:38:11,044
... و يه ويکتورياي کراون

724
00:38:14,549 --> 00:38:16,551
و يه درخواست که شايد خوشتون نياد

725
00:38:17,653 --> 00:38:19,054
به نظر ، اين کار خوبي ميادش

726
00:38:19,054 --> 00:38:20,857
اما فقط ... نتونستم ازش دل بکنم

727
00:38:22,158 --> 00:38:24,061
چيزي که اومدم اينجا
... تا ازتون تقاضا کنم

728
00:38:26,063 --> 00:38:27,465
ميتونم برگردم به فروشگاه ، قربان ؟

729
00:38:29,968 --> 00:38:30,769
شايد ؟

730
00:38:31,670 --> 00:38:32,472
... فقط

731
00:38:35,275 --> 00:38:36,176
راه خروج رو بَلَدم

732
00:38:36,777 --> 00:38:38,079
نه هنوز

733
00:38:43,986 --> 00:38:46,089
نتونستم اين رو به کسي پيشنهاد بدم

734
00:38:46,890 --> 00:38:47,991
اين منتظر تو مونده

735
00:38:53,799 --> 00:38:54,800
نگران نباش ، پسر

736
00:38:56,602 --> 00:38:57,904
هميشه ميتوني برگردي به خونه

737
00:38:58,104 --> 00:38:59,806
خيلي ممنون ، مايک بزرگ -
بابا -

738
00:39:01,108 --> 00:39:02,009
آره

739
00:39:02,109 --> 00:39:02,910
مرسي ، مايک بزرگ

740
00:39:02,910 --> 00:39:04,913
بابايي -
بزار از همون پدر شروع کنيم ، مرسي پدر -

741
00:39:05,514 --> 00:39:06,315
از اين خوشم اومد

742
00:39:13,324 --> 00:39:15,526
مورگان گريمز » ؟ »

743
00:39:15,727 --> 00:39:16,628
بله ، شما ؟

744
00:39:17,128 --> 00:39:19,832
" ژنرال بکمن » هستم از " ان.اس.اي »

745
00:39:20,933 --> 00:39:22,435
.... زنگ زدم که بگم

746
00:39:23,336 --> 00:39:26,540
شما به طور رسمي
عضوي از تيم « بارتوفسکي » هستيد

747
00:39:26,641 --> 00:39:27,642
منو که دست نمي‌ندازين ، نه ؟

748
00:39:27,942 --> 00:39:31,347
... اين که يه جور
شوخي و چيزي نيست ؟

749
00:39:31,747 --> 00:39:33,750
نه ، ما شوخي نميکنيم

750
00:39:34,651 --> 00:39:36,253
مي‌تونيد از سرهنگ « کيسي » تشکر کنيد

751
00:39:36,453 --> 00:39:37,354
خيلي‌خب ، برم از کارم استعفاء بدم

752
00:39:37,354 --> 00:39:38,756
يه لحظه وايستيد -
اين کار رو نکنيد -

753
00:39:39,457 --> 00:39:41,059
پوششِ شما " باي مور " هستش

754
00:39:41,459 --> 00:39:43,061
درسته ، درسته ، عاليه

755
00:39:43,162 --> 00:39:44,563
عاليه
من تو اين کار خوبم

756
00:39:44,964 --> 00:39:45,965
بله ، کاپيتان

757
00:39:46,165 --> 00:39:47,067
ژنرال

758
00:39:47,467 --> 00:39:48,468
درستش ژنرالِ

759
00:39:48,468 --> 00:39:49,870
البته ژنرال ، ژنرال

760
00:39:50,271 --> 00:39:51,372
مرسي ... مرسي آقا

761
00:39:51,873 --> 00:39:52,473
خانم

762
00:39:52,473 --> 00:39:53,575
نا اُميدتون نميکنم

763
00:39:54,176 --> 00:39:55,177
الو ... ؟

764
00:39:55,377 --> 00:39:56,378
الو ؟

765
00:40:09,195 --> 00:40:09,996
هِي

766
00:40:16,905 --> 00:40:18,006
چطوري ؟

767
00:40:19,007 --> 00:40:20,509
اوه ، چي شد ؟

768
00:40:24,715 --> 00:40:26,116
همه چيز الان مرتبه

769
00:40:27,919 --> 00:40:29,521
شاو » چي شد ؟ »

770
00:40:32,925 --> 00:40:33,726
مُرده

771
00:40:37,731 --> 00:40:38,632
متأسفم

772
00:40:39,433 --> 00:40:40,435
... خداي من

773
00:40:42,037 --> 00:40:43,138
... اونجا يه

774
00:40:43,238 --> 00:40:44,440
... يه کافه بودش و

775
00:40:45,741 --> 00:40:47,544
و يه پُل که اون سعي ميکرد منو اونجا بُکُشه

776
00:40:50,247 --> 00:40:51,749
اوه خداي من ، تو بهش شليک کردي

777
00:40:51,749 --> 00:40:53,351
« نمي‌تونستم بزارم بهت صدمه بزنه « سارا

778
00:40:54,753 --> 00:40:56,555
بهم اعتماد کن ، مجبور شدم

779
00:40:58,257 --> 00:41:00,460
اما من هنوز همون آدمم
« هنوز « چاکم

780
00:41:00,460 --> 00:41:01,461
قول ميدم

781
00:41:02,262 --> 00:41:03,664
تو منو نجات دادي

782
00:41:27,595 --> 00:41:29,697
چاک » ، « سارا » ، کارِتون عالي بود »

783
00:41:29,697 --> 00:41:31,099
با سرهنگ « کيسي » همفکري کردم

784
00:41:31,099 --> 00:41:32,301
و اون منو متوجه نکاتي کرد

785
00:41:32,301 --> 00:41:34,804
انتظار يه گزارش کامل رو دارم
" وقتي برگشتين " بربنک

786
00:41:35,805 --> 00:41:38,909
راستش ژنرال فکر ميکنم
يه چند روزي رو نياز داريم كه تو " پاريس " باشيم

787
00:41:38,909 --> 00:41:40,511
نه ، مي‌خوام هرچه سريعتر برگردين

788
00:41:40,511 --> 00:41:41,613
ما يه مأموريت جديد داريم

789
00:41:41,713 --> 00:41:44,416
... " شب گذشته گروهي از آدمکُش‌هاي " پِرويي

790
00:41:45,518 --> 00:41:46,919
مأمور « بارتوفسکي » ؟

791
00:41:47,320 --> 00:41:48,321
مأمور « واکر » ؟

792
00:41:49,322 --> 00:41:51,025
ارتباطم قطع شد
درستش کن

793
00:41:52,326 --> 00:41:52,927
... نميدونم

794
00:41:52,927 --> 00:41:54,329
پس خفه شو و بوسم کن

795
00:42:02,039 --> 00:42:17,058
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@