1
00:00:01,733 --> 00:00:04,402
سلام من "چاک" هستم
و اينها چيزايي‌ه که اخيرا توي زندگيم اتفاق افتاده

2
00:00:04,407 --> 00:00:08,410
تو همون نسخه از "اينترسکت"ي
که "مورگان" داشت رو الان نداري که نه؟

3
00:00:09,145 --> 00:00:12,000
من ميدونم که فلش زدن باعث ميشه
حافظه‌ات رو از دست بدي

4
00:00:13,048 --> 00:00:13,848
!!!نه

5
00:00:14,934 --> 00:00:15,984
"او‌ه‌ه‌ه، "سارا

6
00:00:16,018 --> 00:00:17,118
تو ديگه کي هستي؟

7
00:00:17,153 --> 00:00:18,019
من سرپرستت هستم

8
00:00:18,053 --> 00:00:19,254
دستورات لازم داده شدن

9
00:00:19,288 --> 00:00:23,226
تو بايد "چاک بارتوسکي" رو بکشي

10
00:00:25,761 --> 00:00:26,944
خيله خب بچه‌ها، "سارا" يه جايي اون بيرونه

11
00:00:26,979 --> 00:00:28,796
اون هنوز اون بيرون‌ه و ما بايد پيداش کنيم

12
00:00:28,830 --> 00:00:30,631
کوئين" گفته بود که ميخواد آخرين"
اينترسکت"ي که مونده رو بدست بياره"

13
00:00:30,666 --> 00:00:33,100
معنيش اين ميشه که اگه ما آخرين "اينترسکت" رو
پيدا کنيم احتمالا "کوئين" رو هم پيداش ميکنم

14
00:00:33,118 --> 00:00:34,599
..."و همراه "کوئين -
سارا" رو پيدا ميکنيم" -

15
00:00:34,600 --> 00:00:35,653
دقيقا همينطوره

16
00:00:35,704 --> 00:00:38,706
و دقيقا به همين دليله که من
پايگاه اطلاعاتي "سي.آي.اي" رو هک کردم

17
00:00:39,975 --> 00:00:41,342
قبل اينکه چيزي بگيد يکم ديگه به حرفام گوش کنيد

18
00:00:41,376 --> 00:00:42,343
چون يه چيز قابل توجهي پيدا کردم

19
00:00:42,377 --> 00:00:44,445
اينا نقشه ي ساختمان "دارپا"ست

20
00:00:44,463 --> 00:00:45,546
دارپا"؟ اين مخفف‌ه يه اسمه"

21
00:00:45,580 --> 00:00:46,948
يه لحظه صبر کنيد الان ميگم

22
00:00:46,982 --> 00:00:48,849
همون "سازمان پروژه هاي تحقيقاتي
فوق پيشرفته ي دفاعي" هستش"

23
00:00:49,200 --> 00:00:51,886
مورگان" اگر "سي.آي.اي"  توي کارمنداش فقط"
يک مهندس کامپيوتر و الکترونيک داشته باشه

24
00:00:51,920 --> 00:00:54,322
اون طرف حتما توي اين ساختمون کار ميکنه
من هم اينقدر اطاق‌هاي کاملا سفيد مخصوص "اينترسکت" ديدم

25
00:00:54,356 --> 00:00:56,190
که بدونم توي همچنين ساختموني حتما يکي هست

26
00:00:56,224 --> 00:00:59,000
بچه‌ها من ميدونم که اينها همه حدس و گمانه

27
00:00:59,001 --> 00:01:00,999
اما بالاخره بايد براي پيدا کردن "سارا" يه کاري انجام بدم

28
00:01:01,000 --> 00:01:03,400
اينطور نميتونم ادامه بدم که فقط بشينم و منتظر بمونم

29
00:01:03,498 --> 00:01:05,700
شماها با من هستيد يا نه؟

30
00:01:05,734 --> 00:01:08,369
بزن بريم -
صد در صد با تو ام -

31
00:01:11,340 --> 00:01:13,157
سارا"؟" -

32
00:01:13,191 --> 00:01:17,695
ببخشيد که خونه برگشتنم، اينقدر طول کشيد

33
00:01:17,746 --> 00:01:19,246
...عزيزم

34
00:01:19,281 --> 00:01:23,084
عزيزم چي به سرت اومده؟

35
00:01:23,118 --> 00:01:27,722
سارا" من ميدونم که خيلي چيزها رو فراموش کردي"

36
00:01:27,756 --> 00:01:29,590
تو پنج سال گذشته رو به طور کامل تحت پوشش کار ميکردي

37
00:01:29,624 --> 00:01:34,200
و يه جاسوس‌ه حقه باز و فاسد به اسم
چاک بارتوسکي"رو تحت نظر داشتي"

38
00:01:34,262 --> 00:01:36,931
هر چيزي که لازم باشه بدوني داخل اين پرونده هست

39
00:01:37,966 --> 00:01:42,000
نقاط قوت، نقطه ضعف‌ها و اطلاعات شخصي
از نزديکان و افرادي که اطرافش هستند

40
00:01:42,104 --> 00:01:43,504
به خاطر بسپرشون

41
00:01:43,538 --> 00:01:45,172
سوالي نداري؟

42
00:01:45,207 --> 00:01:48,809
...آره، فقط يه سوال دارم

43
00:01:48,844 --> 00:01:50,945
دقيقا به چه دليلي بايد به تو اعتماد کنم؟

44
00:02:00,122 --> 00:02:02,856
مامور "واکر" من طرف تو هستم
نميخوام که بهت آسيبي بزنم

45
00:02:09,381 --> 00:02:12,333
... بعدش از پنجره پرتش کردم بيرون و

46
00:02:12,367 --> 00:02:14,035
اينجوري شد که تونستم فرار کنم

47
00:02:14,069 --> 00:02:15,369
چي؟ اصلا باورم نميشه اين کارو باهاش کردي

48
00:02:15,387 --> 00:02:17,238
بطور ديونه کننده‌اي خارق‌العادست

49
00:02:17,272 --> 00:02:18,272
کوئين" چي شد؟"

50
00:02:18,306 --> 00:02:19,373
مرده

51
00:02:19,408 --> 00:02:21,175
اينترسکت" هم از ذهنم پاک شده"

52
00:02:21,209 --> 00:02:24,711
پس همه چيز تمومه -
خب خدا رو شکر اين زخمها سطحي به نظر مياد  -

53
00:02:26,481 --> 00:02:29,150
بهتره اجازه بديم کمي استراحت کني

54
00:02:30,352 --> 00:02:32,286
"النور بارتوسکي"

55
00:02:32,320 --> 00:02:33,571
خواهرشه

56
00:02:33,605 --> 00:02:35,656
الي" صداش ميکنن"

57
00:02:35,690 --> 00:02:36,891
"ممنونم "الي

58
00:02:36,925 --> 00:02:38,292
اسم شوهرش رو هم که يادته!؟

59
00:02:38,326 --> 00:02:40,911
"از تو هم ممنونم "دوون

60
00:02:42,330 --> 00:02:43,831
از همتون ممنونم

61
00:02:43,865 --> 00:02:45,332
واقع .. واقعا خوشحالم که خونه‌ام

62
00:02:45,367 --> 00:02:46,617
خوشحالم که حالت خوبه

63
00:02:46,668 --> 00:02:48,669
خودم هم همينطور

64
00:02:54,926 --> 00:02:58,800
همينطور که اين يارو "بارتوسکي" رو يادم نمياد
تو رو هم به خاطر ندارم

65
00:02:58,847 --> 00:03:01,882
پس بهم بگو چه بلايي سرم اومده؟

66
00:03:01,916 --> 00:03:04,518
واکر" يه فرصت به من بده"

67
00:03:04,553 --> 00:03:06,420
يه چيزي هست که تو بايد ببيني

68
00:03:07,639 --> 00:03:10,357
مامور "سارا واکر" هستم

69
00:03:10,392 --> 00:03:13,694
امروز بيست و چهارم سپتامبر 2007
و اولين روز اين ماموريت هست

70
00:03:13,728 --> 00:03:15,930
امروز با "اينترسکت" ملاقات داشتم

71
00:03:15,964 --> 00:03:19,100
"چارلز اروينگ بارتوسکي" يا ترجيحا "چاک"

72
00:03:19,134 --> 00:03:22,169
ماموريتم خيلي ساده ست: بايد اعتمادش رو جلب کنم
و بفهمم که اون چي ميدونه

73
00:03:22,204 --> 00:03:26,400
رفتارها و کارهاش رو تحت نظر داشته باشم تا بر اين اساس
سازمان بتونه تصميم بگيره که چه کار بايد باهاش کنه

74
00:03:27,500 --> 00:03:31,000
خب "مامور واکر" ، سازمان تصميمش رو گرفته

75
00:03:31,580 --> 00:03:36,200
...چاک بارتوسکي" نشون داده که تهديد بزرگي براي"

76
00:03:37,200 --> 00:03:38,500
امنيت ملي ماست

77
00:03:39,838 --> 00:03:43,100
خب رئيس "گراهام" رو بيارش پشت خط
تا اون دستورات لازم رو به من بده

78
00:03:43,225 --> 00:03:44,391
"اون مرده "سارا

79
00:03:44,426 --> 00:03:47,645
خب پس همکارم "برايس" چي؟
اون کجاست؟

80
00:03:47,679 --> 00:03:49,630
"متاسفم "سارا

81
00:03:49,664 --> 00:03:51,198
اون هم مرده

82
00:03:51,233 --> 00:03:54,068
اين امکان نداره

83
00:04:00,158 --> 00:04:02,658
ما معتقدم که "بارتوسکي" و همکارهاش

84
00:04:02,700 --> 00:04:04,378
در مرگ هر دوشون دست داشتند

85
00:04:06,281 --> 00:04:08,582
... آرزوم اين بود که ميذاشتم تمام

86
00:04:08,617 --> 00:04:10,885
کارهاي وحشتناکي که اين مرد

87
00:04:10,919 --> 00:04:12,853
انجام داده رو فراموش کني

88
00:04:12,888 --> 00:04:16,524
ولي واجبه که جلوي "چاک بارتوسکي" گرفته بشه

89
00:04:16,558 --> 00:04:18,509
اون يه خائنه

90
00:04:20,162 --> 00:04:22,163
و تو ميخواي که من اون رو بکشم؟

91
00:04:22,197 --> 00:04:23,397
بله

92
00:04:23,431 --> 00:04:24,999
اما قبلش

93
00:04:25,033 --> 00:04:28,018
ميخوام که وسيله‌اي که اون از ما دزديده رو برگردوني

94
00:04:28,053 --> 00:04:30,020
"يه عينک "اينترسکت

95
00:04:30,055 --> 00:04:32,857
... به نظر ما "چاک" ميخواد ازش براي

96
00:04:32,891 --> 00:04:35,209
آپلود ورژن سالم و دستکاري نشده ي "اينترسکت" استفاده کنه

97
00:04:37,612 --> 00:04:40,500
سارا" اگر ميخواي زندگي از دست رفته‌ات"

98
00:04:42,000 --> 00:04:44,800
زندگي‌اي که اون ازت دزديده رو برگردوني

99
00:04:44,900 --> 00:04:47,454
... برگرد به "بربنک"، عينک رو بدست بيار و

100
00:04:48,600 --> 00:04:52,920
چاک بارتوسکي" رو يکبار و براي هميشه"
به خواب ابدي بفرست تا استراحت کنه

101
00:05:02,671 --> 00:05:04,538
خيلي خوشحالم که حالت خوبه

102
00:05:04,573 --> 00:05:05,739
عاشقتم

103
00:05:05,774 --> 00:05:07,775
من هم عاشقتم

104
00:05:15,767 --> 00:05:45,074
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

105
00:05:47,175 --> 00:05:53,074
<font color="#ffff00">قسمت دوازدهم از فصل پنجم
Chuck Versus Sarah
</font>

106
00:05:59,588 --> 00:06:01,038
...اوه‌ه، تو

107
00:06:01,073 --> 00:06:03,124
تو انگاري ميخواي خودت رو با اون بکشي، ها؟

108
00:06:03,158 --> 00:06:05,259
فقط دارم اين مرغ رو تيکه‌اش ميکنم

109
00:06:07,195 --> 00:06:09,400
من مي .. ميرم يه تماس کوچولو بگيرم و برگردم باشه؟

110
00:06:09,465 --> 00:06:11,249
دوستت دارم، الان برميگردم

111
00:06:13,368 --> 00:06:15,570
تنها شدم

112
00:06:15,604 --> 00:06:16,471
خوبه

113
00:06:16,505 --> 00:06:17,605
عينک رو پيدا کن

114
00:06:17,639 --> 00:06:19,924
دنبال يه گاوصندوق مخفي يا يه در زيرزميني بگرد

115
00:06:19,975 --> 00:06:21,576
"مراقب باش "واکر

116
00:06:21,610 --> 00:06:24,378
اون رو دست کم نگير

117
00:06:24,396 --> 00:06:26,314
اون بارها و بارها ثابت کرده که

118
00:06:26,348 --> 00:06:28,065
خطرناک‌تر از چيزيه که به نظر ميرسه

119
00:06:28,100 --> 00:06:30,952
اين رو هم يادت باشه که اعضاي گروهش همون اطراف هستند

120
00:06:38,800 --> 00:06:40,000
چه تفاوتي؟

121
00:06:40,100 --> 00:06:42,601
نميدونم "مورگان" واسه همين دارم بهت ميگم
نميتونم يه مورد بخصوص رو بگم

122
00:06:42,800 --> 00:06:45,433
چيزي که ميخوام بهت بگم اينه که "سارا" متفاوت به نظر مياد

123
00:06:45,467 --> 00:06:47,168
ببين، واضحه که اونطور که قبلا بود نيست

124
00:06:47,202 --> 00:06:49,337
...خب اون رو يه آدمکش ديوونه‌ توي يه

125
00:06:49,371 --> 00:06:50,738
قطار سريع‌السير ژاپني گروگان گرفته بود

126
00:06:50,773 --> 00:06:53,107
و بعدش موقع فرار مجبور شد اون يارو رو بکشه

127
00:06:53,142 --> 00:06:54,475
تا از مخفيگاه اون بتونه برگرده خونه

128
00:06:54,510 --> 00:06:55,943
!اونم پاي برهنه

129
00:06:55,978 --> 00:06:57,445
اوه‌ه! اون واقعا باورنکردنيه، مگه نه؟

130
00:06:57,479 --> 00:06:59,797
آره، همينطوره، راست ميگي، حق با توست

131
00:06:59,848 --> 00:07:01,883
...شايد فقط لازمه الان کاري کنم که کمي خاطرش

132
00:07:01,917 --> 00:07:03,100
راحت بشه و آرامش داشته باشه

133
00:07:03,135 --> 00:07:07,000
آره، همينه به اين دختر ناراحت کمي راحتي و آسايش بده
از نگراني درش بيار اين بلوند خوش پروپاچه رو

134
00:07:07,089 --> 00:07:09,123
اينکار ازم بر مياد

135
00:07:13,695 --> 00:07:15,480
هي عزيزم

136
00:07:15,531 --> 00:07:16,864
ميخواي توي اتاق خواب بياي پيشم؟

137
00:07:16,899 --> 00:07:18,633
يه سورپرايز برات دارم -
باشه -

138
00:07:18,667 --> 00:07:20,535
خيله خب

139
00:07:21,703 --> 00:07:23,771
فکر کنم يه فکر تو سرش داره

140
00:07:23,789 --> 00:07:26,040
گوش به زنگ باش

141
00:07:26,074 --> 00:07:29,293
ممکنه يه تله باشه

142
00:07:32,500 --> 00:07:37,485
به "مهمانخانه و آبگرم بارتوسکي" جايي که همه نگراني‌ها
و ناراحتيهاتون از بين ميره خوش آمديد

143
00:07:37,519 --> 00:07:39,487
بايد يه کم قوه‌ي تخيلت رو به کار بندازي

144
00:07:39,521 --> 00:07:41,823
اما اگه منظره رو بخواييد ببينيد، پشت اين پنجره

145
00:07:41,857 --> 00:07:45,126
دره‌ي زيباي "اوها" واقع شده
<font color="#ffff00">(واقع شده در ون‌تورا‌ي کاليفورنيا)</font>

146
00:07:45,160 --> 00:07:48,296
و اين چيزي‌ که به نظر يه تخت کهنه‌ي پنج ساله مياد

147
00:07:48,330 --> 00:07:52,400
که در واقع تخت ماساژ فوق‌العاده ست

148
00:07:54,903 --> 00:07:57,071
ملافه‌ها هم آماده شده اگر نياز داشتيد

149
00:07:58,740 --> 00:08:00,741
واي عاليه

150
00:08:09,551 --> 00:08:10,668
واکر" چه خبر شده؟"

151
00:08:10,702 --> 00:08:12,169
ادعا ميکنه که ميخواد منو ماساژ بده

152
00:08:12,204 --> 00:08:13,754
اما فکر کنم به من نظر داره

153
00:08:13,789 --> 00:08:15,056
آماده‌شدي؟

154
00:08:15,090 --> 00:08:16,958
يه کم صبر کن

155
00:08:16,992 --> 00:08:18,226
آروم بگير

156
00:08:18,260 --> 00:08:20,561
از اين وضعيت بايد يه فرصت بسازي

157
00:08:20,596 --> 00:08:23,197
به خودت اجازه بده تا در مقابل اون آسيب‌پذير به نظر برسي

158
00:08:23,232 --> 00:08:25,165
اين باعت ميشه که باور کنه که همه چيز عاديه

159
00:08:25,183 --> 00:08:27,268
باشه

160
00:08:37,896 --> 00:08:40,848
خيله خب من آماده‌ام

161
00:08:43,485 --> 00:08:45,953
بسيار خب

162
00:08:45,988 --> 00:08:47,588
بريم که داشته باشيم

163
00:08:49,750 --> 00:08:52,300
کار رو شروع ميکنيم با به کاربردن روغن ماساژ

164
00:08:53,712 --> 00:08:55,596
آه‌ه، همينه

165
00:08:55,631 --> 00:08:58,766
راحت باش، بدنت رو شل کن

166
00:08:58,800 --> 00:09:02,603
اين تازه اولشه اگر فقط دستهات رو بياري پايين کنار بدنت
خيلي راحت‌تر و بهتر ميشه برات عزيزم

167
00:09:02,638 --> 00:09:04,205
خب فقط بيارشون پايين، کنار پهلوت

168
00:09:04,239 --> 00:09:07,375
راحت باش؛ بيارشون اينجا، کنارت

169
00:09:07,409 --> 00:09:12,380
.ديدي؟ هنوز هيچي نشده حالت رو بهتر کرد
نفس عميق بکش، آها

170
00:09:12,414 --> 00:09:14,582
عزيزم، ماهيچه‌هات اينقدر سفت و
محکم هستن که دستم درد گرفت

171
00:09:14,616 --> 00:09:16,083
انگار فقط از "اسيد لاکتيک" ساخته شده؛‌ نه؟
<font color="#ffff00">اين اسيد در اثر فعاليتهاي بدني‌ه شديد و سريع ايجاد)
(و باعث گرفتگي، کوفتگي و درد در عضلات ميشه</font>

172
00:09:16,118 --> 00:09:18,309
ميخواي.. ميخواي که قلنج گردنت رو بگيرم (بشکونم)؟

173
00:09:18,334 --> 00:09:19,287
!!!نه

174
00:09:19,288 --> 00:09:20,655
چي؟ چي شد؟ چيکار کردم؟

175
00:09:20,689 --> 00:09:22,790
چي گفتم که اينطور ميگي نه؟ تو که دوست داشتي
قلنج گردنت رو بگيرم

176
00:09:22,824 --> 00:09:26,060
پوششت رو لو نده "واکر" باهاش صحبت کن

177
00:09:26,094 --> 00:09:28,629
"آآآ ... شرمنده‌ام "چاک

178
00:09:28,664 --> 00:09:31,500
من واقعا قدر کارهايي که تلاش ميکني
برام انجام بدي رو ميدونم

179
00:09:32,601 --> 00:09:36,137
موضوع اينه که چند روز گذشته واقعا
خسته کننده و طولاني بوده برام

180
00:09:36,171 --> 00:09:38,506
و خب ميدوني فکر کنم شايد بهتر باشه
که زودتر بگيريم بخوابيم

181
00:09:38,540 --> 00:09:43,427
آره خب، باشه، حتما

182
00:09:43,462 --> 00:09:45,780
هر چي که تو بخواي

183
00:09:45,814 --> 00:09:48,916
عجب انگار همه چي ديگه داره به پايان ميرسه نه؟

184
00:09:48,951 --> 00:09:50,468
چي چي بلغور ميکني تو؟

185
00:09:50,519 --> 00:09:53,487
فقط دلتنگ روزگار گذشتمون شدم، ميدوني که چرا؟

186
00:09:53,522 --> 00:09:55,656
کوئين" که مرده "سارا" هم برگشته خونه"

187
00:09:55,691 --> 00:09:57,358
با اين حساب کارمون تموم شده
ديگه ماموريتي درکار نيست

188
00:09:57,392 --> 00:09:58,426
از تفنگ بازي هم خبري نيست

189
00:09:58,460 --> 00:09:59,827
!فکرشو کن "کيسي" پنج سال کارمون اين بود

190
00:09:59,861 --> 00:10:04,332
من از يه کوتوله‌ با تريپ عقب افتاده
به ايني که الان هستم رسيدم

191
00:10:04,366 --> 00:10:08,100
تو هم از خونسردترين و بيرحم‌ترين تک‌تيرانداز در کل دنيا

192
00:10:08,203 --> 00:10:09,704
تبديل شدي به آدمي که الان داره
کف خونه رو برق ميندازه

193
00:10:09,705 --> 00:10:12,100
خب  به نظرت اگه جنابعالي وقتي که داري
تاکيتو" کوفت ميکني يه بشقاب زيردستت بذاري"
<font color="#ffff00">(غذايي مکزيکي از گوشت مرغ يا گاو لاي نون ذرت لول شده)</font>

194
00:10:12,107 --> 00:10:14,158
من مجبور ميشم الان بشينم کف خونه رو برق بندازم؟

195
00:10:17,462 --> 00:10:19,647
جدي فکر ميکني رفتار من عوض شده؟

196
00:10:19,681 --> 00:10:22,466
خيلي خوشحالم که "سارا" برگشته

197
00:10:22,501 --> 00:10:23,851
صورتحساب

198
00:10:23,885 --> 00:10:27,188
گردهمايي عمومي؛ منم خوشحالم، فکرشم نميتونم کنم
که "چاک" بدون "سارا" چي سرش ميومد

199
00:10:27,222 --> 00:10:29,289
اين براي تو اومده -
اينم براي تو اومده -

200
00:10:32,427 --> 00:10:35,700
...عزيزم -
... عزيزم الان يه نامه دارم از -

201
00:10:35,707 --> 00:10:36,998
مرکز درماني "کارلوس شومن" توي شيکاگو

202
00:10:37,032 --> 00:10:39,667
که بهم پيشنهاد يه موقعيت شغلي تحقيقاتي رو دادن

203
00:10:39,701 --> 00:10:41,802
به من پيشنهاد دادن سرپرست بخش قلب و عروق بشم

204
00:10:41,837 --> 00:10:44,105
فکر ميکنم که ميدونن ما زن و شوهر هستيم

205
00:10:44,139 --> 00:10:47,575
عزيزم فکر کنم که يه نفر اونجا سفارشمون رو کرده

206
00:10:47,609 --> 00:10:52,079
ميدونم، متوجه‌شدم با اين پيشنهادي که داريم
ميتونيم يه خونه بخريم

207
00:10:52,114 --> 00:10:54,081
اونم از نوع خيلي بزرگش

208
00:10:55,450 --> 00:10:57,317
به نظرت با شرايطي که داريم
بايد به اين پشنهاد توجه کنيم؟

209
00:10:57,335 --> 00:11:00,421
ما همه زندگيمون رو اينجا توي "کاليفورنيا" بوديم

210
00:11:00,455 --> 00:11:02,923
هر دو هم دنبال يه تغيير بوديم

211
00:11:02,958 --> 00:11:05,526
من تاحالا هميشه برام اينجوري بوده که
محل زندگيم نزديک "چاک" باشه

212
00:11:05,560 --> 00:11:07,695
آره، ميدونم

213
00:11:07,729 --> 00:11:09,330
اما حالا "سارا" برگشته

214
00:11:09,364 --> 00:11:11,065
اونم که اوضاعش روبراهه؛ مگه نه؟

215
00:11:33,822 --> 00:11:36,824
کوئين" عينک رو پيدا کردم"

216
00:11:36,858 --> 00:11:38,209
...خوبه، پس وقتش رسيده که

217
00:11:38,243 --> 00:11:40,895
ماموريتت رو کامل کني

218
00:11:40,929 --> 00:11:44,198
ترتيب "بارتوسکي" رو بده

219
00:11:51,573 --> 00:11:53,424
"سارا"

220
00:12:15,464 --> 00:12:17,665
چاک" همين الان رفت بيرون"

221
00:12:17,699 --> 00:12:19,116
دارم ميرم دنبالش

222
00:12:32,047 --> 00:12:34,615
سلام

223
00:12:34,649 --> 00:12:36,283
سلام -
شرمنده، از خواب بيدارت کردم؟ -

224
00:12:36,318 --> 00:12:38,385
نه نتونستم بخوابم

225
00:12:38,420 --> 00:12:39,620
حال "سارا" چطوره؟

226
00:12:42,324 --> 00:12:44,892
بهتره بياي داخل

227
00:12:44,926 --> 00:12:46,927
ممنون

228
00:12:59,107 --> 00:13:01,108
نميدونم، فکر ميکنم

229
00:13:01,126 --> 00:13:06,313
يه چيزاي کوچيکي تغيير کردن

230
00:13:06,348 --> 00:13:08,332
مثلا شبها که پاش سرد ميشد

231
00:13:08,383 --> 00:13:12,686
من پام رو ميذاشتم روي پاهاش تا گرم نگهشون دارم

232
00:13:12,721 --> 00:13:15,789
...و ميدونم شايد احمقانه به نظر برسه ولي امشب اون

233
00:13:15,824 --> 00:13:17,925
پاش رو از پاهام دور کرد

234
00:13:17,959 --> 00:13:19,860
و اون هرگز تا حالا اينجوري پاهاش رو
از پاهام دور نکرده بود

235
00:13:19,895 --> 00:13:21,295
واکر" کجايي؟"

236
00:13:21,329 --> 00:13:22,830
تو خونه‌ي "الي" هستم

237
00:13:22,864 --> 00:13:24,165
اونا دارن با هم صحبت ميکنن

238
00:13:24,199 --> 00:13:26,167
چاک" امشب اولين شبي‌ه که برگشته خونه"

239
00:13:26,201 --> 00:13:28,369
حتي نميتونم تصور کنم که تو اين مدت به "سارا" چي گذشته

240
00:13:28,403 --> 00:13:29,870
اونم توي اين قضايا دست داره

241
00:13:29,905 --> 00:13:31,872
دارن درباره‌ي چي صحبت ميکنن؟

242
00:13:31,907 --> 00:13:33,741
درباره‌ي من

243
00:13:33,775 --> 00:13:36,977
من تقريبا داشتم بهترين دوستم رو از دست ميدادم

244
00:13:36,995 --> 00:13:38,479
و حالا هم زنم رو

245
00:13:38,513 --> 00:13:42,416
"اونم به همون دليل يعني "اينترسکت"، "الي

246
00:13:42,450 --> 00:13:46,854
دقيقا به همين دليله که دارم به اين فکر ميکنم
که يه بار براي هميشه نابودش کنم

247
00:13:46,888 --> 00:13:48,956
منظورت چيه؟

248
00:13:51,126 --> 00:13:52,927
درسته که "کوئين" مرده

249
00:13:52,961 --> 00:13:54,862
ولي هميشه يکي هستش که ميخوادش

250
00:13:54,896 --> 00:13:58,365
و تا زماني که کاملا نابود نشه
ما هرگز نميتونيم برگرديم سر زندگيمون

251
00:13:58,400 --> 00:14:00,034
کوئين" ميشنوي داره چي ميگه؟"

252
00:14:00,068 --> 00:14:02,570
اون نميخواد "اينترسکت" رو روي عينک بارگذاري کنه

253
00:14:02,604 --> 00:14:04,104
بلکه ميخواد کاملا نابودش کنه

254
00:14:04,139 --> 00:14:07,141
من ميدونم که آخرين ورژن "اينترسکت" رو کجا نگه ميدارن

255
00:14:07,175 --> 00:14:09,610
تنها کاري که بايد بکنم اينه که مخفيانه برم اونجا و
ويروس رو بريزم داخل سيستمشون

256
00:14:09,644 --> 00:14:11,712
ازم ميخواي در قبال اين موضوع چيکار کنم؟

257
00:14:11,746 --> 00:14:16,119
تو بايد همراه "چاک" بري و خودت
شخصا "اينترسکت" رو روي عينک بارگذاري کني

258
00:14:17,285 --> 00:14:19,286
و به عهده‌ي توئه که محفوظ نگهش داري

259
00:14:20,288 --> 00:14:22,256
اونوقت ميتوني بکشيش

260
00:14:24,593 --> 00:14:29,263
فقط خواستم اول از همه ازت يه نصيحت خواهرانه بگيرم

261
00:14:34,302 --> 00:14:37,238
من فکر ميکنم که اگه اتفاقي برات نميافته
پس بايد اينکار رو بکني

262
00:14:37,272 --> 00:14:39,273
اين همون چيزيه که بابا هميشه ميخواست

263
00:14:41,142 --> 00:14:43,110
ممنون

264
00:14:43,144 --> 00:14:44,895
موفق باشي

265
00:14:44,930 --> 00:14:46,146
بگير يکم بخواب

266
00:14:46,181 --> 00:14:48,182
اي واي، نه

267
00:15:02,914 --> 00:15:04,632
چاک"؟"

268
00:15:04,666 --> 00:15:06,467
جانم؟

269
00:15:06,501 --> 00:15:09,136
سردمه

270
00:15:23,031 --> 00:15:25,631
خب قراره که اينجوري به مقر فرماندهي "دارپا" نفوذ کنيم

271
00:15:25,635 --> 00:15:27,603
(وقتي که وارد اطاق سفيد(اطاق اينترسکت
شديم من سيستمشون رو راه اندازي ميکنم

272
00:15:27,637 --> 00:15:30,039
سارا" تو هم ويروس رو با استفاده از اين"
ميريزي تو سيستمشون

273
00:15:31,094 --> 00:15:33,288
و اينطوري يه بار و براي هميشه "اينترسکت" رو نابود ميکنيم

274
00:15:34,322 --> 00:15:35,522
ولي اينکار ديگه يه خورده زياده روي به نظر مياد

275
00:15:35,590 --> 00:15:36,890
"آره خب معلومه که زياده روي‌ه "کيسي

276
00:15:36,925 --> 00:15:38,892
ولي خب به اون همه اتفاقاتي که
اينترسکت" مسببشون بوده فکر کن"

277
00:15:38,927 --> 00:15:43,330
"مرگ پدرم، به وجود اومدن  و شاخ شدن "ولکاف
"داغون شدن ذهن و مغز "مورگان

278
00:15:43,364 --> 00:15:44,565
"و.... "سارا

279
00:15:46,034 --> 00:15:48,569
بهتره اينجوري بگيم که بيشتر مسبب شر ميشه تا خير

280
00:15:48,603 --> 00:15:50,470
وقتي که پدرم فهميد من "اينترسکت" دارم

281
00:15:50,505 --> 00:15:53,240
بهم گفت که از بين ببرمش
و اي کاش اينکار رو کرده بودم

282
00:15:53,274 --> 00:15:54,975
وضع همه ما بدون "اينترسکت" بهتره

283
00:15:55,009 --> 00:15:57,978
من نميخوام دوباره چنين فرصتي رو از دست بدم

284
00:15:58,012 --> 00:16:01,315
چاک" اگه خواسته تو اينه  من پايه‌ام"

285
00:16:03,334 --> 00:16:05,185
خيلي خب پس منم پايه‌ام

286
00:16:05,220 --> 00:16:06,420
کاملا معلومه که منم پايه‌ام

287
00:16:06,454 --> 00:16:09,456
همچنين ميخوام بگم واقعا خوشحالم که
"داريم ميريم به سومين "آخرين ماموريتمون

288
00:16:09,490 --> 00:16:11,541
...و منم مثل دو تا ماموريت قبلي نقشي توي اين ماموريت دارم

289
00:16:11,593 --> 00:16:13,227
خيلي خوب، ساعت 8 شب حرکت ميکنيم

290
00:16:15,597 --> 00:16:18,765
هي رفيق، سريع ميرم سر اصل مطلب
تو از اين تيرهاي تفنگ بيهوش کننده‌ اضافي داري بهم بدي؟

291
00:16:18,800 --> 00:16:21,001
من از همه ي تيرهاي تفنگم توي تمريناتم استفاده کردم

292
00:16:21,035 --> 00:16:23,387
آره دارم، راستش

293
00:16:23,438 --> 00:16:27,241
معمولا "سارا" يه جعبه پر از تيرهاي اضافي
...برام توي کيفش ميزاره، پس

294
00:16:27,275 --> 00:16:30,177
تيري در کار نيست رفيق

295
00:16:30,211 --> 00:16:31,245
حتما بايد يادش رفته باشه

296
00:16:31,279 --> 00:16:32,746
باشه مشکلي نيست
نميخواد نگران باشي

297
00:16:32,780 --> 00:16:35,048
هي "کيسي"، "چاک" ميگه تو بايد بزاري من از تيرهاي
تفنگ بيهوش کننده‌ات استفاده کنم

298
00:16:35,083 --> 00:16:38,518
اون ميخواد با اين چيکار کنه؟

299
00:16:40,650 --> 00:16:42,500
"مقر فرماندهي "د.ا.ر.پ.ا

300
00:16:57,005 --> 00:16:58,805
اين ديگه...؟

301
00:17:14,906 --> 00:17:17,390
سه، دو

302
00:17:17,408 --> 00:17:19,409
يک

303
00:17:22,096 --> 00:17:23,947
فکر کنم ديگه مشکلي نباشه

304
00:17:23,998 --> 00:17:25,832
بياين دنبال اطاق "اينترسکت" بگرديم

305
00:17:25,867 --> 00:17:27,400
وقت زيادي تا قبل از به هوش اومدنشون نداريم

306
00:17:27,452 --> 00:17:30,304
اينجا رو ببين

307
00:17:30,338 --> 00:17:32,089
چقدر افسانه اي‌ه مرد

308
00:17:32,123 --> 00:17:33,406
يعني زير اين پارچه چه خبره؟

309
00:17:33,424 --> 00:17:35,008
مثل يه روح بزرگ نقره‌اي بنظر ميرسه

310
00:17:36,311 --> 00:17:38,128
کمي ترسناکه

311
00:17:39,781 --> 00:17:42,849
!يه رداي نامرئي کننده

312
00:17:42,884 --> 00:17:44,918
!آره

313
00:17:44,952 --> 00:17:47,321
"تو يه جادوگر هستي "هري
<font color="#ffff00">(اشاره به داستان رداي نامرئي هري پاتر)</font>

314
00:17:49,524 --> 00:17:52,759
گرايمز"، "گرايمز" نکنه رژيمي چيزي گرفتي؟"

315
00:17:52,794 --> 00:17:54,261
داري درباره‌ي چي صحبت ميکني؟

316
00:17:54,295 --> 00:17:56,363
خب آخه تو داري جلوي چشاي من آب ميري

317
00:17:56,397 --> 00:17:58,465
فهميدي؟ گرفتي منظورم چيه؟

318
00:17:58,499 --> 00:18:02,285
هي اطاق "اينترسکت" انتهاي همين راهروئه، بزن بريم

319
00:18:02,320 --> 00:18:03,670
چي؟ چي گفتي؟ شرمنده صدات نميرسه

320
00:18:03,705 --> 00:18:05,038
من يه "گرايمز" بي‌سر هستم

321
00:18:05,073 --> 00:18:06,272
!يه "گرايمز" بي‌سر

322
00:18:06,290 --> 00:18:07,341
...تو ديگه

323
00:18:07,375 --> 00:18:08,792
!من نبودم! من نبودم

324
00:18:08,826 --> 00:18:09,978
کار يه مرد مسلح بود، تو بايد اون مرد رو پيدا کني
<font color="#ffff00">اشاره به ديالوگهاي شخصيت اصلي فيلم فراري براي دفاع از)
(خودش که به نا حق متهم به قتل همسرش شده بود<font color="#ffff00"></font></font>

325
00:18:09,979 --> 00:18:13,743
بيا بريم -
تو تا حالا فيلم "فراري" رو نديدي مگه؟ -
<font color="#ffff00">(فيلمي محصول سال 1993 با بازي هريسون فورد)</font>

326
00:18:26,060 --> 00:18:27,594
پنج تا نگهبان اونجاست

327
00:18:27,628 --> 00:18:30,397
خب بچه ها نقشمون چيه؟

328
00:18:30,431 --> 00:18:32,649
بياين کاري کنيم که حواسشون پرت بشه و
....فکر کنم بهتره که

329
00:18:32,683 --> 00:18:34,835
...تو بايد يه چيزي مثل سنگ بندازي و

330
00:18:34,869 --> 00:18:35,936
سارا"؟"

331
00:19:02,096 --> 00:19:03,380
بياين بريم

332
00:19:05,016 --> 00:19:07,434
يه زن کامل و محشر رو کنارت داري
اينطور فکر نميکني رفيق؟

333
00:19:07,468 --> 00:19:09,469
آره درسته

334
00:19:24,452 --> 00:19:28,572
خيلي خب، حالا يه چند دقيقه بهم وقت بدين تا
بتونم سيستم رو بالا بيارم و راهش بندازم

335
00:19:36,798 --> 00:19:38,532
خيلي خب رديفش کردم

336
00:19:38,566 --> 00:19:39,833
سارا" الان ديگه نوبت توئه"

337
00:19:41,869 --> 00:19:45,020
نميدونم که دقيقا چقدر طول ميکشه
پس از همين الان بارگذاري ويروس رو شروع کن

338
00:19:45,039 --> 00:19:47,040
داره بارگذاري ميشه

339
00:19:56,984 --> 00:19:58,485
تا الان ديگه بايد تموم ميشد

340
00:19:58,519 --> 00:19:59,653
مشکلي پيش اومده؟

341
00:19:59,687 --> 00:20:01,154
يه لحظه تحمل کن

342
00:20:11,566 --> 00:20:12,666
!"واکر"

343
00:20:12,700 --> 00:20:14,084
اسلحت رو بندازه

344
00:20:14,118 --> 00:20:16,336
سارا"؟ "سارا"؟"
داري چيکار ميکني؟

345
00:20:16,370 --> 00:20:17,671
اسلحت رو بنداز

346
00:20:26,130 --> 00:20:28,849
حالا ديگه من "اينترسکت" رو دارم و تو نميتوني نابودش کني

347
00:20:28,883 --> 00:20:30,967
و ديگه نميتوني باهاش به کسي آسيب برسوني

348
00:20:31,018 --> 00:20:33,353
عزيزم داري درباره‌ي چي صحبت ميکني؟

349
00:20:33,387 --> 00:20:34,521
کوئين" حقيقت رو بهم گفته"

350
00:20:34,555 --> 00:20:35,972
کوئين" هنوز نمرده؟"

351
00:20:37,391 --> 00:20:39,693
من همه چي رو درباره‌ات ميدونم

352
00:20:39,727 --> 00:20:41,895
من درباره‌ي همتون و کارهايي که کردين ميدونم

353
00:20:41,929 --> 00:20:43,363
من همه چي رو ميدونم

354
00:20:43,397 --> 00:20:45,431
من نميدونم الان داره چه اتفاقي ميفته

355
00:20:45,449 --> 00:20:48,618
ولي هر چي که اون بهت گفته يه دروغه

356
00:20:50,004 --> 00:20:52,271
اينترسکت" باعث آسيب رسيدن به حافظت شده"

357
00:20:52,773 --> 00:20:54,157
چون "سارا"يي که من ميشناسم

358
00:20:54,208 --> 00:20:57,177
هرگز چنين کاري نميکنه

359
00:20:57,211 --> 00:20:59,179
عزيزم خواهش ميکنم

360
00:20:59,213 --> 00:21:00,547
منم

361
00:21:00,581 --> 00:21:02,582
چاک" تو"

362
00:21:08,789 --> 00:21:11,191
"از اونجا بيا بيرون "واکر

363
00:21:16,397 --> 00:21:19,316
!اينکار رو نکن

364
00:21:33,364 --> 00:21:34,814
ممکن نيست چنين اتفاقي افتاده باشه

365
00:21:34,849 --> 00:21:36,316
چون اصلا با عقل جور در نمياد

366
00:21:42,089 --> 00:21:43,890
اون يه بمب روي در کار گذاشته

367
00:21:43,925 --> 00:21:45,992
اون ميتونه هر لحظه که بخواد منفجرش کنه

368
00:21:46,027 --> 00:21:47,561
نه، نه، اون اينکار رو نميکنه

369
00:21:47,595 --> 00:21:48,929
ما بايد پناه بگيريم

370
00:21:48,963 --> 00:21:50,330
اون اينکار رو نميکنه

371
00:22:00,057 --> 00:22:02,342
کوئين" شايد لازم نباشه چنين کاري بکنيم"

372
00:22:02,360 --> 00:22:03,376
اونا اون تو گير افتادن

373
00:22:03,411 --> 00:22:04,945
به زودي هم بازداشت ميشن

374
00:22:04,979 --> 00:22:07,896
تصميم گيري در اينباره به عهده‌ي تو نيست

375
00:22:25,230 --> 00:22:27,398
قبل از اينکه نگهباناي بيشتري برسن
بايد از اينجا بريم بيرون

376
00:22:27,546 --> 00:22:28,712
الان دقيقا چه اتفاقي افتاد؟

377
00:22:28,747 --> 00:22:29,713
...سارا"... اون الان"

378
00:22:29,748 --> 00:22:33,117
حتما "کوئين" باهاش کاري کرده
چون قبلا دنبال راهي بود تا اون براش کار کنه

379
00:22:33,151 --> 00:22:35,619
و حالا هم اون دقيقا همون چيزي رو داره
که "کوئين" دنبالش بود

380
00:22:35,654 --> 00:22:37,288
"که اونم چيزي نيست جز آخرين ورژن "اينترسکت

381
00:22:37,322 --> 00:22:39,356
نه اون چنين چيزي نداره

382
00:22:39,391 --> 00:22:40,791
من اصلش رو با يه دونه تقلبيش عوض کردم

383
00:22:40,826 --> 00:22:42,593
چي؟ چجوري اينکار رو کردي حالا؟

384
00:22:42,627 --> 00:22:44,378
قبل از اينکه بره بيرون من
عينک رو توي کيفش ديدم

385
00:22:44,412 --> 00:22:45,729
ولي چيزي دراينباره نگفتم

386
00:22:45,764 --> 00:22:48,098
چون نميخواستم چنين چيزي رو باور کنم

387
00:22:48,133 --> 00:22:50,968
ولي در اعماق وجودم ميدونستم
که اين عين حقيقت‌ه

388
00:22:51,002 --> 00:22:53,721
زنم هرگز برنگشت خونه

389
00:23:05,984 --> 00:23:08,085
اونجا يه ساختمون دولتي بود
که تو همينطوري منفجرش کردي

390
00:23:08,119 --> 00:23:10,988
خب اونجا مردي بود که لايق مردن بود

391
00:23:12,491 --> 00:23:14,258
عينک رو با خودت آوردي؟

392
00:23:20,165 --> 00:23:22,533
اين که کاملا خاليه

393
00:23:22,567 --> 00:23:23,901
اين عينک تقلبي هستش

394
00:23:23,935 --> 00:23:26,504
چنين چيزي ممکن نيست
عينک اصلي تمام مدت پيشم بوده

395
00:23:26,538 --> 00:23:27,838
تو اين مدت هيچکس نزديکت نشد؟

396
00:23:27,873 --> 00:23:29,807
چاک"، فکر کنم که "چاک" بهم نزديک شد"

397
00:23:29,841 --> 00:23:32,810
وقتي که داشتم ميومدم بيرون
...اون من رو کشيد سمت خودش و

398
00:23:32,844 --> 00:23:36,630
تا قانعم کنه که روابط بينمون کاملا واقعيه

399
00:23:36,681 --> 00:23:38,482
پس فکر کنم حتما بايد همون لحظه عوضشون کرده باشه

400
00:23:38,517 --> 00:23:43,254
اين دقيقا همون چيزي بود که
"دربارش بهت هشدار داده بودم مامور "واکر

401
00:23:43,288 --> 00:23:45,523
واسه همينه که دکمه‌ي انفجار رو خودم فشار دادم

402
00:23:45,557 --> 00:23:49,026
اين مرد يه دروغگوئه اونم از نوع حرفه‌اي‌

403
00:23:54,833 --> 00:23:56,266
اون هنوز زنده‌ست؟

404
00:23:56,284 --> 00:23:58,168
من يه اشتباه کردم

405
00:23:58,203 --> 00:24:00,704
و ميتونم بهت قول بدم که اين اشتباه ديگه تکرار نميشه

406
00:24:00,739 --> 00:24:02,957
مهم نيست که چه اتفاقي ميفته
هر جور که شده اون عينک رو پسش ميگيرم

407
00:24:02,991 --> 00:24:04,608
اون گوشيش رو بر نميداره

408
00:24:04,626 --> 00:24:06,827
معلومه که گوشيش رو برنميداره رفيق
!اون الان يه شرير و بي رحم‌ه

409
00:24:06,878 --> 00:24:08,111
خب اين حرفم کمي نا‌عادلانه بود

410
00:24:08,129 --> 00:24:09,380
در واقع مقصر واقعي "اينترسکت"ه

411
00:24:09,384 --> 00:24:10,911
اين به نوعي عين همون بلاييه که سر من اومد
تنها فرقشم اينه که اون الان اوضاعش خيلي خيلي بدتره

412
00:24:10,916 --> 00:24:13,450
به عنوان مثال ديدي که چجوري
داشت به کشتنمون ميداد

413
00:24:13,468 --> 00:24:17,221
کوئين" کشوندتش سمت خودش، ما بايد با اين حقيقت که
شايد ديگه اون از دست رفته باشه رو به رو بشيم

414
00:24:17,255 --> 00:24:19,056
چطوري ميتوني چنين حرفي بزني؟
!ناسلامتي اون دوستت‌ه ها

415
00:24:19,090 --> 00:24:20,341
و اون از دست نرفته، به هر حال نه به صورت کامل

416
00:24:20,392 --> 00:24:23,310
"جدي؟ مگه حافظه‌ي "مورگان" بعد از خارج کردن "اينترسکت
به شکلي جادويي برگشت؟ خودتم بهتر ميدوني که اين اتفاق نيفتاد

417
00:24:23,345 --> 00:24:25,312
تنها کاري که بايد بکنيم اينه که به يادش بندازيم
که اون واقعا کيه

418
00:24:25,347 --> 00:24:27,464
خب ميدوني، ببين، ببين
من اين عينک رو دارم

419
00:24:27,499 --> 00:24:30,134
حتي اگه اون من رو به ياد نداشته باشه
ميدونم که اون اين عينک رو ميخواد

420
00:24:30,168 --> 00:24:31,835
"اون ميخواست بکشتمون "چاک

421
00:24:31,870 --> 00:24:33,988
نميتونيم وانمود کنيم که همه چي مثل سابق هستش

422
00:24:34,022 --> 00:24:37,541
چون در غير اينصورت دفعه‌ي بعد اون موفق به کشتنمون ميشه
و منم نميخوام که هر دوتون رو از دست بدم

423
00:24:37,576 --> 00:24:40,477
يعني تو واقعا در اينباره فکر کردي؟

424
00:24:40,512 --> 00:24:42,646
اون يه قاتل آموزش ديده‌است
اون ميدونه که ما کجا زندگي ميکنيم

425
00:24:42,681 --> 00:24:43,881
اون ميدونه که خانوادمون کجا زندگي ميکنه

426
00:24:43,915 --> 00:24:46,283
حق با اونه "چاک"؟ حق با اونه ميفهمي؟

427
00:24:46,317 --> 00:24:48,886
پس "الي" و "کاپيتان" چي ميشن؟

428
00:24:48,920 --> 00:24:53,126
اون اينکار رو نميکنه

429
00:24:56,161 --> 00:24:58,896
...يالا، يالا

430
00:25:02,634 --> 00:25:07,171
سلام داداش شرمنده
داشتم سعي ميکردم تا "کلارا" رو بخوابونم، چه خبر شده؟

431
00:25:07,205 --> 00:25:09,039
تو خوبي؟ همه خوب و سالم هستن ديگه؟

432
00:25:09,074 --> 00:25:10,207
آره بابا همه خوبن

433
00:25:10,241 --> 00:25:12,226
خدا رو شکر

434
00:25:13,378 --> 00:25:15,195
همه توي خونه هستن ديگه؟

435
00:25:15,230 --> 00:25:19,283
خب نه، "الي" الان‌ با "سارا" رفت تا
با هم يه فنجون قهوه بخورن، چطور مگه؟

436
00:25:21,453 --> 00:25:23,887
خوشحالم که با هم زديم و اومديم بيرون

437
00:25:23,922 --> 00:25:25,756
اخيرا تو با مشکلات زيادي دست و پنجه نرم کردي

438
00:25:25,790 --> 00:25:26,991
با اين اوضاع و احوال حالت چطوره؟

439
00:25:27,025 --> 00:25:28,258
ممنون خوبم

440
00:25:28,293 --> 00:25:30,794
ما همه مون نگرانت شده بوديم

441
00:25:30,829 --> 00:25:32,413
چاک" ديگه کم کم داشت از درون ميشکست"

442
00:25:32,464 --> 00:25:33,597
!ميفهمم داري چي ميگي

443
00:25:36,768 --> 00:25:37,868
تا حرفش رو زديم سرو کلش پيدا شد

444
00:25:37,886 --> 00:25:39,970
اشکالي نداره که جواب بدم؟
راستش ميخوام کمي باهاش صحبت کنم

445
00:25:40,005 --> 00:25:42,573
سلام عزيزم

446
00:25:44,309 --> 00:25:48,078
ميبينم که عينک اصلي "اينترسکت" رو برداشتي و
جاش يه دونه تقلبيش رو گذاشتي

447
00:25:48,113 --> 00:25:49,379
حرکت زيرکانه‌اي بود

448
00:25:49,397 --> 00:25:51,048
بايد ميدونستم که نميتونم بهت اعتماد کنم

449
00:25:51,082 --> 00:25:53,651
منم حرکات مورد نظر خودم رو دارم که بايد انجام بدم

450
00:25:53,685 --> 00:25:56,020
ما الان توي رستوران زيبا و چشم نواز "برگاموت" هستيم

451
00:25:56,054 --> 00:25:57,688
تنها بيا و برام عينک اصلي رو بيار

452
00:25:57,722 --> 00:25:59,106
يه ربع وقت داري

453
00:25:59,157 --> 00:26:01,525
اين يه ديوونگيه، خواهشا اينکار رو نکن

454
00:26:01,559 --> 00:26:03,260
"راستي "بارتوسکي

455
00:26:03,294 --> 00:26:04,662
...اگه کار اشتباهي بکني

456
00:26:06,948 --> 00:26:08,298
سارا" داري چيکار ميکني؟"

457
00:26:08,333 --> 00:26:11,335
من يه گلوله ميخوابونم تو پيشوني‌ه خواهرت

458
00:26:13,838 --> 00:26:15,139
واي خدايا

459
00:26:15,173 --> 00:26:17,441
به اندازه ي کافي شنيدم
کار خوبي کردين که باهام تماس گرفتين

460
00:26:17,475 --> 00:26:19,043
برو به اون رستوران

461
00:26:19,077 --> 00:26:22,312
ولي "سارا" رو قانع کن که عينک "اينترسکت" رو
يه جايي قايمش کردي

462
00:26:22,347 --> 00:26:24,798
من افرادم رو ميفرستم تا توي ميدان "ريگال" مستقر بشن

463
00:26:24,849 --> 00:26:26,617
يه جوري "سارا" رو بکشونش اونجا

464
00:26:26,651 --> 00:26:29,019
بعدش چي؟ لابد اونوقت يه تک تيرانداز از پا درش مياره نه؟

465
00:26:29,054 --> 00:26:34,200
ما هر کاري که لازم باشه انجام ميديم تا از امنيت داشتن
خواهرت تا زماني که بتونيم مامور "واکر" رو
بدون هيچگونه آسيبي دستگير کنيم، مطمئن بشيم

466
00:26:34,225 --> 00:26:40,264
ولي "چاک" خودتم بهتر ميدوني اتفاقي که توي اون
ميدان ميفته کاملا بستگي به خود "سارا" داره

467
00:26:43,034 --> 00:26:47,104
...سارا" من فکر ميکنم که "اينترسکت" باعث آسيب رسيدن به"

468
00:26:47,138 --> 00:26:49,156
نميخواد چيزي بگي من ميدونم
که تو هم توي اين ماجرا دست داري

469
00:26:55,163 --> 00:26:56,380
تو حالت خوبه؟

470
00:26:56,414 --> 00:26:57,981
عينک رو با خودت آوردي؟

471
00:26:58,016 --> 00:26:59,950
الان همراه خودم ندارمش

472
00:27:01,136 --> 00:27:02,469
!...وايستا-وايستا-وايستا

473
00:27:02,504 --> 00:27:04,521
فقط يه لحظه بهم فرصت بده، باشه؟

474
00:27:04,556 --> 00:27:06,657
هر کاري که فکر ميکني من انجام دادم

475
00:27:06,691 --> 00:27:08,292
اون هيچ دخالتي توش نداشته
اون بيگناهه

476
00:27:08,326 --> 00:27:11,328
پس ببين من تو رو ميبرم جايي که عينک هست

477
00:27:11,362 --> 00:27:14,331
ولي فقط من و تو ميريم اونجا قبوله؟

478
00:27:14,365 --> 00:27:16,333
فقط خواهشا بزار اون بره

479
00:27:16,367 --> 00:27:18,302
من با يه ماشين ديگه دنبالت ميام

480
00:27:18,336 --> 00:27:19,302
اونم با من مياد

481
00:27:19,320 --> 00:27:22,189
...اگه کوچکترين حرکت مشکوکي ببينم

482
00:27:22,240 --> 00:27:25,642
خب اينطور بگم که بهتره اميدوار باشي
چيز مشکوکي نبينم

483
00:27:26,711 --> 00:27:28,545
باشه قبوله پس دنبالم بيا

484
00:27:28,580 --> 00:27:30,364
تو ميشيني پشت فرمون

485
00:27:35,000 --> 00:27:36,364
"ميدان "ريگال

486
00:27:38,456 --> 00:27:41,225
"خيلي خب، الان ما کل ميدان رو در ديد داريم "بارتوسکي

487
00:27:46,347 --> 00:27:50,500
خب اون داره همچنان دنبالم مياد
"ولي "کيسي

488
00:27:50,518 --> 00:27:53,203
اون "الي" رو هم با خودش آورده

489
00:27:54,572 --> 00:27:59,376
نگران نباش "چاک" من مطمئن ميشم که "الي" بدون
حتي يه خراش  و کاملا سالم از اين ماجرا بيرون مياد

490
00:28:04,449 --> 00:28:07,785
سارا" تو مجبور نيستي که اينکار رو بکني"

491
00:28:09,454 --> 00:28:13,423
کيسي" اگه اون مقاومت بکنه چي؟"

492
00:28:13,458 --> 00:28:15,526
ببين اين ديگه اون "سارا"يي نيست که تو ميشناختي

493
00:28:15,560 --> 00:28:19,713
تو توي عروسيم بودي، وقتي که بچه‌ام داشت به دنيا ميومد
تو اونجا توي بيمارستان بودي، ما اعضاي يه خانواده‌ايم

494
00:28:19,747 --> 00:28:22,583
نه اينطور نيست، همه‌ي اينا هميشه
چيزي جز يه ماموريت برام نبوده

495
00:28:22,634 --> 00:28:24,034
و امروز ميخوام اين ماموريت رو به اتمام برسونم

496
00:28:27,755 --> 00:28:29,590
چاک" گوش کن ببين چي ميگم"

497
00:28:29,641 --> 00:28:33,177
اون شخصيتي که تو ازش سراغ داشتي
ديگه تو وجودش نيست

498
00:28:33,211 --> 00:28:34,311
سارا" از دست رفته"

499
00:28:36,064 --> 00:28:37,681
نه اون از دست نرفته

500
00:28:37,715 --> 00:28:40,150
زن من از دست نرفته

501
00:28:40,185 --> 00:28:42,419
بارتوسکي"؟ "چاک"؟"

502
00:28:42,453 --> 00:28:44,387
داري کجا ميري!؟

503
00:28:52,230 --> 00:28:55,449
خب وقتي که عينک رو گرفتي بعدش چه اتفاقي ميفته؟

504
00:28:55,500 --> 00:28:56,617
چه اتفاقي براي "چاک" ميفته؟

505
00:28:56,668 --> 00:28:59,303
تو فقط نزديک بهش حرکت کن

506
00:29:01,339 --> 00:29:04,591
خوبه اون دقيقا همينجا جلومونه

507
00:29:10,932 --> 00:29:11,915
اگه تو همه چيز يادت بود

508
00:29:11,933 --> 00:29:13,967
اگه هنوز تو خودت بودي

509
00:29:14,018 --> 00:29:17,054
ازم ميخواستي تا هر کاري که ميتونم بکنم و "چاک" رو نجات بدم

510
00:29:17,088 --> 00:29:18,188
مطمئنا ازم ميخواستي که اينکار رو بکنم

511
00:29:18,223 --> 00:29:19,256
ميخواستم چيکار بکني؟

512
00:29:19,274 --> 00:29:20,190
"من رو ببخش "سارا

513
00:29:21,359 --> 00:29:22,860
!الي" اينکار رو نکن"

514
00:29:31,434 --> 00:29:32,634
"الي"

515
00:29:35,309 --> 00:29:36,876
يا خدا، تو حالت خوبه؟ -
من خوبم -

516
00:29:36,894 --> 00:29:37,928
آخه داشتي چه فکري ميکردي؟

517
00:29:37,979 --> 00:29:39,980
داشتم به محافظت از تو فکر ميکردم

518
00:29:40,014 --> 00:29:42,098
چاک"، "سارا" قصد داشت که بکشتت"

519
00:29:42,149 --> 00:29:44,651
"واقعا يه مشکل خيلي جدي‌اي داره "چاک

520
00:29:44,685 --> 00:29:48,154
واسه همينه که ميخوام ببرمش يه جايي که
کمکش کنه تا بتونه به ياد بياره

521
00:29:50,491 --> 00:29:51,942
مامور "واکر" داره چه اتفاقي ميفته؟

522
00:29:51,993 --> 00:29:55,228
واکر" کجايي؟"

523
00:29:55,263 --> 00:29:57,047
اگه اون چيزي رو به ياد نياره چي؟

524
00:29:57,081 --> 00:29:59,032
"اون خيلي بيشتر از اون چيزي که "مورگان
"خودش رو گم کرده بود، خودش رو گم کرده "چاک

525
00:29:59,066 --> 00:30:01,334
تو بايد با "سي.آي.اي" تماس بگيري

526
00:30:01,369 --> 00:30:02,836
تو بايد اون رو بسپاري دستشون

527
00:30:02,870 --> 00:30:04,604
ببين همه هي بهم ميگن که "سارا" ديگه از دست رفته

528
00:30:04,639 --> 00:30:05,939
اما اينطور نيست، اون از دست نرفته

529
00:30:05,973 --> 00:30:07,240
..."چاک"

530
00:30:07,275 --> 00:30:09,125
اگه "دوون" بود بازم همين حرف ميزدي؟

531
00:30:20,688 --> 00:30:23,156
سلام، کجايي تو؟
حالت خوبه؟

532
00:30:23,190 --> 00:30:24,608
من خوبم، من خوبم
ولي "چاک" اصلا حالش خوب نيست

533
00:30:24,642 --> 00:30:26,426
اون همينجوري "سارا" رو برداشت و رفت

534
00:30:26,444 --> 00:30:29,262
"چه مرگت شده "بارتوسکي

535
00:30:29,297 --> 00:30:30,530
جان" من برادر کوچيکه‌ي خودم رو ميشناسم"

536
00:30:30,565 --> 00:30:32,499
و ميدونم که اون ميخواد کجا ببرتش

537
00:30:41,609 --> 00:30:43,043
سلام

538
00:30:43,077 --> 00:30:45,111
ببين من ميدونم که تو من رو يادت نمياد

539
00:30:45,146 --> 00:30:48,882
ولي گفتم شايد اينجا که خونه‌ي روياييمونه رو يادت بياد

540
00:30:48,916 --> 00:30:52,552
هموني که تو هميشه بهم ميگفتي
دوست داري داشته باشيش

541
00:30:52,587 --> 00:30:56,556
رابطه‌ي ما فقط يه پوشش
"براي انجام ماموريتم بود "بارتوسکي

542
00:30:56,591 --> 00:30:58,758
هميشه هميجوري بوده

543
00:30:58,793 --> 00:31:00,527
تو فقط يه ماموريت هستي

544
00:31:00,561 --> 00:31:03,530
نه، من قبلا يه ماموريت بودم

545
00:31:03,564 --> 00:31:05,632
ولي بعدش تو عاشقم شدي

546
00:31:05,666 --> 00:31:07,300
و ميدونم که واقعا مسخره به نظر ميرسه

547
00:31:07,335 --> 00:31:09,135
خودم هم اگه از بيرون به ماجرامون نگاه ميکردم
و شناختي به خودمون نداشتم

548
00:31:09,170 --> 00:31:11,104
حتما منم ميگفتم که مسخره و محال به نظر ميرسه

549
00:31:11,138 --> 00:31:13,506
ولي حقيقت اينه که تو عاشقم شدي
سارا" همينطوره"

550
00:31:13,541 --> 00:31:19,050
بخشي از کارم اينه که کاري کنم تا فکر کني که عاشقتم
اين کاريه که توش بهترينم و بايد بگم که بهت دروغ گفتم

551
00:31:19,080 --> 00:31:23,283
راستش رو بخواي تو برخلاف اون
چيزي که فکر ميکني چندانم دروغگوي خوبي نيستي

552
00:31:23,317 --> 00:31:26,551
ايني که گفتم عين واقعيته، ميفهمي؟

553
00:31:26,614 --> 00:31:28,888
... اولين بوسه ما

554
00:31:28,923 --> 00:31:32,225
البته نه اولين بوسه‌اي که
تحت پوشش جاسوسيمون بود

555
00:31:32,259 --> 00:31:34,678
...ولي اولين بوسه‌ي واقعيمون

556
00:31:34,712 --> 00:31:36,963
وقتي بود که ما داشتيم تلاش ميکرديم
تا يه بمب رو خنثي کنيم

557
00:31:36,998 --> 00:31:38,831
و ما فکر ميکرديم قراره که بميريم

558
00:31:38,849 --> 00:31:42,835
...و من چشمام رو بستم و

559
00:31:42,853 --> 00:31:45,438
بعدش با تمام وجود حس کردم که من رو گرفتي و بوسيدي

560
00:31:45,473 --> 00:31:47,107
اين تو بودي که من رو بوسيدي

561
00:31:47,141 --> 00:31:50,110
و بعدش همش وانمود ميکرديم که
انگار اتفاقي نيفتاده

562
00:31:50,144 --> 00:31:51,378
و کلي هم براي ناديده گرفتنش تلاش کرديم

563
00:31:51,412 --> 00:31:53,079
و حتي با آدماي ديگه قرار گذاشتيم

564
00:31:53,114 --> 00:31:57,784
...ولي يه روز... يه روز که ديگه مطمئن بودم

565
00:31:57,818 --> 00:32:02,455
از اينکه تو نميتوي هرگز يه آدم ساده و
دست و پا چلوفتي اي مثل من رو دوست داشته باشي

566
00:32:02,490 --> 00:32:04,424
...تو اومدي پيشم و

567
00:32:06,460 --> 00:32:08,061
و ازت پرسيدم که آيا اصلا دوستم داري يا نه

568
00:32:08,095 --> 00:32:09,162
سارا" تو اصلا دوستم داري؟"

569
00:32:09,196 --> 00:32:12,565
..."و تو "سارا واکر

570
00:32:12,600 --> 00:32:14,834
گفتي آره

571
00:32:14,869 --> 00:32:18,738
و وقتي که ازت خواستم تا باهام ازدواج کني

572
00:32:18,773 --> 00:32:21,508
حتي لازم نبود که بهم جواب مثبت بدي
چون هردومون ميدونستيم که

573
00:32:21,542 --> 00:32:23,593
قراره بقيه‌ي عمرمون رو با هم و کنار هم باشيم

574
00:32:23,644 --> 00:32:29,085
پس خواهش ميکنم که اين خونه و در قرمز رنگش
و اون حصارهاي پرچيني سفيدش رو به ياد بيار

575
00:32:29,116 --> 00:32:34,554
اون خانواده‌اي که قراره با هم بسازيمش و من رو به ياد بيار

576
00:32:34,588 --> 00:32:38,191
...چون اگه تو من رو به ياد بياري

577
00:32:38,225 --> 00:32:42,929
...بعدش ميتوني به ياد بياري که

578
00:32:42,963 --> 00:32:49,969
"يه آدم خوره‌ي کامپيوتري مثل من که توي "باي مور
کار ميکنه ميتونه خوشبختت کنه

579
00:32:51,839 --> 00:32:56,242
بنابراين من ميخوام همين الان و همينجا
بهت يه حق انتخاب بدم

580
00:32:56,260 --> 00:32:58,244
همه چيز به خودت بستگي داره

581
00:32:58,279 --> 00:33:03,133
تو ميتوني بهم يه فرصت ديگه بدي
...تا بتونيم همه چي رو از نو شروع کنيم

582
00:33:08,155 --> 00:33:14,961
يا اينکه ميتوني اين عينکي رو که اومدي دنبالش رو برداري
و ديگه هرگز من رو نبيني

583
00:33:20,434 --> 00:33:25,789
اينايي که گفتي واقعيت به نظر ميرسه و تو واقعا عاشقمي

584
00:33:26,741 --> 00:33:28,742
با تمام وجود عاشقتم

585
00:33:36,884 --> 00:33:39,886
!شرمنده‌ام که کارم رو خيلي خوب انجام دادم

586
00:33:40,955 --> 00:33:43,757
ولي من يه ماموريت دارم که بايد به پايان برسونمش

587
00:33:43,791 --> 00:33:45,592
و براي انجام اين کار به اين عينک نياز دارم

588
00:33:45,626 --> 00:33:47,193
نه، تو نميتوني اينکار رو بکني

589
00:33:48,229 --> 00:33:49,596
!بدش به من

590
00:33:52,399 --> 00:33:53,767
چرا از خودت دفاع نميکني؟

591
00:33:53,801 --> 00:33:55,101
من نميخوام باهات مبارزه کنم

592
00:33:57,138 --> 00:33:59,022
من هرگز بهت صدمه‌اي نميزنم

593
00:33:59,907 --> 00:34:02,075
!سارا" تو شريک زندگي مني"

594
00:34:33,674 --> 00:34:35,642
اگه بخواي ميتوني من رو بکشي

595
00:34:35,676 --> 00:34:37,644
منم هرگز بهت آسيبي نميزنم

596
00:34:40,500 --> 00:34:42,800
<font color="#ff0000">(سارا به‌علاوه‌ي چاک)</font>

597
00:34:47,154 --> 00:34:50,623
من اون رو نوشتم نه؟

598
00:34:50,658 --> 00:34:52,759
آره تو نوشتيش

599
00:34:52,793 --> 00:34:55,061
عزيزم تو که ميدوني ما نميتونيم اين خونه رو بخريم

600
00:34:55,095 --> 00:34:56,563
...ميدونم

601
00:34:56,597 --> 00:34:59,732
اما بالاخره يه روزي ميخريمش

602
00:34:59,767 --> 00:35:02,135
و اينجا مال ما ميشه

603
00:35:02,169 --> 00:35:05,071
و وقتي که اين اتفاق افتاد دوست دارم که
با ديدن اسمهامون ياد اين لحظه بيفتيم

604
00:35:17,518 --> 00:35:20,086
"کارت خيلي خوب بود مامور "واکر

605
00:35:20,120 --> 00:35:22,388
عينک رو بده من

606
00:35:23,891 --> 00:35:26,292
!تو بهش دروغ گفتي

607
00:35:26,327 --> 00:35:27,927
تو ازش سوء استفاده کردي

608
00:35:31,966 --> 00:35:32,966
حق با توئه

609
00:35:34,902 --> 00:35:36,502
حق با اونه من مامور "سي.آي.اي" نيستم

610
00:35:36,537 --> 00:35:39,138
و فکر ميکنم که بتونم همه‌ي اينا رو برات توضيح بدم

611
00:35:39,173 --> 00:35:41,307
ولي راستش الان بدترين زمان ممکن براي اينکار‌ه

612
00:35:42,409 --> 00:35:44,377
"خدانگهدار "سارا

613
00:35:44,411 --> 00:35:45,545
!نه

614
00:35:49,350 --> 00:35:51,885
واي خداي من، تو حالت خوبه؟

615
00:35:53,354 --> 00:35:55,154
من جليقه‌ي ضد گلوله پوشيدم

616
00:35:55,189 --> 00:35:59,292
"اونا دارن ميان که تو رو بگيرن "سارا

617
00:36:00,561 --> 00:36:01,861
فرار کن

618
00:36:01,896 --> 00:36:04,530
...ولي -
!فرار کن -

619
00:36:13,540 --> 00:36:14,974
اون اينجاست

620
00:36:15,009 --> 00:36:16,659
"چاک"

621
00:36:16,710 --> 00:36:18,077
سلام

622
00:36:18,112 --> 00:36:19,145
سارا" کجاست؟"

623
00:36:19,179 --> 00:36:22,115
اون رفته

624
00:36:22,149 --> 00:36:24,484
سارا" از دست رفته"

625
00:36:30,277 --> 00:36:33,245
تو واقعا خوش شانسي که گلوله
از جليقه‌ات عبور نکرده داداش

626
00:36:33,280 --> 00:36:35,948
آره، اين بهترين خبري‌ه که امروز شنيدم

627
00:36:37,484 --> 00:36:39,985
خيلي خب آروم بگير همينجا بشين
الان يه مسکن براي دردت بهت ميدم

628
00:36:40,019 --> 00:36:41,987
ممنون

629
00:36:43,790 --> 00:36:45,791
"من از دستش دادم "الي

630
00:36:47,794 --> 00:36:50,696
براي يک آن يه جورايي انگار حس کردم
که داره يه چيزايي يادش مياد

631
00:36:50,730 --> 00:36:51,730
ولي اون از دست رفته بود

632
00:36:54,734 --> 00:36:57,136
چرا نميگيري يکم بخوابي

633
00:36:57,170 --> 00:36:59,705
وقتي که بيدار شي من همينجا کنارتم

634
00:37:04,844 --> 00:37:06,845
يالا بگير يکم بخواب

635
00:37:09,983 --> 00:37:11,734
ممنون

636
00:37:18,825 --> 00:37:20,426
هيچوقت تنهام نذار

637
00:37:20,460 --> 00:37:21,794
هرگز اينکار رو نميکنم

638
00:37:36,793 --> 00:37:38,477
ميدونستم که ميتونم اينجا پيدات کنم

639
00:37:40,380 --> 00:37:42,214
ميتوني چاقو رو بياري پايين
من نيومدم اينجا که باهات بجنگم

640
00:37:45,301 --> 00:37:47,519
از من چه چيزهايي يادته؟

641
00:37:47,554 --> 00:37:50,656
بيشتر از چيزايي که بهشون شهرت داري

642
00:37:50,690 --> 00:37:53,459
... خصمانه، بدون گذشت و ترحم

643
00:37:53,493 --> 00:37:55,461
بدون هيچ سوال و جوابي دستورات رو انجام دادن

644
00:37:55,495 --> 00:37:57,796
خيلي جالبه

645
00:37:57,831 --> 00:38:00,332
وقتي من هم با ديگران هستم اونها
چيزايي شبيه همينها رو دربارت ميگين

646
00:38:00,367 --> 00:38:04,737
شايد چون هر دو اينطوريم هيچوقت نشد رابطه دوستانه‌تري داشته باشيم -
خب اگه هيچوقت زياد با هم صميمي نشديم پس تو اينجا چيکارميکني؟ -

647
00:38:12,412 --> 00:38:15,314
فکر ميکنم "بارتوسکي" هر دومون رو
کمي احساساتي‌تر کرده

648
00:38:19,619 --> 00:38:22,304
...بکمن" يه کار جديد بهم پيشنهاد داده، ولي"

649
00:38:22,338 --> 00:38:26,191
آخه ميدوني توي اين پنج سال گذشته ما تغيير کرديم

650
00:38:26,226 --> 00:38:28,227
ما با هم دوست شديم

651
00:38:34,901 --> 00:38:36,902
"مراقب خودت باش "واکر

652
00:38:50,200 --> 00:38:51,200
<font color="#ffff00">"پروژه‌ي بارتوسکي"</font>

653
00:38:51,450 --> 00:38:51,950
روز اول

654
00:38:51,985 --> 00:38:54,386
ماموريتم خيلي ساده‌ست: بايد اعتمادش رو جلب کنم
و بفهمم که اون چي ميدونه

655
00:38:54,421 --> 00:38:59,391
رفتارها و کارهاش رو تحت نظر داشته باشم تا بر اين اساس
سازمان بتونه در رابطه با اينکه بايد باهاش چيکار کنه تصميم بگيره

656
00:39:01,161 --> 00:39:02,544
روز بيست و يکم

657
00:39:02,595 --> 00:39:05,431
امروز "چاک" توي هتل اومد تو اطاقم
و برام يه پيتزا آورد

658
00:39:05,465 --> 00:39:06,899
کاملا گياهي و بدون روغن زيتون

659
00:39:06,933 --> 00:39:09,685
فکر ميکنم اونم سعي داره تا ماموريت خودش
يعني شناختن من رو به سرانجام برسونه

660
00:39:09,719 --> 00:39:11,370
و اينکارش خيلي دلنشين‌ه

661
00:39:11,404 --> 00:39:12,971
روز چهل و نهم

662
00:39:13,006 --> 00:39:14,873
امروز "چاک" باهام بهم زد

663
00:39:14,908 --> 00:39:19,511
خب درستش رو بگم توي رابطه‌ي پوششيمون باهام بهم زد

664
00:39:19,529 --> 00:39:21,513
روز پنجاه و ششم

665
00:39:21,548 --> 00:39:24,249
امروز من و "چاک" با هم يه بمب رو خنثي کرديم

666
00:39:24,284 --> 00:39:29,221
و توي اين ماجرا لحظه‌اي رو تجربه کرديم
که مطمئن بوديم زنده از اين ماجرا بيرون نميايم

667
00:39:31,257 --> 00:39:35,427
...توي اون لحظه اون چشماش رو بست و

668
00:39:35,462 --> 00:39:37,095
من توي همون لحظه بوسيدمش

669
00:39:39,466 --> 00:39:44,436
من... اون رو بوسيدم

670
00:39:44,471 --> 00:39:46,772
روز پانصد و شصت و چهارم

671
00:39:46,806 --> 00:39:48,807
بعد از مدتها کاملا در آرامشيم

672
00:39:48,842 --> 00:39:53,245
نه ماموريتي در کاره و نه چيز ديگه‌اي
چيز مهمي براي گزارش دادن وجود نداره

673
00:39:53,279 --> 00:39:59,184
جز اينکه بعد از اين همه مدت هنوزم من اينجام
و دارم با خودم صحبت ميکنم

674
00:39:59,219 --> 00:40:02,120
...چون

675
00:40:02,155 --> 00:40:04,156
چون من عاشقشم

676
00:40:08,194 --> 00:40:10,162
من عاشق "چاک بارتوسکي" هستم

677
00:40:10,196 --> 00:40:12,464
و نميدونم که بايد در اين رابطه چيکار کنم

678
00:40:19,200 --> 00:40:22,073
مطمئني که نميخواي امشب رو پيشمون بموني؟

679
00:40:22,091 --> 00:40:23,876
قدمت هميشه رو چشممون جا داره

680
00:40:23,910 --> 00:40:26,512
بالاخره آخرش که بايد برم خونه‌ي خودم

681
00:40:26,546 --> 00:40:29,047
امشبم براي انجام دادن اينکار
به خوبي مابقي شبهاست

682
00:40:29,082 --> 00:40:30,549
باشه، هر جور راحتي

683
00:40:30,583 --> 00:40:34,853
خب من صبح اول وقت ميام پيشت
و برات پنکيک درست ميکنم

684
00:40:34,888 --> 00:40:36,688
شب بخير آبجي

685
00:40:36,723 --> 00:40:38,607
دوستت دارم

686
00:40:38,641 --> 00:40:40,526
منم دوستت دارم

687
00:40:49,903 --> 00:40:52,905
چاک"؟"

688
00:40:55,909 --> 00:40:57,376
!"سارا"

689
00:41:05,618 --> 00:41:09,054
فقط ميخواستم بهت بگم تو رو باور کردم

690
00:41:09,088 --> 00:41:13,692
من همه‌ي چيزايي که درباره‌ي خودمون
بهم گفتي رو باور کردم

691
00:41:16,262 --> 00:41:18,130
...ولي

692
00:41:18,164 --> 00:41:21,166
...چاک" حقيقت اينه که من"

693
00:41:21,200 --> 00:41:27,000
در خودم احساسي نسبت به هيچ کدوم از چيزهاييکه
درباره خودمون و ماجراهامون گفتي  ندارم

694
00:41:27,050 --> 00:41:30,208
فقط موضوع اينه که... هيچ حسي نسبت بهشون ندارم

695
00:41:30,243 --> 00:41:32,744
که اينجور

696
00:41:34,213 --> 00:41:37,849
...آره بايدم همينطور باشه، من

697
00:41:37,884 --> 00:41:40,586
نميدونم انتظار داشتم
که چه اتفاقي بيفته

698
00:41:40,620 --> 00:41:42,487
ميفهمي که چي ميگم؟

699
00:41:42,522 --> 00:41:45,591
خب پس با اين اوضاع احوال تو اينجا چيکار ميکني؟

700
00:41:45,625 --> 00:41:50,495
خب من اومدم تا بابت همه‌ي اتفاقاتي که
امروز افتاده ازت عذر خواهي کنم

701
00:41:54,200 --> 00:41:57,169
ولي بيشتر از همه واسه اين اومدم
که ازت خداحافظي کنم

702
00:41:57,203 --> 00:42:00,339
کجا ميخواي بري؟

703
00:42:01,541 --> 00:42:04,076
کوئين" زندگيم رو تباه کرد"

704
00:42:04,110 --> 00:42:05,577
...و منم بايد

705
00:42:05,612 --> 00:42:07,613
خب منم بايد برم و پيداش کنم

706
00:42:12,685 --> 00:42:14,686
خداحافظ

707
00:42:23,129 --> 00:42:26,064
خداحافظ

708
00:42:26,300 --> 00:42:35,930
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@