WEBVTT

00:00:01.790 --> 00:00:03.600
دیگه سردم نیست‏.‏

00:00:04.920 --> 00:00:07.420
به اندازه ی کافی گرم شدم‏.‏

00:00:08.190 --> 00:00:09.670
هی‏!‏

00:00:09.670 --> 00:00:11.240
صبر کن‏،‏ صبر کن‏،‏ صبر کن‏!‏

00:00:11.240 --> 00:00:13.870
اون راه راحتو انتخاب نکرد‏!‏

00:00:13.870 --> 00:00:16.860
اون پدرشو به خاطر قلابی بودنش نکشت‏!‏

00:00:17.260 --> 00:00:20.030
اون بدون هیچ شکی خودشو پذیرفت‏!‏

00:00:20.030 --> 00:00:22.950
تو این قدمای آخر‏،‏
راه درستو انتخاب کرد؟‏!‏

00:00:22.950 --> 00:00:26.510
مطمئن بودم که شکست میخوره‏!‏

00:00:27.320 --> 00:00:28.630
ممنونم‏.‏

00:00:30.030 --> 00:00:31.290
.و بدرود

00:00:32.130 --> 00:00:34.630
این غیرممکنه‏!‏

00:00:38.200 --> 00:00:40.640
!هیچی برات نمیذارم بمونه

00:00:40.640 --> 00:00:43.310
تواناییا و اطلاعاتی که به دست آوردی‏،‏

00:00:43.310 --> 00:00:45.700
خاطرات تجدید دیدار با پدر و مادرت‏،‏

00:00:45.700 --> 00:00:47.270
و البته‏،‏ اون نشان لعنتیت‏،‏

00:00:47.270 --> 00:00:48.640
همه رو پاک میکنم‏!‏

00:00:48.640 --> 00:00:51.730
پاک کردن‏.‏‏.‏‏.‏ خاطراتم؟

00:00:51.730 --> 00:00:54.940
توسط آینه های بی شمار سوراخ سوراخ شو‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:55.340 --> 00:00:59.620
و این بار بمیر‏،‏ قهرمان قلابی‏!‏

00:01:03.000 --> 00:01:13.000
ارائه شده توسط وبسایت طلا فیلم
www.TalaFilm.Top

00:01:13.030 --> 00:01:17.000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top

00:02:48.640 --> 00:02:52.520
قسمت ۱۲
هزاره ی یک پادشاه هیولاهای تاریک

00:02:50.790 --> 00:02:55.210
این اولین باریه که با کسی میجنگم
که قدرتش با من برابری میکنه‏.‏

00:02:56.360 --> 00:03:00.240
حالا‏،‏ بیا ادامه بدیم‏،‏ وردئین‏.‏

00:03:00.550 --> 00:03:04.240
استفاده از تمام قدرتت
اینقدر برات لذتبخشه؟

00:03:05.000 --> 00:03:07.350
میتونم نیشخندِ رو صورتتو ببینم‏.‏

00:03:08.060 --> 00:03:10.160
من‏.‏‏.‏‏.‏ دارم نیشخند میزنم؟

00:03:10.620 --> 00:03:14.250
نداشتن هیچ دشمنی‏،‏ خسته‌کنندس‏.‏

00:03:15.280 --> 00:03:22.350
تنها دشمن واقعی برای یه پادشاه هیولاهای
تاریک‏،‏ کسیه که قلمروی خودشو داشته باشه‏،‏

00:03:22.560 --> 00:03:27.300
یا قهرمان واقعی‏،‏ کسی که قدرت
نابود کردن یه قلمرو رو داره‏.‏

00:03:28.480 --> 00:03:32.040
تو تا حالا با هیچ‌ کدومشون روبرو نشدی‏.‏

00:03:32.040 --> 00:03:35.230
برای همین هیچوقت مجبور
نشدی از تمام قدرتت استفاده کنی‏.‏

00:03:35.730 --> 00:03:38.880
این قهرمان بود که تو رو شکست داد‏.‏

00:03:38.880 --> 00:03:42.920
و این وردئینِ آتش سوزان
بود که اونارو شکست داد‏.‏

00:03:43.610 --> 00:03:45.200
وردئین؟

00:03:45.440 --> 00:03:48.920
من قراره هر قرن یک بار
بیام و بهت سر بزنم‏.‏

00:03:49.490 --> 00:03:53.130
ظاهر کاهنه‌ ایم احتمالاً هر بار تغییر میکنه‏،‏

00:03:53.130 --> 00:03:54.790
اما نزار این موضوع اذیتت کنه‏.‏

00:03:55.670 --> 00:03:58.920
میخوای با من بجنگی؟

00:03:58.920 --> 00:04:03.420
متأسفانه وقتی تو کالبد
یه کاهنه ام‏،‏ قدرتم محدوده‏.‏

00:04:04.700 --> 00:04:08.670
زافتیر‏،‏ زندگی کردن چه معنایی داره؟

00:04:09.580 --> 00:04:13.850
شاید زندگی‏،‏ فرایندیه که فرد
از تولدش تا مرگش طی میکنه‏.‏

00:04:14.670 --> 00:04:16.840
اینکه فرزندی به دنیا بیاری و بزرگش کنی‏،‏

00:04:16.840 --> 00:04:20.240
که اونم بعدش رشد کنه و
خودش فرزندی به دنیا بیاره‏.‏

00:04:20.790 --> 00:04:24.240
فکر میکنم جوابشو میشه اونجا پیدا کرد‏.‏

00:04:24.490 --> 00:04:27.200
پس با وجود اینکه بیشتر
از ۲۰۰۰ سال زنده بودی‏،‏

00:04:27.200 --> 00:04:30.090
هنوزم نمیدونی؟

00:04:30.580 --> 00:04:31.420
دقیقاً‏.‏

00:04:32.000 --> 00:04:34.240
برو‏،‏ زافتیر‏.‏

00:04:34.910 --> 00:04:37.260
پس یه قرن دیگه میبینمت‏.‏

00:04:37.260 --> 00:04:39.420
نیازی نیس برگردی‏.‏

00:04:40.210 --> 00:04:44.840
تو این هزار سال گذشته
حتماً حوصلت سر رفته بوده‏.‏

00:04:45.090 --> 00:04:46.600
هزار سال‏.‏‏.‏‏.‏؟

00:04:49.800 --> 00:04:56.720
تنها دلیلی که میتونی لبخند بزنی
اینه که من به اون دوران پایان دادم‏!‏

00:04:57.060 --> 00:05:02.320
چون هیچی از تاریخ و فاجعه‌ ای
که اون موقع اتفاق افتاد نمیدونی‏!‏

00:05:11.570 --> 00:05:15.460
زمانی این مکان‏،‏ تمدنی حتی قدیمی ‌تر
از اونیو در خودش جای داده بود

00:05:15.460 --> 00:05:17.960
که انسانها بهش میگن ‏"‏دوران باستان‏"‏‏.‏

00:05:18.320 --> 00:05:22.460
‏"‏توآه‏"‏ کلِ همین سرزمینه‏!‏

00:05:23.280 --> 00:05:26.720
علت همه چی همینجاس‏!‏

00:05:29.240 --> 00:05:32.150
یازده قرن و چند دهه قبلتر از اون‏،‏

00:05:32.150 --> 00:05:36.010
قلمروی بشریت به سه لایه تقسیم شده بود‏.‏

00:05:36.350 --> 00:05:40.200
لایه ‌ی ‏"‏آسمان‏"‏ و لایه ‌ی ‏"‏بالا‏"‏‏،‏
جایی که مردم توآه زندگی میکردن‏.‏

00:05:40.200 --> 00:05:44.240
و لایه ‌ی وسیع ‏"‏پایین‏"‏
که بقیه‌ ی نژادها توش زندگی میکردن‏.‏

00:05:44.900 --> 00:05:46.670
الان هیچی جز اقیانوس نیست‏،‏

00:05:46.670 --> 00:05:50.620
اما مرکز توآه زمانی
در شمال سولسئین قرار داشت‏.‏

00:06:02.100 --> 00:06:03.600
همونطور که فکر میکردم‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:03.600 --> 00:06:06.220
اول باید قلمرومو گسترش بدم‏.‏

00:06:07.760 --> 00:06:10.960
این توآه بود که اول تجاوز کرد‏.‏

00:06:11.470 --> 00:06:16.000
خاطرات خونِ دهها
هزار سال پیش اینو بهم میگه‏.‏

00:06:16.750 --> 00:06:20.380
من قلمرویی جدا از توآه به دست آوردم‏،‏

00:06:20.380 --> 00:06:23.630
و تو طول قرنهای طولانی اونارو به عقب روندم‏.‏

00:06:23.980 --> 00:06:28.940
اما اونا یه نوع کاملاً
جدید از سربازارو فرستادن‏.‏

00:06:29.160 --> 00:06:33.320
برعکس ارتشهای قبلیشون‏،‏
که فقط به تعداد متکی بودن‏،‏

00:06:33.320 --> 00:06:36.900
اونا رَویه ی خودشونو به تاکتیکای جدیدی تغییر
دادن که از طلسما و سلاحای جادویی استفاده میکرد‏.‏

00:06:36.900 --> 00:06:38.400
مهمتر از هر چیزی‏،‏

00:06:38.400 --> 00:06:41.680
نگا‌های پر از وحشت و
قصد کشتن تو چهره ‌هاشون‏،‏

00:06:41.680 --> 00:06:44.430
چیزی بود که انسانها قبلاً نداشتن‏.‏

00:06:45.000 --> 00:06:47.410
هی‏!‏ دارو‏!‏ زودباش‏!‏

00:06:47.410 --> 00:06:48.800
حتماً‏،‏ قهرمان‏.‏

00:06:49.560 --> 00:06:51.050
‏"‏قهرمان‏"‏؟

00:06:51.050 --> 00:06:52.640
هی‏!‏ این پادشاه هیولاهای تاریکه‏!‏

00:06:52.640 --> 00:06:54.260
یه پادشاه هیولاهای تاریک‏!‏

00:06:54.260 --> 00:06:56.180
این یعنی شانس آوردیم‏،‏ مگه نه؟

00:06:56.180 --> 00:06:58.270
صف بکشین‏!‏ طلسمو آماده کنین‏!‏

00:06:58.600 --> 00:07:00.240
بَرده ‌هارو بفرستین جلو‏!‏

00:07:00.240 --> 00:07:02.040
!طلسم عظیم

00:07:02.040 --> 00:07:04.740
گردبادِ تیغه ‌ی تاریکی‏!‏

00:07:09.250 --> 00:07:10.860
زدیمش؟‏!‏

00:07:24.790 --> 00:07:28.650
اینا ... پوسته های تو خالیَن؟

00:07:30.590 --> 00:07:36.030
باید درمورد این قهرمانا بیشتر بفهمم‏.‏

00:07:45.680 --> 00:07:49.110
برای یه مدتی از این بدن استفاده میکنم‏.‏

00:07:50.960 --> 00:07:54.020
دقیقاً مثل هیولاهای تاریکِ قدرتمندتر‏،‏

00:07:54.020 --> 00:07:58.800
این قهرمانا میتونن بعد از مرگ‏،‏ دوباره زنده بشن‏.‏

00:07:58.800 --> 00:08:01.960
همین موضوع اونارو بی ‌باک و دیوونه میکنه‏.‏

00:08:02.270 --> 00:08:04.680
و خونِشون در نهایت
تبدیل به آرکانسیت میشه‏،‏

00:08:04.680 --> 00:08:06.570
دقیقاً مثل هیولاهای تاریک‏.‏

00:08:07.130 --> 00:08:08.640
توآه لعنتی‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:08.890 --> 00:08:11.960
اونا از هر نظر از ما تقلید کردن‏.‏

00:08:12.730 --> 00:08:15.960
امیدوارم بتونم تا اونجا پیش برم‏.‏

00:08:15.960 --> 00:08:20.410
اما هرچی جادوی یه نفر قدرتمندتر
باشه‏،‏ قلمرو بیشتر روش تأثیر میذاره‏.‏

00:08:20.410 --> 00:08:24.480
گمونم باید عجله نکنم و با
سؤال پرسیدن همه ‌چیو یاد بگیرم‏.‏

00:08:31.790 --> 00:08:33.480
یه قهرمان؟

00:08:33.870 --> 00:08:37.990
اما هیچ خصومت یا اضطرابی حس نمیکنم‏.‏

00:08:39.340 --> 00:08:40.920
هی‏،‏ تو‏.‏

00:08:40.920 --> 00:08:42.380
داری چیکار میکنی؟

00:08:43.250 --> 00:08:44.380
من؟

00:08:44.380 --> 00:08:46.610
مگه کس دیگه ایَم اینجاس؟

00:08:47.010 --> 00:08:49.820
هیچکس هیچوقت با من حرف نمیزنه‏.‏

00:08:49.820 --> 00:08:51.940
من با بقیه فرق دارم‏.‏

00:08:52.390 --> 00:08:53.760
تو کی هستی؟

00:08:54.320 --> 00:08:55.420
وُد‏.‏

00:08:55.760 --> 00:08:58.630
وُد‏.‏ اسم قشنگیه‏.‏

00:08:59.440 --> 00:09:00.820
من رایتم‏.‏

00:09:00.820 --> 00:09:03.360
خودمو اینطوری صدا
میزنم چون نوشتن شغل منه‏.‏

00:09:03.840 --> 00:09:05.470
رایت‏.‏

00:09:05.880 --> 00:09:12.480
اون از بین تمام قهرمانایی که دیدم قدرتمندتره‏.‏

00:09:12.480 --> 00:09:16.720
دارم تو دنیا سفر میکنم
تا رو کتابم کار کنم‏.‏

00:09:17.020 --> 00:09:17.910
کتاب؟

00:09:18.090 --> 00:09:21.260
این دنیا هیچ کتابی
برای سرگرمی نداره‏.‏

00:09:21.260 --> 00:09:23.010
اما من میخوام یه دونه بنویسم‏.‏

00:09:23.010 --> 00:09:26.670
یه کتاب فقط برای تفریح‏،‏
مثل همونایی که تو دنیای قبلیم بودن‏.‏

00:09:26.920 --> 00:09:29.040
دنیای قبلیت؟

00:09:29.970 --> 00:09:32.800
البته‏،‏ کارایی که توآه
ازم میخوادو انجام میدم‏.‏

00:09:32.800 --> 00:09:34.650
اما به جز اون‏،‏

00:09:34.650 --> 00:09:37.400
میخوام به مردم لایه ‌ی پایین رویا بدم‏،‏

00:09:37.400 --> 00:09:41.060
کسایی که توسط مردم توآه مورد سوء استفاده قرار
میگیرن و به عنوان بَرده برای قهرمانا استفاده میشن‏.‏

00:09:41.390 --> 00:09:44.680
به نظر میرسه اونا هیچ احساسی ندارن‏.‏

00:09:44.680 --> 00:09:46.640
خیلی غم انگیزه اگه
همینم نتونم براشون بکنم‏.‏

00:09:47.440 --> 00:09:49.070
تو موافق نیستی؟

00:09:49.540 --> 00:09:50.560
موافقم‏.‏

00:09:52.840 --> 00:09:55.550
تو اولین کسی هستی که این حرفو میزنه‏.‏

00:09:55.550 --> 00:09:57.570
بقیه فقط خیلی رو کاراشون تمرکز کردن‏.‏

00:09:57.990 --> 00:10:00.930
توآه چه کارایی ازت میخواد انجام بدی؟

00:10:02.090 --> 00:10:05.320
اونا ازم میخوان از مهارتام‏،‏ کتابدار و

00:10:05.320 --> 00:10:08.000
حکیم بزرگ‏،‏ استفاده کنم تا کتابای
جادویی بنویسم که قهرمانارو راهنمایی کنه‏.‏

00:10:09.750 --> 00:10:12.920
کتابدار بهم اجازه میده قدرت
یه قلمرو رو تو یه کتاب بذارم‏.‏

00:10:12.920 --> 00:10:15.320
حکیم بزرگ قدرت راهنمایی کردن بهم میده‏.‏

00:10:15.320 --> 00:10:18.690
یعنی‏،‏ قدرتِ اینکه کاری کنم
مردم چیزایی که مینویسمو باور کنن‏.‏

00:10:19.390 --> 00:10:21.200
وقتی یه کتاب مینویسم‏،‏

00:10:21.200 --> 00:10:25.170
تبدیل به داستانی میشه که
مردم این دنیا میتونن واقعیش کنن‏.‏

00:10:26.140 --> 00:10:28.060
مسئولیت مهمیه‏.‏

00:10:28.940 --> 00:10:31.440
میفهمم توآه سعی داره چیکار کنه‏.‏

00:10:31.440 --> 00:10:34.890
اونا قهرمانارو احضار کردن‏،‏
اما نمیتونن کنترلمون کنن‏،‏

00:10:34.890 --> 00:10:36.740
و میخوان اینو تغییر بدن‏.‏

00:10:37.220 --> 00:10:40.550
‏"‏پادشاهای هیولاهای تاریکو شکست بدید
تا بتونید به دنیای قبلیتون برگردید‏.‏‏"‏

00:10:40.550 --> 00:10:44.240
از دیدگاه ما‏،‏ این چیزی جز یه تهدید نیست‏.‏

00:10:44.240 --> 00:10:46.670
امکان نداره کسی بتونه
جدّی برای این بجنگه‏.‏

00:10:47.140 --> 00:10:51.590
هرچند‏،‏ چون نمیتونیم بمیریم و
کار دیگه ایَم نداریم بکنیم‏،‏ میجنگیم‏.‏

00:10:51.590 --> 00:10:56.010
اما دلم برای هیولاهای
تاریکی که میکُشیم خیلی میسوزه‏.‏

00:10:56.760 --> 00:11:00.610
مردم توآه فاقد احساسات و قوه ی تخیلن‏.‏

00:11:00.990 --> 00:11:03.720
وقتی اینکارو بهم دادن‏،‏ بعضی از
کسایی که تو آسمون زندگی میکننو دیدم‏،‏

00:11:04.150 --> 00:11:05.640
اما نمیتونم با اون آدما کنار بیام‏.‏

00:11:06.040 --> 00:11:08.500
اصلاً ذره ایَم شبیه انسان نیستن‏.‏

00:11:09.520 --> 00:11:12.370
برای همین باید سخت تلاش کنم‏.‏

00:11:13.140 --> 00:11:16.950
اگه کتابای جادوییمو تموم
کنم‏،‏ همه قدرتمندتر میشن‏.‏

00:11:16.950 --> 00:11:19.310
و دنیای انسانها بهتر میشه‏.‏

00:11:20.870 --> 00:11:23.400
این مرد خیلی خطرناکه‏.‏

00:11:23.400 --> 00:11:26.160
باید همینجا این تهدیدو بی ‌اثر کنم‏.‏

00:11:28.160 --> 00:11:31.220
هان؟ چرا همه ی اینارو بهت گفتم؟

00:11:31.570 --> 00:11:33.760
هیچوقت اینو به کسی نگفته بودم‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:34.250 --> 00:11:36.050
همم‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:37.040 --> 00:11:39.200
شاید چون دارم با تو حرف میزنم؟

00:11:40.260 --> 00:11:42.620
حس میکنم میتونم هر چیزیو بهت بگم‏.‏

00:11:44.490 --> 00:11:48.160
انگار‏.‏‏.‏‏.‏ چرخ دنده‌ ها جفت و جور شدن‏،‏ میدونی؟

00:11:49.300 --> 00:11:51.460
هی‏،‏ وُد‏.‏ با من میای؟

00:11:51.880 --> 00:11:54.490
داشتنِ کسی که گوش بده‏،‏
نوشتنو خیلی راحت‌ تر میکنه‏.‏

00:11:54.900 --> 00:11:56.190
مشکلی نیس؟

00:11:56.920 --> 00:11:58.560
خیله خب‏.‏

00:11:58.560 --> 00:11:59.980
هورا‏!‏

00:11:59.980 --> 00:12:04.520
میتونم اطلاعات بیشتری
درمورد توآه ازش به دست بیارم‏.‏

00:12:04.520 --> 00:12:08.470
بعدش برای خلاص شدن از دستش وقت هست‏.‏

00:12:21.240 --> 00:12:23.520
دارم فکر میکنم اسمشو بذارم
‏"‏افسانه ی قهرمان‏"‏‏.‏

00:12:23.910 --> 00:12:25.410
قشنگ و سادَس‏،‏ نه؟

00:12:36.200 --> 00:12:38.670
این اواخر‏،‏ قهرمانا از همیشه بدتر شدن‏.‏

00:12:38.670 --> 00:12:40.690
اونا به کشتن همدیگه رو آوردن‏،‏

00:12:40.690 --> 00:12:43.320
و دست درازی به زَنای لایه های پایینتر‏.‏

00:12:43.320 --> 00:12:45.990
مردم توآه تظاهر میکنن که نمیبیننش‏.‏

00:12:45.990 --> 00:12:48.580
به هر حال‏،‏ فکر نمیکنم احساس
گناه چیزی باشه که درکش کنن‏.‏

00:12:48.940 --> 00:12:52.880
حتی اگه پیروز بشن‏،‏
فقط دنیا رو بدتر میکنه‏.‏

00:12:53.710 --> 00:12:56.500
اشکالی نداره به نوشتن این کتاب ادامه بدم؟

00:12:58.000 --> 00:13:01.890
نه‏،‏ توآه این بدنو برای من آماده کرده‏.‏

00:13:01.890 --> 00:13:03.880
نمیتونم اینو بلند بگم‏.‏

00:13:06.420 --> 00:13:09.970
اگه جلوشون وایسم‏،‏
ممکنه منو از سر راه بردارن‏.‏

00:13:10.540 --> 00:13:12.760
با اینکه کتاب تقریباً کامل شده‏.‏

00:13:16.700 --> 00:13:17.860
هی‏،‏ وُد‏.‏

00:13:17.860 --> 00:13:19.160
چیه؟

00:13:19.420 --> 00:13:21.280
ما یه ساله با همیم‏.‏

00:13:21.280 --> 00:13:24.480
میخوام تو تنها کسی باشی که باورم میکنه‏.‏

00:13:25.980 --> 00:13:27.080
مشکلی نیس؟

00:13:28.910 --> 00:13:29.690
نه‏.‏

00:13:31.360 --> 00:13:32.720
خوبه‏.‏

00:13:32.720 --> 00:13:35.140
حالا که اینو شنیدم‏،‏
دیگه تردید نمیکنم‏.‏

00:13:35.140 --> 00:13:36.370
میتونم اینو تمومش کنم‏.‏

00:13:37.550 --> 00:13:39.990
کتابی که دنیا رو بهتر میکنه‏.‏

00:13:41.360 --> 00:13:44.260
رایت به توآه به چشم یه دشمن نگاه میکنه‏.‏

00:13:44.640 --> 00:13:48.720
اما هیچوقت به هیولاهای
تاریک اینطوری نگاه نکرده‏.‏

00:13:49.150 --> 00:13:53.260
حداقل میتونم تا زمانی که
کتاب تموم بشه صبر کنم‏.‏

00:13:54.380 --> 00:13:57.440
اما چهار سال بعد‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:57.440 --> 00:14:00.710
خبری از رایت نبود‏.‏

00:14:03.530 --> 00:14:07.530
اونا دوباره دست درازی
به قلمرومو شروع کردن‏.‏

00:14:07.970 --> 00:14:10.540
تیغه های سرخ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:10.900 --> 00:14:16.680
نکنه ‏"‏افسانه ی قهرمان‏"‏
داره اثر خودشو میذاره؟

00:14:16.680 --> 00:14:21.340
پس نباید میذاشتم زنده بمونی‏.‏

00:14:21.340 --> 00:14:22.920
رایت‏!‏

00:14:31.800 --> 00:14:33.430
هی‏،‏ وُد‏.‏

00:14:34.240 --> 00:14:36.380
میدونی منم؟

00:14:36.380 --> 00:14:38.640
ما یه سال با هم وقت گذروندیم‏.‏

00:14:38.640 --> 00:14:41.090
میتونم از رو حضورت حست کنم‏.‏

00:14:41.090 --> 00:14:44.700
و حدس میزدم که انسان نیستی‏.‏

00:14:44.700 --> 00:14:53.210
مگه هدف ‏"‏افسانه ی قهرمان‏"‏ جبرانِ
آسیبی نبود که توآه به دنیا زد؟

00:14:53.210 --> 00:14:54.280
نه‏.‏

00:14:54.510 --> 00:14:56.290
هدفِ اون داستان‏،‏ شکست دادنِ

00:14:56.290 --> 00:14:58.590
پادشاهای هیولاهای تاریک
و بزرگتر کردنِ دنیاس‏.‏

00:14:59.230 --> 00:15:03.130
مطمئنم قهرمانا اونقدر قدرتمند
میشن که تو رو شکست بدن‏.‏

00:15:05.040 --> 00:15:06.080
رایت‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:06.600 --> 00:15:08.660
این عصبانیت میکنه‏،‏ وُد؟

00:15:08.950 --> 00:15:10.550
پس با من بیا‏.‏

00:15:11.100 --> 00:15:13.380
تو تالار بارعام منتظرت میمونم‏.‏

00:15:13.380 --> 00:15:15.260
من اونجا رو طراحی کردم‏.‏

00:15:15.800 --> 00:15:19.060
اول باید قهرمانایی که سَرِ رات
قرار میگیرنو شکست بدی‏.‏

00:15:20.160 --> 00:15:20.970
تله پورت‏.‏

00:15:24.210 --> 00:15:27.050
جمع شین‏،‏ تمام خادمان من‏!‏

00:15:27.050 --> 00:15:32.490
ما قلمرومونو پیش میبریم‏،‏
بدون اینکه به عقب نشینی فکر کنیم‏!‏

00:15:32.720 --> 00:15:37.500
قهرمانا و مردم توآهو
از دَمِ تیغ بگذرونین‏!‏

00:15:38.790 --> 00:15:41.730
بیست و پنجمین روزِ پیشِ رومون‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:41.730 --> 00:15:45.630
برای رسیدن به اینجا
تاوان سنگینی دادیم‏.‏

00:15:45.630 --> 00:15:49.260
ظاهراً راثوِل و کلیواتسَم از پا دراومدن‏.‏

00:15:49.560 --> 00:15:52.600
ولی ما‏،‏ هیولاهای تاریکِ شمال‏،‏

00:15:52.600 --> 00:16:00.210
قهرمانا رو عقب روندیم
و به قلبِ توآه رسیدیم‏.‏

00:16:01.900 --> 00:16:05.400
اصلاً هیچ سدّی حس نمیکنم‏.‏

00:16:07.960 --> 00:16:09.800
لایه ی آسمان‏.‏

00:16:10.170 --> 00:16:14.020
اینجا باید جایی باشه که
قلبِ توآه منتظرمونه‏.‏

00:16:21.740 --> 00:16:23.540
رایت‏.‏

00:16:30.800 --> 00:16:35.910
اوه‏،‏ ببخشید‏.‏ طراحیش طوریه که
فقط به شکل انسانی میتونی وارد بشی‏.‏

00:16:35.910 --> 00:16:38.780
میخواستم هم سطح خودت باهات حرف بزنم‏.‏

00:16:45.260 --> 00:16:47.060
اون چهره رو خوب یادمه‏.‏

00:16:48.180 --> 00:16:50.440
اینطوری صحبت کردن
باهات خیلی راحت تره‏.‏

00:16:51.060 --> 00:16:54.460
رایت‏،‏ اینجا چه اتفاقی افتاده؟

00:16:54.820 --> 00:16:56.830
چی؟ این؟

00:16:57.390 --> 00:16:59.450
همشونو کشتم‏.‏

00:17:00.950 --> 00:17:03.460
هوم؟ خوشحال نشدی؟

00:17:03.460 --> 00:17:05.250
مگه همتون همینو نمیخواستین؟

00:17:05.250 --> 00:17:10.250
اگه قصد داشتی همشونو قتل
عام کنی‏،‏ چرا از همون اول نگفتی؟

00:17:10.880 --> 00:17:14.580
تو دنیای قبلیم یه ضرب المثل بود‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:15.080 --> 00:17:18.260
‏"‏برای فریب دادن دشمنات‏،‏
اول باید دوستاتو فریب بدی‏.‏‏"‏

00:17:18.800 --> 00:17:22.190
پنج فصلِ افسانه ی قهرمان

00:17:22.190 --> 00:17:26.270
که نوشتم‏،‏ قدرت یه قهرمانو
به حد نهاییش میرسونه‏.‏

00:17:26.570 --> 00:17:31.900
و اونا بهم این قدرتو دادن که
برای هر فصل یه مکان مقدس بسازم‏.‏

00:17:32.580 --> 00:17:36.380
اینجا‏،‏ تالار بارعام‏،‏
چهارمین مکان مقدسه‏.‏

00:17:36.380 --> 00:17:38.410
دقیقاً بالای چشمه ی توآه قرار داره‏.‏

00:17:38.410 --> 00:17:42.700
طوری ساختمش که بشه با مردم توآه در
لایه ی آسمون صحبت کرد و همینجا سَطحو بالا برد‏.‏

00:17:43.040 --> 00:17:46.290
متقاعدشون کردم که اینکار
انگیزه ی قهرمانو بیشتر میکنه‏.‏

00:17:46.840 --> 00:17:49.540
اونام گول خوردن‏.‏

00:17:50.200 --> 00:17:53.070
احتمالاً خیالشون راحت بود چون دور تا دورش

00:17:53.070 --> 00:17:56.110
با ابرها احاطه شده و دسترسی بهش
فقط از طریق دروازه های مکانای مقدسه‏.‏

00:17:56.550 --> 00:18:00.060
اما من اَبرا رو کنار زدم
و سدّ محافظو غیرفعال کردم‏.‏

00:18:00.060 --> 00:18:04.440
اونا رو کاملاً بی دفاع
جلوی قهرمانا رها کردم‏.‏

00:18:04.440 --> 00:18:07.810
مردم توآه احساسات ندارن‏،‏
برای همین اصلاً فکرشو نمیکردن‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:08.380 --> 00:18:10.870
قهرمانا چقدر خشمگین بودن
از اینکه مجبور شده بودن‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:10.870 --> 00:18:15.320
به این دنیا بیان و بارها و بارها بمیرن‏.‏

00:18:15.720 --> 00:18:17.820
مثل صحنه ای از جهنم بود‏.‏

00:18:18.240 --> 00:18:22.040
قهرمانا مردم توآهو تا آخرین نفر قتل عام کردن‏،‏

00:18:22.040 --> 00:18:24.270
و بعد فقط همونجا وایسادن‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:24.780 --> 00:18:30.080
با صورتای خون آلود و چشمای
بی روح به آسمون خیره شده بودن‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:30.340 --> 00:18:32.390
اون چهره ها رو هیچوقت فراموش نمیکنم‏.‏

00:18:33.160 --> 00:18:35.080
و بهم گفتن‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:36.030 --> 00:18:38.520
‏"‏بذار بمیریم‏.‏‏"‏

00:18:40.650 --> 00:18:44.200
منظورشون این بود که حتی اگه
مُردن‏،‏ نمیخوان دوباره زنده بشن‏.‏

00:18:44.800 --> 00:18:46.730
برای همین آرزوشونو برآورده کردم‏.‏

00:18:47.640 --> 00:18:51.840
من با سیستمی که قهرمانو
زنده میکنه یکی شده بودم‏.‏

00:18:51.840 --> 00:18:53.500
کتابِ معبد‏.‏

00:18:54.240 --> 00:18:59.490
جلوی چشمای اونا‏،‏ خنجرو
تو کتاب و قلب خودم فرو کردم‏.‏

00:18:59.910 --> 00:19:03.200
اونام همشون خودکشی کردن‏،‏ دقیقاً مثل من‏.‏

00:19:04.720 --> 00:19:07.140
به محض اینکه این تیغه
بیرون کشیده بشه‏،‏ میمیرم‏.‏

00:19:08.240 --> 00:19:09.670
رایت‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:09.670 --> 00:19:13.760
میخواستم قبل از مرگم ببینمت‏،‏
برای همین تیغه رو تو بدنم نگه داشتم‏.‏

00:19:14.200 --> 00:19:16.880
میخواستم حرفامو بشنوی‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:22.280 --> 00:19:26.190
اما این پایانش نیست‏،‏ وُد‏.‏

00:19:26.880 --> 00:19:29.770
داستان تازه الان شروع میشه‏.‏

00:19:30.560 --> 00:19:33.560
ما به تنهایی نمیتونستیم تمومش کنیم‏.‏

00:19:34.400 --> 00:19:38.710
داستانِ نابودیِ توآهِ جاویدان‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:39.190 --> 00:19:42.160
یعنی هنوز نابودشون نکردی؟

00:19:42.160 --> 00:19:43.950
این تازه پیش درامَده‏.‏

00:19:44.430 --> 00:19:46.750
من دونه هاشو کاشتم‏.‏

00:19:47.370 --> 00:19:49.330
وقتی جوونه میزنن که‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:56.000 --> 00:19:58.720
نمیذارم بمیری‏،‏ رایت‏!‏

00:19:58.720 --> 00:20:01.380
با شعله هام جلوی خونریزیتو میگیرم‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:11.560 --> 00:20:15.310
خادمانم اون پایین تو خطرن‏.‏

00:20:15.540 --> 00:20:16.820
باید برم‏.‏

00:20:18.830 --> 00:20:21.830
داخلِ اون دروازه نمیلرزه‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

00:20:29.530 --> 00:20:33.330
این حقیقتِ اتفاقیه که
۱۱۰۰سال و چند دهه پیش افتاد‏.‏

00:21:02.320 --> 00:21:03.820
عجب قدرتِ تخریبِ سنگینی‏.‏

00:21:04.260 --> 00:21:09.830
زافتیر میگفت یه قهرمانِ کاملاً
تکامل یافته حتی از اینم قویتر بوده‏.‏

00:21:10.090 --> 00:21:12.990
اصلاً اون دیگه چجور قدرتیه؟

00:21:23.330 --> 00:21:26.240
رایت میگفت توآه ‏"‏جاویدانه‏"‏‏.‏

00:21:26.960 --> 00:21:30.240
و واقعنم همینطوره‏،‏ حتی
بعد اینکه مردم توآه مُردن

00:21:30.240 --> 00:21:32.750
و تمدنشون زیر امواج غرق شد‏،‏

00:21:32.750 --> 00:21:35.740
قلمروشون از بین نرفت‏.‏

00:21:36.640 --> 00:21:41.600
اون عوضیا خودشونو حتی
عمیقتر زیر امواج مخفی کردن‏!‏

00:21:43.140 --> 00:21:45.080
توآه دقیقاً چیه؟

00:21:45.080 --> 00:21:47.360
چطوری قراره شکستش بدم؟

00:21:47.860 --> 00:21:49.520
چقدر احمقانه‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:50.900 --> 00:21:54.140
واقعاً چقدر احمقانه‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:54.140 --> 00:21:57.890
حالا‏،‏ درست وقتی
که رایت داره بیدار میشه‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:59.050 --> 00:22:04.080
کلیواتس‏،‏ تو جات اینجا نیست‏!‏

00:22:10.000 --> 00:22:14.000
دانلود فیلم های جدید و بدون سانسور خارجی
www.TalaFilm.Top

00:22:14.030 --> 00:22:19.000
طلا فیلم مرجع دانلود فیلم و سریال خارجی با زیرنویس چسبیده
www.TalaFilm.Top

00:22:19.030 --> 00:22:29.000
طلا فیلم