WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:10.006
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

00:00:10.751 --> 00:00:15.499
‫« به پاس گرامی‌داشت خاطره‌ی
‫کمر د لس ریس »

00:00:17.151 --> 00:00:18.506
‫« آنچه گذشت »

00:00:19.750 --> 00:00:23.125
‫می‌دونی، به‌نظرم… ما پیشرفت کردیم

00:00:26.542 --> 00:00:28.999
‫- فاگی!
‫- چرا؟ چرا؟

00:00:32.512 --> 00:00:34.096
‫دردویل رو چیکار می‌کنی؟

00:00:34.583 --> 00:00:35.916
‫من دیگه اون آدم نیستم

00:00:35.917 --> 00:00:39.541
‫به خودم قول دادم که بذارم سیستم حلش کنه

00:00:39.688 --> 00:00:41.271
‫مواظب خودت باش، مت

00:00:42.667 --> 00:00:44.363
‫خیلی وقت بود
‫همدیگه رو ندیده بودیم، مگه نه؟

00:00:44.388 --> 00:00:46.433
‫می‌خواستم ببینم میشه یه صحبتی بکنیم یا نه

00:00:46.458 --> 00:00:48.874
‫پس پاتو از گلیمت درازتر کنی،
‫بالا سرتم

00:00:48.875 --> 00:00:52.374
‫و اگه برگردی سراغ فعالیت‌های قبلی‌ات...

00:00:52.375 --> 00:00:54.416
‫برات عواقب داره

00:00:54.417 --> 00:00:58.457
‫ویلسون فیسک به‌عنوان ۱۱۲اُمین
‫شهردار شهر نیویورک انتخاب شد

00:00:58.458 --> 00:00:59.542
‫اون پیروز شد

00:01:00.504 --> 00:01:07.588
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

00:01:08.625 --> 00:01:10.333
‫قربان، بذارید گریم چشم‌تون رو درست کنم

00:01:29.708 --> 00:01:31.042
‫ممنونم، نیویورک

00:01:32.417 --> 00:01:34.999
‫من و ونسا از صمیم قلب سپاسگزاریم

00:01:36.083 --> 00:01:39.957
‫مایه‌ی تواضعه که امشب اینجا نشستم و
‫به عنوان شهردار شهر باهاتون صحبت می‌کنم

00:01:39.958 --> 00:01:42.166
‫مخصوصاً در آغاز سال نو و

00:01:42.167 --> 00:01:46.484
‫مهم‌تر از همه،
‫عصری جدید برای بزرگ‌ترین شهر دنیا

00:01:47.000 --> 00:01:51.916
‫هرج‌ومرج این شهر رو فرا گرفته.
‫جرم و جنایت، فقر، پریشانی،

00:01:51.917 --> 00:01:55.333
‫انگار که هر لحظه ممکنه
‫اوضاع از کنترل خارج بشه

00:01:56.056 --> 00:01:57.479
‫اما نیویورکی‌ها آدم‌های سرسختی‌ان

00:01:57.527 --> 00:01:59.388
‫ما خوب بلدیم چطور
‫گلیم‌مون رو از آب بیرون بکشیم.

00:01:59.413 --> 00:02:02.892
‫ما به عدالت‌جو مسلحی که
‫روی پیراهن‌شون طرح اسکلته،

00:02:02.917 --> 00:02:06.582
‫یا مردی که لباس عنکبوتی می‌پوشه،

00:02:06.583 --> 00:02:10.089
‫یا مردی که روی سرش شاخ شیطانیه
‫نیازی نداریم تا نجاتمون بده. نه.

00:02:10.114 --> 00:02:11.906
‫دوباره به اوج خودمون برمی‌گردیم

00:02:12.875 --> 00:02:13.999
‫فیسک، همون شهرداره؟

00:02:14.000 --> 00:02:15.999
‫- من که باورم نمیشه
‫- من یه قولی بهتون دادم

00:02:16.000 --> 00:02:18.874
‫می‌خوای چیکار کنی؟ بری بوستون؟
‫تو که از سلتیکس متنفری

00:02:18.875 --> 00:02:20.624
‫- شنیدی چی گفت؟
‫- می‌خوام نگه‌ش دارم

00:02:20.625 --> 00:02:22.583
‫شنیدم؟ من که عاشقشم

00:02:23.208 --> 00:02:27.042
‫و این یعنی قانون دوباره
‫به نیویورک سیتی برمی‌گرده

00:02:27.875 --> 00:02:30.792
‫این وعده‌ی من به نیویورکه

00:02:31.625 --> 00:02:34.519
‫شهری که سرآغاز من بود،
‫شهری که به من رأی داد و

00:02:34.573 --> 00:02:36.513
‫شهری که بهش عشق می‌ورزم

00:02:37.042 --> 00:02:40.124
‫شب خوبی داشته باشید و سال نو مبارک

00:02:40.125 --> 00:02:42.917
‫من که بهت گفتم کجا بودم
‫« ایستگاه خیابان ۱۶۸ »

00:02:43.583 --> 00:02:46.042
‫باید به یه سری از خرده‌کاری‌هام می‌رسیدم،
‫زمان از دستم در رفت

00:02:47.476 --> 00:02:49.350
‫- نه، نه
‫- تو که آه در بساط نداری

00:02:49.375 --> 00:02:50.582
‫من... هیچی همراهم نیست. هیچی

00:02:50.583 --> 00:02:51.666
‫چیکار می‌کنی، نیکی؟

00:02:51.667 --> 00:02:53.332
‫- می‌خواستی ما رو بپیچونی؟
‫- باید برم

00:02:53.333 --> 00:02:55.624
‫نمی‌خواستم بپیچونم، پسر.
‫فقط... می‌دونید، درگیر بودم.

00:02:55.625 --> 00:02:57.416
‫- به نظر من که می‌خواستی بپیچونی
‫- نه، نه، نه والا

00:02:57.417 --> 00:02:58.582
‫فقط درگیر کار و بار بودم

00:02:58.583 --> 00:03:00.541
‫- هی
‫- ولی اینطور به نظر نمی‌رسه

00:03:00.542 --> 00:03:02.167
‫هی، هی

00:03:02.667 --> 00:03:05.083
‫- هی! آروم باشید!
‫- من چیزی همراهم نیست

00:03:05.917 --> 00:03:07.791
‫رفیق، به تو ربطی نداره

00:03:07.792 --> 00:03:10.291
‫یه بدبختِ بی‌دفاع رو خِفت کردید

00:03:10.292 --> 00:03:12.041
‫- معلومه که به من ربط داره
‫- باشه، باشه

00:03:12.042 --> 00:03:13.386
‫گفتم سرت تو کار خودت باشه

00:03:18.417 --> 00:03:19.499
‫ول کن

00:03:24.833 --> 00:03:25.833
‫نه

00:03:40.958 --> 00:03:42.499
‫نه!

00:03:52.292 --> 00:03:54.708
‫پلیس نیویورک. از جات جُم نخور!

00:04:02.123 --> 00:04:12.123
‫« زیرنویس از امیر فرحناک »
‫:. FarahSub@ .:

00:05:28.929 --> 00:05:35.363
‫« دردویل: تولدی دوباره »

00:05:44.154 --> 00:05:46.435
‫نظری راجع‌به ناپدید شدن دردویل ندارید؟

00:05:48.292 --> 00:05:51.375
‫دردویل؟ یه عمریه که
‫اسمش رو نشنیده بودم، پسر

00:05:52.333 --> 00:05:54.351
‫جاش هم خالی نیست.
‫یارو یه‌پا دلقک بود.

00:05:54.376 --> 00:05:57.543
‫کی بهش نیاز داره؟ فقط دردسره.
‫همون بهتر که نیست.

00:05:57.833 --> 00:05:59.874
‫آیا توانمندها موظف به
‫محافظت از ناتوان‌ها هستن؟

00:05:59.875 --> 00:06:02.210
‫آره، البته. اما یه جورایی
‫ننه‌من‌غریبم بازی درمیارن و

00:06:02.235 --> 00:06:04.527
‫بعدش هم خون اونا رو می‌مکن

00:06:04.552 --> 00:06:06.937
‫ساعت ۱۰ با کارتر،
‫رئیس آتش‌نشانی ملاقات دارید

00:06:06.962 --> 00:06:09.817
‫می‌تونیم جلسه رو همینجا بذاریم
‫یا توی خود ایستگاه آتش‌نشانی

00:06:09.958 --> 00:06:14.374
‫بذارش توی ایستگاه آتش‌نشانی.
‫کارتر آدم خیالاتی‌ایه

00:06:14.375 --> 00:06:15.999
‫بهتره خودم برم

00:06:16.000 --> 00:06:19.280
‫منم باهاتون موافقم.
‫بعدش باید شیش جای دیگه بریم

00:06:19.305 --> 00:06:22.244
‫من یه تماس دیگه با کمیسر گالو گرفتم

00:06:22.269 --> 00:06:24.104
‫سومین نفری هستن که باید بهش سر بزنیم

00:06:25.875 --> 00:06:28.204
‫به نظرت این میز از کِی اینجاست؟

00:06:29.438 --> 00:06:31.063
‫جانم؟

00:06:31.792 --> 00:06:35.333
‫به نظرت این میز
‫چند وقته که اینجاست؟ قدیمیه

00:06:37.072 --> 00:06:38.876
‫ونسا اگه بود با یه نگاه می‌گفت

00:06:41.708 --> 00:06:45.000
‫بگو ببینم، فییورلو لاگواردیا هم
‫پشت این میز نشسته؟

00:06:45.958 --> 00:06:49.417
‫اون قهرمان پدرم بود، می‌دونستی؟

00:06:50.375 --> 00:06:51.750
‫نه. نه، نمی‌دونستم

00:06:59.583 --> 00:07:01.708
‫پدرم واسه اکثر آدما احترام قائل نبود

00:07:02.250 --> 00:07:04.000
‫راستش واسه هیچکس قائل نبود

00:07:06.167 --> 00:07:08.125
‫به جز لاگواردیا

00:07:11.125 --> 00:07:15.167
‫سماجتش، جوری که جلوی تمنی هال وایساد

00:07:16.458 --> 00:07:19.000
‫این شهر رو فییورلو لاگواردیا ساخت

00:07:24.042 --> 00:07:25.499
‫قربان...

00:07:25.500 --> 00:07:27.249
‫آره. شرمنده. درسته

00:07:32.583 --> 00:07:39.159
‫صمیمانه مشتاق دیدار
دادستان هاکبرگ، هستم

00:07:40.042 --> 00:07:43.500
‫نمیشه این دیدار و گفت‌وگوها رو موکول کرد؟

00:07:44.625 --> 00:07:48.999
‫این روزهای ابتدایی حیاتی هستن.
‫باید ظاهر کار رو حفظ کنید.

00:07:49.000 --> 00:07:52.499
‫از طریق همین ارتباطاته که
‫می‌تونیم دَم مدیران رو ببینیم و

00:07:52.500 --> 00:07:54.999
‫به همین واسطه
‫برنامه‌هامون رو پیش ببریم و

00:07:55.000 --> 00:07:58.625
‫راستش رو بخواید، خیلی‌هاشون
‫حتی نمی‌خوان ریخت‌تون رو ببینن

00:08:06.833 --> 00:08:08.708
‫دیگه عادت کردم

00:08:09.917 --> 00:08:12.542
‫یه مورد دیگه‌ای هم هست و

00:08:13.708 --> 00:08:19.833
‫متأسفم که دارم وارد
‫مسائل شخصی‌تون میشم. همسرتون...

00:08:21.833 --> 00:08:23.178
‫ونسا چی شده؟

00:08:25.417 --> 00:08:30.994
‫خب، سخنرانی معارفه‌تون بیشتر از چیزی
‫که انتظار می‌رفت مورد استقبال قرار گرفت،

00:08:31.019 --> 00:08:33.269
‫بخصوص با حضور رأی‌دهنده‌های جوون‌تر

00:08:34.393 --> 00:08:39.808
‫هر چند که مخالفت ونسا
‫برای حضور توی این اتفاقات

00:08:39.833 --> 00:08:42.999
‫نظر رأی‌دهنده‌های قدیمی‌تر رو
‫نسبت به شما برمی‌گردونه

00:08:45.458 --> 00:08:46.458
‫متوجه‌ام

00:08:56.958 --> 00:09:00.416
‫شاید الان زمان خوبی نباشه،

00:09:00.833 --> 00:09:06.000
‫اما من و همسرم
‫یه سری کارها داریم

00:09:07.708 --> 00:09:10.958
‫می‌تونی یکم بهمون فرصت بدی؟

00:09:12.458 --> 00:09:14.167
‫حتماً، قربان

00:09:27.649 --> 00:09:29.051
‫« پاسگاه ناحیه‌ی ۱۵ »

00:09:29.083 --> 00:09:31.685
‫خبر خوب اینه که بازداشته و
‫کم‌کم مستی از سرش می‌پره و

00:09:31.710 --> 00:09:34.499
‫حالش بهتر میشه.
‫منم انتظاری ندارم.

00:09:34.500 --> 00:09:37.541
‫الکل خونش ۰/۱۵ بود و
‫دو مورد سوءپیشینه داره پس...

00:09:37.542 --> 00:09:39.249
‫می‌دونی این چقدر زمان‌بره؟

00:09:39.250 --> 00:09:40.999
‫چون انتظار داشتم که برم سر کار و

00:09:41.000 --> 00:09:42.832
‫نمی‌تونم یه شیفت دیگه رو از دست بدم

00:09:42.833 --> 00:09:44.775
‫بذار رک و پوست‌کنده بگم
‫باید چیکار کنی، پلیس‌کُش

00:09:46.458 --> 00:09:48.393
‫میای الان زیر اعترافات رو امضا می‌کنی

00:09:49.129 --> 00:09:50.225
‫می‌دونی چیه؟ من...

00:09:50.250 --> 00:09:52.124
‫به یکی از همکارها قول دادم
‫به موکلش سر می‌زنم

00:09:52.125 --> 00:09:54.791
‫بذار به اون برسم، اگه خبر جدیدی شد
‫باهات تماس می‌گیرم، خب؟

00:09:54.792 --> 00:09:56.666
‫- باشه
‫- ممنون

00:10:07.208 --> 00:10:08.208
‫ممنون

00:10:14.232 --> 00:10:15.232
‫هکتور ایالا؟

00:10:20.833 --> 00:10:22.260
‫کتکت زدن؟

00:10:23.958 --> 00:10:25.583
‫- مهمه؟
‫- آره

00:10:26.583 --> 00:10:28.042
‫واسه من مهمه

00:10:29.125 --> 00:10:31.374
‫من وکیل‌ام. اسمم متیوئه

00:10:31.375 --> 00:10:32.707
‫وکیل تسخیری هستی؟

00:10:32.708 --> 00:10:34.957
‫نه. وکیل خصوصی‌ام.

00:10:34.958 --> 00:10:36.624
‫من که وکیل نگرفتم.
‫از کجا پیدات شده؟

00:10:36.625 --> 00:10:38.583
‫شنیدم میگن یه پلیس رو کشتی

00:10:39.083 --> 00:10:41.417
‫فقط خواستم به یه بنده‌خدایی کمک کنم

00:10:42.083 --> 00:10:43.542
‫خب، اونا که اینطور فکر نمی‌کنن

00:10:44.500 --> 00:10:47.082
‫میگن رفتی سمت سکو
‫به دوتا افسر پلیس حمله کردی...

00:10:47.083 --> 00:10:50.667
‫نه، رفیق. اون حرومی‌های روی سکو
‫یه کلمه هم نگفتن پلیس بودن

00:10:51.375 --> 00:10:52.499
‫جیکشون در نیومد

00:10:52.659 --> 00:10:55.574
‫من فقط خواستم جداشون کنم، خب؟

00:10:55.667 --> 00:10:57.041
‫پس چه بلایی سر پلیسی که...

00:10:57.042 --> 00:10:58.957
‫یکی‌شون وقتی داشت بهم حمله می‌کرد سُر خورد

00:10:58.958 --> 00:11:00.791
‫حتی هلش هم ندادم، قسم می‌خورم

00:11:00.792 --> 00:11:02.874
‫نمی‌خواستم کسی رو بکشم.
‫من همچین آدمی نیستم.

00:11:02.875 --> 00:11:04.957
‫تازه‌شم، روحم هم خبر نداشت که

00:11:04.958 --> 00:11:06.042
‫قطار داره میاد

00:11:06.542 --> 00:11:08.416
‫یه لحظه دیدم اونجاست و

00:11:08.417 --> 00:11:10.250
‫بعدش دیدم... غیبش زده

00:11:15.000 --> 00:11:16.958
‫چیزی رو که ازم پنهون نمی‌کنی؟

00:11:20.292 --> 00:11:22.542
‫نه، رفیق. همش همین بود

00:11:26.708 --> 00:11:29.792
‫مطمئنم هنوز کلی نگرانی.
‫همه چی گُنگ و مبهمه

00:11:30.625 --> 00:11:31.874
‫باید قبل از جلسه‌ی اول محاکمه

00:11:31.875 --> 00:11:32.957
‫چند باری حرف‌هاتو مرور کنی

00:11:32.958 --> 00:11:35.374
‫- فعلاً فقط باید همین کارو کنیم
‫- من نمی‌تونم دستمزدت رو بدم

00:11:35.375 --> 00:11:37.999
‫به فکر اونجاش نباش.
‫همچنان می‌خوام ازت دفاع کنم.

00:11:41.208 --> 00:11:42.500
‫گیر خوب وکیلی افتادی، هکتور

00:11:43.208 --> 00:11:44.573
‫صبر کن ببینم

00:11:45.799 --> 00:11:47.042
‫تو نابینایی؟

00:11:56.292 --> 00:11:57.374
‫ببند دهنتو!

00:11:59.333 --> 00:12:01.916
‫به محض اینکه وارد مرکز رفاه سالمندان شدیم،
‫چند کلمه‌ای صحبت می‌کنید و

00:12:01.917 --> 00:12:04.916
‫بعدش قراره کلید شهر رو بهت اهدا کنن

00:12:04.917 --> 00:12:07.374
‫من خودم شهردار شهرم.
‫کلید شهر بروکلین رو می‌خوام چیکار؟

00:12:07.375 --> 00:12:09.957
‫چه بخواید چه نخواید،
‫بیشتر هوادارهاتون از همین حواشی‌ان

00:12:09.958 --> 00:12:11.363
‫بخصوص استتن آیلند

00:12:11.388 --> 00:12:13.555
‫اگه استتن رو بدست بیارید،
‫دیگه نیازی به منهتن ندارید

00:12:14.728 --> 00:12:15.832
‫شرمنده

00:12:15.833 --> 00:12:19.041
‫شهر معیوبه،
‫منم قول دادم درستش می‌کنم

00:12:19.042 --> 00:12:21.082
‫قربان، صد روز اول فقط باید
‫خودتون رو با شرایط وقف بدید

00:12:21.083 --> 00:12:22.958
‫با محیط کار آشنا بشید

00:12:23.542 --> 00:12:26.332
‫اگه بخواید تصمیم بزرگی بگیرید،
‫الکی واسه خودتون دشمن‌تراشی کردید

00:12:26.333 --> 00:12:29.000
‫خوبه. اینجوری توجه‌ها سمت مشکلات میره

00:12:29.833 --> 00:12:31.499
‫شما منو استخدام کردید چون

00:12:31.500 --> 00:12:33.832
‫ساز و کار سیاست
‫توی نیویورک رو خوب بلدم و

00:12:33.833 --> 00:12:37.457
‫الان اولویت ما حفظ شرایط کنونیه

00:12:37.458 --> 00:12:40.457
‫پس پیشنهادت به شهردار جدید
‫شهر نیویورک اینه که

00:12:40.458 --> 00:12:42.624
‫دست روی دست بذاره و کاری نکنه

00:12:42.625 --> 00:12:43.791
‫اینجا چه‌خبر شده؟

00:12:43.792 --> 00:12:45.082
‫یه چاله‌ی بزرگه

00:12:45.083 --> 00:12:46.707
‫تا یه دقیقه‌ی دیگه ردش می‌کنیم

00:12:50.958 --> 00:12:52.332
‫هی، چیکار می‌کنی؟

00:12:54.583 --> 00:12:57.666
‫قربان، پیشنهاد می‌کنم
‫هر قصدی دارید منصرف ب...

00:12:57.667 --> 00:12:59.666
‫گندش بزنن.
‫چرا جلوش رو نگرفتی؟

00:12:59.667 --> 00:13:02.042
‫اون کار توئه، نه من

00:13:04.167 --> 00:13:06.332
‫سرکارگر! سرکارگر کیه؟

00:13:06.333 --> 00:13:09.583
‫بله؟ چی شده؟
‫شما که شهرداری.

00:13:10.208 --> 00:13:11.499
‫- آره
‫- حالتون چطوره؟

00:13:11.500 --> 00:13:14.396
‫می‌خوام کارت رو متوقف کنی و
‫بیای اون چاله رو پر کنی

00:13:14.421 --> 00:13:16.600
‫هم تجهیزاتش رو داری
‫هم نیروی انسانیش رو

00:13:16.625 --> 00:13:18.457
‫شرمنده، قربان.
‫نوار قرمز کشیدن دورش

00:13:18.458 --> 00:13:20.374
‫منتظریم دستورش رو صادر کنن

00:13:20.375 --> 00:13:21.957
‫تأیید شده بدون

00:13:21.958 --> 00:13:24.416
‫حله. رفقا، چاله رو پر کنید!

00:13:24.417 --> 00:13:26.999
‫بیاید. بجنبید! زود!

00:13:27.000 --> 00:13:28.582
‫- اومدیم
‫- مایکی

00:13:28.583 --> 00:13:30.082
‫میریم سر وقتش

00:13:30.083 --> 00:13:31.749
‫- بجنبید
‫- بله، قربان

00:13:32.958 --> 00:13:35.042
‫ترافیک شدیدیه. خب؟

00:13:35.542 --> 00:13:37.999
‫درسته. پر کردن همچین چاله‌ای

00:13:38.000 --> 00:13:39.791
‫فیل هوا کردن نیست

00:13:39.879 --> 00:13:42.568
‫یادتونه که گفتم
‫کارها رو راست و ریس می‌کنم؟

00:13:42.593 --> 00:13:44.291
‫الانم اینجام و دست به کار شدم

00:13:44.292 --> 00:13:46.250
‫باریکلا!

00:13:47.375 --> 00:13:48.497
‫عشق منی، مرد

00:13:49.750 --> 00:13:52.131
‫گمونم وقتی گفتی
‫ظاهر کار رو حفظ کنم منظورت این بود

00:13:52.792 --> 00:13:55.582
‫بله شهردار فیسک، منظورم همین بود

00:13:55.583 --> 00:13:56.791
‫- قربان؟
‫- بله؟

00:13:56.792 --> 00:13:59.541
‫پر کردن اون چاله حرکت خوبی بود

00:13:59.542 --> 00:14:00.750
‫لطف داری، دنیل

00:14:04.498 --> 00:14:06.213
‫من فرستادمت واسه رسیدگی به
‫پرونده‌ی رانندگی تحت‌تأثیر الکل،

00:14:06.238 --> 00:14:07.642
‫اونوقت تو رفتی
‫پرونده‌ی قتل پلیس رو قبول کردی؟

00:14:07.667 --> 00:14:09.666
‫اون هم توی شرایط فعلی دفتر؟

00:14:09.667 --> 00:14:11.457
‫پلیس‌ها انقدر کتکش زدن
‫طرف از حال رفته بود

00:14:11.458 --> 00:14:12.541
‫چه انتظاری ازم داشتی؟

00:14:12.542 --> 00:14:14.125
‫تا آخرهفته زنده‌اش نمی‌ذاشتن

00:14:15.746 --> 00:14:17.582
‫اگه نظر منو بخوای که
‫فکر می‌کنم ممکنه بی‌گناه باشه

00:14:17.583 --> 00:14:19.416
‫تو با هزار بدبختی
‫به پرونده‌های خودت می‌رسی

00:14:19.417 --> 00:14:21.249
‫- مجبورم توی جایگاه دستیار وکیل بشینم
‫- همچین پرونده‌ی خبرسازی...

00:14:21.250 --> 00:14:23.166
‫- خیلی هم چیز بدی نیست
‫- این دقیقاً خلاف چیزیه که

00:14:23.167 --> 00:14:24.374
‫دفترمون بهش نیاز داره

00:14:24.375 --> 00:14:27.957
‫خیلی‌خب، همکار قدیمیم توی میدتاون
‫گزارش پلیس رو به دستم رسوند

00:14:27.958 --> 00:14:31.457
‫اون یکی پلیسه می‌گفت قربانی‌ای در کار نبود.
‫می‌گفت یه حمله‌ی بی‌دلیل بود.

00:14:31.606 --> 00:14:33.689
‫خب، موکل ما چیز دیگه‌ای میگه

00:14:33.714 --> 00:14:35.464
‫یه مشت حرف بی‌پایه و اساس

00:14:35.958 --> 00:14:37.374
‫مت، اگه این پرونده رو قبول کنی،

00:14:37.375 --> 00:14:39.832
‫فکر می‌کنن که
‫با پلیس نیویورک به مشکل خوردی

00:14:39.833 --> 00:14:42.958
‫کریستن، واسه اینکه راضیت کنم از
‫دفتر دادستانی بیای اینجا چی بهت گفتم؟

00:14:44.167 --> 00:14:46.166
‫گفتی کارم بی‌نظیره که حقیقت محضه

00:14:47.034 --> 00:14:49.064
‫آره خب، دیگه چی‌ها گفتم؟

00:14:50.667 --> 00:14:52.416
‫گفتی پرونده‌های دشواری رو قبول می‌کنیم

00:14:52.441 --> 00:14:54.900
‫ما اینجا پرونده‌هایی رو برمی‌داریم که
‫رسیدگی بهشون غیرممکنه

00:15:04.913 --> 00:15:05.913
‫باشه، قبوله

00:15:06.167 --> 00:15:07.166
‫ممنون

00:15:07.167 --> 00:15:09.749
‫فقط آرنی باید جای من
‫توی جلسه‌ی شهادت راجرز شرکت کنه

00:15:09.750 --> 00:15:11.208
‫عالیه، ممنونم

00:15:12.958 --> 00:15:15.624
‫به همسر هکتور زنگ بزن،
‫بعدش می‌خوام دنبال اون شاهدی که

00:15:15.625 --> 00:15:17.250
‫هکتور روی سکو نجاتش داد بگردی

00:15:21.125 --> 00:15:22.375
‫من حرفش رو باور می‌کنم، چری

00:15:24.292 --> 00:15:25.708
‫باشه

00:15:26.844 --> 00:15:28.510
‫پس می‌خوای اونی که
‫روی سکو بود رو پیدا کنم؟

00:15:28.535 --> 00:15:29.659
‫آره

00:15:29.819 --> 00:15:31.523
‫چقدر فشار بیارم؟

00:15:31.548 --> 00:15:33.358
‫هر چقدری که لازمه

00:15:34.458 --> 00:15:36.125
‫آمار هکتور هم برام در بیار

00:15:36.917 --> 00:15:39.291
‫یه جای کارش می‌لنگه

00:15:39.292 --> 00:15:42.291
‫صبر کن ببینم.
‫بالاخره بی‌گناهه یا یه جای کارش می‌لنگه؟

00:15:43.792 --> 00:15:44.916
‫جفتش

00:15:46.833 --> 00:15:48.999
‫اومدش! جناب مرداک.
‫جناب مرداک! اینجا.

00:15:49.000 --> 00:15:50.957
‫چرا پرونده‌ی قاتل یه پلیس رو
‫قبول کردید، آقای مرداک؟

00:15:50.958 --> 00:15:52.666
‫- نکنه ضد پلیس هستید؟
‫- موکل من بی‌گناهه و

00:15:52.667 --> 00:15:54.666
‫نسبت به روز محاکمه‌اش خوش‌بینیم.
‫خیلی ممنون.

00:15:54.667 --> 00:15:56.499
‫نظر خانواده‌ی ایالا راجع‌به این موضوع چیه؟

00:15:56.500 --> 00:15:57.791
‫- ممنون
‫- دیگه حرفی ندارم

00:15:57.792 --> 00:15:59.791
‫نگران اعتبار دفتر حقوقی‌تون نیستید؟

00:15:59.792 --> 00:16:02.694
‫از اینکه شهردار فیسک این پرونده رو
‫از نزدیک زیرنظر داره چه حسی دارید؟

00:16:22.000 --> 00:16:24.583
‫ادکلن دراکار نویر،
‫محبوب دل پلیس‌های نیویورکی

00:16:25.917 --> 00:16:27.791
‫پلیس نیویورک هوای نیروهاش رو داره

00:16:34.417 --> 00:16:36.500
‫اون همون بی‌شرفیه که همکارم رو کشت

00:16:37.917 --> 00:16:39.335
‫حالت چطوره، هکتور؟

00:16:39.542 --> 00:16:41.082
‫- افتضاح‌ام، مت
‫- خیلی‌خب، دَووم بیار

00:16:41.083 --> 00:16:43.416
‫این تازه قدم اول
‫توی یه روند فرسایشیه

00:16:43.417 --> 00:16:44.804
‫همسرت اومده؟

00:16:46.167 --> 00:16:47.166
‫نه

00:16:51.792 --> 00:16:53.792
‫- گندش بزنن
‫- چی شده؟

00:16:54.792 --> 00:16:55.875
‫هاک اومده
‫(شاهین)

00:16:56.458 --> 00:16:57.499
‫هاکبرگ؟

00:16:57.500 --> 00:16:59.125
‫اوهوم

00:17:04.000 --> 00:17:06.582
‫نماینده‌ی نیویورک علیه هکتور ایالا

00:17:06.583 --> 00:17:08.916
‫متهم به قتل عمد،
‫قتل عمد از پیش برنامه‌ریزی نشده و

00:17:08.917 --> 00:17:10.582
‫قتل غیرعمد درجه‌ی یک

00:17:10.583 --> 00:17:13.998
‫بنجامین هاکبرگ هستم، جناب قاضی،
‫نماینده‌ی ایالت نیویورک سیتی

00:17:14.023 --> 00:17:15.749
‫مت مرداک هستم، وکیل متهم، جناب قاضی

00:17:15.750 --> 00:17:19.124
‫- شاید از قرائت اسناد بگذریم ولی از حق‌مون نه
‫- با توجه به اتهامات سنگینِ وارده

00:17:19.125 --> 00:17:22.131
‫درخواست داریم که متهم با وجود
‫ارائه وثیقه، باز هم به بازداشتگاه برگرده

00:17:22.156 --> 00:17:25.115
‫- جناب قاضی، متهم...
‫- درخواست پذیرفته میشه

00:17:25.833 --> 00:17:28.957
‫- جناب قاضی، اگه اجازه بدید...
‫- گفتم درخواست وثیقه رد شد

00:17:30.125 --> 00:17:32.749
‫آقای ایالا یه کهنه‌سرباز پرافتخار ارتش‌ان.
‫هیچ سوءپیشینه‌ای ندارن.

00:17:32.750 --> 00:17:35.499
‫ایشون ۱۵ سال حسابدار عمومی گواهی‌شده بودن.
‫از اشخاص محترم جامعه به حساب میان.

00:17:35.500 --> 00:17:38.541
‫همچنین متهم به قتل
‫مأمور پلیس نیویورک هم هستن

00:17:38.542 --> 00:17:40.708
‫- پرونده‌ی بعدی، لطفاً
‫- ممنون، جناب قاضی

00:17:42.833 --> 00:17:44.999
‫- گیر خوب وکیلی افتادم، هان؟
‫- درست میشه

00:17:55.667 --> 00:17:58.249
‫می‌دونی، باید حدس می‌زدم که
‫اون شب قصد داشتی...

00:17:58.250 --> 00:17:59.916
‫شماره‌ات رو بهم بدی

00:17:59.917 --> 00:18:01.292
‫من خبرنگارم، دادا

00:18:02.542 --> 00:18:06.332
‫تازه، می‌تونیم به عنوان دوتا دوست با
‫مزایای سیاسی اینجا حسابی موفق شیم

00:18:06.333 --> 00:18:07.809
‫تو بذار من باهاش مصاحبه کنم،

00:18:07.834 --> 00:18:09.808
‫منم حرف دلش رو به
‫رأی‌دهنده‌های زیر ۳۰ سال می‌رسونم

00:18:09.833 --> 00:18:12.457
‫حالا بگو تهش کی قهرمان ملت میشه
‫و همه تشویقش می‌کنن؟

00:18:12.732 --> 00:18:14.023
‫من لابد

00:18:14.203 --> 00:18:15.786
‫گوشی

00:18:15.811 --> 00:18:17.256
‫چی؟ چرت نگو

00:18:17.281 --> 00:18:19.406
‫از شرایط مصاحبه با شهرداره

00:18:20.208 --> 00:18:23.292
‫باید حواسم شیش دُنگ جمع باشه
‫تا چیزی رو پُست نکنی

00:18:25.042 --> 00:18:26.042
‫منصفانه‌ست

00:18:28.125 --> 00:18:32.323
‫سؤال‌های جنجالی نپرس، خب؟
‫یکی برام ریش گرو گذاشته

00:18:32.625 --> 00:18:34.375
‫مگه نگفتی زیردستشی؟

00:18:35.000 --> 00:18:37.458
‫هستم، شاید یکم اغراق کرده باشم

00:18:38.292 --> 00:18:39.292
‫عجب!

00:18:39.833 --> 00:18:42.999
‫واقعاً موندم که بالاخره
‫کارمند اینجایی یا احمقی

00:18:43.000 --> 00:18:46.208
‫خب، شاید من...
‫خودم هم نمی‌دونم چی‌ام

00:18:49.667 --> 00:18:50.792
‫پنج دقیقه وقت داری

00:18:59.875 --> 00:19:03.999
‫باید اعتراف کنم خیلی خوب
‫کمپین انتخاباتیم رو پوشش دادی و

00:19:04.000 --> 00:19:07.708
‫بیهوده هم نبوده.
‫تو از اولین کسایی بود که منو جدی گرفتی.

00:19:09.417 --> 00:19:12.329
‫بی‌بی! مخفف چیزیه؟
‫بیترس؟ بتی؟

00:19:12.354 --> 00:19:15.354
‫همون بی‌بی خوبه.
‫اسم عموم رو روم گذاشتن.

00:19:17.333 --> 00:19:18.333
‫بن اوریک

00:19:20.875 --> 00:19:21.958
‫آره

00:19:22.958 --> 00:19:23.958
‫می‌شناختمش

00:19:26.000 --> 00:19:27.916
‫خبرنگار خوبی بودی

00:19:34.750 --> 00:19:38.000
‫من سه دفعه نظر کمیسر گالو رو
‫راجع‌به شما پرسیدم

00:19:39.125 --> 00:19:40.125
‫هر بار...

00:19:41.333 --> 00:19:42.333
‫هیچی

00:19:43.167 --> 00:19:44.457
‫دریغ از یه کلمه

00:19:44.837 --> 00:19:46.212
‫منو به فکر فرو برد

00:19:47.417 --> 00:19:49.000
‫حتماً یه داستانی باید پشتش باشه

00:19:50.486 --> 00:19:51.754
‫جداً؟

00:19:53.417 --> 00:19:57.243
‫یکی از منابع‌ام توی پلیس نیویورک
‫گفته که گالو آماده‌ست تا استعفا بده

00:19:57.833 --> 00:20:00.041
‫گالو کمیسر برجسته‌ای بود

00:20:00.042 --> 00:20:02.583
‫شاید بشه گفت
‫از عزیزترین اشخاص نیویورک بود

00:20:03.083 --> 00:20:05.625
‫این شما رو توی بد مخمصه‌ای میندازه

00:20:06.292 --> 00:20:09.374
‫فرماندهان پلیس نیویورک
‫می‌خوان برای اعتراض علیه شما

00:20:09.375 --> 00:20:11.207
‫پشت کمیسر خودشون وایسن

00:20:11.208 --> 00:20:13.916
‫اونا همینجوریش هم کلی کمبود نیرو دارن و

00:20:13.917 --> 00:20:16.291
‫از طرفی هم عدالت‌جوها
‫دارن جای پلیس‌ها رو پر می‌کنن

00:20:20.125 --> 00:20:23.292
‫اگه حمایت نیروهای پلیس هم از دست بدید،
‫شهر رو باید دو دستی تقدیم کنید

00:20:25.583 --> 00:20:27.224
‫ممنونم، خانم اوریک

00:20:31.167 --> 00:20:33.708
‫یه سؤال دیگه در مورد خانم فیسک داشتم

00:20:35.417 --> 00:20:37.624
‫متأسفم ولی وقتش رو ندارم

00:20:37.773 --> 00:20:39.343
‫از این طرف، لطفاً

00:20:46.333 --> 00:20:48.417
‫ممنون، جناب شهردار. من...

00:20:49.458 --> 00:20:50.958
‫امیدوارم بازم باهم صحبت کنیم

00:20:57.708 --> 00:21:01.791
‫واقعاً شرمنده، قربان.
‫نباید راجع‌به همسرتون چیزی می‌گفت.

00:21:01.792 --> 00:21:03.125
‫اشکالی نداره، دنیل

00:21:04.167 --> 00:21:09.208
‫یه حسی بهم میگه این خانم جوان
‫عادت داره که همه دست‌کم بگیرنش

00:21:11.496 --> 00:21:13.013
‫از این به نفع خودمون استفاده می‌کنیم

00:21:15.833 --> 00:21:19.874
‫مواجهه با آسیب‌های روحی گذشته
‫می‌تونه به ایجاد مهارت‌ها و

00:21:19.875 --> 00:21:22.917
‫تکنیک‌هایی برای رسیدن به آرامش منجر بشه.
‫مثل همون چیزی که توی کتاب نوشته شده:

00:21:23.708 --> 00:21:26.833
‫اونا رو بشناس،
‫ببرشون زیر سؤال، رهاشون کن

00:21:27.500 --> 00:21:30.000
‫خب، نمیگی کتاب جدیدت راجع‌به چیه؟

00:21:30.917 --> 00:21:33.627
‫من خیلی به تصویری که از خودمون
‫توی ذهن دیگران به‌جا می‌ذاریم فکر کردم.

00:21:33.917 --> 00:21:36.624
‫اینکه چطور چکیده‌ای از خودمون رو

00:21:36.625 --> 00:21:41.292
‫از طریق فیلترهای شبکه‌های اجتماعی
‫یا نقاب‌ها به نمایش می‌ذاریم

00:21:42.633 --> 00:21:45.601
‫جالبه. حتی میشه گفت به‌موقع بود

00:21:45.815 --> 00:21:49.180
‫احتمالاً.
‫هنوز توی مراحل ابتداییه، ولی...

00:21:49.205 --> 00:21:51.582
‫قول میدم نسخه‌ی اولیه‌اش رو بهت بدم

00:21:51.583 --> 00:21:54.624
‫ممنون و مرسی که امروز اومدی

00:21:54.625 --> 00:21:56.000
‫خواهش می‌کنم

00:22:02.792 --> 00:22:05.417
‫ممنون که اومدی.
‫واقعاً لطف کردی.

00:22:08.000 --> 00:22:09.708
‫من عاشق کارهاتونم

00:22:10.417 --> 00:22:11.417
‫ممنون

00:22:14.208 --> 00:22:16.292
‫دکتر گلن، من... دکتر لازم‌ام

00:22:17.792 --> 00:22:20.625
‫بیمار جدید قبول می‌کنید؟

00:22:24.208 --> 00:22:28.000
‫می‌تونم برنامه‌ام رو جابه‌جا کنم.
‫ایمیلم رو داشته باش.

00:22:30.250 --> 00:22:32.166
‫مطمئنم یه وقتی پیدا می‌کنیم

00:22:32.167 --> 00:22:34.333
‫واقعاً ممنونم

00:22:39.375 --> 00:22:40.375
‫امکانش هست؟

00:22:40.875 --> 00:22:41.875
‫البته

00:22:49.667 --> 00:22:50.667
‫ممنون

00:22:52.458 --> 00:22:53.458
‫نه، ممنون از شما

00:22:55.312 --> 00:23:00.312
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

00:23:02.917 --> 00:23:05.207
‫کار قشنگی کردید.
‫خیلی ممنونم واقعاً.

00:23:05.208 --> 00:23:07.749
‫ممنون، بچه‌ها. خیلی‌خب. می‌بینم‌تون

00:23:18.764 --> 00:23:20.583
‫عزیزم، باید برم ببینم چیکارم دارن

00:23:31.558 --> 00:23:35.231
‫حرکت باکلاسیه که
‫بعد از مراسم ختم پلیس بیای

00:23:35.673 --> 00:23:39.441
‫نمی‌خواستم توی مراسم
‫عامل حواس‌پرتی باشم، کمیسر

00:23:40.667 --> 00:23:42.208
‫ولی باید باهاتون صحبت می‌کردم

00:23:42.917 --> 00:23:46.458
‫برام سؤاله که چه حسی داره
‫وقت یکی مثل تو همچین جایی میاد

00:23:47.208 --> 00:23:49.958
‫شده تا به حال احساس گناه یا ندامت کنی؟

00:23:50.667 --> 00:23:51.667
‫گناه؟

00:23:53.208 --> 00:23:55.320
‫اونی که مأمور شانهن رو کشته من نبودم

00:23:55.345 --> 00:23:57.595
‫شاید خون اون گردن تو نباشه،
‫ولی خون خیلی‌های دیگه هست

00:23:58.042 --> 00:24:03.167
‫هنوز با شهردار شدنت کنار نیومدم

00:24:04.500 --> 00:24:06.791
‫قید امپراتوری سازمان
‫جنایتکاریت رو زدی که چی بشه؟

00:24:06.792 --> 00:24:10.125
‫بری دنبال پول و قدرت کمتر؟

00:24:11.042 --> 00:24:13.917
‫تا توی قبرستون
‫جلوی یه ایتالیایی حرومی سر خم کنی؟

00:24:17.833 --> 00:24:20.750
‫چطور قراره این مشکل رو حس و فصل کنیم؟

00:24:21.833 --> 00:24:23.792
‫تو... می‌دونی ساموئل ونس کی بود؟

00:24:24.500 --> 00:24:25.624
‫نه، البته که نمی‌دونی

00:24:25.625 --> 00:24:30.333
‫شهردار ونس سال ۱۸۷۴ شهردار نیویورک بود.
‫یک ماه این سِمَت رو داشت.

00:24:31.208 --> 00:24:35.250
‫مأموریت شخصی من اینه که کاری کنم
‫تو زودتر از اون جایگاهت رو از دست بدی

00:24:37.792 --> 00:24:39.624
‫خوب می‌دونم چی تو سرته، فیسک

00:24:39.625 --> 00:24:42.705
‫تو اون شهرداری نیستی که
‫دلت واسه شهر بسوزه.

00:24:42.730 --> 00:24:44.225
‫تو اون بچه‌ی نق‌نقویی که

00:24:44.917 --> 00:24:46.708
‫دلش می‌خواد همه دوستش داشته باشن

00:24:47.126 --> 00:24:49.845
‫یه هیولایی که می‌خواد
‫تصویرش توی ذهن مردم رو تغییر بده

00:24:51.042 --> 00:24:52.331
‫ولی حدس بزن که چی؟

00:24:53.750 --> 00:24:54.750
‫دیگه خیلی دیره

00:24:55.458 --> 00:24:57.665
‫خلافکار جماعت آدم‌بشو نیست

00:25:00.042 --> 00:25:01.667
‫به امید دیدار، کینگ‌پین

00:25:15.375 --> 00:25:19.375
‫همسرت نیازت داره، سولداد.
‫براش مهمه که توی دادگاه ببیننت

00:25:20.333 --> 00:25:21.666
‫میشه یه سؤالی ازتون بپرسم؟

00:25:21.667 --> 00:25:25.082
‫همگی روزنامه‌ها رو خوندیم،
‫اخبار هم دیدیم

00:25:25.083 --> 00:25:26.511
‫میشه صاف و پوست‌کنده بگم؟

00:25:26.875 --> 00:25:28.417
‫همسرم هیچ شانسی داره؟

00:25:29.208 --> 00:25:31.041
‫یکی از پلیس‌های نیویورک کشته شده

00:25:31.042 --> 00:25:33.832
‫هر وقت که همچین اتفاقی میفته،
‫همه تازه به مغزشون خطور می‌کنه که

00:25:33.833 --> 00:25:37.375
‫برگردن ببینن مشکل از کجا بوده و
‫هر کی که قاتله رو مجازات کنن

00:25:38.153 --> 00:25:39.501
‫به شدیدترین شکل ممکن

00:25:39.714 --> 00:25:42.180
‫وقتی هم شروع می‌کنن،
‫مرغ‌شون یه پا داره

00:25:42.225 --> 00:25:44.588
‫انقدر ادامه میدن تا
‫یکی این وسط تقاص پس بده

00:25:45.125 --> 00:25:48.416
‫اما مت مرداک و این خانمی که اینجاست،

00:25:48.417 --> 00:25:51.374
‫دوتا از بهترین وکلایی هستن که تو عمرم دیدم

00:25:51.399 --> 00:25:53.899
‫اگه امکانش هست می‌خواستم
‫کت‌وشلوار هکتور رو واسه دادگاه ببرم

00:25:55.583 --> 00:25:57.457
‫باشه، روی تخته.
‫می‌تونم برم بیارمش.

00:25:57.458 --> 00:25:59.083
‫نه، نه، نه، نه.
‫شما بمونید باهم صحبت کنید.

00:26:05.583 --> 00:26:08.625
‫سولداد، بین تو و هکتور هرچی که هست،

00:26:09.375 --> 00:26:11.525
‫واقعاً امیدوارم که
‫بتونید اختلافات رو کنار بذارید

00:26:11.550 --> 00:26:12.559
‫اون بهت نیاز داره

00:26:12.583 --> 00:26:14.708
‫بهم نیاز داره یا می‌خواد دادگاه بیام؟

00:26:16.500 --> 00:26:18.708
‫توی محاکمه عواطف و احساسات هم
‫به اندازه‌ی حقایق مهم هستن

00:26:20.000 --> 00:26:23.499
‫بود و نبودت کنارش توی دادگاه

00:26:23.500 --> 00:26:25.582
‫از نگاه هیئت‌منصفه خیلی فرق داره

00:26:27.375 --> 00:26:28.542
‫باید برم به کارم برسم

00:26:31.875 --> 00:26:33.134
‫متأهلی؟

00:26:34.034 --> 00:26:35.207
‫نه، مجردم

00:26:36.208 --> 00:26:37.875
‫اولش که یه رابطه رو شروع می‌کنی،

00:26:38.500 --> 00:26:42.625
‫نمی‌دونی چی قراره پیش بیاد.
‫هر اتفاقی ممکنه.

00:26:43.250 --> 00:26:47.124
‫کم‌کم می‌بینی که اون حس از بین میره

00:26:47.464 --> 00:26:48.881
‫می‌بینی یه چیزایی عوض شده

00:26:49.125 --> 00:26:51.542
‫هکتور دیگه اون آدمی نیست
‫که من باهاش ازدواج کردم

00:26:54.500 --> 00:26:56.916
‫تهش به یه سؤال می‌رسیم

00:26:56.917 --> 00:26:59.458
‫دلت می‌خواد این آدم
‫تا آخر عمر بیفته گوشه‌ی زندون؟

00:27:01.250 --> 00:27:02.624
‫می‌خوای منو ببری اروپای شرقی؟

00:27:02.625 --> 00:27:04.374
‫- آره
‫- من که از خدامه

00:27:04.375 --> 00:27:05.499
‫نظرت راجع‌به...

00:27:07.917 --> 00:27:10.958
‫- بلیز چیه؟
‫- بلیز؟ بلیز رو دوست دارم

00:27:11.643 --> 00:27:15.058
‫جواهری توی دل دریای کارائیب

00:27:15.083 --> 00:27:17.124
‫- حرف نداره. آره.
‫- آب و هوای دریای شور

00:27:17.125 --> 00:27:18.905
‫ماسه‌های گرمی که لای انگشت‌های پاته

00:27:18.930 --> 00:27:21.805
‫توی هر دست یه کوکتل مای تای

00:27:22.292 --> 00:27:26.708
‫آره، به نظر جالب میاد.
‫خب، این رؤیایی که بافتیم...

00:27:28.208 --> 00:27:30.207
‫بعد از اینکه مای تای‌ها رو خوردیم
‫به کجا می‌رسه؟

00:27:30.208 --> 00:27:33.249
‫خب... هر اتفاقی ممکنه

00:27:33.250 --> 00:27:35.041
‫- جداً؟
‫- اوهوم

00:27:35.042 --> 00:27:38.708
‫شاید امشب یه چشمه‌اش رو نشونت دادم

00:27:38.733 --> 00:27:40.323
‫صورت‌حساب رو لطف می‌کنید؟

00:27:42.292 --> 00:27:43.417
‫شرمنده

00:27:44.167 --> 00:27:45.166
‫تماس از چری

00:27:45.167 --> 00:27:47.582
‫اشکالی نداره جواب بدم؟
‫اگه مهم نبود زنگ نمیزد

00:27:47.583 --> 00:27:48.957
‫- جواب بده
‫- سریع تمومش می‌کنم

00:27:48.958 --> 00:27:50.208
‫بعدش قراره برام جبران کنی

00:27:50.667 --> 00:27:53.291
‫- شما جون بخواه
‫- اونم به وقتش

00:27:53.292 --> 00:27:55.832
‫- چری، بگو چی شده
‫- حدس بزن چی پیدا کردم

00:28:09.500 --> 00:28:11.707
‫ببر سفید؟ واقعاً؟

00:28:11.708 --> 00:28:13.166
‫داری آمارم رو درمیاری؟

00:28:13.167 --> 00:28:15.166
‫ما چندین ساعت باهم حرف زدیم
‫اونوقت تو بهم نگفتی که

00:28:15.167 --> 00:28:16.624
‫شبونه عدالت‌جویی؟

00:28:16.625 --> 00:28:19.791
‫اون شب نه لباسی تنم بود،
‫نه گردن‌بندم گردنم

00:28:19.792 --> 00:28:21.916
‫هیچ ابرقدرتی هم نداشتم.
‫این مسئله ربطی به پرونده نداشت.

00:28:21.917 --> 00:28:23.534
‫خیلی هم ربط داره!

00:28:24.458 --> 00:28:25.670
‫تو هویتت رو پنهون می‌کنی و

00:28:25.695 --> 00:28:27.806
‫میری بیرون و اونجوری که
‫دلت می‌خواد مشکلات رو حل و فصل می‌کنی

00:28:27.831 --> 00:28:29.582
‫ما فکر می‌کردیم این ماجرا
‫فقط یه اتفاق بوده،

00:28:29.583 --> 00:28:31.416
‫بعدش می‌فهمم که تو شب‌ها
‫بیرون می‌رفتی و دنبال دردسر می‌گشتی

00:28:31.417 --> 00:28:32.917
‫من دنبال دردسر نیستم

00:28:34.750 --> 00:28:36.292
‫یکی باید مراقب این خیابون‌ها باشه

00:28:37.000 --> 00:28:39.000
‫ملت غیب‌شون می‌زنه و
‫هیچکس بهش اهمیتی نمیده

00:28:39.875 --> 00:28:41.666
‫دیگه مثل قدیم‌ها
‫خبری هم از دردویل نیست

00:28:45.375 --> 00:28:48.625
‫اگه من تونستم ته و توی ماجرا رو دربیارم
‫شک نکن دفتر دادستانی هم می‌تونه

00:28:49.208 --> 00:28:52.125
‫بذار بفهمن. مردم یه قهرمان می‌خوان

00:28:53.250 --> 00:28:56.291
‫من هر شب بیرون نیستم که
‫بخوام بخاطرشون جونم رو به خطر بندازم

00:28:56.292 --> 00:28:58.250
‫همسرت هم باهات موافقه؟

00:29:01.042 --> 00:29:02.780
‫پرونده‌ی سختیه، هکتور

00:29:03.292 --> 00:29:04.542
‫یه پلیس مرده

00:29:04.942 --> 00:29:08.404
‫تنها راه پیروزی اینه که
‫از تمام راه‌های شکستم آگاه باشم

00:29:11.042 --> 00:29:12.182
‫حق با توئه

00:29:13.000 --> 00:29:14.874
‫حق با توئه. متأسفم.
‫باید همه چی رو بهت می‌گفتم.

00:29:16.667 --> 00:29:19.291
‫حالت خوبه؟ انگار درد داری

00:29:22.125 --> 00:29:24.287
‫توی رایکرز آیلند با زندانی‌ها شوخی ندارن

00:29:25.171 --> 00:29:29.284
‫فرقی نداره زندانی باشی یا نگهبان،
‫اینجا همه با مشت و لگد از خجالت هم در میان

00:29:29.356 --> 00:29:30.665
‫خیلی‌خب، دَووم بیار، خب؟

00:29:30.690 --> 00:29:32.574
‫با چند نفر تماس می‌گیرم
‫ببینم چه کاری ازم ساخته‌ست

00:29:36.375 --> 00:29:37.947
‫الان ۲۰ دقیقه‌ست که منتظره

00:29:38.792 --> 00:29:40.583
‫خیلی‌خب، باشه. راهنماییش کن

00:29:43.833 --> 00:29:45.166
‫از اونجایی که وقتِ سر خاروندن هم نداری،

00:29:45.167 --> 00:29:47.042
‫یه‌راست میرم سر اصل مطلب

00:29:47.625 --> 00:29:51.874
‫همین امشب از سِمت خودم استعفا میدم و

00:29:51.875 --> 00:29:53.707
‫به دلیل تداخل‌های زمانی غیرمنتظره،

00:29:53.708 --> 00:29:57.000
‫خودم اینجا نیستم تا توی روند
‫تغییر و تحولات کمکی کنم

00:29:57.691 --> 00:30:00.165
‫به یه کمیسر جدید نیاز داری و

00:30:00.190 --> 00:30:03.815
‫حدس بزن چی؟
‫بعلاوه‌ی کلی نیروی پلیس دیگه

00:30:05.250 --> 00:30:06.491
‫عزت زیاد، فیسک

00:30:07.000 --> 00:30:08.708
‫قبل از رفتنت یه سؤالی ازت داشتم

00:30:13.500 --> 00:30:16.750
‫تو اصالتاً اهل فیلادلفیایی دیگه؟

00:30:17.208 --> 00:30:18.958
‫- درسته
‫- این هم می‌دونی که...

00:30:19.974 --> 00:30:22.267
‫چیزاستیک فیلادلفیایی
‫زبان‌زد خاص و عامه

00:30:22.292 --> 00:30:25.041
‫آقای کشمن،
‫اون رستوران محبوب‌مون چی بود؟

00:30:25.042 --> 00:30:26.374
‫جینوز، جناب شهردار

00:30:26.375 --> 00:30:29.082
‫جینوز، درسته، درسته.
‫ولی اون رستوران محبوب توئه

00:30:29.126 --> 00:30:31.085
‫من... من...

00:30:31.208 --> 00:30:35.875
‫به نظرم بهترین‌شون اونیه که
‫خودم پیداش کردم و توی حاشیه‌ی شهره

00:30:38.667 --> 00:30:41.753
‫دی‌آنجلوز توی کینگ آو پراشا

00:30:41.792 --> 00:30:46.167
‫آقای کشمن لطف کرده تا اونجا رفته
‫تا واسه ناهار یه ساندویچ برام بگیره

00:30:46.667 --> 00:30:48.750
‫واقعاً خوشمزه بود

00:30:50.958 --> 00:30:53.864
‫من خیلی به مفهوم

00:30:55.009 --> 00:30:57.217
‫کلمه‌ی مصالحه فکر کردم

00:30:58.250 --> 00:31:02.333
‫واسه همین می‌خوام پیشنهاد مصالحه بدم

00:31:05.292 --> 00:31:10.270
‫افزایش حقوق نیروهای پلیس

00:31:10.936 --> 00:31:12.165
‫صفر درصد و

00:31:13.750 --> 00:31:18.250
‫حداقل دستمزد اضافه‌کار هم باید بگم...

00:31:21.290 --> 00:31:22.589
‫هیچی

00:31:24.042 --> 00:31:26.041
‫و... و...

00:31:26.042 --> 00:31:29.167
‫- کلاس گسترده‌ی نیروهای دانشکده‌ی افسری
‫- آره، خودشه

00:31:29.917 --> 00:31:31.483
‫به همین خیال باش

00:31:32.167 --> 00:31:35.125
‫حالا نظرت چیه، کمیسر؟
‫به توافق می‌رسیم یا نه؟

00:31:40.167 --> 00:31:42.667
‫بسیارخب. نه، استعفا نمیدم

00:31:45.083 --> 00:31:47.131
‫مراقب باش برات گرون تموم نشه

00:31:51.615 --> 00:31:53.015
‫عالی بود

00:31:54.125 --> 00:31:55.125
‫نه

00:31:56.792 --> 00:31:58.583
‫مردها اکثراً ضعیفن

00:32:00.042 --> 00:32:04.625
‫نظر هر کسی رو
‫میشه با یه تیکه کاغذ برگردوند

00:32:05.935 --> 00:32:08.848
‫فکر کرده می‌تونه اون بچه رو
‫از چشم همه پنهون کنه

00:32:10.833 --> 00:32:12.958
‫چه ساندویچ گهی بود

00:32:14.000 --> 00:32:16.582
‫گذشته‌ی هکتور به عنوان ببر سفید
‫هیچ ارتباطی به این پرونده نداره

00:32:16.583 --> 00:32:18.082
‫متهم درخواست حذف
‫شواهد و مدارک رو داره

00:32:18.083 --> 00:32:20.874
‫این دیگه نور علی نوره، مرداک.
‫طرف عدالت‌جوئه.

00:32:20.875 --> 00:32:22.582
‫عدالت‌جویی که گردنبند یا

00:32:22.583 --> 00:32:24.749
‫لباس مخصوصش
‫در حین سانحه همراهش نبود

00:32:24.750 --> 00:32:28.874
‫اجازه‌ی انتشار این اطلاعاتِ تحریک‌آمیز
‫باعث قضاوت ناعادلانه‌ی هیئت‌منصفه میشه و

00:32:28.875 --> 00:32:31.957
‫کاملاً جای کمک به اثبات حقیقت
‫باعث ایجاد تصمیمی مغرضانه میشه

00:32:31.958 --> 00:32:34.707
‫گل‌واژه‌ تحویل من نده.
‫این ارتباط مستقیم با پرونده داره.

00:32:34.708 --> 00:32:36.707
‫الگوی رفتاری‌ای رو بهمون نشون میده که

00:32:36.708 --> 00:32:38.541
‫- باعث شده هکتور ایالا...
‫- بیخیال

00:32:38.542 --> 00:32:39.707
‫سرکار شانهن رو روی...

00:32:39.708 --> 00:32:41.874
‫- سکوی مترو بکشه
‫- جناب قاضی، هیئت‌منصفه قراره که

00:32:41.875 --> 00:32:44.166
‫تنها درباره‌ی رویدادهای تراژیک
‫یک شب مشخص صحبت کنن

00:32:44.167 --> 00:32:46.868
‫موکل من نباید از روی
‫لباسی که تنش بوده محاکمه بشه،

00:32:46.893 --> 00:32:49.565
‫بلکه باید بخاطر اتفاقاتی که
‫اون شب روی سکو افتاده محاکمه شه

00:32:53.250 --> 00:32:55.624
‫ببینید، متوجه‌ام، متوجه‌ام.
‫جدی میگم. این میلِ به...

00:32:55.625 --> 00:32:58.239
‫پذیرفتن تمامی شواهد و
‫مدارک رو درک می‌کنم، اما

00:32:58.330 --> 00:33:02.102
‫کار درستی نیست و قصد بی‌احترامی ندارم
‫اما به عنوان قاضی چنین وظیفه‌ای ندارید

00:33:08.375 --> 00:33:09.541
‫- خیلی‌خب
‫- خدایا

00:33:09.542 --> 00:33:11.249
‫درخواست عدم پذیرش
‫مطالب نامربوط به محاکمه پذیرفته میشه

00:33:11.250 --> 00:33:14.041
‫از نماینده‌ی ایالت درخواست میشه تا
‫هیچ گونه شواهدی رو...

00:33:14.042 --> 00:33:15.874
‫در خصوص زندگی هکتور ایالا
‫به عنوان ببر سفید مطرح نکرده و یا

00:33:15.875 --> 00:33:17.332
‫هیچ گونه اشاره‌ای
‫به عدالت‌جویی شخصی وی نکند

00:33:17.333 --> 00:33:18.999
‫اینا کسشعر محضه، جری

00:33:19.000 --> 00:33:20.082
‫ممنونم، جناب قاضی

00:33:20.107 --> 00:33:22.788
‫وقتی داشتم بالا می‌اومدم و
‫لباس آبی رو می‌دیدید،

00:33:22.917 --> 00:33:25.100
‫به اون دکمه‌های برنجی خیره می‌شدید

00:33:25.125 --> 00:33:27.457
‫باهات حرف می‌زنه،
‫یه معنایی پشتشه، می‌دونید؟

00:33:27.458 --> 00:33:29.926
‫ولی الان دیگه این شکلی نیست.
‫الان دیگه کسی احترامی قائل نمیشه.

00:33:31.690 --> 00:33:36.171
‫الان دیگه همه میرن زندان و میان بیرون.
‫مأمورها هیچ کاری ازشون ساخته نیست.

00:33:36.196 --> 00:33:39.082
‫حس می‌کنم هیچکس
‫مسئولیتش رو قبول نمی‌کنه و

00:33:39.083 --> 00:33:43.520
‫منم خسته شدم
‫از بس با ترس و لرز زندگی کردم

00:34:00.585 --> 00:34:01.923
‫شاهده رو پیدا کردی؟

00:34:02.340 --> 00:34:04.556
‫ارواح رو نمیشه به این راحتی پیدا کرد، متی

00:34:04.792 --> 00:34:07.042
‫منم واسه همین تو رو فرستادم

00:34:07.792 --> 00:34:10.625
‫روزهای شکار ارواح من
‫خیلی وقته به سر اومدن، دوست من

00:34:11.208 --> 00:34:14.708
‫چیزی گیرمون نیومده که
‫باور کنیم طرف داره حقیقت رو میگه

00:34:15.844 --> 00:34:17.821
‫اما داره حقیقت رو میگه

00:34:19.208 --> 00:34:24.156
‫می‌دونم این پرونده برات عزیزه،
‫ولی همین باعث میشه که خطرناک باشه

00:34:26.375 --> 00:34:29.362
‫یعنی می‌خوای بگی هویت پنهون هکتور
‫باعث شده کور کورانه تصمیم بگیرم؟

00:34:30.258 --> 00:34:33.015
‫هویت پنهون خودت باعث شده

00:34:33.292 --> 00:34:34.833
‫- بخاطر کسی که قبلاً بودی
‫- نه

00:34:35.375 --> 00:34:38.833
‫- این پرونده مربوط به هکتور ایلائه
‫- خیلی‌خب

00:34:39.625 --> 00:34:42.624
‫فرضاً حق با توئه و من اشتباه می‌کنم

00:34:42.625 --> 00:34:45.429
‫ولی خودت می‌دونی که حق با منه، مگه نه؟

00:34:46.208 --> 00:34:47.394
‫آره یا نه؟

00:34:48.167 --> 00:34:50.374
‫خودت می‌دونی که
‫من مطمئنم داشت حقیقت رو می‌گفت

00:34:50.375 --> 00:34:53.125
‫ولی جفت‌مون خوب می‌دونیم که
‫اگه نتونی اثباتش کنی اهمیتی نداره

00:34:54.292 --> 00:34:55.880
‫می‌خوای قبول کن می‌خوای نکن، ولی

00:34:56.298 --> 00:34:58.881
‫من از مت مرداکی که امسال دیدم خوشم اومده

00:34:59.250 --> 00:35:01.457
‫اون آدمی که مسیر خودش رو پیدا کرد

00:35:01.458 --> 00:35:03.167
‫از هلز کیچن زد بیرون، همونی که

00:35:04.333 --> 00:35:06.890
‫مثل بقیه لباس می‌پوشه.
‫اون داره خوب پیش میره.

00:35:41.083 --> 00:35:42.707
‫«این است بره‌ی خدا»
‫(یوحنا ۱:۲۹)

00:35:42.708 --> 00:35:45.874
‫«این است بره‌ی خدا
‫که گناه از جهان برمی‌گیرد»

00:35:45.875 --> 00:35:48.958
‫«خوشا به حال آنان که به
‫ضیافت عروسی آن بَره دعوت می‌شوند»

00:35:49.472 --> 00:35:52.874
‫«سرورم، شایسته نیستم زیر سقف من آیی،

00:35:52.875 --> 00:35:56.208
‫فقط سخنی بگو که
‫روح خدمتکارم شفا خواهد یافت»

00:36:02.292 --> 00:36:05.541
‫بالاخره کاغذبازی‌ها تموم شد.
‫دیگه تمومه.

00:36:12.292 --> 00:36:14.749
‫میرم خونه

00:37:23.417 --> 00:37:24.582
‫تماس از هدر

00:37:27.708 --> 00:37:29.374
‫- سلام
‫- سلام

00:37:29.641 --> 00:37:32.683
‫امشب به قرارمون نمی‌رسم.
‫با یه موکل جدید قرار دارم.

00:37:33.027 --> 00:37:34.194
‫باشه یه وقت دیگه؟

00:37:37.333 --> 00:37:38.749
‫یه فرصت از دست رفته!

00:37:38.750 --> 00:37:39.999
‫آره، خوبه

00:37:40.000 --> 00:37:41.167
‫مرسی

00:37:46.625 --> 00:37:49.438
‫اینا راستش الزامی نیست.
‫وظیفه‌ی خودمونه که انجام بدیم.

00:37:53.042 --> 00:37:54.875
‫قدردان تدبیر شما هستیم

00:38:01.083 --> 00:38:02.917
‫قربان؟ بفرمایید خانم

00:38:06.500 --> 00:38:10.583
‫دکتر گلن، بذارید بهتون معرفی کنم،
‫شهردار فیسک و همسرشون

00:38:16.083 --> 00:38:19.304
‫معمولاً دوست دارم
‫با چندتا سؤال کار رو شروع کنم

00:38:20.208 --> 00:38:23.875
‫چی باعث شد که به تراپی بیاید و
‫هدف‌تون از این کار چی بوده؟

00:38:26.750 --> 00:38:29.208
‫ونسا، چطوره که تو شروع کنی؟

00:38:32.042 --> 00:38:36.542
‫من و همسرم این چند سال اخیر
‫اختلافات زیادی داشتیم

00:38:40.708 --> 00:38:43.875
‫تا همین اواخر کسب و کار پیچیده‌ای داشتیم

00:38:44.625 --> 00:38:46.875
‫بعدش هم ویلسون رفت

00:38:49.042 --> 00:38:50.583
‫رسماً غیبش زد

00:38:52.542 --> 00:38:54.792
‫خیلی دوست دارم بدونم قضیه چی بوده

00:38:55.875 --> 00:38:57.124
‫ویلسون؟

00:39:00.125 --> 00:39:02.451
‫یه عدالت‌جو بهم حمله کرد

00:39:04.625 --> 00:39:08.208
‫روند بهبودم مقداری پیچیده بود

00:39:12.042 --> 00:39:14.124
‫نمی‌تونستم با ونسا در ارتباط باشم

00:39:14.125 --> 00:39:16.333
‫نمی‌تونستم باهاش صحبتی کنم

00:39:16.875 --> 00:39:18.000
‫به نفع همه بود

00:39:19.250 --> 00:39:21.208
‫به نفع تو هم بود، ونسا؟

00:39:22.542 --> 00:39:24.500
‫- فکر می‌کنم به نوعی آره...
‫- فکر می‌کنم به نوعی...

00:39:30.125 --> 00:39:32.096
‫کسب و کارش رو خودم دست گرفتم

00:39:32.750 --> 00:39:33.750
‫به رونق رسید

00:39:35.167 --> 00:39:37.751
‫هرگز به چنین سودی نرسیده بود و

00:39:38.375 --> 00:39:42.167
‫روابط بین مدیریت و نیروها...

00:39:43.513 --> 00:39:45.888
‫استوار و رضایت‌بخش بود

00:39:46.625 --> 00:39:47.989
‫برای هر دو طرف

00:39:48.958 --> 00:39:51.958
‫اما غیبت همسرتون
‫شخصاً برای شما رضایت‌بخش بود؟

00:39:55.208 --> 00:39:56.292
‫من...

00:39:59.542 --> 00:40:00.625
‫تک و تنها بودم

00:40:03.833 --> 00:40:06.542
‫دلم برای ویلسون تنگ شده بود

00:40:11.083 --> 00:40:15.167
‫ولی بعدش برگشت و من گیج شده بودم

00:40:19.458 --> 00:40:21.599
‫چرا اصلاً اینجاییم؟

00:40:25.250 --> 00:40:27.167
‫چون انگار راه دیگه‌ای نداریم

00:40:30.145 --> 00:40:32.152
‫یکم تو صحبت کن، ویلسون

00:40:35.917 --> 00:40:38.208
‫من اینجام چون
‫دلم نمی‌خواد همسرم رو از دست بدم

00:40:45.292 --> 00:40:47.124
‫- چیه؟
‫- پیداش کردم

00:40:47.125 --> 00:40:48.666
‫خیلی‌خب، سر قرار می‌بینمت

00:40:48.667 --> 00:40:50.874
‫- همین الان میای
‫- آره

00:40:50.875 --> 00:40:54.416
‫توی خیابون غربی ۱۸۵،
‫آپارتمان ۳۰، شماره‌ی ۹۵۰ه

00:40:54.441 --> 00:40:55.773
‫همونجا می‌بینمت

00:40:57.583 --> 00:40:58.582
‫با چری تماس بگیر

00:41:00.542 --> 00:41:01.624
‫- مت
‫- سلام

00:41:01.625 --> 00:41:04.173
‫می‌خوام یه سر تا
‫پارک فورت ترایون بری، بجنب!

00:41:12.875 --> 00:41:14.202
‫کیه؟

00:41:14.750 --> 00:41:16.816
‫من متیو مرداکم، وکیل دادگستری

00:41:17.208 --> 00:41:20.375
‫هکتور ایالا، کسی که
‫روی سکوی مترو نجاتت داد موکل منه

00:41:24.130 --> 00:41:25.942
‫ببین، می‌دونم که منو می‌شناسی و

00:41:26.167 --> 00:41:27.882
‫اینم می‌دونم که ترسیدی

00:41:28.333 --> 00:41:30.417
‫ولی من اینجام که کمکت کنم.
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی.

00:41:35.417 --> 00:41:37.916
‫مرسی، مرسی. در رو ببند.
‫اسمت چیه؟

00:41:37.917 --> 00:41:39.583
‫- نیک تورس
‫- نیکی

00:41:40.167 --> 00:41:42.874
‫تو شاهد اصلی من
‫واسه دفاع از ویکتور ایالا هستی

00:41:42.875 --> 00:41:44.707
‫رک و راست بخوام بگم،
‫تو تنها کسی هستی که

00:41:44.708 --> 00:41:46.707
‫می‌تونه اون رو از
‫حبس ابدهای متوالی نجات بده

00:41:46.708 --> 00:41:48.374
‫من آدمش نیستم، پسر.
‫اگه بخوام علیه پلیس‌ها اقدامی کنم،

00:41:48.375 --> 00:41:49.457
‫فاتحه‌ام خونده‌ست

00:41:49.458 --> 00:41:51.541
‫همین الانش هم فاتحه‌ات خونده‌ست.
‫محل زندگیت رو پیدا کردن.

00:41:51.542 --> 00:41:53.832
‫دارن میان که بکشنت.
‫باید همین الان باهام بیای.

00:41:56.792 --> 00:41:59.350
‫لعنتی، رسیدن.
‫نیکی، ۲۰ ثانیه بیشتر وقت نداری.

00:41:59.375 --> 00:42:01.707
‫- من اصلاً نمی‌دونم تو کی هستی، رفیق
‫- ده ثانیه. دارن میان

00:42:01.708 --> 00:42:04.124
‫- از کجا معلوم تو...
‫- از پله‌ی اضطراری برو

00:42:04.125 --> 00:42:06.499
‫پلیس، در رو باز کن!

00:42:08.333 --> 00:42:09.999
‫نیکی، توی پارک فورت ترایون یه آشنا دارم

00:42:10.000 --> 00:42:11.625
‫میاد پیدات می‌کنه.
‫می‌برتت یه جای امن.

00:42:15.125 --> 00:42:16.499
‫پلیس، در رو باز کن!

00:42:29.752 --> 00:42:30.933
‫تو همون وکیله‌ای

00:42:30.958 --> 00:42:34.457
‫اگه دنبال اون رفیق‌مون که
‫هکتور ایالا روی سکوی مترو نجات داد می‌گردی،

00:42:34.458 --> 00:42:35.792
‫متأسفانه باید بگم اینجا نیست

00:42:39.542 --> 00:42:40.708
‫بکش کنار

00:42:41.375 --> 00:42:42.521
‫گفتم بکش کنار!

00:42:47.708 --> 00:42:49.417
‫- کجاست؟
‫- اینجا نیست

00:42:58.333 --> 00:42:59.874
‫- کجا رفت؟
‫- ببین، رفیق

00:42:59.875 --> 00:43:02.518
‫من نابینام، وگرنه از خدام بود کمکت کنم

00:43:27.750 --> 00:43:29.041
‫تمومش کن

00:43:29.042 --> 00:43:30.249
‫یارو وکیله

00:43:30.250 --> 00:43:32.292
‫- خودم تمومش می‌کنم
‫- نه، این کارو نکن

00:43:33.125 --> 00:43:34.900
‫این کارو نکن.
‫از این کارت پشیمون میشی.

00:44:07.545 --> 00:44:17.545
‫« زیرنویس از امیر فرحناک »
‫:. FarahSub@ .:

00:44:18.876 --> 00:44:28.876
www.TalaFilm.Top

00:44:29.157 --> 00:44:39.157
www.TalaFilm.Top
