1
00:00:05,200 --> 00:00:07,000
« ...آن‌چه گذشت »

2
00:00:07,001 --> 00:00:10,001
کجا بودی؟ شبی که
بی‌جِی واینز ناپدید شد، ستوان

3
00:00:10,002 --> 00:00:13,280
خونه پیش همسرم بودم

4
00:00:13,350 --> 00:00:14,700
مایی وجود نداره

5
00:00:15,330 --> 00:00:16,530
‫حرف‌ت رو باور نمی‌کنم

6
00:00:19,220 --> 00:00:21,620
پس «اِی‌جی‌اِس» صاحبِ یه
شرکت نفت در این‌جا هست

7
00:00:21,621 --> 00:00:23,221
«نفت اسپنسر» -
تام اسپنسر -

8
00:00:23,222 --> 00:00:25,222
اگه تانکرها پُر از کوکائین باشن چی؟

9
00:00:25,223 --> 00:00:26,623
«پالایشگاه سول دِل اورو»

10
00:00:29,647 --> 00:00:40,647
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

11
00:00:40,671 --> 00:00:47,671
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

12
00:00:48,695 --> 00:00:52,695
کاری از هومن صمدی و مرتضی لک‌زایی

13
00:01:43,400 --> 00:01:46,400
« ستوان پلیس ناواهو - لیپ‌هورن »

14
00:03:11,690 --> 00:03:15,290
مأمور ویژه استیونز می‌خواد به‌محض این‌که
رسید، اظهاریه‌تون رو ببینه، ستوان

15
00:03:15,291 --> 00:03:17,380
مطمئن‌ام می‌خواد پی‌گیری
کنه، پس زیاد دور نشید

16
00:03:18,640 --> 00:03:20,340
چرا شما سر این پرونده نیستی؟

17
00:03:20,341 --> 00:03:22,990
.شما که خودت این‌جائی
چرا یه نفر دیگه رو بیاری؟

18
00:03:23,120 --> 00:03:25,910
،من سر پروندۀ بی‌جِی واینز هستم، گروهبان

19
00:03:25,950 --> 00:03:28,870
و تا زمانی که مو رو از ماست نکشم
بیرون، سر همین پرونده می‌مونم

20
00:03:28,910 --> 00:03:33,480
دراین‌بین، «اِن‌تی‌پی» دیگه روی
پروندۀ هالزی کار نمی‌کنه، مفهومه؟
[ پلیس قبیله‌ای ناواهو  :NTP ]

21
00:03:41,620 --> 00:03:43,490
روشنه، ستوان؟

22
00:03:47,490 --> 00:03:48,500
ستوان؟

23
00:03:50,980 --> 00:03:52,190
روشنه

24
00:03:52,280 --> 00:03:53,460
ممنون

25
00:03:56,020 --> 00:03:57,900
«پلیس قبیله‌ای ناواهو»

26
00:03:57,980 --> 00:03:59,330
جو

27
00:04:01,550 --> 00:04:02,990
با من قدم بزن

28
00:04:30,190 --> 00:04:31,890
مرخصی‌لازم‌ای

29
00:04:31,970 --> 00:04:34,980
باید همین‌الآن بری خونه
و روبه‌راه بشی. این با من

30
00:04:35,060 --> 00:04:36,670
اون من رو از سر این پرونده برنمی‌داره

31
00:04:36,671 --> 00:04:38,590
این پرونده به یه‌ورش هم نیست

32
00:04:38,680 --> 00:04:41,380
.«بی‌جِی واینز، بی‌جِی واینز»
فقط اون براش مهمه

33
00:04:42,510 --> 00:04:44,590
حرف گوش کن

34
00:04:44,680 --> 00:04:47,510
پای من هم توی این ماجرا با تو گیره، جو

35
00:04:47,511 --> 00:04:50,820
حواس‌ت جمع نباشه، آخرسر
همه‌مون تاوان گناهان تو رو می‌دیم

36
00:04:50,860 --> 00:04:53,910
و اون کاریه که من مطمئناً
دل‌م نمی‌خواد انجام بدم

37
00:04:54,000 --> 00:04:57,000
نمی‌ذارم اون اتفاق بیوفته -
خب، ممکنه-ممکنه تصمیم‌ش با تو نباشه -

38
00:04:59,780 --> 00:05:02,000
سلام -
اوه، سلام -
[ «صحبت به «دینِی ]

39
00:05:03,610 --> 00:05:05,010
بعداً باهات حرف می‌زنم

40
00:05:09,310 --> 00:05:12,310
لطف کردی اومدی، مادر
[ «صحبت به «دینِی ]

41
00:05:38,260 --> 00:05:39,520
این کیه؟

42
00:05:39,610 --> 00:05:40,780
حکیمه‌ست

43
00:05:40,780 --> 00:05:42,830
اومده پاسگاه رو پاک‌سازی کنه

44
00:05:42,910 --> 00:05:44,650
،کارش که تموم شد
،می‌تونیم برگردیم داخل

45
00:05:44,650 --> 00:05:46,960
ولی باید زمانی که مراسم رو
اجرا می‌کنه، بریم بیرون

46
00:05:49,400 --> 00:05:50,900
...کار ما تمومه

47
00:05:52,010 --> 00:05:53,510
فعلاً

48
00:06:02,320 --> 00:06:03,750
...پسرم
[ «صحبت به «دینِی ]

49
00:06:03,751 --> 00:06:08,121
عزیزم، کارم که تموم شد، من رو برسون خونه
[ «صحبت به «دینِی ]

50
00:06:08,122 --> 00:06:10,122
باید مدتی با هم وقت بگذرونیم
[ «صحبت به «دینِی ]

51
00:06:10,123 --> 00:06:11,523
چشم
[ «صحبت به «دینِی ]

52
00:06:39,190 --> 00:06:42,540
اون ذهن هیچ‌وقت
آروم‌وْقرار نداره، مگه نه؟

53
00:06:42,630 --> 00:06:44,410
نه حتی برای خواب

54
00:06:46,370 --> 00:06:47,800
آره

55
00:06:47,850 --> 00:06:50,720
خب، اقلاً من خروْپف نمی‌کنم

56
00:06:50,810 --> 00:06:52,680
من که خروْپف نمی‌کنم

57
00:06:55,730 --> 00:06:58,860
یه پالایشگاه نفت توی «خوآرس» هست

58
00:07:00,600 --> 00:07:02,250
اِی‌جی‌اِس» صاحب‌شه»

59
00:07:02,300 --> 00:07:05,740
همون شرکتیه که صاحبِ
شرکت نفت و مزرعۀ «اسپنسر»ه

60
00:07:05,780 --> 00:07:08,960
...و، خب

61
00:07:09,090 --> 00:07:11,180
می‌خوام یه بررسی بکنم

62
00:07:16,090 --> 00:07:17,490
نه

63
00:07:17,570 --> 00:07:19,360
چرا نه؟

64
00:07:21,530 --> 00:07:23,970
،خب، یکی این‌که

65
00:07:23,971 --> 00:07:27,190
مکزیک» در حوزۀ اختیارات من وْ تو نیست»

66
00:07:29,500 --> 00:07:33,110
و اگه در حال عملیات در
...یک کشور خارجی گیر بیوفتیم

67
00:07:33,240 --> 00:07:35,940
گیر نمیوفتیم

68
00:07:35,980 --> 00:07:39,990
چون در قالب کار رسمی
در اون‌جا حضور نداریم

69
00:07:40,030 --> 00:07:43,120
...فقط یه زوج‌ایم

70
00:07:43,210 --> 00:07:46,430
که از یه تعطیلات آخرهفته لذت می‌بریم

71
00:07:49,610 --> 00:07:51,780
هوم

72
00:07:51,830 --> 00:07:53,910
پس حالا دیگه زوج‌ایم؟

73
00:07:56,700 --> 00:07:58,570
اون یعنی بله؟

74
00:08:00,960 --> 00:08:02,400
نه

75
00:08:04,880 --> 00:08:06,490
آیوِن

76
00:08:08,020 --> 00:08:10,930
دیگه چطور قراره انجام‌ش بدم؟

77
00:08:11,020 --> 00:08:13,150
،به رئیس‌م که نمی‌تونم بگم
،چون هرگز تأییدش نمی‌کنه

78
00:08:13,190 --> 00:08:16,420
،چون اگه حق با من باشه
جیره‌مواجب می‌گیره که تأیید نکنه

79
00:08:16,500 --> 00:08:19,680
اگه حق با تو باشه؛
بهتره آسته بری

80
00:08:19,770 --> 00:08:22,940
آره، خب، اگه اسپنسر کوکائین به داخل کشور
قاچاق می‌کنه، به‌نظرم ارزش‌ش رو داره که

81
00:08:22,941 --> 00:08:26,860
یه بررسی بکنیم ببینیم آیا از پالایشگاه به‌عنوان
یه آمادگاه استفاده می‌کنه یا نه، قبول نداری؟

82
00:08:47,360 --> 00:08:50,010
خب؟

83
00:08:50,060 --> 00:08:53,410
تو هم باهام میای، درسته؟

84
00:08:53,500 --> 00:08:56,800
،اگه اتفاق عجیبی افتاد
از اون‌جا خارج‌ت می‌کنم

85
00:08:56,890 --> 00:08:59,020
پس به‌نظرت چرا از تو خواستم باهام بیای؟

86
00:09:32,500 --> 00:09:34,800
مادر
[ «صحبت به «دینِی ]

87
00:09:34,800 --> 00:09:36,190
هوم؟

88
00:09:38,710 --> 00:09:42,710
من بچه که بودم، زمانی که
،مدرسۀ کاتولیک می‌رفتم

89
00:09:42,790 --> 00:09:47,290
«به‌مون یاد دادن که «شیطان
،به‌همراه «عیسی» روی زمین راه می‌رفت

90
00:09:47,380 --> 00:09:50,900
...نه-نه ازلحاظ استعاری، بلکه

91
00:09:50,940 --> 00:09:53,950
به‌طور فیزیکی به‌همراه
عیسی» روی زمین راه می‌رفت»

92
00:09:56,990 --> 00:10:01,480
در «دینِی»، به ما یاد داده شده که
هیولاها روی زمین قدم برمی‌داشتن

93
00:10:01,520 --> 00:10:04,260
و به‌دست «دوقلوهای قهرمان» به قتل رسیدن

94
00:10:07,000 --> 00:10:10,830
نمی‌تونم به این فکر نکنم که

95
00:10:10,830 --> 00:10:14,580
همۀ ما یه خطی داریم که
درست از وسط قلب‌مون رد می‌شه

96
00:10:14,660 --> 00:10:16,450
هوم

97
00:10:16,540 --> 00:10:21,630
و اون خط، هیولاها رو
از انسان‌ها جدا می‌کنه

98
00:10:24,670 --> 00:10:27,890
و می‌ترسم من پا رو از
اون خط فراتر گذاشته باشم

99
00:10:31,160 --> 00:10:33,640
مادر
[ «صحبت به «دینِی ]

100
00:10:33,730 --> 00:10:35,900
من پا رو از اون خط فراتر گذاشته‌ام

101
00:10:38,700 --> 00:10:43,500
مدتیه که «یه‌ایت‌سو» (هیولا) می‌بینی؟
[ «صحبت به «دینِی ]

102
00:10:43,501 --> 00:10:47,201
تو توی پاسگاه بودی
[ «صحبت به «دینِی ]

103
00:10:48,000 --> 00:10:55,000
ممکنه... «یه‌ایت‌سو» (هیولا) بوده باشه؟
[ «صحبت به «دینِی ]

104
00:10:57,000 --> 00:11:00,600
،زمانی که هیولاها با ما دیدار می‌کنن
[ «صحبت به «دینِی ]

105
00:11:00,601 --> 00:11:09,501
نشانه‌ای از اینه که یک چیزی
در زندگی ما از تعادل خارج شده
[ «صحبت به «دینِی ]

106
00:11:10,601 --> 00:11:17,851
هیولاها نامحسوس وارد می‌شن، ولی
برای خارج‌شدن، همه‌چیز رو می‌بلعن
[ «صحبت به «دینِی ]

107
00:11:18,601 --> 00:11:27,901
و فقط زمانی می‌رن که راه برگشت‌ت
به مسیر گَرده رو پیدا کرده باشی
[ «صحبت به «دینِی ]
[ مسیر گَرده: سِیر رشد و بالندگی یک شخص در فرهنگ ناواهو ]

108
00:11:33,480 --> 00:11:35,880
جوابِ سؤال من رو ندادی

109
00:11:35,960 --> 00:11:38,970
نه، ندادم

110
00:12:07,250 --> 00:12:10,560
مأمور ویژه واشینگتن؟

111
00:12:10,690 --> 00:12:11,820
داخل

112
00:12:14,780 --> 00:12:16,700
هوم

113
00:12:16,830 --> 00:12:18,830
شبیه یه نفری که قبلاً می‌شناختم

114
00:12:42,380 --> 00:12:44,600
دارید روی قتل شوهر من
،تحقیق‌وْبررسی انجام می‌دید

115
00:12:44,601 --> 00:12:47,990
مأمور واشینگتن، یا دارید روی
من تحقیق‌وْبررسی انجام می‌دید؟

116
00:12:48,080 --> 00:12:50,880
سعی دارم بفهمم آیا جفت‌ش
دقیقاً یکیه یا نه، خانم واینز

117
00:12:50,881 --> 00:12:52,681
نیست

118
00:12:52,682 --> 00:12:57,740
بااین‌که شوهر شما، همون‌طور که فقط سه ماه
،بعد از ناپدیدی‌ش، توسط شما در دادگاه اظهار شد

119
00:12:57,741 --> 00:13:01,480
ثروت خانوادگی‌تون رو بعد از
...یک آتش‌سوزی مرگبار دزدید

120
00:13:01,481 --> 00:13:03,620
آتش‌سوزی مشکوک -
...که خواهرتون رو کُشت -

121
00:13:03,621 --> 00:13:04,750
هوم -
،و شما رو -

122
00:13:04,751 --> 00:13:07,310
،تنها شخص دیگۀ داخل خونه رو

123
00:13:07,311 --> 00:13:12,230
با آسیب حرارتی و شیمیایی دائمی در مجرای
تنفسی فوقانی باقی گذاشت؛ درست گفتم؟

124
00:13:14,800 --> 00:13:17,450
شما به کسی می‌خوری که
بتونه از پس حقیقت بربیاد

125
00:13:17,540 --> 00:13:19,980
پس بفرما

126
00:13:20,020 --> 00:13:23,900
بعد از این‌که خواهرم مُرد، من با
شوهرخواهر سابق‌م ازدواج کردم

127
00:13:23,980 --> 00:13:25,160
،بسته به دیدگاه‌تون

128
00:13:25,161 --> 00:13:28,600
گمون کنم بتونید اون رو مشکوک ببینید

129
00:13:28,680 --> 00:13:32,120
نیازی به دیدگاه نیست که بگم مشکوکه

130
00:13:32,210 --> 00:13:35,040
شوهر من آدم ستمگری بود، مأمور واشینگتن

131
00:13:35,080 --> 00:13:36,740
مُرده. دل من براش تنگ نشده

132
00:13:36,740 --> 00:13:37,950
،پول‌ش دوباره مال من شده

133
00:13:37,950 --> 00:13:40,520
حالا مهم نیست کائنات برای برآورده‌شدن
اون، چجوری پیچ‌وْخم خورده باشه

134
00:13:40,610 --> 00:13:42,520
کائنات شوهر شما رو به قتل نرسوند

135
00:13:45,350 --> 00:13:47,180
...چرا شماها باید همیشه

136
00:13:47,270 --> 00:13:49,140
من یه عارضه دارم، می‌دونید

137
00:13:49,230 --> 00:13:50,360
آب احتیاج دارید؟

138
00:13:57,580 --> 00:14:01,190
فرض رو بر این می‌ذارم که
با اِمیلی کوئین صحبت کردید

139
00:14:03,410 --> 00:14:04,680
کی؟

140
00:14:04,760 --> 00:14:06,590
اوه، یه پیرزن خیلی مهربون

141
00:14:06,590 --> 00:14:08,070
که هم از بی‌خوابی رنج می‌بره

142
00:14:08,070 --> 00:14:10,380
هم از سگی که توی خونه‌ش ادرار می‌کنه

143
00:14:10,380 --> 00:14:12,120
،چند هفته بعد از این‌که شوهر من گم شد

144
00:14:12,120 --> 00:14:14,860
به این اشاره کرد که فکر می‌کنه
یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست

145
00:14:14,860 --> 00:14:18,300
چون یه ماشین پلیس دید
که از دروازۀ ما خارج شد

146
00:14:18,300 --> 00:14:20,690
خیلی دیروقت در شبی که اون گم شد

147
00:14:23,480 --> 00:14:25,610
ماشین پلیس؟

148
00:14:25,700 --> 00:14:28,050
سیاه‌وْسفید

149
00:14:28,130 --> 00:14:29,610
مثل همون‌هایی که بیرونه؟

150
00:14:31,270 --> 00:14:32,440
بله

151
00:14:32,530 --> 00:14:35,270
راست‌ش، بله

152
00:14:35,360 --> 00:14:36,930
شوهر من عقب نشسته
،بوده، طبق گفتۀ اون

153
00:14:36,930 --> 00:14:38,620
،و ندیده کی پشت فرمون بوده

154
00:14:38,620 --> 00:14:42,920
ولی همین‌که داشتن دور می‌شدن، شوهرم
از پشت شیشه باهاش تماس چشمی برقرار کرده

155
00:14:44,450 --> 00:14:47,110
...گفت که شوهرم چیز به نظر می‌رسید، آم

156
00:14:47,240 --> 00:14:49,550
نمی‌دونم -
چی؟ -

157
00:14:49,630 --> 00:14:50,850
ترسیده

158
00:14:52,990 --> 00:14:55,030
،من هیچ‌وقت شوهرم رو ترسیده ندیدم

159
00:14:55,160 --> 00:14:58,950
نه حتی از من... خب، به‌خصوص از من

160
00:14:59,030 --> 00:15:02,470
و خودتون رو ملزم ندونستید
که تا الآن این رو به کسی بگید؟

161
00:15:02,600 --> 00:15:04,870
خب، مشخصه که نگه‌ش داشته بودم

162
00:15:04,950 --> 00:15:07,090
برای چی؟

163
00:15:07,170 --> 00:15:09,570
برای همچین لحظه‌ای

164
00:15:15,000 --> 00:15:19,000
♪ Buddy Red Bow - Reservation Cowboy ♪

165
00:15:20,450 --> 00:15:22,360
چشم‌ها رو درویش کن

166
00:15:30,720 --> 00:15:31,850
ممنون

167
00:15:31,940 --> 00:15:33,680
چی می‌تونم براتون بیارم، عزیزجان؟

168
00:15:35,240 --> 00:15:36,770
این یارو آشنا به نظر می‌رسه؟

169
00:15:36,860 --> 00:15:39,990
،حدود یک‌وْهشتاد، سفیدپوست
اواخر دهۀ سی‌سالگی، هیپی‌طور

170
00:15:40,080 --> 00:15:41,640
ممکنه هفتۀ پیش این‌جا بوده باشه

171
00:15:41,730 --> 00:15:46,170
می‌دونی من این‌جا روزی چندتا
مشتری هیپی‌طورِ موبلند دارم؟

172
00:15:46,260 --> 00:15:49,260
اون‌وقت باید یکی رو از اون‌یکی یادم بیاد؟

173
00:15:50,430 --> 00:15:52,000
لطفاً یه نگاه دیگه بندازید

174
00:15:53,790 --> 00:15:55,180
کوفته

175
00:15:55,180 --> 00:15:57,750
غذای ویژۀ دوشنبه‌ها، کوفته‌ست

176
00:15:57,830 --> 00:16:01,140
،اون غذای ویژه رو سفارش داد
با چای‌شیرین، و پای لیموی کِی

177
00:16:01,230 --> 00:16:04,400
فکر کردم گفتی یادت نمیاد

178
00:16:04,490 --> 00:16:07,970
گفتم، باید یادم بیاد؟

179
00:16:08,060 --> 00:16:12,850
،ولی، در این مورد، یادمه

180
00:16:12,850 --> 00:16:16,850
به‌خاطر یارویی که باهاش
نشسته بود روی نیمکت

181
00:16:16,850 --> 00:16:19,160
مرد مورمورکننده‌ای بود

182
00:16:19,160 --> 00:16:23,640
چشم‌های ریز، یه کت
وسترن باکلاس تن‌ش بود

183
00:16:23,640 --> 00:16:26,030
دوخت تزئینی روکار با بندهای چرمی

184
00:16:26,030 --> 00:16:28,910
،همین‌جوری نشسته بود اون‌جا

185
00:16:28,910 --> 00:16:31,610
مثل «نورمن بِیتس» مکزیکی
[ شخصیت منفی فیلم «روانی» ساختۀ هیچکاک ]

186
00:16:31,610 --> 00:16:33,430
فقط بدجنس‌تر

187
00:16:33,430 --> 00:16:35,300
حوالی چه ساعتی بود؟

188
00:16:35,300 --> 00:16:36,920
باید بعد از شش‌وْنیم بوده باشه

189
00:16:36,920 --> 00:16:38,570
،چون خوراک ویژه همون موقع شروع می‌شه

190
00:16:38,570 --> 00:16:40,880
و ساعت ۱۰ که من رفتم، هنوز این‌جا بود

191
00:16:40,880 --> 00:16:42,140
یارو مورمورکننده‌هه؟

192
00:16:42,140 --> 00:16:43,920
نه، فقط هیپی‌ه

193
00:16:43,920 --> 00:16:47,100
یارو مورمورکننده‌هه
بعد از ۱۵ دقیقه فلنگ رو بست

194
00:16:47,100 --> 00:16:48,900
به غذاش دست هم نزد

195
00:16:50,800 --> 00:16:55,320
ولی می‌دونی، دلیل اصلی
این‌که اون رو یادم موند

196
00:16:55,410 --> 00:16:58,410
،اینه که به‌جای انعام

197
00:16:58,460 --> 00:17:01,420
یه جفت کفش نوزاد برام گذاشت

198
00:17:01,420 --> 00:17:02,940
کفش نوزاد؟

199
00:17:05,420 --> 00:17:07,420
نمی‌خوای اون رو یادداشت کنی؟

200
00:17:19,520 --> 00:17:22,960
دربارۀ کفش نوزاد دارم
سربه‌سرت می‌ذارم، عزیزجان

201
00:17:25,610 --> 00:17:27,660
اوه، باید قیافه‌تون رو می‌دیدید

202
00:17:27,750 --> 00:17:30,490
هوم

203
00:17:30,580 --> 00:17:32,270
خیلی‌خب، چی می‌خورید؟

204
00:17:41,410 --> 00:17:44,410
لعنتی. سوئیت ماه‌عسل

205
00:17:46,070 --> 00:17:48,200
هرکی ندونه فکر می‌کنه
براش برنامه‌ریزی کردیم

206
00:17:48,250 --> 00:17:49,810
قشنگه

207
00:17:52,640 --> 00:17:55,210
خیلی گرمه

208
00:17:55,250 --> 00:17:59,250
♪ Julito Rodriguez y Su Trio - Inolvidable ♪

209
00:18:06,660 --> 00:18:08,700
اوه، فکر کنم خرابه

210
00:18:13,970 --> 00:18:15,190
نیازی به‌ش نداریم

211
00:18:17,490 --> 00:18:18,970
هوم

212
00:18:20,500 --> 00:18:23,240
چه حس خوبی داره

213
00:18:55,710 --> 00:18:57,400
این‌جا چی شد؟

214
00:19:02,230 --> 00:19:03,580
...خب

215
00:19:05,590 --> 00:19:08,240
،توی «گالوپ» با یه یارویی آشنا شدم

216
00:19:08,330 --> 00:19:09,760
یه مرد سفیدپوست

217
00:19:11,460 --> 00:19:15,600
همین توی مِی‌خونه‌ای باهاش آشنا شدم
که نباید توش یللی‌تللی می‌کردم

218
00:19:15,640 --> 00:19:18,640
ولی فکر کردم من رو نجات می‌ده

219
00:19:18,770 --> 00:19:20,640
می‌دونی؟

220
00:19:20,730 --> 00:19:22,860
من رو می‌بره یه جای دور

221
00:19:25,690 --> 00:19:29,910
،یه روز، داشتیم با ماشین می‌رفتیم

222
00:19:29,910 --> 00:19:33,920
و توی کولاک از گوشۀ جاده منحرف شدیم

223
00:19:35,790 --> 00:19:38,790
و من به‌مدت ۱۲ روز سر از کما درآوردم

224
00:19:44,450 --> 00:19:48,580
،وقتی به هوش اومدم

225
00:19:48,580 --> 00:19:51,240
رئیس قدیمی‌م همین‌جوری نشسته بود اون‌جا

226
00:19:53,500 --> 00:19:57,810
نه به‌م گفت احمق، نه سرم داد زد

227
00:20:02,290 --> 00:20:05,170
...به‌جاش

228
00:20:05,171 --> 00:20:06,886
‫من رو با خودش برد خونه‌ش

229
00:20:06,910 --> 00:20:10,660
‫تا با زن و پسرش زندگی کنم

230
00:20:10,690 --> 00:20:13,410
‫و خرج تحصیل‌م رو داد،
‫من رو گذاشت ارتش،

231
00:20:13,440 --> 00:20:16,760
‫و وقتی اومدم بیرون، استخدام‌م کرد

232
00:20:19,620 --> 00:20:22,206
‫بیا

233
00:20:22,230 --> 00:20:26,200
‫آدم خوبی به نظر میاد،
‫این رئیس قدیمی‌ت

234
00:20:30,150 --> 00:20:32,250
‫آره، باهاش جور می‌شی

235
00:20:34,410 --> 00:20:36,780
‫از یه قاعده پیروی می‌کنه و به‌ش پایبنده

236
00:20:40,200 --> 00:20:43,090
‫گمون‌م برای همین این‌طوری‌ام

237
00:20:57,830 --> 00:20:59,800
‫همین‌طوری‌ت رو دوست دارم

238
00:21:31,690 --> 00:21:32,960
‫می‌شه صحبت کنیم؟

239
00:21:48,360 --> 00:21:51,760
‫اِما، کاملاً حق داری که چنین
‫احساسی داشته باشی

240
00:21:51,790 --> 00:21:53,816
‫باید به‌ت می‌گفتم
‫می‌خوام چی‌کار کنم

241
00:21:53,840 --> 00:21:55,550
‫امیدوار بودی که مجبور نشی بگی...

242
00:21:55,580 --> 00:21:59,346
‫اِما، من سعی کرده‌ام که
‫این ماجرا رو مال خودم کنم

243
00:21:59,370 --> 00:22:01,916
‫از اون شبی که اون‌جا ول‌ش کردم،

244
00:22:01,940 --> 00:22:05,346
‫سعی کرده‌ام تو رو قاتی ماجرا نکنم

245
00:22:05,370 --> 00:22:07,956
‫حالا به بدترین شکل قاتی‌ش شده‌ام

246
00:22:07,980 --> 00:22:10,486
‫نمی‌دونم چطور کاری که کردم رو درست کنم

247
00:22:10,510 --> 00:22:16,836
‫مطمئن هم نیستم که اگه قرار بود ‫دوباره از اول
انجام‌ش بدم، ‫جور دیگه‌ای عمل می‌کردم، اِما

248
00:22:16,860 --> 00:22:19,050
‫نمی‌خوام این بار رو
روی دوش تو بذارم

249
00:22:20,820 --> 00:22:23,060
‫تو خیلی خودخواه‌ای

250
00:22:25,740 --> 00:22:27,676
‫من زن‌ت‌ام

251
00:22:27,700 --> 00:22:30,636
‫مادر پسرمون هستم

252
00:22:30,660 --> 00:22:33,590
‫توی اون دنیای کوچیک
‫و بستۀ خودت نشستی

253
00:22:33,620 --> 00:22:36,466
‫متوجه‌ام که هر روز با چی روبه‌روئی

254
00:22:36,490 --> 00:22:39,330
‫می‌بینم که داری چی می‌کشی

255
00:22:42,110 --> 00:22:45,730
‫فقط تو نیستی که زجر می‌کشی

256
00:22:50,110 --> 00:22:53,520
‫فقط تو نیستی که زجر کشیده

257
00:23:05,390 --> 00:23:08,410
‫نمی‌تونم این‌طوری زندگی کنم، جو

258
00:23:13,270 --> 00:23:16,116
‫متأسف‌ام

259
00:23:16,140 --> 00:23:17,940
‫نمی‌تونم

260
00:23:23,060 --> 00:23:24,810
‫ازت می‌خوام بری...

261
00:23:26,980 --> 00:23:28,640
از این خونه

262
00:23:33,664 --> 00:23:40,664
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

263
00:23:46,130 --> 00:23:48,620
‫ستوان، من حکم تفتیش محوطه رو دارم

264
00:23:48,650 --> 00:23:51,800
‫که شامل این خونه، ساختمان‌های جانبی،
‫وسایل نقلیه و ملک‌تون می‌شه

265
00:23:53,440 --> 00:23:55,580
‫اون سلاح رو ضبط کن

266
00:23:57,700 --> 00:23:59,370
‫معذرت می‌خوام، خانم لیپ‌هورن

267
00:24:03,270 --> 00:24:04,900
‫- شرمنده، رئیس
‫- دست‌ها پشت‌ت

268
00:24:04,930 --> 00:24:06,206
‫نیازی نیست

269
00:24:06,230 --> 00:24:07,940
‫لازم نیست

270
00:24:13,000 --> 00:24:17,000
♪ Beth Nielsen Chapman - The Truth ♪

271
00:25:17,740 --> 00:25:20,710
‫باید یه راه فرعی به پالایشگاه باشه

272
00:25:24,440 --> 00:25:26,376
‫این‌جا تانکرها پُر می‌شن

273
00:25:26,400 --> 00:25:28,156
‫خب، ایستگاه توزین این‌جاست

274
00:25:28,180 --> 00:25:30,986
‫و ورودی جلویی این‌جاست

275
00:25:31,010 --> 00:25:34,736
‫پس اگه راننده‌ها موادمخدّر رو
،با کامیون‌هاشون حمل می‌کنن

276
00:25:34,760 --> 00:25:36,860
‫باید از یه راه دیگه خارج بشن

277
00:25:39,890 --> 00:25:41,690
‫خب، نظر تو چیه؟

278
00:25:44,070 --> 00:25:47,176
‫به‌نظرم نوشیدنی‌هامون رو بخوریم،
‫زود بخوابیم،

279
00:25:47,200 --> 00:25:49,056
‫بعد صبح اول‌وقت،

280
00:25:49,080 --> 00:25:50,536
‫بریم خونه

281
00:25:50,560 --> 00:25:52,660
‫داری جا می‌زنی؟

282
00:26:00,220 --> 00:26:01,750
‫الو؟

283
00:26:04,260 --> 00:26:06,280
‫آره. هست

284
00:26:13,880 --> 00:26:14,880
‫الو؟

285
00:26:15,200 --> 00:26:17,600
‫هم‌خونه‌ای‌ت گفت
‫کجا می‌تونم پیدات کنم

286
00:26:18,150 --> 00:26:19,996
‫همه‌چی مرتبه؟

287
00:26:20,020 --> 00:26:22,256
‫اون یارو رو یادته که اون‌جا ازش به‌م گفتی،

288
00:26:22,350 --> 00:26:24,550
‫همون مورمورکننده‌هه...

289
00:26:24,590 --> 00:26:27,306
‫با کت چرمی باکلاس؟

290
00:26:27,330 --> 00:26:30,260
‫خب، اون مظنون قتل کاتا

291
00:26:30,290 --> 00:26:32,966
‫و یه قتل دیگه در این‌جاست

292
00:26:32,990 --> 00:26:34,406
‫اسمی ازش داری؟

293
00:26:34,430 --> 00:26:35,926
‫- آره...
‫- می‌شه از خمیردندون‌ت استفاده کنم؟

294
00:26:35,950 --> 00:26:37,796
‫گوشی. چی؟

295
00:26:37,820 --> 00:26:39,660
‫خمیردندون‌ت، می‌شه بزنم؟

296
00:26:39,690 --> 00:26:41,230
‫حتماً

297
00:26:46,650 --> 00:26:47,850
‫هنوز هستی؟

298
00:26:48,870 --> 00:26:49,980
آره
‫[ صحبت به «دینِی» ]

299
00:26:54,270 --> 00:26:56,420
‫روبرتو سی. دِباکا

300
00:26:57,930 --> 00:27:02,780
‫آم... این اسمیه که توی
گواهی‌نامۀ «نیومکزیکو» دیدم

301
00:27:02,840 --> 00:27:04,826
‫مطمئن نیستم واقعی باشه

302
00:27:04,850 --> 00:27:06,340
‫مرسی

303
00:27:08,680 --> 00:27:09,956
‫همین؟

304
00:27:09,980 --> 00:27:10,980
‫همین

305
00:27:12,030 --> 00:27:13,740
‫«مکزیک» خوش بگذره

306
00:27:20,584 --> 00:27:24,584
♪ Al Green - Let’s Stay Together ♪

307
00:27:20,584 --> 00:27:22,584
♪ ...من ♪

308
00:27:22,633 --> 00:27:26,108
♪ بدجوری عاشق‌ت هستم ♪

309
00:27:28,037 --> 00:27:31,941
♪ ...هر کاری می‌خوای بکنی ♪

310
00:27:31,944 --> 00:27:36,770
♪ باهاش مشکلی ندارم ♪

311
00:27:38,202 --> 00:27:42,151
♪ ...چون تو باعث می‌شی که احساسِ ♪

312
00:27:42,270 --> 00:27:46,159
♪ نونَواربودن بکنم ♪

313
00:27:54,030 --> 00:27:56,096
‫هی، آل گرین. خوب‌ای؟

314
00:27:56,120 --> 00:27:57,650
‫شورتی

315
00:27:59,120 --> 00:28:01,226
‫بخوابم درست می‌شه، پسر

316
00:28:01,250 --> 00:28:06,756
‫خودم گزارش‌م رو به‌خاطر
‫مستی درملأعام می‌نویسم؛ فردا

317
00:28:06,780 --> 00:28:08,490
‫آها

318
00:28:13,220 --> 00:28:14,896
‫برسونم‌ت؟

319
00:28:14,920 --> 00:28:17,026
‫برسونی

320
00:28:17,050 --> 00:28:18,806
‫وای

321
00:28:18,830 --> 00:28:20,810
‫من رو برسونی؟

322
00:28:50,820 --> 00:28:53,666
‫خانم لیپ‌هورن، وظیفه‌م
‫اینه که به شما اطلاع بدم که

323
00:28:53,690 --> 00:28:58,150
‫ممکنه شما به‌عنوان همدست
در هر جرمی که دولت فدرال

324
00:28:58,180 --> 00:29:01,110
درنتیجۀ این تفتیش مطرح کنه، متهم بشید

325
00:29:03,050 --> 00:29:05,286
‫متوجه هستید؟

326
00:29:05,310 --> 00:29:07,370
‫بله

327
00:29:10,230 --> 00:29:13,380
‫اطلاعاتی هست که بخوای
‫در این مرحله باهام درمیون بذاری؟

328
00:29:17,330 --> 00:29:18,780
‫نه

329
00:29:22,030 --> 00:29:23,260
‫باشه

330
00:29:32,820 --> 00:29:34,490
‫ممنون

331
00:32:10,050 --> 00:32:13,650
« جِین وب »

332
00:32:24,850 --> 00:32:27,850
« همسر سابق شورتی »

333
00:32:29,511 --> 00:32:31,211
« !شورتی تماس گرفت که جعبه‌ابزارش رو پس می‌خواد »

334
00:32:31,500 --> 00:32:36,200
« جعبه‌ابزار »

335
00:32:39,720 --> 00:32:42,040
« ادارۀ پلیس قبیله‌ای ناواهو »

336
00:32:42,203 --> 00:32:44,403
« سفر شکاری »

337
00:32:49,069 --> 00:32:53,459
« جُرج کجاست؟ »

338
00:33:02,740 --> 00:33:04,700
« رینو »

339
00:33:12,356 --> 00:33:14,156
« همسر سابق شورتی »

340
00:33:14,157 --> 00:33:15,357
« جعبه‌ابزار »

341
00:33:15,358 --> 00:33:16,658
« جُرج »

342
00:33:32,027 --> 00:33:34,327
« رینو »

343
00:34:16,100 --> 00:34:17,736
‫بفرما

344
00:34:17,760 --> 00:34:18,990
‫- اوه
‫- اوه

345
00:34:34,950 --> 00:34:37,400
‫می‌شه یه چیزی به‌ت بگم؟

346
00:34:37,430 --> 00:34:39,570
‫جدی می‌گم، شورتی

347
00:34:42,870 --> 00:34:44,100
بیا بشین
‫[ صحبت به «دینِی» ]

348
00:34:49,750 --> 00:34:52,200
‫چیزی که می‌خوام به‌ت بگم مهمه

349
00:34:59,540 --> 00:35:04,516
‫وقتی با زن درستی باشی،

350
00:35:04,540 --> 00:35:08,136
‫باید به‌ش بگی چه احساسی داری

351
00:35:08,160 --> 00:35:11,046
‫پشتِ‌گوش نندازی

352
00:35:11,070 --> 00:35:13,226
‫با خودت می‌گی وقتی رفتی بخوابی،

353
00:35:13,250 --> 00:35:16,130
‫اوه، خب فردا به‌ش می‌گم

354
00:35:17,640 --> 00:35:19,666
‫حدس بزن چی؟

355
00:35:19,690 --> 00:35:23,050
‫یه روز صبح پا می‌شی،
‫درحالی‌که به پنکه‌سقفی زل زدی

356
00:35:25,170 --> 00:35:28,366
‫حدس بزن کی کنارت خوابیده؟

357
00:35:28,390 --> 00:35:30,150
‫هیچ‌کی

358
00:35:32,220 --> 00:35:35,980
‫داداش، همه‌مون کارهایی کردیم
‫که خداخدا می‌کنیم کاش نمی‌کردیم

359
00:35:38,490 --> 00:35:41,466
‫پسر من، بچۀ خوبیه

360
00:35:41,490 --> 00:35:44,216
‫به من نرفته

361
00:35:44,240 --> 00:35:46,990
‫بدجنس نیست

362
00:35:47,020 --> 00:35:50,176
‫می‌خواد بره با مامان‌ش توی «رینو» زندگی کنه
‫[ شهری در شمال ایالت «نوادا»ی آمریکا ]

363
00:35:50,200 --> 00:35:52,080
‫شاید بهتره بذارم بره

364
00:35:54,200 --> 00:35:58,220
‫نه، پسر. باید پیداش کنی
[ «صحبت به «دینِی ]

365
00:35:58,250 --> 00:36:01,356
‫بگیر بخواب و فردا برگرد سراغ‌ش

366
00:36:01,380 --> 00:36:03,620
‫آره

367
00:36:07,610 --> 00:36:08,880
‫اوم

368
00:36:12,260 --> 00:36:13,710
‫هی

369
00:39:11,140 --> 00:39:12,200
‫باج‌ه

370
00:39:31,940 --> 00:39:33,006
‫اوه، اوه، اوه، اوه، اوه

371
00:39:33,030 --> 00:39:34,300
‫آهای

372
00:39:37,160 --> 00:39:38,920
‫بریم
[ صحبت به اسپانیایی ]

373
00:39:38,950 --> 00:39:40,350
‫بدو!

374
00:40:46,890 --> 00:40:50,890
[ (Pop! Goes the Weasel) «شعر کودکانۀ «راسو (آب‌زیرکاه) رفت ]

375
00:41:08,196 --> 00:41:10,896
‫یه مسئولیت داشتی که همون رو هم نتونستی
‫[ صحبت به اسپانیایی ]

376
00:41:10,897 --> 00:41:13,097
‫هرکی که بودن،
‫[ صحبت به اسپانیایی ]

377
00:41:13,098 --> 00:41:15,779
چیزی ندیدن، رئیس
‫[ صحبت به اسپانیایی ]

378
00:41:16,000 --> 00:41:19,506
‫من رو دیدن

379
00:41:19,530 --> 00:41:21,190
‫آی!

380
00:41:29,970 --> 00:41:31,970
‫باج...

381
00:41:34,850 --> 00:41:36,160
‫دیگه بسه
‫[ صحبت به اسپانیایی ]

382
00:41:46,646 --> 00:41:49,608
رئیس جدید بخش تأمین امنیت توئی
‫[ صحبت به اسپانیایی ]

383
00:41:50,210 --> 00:41:51,530
‫ها؟

384
00:41:52,497 --> 00:41:54,097
بریم
‫[ صحبت به اسپانیایی ]

385
00:42:28,330 --> 00:42:31,790
‫شب سختی داشتی؟

386
00:42:31,820 --> 00:42:33,276
‫آره

387
00:42:33,300 --> 00:42:34,960
‫یه‌کم زیادی با آبجوها درگیر شدم

388
00:42:34,990 --> 00:42:36,706
‫جدی؟

389
00:42:36,730 --> 00:42:38,586
‫و اون یارو از اونی که فکر می‌کردم
‫بیلیاردباز بهتری بود

390
00:42:38,610 --> 00:42:40,936
‫آره، آره

391
00:42:40,960 --> 00:42:43,236
‫دیشب داشتم پرونده رو بررسی می‌کردم

392
00:42:43,260 --> 00:42:45,196
‫می‌دونی شورتی به پاسگاه زنگ زده

393
00:42:45,220 --> 00:42:47,760
‫- و دنبال جعبه‌ابزارش می‌گشته؟
‫- آره

394
00:42:47,790 --> 00:42:51,850
‫آره، شورتی خیال می‌کنه که پلیس‌های «اسکانکبرو»
‫وقتی ما اون‌جا بودیم، برداشتن‌ش

395
00:42:51,880 --> 00:42:53,856
‫ازم خواسته که براش پس‌ش بگیرم

396
00:42:53,880 --> 00:42:56,386
‫من جعبه‌ابزاره رو توی کاهدونی دیدم

397
00:42:56,410 --> 00:42:58,646
‫وقتی خارج شدیم، اون‌جا بود

398
00:42:58,670 --> 00:43:00,126
‫چی فکر می‌کنی؟

399
00:43:00,150 --> 00:43:03,646
‫می‌دونی، وقتی بچه بودم، ‫بدجوری
کارت بیس‌بال ‫«جو دی‌ماجیو» رو می‌خواستم
[ بهترین بازیکن بیس‌بال تمام ادوار به‌عقیدۀ برخی ]

400
00:43:03,670 --> 00:43:05,396
‫بدجوری

401
00:43:05,420 --> 00:43:07,786
‫پس چندتا از ابزارهای بابام رو برداشتم

402
00:43:07,810 --> 00:43:10,096
‫و گرو گذاشتم‌شون

403
00:43:10,120 --> 00:43:11,650
‫جُرج ابزارها رو برداشته

404
00:43:11,680 --> 00:43:15,536
‫آره، و-و مامان جُرج «رینو» زندگی می‌کنه

405
00:43:15,560 --> 00:43:18,140
‫فکر می‌کنم جُرج احتمالاً
‫داره پول جور می‌کنه،

406
00:43:18,170 --> 00:43:20,276
‫که یه بلیت قطار بگیره و بره اون‌جا

407
00:43:20,300 --> 00:43:23,976
‫می‌رم با راجر صحبت می‌کنم، ‫ببینم جُرج اون‌جا
اومده ‫که بخواد ابزارهای باباش رو گرو بذاره

408
00:43:24,000 --> 00:43:26,806
‫اگه اومده باشه، راجر احتمالاً بدونه کجاست

409
00:43:26,830 --> 00:43:28,150
آره

410
00:43:31,400 --> 00:43:32,760
‫- جو؟
‫- چی؟

411
00:43:34,140 --> 00:43:35,686
‫دیشب با برن حرف زدم

412
00:43:35,710 --> 00:43:38,466
‫عه؟

413
00:43:38,490 --> 00:43:41,816
‫آره، گفت که یه-یه بابایی اون‌جاست...

414
00:43:41,840 --> 00:43:46,640
‫با مشخصاتی که پیشخدمته
‫برای آدم‌مون داد ‫تطابق داره

415
00:43:46,670 --> 00:43:49,696
‫اسم‌ش «روبرتو سی. دِباکا»ست

416
00:43:49,720 --> 00:43:51,956
‫یکی از رفقام توی «واشینگتن» می‌گه

417
00:43:51,980 --> 00:43:54,130
‫احتمال داره دِباکا عامل
عملیاتی «سیا» بوده باشه

418
00:43:54,160 --> 00:43:55,780
‫و توی «گواتمالا» کارهای
‫ترور رو به‌عهده داشته

419
00:43:58,080 --> 00:44:00,536
‫از اون‌هاست که ازش برمیاد
‫وارد «اِن‌تی‌پی» بشه،

420
00:44:00,560 --> 00:44:02,830
‫یه مرد رو بکُشه، و بی‌سروْصدا بزنه بیرون

421
00:44:07,520 --> 00:44:10,520
‫فدرالی‌ها دستور بازداشت‌ش رو صادر کردن

422
00:44:11,480 --> 00:44:13,100
‫خیلی‌خب، خوبه. ممنون

423
00:44:21,670 --> 00:44:24,120
‫اگه حق با تو باشه، و اِد هنری
‫توش دست داشته باشه،

424
00:44:24,150 --> 00:44:26,996
‫باید بریم «دی‌ای‌اِی»
‫[ ادارۀ مبارزه با موادمخدّر آمریکا ]

425
00:44:27,020 --> 00:44:29,866
‫شاید بتونیم باج رو گیر بندازیم،
‫ولی اسپنسر چی؟

426
00:44:29,890 --> 00:44:32,470
‫حتی اگه بتونیم هم، دیگه کی هست؟

427
00:44:32,500 --> 00:44:33,500
‫زیر ذره‌بین‌شون قرار می‌گیریم

428
00:44:33,501 --> 00:44:35,690
‫خب، گام‌به‌گام پیش می‌ریم

429
00:44:38,290 --> 00:44:41,220
‫یا هیچ کاری نمی‌کنیم

430
00:44:44,600 --> 00:44:47,576
‫من از اون‌جور پلیس‌ها نیستم

431
00:44:47,600 --> 00:44:49,016
‫تو هم نیستی

432
00:44:49,040 --> 00:44:51,236
‫آره، خب، من نمی‌خوام بمیرم

433
00:44:51,260 --> 00:44:52,800
‫تو می‌خوای؟

434
00:45:09,710 --> 00:45:12,470
‫حاضری؟

435
00:45:12,500 --> 00:45:15,170
‫آره

436
00:45:18,167 --> 00:45:20,917
« تجارتگاه »

437
00:45:22,470 --> 00:45:24,926
‫هر روز هفته میاد این‌جا
‫و چیزمیز به‌م می‌فروشه

438
00:45:24,950 --> 00:45:27,886
‫صبحی هم با چندتا چیز اومده بود

439
00:45:27,910 --> 00:45:29,666
‫گفت کجا اقامت داره؟

440
00:45:29,690 --> 00:45:31,666
‫نه
‫[ صحبت به «دینِی» ]

441
00:45:31,690 --> 00:45:33,326
‫کم‌حرفه

442
00:45:33,350 --> 00:45:35,106
‫گمون کنم زیر درخت می‌خوابه

443
00:45:35,130 --> 00:45:37,880
‫توی لباس‌هاش خاروْخاشاک بود

444
00:45:37,920 --> 00:45:42,806
‫یه بیل به‌ش پیشنهاد کردم ‫چون انگار
با دست‌هاش ‫بیابون رو حفاری کرده بود

445
00:45:42,830 --> 00:45:44,676
‫جو، اگه می‌دونستم کیه...

446
00:45:44,700 --> 00:45:46,466
‫چه رنگ خاکی روی دست‌هاش بود؟

447
00:45:46,556 --> 00:45:48,856
‫نمی‌دونم، رنگ خاک،

448
00:45:48,880 --> 00:45:51,206
‫دست‌ها و انگشت‌هاش قهوه‌ای بود،

449
00:45:51,230 --> 00:45:54,730
‫و زیر ناخن‌هاش هم سیاه

450
00:45:54,760 --> 00:45:56,080
‫- سیاه
‫- اوهوم

451
00:46:03,400 --> 00:46:05,300
زغال
‫[ صبحت به «دینِی» ]

452
00:46:05,330 --> 00:46:07,486
‫ممکنه. احتمالاً

453
00:46:07,510 --> 00:46:08,870
‫آره، گمون‌م

454
00:46:09,894 --> 00:46:32,894
www.TalaFilm.Top

455
00:47:33,810 --> 00:47:37,130
‫[ صبحت به «دینِی» ]

456
00:47:45,249 --> 00:47:48,249
« پس از تیتراژ ادامه دارد »

457
00:47:53,300 --> 00:47:55,890
‫جو، قطع‌وْوصل می‌شه. دوباره بگو

458
00:47:56,620 --> 00:47:57,980
‫جو؟

459
00:48:00,000 --> 00:48:02,126
‫باید از کاری که کرده چشم‌پوشی کنم؟

460
00:48:02,150 --> 00:48:04,380
‫باید پلیسی کنی

461
00:48:06,240 --> 00:48:07,430
‫باید بیدار شی

462
00:48:07,460 --> 00:48:08,430
‫یالّا. داره میاد

463
00:48:09,800 --> 00:48:12,306
‫کاری رو کردیم که باید می‌کردیم،

464
00:48:12,330 --> 00:48:14,650
‫و درهرصورت...

465
00:48:15,840 --> 00:48:17,740
‫...باید تاوان‌ش رو پس بدیم