1
00:00:05,150 --> 00:00:10,150
این برنامه حاوی توصیفاتِ سوءاستفادۀ جنسی »
.در ارتباط با افراد زیر سن قانونی است
« .بیننده بنابر صلاحدید خود نسبت به تماشای آن اقدام کند

2
00:00:10,200 --> 00:00:12,200
« ...آن‌چه گذشت »

3
00:00:12,201 --> 00:00:13,701
حال‌م خوبه، اِما

4
00:00:13,747 --> 00:00:16,947
تازگی‌ها پکری

5
00:00:17,075 --> 00:00:19,675
کجا بودی؟ شبی که
بی‌جِی واینز ناپدید شد

6
00:00:19,676 --> 00:00:23,076
ازت می‌خوام بری... از این خونه

7
00:00:23,077 --> 00:00:25,777
امثال اون هرگز از امثال من نمی‌ترسن

8
00:00:25,778 --> 00:00:29,127
در «دینِی»، به ما یاد داده شده که
هیولاها روی زمین قدم برمی‌داشتن

9
00:00:30,951 --> 00:00:34,051
و همۀ ما یه خطی داریم که
درست از وسط قلب‌مون رد می‌شه

10
00:00:34,075 --> 00:00:37,526
و اون خط، هیولاها رو
از انسان‌ها جدا می‌کنه

11
00:00:37,557 --> 00:00:39,357
من پا رو از اون خط فراتر گذاشته‌ام

12
00:00:41,100 --> 00:00:51,100
«داستان‌های ما با تاریکی آغاز می‌شود، در «جهان نخست
[ «صحبت به «دینِی ]

13
00:00:51,200 --> 00:00:58,200
سپس، «خالق» نور را از شرق آورد
[ «صحبت به «دینِی ]

14
00:01:03,000 --> 00:01:07,500
:این، داستانِ «دوقلوهای قهرمان» است
[ «صحبت به «دینِی ]

15
00:01:07,600 --> 00:01:12,100
«هیولاکُش» و «زادۀ آب»
[ «صحبت به «دینِی ]

16
00:01:22,200 --> 00:01:26,400
...این، داستانِ «نبرد یه‌ایت‌سو» است
[ «صحبت به «دینِی ]

17
00:01:28,550 --> 00:01:34,550
یک روز صبح، «دوقلوها» از مادرشان پرسیدند
[ «صحبت به «دینِی ]

18
00:01:34,551 --> 00:01:38,551
که آیا می‌توانند به شکار بروند
[ «صحبت به «دینِی ]

19
00:01:40,051 --> 00:01:44,051
،اما مادرشان به آن‌ها گفت که اگر بیرون بروند
[ «صحبت به «دینِی ]

20
00:01:44,052 --> 00:01:50,552
پای هیولاها را به هوگان‌شان باز می‌کنند
[ «صحبت به «دینِی ]
‫[ هوگان: کلبۀ سرخ‌پوستان با دیوارهای گِلی ]

21
00:01:52,000 --> 00:02:03,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

22
00:02:03,024 --> 00:02:10,024
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »

23
00:02:11,048 --> 00:02:15,048
کاری از هومن صمدی و مرتضی لک‌زایی

24
00:02:21,443 --> 00:02:23,763
هیس

25
00:02:23,794 --> 00:02:25,004
ساکت، ساکت

26
00:02:25,005 --> 00:02:26,555
بارکشِ من یک‌چهارم‌مایلیِ ژرف‌درّه‌ست

27
00:02:26,579 --> 00:02:27,579
خیلی‌خب

28
00:02:27,580 --> 00:02:28,580
یالّا

29
00:04:06,450 --> 00:04:12,750
،هیولاهای زیادی در «جهان زرد» به وجود آمده بود
[ «صحبت به «دینِی ]

30
00:04:12,751 --> 00:04:17,751
و مردمان «دینه» در حال زجرکشیدن بودند
[ «صحبت به «دینِی ]

31
00:05:00,000 --> 00:05:09,000
دوقلوها» می‌دانستند که باید کاری کنند»
[ «صحبت به «دینِی ]

32
00:05:39,293 --> 00:05:40,793
بندازش این‌جا

33
00:05:57,181 --> 00:05:58,630
جُرج؟

34
00:06:02,838 --> 00:06:03,946
کجائیم؟

35
00:06:03,970 --> 00:06:05,289
توپ رو بنداز برامون

36
00:06:07,000 --> 00:06:09,200
!کوچولوهای من. بیاید غذا بخوریم
[ «صحبت به «دینِی ]

37
00:06:30,866 --> 00:06:32,533
نمیای؟

38
00:06:49,000 --> 00:06:53,000
♪ Johnny Cash - Busted ♪

39
00:06:55,600 --> 00:07:01,100
«دوقلوهای قهرمان» از خانۀ مادربزرگ‌شان، «زن عنکبوتی»
[ «صحبت به «دینِی ]

40
00:07:01,101 --> 00:07:06,601
دیدن کردند، تا از او کمک بخواهند
[ «صحبت به «دینِی ]

41
00:07:12,000 --> 00:07:18,300
او به آن‌ها گفت که به آسمان سفر کرده
تا با پدرشان «خورشید» دیدار کنند
[ «صحبت به «دینِی ]

42
00:07:18,500 --> 00:07:23,800
که پدرشان می‌تواند سلاح‌هایی به آن‌ها
دهد که «یه‌ایت‌سو» را شکست دهند
[ «صحبت به «دینِی ]

43
00:07:23,801 --> 00:07:27,601
و شرّ هیولاها را از سر دنیا کم کنند
[ «صحبت به «دینِی ]

44
00:07:33,000 --> 00:07:37,000
چند دفعه به شما پسرها
گفته‌ام که اون بیرون بازی نکنید؟

45
00:07:38,282 --> 00:07:40,282
برید دست‌وْصورت‌تون رو برای ناهار بشورید

46
00:07:56,387 --> 00:07:58,234
جویی، شنیدی چی گفتم؟

47
00:07:58,258 --> 00:07:59,751
بله، قربان -
بله، قربان -

48
00:08:03,916 --> 00:08:05,365
پس دست بجنبون

49
00:08:05,396 --> 00:08:07,396
کار پسرعموت دیگه تمومه

50
00:08:08,834 --> 00:08:10,834
من می‌دونم چرا این‌جائی

51
00:08:17,000 --> 00:08:18,490
واسه ناهار می‌مونی؟

52
00:08:18,496 --> 00:08:20,772
مادرت غذای موردعلاقه‌ت رو درست کرده

53
00:08:27,983 --> 00:08:29,091
متوجه نمی‌شم

54
00:08:29,115 --> 00:08:30,590
به‌وقت‌ش متوجه می‌شی

55
00:08:30,595 --> 00:08:33,095
ولی قبل‌ش، باید غذا بخوری

56
00:08:38,168 --> 00:08:39,580
باشه

57
00:08:39,604 --> 00:08:41,140
باریکلّا پسرم

58
00:08:41,171 --> 00:08:42,794
دست‌وْصورت‌ت رو بشور

59
00:09:02,017 --> 00:09:03,734
این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

60
00:09:03,758 --> 00:09:04,758
منتظرم

61
00:09:04,759 --> 00:09:06,433
منتظرِ چی؟

62
00:09:06,457 --> 00:09:09,690
که تو سر دربیاری

63
00:09:09,721 --> 00:09:12,482
که چرا این‌جام؟

64
00:09:12,506 --> 00:09:14,506
جو، دست بجنبون

65
00:09:27,500 --> 00:09:29,500
به‌ت گفتم دست‌هات رو بشور

66
00:10:09,084 --> 00:10:11,273
چون کارمون همینه

67
00:10:11,304 --> 00:10:13,304
تموم شد رفت

68
00:10:14,351 --> 00:10:16,024
ولی من دل‌م نمی‌خواد

69
00:10:16,048 --> 00:10:17,367
من هم همیشه دل‌م نمی‌خواد

70
00:10:17,397 --> 00:10:19,332
بزرگ‌سالی همینه دیگه

71
00:10:19,356 --> 00:10:22,683
انجام‌دادن کارهایی که
دل‌ت نمی‌خواد انجام بدی

72
00:10:22,707 --> 00:10:25,512
چه کاری دل‌مون نمی‌خواد انجام بدیم؟

73
00:10:25,536 --> 00:10:28,079
این‌یکی کلیسا رو کسرشأن می‌دونه

74
00:10:28,103 --> 00:10:30,336
فقط خوش‌م نمیاد

75
00:10:30,367 --> 00:10:32,301
خیلی نق می‌زنی

76
00:10:32,325 --> 00:10:34,558
نمی‌شنوم پسرعموت بناله

77
00:10:37,504 --> 00:10:39,519
جریان چیه؟

78
00:10:39,550 --> 00:10:42,572
من سعی دارم ناهارم رو در آرامش بخورم

79
00:10:42,596 --> 00:10:45,395
نه. می‌گم من چرا این‌جام؟

80
00:10:48,167 --> 00:10:50,363
اون می‌گه که می‌دونه

81
00:10:50,387 --> 00:10:53,098
چرا راحت به‌م نمی‌گه؟

82
00:10:53,200 --> 00:10:56,700
بیاید دربارۀ یه چیز دیگه حرف بزنیم
[ «صحبت به «دینِی ]

83
00:11:01,500 --> 00:11:03,500
!مادر، وایسا
[ «صحبت به «دینِی ]

84
00:11:03,750 --> 00:11:06,750
چیه؟ غذای موردعلاقه‌ته دیگه
[ «صحبت به «دینِی ]

85
00:11:14,000 --> 00:11:16,000
دست‌ت درد نکنه
[ «صحبت به «دینِی ]

86
00:11:46,181 --> 00:11:47,761
اون رو نمی‌شنوید؟

87
00:11:54,189 --> 00:11:55,689
بیدار شو. داره میاد

88
00:11:55,713 --> 00:11:56,951
جویی؟ -
باید پا شی -

89
00:11:56,975 --> 00:11:59,301
بیدار شو. بیدار شو

90
00:11:59,325 --> 00:12:00,520
داره میاد

91
00:12:00,544 --> 00:12:02,820
بیدار شو. داره میاد

92
00:12:04,112 --> 00:12:06,606
داره میاد. بیدار شو

93
00:12:08,421 --> 00:12:10,610
بیدار شو. بیدار شو

94
00:12:10,641 --> 00:12:11,531
باید بیدار شی

95
00:12:11,555 --> 00:12:13,555
بیدار شو

96
00:12:13,556 --> 00:12:14,756
هی، بیدار شو

97
00:12:14,757 --> 00:12:16,257
یالّا، داره میاد

98
00:12:33,925 --> 00:12:36,207
جُرج؟

99
00:12:36,231 --> 00:12:38,231
جُرج؟ -
هیس -

100
00:12:38,261 --> 00:12:40,261
چه‌ت شده؟
[ «صحبت به «دینِی ]

101
00:12:40,262 --> 00:12:42,162
باید برم اون بیرون
[ «صحبت به «دینِی ]

102
00:12:42,163 --> 00:12:45,963
من هم از این‌جا خوش‌م نمیاد، ولی باید بیای
[ «صحبت به «دینِی ]

103
00:13:19,500 --> 00:13:22,800
ستوان، فکر نمی‌کردم بیای

104
00:13:30,460 --> 00:13:32,612
تو که مُردی

105
00:13:32,636 --> 00:13:34,085
مُرده‌ام؟

106
00:13:41,122 --> 00:13:43,710
توی بیابون بودی

107
00:13:43,734 --> 00:13:46,257
دیدم‌ت

108
00:13:46,258 --> 00:13:47,758
خون رو دنبال کردم

109
00:13:47,759 --> 00:13:50,303
من رو هر هفته همین‌جا می‌بینی، ستوان

110
00:13:50,304 --> 00:13:51,904
پدرت از این اطمینان حاصل می‌کنه

111
00:13:51,905 --> 00:13:54,905
حالا چطوره که بگیری بشینی
تا بتونیم مراسم رو شروع کنیم؟

112
00:13:58,226 --> 00:14:00,161
نمی‌تونم

113
00:14:00,185 --> 00:14:02,200
باید برگردم به جُرج کمک کنم

114
00:14:02,230 --> 00:14:06,230
روال‌ش این نیست

115
00:14:14,678 --> 00:14:17,938
،اگه می‌خوای از این‌جا بری بیرون

116
00:14:17,942 --> 00:14:20,702
باید پروندۀ قتل من رو حل کنی

117
00:14:25,450 --> 00:14:30,450
دوقلوها» چندین روز رهنوردی کردند»
[ «صحبت به «دینِی ]

118
00:14:30,451 --> 00:14:35,451
تا این‌که به «سرای خورشید» رسیدند
[ «صحبت به «دینِی ]

119
00:14:36,900 --> 00:14:44,100
«او به آن‌ها سلاح‌هایی داد، «آذرخش» و «پرتو خورشید
[ «صحبت به «دینِی ]

120
00:14:44,500 --> 00:14:51,500
هر دو قدرتمندتر از آن‌چه که باید در اختیار کسی باشد
[ «صحبت به «دینِی ]

121
00:14:51,628 --> 00:14:52,822
بیدار شو

122
00:14:52,846 --> 00:14:54,084
باید بیدار شی

123
00:14:54,108 --> 00:14:56,347
داره میاد

124
00:14:56,371 --> 00:14:58,111
تفنگ

125
00:14:58,112 --> 00:15:00,917
بلدی؟

126
00:15:00,941 --> 00:15:03,267
قبلاً با تفنگ شکاری شلیک کرده‌ام؛ موقع شکار

127
00:15:03,291 --> 00:15:05,089
بَرش دار

128
00:15:08,819 --> 00:15:11,095
بدو به‌سمت بارکش

129
00:15:11,125 --> 00:15:15,125
اگه اومد، به‌ش شلیک کن

130
00:15:15,300 --> 00:15:16,900
تو چی؟

131
00:15:17,044 --> 00:15:19,407
برو، برو

132
00:15:58,695 --> 00:16:00,194
اِما

133
00:16:00,195 --> 00:16:01,895
هی، هی، هی، هی

134
00:16:01,896 --> 00:16:04,440
یه کلید توی میزم بود

135
00:16:04,831 --> 00:16:06,461
اِما، من باید از این‌جا برم بیرون

136
00:16:06,485 --> 00:16:08,811
گفتی که حصارکشی می‌کنی

137
00:16:08,835 --> 00:16:10,160
چی؟

138
00:16:10,184 --> 00:16:11,881
من ازت خواستم حصارکشی کنی

139
00:16:11,882 --> 00:16:13,491
ولی نکردی

140
00:16:13,492 --> 00:16:14,898
...چون وقت نکرده‌ام. می‌خواستم بکنم

141
00:16:14,922 --> 00:16:16,712
کِی؟
[ «صحبت به «دینِی ]

142
00:16:16,713 --> 00:16:19,082
اِما، من دارم روی یه پرونده کار می‌کنم

143
00:16:19,106 --> 00:16:20,512
فقط برو کلید رو بیار

144
00:16:20,542 --> 00:16:23,739
پرونده‌ها که تمومی ندارن، جو

145
00:16:23,763 --> 00:16:28,085
و خرگوش‌ها دارن تره‌بار من رو می‌خورن

146
00:16:28,115 --> 00:16:29,615
ببین‌شون

147
00:16:32,119 --> 00:16:33,919
!ببین‌شون

148
00:16:35,819 --> 00:16:37,535
برات حصارکشی می‌کنم، خب؟

149
00:16:37,559 --> 00:16:38,972
صدتا حصار برات می‌کشم

150
00:16:38,996 --> 00:16:41,359
فقط دستبند من رو باز کن

151
00:16:41,389 --> 00:16:44,325
برای بیرون‌رفتن از این‌جا و کمک‌کردن
به جُرج، باید یه پروندۀ قتل رو حل کنم

152
00:16:44,349 --> 00:16:45,784
متوجه می‌شی؟

153
00:16:45,785 --> 00:16:48,322
خونه‌مون به هم ریخته

154
00:16:48,353 --> 00:16:50,853
زندگی زناشویی‌مون به هم ریخته

155
00:16:50,877 --> 00:16:54,184
،هرچی که نیاز داری، جلوی روته

156
00:16:54,185 --> 00:16:56,360
بااین‌حال همه‌ش داری
روی پرونده‌ها کار می‌کنی

157
00:16:56,361 --> 00:16:58,295
جُرج الآن اون بیرونه، اِما

158
00:16:58,319 --> 00:16:59,899
!من هم همین‌جام

159
00:17:01,888 --> 00:17:03,692
باشه. ب-ببخشید

160
00:17:03,716 --> 00:17:05,325
حق با توئه. حق با توئه

161
00:17:05,326 --> 00:17:07,023
باشه، حصارکشی می‌کنم

162
00:17:07,024 --> 00:17:10,046
هر کاری ازم بخوای، انجام می‌دم

163
00:17:10,070 --> 00:17:11,657
اِما، دوست‌ت دارم

164
00:17:11,681 --> 00:17:12,788
کوتاه بیا

165
00:17:12,812 --> 00:17:15,835
خودت می‌دونی دوست‌ت دارم، باشه؟

166
00:17:15,859 --> 00:17:17,699
ولی باید به اون کمک کنم، اِما

167
00:17:17,730 --> 00:17:19,230
خواهش می‌کنم

168
00:17:38,664 --> 00:17:40,076
آره

169
00:17:40,100 --> 00:17:41,680
ممنون

170
00:17:47,194 --> 00:17:49,999
اِما؟

171
00:17:50,023 --> 00:17:52,023
اِما، چی‌کار داری...؟

172
00:17:52,243 --> 00:17:54,243
اِما، کجا داری...؟

173
00:17:55,899 --> 00:17:57,174
اِما

174
00:18:00,904 --> 00:18:02,179
!اِما

175
00:18:04,000 --> 00:18:05,319
!اِما

176
00:18:10,043 --> 00:18:11,362
!اِما

177
00:18:13,917 --> 00:18:15,148
!اِما

178
00:18:24,492 --> 00:18:25,855
ویل؟

179
00:18:27,500 --> 00:18:36,000
دوقلوهای قهرمان» به «توسیدو» سفر»
کردند تا به مصاف «یه‌ایت‌سو» رَوَند
[ «صحبت به «دینِی ]
[ توسیدو: واژه‌ای در «ناواهو» برای آب داغ / چشمۀ آب‌گرم ]

180
00:18:36,001 --> 00:18:37,320
هی، ویل

181
00:18:39,700 --> 00:18:41,200
هی، ویلیام

182
00:18:41,335 --> 00:18:43,133
به کمک‌ت احتیاج دارم

183
00:18:43,163 --> 00:18:44,525
...ویل

184
00:18:48,700 --> 00:18:50,700
ویل

185
00:18:51,563 --> 00:18:52,868
هی

186
00:18:52,869 --> 00:18:54,231
چی‌کار داری می‌کنی؟

187
00:19:00,398 --> 00:19:02,021
هی

188
00:19:05,185 --> 00:19:06,329
!هی

189
00:19:08,000 --> 00:19:10,000
ازش فاصله بگیر

190
00:19:12,300 --> 00:19:14,300
ویلیام

191
00:19:14,350 --> 00:19:15,886
نه

192
00:19:16,327 --> 00:19:18,261
نه. نکن

193
00:19:18,262 --> 00:19:19,262
بس کن

194
00:19:19,263 --> 00:19:22,463
هی، ازش فاصله بگیر

195
00:19:22,464 --> 00:19:24,114
!دست از سرش بردار

196
00:19:24,161 --> 00:19:26,161
!اون بچه‌ای بیش نیست! هی

197
00:19:26,859 --> 00:19:30,012
!ازش دور شو
!ازش دور شو

198
00:19:30,036 --> 00:19:32,536
!ویلیام! ویلیام

199
00:19:34,911 --> 00:19:37,173
!ازش دور شو، ولدِزنا

200
00:19:37,174 --> 00:19:39,580
!ویلیام

201
00:19:39,611 --> 00:19:40,930
نه

202
00:19:43,006 --> 00:19:44,766
!گُه بگیرن

203
00:19:44,790 --> 00:19:46,238
!دست‌ت به‌ش نخوره

204
00:20:05,000 --> 00:20:12,000
یه‌ایت‌سو» می‌دانست که «دوقلوها» برای چه کاری آمده بودند»
[ «صحبت به «دینِی ]

205
00:20:12,024 --> 00:20:19,524
خنجرهایش را برداشته... و حمله کرد
[ «صحبت به «دینِی ]

206
00:22:13,000 --> 00:22:20,050
،دوقلوها» موفق شدند از تیغه‌های هیولا حذر کنند»
[ «صحبت به «دینِی ]

207
00:22:20,051 --> 00:22:23,051
اما نایی برایشان نمانده بود
[ «صحبت به «دینِی ]

208
00:23:19,352 --> 00:23:21,323
!هی

209
00:23:23,347 --> 00:23:30,347
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

210
00:23:33,453 --> 00:23:36,339
می‌دونی، راه رو به‌کل داری اشتباه می‌ری

211
00:23:37,762 --> 00:23:39,262
راه‌ش که این نیست

212
00:23:39,263 --> 00:23:40,626
خفه شو

213
00:23:45,335 --> 00:23:47,555
قرار بود پروندۀ قتل من رو حل کنی، جویی

214
00:23:47,556 --> 00:23:48,881
یادته؟ -
برام مهم نیست -

215
00:23:48,903 --> 00:23:50,403
باید برگردم پیش جُرج

216
00:23:50,427 --> 00:23:53,312
حل‌کردن تنها راهِ خلاصیه

217
00:23:55,649 --> 00:23:58,759
یه نفر درکمالِ‌خون‌سردی
من رو کُشت، جویی

218
00:23:58,783 --> 00:23:59,890
!اون یه جرمه

219
00:23:59,914 --> 00:24:01,196
!تو هم پلیس‌ای

220
00:24:01,220 --> 00:24:03,192
گفتم خفه‌خون بگیر

221
00:24:13,500 --> 00:24:15,500
این رو بیرون پیدا کردم

222
00:24:20,500 --> 00:24:23,000
می‌ترسیدم دست به همچین کاری بزنی

223
00:24:26,158 --> 00:24:28,136
اون مرد یه شکارچی جنسیه

224
00:24:28,160 --> 00:24:29,398
باید زندانی بشه

225
00:24:29,422 --> 00:24:31,226
توی آشپزخونۀ تو زندانی بشه؟

226
00:24:31,250 --> 00:24:32,555
پس تو می‌تونی ببری‌ش

227
00:24:32,556 --> 00:24:34,011
اتهامات فدرال

228
00:24:34,035 --> 00:24:37,450
«می‌تونی ببری‌ش «فلگستف
و به کودک‌آزاری متهم‌ش کنی

229
00:24:37,474 --> 00:24:38,474
کوتاه بیا، ستوان

230
00:24:38,475 --> 00:24:40,225
ناسلامتی اون یه کشیشه

231
00:24:42,870 --> 00:24:46,415
اون مدت‌هاست توی کلیسامون
به بچه‌ها آزار می‌رسونه

232
00:24:46,416 --> 00:24:48,416
خودم دیده‌ام

233
00:24:49,921 --> 00:24:52,465
با من برقص

234
00:24:52,489 --> 00:24:54,112
چی؟

235
00:24:57,972 --> 00:24:59,972
می‌شنوی چی می‌گم؟

236
00:25:00,932 --> 00:25:02,605
‫اون بچه‌بازه

237
00:25:02,629 --> 00:25:06,241
‫باید دستگیرش کنی و
‫تحویل قانون بدی‌ش

238
00:25:06,242 --> 00:25:08,995
‫با من برقص

239
00:25:09,200 --> 00:25:13,200
♪ Julie London - What's Your Story, Morning Glory ♪

240
00:25:10,000 --> 00:25:15,100
♪ ‫ ♪گل شکوه صبح، داستان‌ت چیه؟

241
00:25:15,120 --> 00:25:17,054
‫ازت ناامید شدم، ستوان

242
00:25:17,078 --> 00:25:19,224
‫حرکات‌ت رو بلد نیستی

243
00:25:19,255 --> 00:25:20,907
‫تو دانشگاه‌رفته‌ای

244
00:25:20,908 --> 00:25:22,364
‫جنگ‌رفته‌ای

245
00:25:22,388 --> 00:25:25,976
‫عضو ادارۀ پلیسی شدی که «ایالات متحده»
‫بودجه‌ش رو تأمین می‌کنه

246
00:25:26,000 --> 00:25:28,588
‫دیگه تا الآن باید این‌کاره باشی

247
00:25:28,612 --> 00:25:32,157
‫تو باید جلوی آدم‌بدها رو بگیری

248
00:25:32,181 --> 00:25:34,420
‫کشیش‌ها آدم‌خوب‌هان

249
00:25:34,444 --> 00:25:37,031
‫بازرگان‌ها آدم‌خوب‌هان

250
00:25:37,055 --> 00:25:39,251
‫اون مردِ اون‌جا به قتل رسیده

251
00:25:39,275 --> 00:25:42,775
‫حل پروندۀ اون قتل، ‫کاریه که
باید سعی کنی انجام بدی

252
00:25:44,802 --> 00:25:46,475
‫اون مرد هیولاست

253
00:25:46,499 --> 00:25:50,499
اِه. ‫کسی نگفت قدیسه، ولی آخه کشیشه

254
00:25:50,634 --> 00:25:54,158
‫مردم نمی‌خوان مردان خدا
‫به مرگ نابه‌هنگام دچار بشن

255
00:25:54,159 --> 00:25:56,659
‫همه رو مضطرب می‌کنه

256
00:25:59,250 --> 00:26:01,250
‫برام مهم نیست مضطرب باشن

257
00:26:01,297 --> 00:26:03,231
‫خب، باید مهم باشه.
‫حرف من همینه

258
00:26:03,255 --> 00:26:06,191
‫وظیفه‌ت همینه. به مردم احساس امنیت بده

259
00:26:06,215 --> 00:26:10,566
‫نذار چرخ‌دنده‌های تمدن بایسته

260
00:26:10,567 --> 00:26:13,110
‫سرِ آقای واینز این رو فراموش کردی

261
00:26:13,134 --> 00:26:15,005
‫یه هیولا دیدی

262
00:26:15,006 --> 00:26:19,508
‫بقیه یه پیرمرد ثروتمند می‌دیدن،
‫مردی تحت‌حمایت قانون،

263
00:26:19,532 --> 00:26:22,424
‫مردی که مستحق محاکمه بود

264
00:26:22,448 --> 00:26:26,538
‫اگه با مرد روحانی
‫این اشتباه رو بکنی،

265
00:26:26,539 --> 00:26:28,946
‫ممکنه برگشتی نباشه

266
00:26:43,295 --> 00:26:46,056
‫باید از کاری که کرده چشم‌پوشی کنم؟

267
00:26:46,080 --> 00:26:47,101
‫باید پلیسی کنی

268
00:26:47,125 --> 00:26:48,668
‫پروندۀ قتل رو حل کن

269
00:26:48,692 --> 00:26:51,584
‫کسی برای شکایت از چیزهای دیگه اقدام نکرده

270
00:26:51,608 --> 00:26:53,130
‫آره، چون می‌دونن کسی گوش نمی‌ده

271
00:26:53,131 --> 00:26:55,712
‫نگفتم سیستم بی‌عیبه

272
00:26:57,353 --> 00:26:58,541
‫ولی چاره چیه؟

273
00:27:01,661 --> 00:27:04,205
‫عدالت

274
00:27:04,229 --> 00:27:06,425
‫عدالت واقعی

275
00:27:06,449 --> 00:27:08,855
‫چی واقعی‌ش می‌کنه؟

276
00:27:10,148 --> 00:27:12,454
‫نگفتم کارت اشتباه بوده

277
00:27:12,455 --> 00:27:17,455
‫فقط می‌گم عدالت اون نیست
‫که نشانِ تو تعریف می‌کنه

278
00:27:18,765 --> 00:27:20,134
‫توی دل‌ت، خودت هم می‌دونی

279
00:27:20,158 --> 00:27:28,745
‫پلیسِ درون‌ت هم می‌دونه، و اون هیولا ‫تا
وقتی که این‌جا حل‌وْفصل‌ش نکنی ‫ول‌کن‌ت نیست

280
00:27:31,125 --> 00:27:32,929
‫می‌خوای دستگیرم کنی؟

281
00:27:32,953 --> 00:27:35,932
‫نه

282
00:27:35,956 --> 00:27:37,406
‫بنگ

283
00:27:39,264 --> 00:27:40,757
‫می‌خوای به‌م شلیک کنی؟

284
00:28:11,557 --> 00:28:13,137
‫جُرج

285
00:28:30,359 --> 00:28:31,901
‫قرار بود فرار کنی

286
00:28:31,925 --> 00:28:33,033
‫نمی‌تونستم تنهات بذارم

287
00:28:33,057 --> 00:28:36,297
‫تفنگ؛ تیر تموم کرده

288
00:28:36,321 --> 00:28:39,468
‫پات؛ باید خون‌ریزی رو بند بیارم

289
00:28:40,296 --> 00:28:47,996
،با نیرویی تازه، «دوقلوها» حمله کردند
[ «صحبت به «دینِی ]

290
00:28:47,997 --> 00:28:52,440
و آذرخش‌شان را به‌سمت «یه‌ایت‌سو» شلیک کردند
[ «صحبت به «دینِی ]

291
00:28:52,441 --> 00:28:53,441
خدا لعنت‌ش کنه

292
00:28:54,471 --> 00:28:58,761
اما سلاح‌های قدرتمندشان بی‌اثر بود
[ «صحبت به «دینِی ]

293
00:28:58,762 --> 00:29:05,162
...یه‌ایت‌سو» با قامتی افراشته، خشن و درنده‌خوی ایستاده بود»
[ «صحبت به «دینِی ]

294
00:29:13,706 --> 00:29:15,460
‫آماده‌ای؟

295
00:29:18,407 --> 00:29:19,558
‫هی، هی

296
00:29:19,582 --> 00:29:20,776
‫طوری نیست

297
00:29:20,800 --> 00:29:21,951
‫فقط یه کابوس بود

298
00:29:21,975 --> 00:29:23,213
‫حال‌ت خوبه

299
00:29:23,237 --> 00:29:26,391
‫من درست‌ش می‌کنم

300
00:29:26,415 --> 00:29:28,299
‫اون دیگه به‌مون آسیبی نمی‌زنه

301
00:29:33,030 --> 00:29:35,356
‫هی، اون چیه؟

302
00:29:35,380 --> 00:29:36,568
‫تفنگِ بابا

303
00:29:36,599 --> 00:29:37,599
‫نه

304
00:29:37,687 --> 00:29:39,136
‫نه

305
00:29:39,166 --> 00:29:41,834
‫به‌صلاح‌ت نیست این کار رو بکنی

306
00:29:41,865 --> 00:29:45,359
‫- فقط تفنگ رو بده من
نه -

307
00:29:45,390 --> 00:29:46,709
‫بلدی ازش استفاده کنی؟

308
00:29:46,739 --> 00:29:50,719
قبلاً با تفنگ شکاری شلیک کرده‌ام؛ موقع شکار

309
00:29:50,743 --> 00:29:52,410
‫بشین

310
00:29:58,316 --> 00:30:03,645
‫وقتی یه آدم رو بکُشی،
‫تا ابد تغییرت می‌ده

311
00:30:03,669 --> 00:30:04,683
‫مهم نیست

312
00:30:04,714 --> 00:30:05,771
‫می‌دونم برات مهم نیست

313
00:30:05,802 --> 00:30:08,345
‫می‌دونم

314
00:30:08,369 --> 00:30:10,478
‫ولی تو نباید مجبور باشی به دوش بکشی‌ش

315
00:30:10,502 --> 00:30:11,821
‫تو که به دوش می‌کشی‌ش

316
00:30:11,851 --> 00:30:15,701
‫من بزرگ‌ام؛ مسئولیت به گردن‌مه

317
00:30:15,725 --> 00:30:17,653
‫اگه مسئولیت توئه، مسئولیت من هم هست

318
00:30:17,683 --> 00:30:19,922
‫ما یکی‌ایم

319
00:30:19,946 --> 00:30:21,271
‫نه

320
00:30:21,295 --> 00:30:23,186
‫مسئولیت تو نیست

321
00:30:23,210 --> 00:30:24,666
‫کی می‌خواد جلوش رو بگیره؟

322
00:30:24,690 --> 00:30:25,754
‫بابا که گوش نمی‌ده

323
00:30:25,778 --> 00:30:27,060
‫کسی هم حرف ما رو باور نمی‌کنه

324
00:30:27,084 --> 00:30:29,366
‫کس دیگه‌ای نمی‌مونه

325
00:30:29,390 --> 00:30:32,326
‫پس...

326
00:30:32,350 --> 00:30:35,279
‫باید یه راه دیگه باشه

327
00:30:56,069 --> 00:30:58,041
‫ما کُشتیم‌ش، مگه نه؟

328
00:31:00,334 --> 00:31:01,958
‫من کُشتم‌ش

329
00:31:42,002 --> 00:31:46,502
‫چی‌کار می‌خوای بکنی، جویی،
‫درکمالِ‌خون‌سردی به‌م شلیک کنی؟

330
00:31:48,208 --> 00:31:49,795
‫شاید این‌بار فرق داشته باشه

331
00:31:49,819 --> 00:31:51,529
‫شاید بتونی تا ته‌ش بری

332
00:31:55,999 --> 00:31:57,753
‫نه

333
00:31:57,783 --> 00:31:59,058
‫ول‌ش کن

334
00:32:00,267 --> 00:32:02,867
دوقلوها» مأیوس شدند»
[ «صحبت به «دینِی ]

335
00:32:02,868 --> 00:32:09,768
چراکه سلاح‌های قدرتمندی که به
آن‌ها داده شده بود، بی‌فایده بودند
[ «صحبت به «دینِی ]

336
00:32:22,000 --> 00:32:26,300
اما ناگهان «هیولاکُش» فکری به سرش زد
[ «صحبت به «دینِی ]

337
00:33:17,220 --> 00:33:20,920
او خنجرهای خودِ «یه‌ایت‌سو» را برداشته
[ «صحبت به «دینِی ]

338
00:33:20,922 --> 00:33:25,772
و به‌سمت او پرتاب‌شان کرد
[ «صحبت به «دینِی ]

339
00:33:54,595 --> 00:33:56,269
‫این اتفاقی نیست که افتاد، هست؟

340
00:33:56,293 --> 00:33:58,663
‫چرا، هست

341
00:33:58,687 --> 00:34:00,099
‫من تو رو کُشتم

342
00:34:00,123 --> 00:34:01,267
‫تو من رو نکُشتی، جویی

343
00:34:01,298 --> 00:34:03,102
‫به‌ش فکر کردی

344
00:34:03,126 --> 00:34:06,105
‫دل‌ت می‌خواست،

345
00:34:06,129 --> 00:34:10,146
‫ولی ۱۲ سال‌ت بیش‌تر نبود

346
00:34:10,176 --> 00:34:12,612
‫کاری ازت ساخته نبود

347
00:34:12,613 --> 00:34:14,809
‫تو مُردی

348
00:34:14,833 --> 00:34:15,847
‫توی اخبار بود

349
00:34:15,878 --> 00:34:19,161
برفرض مُرده

350
00:34:19,185 --> 00:34:21,185
‫به‌طور رسمی مفقود

351
00:34:23,973 --> 00:34:28,475
‫ولی حتی اون‌موقع هم،
‫می‌دونستی فراتر از این‌هاست

352
00:34:28,499 --> 00:34:30,166
‫کی پس؟

353
00:34:32,764 --> 00:34:35,830
‫خودت می‌دونی

354
00:34:35,854 --> 00:34:37,651
‫همیشه می‌دونستی

355
00:34:41,817 --> 00:34:43,527
‫نمی‌دونم

356
00:35:47,273 --> 00:35:52,335
‫می‌بینم که حالا همه‌ش داره یادت میاد

357
00:36:02,593 --> 00:36:07,480
‫۹ روز بعد از این بود
‫که از ویل به‌م گفتی

358
00:36:07,511 --> 00:36:11,839
‫می‌دونم فکر می‌کنی
‫حرف‌ت رو باور نکردم

359
00:36:11,863 --> 00:36:13,530
‫اول‌ش باور نکردم

360
00:36:13,560 --> 00:36:16,322
‫دل‌م هم نمی‌خواست

361
00:36:16,346 --> 00:36:18,367
‫ولی همه‌ش جلوی چشم بود

362
00:36:18,391 --> 00:36:21,538
‫همه می‌تونستن ببینن
اگه نگاه می‌کردن

363
00:36:25,703 --> 00:36:33,158
‫کل اون هفته رو با دفتر دادستانیِ
ایالات متحده» در تماس بودم»

364
00:36:33,189 --> 00:36:35,820
‫عملاً توی دادگاه زندگی می‌کردم

365
00:36:35,844 --> 00:36:38,947
‫رفتم خونۀ قاضی تامس،

366
00:36:38,977 --> 00:36:42,000
‫اون‌همه راه تا «فلگستف»

367
00:36:42,024 --> 00:36:46,650
‫به‌ش التماس کردم، به پاش افتادم

368
00:36:46,680 --> 00:36:49,311
‫چرا دستگیرش نکردی خب؟

369
00:36:49,335 --> 00:36:50,683
‫تو پلیس بودی

370
00:36:50,684 --> 00:36:54,534
‫پلیس سرخ‌پوست، عین تو

371
00:36:54,558 --> 00:36:56,864
‫در حوزۀ اختیارات‌م نبود

372
00:36:56,865 --> 00:36:59,234
‫خیال کردی اون زمان وضع بهتر بود؟

373
00:36:59,258 --> 00:37:03,058
‫خیال کردی کسی اجازه می‌داد یه
‫مرد سفیدپوست رو دستگیر کنم؟

374
00:37:03,088 --> 00:37:05,930
‫یه کشیش رو؟

375
00:37:05,961 --> 00:37:08,933
قطعاً یه نفر می‌تونست
‫بفهمه که اون هیولاست

376
00:37:12,663 --> 00:37:15,990
‫مسئله همین‌جاست، پسرم،

377
00:37:16,014 --> 00:37:18,775
‫اون هیولا نبود

378
00:37:18,799 --> 00:37:22,040
‫اون یه آدم عادی بود

379
00:37:22,064 --> 00:37:25,762
‫چیزی به اسم هیولا نداریم

380
00:37:25,763 --> 00:37:29,984
یه‌سری‌هان که کارهای بد می‌کنن

381
00:37:29,985 --> 00:37:35,090
‫و یه‌سری‌های دیگه که کارهای بد
‫می‌کنن تا جلوشون رو بگیرن

382
00:37:38,471 --> 00:37:41,400
‫تو اون پسربچه‌ها رو نجات دادی

383
00:37:41,431 --> 00:37:43,431
‫ویل رو نجات دادی

384
00:37:47,567 --> 00:37:50,503
‫کار درست رو کردی

385
00:37:50,527 --> 00:37:53,151
‫این حرفیه که باید مدام
‫به خورد خودمون بدیم

386
00:37:55,836 --> 00:37:58,536
‫ولی می‌دونم تو هم
‫ته دل‌ت شک داری

387
00:38:00,406 --> 00:38:03,472
‫من این زندگی رو برای تو نمی‌خواستم، جو

388
00:38:03,496 --> 00:38:08,173
‫می‌خواستم فرسنگ‌ها از
،این‌جا، از این شغل دور باشی

389
00:38:08,197 --> 00:38:11,590
‫چون غیرممکنه مرد قانون باشی

390
00:38:11,591 --> 00:38:16,355
‫وقتی مردم ما فقط مجازات می‌شن، نه حمایت

391
00:38:16,379 --> 00:38:21,658
‫و امثال اون هرچی بخوان رو
‫برمی‌دارن و آزادانه قسر درمی‌رن

392
00:38:23,337 --> 00:38:26,837
‫ما توی همچین دنیایی
‫فقط یه انتخاب داریم

393
00:38:26,867 --> 00:38:28,912
ما کارمون رو کردیم

394
00:38:28,913 --> 00:38:32,110
‫کاری رو کردیم که باید می‌کردیم

395
00:38:32,134 --> 00:38:36,634
‫و درهرصورت، باید تاوان‌ش رو پس بدیم

396
00:38:45,843 --> 00:38:47,255
‫جُرج

397
00:38:47,279 --> 00:38:49,063
‫کجاست؟

398
00:38:49,064 --> 00:38:50,861
‫نمی‌دونم

399
00:38:52,371 --> 00:38:54,038
‫تفنگ رو بده من

400
00:39:07,734 --> 00:39:09,213
‫برو سمت بارکش

401
00:39:09,214 --> 00:39:10,923
‫برو

402
00:41:59,950 --> 00:42:03,271
‫چی، هستی؟

403
00:42:08,785 --> 00:42:11,785
‫اگه صدام رو داری،

404
00:42:13,181 --> 00:42:16,181
‫من چاقو خوردم

405
00:42:16,358 --> 00:42:20,758
‫نیم‌مایلیِ بارکش‌م

406
00:42:24,583 --> 00:42:27,411
‫مظنون پیاده‌ست

407
00:42:27,412 --> 00:42:30,412
‫۱/۸۸ قدشه

408
00:42:31,982 --> 00:42:34,171
‫لباس‌های تیره و سرپوش

409
00:42:36,943 --> 00:42:39,443
‫شونۀ راست‌ش زخم گلوله داره

410
00:42:42,732 --> 00:42:44,449
‫جو، قطع‌وْوصل می‌شه

411
00:42:44,473 --> 00:42:46,082
‫دوباره بگو

412
00:42:46,083 --> 00:42:48,185
‫جو؟

413
00:42:51,500 --> 00:42:53,500
‫هیولا نیست، جیم

414
00:42:55,658 --> 00:42:57,658
‫یه مَرده

415
00:43:00,706 --> 00:43:02,706
یه آدم عادیه

416
00:43:02,707 --> 00:43:05,907
♪ Bob Dylan - Knockin' On Heaven's Door ♪

417
00:43:05,908 --> 00:43:12,098
،دوقلوها» با سر «یه‌ایت‌سو» به خانه بازگشتند»
[ «صحبت به «دینِی ]

418
00:43:12,099 --> 00:43:16,099
اما مادرشان آن‌ها را نشناخت
[ «صحبت به «دینِی ]

419
00:43:28,558 --> 00:43:34,058
آن‌چه دیده بودند آن‌ها را عوض کرده بود
[ «صحبت به «دینِی ]

420
00:43:34,158 --> 00:43:36,972
و آن‌چه انجام داده بودند
[ «صحبت به «دینِی ]

421
00:43:38,135 --> 00:43:41,151
♪ مامان، این نشان رو از روی سینۀ من بردار ♪

422
00:43:44,924 --> 00:43:48,637
♪ دیگه به کارم نمیاد ♪

423
00:43:51,844 --> 00:43:54,244
داره تاریک می‌شه، اون‌قدری ♪
♪ تاریک که دیگه چشم‌هام نمی‌بینه

424
00:43:54,245 --> 00:43:58,895
...هیولاکُش» فریاد زد: «مادر»
[ «صحبت به «دینِی ]

425
00:43:58,896 --> 00:44:03,396
«نهراس، پسران‌ات بازگشته‌اند...
[ «صحبت به «دینِی ]

426
00:44:05,554 --> 00:44:09,396
‫♪ تق‌تق، بر درِ بهشت می‌زنم ♪

427
00:44:12,474 --> 00:44:16,360
‫♪ تق‌تق، بر درِ بهشت می‌زنم ♪

428
00:44:16,969 --> 00:44:19,769
،اما او هراسیده بود
[ «صحبت به «دینِی ]

429
00:44:20,065 --> 00:44:25,893
چراکه «هیولاکُش» از زیبایی می‌درخشید
[ «صحبت به «دینِی ]

430
00:44:27,000 --> 00:44:30,000
« پس از تیتراژ ادامه دارد »

431
00:44:35,366 --> 00:44:36,778
‫جُرج کجاست؟

432
00:44:36,802 --> 00:44:38,302
‫رفته. برو دنبال‌ش

433
00:44:41,459 --> 00:44:45,459
‫اون جیره‌مواجب‌بگیرِ اسپنسره،
‫به‌همراهِ خدا می‌دونه چه کسای دیگه‌ای

434
00:44:46,100 --> 00:44:48,700
‫«پلیس قبیله‌ای ناواهو».
‫دست‌ها بالا!

435
00:44:49,139 --> 00:44:51,439
‫وقتی کسی رو می‌کُشی،
‫دیگه باهات عجین می‌شه

436
00:44:51,750 --> 00:44:53,380
« تنها ۲ قسمت باقی مانده »

437
00:44:53,384 --> 00:44:55,660
‫من معتقدم شوهر شما
‫بی‌جِی واینز رو به قتل رسونده

438
00:44:58,171 --> 00:45:00,100
‫معتقدید، یا می‌تونید ثابت‌ش کنید؟

439
00:45:01,124 --> 00:45:31,124
www.TalaFilm.Top