1
00:00:46,420 --> 00:00:47,820
‫عقب نشینی نکنید!

2
00:00:47,820 --> 00:00:49,250
‫از روستایی‌ها محافظت کنید!

3
00:01:32,980 --> 00:01:43,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

4
00:01:58,260 --> 00:02:05,350
آن‌سوی پایان سفر

5
00:03:02,940 --> 00:03:05,950
‫‫‫قسمت ۳۴: درخواست شیطان‌کُشی

6
00:03:05,940 --> 00:03:12,960
،‫۳۰ سال پس از مرگ قهرمان هیمل

7
00:03:05,940 --> 00:03:12,960
.‫منطقۀ روفن، واقع در فلات شمالی

8
00:03:28,060 --> 00:03:29,930
‫ازتون خواهش می‌کنم.

9
00:03:30,190 --> 00:03:33,000
‫من یک پسر دارم. اون هنوز یه بچه‌ست.

10
00:03:35,610 --> 00:03:36,860
.سکوت کن

11
00:03:37,920 --> 00:03:42,320
.من گوشم از این حرفا پره

12
00:04:05,260 --> 00:04:09,330
خب، حالا این پسرت کجا هست؟

13
00:04:10,340 --> 00:04:13,780
.حداقل سعی کن نصفه‌نیمه راستشو بگی

14
00:04:29,400 --> 00:04:33,540
.من درخواست شیطان‌کُشی مستقیم از سِریه-سان دریافت کردم

15
00:04:33,540 --> 00:04:35,520
‫نمی‌دونستم چی پیدا می‌کنم،

16
00:04:36,370 --> 00:04:40,160
‫ولی انگار زادگاهم بعد از حملۀ یه شیطان ویران شده.

17
00:04:44,740 --> 00:04:51,170
،هیچ تعلق خاطری به اینجا ندارم
.ولی بازم اینجوری دیدنش ناراحتم می‌کنه

18
00:05:03,760 --> 00:05:06,060
خودتی، گنائو؟

19
00:05:07,120 --> 00:05:08,030
‫بله.

20
00:05:11,420 --> 00:05:15,110
‫گنائو. شیاطین دهکده رو نابود کردن...

21
00:05:16,080 --> 00:05:19,370
.می‌دونم. حسابشونو گذاشتم کف دست‌شون

22
00:05:19,370 --> 00:05:21,420
.‫همه‌شونو کشتم

23
00:05:24,470 --> 00:05:26,610
‫بقیه چی؟

24
00:05:30,480 --> 00:05:33,150
.‫اونا در امانن. همه‌ در امانن

25
00:05:34,090 --> 00:05:35,700
‫تو هم خوب میشی.

26
00:05:36,830 --> 00:05:41,650
.‫یه جادوگر درجه یک تازه‌کار همراه منه

27
00:05:42,690 --> 00:05:47,000
‫اون یه جادوگر‌ه، ولی می‌تونه از جادوی الهه استفاده کنه.

28
00:05:47,460 --> 00:05:49,190
‫عجیبه، نه؟

29
00:05:49,880 --> 00:05:52,810
.اون سریع زخماتو خوب می‌کنه

30
00:05:53,300 --> 00:05:55,700
.‫ زودی می‌تونی دوباره مغازه‌ت رو باز کنی

31
00:05:57,440 --> 00:06:01,700
بگو ببینم، ‫بالاخره یاد گرفتی چجوری یه نون مشتی درست کنی؟

32
00:06:02,620 --> 00:06:06,550
.من که این اواخر فقط نون خشک می‌خوردم

33
00:06:06,550 --> 00:06:09,710
.دلم لَک زده برای نون تازه

34
00:06:10,670 --> 00:06:15,000
.راستش، تازه بودنشم زیاد مهم نیست

35
00:06:15,460 --> 00:06:19,170
.اونایی که فروش نرفتن یا رو دستت موندن رو هم با جون و دل می‌خورم

36
00:06:20,570 --> 00:06:22,220
.زیاد سخت‌گیر نیستم

37
00:06:38,060 --> 00:06:39,310
.گنائو-سان

38
00:06:44,290 --> 00:06:46,240
‫اون مجروح رو بیارید اینجا.

39
00:06:46,240 --> 00:06:49,430
‫«مجروح»؟ لازم نیست ملاحظۀ من رو بکنی، متوده.

40
00:06:50,030 --> 00:06:53,300
.‫اون دیگه مُرده

41
00:06:55,090 --> 00:06:58,770
‫وقتی پیداش کردم، دیگه امیدی بهش نبود.

42
00:06:59,530 --> 00:07:01,350
‫بوی تعفنش وحشتناکه، مگه نه؟

43
00:07:01,950 --> 00:07:04,790
‫زخم معده‌ش داشت کم‌کم می‌گندید.

44
00:07:05,200 --> 00:07:07,620
‫آدمی مثل اون رو نمیشه نجات داد.

45
00:07:08,580 --> 00:07:12,790
.ولی بازم منو محکم گرفته بود

46
00:07:27,010 --> 00:07:29,450
‫اون پسر یه نونوا بود.

47
00:07:30,190 --> 00:07:33,310
‫وقتی بچه بودیم زیاد با هم بازی می‌کردیم.

48
00:07:34,540 --> 00:07:38,470
‫بعد از فوت پدرش مغازه رو تحویل گرفت،

49
00:07:39,060 --> 00:07:42,440
.‫ولی نون‌هاش خیلی خوبی از آب در نمی‌اومدن

50
00:07:45,290 --> 00:07:47,370
‫دیگه نمی‌تونم از نوناش بخورم.

51
00:07:49,890 --> 00:07:53,200
.الان همه‌شون باهمن، پس دیگه تنها نمی‌مونه

52
00:07:55,380 --> 00:07:59,480
چرا اونا به جای ما مُردن؟

53
00:08:00,520 --> 00:08:06,560
‫برخلاف ما، مردم این روستا جنگیدن رو انتخاب نکردن.

54
00:08:16,810 --> 00:08:18,770
‫اگه قراره کسی بمیره،

55
00:08:18,770 --> 00:08:23,640
‫باید جادوگرهای درجه یکی مثل ما باشن که این راه رو انتخاب کردیم.

56
00:08:23,640 --> 00:08:25,070
.گنائو-سان

57
00:08:26,970 --> 00:08:29,800
...‫تا زمانی که درخواست از دستۀ شوالیه‌های نورم

58
00:08:29,800 --> 00:08:32,460
‫که اینجا مستقر بوده به شعبۀ شمالی رسید،

59
00:08:32,460 --> 00:08:34,730
‫این روستا دیگه نابود شده بود.

60
00:08:36,490 --> 00:08:39,290
‫ شما مسئول اتفاقی که افتاده نیستین.

61
00:08:41,060 --> 00:08:43,270
.یه دور دیگه توی روستا می‌زنم

62
00:08:46,680 --> 00:08:49,930
‫شاید بهتر باشه یکم استراحت کنین.

63
00:08:51,070 --> 00:08:52,230
‫چرا؟

64
00:08:52,230 --> 00:08:53,540
‫چرا؟ چون...

65
00:08:56,080 --> 00:08:57,300
.سکوت کن

66
00:08:58,080 --> 00:09:00,460
.یکی از چشمامو زدن

67
00:09:01,080 --> 00:09:06,430
‫یه جنگجو و یه جادوگر مخفی... نه، دو تا جادوگر؟

68
00:09:07,290 --> 00:09:08,530
‫دو تا.

69
00:09:09,100 --> 00:09:12,690
‫خیلی ماهرن. فکر می‌کنی دشمن باشن؟

70
00:09:18,150 --> 00:09:20,430
‫نه، احتمالاً...

71
00:09:31,870 --> 00:09:34,180
‫اوه، تویی، فریرن.

72
00:09:35,670 --> 00:09:40,440
‫یعنی اون یکی‌ای که حس کردم، فرن، جادوگر درجه یک بوده.

73
00:09:42,500 --> 00:09:44,260
چه خبرا؟

74
00:09:44,260 --> 00:09:47,710
‫متوده و یکی از مراقب‌های آزمون جادوگر درجه یک...

75
00:09:48,110 --> 00:09:49,830
‫گنائو بودی، نه؟

76
00:09:50,480 --> 00:09:55,870
‫راستش، انقدر حس خشونت توی اون طلسم بود که
.فکر کردم شیطانی چیزی هستی

77
00:09:57,330 --> 00:10:01,540
‫جدی؟ معذرت می‌خوام اگه باعث سوءتفاهم شدم.

78
00:10:02,260 --> 00:10:05,530
‫حق با اونه. من که از ترس مردم.

79
00:10:06,180 --> 00:10:08,890
‫فرن، چیزی نیست. اینا دشمن نیستن.

80
00:10:08,890 --> 00:10:10,550
‫به استارک خبر بده.

81
00:10:10,550 --> 00:10:11,460
.چشم

82
00:10:15,550 --> 00:10:16,790
.که اینطور

83
00:10:16,790 --> 00:10:20,610
.پس به فرن-سان هم درخواست شیطان‌کُشی دادن

84
00:10:21,130 --> 00:10:23,300
‫به هر حال ما تو فلات شمالی بودیم.

85
00:10:23,670 --> 00:10:26,550
‫خب، اوضاع چطوره؟

86
00:10:38,100 --> 00:10:39,900
‫داری دعا می‌کنی؟

87
00:10:40,180 --> 00:10:41,370
عیبی داره؟

88
00:10:41,760 --> 00:10:44,400
‫نه، فکر نکنم.

89
00:10:44,870 --> 00:10:47,420
‫روستای منم توسط شیاطین نابود شد.

90
00:10:48,780 --> 00:10:49,860
.که اینطور

91
00:10:52,850 --> 00:10:53,670
‫هی.

92
00:10:54,460 --> 00:10:57,100
‫شیاطین آدما رو می‌خورن، درسته؟

93
00:10:58,850 --> 00:11:01,130
پس چرا هنوز جسدشون اینجاست؟

94
00:11:01,680 --> 00:11:03,550
‫تو روستای منم همین‌طور بود.

95
00:11:04,060 --> 00:11:07,150
‫کی می‌دونه؟ من که نمی‌دونم.

96
00:11:07,150 --> 00:11:10,310
‫اونا آدما رو حتی وقتی سیرن هم می‌کشن.

97
00:11:11,440 --> 00:11:13,150
‫برام سواله چرا این کارو می‌کنن.

98
00:11:14,920 --> 00:11:19,710
.که اینطور. پس شما دو نفر شیاطینِ داخل دهکده رو شکست دادین

99
00:11:19,710 --> 00:11:22,480
‫ما یه خورده دیر رسیدیم.

100
00:11:22,480 --> 00:11:25,070
.حتی با اینکه با کلی عجله اومدیم

101
00:11:25,450 --> 00:11:29,640
‫یه سرنخ کوچیک مونده که گنائو-سان می‌خواد پیداش کنه.

102
00:11:36,760 --> 00:11:39,940
‫اینا بقایای دستۀ‌ شوالیه‌های نورم هستن که اینجا مستقر بودن.

103
00:11:39,940 --> 00:11:41,440
‫دستۀ شوالیه‌های نورم؟

104
00:11:41,930 --> 00:11:44,620
‫ اونارو توی قلمروی شرکت نورم دیدیم، یادته؟

105
00:11:44,620 --> 00:11:47,490
.‫اینا نیروی نظامی اون شرکت تجاری‌ان

106
00:11:48,670 --> 00:11:51,000
.تعدادشون خیلی کمه

107
00:11:51,480 --> 00:11:54,600
‫این تعداد برای استقرار توی یه دهکده به این اندازه استانداره.

108
00:11:55,130 --> 00:11:59,930
‫با این وجود، این سربازها بهتر از چیزی بودن که این دهکده لیاقتشو داشت.

109
00:12:01,540 --> 00:12:03,680
.این کاپیتان‌شون‌ه

110
00:12:04,190 --> 00:12:07,740
.مرد بزرگی بود که سال‌ها از دهکده محافظت می‌کرد

111
00:12:10,510 --> 00:12:15,010
.توقعشو نداشتم. مشخصه که از استارک خیلی قوی‌تره

112
00:12:15,320 --> 00:12:18,010
.والا هرکسی از من قوی‌تره

113
00:12:19,020 --> 00:12:21,320
‫علت مرگ چی بود؟

114
00:12:21,320 --> 00:12:26,640
.طبق طلسم کالبد شکافیِ من، با ضرب شمشیر کشته شدن

115
00:12:27,020 --> 00:12:28,820
‫همه‌شون بلافاصله مردن.

116
00:12:29,890 --> 00:12:35,170
.شیاطینی که توی دهکده پیدا کردیم خیلی ضعیف‌تر از این حرفا بودن

117
00:12:36,780 --> 00:12:40,400
‫اون کسی که به دهکده حمله کرده احتمالاً هنوز زنده‌ست.

118
00:12:41,760 --> 00:12:46,540
.‫خبر خوبیه. این یعنی شماها این همه راهو الکی نیومدین

119
00:12:48,350 --> 00:12:52,650
.خوبه. انگار هنوز یه کارایی هست که می‌تونیم برای کمک انجام بدیم

120
00:12:54,490 --> 00:12:59,000
‫بیاین نشونش بدیم که آدمیزاد چقدر می‌تونه ترسناک باشه.

121
00:13:08,760 --> 00:13:12,930
‫اینجوری، اینجوری، اینجوری...

122
00:13:13,860 --> 00:13:15,260
‫و بعدش این، آره؟

123
00:13:17,820 --> 00:13:20,770
‫اون حرکات خیلی غیرواقعی هستن.

124
00:13:21,180 --> 00:13:24,760
‫ولی با توجه به زخم‌های شوالیه‌ها...

125
00:13:25,840 --> 00:13:27,490
‫شاید...

126
00:13:28,920 --> 00:13:30,910
‫با دو تا شمشیر جنگیده.

127
00:13:34,080 --> 00:13:35,660
‫در این صورت...

128
00:13:37,930 --> 00:13:43,200
‫معمولاً شیاطین فقط برای مدت کوتاهی ماناشون رو پنهان می‌کنن،

129
00:13:43,200 --> 00:13:47,290
‫پس می‌تونیم فرض کنیم که الان خارج از محدودهٔ تشخیص ماناست.

130
00:13:47,620 --> 00:13:50,660
‫پس منطقهٔ اطراف این دهکده امنه.

131
00:13:51,250 --> 00:13:57,050
،‫گنائو بهم گفت که شیاطین معمولاً کجاها پایگاه می‌زنن

132
00:13:57,050 --> 00:13:59,310
‫پس تمرکزمون رو می‌ذاریم اونجاها.

133
00:13:59,670 --> 00:14:00,530
.چشم

134
00:14:10,830 --> 00:14:13,360
‫ولی اول، باید شام بخوریم.

135
00:14:13,690 --> 00:14:16,300
‫با شکم خالی که نمیشه جنگید.

136
00:14:23,200 --> 00:14:25,490
بازم نون سنگی؟

137
00:14:26,750 --> 00:14:29,960
.‫باید صبر کنیم تا شبکهٔ توزیع دوباره برقرار بشه

138
00:14:32,270 --> 00:14:33,230
‫گنائو کجاست؟

139
00:14:34,120 --> 00:14:36,710
‫فکر کنم هنوز تو کلیساست.

140
00:14:36,710 --> 00:14:39,550
.‫سهم نونشو براش می‌برم

141
00:14:39,780 --> 00:14:43,790
‫راستی، میشه تحلیلت از دشمن رو بهم بگی؟

142
00:14:43,790 --> 00:14:46,270
‫اول دوست دارم ترکیبشون رو بدونم.

143
00:14:46,740 --> 00:14:48,900
.‫پس من نون‌ها رو می‌رسونم

144
00:14:50,300 --> 00:14:51,760
خیلی ‫ممنون.

145
00:14:53,720 --> 00:14:56,270
‫خب، تحلیلت چیه؟

146
00:14:57,040 --> 00:15:01,960
‫برای تعیین دقیق ترکیبشون زمان بیشتری لازمه،

147
00:15:01,960 --> 00:15:03,960
.‫ولی یه چیز رو از قبل می‌دونم

148
00:15:04,410 --> 00:15:07,830
...که اینطور. پس باید یه استراتژی رو نگه داریم

149
00:15:17,110 --> 00:15:20,350
.ای بابا ولش کن، اول باید تغذیه کنیم

150
00:15:28,100 --> 00:15:30,490
چیه؟ به این زودی قراره بریم؟

151
00:15:31,000 --> 00:15:34,080
‫نه. وقت شامه.

152
00:15:40,200 --> 00:15:41,560
.مثل سنگه

153
00:15:42,050 --> 00:15:45,670
در جریانم. داشتی چیکار می‌کردی؟

154
00:15:46,910 --> 00:15:51,090
.حملهٔ شیاطین، حصار محافظ کلیسا رو نابود کرده

155
00:15:51,610 --> 00:15:54,630
‫منم با یه مانع قوی‌تر جایگزینش کردم.

156
00:15:55,430 --> 00:15:58,360
.هرچی نباشه، بدن روستایی‌ها داخلشه

157
00:15:59,260 --> 00:16:02,930
میگم، چرا همینجوری اونجا ولشون کردی؟

158
00:16:03,500 --> 00:16:05,590
.‫بهت کمک می‌کنم دفنشون کنی

159
00:16:05,960 --> 00:16:07,780
.من تو کارای فیزیکی خوبم

160
00:16:08,250 --> 00:16:09,650
.که اینطور

161
00:16:09,650 --> 00:16:13,180
.به گمونم کسایی که اهل فلات شمالی نیستن، درک نمی‌کنن

162
00:16:16,290 --> 00:16:19,980
‫به طور کلی روستاهای فلات شمالی قبرستون ندارن.

163
00:16:21,620 --> 00:16:25,730
،‫اگه هم داشته باشن، یا کنج شهرهای قلعه‌ایِ مستحکمه

164
00:16:26,490 --> 00:16:30,170
.یا قبرهای اشراف‌زاده‌هاییه که با حصار جادویی تحت محافظتن

165
00:16:30,650 --> 00:16:33,330
...‫بقیه همه‌شون تو قبرستون‌های عمومی

166
00:16:33,330 --> 00:16:36,930
.در لبهٔ جنوبی فلات، جایی که هیولاها کمترن دفن میشن

167
00:16:37,310 --> 00:16:39,760
...اجساد توسط دستهٔ شوالیه‌های نورم

168
00:16:40,730 --> 00:16:43,170
.تا اونجا اسکورت میشن

169
00:16:44,440 --> 00:16:46,380
می‌دونی چرا؟

170
00:16:46,380 --> 00:16:47,690
‫نه.

171
00:16:48,540 --> 00:16:53,560
.‫چون اگه مراقب نباشن، بوی پوسیدگی هیولاها رو جذب می‌کنه

172
00:16:54,620 --> 00:16:56,910
.یه ‫منظرهٔ جهنمی به‌پا میشه

173
00:16:57,360 --> 00:16:59,450
.‫حتی استخون‌هاشون هم باقی نمی‌مونه

174
00:17:00,950 --> 00:17:06,560
‫مدتیه که شرکت نورم اصرار داره مردم مرده‌هاشونو بسوزونن.

175
00:17:07,730 --> 00:17:11,400
.از تاجرها همین طرز فکر رو باید توقع داشت

176
00:17:11,400 --> 00:17:13,220
.منم باهاشون موافقم

177
00:17:17,990 --> 00:17:21,210
.‫اما کشیش‌ها مخالفتشون رو اعلام کردن

178
00:17:21,780 --> 00:17:26,220
.که خب درکشون می‌کنم، به خوبی هم درک می‌کنم

179
00:17:27,020 --> 00:17:32,290
اینکه اجساد کسایی که به طرز وحشتناکی مُردن
.رو بسوزونیم، خیلی بی‌رحمانه و غیرانسانیه

180
00:17:35,660 --> 00:17:38,230
‫اما این چیزیه که بالاخره باید قبولش کنیم.

181
00:17:38,760 --> 00:17:43,120
.‫به زودی دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه توی سرزمینش با خیال راحت استراحت کنه

182
00:17:54,430 --> 00:17:57,940
.واقعاً نون خوردن نباید همچین صدایی بده

183
00:17:58,420 --> 00:18:03,510
.اینکه اینجوری دور هم داریم غذا می‌خوریم برام حس عجیبیه

184
00:18:04,000 --> 00:18:10,310
‫راستش، فکر نمی‌کردم دوباره اینجا همدیگه رو ببینیم.

185
00:18:10,310 --> 00:18:11,780
‫ما هم همینطور.

186
00:18:13,200 --> 00:18:15,810
...وقتی اون طرف کوه‌ها مشغول کمپ زدن بودیم

187
00:18:15,810 --> 00:18:18,940
.یهو درخواست شیطان‌کُشی رو دریافت کردیم

188
00:18:18,940 --> 00:18:21,030
.واقعاً غافلگیر شدم

189
00:18:28,300 --> 00:18:30,460
‫این کوچولو دیگه کیه؟

190
00:18:30,460 --> 00:18:32,350
.یه نامه دستشه

191
00:18:33,780 --> 00:18:37,470
‫تو و گنائو اینجا چیکار می‌کنین؟

192
00:18:37,920 --> 00:18:43,300
‫برام سخته باور کنم دو تا جادوگر درجه یک
.دیگه هم اتفاقی همین اطراف بوده باشن

193
00:18:43,630 --> 00:18:47,410
...سِریه-ساما به من دستور دادن که بیام فلات شمالی

194
00:18:47,410 --> 00:18:53,090
.و همراه با گنائو-سان شیاطین رو بکشم. برای همین طبق دستورها عمل کردم

195
00:18:53,660 --> 00:18:57,330
‫نمی‌دونستم جادوگرهای درجه یک همچین وظایفی دارن.

196
00:18:57,330 --> 00:18:59,200
‫خوشحالم که یکیشون نشدم.

197
00:18:59,500 --> 00:19:02,940
‫راستش این کاریه که من به عنوان شاگردش انجام میدم.

198
00:19:03,350 --> 00:19:04,450
‫شاگرد؟

199
00:19:04,850 --> 00:19:11,740
.‫بله. معمولاً جادوگرهای درجه یک شاگرد سِریه-ساما میشن

200
00:19:11,740 --> 00:19:14,540
‫راست میگی، یه چیزایی در این مورد شنیده بودم.

201
00:19:14,830 --> 00:19:16,930
‫من پیشنهادشو رد کردم.

202
00:19:16,930 --> 00:19:18,910
‫تو دختر خوبی هستی، فرن.

203
00:19:19,670 --> 00:19:23,750
.‫پس برای همینه که شما دوتا تسلیم خواسته‌های غیرمنطقی سِریه شدین

204
00:19:23,750 --> 00:19:25,250
.حتماً خیلی سخته

205
00:19:25,250 --> 00:19:27,430
.من اینطور فکر نمی‌کنم

206
00:19:28,080 --> 00:19:31,390
.راستش، من تازه میگم ای کاش میشد بیشتر بهش کمک کنم

207
00:19:32,600 --> 00:19:35,930
آخه ‫خیلی کوچولو و بانمکه، مگه نه؟

208
00:19:36,620 --> 00:19:38,410
‫واقعاً؟

209
00:19:38,410 --> 00:19:42,460
.‫البته شما هم به همون اندازه بانمکین، فریرن-سان

210
00:19:43,020 --> 00:19:44,620
‫ممنون...

211
00:19:46,310 --> 00:19:50,960
.و هیچکی بهتر از گنائو-سان نمی‌تونه بهم یاد بده که چه کارایی رو نباید بکنم

212
00:19:51,900 --> 00:19:55,150
.هرکار می‌کنی، مثل من نشو

213
00:19:58,190 --> 00:20:00,960
‫خب، حالا که غذا خوردیم،

214
00:20:01,830 --> 00:20:04,100
.خب ‫بیاین جلسهٔ استراتژی بذاریم

215
00:20:05,900 --> 00:20:09,460
راستی، ‫تحلیل دشمن به کجا رسید؟

216
00:20:09,460 --> 00:20:10,200
‫خب...

217
00:20:10,610 --> 00:20:12,190
‫چیزی دستگیرت شد؟

218
00:20:12,590 --> 00:20:17,810
،‫آره. اون هنوز داره حساب می‌کنه دقیقاً چند نفرن

219
00:20:18,320 --> 00:20:20,560
‫ولی یه چیز رو فهمیدیم.

220
00:20:22,770 --> 00:20:25,620
‫نگفتی دشمن با دو تا شمشیر می‌جنگه؟

221
00:20:25,620 --> 00:20:26,940
‫در واقع...

222
00:20:27,970 --> 00:20:34,400
.این نظریهٔ اولیهٔ ما بود، ولی خیلی جور درنیومد

223
00:20:34,820 --> 00:20:36,290
‫منظورت چیه؟

224
00:20:36,290 --> 00:20:40,660
...‫تا اونجایی که من می‌دونم، بیشتر سبک‌های دو شمشیری

225
00:20:40,660 --> 00:20:44,670
‫روی تعادل بین حمله و دفاع تاکید دارن.

226
00:20:45,040 --> 00:20:48,370
،معمولاً یکیش یه شمشیر بلند برای ضربه‌های مرگباره

227
00:20:48,370 --> 00:20:52,120
‫در حالی که اون یکی یه شمشیر کوتاه‌تر و مانورپذیرتره.

228
00:20:54,230 --> 00:20:58,400
.‫به عبارت دیگه، باید یه تفاوتی بین بًرش‌های هر شمشیر وجود داشته باشه

229
00:21:02,030 --> 00:21:06,400
یعنی ‫ممکنه یه شیطان فوق‌العاده قوی باشه که دو تا شمشیر بزرگ داره؟

230
00:21:06,690 --> 00:21:08,930
...‫ما این فرض رو هم در نظر گرفتیم

231
00:21:08,930 --> 00:21:12,320
...‫و سعی کردیم همون بُرش‌هایی که روی مُرده‌ها

232
00:21:12,320 --> 00:21:14,960
...در میدون نبرد مونده بود رو بازسازی کنیم، ولی

233
00:21:16,670 --> 00:21:21,410
.ولی بازم سبک دو شمشیریش یه سری حرکات غیرواقعی و غیرمعمول داشت

234
00:21:22,330 --> 00:21:26,460
...چیزی که قراره بهتون بگم هنوز یه فرضیه‌ست، اما

235
00:21:27,940 --> 00:21:29,540
‫فقط بهمون بگو.

236
00:21:32,850 --> 00:21:34,310
.‫آخ، شرمنده

237
00:21:34,310 --> 00:21:35,300
‫ببخشید.

238
00:21:48,610 --> 00:21:49,820
...به نتیجه رسیدیم که دشمن

239
00:21:50,740 --> 00:21:52,320
.از چهار شمشیر استفاده می‌کنه

240
00:21:54,390 --> 00:21:55,580
‫فهمیدم.

241
00:21:56,470 --> 00:22:00,070
...بر اساس آثاری که روی بدن مُرده‌ها و ساختمون‌های اطراف دیدیم

242
00:22:00,070 --> 00:22:02,320
.این منطقی‌ترین نتیجه‌گیری بود

243
00:22:08,420 --> 00:22:10,210
...‫چهار تا شمشیر

244
00:22:19,940 --> 00:22:23,000
(Sokka) ترجمه شده توسط ساکا

245
00:22:23,030 --> 00:22:28,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

246
00:22:28,030 --> 00:22:38,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

247
00:23:49,980 --> 00:23:51,770
.اون از من بهتره

248
00:23:50,210 --> 00:23:52,570
‫از پس این تعداد برمیایم.

249
00:23:50,880 --> 00:23:53,800
.نمی‌تونی فرار کنی. داری دهکده رو ول می‌کنی

250
00:23:52,150 --> 00:23:53,130
‫شروع کنیم؟

251
00:23:53,130 --> 00:23:55,530
‫مثل اینکه می‌دونی من کی‌ام.

252
00:23:53,840 --> 00:23:55,530
‫.به نظر میاد سرگرم‌کننده باشه

253
00:23:54,720 --> 00:23:57,670
‫.احتمالاً ظاهرش خیلی با آدمیزاد فرق داره

254
00:23:55,700 --> 00:23:58,250
.‫یکی‌شون یه ژنرال شیاطین بود

255
00:23:58,040 --> 00:23:59,990
{\an8}قسمت ۳۵
شورش الهی

256
00:23:58,250 --> 00:24:00,030
‫شورش الهی.