1
00:00:01,000 --> 00:00:03,637
‫آنچه در «اولین ازدواج جورجی و مندی» گذشت...

2
00:00:03,737 --> 00:00:05,005
‫من بازنشسته شدم!

3
00:00:05,139 --> 00:00:07,375
‫حالا دیگه قراره تمام مدت همینجا باشم.

4
00:00:09,277 --> 00:00:11,679
‫- از همین الان حوصله‌ت سر رفته؟
‫- نمیدونم. شاید.

5
00:00:11,779 --> 00:00:14,400
‫خب، چرا نمیری مثل پیرمردها
‫توی مرکز خرید قدم بزنی؟

6
00:00:14,448 --> 00:00:17,818
‫بی‌ صبرانه منتظر روزی ام که
‫دخترت با خودت بدجنسی کنه.

7
00:00:17,951 --> 00:00:19,987
‫گاراژ مرتب شد.

8
00:00:20,088 --> 00:00:21,489
‫شیروانی تمیز شد.

9
00:00:21,589 --> 00:00:23,291
‫باغچه کاشته شد.

10
00:00:26,594 --> 00:00:28,162
‫با زندگیم چیکار کنم؟

11
00:00:33,601 --> 00:00:35,636
‫خوابوندیش که چرت بزنه؟

12
00:00:36,504 --> 00:00:37,805
‫بالاخره.

13
00:00:37,871 --> 00:00:40,808
‫خدایا، خیلی منتظرم این دوره
‫«نه» گفتنش تموم بشه.

14
00:00:40,908 --> 00:00:41,875
‫هی، این اخلاق رو از من به ارث نبرده.

15
00:00:41,975 --> 00:00:44,345
‫من آدمِ «آره» بگو هستم،
‫همیشه بودم.

16
00:00:44,445 --> 00:00:45,479
‫واقعاً؟

17
00:00:45,546 --> 00:00:47,181
.آره

18
00:00:47,281 --> 00:00:49,783
‫پس یعنی «نه» گفتن رو
‫از من یاد گرفته؟

19
00:00:49,883 --> 00:00:52,786
‫بذار ببینیم. میخوای همین الان
‫با هم رابطه جنسی داشته باشیم؟

20
00:00:52,853 --> 00:00:55,523
‫خدایا، از وقتی که باهوش میشی متنفرم.

21
00:00:55,656 --> 00:00:57,691
‫- سلام.
‫- سلام.

22
00:00:57,791 --> 00:00:58,959
‫رفتی خرید خواروبار؟

23
00:00:59,026 --> 00:01:01,229
‫همین‌ ورا بودم،
‫گفتم بیام یه کمکی بکنم.

24
00:01:01,329 --> 00:01:03,464
‫چقدر شیرین که شما دو تا
‫با هم میرید خرید.

25
00:01:03,564 --> 00:01:07,034
‫اوه، باورت نمیشه اونجا
‫چند مدل بوقلمون دارن.

26
00:01:07,100 --> 00:01:09,800
...فلفلی، دودی، عسلی

27
00:01:09,900 --> 00:01:12,800
و جایی که همه چی
.از اونجا شروع شد : ساده

28
00:01:12,873 --> 00:01:14,208
‫راهروی غلات صبحونه رو چک کردی؟

29
00:01:14,342 --> 00:01:16,477
‫کپن کرانچ،
‫کپن کرانچ با کره بادوم‌ زمینی...

30
00:01:16,544 --> 00:01:18,312
‫کپن کرانچ با توت‌ های ترد.

31
00:01:18,379 --> 00:01:20,248
‫واقعاً دوره‌ خوبی برای زنده بودنه.

32
00:01:20,348 --> 00:01:23,651
‫خیلی خوب بود که یه مردِ
‫هیکلی و قوی سبدم رو هل میداد.

33
00:01:23,751 --> 00:01:27,488
‫خب، چرخ‌ هاش یکم لق و لوق بود،
‫ولی هر جوری بود باهاش کنار اومدم.

34
00:01:27,588 --> 00:01:29,857
‫یه چند تا کیسه‌ دیگه هست.
‫میخوای اونا رو بیاری؟

35
00:01:29,957 --> 00:01:31,292
‫رو چشمم، عزیزم.

36
00:01:33,161 --> 00:01:35,729
‫داره دیوونه‌م میکنه.

37
00:01:37,565 --> 00:01:38,566
‫میخوای این یکی رو تو بگیری؟

38
00:01:38,666 --> 00:01:39,933
‫راستش نه،
‫نه واقعاً.

39
00:01:40,067 --> 00:01:42,035
‫اوه، ممنون،
‫آقای آره گو.

40
00:01:42,136 --> 00:01:44,037
‫دو ساعت توی اون فروشگاه بودیم...

41
00:01:44,104 --> 00:01:46,207
‫چون مجبور بود
‫تمام راهروها رو بالا و پایین بره.

42
00:01:46,274 --> 00:01:48,642
‫مثل این میمونه که
‫یه بچه‌ نوپا رو به باغ‌ وحش ببری.

43
00:01:48,741 --> 00:01:50,944
‫فکر کنم فقط میخواد
‫باهات وقت بگذرونه.

44
00:01:51,078 --> 00:01:54,000
‫توی خونه همه‌ جا دنبالم راه میفته،
‫حالا برای انجام کارها هم باهام میاد.

45
00:01:54,081 --> 00:01:58,000
‫خوش‌ به‌ حالت. کاش من و مندی میتونستیم
‫تمام روز، هر روز رو با هم بگذرونیم.

46
00:01:58,219 --> 00:01:59,920
‫- جدی؟
‫- دارم تمام تلاشم رو میکنم.

47
00:02:00,053 --> 00:02:02,423
‫اون مرد به یه سرگرمی نیاز داره.

48
00:02:02,523 --> 00:02:04,525
‫- اون موستانگ رو داره.
‫- که اون هم راه انداخته.

49
00:02:04,592 --> 00:02:05,893
‫فوتبال؟

50
00:02:05,959 --> 00:02:08,800
‫که اون هم مجبورم میکنه تماشا کنم،
‫چون من مهره‌ شانسشم.

51
00:02:08,829 --> 00:02:11,131
‫یه غلات صبحونه‌ عالیِ دیگه.

52
00:02:11,265 --> 00:02:13,967
‫میدونی باید چیکار بکنیم؟

53
00:02:14,101 --> 00:02:18,000
‫بریم سراغ فروشگاه هالمارک،
‫تمام کارت‌ های تبریک کل سال رو بخریم.

54
00:02:21,000 --> 00:02:23,000
<i>[ اولین ازدواج جورجی و مندی ]
[ فصل دوم : قسمت یازدهم ]</i>

55
00:02:30,000 --> 00:02:40,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

56
00:02:50,000 --> 00:02:52,873
‫خب، میخوای قبل از اینکه بریم،
‫بری دستشویی؟

57
00:02:52,973 --> 00:02:55,008
‫- نه.
‫- آره، آخه چرا باید بری؟

58
00:02:56,844 --> 00:02:57,845
‫مادرت رو ندیدی؟

59
00:02:57,945 --> 00:02:59,613
‫فکر کنم وقت آرایشگاه داشت.

60
00:02:59,713 --> 00:03:01,882
‫اوه، من میخواستم ببرمش.

61
00:03:01,982 --> 00:03:04,218
‫مثلاً سه بار بهش گفته بودم.

62
00:03:04,318 --> 00:03:06,920
‫خب، احتمالاً فقط گیج شده.

63
00:03:06,987 --> 00:03:08,656
‫خودت که ما بلوندها رو میشناسی.

64
00:03:08,789 --> 00:03:10,358
‫آره.

65
00:03:12,993 --> 00:03:13,894
‫کجا میخواید برید؟

66
00:03:13,994 --> 00:03:16,329
‫- کلاس مادر و کودک.
‫- اوه.

67
00:03:16,430 --> 00:03:18,366
‫به نظر سرگرم‌ کننده میاد.

68
00:03:18,466 --> 00:03:20,268
‫اشکالی نداره منم باهاتون بیام؟

69
00:03:21,134 --> 00:03:22,970
‫به کلاس مادر و کودک؟

70
00:03:23,070 --> 00:03:24,505
‫کار خاصی برای انجام دادن ندارم.

71
00:03:24,638 --> 00:03:27,308
‫اوه، خب، شاید بهتره یه چیزی پیدا کنی.

72
00:03:27,408 --> 00:03:29,643
‫که انجامش بدی.

73
00:03:29,743 --> 00:03:31,545
‫اون هم به تنهایی.

74
00:03:31,645 --> 00:03:34,047
‫ببین، اگه نمیخوای من بیام، فقط بگو.

75
00:03:34,147 --> 00:03:37,400
‫نه، نه، معلومه که میخوام بیای،
‫ولی باید با «سی‌ سی» هماهنگ کنیم.

76
00:03:37,485 --> 00:03:39,920
‫دوست داری پدربزرگ هم باهامون بیاد؟

77
00:03:40,020 --> 00:03:42,055
‫- نه.
‫- شرمنده.

78
00:03:48,829 --> 00:03:49,930
‫سلام.

79
00:03:50,030 --> 00:03:51,265
‫سلام.

80
00:03:51,332 --> 00:03:53,033
‫داری به چی نگاه میکنی؟

81
00:03:53,166 --> 00:03:55,503
‫به اون پرنده روی ظرف غذای همسایه.

82
00:03:55,636 --> 00:03:57,471
‫اوه، آره، من عاشق اون یکی‌ ام.

83
00:03:57,571 --> 00:03:58,906
‫اوه، میدونی از چه نوعیه؟

84
00:03:59,006 --> 00:04:02,510
‫نه. من فقط بهش میگم «آقای منقاری».

85
00:04:02,610 --> 00:04:06,000
‫این همه وقتی که صرف زل زدن به این پنجره میکنی،
‫هیچ‌ وقت به فکرت نرسید بری اسمش رو جستجو کنی؟

86
00:04:06,079 --> 00:04:09,016
‫نه، من فقط روشون اسم میذارم،
‫و درباره زندگی‌شون داستان میسازم.

87
00:04:09,116 --> 00:04:12,753
‫«آقای منقاری» از بعدِ جنگ دیگه
‫هیچ‌ وقت اون آدم سابق نشد.

88
00:04:14,221 --> 00:04:15,489
‫- صبح بخیر.
‫- سلام.

89
00:04:15,556 --> 00:04:18,358
‫میدونی اون چه نوع پرنده‌ ایه؟

90
00:04:18,459 --> 00:04:22,400
‫نه، نمیدونم، ولی اگه علاقه‌ مندی،
‫فکر کنم این دور و برها یه کتاب داشته باشم.

91
00:04:22,430 --> 00:04:23,697
‫نه، اشکالی نداره.

92
00:04:23,797 --> 00:04:24,998
‫خب، امروز چه برنامه‌ ای داریم؟

93
00:04:25,098 --> 00:04:26,900
‫تکون نخور،
‫میرم کتاب رو بیارم.

94
00:04:28,168 --> 00:04:30,904
‫آخ، پر زد رفت.

95
00:04:31,004 --> 00:04:32,706
‫اون پرنده قرمز کیشش کرد.

96
00:04:32,806 --> 00:04:36,800
‫آره، خانم فدرلی خیلی سلیطه شده،
‫از وقتی که کارش رو از دست داده.

97
00:04:41,649 --> 00:04:43,751
‫کاش این کار رو روی مبل نمیکردی.

98
00:04:43,851 --> 00:04:46,620
‫خب... من دیگه بزرگ شدم.
‫میتونم حواسم رو جمع کنم.

99
00:04:46,720 --> 00:04:51,024
‫این رو کسی میگه که اتفاقی حامله شد.

100
00:04:51,124 --> 00:04:54,762
‫اون فرق داشت،
‫مست بودم.

101
00:04:55,929 --> 00:04:56,764
‫سلام.

102
00:04:56,897 --> 00:04:58,566
‫- سلام.
‫- سلام. کجا بودی؟

103
00:04:58,666 --> 00:05:00,901
‫داشتم همین دور و بر محله قدم میزدم.

104
00:05:01,001 --> 00:05:03,036
‫با دوربین شکاری؟

105
00:05:03,136 --> 00:05:05,005
‫نه. مادرت این کتاب پرنده‌ شناسی رو بهم داد.

106
00:05:05,105 --> 00:05:06,173
‫گفتم یه امتحانی بکنم.

107
00:05:06,273 --> 00:05:08,409
‫چیز جالبی هم دیدی؟

108
00:05:08,509 --> 00:05:12,800
‫در واقع آره. چند تا توکا،
‫یه... یه فنچ و چند تا سار.

109
00:05:12,846 --> 00:05:14,582
‫اوه، مرغ مگس‌ خوار هم دیدی؟

110
00:05:14,682 --> 00:05:17,184
‫توی فوریه؟
‫بیخیال بابا.

111
00:05:17,284 --> 00:05:18,919
‫کجا میری؟

112
00:05:19,019 --> 00:05:21,254
‫ته این کتاب یه فهرست هست.

113
00:05:21,389 --> 00:05:22,923
‫میخوام برم تیک بزنم.

114
00:05:24,257 --> 00:05:26,894
‫خب... پس الان یه عشقِ پرندهِ
‫عجیب‌ و غریب شده؟

115
00:05:26,994 --> 00:05:30,798
‫اون یه سرگرمی پیدا کرده،
‫و منم امروز دو ساعت برای خودم وقت داشتم.

116
00:05:30,898 --> 00:05:32,900
‫تو اون دهن گشادت رو ببند.

117
00:05:38,406 --> 00:05:40,408
‫یه دونه با پرهای آبی دم ظرف غذاست.

118
00:05:40,508 --> 00:05:43,010
‫- گلوی سرخِ حنایی و شکم سفید؟
‫- آره.

119
00:05:43,110 --> 00:05:46,046
‫کبودمرغ شرقی.
‫همون اولِ کار تیکش رو زدم.

120
00:05:46,980 --> 00:05:49,617
‫حالا که رفتی توی کار پرنده‌ ها،
‫خوردنِ مرغ برات عجیب نیست؟

121
00:05:49,717 --> 00:05:51,685
‫بهش فکر نکرده بودم.

122
00:05:53,053 --> 00:05:54,354
‫نه.

123
00:05:55,355 --> 00:05:58,392
‫- راسته که دایناسورها با پرنده‌ ها فامیلن؟
‫- چرا؟

124
00:05:59,793 --> 00:06:05,500
‫خب، طبق گفته پرنده‌ شناس‌ ها، آره،
‫ولی، خب، من نظریه‌ های خودم رو دارم.

125
00:06:07,401 --> 00:06:08,969
‫من جواب میدم.

126
00:06:13,006 --> 00:06:15,709
‫اوه، سلام جناب سروان.
‫اتفاقی افتاده؟

127
00:06:15,809 --> 00:06:20,700
‫فقط دارم به همه خبر میدم، یه آدم منحرف
‫با دوربین شکاری توی محله دیده شده.

128
00:06:20,814 --> 00:06:23,884
‫خیلی ممنون که این رو بهم گفتید.

129
00:06:23,984 --> 00:06:27,287
‫- از این موضوع خوشحالی؟
‫- نه، نه، نه، معلومه که نه.

130
00:06:27,387 --> 00:06:28,489
‫فعلاً خداحافظ.

131
00:06:36,329 --> 00:06:39,232
‫- ممنون.
‫- خواهش میکنم.

132
00:06:41,835 --> 00:06:44,404
‫این خیلی خوبه.
‫دو تا رفیق دور هم جمع شدن...

133
00:06:44,505 --> 00:06:47,875
‫آبجو میخورن،
‫و از هر دری حرف میزنن.

134
00:06:47,975 --> 00:06:50,177
‫بس کن دیگه.
‫میدونم مندی تو رو سراغم فرستاده.

135
00:06:50,277 --> 00:06:53,013
‫ببین، اون فقط نگرانته.

136
00:06:53,113 --> 00:06:55,348
‫من چشم‌ چرانی نمیکردم.

137
00:06:55,449 --> 00:06:56,484
‫اون پرنده روی لبه‌ پنجره بود.

138
00:06:56,584 --> 00:06:58,686
‫اگه کسی هم چشم‌ چران بوده باشه،
‫اون پرنده بود.

139
00:07:00,020 --> 00:07:02,122
‫- میدونم، فقط...
‫- من آدم منحرفی نیستم.

140
00:07:04,291 --> 00:07:07,495
‫به غیر از پلیس،
‫هیچکس نگفته که هستی.

141
00:07:07,561 --> 00:07:10,163
‫آره، همه دارن بهم فشار میارن
‫که یه سرگرمی پیدا کنم.

142
00:07:10,230 --> 00:07:11,499
‫من سرگرمی دارم.

143
00:07:11,599 --> 00:07:13,200
‫تو هیچ تقصیری نداری.

144
00:07:13,300 --> 00:07:17,738
‫فکر کردی میخوام به پرنده‌ ها نگاه کنم؟
‫من اصلاً نمیخوام به پرنده‌ ها نگاه کنم.

145
00:07:17,871 --> 00:07:19,907
‫خب، پس چرا این کار رو کردی؟

146
00:07:21,274 --> 00:07:22,275
‫حقیقت رو بگم؟

147
00:07:23,844 --> 00:07:28,900
‫اونقدر حوصله‌م سر رفته که
‫بهترین اتفاق هفته‌م رفتن به سوپرمارکته.

148
00:07:28,982 --> 00:07:32,520
‫راستش شماره تلفنم رو
‫به فروشنده پروتئینی دادم.

149
00:07:32,586 --> 00:07:35,823
‫- پس یه دوست پیدا کردی.
‫- آره، خب، ولی هیچ‌ وقت زنگ نزد.

150
00:07:37,891 --> 00:07:40,460
‫فقط فکر نمیکردم انقدر
‫دلم برای کار تنگ بشه.

151
00:07:40,561 --> 00:07:41,428
‫واقعاً؟

152
00:07:41,529 --> 00:07:43,030
‫خب، نه برای همش.

153
00:07:43,096 --> 00:07:46,033
‫نه برای استرس یا ساعت‌ های طولانی،
‫ولی...

154
00:07:46,099 --> 00:07:49,436
‫خوبه که آدم یه مشغولیتی داشته باشه،
‫میدونی، حتی پاره‌ وقت.

155
00:07:50,437 --> 00:07:52,405
‫خب، میتونی توی والمارت خوش‌ آمدگو بشی.

156
00:07:53,574 --> 00:07:56,243
‫سلام. به والمارت خوش اومدید.

157
00:07:57,077 --> 00:07:58,779
‫سلام. به والمارت خوش اومدید.

158
00:07:59,847 --> 00:08:01,214
‫نمیدونم.

159
00:08:01,281 --> 00:08:04,618
‫ترجیح میدم جایی کار کنم
‫که واقعاً بتونم مفید باشم.

160
00:08:06,920 --> 00:08:08,922
‫حتی حاضرم مجانی انجامش بدم.

161
00:08:09,890 --> 00:08:12,860
‫هی، اون پرنده تاکسیدرمی شده
‫اون بالا چه نوعیه؟

162
00:08:14,695 --> 00:08:16,864
‫اردکه.

163
00:08:20,067 --> 00:08:21,769
‫هی، چطور پیش رفت؟

164
00:08:21,869 --> 00:08:23,804
‫راستش، یه جورایی معذب‌ کننده بود.

165
00:08:23,904 --> 00:08:26,607
‫شروع به اشاره کردن کرد که
‫پاره‌ وقت به فروشگاه برگرده.

166
00:08:26,707 --> 00:08:28,809
‫خب، این ایده خیلی خوبیه.

167
00:08:28,942 --> 00:08:30,277
‫باعث میشه از خونه بزنه بیرون...

168
00:08:30,410 --> 00:08:34,280
‫و زن‌ های محله هم میتونن
‫دوباره پرده‌ هاشون رو باز کنن.

169
00:08:35,347 --> 00:08:36,917
‫ایده افتضاحیه.

170
00:08:36,984 --> 00:08:40,287
‫چرا؟ اون کار رو بلده،
‫و تو هم به کمک نیاز داری.

171
00:08:40,419 --> 00:08:43,456
‫اون رئیسم بود.
‫سخته که بخوام بهش بگم چیکار کنه.

172
00:08:43,557 --> 00:08:46,827
‫خب، من و مامانم همیشه این کار رو میکنیم.
‫خوشت میاد.

173
00:08:46,927 --> 00:08:51,900
‫علاوه‌ بر این، برای خودش هم سخت میشه که
‫بخواد توی جایی که قبلاً صاحبش بوده، کارمند باشه.

174
00:08:51,932 --> 00:08:55,400
‫میدونم زمان می‌بره تا بهش عادت کنه،
‫ولی اون واقعاً به این کار نیاز داره.

175
00:08:57,504 --> 00:08:59,640
‫باشه.
‫با روبن صحبت میکنم.

176
00:08:59,773 --> 00:09:00,774
‫تو بهترینی.

177
00:09:00,874 --> 00:09:03,644
‫فقط وقتی همون کاری رو که
‫میخوای انجام میدم، بهترینم.

178
00:09:03,777 --> 00:09:05,746
‫سیستم جواب میده.

179
00:09:09,482 --> 00:09:11,484
‫هی، باید یه چیزی ازت بپرسم.

180
00:09:11,585 --> 00:09:13,621
‫- باشه.
‫- راحت باش و اگه نخواستی بگو نه.

181
00:09:13,687 --> 00:09:15,488
‫نظر خودم هم بیشتر روی «نه» هست.

182
00:09:15,623 --> 00:09:18,325
‫آقای مک‌ آلیستر میخواد پاره‌ وقت برگرده.

183
00:09:18,425 --> 00:09:20,527
‫اوه. عالیه.
‫ازش خوشم میاد.

184
00:09:20,628 --> 00:09:23,997
‫پس... یعنی جوابت منفیه؟

185
00:09:24,097 --> 00:09:26,499
‫چرا باید باشه؟
‫پول زیادی میخواد؟

186
00:09:26,634 --> 00:09:28,135
‫نه.

187
00:09:28,235 --> 00:09:29,903
‫پس مشکل چیه؟

188
00:09:30,003 --> 00:09:31,739
‫خب، این کار باعث میشه من معذب بشم.

189
00:09:31,839 --> 00:09:33,741
‫هنوز هم هیچ نکته منفی‌ ای توش نمی‌بینم.

190
00:09:33,841 --> 00:09:36,476
‫لطفاً روبن،
‫به‌ خاطر من، فقط بگو نه.

191
00:09:36,576 --> 00:09:38,612
‫هی، من رو آدم بده نکن.

192
00:09:38,712 --> 00:09:40,800
‫اگه نمیخوای پدر زنت اینجا باشه،
‫دل و جرئت داشته باش و خودت بهش بگو.

193
00:09:40,848 --> 00:09:42,850
‫من با این قضیه مشکلی ندارم.

194
00:09:42,950 --> 00:09:44,151
‫باشه، پس.

195
00:09:44,952 --> 00:09:47,054
‫موضوع همسرمه،
‫نمیخوام بهش بگم.

196
00:09:51,458 --> 00:09:53,193
‫- سلام.
‫- سلام.

197
00:09:53,293 --> 00:09:54,561
‫یه لحظه وقت داری؟

198
00:09:55,562 --> 00:09:57,731
‫خیلی سرم شلوغه،
‫برای همین...

199
00:09:58,799 --> 00:10:00,868
‫داشتم فکر میکردم
‫یه سرگرمی جدید پیدا کنم.

200
00:10:01,001 --> 00:10:02,502
‫عالیه.

201
00:10:02,602 --> 00:10:04,271
‫یه کاری که بتونیم با هم انجام بدیم.

202
00:10:04,371 --> 00:10:05,706
‫عالیه.

203
00:10:06,807 --> 00:10:08,208
‫مثلاً رقص بالروم.

204
00:10:08,308 --> 00:10:09,542
‫جالبه.

205
00:10:09,677 --> 00:10:11,178
‫یا ماهیگیری با پشه.

206
00:10:11,278 --> 00:10:13,480
‫جالبه.

207
00:10:14,347 --> 00:10:15,182
‫سلام.

208
00:10:15,282 --> 00:10:16,817
‫- سلام.
‫- سلام.

209
00:10:18,886 --> 00:10:21,254
‫آقای مک‌ آلیستر،
‫من و روبن داشتیم با هم حرف میزدیم.

210
00:10:21,388 --> 00:10:23,924
‫نظرت چیه که به صورت پاره‌ وقت
‫توی فروشگاه کمک کنی؟

211
00:10:24,057 --> 00:10:25,458
‫انجامش میده.

212
00:10:32,500 --> 00:10:36,000
‫- یادت باشه، الان دیگه فروشگاه جورجیه.
‫- میدونم.

213
00:10:36,169 --> 00:10:38,438
‫حتی اگه مخالف بودی،
‫فقط هر چی اون میگه رو انجام بده.

214
00:10:38,505 --> 00:10:40,440
‫آره، من با تو زندگی میکنم،
‫میدونم روال چطوریه.

215
00:10:41,308 --> 00:10:44,200
‫اون داره این کار رو مجانی انجام میده،
‫پس یکم قدردانی نشون بده.

216
00:10:44,244 --> 00:10:45,779
‫من دارم بهش اجازه میدم این کار رو بکنه.

217
00:10:45,879 --> 00:10:47,614
‫شاید اون باید قدردانی کنه.

218
00:10:47,681 --> 00:10:49,683
‫منظورت مثل اینه که
‫اجازه میده اینجا زندگی کنیم؟

219
00:10:49,783 --> 00:10:52,686
‫اگه قراره هر بار تو برنده بشی،
‫دیگه باهات بحث نمیکنم.

220
00:10:53,620 --> 00:10:56,156
‫فقط یادت باشه،
‫اون داره در حق تو لطف میکنه.

221
00:10:56,256 --> 00:10:58,358
‫منظورت این نیست که
‫اون داره در حق تو لطف میکنه؟

222
00:10:58,458 --> 00:11:00,728
‫به هر حال،
‫یه لطفی داره انجام میشه.

223
00:11:00,828 --> 00:11:02,730
‫خب، فراموش نکن،
‫قبلاً اون رئیس بوده.

224
00:11:02,830 --> 00:11:03,864
‫میدونم.

225
00:11:03,997 --> 00:11:06,834
‫پس ممکنه این براش سخت باشه،
‫باهاش راه بیا.

226
00:11:06,934 --> 00:11:08,601
‫اگه برای من سخت باشه چی؟

227
00:11:08,702 --> 00:11:12,672
‫اوه، عزیزم، تحمل کن.

228
00:11:14,541 --> 00:11:16,643
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

229
00:11:16,744 --> 00:11:19,246
‫اوه، ببینید کی برای مدرسه حسابی تیپ زده.

230
00:11:20,347 --> 00:11:21,882
‫برات قهوه ریختم، رئیس.

231
00:11:22,015 --> 00:11:24,885
‫لطفاً بهم نگو رئیس.
‫همون جورجی خوبه.

232
00:11:24,985 --> 00:11:26,787
‫جورجی، حله.

233
00:11:27,721 --> 00:11:30,057
‫- با یه ماشین میریم یا دو تا؟
‫- دو تا ماشین.

234
00:11:30,157 --> 00:11:32,325
‫شاید بتونی سر راه یکم دونات بگیری.

235
00:11:32,425 --> 00:11:33,560
‫- حتماً.
‫- اوه.

236
00:11:33,693 --> 00:11:35,262
‫ازش نخواه این کار رو بکنه.

237
00:11:35,362 --> 00:11:37,464
‫نه، مشکلی نیست،
‫اون بدش نمیاد.

238
00:11:37,564 --> 00:11:38,999
‫این کار تحقیرآمیزه.

239
00:11:39,099 --> 00:11:41,068
‫این بخشی از کاره.

240
00:11:41,168 --> 00:11:43,636
‫نه، جورجی میتونه دونات‌ ها رو بگیره.

241
00:11:43,737 --> 00:11:47,074
‫پدرت خودش به‌ خوبی
‫از پسِ گرفتنِ دونات‌ ها بر میاد.

242
00:11:47,174 --> 00:11:49,342
‫هی. حرف، حرفِ جورجیه.

243
00:11:49,442 --> 00:11:51,278
‫دونات‌ ها رو من میگیرم،
‫تو برو سر کارت. افتاد؟

244
00:11:51,411 --> 00:11:52,813
‫بله قربان.
‫ممنونم قربان.

245
00:11:55,282 --> 00:11:56,483
‫هی.

246
00:11:56,583 --> 00:11:58,551
‫آقای مک‌ آلیستر،
‫خوشحالم که برگشتی.

247
00:11:58,651 --> 00:12:02,489
‫ممنون روبن،
‫لطفاً جیم صدام کن.

248
00:12:02,589 --> 00:12:06,860
‫عالیه. از این به بعد،
‫میتونی من رو آقای آلوارز صدا کنی.

249
00:12:08,395 --> 00:12:10,363
‫«روبن» هم به عنوان گزینه جایگزین خوبه.

250
00:12:11,531 --> 00:12:13,500
‫خب، میخوای کجا کار کنم؟

251
00:12:13,600 --> 00:12:14,868
‫توی تعمیرگاه،
‫پشت پیشخوان؟

252
00:12:14,935 --> 00:12:16,436
‫میتونم ویترین جلوی مغازه رو ردیف کنم.

253
00:12:16,536 --> 00:12:18,038
‫همین الان چیدمش.

254
00:12:18,105 --> 00:12:20,473
‫و خیلی هم عالی شده.

255
00:12:23,977 --> 00:12:25,478
‫مامان؟

256
00:12:25,578 --> 00:12:27,580
‫اینجام.

257
00:12:27,680 --> 00:12:31,051
‫- داری چیکار میکنی؟
‫- دارم از خلوت خودم لذت می‌برم.

258
00:12:34,822 --> 00:12:36,456
‫خوش اومدی.

259
00:12:36,556 --> 00:12:38,959
‫واقعاً؟
‫این وقتِ روز؟

260
00:12:39,059 --> 00:12:40,660
‫آره.

261
00:12:41,962 --> 00:12:42,963
‫برام پرش کن.

262
00:12:44,297 --> 00:12:47,200
‫خب، می‌بینم که این وضعیت
‫حسابی بهت میسازه.

263
00:12:47,300 --> 00:12:51,204
‫همینطوره،
‫واقعاً همینطوره.

264
00:12:51,304 --> 00:12:54,274
‫کار درستی کردیم، مگه نه؟

265
00:12:54,374 --> 00:12:55,976
‫اینکه بابا رو سر کار برگردوندیم؟

266
00:12:56,109 --> 00:12:58,345
‫هوم، بذار درباره‌ش فکر کنم.

267
00:13:01,982 --> 00:13:03,383
‫آره.

268
00:13:04,684 --> 00:13:06,186
‫فکر کنم جورجی یکم مردد بود.

269
00:13:06,319 --> 00:13:07,821
‫یه جورایی با قلدری مجبورش کردم قبول کنه.

270
00:13:07,955 --> 00:13:11,658
‫اوه عزیزم، وقتی این کار رو با شوهرت میکنی،
‫اسمش قلدری نیست.

271
00:13:11,758 --> 00:13:13,393
‫پس اسمش رو چی میذاری؟

272
00:13:13,493 --> 00:13:15,829
‫معاشقه.

273
00:13:22,535 --> 00:13:24,137
‫لنت‌ های ترمز رو برات دوباره چیدم.

274
00:13:24,237 --> 00:13:25,205
‫اوه، ممنون.

275
00:13:25,305 --> 00:13:28,000
‫و وقتی اون پشت بودم،
‫لیست موجودیت رو بروز کردم.

276
00:13:28,175 --> 00:13:30,944
‫- نیازی نبود این کار رو بکنی.
‫- باعث افتخاره.

277
00:13:31,044 --> 00:13:32,479
‫نه، واقعاً لازم نبود این کار رو بکنی.

278
00:13:32,579 --> 00:13:34,147
‫الان همه‌ چی توی کامپیوتره.

279
00:13:34,247 --> 00:13:36,183
‫- اوه.
‫- آره.

280
00:13:36,283 --> 00:13:37,450
‫ما فقط با این اسکنش میکنیم...

281
00:13:37,550 --> 00:13:39,219
‫و وقتی جنس‌مون کم بشه،
‫کامپیوتر خودش سفارش میده.

282
00:13:39,319 --> 00:13:43,056
‫هوم. نمیدونستم دارم توی
‫«جنگ ستارگان» کار میکنم.

283
00:13:43,190 --> 00:13:45,425
‫واقعاً کلی توی وقتمون صرفه‌ جویی کرده.

284
00:13:45,525 --> 00:13:46,559
‫میتونم بهت نشون بدم
‫که چطوری کار میکنه.

285
00:13:46,659 --> 00:13:49,362
‫همیشه از یاد گرفتن
‫یه مهارت جدید خوشحال میشم.

286
00:13:49,462 --> 00:13:52,199
‫خب، پس خیلی ساده‌ست.

287
00:13:52,299 --> 00:13:55,402
‫اینجا کلیک میکنی
‫تا برنامه‌ انبارداری باز بشه.

288
00:13:59,639 --> 00:14:01,141
‫چی داره میشه؟

289
00:14:01,241 --> 00:14:03,576
‫- داره برنامه رو باز میکنه.
‫- اوه.

290
00:14:05,345 --> 00:14:07,647
‫همین الانش هم کلی وقت ذخیره کردیم.

291
00:14:08,748 --> 00:14:10,217
‫بفرما، باز شد.

292
00:14:10,350 --> 00:14:14,354
‫بعد باید روی «فایل»، «ورودی»،
‫«جدید» و «کالا» کلیک کنی.

293
00:14:14,421 --> 00:14:15,555
‫وای، وای، آروم‌ تر.

294
00:14:15,655 --> 00:14:17,557
‫ببخشید، میخوای از کجا دوباره برگردم؟

295
00:14:17,690 --> 00:14:19,893
‫از همون قلم و کاغذ.

296
00:14:20,027 --> 00:14:22,262
‫این راحته،
‫یاد میگیری.

297
00:14:23,430 --> 00:14:25,532
‫- کجا بودیم؟
‫- اوم، «کالای جدید».

298
00:14:25,598 --> 00:14:27,834
‫نه در واقع، اول «جدید» بود،
‫بعد «کالا».

299
00:14:27,901 --> 00:14:29,702
‫مگه اینکه کالا از قبل موجود باشه...

300
00:14:29,769 --> 00:14:31,738
‫که در اون صورت نمیری روی «جدید»،
‫میری روی «افزودن».

301
00:14:31,838 --> 00:14:34,774
‫بعد «اسکن» رو انتخاب کن و شروع کن.

302
00:14:34,874 --> 00:14:37,911
‫وای، انگار داریم توی آینده زندگی میکنیم.

303
00:14:38,011 --> 00:14:39,980
‫بیا، بشین،
‫یه امتحانی بکن.

304
00:14:40,914 --> 00:14:41,714
‫مطمئنی؟

305
00:14:41,814 --> 00:14:43,984
‫آره، راحت باش.
‫خرابش نمیکنی.

306
00:14:48,288 --> 00:14:51,424
‫«فایل».
‫کلیک.

307
00:14:51,524 --> 00:14:53,493
‫«ورودی».

308
00:14:53,593 --> 00:14:54,694
‫کلیک.

309
00:14:56,296 --> 00:14:57,797
‫کم‌ کم دارم دلتنگ پرنده‌ ها میشم.

310
00:15:02,169 --> 00:15:04,137
‫خب، از دیدنت خوشحالم، جیم.

311
00:15:04,271 --> 00:15:05,305
‫منم از دیدنت خوشحالم.

312
00:15:05,438 --> 00:15:08,275
‫فکر کردم مُردی.

313
00:15:08,375 --> 00:15:10,610
‫نه، فقط بازنشسته شدم.

314
00:15:10,710 --> 00:15:12,045
‫گل فرستادم.

315
00:15:12,112 --> 00:15:14,047
‫واقعاً؟

316
00:15:14,147 --> 00:15:15,682
‫به دستم نرسیدن.

317
00:15:16,816 --> 00:15:19,286
‫خب، مُرده بودی.
‫دادمشون به مندی.

318
00:15:20,153 --> 00:15:22,822
‫آره، از وقتی رفتی،
‫اینجا دیگه اون جای سابق نشده.

319
00:15:22,922 --> 00:15:24,791
‫اوه، اینطور نیست،
‫خودت هم این رو میدونی.

320
00:15:24,924 --> 00:15:30,500
‫میدونی، اون موقع که مسئولیت با تو بود،
‫همیشه حق با مشتری بود.

321
00:15:33,266 --> 00:15:34,234
‫آدمِ خوبیه.

322
00:15:34,301 --> 00:15:36,369
‫- یه مشکلی پیش اومده.
‫- چی شده؟

323
00:15:36,469 --> 00:15:39,306
‫یکی کل موجودی انبار رو پاک کرده.

324
00:15:42,509 --> 00:15:44,511
‫کی؟

325
00:15:48,515 --> 00:15:50,850
‫ای بابا، همش پاک شده.

326
00:15:50,984 --> 00:15:52,785
‫باید دوباره همه چی رو وارد کنیم.

327
00:15:52,852 --> 00:15:53,987
‫چیکار کردی؟

328
00:15:54,087 --> 00:15:56,523
‫نمیدونم.
‫گفتی نمیتونم خرابش کنم.

329
00:15:56,623 --> 00:15:58,025
‫چرا این حرف رو بهش زدی؟

330
00:15:58,125 --> 00:16:01,128
‫فکر کردم اگه من نتونم بهش گند بزنم،
‫یعنی ضدِ احمقه.

331
00:16:01,194 --> 00:16:02,495
‫هی.

332
00:16:02,595 --> 00:16:04,597
‫میدونستم فکر بدیه.

333
00:16:04,697 --> 00:16:06,699
‫خب، پس چرا ازم خواستی بیام اینجا؟

334
00:16:06,799 --> 00:16:09,702
‫چی فکر میکنی؟
‫دخترت مجبورم کرد.

335
00:16:10,503 --> 00:16:13,306
‫خب باشه.
‫من رفتم.

336
00:16:17,444 --> 00:16:18,545
‫خب، حالا حس خیلی بدی دارم.

337
00:16:18,645 --> 00:16:22,400
‫- منم همینطور.
‫- خب، حداقلش اینه که مجبور نیستی
‫بری خونه و امشب ببینیش.

338
00:16:22,515 --> 00:16:25,218
‫هوم. این کمک میکنه.
‫ممنون.

339
00:16:32,225 --> 00:16:34,694
‫- هی بابا، یه کبوتر ناله‌ گر.
‫- هیچکس اهمیتی نمیده.

340
00:16:36,329 --> 00:16:38,798
‫باز هم براش اسم میذارم.

341
00:16:38,898 --> 00:16:40,400
‫یه روز؟

342
00:16:40,467 --> 00:16:42,302
‫نتونستی یه روز دووم بیاری؟

343
00:16:42,402 --> 00:16:45,505
‫تقصیر من نیست،
‫رئیسم آدمِ عوضیه.

344
00:16:45,605 --> 00:16:47,407
‫هی، تو همونی هستی که گند زد.

345
00:16:47,474 --> 00:16:51,100
‫سی سال اونجا رو اداره کردم،
‫هیچ‌ وقت با موجودی انبار مشکلی نداشتم.

346
00:16:51,144 --> 00:16:53,413
‫خب، کامپیوتر تا وقتی دست‌ های تو
‫بهش نخورده بود، درست کار میکرد.

347
00:16:55,115 --> 00:16:57,550
‫اون گل‌ ها برای مراسم ختمم بود.

348
00:16:58,785 --> 00:17:00,520
‫آره، برام مهم نیست کی گند زده...

349
00:17:00,620 --> 00:17:02,789
‫ولی شما دو تا قراره با هم دست بدید،
‫و این رو حل کنید...

350
00:17:02,855 --> 00:17:05,791
‫چون لازم دارم حداقل چهار روز
‫در هفته بیرون از خونه باشی.

351
00:17:05,858 --> 00:17:06,925
‫چهار روز؟

352
00:17:07,026 --> 00:17:08,728
‫باشه، پنج‌ روز.

353
00:17:09,662 --> 00:17:11,330
‫انتخاب من ترنت آرمسترانگه.

354
00:17:11,431 --> 00:17:13,165
‫اون از اون آدم هاییه که
‫نباید باهاش در افتاد.

355
00:17:14,032 --> 00:17:15,202
‫جورجی، خواهش میکنم.

356
00:17:20,140 --> 00:17:21,473
‫بابت حرفی که زدم معذرت میخوام.

357
00:17:22,275 --> 00:17:23,609
‫ممنون.

358
00:17:23,710 --> 00:17:26,279
‫واقعاً ممنونم که سعی میکنی بهمون کمک کنی.

359
00:17:26,378 --> 00:17:30,700
‫آره، خب، میدونی، یه کلاسِ آموزش
‫مقدماتی کامپیوتر توی کتابخونه هست.

360
00:17:30,717 --> 00:17:32,952
‫داشتم فکر میکردم شاید منم ثبت‌ نام کنم.

361
00:17:33,052 --> 00:17:34,654
‫خیلی هم عالیه.

362
00:17:34,754 --> 00:17:37,023
‫اوه، اگه این یکی تونسته یاد بگیره،
‫مطمئنم تو هم میتونی.

363
00:17:37,124 --> 00:17:38,024
‫درسته.

364
00:17:38,158 --> 00:17:39,859
‫آره، من بهش یاد دادم.
‫واقعاً عذاب‌ آور بود.

365
00:17:39,992 --> 00:17:43,029
‫«کلیدِ تابع چیه؟»
‫«چرا دکمه‌ اسپیس انقدر بزرگه؟»

366
00:17:43,163 --> 00:17:45,265
‫من همینجا نشستم‌ ها!

367
00:17:45,365 --> 00:17:47,134
‫خب، پس همه‌ چی حله.

368
00:17:47,234 --> 00:17:51,500
‫شما دو تا فردا به فروشگاه برمیگردید،
‫و یه راهی پیدا میکنید که با هم کار کنید.

369
00:17:51,600 --> 00:17:54,000
‫- شاید نشه که...
‫- زیاد مطمئن نیستم که...
‫- درخواست نکردم.

370
00:17:55,000 --> 00:17:59,000
°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○

371
00:17:59,030 --> 00:18:04,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

372
00:18:04,030 --> 00:18:14,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top