1
00:00:02,000 --> 00:00:08,276
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:08,300 --> 00:00:10,719
‫نمی‌خوای این داستان رو از دست بدی

3
00:00:12,804 --> 00:00:14,431
‫یه مسافر مُرده

4
00:00:16,767 --> 00:00:18,602
‫یه بمب لعنتی

5
00:00:22,689 --> 00:00:25,692
‫باشه. این رو از من نشنیدی

6
00:00:26,735 --> 00:00:34,735
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

7
00:01:28,213 --> 00:01:29,423
‫چیکار کردی؟

8
00:01:31,258 --> 00:01:32,467
‫فقط بهم اعتماد کن

9
00:01:43,896 --> 00:01:46,565
‫می‌خوام شبکه تخلیه بشه

10
00:01:47,733 --> 00:01:50,819
‫خطوط خالی بشن.
‫و قطاری که جلوی راه منه حرکت کنه

11
00:01:56,241 --> 00:01:57,910
‫بله، می‌تونیم این کارو بکنیم

12
00:02:02,414 --> 00:02:04,971
‫باید تضمین بدی دیگه کسی آسیب نمی‌بینه

13
00:02:05,000 --> 00:02:08,807
‫و تا سی دقیقه‌ی دیگه
‫تأیید تصویری می‌خوام

14
00:02:08,836 --> 00:02:11,478
‫که بیلی براون تو آلمانه

15
00:02:11,507 --> 00:02:14,397
‫یه عکس. یه شماره میدم که برام بفرستینش

16
00:02:14,426 --> 00:02:18,805
‫ببین، تلاش کردیم پیداش کنیم. نمی‌تونم
‫تضمین کنم بتونم انقدر سریع پیداش کنم

17
00:02:19,306 --> 00:02:20,570
‫سم، لطفاً...

18
00:02:20,599 --> 00:02:23,281
‫باشه، باشه. دیدی وقتی خراب می‌کنی چی میشه

19
00:02:23,310 --> 00:02:26,618
‫نمی‌خوای ببینی وقتی دوباره
‫خراب می‌کنی چی میشه

20
00:02:26,647 --> 00:02:28,536
‫سی دقیقه وقت داری. خب؟

21
00:02:28,565 --> 00:02:30,442
‫حالا، اون عوضی رو پیداش کن

22
00:02:55,175 --> 00:02:57,148
‫خیلی خب. باید به مسافرها بگی

23
00:02:57,177 --> 00:02:59,484
‫که یه آتیش‌سوزیِ کوچیک
‫توی شبکه رخ داده

24
00:02:59,513 --> 00:03:01,515
‫و مجبور شدیم بریم روی یه خط دیگه

25
00:03:04,643 --> 00:03:05,978
‫یالا! الان

26
00:03:15,654 --> 00:03:18,115
‫هی. آروم باش

27
00:03:26,915 --> 00:03:28,041
‫آقا

28
00:03:29,251 --> 00:03:30,849
‫خیلی خب، همه گوش کنین

29
00:03:30,878 --> 00:03:37,272
‫«توجه، این قطار به دلیل آتش‌سوزی کوچک
‫در شبکه به خط او۸ منتقل شده

30
00:03:37,301 --> 00:03:39,928
‫این صرفاً یه اقدام احتیاطیه

31
00:03:41,263 --> 00:03:43,444
‫لطفاً مسافران واگن یک تخلیه کنن

32
00:03:43,473 --> 00:03:46,239
‫و سریع‌تر به سمت عقب قطار برن»

33
00:03:46,268 --> 00:03:49,033
‫خب بچه‌ها شنیدین. کیف‌هاتون رو بردارین

34
00:03:49,062 --> 00:03:51,119
‫- بچه‌ها
‫- حرکت کنین. حرکت کنین

35
00:03:51,148 --> 00:03:52,954
‫یکی‌یکی لطفاً

36
00:03:52,983 --> 00:03:54,080
‫تکرار می‌کنم...

37
00:03:54,109 --> 00:03:55,582
‫خب. همه‌ی جلویی‌ها...

38
00:03:55,611 --> 00:03:57,779
‫لطفاً برین به یکی از واگن‌های عقب

39
00:03:59,531 --> 00:04:00,531
‫مرسی

40
00:04:03,118 --> 00:04:04,161
‫خوبی؟

41
00:04:05,287 --> 00:04:07,427
‫- یالا. سریع، سریع
‫- خیلی خب

42
00:04:07,456 --> 00:04:08,457
‫خیلی خب، خوبه

43
00:04:09,249 --> 00:04:10,626
‫بزن بریم

44
00:04:27,476 --> 00:04:28,477
‫آهای؟

45
00:04:32,356 --> 00:04:33,357
‫آهای؟

46
00:04:39,988 --> 00:04:41,865
‫اوناهاش اونجاست. اونجا

47
00:04:55,254 --> 00:04:56,518
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

48
00:04:56,547 --> 00:04:58,715
‫هی! باید خیلی دقیق گوش بدی

49
00:05:02,845 --> 00:05:05,235
‫یالا، یالا. حالت خوبه...

50
00:05:05,264 --> 00:05:06,765
‫باید از اینجا بریم بیرون

51
00:05:09,101 --> 00:05:10,102
‫برو. برو

52
00:05:17,860 --> 00:05:19,123
‫بهشون گفتی نیم ساعت؟

53
00:05:19,152 --> 00:05:21,376
‫آره. چون نیم ساعت تمام زمانیه که داریم

54
00:05:21,405 --> 00:05:23,448
‫قبل از این‌که بیان پایین
‫و همه چی رو بفهمن

55
00:06:20,089 --> 00:06:30,492
« ترجمه از سینا صداقت و امیر فرحناک »
<font color="#00ffff">‫.:: SinCities & FarahSub ::.</font>

56
00:06:30,516 --> 00:06:32,238
‫این سم نلسون کیه؟

57
00:06:32,267 --> 00:06:34,073
‫اون یه وکیلِ لندنیه

58
00:06:34,102 --> 00:06:37,314
‫تخصصش ادغام و تملک و مذاکرات شرکتیه

59
00:06:41,109 --> 00:06:42,916
‫توی پرواز کینگدام ۲۹ بوده

60
00:06:42,945 --> 00:06:44,167
‫اون هواپیماربایی

61
00:06:44,196 --> 00:06:46,490
‫چرا نمیذارن نیروهای امدادی برن پایین؟

62
00:06:47,115 --> 00:06:48,963
‫اول باید آتیش رو کنترل کنیم

63
00:06:48,992 --> 00:06:52,509
‫ماه‌هاست که سعی داره پلیس آلمان رو وادار کنه
‫اون رو جدی بگیرن

64
00:06:52,538 --> 00:06:56,095
‫گروه ۹ حفاظت مرزی هنوز منتظر دستورن.
‫چی بهشون بگم؟

65
00:06:56,124 --> 00:06:58,168
‫فعلاً صبر کنن

66
00:06:59,336 --> 00:07:02,393
‫صدراعظم و دفتر شهردار
‫منتظر گزارشات جدیدن

67
00:07:02,422 --> 00:07:05,104
‫سه میلیون نفر بدون سیستم حمل‌ونقل موندن

68
00:07:05,133 --> 00:07:06,231
‫و وحشت داره شروع میشه

69
00:07:06,260 --> 00:07:07,761
‫صدراعظم منتظر نمی‌مونه

70
00:07:08,554 --> 00:07:10,568
‫از الان اینجا مرکز فرماندهی عملیاته

71
00:07:10,597 --> 00:07:13,738
‫هرکی که به من گزارش نمیده
‫بره یه جای دیگه مستقر شه

72
00:07:13,767 --> 00:07:16,186
‫بقیه، بیرون

73
00:07:20,649 --> 00:07:22,442
‫- آقای دیل
‫- بله؟

74
00:07:22,985 --> 00:07:24,207
‫نقشه

75
00:07:24,236 --> 00:07:26,530
‫می‌خوام ببینم کجاست و داره کجا میره

76
00:07:27,614 --> 00:07:29,783
‫- فقط همین
‫- باشه

77
00:07:55,851 --> 00:07:57,019
‫باشه، خوبه

78
00:07:58,187 --> 00:08:01,202
‫یه خط ارتباطی مستقیم
‫با همه‌ی واحدهای عملیاتی می‌خوام

79
00:08:01,231 --> 00:08:02,328
‫چشم

80
00:08:02,357 --> 00:08:05,290
‫و تأیید این‌که کل شبکه تخلیه شده

81
00:08:05,319 --> 00:08:07,571
‫- امروزه
‫- چی؟

82
00:08:08,071 --> 00:08:09,252
‫پسر نلسون، کای،

83
00:08:09,281 --> 00:08:11,658
‫یک سال پیش همچین روزی
‫توی تصادف کشته شد

84
00:08:12,910 --> 00:08:14,578
‫اون باور داره کای به قتل رسیده

85
00:08:15,120 --> 00:08:16,580
‫به دست جان بیلی براون

86
00:08:17,831 --> 00:08:21,084
‫و حالا چی می‌خواد؟ عدالت؟

87
00:08:21,835 --> 00:08:23,170
‫یا...

88
00:08:25,881 --> 00:08:26,882
‫انتقام

89
00:09:27,234 --> 00:09:31,029
‫خب، این مردیه که سم معتقده پسرش رو کشته

90
00:09:31,613 --> 00:09:33,044
‫تاریخش ۲۵ جولایه

91
00:09:33,073 --> 00:09:34,796
‫ورود به بندر هامبورگ

92
00:09:34,825 --> 00:09:36,994
‫و فکر می‌کنه این جان بیلی براونه؟

93
00:09:37,494 --> 00:09:38,662
‫ماه‌ها دنبالش بوده

94
00:09:39,580 --> 00:09:42,387
‫میگه این ثابت می‌کنه
‫بیلی براون توی آلمانه

95
00:09:42,416 --> 00:09:44,751
‫و حالا آقای نلسون هم یه قاتله

96
00:09:46,587 --> 00:09:49,060
‫سوابق مرزی هامبورگ و دوربین‌ها رو چک کنین

97
00:09:49,089 --> 00:09:51,062
‫می‌خوام دوباره باهاش حرف بزنم

98
00:09:51,091 --> 00:09:52,856
‫می‌خواین از دختره استفاده کنین؟

99
00:09:52,885 --> 00:09:54,386
‫اگه پیشنهاد بهتری داری بگو؟

100
00:09:54,970 --> 00:09:58,182
‫می‌تونم کمک کنم. راهنماییش کنم

101
00:09:59,808 --> 00:10:03,687
‫خوندنِ ذهن مردهای افراطی مختلف مثل این،

102
00:10:04,354 --> 00:10:05,355
‫کارِ منه

103
00:10:05,939 --> 00:10:07,912
‫اگه بتونیم بریم روی اعصابش،

104
00:10:07,941 --> 00:10:09,234
‫شاید بتونیم تمومش کنیم

105
00:10:22,748 --> 00:10:23,748
‫یانویتس‌بروکه

106
00:10:33,050 --> 00:10:35,093
‫کی به این دوربین دسترسی داره؟

107
00:10:35,802 --> 00:10:37,942
‫هیچ‌کس. داخلیه

108
00:10:37,971 --> 00:10:39,056
‫- مطمئنی؟
‫- اوهوم

109
00:10:40,182 --> 00:10:42,155
‫- به مرکز کنترل وصل نیست؟
‫- نه

110
00:10:42,184 --> 00:10:43,406
‫نمی‌تونن ما رو ببینن؟

111
00:10:43,435 --> 00:10:45,158
‫نه، فقط میره روی این هارد

112
00:10:45,187 --> 00:10:47,064
‫- کجا؟
‫- اون تو یه هارده

113
00:10:48,190 --> 00:10:49,191
‫دقیقاً

114
00:10:50,234 --> 00:10:51,443
‫سم؟

115
00:10:54,154 --> 00:10:55,293
‫چطور پیش میره، کلارا؟

116
00:10:55,322 --> 00:10:58,450
‫متأسفم، هنوز نتونستیم
‫مردی رو که دنبالشی پیدا کنیم

117
00:10:59,034 --> 00:11:00,256
‫داریم تلاش می‌کنیم

118
00:11:00,285 --> 00:11:02,884
‫باشه، آدم‌های خیلی قدرتمندی براش کار می‌کنن

119
00:11:02,913 --> 00:11:05,874
‫باید از خودتون بپرسین
‫اون آدم‌ها کی هستن

120
00:11:07,042 --> 00:11:08,106
‫« معطل کن »

121
00:11:08,126 --> 00:11:11,351
‫داریم دوربین‌های هامبورگ رو چک می‌کنیم.
‫ولی زمان بیشتری لازم داریم

122
00:11:11,380 --> 00:11:13,394
‫و می‌خوایم تضمین بدی
‫دیگه کسی آسیب نمی‌بینه

123
00:11:13,423 --> 00:11:15,384
‫اول عکس

124
00:11:17,970 --> 00:11:19,034
‫« خانواده »

125
00:11:19,054 --> 00:11:20,264
‫باشه

126
00:11:22,015 --> 00:11:23,475
‫می‌دونم تو پدری سم

127
00:11:29,815 --> 00:11:31,733
‫خانواده‌هایی توی این قطارن

128
00:11:32,317 --> 00:11:33,456
‫بچه‌ها

129
00:11:33,485 --> 00:11:35,445
‫حتماً خیلی ترسیدن

130
00:11:38,198 --> 00:11:39,199
‫کی اونجا پیشته؟

131
00:11:44,663 --> 00:11:47,749
‫ما می‌خوایم درک کنیم.
‫تا بتونیم کمک کنیم

132
00:11:49,251 --> 00:11:51,253
‫چون فکر نکنم واقعاً بخوای به کسی آسیب بزنی

133
00:11:52,796 --> 00:11:54,435
‫- واقعاً نه
‫- تو...

134
00:11:54,464 --> 00:11:58,177
‫تو هیچی در مورد من نمی‌دونی، باشه؟

135
00:12:07,186 --> 00:12:09,354
‫می‌دونیم چرا دنبال جان بیلی براونی

136
00:12:11,899 --> 00:12:13,525
‫می‌دونیم با پسرت چیکار کرده

137
00:12:19,489 --> 00:12:20,532
‫متأسفم...

138
00:12:23,035 --> 00:12:24,203
‫برای کای

139
00:12:32,419 --> 00:12:35,672
‫هرکی اونجا پیشته،
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم. همین الان

140
00:12:53,273 --> 00:12:54,399
‫سلام سم

141
00:12:55,442 --> 00:12:57,152
‫من پیتر فیبر هستم

142
00:12:57,736 --> 00:12:59,696
‫من از اطلاعات انگلیس هستم

143
00:13:00,197 --> 00:13:03,254
‫می‌خوام این قضیه
‫بدون مرگ آدم‌های بیشتری تموم شه

144
00:13:03,283 --> 00:13:05,507
‫باشه فیبر،
‫تو هیچی در مورد من نمی‌دونی

145
00:13:05,536 --> 00:13:08,580
‫یا این‌که چه کارهایی ازم برمیاد، باشه؟

146
00:13:09,540 --> 00:13:12,263
‫اتفاقی که برای اون مسافر افتاد،
‫می‌تونه برای یکی دیگه هم بیفته

147
00:13:12,292 --> 00:13:15,838
‫اگه دقیقاً چیزی رو که می‌خوام نگیرم

148
00:13:41,780 --> 00:13:44,074
‫هنوز آتیش رو کنترل نکردن.
‫نمی‌تونیم بریم پایین

149
00:13:45,325 --> 00:13:46,326
‫ربات چی؟

150
00:13:55,544 --> 00:13:56,753
‫ممنون

151
00:14:12,811 --> 00:14:13,812
‫ببخشید...

152
00:14:15,272 --> 00:14:16,273
‫ممنون

153
00:14:30,787 --> 00:14:33,248
‫باید قطع کنم
‫تا یه خبر فوری اعلام کنم

154
00:14:33,665 --> 00:14:36,543
‫با این‌که پلیس رسماً اظهار نظر نمی‌کنه...

155
00:14:37,711 --> 00:14:40,631
‫اکنون گزارش‌هایی از یک منبع ناشناس دریافت کردیم:

156
00:14:41,048 --> 00:14:43,396
‫در اثر انفجار در الکساندرپلاتز
‫یک نفر کشته شده

157
00:14:43,425 --> 00:14:45,565
‫عالیه، حالا نشت خبر هم داریم

158
00:14:45,594 --> 00:14:47,888
‫خودتون رو جمع و جور کنین

159
00:14:51,850 --> 00:14:55,896
‫اگه مسافرها بفهمن،
‫ممکنه نلسون رو مجبور کنه کاری کنه

160
00:14:56,563 --> 00:14:57,898
‫توی همه‌ی شبکه‌های اجتماعیه

161
00:14:58,607 --> 00:15:00,859
‫گفتی همه چی درباره‌ی کنترله،
‫منظورت چی بود؟

162
00:15:01,860 --> 00:15:03,445
‫چیزهایی که توی پرونده‌شه

163
00:15:04,196 --> 00:15:08,004
‫تمام جزئیات دقیق و موشکافانه‌ست

164
00:15:08,033 --> 00:15:10,077
‫یه سال برای جمع کردن این وقت گذاشته

165
00:15:10,911 --> 00:15:12,204
‫پس آدم باهوشیه

166
00:15:13,372 --> 00:15:14,498
‫آدم صبوریه

167
00:15:15,082 --> 00:15:17,751
‫و یه مسافر بی‌گناه رو همین‌جوری می‌کشه

168
00:15:18,585 --> 00:15:19,586
‫ظرف کمتر از یه ساعت

169
00:15:20,254 --> 00:15:21,476
‫بدون راه برگشت

170
00:15:21,505 --> 00:15:22,965
‫به نظرت عجیب نیست؟

171
00:15:24,132 --> 00:15:25,801
‫اون عصبانی و ناامیده

172
00:15:27,135 --> 00:15:28,262
‫ولی پلک هم نزد

173
00:15:29,471 --> 00:15:30,764
‫همه‌مون دیدیم

174
00:15:31,723 --> 00:15:34,852
‫کاملاً خودش رو کنترل کرد

175
00:15:36,228 --> 00:15:38,785
‫کشتن یه نفر برای اولین بار، هزینه داره

176
00:15:38,814 --> 00:15:39,815
‫دیدم که میگم

177
00:15:41,066 --> 00:15:42,455
‫برای اون نه

178
00:15:42,484 --> 00:15:44,027
‫بیلی براون چی شد؟

179
00:15:44,987 --> 00:15:46,251
‫فهرست ورود هامبورگ رو داریم

180
00:15:46,280 --> 00:15:48,169
‫خب، بعد؟

181
00:15:48,198 --> 00:15:50,742
‫هیچی نیست که نشون بده اسمش جعلی
‫یا پاسپورتش قلابی بوده

182
00:15:51,410 --> 00:15:53,132
‫منتظر تصاویر دوربینیم

183
00:15:53,161 --> 00:15:56,052
‫ولی بعید می‌دونم چیز قطعی پیدا کنیم

184
00:15:56,081 --> 00:15:57,708
‫وقتمون داره تموم میشه

185
00:16:06,008 --> 00:16:07,134
‫لعنتی

186
00:16:08,010 --> 00:16:09,303
‫ببخشید، این دوچرخه مال کیه؟

187
00:16:09,970 --> 00:16:14,349
‫رفت توی واگن شما. فکر کنم فردی بود

188
00:16:15,559 --> 00:16:17,031
‫آهان، اون بچه‌پولداره

189
00:16:17,060 --> 00:16:20,105
‫هرچی که هست. رفته...
‫رفته به اپراتور سر بزنه

190
00:16:21,190 --> 00:16:23,233
‫پس دوچرخه‌اش رو لازم نداره.
‫می‌تونم؟ ببخشید

191
00:16:24,443 --> 00:16:28,238
‫سم هم رفت. همون انگلیسیه

192
00:16:29,198 --> 00:16:30,199
‫چی؟

193
00:16:30,782 --> 00:16:32,839
‫یه حادثه تو متروی برلین رخ داده

194
00:16:32,868 --> 00:16:34,786
‫- ببخشید چی گفتی؟
‫- چی؟

195
00:16:35,287 --> 00:16:36,759
‫نوشته تهدید بمب‌گذاری توی خط او۸

196
00:16:36,788 --> 00:16:38,094
‫خب اون ما نیستیم

197
00:16:38,123 --> 00:16:40,083
‫چرا، الان هستیم. از وقتی منحرف شدیم

198
00:16:45,005 --> 00:16:46,548
‫اگه حادثه خود ما باشیم چی؟

199
00:16:53,472 --> 00:16:54,890
‫دیدی توی برلین چه اتفاقی افتاده؟

200
00:16:56,183 --> 00:16:57,238
‫چی؟

201
00:16:57,267 --> 00:16:59,324
‫گزارشاتی رسیده که یک حادثه‌ی تروریستی احتمالی...

202
00:16:59,353 --> 00:17:01,480
‫- گروگانگیری مترو
‫- در متروی برلین رخ داده

203
00:17:02,397 --> 00:17:05,317
‫شایعاتی در مورد انفجار هست.
‫کل شبکه بسته شده...

204
00:17:25,546 --> 00:17:26,601
‫چه خبره؟

205
00:17:26,630 --> 00:17:27,756
‫آهای!

206
00:17:29,049 --> 00:17:30,050
‫آهای!

207
00:17:33,846 --> 00:17:35,681
‫هیچ حرفی نمی‌زنی. باشه؟

208
00:17:43,105 --> 00:17:44,857
‫- بله؟ سلام
‫- سلام

209
00:17:45,440 --> 00:17:47,872
‫همه چیزِ قطار مرتبه؟

210
00:17:47,901 --> 00:17:49,374
‫مسافرها دارن یکم نگران میشن

211
00:17:49,403 --> 00:17:51,584
‫نه، همه چی تحت کنترله

212
00:17:51,613 --> 00:17:53,282
‫راننده ازم کمک خواست

213
00:17:54,825 --> 00:17:55,909
‫- باشه
‫- آره

214
00:17:56,869 --> 00:17:58,412
‫فقط چون

215
00:17:59,246 --> 00:18:04,430
‫توی اخبار یه چیزهایی
‫در مورد هشدار تروریستی میگن

216
00:18:04,459 --> 00:18:05,460
‫واقعاً؟

217
00:18:08,297 --> 00:18:09,506
‫من چیزی نشنیدم

218
00:18:10,007 --> 00:18:11,396
‫بهتره برگردی سر جات، باشه؟

219
00:18:11,425 --> 00:18:12,897
‫- آره؟
‫- آره

220
00:18:12,926 --> 00:18:14,094
‫همه چی خوبه

221
00:18:23,061 --> 00:18:24,897
‫- خیلی خب
‫- آره

222
00:18:25,898 --> 00:18:26,899
‫باشه

223
00:18:28,817 --> 00:18:30,444
‫اون بالا همه چی روبراهه؟

224
00:18:31,028 --> 00:18:33,030
‫- همین الان گفتم
‫- فقط داشتم چک می‌کردم

225
00:18:38,202 --> 00:18:40,162
‫همه چی خوبه، ممنون

226
00:18:43,749 --> 00:18:44,750
‫خیلی خب

227
00:18:59,515 --> 00:19:00,599
‫چه خبره؟

228
00:19:01,975 --> 00:19:03,477
‫توی این قطار یه چیزی مشکوک می‌زنه

229
00:19:04,937 --> 00:19:06,021
‫سم خوبه؟

230
00:19:08,232 --> 00:19:10,108
‫نمی‌دونم، ولی یه اتفاقات عجیبی در جریانه

231
00:19:10,817 --> 00:19:14,446
‫خیلی خب. بریم. بچه‌ها،
‫کی پایه‌ی یه آزمون سریعه؟

232
00:19:37,219 --> 00:19:38,679
‫صدای انفجار شنیدی؟

233
00:19:39,680 --> 00:19:42,432
‫نمی‌دونم. فقط دیگه نمی‌تونستم بشنوم

234
00:19:43,684 --> 00:19:46,436
‫داشتیم از ایستگاه خارج می‌شدیم
‫که گفتن منفجر شده

235
00:19:48,021 --> 00:19:49,690
‫همه چی یکم گُنگه

236
00:19:53,652 --> 00:19:56,321
‫خب بیاین یکم شفافش کنیم...

237
00:20:00,534 --> 00:20:01,994
‫الان دارن ربات رو می‌فرستن داخل

238
00:20:02,578 --> 00:20:04,246
‫خوبه، گرچه کمکی نمی‌کنه
‫بیلی براون رو پیدا کنیم

239
00:20:04,830 --> 00:20:06,052
‫و وقت زیادی نداریم...

240
00:20:06,081 --> 00:20:09,347
‫با یه نفر توی وزارت دادگستری حرف زدم

241
00:20:09,376 --> 00:20:12,475
‫و دلیل این‌که هیچ سابقه‌ای
‫از جان بیلی براون نیست

242
00:20:12,504 --> 00:20:15,436
‫اینه که اصلاً هیچ‌کس
‫بین هشت تا نُه صبح

243
00:20:15,465 --> 00:20:18,022
‫۲۵ جولای وارد بندر هامبورگ نشده

244
00:20:18,051 --> 00:20:20,721
‫که به نظرم خیلی بعیده

245
00:20:21,388 --> 00:20:22,639
‫یکی پاکش کرده؟

246
00:20:23,307 --> 00:20:26,489
‫یه آی‌پی خارج از سازمان شما
‫به داده‌ها دسترسی پیدا کرده

247
00:20:26,518 --> 00:20:29,742
‫که به «سوابیچ استراسه» ردیابی شده؟

248
00:20:29,771 --> 00:20:31,607
‫شوِبیشه اشتراسه؟

249
00:20:33,066 --> 00:20:34,318
‫شوِبیشه اشتراسه؟

250
00:20:44,494 --> 00:20:45,495
‫آره

251
00:20:48,582 --> 00:20:49,583
‫آره

252
00:20:51,460 --> 00:20:52,586
‫باهات تماس می‌گیرم

253
00:20:54,963 --> 00:20:57,549
‫تو بودی که سوابق هامبورگ رو پاک کردی

254
00:21:02,721 --> 00:21:05,361
‫- این بالاتر از سطح دسترسی اونه...
‫- شوِبیشه اشتراسه

255
00:21:05,390 --> 00:21:07,864
‫محل یه ساختمون کاملاً معمولیه

256
00:21:07,893 --> 00:21:10,158
‫که دولت آلمان به انگلیس داده

257
00:21:10,187 --> 00:21:14,274
‫برای عملیات‌های قابل انکار، درسته؟

258
00:21:14,942 --> 00:21:16,777
‫برای همین توی آلمان هستید، مگه نه؟

259
00:21:17,694 --> 00:21:19,834
‫جان بیلی براون دستِ ام‌آی‌فایوه

260
00:21:19,863 --> 00:21:22,157
‫و تو داری ازش محافظت می‌کنی

261
00:21:23,242 --> 00:21:24,297
‫چرا؟

262
00:21:24,326 --> 00:21:26,299
‫فکر نکنم متوجه وضعیت باشی

263
00:21:26,328 --> 00:21:28,218
‫یه نفر مُرده،

264
00:21:28,247 --> 00:21:32,417
‫و داریم به خبر جهانی تبدیل می‌شیم
‫به خاطر شما

265
00:21:34,670 --> 00:21:36,100
‫الان چیزی رو که می‌خوام بهم بده

266
00:21:36,129 --> 00:21:39,270
‫وگرنه به رسانه‌ها میگم که
‫بیلی براون دستِ اطلاعات انگلیسه

267
00:21:39,299 --> 00:21:42,261
‫و دارن با جون مردم بی‌گناه قمار می‌کنن

268
00:21:48,058 --> 00:21:49,518
‫چند دقیقه بیشتر نمونده کلارا

269
00:21:50,686 --> 00:21:52,020
‫چیزی رو که می‌خوام گیر آوردی؟

270
00:21:59,403 --> 00:22:01,280
‫متأسفم سم. هنوز داریم روش کار می‌کنیم

271
00:22:06,451 --> 00:22:08,370
‫- لَنگ
‫- فهمیدن اون دستِ ماست

272
00:22:09,621 --> 00:22:10,622
‫چطور؟

273
00:22:11,290 --> 00:22:13,292
‫دستگیرش کنین، یه عکس ازش بگیرین

274
00:22:14,209 --> 00:22:15,932
‫بفهمین کدوم خری حرف زده

275
00:22:15,961 --> 00:22:17,754
‫چشم رئیس

276
00:22:38,400 --> 00:22:40,485
‫- یه مهمون داریم
‫- دریافت شد

277
00:22:59,421 --> 00:23:04,092
‫خب، ام‌آی‌فایو اومده ببینه
‫اطلاعات آلمان چطور کار می‌کنه

278
00:23:13,352 --> 00:23:14,561
‫کجاست؟

279
00:23:19,316 --> 00:23:21,068
‫آدم حتی نمی‌تونه در آرامش بشاشه

280
00:23:30,077 --> 00:23:31,078
‫چیه؟

281
00:23:34,206 --> 00:23:35,249
‫چیه؟

282
00:23:36,542 --> 00:23:37,543
‫سم؟

283
00:23:38,669 --> 00:23:39,711
‫حق با تو بود

284
00:23:41,338 --> 00:23:44,883
‫جان بیلی براون اینجاست. توی برلین

285
00:23:48,887 --> 00:23:50,806
‫عکس رو بفرست به شماره‌ای که بهت دادم

286
00:23:51,431 --> 00:23:55,602
‫به‌محض این‌که دریافتش کنم
‫می‌تونیم در مورد ختم این غائله حرف بزنیم

287
00:24:14,955 --> 00:24:16,081
‫بفرما

288
00:24:24,673 --> 00:24:26,133
‫واقعاً خیلی افتضاحه

289
00:24:26,925 --> 00:24:30,429
‫خب، بعد از این ماجرا یه آبجو
‫و یه چیزبرگر دوبل مهمون منی

290
00:24:31,722 --> 00:24:33,015
‫وقتی همه چی تموم شد

291
00:24:34,308 --> 00:24:35,601
‫من گیاهخوارم

292
00:24:37,311 --> 00:24:39,563
‫شاید حتی به جلسه‌ی خیلی مهمت برسی

293
00:24:40,105 --> 00:24:41,648
‫من مشاور پایداری‌ام

294
00:24:43,817 --> 00:24:45,527
‫ولی واقعاً مزخرفه. فقط...

295
00:24:47,654 --> 00:24:49,531
‫سبزشویی برای شرکت‌های پولداره

296
00:24:50,157 --> 00:24:51,575
‫خب، وقتی این عکس رو بگیرم...

297
00:24:54,536 --> 00:24:55,996
‫می‌تونی هرکاری می‌خوای بکنی

298
00:25:02,669 --> 00:25:03,754
‫یه چیزی دریافت کردم

299
00:25:09,510 --> 00:25:10,510
‫گرفتی؟

300
00:25:13,263 --> 00:25:14,264
‫آره

301
00:25:18,769 --> 00:25:22,439
‫خودشه سم؟ همین رو می‌خواستی، درسته؟

302
00:25:23,857 --> 00:25:27,402
‫بله. مرسی کلارا

303
00:26:01,645 --> 00:26:02,646
‫خب...

304
00:26:03,522 --> 00:26:06,663
‫نلسون مستقیم با سفارت تماس گرفت؟

305
00:26:06,692 --> 00:26:08,235
‫با تصاویر دوربین مداربسته؟

306
00:26:10,195 --> 00:26:11,196
‫بله

307
00:26:16,368 --> 00:26:18,078
‫تو تازه‌کاری

308
00:26:18,871 --> 00:26:22,749
‫بذار حدس بزنم،
‫توی سفارت کسی تو رو جدی نمی‌گیره

309
00:26:23,792 --> 00:26:27,129
‫آدمای نامتعارف و عجیب‌غریب رو
‫بهت ترجیح میدن

310
00:26:28,685 --> 00:26:32,480
‫بیلی براون دست شما چیکار می‌کنه؟
‫چرا هنوز زندانیش نکردید؟

311
00:26:37,592 --> 00:26:40,907
‫داشتیم با سرویس اطلاعات آلمان
‫همکاری می‌کردیم تا ببریمش بریتانیا

312
00:26:41,119 --> 00:26:42,902
‫از اون متهم‌هاییه که احتمال فرارش بالاست

313
00:26:42,927 --> 00:26:44,915
‫واسه همین باید بی سر و صدا پیش می‌رفتیم

314
00:26:45,903 --> 00:26:49,381
‫انتقالش میدیم به بریتانیا،
‫و اونجا زندانی میشه

315
00:26:51,028 --> 00:26:53,585
‫فقط باید قبلش اوضاع رو
‫یه سر و سامونی بدم

316
00:26:54,114 --> 00:26:55,115
‫درسته

317
00:26:55,741 --> 00:26:59,090
‫بگذریم، فکرش هم نمی‌کردی نلسون

318
00:26:59,115 --> 00:27:00,888
همچین روز هیجان‌انگیزی برات رقم بزنه، نه؟

319
00:27:01,080 --> 00:27:05,763
‫و خب، بعداً قدر وضعیتی که
‫توش بودی رو می‌فهمی، خانم تاچر

320
00:27:07,920 --> 00:27:09,133
‫من و سم...

321
00:27:10,047 --> 00:27:11,912
‫هر دو خواسته‌ی مشترکی داریم

322
00:27:14,259 --> 00:27:17,721
‫این که بیلی براون
‫بابت کاری که کرده محاکمه بشه

323
00:27:20,400 --> 00:27:25,400
‫« د‌یجی‌ مو‌ویز‌ »

324
00:27:54,132 --> 00:27:55,717
توی موقعیتم‫

325
00:27:56,301 --> 00:27:57,761
‫حواسم بهش هست

326
00:28:01,181 --> 00:28:02,975
‫باشه، دریافت شد

327
00:28:29,383 --> 00:28:30,593
‫اینجا رو

328
00:28:40,762 --> 00:28:42,598
‫ممکنه چیزی باشه؟

329
00:28:44,766 --> 00:28:45,766
‫چطور ممکنه؟

330
00:28:52,316 --> 00:28:54,318
‫پس دود از کجا میاد؟

331
00:29:09,666 --> 00:29:13,017
‫می‌تونم دوچرخه‌فروشی،
‫یا آبمیوه‌فروشی باز کنم

332
00:29:14,755 --> 00:29:15,810
‫آره

333
00:29:15,839 --> 00:29:17,687
‫برلین به اینجور مغازه‌ها نیاز داره

334
00:29:17,716 --> 00:29:20,052
‫یه دوچرخه‌فروشی که توش آبمیوه بدن

335
00:29:22,113 --> 00:29:26,352
‫خیلی‌خب، سم. عکس هم فرستادیم. حالا چی؟

336
00:29:27,017 --> 00:29:28,018
‫من...

337
00:29:28,766 --> 00:29:32,269
‫سم؟
‫« خوبه. حالا بیارش تو قطار »

338
00:29:34,277 --> 00:29:35,537
‫صدام رو می‌شنوی؟

339
00:29:45,577 --> 00:29:46,870
‫سم؟

340
00:29:55,796 --> 00:29:57,047
‫سم؟

341
00:29:59,049 --> 00:30:00,050
‫صدام رو می‌شنوی؟

342
00:30:04,930 --> 00:30:07,182
‫خواسته‌ی بعدیم اینه که
‫جان بیلی براون رو بیارید پیش من

343
00:30:09,643 --> 00:30:11,229
‫وگرنه بلایی که سر فرِدی اومد...

344
00:30:14,022 --> 00:30:15,561
‫سر یکی دیگه میاد

345
00:30:15,776 --> 00:30:17,208
‫نیازی به این کار نیست

346
00:30:17,233 --> 00:30:18,623
‫چون من پیشنهاد بهتری دارم

347
00:30:18,652 --> 00:30:19,862
‫گندش بزنن

348
00:30:22,079 --> 00:30:24,341
‫دستور میدم جان بیلی براون رو

349
00:30:24,366 --> 00:30:27,369
‫- امروز به دادسرای عمومی ببرن
‫- ایدا، چی؟

350
00:30:29,496 --> 00:30:31,125
‫با پوشش رسانه‌ایِ کامل

351
00:30:31,542 --> 00:30:33,288
‫به دست عدالت سپرده میشه

352
00:30:33,500 --> 00:30:35,836
‫عدالت واقعی، بابت کاری که کرد

353
00:30:38,255 --> 00:30:39,798
‫قسم می‌خورم این کار رو برات بکنم

354
00:30:41,633 --> 00:30:42,634
‫برای پسرت

355
00:30:43,677 --> 00:30:45,262
‫تو هم همین رو می‌خوای، مگه نه؟

356
00:30:51,185 --> 00:30:52,728
‫ولی این چیزی نیست که درخواست کردم

357
00:30:54,563 --> 00:30:55,689
‫پس بیاریدش پیش من

358
00:31:01,212 --> 00:31:03,620
‫اینجوری که خوب میشه، مگه نه؟

359
00:31:04,615 --> 00:31:07,964
‫اگه این یارو واقعاً پسرت رو کشته،
‫می‌تونی بگی خون جلوی چشمت رو گرفته بود

360
00:31:07,993 --> 00:31:10,300
‫- بهت سخت نمی‌گیرن
‫- تو متوجه نیستی

361
00:31:10,329 --> 00:31:12,039
‫پیشنهادش رو قبول کن

362
00:31:17,294 --> 00:31:19,755
‫فکر کردی من همچین آدمی‌ام؟

363
00:31:22,299 --> 00:31:26,193
‫فکر کردی اگه دلم بخواد،
‫می‌تونم بذارم بری؟ ولی نمی‌تونم

364
00:31:26,720 --> 00:31:29,270
‫چون هیچ کدوم از اینا کار من نیست

365
00:31:36,813 --> 00:31:38,440
‫این مادر پسرمه

366
00:31:47,115 --> 00:31:49,117
‫- خب؟
‫- این آدما...

367
00:31:50,118 --> 00:31:52,217
‫می‌خوان پلیس باورش بشه که
‫همه‌ی اینا زیر سر توئه؟

368
00:31:52,246 --> 00:31:53,580
‫واسه همین امروز رو انتخاب کردن

369
00:31:55,457 --> 00:31:56,667
‫توی سالگرد پسرم

370
00:31:59,169 --> 00:32:02,256
‫این آدما پسرم رو کشتن
‫و حالا می‌خوان مادرش هم بکشن

371
00:32:47,134 --> 00:32:49,845
‫- همه چی روبراهه، رفیق؟
‫- راهت رو گم کردی؟

372
00:32:51,013 --> 00:32:53,932
‫نه، نه. فقط دارم از منظره لذت می‌برم

373
00:33:36,266 --> 00:33:38,570
‫آتش‌نشانی میگه
‫آتیش از سطل زباله شروع شده

374
00:33:40,062 --> 00:33:41,063
‫خیلی‌خب

375
00:34:03,919 --> 00:34:05,921
‫پس دوربین‌ها رو خودش قطع کرد؟

376
00:34:09,343 --> 00:34:10,532
‫بمبی منفجر نشده؟

377
00:34:10,988 --> 00:34:13,310
‫اینطور به نظر میاد.
‫به زودی اطلاعات بیشتری دستگیرمون میشه.

378
00:34:18,183 --> 00:34:19,436
‫خبر جدیدی نشده؟

379
00:34:19,717 --> 00:34:21,089
‫ما رو گول زد

380
00:34:21,520 --> 00:34:24,394
‫انفجاری در کار نبود،
‫پس، راحت باش

381
00:34:24,720 --> 00:34:26,887
‫می‌تونی بگی: «بهت که گفته بودم»

382
00:34:26,912 --> 00:34:29,502
‫نیروها توی ایستگاه بعدی توی موقعیت هستن

383
00:34:33,907 --> 00:34:37,244
‫اگه واقعاً داره بلوف می‌زنه،
‫وقتشه که کنترل رو بدست بگیریم

384
00:34:50,007 --> 00:34:51,175
‫حالت خوبه؟

385
00:34:52,217 --> 00:34:54,428
‫فوت و فنی داره که نمی‌دونم؟

386
00:34:54,928 --> 00:34:56,985
‫آره، اسمش ارّه‌برقیه

387
00:34:58,140 --> 00:35:00,017
‫احیاناً تاکسی سفارش ندادی، درسته؟

388
00:35:02,060 --> 00:35:03,954
‫- نه، چطور؟
‫- برام سؤال بود، چون...

389
00:35:03,980 --> 00:35:05,649
‫یه یارویی سر جاده‌ست

390
00:35:06,940 --> 00:35:09,205
‫- کدوم یارو؟
‫- یه احمقی که سوار شاسی‌بلند مشکیه

391
00:35:09,234 --> 00:35:10,904
‫خیلی شیک و پیک بود،
‫نمی‌خورد اینجایی باشه

392
00:35:10,929 --> 00:35:12,639
‫احتمالاً چیز خاصی نیست

393
00:36:00,177 --> 00:36:02,277
‫« برلین، ایستگاه هاوپت‌بانهوف »

394
00:36:02,496 --> 00:36:04,511
‫- وینتر صحبت می‌کنه
‫- ما یه گوشی یه‌بارمصرف

395
00:36:04,540 --> 00:36:06,031
‫توی آپارتمان بمب‌ساز پیدا کردیم

396
00:36:06,056 --> 00:36:08,938
‫آخرین شماره‌ای که
‫باهاش تماس گرفته سم نلسون بوده

397
00:36:11,588 --> 00:36:13,807
‫توی الکساندرپلاتز آتیش‌سوزی شده بود

398
00:36:13,832 --> 00:36:15,677
‫انگاری کل ماجرا سرکاریه

399
00:36:15,702 --> 00:36:17,273
‫نه، نه، نه. امکان نداره

400
00:36:17,302 --> 00:36:20,093
‫هیچ بمبی توی کیفی که گروگان داشت نبود

401
00:36:20,118 --> 00:36:22,529
‫خوب گوش بده چی میگم.
‫یه بمب در کاره.

402
00:36:22,558 --> 00:36:25,394
‫اگه توی کیف نبوده،
‫پس حتماً یه جای دیگه‌ست

403
00:36:32,860 --> 00:36:34,916
‫الان این فرصت رو داری تا کار رو یه‌سره کنی

404
00:36:34,945 --> 00:36:36,125
‫من تک‌تیرانداز نمی‌فرستم

405
00:36:36,154 --> 00:36:38,600
‫- اگه یه بمب دیگه‌ای در کار باشه...
‫- تک‌تیرانداز نه

406
00:36:40,409 --> 00:36:42,536
‫بذار رو در رو باهاش صحبت کنم

407
00:36:43,453 --> 00:36:45,831
‫بذار بدون خون و خون‌ریزی
‫قال قضیه رو بکنم

408
00:36:47,490 --> 00:36:48,760
‫خطریه

409
00:36:50,127 --> 00:36:53,112
‫بذار یه جاسوسِ کهنه‌کار
‫وارد حوزه‌ی کاری خودش بشه

410
00:36:55,424 --> 00:36:57,980
‫من ۳۰ سال با قاتل‌ها سر و کله زدم

411
00:36:58,886 --> 00:37:00,971
‫سم نلسون قاتل نیست

412
00:37:16,612 --> 00:37:17,880
‫۳۵ دقیقه

413
00:37:19,246 --> 00:37:20,300
‫چی؟

414
00:37:20,449 --> 00:37:23,089
‫تو گفتی ظرف ۳۰ دقیقه
‫متوجه‌ی بلوف‌مون میشن

415
00:37:23,118 --> 00:37:24,494
‫الان ۳۵ دقیقه گذشته

416
00:37:27,956 --> 00:37:29,269
‫از کجا بفهمیم که...

417
00:37:30,125 --> 00:37:31,585
‫که از ماجرا بو بردن یا نه؟

418
00:37:42,596 --> 00:37:44,986
‫- حالم از اینجا به هم می‌خوره
‫- چی شد؟

419
00:37:45,015 --> 00:37:46,517
‫حالا جوابت رو گرفتی؟

420
00:38:00,030 --> 00:38:02,115
‫همگی آروم باشید، خب؟
‫بچه‌ها، آروم باشید

421
00:38:03,141 --> 00:38:04,532
‫اگه لازم شد،
از گوشی‌هاتون استفاده کنید

422
00:38:06,327 --> 00:38:08,518
‫همگی... آرامش خودمون رو حفظ می‌کنیم

423
00:38:09,164 --> 00:38:10,803
‫آقا، آقا، چی شده؟ گیر افتادیم؟

424
00:38:10,832 --> 00:38:12,632
‫آرامش خودتون رو حفظ کنید

425
00:38:12,657 --> 00:38:14,158
‫چه بلایی سر برق اومد؟

426
00:38:15,056 --> 00:38:17,792
مکانیزم خودایمنیه. سیستمش خودکاره

427
00:38:18,465 --> 00:38:20,342
‫به خاطر آتیش‌سوزی فعال شد

428
00:38:22,135 --> 00:38:24,550
‫داریم تلاش می‌کنیم برق رو وصل کنیم

429
00:38:24,575 --> 00:38:26,869
‫چقدر طول می‌کشه؟

430
00:38:27,516 --> 00:38:28,600
‫یه چند دقیقه‌ای

431
00:38:29,632 --> 00:38:33,190
‫گوش بده چی میگم.
‫اگه این قطار خیلی زود حرکت نکنه،

432
00:38:33,215 --> 00:38:36,302
‫تو مسئول تبعات بعدش هستی

433
00:38:40,445 --> 00:38:41,650
‫متوجه شدم

434
00:38:42,281 --> 00:38:44,133
‫به همه‌ی درخواست‌هات رسیدگی میشه

435
00:38:44,984 --> 00:38:48,111
‫فقط یکم زمان می‌خوایم تا برق رو وصل کنیم

436
00:38:54,209 --> 00:38:55,348
‫دیگه وصلش نمی‌کنن

437
00:38:55,377 --> 00:38:57,392
‫قطعیِ برق همه چی رو مختل می‌کنه؟

438
00:38:57,417 --> 00:38:59,735
‫آره. نه وای‌فای داریم،
‫نه پیام‌های رادیوییِ زنده

439
00:39:00,007 --> 00:39:01,532
‫هیچ راه ارتباطی‌ای نداریم

440
00:39:04,511 --> 00:39:05,650
‫تنها یه چیزی...

441
00:39:05,679 --> 00:39:07,139
‫هی، هی، هی. چیکار می‌کنی؟

442
00:39:07,545 --> 00:39:10,902
‫کلیدِ برق اضطراریه. ایناهاش

443
00:39:18,025 --> 00:39:20,206
‫- وای‌فای و آنتن‌ها قطع شدن
‫- امکان نداره

444
00:39:20,235 --> 00:39:21,416
‫گندش بزنن

445
00:39:21,445 --> 00:39:23,822
‫راهی نیست که خودمون برق رو وصل کنیم؟

446
00:39:24,865 --> 00:39:26,957
‫نه. راهی نیست.
‫ساختارش متمرکزه.

447
00:39:27,534 --> 00:39:31,050
‫چیزِ بدردبخوری نداریم؟

448
00:39:31,079 --> 00:39:34,547
‫یه بمب واقعی، یا سلاحی؟

449
00:39:34,572 --> 00:39:37,200
‫مُهره‌ی نفوذی‌شون رو که مسلح نمی‌کنن

450
00:39:37,586 --> 00:39:38,587
‫یعنی هیچی بهت ندادن؟

451
00:39:39,796 --> 00:39:41,089
‫ما داریم پوکر بازی می‌کنیم

452
00:39:41,988 --> 00:39:43,710
‫لازم نیست واسه برنده شدن
‫بهترین دست رو داشته باشی،

453
00:39:43,735 --> 00:39:45,205
‫فقط کافیه بهتر از بقیه بلوف بزنی

454
00:39:47,513 --> 00:39:49,181
‫اگه بفهمن داری بلوف می‌زنی چی؟

455
00:39:49,994 --> 00:39:51,207
‫اونوقت چی میشه؟

456
00:39:52,017 --> 00:39:53,769
‫باید جدی جدی بمیرم؟

457
00:40:07,824 --> 00:40:08,992
‫ببخشید

458
00:40:11,065 --> 00:40:12,871
‫شب‌ها قطارها رو کجا نگه می‌دارن؟

459
00:40:12,896 --> 00:40:15,254
‫اموال گمشده توی رودولف‌اشتراسه‌ست

460
00:40:19,545 --> 00:40:20,963
‫من دنبال بمب می‌گردم

461
00:40:34,017 --> 00:40:37,700
‫خانم‌ها و آقایون.
‫ایستگاه تعطیل می‌باشد.

462
00:40:37,729 --> 00:40:39,481
‫لطفاً از نزدیک‌ترین خروجی خارج شوید

463
00:40:55,539 --> 00:40:59,013
‫خانم‌ها و آقایون.
‫ایستگاه تعطیل می‌باشد.

464
00:40:59,042 --> 00:41:01,128
‫لطفاً از نزدیک‌ترین خروجی خارج شوید

465
00:41:16,143 --> 00:41:19,062
‫مطمئنی دیشب همینجا بود؟

466
00:41:19,435 --> 00:41:20,561
‫آره

467
00:41:43,879 --> 00:41:45,881
‫اون برفه؟

468
00:42:18,539 --> 00:42:19,802
‫آقا، من باید از قطار پیاده شم

469
00:42:19,831 --> 00:42:21,763
‫- همین الان
‫- خیلی طول نمی‌کشه

470
00:42:21,792 --> 00:42:24,126
‫دو ساعته همین رو می‌گید
‫و همه می‌دونیم کسشعره

471
00:42:24,586 --> 00:42:27,769
‫دارن حرف از بمب می‌زنن، آقا.
‫من می‌ترسم.

472
00:42:27,798 --> 00:42:30,021
‫گوش کن، ما... ما همه ترسیدیم

473
00:42:30,050 --> 00:42:31,885
‫خب؟ همه ترسیدیم

474
00:42:34,513 --> 00:42:35,806
‫گندش بزنن

475
00:42:37,391 --> 00:42:38,392
‫من...

476
00:42:39,810 --> 00:42:40,811
‫باید باهات صحبت کنم

477
00:42:41,520 --> 00:42:42,938
‫بیرون، توی تونل

478
00:42:46,024 --> 00:42:47,109
‫من چی؟

479
00:42:48,402 --> 00:42:50,542
‫تو خاطرجمع شو که تونل امنه و...

480
00:42:50,571 --> 00:42:53,878
‫مثل دفعه‌ی قبل مسیر رو نبستن.
‫خب؟ می‌خوام یکم دیگه...

481
00:42:53,907 --> 00:42:55,896
‫اینجا بمونی، خب؟

482
00:42:56,207 --> 00:42:57,835
‫همه چی زود تموم میشه، مگه نه؟

483
00:42:58,495 --> 00:42:59,496
‫هی

484
00:43:00,956 --> 00:43:03,586
‫به تو یا هیچ کسِ دیگه‌ای
‫توی این قطار آسیبی نمی‌رسونم

485
00:43:04,251 --> 00:43:06,266
‫ولی ازت می‌خوام که بهم اعتماد کنی

486
00:43:06,295 --> 00:43:10,799
‫اگه این کار رو بکنی،
‫قول میدم همه صحیح و سالم برگردن خونه

487
00:43:32,905 --> 00:43:36,200
‫پس، می‌خوای ببینی باز
‫راهمون رو سد نکرده باشن؟

488
00:43:36,700 --> 00:43:40,037
‫نه. ولی توی قطار حواس‌شون بهمون هست

489
00:43:41,421 --> 00:43:42,630
‫نمی‌دونم چجوری...

490
00:43:43,084 --> 00:43:44,600
‫ولی صدامون رو می‌شنون

491
00:43:47,121 --> 00:43:49,903
‫الان که برق رفته و توی تاریکی هستیم،
‫فکر کنم بتونیم قال قضیه رو بکنیم

492
00:43:50,150 --> 00:43:51,535
‫چطور می‌خوای این کار رو بکنی؟

493
00:43:51,560 --> 00:43:53,296
‫خط ثابت داری؟

494
00:43:53,926 --> 00:43:55,054
‫منظورم توی تونل‌هاست

495
00:43:55,079 --> 00:43:56,274
‫آره. هر ۵۰۰ متر...

496
00:43:56,303 --> 00:43:58,568
‫- یه باجه هست
‫- خیلی‌خب

497
00:43:58,597 --> 00:44:01,529
‫می‌خوام سریع بری
‫سمت یکی از این باجه‌ها

498
00:44:01,558 --> 00:44:04,199
‫یه پلیس بریتانیایی رو بیاری پشت خط

499
00:44:04,228 --> 00:44:08,661
‫خب؟ بعد بهش بگی جونِ
‫مارشا اسمیت نلسون در خطره

500
00:44:08,690 --> 00:44:10,997
‫خیلی‌خب، مارشا اسمیت نلسون

501
00:44:11,026 --> 00:44:12,444
‫این همون...

502
00:44:13,153 --> 00:44:15,489
‫- مادر پسرته؟
‫- آره، خودشه

503
00:44:18,110 --> 00:44:21,663
‫بگو اگه مارشا جاش امن باشه،
‫همه صحیح و سالم برمی‌گردن خونه‌شون

504
00:44:22,412 --> 00:44:23,468
‫خیلی‌خب

505
00:44:23,497 --> 00:44:25,165
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

506
00:44:27,000 --> 00:44:28,710
‫- گندش بزنن
‫- ببخشید

507
00:44:32,214 --> 00:44:33,394
‫اون چیه؟

508
00:44:33,594 --> 00:44:34,595
‫کدوم؟

509
00:44:36,489 --> 00:44:38,994
‫سم، جواب بده. صدام رو می‌شنوی؟

510
00:44:39,642 --> 00:44:40,642
‫سم؟

511
00:44:42,362 --> 00:44:43,931
‫اوتو، چه خبر شده؟

512
00:44:54,340 --> 00:44:55,500
‫ای بر پدرش...

513
00:44:57,698 --> 00:44:59,254
‫چی شده؟

514
00:44:59,283 --> 00:45:00,284
‫چی اونجاست؟

515
00:45:07,833 --> 00:45:10,207
‫بهم گفتن اگه موفق نشم، مارشا می‌میره

516
00:45:11,253 --> 00:45:13,782
‫ظاهراً... همگی با هم می‌میریم

517
00:45:15,591 --> 00:45:18,051
‫- به نظرم درها رو باز کنیم
‫- خطرناکه، بچه‌ها

518
00:45:19,344 --> 00:45:20,692
‫اگه برق وصل شه...

519
00:45:20,721 --> 00:45:22,277
‫ریسکش رو به جون می‌خرم، ممنون

520
00:45:22,306 --> 00:45:24,169
‫خیلی‌خب، فران.
‫ناخنت رو بکن توش...

521
00:45:24,641 --> 00:45:28,116
‫- هی، هی. مردم رو به کشتن میدی
‫- بکش کنار!

522
00:45:28,145 --> 00:45:30,397
‫هی! چیکار می‌کنی؟

523
00:45:47,300 --> 00:45:49,676
‫وایسا. اوتو، بیا اینجا

524
00:45:49,701 --> 00:45:50,902
‫اوتو

525
00:45:54,009 --> 00:45:55,535
‫اوتو، صدام رو می‌شنوی؟

526
00:45:56,965 --> 00:45:58,383
‫چرا جواب نمیدی؟

527
00:46:04,640 --> 00:46:06,112
‫کسی اونجاست؟

528
00:46:06,141 --> 00:46:07,768
‫- الو؟
‫- الو؟

529
00:46:09,037 --> 00:46:10,374
‫- الو؟
‫- الو؟

530
00:46:10,896 --> 00:46:13,745
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- گفتی برم. هنوز وقت واسه رفتن هست

531
00:46:13,774 --> 00:46:16,998
‫- برم به پلیس خبر بدم
‫- نه. فکرش هم نکن. فهمیدی؟

532
00:46:17,027 --> 00:46:19,655
‫می‌بینی چند نفر توی قطارن؟
‫مسافرها رو می‌بینی؟

533
00:46:20,113 --> 00:46:21,489
‫خب؟

534
00:46:23,116 --> 00:46:24,660
‫فقط باید به مسیر ادامه بدیم

535
00:46:26,537 --> 00:46:28,676
‫چطوری؟ میگی فِرِدی رو بکشیم؟

536
00:46:28,705 --> 00:46:30,544
‫اونقدر بهم پول نمیدن که آدم بکشم

537
00:46:30,832 --> 00:46:32,376
‫- ولم کن
‫- هی، گوش کن

538
00:46:33,176 --> 00:46:35,887
‫کسی قراره نیست امروز بمیره

539
00:46:53,953 --> 00:46:57,985
‫اگه می‌خوای کمک کنی
‫و نمی‌تونی حرفی بزنی...

540
00:46:58,010 --> 00:47:01,013
‫دکمه‌ی سبز رو فشار بده

541
00:47:11,623 --> 00:47:15,299
‫هی! وایسا... نه... نه...

542
00:47:22,050 --> 00:47:24,344
‫لعنتی! هی!

543
00:47:27,181 --> 00:47:28,181
‫وایسا!

544
00:47:35,439 --> 00:47:36,619
‫بزن تمومش کن!

545
00:47:36,648 --> 00:47:38,913
‫خلاصم کن، لامصب!
‫برام مهم نیست!

546
00:47:38,942 --> 00:47:43,084
‫اگه به حرفم گوش بدی،
‫همه چی خیلی خوب پیش میره

547
00:47:43,113 --> 00:47:44,698
‫کی اجیرت کرده؟

548
00:47:50,829 --> 00:47:52,122
‫چه خبر شده؟

549
00:48:13,894 --> 00:48:15,020
‫بیا!

550
00:48:15,938 --> 00:48:17,648
‫- بجنب!
‫- باشه

551
00:48:31,537 --> 00:48:32,712
‫ریدم توش...

552
00:48:33,622 --> 00:48:35,045
‫چه غلطی کردن؟

553
00:48:37,000 --> 00:48:39,641
‫- چرا... چرا این کار رو کردی؟
‫- برگرد سر جات

554
00:48:39,670 --> 00:48:41,088
‫نه. نه، چرا...

555
00:49:09,241 --> 00:49:10,367
‫متأسفم اینجوری شد

556
00:49:15,038 --> 00:49:18,876
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

557
00:49:47,960 --> 00:49:49,260
‫« ایستگاه شون‌لاین‌اشتراسه »

558
00:50:06,802 --> 00:50:08,292
‫قطار کجاست؟

559
00:50:08,317 --> 00:50:10,940
‫انتهای تونله. صد متر فاصله داره

560
00:50:10,969 --> 00:50:12,971
‫- تیم، حرکت کنید
‫- دنبالم بیاید

561
00:50:14,003 --> 00:50:16,060
‫فاصله نگیرید. نزدیک به هم باشید

562
00:50:17,851 --> 00:50:19,102
‫پشت سرم بمونید

563
00:50:19,645 --> 00:50:21,551
‫اگه اتفاقی افتاد، شما رو خارج می‌کنیم

564
00:50:24,399 --> 00:50:25,484
‫از این سمت

565
00:50:33,158 --> 00:50:34,785
‫توی موقعیت هستن

566
00:50:37,079 --> 00:50:38,760
‫فیبر داره به قطار نزدیک میشه

567
00:50:38,789 --> 00:50:41,280
‫گروه ۹ حفاظت مرزی پلیس فدرال
‫مستقر شدن تا اون رو پوشش بدن

568
00:50:43,584 --> 00:50:45,530
‫امیدوارم تصمیم درستی گرفته باشیم

569
00:50:47,923 --> 00:50:50,903
‫من رو به ولف وصل کنید.
‫شاید فیبر اونجا باشه، ولی این عملیاتِ منه.

570
00:50:50,928 --> 00:50:51,928
‫سم چی؟

571
00:50:53,804 --> 00:50:54,930
‫اون چی میشه؟

572
00:50:58,851 --> 00:51:02,011
‫دغدغه‌ی اصلی من
‫اون ۲۰۰تا مسافرِ قطارن

573
00:51:08,527 --> 00:51:09,528
‫عقب وایسید

574
00:51:11,029 --> 00:51:12,030
‫طوری نیست

575
00:51:28,881 --> 00:51:30,007
‫سم

576
00:51:30,507 --> 00:51:32,486
‫منم، پیتر فیبر

577
00:51:32,511 --> 00:51:34,471
‫بیا باهام صحبت کن، سم

578
00:51:35,679 --> 00:51:37,264
‫بیا مشکلات رو حل کنیم

579
00:51:38,265 --> 00:51:40,350
‫می‌دونم تو قاتل نیستی، سم

580
00:51:45,105 --> 00:51:47,118
‫نمی‌خوای یه تار مو از سر کسی کم شه

581
00:51:51,987 --> 00:51:55,503
‫می‌دونم تو فقط یه پدری که داغِ بچه دیده

582
00:51:55,532 --> 00:51:57,743
‫یالا، بیا جلوتر

583
00:52:02,873 --> 00:52:04,041
‫روی سکو

584
00:52:04,499 --> 00:52:05,499
‫اون چیه؟

585
00:52:06,001 --> 00:52:07,878
‫همینجا بمونید، میریم بررسی کنیم

586
00:52:09,338 --> 00:52:11,340
‫یه موردی مشاهده کردیم.
‫یکی روی سکوئه.

587
00:52:11,895 --> 00:52:14,022
‫منظورتون چیه؟ کی؟

588
00:52:14,051 --> 00:52:15,886
‫بیاید جلو. هوای من رو داشته باشید

589
00:52:16,595 --> 00:52:19,007
‫ولف، صدای من رو داری؟
‫کی روی سکوئه؟

590
00:52:19,389 --> 00:52:22,017
‫همون مسافره‌ست.
‫اونی که کیف دستش بود.

591
00:52:23,977 --> 00:52:25,479
‫چی؟ زنده‌ست؟

592
00:52:28,273 --> 00:52:29,566
‫منفیه

593
00:52:31,568 --> 00:52:32,653
‫حالا چی؟

594
00:52:37,866 --> 00:52:43,269
‫کلارا، بهت هشدار دادم
‫آتیش تبعاتش دامن‌تون رو می‌گیره

595
00:52:43,705 --> 00:52:44,706
‫سم

596
00:52:45,384 --> 00:52:47,049
‫می‌خوام همین الان این داستان تموم شه

597
00:52:47,074 --> 00:52:48,479
‫مطمئنم تو هم همین رو می‌خوای

598
00:52:48,504 --> 00:52:50,214
‫کاش به همین آسونی بود

599
00:52:50,921 --> 00:52:53,966
‫این قطار پر از مواد منفجره‌ست

600
00:52:54,591 --> 00:52:56,635
‫برق رو وصل کنید و بذارید برم

601
00:52:57,109 --> 00:53:00,148
‫وگرنه جنازه‌های بیشتری
‫روی دست‌تون می‌مونه

602
00:53:08,055 --> 00:53:09,278
‫چی شد؟

603
00:53:11,358 --> 00:53:13,777
‫آهای! چی شد؟

604
00:53:18,115 --> 00:53:19,700
‫پدرمون رو در آوردی تا وصلش کنی

605
00:53:34,997 --> 00:53:44,997
« ترجمه از سینا صداقت و امیر فرحناک »
<font color="#00ffff">‫.:: SinCities & FarahSub ::.</font>

606
00:53:49,396 --> 00:53:51,180
‫به ما دستور دادن دست نگه داریم

607
00:53:53,558 --> 00:53:54,559
‫گوش کنید!

608
00:53:55,444 --> 00:53:57,863
‫باید بذاریم قطار عبور کنه

609
00:54:47,487 --> 00:54:57,487
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

610
00:54:57,589 --> 00:55:00,589
‫♪ Otis Redding - Mr. Pitiful ♪

611
00:55:00,999 --> 00:55:10,999
www.TalaFilm.Top