1
00:00:00,500 --> 00:00:05,500
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:20,000 --> 00:00:22,125
‫ای ریدم توش! اُه!

3
00:00:22,791 --> 00:00:25,250
‫کیر توش! گندش بزنن!

4
00:00:25,333 --> 00:00:27,375
‫نتونستی انجامش بدی.
‫تو که نتونستی انجامش بدی لامصب، مگه نه؟

5
00:00:27,458 --> 00:00:29,791
‫فقط شلیک کن.
‫همینه. فقط...

6
00:00:29,875 --> 00:00:32,375
‫از کون بگاش! دمت گرم.

7
00:00:32,458 --> 00:00:33,833
‫لعنتی!

8
00:00:36,833 --> 00:00:38,333
‫مدت زیادی طول کشید،

9
00:00:38,833 --> 00:00:41,750
‫اما حالا می‌فهمم
‫چرا اوضاع خراب شد.

10
00:00:43,041 --> 00:00:44,791
‫همه‌ش به اینجا ختم می‌شه.

11
00:00:44,875 --> 00:00:46,500
‫به این مکان.

12
00:00:47,250 --> 00:00:49,833
‫به آدم‌هایی که
‫کاری رو کردن که نباید می‌کردن.

13
00:00:57,250 --> 00:00:58,791
‫هوم.

14
00:01:15,125 --> 00:01:17,041
‫با کلاس باش، زویی.

15
00:01:35,333 --> 00:01:36,416
‫ریدم.

16
00:01:52,875 --> 00:01:53,958
‫سلام، جک.

17
00:01:54,958 --> 00:01:55,791
‫جک؟

18
00:01:56,541 --> 00:01:57,375
‫جک؟

19
00:01:59,041 --> 00:02:00,333
‫حالت خوبه؟

20
00:02:03,666 --> 00:02:04,666
‫آنا!

21
00:02:09,125 --> 00:02:10,500
‫- چی؟
‫- باورنکردنیه.

22
00:02:10,583 --> 00:02:12,750
‫هنوز از آزار دادن من لذت می‌بری، هوم؟

23
00:02:12,833 --> 00:02:14,625
‫- فقط عاشقشی، مگه نه؟
‫- بس کن دیگه درام درست نکن.

24
00:02:14,708 --> 00:02:16,833
‫هر فرصتی که دستت بیاد،
‫به من خیانت می‌کنی؟

25
00:02:16,916 --> 00:02:19,541
‫با توجه به ماهیت جرم، این یه کم اغراق‌آمیزه.

26
00:02:19,625 --> 00:02:21,791
‫"به من اعتماد کن، جک.
‫قول می‌دم بهت، جک."

27
00:02:21,875 --> 00:02:25,125
‫- من هیچ‌وقت نگفتم "به من اعتماد کن".
‫- نیازی نداشتی بگی. استنباط می‌شد!

28
00:02:27,000 --> 00:02:29,250
‫ببین، من یه کم این اطراف می‌مونم،

29
00:02:29,333 --> 00:02:31,500
‫پس بیا سعی کنیم با هم کنار بیایم، باشه؟

30
00:02:31,583 --> 00:02:34,208
‫کنار بیایم، هوم؟ اون اینجاست؟

31
00:02:34,708 --> 00:02:36,166
‫- کی؟
‫- دوست‌پسرِت؟

32
00:02:36,250 --> 00:02:37,500
‫فیلم‌بردارم؟

33
00:02:37,583 --> 00:02:39,500
‫هر چی، فیلم‌بردار.

34
00:02:39,583 --> 00:02:42,625
‫بهت بگم، کاری که امروز داشت می‌کرد
‫یه جورایی الهام‌بخش بود.

35
00:02:42,708 --> 00:02:45,125
‫مطمئن نیستم داشت به چی اشاره می‌کرد.
‫مطمئنم که به خبر اشاره نمی‌کرد.

36
00:02:45,208 --> 00:02:47,708
‫این خنده‌داره؟ این بامزه هست؟

37
00:02:47,791 --> 00:02:50,833
‫متاسفم، این تصور رو نداشتم
‫که تو قراره مجرد مونده باشی.

38
00:02:51,958 --> 00:02:54,750
‫خدا پیغمبری. من باید چیکار می‌کردم؟
‫دقیقاً چی می‌خوای که من انجام بدم؟

39
00:02:54,833 --> 00:02:57,083
‫که بایستم و نگاه کنم؟
‫قرار بود منتظرت بمونم؟

40
00:02:57,166 --> 00:03:00,083
‫آره، دقیقاً همون گوهیه که باید می‌خوردی!

41
00:03:03,583 --> 00:03:06,500
‫خب، فرض کنیم من اون کار رو کرده بودم،
‫آیا فرقی می‌کرد؟

42
00:03:09,375 --> 00:03:10,416
‫نمی‌دونم.

43
00:03:10,958 --> 00:03:12,750
‫آره.

44
00:03:17,416 --> 00:03:20,375
‫ببین، ببین، شاید تو درست می‌گی.
‫شاید باید فقط...

45
00:03:20,875 --> 00:03:22,708
‫آره، فقط سعی کنیم کنار هم باشیم، باشه؟

46
00:03:23,208 --> 00:03:27,500
‫تو کارت رو بکن، منم کارم رو می‌کنم.
‫فقط... راهمون رو از هم جدا می‌کنیم.

47
00:03:29,458 --> 00:03:31,166
‫- آره، باشه.
‫- باشه.

48
00:03:32,958 --> 00:03:33,791
‫باشه.

49
00:03:36,166 --> 00:03:38,291
‫خب، هنوز مظنونی پیدا کردی؟

50
00:03:40,166 --> 00:03:43,041
‫حاجی، تو... نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری، مگه نه؟

51
00:03:43,125 --> 00:03:45,208
‫چی؟ من دارم کارم رو می‌کنم!

52
00:03:46,125 --> 00:03:48,000
‫حداقل بهم بگو دافی مظنونه یا نه.

53
00:03:48,916 --> 00:03:50,708
‫نمی‌دونم، آنا.

54
00:03:51,625 --> 00:03:53,416
‫- خدای من.
‫- چیه؟

55
00:03:53,958 --> 00:03:54,833
‫چیه؟

56
00:03:55,416 --> 00:03:57,625
‫تو هنوز با شوهرش مصاحبه نکردی، کردی؟

57
00:03:57,708 --> 00:04:01,000
‫رفتم خونه‌ش. اونجا نبود.
‫قراره برسیم بهش، باشه؟ چی؟

58
00:04:01,083 --> 00:04:03,583
‫- باشه. بهم خبر بده، پس!
‫- آره، بهت خبر می‌دم.

59
00:04:03,666 --> 00:04:06,541
‫یکی اینجا، تو این شهر، مرد،
‫کسی که تو می‌شناختی.

60
00:04:06,625 --> 00:04:08,625
‫یه انسان زنده و نفس‌کش مُرد، باشه؟

61
00:04:08,708 --> 00:04:10,875
‫از سر راهم برو کنار،
‫وگرنه دستگیرت می‌کنم.

62
00:04:10,958 --> 00:04:13,041
‫- با چه اتهامی؟
‫- آدم عوضی بودن.

63
00:04:19,166 --> 00:04:20,583
‫باورنکردنیه.

64
00:04:31,000 --> 00:04:33,000
« داستان زن و مرد »

65
00:04:40,833 --> 00:04:42,583
‫- چیه؟
‫- یه دستبند.

66
00:04:42,666 --> 00:04:44,125
‫یه دستبند دوستی.

67
00:04:45,125 --> 00:04:47,166
‫- چی؟
‫- از کجا می‌دونی؟

68
00:04:47,250 --> 00:04:50,000
‫خواهر من از اینا می‌بست.
‫اینا یه جورایی چیزای دخترونهٔ نوجوون‌هاست.

69
00:04:50,083 --> 00:04:52,833
‫هوم. من یه دختر نوجوون بودم.
‫بازم از اینا نبستم.

70
00:04:52,916 --> 00:04:55,750
‫به نظرتون شما دوستای زیادی داشتین، کارآگاه؟

71
00:04:58,125 --> 00:05:02,208
‫اینو برای دی‌ان‌ای آزمایش می‌کنیم. اوه، من هنوز نمونه‌هاتون رو دریافت نکردم.

72
00:05:02,291 --> 00:05:04,708
‫آره، اینا رو با خودمون می‌بریم.

73
00:05:04,791 --> 00:05:07,250
‫پنج ثانیه طول می‌کشه.
‫انجامش بده و خلاص شو.

74
00:05:07,333 --> 00:05:10,583
‫- باید برم سراغ شوهرش.
‫- اوه، دیروز هم همین رو گفتی.

75
00:05:13,458 --> 00:05:15,125
‫مرد...

76
00:05:20,958 --> 00:05:22,625
‫تسلیت می‌گم، قربان.

77
00:05:26,833 --> 00:05:29,416
‫آقای دافی، هیچ ایده‌ای دارین که چرا خانمتون

78
00:05:29,500 --> 00:05:30,916
‫توی شب توی جنگل پارک کرده بود؟

79
00:05:32,041 --> 00:05:33,666
‫فکر کنم برای سکس.

80
00:05:34,833 --> 00:05:37,583
‫من دیابت و نارسایی احتقانی قلب دارم.

81
00:05:37,666 --> 00:05:41,791
‫تواناییم برای نعوظ... بیشتر به شانس بستگی داره تا واقعیت.

82
00:05:42,291 --> 00:05:45,666
‫مسئلهٔ خیانت همسرتون، این... ناراحتتون نکرد؟

83
00:05:45,750 --> 00:05:47,583
‫به اون اندازه نمی‌رسم.

84
00:05:48,458 --> 00:05:50,375
‫من بیماری قلبی رو درخواست نکردم.

85
00:05:51,291 --> 00:05:52,416
‫اما...

86
00:05:52,500 --> 00:05:54,083
‫...من رِیچِل رو سرزنش نکردم.

87
00:05:54,958 --> 00:05:57,291
‫یه زن جوون، میل جنسی سالم.

88
00:05:58,125 --> 00:05:59,958
‫قربان، شما هیچ ایده‌ای دارین که

89
00:06:00,791 --> 00:06:03,541
‫اون... اون شب ممکنه با کی بوده باشه؟

90
00:06:04,041 --> 00:06:05,833
‫ما یه توافقی داشتیم.

91
00:06:05,916 --> 00:06:09,833
‫نه توی خونه، نه توی دالونگا، و هیچ اسمی هم نبُرد.

92
00:06:11,083 --> 00:06:13,083
‫مرد، زن...

93
00:06:13,666 --> 00:06:16,916
‫رِیچِل رابطه جنسی رو زمانی دوست داشت که براش مهم نبود طرف مقابل کیه.

94
00:06:17,000 --> 00:06:18,875
‫هرچی دورتر، بهتر.

95
00:06:19,458 --> 00:06:20,916
‫اون ماشین‌ها رو دوست داشت.

96
00:06:21,916 --> 00:06:23,458
‫عاشق کامیون‌ها بود.

97
00:06:26,875 --> 00:06:28,666
‫ماشین و کامیون، آقای دافی؟

98
00:06:29,250 --> 00:06:30,875
‫فرو رفتن توی اون‌ها.

99
00:06:31,958 --> 00:06:34,750
‫فکر می‌کرد هیجان‌انگیزه، کثیف.

100
00:06:35,250 --> 00:06:38,291
‫انگار داشت یواشکی کاری می‌کرد
‫یا هنوز توی دبیرستان بود.

101
00:06:39,166 --> 00:06:40,583
‫به همین خاطر بود جنگل.

102
00:06:40,666 --> 00:06:44,208
‫واقعاً به نظر میاد دیدگاه خیلی بالایی نسبت به همسرتون نداشتین.

103
00:06:44,291 --> 00:06:45,625
‫درست می‌تونم بگم که اینطوریه؟

104
00:06:47,625 --> 00:06:49,458
‫متاهل هستین، کارآگاه هارپر؟

105
00:06:50,833 --> 00:06:52,541
‫بله. هستم، قربان. بله.

106
00:06:54,416 --> 00:06:55,875
‫من همسرم رو دوست داشتم.

107
00:06:57,000 --> 00:06:58,708
‫اون من رو خوشحال می‌کرد.

108
00:07:00,333 --> 00:07:02,666
‫رِیچِل یه انرژی مزدورصفتانه‌ای داشت،

109
00:07:03,250 --> 00:07:07,500
‫یه سرزندگی
‫که من برام... مسحورکننده بود.

110
00:07:08,000 --> 00:07:10,333
‫اگه به نظر شما میاد
‫که من دیدگاه پایینی نسبت بهش داشتم،

111
00:07:10,416 --> 00:07:11,791
‫این تعصب شماست، نه مال من.

112
00:07:12,625 --> 00:07:13,458
‫باشه.

113
00:07:13,541 --> 00:07:16,291
‫آیا پول من، ثروتمند بودنم، رو دوست داشت؟

114
00:07:16,791 --> 00:07:17,750
‫شما دوست نداشتین؟

115
00:07:18,250 --> 00:07:22,250
‫اینجا مهمه.
‫همه‌جا مهمه.

116
00:07:22,333 --> 00:07:24,125
‫خب. این پول‌ها چطور مدیریت می‌شد؟

117
00:07:24,791 --> 00:07:26,125
‫حساب مشترک داشتن؟

118
00:07:26,208 --> 00:07:28,875
‫خب، رِیچِل یه کم ولخرج بود.

119
00:07:29,500 --> 00:07:31,500
‫من پول درمی‌آوردم. اون خرج می‌کرد.

120
00:07:32,291 --> 00:07:35,833
‫گاهی اوقات یه کم زیاده‌روی می‌کرد.
‫من بهش یه مقدار پول توجیبی خوب می‌دادم.

121
00:07:36,333 --> 00:07:37,375
‫اما...

122
00:07:41,791 --> 00:07:43,291
‫ما یه تیم بودیم.

123
00:07:45,125 --> 00:07:47,208
‫هرچقدر هم که مسخره به نظر بیاد.

124
00:07:48,583 --> 00:07:49,583
‫ببخشید.

125
00:07:51,041 --> 00:07:53,291
‫آقای دافی، از پرسیدنش متنفرم، اما...

126
00:07:54,291 --> 00:07:56,708
‫شما شب مرگ همسرتون کجا بودین؟

127
00:07:59,125 --> 00:08:00,541
‫بیشتر وقت‌ها اینجا توی خونه.

128
00:08:01,291 --> 00:08:03,750
‫فکر کنم کسی هست
‫که بتونه این رو تأیید کنه؟

129
00:08:06,000 --> 00:08:06,833
‫مِری اَن.

130
00:08:11,291 --> 00:08:12,791
‫رِیچِل می‌ره.

131
00:08:16,416 --> 00:08:17,916
‫من مِری اَن رو می‌برم بیرون.

132
00:08:23,666 --> 00:08:25,500
‫برمی‌گردیم خونه.

133
00:08:25,583 --> 00:08:29,166
‫این یه عادت شماست، قربان؟ سگتون رو توی بارون می‌برین بیرون؟

134
00:08:29,250 --> 00:08:30,875
‫وقتی آدم باید بره، باید بره دیگه.

135
00:08:30,958 --> 00:08:34,083
‫آها. حتی توی طوفان رعد و برق، هوم؟

136
00:08:34,166 --> 00:08:37,000
‫اون سگ دویست و بیست پوندیه. دوست داری کثیف‌کاریشو تمیز کنی؟

137
00:08:37,083 --> 00:08:38,083
‫نه، قربان.

138
00:08:39,333 --> 00:08:42,333
‫قربان، می‌شه یه کم عقب بریم
‫تا دوباره حرکت رِیچِل از خونه رو ببینیم؟

139
00:08:42,416 --> 00:08:43,291
‫حتماً.

140
00:08:46,000 --> 00:08:47,916
‫فقط همون‌جا. ممنونم.

141
00:08:53,416 --> 00:08:56,208
‫اون موقع که داره از خونه می‌ره، داره با تلفن حرف می‌زنه.

142
00:08:56,291 --> 00:08:59,000
‫همسرتون عادت نداشت مکانش رو با شما به اشتراک بذاره؟

143
00:08:59,083 --> 00:09:02,000
‫با توجه به توافق‌مون،
‫بهتر دونستیم که این کار رو نکنیم.

144
00:09:03,583 --> 00:09:06,791
‫آره. خب، ما از اپراتور تلفنش خواستیم
‫که مکانیابی‌اش کنه،

145
00:09:06,875 --> 00:09:09,458
‫پس امیدواریم هنوز شارژ داشته باشه و روشن باشه.

146
00:09:09,541 --> 00:09:10,666
‫اوه، روشنه.

147
00:09:10,750 --> 00:09:13,833
‫من دیروز و دوباره امروز صبح بهش زنگ زدم

148
00:09:14,375 --> 00:09:16,250
‫تا به پیام‌های صوتی‌اش گوش بدم.

149
00:09:17,875 --> 00:09:19,041
‫دلم براش تنگ شده.

150
00:09:19,125 --> 00:09:21,208
‫آقای دافی، من درک می‌کنم.

151
00:09:21,708 --> 00:09:24,375
‫درک می‌کنم، اما باید دست نگه دارین، قربان.

152
00:09:25,041 --> 00:09:27,041
‫هر بار زنگ می‌زنین،
‫باتریش خالی می‌شه.

153
00:09:27,125 --> 00:09:29,750
‫شانس ما رو برای پیدا کردنش کم می‌کنین. متوجهین؟

154
00:09:31,125 --> 00:09:32,541
‫بله، متوجه شدم.

155
00:09:33,666 --> 00:09:35,125
‫امیدوارم گوشی رو پیدا کنین.

156
00:09:35,625 --> 00:09:39,250
‫اگه کسی که باهاش حرف می‌زده رو پیدا کنین،
‫کسی که باهاش سکس می‌کرده رو هم پیدا می‌کنین،

157
00:09:39,333 --> 00:09:41,541
‫و اون به احتمال زیاد قاتلشه.

158
00:09:42,125 --> 00:09:43,833
‫خب، ممنون آقای دافی،

159
00:09:43,916 --> 00:09:46,833
‫اما... بهتره
‫که عجولانه نتیجه‌گیری نکنیم.

160
00:09:46,916 --> 00:09:49,500
‫یه زن کشته می‌شه، گم می‌شه...

161
00:09:50,000 --> 00:09:53,375
‫اول شوهر، بعد دوست‌پسر.

162
00:09:54,791 --> 00:09:56,416
‫من می‌دونم که من این کار رو نکردم.

163
00:10:06,000 --> 00:10:08,166
‫ما به اون فیلم احتیاج داریم، قربان.

164
00:10:08,666 --> 00:10:12,208
‫همچنین به اثر انگشت‌ها، یه نمونه دی‌ان‌ای،

165
00:10:12,291 --> 00:10:14,125
‫و لباس‌هایی که شب سگ‌گردانی پوشیده بودین، احتیاج داریم.

166
00:10:14,625 --> 00:10:16,250
‫همین‌جاست، کارآگاه.

167
00:10:19,458 --> 00:10:20,458
‫اون لباس‌ها؟

168
00:10:21,083 --> 00:10:23,000
‫این لباس‌ها تمیزن، قربان.

169
00:10:23,958 --> 00:10:26,125
‫شبش شستم و خشکشون کردم.

170
00:10:26,208 --> 00:10:29,125
‫- شما... کفش‌هاتون رو هم شستین؟
‫- گِلی شده بودن.

171
00:10:29,208 --> 00:10:32,708
‫ها. فقط برای ما اینجا گذاشتینشون؟
‫این همه راحت، هوم؟

172
00:10:32,791 --> 00:10:35,375
‫خب، من که نمی‌دونستم
‫اون کشته شده، مگه نه؟

173
00:10:36,083 --> 00:10:38,083
‫قربان، اگه اجازه بدین بپرسم.

174
00:10:38,166 --> 00:10:42,041
‫چرا فکر می‌کنین رِیچِل سکس رو زمانی دوست داشت که به طرف مقابل اهمیت نمی‌داد؟

175
00:10:42,125 --> 00:10:43,833
‫شما از کلمه "بی‌تفاوت" استفاده کردین.

176
00:10:44,958 --> 00:10:49,125
‫گفتین قوی‌ترین ارگاسم‌هاش زمانی بود
‫که شریکش از نظر جایگاه پایین‌تر از اون بود.

177
00:10:49,208 --> 00:10:51,625
‫هم از نظر تحت‌اللفظی و هم مجازی.

178
00:10:51,708 --> 00:10:54,500
‫احتمال زیاد به هر کسی که باهاش بود می‌گفت،

179
00:10:55,083 --> 00:10:57,625
‫به احتمال زیاد
‫وقتی که هنوز توی بدنش بود.

180
00:10:58,250 --> 00:10:59,958
‫چی باعث می‌شه این رو بگین؟

181
00:11:01,083 --> 00:11:02,166
‫رِیچِل،

182
00:11:03,458 --> 00:11:05,291
‫با وجود تمام ویژگی‌هاش،

183
00:11:07,041 --> 00:11:08,500
‫یه خصلت تند و زننده داشت.

184
00:11:08,583 --> 00:11:10,750
‫و فکر می‌کنین این به مرگش ربط داشت؟

185
00:11:12,375 --> 00:11:14,291
‫۴۰ بار چاقو خورده.

186
00:11:14,791 --> 00:11:16,333
‫کسی رو عصبانی کرده بود.

187
00:11:18,583 --> 00:11:21,000
‫- از کجا می‌دونین این رو، قربان؟
‫- چی رو می‌دونم؟

188
00:11:21,083 --> 00:11:24,375
‫همین الان گفتین زنتون ۴۰ بار چاقو خورده. از کجا فهمیدین؟

189
00:11:25,000 --> 00:11:26,583
‫آنا اَندروز بهم گفت.

190
00:11:26,666 --> 00:11:29,125
‫- اون قبلاً...
‫- می‌دونم کیه.

191
00:11:29,625 --> 00:11:33,041
‫گفته می‌شه با نصف معاونین اداره شما رابطه داشته.

192
00:11:33,125 --> 00:11:35,208
‫به نظر میاد از شما دو نفر بیشتر می‌دونه.

193
00:11:35,291 --> 00:11:37,541
‫- آنا اَندروز کی اومد؟
‫- امروز صبح.

194
00:11:37,625 --> 00:11:40,125
‫ساعت ۶:۳۰ صبح در رو می‌کوبید.

195
00:11:40,208 --> 00:11:42,166
‫چی، از شما مصاحبه خواست؟

196
00:11:42,250 --> 00:11:43,541
‫خواست. من رد کردم.

197
00:11:43,625 --> 00:11:45,000
‫- باشه.
‫- اما...

198
00:11:46,916 --> 00:11:48,250
‫اما چی، آقای دافی؟

199
00:11:48,750 --> 00:11:50,625
‫اون آدم سمجی هست.

200
00:11:52,416 --> 00:11:54,833
‫آقای دافی،
‫در طول این... این مصاحبه،

201
00:11:54,916 --> 00:11:58,500
‫آیا اون چیزی از شما پرسید که ما نپرسیدیم؟

202
00:11:58,583 --> 00:12:01,666
‫اگه ریچل به کسی که قرار بود تو جنگل ببیندش گفته باشه.

203
00:12:02,333 --> 00:12:03,166
‫آره.

204
00:12:03,666 --> 00:12:05,416
‫آره... جوابت چیه؟

205
00:12:05,500 --> 00:12:09,416
‫بهترین دوستش، هلن وانگ، مدیر مدرسه سنت هیلاری.

206
00:12:09,916 --> 00:12:13,625
‫بهت میگم جیم، دافی آدم دم دستی و آسونیه.

207
00:12:13,708 --> 00:12:17,875
‫آره، فکر کنم داره از نقش شوهر داغدار لذت می‌بره.

208
00:12:17,958 --> 00:12:19,333
‫من یه کم بیشتر فشار میارم.

209
00:12:19,416 --> 00:12:21,875
‫- آب‌بازی؟
‫- یه گودال آب.

210
00:12:22,375 --> 00:12:25,291
‫فکر کنم یه برنامه نیم ساعته پربیننده شبکه سه.

211
00:12:25,791 --> 00:12:27,500
‫"مرگ در داهلونگا."

212
00:12:27,583 --> 00:12:29,791
‫- کار خوبی کردی بچه، به همین منوال ادامه بده.
‫- باشه جیم.

213
00:12:34,250 --> 00:12:37,916
‫نگران آنا نباش. اون دیگه اون‌قدر خشن نیست که قبلاً بود.

214
00:12:38,416 --> 00:12:42,000
‫من اینجا در داهلونگا، در خانه قربانی قتل، ریچل هاپکینز هستم،

215
00:12:42,083 --> 00:12:43,958
‫که همین پشت سرم می‌بینید.

216
00:12:44,041 --> 00:12:48,666
‫چیزی که نمی‌بینید شهری عزادار هست که داره این سوال رو می‌پرسه،

217
00:12:48,750 --> 00:12:51,208
‫"آیا عدالت برای ریچل برقرار خواهد شد، و کی؟"

218
00:12:51,291 --> 00:12:54,166
‫این دلیلیه که اون همسرم رو به عنوان عکاسش درخواست کرد؟

219
00:12:54,250 --> 00:12:55,500
‫برای وی‌اس‌کی-تی‌وی،

220
00:12:55,583 --> 00:12:58,875
‫گزارش زنده از صحنه، من آنا اندروز هستم.

221
00:12:58,958 --> 00:13:01,583
‫- معلومه اولین بارت نیست!
‫- هووو!

222
00:13:01,666 --> 00:13:04,625
‫- برگشتی سر کار میدانی.
‫- آره، حس خوبی داره که برگشتم.

223
00:13:04,708 --> 00:13:06,958
‫- آره؟
‫- حتی لذت‌بخشه.

224
00:13:12,375 --> 00:13:13,958
‫لباس هم بهت میاد، راستی.

225
00:13:15,125 --> 00:13:18,041
‫سنت هیلاری، درسته؟
‫زیر ده دقیقه میشه رسید اونجا.

226
00:13:18,125 --> 00:13:20,208
‫- هان؟
‫- هلن وانگ؟ باید باهاش حرف بزنیم.

227
00:13:20,291 --> 00:13:21,625
‫تلفنت همراه‌ته؟

228
00:13:22,125 --> 00:13:24,125
‫- بله قربان.
‫- این دوربین‌هایی که اون بالا می‌بینی رو می‌بینی؟

229
00:13:24,208 --> 00:13:26,291
‫برو دور خونه. کل محوطه رو.

230
00:13:26,375 --> 00:13:28,541
‫از همه اون دوربین‌ها یه عکس بگیر.

231
00:13:29,041 --> 00:13:29,875
‫باشه.

232
00:13:30,750 --> 00:13:31,583
‫اممم...

233
00:13:32,333 --> 00:13:34,541
‫ولی چرا؟ چه فکری پشتشه؟

234
00:13:34,625 --> 00:13:37,375
‫من به اون احمق بیشتر از اون‌قدری که بتونم لگدش کنم اعتماد ندارم، واسه همینه.

235
00:13:37,875 --> 00:13:40,000
‫- پس یه حسه؟
‫- ببخشید؟

236
00:13:40,083 --> 00:13:41,291
‫مثل یه حدس؟

237
00:13:42,666 --> 00:13:44,583
‫می‌خوای چیکار کنی، فقط به این حقیقت اعتماد کنیم

238
00:13:44,666 --> 00:13:47,000
‫که اون بعد از اینکه مری اَن پیچوند، یواشکی نرفته بیرون؟

239
00:13:47,500 --> 00:13:49,000
‫یا شاید بتونیم کارمون رو انجام بدیم؟

240
00:13:49,708 --> 00:13:52,250
‫ببینیم دوربین‌ها تمام نقاط ورودی رو پوشش میدن. میشه این کار رو بکنیم؟

241
00:13:52,333 --> 00:13:54,958
‫- حتماً. آره، کارمون رو بکنیم.
‫- خب.

242
00:14:15,833 --> 00:14:18,166
‫- صبح بخیر. سنت هیلاری.
‫- هی. اممم...

243
00:14:18,250 --> 00:14:19,583
‫میشه با هلن وانگ صحبت کنم؟

244
00:14:19,666 --> 00:14:22,041
‫ایشونن الان در حال مکالمه‌ست. میشه پیام برسونم؟

245
00:14:22,541 --> 00:14:25,375
‫میشه لطفاً بهش بگین که، اه
‫جک هارپر باهاش تماس بگیره؟

246
00:14:25,458 --> 00:14:28,875
‫از اداره کلانتری شهرستان لامپکین. بهش میگید مهمه؟

247
00:14:28,958 --> 00:14:30,791
‫- البته کارآگاه.
‫- مرسی.

248
00:14:30,875 --> 00:14:32,916
‫- اگه این... من نابودم...
‫- ببین، آروم باش هلن.

249
00:14:33,416 --> 00:14:35,541
‫- دارم سعی می‌کنم، باشه؟
‫- خوبه.

250
00:14:36,041 --> 00:14:39,583
‫حالا، تلفنش شاید یکی دو روز دیگه شارژش تموم بشه.

251
00:14:39,666 --> 00:14:42,833
‫- بعد از اون، هر کاری خواستی بکن.
‫- آره، من...

252
00:14:42,916 --> 00:14:45,083
‫من دست هر دوتون رو می‌شویم و کنار می‌کشم.

253
00:14:45,166 --> 00:14:46,666
‫امشب بهت زنگ میزنم.

254
00:14:47,166 --> 00:14:49,583
‫وقتی زنگ زدم، مطمئن شو که اون گوشی رو برمی‌داری.

255
00:14:49,666 --> 00:14:50,666
‫می‌فهمی؟

256
00:14:50,750 --> 00:14:53,041
‫بهتره بهم زنگ بزنی لامصب،
‫تاپاله گوه.

257
00:15:08,000 --> 00:15:09,041
‫لعنت بهش.

258
00:15:33,333 --> 00:15:35,708
‫باشه. حله قربان.

259
00:15:37,750 --> 00:15:38,958
‫همه‌شون رو گرفتم.

260
00:15:39,041 --> 00:15:41,625
‫قربان، من تمام دوربین‌ها رو نصب کردم، و عکس‌ها.

261
00:15:41,708 --> 00:15:43,583
‫- آماده‌ای؟
‫- ببخشید؟

262
00:15:44,458 --> 00:15:47,250
‫- سنت هیلاری، هلن وانگ؟
‫- آره... اممم...

263
00:15:47,958 --> 00:15:49,333
‫برنامه‌ها عوض شد.

264
00:15:58,208 --> 00:15:59,333
‫صبح بخیر.

265
00:15:59,833 --> 00:16:02,166
‫می‌بینم که صبح سر وقت رسیدی.

266
00:16:07,166 --> 00:16:08,333
‫هرچی.

267
00:16:33,166 --> 00:16:34,625
‫هوم. مم!

268
00:16:36,708 --> 00:16:38,708
‫حالا تو داری میری.

269
00:16:39,208 --> 00:16:41,166
اینجارو نگاه کن.

270
00:16:41,791 --> 00:16:45,083
‫می‌بینی چه کردی؟ لیاقتش رو داشتی.

271
00:16:45,166 --> 00:16:46,708
‫خانم اَندروز؟

272
00:16:48,166 --> 00:16:49,875
‫سلام ریچل.

273
00:16:50,458 --> 00:16:51,666
‫شما اینجا چیکار می‌کنید؟

274
00:16:52,166 --> 00:16:55,000
‫آنا، این دختر خانم هاپکینز، ریچله.

275
00:16:55,083 --> 00:16:57,291
‫ریچل، این دختر من آناست.

276
00:16:57,375 --> 00:16:59,416
‫اون امروز اینجا مدرسه رو شروع می‌کنه.

277
00:16:59,916 --> 00:17:02,708
‫خب، شاید بتونی یه کم هوای اون رو داشته باشی.

278
00:17:02,791 --> 00:17:04,583
‫- مامان...
‫- حتماً.

279
00:17:05,083 --> 00:17:06,458
‫بیا ناهار پیشمون.

280
00:17:07,041 --> 00:17:08,541
‫خداحافظ خانم اَندروز.

281
00:17:08,625 --> 00:17:10,291
‫ممنونم ریچل.

282
00:17:10,375 --> 00:17:11,333
‫خداحافظ.

283
00:17:13,500 --> 00:17:16,666
‫- از کجا می‌شناسیش؟
‫- اون هر سه‌شنبه خونه ما رو تمیز می‌کنه.

284
00:17:16,750 --> 00:17:19,500
‫اوه! فکر کنم مامانم تازه استخدامش کرده.
‫من این کارای آشغالو انجام نمی‌دم.

285
00:17:19,583 --> 00:17:21,250
‫نمی‌دونستم اون دختر داره.

286
00:17:32,500 --> 00:17:35,125
‫خانم اَندروز؟ خانم وانگ منتظر شماست.

287
00:17:39,125 --> 00:17:41,500
‫واقعاً فکر می‌کنم
‫باید با هلن وانگ مصاحبه کنیم.

288
00:17:41,583 --> 00:17:43,625
‫یه روز تو کارآگاه ارشد میشی.

289
00:17:43,708 --> 00:17:46,958
‫اون موقع میتونی با هر کی خواستی، هر وقت خواستی مصاحبه کنی.

290
00:17:47,041 --> 00:17:49,541
‫من فکر می‌کنم قاتل کسیه
‫که باهاش رابطه جنسی داشته.

291
00:17:49,625 --> 00:17:51,125
‫یه دیدگاه واقعاً خلاقانه و خارج از چارچوب.

292
00:17:51,208 --> 00:17:53,666
‫این نظریه جسورانه رو از کجا آوردی؟

293
00:17:53,750 --> 00:17:56,125
‫اساساً همون چیزی رو فکر می‌کنی که بقیه فکر می‌کنن.

294
00:17:56,208 --> 00:17:59,041
‫- نه. من به همون دلیل فکر نمی‌کنم.
‫- روشنم کن.

295
00:17:59,125 --> 00:18:01,083
‫پس ۴۰ بار چاقو خورده،

296
00:18:01,166 --> 00:18:03,583
‫با این حال هیچ زخم تدافعی‌ای
‫روی دستاش نبود، درسته؟

297
00:18:03,666 --> 00:18:06,541
‫پس فکر می‌کنم با هم سکس داشتن.

298
00:18:06,625 --> 00:18:10,500
‫اون کشتش و می‌دونست ممکنه دی‌ان‌ایش زیر ناخون‌های اون باشه.

299
00:18:10,583 --> 00:18:13,291
‫اما توی واژنش نه؟ چرا کاندوم نپوشیده بود؟

300
00:18:13,375 --> 00:18:14,375
‫این رو تونستی بفهمی؟

301
00:18:14,458 --> 00:18:16,208
‫- اون برنامه‌ای برای کشتنش نداشت.
‫- اوه.

302
00:18:16,291 --> 00:18:19,625
‫این برای هر دوتاشون یه غافلگیری بود، مثل یه قتل آنی.

303
00:18:19,708 --> 00:18:21,875
‫- قت... درسته.
‫- حرف دافی رو شنیدی.

304
00:18:21,958 --> 00:18:24,333
‫- شنیدم.
‫- می‌دونی؟ اون یه خلق‌وخوی بد داره.

305
00:18:24,416 --> 00:18:27,041
‫یه حرف اشتباه زد. اون از کوره در رفت.

306
00:18:27,125 --> 00:18:30,500
‫اون از کوره در نرفت. وقتی از کوره در میری،
‫یه نفر رو دو، سه بار چاقو می‌زنی، درسته؟

307
00:18:31,291 --> 00:18:34,333
‫می‌دونی؟ مثلاً سه بار، سه... شاید چهار بار.

308
00:18:34,416 --> 00:18:35,833
‫ولی ۴۰ بار؟

309
00:18:35,916 --> 00:18:38,416
‫چهل بار، نه، اون... اون از پیش برنامه‌ریزی شده‌ست.

310
00:18:38,500 --> 00:18:42,166
‫- شخصی بوده. کینه‌ای بوده.
‫- یا داره سعی می‌کنه ما رو گیج کنه.

311
00:18:42,250 --> 00:18:44,916
‫من فقط دارم میگم، اگه اون بدونه این قضیه چطوری پیش میره چی؟

312
00:18:45,000 --> 00:18:48,500
‫که ۴۰ تا چاقو و یه پیام عجیب، پروفایلش رو تبدیل به یه روانی کنه؟

313
00:18:48,583 --> 00:18:50,166
‫شاید ممکنه

314
00:18:50,250 --> 00:18:52,375
‫کسی که کردتش، قاتلش نباشه.

315
00:18:52,458 --> 00:18:54,833
‫- این ممکنه، قربان؟
‫- خیلی بعیده، قربان.

316
00:18:54,916 --> 00:18:58,541
‫ممکنه، ولی باید با هلن وانگ صحبت کنیم، ببینیم چیزی می‌دونه یا نه.

317
00:18:58,625 --> 00:19:01,750
‫- ثبت شد.
‫- فقط چرا الان نه؟ من... من نمی‌فهمم.

318
00:19:01,833 --> 00:19:03,041
‫هلن آدم باهوشیه.

319
00:19:03,125 --> 00:19:07,000
‫اگه چیزی می‌دونست، اگه مشکوک بود،
‫بهت قول میدم با من تماس می‌گرفت.

320
00:19:07,500 --> 00:19:08,750
‫- پس می‌شناسیش؟
‫- می‌شناسمش.

321
00:19:08,833 --> 00:19:11,583
‫- از کجا می‌شناسیش؟
‫- با خواهر من زویی دوست هست.

322
00:19:11,666 --> 00:19:13,791
‫اونا... اونا با هم توی سنت هیلاری بودن.

323
00:19:15,166 --> 00:19:16,666
‫چه زمانی می‌خواستی این رو بگی؟

324
00:19:19,750 --> 00:19:24,541
‫یا اینکه همسرت آنا اندروز هست؟ کی می‌خواستی این رو بگی؟

325
00:19:25,458 --> 00:19:27,500
‫دوست ندارم خیلی در موردش حرف بزنم.

326
00:19:28,000 --> 00:19:29,666
‫ما متأهل هستیم. فقط...

327
00:19:29,750 --> 00:19:31,666
‫ما واقعاً متأهل نیستیم.

328
00:19:32,750 --> 00:19:33,583
‫ها.

329
00:19:33,666 --> 00:19:35,333
‫به خاطر خدا، میشه...

330
00:19:35,833 --> 00:19:38,041
‫چرا نمی‌تونی فقط بذاری رد شیم؟

331
00:19:38,125 --> 00:19:40,875
‫برو کنار کصکش!
‫این مادر قحبه‌ی لعنتی!

332
00:19:40,958 --> 00:19:44,041
‫گائیدمت، لاشی!

333
00:19:45,083 --> 00:19:49,458
‫تبریک میگم برای جایگاه اول، هلن. بهت میاد.

334
00:19:49,541 --> 00:19:52,000
‫شنیدم دیگه خبر اول رو اجرا نمی‌کنی.

335
00:19:52,666 --> 00:19:55,041
‫من هیچ‌وقت تماشاش نکردم، ولی امیدوارم همه چی خوب باشه.

336
00:19:55,125 --> 00:19:56,125
‫عالیه.

337
00:19:56,833 --> 00:19:57,958
‫خوب به نظر میای.

338
00:19:58,500 --> 00:20:01,125
‫شاید یه کم خسته، ولی به شکلی خوب.

339
00:20:01,208 --> 00:20:04,166
‫تو تقریباً همون‌طور به نظر میای.
‫من همیشه اون مدل مو رو دوست داشتم که داشتی.

340
00:20:04,250 --> 00:20:06,750
‫- ولی عینک‌هات رو برداشتی.
‫- آره، لیزیک کردم.

341
00:20:06,833 --> 00:20:08,208
‫حتماً خیلی راحت‌تر بود

342
00:20:08,291 --> 00:20:10,625
‫که سرت رو
‫بکنی تو کون ریچل بدون اونا، هوم؟

343
00:20:13,416 --> 00:20:16,083
‫شبی که ریچل مُرد، با کی قرار داشت؟

344
00:20:16,166 --> 00:20:18,791
‫- قرار؟
‫- با کدوم گاوی؟

345
00:20:20,791 --> 00:20:22,458
‫چی باعث میشه فکر کنی اون داشت با کسی قرار می‌ذاشت؟

346
00:20:22,541 --> 00:20:27,333
‫توی جنگل، کنار جاده، توی بارون شب پارک کرده بود.

347
00:20:27,416 --> 00:20:29,625
‫- شبیه یه وقت گذروندن برا "خودش" به نظر میاد.
‫- برای شوهرش اینطور نبود.

348
00:20:29,708 --> 00:20:32,625
‫به هر حال خیلی راحت در مورد ماجراهای خارج از ازدواجش حرف زد.

349
00:20:32,708 --> 00:20:33,750
‫به طرز شگفت‌آوری راحت.

350
00:20:33,833 --> 00:20:36,833
‫هر مشکلی که اون و کلاید داشتن یا نداشتن، صادقانه بگم،

351
00:20:36,916 --> 00:20:38,416
‫اصلاً به من مربوط نیست.

352
00:20:38,500 --> 00:20:39,666
‫و به تو هم مربوط نیست.

353
00:20:39,750 --> 00:20:42,083
‫این تعریف دقیق شغل منه. کار منه.

354
00:20:42,166 --> 00:20:45,833
‫اوه، درسته. بله،
‫به عنوان یه... همزن انگل‌وار مسائل.

355
00:20:45,916 --> 00:20:49,791
‫ببین، من یه منبع ناشناس دارم
‫که اسمی رو که اون باهاش قرار می‌ذاشته رو گفته.

356
00:20:49,875 --> 00:20:51,958
‫و با این حال، تو اینجایی.

357
00:20:52,041 --> 00:20:55,166
‫من به تأیید، یه منبع دوم نیاز دارم که حاضر باشه رسماً حرف بزنه.

358
00:20:55,250 --> 00:20:56,333
‫باشه.

359
00:20:57,291 --> 00:20:58,375
‫یه اسم بگو.

360
00:20:59,208 --> 00:21:01,125
‫- نمیتونم فاش کنم.
‫- آره.

361
00:21:01,625 --> 00:21:05,375
‫- ببین، فکر نمی‌کنم اسمی داشته باشی.
‫- من فکر نمی‌کنم بدونی اون با کی بود.

362
00:21:06,625 --> 00:21:07,666
‫می‌دونم.

363
00:21:09,000 --> 00:21:10,000
‫به من اعتماد کن.

364
00:21:10,083 --> 00:21:12,375
‫پس داری اطلاعات رو از پلیس پنهان می‌کنی؟

365
00:21:12,458 --> 00:21:16,041
‫اگه سوال نپرسن، پنهان کردن نیست، ولی اونا نپرسیدن.

366
00:21:16,541 --> 00:21:18,125
‫- چرا؟
‫- تو بهم بگو.

367
00:21:18,208 --> 00:21:19,208
‫نه.

368
00:21:21,458 --> 00:21:22,875
‫بذار از جک بپرسیم.

369
00:21:24,833 --> 00:21:26,541
‫شوهرت چطوره، راستی؟

370
00:21:26,625 --> 00:21:28,458
‫یه کم...

371
00:21:30,583 --> 00:21:33,458
‫کلمه درستش چیه؟ رنگ پریده توی اخبار به نظر میومد.

372
00:21:33,541 --> 00:21:35,375
‫فکر کردم گفتی اخبار رو تماشا نمی‌کنی.

373
00:21:41,958 --> 00:21:42,958
‫به من بگو.

374
00:21:43,041 --> 00:21:45,583
‫فکر می‌کنی یه راز ۲۰ ساله
‫قدرتش رو از دست میده

375
00:21:45,666 --> 00:21:47,750
‫یا با گذشت سال‌ها منفجرتر میشه؟

376
00:21:50,916 --> 00:21:51,916
‫دومی؟

377
00:21:53,583 --> 00:21:54,708
‫آره، موافقم.

378
00:21:57,083 --> 00:22:00,000
‫هرچند اگه پنج نفر بدونن چه اتفاقی افتاده، از نظر فنی دیگه راز نیست.

379
00:22:00,083 --> 00:22:02,583
‫چهار نفر. ریچل رو یادت رفت.

380
00:22:03,250 --> 00:22:04,458
‫اوه، ببخشید.

381
00:22:04,958 --> 00:22:07,000
‫مامانم میگه
‫من ادبم رو توی آتلانتا جا گذاشتم.

382
00:22:07,083 --> 00:22:10,416
‫فکر کنم بهتر از اینه که
‫یه بچه مرده رو توی داهلونگا جا بذاری.

383
00:22:17,291 --> 00:22:19,166
‫بله خانوم؟

384
00:22:19,250 --> 00:22:21,708
‫خانم اَندروز رو همراهی کنین بیرون.
‫لطفاً با عجله بیشتر.

385
00:22:21,791 --> 00:22:25,500
‫البته، و کارآگاه هارپر بارها با شما تماس گرفته، خانم.

386
00:22:26,541 --> 00:22:28,625
‫اوه! ممنونم.

387
00:22:28,708 --> 00:22:30,000
‫خواهش می‌کنم.

388
00:22:33,958 --> 00:22:34,833
‫آنا.

389
00:22:45,583 --> 00:22:49,375
‫من با سنت هیلاری تماس می‌گیرم
‫ببینم هلن وانگ اونجاست یا نه.

390
00:22:50,958 --> 00:22:54,541
‫در این حین،
‫ببین این کاریه که باید انجام بدی.

391
00:22:55,166 --> 00:22:58,416
‫یه حکم قضایی برای سوابق تلفن دافی جور کن، باشه؟

392
00:22:58,500 --> 00:22:59,416
‫دافی؟ چرا؟

393
00:22:59,500 --> 00:23:02,833
‫- اون یه چیزی رو قایم می‌کنه، واسه همینه.
‫- به نظر من که خیلی هم با روی باز پذیرفت.

394
00:23:02,916 --> 00:23:04,875
‫سوابق رو بگیر،
‫زمان قتل رو چک کن.

395
00:23:04,958 --> 00:23:08,083
‫می‌خوام بدونم قبلش با کی تماس گرفته،
‫بعدش با کی تماس گرفته، باشه؟

396
00:23:08,166 --> 00:23:10,000
‫- باشه.
‫- بعدش می‌خوام که...

397
00:23:10,083 --> 00:23:12,666
‫کی از خونه دافی رفتیم؟
‫چی، ۲۰، ۳۰ دقیقه پیش؟

398
00:23:12,750 --> 00:23:13,625
‫اوه، تقریباً ۴۵ دقیقه؟

399
00:23:13,708 --> 00:23:15,875
‫ببین اگه بعد از رفتن ما با کسی تماس گرفته یا نه.

400
00:23:15,958 --> 00:23:18,375
‫اگه با کسی تماس گرفته،
‫می‌خوام بدونم کی بوده، باشه؟

401
00:23:18,458 --> 00:23:19,541
‫باشه، ولی چرا؟

402
00:23:19,625 --> 00:23:21,166
‫چون اگه اون کار رو کرده باشه،

403
00:23:21,250 --> 00:23:23,875
‫شاید با کسی همدست باشه،
‫شاید یه دستیار داشته باشه.

404
00:23:23,958 --> 00:23:27,250
‫اگه داشته باشه، حتماً زنگ زده
‫و بهش گفته ما اونجا بودیم. فهمیدی؟

405
00:23:27,833 --> 00:23:28,791
‫- خوبه؟
‫- گرفتم.

406
00:23:28,875 --> 00:23:30,833
‫فهمیدی. خوبه. بسیار خب.

407
00:23:32,000 --> 00:23:33,625
‫- هی، پریا؟
‫- چیه؟

408
00:23:33,708 --> 00:23:35,875
‫ببین آیا
‫بعد از اینکه بهش گفتیم زنگ نزنه،

409
00:23:35,958 --> 00:23:37,250
‫به گوشی زنش زنگ زده یا نه.

410
00:23:37,333 --> 00:23:39,833
‫چرا باید این کار رو بکنه؟
‫بهش گفتی که باتری‌اش خالی میشه.

411
00:23:39,916 --> 00:23:40,916
‫اگه زنگ زده باشه چی؟

412
00:23:41,416 --> 00:23:44,625
‫مردی به گوشی زنش که مرده زنگ می‌زنه،
‫در حالی که بهش گفته بودن این کار رو نکنه.

413
00:23:44,708 --> 00:23:48,166
‫- این بهت چی میگه؟
‫- که داره سعی می‌کنه باتری رو از بین ببره؟

414
00:23:48,666 --> 00:23:50,583
‫چرا باید یه آدم این کار رو بکنه؟

415
00:23:51,083 --> 00:23:53,791
‫یه چیزی توی اون گوشی هست
‫که نمی‌خواد ما ببینیم.

416
00:23:53,875 --> 00:23:57,166
‫حالا داری حرف حساب میزنی.
‫هر چی پیدا کردی به من بگو، باشه؟

417
00:23:57,250 --> 00:23:59,958
‫- کارآگاه هارپر.
‫- نه. الان نه. گورتو از پیشم گم کن.

418
00:24:13,666 --> 00:24:15,791
‫بازرس هارپر، شهرستان لامپکین.

419
00:24:15,875 --> 00:24:17,958
‫- آره، من یه...
‫- ...یه حکم قضایی.

420
00:24:18,041 --> 00:24:21,916
‫من دیروز درخواست ردیابی
‫تلفن ریچل هاپکینز رو دادم.

421
00:24:22,000 --> 00:24:23,458
‫می‌خوام که...

422
00:24:23,541 --> 00:24:25,666
‫می‌خوام که امروز...
‫اون رو کنسل کنم.

423
00:24:25,750 --> 00:24:27,791
‫داف، کلاید.

424
00:24:28,791 --> 00:24:31,083
‫آره، جک هارپر. بله، هارپر، بله.

425
00:24:31,583 --> 00:24:34,125
‫اسم من روی فرمیه
‫که داری سعی می‌کنی...

426
00:24:34,208 --> 00:24:36,041
‫آره، باشه، ممنونم. بله.

427
00:24:36,125 --> 00:24:37,458
‫باشه، خوبه.

428
00:24:39,333 --> 00:24:41,125
‫کصخل عوضی.

429
00:24:42,250 --> 00:24:44,833
‫ممنونم. بله، ممنونم.

430
00:24:57,000 --> 00:24:58,250
‫خب، ریچ.

431
00:25:31,750 --> 00:25:32,875
‫هی.

432
00:25:32,958 --> 00:25:35,333
‫پاتولوژیست زنگ زد.
‫می‌خواد اون سواب دی‌ان‌ای رو امشب پس بگیره.

433
00:25:35,416 --> 00:25:36,833
‫آره، باشه، خوبه. بله.

434
00:25:36,916 --> 00:25:38,166
‫- باشه.
‫- بسیار خب، گرفتم.

435
00:25:39,375 --> 00:25:40,291
‫می‌خوای من ببرمشون؟

436
00:25:40,375 --> 00:25:43,291
‫نه، من... من همین الان اینا رو دارم،
‫پس فقط...

437
00:25:43,375 --> 00:25:44,833
‫- من میرم این کار رو انجام میدم. خب.
‫- اوکی.

438
00:25:44,916 --> 00:25:46,041
‫- اوکی.
‫- ایول.

439
00:25:55,583 --> 00:25:59,333
‫- الو، سنت هیلاری؟
‫- کارآگاه جک هارپر برای هلن وانگ.

440
00:25:59,416 --> 00:26:03,875
‫- متأسفم، ایشون هنوز در دسترس نیستن.
‫- بهش بگید به من زنگ بزنه، لطفاً. ضروریه.

441
00:26:03,958 --> 00:26:06,833
‫- حتماً، کارآگاه. به ایشون اطلاع میدم.
‫- باشه. بله، خداحافظ.

442
00:26:27,458 --> 00:26:30,500
‫- مامان کجاست؟
‫- نمی‌دونم. یه جایی بیرون.

443
00:26:30,583 --> 00:26:33,791
‫یه جایی بیرون؟ تو رو تنها اینجا ول کرده؟

444
00:26:34,291 --> 00:26:35,750
‫من در رو باز نمی‌کنم.

445
00:26:36,333 --> 00:26:37,958
‫چند وقته رفته؟

446
00:26:38,041 --> 00:26:39,125
‫نمی‌دونم.

447
00:26:40,125 --> 00:26:44,125
‫آیا... آیا گفت
‫کی برمی‌گرده، عزیزم؟

448
00:26:46,708 --> 00:26:47,750
‫بسیار خب.

449
00:26:49,291 --> 00:26:50,416
‫چی داری نگاه می‌کنی؟

450
00:26:51,625 --> 00:26:52,750
‫"کچل، تو گرگ شدی."

451
00:26:53,250 --> 00:26:54,625
‫"کچل، تو گرگ شدی"، هوم؟

452
00:26:59,208 --> 00:27:00,125
‫این چیه؟

453
00:27:00,625 --> 00:27:03,250
‫این فقط... این فقط
‫یه چیزیه برای مامان، همینه.

454
00:27:07,791 --> 00:27:08,625
‫هی.

455
00:27:10,541 --> 00:27:13,083
‫می‌خوای بازی کنیم؟ آره؟

456
00:27:13,583 --> 00:27:15,833
‫- می‌خوای بازی "کارآگاه فوق‌العاده" بازی کنی؟
‫- مممم.

457
00:27:15,916 --> 00:27:16,791
‫آره؟

458
00:27:17,666 --> 00:27:20,291
‫خب، ببین، این... اینجوری بازی می‌کنی.

459
00:27:20,375 --> 00:27:24,166
‫ببین، این... این چیز کوچولو رو برمی‌داری، باشه؟

460
00:27:25,000 --> 00:27:26,875
‫می‌مالی توی دهنت.

461
00:27:27,500 --> 00:27:29,000
‫بعد من می‌تونم ببرمش آزمایشگاه،

462
00:27:29,083 --> 00:27:32,875
‫و بعد می‌تونیم ببینیم آیا اخیراً
‫مرتکب جنایت بزرگی شدی یا نه.

463
00:27:32,958 --> 00:27:35,416
‫- من مرتکب نشدم، دایی جک.
‫- می‌دونم که نشدی، عزیزم.

464
00:27:35,500 --> 00:27:38,416
‫فقط یه بازیه.
‫می‌خوای... می‌خوای امتحان کنی؟

465
00:27:38,916 --> 00:27:39,791
‫آره؟

466
00:27:40,333 --> 00:27:41,708
‫می‌تونی دهنت رو باز کنی؟

467
00:27:43,625 --> 00:27:44,625
‫آماده‌ای؟

468
00:27:55,541 --> 00:27:57,083
‫تموم شد، عزیزم.

469
00:28:12,833 --> 00:28:15,708
‫اوه، هی، فکر می‌کنی
‫بتونیم یه نگاهی بندازیم به اطراف؟

470
00:28:15,791 --> 00:28:17,208
‫البته. من همینجا هستم.

471
00:28:17,291 --> 00:28:18,500
‫- یه چیز دیگه.
‫- ممنونم.

472
00:28:18,583 --> 00:28:22,291
‫یه بی‌‌ده (دستگاه شستشوی مقعد) توی دستشویی اصلی هست،
‫و کمد لباس‌های زنونه و مردونه.

473
00:28:22,375 --> 00:28:24,916
‫- یه بی‌‌ده...
‫- وای! یه بی‌‌ده!

474
00:28:25,000 --> 00:28:28,375
‫این آمریکاست، عزیزم.
‫ما آب نمی‌ریزیم بالا به کونمون.

475
00:28:29,416 --> 00:28:31,666
‫- چی؟
‫- فقط می‌خوام یه نگاه به بیرون بندازی.

476
00:28:31,750 --> 00:28:33,541
‫- بیرون؟
‫- آره. چی می‌بینی؟

477
00:28:35,166 --> 00:28:36,833
‫یه بچه با کوله پشتی آبی می‌بینم.

478
00:28:36,916 --> 00:28:38,500
‫- مممم.
‫- آره.

479
00:28:39,166 --> 00:28:41,958
‫- احتمالاً داره میره مدرسه.
‫- نمی‌دونم کجا میره.

480
00:28:42,041 --> 00:28:43,541
‫آره، شاید به سمت مورنینگ‌ساید.

481
00:28:43,625 --> 00:28:46,208
‫اون مدرسه دولتی خیلی خوب ابتدایی اونجاست.

482
00:28:46,291 --> 00:28:48,875
‫هوم. آره، اون بچه خوش‌شانسه.

483
00:28:50,583 --> 00:28:51,416
‫آره.

484
00:28:54,541 --> 00:28:55,375
‫چی؟

485
00:28:56,375 --> 00:28:57,208
‫هی.

486
00:28:58,833 --> 00:28:59,708
‫مم؟

487
00:29:00,416 --> 00:29:01,333
‫چی؟

488
00:29:03,791 --> 00:29:05,041
‫من...

489
00:29:06,500 --> 00:29:07,333
‫چی؟

490
00:29:08,833 --> 00:29:09,750
‫چی شده عزیزم؟ چی شده؟

491
00:29:10,250 --> 00:29:11,416
‫- مم.
‫- چی شده؟

492
00:29:11,500 --> 00:29:14,375
‫یه آزمونی بود که باید قبول می‌شدی
‫تا کارآگاه بشی،

493
00:29:14,458 --> 00:29:16,833
‫یا همین‌طوری راهت دادن تو؟

494
00:29:16,916 --> 00:29:18,583
‫عزیزم، داری چی میگی؟

495
00:29:25,208 --> 00:29:26,083
‫عزیزم.

496
00:29:27,625 --> 00:29:29,375
‫- تو حامله‌ای؟
‫- آره.

497
00:29:29,458 --> 00:29:32,125
‫- همین الان؟ توی شکمته؟
‫- آره، همین الان.

498
00:29:32,208 --> 00:29:34,833
‫اوه! عزیزم!

499
00:29:35,625 --> 00:29:36,625
‫اوه!

500
00:29:37,166 --> 00:29:39,291
‫هی. دوستت دارم.

501
00:29:39,375 --> 00:29:40,666
‫منم دوستت دارم.

502
00:29:44,166 --> 00:29:46,125
‫- ما حتماً می‌تونیم این خونه رو بخریم.
‫- آره؟

503
00:29:46,208 --> 00:29:47,791
‫- آره.
‫- می‌تونیم بی‌‌ده بخریم؟

504
00:29:47,875 --> 00:29:49,333
‫- اوه، معلومه که آره.
‫- باشه.

505
00:29:49,416 --> 00:29:53,250
‫- قراره آب رو انقدر بپاشم بالا توی کونم...
‫- اوه، نه، نکن. هیس، هیس، هیس!

506
00:30:15,541 --> 00:30:16,875
‫کونمو بلیس!

507
00:30:18,500 --> 00:30:19,875
‫صبح می‌بینمت، والت.

508
00:30:19,958 --> 00:30:21,583
‫- شب بخیر بیل.
‫- شب بخیر بابی.

509
00:30:55,083 --> 00:30:57,083
‫مادر قحبه.

510
00:31:06,666 --> 00:31:08,500
‫احمق. کصمخ.

511
00:31:10,916 --> 00:31:12,541
‫اینا چیه؟

512
00:31:13,875 --> 00:31:15,333
‫برای یه ارتش غذا آوردی.

513
00:31:17,250 --> 00:31:20,291
‫می‌خوام برات یه چیزی بپزم بخوری. هوم؟

514
00:31:20,375 --> 00:31:25,541
‫بهت گفتم مامان، گرسنه‌ام نیست.
‫من اومدم که ببینمت، نه اینکه غذا بخورم.

515
00:31:25,625 --> 00:31:29,083
‫وقتی با خودت خرت و پرت میاری، یعنی گرسنه‌ای.

516
00:31:29,166 --> 00:31:32,625
‫- می‌خواستم مطمئن شم غذا داری.
‫- چرا من غذا نداشته باشم؟

517
00:31:32,708 --> 00:31:35,333
‫- خب، من نمی‌دونم، من فقط...
‫- من باید غذا بخورم، مگه نه؟

518
00:31:35,833 --> 00:31:38,083
‫- باشه.
‫- همزده یا نیمرو؟

519
00:31:38,166 --> 00:31:40,916
‫- هیچ‌کدوم.
‫- فکر نکن متوجه نشدم.

520
00:31:41,958 --> 00:31:44,000
‫داری زیادی لاغر میشی.

521
00:31:44,083 --> 00:31:47,041
‫وقتی وزن کم می‌کنی،
‫اولین جایی که خودش رو نشون میده اون پشتت هست.

522
00:31:47,125 --> 00:31:50,541
‫- خواهش می‌کنم. اینجاست.
‫- مم.

523
00:32:20,458 --> 00:32:21,291
‫خب...

524
00:32:22,250 --> 00:32:23,416
‫چطوری مامان؟

525
00:32:34,625 --> 00:32:35,708
‫جک بهت گفته، مگه نه؟

526
00:32:37,666 --> 00:32:40,083
‫اصلاً کار اون نبود که این کار رو بکنه.

527
00:32:40,166 --> 00:32:42,125
‫سعی کردم بهت زنگ بزنم.

528
00:32:42,833 --> 00:32:44,833
‫نه که مزاحمت بشم. فقط برای صحبت کردن.

529
00:32:46,625 --> 00:32:48,333
‫تلفنت رو جواب نمی‌دادی.

530
00:32:50,416 --> 00:32:53,541
‫می‌دونی، من نمی‌دونستم
‫کجا زندگی می‌کنی، چطور پیدات کنم.

531
00:32:53,625 --> 00:32:56,666
‫باشه. آره، متأسفم مامان. من نیاز داشتم...

532
00:32:57,833 --> 00:32:59,083
‫فقط به یه کم وقت نیاز داشتم.

533
00:32:59,166 --> 00:33:00,208
‫مم. چقدر وقت؟

534
00:33:00,291 --> 00:33:02,708
‫از سر کار مرخصی گرفتی،
‫هیچ‌کس نمی‌دونست کجایی.

535
00:33:03,208 --> 00:33:05,875
‫من نمی‌تونستم ببینمت توی تلویزیون، پس می‌دونستم اونجا نیستی.

536
00:33:05,958 --> 00:33:08,208
‫جک نتونست پیدات کنه. منم نتونستم پیدات کنم.

537
00:33:08,291 --> 00:33:10,000
‫- ما نتونستیم...
‫- دخترم رو از دست دادم.

538
00:33:10,083 --> 00:33:11,083
‫منم همینطور.

539
00:33:19,791 --> 00:33:21,916
‫خب، باید بری دکتر مامان.

540
00:33:25,250 --> 00:33:28,208
‫توی شب ول می‌گردی.
‫باید در موردش صحبت کنیم.

541
00:33:28,291 --> 00:33:29,875
‫چیزی که نیاز به بحث داشته باشه وجود نداره.

542
00:33:30,625 --> 00:33:32,291
‫ایده‌ی بدیه.

543
00:33:33,333 --> 00:33:35,041
‫روی پنیر به توافق رسیدیم؟

544
00:33:36,208 --> 00:33:37,625
‫پنیر نه، خانم.

545
00:33:53,375 --> 00:33:54,500
‫سلام جیم.

546
00:33:54,583 --> 00:33:57,833
‫لکسی راننده‌اش رو ندیده،
‫و تلفنش رو جواب نمیده.

547
00:33:58,458 --> 00:34:00,583
‫آها. چه ربطی به من داره؟

548
00:34:00,666 --> 00:34:03,500
‫باید برگردی آتلانتا
‫که بخش خبری عصر رو اجرا کنی.

549
00:34:04,500 --> 00:34:07,958
‫من ضربه‌زن نهایی‌ام رو می‌خوام. فکر می‌کنی بتونی از پسش بربیای، اندروز؟

550
00:34:12,875 --> 00:34:14,000
‫آنا؟

551
00:34:18,791 --> 00:34:19,791
‫آنا؟

552
00:34:20,458 --> 00:34:22,458
‫آره، برای دکتر ترنر هست.

553
00:34:23,083 --> 00:34:26,500
‫کارآگاه هارپر،
‫از شهرستان لامپکین.

554
00:34:27,833 --> 00:34:30,791
‫ببین، والی، تو... تو یه حلقه ازدواج پیدا نکردی، کردی؟

555
00:34:31,291 --> 00:34:33,416
‫- حلقه ازدواج؟
‫- آره، فقط...

556
00:34:33,500 --> 00:34:36,708
‫مرد، من هر کاری می‌کنم انگشترم پیدا نمیشه.
‫من... من یه کم قبل اینجا بودم.

557
00:34:36,791 --> 00:34:39,625
‫اشکالی نداره اگه یه نگاه سریع به اطراف بندازم؟

558
00:34:40,125 --> 00:34:42,583
‫اوه نه. نه نه. هیچ‌کس اونجا اجازه ورود نداره.

559
00:34:42,666 --> 00:34:45,958
‫می‌فهمم این قضیه رو،
‫ولی مرد، تو زنم رو نمی‌شناسی.

560
00:34:46,041 --> 00:34:46,958
‫آنا؟

561
00:34:47,541 --> 00:34:48,625
‫آنا!

562
00:34:50,250 --> 00:34:53,500
‫- با خودت ببرشون. گرسنه‌ات میشه.
‫- نه مامان، تو نگهش دار. تو بخور.

563
00:34:53,583 --> 00:34:57,291
‫نه، من دوست ندارم فکر کنم
‫یه جایی، هر جایی، تنها توقف کردی.

564
00:34:57,375 --> 00:34:59,750
‫- باشه، ممنونم.
‫- مم.

565
00:35:02,916 --> 00:35:04,375
‫- زود برمی‌گردم.
‫- کی؟

566
00:35:04,458 --> 00:35:06,250
‫مامان، کاره، پس نمی‌دونم.

567
00:35:06,333 --> 00:35:09,958
‫باشه، قول میدی؟
‫خیلی خوب بود که اینجا بودی.

568
00:35:10,041 --> 00:35:12,583
‫- باید برم.
‫- باشه، بسیار خب. خداحافظ.

569
00:35:36,208 --> 00:35:39,958
‫فاک! اون آشغال‌ها رو از گوشت دربیار، عوضی.
‫اینقدر پیچیده نیست.

570
00:35:40,041 --> 00:35:43,583
‫نه، چیزی که من سفارش دادم مرغ کامل، سینه و بیسکویت بود.

571
00:35:43,666 --> 00:35:46,583
‫چیزی که من گرفتم بال، ران و سالاد کلم بود.

572
00:35:46,666 --> 00:35:48,125
‫اوه، لعنتی!

573
00:35:48,208 --> 00:35:51,416
‫مگ! چکمه‌های داییت رو بردار،
‫بذار توی اتاقش. خدا لعنتش کنه.

574
00:36:09,166 --> 00:36:10,875
‫بهت میگم چیکار می‌خوای بکنی.

575
00:36:10,958 --> 00:36:13,375
‫می‌خوای برام همون چیزی که سفارش دادم رو سرخ کنی، رایگان.

576
00:36:13,458 --> 00:36:15,375
‫اون کلمه لاتین برای "مهمون ما" هست.

577
00:36:25,500 --> 00:36:26,500
‫یاه!

578
00:36:35,458 --> 00:36:36,625
‫من نمی‌بینمش.

579
00:36:38,583 --> 00:36:42,416
‫می‌دونی، اونا هر شب این اتاق‌ها رو ضدعفونی می‌کنن. مطمئنی توی این اتاق بوده؟

580
00:36:42,500 --> 00:36:46,041
‫ببخشید، یه سرایدار یا کسی
‫اینجا رو تمیز می‌کنه؟

581
00:36:46,125 --> 00:36:46,958
‫آره.

582
00:36:47,041 --> 00:36:50,125
‫شاید بتونی ازش بپرسی
‫که آیا... اوه.

583
00:36:50,625 --> 00:36:51,500
‫این زنه منه.

584
00:36:51,583 --> 00:36:53,625
‫- می‌تونم بهش زنگ بزنم.
‫- می‌تونی این کار رو بکنی؟

585
00:36:53,708 --> 00:36:55,125
‫- من این رو برمی‌دارم.
‫- آره.

586
00:36:55,208 --> 00:36:56,708
‫- ممنونم. آها.
‫- حتماً.

587
00:36:57,666 --> 00:36:59,541
‫عزیزم. آره عزیزم.

588
00:36:59,625 --> 00:37:02,250
‫آره، فقط، اِم،
‫فقط دیر وقت سر کارم، می‌دونی.

589
00:37:02,333 --> 00:37:03,375
‫آره.

590
00:37:03,458 --> 00:37:05,333
‫من فقط اینو می‌خوام ببندم.

591
00:37:05,416 --> 00:37:07,250
‫باشه. آره عزیزم.

592
00:37:07,333 --> 00:37:10,583
‫آره عزیزم. آره عزیزم.

593
00:37:11,250 --> 00:37:12,083
‫آره.

594
00:37:14,666 --> 00:37:17,041
‫سلام جیمی. چطوری؟

595
00:37:19,458 --> 00:37:20,458
‫اوه، کیر توش.

596
00:37:44,875 --> 00:37:45,916
‫گمشو.

597
00:38:37,500 --> 00:38:39,166
‫بردارش، هلن.

598
00:38:50,166 --> 00:38:51,875
‫لعنت بهش، جک.

599
00:38:55,958 --> 00:38:57,125
‫الو؟

600
00:38:58,375 --> 00:39:00,166
‫- شت.
‫- الو؟

601
00:39:04,416 --> 00:39:07,416
‫"آخرین خبر از سی چیه؟"
‫"چی؟" "نفس‌نفس می‌زنم."

602
00:39:08,416 --> 00:39:09,291
‫"باج‌خواهی؟"

603
00:39:11,708 --> 00:39:12,875
‫اون می‌دونه.

604
00:39:14,208 --> 00:39:15,875
‫هلنِ کصکش می‌دونه.

605
00:39:21,916 --> 00:39:25,083
‫- اداره کلانتری شهرستان لامپکین.
‫- قربان بارنز، لطفاً.

606
00:39:25,166 --> 00:39:26,583
‫کی تماس می‌گیره، لطفاً؟

607
00:39:27,541 --> 00:39:28,625
‫هلن وانگ.

608
00:39:28,649 --> 00:39:33,649
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی:
@talafilm_top
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده