1
00:00:00,200 --> 00:00:10,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:12,280 --> 00:00:14,759
‫خب، یه طرحی دادم در مورد بحث و
‫جدل‌های توی قرار و مدارهای عاشقانه.

3
00:00:14,760 --> 00:00:16,039
‫می‌دونی دیگه، مثلاً در مورد
‫تعداد آدم‌هایی که باهاشون خوابیدی.

4
00:00:16,040 --> 00:00:18,839
‫«طرف قیافه‌اش چهاره، ولی بعد
‫از پنج لیوان آبجو ممکنه بشه شش.»

5
00:00:18,840 --> 00:00:21,319
‫سن، بازه درآمدی. همه‌اش شده عدد و رقم.

6
00:00:21,320 --> 00:00:23,120
‫اون ماشینه دو روزه اون
‫بیرون درجا کار می‌کنه.

7
00:00:24,720 --> 00:00:25,999
‫اون دختره رو می‌شناسی

8
00:00:26,000 --> 00:00:29,359
‫که واسه محتوا تولید کردن، تو
‫۲۴ ساعت با ۱۰۰۰ نفر سکس می‌کنه؟

9
00:00:29,360 --> 00:00:32,559
‫منظورم اینه که اون به یه آدم کص نمی‌داد.
‫داشت به یه «عدد» می‌داد.

10
00:00:32,560 --> 00:00:34,399
‫می‌خوام بگم، روحش تسخیر شده بود،

11
00:00:34,400 --> 00:00:37,520
‫یعنی در واقع، یه جورایی توسط
‫منطق بازار بهش تجاوز گروهی شده بود.

12
00:00:38,160 --> 00:00:41,079
‫آره، تبدیل شدنِ افراد به
‫مفاهیم انتزاعی. کی‌یرکگور.

13
00:00:41,080 --> 00:00:43,399
‫آره، ولی آخه چرا باید یه چیز مدرن رو برداری

14
00:00:43,400 --> 00:00:44,720
‫و بعد تبدیلش کنی به یه چیز
‫مزخرف واسه آدم‌های عوضی؟ آخه...

15
00:00:46,640 --> 00:00:48,480
‫یه نفر قفل پنجره رو با دیلم پرونده.

16
00:00:49,200 --> 00:00:50,800
‫گوه توش! کیر!

17
00:00:51,760 --> 00:00:54,359
‫- کلیدهای وامونده‌ام نیست.
‫- اصلاً تو چرا مرسدس لیزینگ می‌کنی؟

18
00:00:54,360 --> 00:00:56,119
‫این پول‌ها از کجا میاد؟
‫باز بدهی بالا آوردی؟

19
00:00:56,120 --> 00:00:59,039
‫ببین، یه لطفی در حقم بکن، باشه؟
‫می‌شه متی رو این هفته نگه داری؟

20
00:00:59,040 --> 00:01:01,159
‫- تا من این کثافت‌کاری رو جمع و جور کنم.
‫- باشه، باید یه جور توافق‌نامه حضانت تنظیم کنیم

21
00:01:01,160 --> 00:01:03,599
‫که دیگه نتونی مدام این کار رو بکنی.

22
00:01:03,600 --> 00:01:04,719
‫در ضمن، قیافت ریده.

23
00:01:04,720 --> 00:01:06,479
‫خیله خب. تقصیر این ریتالین
‫کیریه، پوستم داغون شده...

24
00:01:06,480 --> 00:01:08,239
‫خب، پس واسه بقیه
‫گندکاری‌هات چه بهانه‌ای داری؟

25
00:01:08,240 --> 00:01:10,079
‫چون همش داری می‌گی:
‫«اوه، دارم بکوب کار می‌کنم،»

26
00:01:10,080 --> 00:01:11,719
‫ولی بعدش خبر می‌رسه که همش
‫پیِ عیاشی و مست‌بازی هستی

27
00:01:11,720 --> 00:01:12,839
‫و دنبال زن‌های غریبه راه می‌افتی.

28
00:01:12,840 --> 00:01:14,919
‫ببین، صبر کن، تو خودت
‫تو یه رابطه کوفتی هستی!

29
00:01:14,920 --> 00:01:16,959
‫باشه؟ تو حق نداری توی
‫زندگی جنسی من دخالت کنی.

30
00:01:16,960 --> 00:01:18,320
‫ما کلاً کلا یه بار با هم سکس کردیم.

31
00:01:19,600 --> 00:01:22,600
‫اصلاً حالیت هست که مطلقاً هیچ‌کس
‫نمی‌دونه تو وجود خارجی داری، نه؟

32
00:01:23,480 --> 00:01:24,480
‫صیکتیر.

33
00:02:13,280 --> 00:02:14,519
‫ادوارد، سلام.

34
00:02:14,520 --> 00:02:16,080
‫- ببخشید، ساعت چنده؟
‫- کی اهمیت میده؟

35
00:02:16,440 --> 00:02:18,599
‫خبر خوب. از وکیل «تِندِر» خبر رسیده.

36
00:02:18,600 --> 00:02:20,639
‫فکر کنم خیلی تند و تیز اومدن جلو.

37
00:02:20,640 --> 00:02:22,639
‫پاسخشون به مقاله «تندر، تحت بررسی»،

38
00:02:22,640 --> 00:02:24,720
‫راستش به اندازه آهنگ‌های
‫گروه «اسلید» ضایع و روئه.

39
00:02:25,000 --> 00:02:28,480
‫حکم توقیف، تهدید، افترا. یعنی قشنگ
‫یه آش شلم‌شوربایی درست کردن.

40
00:02:29,280 --> 00:02:32,119
‫یه کم آمار درآوردم و به
‫نظر می‌رسه مدیریت اونجا

41
00:02:32,120 --> 00:02:36,560
‫در اصل ویترینِ «گروه رسانه‌ای نورتون»
‫هستن، واسه همین با کمال میل می‌فرستمت آکرا.

42
00:02:38,960 --> 00:02:40,439
‫ببین، دمت گرم اد. پشیمون نمی‌شی.

43
00:02:40,440 --> 00:02:45,439
‫گوش کن، اصلِ حرف و خشم‌شون
‫سر تبانی و دست‌کاری بازاره،

44
00:02:45,440 --> 00:02:49,000
‫بین تو و این فروشنده‌های استقراضی.
‫یعنی دارن تیر تو تاریکی می‌زنن، نه؟

45
00:02:50,000 --> 00:02:52,800
‫بگو که با این فروشنده‌های
‫استقراضیِ کیری نریختی رو هم.

46
00:02:54,600 --> 00:02:56,079
‫نه، من... باهاشون حرف زدم،

47
00:02:56,080 --> 00:02:58,479
‫- ولی خب، خیلی گذری و غیرمستقیم.
‫- اوه، «غیرمستقیم».

48
00:02:58,480 --> 00:03:00,639
‫مثلاً خیلی «سربسته»؟ هر
‫کوفت و زهرماری که هست.

49
00:03:00,640 --> 00:03:02,679
‫فقط رابطه‌ات رو با اون
‫مخاطب‌ها کلاً قطع کن، باشه؟

50
00:03:02,680 --> 00:03:05,720
‫آره. ببین پسر، دارم روی
‫یه گزارش تکمیلی کار می‌کنم.

51
00:03:06,160 --> 00:03:09,439
‫خیلی پروپیمون‌تره. یه کشف
‫بزرگ توی ساندرلند، ردیفه؟

52
00:03:09,440 --> 00:03:11,279
‫خوشم نمیاد قلدرها از خواب بیدارم کنن.

53
00:03:11,280 --> 00:03:14,079
‫و به نفع منافع عمومی هست
‫که ما تهاجمی پاسخ بدیم،

54
00:03:14,080 --> 00:03:16,519
‫مخصوصاً اگه «تندر»، واسه مصرف‌کننده‌های
‫بریتانیایی نقشه داشته باشه

55
00:03:16,520 --> 00:03:17,799
‫با این اپلیکیشن بانکی جدیدش.

56
00:03:17,800 --> 00:03:20,839
‫می‌دم بخش حقوقی یه جوابیه
‫تند و تیز و کوتاه تنظیم کنه.

57
00:03:20,840 --> 00:03:24,079
‫تا جایی که من آدم‌هایی رو که اینقدر
‫زود فازِ انتحاری برمی‌دارن می‌شناسم،

58
00:03:24,080 --> 00:03:27,159
‫می‌تونی روی تک‌تک پول‌هات شرط ببندی
‫که این عوضی‌ها بدجوری نقطه ضعف دارن.

59
00:03:27,160 --> 00:03:28,600
‫- آره.
‫- باشه، فعلاً.

60
00:03:37,160 --> 00:03:38,919
‫- هی، چیه؟
‫- چرا داری خونه من رو می‌پایی؟

61
00:03:38,920 --> 00:03:40,920
‫چی؟ داداش، منتظر دوست‌دخترم هستم.

62
00:03:42,160 --> 00:03:43,720
‫از محله من صیکتو بزن، فهمیدی؟

63
00:03:44,600 --> 00:03:47,920
‫یارو با تجهیزات کامل اومده
‫اینجا، فازِ گنده‌لات‌ها رو برداشته.

64
00:03:48,440 --> 00:03:50,280
‫از ماشین من گمشو کنار داداش.

65
00:03:51,880 --> 00:03:54,080
‫- کیر!
‫- کونیِ اوبی.

66
00:03:56,000 --> 00:03:59,000
‫« صنعت »

67
00:03:59,480 --> 00:04:01,919
‫ما فقط اطلاعاتی رو به اشتراک
‫گذاشتیم که خصوصی نبودن.

68
00:04:01,920 --> 00:04:05,679
‫مقاله تو اصلاً عددی نبود. فقط کلاً
‫۲۰ دقیقه به پوزیشن شورتِ ما کمک کرد.

69
00:04:05,680 --> 00:04:07,679
‫خب، ثابت کردنِ یه رابطه ممکنه کافی باشه.

70
00:04:07,680 --> 00:04:09,439
‫من کار رو روی یه کامپیوتر
‫کاملاً ایزوله شروع کردم

71
00:04:09,440 --> 00:04:12,160
‫- که نشه هکش کرد.
‫- ولی داری با گوشی کاریت به من زنگ می‌زنی؟

72
00:04:13,240 --> 00:04:14,679
‫گزارش تکمیلی رو کی منتشر می‌کنی؟

73
00:04:14,680 --> 00:04:17,639
‫- نمی‌تونم بگم.
‫- نمی‌تونی یا نمی‌خوای؟

74
00:04:17,640 --> 00:04:21,199
‫پسر، ما آمار ساندرلند رو بهت
‫دادیم. تو بنویسش و پخش کن.

75
00:04:21,200 --> 00:04:23,959
‫- سر این توافق کرده بودیم.
‫- نه، اصلاً توافقی در کار نبود.

76
00:04:23,960 --> 00:04:28,079
‫اوه، کص نگو. قضیه کاملاً ضمنی معلوم
‫بود. بیخیال. اصلاً منصفانه رفتار نمی‌کنی.

77
00:04:28,080 --> 00:04:30,719
‫آره، فکر کنم تو اصلاً اصول
‫اخلاقی من رو درست درک نکردی.

78
00:04:30,720 --> 00:04:33,999
‫از اینجا به بعد مهمه که
‫هرگونه ارتباطی رو انکار کنیم.

79
00:04:34,000 --> 00:04:36,400
‫- و این اسمش اخلاقی بودنه، نه؟
‫- نه، اسمش عاقلانه بودنه.

80
00:04:36,880 --> 00:04:38,120
‫ممنون بابت وقتت.

81
00:04:41,600 --> 00:04:45,359
‫اگه اون به این زودیا چیزی منتشر
‫نکنه، محرک منفی بعدی‌مون چیه؟

82
00:04:45,360 --> 00:04:47,639
‫بازار داره این عرضه اپلیکیشن
‫رو یه اتفاق مثبت پیش‌بینی می‌کنه.

83
00:04:47,640 --> 00:04:49,959
‫اگه قیمت سهام از این بالاتر بره،
‫با فراخوان وثیقه مواجه می‌شیم.

84
00:04:49,960 --> 00:04:52,719
‫آمار ساندرلند رو می‌رسونیم
‫به یه خبرنگار دیگه.

85
00:04:52,720 --> 00:04:55,399
‫چقدر طول می‌کشه تا قضیه رو بفهمن،

86
00:04:55,400 --> 00:04:57,599
‫- از فیلتر مدیرها رد بشه و چاپ بشه؟
‫- چرا خودمون منتشرش نکنیم؟

87
00:04:57,600 --> 00:04:59,399
‫می‌دیم «سوییت‌پی» بنویسدش،

88
00:04:59,400 --> 00:05:01,359
‫مثل مدل هیندنبورگ و گلس‌هاوس، تو اون فازها.

89
00:05:01,360 --> 00:05:03,359
‫تضاد منافعش خیلی تابلوعه.

90
00:05:03,360 --> 00:05:06,039
‫باشه. خب، بدیهیه که
‫شفاف‌سازی‌های لازم رو انجام می‌دیم.

91
00:05:06,040 --> 00:05:09,440
‫یه کلمه اشتباه بنویسیم، راه رو
‫واسه شکایت حقوقی باز کردیم.

92
00:05:09,800 --> 00:05:11,759
‫در ضمن، اسم ما اصلاً اعتباری نداره.

93
00:05:11,760 --> 00:05:14,559
‫کی «استرن تائو» کیرشه آخه؟

94
00:05:14,560 --> 00:05:16,319
‫حتی اگه «تندر» مثل یه خونه پوشالی سست باشه،

95
00:05:16,320 --> 00:05:17,919
‫تا وقتی فوتی نکنیم که بریزه، فرقی نمی‌کنه.

96
00:05:17,920 --> 00:05:21,960
‫فکر کردی تا الان این رو نفهمیدم؟ کیر!

97
00:05:23,200 --> 00:05:27,119
‫می‌خوام بخش مربوط به وام مسکن
‫توی صفحه اصلی بیشتر تو چشم باشه.

98
00:05:27,120 --> 00:05:29,599
‫و اون بخش کیری کریپتو رو هم ازش پاک کن.

99
00:05:29,600 --> 00:05:31,759
‫سه بار تا حالا این نکته رو تذکر دادم.

100
00:05:31,760 --> 00:05:34,839
‫و بله رابین، این یه تصمیمِ
‫«کاربر مهم‌تر از سود» هست،

101
00:05:34,840 --> 00:05:36,759
‫چون رابط کاربری خودش
‫بخشی از پیام‌رسانی ماست،

102
00:05:36,760 --> 00:05:38,079
‫و پیام‌رسانی یعنی همه‌چیز.

103
00:05:38,080 --> 00:05:40,999
‫آره، لحن کار واسه
‫حامی‌های دولتی‌مون هم مهمه.

104
00:05:41,000 --> 00:05:45,120
‫و چرا عبارت «پیرپوینت با قدرتِ تندر»

105
00:05:45,360 --> 00:05:47,079
‫اینقدر توی رابط کاربری گنده و تو چشمه؟

106
00:05:47,080 --> 00:05:50,120
‫ویتنی تاییدش کرده. این ایده خودشه.

107
00:05:50,240 --> 00:05:51,639
‫خیلی وقته که تو فکرش بوده.

108
00:05:51,640 --> 00:05:55,679
‫باشه، من برای ساختن این
‫اپلیکیشن خودم رو به آب و آتیش نزدم

109
00:05:55,680 --> 00:05:59,400
‫که فقط وسیله‌ای بشم تا «پیرپوینت» به
‫آدم‌هایی که همین الانشم دارن پولدارتر می‌شن،

110
00:05:59,600 --> 00:06:02,599
‫یه گزینه کوفتی بده که با یه
‫کلیک ثروتشون رو زیادتر کنن!

111
00:06:02,600 --> 00:06:03,800
‫اوکی؟

112
00:06:03,920 --> 00:06:07,279
‫بنرمن. لطفاً یه گزارش
‫از وضعیت فعلی به ما بده.

113
00:06:07,280 --> 00:06:10,639
‫بله قربان. دویست و پنجاه
‫میلیون دارایی تحت مدیریت.

114
00:06:10,640 --> 00:06:14,999
‫سهم اریک ۵ درصدِ صندوق، یعنی ده
‫دلار. پیر، سرمایه‌گذار اصلی، ۱۰۰ دلار.

115
00:06:15,000 --> 00:06:18,479
‫یه ۱۴۰ میلیون دیگه هم اضافه می‌شه
‫اگه بقیه سرمایه‌گذارها رو هم حساب کنیم.

116
00:06:18,480 --> 00:06:20,679
‫با کنی که کارگزار اصلیمونه،

117
00:06:20,680 --> 00:06:24,119
‫۲۵۰ میلیون دیگه هم از
‫طریق دویچه بانک قرض گرفتیم.

118
00:06:24,120 --> 00:06:26,239
‫- اون می‌شه اعتبار حاشیه‌مون.
‫- یعنی ۱۰۰ درصد اهرم ناخالص؟

119
00:06:26,240 --> 00:06:30,080
‫بله، ۲۵۰ میلیون سرمایه نقد،
‫۲۵۰ میلیون هم اعتبار حاشیه.

120
00:06:31,680 --> 00:06:33,959
‫ما هنوز هم بابت پتانسیل همکاری‌های مشترک

121
00:06:33,960 --> 00:06:35,439
‫و معرفی خدمات مدیریت سرمایه

122
00:06:35,440 --> 00:06:37,679
‫«المعراج-پیرپوینت» خیلی هیجان‌زده‌ایم

123
00:06:37,680 --> 00:06:40,079
‫- اونم داخل اپلیکیشن تندر.
‫- می‌دونی، من خیلی وقته دارم فکر می‌کنم

124
00:06:40,080 --> 00:06:42,399
‫که متن تبلیغاتی باید باشه
‫«تندر با قدرتِ پیرپوینت»،

125
00:06:42,400 --> 00:06:45,359
‫- نه «پیرپوینت با قدرتِ تندر».
‫- وکلای ما موقع خط زدن و اصلاح متن قرارداد،

126
00:06:45,360 --> 00:06:47,440
‫خیلی روی جزئیات ساختاریش بحث و جدل کردن.

127
00:06:47,760 --> 00:06:50,359
‫ما مدیران سرمایه‌گذاری رو
‫داریم. پایگاه مشتری‌ها رو هم داریم.

128
00:06:50,360 --> 00:06:54,079
‫این‌ها در ازای داشتن یه پلتفرم

129
00:06:54,080 --> 00:06:55,679
‫و راهی برای رسیدن به مشتری‌های
‫خردِ بیشتر، برای شما آماده و مهیاست.

130
00:06:55,680 --> 00:07:00,519
‫با هر خط‌کشی که حساب کنی، از نظر هر
‫سرمایه‌گذاری، تندر اینجا دارایی باارزش‌تریه.

131
00:07:00,520 --> 00:07:02,399
‫ارزش بازار ما داره در دو
‫جهت مخالف حرکت می‌کنه،

132
00:07:02,400 --> 00:07:05,280
‫و ما این کار رو صرفاً هدیه دادنِ یه
‫آینده دیجیتال به یه دایناسور می‌بینیم.

133
00:07:05,800 --> 00:07:09,160
‫من چرا اینجام و دارم سر چیزی چونه
‫می‌زنم که فکر می‌کردم قبلاً سرش توافق شده؟

134
00:07:10,000 --> 00:07:11,600
‫قضیه اصلاً این نیست.

135
00:07:12,400 --> 00:07:14,879
‫ما می‌خواستیم نشون بدیم
‫که چقدر باهاتون راه اومدیم

136
00:07:14,880 --> 00:07:17,879
‫به این امید که ازتون بخوایم این مشارکت رو

137
00:07:17,880 --> 00:07:19,560
‫با یه سرمایه‌گذاری یک
‫میلیارد دلاری دیگه محکم‌تر کنید.

138
00:07:21,920 --> 00:07:25,799
‫واقعاً فکر می‌کنم داریم فرصت‌سوزی می‌کنیم که
‫از «هنری» بیشتر و پررنگ‌تر استفاده نمی‌کنیم.

139
00:07:25,800 --> 00:07:27,879
‫منظورت چیه؟ اصلاً قراره چطوری باشه؟

140
00:07:27,880 --> 00:07:32,599
‫اینکه بیشتر بریم سمت جنبه تکنولوژیِ این حوزه.
‫یه افتتاحیه پرسرصدا. استفاده از سلبریتی‌ها.

141
00:07:32,600 --> 00:07:36,359
‫مثلاً «چارلی ایکس‌سی‌ایکس» بیاد از
‫مزایای گزارش هزینه‌های دیجیتالی بگه

142
00:07:36,360 --> 00:07:39,919
‫- تا بتونه آمارِ پول‌هایی که شبانه از عابربانک می‌گیره رو داشته باشه.
‫- آره، آره! ولی یه افتتاحیه عمومی،

143
00:07:39,920 --> 00:07:43,319
‫با بازتاب توی شبکه‌های
‫اجتماعی، هنوزم شدنیه.

144
00:07:43,320 --> 00:07:46,999
‫شاید هوشمندانه باشه که قبل از اینکه تندر
‫اپلیکیشنش رو بده بیرون، یه کم ریسک رو کم کنیم

145
00:07:47,000 --> 00:07:48,839
‫چون بازار انتظار داره که
‫اپلیکیشن بترکونه و قیمت‌ها بره بالا.

146
00:07:48,840 --> 00:07:51,039
‫بچه‌ها، نمی‌تونیم همین‌جوری
‫شروع کنیم به خریدنِ سهام.

147
00:07:51,040 --> 00:07:53,279
‫اون‌وقت می‌شیم مثل هر شرکت
‫سرمایه‌گذاریِ معمولیِ دیگه‌ای.

148
00:07:53,280 --> 00:07:55,759
‫اگه مقاله بعدی «دایکر»
‫هم مثل قبلی بی‌اثر باشه چی؟

149
00:07:55,760 --> 00:07:57,199
‫با اون گزارش ساندرلند، این‌طور نمی‌شه.

150
00:07:57,200 --> 00:07:59,959
‫- آره، حالا اون گزارش کی میاد؟
‫- محض اطلاعتون، داریم از مرز باریکِ قانونی رد می‌شیم

151
00:07:59,960 --> 00:08:02,400
‫و وارد کثافت‌کاریِ دست‌کاری بازار می‌شیم.

152
00:08:03,040 --> 00:08:06,119
‫من داشتم با مدیرعامل سابق،
‫«جونا آتربوری»، حرف می‌زدم.

153
00:08:06,120 --> 00:08:09,199
‫هنوز در مورد بیزنس باهاش حرفی نزدم.
‫فعلاً دارم مخش رو می‌زنم و نرمش می‌کنم.

154
00:08:09,200 --> 00:08:11,200
‫- جواب می‌ده؟
‫- اوه، آره.

155
00:08:12,120 --> 00:08:13,480
‫داره جواب می‌ده!

156
00:08:14,120 --> 00:08:15,839
‫می‌دونی، این دیگه یه راز
‫برملاست که «المعراج»

157
00:08:15,840 --> 00:08:18,599
‫داره پیرپوینت رو تیکه‌تیکه
‫به بازار واگذار می‌کنه.

158
00:08:18,600 --> 00:08:22,999
‫پیرپوینت دیگه یه اسم قدیمی و از رده خارج
‫شده‌ست. مثل یه فونت رنگ‌ورو رفته روی تابلوهاست.

159
00:08:23,000 --> 00:08:25,479
‫مثل ساک‌های ورزشی توی سایت
‫دیوار. یه برند مسخره و دِمُده.

160
00:08:25,480 --> 00:08:27,719
‫سنگ قبرِ یه چیز بزرگ که یه
‫زمانی ابهت داشت ولی الان مرده.

161
00:08:27,720 --> 00:08:30,759
‫ما مدرنیته‌ای هستیم که داریم درِ خونه‌تون
‫رو می‌زنیم و بهتون پیشنهاد کمک می‌دیم.

162
00:08:30,760 --> 00:08:33,640
‫و در عوض، تمام چیزی که
‫می‌خوایم... یه مبلغ ناچیزه.

163
00:08:35,360 --> 00:08:36,439
‫کی قراره...

164
00:08:36,440 --> 00:08:38,359
‫کی قراره بیانیه مطبوعاتی منتشر
‫بشه و واسه کی فرستاده بشه؟

165
00:08:38,360 --> 00:08:40,959
‫واسه ساعت ۱ بعدازظهر پنجشنبه
‫به وقت اقیانوس آرام برنامه‌ریزی شده.

166
00:08:40,960 --> 00:08:43,199
‫خوبه، پس اگه بخوایم، وقت
‫هست که بزرگترش کنیم.

167
00:08:43,200 --> 00:08:46,719
‫از کانال‌های همیشگی، «تک‌کرانچ»،
‫«وایرد»، پادکست «بریکینگ بنکس».

168
00:08:46,720 --> 00:08:49,319
‫آره، فکر کنم هنری باید توی پادکست‌های
‫سبک زندگیِ بیشتری حضور داشته باشه.

169
00:08:49,320 --> 00:08:52,000
‫باید برای تجهیزات پادکست یه مالیات
‫سنگین ببندن که هر کسی نره سمتش.

170
00:08:53,160 --> 00:08:55,119
‫خیله خب، من می‌خوام
‫بیانیه دوباره بازنویسی بشه

171
00:08:55,120 --> 00:08:56,760
‫و نکاتی که گفتم توش اعمال
‫بشه، بعدش می‌تونیم تصمیم بگیریم.

172
00:09:06,480 --> 00:09:07,520
‫یو.

173
00:09:08,280 --> 00:09:09,400
‫چه خبر؟

174
00:09:10,520 --> 00:09:13,319
‫هنری از نحوه تبلیغ و
‫معرفیِ اپلیکیشن راضی نیست.

175
00:09:13,320 --> 00:09:15,479
‫چون شوهرت هنوز روی چیزی
‫که خوشش بیاد به توافق نرسیده.

176
00:09:15,480 --> 00:09:17,640
‫رابین می‌گه تو می‌خوای مراسم
‫افتتاحیه رو «خاص و بزرگ» جلوه بدی؟

177
00:09:17,760 --> 00:09:20,839
‫آره، باید از همون اول یه برنامه‌ای
‫می‌بود که بزرگ جلوه‌اش بدیم.

178
00:09:20,840 --> 00:09:23,439
‫باید بیخیالِ این کلمه‌های قلمبه‌سلمبه
‫بشیم و مثل آدم حرف بزنیم.

179
00:09:23,440 --> 00:09:24,840
‫فکر نمی‌کنم این قضیه خنده‌دار باشه.

180
00:09:25,760 --> 00:09:30,599
‫می‌دونی، اگه من یه سمتِ شغلی درست‌وحسابی
‫داشتم، مثلاً یه نقشی توی بخش روابط عمومی،

181
00:09:30,600 --> 00:09:33,879
‫- این کار تا حالا درست انجام شده بود.
‫- می‌خوای مستقیم زیر نظر رابین کار کنی؟

182
00:09:33,880 --> 00:09:35,320
‫می‌خوام به هنری یه تریبون بدم.

183
00:09:36,040 --> 00:09:39,159
‫اگه هنری می‌خواد تو چشم باشه، اگه
‫می‌خواد مسئولیت این کار رو قبول کنه،

184
00:09:39,160 --> 00:09:41,960
‫من سدِ راهش نمی‌شم.
‫ولی یه کم از دستش ناامیدم.

185
00:09:42,400 --> 00:09:43,759
‫فکر می‌کردم یه آدم کله‌گنده
‫و همه‌کاره استخدام کردم.

186
00:09:43,760 --> 00:09:45,999
‫توی جلسه‌مون با سازمان
‫نظارت، مثل یه روحِ سرگردان بود.

187
00:09:46,000 --> 00:09:49,400
‫- آره، اعتماد به نفسش داره برمی‌گرده.
‫- به کندی.

188
00:09:52,200 --> 00:09:55,400
‫تا حالا به این فکر کردی که یه راهی
‫برای «هیلی» توی شرکت باز کنی؟

189
00:09:58,800 --> 00:09:59,999
‫چی توی اون دختر دیدی؟

190
00:10:00,000 --> 00:10:02,680
‫فکر کنم ممکنه اطلاعاتی داشته باشه
‫که بتونه در مورد دایکر بهمون کمک کنه.

191
00:10:02,960 --> 00:10:04,640
‫ولی شاید لازم باشه یه کم
‫زیرزبونش رو بکشیم و بهش حال بدیم.

192
00:10:05,800 --> 00:10:07,880
‫جوون‌های باهوش، جوون‌های
‫باهوشِ دیگه رو جذب می‌کنن.

193
00:10:08,280 --> 00:10:09,839
‫راستی حرف از این شد، آخرین بار کی با

194
00:10:09,840 --> 00:10:11,319
‫دوستت، «هارپر»، حرف زدی؟

195
00:10:11,320 --> 00:10:13,560
‫- هنوز با هم صمیمی هستید؟
‫- چطور؟

196
00:10:15,000 --> 00:10:18,120
‫شک دارم که شرکتش داره روی
‫کاهش قیمت سهام ما شرط‌بندی می‌کنه.

197
00:10:24,960 --> 00:10:27,359
‫احتمالاً رئیس سابقش داره تحریکش می‌کنه.

198
00:10:27,360 --> 00:10:30,279
‫یه جورایی زوجِ سمی و خطرناکی هستن.

199
00:10:30,280 --> 00:10:34,120
‫عاشق اینن که بدترین غریزه‌های
‫همدیگه رو بیدار کنن، فقط واسه اینکه...

200
00:10:35,160 --> 00:10:36,919
‫خب، چون بدجوری از خودشون
‫مطمئن نیستن و کمبود دارن.

201
00:10:36,920 --> 00:10:40,920
‫می‌تونم... می‌تونم یه ترفند
‫تبلیغاتی واسه آدم کردنشون پیدا کنم.

202
00:10:42,480 --> 00:10:43,640
‫عالیه.

203
00:10:53,800 --> 00:10:56,600
‫- چی بود، دو تا «بلک کراس»؟
‫- هر کدوم که باکلاس‌تر و گرون‌تره.

204
00:10:57,240 --> 00:11:01,040
‫- قرمز، ۱۸۰ تومن.
‫- یکی لطفاً. فقط کوک می‌زنی؟

205
00:11:02,120 --> 00:11:04,239
‫قارچ مایع همراهت نداری، نه؟

206
00:11:04,240 --> 00:11:05,520
‫نه داداش.

207
00:11:08,120 --> 00:11:10,360
‫با این کت‌شلوارِ تابلویِ راه‌راه،
‫بعیده مالِ بخشِ معاملات باشی.

208
00:11:11,640 --> 00:11:14,000
‫مگر اینکه توی یه بانکِ داغون و
‫گداگشنه مثل رویال بانکِ اسکاتلند کار کنی.

209
00:11:25,200 --> 00:11:27,359
‫نه، بهش دست نزن فعلاً. بهت که گفتم.

210
00:11:27,360 --> 00:11:28,400
‫خواهش می‌کنم.

211
00:11:29,440 --> 00:11:30,680
‫خواهش می‌کنم، بابایی.

212
00:11:35,080 --> 00:11:37,239
‫اگه خوراکیِ بیشتری
‫می‌خوای، باید همون رو بگی.

213
00:11:37,240 --> 00:11:39,800
‫من یه جنده کوچولویِ خوب واسه بابایی‌ام.

214
00:11:47,280 --> 00:11:48,400
‫ولم کن بابا.

215
00:11:51,520 --> 00:11:53,919
‫- آره، سلام. سلام، مری.
‫- سلام.

216
00:11:53,920 --> 00:11:56,719
‫آره، من...
‫آره، انتظار نداشتم ازت خبری بشه.

217
00:11:56,720 --> 00:11:59,760
‫- امیدوارم حالت خوب باشه.
‫- آره، بد نیستم، می‌گذره.

218
00:12:01,120 --> 00:12:03,600
‫- آره، تو چی؟
‫- فکر کردیم یه برنامه‌ای بچینیم

219
00:12:03,720 --> 00:12:04,920
‫که بتونی «هوگو» رو ببینی.

220
00:12:05,040 --> 00:12:07,159
‫مهم بود که قبلش چند تا
‫چیز رو سر و سامون بدیم...

221
00:12:07,160 --> 00:12:09,759
‫تو... نه، نه، لازم نیست ازم عذرخواهی کنی.

222
00:12:09,760 --> 00:12:11,079
‫این عذرخواهی نیست.

223
00:12:11,080 --> 00:12:12,880
‫آره. آره، آره. نه، نه. البته، البته.

224
00:12:13,120 --> 00:12:14,519
‫بذار جزئیات رو برات بفرستم.

225
00:12:14,520 --> 00:12:15,999
‫می‌دونی، هر وقت که بشه، هر زمان. من خیلی...

226
00:12:16,000 --> 00:12:17,560
‫- اونا رو می‌فرستم، ممنون.
‫- تو...

227
00:12:26,000 --> 00:12:27,560
‫بچه‌ام رو ازم گرفتن.

228
00:12:30,440 --> 00:12:31,920
‫شاید واسه خودشون دلیل دارن.

229
00:12:33,640 --> 00:12:35,240
‫تا حالا امتحان کردی که یه بار خفه شی؟

230
00:12:39,800 --> 00:12:42,639
‫یه چیز دیگه. بچه‌های «وب‌هورایزن»
‫رو می‌شناسی؟

231
00:12:42,640 --> 00:12:44,759
‫چند باری از من و جونا دعوت
‫کردن که اونجا شرکت کنیم،

232
00:12:44,760 --> 00:12:47,719
‫ولی من همیشه رد کردم.
‫چون هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم

233
00:12:47,720 --> 00:12:49,519
‫من و اون سرِ آینده شرکت
‫اون‌قدر تفاهم داشته باشیم

234
00:12:49,520 --> 00:12:52,719
‫که بتونیم با هم بریم روی
‫صحنه و گند نزنیم به ارزش سهام.

235
00:12:52,720 --> 00:12:54,719
‫خب، شاید الان دیگه برای اینکه
‫ما رو جا بدن یه کم دیر شده باشه،

236
00:12:54,720 --> 00:12:57,719
‫ولی اگه بگم «هنری» قراره به

237
00:12:57,720 --> 00:12:59,879
‫عنوان نورچشمیِ دولت برنامه اجرا کنه

238
00:12:59,880 --> 00:13:02,919
‫و بعدش هم این احتمال رو بندازم
‫وسط که شاید وزیر اقتصاد هم بیاد،

239
00:13:02,920 --> 00:13:05,959
‫ممکنه بتونیم جلوی اون جو منفی که
‫«فین‌دایجست» راه انداخته رو بگیریم.

240
00:13:05,960 --> 00:13:06,960
‫واقعاً می‌تونی ردیفش کنی؟

241
00:13:08,000 --> 00:13:10,879
‫راستش، این کار قطعاً مخِ برنامه‌نویس‌ها
‫رو می‌زنه و خوشحالشون می‌کنه.

242
00:13:10,880 --> 00:13:12,879
‫بذار پیشنهادش رو بدم، ببینم به کجا می‌رسم.

243
00:13:12,880 --> 00:13:15,199
‫عالیه. راستی فین‌دایجست
‫جوابی به نامه‌های وکیل‌ها داد؟

244
00:13:15,200 --> 00:13:16,359
‫اون مقاله‌شون اون‌قدر شل و ول بود

245
00:13:16,360 --> 00:13:18,519
‫که هر حرفی هم می‌خواستن
‫بزنن، خودشون خرابش کردن.

246
00:13:18,520 --> 00:13:21,200
‫ولی «لوئیزا» می‌گه اونا ول‌کن نیستن
‫و دارن روی حرفشون پافشاری می‌کنن.

247
00:13:22,920 --> 00:13:24,919
‫اوکی، من می‌رم با «پرسی» حرف می‌زنم.

248
00:13:24,920 --> 00:13:27,240
‫ادیتور بخش اقتصادیِ روزنامه یکشنبه‌ست.

249
00:13:27,920 --> 00:13:30,360
‫- رابین هم موافقه؟
‫- موافق می‌شه.

250
00:13:31,400 --> 00:13:35,480
‫دمت گرم. من یه پرواز ساعت ۳ به
‫«آکرا» دارم، ولی زود برمی‌گردم. ۲۴ ساعته.

251
00:13:36,000 --> 00:13:37,600
‫خدا مرگم بده، واسه یه سفر
‫به این کوتاهی راه خیلی دوریه.

252
00:13:38,120 --> 00:13:40,479
‫یه مشکل مدیریتیِ کوچیکه
‫که باید خودم بالا سرش باشم.

253
00:13:40,480 --> 00:13:42,599
‫«هیلی»، یه لطفی در حقم بکن.

254
00:13:42,600 --> 00:13:44,319
‫توی مراسم افتتاحیه هر کمکی
‫از دستت برمیاد به «یاس» بکن.

255
00:13:44,320 --> 00:13:45,719
‫چی؟ تو غنا بهش احتیاج نداری؟

256
00:13:45,720 --> 00:13:47,359
‫قرار بود بارِ کارها رو با هنری تقسیم کنه،

257
00:13:47,360 --> 00:13:50,520
‫پس بذار نصفِ بارِ هنری
‫رو از روی دوش تو بردارد.

258
00:13:58,240 --> 00:14:00,279
‫- هی.
‫- جونا آتربوری؟

259
00:14:00,280 --> 00:14:01,480
‫آره، خودم هستم.

260
00:14:01,920 --> 00:14:03,360
‫بدموقع که زنگ نزدم؟

261
00:14:03,720 --> 00:14:07,800
‫درست وسطِ شروعِ یه داستانی زنگ
‫زدی که می‌دونم نمی‌تونم تمومش کنم.

262
00:14:08,200 --> 00:14:10,600
‫می‌دونی، صدات دقیقاً
‫همون‌جوریه که تصور می‌کردم.

263
00:14:11,080 --> 00:14:14,600
‫معمولاً دخترا قبل از اینکه این‌قدر زود
‫وارد مسائل شخصی بشن، یه پولی می‌گیرن.

264
00:14:15,440 --> 00:14:19,479
‫جونا، راستش من یه هدفِ
‫خاصی از این تماسم دارم.

265
00:14:19,480 --> 00:14:21,319
‫من به عنوان تحلیل‌گرِ تحقیقاتی کار می‌کنم.

266
00:14:21,320 --> 00:14:23,399
‫ما فکر می‌کنیم کارفرمای سابق شما
‫داره در مورد روشِ پول درآوردنش

267
00:14:23,400 --> 00:14:24,879
‫- دروغ می‌گه و واقعیت رو پنهان می‌کنه.
‫- چی داری می‌گی؟

268
00:14:24,880 --> 00:14:26,479
‫- لطفاً قطع نکن.
‫- معذرت می‌خوام، ولی...

269
00:14:26,480 --> 00:14:30,039
‫ببین، بیشترِ کارِ ما پیدا کردنِ یه
‫سرنخ‌های کوچیکِ امیدوارکننده‌ست، خب؟

270
00:14:30,040 --> 00:14:31,399
‫آدم‌ها فقط وقتی دهن باز می‌کنن

271
00:14:31,400 --> 00:14:34,600
‫که نفعِ حرف زدنشون
‫بیشتر از نفعِ سکوتشون باشه.

272
00:14:36,320 --> 00:14:38,319
‫آره، فعلاً اون‌قدر پُرم که
‫حوصله معما شنیدن ندارم،

273
00:14:38,320 --> 00:14:41,279
‫و باور کن... نیازی هم
‫به پولِ تو ندارم. یعنی...

274
00:14:41,280 --> 00:14:44,839
‫تصور می‌کنم که یه حساب‌کتابِ
‫شخصی با «ویتنی هالبرسترام» داری.

275
00:14:44,840 --> 00:14:46,959
‫خب، از وقتی که اخراجت کرده...

276
00:14:46,960 --> 00:14:49,759
‫ببین، من الان وسطِ شکایت از
‫اون عوضی بابت اعاده حیثیتم.

277
00:14:49,760 --> 00:14:54,600
‫- اصلاً این مسخره‌بازی‌ها چیه؟
‫- خب، اون ریده به هیکلت، مگه نه؟

278
00:14:56,000 --> 00:14:57,640
‫اون تاپاله فسقلیِ لوس.

279
00:14:58,800 --> 00:15:01,119
‫- من دوسش داشتم.
‫- توی اون شکایتی که کردی،

280
00:15:01,120 --> 00:15:03,319
‫- چیزی هست که بتونه به من کمک کنه؟
‫- هی عزیزم.

281
00:15:03,320 --> 00:15:05,160
‫- خب، من...
‫- رقص اختصاصی می‌خوای؟

282
00:15:06,200 --> 00:15:11,399
‫...یا نامه‌نگاری‌های ما احضاریه گرفته.
‫تیمِ من به گیگابایت‌ها ایمیل دسترسی دارن.

283
00:15:11,400 --> 00:15:14,359
‫اونا رو با من به اشتراک می‌ذاری؟
‫می‌تونم ایمیلم رو برات بفرستم.

284
00:15:14,360 --> 00:15:16,599
‫هر چیزی که به من ربط
‫نداشته باشه رو سانسور می‌کنم.

285
00:15:16,600 --> 00:15:18,600
‫فکر نمی‌کنم این‌جوری به دردی بخوره.

286
00:15:19,080 --> 00:15:21,279
‫هر چی بیشتر بهش فکر می‌کنم، بیشتر می‌فهمم

287
00:15:21,280 --> 00:15:23,559
‫که سابقه رفاقت باهاش چشمم رو کور کرده بود.

288
00:15:23,560 --> 00:15:25,199
‫- منظورت چیه؟
‫- چیزهای کوچیک.

289
00:15:25,200 --> 00:15:29,679
‫دیدم که توی این دو سالِ اخیر، مثل نوارِ
‫قلب مدام قیمتِ سهام رو چک می‌کرد.

290
00:15:29,680 --> 00:15:32,719
‫روزهایی که بازار منفی بود، زانوی غم
‫بغل می‌گرفت، انگار می‌خواست خودکشی کنه.

291
00:15:32,720 --> 00:15:34,439
‫روزهایی که بازار مثبت بود،
‫واسه خودش پادشاهی می‌کرد.

292
00:15:34,440 --> 00:15:37,639
‫من با یه سوال می‌رفتم پیشش،
‫با دو تا سوالِ دیگه برمی‌گشتم.

293
00:15:37,640 --> 00:15:40,440
‫عجیب غریب اجتماعی بود.
‫انگار اصلاً اهل سکس نبود.

294
00:15:41,000 --> 00:15:42,719
‫هیچ‌وقت هم مست ندیدمش.

295
00:15:42,720 --> 00:15:47,039
‫مشتری‌ها، سرمایه‌گذارها، حسابرس‌ها...
‫همه رو توی شامپاین غرق می‌کرد،

296
00:15:47,040 --> 00:15:50,159
‫تهش هم با یه سردردِ وحشتناک
‫و گیجی ولشون می‌کرد.

297
00:15:50,160 --> 00:15:52,399
‫همه می‌گفتن: «پسر، این یارو توی تندر

298
00:15:52,400 --> 00:15:55,120
‫جوری مهمونی می‌گیره که انگار دلالِ
‫ملکه توی فلوریدایِ قبل از بحرانه.»

299
00:15:55,640 --> 00:15:58,320
‫خب، ممنون جونا. من...

300
00:16:00,280 --> 00:16:04,079
‫امیدوارم از راه‌هایی که انتظارش
‫رو نداشتی، بهت حال داده باشم.

301
00:16:04,080 --> 00:16:06,040
‫ببین، اگه قراره این‌جوری با من بازی کنی...

302
00:16:06,760 --> 00:16:09,760
‫حداقل این لطف رو در حقم
‫بکن و اون‌قدر عمیق چالش کن

303
00:16:10,560 --> 00:16:12,680
‫که امثالِ اون دیگه هیچ‌وقت سر بلند نکنن.

304
00:16:13,840 --> 00:16:14,920
‫این کار رو می‌کنم.

305
00:16:15,600 --> 00:16:18,199
‫ناموساً چرا باز این ویتنی رفته آفریقا؟

306
00:16:18,200 --> 00:16:21,399
‫یارو یه جنسِ بنجل انداخت
‫بهم. من نمی‌خوام میزبانِ

307
00:16:21,400 --> 00:16:24,560
‫یه لاشخورِ دیگه از بازارِ
‫سرمایه مثل «پیرپوینت» باشم.

308
00:16:25,000 --> 00:16:30,039
‫قرار بود این طرح کاربردی باشه، نه
‫یه دستگاه شوک واسه یه بانکِ رو به موت.

309
00:16:30,040 --> 00:16:32,000
‫هنوزم دستِ خودته که بقیه چطوری تصورش کنن.

310
00:16:32,480 --> 00:16:33,919
‫ویتنی با وب‌هورایزن صحبت کرده

311
00:16:33,920 --> 00:16:35,999
‫تا بهت اجازه بدن که بیشتر
‫توی چشم باشی و سر و صدا کنی.

312
00:16:36,000 --> 00:16:38,239
‫قراره توی پخشِ زنده اصلیِ کنفرانس باشی.

313
00:16:38,240 --> 00:16:40,240
‫منم حواسم هست که تمامِ
‫خبرگزاری‌های تخصصی پوششت بدن.

314
00:16:40,680 --> 00:16:41,800
‫آره.

315
00:16:44,000 --> 00:16:47,839
‫چرا شما دو تا دارید در مورد تصمیماتی
‫که کاملاً مدیریتیه با هم «تبانی» می‌کنید؟

316
00:16:47,840 --> 00:16:52,440
‫«تبانی»؟ هنری، ما داریم نقشه می‌کشیم که
‫چطوری پتانسیلِ تو رو به بالاترین حدش برسونیم.

317
00:16:52,840 --> 00:16:55,319
‫ما هر دو فکر می‌کنیم این برای موفقیتِ شرک...

318
00:16:55,320 --> 00:16:59,639
‫راستش می‌دونی چیه؟ کیر توش.
‫به نظر من این برای موفقیتِ «تو» واجبه.

319
00:16:59,640 --> 00:17:02,599
‫- اوکی؟ برای خانواده‌مون.
‫- آره، یه بیانیه مطبوعاتی بهمون اجازه می‌ده

320
00:17:02,600 --> 00:17:04,519
‫که داستان رو اون‌جوری که می‌خوایم
‫تعریف کنیم و مخاطب رو کنترل کنیم.

321
00:17:04,520 --> 00:17:08,080
‫حرف‌های رابین توی دهنِ تو
‫کاملاً بی‌روح و مرده به نظر میاد.

322
00:17:08,800 --> 00:17:09,879
‫ببین، می‌فهمم.

323
00:17:09,880 --> 00:17:13,239
‫قبلاً رفتی روی صحنه و ضایع شدی.

324
00:17:13,240 --> 00:17:16,399
‫- ولی ببین، فقط بیا اینجا.
‫- اینجا نه.

325
00:17:16,400 --> 00:17:18,080
‫- اینجا نه.
‫- از کی می‌ترسی؟

326
00:17:19,440 --> 00:17:21,720
‫دیگه توانش رو ندارم
‫که دوباره تیکه‌تیکه‌ام کنن.

327
00:17:23,040 --> 00:17:24,480
‫به این شرکت باور داری؟

328
00:17:26,840 --> 00:17:30,359
‫اصلاً می‌دونی چقدر
‫خسته‌کننده‌ست که آدم‌ها مدام

329
00:17:30,360 --> 00:17:34,159
‫درستکاریِ تو رو زیر سوال ببرن،
‫اونم فقط چون یه بار ریدی؟

330
00:17:34,160 --> 00:17:35,360
‫فقط یه بار!

331
00:17:37,040 --> 00:17:39,999
‫شنونده‌ها به باوری که
‫گوینده داره جذب می‌شن،

332
00:17:40,000 --> 00:17:41,200
‫پس برو و داستانت رو بگو.

333
00:17:47,960 --> 00:17:51,199
‫تو همیشه منو وادار می‌کنی
‫دنبالِ مغرورترین بخشِ وجودم برم.

334
00:17:51,200 --> 00:17:52,400
‫این رو می‌دونی؟

335
00:17:54,120 --> 00:17:57,120
‫چون بدونِ اون غرور، هنری،
‫هیچ اتفاقِ کوفتی‌ای نمی‌افتاد.

336
00:18:00,080 --> 00:18:03,199
‫بازم ممنون که ما رو با «موریتز»
‫آشنا کردی. واقعاً آدمِ کله‌شقیه.

337
00:18:03,200 --> 00:18:05,119
‫اون مقاله‌اش، «در دفاع از حقِ خون»،

338
00:18:05,120 --> 00:18:07,079
‫حتی واسه منی که باهاش
‫موافقم، یه جورایی تند و تیز بود.

339
00:18:07,080 --> 00:18:08,639
‫فکر می‌کنی واقعاً به این اراجیف باور داره؟

340
00:18:08,640 --> 00:18:10,479
‫کی اهمیت می‌ده؟ تا وقتی که ملت
‫کلیک می‌کنن، بقیه چیزها مهم نیست.

341
00:18:10,480 --> 00:18:12,559
‫شوهرت گفت که توی جلسه بررسیِ محصوله.

342
00:18:12,560 --> 00:18:15,799
‫ادیتور بخش تکنولوژیِ ما هم گفت که الان دیگه
‫انتظار دارن هنری رو توی وب‌هورایزن ببینن.

343
00:18:15,800 --> 00:18:16,999
‫همه چیز داره مثل ساعت کار می‌کنه.

344
00:18:17,000 --> 00:18:19,399
‫خب، قرار بود منتظر رابین
‫بمونیم، چون مدیر روابط عمومی‌مونه،

345
00:18:19,400 --> 00:18:21,599
‫- ولی فکر کنم بهتره خودمون کار رو شروع کنیم.
‫- خب، نظرت چیه؟

346
00:18:21,600 --> 00:18:23,079
‫یه جور نگاهِ اختصاصی و از درون به تندر؟

347
00:18:23,080 --> 00:18:26,040
‫- پرده‌ی دومِ زندگی هنری؟
‫- رابین ویلیامسون هستم، مدیر روابط عمومی.

348
00:18:26,800 --> 00:18:30,160
‫هر هایلایت یا بخش جذابی که از
‫کار دارید رو با کمال میل قبول می‌کنیم،

349
00:18:30,640 --> 00:18:32,199
‫ولی برای انتشار این خبر
‫یه استراتژی خاص داریم.

350
00:18:32,200 --> 00:18:34,959
‫راستش من اصلاً دنبال یه
‫گزارش تبلیغاتیِ الکی نبودم.

351
00:18:34,960 --> 00:18:37,559
‫بیشتر می‌خوام یه سرنخ از یه رسوایی بدم.

352
00:18:37,560 --> 00:18:43,279
‫ما متوجه شدیم که بین مطبوعات اقتصادی و یه سری صندوق‌های
‫سرمایه‌گذاریِ لاشخور، ارتباط مستقیم و پنهانی وجود داره.

353
00:18:43,280 --> 00:18:45,919
‫نباید بذاریم این قضیه بیشتر از
‫حد لازم کش پیدا کنه و شعله‌ور بشه.

354
00:18:45,920 --> 00:18:49,719
‫- داریم از راه قانونی اقدام می‌کنیم.
‫- بازی‌های قانونیِ طولانی‌مدت هیچ فایده‌ای نداره

355
00:18:49,720 --> 00:18:52,559
‫و جلوی انتشارِ مقاله بعدی رو هم
‫نمی‌گیره. فکر نمی‌کنم ویتنی هم موافق باشه

356
00:18:52,560 --> 00:18:54,360
‫که به این آتیش دامن بزنیم.

357
00:18:55,320 --> 00:18:56,400
‫اتفاقاً من کاملاً موافقم.

358
00:18:56,880 --> 00:18:58,600
‫هی رابین، لطفاً از طرف من حرف نزن.

359
00:18:59,080 --> 00:19:01,720
‫ما باید در برابر هر کسی که اخبار
‫جعلی پخش می‌کنه، تهاجمی عمل کنیم.

360
00:19:03,360 --> 00:19:05,839
‫فین‌دایجست یه مقاله علیه تندر منتشر کرده

361
00:19:05,840 --> 00:19:08,159
‫که پر از اتهامات مبهم و بی‌پایه و اساسه،

362
00:19:08,160 --> 00:19:09,359
‫و اونا با آدم‌هایی دست‌شون توی یه کاسه‌ست

363
00:19:09,360 --> 00:19:12,039
‫که از ضرر زدن به ما سود می‌برن.

364
00:19:12,040 --> 00:19:15,479
‫مدیرانِ گردن‌کلفتِ صندوق‌های سرمایه‌گذاری، بی‌قانونی‌های
‫بازار... کی هست که ما این‌ها رو نگفته باشیم؟

365
00:19:15,480 --> 00:19:17,879
‫به نظرم این دفعه شرایط فرق می‌کنه.

366
00:19:17,880 --> 00:19:20,679
‫منظورم اینه که سنگ انداختن جلوی
‫پای یه موفقیت که دولت هم پشتشه،

367
00:19:20,680 --> 00:19:23,679
‫اونم درست قبل از اینکه بخواد اوج بگیره
‫و به نفعِ مشتری‌های بریتانیایی باشه...

368
00:19:23,680 --> 00:19:28,239
‫- خب، این یه موضوعیه کهدبرای افکار عمومی جذابه.
‫- این «برجس» توی فین‌دایجست، یه کم آدمِ عوضی‌ایه.

369
00:19:28,240 --> 00:19:30,599
‫از اونایی که ادای آدم‌حسابی‌ها و طرفدار مردم
‫رو درمیارن ولی در واقع یه شیادِ به تمام معنان.

370
00:19:30,600 --> 00:19:33,560
‫فکر کنم خواننده‌های ما از اینکه مچِ
‫این آدم‌های ریاکار رو بگیریم، لذت ببرن.

371
00:19:34,000 --> 00:19:36,199
‫سنگسار کردنِ آدم‌های ریاکار
‫توی ملاء عام مثل حجامت می‌مونه؛

372
00:19:36,200 --> 00:19:38,560
‫باعث می‌شه نسبت به ریاکاری‌های
‫خودمون حس بهتری پیدا کنیم.

373
00:19:39,200 --> 00:19:40,440
‫و واسه این ادعا مدرکی هم داریم؟

374
00:19:43,680 --> 00:19:45,120
‫بله، دارم.

375
00:19:45,680 --> 00:19:46,920
‫می‌تونیم هماهنگ کنیم.

376
00:19:47,440 --> 00:19:48,680
‫عکس‌ها رو برات می‌فرستم.

377
00:19:51,360 --> 00:19:54,639
‫بذارید ما یه مشورتِ دوجانبه
‫بکنیم و در مورد شکلِ کار

378
00:19:54,640 --> 00:19:57,600
‫و اینکه چقدر تند و تیز
‫جلو بریم، تصمیم بگیریم.

379
00:19:57,880 --> 00:19:59,120
‫ممنون، یاسمین.

380
00:20:01,000 --> 00:20:03,280
‫- مشام خوبی داری.
‫- مرسی.

381
00:20:05,960 --> 00:20:09,560
‫یاسمین، پشت خط بمون. رابین،
‫فعلاً بهت احتیاجی نیست. ممنون.

382
00:20:19,880 --> 00:20:21,079
‫قطع کرد؟

383
00:20:21,080 --> 00:20:24,159
‫- آره، رفت.
‫- آره، رابین اصلاً اون جذبه و خشونتِ لازم رو نداره.

384
00:20:24,160 --> 00:20:26,440
‫یه کم ضعیف و ترسوئه. ببخشید البته.

385
00:20:27,360 --> 00:20:28,960
‫چه مدرکی واسه «نورتون» داری؟

386
00:20:29,680 --> 00:20:31,800
‫مدرک تصویری دارم. برات می‌فرستمش.

387
00:20:32,440 --> 00:20:35,439
‫شرکتِ هارپر یا هر کوفتِ
‫دیگه‌ای که اسمش رو گذاشتن،

388
00:20:35,440 --> 00:20:37,120
‫اصلاً اون‌قدر سرمایه ندارن
‫که بتونن به ما آسیبی بزنن.

389
00:20:38,000 --> 00:20:39,480
‫می‌خوام دعوتش کنم بیاد اینجا.

390
00:20:39,640 --> 00:20:41,279
‫باید ابعادِ کار رو از نزدیک ببینه

391
00:20:41,280 --> 00:20:43,039
‫تا بفهمه چقدر قراره ضرر بده

392
00:20:43,040 --> 00:20:44,199
‫اگه بخواد کثیف بازی کنه.

393
00:20:44,200 --> 00:20:45,720
‫فکر می‌کنی به خاطرِ دایکر
‫رفته توی موقعیتِ فروش ؟

394
00:20:47,360 --> 00:20:50,040
‫اخلاقیات واسه اون مثل
‫یه زبونِ غریبه و نامفهومه.

395
00:20:59,040 --> 00:21:00,160
‫اون...

396
00:21:01,320 --> 00:21:02,680
‫اون می‌دونه من کی هستم؟

397
00:21:04,720 --> 00:21:07,439
‫از وقتی که... دیگه به
‫خونه‌مون توی بیاریتز نرفتیم.

398
00:21:07,440 --> 00:21:10,479
‫- آره...
‫- خب، اونجا موندن سخته،

399
00:21:10,480 --> 00:21:12,240
‫با توجه به اینکه چقدر قبلاً
‫با هم اونجا وقت می‌گذروندیم.

400
00:21:13,000 --> 00:21:15,919
‫راستش یه کم نگرانِ این هستیم که خونه
‫داره از ریخت می‌افته و نیاز به رسیدگی داره.

401
00:21:15,920 --> 00:21:17,760
‫باید به زودی یه سری بهش بزنیم.

402
00:21:23,960 --> 00:21:25,600
‫- «هوگو اسمیت».
‫- بله.

403
00:21:26,200 --> 00:21:28,119
‫این فامیلی‌ای هست که توی
‫پاسپورت جدیدش ثبت می‌شه

404
00:21:28,120 --> 00:21:29,440
‫تا بتونیم ببریمش خارج از کشور.

405
00:21:30,400 --> 00:21:32,119
‫البته نه برای همیشه.

406
00:21:32,120 --> 00:21:33,919
‫- فقط واسه تعطیلات.
‫- یه فنجون چای درست کردم.

407
00:21:33,920 --> 00:21:36,199
‫- اگه برگه تغییر نام رو امضا کنی...
‫- واسه مامانی چای آوردم.

408
00:21:36,200 --> 00:21:38,360
‫...می‌تونیم در موردِ
‫ملاقات‌های بعدی هم صحبت کنیم.

409
00:21:39,520 --> 00:21:41,360
‫یعنی هیچ‌وقت نمی‌تونم باهاش تنها باشم؟

410
00:21:42,240 --> 00:21:44,400
‫فکر نمی‌کنم ایده خوبی باشه.

411
00:21:46,120 --> 00:21:47,959
‫متأسفم، ولی تو در جایگاهی نیستی
‫که بخوای شرط و شروط بذاری.

412
00:21:52,080 --> 00:21:53,240
‫آره.

413
00:21:54,840 --> 00:21:56,080
‫آره.

414
00:22:07,720 --> 00:22:10,760
‫هوگو توی یه خونه‌ پر از عشق
‫بزرگ می‌شه. بهت قول می‌دم.

415
00:22:11,640 --> 00:22:14,680
‫ممنونم که باهام محترمانه رفتار می‌کنی.

416
00:22:15,160 --> 00:22:18,039
‫اوه ریشی، هر خشمی که من نسبت به تو دارم،

417
00:22:18,040 --> 00:22:20,480
‫در برابرِ ایمانِ قلبیِ من به خدا، هیچی نیست.

418
00:22:22,760 --> 00:22:25,200
‫هر انتخابی که تا حالا کردی
‫برخلافِ این بوده، ولی...

419
00:22:27,160 --> 00:22:29,920
‫حتی مردی مثل تو هم از رحمتِ خدا دور نیست.

420
00:22:33,200 --> 00:22:34,240
‫آره.

421
00:22:40,640 --> 00:22:43,959
‫- به نظرت اینجا جای خوبیه؟
‫- آره، فکر کنم اینجا عالیه.

422
00:22:43,960 --> 00:22:45,840
‫- سلام، سلام. حالت چطوره؟
‫- سلام.

423
00:22:47,320 --> 00:22:48,440
‫هی.

424
00:22:49,280 --> 00:22:50,480
‫سلام.

425
00:22:53,280 --> 00:22:55,960
‫اون خبرنگارِ فین‌دایجست بینِ جمعیت نشسته.

426
00:22:56,840 --> 00:22:59,600
‫بذار تماشا کنه. مگر اینکه...

427
00:23:00,240 --> 00:23:02,680
‫اگه اذیتت می‌کنه، بگیم بره بیرون.

428
00:23:03,160 --> 00:23:07,320
‫نه، نه، بحث اون نیست. فقط... نمی‌دونم.

429
00:23:08,200 --> 00:23:10,040
‫نمی‌دونم، فقط حس می‌کنم نمی‌تونم...

430
00:23:10,480 --> 00:23:14,760
‫- تمرکز کنم و خودم رو جمع‌وجور کنم، می‌فهمی؟
‫- استرس و اضطراب داری؟

431
00:23:15,520 --> 00:23:16,800
‫آره، بعضی وقتا.

432
00:23:17,320 --> 00:23:18,399
‫منیزیوم امتحان کن.

433
00:23:18,400 --> 00:23:20,200
‫فقط بعد از اون اتفاقاتی که بینِ ما افتاد...

434
00:23:23,680 --> 00:23:25,360
‫و شوهرت... و...

435
00:23:27,000 --> 00:23:28,960
‫اینکه کارِ درستی بود یا نه، مثلاً...

436
00:23:30,040 --> 00:23:35,080
‫- از نظر حرفه‌ای یا حتی شخصی.
‫- خب، ما همه آدم‌های بالغی هستیم که با رضایتِ خودمون اون کار رو کردیم.

437
00:23:38,040 --> 00:23:39,760
‫- درسته.
‫- و...

438
00:23:41,560 --> 00:23:43,079
‫تو هم ازش لذت بردی.

439
00:23:43,080 --> 00:23:45,440
‫پس نمی‌تونه دلیلِ ناراحتی
‫و استرست اون باشه، نه؟

440
00:23:47,560 --> 00:23:48,720
‫قضیه کالاباساس ؟

441
00:23:50,320 --> 00:23:53,159
‫منظورم اینه که خودت شروعش کردی، مگه نه؟

442
00:23:53,160 --> 00:23:55,120
‫اون‌جوری که از همون
‫لحظه اول به من نگاه می‌کردی.

443
00:23:55,640 --> 00:23:58,240
‫شاید داری حس‌هات رو سرکوب می‌کنی

444
00:23:59,080 --> 00:24:00,880
‫و یه اتفاقِ خوب رو برای خودت بد جلوه می‌دی.

445
00:24:01,600 --> 00:24:03,119
‫اون خبرنگارِ بازنده،

446
00:24:03,120 --> 00:24:06,200
‫با کلک و دروغ وارد خونه‌ات شد.

447
00:24:06,680 --> 00:24:08,360
‫تو یادت نمیاد چی شده.

448
00:24:09,520 --> 00:24:11,200
‫یعنی خدا می‌دونه چی شده.

449
00:24:12,440 --> 00:24:14,600
‫تاوانی که اون بابت کارش می‌ده،
‫همون ضربه روحی‌ایه که به تو خورده.

450
00:24:15,360 --> 00:24:18,760
‫نباید بذاری اون اراده و
‫اختیارت رو هم ازت بگیره.

451
00:24:20,640 --> 00:24:21,760
‫آره.

452
00:24:22,680 --> 00:24:26,080
‫- آره، شاید حق با تو باشه.
‫- معلومه که حق با منه.

453
00:24:27,040 --> 00:24:28,280
‫اون یه جور تعرض بود.

454
00:24:38,160 --> 00:24:39,720
‫- بله؟
‫- یو.

455
00:24:41,000 --> 00:24:43,839
‫- فقط می‌خواستم بهت بگم موفق باشی.
‫- یه لحظه بیا اینجا ببینم چه مرگته.

456
00:24:43,840 --> 00:24:46,959
‫این چه بازیِ مسخره‌ایه که
‫هی توی آفریقا غیبت می‌زنه؟

457
00:24:46,960 --> 00:24:49,279
‫داشتم کارهای مربوط به پذیرشِ
‫اپلیکیشن‌مون رو ردیف می‌کردم.

458
00:24:49,280 --> 00:24:52,399
‫ببین، من اصلاً با این رابطه با
‫«پیرپوینت» راحت نیستم. اوکی؟

459
00:24:52,400 --> 00:24:55,159
‫این اپلیکیشن نباید مثل یه اسب تروجان

460
00:24:55,160 --> 00:24:58,639
‫برای نفوذِ ابزارهای بازار سرمایه باشه.
‫ما که دلالِ کوفتی نیستیم!

461
00:24:58,640 --> 00:25:01,319
‫ببین، کاملاً داری اشتباه می‌کنی.
‫چرا برنامه‌ریزی برای سرمایه‌گذاری

462
00:25:01,320 --> 00:25:04,159
‫فقط باید مالِ قشرِ مرفه و خاص باشه؟
‫بذار مردم هم دلالِ خودشون رو داشته باشن.

463
00:25:04,160 --> 00:25:09,719
‫آره، ولی نقشِ من اینجا نباید
‫فقط تشریفاتی باشه، خب؟

464
00:25:09,720 --> 00:25:12,879
‫من می‌خوام نقشم مالی و استراتژیک باشه.

465
00:25:12,880 --> 00:25:15,159
‫نمی‌خوام مدام نگرانِ این باشم که
‫کی قراره از پشت بهم خنجر بزنه.

466
00:25:15,160 --> 00:25:19,999
‫موافقم. شفافیتِ کامل. این همون
‫چیزیه که اپلیکیشن داره ارائه می‌ده.

467
00:25:20,000 --> 00:25:22,559
‫همون‌طور که قول دادیم؛ حساب‌های
‫پس‌انداز، صندوق‌های سرمایه‌گذاری.

468
00:25:22,560 --> 00:25:25,399
‫تو داری به مردم این عزت‌نفس رو می‌دی
‫که خودشون برای خودشون تصمیم بگیرن.

469
00:25:25,400 --> 00:25:28,359
‫پیرپوینت ارزش‌گذاریِ «لومی» رو گائید.

470
00:25:28,360 --> 00:25:31,480
‫بیخیال مرد.
‫مگه اصلاً چیزی از پیرپوینت باقی مونده؟

471
00:25:32,360 --> 00:25:33,360
‫هی.

472
00:25:35,960 --> 00:25:37,120
‫برو اون بیرون.

473
00:25:37,960 --> 00:25:39,600
‫از وجدانت براشون بگو.

474
00:25:41,560 --> 00:25:42,840
‫فقط یه سخنرانیِ ساده‌ست.

475
00:25:46,960 --> 00:25:49,680
‫فقط یه روزه. فقط یه سخنرانی.

476
00:25:50,320 --> 00:25:51,600
‫این همون نجات و رهاییه.

477
00:25:57,400 --> 00:26:01,160
‫- با من کصشر نباف.
‫- هنری، من تو رو استخدام کردم

478
00:26:02,280 --> 00:26:03,879
‫چون وقتی به آدم‌هایی مثل تو نگاه می‌کنم...

479
00:26:03,880 --> 00:26:06,360
‫و من قلباً به اونا بیشتر از خودم باور دارم.

480
00:26:07,240 --> 00:26:10,200
‫خدا می‌دونه این چه مفهومی توی
‫سیستم عصبیِ فاشیستی ما داره،

481
00:26:10,680 --> 00:26:14,560
‫ولی تمامِ وجودم داره فریاد می‌زنه
‫که تو سرتری و من کمتر از توام.

482
00:26:14,960 --> 00:26:18,600
‫تو مردی هستی که اصلاً نمی‌تونم بهش دروغ بگم.

483
00:26:28,120 --> 00:26:29,920
‫عالی پیش می‌ری، باشه؟

484
00:26:32,440 --> 00:26:33,600
‫از پسش برمیای.

485
00:26:48,320 --> 00:26:52,960
‫واقعاً برام سؤاله که چطوری مهره‌ی سوگلیِ
‫نخست‌وزیرِ حزب کارگر شدی؛ هیچ‌وقت نمی‌فهمم.

486
00:26:53,640 --> 00:26:56,400
‫- بچه گربه‌ای که نُه تا جون داره!
‫- ممنون که انقدر...

487
00:26:57,800 --> 00:27:01,240
‫متواضعانه من رو معرفی کردی. واقعاً...

488
00:27:02,560 --> 00:27:03,760
‫بابت باورت به من ممنونم.

489
00:27:04,720 --> 00:27:07,239
‫باید از رابطه‌یِ -راستش-نامتعارفِ زنت

490
00:27:07,240 --> 00:27:10,160
‫با یکی از اون وزرایِ جوان
‫و زبلِ زیردست من تشکر کنی.

491
00:27:10,480 --> 00:27:13,440
‫خبر داری این کاریکاتوریست‌های
‫سیاسی چقدر قیافه‌ی من رو زشت می‌کشن؟

492
00:27:14,360 --> 00:27:16,559
‫- البته حق دارن که ریاکاریِ من رو مسخره کنن.
‫- خانم دیرن؟

493
00:27:16,560 --> 00:27:18,200
‫باید طبق سیاست‌های حزب
‫پیش برم، همین. موفق باشی.

494
00:27:23,840 --> 00:27:24,840
‫ممنون.

495
00:27:30,400 --> 00:27:32,599
‫- اول بذارید دوباره تأکید کنم...
‫- واقعاً فکر نمی‌کنم از پسش بربیام.

496
00:27:32,600 --> 00:27:33,600
‫نه.

497
00:27:34,160 --> 00:27:36,679
‫به نظرت می‌تونم یه لورازپامی چیزی بخورم؟

498
00:27:36,680 --> 00:27:39,039
‫نمی‌دونم این لغزش حساب می‌شه یا نه.

499
00:27:39,040 --> 00:27:41,759
‫«تندر» پیشروِ بخشیه که ما
‫از زمان روی کار آمدنِ دولت،

500
00:27:41,760 --> 00:27:43,639
‫حمایت‌مون رو ازش اعلام کردیم...

501
00:27:43,640 --> 00:27:45,720
‫ببین، اگه واقعاً لازمه، خب
‫معلومه که می‌تونی بخوری.

502
00:27:46,240 --> 00:27:48,919
‫چرا این حرف رو به من می‌زنی؟
‫می‌دونی که این یه گزینه نیست.

503
00:27:48,920 --> 00:27:50,839
‫تو قراره من رو از لبه‌ی پرتگاه
‫بیاری پایین، نه اینکه هولم بدی!

504
00:27:50,840 --> 00:27:52,839
‫داری امتحانم می‌کنی؟ هنری،
‫باز دوباره داری مصرف می‌کنی؟

505
00:27:52,840 --> 00:27:55,879
‫اهداف این شرکت با ارزش‌های
‫اصلی ما همخوانی داره.

506
00:27:55,880 --> 00:27:59,280
‫عدالت و شفافیت برای
‫مصرف‌کننده بریتانیایی...

507
00:28:00,560 --> 00:28:03,360
‫- چطور جرأت می‌کنی الان این حرف رو به من بزنی؟
‫- نه، من منظورم...

508
00:28:03,920 --> 00:28:05,960
‫چرا نمی‌تونی قبول کنی که
‫من صلاحِ تو رو می‌خوام؟

509
00:28:07,640 --> 00:28:09,759
‫خوشحالم که امروز بعدازظهر
‫به شما معرفی می‌کنم...

510
00:28:09,760 --> 00:28:12,520
‫- اوه، کیر توش.
‫- مدیرعامل تندر، هنری ماک.

511
00:28:14,600 --> 00:28:15,960
‫می‌دونم که می‌ترکونی.

512
00:28:38,160 --> 00:28:39,920
‫«بخش زیادی از پول،

513
00:28:41,440 --> 00:28:46,679
‫ساختارهاش و... و معاملاتش،

514
00:28:46,680 --> 00:28:48,960
‫عمداً پیچیده و مبهم طراحی شدن.»

515
00:28:49,120 --> 00:28:52,920
‫«برای هر برنده، حتماً باید
‫یه بازنده وجود داشته باشه.»

516
00:28:55,240 --> 00:28:56,640
‫«این واسه بازار خوبه،»

517
00:28:57,920 --> 00:28:59,760
‫«ولی واسه یه جامعه خوب نیست.»

518
00:29:04,680 --> 00:29:08,280
‫«بذارید... بذارید "تندر ۲.۰"

519
00:29:09,160 --> 00:29:14,320
‫اولین حمله علیه این واقعیتِ تلخ باشه.»

520
00:29:16,160 --> 00:29:20,080
‫«ببینید، من یه متعصبِ نئولیبرال نیستم

521
00:29:20,200 --> 00:29:21,639
‫که تحت تأثیر این دروغ باشم

522
00:29:21,640 --> 00:29:23,960
‫که بازار راه‌حلِ همه‌چیزه.»

523
00:29:24,880 --> 00:29:30,359
‫«منافع ممکنه گاهی مصادره بشن، البته.
‫ما... ما یه خیریه یا سازمان غیردولتی نیستیم.»

524
00:29:30,360 --> 00:29:33,439
‫«ما دنبال ارزش‌آفرینی
‫برای سهامدارامون هستیم.»

525
00:29:33,440 --> 00:29:34,640
‫«اما...

526
00:29:36,400 --> 00:29:38,000
‫اما می‌خوام این رو بدونید...

527
00:29:41,120 --> 00:29:43,200
‫که ما وجدان‌مون رو

528
00:29:43,720 --> 00:29:47,040
‫گذاشتیم مرکزِ تمام کارهایی
‫که اینجا توی تندر انجام می‌دیم.»

529
00:29:56,600 --> 00:29:57,680
‫بذارید باهاتون...

530
00:29:59,200 --> 00:30:02,520
‫باهاتون برای یه لحظه صادق باشم...

531
00:30:05,440 --> 00:30:08,400
‫و از وجدانم براتون بگم.

532
00:30:12,760 --> 00:30:15,720
‫من شکست‌های خیلی سنگینی خوردم.

533
00:30:18,160 --> 00:30:20,000
‫من به شکلِ...

534
00:30:22,000 --> 00:30:23,080
‫ناعادلانه‌ای موفق شدم.

535
00:30:25,360 --> 00:30:26,960
‫این‌ها همه توی سوابق عمومی من هست.

536
00:30:28,920 --> 00:30:31,480
‫اگه از شنیدنِ حرف‌های من خسته شدید،

537
00:30:32,840 --> 00:30:35,760
‫درکتون می‌کنم، باور کنید.

538
00:30:37,600 --> 00:30:40,960
‫اما دنیا رو این‌جوری می‌بینم،

539
00:30:41,840 --> 00:30:45,639
‫حتی با وجود تمام محدودیت‌هایی
‫که به خاطر طبقه اجتماعیم داشتم،

540
00:30:45,640 --> 00:30:48,760
‫و شاید دقیقاً به خاطر همون
‫امتیازهاست که این‌جوری می‌بینم.

541
00:30:49,360 --> 00:30:54,039
‫و اگه فکر می‌کنید من
‫نمی‌تونم دنیا رو اون‌جوری ببینم،

542
00:30:54,040 --> 00:30:57,760
‫پس دارید می‌گید من آدم نیستم...

543
00:30:59,280 --> 00:31:02,160
‫که من قدرتِ همدلی ندارم.

544
00:31:03,040 --> 00:31:04,120
‫نه.

545
00:31:05,520 --> 00:31:07,120
‫من هم فقط یه آدمم.»

546
00:31:09,520 --> 00:31:12,680
‫داره یه کم پیازداغش رو زیاد
‫می‌کنه. کسی باورش می‌شه؟

547
00:31:13,280 --> 00:31:14,959
‫اگه خودش باورش بشه، بقیه هم باورشون می‌شه.

548
00:31:14,960 --> 00:31:18,399
‫«ما باید باور کنیم که می‌تونیم تغییر بدیم؛

549
00:31:18,400 --> 00:31:21,799
‫اون ساختارهایِ سرسخت و انتظاراتی که

550
00:31:21,800 --> 00:31:25,120
‫بسته به اینکه کجا و توی چه خانواده‌ای
‫به دنیا اومدیم، بهمون تحمیل شده.»

551
00:31:25,840 --> 00:31:29,520
‫«این پایه و اساسِ فلسفه‌ی اپلیکیشن ماست.»

552
00:31:30,560 --> 00:31:31,920
‫«دسترسیِ راحت،

553
00:31:32,520 --> 00:31:38,679
‫شفاف و کامل به تمام
‫خدمات بانکی و سرمایه‌گذاری،

554
00:31:38,680 --> 00:31:42,039
‫ابهام‌زدایی از دنیای پیچیده مالی

555
00:31:42,040 --> 00:31:45,199
‫برای همه‌ی مردمِ شریف بریتانیا.»

556
00:31:45,200 --> 00:31:49,519
‫«حالا نتیجه‌ی کلیِ اتفاقی رو ببینید

557
00:31:49,520 --> 00:31:51,560
‫که وقتی به مردم قدرت می‌دید می‌افته؛

558
00:31:52,080 --> 00:31:55,600
‫وقتی دیگه با صدقه دادن
‫بهشون توهین نمی‌کنید،

559
00:31:56,320 --> 00:32:00,600
‫به خاطر ضعف‌هاشون سرزنششون
‫نمی‌کنید و به ارزش‌هاشون پوزخند نمی‌زنید.»

560
00:32:02,520 --> 00:32:03,800
‫«امروز...

561
00:32:06,720 --> 00:32:08,400
‫من صداقتم رو به شما تقدیم می‌کنم.»

562
00:32:11,600 --> 00:32:16,800
‫«و صداقت الان کمیاب‌ترین کالای دنیاست.»

563
00:32:19,320 --> 00:32:20,480
‫«نه اینجا.»

564
00:32:21,440 --> 00:32:22,440
‫«نه توی تندر.»

565
00:32:24,080 --> 00:32:25,360
‫«نه تا وقتی که من بالای سرِ کار هستم.»

566
00:32:33,720 --> 00:32:34,960
‫«ممنون.»

567
00:32:45,960 --> 00:32:48,280
‫«اجازه بدید اولین محصول‌مون
‫رو بهتون معرفی کنم.»

568
00:32:50,360 --> 00:32:54,159
‫«خب، صمیمانه از همه‌تون
‫ممنونم که امروز تشریف آوردید،

569
00:32:54,160 --> 00:32:57,320
‫و اگه سؤال دیگه‌ای داشتید، بعداً توی
‫اتاق مطبوعات همدیگه رو می‌بینیم.»

570
00:32:57,800 --> 00:32:58,960
‫«ممنون.»

571
00:33:03,840 --> 00:33:05,960
‫دیدی وقتی به حرفم گوش می‌دی چی می‌شه؟

572
00:33:07,360 --> 00:33:08,440
‫حاجی!

573
00:33:08,960 --> 00:33:10,040
‫خوب بود؟

574
00:33:16,400 --> 00:33:17,560
‫- دسخوش.
‫- خوب بود؟

575
00:33:23,080 --> 00:33:25,040
‫آیا «تندر» برنامه‌ای برای
‫استفاده از هوش مصنوعی داره؟

576
00:33:25,360 --> 00:33:27,959
‫بله، امیدواریم توی یه نقشه راهِ دوساله،

577
00:33:27,960 --> 00:33:30,719
‫شاهدِ مشاوره‌های مالی با هوش مصنوعی،

578
00:33:30,720 --> 00:33:33,159
‫تحلیل‌های پیش‌بینی‌کننده
‫و کنترل هزینه‌ها باشیم.

579
00:33:33,160 --> 00:33:36,800
‫می‌تونید به جای اینکه بگید
‫تندر «امیدواره» چیکار کنه،

580
00:33:37,200 --> 00:33:38,799
‫بگید تندر دقیقاً الان «چیکار می‌کنه»؟

581
00:33:38,800 --> 00:33:40,799
‫هی، ببخشید، می‌شه سؤالت رو تکرار کنی؟

582
00:33:40,800 --> 00:33:43,160
‫آره. تندر.

583
00:33:44,000 --> 00:33:46,080
‫ببخشید، دقیقاً چیکار می‌کنه؟

584
00:33:47,960 --> 00:33:49,359
‫منظورت چیه که چیکار می‌کنیم؟

585
00:33:49,360 --> 00:33:51,040
‫خب، فکر کنم سؤال خیلی واضحیه.

586
00:33:51,880 --> 00:33:55,079
‫اما آقای هالبرسترام، با توجه به اینکه
‫بعد از اون گزارشی که ازت نوشتم،

587
00:33:55,080 --> 00:33:56,519
‫چقدر سریع تمام روابطت رو با من قطع کردی...

588
00:33:56,520 --> 00:33:58,280
‫همون نویسنده‌ی فین‌دایجست که
‫می‌خواد دهنمون رو سرویس کنه.

589
00:33:58,600 --> 00:34:00,400
‫خب، حدس می‌زنم از سؤال‌های ساده متنفری.

590
00:34:01,320 --> 00:34:03,640
‫تو همون دوست‌مون از فین‌دایجست هستی، درسته؟

591
00:34:03,840 --> 00:34:06,080
‫راستی گزارش خیلی خوبی
‫بود، واقعاً روش تحقیق شده بود.

592
00:34:06,560 --> 00:34:09,799
‫اینکه ما چیکار می‌کنیم؟ ما یه
‫سیستمِ موفقِ پردازش پرداخت هستیم

593
00:34:09,800 --> 00:34:13,519
‫که از کاربرهای فعلی‌مون برای
‫خریدهای هدفمند استفاده می‌کنیم

594
00:34:13,520 --> 00:34:15,839
‫تا توی بازار تکنولوژی مالی
‫(فین‌تک) بریتانیا پیشرو بشیم.

595
00:34:15,840 --> 00:34:17,359
‫درسته، ولی تعداد آدم‌هایی که فکر می‌کنن اعداد

596
00:34:17,360 --> 00:34:19,199
‫و ارقامِ شما با هم نمی‌خونه، داره زیاد می‌شه.

597
00:34:19,200 --> 00:34:23,720
‫خب، تو داری سعی می‌نی یه پیش‌داوری رو ثابت
‫کنی، واسه همین به هر چی نگاه می‌کنی مغرضانه‌ست.

598
00:34:24,120 --> 00:34:27,159
‫این آدم‌هایی که ازشون حرف می‌زنی،
‫اونا به تو اطلاعات می‌دن یا تو به اونا؟

599
00:34:27,160 --> 00:34:28,879
‫یا اصلاً فرقی هم می‌کنه تا وقتی که داری

600
00:34:28,880 --> 00:34:29,920
‫از این خنجر زدن‌ها پول درمیاری؟

601
00:34:30,400 --> 00:34:31,879
‫خب، ولی هیچ‌کدوم از این‌ها
‫رو تکذیب نمی‌کنی، درسته؟

602
00:34:31,880 --> 00:34:34,559
‫ما مرتب توسط شرکتِ «الیس
‫و یانگ» حسابرسی می‌شیم.

603
00:34:34,560 --> 00:34:37,199
‫تحلیلگرهای سرمایه دارن تمام
‫ترازنامه‌های ما رو زیر و رو می‌کنن.

604
00:34:37,200 --> 00:34:38,559
‫چیزی برای افشاگری وجود داره

605
00:34:38,560 --> 00:34:40,760
‫جز موفقیتِ چشمگیرِ داستانِ ما؟

606
00:34:41,360 --> 00:34:43,600
‫و اون مراکزِ پردازش‌تون توی ساندرلند چطور؟

607
00:34:47,880 --> 00:34:51,599
‫ما پایگاه‌هایی داریم که
‫پرداخت‌ها رو توی کل آفریقا،

608
00:34:51,600 --> 00:34:54,039
‫اروپا، آسیا و بریتانیا پردازش می‌کنن،

609
00:34:54,040 --> 00:34:57,319
‫که شامل شمال شرقی هم می‌شه،
‫ولی فقط محدود به اونجا نیست.

610
00:34:57,320 --> 00:35:00,880
‫آخه می‌دونی، فکر می‌کنم این
‫تمرکزِ بیش از حدت روی آینده...

611
00:35:01,360 --> 00:35:03,280
‫فقط یه پوششیه برای دروغ‌هایی که توی گذشته‌ت گفتی.

612
00:35:03,560 --> 00:35:05,279
‫خیلی خب. خوشحال می‌شیمبعداً مفصل در این مورد گپ بزنیم.

613
00:35:05,280 --> 00:35:07,240
‫ما روزهای مخصوص سرمایه‌گذاران داریم.
‫کنفرانس‌های اعلام سود داریم.

614
00:35:07,640 --> 00:35:09,480
‫- برا سوالا کاملاً درمون بازه.
‫- سؤال بعدی.

615
00:35:09,880 --> 00:35:12,240
‫بله، هانا مورفی از روزنامه فایننشال تایمز.

616
00:35:12,600 --> 00:35:16,800
‫چطور قصد دارید به نسل‌های قدیمی‌تر که احتمالاً
‫چیزی از هوش مصنوعی سرشون نمی‌شه، خدمات بدید؟

617
00:35:17,720 --> 00:35:20,760
‫خب، ممنون هانا، بالاخره یه
‫نفر یه سؤال عاقلانه پرسید.

618
00:35:21,720 --> 00:35:25,320
‫نه، فکر کنم حق با شماست. هوش مصنوعی
‫بزرگترین علامت سؤال دوران ماست...

619
00:35:25,880 --> 00:35:27,759
‫- آبی؟ آره.
‫- آبی بود، آره...

620
00:35:27,760 --> 00:35:29,399
‫جدی؟ من پیتر ریسدیل
‫رو مقصر همه‌چیز می‌دونم...

621
00:35:29,400 --> 00:35:31,839
‫- جیمز، می‌تونیم حرف بزنیم؟
‫- آره رفیق.

622
00:35:31,840 --> 00:35:33,559
‫نه، فقط دارم آخرین

623
00:35:33,560 --> 00:35:35,160
‫- دست‌کاری‌های مقاله رو انجام می‌دم.
‫- همین الان.

624
00:35:36,240 --> 00:35:37,280
‫باشه.

625
00:35:42,280 --> 00:35:43,720
‫بابام هم همیشه همین‌طوری نگام می‌کرد.

626
00:35:46,960 --> 00:35:49,920
‫- قضیه چیه؟
‫- ممکنه فردا چاپ بشه.

627
00:35:52,520 --> 00:35:57,560
‫اسم من، اسم تو، معامله‌گرهای
‫شورت (فروش استقراضی). می‌دونی که،

628
00:35:58,080 --> 00:36:00,599
‫همون دشمن‌های فاسد و پول‌پرستِ نوآوری بریتانیا.

629
00:36:00,600 --> 00:36:04,840
‫حتی تونستن این یارو «اریک تائو»
‫رو به انقلاب فرهنگی چین ربط بدن.

630
00:36:05,360 --> 00:36:08,280
‫و کلی هم کنایه و اشاره زدن که تو

631
00:36:08,760 --> 00:36:10,600
‫مواد مصرف می‌کنی، که نمی‌کنی، مگه نه؟

632
00:36:12,160 --> 00:36:13,679
‫آره، می‌دونی چیه؟ نه، معلومه که نه.

633
00:36:13,680 --> 00:36:16,599
‫می‌بینی؟ قدرت‌نماییِ عریان با دستکش مخملی!

634
00:36:16,600 --> 00:36:19,639
‫چندش‌آوره. دلم می‌خواد
‫مغزِ «نورتون» رو بترکونم

635
00:36:19,640 --> 00:36:22,280
‫و تیکه‌تیکه‌شو روی صفحه‌ی شطرنجش پخش کنم.

636
00:36:22,600 --> 00:36:23,760
‫اما نمی‌تونم.

637
00:36:25,400 --> 00:36:27,399
‫- این چی می‌گه؟
‫- خب، تو...

638
00:36:27,400 --> 00:36:29,239
‫آره، معلومه که با
‫معامله‌گرهای شورت حرف زدم.

639
00:36:29,240 --> 00:36:31,439
‫اینجا نوشته: «لاس زدن با معامله‌گرهای شورت»،

640
00:36:31,440 --> 00:36:33,519
‫- غیر از اینه؟
‫- خب، اینکه بگی من با اونا «هم‌دست»

641
00:36:33,520 --> 00:36:35,400
‫هستم، یه داستان‌پردازیِ تخیلیه.

642
00:36:36,240 --> 00:36:38,799
‫اینا یه مشت کلمه‌ی بی‌معنی‌ان پسر.

643
00:36:38,800 --> 00:36:41,600
‫فقط کلمه‌ست. این همون کاریه
‫که هالبرسترام بلده انجام بده.

644
00:36:42,160 --> 00:36:43,960
‫مدرکِ سود بردنِ من کجاست؟

645
00:36:44,200 --> 00:36:46,359
‫می‌دونی چیه؟ بیا از اینجا شروع کنیم، باشه؟

646
00:36:46,360 --> 00:36:49,400
‫وقتی این‌قدر ارزون مورد هدف قرار
‫می‌گیرم، انتظار دارم سردبیرم پشتم باشه.

647
00:36:50,240 --> 00:36:54,440
‫ببین، چرا داریم جلوی یه مشت عکسِ
‫بی‌نام و نشان سجده می‌کنیم؟ این باج‌گیریه.

648
00:37:01,160 --> 00:37:02,600
‫من آدم کاملی نیستم.

649
00:37:04,280 --> 00:37:08,280
‫اوایل زندگیم خیلی دروغ می‌گفتم.

650
00:37:10,400 --> 00:37:13,680
‫بعدش دیگه نگفتم و زندگیم بهتر شد.

651
00:37:20,040 --> 00:37:21,800
‫«هیلی کلی» کیه؟

652
00:37:27,360 --> 00:37:28,480
‫اون...

653
00:37:30,200 --> 00:37:31,480
‫اون توی «تندر» کار می‌کنه.

654
00:37:32,440 --> 00:37:37,119
‫اوکی، خب تو مجبورش کردی و طبقِ شکایت‌نامه،

655
00:37:37,120 --> 00:37:38,759
‫- بهش تعرض کردی.
‫- نه، نه.

656
00:37:38,760 --> 00:37:40,719
‫- من اصلاً به اون لعنتی دست نزدم.
‫- دارن شکایت می‌کنن.

657
00:37:40,720 --> 00:37:42,319
‫نوشته دارن شکایت رو «بررسی»
‫می‌کنن. این چیزیه که اینجا نوشته.

658
00:37:42,320 --> 00:37:45,439
‫اد، اد، اد، من بهش دست نزدم.

659
00:37:45,440 --> 00:37:47,959
‫خب، حتی اگه بخوام باورت کنم، تو
‫اون خونه‌ی کیریش چه غلطی می‌کردی؟

660
00:37:47,960 --> 00:37:49,639
‫چی باید بگم؟

661
00:37:49,640 --> 00:37:52,359
‫- و من وجدانم اجازه نمی‌ده که...
‫- داشتم کارم رو می‌کردم!

662
00:37:52,360 --> 00:37:53,639
‫- دنبالِ...
‫- جیمز.

663
00:37:53,640 --> 00:37:56,120
‫- فقط می‌خواستم یه خبر گیر بیارم.
‫- جیمز، جیمز!

664
00:37:57,200 --> 00:37:58,919
‫وجدانم اجازه نمی‌ده که
‫این موضوع رو به یه پرونده

665
00:37:58,920 --> 00:38:01,439
‫انضباطی داخلی تبدیل نکنم

666
00:38:01,440 --> 00:38:03,160
‫و اخراجت رو پیشنهاد ندم.

667
00:38:04,280 --> 00:38:05,920
‫بیخیال اد.

668
00:38:06,400 --> 00:38:08,759
‫- نه، نه، نه، نه. تو...
‫- چیکار کنم؟

669
00:38:08,760 --> 00:38:09,839
‫- متأسفم.
‫- رفیق...

670
00:38:09,840 --> 00:38:12,200
‫- مجبور نیستی این کارو بکنی.
‫- تو جسوری.

671
00:38:12,720 --> 00:38:14,000
‫خیلی هم باهوشی.

672
00:38:15,120 --> 00:38:20,159
‫و ته دلت می‌دونی وقتی
‫رفتی دمِ آپارتمان اون دختر،

673
00:38:20,160 --> 00:38:23,080
‫یه اشتباه محاسباتیِ مرگبار کردی.

674
00:38:29,800 --> 00:38:32,160
‫رفیق، من به این کار نیاز دارم... نیاز دارم.

675
00:38:36,640 --> 00:38:38,480
‫الان هیچ کاری از دستم برنمی‌آد.

676
00:38:42,320 --> 00:38:45,759
‫چشمام دراومد از بس این ایمیل‌های
‫«اتربری» رو بالا پایین کردم.

677
00:38:45,760 --> 00:38:47,719
‫- چیز دندون‌گیری توش هست؟
‫- نه واقعاً.

678
00:38:47,720 --> 00:38:50,719
‫یعنی ویتنی هیچ‌وقت در مورد بیزنس
‫حرف نمی‌زنه، حداقل توی نوشته‌هاش.

679
00:38:50,720 --> 00:38:53,080
‫شاید توی اون مکاتباتِ سانسور نشده باشه.

680
00:38:53,440 --> 00:38:54,959
‫ولی یه چیز جالب هست...

681
00:38:54,960 --> 00:38:58,319
‫فعال‌ترین طرفِ صحبتش یه
‫یارویی به اسم «تونی دِی» هست.

682
00:38:58,320 --> 00:39:00,679
‫در مورد «جونا» خیلی بد حرف می‌زنن،

683
00:39:00,680 --> 00:39:02,040
‫مخصوصاً از طرفِ تونی.

684
00:39:02,560 --> 00:39:06,240
‫بیشتر شبیه چاپلوسی برای ویتنی
‫می‌مونه؛ مثل قلدرهای توی حیاط مدرسه.

685
00:39:06,560 --> 00:39:07,800
‫این تونی دی کیه؟

686
00:39:08,240 --> 00:39:10,399
‫توی آکرا (پایتخت غنا)
‫مستقره. رزومه‌ش رو آنلاین دیدم.

687
00:39:10,400 --> 00:39:13,079
‫فارغ‌التحصیل دورهامه. ده سال
‫توی بخش عملیات مورگان استنلی بوده.

688
00:39:13,080 --> 00:39:16,599
‫بعد یهو سقوط کرده به شرکت «دایوا».
‫لابد تعدیل شده یا انداختنش بیرون.

689
00:39:16,600 --> 00:39:21,880
‫سال ۲۰۱۱ سر از آکرا درمی‌آره؛ همون موقعی که رشد
‫اقتصادی غنا فضایی بود، حدوداً بالای ده درصد.

690
00:39:22,880 --> 00:39:27,559
‫یه بیزنسِ مخابراتیِ شکست‌خورده داشته، یه
‫پروژه‌ی قطار سریع‌السیرِ داغون هم داشته.

691
00:39:27,560 --> 00:39:30,560
‫و بعد، یهو می‌شه مدیر
‫مالیِ تندر توی کل آفریقا.

692
00:39:30,960 --> 00:39:33,959
‫حتی واسه یه سفیدپوست
‫هم این‌قدر ترفیعِ یهویی عجیبه.

693
00:39:33,960 --> 00:39:35,200
‫اینجا رو ببین.

694
00:39:37,360 --> 00:39:42,120
‫کجا دیدی یه معامله ۵۰ میلیون دلاری
‫رو با یه «چکِ نمادینِ گنده» ببندن؟

695
00:39:42,800 --> 00:39:46,080
‫این پولی بوده که واسه خریدِ اون
‫شرکتِ واسطه، «سوئیفت جی‌سی»، دادن.

696
00:39:46,920 --> 00:39:48,960
‫ساختگیه، نه؟ حست چی می‌گه؟

697
00:39:50,040 --> 00:39:51,440
‫ظاهرسازی برای پنهان‌کاری.

698
00:39:53,800 --> 00:39:57,160
‫طرف شبیه این رئیس‌ هیئت‌مدیره‌های
‫منفورِ تیم‌های دسته‌سه فوتبال می‌مونه.

699
00:39:57,480 --> 00:40:00,119
‫نه شبیه مدیر مالیِ یه شرکتِ
‫پردازش پرداختِ چندملیتی.

700
00:40:00,120 --> 00:40:02,520
‫همه‌ش شوآف و فیلمه. خیلی چیپه.

701
00:40:03,280 --> 00:40:05,680
‫می‌گم نکنه کسی تا حالا نرفته آکرا
‫درِ خونه‌شون رو بزنه ببینه چه خبره؟

702
00:40:08,560 --> 00:40:09,919
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.

703
00:40:09,920 --> 00:40:12,000
‫- می‌خواستی ما رو ببینی؟
‫- آره.

704
00:40:13,040 --> 00:40:14,720
‫می‌خوام یه تغییراتی توی چیدمان بدم.

705
00:40:15,640 --> 00:40:18,400
‫از این به بعد، یاسمین قراره بخش ارتباطات
‫رو به صورت مشترک با تو اداره کنه.

706
00:40:18,640 --> 00:40:21,600
‫- بر چه اساسی؟
‫- بر اساسِ نگاه به آینده.

707
00:40:22,080 --> 00:40:24,759
‫ویتنی، می‌دونی که من زیرِ بارِ مدیریت مشترک نمی‌رم،

708
00:40:24,760 --> 00:40:26,679
‫مخصوصاً با کسی که این‌قدر بی‌تجربه‌ست.

709
00:40:26,680 --> 00:40:29,039
‫فکر می‌کنم غریزه، خیلی
‫مهم‌تر از مدرک و سابقه‌ست.

710
00:40:29,040 --> 00:40:31,359
‫در ضمن، حدس می‌زدم که غرورت اجازه نده

711
00:40:31,360 --> 00:40:33,000
‫پستت رو با کسی تقسیم کنی، واسه همین...

712
00:40:33,800 --> 00:40:35,720
‫یاس، اگه زحمتی نیست، وظیفه‌ت رو انجام بده.

713
00:40:36,240 --> 00:40:37,319
‫چیکار کنم؟

714
00:40:37,320 --> 00:40:40,199
‫اولین مأموریتت به عنوان رئیس جدید ارتباطات.

715
00:40:40,200 --> 00:40:43,319
‫- نمی‌فهمم.
‫- ردش کن بره. اخراجش کن. مرخصش کن.

716
00:40:43,320 --> 00:40:46,279
‫- اون اصلاً همچین قدرتی نداره.
‫- خب، اگه پست رو قبول کنه، این قدرت رو پیدا می‌کنه.

717
00:40:46,280 --> 00:40:47,559
‫- قبول می‌کنی؟
‫- آره، قبول می‌کنم.

718
00:40:47,560 --> 00:40:49,600
‫- خب، اون قبول کرد، پس...
‫- - می‌تونیم با هم کار کنیم.

719
00:40:49,960 --> 00:40:53,200
‫- فکر نمی‌کنم بتونیم.
‫- درسته. پس فکر کنم دیگه مرخصی.

720
00:40:55,200 --> 00:40:57,720
‫- شوخی می‌کنی، نه؟
‫- تو یه ذره...

721
00:40:58,200 --> 00:41:00,440
‫واسه اون چیزی که ما در آینده
‫می‌خوایم، زیادی «سنتی» هستی.

722
00:41:03,200 --> 00:41:04,360
‫اینجا شرکت استارت‌آپی نیست.

723
00:41:05,680 --> 00:41:07,760
‫برو درباره «اثر دانینگ-کروگر»
‫توی گوگل سرچ کن.

724
00:41:08,840 --> 00:41:10,040
‫موفق باشی.

725
00:41:16,240 --> 00:41:17,240
‫ممنون.

726
00:41:17,920 --> 00:41:19,600
‫توی قضیه «دایکر» عالی عمل کردی.

727
00:41:20,120 --> 00:41:22,800
‫جلوی چاپ شدنِ خبر رو
‫گرفتی، حقته که اینجا باشی.

728
00:41:24,040 --> 00:41:26,079
‫خب، اون عکس‌ها انگار
‫خودشون گویای همه‌چیز بودن.

729
00:41:26,080 --> 00:41:27,080
‫آره.

730
00:41:27,600 --> 00:41:31,080
‫هیلی هم اگه بخوای در اختیارته،
‫ولی تو، من و هنری...

731
00:41:32,560 --> 00:41:34,040
‫با هم می‌تازیم، با هم می‌میریم.

732
00:41:41,680 --> 00:41:43,680
‫ویتنی بهم چراغ سبز داد که ترفیع بهت بدم.

733
00:41:44,600 --> 00:41:46,200
‫توی بخش ارتباطات، زیر نظرِ خودم.

734
00:41:48,680 --> 00:41:52,320
‫- حالت خوبه؟ بابت اون اتفاقِ قبلی؟
‫- اوه، آره. حتماً.

735
00:41:53,000 --> 00:41:55,600
‫اولین بارم نیست که مورد
‫آزار جنسی قرار می‌گیرم.

736
00:41:56,000 --> 00:41:57,880
‫من وقتی بچه بودم مدل بودم، ناموساً.

737
00:42:01,320 --> 00:42:04,480
‫داری منو می‌کشی بالا چون واقعاً قبولم داری، نه؟

738
00:42:04,840 --> 00:42:06,200
‫آره، معلومه.

739
00:42:08,240 --> 00:42:10,920
‫فکر کردم شاید چون خوب واسه
‫شوهرت ساک زدم داری این کارو می‌کنی.

740
00:42:12,680 --> 00:42:16,800
‫می‌دونی، برام سؤال بود که چرا
‫حس می‌کردم انگار کیرِ تو توی دهنمه؟

741
00:42:18,320 --> 00:42:19,400
‫از اون حس خوشم اومد.

742
00:42:20,480 --> 00:42:23,640
‫یه بار یکی از رئیسای سابقم یه راهی
‫واسه کم کردن اضطراب بهم یاد داد.

743
00:42:25,360 --> 00:42:27,479
‫- تمرین‌های تنفسی؟
‫- نه.

744
00:42:27,480 --> 00:42:33,160
‫نه، بهم گفت: «هیلی عزیزم، هر وقت
‫دیدی اوضاع خیلی ریخته به هم و فشار زیاده،

745
00:42:33,800 --> 00:42:37,479
‫فقط یادت باشه که هیچ‌کدوم از ما
‫قرار نیست از این دنیا زنده بیرون بریم.»

746
00:42:37,480 --> 00:42:38,840
‫در داره باز می‌شه.

747
00:42:46,600 --> 00:42:47,960
‫ممنون، مامان‌جون.

748
00:42:53,280 --> 00:42:55,559
‫خب، همین الان تلفنی با ویلهلمینا حرف زدم،

749
00:42:55,560 --> 00:42:57,240
‫مدیرعامل المعراج-پیرپوینت.

750
00:42:57,760 --> 00:43:00,400
‫اونا پیشنهاد تأمین مالی‌ای که خواسته بودیم
‫رو در قالب اوراق «کوکو» قبول کردن.

751
00:43:00,840 --> 00:43:04,119
‫- یعنی اوراق قرضه قابل تبدیل مشروط.
‫- پس دارن ریسک خودشون رو پوشش می‌دن.

752
00:43:04,120 --> 00:43:06,679
‫- چیزی دیدن که خوششون نیومده؟
‫- بستگی داره چطوری بهش نگاه کنی.

753
00:43:06,680 --> 00:43:09,599
‫واسه وقتی که داریم پایه‌ی سپرده‌هامون
‫رو می‌سازیم، پل ارتباطی خوبیه.

754
00:43:09,600 --> 00:43:10,999
‫بازپرداختش فقط زمانی فعال می‌شه

755
00:43:11,000 --> 00:43:13,519
‫که قیمت سهام از یه حد مشخصی پایین‌تر بیاد،

756
00:43:13,520 --> 00:43:15,560
‫که خب همه‌مون می‌دونیم با این شتابی
‫که ما داریم، همچین اتفاقی نمی‌افته.

757
00:43:15,680 --> 00:43:19,159
‫آره، خب با توجه به اینکه
‫پیرپوینت الان چقدر وضعیتش خرابه

758
00:43:19,160 --> 00:43:21,279
‫و المعراج چقدر زود می‌خواد از شرش خلاص شه،

759
00:43:21,280 --> 00:43:25,519
‫شاید بد نباشه یه کم پول نقد خرج کنیم و
‫چراغ‌خاموش یه مقدار از سهامشون رو بخریم.

760
00:43:25,520 --> 00:43:28,039
‫این‌طوری توی بلندمدت برای
‫همکاری باهاشون قدرت چانه‌زنی داریم.

761
00:43:28,040 --> 00:43:30,040
‫یعنی می‌تونیم یه جورایی بازی‌شون بدیم.

762
00:43:30,800 --> 00:43:32,279
‫فکر کنم پیشنهاد خیلی هوشمندانه‌ایه.

763
00:43:32,280 --> 00:43:34,679
‫دیدی «دایکر» چقدر حشری شده بود

764
00:43:34,680 --> 00:43:37,200
‫وقتی فکر می‌کرد جلوی بقیه مچِ ما رو گرفته؟

765
00:43:38,000 --> 00:43:40,039
‫می‌تونم بگم که سخنرانی‌ت
‫رو آنلاین دنبال کردم،

766
00:43:40,040 --> 00:43:43,120
‫دقیقاً همون چیزی بود که لازم
‫داشتیم. مثل یه آدمِ تسخیرشده بودی.

767
00:43:44,160 --> 00:43:45,280
‫عالی بود.

768
00:43:54,080 --> 00:43:55,400
‫ممنون بابت...

769
00:43:56,440 --> 00:43:58,320
‫بابت تمام حرفایی که قبل
‫از رفتنم روی سن بهم زدی.

770
00:43:59,840 --> 00:44:01,160
‫باورت به من، خیلی برام ارزش داشت.

771
00:44:02,400 --> 00:44:04,760
‫- اجازه هست رک و بی‌پرده حرف بزنم؟
‫- بفرما.

772
00:44:06,280 --> 00:44:07,880
‫بعضی‌ها بقیه رو فقط به چشمِ...

773
00:44:09,120 --> 00:44:11,520
‫قطعاتِ متحرک توی یه فرآیند اجتماعی می‌بینن.

774
00:44:12,240 --> 00:44:14,520
‫اشیائی که یا می‌تونن کمک کنن یا سدِ راه بشن.

775
00:44:15,600 --> 00:44:17,960
‫توی این دنیا، چیزهای کمی سمی‌تر از...

776
00:44:18,800 --> 00:44:21,560
‫آدم‌های بااصالتی هستن که از
‫نظر فکری احساس ناامنی می‌کنن.

777
00:44:24,400 --> 00:44:25,920
‫می‌دونی، این حرفت خیلی کنایه‌آمیز و تنده.

778
00:44:28,240 --> 00:44:29,880
‫اگه می‌خوای به زنِ من توهین کنی،

779
00:44:30,400 --> 00:44:32,440
‫این‌قدر جرئت داشته باش
‫که مستقیم تو روم بگی.

780
00:44:33,640 --> 00:44:34,960
‫من آدما رو جور دیگه‌ای می‌بینم.

781
00:44:36,840 --> 00:44:40,000
‫تو یه ارزش ذاتی داری که فراتر از
‫اون زندگی‌ایه که توش به دنیا اومدی.

782
00:44:42,680 --> 00:44:44,279
‫من در مورد خودم هم همین باور رو دارم.

783
00:44:44,280 --> 00:44:46,360
‫این همون چیزیه که واسش
‫زندگی می‌کنم و تشنه‌ی رسیدن بهشم.

784
00:44:48,160 --> 00:44:49,520
‫که ارزش واقعی خودم رو به دنیا نشون بدم.

785
00:44:53,160 --> 00:44:54,640
‫خب، ما به همدیگه کمک
‫کردیم که این کارو انجام بدیم.

786
00:44:58,600 --> 00:44:59,800
‫حداقل واسه یه روز.

787
00:45:24,200 --> 00:45:26,880
‫- نه نه، دارم می‌رم یه شاش بزنم!
‫- کیر.

788
00:45:27,280 --> 00:45:28,759
‫نه بابا، این توالت‌ها واسه

789
00:45:28,760 --> 00:45:30,640
‫- مواد زدن افتضاحن.
‫- اوه گوه توش.

790
00:45:34,360 --> 00:45:35,800
‫- حالت خوبه رفیق؟
‫- ردیفم.

791
00:45:38,040 --> 00:45:39,560
‫راستی می‌شناسمت، می‌دونی که.

792
00:45:40,880 --> 00:45:41,920
‫می‌دونی...

793
00:45:42,880 --> 00:45:45,400
‫ببخشید، فقط باید یه چیزی می‌گفتم.

794
00:45:46,840 --> 00:45:48,280
‫بابت اتفاقی که واسه زنت افتاد متأسفم.

795
00:45:48,800 --> 00:45:51,320
‫می‌دونی، محض اطلاعت بگم، به
‫نظر من اونا تو رو الکی بدجلوه دادن.

796
00:45:53,760 --> 00:45:54,960
‫حقم بود.

797
00:45:56,960 --> 00:45:58,600
‫یادمه پوشش خبری چقدر جهت‌دار بود.

798
00:45:59,080 --> 00:46:00,800
‫و این خیلی متفاوت می‌بود

799
00:46:01,120 --> 00:46:04,200
‫اگه تو، «تو» نبودی و اونم...

800
00:46:05,280 --> 00:46:08,280
‫می‌دونی، قصد توهین ندارم، ولی
‫اگه اونم اشرافیِ سفیدپوست نبود.

801
00:46:08,920 --> 00:46:13,439
‫گفتن اون یارویی که واسه این قضیه
‫رفت زندان، اسکیزوفرنی داشته، درسته؟

802
00:46:13,440 --> 00:46:17,400
‫یا دوقطبی، یا یه چیزی تو همین مایه‌ها،
‫که یعنی مسئولیتِ اعمالش با خودش نبوده.

803
00:46:18,520 --> 00:46:20,920
‫آره، خونواده‌ش دارن با
‫اتهام قتل غیرعمد می‌جنگن.

804
00:46:21,560 --> 00:46:23,040
‫فرستادنش بیمارستان روانی.

805
00:46:24,360 --> 00:46:29,160
‫مغزش بعد از سال‌ها مصرفِ
‫گلِ سنگین از کار افتاده بود.

806
00:46:31,080 --> 00:46:33,880
‫- این چیزی بود که وکیلش ادعا کرد.
‫- کیر خر.

807
00:46:35,520 --> 00:46:38,200
‫- رفیق، دیدی‌ش؟
‫- سیگار می‌خوای؟

808
00:46:39,280 --> 00:46:40,280
‫سیگار؟

809
00:46:41,400 --> 00:46:44,320
‫گمشو برو پی کارت بچه پررو! یالا! صیکتیر!

810
00:46:46,640 --> 00:46:50,520
‫دیدم که اینجاها می‌پلکه.
‫دنبال آدمای پاتیل می‌گرده.

811
00:46:50,720 --> 00:46:54,680
‫این سیگارا رو با یه سری پی‌سی‌پی
‫کیری یا یه کصشرِ دیگه‌ای قاطی می‌کنن.

812
00:46:54,800 --> 00:46:57,319
‫مغزتو می‌ترکونه، بعد می‌برتت اون گوشه کنار،

813
00:46:57,320 --> 00:46:59,599
‫خفتت می‌کنه و پول و ساعتت رو می‌زنه.

814
00:46:59,600 --> 00:47:01,039
‫درسته. دستت درد نکنه رفیق.

815
00:47:01,040 --> 00:47:02,239
‫- چاکریم.
‫- غمت نباشه.

816
00:47:02,240 --> 00:47:03,840
‫لندن پر از این آشغال‌های
‫مفت‌خوره که دنبالِ کیس می‌گردن.

817
00:47:05,920 --> 00:47:07,720
‫- آره.
‫- یه آبجو می‌زنی؟

818
00:47:08,120 --> 00:47:09,480
‫آره رفیق، بریم.

819
00:47:10,240 --> 00:47:13,560
‫- یه لیوان می‌خوری؟
‫- یه نصفه می‌زنم.

820
00:47:16,920 --> 00:47:17,960
‫استلا.

821
00:47:20,440 --> 00:47:21,680
‫این یکی مهمون من، پسرا.

822
00:47:27,640 --> 00:47:31,440
‫رفیق، من هفته دیگه دارم پرواز می‌کنم
‫آکرا. هنوزم می‌تونم خودم خبر رو منتشر کنم.

823
00:47:31,760 --> 00:47:33,519
‫مطمئن باش بالاخره یه خرِ دیگه‌ای
‫پیدا می‌شه که چاپش کنه، بهم اعتماد کن.

824
00:47:33,520 --> 00:47:35,839
‫ولی باید یه اعترافی
‫بکنم. باید یه چیزی رو بگم.

825
00:47:35,840 --> 00:47:37,959
‫منم تو رو می‌شناسم. منم تو رو می‌شناسم.

826
00:47:37,960 --> 00:47:42,079
‫قبل از اینکه اون کونیِ احمق منو
‫بپیچونه و غیبش بزنه، یه خرده واسش کار کرده بودم.

827
00:47:42,080 --> 00:47:45,440
‫- اوه، عجب. پس داشتی منو تعقیب می‌کردی.
‫- خب، یه آمار ریزی ازت درآوردم، آره.

828
00:47:46,760 --> 00:47:48,159
‫تو وارد خونه‌م شدی.

829
00:47:48,160 --> 00:47:50,279
‫داشتم با خودم دو دو تا چهار تا می‌کردم که
‫سهام «تندر» رو شورت کنم (فروش استقراضی) یا نه.

830
00:47:50,280 --> 00:47:53,119
‫- فکر کردم شاید یه سودی توش باشه.
‫- فکر کردی من از اون آدمام که بهت آمار بدم

831
00:47:53,120 --> 00:47:54,639
‫قبل از چاپِ مقاله، که کی پولت رو بریزی تو کار؟

832
00:47:54,640 --> 00:47:57,640
‫همه‌مون فقط داریم سعی می‌کنیم
‫آینده‌مون رو تأمین کنیم، مگه نه؟

833
00:47:58,720 --> 00:48:02,479
‫- امشب تعقیبم کردی؟ راستشو بگو.
‫- فقط می‌خواستم یه آبجو بزنم.

834
00:48:02,480 --> 00:48:04,400
‫و این کافه هم پر از اوناست.

835
00:48:04,680 --> 00:48:06,239
‫- پر از آبجو؟
‫- نه بابا. زن.

836
00:48:06,240 --> 00:48:08,319
‫من مریضم رفیق، عاشقِ دخترام.

837
00:48:08,320 --> 00:48:10,279
‫- پس اونجا چه گوهی می‌خوردی حاجی؟
‫- چی؟

838
00:48:10,280 --> 00:48:11,680
‫اونجا یه کافه مخصوص گی‌هاست.

839
00:48:14,840 --> 00:48:16,959
‫یه دختری رو دیدم، خب؟ هیلی. هیلی.

840
00:48:16,960 --> 00:48:21,039
‫اصلاً یه تیکه‌ی رسمی و خفن.
‫خودش رو چسبوند به من، پسر.

841
00:48:21,040 --> 00:48:24,360
‫ازم خواست واسش بخورم، خب؟ منم
‫داشتم کارمو می‌کردم، یهو نگاش کردم...

842
00:48:25,160 --> 00:48:26,480
‫دیدم کپه گذاشته و بیهوش شده.

843
00:48:28,280 --> 00:48:29,760
‫امیدوارم که همون‌جا ولش کرده باشی رفیق!

844
00:48:31,120 --> 00:48:33,880
‫صیکتیر بابا. حالم دیگه از
‫این وضعیت به هم می‌خوره.

845
00:48:34,040 --> 00:48:38,320
‫از این بحث‌های اجباریِ جنسیتی خسته شدم، خب؟

846
00:48:38,440 --> 00:48:41,680
‫قرار نیست که این روزا هر
‫چیزی تبدیل به یه میدونِ مین بشه.

847
00:48:43,520 --> 00:48:46,320
‫یعنی می‌گم، اون خودش رضایت داد مشتی.

848
00:48:50,160 --> 00:48:53,240
‫می‌تونم یه سؤالِ خیلی...
‫خیلی بی‌پرده و فضولانه بپرسم؟

849
00:48:57,440 --> 00:48:58,440
‫آره.

850
00:48:59,600 --> 00:49:00,600
‫چه حسی داشت...

851
00:49:01,840 --> 00:49:03,400
‫می‌دونی، اینکه فقط...

852
00:49:04,680 --> 00:49:06,280
‫ببینی زنت اون‌طوری جلوی چشمت می‌میره؟

853
00:49:10,600 --> 00:49:12,279
‫- چی؟
‫- لعنتی، ببخشید رفیق...

854
00:49:12,280 --> 00:49:15,440
‫عجب... نه. سؤالِ خیلی
‫احمقانه‌ای بود. فراموشش کن.

855
00:49:18,800 --> 00:49:21,479
‫حتماً روحت از بدنت جدا شد، نه؟

856
00:49:21,480 --> 00:49:23,280
‫- مگه نه؟
‫- آره. آره.

857
00:49:23,720 --> 00:49:25,839
‫رفیق، همین چند وقت پیش
‫توی فیدم یه فیلم دیدم، یه دختره...

858
00:49:25,840 --> 00:49:28,120
‫داشتن هم‌زمان از دو طرف کص و کونش می‌ذاشتن.

859
00:49:28,600 --> 00:49:30,720
‫می‌دونی، این یاروها فقط داشتن...

860
00:49:32,400 --> 00:49:35,079
‫فقط داشتن اشتراکی ازش استفاده
‫می‌کردن رفیق. یه مشت آدمِ غول و هیکلی.

861
00:49:35,080 --> 00:49:37,799
‫دختره تهِ تهش ۱۸ سالش بود.

862
00:49:37,800 --> 00:49:42,279
‫آره، فقط کفش‌های ایر فورسِ مشکی
‫پاشون بود و هودی‌های مارک و ماسکِ صورت.

863
00:49:42,280 --> 00:49:43,680
‫خلاصه که اون اراذل و اوباش فقط داشتن...

864
00:49:45,640 --> 00:49:47,439
‫فقط داشتن رو سر و صورتش آبشون می‌اومد.

865
00:49:47,440 --> 00:49:50,239
‫ترکیبی از آبِ منی و اشک...
‫اصلاً یه وضعِ ترسناک و داغونی بود،

866
00:49:50,240 --> 00:49:53,439
‫- می‌دونی رفیق؟
‫- انگار... انگار من... انگار دارم...

867
00:49:53,440 --> 00:49:55,000
‫دارم تماشاش می‌کنم، می‌فهمی؟ ولی...

868
00:49:56,480 --> 00:49:59,439
‫- واقعاً خودم نیستم. من نیستم...
‫- هی رفیق.

869
00:49:59,440 --> 00:50:01,080
‫می‌شه اون صدای وامونده‌ی ضبط رو کم کنی؟

870
00:50:10,720 --> 00:50:13,279
‫بدترین نوعِ آدمه، چون
‫ممکنه مریض و خودخواه باشه،

871
00:50:13,280 --> 00:50:14,760
‫ولی تو داری از مریضیِ اون تغذیه می‌کنی.

872
00:50:15,120 --> 00:50:17,480
‫شرط می‌بندم اصلاً نمی‌دونی
‫حسِ دوست داشتن چیه!

873
00:50:17,840 --> 00:50:20,080
‫ما قدیما اهل عمل بودیم. ولی الان...

874
00:50:20,200 --> 00:50:22,479
‫خب، الان شدیم یه مشت
‫تماشاچیِ منفعل، می‌فهمی؟

875
00:50:22,480 --> 00:50:26,599
‫من هیچ‌وقت... حتی یک بار هم
‫خوابشو ندیدم. چه خوب... چه... چه بد.

876
00:50:26,600 --> 00:50:28,200
‫چون ما تبدیل شدیم به ابزار تولید.

877
00:50:28,840 --> 00:50:31,479
‫مگه نه؟ ما فقط... فقط سنمون بالا
‫می‌ره بدون اینکه پیر بشیم، درسته؟

878
00:50:31,480 --> 00:50:35,159
‫گیر افتادیم توی چرخه‌ی تولید و مصرف.

879
00:50:35,160 --> 00:50:38,959
‫منظورم اینه که همه‌ش نون و سیرکه
‫پسر. اونم با کیفیت خیره‌کننده‌ی 4K.

880
00:50:38,960 --> 00:50:41,160
‫شاید بهتره فقط... فقط خودمو بکشم.

881
00:50:43,440 --> 00:50:47,160
‫نه بابا. خودکشی رفیق؟ منو نخندون.

882
00:50:48,200 --> 00:50:50,719
‫تو خودخواه ‌تر از اونی که
‫بتونی دنیایی رو تصور کنی

883
00:50:50,720 --> 00:50:53,839
‫که خودت توش نباشی و تمام
‫نیازهای اولیه‌ت برآورده نشه.

884
00:50:53,840 --> 00:50:56,839
‫پدربزرگای ما رو ببین، خب؟
‫اونا عکس مریلین مونرو رو

885
00:50:56,840 --> 00:50:58,759
‫روی بدنه هواپیماهای جنگی نقاشی می‌کردن،

886
00:50:58,760 --> 00:51:01,439
‫و بعد با همون هواپیما می‌رفتن
‫درسدن رو بمباران می‌کردن.

887
00:51:01,440 --> 00:51:04,039
‫خیلی شانس می‌آوردن اگه توی کل زندگیشون

888
00:51:04,040 --> 00:51:05,359
‫یه زنِ واقعی در حد و
‫اندازه‌ی مریلین می‌دیدن.

889
00:51:05,360 --> 00:51:08,799
‫ولی ما چی پسر؟ ما قبل از طلوع
‫آفتاب با ده تا مریلینِ پورن‌استار

890
00:51:08,800 --> 00:51:11,039
‫جق می‌زنیم و بعدش برامون سؤاله که چرا

891
00:51:11,040 --> 00:51:13,199
‫اون‌قدر خایه و انگیزه نداریم
‫که بریم توی یه جنگ بمیریم.

892
00:51:13,200 --> 00:51:14,759
‫ما سوار یه کشتی ارواح شدیم.

893
00:51:14,760 --> 00:51:17,839
‫یه سیستمِ کیری که هر نقد و
‫اعتراضی رو تو خودش حل می‌کنه

894
00:51:17,840 --> 00:51:20,719
‫و تبدیلش می‌کنه به یه کالای قابل
‫فروش. اصلاً بهش فکر نکردی رفیق.

895
00:51:20,720 --> 00:51:22,799
‫هیچ‌چیزی عمق نداره.
‫هیچ‌چیزی واقعی نیست. هیچ...

896
00:51:22,800 --> 00:51:26,920
‫هیچ‌چیز کیری‌ای جدی نیست،
‫خب؟ ما فقط بخارِ روی آینه‌ایم.

897
00:51:27,680 --> 00:51:30,319
‫تو قراره یه تماشاچیِ لجن بمیری، آره؟

898
00:51:30,320 --> 00:51:33,080
‫یه کشیش دمِ محرابِ غرورِ کیریِ خودت.

899
00:51:33,840 --> 00:51:36,679
‫دهنت سرویس رفیق. اون صدای
‫موزیک رو خفه می‌کنی یا نه؟

900
00:51:36,680 --> 00:51:41,199
‫می‌دونی چیه؟ برو کونتو بده، مرتیکه‌ی لجنِ هیز!

901
00:51:41,200 --> 00:51:43,599
‫تو... تو...
‫تو مثل اون آدمِ رو اعصابِ تهِ پارتی می‌مونی

902
00:51:43,600 --> 00:51:45,799
‫که نمی‌دونه کی باید
‫اون دهنِ وامونده‌شو ببنده!

903
00:51:45,800 --> 00:51:47,239
‫چرا می‌خندی؟

904
00:51:47,240 --> 00:51:49,039
‫تو نمی‌دونی پدر بودن چه حسی داره!

905
00:51:49,040 --> 00:51:51,319
‫نه اتفاقاً، خیلی هم خوب
‫می‌دونم رفیق. می‌دونی چیه؟

906
00:51:51,320 --> 00:51:52,759
‫اصلاً هیچ فرقی به حالِ آدم نمی‌کنه.

907
00:51:52,760 --> 00:51:54,559
‫چه توی زندگیش باشی، چه نباشی.

908
00:51:54,560 --> 00:51:56,959
‫- در هر دو صورت اون بچه‌ بختش‌برگشته.
‫- عجب کصشری.

909
00:51:56,960 --> 00:51:59,319
‫می‌دونی من چه خوابایی می‌بینم؟ خواب می‌بینم

910
00:51:59,320 --> 00:52:02,919
‫که تموم رفیقام از من پولدارترن.
‫و وقتی خوابِ اون رو نمی‌بینم،

911
00:52:02,920 --> 00:52:05,119
‫خوابِ یه اینفلوئنسرِ فیتنسِ بی‌چهره رو می‌بینم

912
00:52:05,120 --> 00:52:08,479
‫که داره از فروختنِ حریم
‫خصوصی‌ش، پولِ پورن درمی‌آره.

913
00:52:08,480 --> 00:52:11,279
‫دهنت سرویس رفیق! دیگه
‫قرار نیست دوباره ازت بخوام.

914
00:52:11,280 --> 00:52:14,840
‫صدای موزیک رو کم کن،
‫خب؟ همه‌ش تقصیرِ ماست پسر.

915
00:52:15,520 --> 00:52:17,199
‫ما یه رابط کاربری با این دنیا ساختیم

916
00:52:17,200 --> 00:52:20,280
‫که چیزایی که «می‌خوایم» رو بهمون
‫می‌ده، نه چیزایی که «باید بخوایم».

917
00:52:22,480 --> 00:52:27,280
‫ببخشید بچه‌ها، من...
‫من می‌رم یه چند تا آبجوی دیگه بگیرم.

918
00:52:27,960 --> 00:52:29,080
‫ای بنازم.

919
00:52:31,400 --> 00:52:32,560
‫فکر خوبیه.

920
00:52:33,880 --> 00:52:35,080
‫از این فکرت خوشم اومد.

921
00:52:42,480 --> 00:52:43,560
‫تموم کردیم.

922
00:52:50,240 --> 00:52:51,560
‫من می‌رم دستشویی.

923
00:52:52,480 --> 00:52:53,680
‫باید یه سبک کنم خودمو.

924
00:52:55,560 --> 00:52:57,560
‫سلام!

925
00:53:51,360 --> 00:53:52,480
‫رفیق.

926
00:53:55,520 --> 00:53:56,520
‫رفیق!

927
00:53:57,240 --> 00:54:00,640
‫رفیق؟ رفیق، یالا دیگه! رفیق؟

928
00:54:01,280 --> 00:54:03,760
‫پاشو. پاشو. بیدار شو، بیدار شو، بیدار شو.

929
00:54:06,080 --> 00:54:08,880
‫هی رفیق! یالا، یالا، یالا، پاشو.

930
00:54:09,800 --> 00:54:10,840
‫ريدم!

931
00:54:14,600 --> 00:54:16,760
‫وقت بخیر قربان. بابت سر و صدا شکایت شده.

932
00:54:21,880 --> 00:54:24,679
‫قربان؟ قربان، در رو باز کنید!

933
00:54:24,680 --> 00:54:26,720
‫می‌شه لطفاً فقط در رو باز کنید قربان؟

934
00:54:28,360 --> 00:54:30,840
‫- قربان!
‫- قربان، این در رو باز کن.

935
00:54:32,160 --> 00:54:34,560
‫متأسفم، مجبوریم در رو بشکنیم قربان.

936
00:55:03,680 --> 00:55:04,960
‫اون پایین رو چک کن.

937
00:55:08,920 --> 00:55:10,080
‫- پاکه.
‫- پاکه.

938
00:55:10,560 --> 00:55:11,880
‫مرکز، وضعیت اضطراری.

939
00:55:13,280 --> 00:55:14,959
‫می‌شه بگید آمبولانس عجله کنه؟

940
00:55:14,960 --> 00:55:17,199
‫یه مورد مردِ بزرگسال داریم، بیهوشه. نفس نمی‌کشه.

941
00:55:17,200 --> 00:55:20,280
‫- احتمالِ اوردوزِ مواد مخدر هست.
‫- یه نفر روی بالکنه.

942
00:55:22,120 --> 00:55:23,200
‫قربان!

943
00:56:16,240 --> 00:56:17,360
‫دستات رو نشون بده!

944
00:56:18,040 --> 00:56:20,680
‫- همین الان دستات رو بذار پشت کمرت!
‫- باشه، باشه، باشه. حله، حله.

945
00:56:22,000 --> 00:56:25,000
amirluminox ترجمه از

946
00:56:25,030 --> 00:56:30,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

947
00:56:30,030 --> 00:56:40,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top