1
00:00:00,200 --> 00:00:10,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:10,020 --> 00:00:13,000
amirluminox ترجمه از

3
00:00:18,680 --> 00:00:19,680
‫یا خدا!

4
00:00:20,280 --> 00:00:22,599
‫- مدرسهٔ کیری رید تو تربیتش.
‫- معلومه.

5
00:00:22,600 --> 00:00:24,200
‫این همه شهریه می‌دم...

6
00:00:24,920 --> 00:00:26,079
‫و اونا نمی‌دونن

7
00:00:26,080 --> 00:00:27,959
‫- دختره داره چه گوهی می‌خوره؟
‫- اگه به اندازۀ کافی بهشون انعام بدی،

8
00:00:27,960 --> 00:00:29,679
‫حتی برات تا سر سفرۀ عقد هم همراهیش می‌کنن.

9
00:00:29,680 --> 00:00:31,719
‫پس اون شب اون وظیفۀ
‫مراقبت کوفتی‌شون کجا رفته بود؟

10
00:00:31,720 --> 00:00:34,719
‫شاید اگه وقت کمتری رو با اون
‫هرزه توی نیویورک می‌گذروندی!

11
00:00:34,720 --> 00:00:37,040
‫کندیس، تو منو ترک کردی.

12
00:00:38,120 --> 00:00:40,879
‫معلومه، این طرز فکر بزدلانهٔ توئه.

13
00:00:40,880 --> 00:00:42,600
‫شنیدی اون عفریتهٔ افاده‌ای چی گفت.

14
00:00:43,720 --> 00:00:47,520
‫یکی از بچه‌هامون کص خله
‫داره. وگرنه چرا باید اخراجش کنن؟

15
00:00:48,080 --> 00:00:51,079
‫این نتیجۀ وقتیه که یه بچه
‫هیچ‌وقت کمبودی حس نکرده باشه.

16
00:00:51,080 --> 00:00:55,040
‫تو همه‌چی بهش دادی جز
‫اون چیزی که نیاز داره.

17
00:00:55,560 --> 00:00:58,360
‫فکر می‌کنی بی‌تفاوتی
‫تو روی اونا تأثیر نداره؟

18
00:00:58,880 --> 00:01:00,160
‫حتی ناخودآگاه؟

19
00:01:00,720 --> 00:01:02,600
‫اونا به عشق و راهنمایی تو نیاز دارن.

20
00:01:03,120 --> 00:01:04,240
‫تشنۀ اینن.

21
00:01:04,800 --> 00:01:07,280
‫چرا محبت کردن برات انقدر سخته؟

22
00:01:11,120 --> 00:01:12,719
‫بچه‌ها، من خیلی راه اومدم،

23
00:01:12,720 --> 00:01:14,559
‫ولی بخش ریسک روی پوزیشن
‫«تِندِر» مارجین بیشتری می‌خواد.

24
00:01:14,560 --> 00:01:15,679
‫دست و بالم بسته‌ست.

25
00:01:15,680 --> 00:01:19,399
‫ما به سقف ریسکی که توافق کردیم پایبند
‫موندیم. لوریج ناخالص دویست و پنجاه.

26
00:01:19,400 --> 00:01:21,279
‫آره، سهام هفت درصد دیگه رفته بالا

27
00:01:21,280 --> 00:01:25,279
‫اونم به خاطر پیش‌بینی شدیداً صعودی مورگان
‫استنلی از آمار جذب کاربر برای اپلیکیشن جدیدشون.

28
00:01:25,280 --> 00:01:26,760
‫اونا خیلی فراتر از پیش‌بینی‌هاشون عمل کردن.

29
00:01:27,720 --> 00:01:31,039
‫- ما نمی‌تونیم این فشار رو تحمل کنیم. من نمی‌تونم.
‫- باید وثیقهٔ بیشتری بذارید،

30
00:01:31,040 --> 00:01:33,280
‫وگرنه ما به نقد کردن بقیهٔ
‫پوزیشن‌هاتون ادامه می‌دیم.

31
00:01:33,760 --> 00:01:37,839
‫- کدوم پوزیشن‌های کیری؟ پوزیشن‌های من؟
‫- پوزیشن‌های اروپا امروز صبح.

32
00:01:37,840 --> 00:01:39,999
‫معاملات جفت‌ارزت توی
‫بخش انرژی و خدمات عمومی.

33
00:01:40,000 --> 00:01:42,759
‫اچ؟ هارپر. اونا پوزیشن‌های من بودن.

34
00:01:42,760 --> 00:01:44,719
‫تنها چیزایی که تو دفتر ما
‫داشتن یه سود کوفتی می‌ساختن.

35
00:01:44,720 --> 00:01:46,359
‫ما به یه کم فضای تنفس نیاز داشتیم، باشه؟

36
00:01:46,360 --> 00:01:48,559
‫و پوزیشن‌های لانگ تو، هج‌ها، یا هر
‫چی که می‌خوای اسمشون رو بذاری،

37
00:01:48,560 --> 00:01:50,439
‫پوزیشن‌های مطمئنی نیستن.

38
00:01:50,440 --> 00:01:52,959
‫و خلاف فلسفهٔ این صندوقن.

39
00:01:52,960 --> 00:01:55,719
‫فلسفه چیه؟ شرط‌بندی بزرگ؟ باختن کل زندگی؟

40
00:01:55,720 --> 00:01:58,439
‫داری کال مارجینمون می‌کنی یا نه؟

41
00:01:58,440 --> 00:02:01,319
‫هوی. با این لحن با من حرف نزن، اریک، باشه؟

42
00:02:01,320 --> 00:02:03,159
‫من اسماً دوستتم، ولی
‫کارمندای بخش مارجین اینجا،

43
00:02:03,160 --> 00:02:05,399
‫کاری می‌کنن راینهارت هایدریش در
‫برابرشون لیبرال به نظر بیاد، خب؟

44
00:02:05,400 --> 00:02:07,039
‫و شما سقف ریسکتون رو رد کردید.

45
00:02:07,040 --> 00:02:09,480
‫من براتون وقت خریدم تا حکم اجرا
‫نشه. واقعاً بیشتر از چیزیه که بهت بدهکارم.

46
00:02:10,000 --> 00:02:12,639
‫مجبورید وثیقهٔ بیشتری
‫بذارید، توی ۴۸ ساعت آینده،

47
00:02:12,640 --> 00:02:13,919
‫نهایتاً ۷۲ ساعت،

48
00:02:13,920 --> 00:02:16,999
‫وگرنه نمی‌تونم جلوی آدمم رو بگیرم
‫که پوزیشن «تِندِر» رو هم نقد نکنه.

49
00:02:17,000 --> 00:02:19,319
‫یا این، یا قیمت سهامشون یه سقوط اساسی بکنه،

50
00:02:19,320 --> 00:02:23,279
‫ولی متأسفانه دنیا اون شرکت رو
‫اون‌جوری که شما می‌بینید، نمی‌بینه.

51
00:02:23,280 --> 00:02:25,280
‫باید بپرم، پشت میز لازمم دارن. شرمنده.

52
00:02:25,760 --> 00:02:29,159
‫پیر ایمیل زده. ازم خواسته توی
‫کنفرانس «آلفا» سخنرانی کنم.

53
00:02:29,160 --> 00:02:31,679
‫یه ارائهٔ کصشر راجع به «زنان در امور مالی».

54
00:02:31,680 --> 00:02:32,919
‫بازم سرمایه‌داریِ ریاکارانه.

55
00:02:32,920 --> 00:02:35,080
‫- به نظر اولویت پایینی داره.
‫- نه، نداره.

56
00:02:35,680 --> 00:02:38,679
‫حتی اگه ازت بخواد شخصاً برای هر بچهٔ
‫مالاریایی تو مالی پشه‌بند بدوزی، قبول کن.

57
00:02:38,680 --> 00:02:43,360
‫ما به تمام پوشش‌های خبری
‫مثبتی که می‌تونیم بگیریم نیاز داریم.

58
00:02:43,880 --> 00:02:47,120
‫- خب، برنامه چیه؟
‫- فقط یه راه هست.

59
00:02:47,720 --> 00:02:49,639
‫حالا که مقالهٔ دایکر کنسل شده،

60
00:02:49,640 --> 00:02:53,119
‫من انقدر روی این
‫پافشاری می‌کنم تا جونم درآد.

61
00:02:53,120 --> 00:02:57,119
‫باید بذارید برم آکرا و با مدیر
‫مالی «تِندِر» توی آفریقا حرف بزنم.

62
00:02:57,120 --> 00:03:00,959
‫ما هی می‌گیم که اطمینان داریم، دقیقاً
‫از کدوم گوری این اطمینان رو آوردیم؟

63
00:03:00,960 --> 00:03:03,439
‫- اونجا نقشه‌ای داری؟
‫- یه برنامهٔ سفر احتمالی، آره.

64
00:03:03,440 --> 00:03:04,759
‫خیلی خب، فکر کنم مدیونیم

65
00:03:04,760 --> 00:03:07,959
‫به خاطر زحمات سوئیت‌پی روی
‫این قضیه، که اون و من بریم سفر،

66
00:03:07,960 --> 00:03:10,279
‫و بعد می‌تونیم با خیال راحت بخوابیم
‫که هر کاری از دستمون برمی‌اومد کردیم.

67
00:03:10,280 --> 00:03:14,439
‫- این دقیقاً تنها چیزیه که می‌خوام...
‫- و احتمال زیاد سفر بی‌نتیجه باشه.

68
00:03:14,440 --> 00:03:19,279
‫مدیر ارشد سرمایه‌گذاری‌مون دنبال نخود سیاه می‌ره
‫در حالی که صندوق داره دور و برمون نابود می‌شه.

69
00:03:19,280 --> 00:03:21,119
‫این رو چجوری برای پیر و
‫دار و دسته‌ش ماست‌مالی کنیم؟

70
00:03:21,120 --> 00:03:23,559
‫خب، مرگ دایکر یه تصادف ترسناکه.

71
00:03:23,560 --> 00:03:27,480
‫- مثل فیلم‌های درجه دو و آبکی.
‫- دنیا پر از این چیزاست.

72
00:03:28,000 --> 00:03:30,359
‫من نمی‌فهمم ریشی چطور

73
00:03:30,360 --> 00:03:32,119
‫با اون روزنامه‌نگار آشنا شده بوده؟

74
00:03:32,120 --> 00:03:35,519
‫- ظاهراً بهش مواد می‌فروخته.
‫- و با اتهام قتل غیرعمد روبروئه.

75
00:03:35,520 --> 00:03:37,559
‫- خوشحالم که راهشو به خونه پیدا کرد.
‫- این چه کوفتی معنی می‌ده؟

76
00:03:37,560 --> 00:03:38,879
‫وقتی بیشتر فهمیدم زنگ می‌زنم.

77
00:03:38,880 --> 00:03:41,359
‫- رفتارش نشون می‌ده که راهشو پیدا کرده...
‫- زود حرف می‌زنیم.

78
00:03:41,360 --> 00:03:43,079
‫...به منطقی‌ترین جا برای خودش.

79
00:03:43,080 --> 00:03:45,679
‫و من اینو از روی تروما و تجربه می‌گم، باشه؟

80
00:03:45,680 --> 00:03:47,959
‫اون یه آدم خیلی عقب‌مونده بود.

81
00:03:47,960 --> 00:03:51,879
‫من یکی رو می‌شناسم که من نیستم، و
‫گهگاهی به «تِر» (مرورگر وب تاریک) سر زده،

82
00:03:51,880 --> 00:03:54,839
‫و به نظرم عجیبه که کوکائینی
‫که از دارک وب تهیه شده

83
00:03:54,840 --> 00:03:57,959
‫- توش فنتانیل داشته باشه.
‫- فقط ناشیانه به نظر میاد.

84
00:03:57,960 --> 00:03:59,959
‫خب، ریشی هم که ناشیِ کیری بود، نبود؟

85
00:03:59,960 --> 00:04:02,080
‫هارپر، دارم برای پرواز بعدی
‫بریتیش ایرویز به آکرا بلیت می‌گیرم.

86
00:04:02,600 --> 00:04:03,720
‫من...

87
00:04:04,440 --> 00:04:09,080
‫شاید باید بمونم. همونطور که اریک
‫گفت، کار مسئولانه اینه که بمونم.

88
00:04:09,720 --> 00:04:10,880
‫باشه، هرچی.

89
00:04:11,960 --> 00:04:15,000
‫مجبور نیستی بیای، ولی
‫برنامه‌های من تغییر نمی‌کنه.

90
00:04:18,040 --> 00:04:20,599
‫- خوبی؟
‫- فقط صاحبخونمه.

91
00:04:20,600 --> 00:04:24,120
‫یه شارژ پرداخت‌نشده برای آپارتمانمه.

92
00:04:26,960 --> 00:04:30,119
‫سوییتس، فکر می‌کنی عاقلانه‌ست که تنها بری؟

93
00:04:30,120 --> 00:04:32,879
‫اریک، اونجا میدون جنگ «زندگی کن
‫و بگذار بمیرند» نیست که، می‌دونی؟

94
00:04:32,880 --> 00:04:34,279
‫باشه. شاید تو باید باهاش بری.

95
00:04:34,280 --> 00:04:37,399
‫آره، شاید باید برم. اینجا
‫چه خاصیت کوفتی‌ای دارم؟

96
00:04:37,400 --> 00:04:40,399
‫یکی صلاح دونسته که
‫یه طرفه دفتر منو نقد کنه.

97
00:04:40,400 --> 00:04:42,160
‫آکرا رو خوب می‌شناسی؟

98
00:04:43,760 --> 00:04:45,439
‫قبلاً سالی چهار بار می‌رفتم.

99
00:04:45,440 --> 00:04:48,079
‫بعد شد هر چهار سال
‫یه بار. الانم تقریباً هیچی.

100
00:04:48,080 --> 00:04:50,399
‫یه فامیل بزرگ و گسترده دارم.
‫مطمئن نیستم چه کمکی ازم بربیاد.

101
00:04:50,400 --> 00:04:52,000
‫فکر کنم باید دوتاتون برید.

102
00:04:54,360 --> 00:04:56,120
‫اگه این چیزیه که می‌خواید.

103
00:04:56,800 --> 00:04:58,080
‫این تصمیم نهایی منه.

104
00:05:06,760 --> 00:05:09,520
‫- یه چیزی بخور.
‫- گشنم نیست.

105
00:05:18,400 --> 00:05:19,880
‫چه مرگت شده؟

106
00:05:22,800 --> 00:05:26,880
‫تو اومدی توی این صندوق که
‫عملیات رو بگردونی. تجربهٔ تو این بود.

107
00:05:27,880 --> 00:05:31,320
‫اینکه کارها رو روال
‫بمونه یه مسئلهٔ عملیاتیه.

108
00:05:31,840 --> 00:05:37,079
‫این صندوق یه پوزیشن رو گنده
‫کرد، آبروش رو سر اون گرو گذاشت.

109
00:05:37,080 --> 00:05:38,200
‫اون پوزیشن...

110
00:05:39,360 --> 00:05:43,040
‫انتخاب تو بود، و هنوزم هست.

111
00:05:45,920 --> 00:05:47,800
‫جواب نداده.

112
00:05:49,120 --> 00:05:50,799
‫گزینه‌هامون چیه؟

113
00:05:50,800 --> 00:05:56,599
‫کاهش ریسک ناخالصمون.
‫برگشتن به زیر سقف ریسکمون.

114
00:05:56,600 --> 00:05:58,719
‫نقد کردن بقیهٔ سهام‌ها تو
‫دفتر کوابینا این کار رو کرد.

115
00:05:58,720 --> 00:06:01,279
‫این به اندازهٔ کافی آرومشون نمی‌کنه.

116
00:06:01,280 --> 00:06:05,679
‫فکر می‌کنی معامله‌گر ارشدت چه حسی داشت
‫وقتی بدون اجازه‌ش پوزیشن‌هاش رو بستی؟

117
00:06:05,680 --> 00:06:09,199
‫اینا کارهای یه رئیس خوبه؟

118
00:06:09,200 --> 00:06:11,519
‫ببخشید، می‌خوای اون
‫جمله رو دوباره تکرار کنی،

119
00:06:11,520 --> 00:06:15,320
‫یا خودم تک تک کلمات ریاکارانۀ
‫کوفتیت رو به رخت بکشم؟

120
00:06:18,680 --> 00:06:19,880
‫تزریق سرمایه؟

121
00:06:20,760 --> 00:06:22,119
‫جمع کردن پول اضطراری؟

122
00:06:22,120 --> 00:06:24,679
‫ما همون اولشم به زور و بدبختی
‫و با التماس پول جمع کردیم.

123
00:06:24,680 --> 00:06:26,999
‫الان دیگه کسی پول تازه بهمون نمی‌ده.

124
00:06:27,000 --> 00:06:30,999
‫خب، نظرت راجع به یه ریسک بزرگ و شانسی چیه؟
‫یا یه... یه معاملهٔ باینری با لوریج بالا؟

125
00:06:31,000 --> 00:06:35,519
‫من نمی‌ذارم اینجا رو قمارخونه کنی، باشه؟
‫به اندازۀ کافی بهت میدون دادم.

126
00:06:35,520 --> 00:06:38,039
‫اون ده میلیونی که اول ضرر کردم
‫الان دیگه دود شده رفته هوا.

127
00:06:38,040 --> 00:06:39,719
‫فکر می‌کنی اگه واسه دخترات
‫یه پولی باقی بذاری،

128
00:06:39,720 --> 00:06:40,920
‫اونا قراره عاشقت بشن؟

129
00:06:45,600 --> 00:06:46,640
‫هارپر.

130
00:06:49,680 --> 00:06:53,400
‫این دیگه چه ربطی داشت؟

131
00:06:54,160 --> 00:06:56,120
‫یه استراحت کوفتی بهم بده.

132
00:06:57,040 --> 00:06:58,920
‫تو خیلی ترسو شدی.

133
00:07:01,160 --> 00:07:02,239
‫کیر توش...

134
00:07:02,240 --> 00:07:04,479
‫اصلاً من اینجا با تو چه گوهی می‌خورم؟

135
00:07:04,480 --> 00:07:06,039
‫- خدایی راستش رو بخوای.
‫- نمی‌دونم.

136
00:07:06,040 --> 00:07:07,439
‫خودمم می‌تونم همین سوال رو از خودم بپرسم

137
00:07:07,440 --> 00:07:11,839
‫با توجه به اینکه تجربۀ تو
‫هیچ فایده‌ای نداشته.

138
00:07:11,840 --> 00:07:15,559
‫- تو به درد من نمی‌خوری!
‫- پس قضیه اینه، هان؟

139
00:07:15,560 --> 00:07:17,960
‫چیز دیگه‌ای می‌تونه باشه، اریک؟

140
00:07:18,520 --> 00:07:21,000
‫چیز دیگه‌ای از من می‌خوای؟

141
00:07:21,480 --> 00:07:22,999
‫تو اصلاً نمی‌دونی چقدر خوش‌شانسی

142
00:07:23,000 --> 00:07:25,279
‫که کسایی رو داری
‫که منتظر محبت تو هستن.

143
00:07:25,280 --> 00:07:28,959
‫نه، نه. محبتت رو طلب می‌کنن.

144
00:07:28,960 --> 00:07:31,840
‫و تو خودت رو لایقش نمی‌دونی،
‫پس نمی‌تونی بهشون محبت کنی.

145
00:07:33,760 --> 00:07:36,000
‫هیچ‌چیزی بین ما
‫قرار نیست اینو برات درست کنه.

146
00:08:22,320 --> 00:08:23,959
‫سلام عزیزم، من تو بارم.

147
00:08:23,960 --> 00:08:26,960
‫- میای پایین؟
‫- دیگه به این شماره زنگ نزن.

148
00:08:42,400 --> 00:08:44,520
‫برنامهٔ امروز چیه؟

149
00:08:45,200 --> 00:08:48,199
‫من هفتهٔ پیش یه قرار زوم
‫با «تونی دی» از شرکت «تِندِر» داشتم.

150
00:08:48,200 --> 00:08:49,479
‫امروز صبح بهش خبر دادم

151
00:08:49,480 --> 00:08:51,479
‫و گفتم که می‌تونیم قرار رو حضوری کنیم

152
00:08:51,480 --> 00:08:53,599
‫چون جلسات مدیریتی دیگه‌ای دارم
‫که منو می‌کشونه به آکرا.

153
00:08:53,600 --> 00:08:56,399
‫به «دی» می‌گیم که داریم سعی می‌کنیم
‫دلایل رشد «تِندِر» رو بهتر بفهمیم

154
00:08:56,400 --> 00:08:58,479
‫و فکر می‌کنیم سهامش هنوز جا داره بره بالا.

155
00:08:58,480 --> 00:09:01,039
‫همچنین می‌خوام آخرین شرکتی
‫که «تِندِر» خریده رو ببینم،

156
00:09:01,040 --> 00:09:03,919
‫قبل از اینکه تغییر استراتژی
‫بدن. شرکت سوییفت‌جی‌سی.

157
00:09:03,920 --> 00:09:06,840
‫والا، شخصاً فکر می‌کنم
‫داری تو بیابون دنبال آب می‌گردی.

158
00:09:09,880 --> 00:09:11,560
‫خیلی خب، ارین براکویچ.

159
00:09:13,400 --> 00:09:16,840
‫ببین، من خیلی خوشحالم که در طول این سفر
‫ریختت رو نمی‌بینم.

160
00:09:21,900 --> 00:09:27,700
‫« صنعت »

161
00:09:38,880 --> 00:09:40,879
‫آدم فکر می‌کنه اینا
‫باید پیرهنام رو مجانی بشورن

162
00:09:40,880 --> 00:09:42,880
‫وقتی ماهی صد هزار تا پیاده می‌شم
‫که اینجا زندگی کنم.

163
00:09:44,040 --> 00:09:46,679
‫و جلوی کوابینا رو بگیر
‫که هی غذا سفارش نده تو اتاق.

164
00:09:46,680 --> 00:09:49,000
‫یه نفر مگه چقدر می‌تونه بال مرغ بخوره؟

165
00:09:50,920 --> 00:09:53,599
‫چرا اینقدر زود بیدار شدی؟
‫به خودت یه شب وقت دادی

166
00:09:53,600 --> 00:09:55,960
‫تا یه معذرت‌خواهی کوفتیِ مناسب
‫پیدا کنی؟

167
00:09:56,760 --> 00:09:57,840
‫مادرم مرد.

168
00:09:59,680 --> 00:10:01,879
‫دیروز داداشم از نیویورک زنگ زد

169
00:10:01,880 --> 00:10:03,280
‫که بگه یه تصادفی شده.

170
00:10:04,560 --> 00:10:08,200
‫- یه شبه تموم کرد.
‫- یا خدا.

171
00:10:11,000 --> 00:10:12,080
‫تسلیت می‌گم.

172
00:10:14,320 --> 00:10:15,840
‫می‌تونی راجع بهش با من حرف بزنی.

173
00:10:20,760 --> 00:10:23,400
‫نکته همینه.
‫مثلاً، نمی‌دونم چی بگم.

174
00:10:24,640 --> 00:10:25,920
‫حتی نمی‌دونم چه حسی باید داشته باشم.

175
00:10:28,320 --> 00:10:29,880
‫با من افتضاح رفتار می‌کرد.

176
00:10:31,560 --> 00:10:34,359
‫و برادرم رو اونقدر بد شکنجه کرد،

177
00:10:34,360 --> 00:10:37,840
‫اونقدر گائیدش که دیگه نمی‌تونست بهم محبت کنه.

178
00:10:39,840 --> 00:10:42,000
‫و محبت اون وقتی بچه بودم...

179
00:10:43,440 --> 00:10:47,480
‫تنها محبتیه که یادم میاد.

180
00:10:50,160 --> 00:10:51,760
‫دیگه چی یادت میاد؟

181
00:10:56,120 --> 00:10:57,240
‫کینه.

182
00:10:59,240 --> 00:11:00,240
‫راستش...

183
00:11:01,560 --> 00:11:03,240
‫فکر کنم نفرته، واقعیتش.

184
00:11:04,560 --> 00:11:08,680
‫اینا می‌تونن انگیزه‌های خوبی باشن،
‫بهم اعتماد کن.

185
00:11:09,320 --> 00:11:10,840
‫تا وقتی که دیگه نیستن.

186
00:11:12,600 --> 00:11:13,800
‫تا وقتی که دیگه نیستن.

187
00:11:32,120 --> 00:11:36,400
‫وقتی می‌دویید که بستهٔ
‫آمازون رو بگیره از پله‌ها افتاد.

188
00:11:39,880 --> 00:11:41,680
‫- شوخی می‌کنی.
‫- نه جدی.

189
00:11:45,120 --> 00:11:46,480
‫می‌دونم این...

190
00:11:46,960 --> 00:11:51,799
‫این در مقایسه با اون هیچی نیست،
‫ولی دخترم کاری کرد که اخراج بشه.

191
00:11:51,800 --> 00:11:53,640
‫تعلیق، حالا هرچی.

192
00:11:55,240 --> 00:11:56,360
‫اونا...

193
00:11:57,240 --> 00:11:59,759
‫از یه مدرسه‌ای که مخصوص هیولاهای کوچولوئه

194
00:11:59,760 --> 00:12:02,840
‫- به خاطر اینکه یه هیولای کوچولو بوده انداختنش بیرون.
‫- چیکار کرده؟

195
00:12:06,520 --> 00:12:11,760
‫سردستۀ یه گروهی بوده
‫که یه همکلاسی رو سر کار گذاشتن.

196
00:12:13,120 --> 00:12:17,840
‫خودشون رو جای یه پسر جا زدن.
‫دختره رو کشوندن سر قرار،

197
00:12:18,520 --> 00:12:22,080
‫تشویقش کردن لباس‌های تحریک‌کننده بپوشه...

198
00:12:24,520 --> 00:12:28,000
‫و وقتی هیچ‌کس نیومد ازش عکس گرفتن.

199
00:12:29,640 --> 00:12:31,560
‫یه بی‌رحمیِ کیری و حساب‌شده.

200
00:12:33,360 --> 00:12:34,520
‫این خیلی تاریکه.

201
00:12:35,160 --> 00:12:38,120
‫عکس‌ها هم همین‌طور بودن.
‫یه بچه که مثل جنده‌ها لباس پوشیده...

202
00:12:39,840 --> 00:12:41,000
‫و منتظره.

203
00:12:42,000 --> 00:12:45,960
‫من و برادرم هم توی سن
‫اون خیلی دردسرساز بودیم.

204
00:12:47,040 --> 00:12:50,240
‫فکر کن مجبور باشی یه
‫همچین مدرک واضح و روشنی

205
00:12:51,000 --> 00:12:53,240
‫از شکستت به عنوان یه پدر رو قورت بدی.

206
00:12:55,160 --> 00:12:59,799
‫حسی که به بچه‌هام دارم
‫باید آسمونی باشه،

207
00:12:59,800 --> 00:13:02,840
‫ماورایی، ولی در عوض اینه که...

208
00:13:05,200 --> 00:13:08,480
‫«امروز واسه من چه غلطی کردی؟»

209
00:13:10,000 --> 00:13:11,800
‫می‌دونم وقتی باهاشونم...

210
00:13:13,120 --> 00:13:14,840
‫تنها جاییه که باید باشم.

211
00:13:17,560 --> 00:13:19,640
‫ولی نمی‌خوام اونجا باشم.

212
00:13:20,800 --> 00:13:24,040
‫این... این یه... چیز مریض‌گونه‌ست

213
00:13:25,040 --> 00:13:27,759
‫که به یه بچهٔ معصوم نگاه کنی و فکر کنی،

214
00:13:27,760 --> 00:13:31,000
‫«آره، من یه حیوونم که با توجه و
‫تحسین زنده می‌مونه، و نه، نه، نه،

215
00:13:31,960 --> 00:13:33,680
‫تو نمی‌تونی توجهم رو جلب کنی.»

216
00:13:36,920 --> 00:13:38,040
‫حسش مثل...

217
00:13:39,240 --> 00:13:45,120
‫خیانت به یه چیز خیلی قدیمیه.

218
00:13:46,720 --> 00:13:52,279
‫مطمئناً از چشمت دور نمونده که
‫شغلی رو انتخاب کردی که پر از معامله‌ست،

219
00:13:52,280 --> 00:13:56,040
‫جایی که تهش همه معاملات صفر می‌شه.

220
00:14:01,480 --> 00:14:03,440
‫باعث نمی‌شن حس کنم آدم مهمی‌ام.

221
00:14:05,360 --> 00:14:06,640
‫در حالی که واقعاً باید بشن.

222
00:14:11,840 --> 00:14:17,800
‫من خیلی از این عصبانیم
‫که چقدر احساس پوچی می‌کنم.

223
00:14:19,760 --> 00:14:25,799
‫اینکه این وضعیتِ تخمیِ صندوق
‫نمی‌ذاره حتی درست و حسابی عزاداری کنم.

224
00:14:25,800 --> 00:14:27,520
‫اوه، هارپ، تو داری عزاداری می‌کنی.

225
00:14:31,720 --> 00:14:33,280
‫می‌دونی، من تمام این...

226
00:14:34,160 --> 00:14:36,640
‫سناریوها رو توی ذهنم مرور می‌کردم
‫که اگه دوباره ببینمش

227
00:14:37,240 --> 00:14:38,640
‫چه شکلی می‌شه.

228
00:14:40,760 --> 00:14:42,280
‫چی تصور می‌کردی؟

229
00:14:44,000 --> 00:14:48,399
‫که چاره‌ای نداره
‫جز اینکه بیفته به پام

230
00:14:48,400 --> 00:14:50,840
‫و برای بخششم التماس کنه.

231
00:14:51,800 --> 00:14:56,320
‫چون من به یه آدم کیریِ
‫غیرقابل‌انکار تبدیل شده بودم.

232
00:15:03,400 --> 00:15:05,720
‫تو غیرقابل‌انکای.

233
00:15:47,040 --> 00:15:48,999
‫سلام، دنبال سوییفت‌جی‌سی می‌گردم.

234
00:15:49,000 --> 00:15:50,240
‫اونجا.

235
00:15:59,680 --> 00:16:01,320
‫دنبال دفترشون می‌گردم.

236
00:16:02,240 --> 00:16:03,600
‫اونجا.

237
00:16:11,920 --> 00:16:15,160
‫توی گوگل شماره‌ای براش ثبت نشده.

238
00:16:15,760 --> 00:16:17,720
‫شما احیاناً شماره‌ای ندارید؟

239
00:16:22,800 --> 00:16:23,840
‫می‌تونم...

240
00:16:30,440 --> 00:16:32,080
‫۲۰ دلار بهتون بدم؟

241
00:16:59,120 --> 00:17:03,280
‫سلام، با شرکت «تِندِر» تماس گرفتید.
‫تماس شما برای ما مهم است.

242
00:17:03,840 --> 00:17:07,680
‫لطفاً منتظر بمانید
‫تا اولین اپراتور آزاد پاسخگوی شما باشد.

243
00:17:17,400 --> 00:17:21,319
‫سلام، ما ساعت ۱۱ با «تونی دی» قرار داریم.
‫مدیریت سرمایهٔ ماستین.

244
00:17:21,320 --> 00:17:24,199
‫باشه، اگه بشینید، من زنگ می‌زنم بالا
‫و بهش می‌گم که اینجایید.

245
00:17:24,200 --> 00:17:25,280
‫ممنون.

246
00:17:26,640 --> 00:17:29,920
‫- کولر کار نمی‌کنه؟
‫- نه، شرمنده.

247
00:17:34,200 --> 00:17:37,399
‫من رفتم سوییفت‌جی‌سی
‫و هیچ دفتری اونجا نیست.

248
00:17:37,400 --> 00:17:39,959
‫شمارهٔ مستقیمی که مثلاً دارن
‫فقط وصل می‌شه

249
00:17:39,960 --> 00:17:41,599
‫به مرکز تماس «تِندِر» توی دوبلین.

250
00:17:41,600 --> 00:17:45,360
‫خیلی عجیبه که به یه شرکت زنگ بزنی
‫و شرکت مادرشون جواب بده؟

251
00:17:49,640 --> 00:17:52,080
‫بیا، بیا، بیا،
‫بیا و قیمت‌ها رو ببین.

252
00:17:55,920 --> 00:17:57,280
‫چقدره ما رو معطل کرده؟

253
00:17:57,880 --> 00:17:59,960
‫الان داره نزدیک دو ساعت می‌شه.

254
00:18:00,440 --> 00:18:02,839
‫سلام، ببخشید، جلسه‌شون
‫هنوز تموم نشده؟

255
00:18:02,840 --> 00:18:04,199
‫متأسفانه بله.

256
00:18:04,200 --> 00:18:05,760
‫شاید می‌خواد قدرتش رو نشون بده.

257
00:18:12,480 --> 00:18:13,839
‫- آقای دی؟
‫- سلام.

258
00:18:13,840 --> 00:18:15,919
‫سلام، مدیریت سرمایهٔ ماستین.

259
00:18:15,920 --> 00:18:18,079
‫خوشبختم. معذرت می‌خوام،
‫قصد نداشتم بکارمتون.

260
00:18:18,080 --> 00:18:20,160
‫فقط پنج دقیقه

261
00:18:23,840 --> 00:18:25,120
‫می‌تونم بهت وقت بدم.

262
00:18:26,960 --> 00:18:29,279
‫ما اومدیم اینجا یه بررسی
‫میدانی و شناسایی ریز بکنیم

263
00:18:29,280 --> 00:18:30,759
‫تا پروندهٔ سرمایه‌گذاریمون
‫توی «تِندِر» رو تکمیل کنیم،

264
00:18:30,760 --> 00:18:33,199
‫کنارِ چنتا ایدهٔ بورسی دیگه تو منطقه.

265
00:18:33,200 --> 00:18:36,599
‫- ما مدتیه تو فاز «خرید و نگهداری» هستیم.
‫- آره، شما و کل دنیا.

266
00:18:36,600 --> 00:18:40,840
‫هرچند سوگلیِ بازار بورس بودن دردسرهای خودشو داره.

267
00:18:41,880 --> 00:18:44,039
‫می‌گم، لابد خیلی هواتو دارن،

268
00:18:44,040 --> 00:18:46,440
‫که انتظار دارن این‌قدر دور
‫از خونه موندگار بشی، نه؟

269
00:18:47,040 --> 00:18:48,520
‫نمی‌تونستن کار رو بسپرن به یه آدم محلی؟

270
00:18:48,544 --> 00:18:52,044
‫من پانزده سال اینجا زندگی کردم. من محلی‌ام.

271
00:18:54,320 --> 00:18:57,079
‫می‌شه لطفاً برنامه‌تون رو
‫بازتر کنید که چطور کاربرها رو

272
00:18:57,080 --> 00:18:59,800
‫از سیستم پرداختی که خریدین
‫به اپلیکیشن جدید منتقل کردین؟

273
00:19:03,640 --> 00:19:05,599
‫راستش، من بیشتر دوست دارم جزئیاتِ

274
00:19:05,600 --> 00:19:07,439
‫خریدهای محلی‌تون رو بدونم،

275
00:19:07,440 --> 00:19:11,040
‫آخه تنوعشون بدجور توجهم رو جلب کرد.

276
00:19:11,640 --> 00:19:13,999
‫پردازشگر پرداخت،
‫پرداخت پیامکی، کارت‌های اعتباری.

277
00:19:14,000 --> 00:19:15,920
‫چه اصلِ مشترکی اینا رو به هم وصل می‌کنه؟

278
00:19:18,040 --> 00:19:21,360
‫دنبال چه فرصت‌های سهام دیگه‌ای
‫تو منطقه بودین؟

279
00:19:25,640 --> 00:19:28,800
‫گفتید ایده‌های دیگه‌ای هم دارید
‫که دارید بررسی‌شون می‌کنید.

280
00:19:33,240 --> 00:19:34,320
‫شیرِ فَن.

281
00:19:35,440 --> 00:19:37,880
‫کالاهای مصرفی. ام‌تی‌ان.

282
00:19:38,880 --> 00:19:41,040
‫ووه. چه کسل‌کننده.

283
00:19:43,200 --> 00:19:47,040
‫جریان‌های درآمدی شفاف و تدافعی. ما اهل ریسک نیستیم.

284
00:19:48,600 --> 00:19:52,119
‫عالیه. خب، اگه تور یا راننده
‫واسه بیرون شهر خواستید،

285
00:19:52,120 --> 00:19:55,680
‫- حتماً بهم بگید. جاهای دیدنی زیاد داره.
‫- بابت وقتتون خیلی ممنون.

286
00:19:57,600 --> 00:20:00,240
‫می‌دونی، می‌تونی...
‫می‌تونی بهم زنگ بزنی...

287
00:20:01,280 --> 00:20:04,680
‫اگه خواستی.
‫اگه فقط خواستی حرف بزنی.

288
00:20:10,200 --> 00:20:12,399
‫حس می‌کنم تا حالا کسی
‫زیاد سین‌جیمش نکرده بود.

289
00:20:12,400 --> 00:20:14,799
‫من اون عکسِ «چکِ نمادین» رو سرچ معکوس کردم

290
00:20:14,800 --> 00:20:17,879
‫و رسیدم به یه مقاله راجع
‫به خریدِ سوییفت‌جی‌سی.

291
00:20:17,880 --> 00:20:19,799
‫نکته جالبش اینه که کی این کارو کرده.

292
00:20:19,800 --> 00:20:23,879
‫- یه بانک سرمایه‌گذاری کوچیک محلی؟
‫- نه، سوییفت‌جی‌سی یه وکیل گرفته.

293
00:20:23,880 --> 00:20:27,039
‫این خیلی عجیبه؟
‫فکر کنم اینجا زیاد پیش میاد.

294
00:20:27,040 --> 00:20:28,719
‫خب، عجیب بودنش

295
00:20:28,720 --> 00:20:30,359
‫بستگی داره به بزرگی معامله

296
00:20:30,360 --> 00:20:32,320
‫و دم‌ودستگاهِ قانونی طرف، مگه نه؟

297
00:20:33,280 --> 00:20:36,879
‫من با وکیله یه وقت گرفتم و بهش گفتم ما از طرف «مرگرمارکت» هستیم

298
00:20:36,880 --> 00:20:39,720
‫و داریم با هرکی که تو منطقه توی
‫معاملات ادغام و خرید دخیله دیدار می‌کنیم.

299
00:20:40,360 --> 00:20:41,440
‫ببخشید...

300
00:20:42,320 --> 00:20:45,400
‫- آقای ساموئلز، درسته؟
‫- بهم بگید «لاویر» (وکیل).

301
00:20:48,360 --> 00:20:50,320
‫اسم من «لاویر»ه.

302
00:20:51,240 --> 00:20:52,839
‫اینجا اسم غیرعادی‌ای نیست.

303
00:20:52,840 --> 00:20:57,279
‫هرچند مطمئن نیستم این مدل «جبرِ اسمی»
‫چقدر واقعاً جواب می‌ده.

304
00:20:57,280 --> 00:21:00,320
‫مثلاً، اسم منو گذاشته بودن «بنرمنِ سگ‌‌بکن».

305
00:21:06,960 --> 00:21:10,119
‫می‌تونم بپرسم چطور به
‫ارزش‌گذاری سوییفت‌جی‌سی رسیدید؟

306
00:21:10,120 --> 00:21:12,719
‫سوییفت‌جی‌سی یه شرکت با رشد بالاست.

307
00:21:12,720 --> 00:21:14,479
‫غیرعادی نیست که شرکت‌های مشابه

308
00:21:14,480 --> 00:21:17,759
‫۱۰ یا حتی ۲۰ برابر درآمدشون ارزش‌گذاری بشن.

309
00:21:17,760 --> 00:21:22,159
‫بخش پرداخت موبایلی از وقتی بانک غنا
‫مقررات رو شل کرد، ترکونده.

310
00:21:22,160 --> 00:21:23,719
‫توی معاملات ۵۰ میلیون دلاریِ
‫ادغام و اکتساب دیگه چقدر تجربه دارید؟

311
00:21:23,720 --> 00:21:28,400
‫من یه حسابدار دارم.

312
00:21:29,440 --> 00:21:30,599
‫و همون‌طور که گفتم،

313
00:21:30,600 --> 00:21:33,879
‫یه مشاور خبره ارزش‌گذاری
‫که ۳۰ ساله باهاش کار می‌کنم.

314
00:21:33,880 --> 00:21:37,040
‫یه مشاور مقرراتی. یه مسئول مالیات.

315
00:21:37,760 --> 00:21:40,999
‫- می‌تونم ادامه بدم.
‫- و ساختار حق‌الزحمه چطوری بود؟

316
00:21:41,000 --> 00:21:42,800
‫- ببخشید؟
‫- چطوری بهتون پول دادن؟

317
00:21:46,320 --> 00:21:50,160
‫من با شما نهایت ادب رو داشتم.
‫این سوالِ مؤدبانه‌ای نیست.

318
00:21:51,040 --> 00:21:53,080
‫اصلاً چه ربطی به دیتابیس شما داره؟

319
00:21:53,800 --> 00:21:55,759
‫می‌دونی، لازم نبود باهاش بی‌ادب باشی

320
00:21:55,760 --> 00:21:57,519
‫فقط چون جواب همهٔ سوالات رو سربالا داد.

321
00:21:57,520 --> 00:22:00,679
‫هیچ‌چیزی راجع به اون یارو و دفترش
‫با بزرگی معامله‌ای که...

322
00:22:00,680 --> 00:22:01,959
‫«تِندِر» با سوییفت‌جی‌سی کرده نمی‌خوند.

323
00:22:01,960 --> 00:22:04,319
‫داری اینا رو به خودت می‌گی تا واقعیت‌ها رو

324
00:22:04,320 --> 00:22:09,199
‫اون‌جوری که دلت می‌خواد بپیچونی، باشه؟
‫یعنی، خودش گفت. اینجا آفریقاست.

325
00:22:09,200 --> 00:22:10,959
‫فقط چون متفاوته دلیل نمی‌شه غلط باشه.

326
00:22:10,960 --> 00:22:12,999
‫بذار تا جایی که می‌تونم محترمانه بهت بگم.

327
00:22:13,000 --> 00:22:15,399
‫تو واقعاً چقدر راجع به آفریقا می‌دونی؟

328
00:22:15,400 --> 00:22:18,079
‫بس کن این ادا‌اصولای «پسرِ گمگشته» رو.

329
00:22:18,080 --> 00:22:22,320
‫- جوابش احتمالاً الکله.
‫- آیفون اصل با شارژر آیفون.

330
00:22:24,000 --> 00:22:26,799
‫اگه تهِ تهش ثابت کنیم
‫این یاروها کلاهبردارن،

331
00:22:26,800 --> 00:22:28,799
‫واقعاً چی تو دنیا عوض می‌شه؟

332
00:22:28,800 --> 00:22:31,079
‫منظورم اینه، دنیا جای بهتری می‌شه؟

333
00:22:31,080 --> 00:22:33,760
‫می‌دونی، این‌قدر زبون‌باز و بی‌خیال بودن
‫اصلاً جذاب نیست.

334
00:22:34,480 --> 00:22:37,399
‫فکر می‌کنی جذابه، ولی اصلاً جذابیت نداره.

335
00:22:37,400 --> 00:22:40,839
‫من تمامِ تمرکزِ کوفتی‌م رو
‫گذاشتم روی این،

336
00:22:40,840 --> 00:22:44,359
‫و این یه منبعِ محدوده.
‫واسه همینه که نتیجه‌ش مهمه.

337
00:22:44,360 --> 00:22:48,439
‫کی هی نوشیدنی منو می‌خوره؟
‫این گینسه (آبجو)، خون مسیح که نیست.

338
00:22:48,440 --> 00:22:51,119
‫منظورم اینه، آره، آره.
‫لابد حق با توئه.

339
00:22:51,120 --> 00:22:54,399
‫این احتمالاً فقط یه حواس‌پرتیِ بزرگِ کوفتیه

340
00:22:54,400 --> 00:22:57,199
‫- و فقط وقت تلف کردنه.
‫- اه، بیخیال. اینطوری نگو.

341
00:22:57,200 --> 00:22:59,199
‫ببین، فقط می‌گم بهتره به یکی خبر بدیم

342
00:22:59,200 --> 00:23:02,679
‫اگه قراره ریشهٔ تمام کلاهبرداری‌های مالی رو تا ابد بکنیم

343
00:23:02,680 --> 00:23:05,759
‫و عدالت اقتصادی رو واسه همه بیاریم.

344
00:23:05,760 --> 00:23:07,239
‫نوبت توئه!

345
00:23:07,240 --> 00:23:09,959
‫خب، بین خودمون باشه،
‫من لازم دارم که این معاملهٔ فروش بگیره.

346
00:23:09,960 --> 00:23:13,480
‫قبل اینکه پیشنهاد هارپر رو قبول کنم،
‫همه جا مصاحبه دادم.

347
00:23:14,320 --> 00:23:17,760
‫هیچ‌جا بهم کار ندادن. می‌تونی تصور کنی چرا.

348
00:23:20,640 --> 00:23:22,679
‫آره، اتفاق خیلی سختی بود.

349
00:23:22,680 --> 00:23:23,960
‫ادامه بده.

350
00:23:24,720 --> 00:23:27,679
‫بذار فاصلهٔ بین تو و اون اتفاق زیاد بشه،

351
00:23:27,680 --> 00:23:30,640
‫و بذار زمان کار خودشو بکنه.

352
00:23:31,920 --> 00:23:33,479
‫وقتی به اون بازنده‌های

353
00:23:33,480 --> 00:23:38,880
‫گردن‌کلفت و صورت‌سرخ فکر می‌کنم
‫که بهم می‌خندیدن...

354
00:23:39,880 --> 00:23:42,919
‫خدایا، چقدر بی‌احترامی به مخاطبت.

355
00:23:42,920 --> 00:23:44,600
‫تو باید استودیوی فیلم‌سازی بزنی.

356
00:23:45,200 --> 00:23:49,200
‫خب، اون یارویی که لوم داد،
‫یه جورایی غیرمستقیم تقاصشو پس داد.

357
00:23:49,920 --> 00:23:51,160
‫«غیرمستقیم»؟

358
00:23:52,640 --> 00:23:55,240
‫ریشی؟ می‌دونی اون بود؟

359
00:23:56,880 --> 00:23:59,799
‫فکر کنم یه چیزایی تو
‫زندگی با هم جور درمیاد.

360
00:23:59,800 --> 00:24:03,200
‫و احتمالاً حست درست می‌گه،
‫حتی اگه تئوری و واقعیت جدا باشن.

361
00:24:07,360 --> 00:24:08,400
‫خانواده‌ت می‌دونن؟

362
00:24:11,280 --> 00:24:12,640
‫نظر اونا چی بود؟

363
00:24:16,000 --> 00:24:17,960
‫خب، فکر می‌کردم با مامانم صمیمی‌ام.

364
00:24:20,080 --> 00:24:24,680
‫بودم. یعنی هستم. هستم.
‫مثلاً، اون سنگ صبورمه، می‌دونی؟

365
00:24:25,600 --> 00:24:30,159
‫و بعد این اتفاق افتاد،
‫و اونم می‌دونه،

366
00:24:30,160 --> 00:24:34,240
‫ولی جوری رفتار می‌کنه
‫انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

367
00:24:35,760 --> 00:24:37,919
‫و منم هی منتظرم، منتظرم

368
00:24:37,920 --> 00:24:39,919
‫که یه چیزی راجع بهش بگه، ولی هیچی نمی‌گه.

369
00:24:39,920 --> 00:24:43,240
‫و، آره، این...
‫بدجور دلم رو شکوند.

370
00:24:46,840 --> 00:24:48,359
‫- هی!
‫- یالا!

371
00:24:48,360 --> 00:24:50,079
‫گفتی میای!
‫بیا آهنگ بعدی رو انتخاب کن.

372
00:24:50,080 --> 00:24:52,439
‫خیلی خب، می‌خوام
‫حسابی شلوغش کنم، باشه؟

373
00:24:52,440 --> 00:24:55,680
‫شرط ببند چند تا از این مشتری‌ها وقتی شروع کنم
‫به خوندن، دمشونو می‌ذارن رو کولشون و می‌رن.

374
00:24:56,280 --> 00:24:58,919
‫- بیا با ما بخون!
‫- یالا! بجنب!

375
00:24:58,920 --> 00:25:00,680
‫یه لحظه، یه لحظه، اومدم.

376
00:25:03,880 --> 00:25:07,040
‫بیا و بغلم کن

377
00:25:08,040 --> 00:25:10,760
‫همون‌طور که بهم گفتی...

378
00:25:15,760 --> 00:25:18,039
‫- سلام خانم گولایتلی.
‫- سلام.

379
00:25:18,040 --> 00:25:21,160
‫تو هم تقریباً به اندازهٔ
‫اسمت فراموش‌نشدنی هستی.

380
00:25:22,320 --> 00:25:26,680
‫بگو ببینم، تو یه دروغگوی قهاری،
‫یا این فقط همین یه بار بود؟

381
00:25:27,200 --> 00:25:29,120
‫- درون شب
‫- درون شب

382
00:25:30,960 --> 00:25:32,920
‫- می‌دونم درست نیست
‫- می‌دونم درست نیست

383
00:25:33,600 --> 00:25:34,959
‫چرا دروغ گفتی؟

384
00:25:34,960 --> 00:25:40,079
‫من توی لیست اف‌سی‌ای (سازمان نظارت مالی)
‫چکت کردم و بعد به کارفرمای قبلیت زنگ زدم.

385
00:25:40,080 --> 00:25:42,879
‫آدمی توی جایگاه تو حتماً باید بدونه
‫که یه اقلیت پرسروصدا هستن

386
00:25:42,880 --> 00:25:45,479
‫که معتقدن قیمت سهام «تِندِر»
‫حبابه.

387
00:25:45,480 --> 00:25:49,200
‫نمی‌دونم در جریان گمانه‌زنی‌های رو‌به‌رشد
‫توی مطبوعات هستی یا نه.

388
00:25:50,880 --> 00:25:52,880
‫منظورت «جیم دایکر» از «فین‌دایجست»ه؟

389
00:25:54,240 --> 00:25:57,960
‫اون بهم تو تلگرام پیام داد. آره، اون...
‫آره، قرار بود بیاد دیدنمون.

390
00:26:05,240 --> 00:26:07,999
‫تا ازت مصاحبه رسمی بگیره؟

391
00:26:08,000 --> 00:26:11,200
‫خب، من از کجا بدونم نیتش چی بود
‫وقتی هیچ‌وقت پیگیری نکرد؟

392
00:26:13,040 --> 00:26:16,000
‫با سردبیرش، آقای «برجس» در تماس بودی؟

393
00:26:16,480 --> 00:26:21,760
‫«دایکر» اشاره کرد که می‌تونه
‫چند تا...

394
00:26:23,200 --> 00:26:24,280
‫مسیر...

395
00:26:25,280 --> 00:26:26,359
‫برام ترسیم کنه.

396
00:26:26,360 --> 00:26:30,880
‫- از اون مسیرها خبر داری؟
‫- مسیر برای چی؟

397
00:26:37,240 --> 00:26:41,240
‫خب من از کجا بدونم خانم گولایتلی؟
‫من هیچ‌وقت ندیدمش.

398
00:26:44,680 --> 00:26:46,240
‫می‌دونی که اون فوت کرده؟

399
00:26:48,160 --> 00:26:49,440
‫خبر نداشتم.

400
00:26:57,960 --> 00:27:01,240
‫- الان کجایی؟
‫- «آنتی فرداز» توی «اوسو».

401
00:27:02,440 --> 00:27:04,959
‫اگه نمی‌خوای پشت تلفن حرف بزنی.

402
00:27:04,960 --> 00:27:06,999
‫شهر خشنی نیست،

403
00:27:07,000 --> 00:27:10,040
‫ولی ساحل شبا می‌تونه
‫خیلی خطرناک بشه.

404
00:27:26,560 --> 00:27:30,320
‫حالا چشمامو می‌بندم

405
00:27:30,560 --> 00:27:36,120
‫و فکر می‌کنم چرا متنفر نیستم

406
00:27:37,600 --> 00:27:42,799
‫چشمانی بدون چهره، بدون هیچ ظرافت انسانی

407
00:27:42,800 --> 00:27:45,800
‫چشمان تو بدون چهره

408
00:27:56,960 --> 00:27:58,960
‫ببخشید، اینجا دستشویی خانم‌هاست.

409
00:28:02,800 --> 00:28:05,520
‫نشنیدی چی گفتم؟
‫اینجا دستشویی کوفتیِ خانم‌هاست!

410
00:28:59,840 --> 00:29:04,679
‫بدون هیچ ظرافت انسانی
‫چشمان تو بدون چهره

411
00:29:04,680 --> 00:29:06,759
‫چهره، چهره، چهره...

412
00:29:06,760 --> 00:29:08,360
‫وای، گوه توش!

413
00:29:09,480 --> 00:29:11,639
‫فکر می‌کنی مثلاً، هدفمند زدنت؟

414
00:29:11,640 --> 00:29:15,159
‫«تونی دی» قبلش بهم زنگ زد،
‫پس تو بهم بگو، کیری!

415
00:29:15,160 --> 00:29:17,040
‫- آروم باش.
‫- کیر توش!

416
00:29:17,520 --> 00:29:22,599
‫الان بدجور قاطی‌ام.
‫من قراره... قراره یه جنگ کیری راه بندازم.

417
00:29:22,600 --> 00:29:25,920
‫قراره دهنشون رو بگام.

418
00:29:28,160 --> 00:29:29,880
‫مطمئنی نشکسته؟

419
00:29:32,040 --> 00:29:35,479
‫- من عاشق دماغِ خودمم.
‫- نه، نه، می‌دونم. می‌دونم.

420
00:29:35,480 --> 00:29:37,760
‫می‌دونم. دماغِ خوبیه.
‫واقعاً دماغِ خوبیه.

421
00:29:39,400 --> 00:29:41,679
‫بیا آبجو بخوریم
‫و تصمیمای اشتباه بگیریم.

422
00:29:41,680 --> 00:29:42,760
‫ممنون.

423
00:29:50,720 --> 00:29:53,880
‫می‌شه دست از مسخره‌بازی برداری
‫و اعتراف کنی که سینه‌هامو دیدی؟

424
00:29:58,360 --> 00:30:00,760
‫باشه، حله. باشه. آره.
‫به درک. آره، دیدمش.

425
00:30:01,680 --> 00:30:03,999
‫- خوشت اومد؟
‫- وای خدایا... عزیز دلم، داریم چیکار می‌کنیم؟

426
00:30:04,000 --> 00:30:05,360
‫خب، خوشت اومد؟

427
00:30:06,040 --> 00:30:10,760
‫- نمی‌دونم جواب درست چیه.
‫- صداقت. صداقت.

428
00:30:12,440 --> 00:30:16,760
‫باشه، خب، یعنی، بدم نیومد.

429
00:30:19,880 --> 00:30:21,280
‫هارپر بکنِ خوبیه؟

430
00:30:21,800 --> 00:30:24,279
‫چرا؟ چون دخترای دیوونه تو تخت خوبن؟

431
00:30:24,280 --> 00:30:26,879
‫فکر کنم این کوته‌بینانه، زن‌ستیزانه،

432
00:30:26,880 --> 00:30:29,159
‫- و اغلب درسته.
‫- آره. اوه، نه، موافقم.

433
00:30:29,160 --> 00:30:30,880
‫من فقط داشتم مثلاً
‫ذهن‌خوانی می‌کردم که چی فکر می‌کنی.

434
00:30:31,880 --> 00:30:35,359
‫- با ویدیوهای سایرن من جق زدی؟
‫- اوه، لعنتی، مرد. چی؟

435
00:30:35,360 --> 00:30:38,399
‫باهاش جق زدی؟
‫معتاد پورنی؟

436
00:30:38,400 --> 00:30:41,199
‫معتاد پو... یعنی... فکر کنم؟

437
00:30:41,200 --> 00:30:43,119
‫مثل اکثر مردایی
‫که با اینترنت بزرگ شدن.

438
00:30:43,120 --> 00:30:47,880
‫مثلاً، می‌تونم ببینم هر کی
‫هر کاری با هر کی می‌کنه، هر وقت که بخوام.

439
00:30:50,880 --> 00:30:52,879
‫می‌خوام یه تصویر بسازم
‫از مردایی که منو دیدن.

440
00:30:52,880 --> 00:30:54,880
‫عزیزم، خودت انتخاب کردی بذاریش آنلاین.

441
00:30:55,400 --> 00:30:58,360
‫۱۹ سالم بود. پول توش بود.

442
00:31:02,080 --> 00:31:03,080
‫تو پورن می‌بینی؟

443
00:31:05,080 --> 00:31:08,079
‫مثل خیلی از زن‌هایی
‫که با اینترنت بزرگ شدن، آره.

444
00:31:08,080 --> 00:31:09,719
‫نظرت راجع به اون دختره چیه
‫که هزار تا جوجه‌لاتِ نقاب‌دار

445
00:31:09,720 --> 00:31:12,679
‫- ریختن سرش؟
‫- آره. دمش گرم.

446
00:31:12,680 --> 00:31:14,679
‫اوه، بیخیال، این کصشرا رو باور نکن.

447
00:31:14,680 --> 00:31:17,319
‫اوه،کیر توی ریشه‌یابی روانی، می‌دونی؟ کیر توی فروید.

448
00:31:17,320 --> 00:31:20,999
‫- همیشه لازم نیست دلیلی وجود داشته باشه.
‫- آره، این کصشرا واسه روح بده.

449
00:31:21,000 --> 00:31:23,720
‫و واسه بدن خوبه. تو چی دوست داری؟

450
00:31:24,880 --> 00:31:27,159
‫حالا، این سوالیه
‫که هیچ‌کس جواب راستش رو نمی‌گیره.

451
00:31:27,160 --> 00:31:29,560
‫گفتم چی دوست داری؟

452
00:31:33,720 --> 00:31:35,440
‫باشه. خودت مجبورم کردی بگم.

453
00:31:38,160 --> 00:31:42,680
‫اوه، کیر توش، حس یه خائن رو دارم.
‫منو ببخش، دکتر عمر.

454
00:31:43,400 --> 00:31:45,080
‫من...

455
00:31:47,480 --> 00:31:49,560
‫کلسیم اعلا دوست دارم.

456
00:31:53,160 --> 00:31:55,400
‫زن‌های سفیدپوستِ بلوندِ ریزه میزه.

457
00:31:56,560 --> 00:31:59,840
‫آره، می‌دونم. می‌دونم، کلیشه‌ام.
‫ببین، می‌خوای شکایتم کن.

458
00:32:00,360 --> 00:32:04,400
‫باشه، ولی دوست دارم بغلم کنن.

459
00:32:06,440 --> 00:32:08,720
‫تو یه عوضیِ لوسِ کیری هستی.
‫می‌دونستی؟

460
00:32:10,640 --> 00:32:12,440
‫ولی آره، حدس می‌زنم...

461
00:32:14,120 --> 00:32:16,880
‫بعضی چیزا فقط جذابن
‫چون نمی‌تونی داشته باشیشون.

462
00:32:32,000 --> 00:32:34,280
‫می‌خوای کلید رو بذاری تو...

463
00:32:35,960 --> 00:32:37,000
‫چراغ؟

464
00:32:40,120 --> 00:32:41,240
‫راستش...

465
00:32:46,280 --> 00:32:47,320
‫نذار.

466
00:32:48,320 --> 00:32:49,760
‫می‌تونی یه کم بمونی؟

467
00:32:50,680 --> 00:32:53,360
‫من همین اتاق بغلی‌ام.

468
00:32:54,840 --> 00:32:56,480
‫فقط اون درِ کوفتی رو ببند.

469
00:33:00,440 --> 00:33:01,680
‫موهامو بکش.

470
00:33:02,960 --> 00:33:05,320
‫اوه، کیر توش. محکم‌تر.

471
00:33:07,800 --> 00:33:09,000
‫کیر توش!

472
00:33:24,160 --> 00:33:25,280
‫وای خدای من.

473
00:33:46,320 --> 00:33:50,120
‫اوه، گوه توش. من... من نفهمیدم
‫تو از قبل اینجایی.

474
00:33:51,080 --> 00:33:52,600
‫خبری از آکرا نشد؟

475
00:33:53,400 --> 00:33:56,720
‫کوابینا به نظر امیدوار نمی‌ومد.
‫بعدشم جفتشون غیبشون زد.

476
00:33:57,520 --> 00:33:59,240
‫حس می‌کنم وقتمون داره تموم می‌شه.

477
00:34:01,800 --> 00:34:02,840
‫من یه ایده‌ای دارم.

478
00:34:04,560 --> 00:34:07,039
‫یه مارجین (اعتبار) دیگه جور کنیم
‫از یه کارگزار اصلی دیگه.

479
00:34:07,040 --> 00:34:10,399
‫تو این وضعیتِ متزلزل
‫نمی‌تونیم این کارو کنیم.

480
00:34:10,400 --> 00:34:13,919
‫باشه، ولی اگه بهشون راجع به
‫وضعیتمون نگیم چی؟

481
00:34:13,920 --> 00:34:15,919
‫صورت‌حساب‌های مالیمون. ریسکمون.

482
00:34:15,920 --> 00:34:18,959
‫فقط بهشون می‌گیم که با کارگزار اصلیمون
‫به مشکل خوردیم،

483
00:34:18,960 --> 00:34:22,000
‫و اونا یه صندوق پرسود رو از دست دادن.
‫هر کاری که لازمه تا...

484
00:34:23,160 --> 00:34:24,319
‫یه پولِ نقدِ سریع جور کنیم.

485
00:34:24,320 --> 00:34:26,319
‫اونا مدرک می‌خوان.

486
00:34:26,320 --> 00:34:29,480
‫و ما مدارکی بهشون می‌دیم
‫که همون چیزی توش باشه که دلشون می‌خواد.

487
00:34:31,760 --> 00:34:33,480
‫صورت‌حساب‌های مالیِ جعلی؟

488
00:34:36,400 --> 00:34:41,319
‫چی می‌شه
‫اگه «تِندِر» به جاذبه غلبه کنه (سهامش نیفته)؟

489
00:34:41,320 --> 00:34:47,280
‫ما دو برابر اهرم (لوریج) زدیم. چی، دو تا
‫مارجین کال (اخطار افزایش موجودی) می‌گیریم؟

490
00:34:47,760 --> 00:34:51,199
‫و یه خطِ اعتباریِ قلابیِ دیگه باز می‌کنیم؟

491
00:34:51,200 --> 00:34:53,559
‫سومی رو هم محض خنده بنداز تنگش.

492
00:34:53,560 --> 00:34:55,560
‫اونی که می‌بازیم فقط خونه نیست، می‌دونی؟

493
00:34:56,080 --> 00:34:59,639
‫این کلاهبرداریه، توطئه‌ست، اخاذیه.

494
00:34:59,640 --> 00:35:01,079
‫چرا ما باید خودمونو

495
00:35:01,080 --> 00:35:03,639
‫پایبند به استاندارد اخلاقی بدونیم
‫وقتی اونا هیچ اخلاقی ندارن؟

496
00:35:03,640 --> 00:35:07,959
‫چرا باید خودمونو در معرض پیگرد قانونی
‫قرار بدیم وقتی عملاً هیچ‌چیزی تغییر نکرده

497
00:35:07,960 --> 00:35:09,959
‫توی چیزایی که می‌تونیم علیه
‫«تِندِر» ثابت کنیم؟ این احمقانه‌ست.

498
00:35:09,960 --> 00:35:12,199
‫ما قراره جنگ رو ببازیم

499
00:35:12,200 --> 00:35:15,079
‫چون اونا حاضرن
‫کثیف بازی کنن و ما نیستیم.

500
00:35:15,080 --> 00:35:16,120
‫هارپر.

501
00:35:17,440 --> 00:35:18,800
‫کار تمومه.

502
00:35:22,440 --> 00:35:25,160
‫به عنوان شریکت...

503
00:35:26,480 --> 00:35:32,880
‫نظر من اینه که پوزیشنِ «تِندِر» رو نقد کنیم

504
00:35:33,680 --> 00:35:40,480
‫و کم‌دردترین راه رو پیدا کنیم
‫واسه تخته کردنِ درِ این خراب‌‌شده.

505
00:35:57,080 --> 00:35:58,080
‫اینا واسه صورتته.

506
00:36:01,000 --> 00:36:03,720
‫بیا کلاً فراموش کنیم
‫که این اتفاق افتاد، باشه؟

507
00:36:05,000 --> 00:36:06,080
‫چه اتفاقی؟

508
00:36:08,400 --> 00:36:09,600
‫من داغون بودم.

509
00:36:11,360 --> 00:36:12,800
‫پس، تو همیشه دنبال دلیل می‌گردی.

510
00:36:15,320 --> 00:36:17,399
‫باشه، پس ببین، من اولیشم که اعتراف می‌کنم،

511
00:36:17,400 --> 00:36:19,439
‫من واقعاً نیومدم اینجا
‫با این باورِ زیاد

512
00:36:19,440 --> 00:36:20,959
‫که این سفر مشکلِ معامله رو حل می‌کنه،

513
00:36:20,960 --> 00:36:23,959
‫ولی وقتی خواب بودی،
‫یه کم بیشتر ته و توی قضیه رو درآوردم. خب؟

514
00:36:23,960 --> 00:36:27,719
‫ظاهراً «تِندِر» شرکت سوییفت‌جی‌سی رو
‫از «گلدسالت مدیا» خریده.

515
00:36:27,720 --> 00:36:29,599
‫یه زیرمجموعهٔ کوچیک بوده
‫تو یه گروه از شرکت‌ها

516
00:36:29,600 --> 00:36:31,840
‫- که متعلق به یه غول رسانه‌ای بوده.
‫- اینو می‌دونستم.

517
00:36:32,640 --> 00:36:36,199
‫خب، رئیس «گلدسالت مدیا» اخیراً مرده،

518
00:36:36,200 --> 00:36:39,280
‫و وارثاش افتادن به جون هم
‫تا لاشهٔ پولاشو تیکه تیکه کنن.

519
00:36:39,920 --> 00:36:41,160
‫«خانوادهٔ مرداک» با لباس محلیِ غنا.

520
00:36:42,560 --> 00:36:44,200
‫وای خدا، چقدر وقته بیداری؟

521
00:36:46,600 --> 00:36:47,999
‫خب، اصل مطلب چیه؟

522
00:36:48,000 --> 00:36:49,999
‫خب، بریتانیایی‌ها می‌خواستن
‫«ساحل طلا» (غنا) رو متمدن کنن.

523
00:36:50,000 --> 00:36:52,599
‫فکر نمی‌کردن به بردگی گرفتن
‫واسه نزدیک کردن ما به خدا کافی باشه.

524
00:36:52,600 --> 00:36:55,399
‫صلاح دیدن که لواط
‫و عقب‌موندگی عاطفی رو هم وارد کنن.

525
00:36:55,400 --> 00:36:57,320
‫- ببخشید، چی؟
‫- مدارس شبانه‌روزی.

526
00:36:57,800 --> 00:37:00,399
‫خیلی خب، خالهٔ من،
‫که واقعاً خاله‌م نیست ولی خب می‌دونی،

527
00:37:00,400 --> 00:37:03,319
‫با یه خانم «مِنسا» می‌رفته مدرسهٔ «آچیموتا».

528
00:37:03,320 --> 00:37:06,079
‫حالا، خانم مِنسا عزادارِ مرگِ پدرشه.

529
00:37:06,080 --> 00:37:11,280
‫و پدرش هم از قضا
‫همون رئیس سابق «گلدسالت مدیا» بوده.

530
00:37:12,920 --> 00:37:15,480
‫آره. اون بالای غنا خیلی کوچیکه.

531
00:37:16,600 --> 00:37:19,399
‫می‌تونی ربطت به
‫سوییفت‌جی‌سی رو برام باز کنی؟

532
00:37:19,400 --> 00:37:22,280
‫هشت نفرمون داریم سر
‫میراثش جر و بحث می‌کنیم.

533
00:37:22,840 --> 00:37:24,879
‫من می‌گم اون‌قدر زیاد نیست که ارزش دعوا داشته باشه.

534
00:37:24,880 --> 00:37:27,279
‫ولی سوییفت‌جی‌سی معاملهٔ گنده‌ای بود، نه؟

535
00:37:27,280 --> 00:37:30,359
‫بله. ولی بیشتر دعوای ملکیه.

536
00:37:30,360 --> 00:37:32,120
‫زمینی که دفتر توشه.

537
00:37:32,920 --> 00:37:36,760
‫ولی «تِندِر» ۵۰ میلیون دلار
‫بابت سوییفت‌جی‌سی پول داد، مگه نه؟

538
00:37:37,360 --> 00:37:38,480
‫چی؟

539
00:37:47,880 --> 00:37:52,919
‫اگه ۵۰ میلیون دلار داشتیم
‫که حمام خون راه می‌افتاد.

540
00:37:52,920 --> 00:37:55,639
‫ولی چک می‌گه ۵۰ میلیون دلار،
‫این‌طور نیست؟

541
00:37:55,640 --> 00:37:58,519
‫می‌تونی هر چرت و پرتی بخوای روشون بنویسی.

542
00:37:58,520 --> 00:37:59,520
‫معنیش این نیست که واقعیته.

543
00:38:00,160 --> 00:38:04,319
‫پنجاه تا؟ واسه یه شرکت فسقلی؟
‫خدا رحم کنه.

544
00:38:04,320 --> 00:38:07,319
‫بابت چای خیلی ممنون.
‫می‌تونیم شرکت رو ببینیم؟

545
00:38:07,320 --> 00:38:09,520
‫آنلاین فقط یه صندوق پستی براش ثبت شده.

546
00:38:46,560 --> 00:38:49,120
‫- ببین.
‫- طبقهٔ پنجم.

547
00:38:51,800 --> 00:38:53,120
‫چرا داریم پچ‌پچ می‌کنیم؟

548
00:39:26,480 --> 00:39:27,520
‫شما کی هستین؟

549
00:39:28,840 --> 00:39:32,040
‫ببخشید، فقط داریم نگاه می‌کنیم.
‫«تِندِر» رو می‌شناسید؟

550
00:39:33,080 --> 00:39:34,080
‫تِندِر؟

551
00:39:35,080 --> 00:39:36,600
‫تِندِر رو می‌شناسی؟

552
00:39:40,000 --> 00:39:41,080
‫تِندِر؟

553
00:39:42,760 --> 00:39:46,199
‫کی استخدامتون کرده، سوییفت‌جی‌سی؟ تِندِر؟
‫چرا اینجایید؟

554
00:39:46,200 --> 00:39:49,760
‫- متصرف‌های غیرقانونی.
‫- متصرف‌ها.

555
00:40:11,920 --> 00:40:14,639
‫سلام، با تِندِر تماس گرفتید.

556
00:40:14,640 --> 00:40:16,800
‫- تماس شما برای ما مهم است...
‫- داریم به چی نگاه می‌کنیم؟

557
00:40:20,960 --> 00:40:22,000
‫یه ویترین.

558
00:40:25,560 --> 00:40:27,999
‫فرض کن ثابت کنیم تِندِر اونی نیست که میگه.

559
00:40:28,000 --> 00:40:30,479
‫یه خوشحالیِ کاذب نصیبمون می‌شه که بگیم:

560
00:40:30,480 --> 00:40:33,560
‫«هویتتون کصشره، شما فیکید.» خب که چی؟

561
00:40:34,360 --> 00:40:39,679
‫موقتاً با این توهم زندگی می‌کنیم

562
00:40:39,680 --> 00:40:43,439
‫که پایه و اساس خودمون محکم‌تره؟

563
00:40:43,440 --> 00:40:47,520
‫خب، نکتهٔ مهمش اینه که
‫ما به دنیا دروغ نمی‌گیم تا ازش سود ببریم.

564
00:40:49,840 --> 00:40:52,279
‫این خیلی به واقعیتِ زندگیِ من نزدیک‌تره

565
00:40:52,280 --> 00:40:55,320
‫تا هر چیز دیگه‌ای که به خودم گفتم.

566
00:41:08,520 --> 00:41:09,879
‫سوییت‌پی؟

567
00:41:09,880 --> 00:41:11,519
‫- اون چیزه پوچه!
‫- چی؟

568
00:41:11,520 --> 00:41:13,439
‫- بذارم رو اسپیکر.
‫- هستی. بگو.

569
00:41:13,440 --> 00:41:16,319
‫- اون چیزه پوچه.
‫- باشه. خیلی خب. می‌تونی توضیح بدی؟

570
00:41:16,320 --> 00:41:18,439
‫تئوریِ پولشوییِ «دایکر» می‌گفت

571
00:41:18,440 --> 00:41:20,919
‫که تکرارِ بالای خرید و ادغام‌های تِندِر

572
00:41:20,920 --> 00:41:23,919
‫واسه دور زدن قوانینِ اخلاقی
‫و قمارِ محلی بوده، درسته؟

573
00:41:23,920 --> 00:41:26,640
‫ولی اگه یه چیز دیگه انگیزهٔ
‫این ولخرجی‌های بی‌حساب و کتابشون باشه چی؟

574
00:41:27,240 --> 00:41:29,199
‫فرض کن ادعا می‌کنی یه شرکت با رشد سریع

575
00:41:29,200 --> 00:41:32,359
‫و درآمدزایی بالایی،
‫ولی این فقط یه ادعاست.

576
00:41:32,360 --> 00:41:35,079
‫سودِ الکی منجر به پولِ نقدِ الکی می‌شه،
‫پس چیکار باید بکنی؟

577
00:41:35,080 --> 00:41:36,919
‫باید اون پولِ نقدِ الکی رو خرج کنی.

578
00:41:36,920 --> 00:41:38,999
‫چرا؟ چون ذخایر نقدی اولین چیزیه

579
00:41:39,000 --> 00:41:40,599
‫که حسابرس بهش نگاه می‌کنه.

580
00:41:40,600 --> 00:41:42,919
‫ولی چطور توجیه می‌کنی
‫که موجودیِ نقد سر جاش نیست؟

581
00:41:42,920 --> 00:41:44,719
‫می‌گی: «اوه، من قبلاً خرجش کردم.»

582
00:41:44,720 --> 00:41:47,359
‫ولی تِندِر داره راجع به ارزش
‫چیزایی که اینجا می‌خره دروغ می‌گه

583
00:41:47,360 --> 00:41:50,839
‫چون گنده‌نمایی کردنش سوختِ اون
‫ویترینِ «رشد تهاجمی» رو تأمین می‌کنه

584
00:41:50,840 --> 00:41:53,399
‫- و بعدش اون پول نقد الکی رو خرج می‌کنه.
‫- این یه روستای پوتمکینه (نمای ساختگی)...

585
00:41:53,400 --> 00:41:56,039
‫اونا ۵۰ میلیون دلار واسه
‫یه اتاق خالی پول دادن.

586
00:41:56,040 --> 00:41:57,679
‫چرا؟ چون ندادن.

587
00:41:57,680 --> 00:42:01,559
‫شرکت سوییفت‌جی‌سی هیچ کاربری نداره، هیچ درآمدی
‫نداره، و هیچ ۵۰ میلیون دلاری هم در کار نیست.

588
00:42:01,560 --> 00:42:03,759
‫این چیزیه که دفاترشون می‌گه،
‫ولی همش ظاهرسازی ه.

589
00:42:03,760 --> 00:42:06,319
‫احتمالاً ۳ سنت به ازای هر دلار پرداخت کردن،
‫اگه تازه همونم داده باشن،

590
00:42:06,320 --> 00:42:08,679
‫و بعد با رشوه دادن تو سطح
‫محلی قیمتش رو برگردوندن

591
00:42:08,680 --> 00:42:10,759
‫تا چندین برابر بیشتر به نظر بیاد.

592
00:42:10,760 --> 00:42:13,079
‫عکس گرفتن‌ها، چک‌های نمادین،
‫همش ظاهره.

593
00:42:13,080 --> 00:42:14,720
‫پول نقد هیچ‌وقت نباید یه جا بند بشه.

594
00:42:15,200 --> 00:42:16,599
‫اگه داره با عجله از این
‫خرید می‌ره به اون خرید،

595
00:42:16,600 --> 00:42:19,199
‫حتی لازم نیست واقعی باشه.

596
00:42:19,200 --> 00:42:20,879
‫همیشه اون‌قدر توقفش کوتاهه که دیده نشه.

597
00:42:20,880 --> 00:42:23,079
‫همیشه می‌تونن به مقصد بعدیش اشاره کنن.

598
00:42:23,080 --> 00:42:24,839
‫درسته. ساختارهای مات،

599
00:42:24,840 --> 00:42:28,119
‫شبکهٔ پیچیدهٔ شرکت‌های تابعه،
‫«آفریقا» بودنش.

600
00:42:28,120 --> 00:42:29,279
‫احتمالاً اون‌قدر وقیحن،

601
00:42:29,280 --> 00:42:31,279
‫که فکر می‌کنن مردم تنبل‌تر از اونن
‫که پاشن برن تحقیق میدانی کنن

602
00:42:31,280 --> 00:42:33,759
‫- که واقعاً در رو بزنن.
‫- خب، حدس بزن چی شد؟

603
00:42:33,760 --> 00:42:35,399
‫من اون درِ کیری رو زدم، جنده.

604
00:42:35,400 --> 00:42:39,639
‫هر مرحله از قبلِ تغییر استراتژیِ تِندِر،
‫همش بیش از حد باد شده.

605
00:42:39,640 --> 00:42:41,679
‫هر دروغ به دروغ بعدی وابسته‌ست.

606
00:42:41,680 --> 00:42:45,159
‫کاربرای فیک باعث درآمد فیک می‌شن،
‫که پول نقد فیک می‌سازه،

607
00:42:45,160 --> 00:42:47,559
‫که بعد باید خرجِ خرید شرکت‌ها بشه،

608
00:42:47,560 --> 00:42:49,279
‫که اونم توجیهی میشه واسه کاربرای فیکِ بیشتر

609
00:42:49,280 --> 00:42:51,239
‫- و درآمد فیکِ بیشتر.
‫- این یه اوروبوروس (مار دُم‌خوار) ه.

610
00:42:51,240 --> 00:42:56,319
‫آره، حالا هر کوفتی که هست.
‫این یه چرخهٔ بازخورد از جعل و فیکه.

611
00:42:56,320 --> 00:42:58,439
‫واسه همینه که سودشون هیچ‌وقت آسیب ندید

612
00:42:58,440 --> 00:43:00,479
‫بعد از اینکه قانون قمار آمریکا اومد،

613
00:43:00,480 --> 00:43:02,239
‫و چرا «ویتنی» تونست «سایرن» رو حذف کنه

614
00:43:02,240 --> 00:43:04,279
‫بدون لحظه‌ای فکر کردن به سود نهایی.

615
00:43:04,280 --> 00:43:06,319
‫تِندِر به عنوان یه پردازشگر پرداخت شروع کرد.

616
00:43:06,320 --> 00:43:08,039
‫آره، و تبدیل شد به بانک
‫تا این واقعیت رو پنهان کنه

617
00:43:08,040 --> 00:43:09,999
‫که هیچ‌وقت یه پردازشگر پرداخت موفق نبوده.

618
00:43:10,000 --> 00:43:11,159
‫یه شبح بود.

619
00:43:11,160 --> 00:43:14,120
‫اون چیزه هیچی نبود.

620
00:43:14,760 --> 00:43:18,639
‫- خب، می‌تونیم اینو اثبات کنیم؟
‫- از سوییفت‌جی‌سی عکس گرفتی؟

621
00:43:18,640 --> 00:43:19,839
‫آره. آره، گرفتیم.

622
00:43:19,840 --> 00:43:20,999
‫و منبعِ «دایکر» اینجاست

623
00:43:21,000 --> 00:43:22,679
‫و فکر کنم می‌تونیم اونو
‫تبدیل کنیم به شاه‌کلید ماجرا.

624
00:43:22,680 --> 00:43:25,279
‫- می‌خواد افشاگری کنه؟
‫- اون یه سری مسیر می‌خواد

625
00:43:25,280 --> 00:43:27,079
‫تا بفهمه که چه شکلیه.

626
00:43:27,080 --> 00:43:31,519
‫- کارِت باورنکردنیه، سوییت‌پی.
‫- آره، کاملاً موافقم.

627
00:43:31,520 --> 00:43:33,240
‫ما رو لحظه به لحظه در جریان بذار.

628
00:43:41,480 --> 00:43:43,239
‫باشه. چطوری اینو ارائه بدیم؟

629
00:43:43,240 --> 00:43:46,479
‫و چقدر سریع و گسترده می‌تونیم پخشش کنیم؟

630
00:43:46,480 --> 00:43:48,999
‫ما مدرک انکارناپذیر نداریم.
‫به اون خبرچینه نیاز داریم.

631
00:43:49,000 --> 00:43:53,720
‫لازم نیست دنیا باورمون کنه، فقط کافیه
‫سرمایه‌گذارای کافی با سرمایهٔ کافی باورمون کنن.

632
00:43:55,760 --> 00:43:58,879
‫چی می‌شه اگه برم کنفرانس «پی‌یر»

633
00:43:58,880 --> 00:44:00,519
‫و جای اینکه راجع به زنان
‫در امور مالی حرف بزنم،

634
00:44:00,520 --> 00:44:03,440
‫راجع به یه چیز کاملاً متفاوت حرف بزنم؟
‫ما به مدرک نیاز نداریم.

635
00:44:03,960 --> 00:44:05,119
‫چرا؟

636
00:44:05,120 --> 00:44:07,600
‫چون بالاخره یه داستان
‫دندون‌گیر داریم که تعریف کنیم.

637
00:44:13,080 --> 00:44:15,919
‫- برجس.
‫- آقای برجس. سلام. من سوییت‌پی گولایتلی هستم.

638
00:44:15,920 --> 00:44:17,079
‫شما چی هستی؟

639
00:44:17,080 --> 00:44:18,919
‫خیلی متأسفم که همکارتون رو از دست دادین.

640
00:44:18,920 --> 00:44:21,279
‫من برای یه صندوق پوشش ریسک
‫تحقیقاتی کار می‌کنم. استرن‌تائو.

641
00:44:21,280 --> 00:44:24,119
‫آره، متأسفانه اسمتون رو شنیدم.

642
00:44:24,120 --> 00:44:27,719
‫من یه راه ارتباطی احتمالی با
‫منبع خبری جیم دایکر باز کردم

643
00:44:27,720 --> 00:44:29,479
‫همین‌جا توی آکرا که
‫قرار بود باهاش ملاقات کنه.

644
00:44:29,480 --> 00:44:31,719
‫آره، قبل از اینکه تندر پوزه‌بند بزنه بهمون.

645
00:44:31,720 --> 00:44:34,839
‫حمایتی هست که بتونید به عنوان
‫یه نهاد عمومی بهش ارائه بدین؟

646
00:44:34,840 --> 00:44:36,879
‫منظورم اینه که، یه دستورالعمل
‫افشاگری وجود داشت،

647
00:44:36,880 --> 00:44:38,719
‫ولی ما دیگه شاملش نمی‌شیم

648
00:44:38,720 --> 00:44:41,559
‫چون یه مشت احمقِ کله‌خراب با وعده‌های الکی

649
00:44:41,560 --> 00:44:44,159
‫یه مشت احمقِ کله‌خراب دیگه رو تشویق
‫کردن که رأی به خروج ما از اروپا بدن.

650
00:44:44,160 --> 00:44:46,079
‫دیگه چی می‌تونه تشویقش کنه؟

651
00:44:46,080 --> 00:44:48,719
‫خب، ببین، از چه راه‌هایی می‌تونی وارد بشی؟

652
00:44:48,720 --> 00:44:49,799
‫«انجام کار درست»؟

653
00:44:49,800 --> 00:44:51,679
‫ببین، این حرفا واسه گوش
‫آدمیزاد بیشتر کصشره.

654
00:44:51,680 --> 00:44:54,519
‫رهایی از بار سنگین دروغ،

655
00:44:54,520 --> 00:44:57,599
‫رهایی از تهدید بقیهٔ
‫شریکای جرم توی اون دروغ.

656
00:44:57,600 --> 00:44:58,959
‫مصونیت از تعقیب قضایی؟

657
00:44:58,960 --> 00:45:00,799
‫با کمال احترام می‌گم،

658
00:45:00,800 --> 00:45:03,119
‫ولی این منابع معمولاً به‌شدت حساسن

659
00:45:03,120 --> 00:45:05,279
‫با توجه به چیزی که وسطه، می‌فهمی؟

660
00:45:05,280 --> 00:45:10,159
‫اونا نیاز به یه پیوند خاص دارن،
‫اعتمادی که با گذشت زمان شکل گرفته باشه.

661
00:45:10,160 --> 00:45:12,199
‫این یه پروسهٔ ظریف و زمان‌بره.

662
00:45:12,200 --> 00:45:16,559
‫بهتره توسط کسی هدایت نشه
‫که قراره به نون و نوایی برسه

663
00:45:16,560 --> 00:45:18,680
‫اگه اون منبع تصمیم بگیره حرف بزنه.

664
00:45:19,200 --> 00:45:21,120
‫- خانم گولایتلی؟
‫- هستم.

665
00:45:21,960 --> 00:45:24,400
‫فکر می‌کنی جیم در مورد
‫این آدم‌ها درست می‌گفت؟

666
00:45:26,560 --> 00:45:29,760
‫اون درست‌تر از چیزی که خودش
‫می‌دونست می‌گفت. فعلاً خداحافظ.

667
00:45:32,960 --> 00:45:33,960
‫خب؟

668
00:45:35,400 --> 00:45:36,600
‫برنامه‌مون چیه؟

669
00:45:37,960 --> 00:45:39,120
‫آچمازش می‌کنیم.

670
00:45:45,520 --> 00:45:47,079
‫بهت زنگ می‌زنم.

671
00:45:47,080 --> 00:45:51,519
‫این‌قدر بی‌صلاحیت و با حقوق
‫این‌قدر بالا. و طعمه همین بوده، نه؟

672
00:45:51,520 --> 00:45:54,680
‫زیادی خوب بود که واقعی باشه، چون
‫در واقعیت اصلاً واقعی نبود.

673
00:45:56,320 --> 00:45:59,199
‫- خفه شو.
‫- و حالا قلاب تو روده‌هات گیر کرده

674
00:45:59,200 --> 00:46:02,719
‫و دو تا غریبه اومدن تو دفترت
‫و می‌گن ما می‌دونیم قضیه چیه.

675
00:46:02,720 --> 00:46:04,119
‫خب، من واسه هیچی تو تله نیستم.

676
00:46:04,120 --> 00:46:05,799
‫چون موقع بسته شدن بازار دیروز، سهام تندرِ من

677
00:46:05,800 --> 00:46:07,959
‫- هشتاد میلیون دلار می‌ارزید.
‫- این ماجرا از کجا شروع شد؟

678
00:46:07,960 --> 00:46:09,799
‫با بالا بردن الکیِ آمار کاربرا شروع شد

679
00:46:09,800 --> 00:46:11,599
‫واسه جذب سرمایه، یا
‫موقع عرضه اولیه سهام بود؟

680
00:46:11,600 --> 00:46:13,440
‫می‌دونی، چند نفر توی این قضیه همدستن؟

681
00:46:13,920 --> 00:46:18,159
‫خدایا، حتماً خیلی خسته‌کننده بوده
‫که با اون رشد مرکب زندگی کنی.

682
00:46:18,160 --> 00:46:19,959
‫هر دروغ گنده‌ای وابسته به بعدی بوده.

683
00:46:19,960 --> 00:46:22,479
‫یعنی فکر نمی‌کنم الان مرد خسته‌تری
‫روی کره زمین وجود داشته باشه.

684
00:46:22,480 --> 00:46:24,479
‫آره، و تو دومین مرد خسته توی تندر هستی.

685
00:46:24,480 --> 00:46:25,960
‫هالبرسترام تا حالا تهدیدت کرده؟

686
00:46:26,640 --> 00:46:27,760
‫نه.

687
00:46:28,480 --> 00:46:30,279
‫به اندازهٔ کافی به آدما پول بده تا
‫دستورات بالا به پایین رو اجرا کنن

688
00:46:30,280 --> 00:46:32,039
‫و بعد یکم بیشتر بهشون پول
‫بده تا شتر دیدی ندیدی کنن.

689
00:46:32,040 --> 00:46:35,679
‫شرط می‌بندم این آدمای اینجا حتی
‫خودشون رو شریک جرم هم نمی‌دونن.

690
00:46:35,680 --> 00:46:37,599
‫توی اتاق، آفریقایی‌ها
‫رشوه‌ها رو رد و بدل می‌کنن

691
00:46:37,600 --> 00:46:39,240
‫در حالی که مردای سفیدپوست حرف می‌زنن.

692
00:46:39,840 --> 00:46:42,519
‫همهٔ خریدای شرکت به اندازهٔ
‫سوییفت‌جی‌سی پوچ بودن؟

693
00:46:42,520 --> 00:46:44,999
‫تونی، تو فرضت اینه که
‫یکی داره به حرفات گوش میده،

694
00:46:45,000 --> 00:46:48,800
‫و داره تماشات می‌کنه. اگه
‫هالبرسترام نیست، پس کیه؟

695
00:46:49,520 --> 00:46:50,680
‫فرضم اینه؟

696
00:46:53,960 --> 00:46:55,080
‫تو می‌دونی؟

697
00:46:56,440 --> 00:47:02,679
‫من می‌خوام دقیقاً بدونم چطوری می‌تونم
‫مسئولیت قانونیم رو به حداقل برسونم

698
00:47:02,680 --> 00:47:05,160
‫قبل از اینکه هر نوع افشاگری‌ای بکنم.

699
00:47:06,000 --> 00:47:09,959
‫و قبل از همهٔ اینا وکیل می‌خوام.

700
00:47:09,960 --> 00:47:13,280
‫باشه، می‌بریمت لندن، برات بلیط
‫می‌خریم، بدون هیچ ردی از تو.

701
00:47:13,760 --> 00:47:15,639
‫به ادوارد برجس معرفیت می‌کنیم،

702
00:47:15,640 --> 00:47:18,280
‫یه مسیر حمایتی رسمی از طریق
‫فین‌دایجست برات درست می‌کنیم.

703
00:47:18,880 --> 00:47:20,680
‫آره، ولی بدون من چی دارین؟

704
00:47:21,360 --> 00:47:23,239
‫هیئت مدیره، دولت، حسابرس‌ها، سرمایه‌گذارها،

705
00:47:23,240 --> 00:47:25,559
‫تحلیل‌گرای تحقیقاتی، اینا هیچ انگیزه‌ای
‫ندارن که حرف شما رو باور کنن،

706
00:47:25,560 --> 00:47:29,079
‫پس باور نمی‌کنن. همشون میگن
‫باز یه مشت حدس و گمان که شماها،

707
00:47:29,080 --> 00:47:30,839
‫پول گرفتین تا باور کنین واقعیته.

708
00:47:30,840 --> 00:47:33,920
‫می‌خوای به ما جواب پس بدی، یا
‫می‌خوای به مجری‌های قانون جواب پس بدی؟

709
00:47:34,640 --> 00:47:35,759
‫هیچ‌وقت این حس بهت دست میده

710
00:47:35,760 --> 00:47:38,119
‫که اینجا یه ذره پاتو از
‫گلیم کوفتیت درازتر کردی؟

711
00:47:38,120 --> 00:47:42,759
‫هیچ‌وقت تو عمر نکبتم، قربان. دلت
‫می‌خواد پول عمل بینیم رو هم بدی؟

712
00:47:42,760 --> 00:47:46,280
‫چون می‌تونیم آسیب جسمی واقعی
‫رو هم به لیست اتهاماتت اضافه کنیم.

713
00:47:48,000 --> 00:47:49,479
‫این چیزی نیست که یه شبه اتفاق بیفته.

714
00:47:49,480 --> 00:47:52,679
‫نه، این تنها فرصت توئه
‫که احتمالاً تبرئه بشی.

715
00:47:52,680 --> 00:47:54,879
‫داری واسه سرعت همهٔ این اتفاقا
‫آب از لب و لوچه‌ت راه میفته، نه؟

716
00:47:54,880 --> 00:47:56,119
‫کی واقعاً... جداً،

717
00:47:56,120 --> 00:47:59,080
‫کی به تخمش حساب می‌کنه که انگیزهٔ حقیقت چیه؟

718
00:47:59,880 --> 00:48:02,999
‫تو توی این قضیه می‌تونی
‫قربانی باشی، نه مجرم.

719
00:48:03,000 --> 00:48:05,279
‫اگه می‌خوای مثل یه مجرم مجازات بشی،

720
00:48:05,280 --> 00:48:07,119
‫من مشکلی ندارم.

721
00:48:07,120 --> 00:48:08,919
‫یا می‌تونیم فرارت رو طراحی کنیم

722
00:48:08,920 --> 00:48:11,159
‫و شروع کنیم داستان
‫قربانی بودنت رو تعریف کنیم.

723
00:48:11,160 --> 00:48:12,480
‫انتخاب با خودته.

724
00:48:34,480 --> 00:48:35,520
‫بهش فکر می‌کنم.

725
00:48:37,000 --> 00:48:38,120
‫ممنون که اومدید.

726
00:48:59,560 --> 00:49:01,280
‫دختره پوچ شده.

727
00:49:02,280 --> 00:49:06,000
‫مطمئن نیستم چه درسی می‌تونیم بهش
‫بدیم که تا الان ازش یاد نگرفته باشه.

728
00:49:06,560 --> 00:49:07,880
‫اشکالی نداره شب بمونه؟

729
00:49:08,640 --> 00:49:09,920
‫خیلی خسته‌ست.

730
00:49:11,640 --> 00:49:14,120
‫چرا خودت هم نمی‌مونی؟ حتماً له و لورده‌ای.

731
00:49:15,680 --> 00:49:16,799
‫بمون.

732
00:49:16,800 --> 00:49:18,600
‫- مطمئنی؟
‫- البته.

733
00:49:19,120 --> 00:49:21,840
‫- با اون برو رو تخت بخواب.
‫- باشه.

734
00:49:27,760 --> 00:49:33,240
‫فقط می‌خواستم بگم پشیمونی
‫رو با عشق اشتباه نگیر.

735
00:49:33,840 --> 00:49:34,920
‫دخترا اشتباه نمی‌گیرن.

736
00:50:40,440 --> 00:50:41,720
‫سلام، منم.

737
00:50:47,120 --> 00:50:48,840
‫همیشه اینجا اتاق داری؟

738
00:50:49,760 --> 00:50:50,840
‫رزرو شده‌ست.

739
00:50:59,560 --> 00:51:00,560
‫هی.

740
00:51:02,320 --> 00:51:03,880
‫بهم حس بزرگ بودن بده.

741
00:51:04,440 --> 00:51:05,520
‫چشم، دَدی.

742
00:51:44,160 --> 00:51:46,040
‫- وای خدای من.
‫- ببخشید.

743
00:51:46,600 --> 00:51:49,520
‫وای خدا، خیلی بدتر از چیزیه که اون گفت.

744
00:51:50,120 --> 00:51:52,279
‫ببخشید، می‌دونم گفتی نمی‌خوای کسی رو ببینی،

745
00:51:52,280 --> 00:51:53,920
‫ولی باید یه سری بهت می‌زدم.

746
00:51:54,520 --> 00:51:55,560
‫متأسفم.

747
00:51:57,320 --> 00:51:59,200
‫هنوز خبری از تونی دی ندارم.

748
00:51:59,920 --> 00:52:02,640
‫فقط خیلی هیجان دارم،
‫می‌دونی؟ انگار نمی‌تونم...

749
00:52:03,760 --> 00:52:07,079
‫آروم بگیرم. کل مسیر هواپیما رو نخوابیدم.

750
00:52:07,080 --> 00:52:10,320
‫نگران نباش، من یافته‌هامون
‫رو تو کنفرانس پی‌یر ارائه میدم.

751
00:52:11,240 --> 00:52:13,119
‫حتی اگه خودِ مدرک جرم رو هم داشتیم

752
00:52:13,120 --> 00:52:14,639
‫اونا می‌گفتن که ما اسلحه رو ساختیم

753
00:52:14,640 --> 00:52:16,199
‫و دود کوفتیش رو هم خودمون درست کردیم.

754
00:52:16,200 --> 00:52:18,360
‫- آره، باز میگن کصشره.
‫- بذار بگن.

755
00:52:19,360 --> 00:52:21,280
‫من آجر به آجرش رو می‌چینم جلوشون.

756
00:52:21,880 --> 00:52:23,320
‫غیرقابل‌انکار میشه.

757
00:52:25,440 --> 00:52:28,879
‫خیلی خیلی متأسفم که
‫گذاشتم این اتفاق برات بیفته.

758
00:52:28,880 --> 00:52:31,880
‫- مسئولیتش با منه.
‫- نه، تو نذاشتی.

759
00:52:33,640 --> 00:52:35,720
‫این رو از من نگیر.

760
00:52:37,360 --> 00:52:38,759
‫ببین، من برای تو کار می‌کنم، می‌دونی،

761
00:52:38,760 --> 00:52:41,759
‫لازم نیست این دلسوزی‌های
‫کشیش‌وار رو بازی کنی.

762
00:52:41,760 --> 00:52:45,239
‫و من پولمو می‌خوام. حرف همو می‌فهمیم؟

763
00:52:45,240 --> 00:52:47,680
‫آ... آره.

764
00:52:48,600 --> 00:52:52,520
‫و ببین، الان اینو بهت می‌گم، محض
‫اینکه نکنه خودش بهت بگه، ولی...

765
00:52:55,440 --> 00:52:57,919
‫من و کوابینا، با هم خوابیدیم. و نمی‌دونم،

766
00:52:57,920 --> 00:53:01,239
‫یعنی، فرض کردم بین شما دو تا قضیه جدی نیست.

767
00:53:01,240 --> 00:53:03,200
‫نمی‌دونم.

768
00:53:04,320 --> 00:53:06,959
‫فقط حس می‌کنم بهتره با
‫گندکاری‌ها مستقیم روبه‌رو شد،

769
00:53:06,960 --> 00:53:08,639
‫می‌دونی، که یه وقت چرک نکنن.

770
00:53:08,640 --> 00:53:09,680
‫نه، نه. اون...

771
00:53:15,440 --> 00:53:16,680
‫جدی نبود.

772
00:53:18,640 --> 00:53:19,680
‫خوبه.

773
00:53:20,880 --> 00:53:22,920
‫واقعاً از صداقتت ممنونم.

774
00:53:25,880 --> 00:53:29,320
‫خیلی خب، حالا می‌تونم
‫بیام تو، فقط کنارت باشم؟

775
00:53:31,840 --> 00:53:33,440
‫واقعاً خستم.

776
00:54:15,200 --> 00:54:16,240
‫پرواز خوب بود؟

777
00:54:18,400 --> 00:54:19,840
‫همین الان اتاق اریک رو چک کردم.

778
00:54:20,440 --> 00:54:22,680
‫زن و بچه‌ش اونجا خوابیدن.

779
00:54:23,520 --> 00:54:25,960
‫کل این بساط رو باید یه دور دیگه بررسی کنیم.

780
00:54:26,520 --> 00:54:28,880
‫- اریک کجاست؟
‫- کی می‌دونه؟

781
00:54:31,280 --> 00:54:32,560
‫سوییت‌پی چطور بود؟

782
00:54:33,880 --> 00:54:36,680
‫مثل سگ پاپیچ شده بود.

783
00:54:37,280 --> 00:54:39,760
‫- واقعاً؟
‫- خیلی سمج.

784
00:54:40,520 --> 00:54:42,479
‫می‌دونی، واقعاً قابل‌تحسینه که
‫چطور خودشو جمع‌وجور کرده

785
00:54:42,480 --> 00:54:44,080
‫از اون همه گهی که پشت سر گذاشت.

786
00:54:46,400 --> 00:54:47,440
‫خوبی؟

787
00:54:48,680 --> 00:54:49,760
‫خوبم.

788
00:54:51,480 --> 00:54:53,240
‫بیشتر از خوب. ما...

789
00:54:54,560 --> 00:54:55,880
‫خیلی نزدیکیم.

790
00:54:56,720 --> 00:54:57,760
‫نزدیک؟

791
00:54:58,600 --> 00:54:59,679
‫ما؟

792
00:54:59,680 --> 00:55:03,920
‫به اینکه نور بندازیم روی کل اون کصشرای زیرپوستی.

793
00:55:05,800 --> 00:55:09,839
‫خب، من خیلی وقته دارم به
‫اون بخش عقلانی مغزم گوش میدم

794
00:55:09,840 --> 00:55:11,600
‫و عشقش به پیچیدگی و...

795
00:55:12,680 --> 00:55:15,080
‫در حالی که تمام مدت حس ششمت
‫داره بهت میگه چی واقعاً درسته.

796
00:55:16,080 --> 00:55:17,080
‫آره.

797
00:55:18,480 --> 00:55:20,200
‫به حس ششمت اعتماد کن، گمونم.

798
00:55:24,920 --> 00:55:27,720
‫دیگه هیچ‌وقت اون
‫پوزیشن‌های کوفتی منو نقد نکن.

799
00:55:28,840 --> 00:55:30,320
‫فهمیدی؟ من بچه نیستم.

800
00:55:31,840 --> 00:55:34,720
‫ببین، ما شاید همدیگه رو بگائیم، ولی نه اون‌مدلی.

801
00:55:36,760 --> 00:55:37,840
‫شیرفهم شد؟

802
00:55:41,960 --> 00:55:42,960
‫مثل روز.

803
00:55:49,080 --> 00:55:53,680
‫باید این مطالب رو برای
‫سخنرانی جمع‌وجور کنم.

804
00:56:00,400 --> 00:56:02,280
‫- کوابینا؟
‫- هان؟

805
00:56:04,840 --> 00:56:07,400
‫اگه کسی باهام کار داشت، بگو سرم شلوغه.

806
00:56:08,280 --> 00:56:09,320
‫دارم کار می‌کنم.

807
00:56:11,000 --> 00:56:14,000
amirluminox ترجمه از

808
00:56:14,030 --> 00:56:19,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

809
00:56:19,030 --> 00:56:29,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top