1
00:00:00,200 --> 00:00:10,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:10,020 --> 00:00:13,000
amirluminox ترجمه از

3
00:00:13,080 --> 00:00:16,799
‫میدونی، آدما اشتباهی فکر می‌کنن که
‫برآورده شدن نیازهاشون همون آزادیه،

4
00:00:16,800 --> 00:00:19,359
‫ولی وقتی طرف با میل خودش از این چاه آب
‫می‌خوره، ما کی هستیم که بخوایم بحث کنیم؟

5
00:00:19,360 --> 00:00:21,879
‫از کجا می‌دونستی من طرفدار
‫«لاگاوولین» (یه مدل ویسکی اسکاچ) هستم؟

6
00:00:21,880 --> 00:00:24,119
‫کاش به جاش یه هفت‌تیر برام فرستاده بودی.

7
00:00:24,120 --> 00:00:25,759
‫خب، اونم هفته دیگه دستت می‌رسه.

8
00:00:25,760 --> 00:00:27,559
‫می‌تونی این دیدگاه «استرن‌تائو» رو نقل‌قول کنی:

9
00:00:27,560 --> 00:00:29,879
‫«ارزش سهام در حال حاضر بیشتر از قیمت واقعیش
‫معامله می‌شه و به زودی با یه ریزش اصلاح می‌شه.»

10
00:00:29,880 --> 00:00:33,199
‫من منابع باارزش‌تری برای نقل‌قول دارم تا یه
‫صندوق سرمایه‌گذاری که هنوز دهنش بوی شیر میده،

11
00:00:33,200 --> 00:00:34,879
‫مخصوصاً وقتی که هنوز هیچ چیز دندان‌گیری...

12
00:00:34,880 --> 00:00:37,999
‫درباره شرکت «تندر» بهم ندادی، جز
‫همون چیزهایی که خودم از قبل می‌دونستم.

13
00:00:38,000 --> 00:00:41,319
‫ببین، من فکر می‌کنم اونا دارن
‫توی حوزه‌های قضایی که غیرقانونیه،

14
00:00:41,320 --> 00:00:43,639
‫تراکنش‌های پورن و قمار رو پردازش
‫می‌کنن و با خرید شرکت‌های واسطه،

15
00:00:43,640 --> 00:00:45,719
‫پول‌شویی می‌کنن؛ هرچند «هالبرسترام»
‫این ایده رو مطرح کرده که...

16
00:00:45,720 --> 00:00:48,679
‫- ممکنه اون منابع درآمدی رو تعطیل کنه.
‫- خب، گوه توش.

17
00:00:48,680 --> 00:00:50,319
‫من یه نقل‌قول بهت می‌دم:

18
00:00:50,320 --> 00:00:54,599
‫«استرن‌تائو در کنار بقیه موقعیت‌هاش، فعالانه دنبال اینه
‫که روی سقوط سهام تندر شرط‌بندی کنه (فروش استقراضی).»

19
00:00:54,600 --> 00:00:57,479
‫آره ارواح شکمت، مقاله‌ی من که
‫مراسم معرفی بیزینس جدید تو نیست.

20
00:00:57,480 --> 00:00:59,399
‫داری میگی تندر کلاهبرداره یا نه؟

21
00:00:59,400 --> 00:01:02,079
‫آخه فکر نکنم سردبیرم اجازه بده کلمه‌ی
‫«کلاهبرداری» از زیر دستش رد بشه.

22
00:01:02,080 --> 00:01:04,039
‫احتمالِ این نیست که مقاله‌ت توسط

23
00:01:04,040 --> 00:01:06,679
‫تیم حقوقی سلاخی یا کلاً متوقف بشه؟

24
00:01:06,680 --> 00:01:09,959
‫نه. بدترین حالتش اینه که لحن
‫هشداردهنده‌ش رو یه کم تعدیل کنن.

25
00:01:09,960 --> 00:01:12,399
‫من به چشم اولین قسمت از یه
‫مجموعه مقاله‌ بهش نگاه می‌کنم.

26
00:01:12,400 --> 00:01:14,439
‫دارم سعی می‌کنم تایید
‫مالیِ سردبیرم رو بگیرم...

27
00:01:14,440 --> 00:01:16,080
‫تا برای تحقیقات مخفیانه
‫به جاهای دورتری برم.

28
00:01:16,720 --> 00:01:17,999
‫می‌تونم رک باشم؟

29
00:01:18,000 --> 00:01:19,599
‫توی حساب شخصی خودت،
‫روی سقوط سهام تندر شرط بستی؟

30
00:01:19,600 --> 00:01:20,799
‫ببخشید؟

31
00:01:20,800 --> 00:01:23,839
‫آیا با بدگویی از اونا،
‫سود مالی نصیبت می‌شه؟

32
00:01:23,840 --> 00:01:26,479
‫مقاله‌ت رو درباره اینکه چطوری توی قضیه «اف‌تی‌اکس»
‫(صرافی ارز دیجیتال ورشکسته) جیبت رو زدن، خوندم.

33
00:01:26,480 --> 00:01:27,640
‫درک می‌کنم اگه دنبال...

34
00:01:28,120 --> 00:01:29,719
‫راه‌های میان‌بر باشی تا
‫دوباره زندگیت رو بسازی.

35
00:01:29,720 --> 00:01:32,839
‫می‌دونی چیه؟ من دارم زندگیم رو
‫می‌سازم. با نون حلال و زحمت خودم. افتاد؟

36
00:01:32,840 --> 00:01:35,719
‫قطعا اون‌قدر هالو نیستم که دوباره برم
‫سراغ همون چیزی که قبلاً بدبختم کرد.

37
00:01:35,720 --> 00:01:38,359
‫من دیگه حتی یه حساب معاملاتی فعال هم ندارم.

38
00:01:38,360 --> 00:01:41,079
‫به نظر نمیاد راهیِ صبحانه‌ی
‫سرمایه‌گذارای جدیدمون باشی.

39
00:01:41,080 --> 00:01:45,239
‫اریک، خیلی خوشحال می‌شدم اگه می‌ومدم
‫و به حرف‌های تو و... گوش می‌دادم...

40
00:01:45,240 --> 00:01:46,440
‫هارپر.

41
00:01:47,200 --> 00:01:50,959
‫خاطراتِ فراموش‌نشدنیِ فراموش‌شده
‫از کف تالار معاملات «پیرپوینت».

42
00:01:50,960 --> 00:01:53,599
‫خب، ما اسم خودمون رو گذاشتیم «استرن‌تائو».

43
00:01:53,600 --> 00:01:55,079
‫بین خودمون بمونه،

44
00:01:55,080 --> 00:01:59,239
‫صندوقی که فقط روی ریزش بازار کار می‌کنه، برای ما
‫توی «طرح بازنشستگی راه‌آهن» یه کم ریسکش بالاست.

45
00:01:59,240 --> 00:02:02,319
‫خب، اگه مدرک بیشتری درباره فرضیه
‫پول‌شوییِ پرداخت‌های غیرقانونی پیدا کردی،

46
00:02:02,320 --> 00:02:03,519
‫- من می‌خوامش.
‫-آره، ولی می‌دونی،

47
00:02:03,520 --> 00:02:05,119
‫رابطه ما این‌طوری پیش نمی‌ره.

48
00:02:05,120 --> 00:02:08,079
‫آره، هی بهش نگو «تیتر زرد برای کلیک گرفتن»،
‫بگو «جمع‌آوری اطلاعات از روی کنجکاوی».

49
00:02:08,080 --> 00:02:09,159
‫الو؟

50
00:02:09,160 --> 00:02:11,279
‫امیدوارم پسرت توی دانشگاه ییل، به
‫اندازه پولی که خرجش می‌کنی درس یاد بگیره،

51
00:02:11,280 --> 00:02:13,800
‫نگران نباش، تهش برمی‌گرده پیش خودت.

52
00:02:14,480 --> 00:02:16,039
‫واقعاً این‌طوری فکر می‌کنی؟

53
00:02:16,040 --> 00:02:17,240
‫آره، برای پول قرض گرفتن.

54
00:02:19,080 --> 00:02:21,119
‫فقط داشتم سعی می‌کردم با
‫طرف یه وجه اشتراک پیدا کنم.

55
00:02:21,120 --> 00:02:23,120
‫اینجا چیه؟ انجمن پدرهای بی‌خیال و فراری؟

56
00:02:25,400 --> 00:02:28,440
‫فکر کنم محیط اینجا برای
‫همکاریِ ما زیادی صمیمی باشه.

57
00:02:29,320 --> 00:02:30,840
‫داشتی با کی تلفنی حرف می‌زدی؟

58
00:02:34,080 --> 00:02:36,760
‫طرح بازنشستگی راه‌آهن که از
‫همون اول هم احتمالش خیلی کم بود.

59
00:02:37,280 --> 00:02:39,919
‫اونا اهل این‌جور ریسک‌ها نیستن.

60
00:02:39,920 --> 00:02:43,239
‫ترکیب آدم‌هایی که برای
‫صبحانه اوکی دادن ایناس:

61
00:02:43,240 --> 00:02:46,799
‫دفاتر مدیریت ثروت خانوادگی و افراد خرپول.

62
00:02:46,800 --> 00:02:47,800
‫همون سرمایه‌گذارهای ناشی و بی‌کله؟

63
00:02:49,240 --> 00:02:52,520
‫تو شروع کن، من بقیه جاها رو پر می‌کنم.

64
00:02:53,040 --> 00:02:54,040
‫باشه.

65
00:02:54,100 --> 00:02:56,100
‫« صنعت »

66
00:03:02,600 --> 00:03:04,959
‫وقتی اون‌طوری با زبونت دهنم رو می‌کنی،

67
00:03:04,960 --> 00:03:06,480
‫می‌فهمم که دوباره مال خودمی.

68
00:03:08,240 --> 00:03:09,319
‫ببخشید.

69
00:03:09,320 --> 00:03:12,319
‫فقط می‌خواستم بگم جنیفر بوان اینجاست.

70
00:03:12,320 --> 00:03:13,400
‫قرار ساعت ۹ صبحتون.

71
00:03:13,720 --> 00:03:14,760
‫عالیه.

72
00:03:15,280 --> 00:03:16,760
‫- ممنون هیلی.
‫- خواهش می‌کنم.

73
00:03:19,760 --> 00:03:21,399
‫نباید اینجا این‌طوری حرف بزنی.

74
00:03:21,400 --> 00:03:23,760
‫می‌تونم، و حرفم رو هم می‌زنم.

75
00:03:24,360 --> 00:03:28,119
‫حالا، باید روی جنبه‌ی فواید
‫اجتماعی اپلیکیشن تمرکز کنی،

76
00:03:28,120 --> 00:03:29,439
‫رفاه مالی.

77
00:03:29,440 --> 00:03:32,199
‫ولی فکر می‌کنم باید از این
‫وقت پیش بوان استفاده کنیم...

78
00:03:32,200 --> 00:03:35,759
‫تا روی دوره‌ی نوزاییِ «ماک»
‫(پروژه یا برند هنری) تاکید کنیم، خب؟

79
00:03:35,760 --> 00:03:37,319
‫هر چقدر که خودت باهاش راحتی.

80
00:03:37,320 --> 00:03:39,319
‫مردا نباید وقتی دارن درباره
‫سلامت روانشون حرف می‌زنن،

81
00:03:39,320 --> 00:03:40,999
‫احساس سرافکندگی کنن، از این‌جور حرفا.

82
00:03:41,000 --> 00:03:45,119
‫آره، ولی اون نمی‌فهمه که دارم از تروماها
‫و آسیب‌های روحیم استفاده ابزاری می‌کنم؟

83
00:03:45,120 --> 00:03:47,680
‫ببین هنری، داستان‌سرایی خیلی مهمه.

84
00:03:48,400 --> 00:03:52,120
‫مردم بالاخره برات یه داستان می‌سازن، پس
‫چه بهتر که خودت کنترلش رو دستت بگیری.

85
00:03:53,080 --> 00:03:55,280
‫اون تو رو توی بدترین وضعیتت دیده.

86
00:03:56,160 --> 00:03:57,719
‫اون قراره گزارش‌هاش رو به دولت پس بده.

87
00:03:57,720 --> 00:03:59,679
‫ما فقط باید اعتمادش رو به تو جلب کنیم.

88
00:03:59,680 --> 00:04:02,439
‫آره، ویتنی و هیئت‌مدیره تندر
‫به من اعتماد دارن، مهم همینه.

89
00:04:02,440 --> 00:04:05,959
‫یعنی خداوکیلی منو مدیرعامل کردن، ولی بحث من نیست.

90
00:04:05,960 --> 00:04:09,559
‫بحثِ جزئیات شرکته، و در حال حاضر،

91
00:04:09,560 --> 00:04:13,119
‫بحثِ نهایی کردن ادغام «آی‌بی‌ان
‫بائر» با تایید نهاد ناظر و رگولاتوریه.

92
00:04:13,120 --> 00:04:17,479
‫نه، نه، ببین، اگه قضیه رو خیلی شخصی کنم، باز
‫یه گندی می‌زنم و حرف نسنجیده‌ای می‌پرونم.

93
00:04:17,480 --> 00:04:18,680
‫عزیزم...

94
00:04:20,240 --> 00:04:21,560
‫تو خودِ شرکتی.

95
00:04:22,960 --> 00:04:24,200
‫تو مغز و قلب این مجموعه‌ای.

96
00:04:25,280 --> 00:04:26,560
‫همه چیز به تو بستگی داره.

97
00:04:30,320 --> 00:04:32,360
‫بدون تو مرده بودم، خودت که می‌دونی؟

98
00:04:37,520 --> 00:04:38,919
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

99
00:04:38,920 --> 00:04:39,960
‫آره.

100
00:04:43,760 --> 00:04:45,960
‫جاه‌طلبی‌های تندر به قبل
‫از اومدن من برمی‌گرده.

101
00:04:46,480 --> 00:04:51,439
‫می‌دونی، من هیچ‌وقت سعی نکردم
‫شکستم توی «لومی» رو مخفی کنم،

102
00:04:51,440 --> 00:04:57,639
‫یا درباره دوران کوتاه ولی موفق
‫سیاسی‌ام پیازداغش رو زیاد کنم.

103
00:04:57,640 --> 00:05:00,839
‫اینا از نظر من بالا و پایین‌های
‫زندگی توی میدون مبارزه‌ست.

104
00:05:00,840 --> 00:05:03,479
‫و جنیفر، تو و هنری با هم هم‌عقیده‌اید.

105
00:05:03,480 --> 00:05:06,359
‫یعنی حتماً می‌دونی زندگی کردن
‫توی سیبل حملات بقیه چه حسی داره،

106
00:05:06,360 --> 00:05:08,999
‫فقط به خاطر اینکه اون‌قدر
‫اهمیت می‌دی که وارد میدون بشی.

107
00:05:09,000 --> 00:05:10,440
‫آره، می‌دونی چیه؟

108
00:05:12,320 --> 00:05:13,960
‫اگه می‌خوای درباره من حرف بزنی، بیا...

109
00:05:14,960 --> 00:05:15,960
‫بیا درباره من حرف بزنیم.

110
00:05:16,560 --> 00:05:20,360
‫می‌تونم از کلنجار رفتن‌های
‫عمیقم با سلامت روان بگم،

111
00:05:21,000 --> 00:05:23,359
‫از تاریخچه وحشیانه‌ی خانواده‌م.

112
00:05:23,360 --> 00:05:24,439
‫می‌تونم از این بگم که...

113
00:05:24,440 --> 00:05:27,040
‫احتمالاً الان اینجا ننشسته بودم ‫اگه زنم

114
00:05:27,920 --> 00:05:29,759
‫منو از اون چاله تاریک بیرون نکشیده بود،

115
00:05:29,760 --> 00:05:30,760
‫بعد از انتخابات.

116
00:05:31,520 --> 00:05:34,759
‫ولی حزب شما همیشه رای می‌داد تا بودجه‌ی

117
00:05:34,760 --> 00:05:36,119
‫بخش سلامت روان توی «ان‌اچ‌اس» رو کم کنه.
‫(سازمان بهداشت ملی بریتانیا)

118
00:05:36,120 --> 00:05:37,839
‫آره، و اگه سوابق منو چک کنی،

119
00:05:37,840 --> 00:05:42,040
‫می‌بینی که من برخلاف دستور مستقیم
‫حزب عمل کردم تا با اون قانون مخالفت کنم.

120
00:05:42,880 --> 00:05:44,319
‫جنی...

121
00:05:44,320 --> 00:05:46,239
‫تو بدترین روزهای منو دیدی.

122
00:05:46,240 --> 00:05:47,560
‫آره، ببین...

123
00:05:50,040 --> 00:05:51,719
‫بقیه باید بهم می‌گفتن...

124
00:05:51,720 --> 00:05:54,839
‫که چقدر باهات رفتار
‫زننده‌ای داشتم، و هیچ‌وقت...

125
00:05:54,840 --> 00:05:56,000
‫- این‌قدر احساس شرمندگی نکردم...
‫- هنری.

126
00:05:57,000 --> 00:05:58,720
‫نامه‌ت همه چیز رو گفت.

127
00:05:59,240 --> 00:06:00,439
‫من این دوره‌ها و حال و هواها رو می‌شناسم.

128
00:06:00,440 --> 00:06:03,880
‫برادرم هم با الکل مشکل داشت.
‫باید روز به روز پیش رفت و تحمل کرد.

129
00:06:04,760 --> 00:06:05,760
‫آره.

130
00:06:06,720 --> 00:06:10,919
‫به هر حال... می‌خوام زندگیِ
‫رای‌دهنده‌هات رو یه کم راحت‌تر کنم،

131
00:06:10,920 --> 00:06:13,400
‫و گرفتن مجوز بانکی به «تندر» این
‫اجازه رو می‌ده که دقیقاً همین کار رو بکنه.

132
00:06:13,920 --> 00:06:16,080
‫اول، باید بذارید ما این بانک رو بخریم.

133
00:06:18,000 --> 00:06:20,359
‫وزیر اقتصاد لابد استدلال می‌کنه که...

134
00:06:20,360 --> 00:06:25,359
‫ادغام تندر با یه بانک اروپایی
‫مثل «آی‌بی‌ان بائر»، ضد رقابتیه.

135
00:06:25,360 --> 00:06:28,480
‫یکپارچه‌سازیِ بخش‌های بانکی و
‫تکنولوژی‌های مالی (فین‌تک) توی کل اروپا.

136
00:06:29,160 --> 00:06:31,399
‫آره، خب، ما این قضیه رو
‫اون‌طوری به «لیزا» نمی‌فروشیم.

137
00:06:31,400 --> 00:06:33,439
‫ما این رو به اون و نهاد
‫ناظر این‌جوری جلوه می‌دیم...

138
00:06:33,440 --> 00:06:35,999
‫که یه حق انتخاب تازه
‫به مصرف‌کننده داده شده،

139
00:06:36,000 --> 00:06:38,479
‫اونم دور از این موسسات فسیل‌شده و قدیمی،

140
00:06:38,480 --> 00:06:42,799
‫و شاید حتی یه فرصت باشه برای
‫داشتن یه رابطه بعد از برگزیت...

141
00:06:42,800 --> 00:06:44,359
‫با بخش بانکی اروپا.

142
00:06:44,360 --> 00:06:45,559
‫ما اینجا درباره برگزیت حرف نمی‌زنیم.

143
00:06:45,560 --> 00:06:49,119
‫ببین، هیچ‌کس باور نمی‌کنه که ما
‫بتونیم «سیلیکون ولی» بعدی بشیم.

144
00:06:49,120 --> 00:06:54,279
‫هیچ‌کس باور نمی‌کنه که بتونیم اون‌جور
‫سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی رو جذب کنیم،

145
00:06:54,280 --> 00:06:56,759
‫اونم به خاطر نظارت‌ها و
‫قوانین سخت‌گیرانه‌ی دولت شما.

146
00:06:56,760 --> 00:07:00,519
‫من توی یک ماه گذشته هر
‫روز توی این طبقات راه رفتم،

147
00:07:00,520 --> 00:07:04,559
‫و با تیممون کار کردم؛ هیچ‌وقت
‫به این اندازه ایمان نداشتم...

148
00:07:04,560 --> 00:07:09,120
‫که این شانس ماست تا توی یه
‫مرز جدید، یه رهبر واقعی باشیم.

149
00:07:09,640 --> 00:07:11,360
‫افتخارش مال شما باشه.

150
00:07:11,960 --> 00:07:15,880
‫بذارید تندر بهتون کمک کنه تا به دولت
‫کمک کنید. این ادغام رو به سرانجام برسونید.

151
00:07:18,360 --> 00:07:20,999
‫ما ۱۰۰ درصد روی سقوط بازار
‫شرط بستیم (فروش استقراضی محض).

152
00:07:21,000 --> 00:07:24,919
‫چیزهای زودگذر، بازنده‌های همیشگی؛ پنج تا ده
‫تا موردِ اصلی برای شرط‌بندی روی سقوط داریم...

153
00:07:24,920 --> 00:07:27,520
‫با یه سری موقعیت‌های کوچیک‌ترِ
‫جنبی و پوشش کلیِ بخش‌های بازار.

154
00:07:28,040 --> 00:07:30,959
‫با این تمرکز بالا روی چند مورد خاص، ممکنه با
‫لغزشِ فقط یکی از موقعیت‌ها کلاً کله‌پا بشید.

155
00:07:30,960 --> 00:07:32,559
‫بازار خیلی بی‌ثبات‌تر از اونیه که...

156
00:07:32,560 --> 00:07:35,399
‫بشه روش یه شرط‌بندیِ بزرگ و
‫جهت‌دار برای سقوط کرد. دیوانگیه.

157
00:07:35,400 --> 00:07:38,040
‫فقط روی سقوط شرط بستن؟ عملاً
‫قبل از اینکه شروع کنید، تسلیم شدید.

158
00:07:38,760 --> 00:07:40,360
‫دنبال تمایز هستید؟

159
00:07:41,320 --> 00:07:46,439
‫شما بازاری رو می‌بینید که فقط بالا می‌ره.
‫ما یه محیط پر از هدف برای شکار می‌بینیم.

160
00:07:46,440 --> 00:07:50,719
‫دفاتر سرمایه‌گذاری خانوادگی که براشون سرمایه‌گذاری
‫می‌کنی، یا مشتری‌هایی که نماینده‌شون هستی،

161
00:07:50,720 --> 00:07:55,400
‫دنبال یه پروفایل سوددهی هستن که به وضعیت عمومی
‫بازار ربطی نداشته باشه. ریسک بالا، پاداش بالا.

162
00:07:56,080 --> 00:08:01,560
‫من سال‌ها با هارپر کار
‫کردم. اون ذاتاً یه پول‌ساز قهاره.

163
00:08:02,600 --> 00:08:05,280
‫من اون رو به عنوان زنی می‌شناسم که از روی لجبازی،
‫صندوق سرمایه‌گذاریش رو بست و پول مردم رو بلوکه کرد.

164
00:08:07,560 --> 00:08:09,919
‫یا زنی که آزادی خودش رو جفت‌وجور کرد...

165
00:08:09,920 --> 00:08:12,199
‫تا بتونه امروز جلوی شما بایسته.

166
00:08:12,200 --> 00:08:14,760
‫بهم نگو که «استرن‌تائو» کلاً دو نفره.

167
00:08:15,320 --> 00:08:16,759
‫تیمتون کجاست؟

168
00:08:16,760 --> 00:08:17,760
‫معامله‌گرتون (تریدر) کیه؟

169
00:08:18,240 --> 00:08:21,640
‫راستش یه کم ناامید شدم.

170
00:08:22,160 --> 00:08:24,800
‫خیلی هیجان داشتم که
‫هر دوتون رو ببینم، اما...

171
00:08:27,080 --> 00:08:31,880
‫یا یه مورد برای فروش استقراضی
‫دارید که همه رو شوکه کنه، یا ندارید.

172
00:08:34,240 --> 00:08:35,960
‫کی گفته که من همچین ایده‌ای ندارم؟

173
00:08:38,560 --> 00:08:40,840
‫اریک درباره بازنده‌های همیشگی اشتباه نگفت.

174
00:08:41,520 --> 00:08:47,560
‫مدل‌های بیزینسیِ شکست‌خورده؟ قبول.
‫تیم‌های مدیریتیِ مشکوک؟ باشه.

175
00:08:48,760 --> 00:08:53,480
‫ولی اشتیاق واقعی من پیدا کردن جنازه‌هایی‌یه که
‫دارن راه می‌رن (شرکت‌های در آستانه ورشکستگی).

176
00:08:54,640 --> 00:08:57,519
‫جاهایی که فرض اصلی بر اینه
‫که کلِ ارزش و داستانِ اون سهم...

177
00:08:57,520 --> 00:08:59,560
‫باید از اول ارزیابی و قیمت‌گذاری بشه.

178
00:09:03,040 --> 00:09:04,680
‫ما چشممون دنبال «تندر» هست.

179
00:09:14,520 --> 00:09:17,240
‫بازار داره با اون مثل یه
‫سهمِ رو به رشد رفتار می‌کنه.

180
00:09:17,840 --> 00:09:19,400
‫فرضیه دقیق شما چیه؟

181
00:09:19,960 --> 00:09:22,640
‫ما درباره محصول و خدمات
‫اصلی اونا تردیدهای اساسی داریم.

182
00:09:23,200 --> 00:09:28,120
‫برای همچین برداشتِ کلی و بی‌آمار
‫و ارقامی، ریسکش خیلی بالاست.

183
00:09:28,640 --> 00:09:32,079
‫پیر، هر کسی که بخواد
‫پیش ما سرمایه‌گذاری کنه،

184
00:09:32,080 --> 00:09:34,719
‫دسترسی کامل به دیدگاه‌های
‫تحقیقاتیِ ما خواهد داشت،

185
00:09:34,720 --> 00:09:38,480
‫خیلی فراتر از این حرف‌های
‫سرپاییِ توی یه صبحانه معارفه.

186
00:09:42,800 --> 00:09:44,599
‫درباره ادغام ما با «آی‌بی‌ان بائر»،

187
00:09:44,600 --> 00:09:47,199
‫لفت دادنِ «سازمان نظارت احتیاطی»
‫(نهاد ناظر بر بانک‌ها)

188
00:09:47,200 --> 00:09:51,159
‫باعث شده یه پچ‌پچِ آروم توی وین،
‫تبدیل به یه سر و صدای حسابی بشه.

189
00:09:51,160 --> 00:09:53,159
‫با توجه به اینکه خانواده
‫به ادغام رای مثبت دادن،

190
00:09:53,160 --> 00:09:55,279
‫فکر می‌کردم این موضوع حل شده‌ست...

191
00:09:55,280 --> 00:09:57,639
‫و می‌تونم شخصاً ردیفش کنم،
‫بدون اینکه به گوش شما برسه.

192
00:09:57,640 --> 00:10:00,839
‫ولی خانواده «بائر» هنوز دو
‫تا صندلی توی هیئت‌مدیره دارن.

193
00:10:00,840 --> 00:10:03,079
‫«موریتس» و مادرش دارن علناً همون
‫نگرانی‌هایی رو که موقع مذاکره داشتیم،

194
00:10:03,080 --> 00:10:05,360
‫دوباره پیش می‌کشن و بحث راه می‌ندازن.

195
00:10:06,120 --> 00:10:08,719
‫اونا حالا درخواستِ یه جلسه
‫حضوری با تیم اجرایی شما رو دادن.

196
00:10:08,720 --> 00:10:11,679
‫مخالفت اون اهمیتی نداره.
‫رای اکثریت وجود داشت.

197
00:10:11,680 --> 00:10:14,599
‫موریتس و مادرش به فروشِ
‫بانک خانوادگیشون رای دادن.

198
00:10:14,600 --> 00:10:16,639
‫این صندلیِ هیئت‌مدیره تشریفاتی و موروثیه.
‫بهشون پول می‌دن که مشکلی نداشته باشن.

199
00:10:16,640 --> 00:10:17,959
‫بهشون پول می‌دن که خفه‌خون بگیرن.

200
00:10:17,960 --> 00:10:20,079
‫آره، ولی نمی‌تونیم با چنین
‫لحن خصمانه‌ای برخورد کنیم.

201
00:10:20,080 --> 00:10:23,239
‫باید سریع عمل کنیم.
‫جلسه با نهاد ناظر فرداست،

202
00:10:23,240 --> 00:10:24,759
‫و ما به اون مجوز بانکی نیاز داریم.

203
00:10:24,760 --> 00:10:27,519
‫«بوان» رو ردیف کردیم،
‫ولی «دیرن» مهره‌ی سخت‌تریه.

204
00:10:27,520 --> 00:10:31,399
‫ولی اگه «آی‌بی‌ان بائر» بیخیال
‫بشه و نفروشه، همه‌ی اینا پشم می‌شه.

205
00:10:31,400 --> 00:10:33,239
‫کی داره موش می‌دونه؟ پسره یا مادرش؟

206
00:10:33,240 --> 00:10:35,719
‫پسره. مشکلِ موریتس امنیتِ اطلاعاته.

207
00:10:35,720 --> 00:10:37,719
‫می‌گه می‌ترسه که بعد از ادغام، اطلاعاتِ...

208
00:10:37,720 --> 00:10:41,239
‫مشتری‌های بانکیِ آی‌بی‌ان هدف
‫قرار بگیره، استخراج بشه یا هر چی.

209
00:10:41,240 --> 00:10:44,679
‫مسخره‌ست. سیستم‌های ضد کلاهبرداری
‫ما در بالاترین سطح تکنولوژی هستن،

210
00:10:44,680 --> 00:10:46,719
‫در حالی که اونا یه بانکِ
‫اتریشیِ عتیقه و عقب‌مانده‌ان.

211
00:10:46,720 --> 00:10:48,959
‫مگه خانواده بائر نبودن که
‫هزینه نازی‌ها رو تامین می‌کردن؟

212
00:10:48,960 --> 00:10:52,799
‫یه کم دیر شده که توی سال ۲۰۲۶
‫بخوان نگرانِ مسائلِ حریم خصوصی بشن.

213
00:10:52,800 --> 00:10:57,279
‫اونا حمایت‌های مالیِ کلانی به
‫بازمانده‌های هولوکاست کردن. ده‌ها میلیون.

214
00:10:57,280 --> 00:11:00,559
‫بدونِ روتوش بگم؛ برداشتِ من اینه که
‫این پسره یه الدنگِ خوش‌گذرونِ آلپی‌یه...

215
00:11:00,560 --> 00:11:03,319
‫که بیش از حد فکر می‌کنه
‫آدم مهمیه و نفوذ داره.

216
00:11:03,320 --> 00:11:07,199
‫ببخشید که منم نظر می‌دم، ولی طبق تجربه من،

217
00:11:07,200 --> 00:11:10,559
‫اعضایِ کلافه‌یِ خانواده‌ها، به یه کم
‫توجه و ملاقات حضوری خوب جواب می‌دن.

218
00:11:10,560 --> 00:11:13,279
‫- آره دیگه، باید یه کم هندونه بذاریم زیر بغلش.
‫- دقیقاً.

219
00:11:13,280 --> 00:11:15,999
‫تایید کردنِ توهماتِ بزرگ‌پنداریش.

220
00:11:16,000 --> 00:11:17,920
‫اینم شد تیتر زندگینامه‌ی من.

221
00:11:19,360 --> 00:11:21,119
‫جدا از شوخی،

222
00:11:21,120 --> 00:11:23,599
‫نمی‌تونیم ریسکِ عقب افتادنِ
‫کار رو بپذیریم، یا خدای نکرده،

223
00:11:23,600 --> 00:11:26,199
‫اگه این معامله به هم بخوره،
‫جریمه‌های فسخ قرارداد رو بدیم.

224
00:11:26,200 --> 00:11:28,720
‫فکر می‌کنم اگه اونا درخواست
‫دادن، همه‌مون باید بریم.

225
00:11:29,200 --> 00:11:33,119
‫می‌دونی؟ وقتی چند نفر باشیم، حس
‫می‌کنه مهمه و حرفش شنیده می‌شه.

226
00:11:33,120 --> 00:11:35,279
‫بریم به حرفاش گوش بدیم. یعنی
‫تظاهر کنیم که داریم گوش می‌دیم.

227
00:11:35,280 --> 00:11:37,040
‫بعد برگردیم و با نهاد ناظر سر و کله بزنیم.

228
00:11:37,760 --> 00:11:39,640
‫- هنری، من... -نه، نه، نه.

229
00:11:40,120 --> 00:11:41,600
‫این تصمیمِ مدیریتیِ اونه.

230
00:11:42,800 --> 00:11:44,319
‫ببخشید، نمی‌خوام خیلی رک باشم،

231
00:11:44,320 --> 00:11:47,200
‫ولی دقیقاً سمتِ شما توی این اتاق چیه؟

232
00:11:49,080 --> 00:11:53,080
‫ایشون مشاورِ ما هستن که براش هزینه
‫پرداخت شده، و ما بهشون اینجا نیاز داریم.

233
00:12:04,680 --> 00:12:08,199
‫اون ایده‌ی «تندر»، فقط یه
‫مخالفتِ الکی برای خاص بودن بود،

234
00:12:08,200 --> 00:12:10,240
‫یا واقعاً فکر می‌کنی خبریه؟

235
00:12:13,920 --> 00:12:17,199
‫خوندم که دارن یه بانک اتریشی رو می‌خرن.

236
00:12:17,200 --> 00:12:20,999
‫یه آمار بهم رسیده که ممکنه زیر
‫پوستِ این قضیه خبرهای دیگه‌ای باشه.

237
00:12:21,000 --> 00:12:22,680
‫منظورت از آمار کوفتی چیه؟

238
00:12:23,280 --> 00:12:25,679
‫یه خبرنگار یه فرضیه‌ی منتشر نشده رو باهام در میون گذاشت.

239
00:12:25,680 --> 00:12:29,799
‫آیا خودش یا رئیسش اون‌قدر اعتبار دارن که بازار براش تره خرد کنه؟

240
00:12:29,800 --> 00:12:32,479
‫یا فقط یه نویسنده‌ی درپیتِ زردنویسه؟

241
00:12:32,480 --> 00:12:34,360
‫نه، توی «فین‌دایجست» کار می‌کنه.
‫(یه نشریه معتبر تحلیل مالی)

242
00:12:35,080 --> 00:12:37,760
‫پس چرا داره این اطلاعات
‫رو تیکه‌تیکه به تو لو می‌ده؟

243
00:12:38,800 --> 00:12:41,359
‫عواقب اخلاقی و شغلیش
‫براش خیلی سنگین تموم می‌شه.

244
00:12:41,360 --> 00:12:43,919
‫اون یه سری سوالاتِ قبل از
‫انتشار برای «تندر» فرستاده،

245
00:12:43,920 --> 00:12:45,919
‫ولی من نمی‌دونم کی قراره مقاله رو چاپ کنه.

246
00:12:45,920 --> 00:12:47,559
‫وقتی ثابت بشه ارزش سهامِ

247
00:12:47,560 --> 00:12:49,960
‫سوگلیِ بازار بیش از حدِ واقعی بوده،
‫قیمتش چقدر ریزش می‌کنه ؟

248
00:12:53,200 --> 00:12:54,200
‫خب...

249
00:12:55,280 --> 00:12:58,360
‫کلمه‌ی کلیدی اینجا «ثابت شدن» هست.

250
00:12:58,960 --> 00:13:01,880
‫نمی‌شه یه شرکتِ کله‌گنده و معتبر رو با چند
‫تا نیش و کنایه‌ی یه خبرنگار از پا درآورد.

251
00:13:02,680 --> 00:13:04,080
‫«هربالایف» رو نگاه کن.

252
00:13:04,560 --> 00:13:08,040
‫شبیه شرکت‌های هرمی بود.
‫بوی شرکت‌های هرمی رو می‌داد.

253
00:13:08,600 --> 00:13:13,079
‫«آکمن» هم با منطق و استدلال رو
‫کرد که اونا دقیقاً همین‌طوری کار می‌کنن.

254
00:13:13,080 --> 00:13:14,680
‫شاید حقیقت هم همون بود.

255
00:13:15,200 --> 00:13:17,280
‫اما حقیقت به چه دردی
‫می‌خوره؟ بحثِ زمان‌بندی در میونه.

256
00:13:17,760 --> 00:13:20,399
‫اونا ماشینِ تبلیغاتیِ «هربالایف» رو داشتن.

257
00:13:20,400 --> 00:13:23,880
‫«کارل ایکان» هم اون طرفِ معامله
‫بود و داشت از سهم دفاع می‌کرد.

258
00:13:24,520 --> 00:13:26,520
‫تو چقدر داستان‌گوی خوبی هستی؟

259
00:13:27,920 --> 00:13:31,040
‫و چقدر می‌تونی پای این داستانت وایسی؟

260
00:13:32,960 --> 00:13:34,240
‫بدونِ داشتنِ یه مدرکِ جرمِ قطعی...

261
00:13:35,160 --> 00:13:36,240
‫می‌بازی.

262
00:13:37,480 --> 00:13:41,880
‫آکمن پرونده هربالایف رو بست و باخت.

263
00:13:45,440 --> 00:13:49,880
‫پس می‌تونیم ثابتش کنیم؟ و بعدش می‌تونیم
‫اون‌قدر سر و صدا راه بندازیم که همه بشنون؟

264
00:13:51,280 --> 00:13:55,359
‫کار کردن روی سقوطِ سهام، کثیف، سخت و پلیسیه.

265
00:13:55,360 --> 00:13:57,040
‫ضدِ وضعِ موجوده...

266
00:13:58,200 --> 00:13:59,800
‫ضدِ ساختارِ حاکمه...

267
00:14:01,440 --> 00:14:02,880
‫ضدِ قدرته.

268
00:14:06,280 --> 00:14:08,240
‫کدوم بخش از اینا قراره
‫برای ما مشکل‌ساز بشه؟

269
00:14:13,680 --> 00:14:15,439
‫- نه، نه، نه. یه لحظه صبر کن. ویت؟
‫- من دارم...

270
00:14:15,440 --> 00:14:18,319
‫«فین‌دایجست» همین الان
‫سوالاتِ قبل از انتشار رو فرستاد.

271
00:14:18,320 --> 00:14:20,399
‫این یارو «دیکر» دیگه کدوم
‫خریه؟ این آمارها رو از کجا آورده؟

272
00:14:20,400 --> 00:14:21,719
‫همه‌ش حدس و گمانه.

273
00:14:21,720 --> 00:14:24,559
‫آره، ولی نوشته: «با در
‫نظر گرفتن این ارقام...»

274
00:14:24,560 --> 00:14:25,959
‫- هیلی.
‫- «...نمی‌توان این احتمال را رد کرد

275
00:14:25,960 --> 00:14:29,359
‫که تندر همچنان به پردازش
‫تراکنش‌های نامشروع ادامه می‌دهد،

276
00:14:29,360 --> 00:14:32,079
‫از جمله پرداخت‌های مربوط به قمار

277
00:14:32,080 --> 00:14:34,119
‫و پورنوگرافی از طریق
‫حوزه‌های قضایی آفریقایی،

278
00:14:34,120 --> 00:14:36,679
‫جایی که این خدمات برای
‫افراد غیرمقیم قانونی است.»

279
00:14:36,680 --> 00:14:37,919
‫منظورم اینه که، داره می‌گه

280
00:14:37,920 --> 00:14:39,879
‫ما چشممون رو عمداً روی پول‌شویی بستیم،

281
00:14:39,880 --> 00:14:41,359
‫یا اینکه این کار تعمدی بوده؟ کدومش؟

282
00:14:41,360 --> 00:14:43,999
‫این فقط نشون می‌ده که اون چقدر توی خوندنِ

283
00:14:44,000 --> 00:14:45,359
‫یه ترازنامه‌ی پیچیده مثل مالِ ما ناتوانه.

284
00:14:45,360 --> 00:14:47,439
‫ما به این یارو میدون نمی‌دیم. می‌دونی چرا؟

285
00:14:47,440 --> 00:14:50,279
‫به احتمال زیاد، یه گزارشِ الکی و شاخ‌دار رو

286
00:14:50,280 --> 00:14:51,399
‫یه آدم ناشی که دنبال سقوط سهامه بهش رسونده،

287
00:14:51,400 --> 00:14:53,200
‫تا وقتی این مطلبِ کثیف پخش شد،

288
00:14:53,320 --> 00:14:55,199
‫از نوسانِ روزانه‌ی سهامِ
‫ما یه پولی به جیب بزنه.

289
00:14:55,200 --> 00:14:57,600
‫آره خب، چطور این‌قدر مطمئنی؟

290
00:14:58,120 --> 00:15:00,559
‫تضمین می‌دم که یه نفر از جمعِ اهالیِ «هج‌فاند» داره زیر پاش می‌شینه.
‫(صندوق‌های پوشش ریسک)

291
00:15:00,560 --> 00:15:03,759
‫توی بازارِ خُرده‌فروشی، برای شرکت‌های
‫خوش‌نام همیشه از این اتفاقا می‌افته.

292
00:15:03,760 --> 00:15:05,639
‫این دست‌کاریِ بازاره، به همین سادگی.

293
00:15:05,640 --> 00:15:08,439
‫بی‌دلیل نیست که هیچ صندوقِ سرمایه‌گذاریِ
‫بزرگی روی سقوطِ ما شرط نبسته.

294
00:15:08,440 --> 00:15:12,119
‫- خیلی خب، حالا جواب ما چیه؟
‫- اقدام قانونیِ قاطع، اگه لازم باشه.

295
00:15:12,120 --> 00:15:15,799
‫صرف‌نظر از اتهامشون، من یه جوابِ
‫دندان‌شکن و بی‌نقص براشون می‌نویسم.

296
00:15:15,800 --> 00:15:19,839
‫تیم حقوقیِ خودشون هم قبل از انتشار،
‫جلوی خیلی از این حرفا رو می‌گیره.

297
00:15:19,840 --> 00:15:21,199
‫به نظرم اصلاً نباید درگیر بشیم.

298
00:15:21,200 --> 00:15:23,239
‫یه همچین گزارشی می‌تونه
‫کلِ ادغام رو به خطر بندازه.

299
00:15:23,240 --> 00:15:24,999
‫«موریتس» دنبالِ بهانه
‫می‌گرده، نباید گزک دستش بدیم.

300
00:15:25,000 --> 00:15:26,160
‫یاسمین، تو چی فکر می‌کنی؟

301
00:15:28,880 --> 00:15:31,519
‫خب، می‌دونید، من تخصصِ کافی ندارم،

302
00:15:31,520 --> 00:15:37,119
‫ولی آره. به نظرم طبق حرفِ ویتنی،
‫اگه چاپ کردن، یه بیانیه‌ی کلی بدیم.

303
00:15:37,120 --> 00:15:39,279
‫«این اتهامات بی‌اساس و کذب محض هستند» و از این‌جور چیزا.

304
00:15:39,280 --> 00:15:41,840
‫آره، در همین حد بسوزیم.
‫اگه اصلاً رنگِ چاپ رو ببینه.

305
00:15:42,520 --> 00:15:44,160
‫این داستان همون‌جایی
‫تموم می‌شه که ما می‌گیم.

306
00:15:45,880 --> 00:15:48,279
‫- می‌تونم یه لحظه خصوصی باهات حرف بزنم؟
‫- آره، حتماً.

307
00:15:48,280 --> 00:15:49,639
‫- البته.
‫- اوکی، ممنون.

308
00:15:49,640 --> 00:15:50,959
‫منم میام پیشتون.

309
00:15:50,960 --> 00:15:54,280
‫آره، توی «فارن‌بورو» (فرودگاه) می‌بینمت
‫عزیزم. هواپیما دو ساعت دیگه می‌پره.

310
00:16:02,920 --> 00:16:06,160
‫باید یه اعترافی بکنم.

311
00:16:07,520 --> 00:16:09,760
‫خب، بگو. خیالت راحت، پیش من امانت می‌مونه.

312
00:16:12,960 --> 00:16:16,360
‫نزدیک بود با همون خبرنگاری
‫که اون سوالا رو پرسیده بخوابم.

313
00:16:17,760 --> 00:16:19,800
‫اون انگار تعقیبم می‌کرد...

314
00:16:20,840 --> 00:16:26,400
‫مثلاً تا توی کلوپ. فکر
‫کنم خوابم برد و واقعاً...

315
00:16:27,480 --> 00:16:29,119
‫جزئیاتِ ماجرا رو یادم نمیاد.

316
00:16:29,120 --> 00:16:32,320
‫- صبر کن، یعنی چی، بهت تعرض کرد؟
‫- نه.

317
00:16:32,920 --> 00:16:35,840
‫نه، اصلاً اون‌طوری نبود. یعنی...

318
00:16:37,040 --> 00:16:38,920
‫خیلی بگا بودم.

319
00:16:41,760 --> 00:16:42,800
‫بهش کص دادی؟

320
00:16:45,640 --> 00:16:47,879
‫به هیچ‌کدوم از سوالاش جواب دادی؟

321
00:16:47,880 --> 00:16:48,920
‫نه.

322
00:16:52,520 --> 00:16:55,360
‫متنفرم از مردایی که سعی می‌کنن
‫چیزی که مال اونا نیست رو به زور ببرن.

323
00:17:07,400 --> 00:17:08,440
‫خب...

324
00:17:09,640 --> 00:17:11,000
‫ممنون که بهم گفتی.

325
00:17:11,520 --> 00:17:14,319
‫از این صداقتت خوشم میاد و البته،

326
00:17:14,320 --> 00:17:16,839
‫- به کسی نمی‌گم.
‫- مرسی.

327
00:17:16,840 --> 00:17:17,840
‫آره.

328
00:17:18,400 --> 00:17:22,239
‫وقتی رسیدیم اونجا، امشب
‫رو راحت باش و توی وین بگرد.

329
00:17:22,240 --> 00:17:26,399
‫- امشب مرخصی.
‫- خب، من دستیارِ اجراییِ ویتنی و هنری هستم، پس...

330
00:17:26,400 --> 00:17:28,000
‫باید از زبانِ خودشون بشنوم.

331
00:17:31,360 --> 00:17:32,640
‫عالیه، باشه.

332
00:17:34,200 --> 00:17:36,000
‫اریک، ناهار گرفتم برامون.

333
00:17:38,240 --> 00:17:39,240
‫اریک؟

334
00:17:41,760 --> 00:17:42,880
‫تو همونی؟

335
00:17:43,760 --> 00:17:45,600
‫- کی؟
‫- خودت.

336
00:17:46,360 --> 00:17:47,920
‫- لارا؟
‫- لی‌لی.

337
00:17:48,720 --> 00:17:52,880
‫لعنتی. خیلی بزرگ شدی، اصلاً با
‫اون چیزی که تو ذهنم بود فرق داری.

338
00:17:53,800 --> 00:17:56,000
‫تو واقعاً نباید به من فکر کنی.

339
00:18:01,240 --> 00:18:02,960
‫به مامان بگو که...

340
00:18:05,040 --> 00:18:06,200
‫بهت خوش گذشت.

341
00:18:07,360 --> 00:18:08,759
‫می‌گم.

342
00:18:08,760 --> 00:18:09,960
‫بیشترِ وقت‌ها خوش گذشت.

343
00:18:12,560 --> 00:18:13,560
‫باشه.

344
00:18:21,120 --> 00:18:22,720
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

345
00:18:27,720 --> 00:18:29,880
‫عملیاتِ «مردِ معمولی بودن» چطور پیش می‌ره؟

346
00:18:31,800 --> 00:18:34,439
‫داشتنِ یه برادرِ دوقلو که توی
‫ورزش و روابط اجتماعی بهتره،

347
00:18:34,440 --> 00:18:39,120
‫باعث می‌شه آدم یه کینه‌ی
‫شتری از کل دنیا به دل بگیره.

348
00:18:39,880 --> 00:18:40,880
‫کی فکرش رو می‌کرد؟

349
00:18:42,080 --> 00:18:43,320
‫تو خواهر و برادر داری؟

350
00:18:47,600 --> 00:18:49,359
‫توی بحثِ کارگزارها و خطوطِ
‫معاملاتی به یه جاهایی رسیدم.

351
00:18:49,360 --> 00:18:51,640
‫- با «کنی» حرف زدم.
‫- هنوز توی گلدمن‌ساکسه؟

352
00:18:53,520 --> 00:18:56,479
‫مطمئن نیستم چه حسی داشته
‫باشه که کارهای منو راه بندازه،

353
00:18:56,480 --> 00:18:58,280
‫چون آخرین بار وقتی توی
‫خماری بودم، اخراجش کردم.

354
00:18:59,200 --> 00:19:00,200
‫رفته دویچه بانک.

355
00:19:00,760 --> 00:19:03,720
‫کیر توش، آخ.
‫امیدوارم دوباره نرفته باشه سراغِ الکل.

356
00:19:05,560 --> 00:19:07,159
‫قرار ساعت ۳ بعدازظهرت اومده.

357
00:19:07,160 --> 00:19:09,360
‫پس بساطتون اینجاست؟

358
00:19:09,920 --> 00:19:12,960
‫آره، یه کم جمع‌وجوره. اریک
‫هزینه‌ها رو مدیریت می‌کنه.

359
00:19:13,480 --> 00:19:15,880
‫بیشتر هم کلوپ‌ساندویچ و
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده می‌خوریم.

360
00:19:16,640 --> 00:19:17,800
‫«ماستینز» چطوره؟

361
00:19:20,360 --> 00:19:25,000
‫جوِ ضدِ زنشون بینِ «خودعقل‌کل‌پنداری»
‫و «چشم‌چرانی» در نوسانه.

362
00:19:26,560 --> 00:19:27,760
‫- خدای من.
‫- نمی‌دونم.

363
00:19:28,440 --> 00:19:30,600
‫بعضی وقت‌ها، حس می‌کنم...

364
00:19:31,480 --> 00:19:33,720
‫مثل یه پایِ آلبالو که لبِ
‫پنجره به حال خودش رها شده؟

365
00:19:33,920 --> 00:19:36,319
‫یه مشت مردن که دور خودشون
‫می‌چرخن و مثلِ گرگ‌هایِ توی کارتون،

366
00:19:36,320 --> 00:19:39,000
‫با پتک می‌زنن توی سرِ خودشون.

367
00:19:40,200 --> 00:19:41,280
‫آره.

368
00:19:42,000 --> 00:19:45,039
‫خب، تقصیر خودمه، پس...

369
00:19:45,040 --> 00:19:46,040
‫هی.

370
00:19:46,960 --> 00:19:48,400
‫نه، اصلاً این‌طور نیست.

371
00:19:49,880 --> 00:19:51,119
‫نه، نیست.

372
00:19:51,120 --> 00:19:53,439
‫اون قضیه‌ی لو رفتنِ «سایرن» تقصیر تو نبود.

373
00:19:53,440 --> 00:19:57,119
‫تو یه کاری برای خودت کردی، و یه عوضی اون رو
‫تبدیل کرد به... چیزی که دیگه مالِ تو نبود.

374
00:19:57,120 --> 00:19:59,240
‫و امیدوارم تقاصش رو بدجوری پس بده.

375
00:20:00,920 --> 00:20:01,920
‫ممنون.

376
00:20:02,680 --> 00:20:05,519
‫وقتی اون ایمیل رو درباره
‫«تندر» برام فرستادی، کنجکاو شدم.

377
00:20:05,520 --> 00:20:07,719
‫خودت هم که منو می‌شناسی.
‫نتونستم بیخیالِ جستجو بشم.

378
00:20:07,720 --> 00:20:09,479
‫ماستینز عمراً سراغِ همچین چیزی نمی‌رفت.

379
00:20:09,480 --> 00:20:13,239
‫اینم از اسلاید‌های معرفی دو سال پیشِ تندر.
‫با گزارش‌های سالانه‌شون مقایسه‌ش کن.

380
00:20:13,240 --> 00:20:14,439
‫دقیقاً دنبال چی بگردم؟

381
00:20:14,440 --> 00:20:16,319
‫اینا برای مدل پرداخت‌هایی که دارن پردازش می‌کنن،
‫از کلمات قلمبه‌سلمبه و پوششی استفاده می‌کنن.

382
00:20:16,320 --> 00:20:18,999
‫مثلاً «محتوای احساسی» منظورشون همون پورنه.

383
00:20:19,000 --> 00:20:20,279
‫«گیمینگ» هم یعنی قمار.

384
00:20:20,280 --> 00:20:22,879
‫قشنگ معلومه که اون موقع،
‫اینا منبع اصلی درآمدشون بوده،

385
00:20:22,880 --> 00:20:25,839
‫اما از وقتی سهامشون رو عمومی
‫کردن و توی این پنج سال اخیر،

386
00:20:25,840 --> 00:20:29,159
‫منطقه اروپا و خاورمیانه
‫داره تبدیل می‌شه به موتور محرکِ رشدشون.

387
00:20:29,160 --> 00:20:30,639
‫خب، مگه همچین چیزی غیرممکنه؟

388
00:20:30,640 --> 00:20:34,199
‫نه، نمی‌گم غیرممکنه که خریدِ شرکت‌های
‫دیگه توی این منطقه باعث رشد بشه.

389
00:20:34,200 --> 00:20:38,159
‫حرفم اینه که این تغییرِ
‫استراتژیِ مداوم و بی‌ثباتشون،

390
00:20:38,160 --> 00:20:43,759
‫حتی یه ذره هم توی... توی
‫پیش‌بینی‌هاشون منعکس نشده.

391
00:20:43,760 --> 00:20:46,319
‫این‌همه ریسک اصلاً توی
‫قیمتِ فعلیِ سهام لحاظ نشده.

392
00:20:46,320 --> 00:20:47,880
‫- اون...
‫- سلام دوباره، عسلم!

393
00:20:48,800 --> 00:20:50,440
‫سلام! سلام اریک!

394
00:20:50,960 --> 00:20:54,679
‫خب اگه فرضیه‌ت درست باشه،

395
00:20:54,680 --> 00:20:57,839
‫یعنی اینا هنوز دارن تراکنش‌های
‫غیرقانونی رو انجام می‌دن،

396
00:20:57,840 --> 00:21:00,999
‫با اینکه ادعا کردن دارن از این کار به
‫عنوان بیزنس اصلیشون فاصله می‌گیرن.

397
00:21:01,000 --> 00:21:03,679
‫در هر صورت، اوضاع برای یه اصلاحِ قیمتِ

398
00:21:03,680 --> 00:21:06,079
‫سنگین و سقوطِ ارزشِ سهام کاملاً مهیاست.

399
00:21:06,080 --> 00:21:10,240
‫تحلیل‌گرها ۲۵ مورد پیشنهادِ «خرید»
‫دادن و فقط ۲ مورد پیشنهادِ «فروش».

400
00:21:10,880 --> 00:21:12,119
‫همه‌ش به خاطر پورسانت و جوگیریِ دسته‌جمعیه.

401
00:21:12,120 --> 00:21:14,359
‫تحلیل‌گرِ ستاره‌ی فین‌تک توی «مورگان استنلی»،
‫همین الان رتبه‌ی سهامشون رو بالا برده،

402
00:21:14,360 --> 00:21:16,399
‫چند تا جای کوچیک‌تر هم ازش تقلید کردن.

403
00:21:16,400 --> 00:21:19,639
‫بازار هم انتصابِ «ماک» رو یه
‫اتفاق مثبت می‌بینه، حالا نمی‌دونم چرا.

404
00:21:19,640 --> 00:21:23,879
‫حتی یه آدمِ داغون هم اگه نفوذِ
‫کافی پشتش باشه، می‌تونه برنده بشه.

405
00:21:23,880 --> 00:21:27,239
‫آره خب، هیچ‌کس دلش نمی‌خواد جلوی
‫قطاری که داره حرکت می‌کنه وایسه.

406
00:21:27,240 --> 00:21:29,880
‫هیچ‌کس هم وقتی قطار پر از
‫پوله، نمی‌خواد ازش پیاده بشه.

407
00:21:31,960 --> 00:21:33,400
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

408
00:21:33,960 --> 00:21:36,120
‫خیلی دوست داریم تمام‌وقت
‫بیای پیش ما کار کنی.

409
00:21:41,080 --> 00:21:42,999
‫نمی‌دونم سر از کارش درمیاری یا نه،

410
00:21:43,000 --> 00:21:45,040
‫- ولی این همون چیزیه که خواسته بودی.
‫- هر جایی باشه اوکیه.

411
00:21:45,680 --> 00:21:48,560
‫این دیگه چه... ببخشید، این مرتیکه‌ی
‫فلان‌فلان‌شده اینجا چه غلطی می‌کنه؟

412
00:21:51,040 --> 00:21:53,679
‫نه جدی می‌گم، گمشو از جلوی چشمم دور شو،

413
00:21:53,680 --> 00:21:55,399
‫- واقعاً دارم می‌گم.
‫- من جایی نمی‌رم.

414
00:21:55,400 --> 00:21:57,719
‫تو داری با این تاپاله گوه کار می‌کنی؟

415
00:21:57,720 --> 00:21:59,560
‫- داریم یه کم بهش کمک می‌کنیم.
‫- تو...

416
00:22:02,520 --> 00:22:05,919
‫این یارو یه دروغگوی روانیِ تمام‌عیاره،

417
00:22:05,920 --> 00:22:08,439
‫یه لجنِ قماربازِ پست‌فطرت.

418
00:22:08,440 --> 00:22:11,679
‫- من تمام جزئیات کثیفِ کاراش رو خوندم.
‫- فسقلی، آروم باش.

419
00:22:11,680 --> 00:22:13,959
‫به من نگو آروم باشم. این مرتیکه یه قاتله.

420
00:22:13,960 --> 00:22:15,719
‫من نیستم، باشه؟ من قاتل نیستم.

421
00:22:15,720 --> 00:22:18,279
‫خواهش می‌کنم فقط از من دور شو.

422
00:22:18,280 --> 00:22:19,400
‫من قاتل نیستم!

423
00:22:22,480 --> 00:22:24,359
‫اگه یه بار دیگه منو با این
‫پفیوز توی یه اتاق بذاری،

424
00:22:24,360 --> 00:22:26,399
‫دیگه رنگِ منم نمی‌بینی، فهمیدی؟

425
00:22:26,400 --> 00:22:28,240
‫آره. آره.

426
00:22:36,480 --> 00:22:37,480
‫به نظر خوبه.

427
00:22:44,640 --> 00:22:46,000
‫- سلام.
‫- خوش اومدین.

428
00:22:46,600 --> 00:22:47,800
‫لطفاً با من بیاین.

429
00:22:54,840 --> 00:22:56,240
‫امیدوارم یه مستراحِ کوفتی داشته باشه.

430
00:23:02,120 --> 00:23:03,160
‫موریتس.

431
00:23:03,880 --> 00:23:04,880
‫فردیناند.

432
00:23:06,480 --> 00:23:07,719
‫ایشون مدیرعاملِ جدیدِ تندر هستن...

433
00:23:07,720 --> 00:23:08,879
‫- سلام.
‫- ...هنری ماک.

434
00:23:08,880 --> 00:23:10,440
‫موریتس هانتر بائر.

435
00:23:11,120 --> 00:23:13,280
‫فکر کنم توی «وینچستر» (مدرسه
‫خصوصی) دوستای مشترک داشتیم.

436
00:23:13,920 --> 00:23:16,999
‫من اون‌قدر بدشانس بودم که پنج سال رو
‫توی «هرو» (مدرسه خصوصی رقیب) بگذرونم.

437
00:23:17,000 --> 00:23:20,079
‫بذار بهت بگم، در ازای هر
‫یه نفر که واقعاً همجنسگراست،

438
00:23:20,080 --> 00:23:22,120
‫نُه نفرِ دیگه رو همین مدرسه‌های
‫شبانه‌روزیِ انگلیس تولید می‌کنن.

439
00:23:22,760 --> 00:23:24,839
‫و همسرشون، یاسمین.

440
00:23:24,840 --> 00:23:27,599
‫من یه سری کارهای مشاوره‌ی
‫رسانه‌ای هم برای دفترِ هنری انجام می‌دم.

441
00:23:27,600 --> 00:23:28,920
‫- سلام.
‫- خوشبختم.

442
00:23:30,040 --> 00:23:32,240
‫مادرم، پرنسس یوهانا.

443
00:23:33,440 --> 00:23:34,520
‫خوش اومدین.

444
00:23:35,760 --> 00:23:37,280
‫- ممنون.
‫- باعث افتخاره.

445
00:23:37,880 --> 00:23:41,679
‫خب ببین موریتس، ما اینجا
‫هستیم تا بهت اطمینان بدیم

446
00:23:41,680 --> 00:23:44,439
‫که امانت‌دارهای خوبی برای
‫بانکِ خانوادگیِ شما خواهیم بود...

447
00:23:44,440 --> 00:23:49,239
‫بخشی از غارتگری‌های
‫سرمایه‌داریِ متاخرِ نئولیبرال اینه که

448
00:23:49,240 --> 00:23:51,560
‫هیچ مرجعِ مرکزی‌ای وجود
‫نداره که بشه بهش شکایت کرد.

449
00:23:52,360 --> 00:23:56,040
‫فقط یه مشت منطقه‌ی اقتصادیِ
‫تیکه‌تیکه هست برای تسهیلِ فرارِ سرمایه.

450
00:23:56,560 --> 00:23:59,080
‫ما هم با ناامیدی توش حل می‌شیم و می‌گیم:

451
00:24:00,080 --> 00:24:02,800
‫«بازار آزاده دیگه، لابد
‫باید همین‌طوری می‌شد.»

452
00:24:03,440 --> 00:24:05,440
‫خب، «تندر» نمی‌خواد شما ناامید باشین.

453
00:24:06,680 --> 00:24:09,519
‫آقای هالبرسترام، خوشبختی یعنی شکمِ سیر.

454
00:24:09,520 --> 00:24:12,160
‫پس بیاین این حرفا رو
‫بذاریم برای سرِ شام، باشه؟

455
00:24:12,720 --> 00:24:16,319
‫چه پیشنهاد عالی‌ای دادی. اجازه
‫بدین اتاق‌هاتون رو نشونتون بدم.

456
00:24:16,320 --> 00:24:18,679
‫- بفرمایین، شما جلو برین.
‫- عالیه.

457
00:24:18,680 --> 00:24:23,680
‫سلام. شما با «تندر» تماس گرفتین.
‫تماس شما برای ما خیلی مهمه.

458
00:24:24,160 --> 00:24:27,479
‫لطفاً پشت خط بمونین تا
‫یکی از اپراتورها جواب بده.

459
00:24:27,480 --> 00:24:29,119
‫- دنبال چی می‌گردی؟
‫- یا عدد صفر رو فشار بدین...

460
00:24:29,120 --> 00:24:30,360
‫راستش خودم هم دقیق نمی‌دونم.

461
00:24:31,160 --> 00:24:34,440
‫دنبال یه الگو توی تاریخچه‌ی
‫تراکنش‌های تندر می‌گردم،

462
00:24:35,080 --> 00:24:38,600
‫- اونایی که از طریق شرکت‌های خریداری‌شده‌شون توی آفریقا و اروپا رد شده.
‫- مگه بهم نگفتی امشب برنامه داری؟

463
00:24:39,120 --> 00:24:40,560
‫این کصشرا که جایی نمی‌رن.

464
00:24:41,040 --> 00:24:42,800
‫آره، ولی مطمئن نیستم که باید برم یا نه.

465
00:24:43,920 --> 00:24:46,600
‫مطمئن نیستی؟ پسره؟

466
00:24:47,440 --> 00:24:51,400
‫برو. عملیات «دخترِ معمولی»! برو دیگه!

467
00:24:52,040 --> 00:24:54,439
‫سعی کردم با چهار تا از اون شرکت‌های پردازش پرداختی

468
00:24:54,440 --> 00:24:55,959
‫که توی آفریقا خریدن تماس بگیرم.

469
00:24:55,960 --> 00:24:59,039
‫هر دفعه وصل می‌شم به
‫این صفِ انتظارِ کیری ابدی

470
00:24:59,040 --> 00:25:01,919
‫- توی مرکز تماسِ تندر در دوبلین.
‫- سلام. شما با تندر تماس گرفتین.

471
00:25:01,920 --> 00:25:03,759
‫- این آهنگِ مسخره‌ی...
‫- تماس شما برای ما خیلی مهمه.

472
00:25:03,760 --> 00:25:05,920
‫- ...بی‌وقفه‌ی کوفتی. خفه شو دیگه.
‫- لطفاً منتظر...

473
00:25:09,040 --> 00:25:11,640
‫واقعاً حس می‌کنم دارم دیوونه می‌شم.

474
00:25:13,000 --> 00:25:14,040
‫پیر زنگ زد.

475
00:25:14,760 --> 00:25:19,880
‫خبر خوب اینه که فکر می‌کنه تندر،
‫حداقلش، قیمتش به سقف رسیده و حباب داره.

476
00:25:21,160 --> 00:25:26,399
‫خبر بد اینه که شرایط و
‫ساختارِ خیلی خاصی رو می‌خواد.

477
00:25:26,400 --> 00:25:29,920
‫- چقدر تهاجمی؟
‫- یه قراردادِ «اولین ضرر» می‌خواد.

478
00:25:31,040 --> 00:25:32,960
‫پیر ضامن می‌شه.

479
00:25:33,440 --> 00:25:36,680
‫من ۱۰ میلیون دلار می‌ذارم، اون ۹۰ میلیون.

480
00:25:37,160 --> 00:25:41,880
‫اما اولین ۱۰ میلیونی که صندوق
‫ضرر کنه، از جیبِ من می‌ره.

481
00:25:42,640 --> 00:25:46,480
‫بسته به اینکه پوزیشنِ اصلیمون چطور پیش بره،

482
00:25:47,760 --> 00:25:51,000
‫ممکن هست مجبور بشم کلِ
‫داراییِ خانوادگیم رو نقد کنم...

483
00:25:52,880 --> 00:25:54,200
‫ارث و میراثِ دخترهام رو.

484
00:25:55,000 --> 00:25:57,400
‫من واقعاً هیچ‌وقت ازت
‫نمی‌خوام همچین کاری بکنی.

485
00:25:58,520 --> 00:26:03,360
‫خب پس دیگه نمی‌دونم تکلیفِ
‫این بیزنسِ کوچیکِ ما چی می‌شه.

486
00:26:03,880 --> 00:26:07,119
‫تا وقتی که روی سقوطِ سهام شرط
‫نبندیم، سرمایه جذب نکنیم و تیم جمع نکنیم،

487
00:26:07,120 --> 00:26:09,000
‫همین‌جا در جا می‌زنیم.

488
00:26:09,640 --> 00:26:11,400
‫ما حتی یه معامله‌گر هم نداریم، ناموساً.

489
00:26:12,040 --> 00:26:14,039
‫شاید بد نباشه یه مدت از اینجا بزنی بیرون.

490
00:26:14,040 --> 00:26:15,520
‫می‌خوام کار کنم.

491
00:26:16,200 --> 00:26:19,759
‫ببین، من یه جوری زندگی
‫کردم که همه‌چیز توش کار بوده.

492
00:26:19,760 --> 00:26:21,679
‫یه جور دیگه هم زندگی کردم
‫که همه‌چیز توش تفریح بوده.

493
00:26:21,680 --> 00:26:25,400
‫دارم بهت می‌گم، برای چند
‫ساعت توی یه عصرِ سه‌شنبه،

494
00:26:26,000 --> 00:26:27,320
‫یه راهِ میانه‌ای هم هست.

495
00:26:27,800 --> 00:26:29,640
‫وقتی برگردی، همه‌ی اینا همین‌جا هستن.

496
00:26:42,720 --> 00:26:44,560
‫فقط اومدم که راه و چاه
‫رو نشونت بدم تا جا بیفتی.

497
00:26:46,200 --> 00:26:49,160
‫امیدوارم راحت باشی.
‫بهترین اتاقم رو دادم بهت.

498
00:26:50,240 --> 00:26:52,400
‫اینجا پر از «هاب‌سلیگ‌کایتن» ماست.

499
00:26:53,400 --> 00:26:54,560
‫این کلمه رو بلدی؟

500
00:26:55,584 --> 00:26:57,584
‫زبان آلمانیم فقط تا همینجا قد می‌ده.

501
00:27:00,000 --> 00:27:02,000
‫برای یه مدت یه پرستار آلمانی داشتم.

502
00:27:04,080 --> 00:27:05,919
‫خب، اگه بخوام کلمه به کلمه ترجمه‌ش کنم،

503
00:27:05,920 --> 00:27:09,120
‫یعنی «دارایی‌هایی که به روحت نزدیک‌ترن».

504
00:27:10,840 --> 00:27:11,920
‫چه قشنگ.

505
00:27:13,500 --> 00:27:15,500
‫و همچنین این اتاق.

506
00:27:16,880 --> 00:27:20,560
‫خلاصه اگه چیزی لازم داشتی، بهم بگو.

507
00:27:21,560 --> 00:27:23,000
‫- خیلی ممنون (به آلمانی).
‫- خواهش می‌کنم (به آلمانی).

508
00:27:29,200 --> 00:27:32,439
‫من سیستم بریتانیا رو تحسین می‌کنم.
‫البته خب، پاندول همیشه در حال نوسانه،

509
00:27:32,440 --> 00:27:35,039
‫ولی حداقل شما جلوی دهنِ
‫مخالف‌ها و شورشی‌ها رو نمی‌بندین.

510
00:27:35,040 --> 00:27:37,680
‫خب، مادرت بهم گفت که تو
‫یه جورایی تاریخ‌دان بودی؟

511
00:27:38,320 --> 00:27:40,599
‫جوابِ اکثرِ باتلاق‌های سیاسیِ امروزمون رو

512
00:27:40,600 --> 00:27:42,000
‫میشه توی دوره‌ی مدرنِ اولیه پیدا کرد.

513
00:27:42,560 --> 00:27:45,599
‫واسه همینم قهرمانِ سیاسیِ
‫من «لویی چهاردهم» هستش.

514
00:27:45,600 --> 00:27:47,440
‫همه‌ی جواب‌ها پیشِ «پادشاهِ خورشید»ه.

515
00:27:48,320 --> 00:27:50,320
‫ببخشید، ولی...

516
00:27:50,840 --> 00:27:53,120
‫فکر نکنم تا حالا از زبونِ کسی
‫شنیده باشم که همچین حرفی بزنه.

517
00:27:55,920 --> 00:27:59,080
‫هر کسی که چشم داشته باشه می‌بینه
‫که لیبرالیسمِ غربی شکست خورده.

518
00:28:00,440 --> 00:28:02,439
‫دهه‌ها بن‌بستِ سیاسی،

519
00:28:02,440 --> 00:28:05,359
‫تفرقه‌های حزبی که شبکه‌های
‫اجتماعی بهش سرعت دادن،

520
00:28:05,360 --> 00:28:08,840
‫و سیاست‌های کوتاه‌مدتی که فقط
‫برای بردنِ توی انتخابات طراحی شدن.

521
00:28:09,840 --> 00:28:12,519
‫موفق‌ترین دولتِ مرکزیِ دنیا در حال حاضر،

522
00:28:12,520 --> 00:28:17,279
‫مثل یه پادشاهیِ مطلقه عمل می‌کنه،
‫ولی اسم خودش رو گذاشته کمونیسم.

523
00:28:17,280 --> 00:28:18,399
‫خیلی خب موریتس.

524
00:28:18,400 --> 00:28:21,239
‫این بحث‌ها اصلاً برای سرِ میز شام جذاب نیست.

525
00:28:21,240 --> 00:28:25,079
‫یوهانا، لطفاً بشین. نمی‌تونیم
‫بذاریم تو از ما پذیرایی کنی.

526
00:28:25,080 --> 00:28:27,360
‫خواهش می‌کنم. این برای من باعث افتخاره.

527
00:28:29,400 --> 00:28:30,680
‫من «ساب‌استک» شما رو خوندم.
‫(پلتفرم نشر محتوا)

528
00:28:31,720 --> 00:28:33,079
‫- باعث افتخاره.
‫- آره.

529
00:28:33,080 --> 00:28:36,519
‫تیکه‌تیکه شدن و سرعت گرفتنِ
‫انزوایِ آدما (اتمیزه شدن)،

530
00:28:36,520 --> 00:28:38,399
‫داره ما رو به عنوان یه
‫گونه‌ی زیستی نابود می‌کنه.

531
00:28:38,400 --> 00:28:41,279
‫هر شرکتِ موفقی رو توی آمریکا در نظر بگیرین؛

532
00:28:41,280 --> 00:28:44,360
‫اونا بنگاه‌های اشتراکی نیستن، دیکتاتوری‌ان.

533
00:28:45,080 --> 00:28:47,799
‫اگه این‌طوریه، پس چرا «فاکس‌کان»
‫و خیلی از شهرک‌های صنعتی

534
00:28:47,800 --> 00:28:49,079
‫مجبورن برای جلوگیری از
‫خودکشیِ کارگراشون تور نصب کنن؟

535
00:28:49,080 --> 00:28:51,440
‫حرفِ من فقط اینه که اونجاها دموکراسی نیست.

536
00:28:53,280 --> 00:28:54,280
‫چه بد...

537
00:28:55,640 --> 00:28:58,279
‫که همیشه باید تهِ بحث‌هامون به
‫صخره‌های سیاست بخوره و گیر کنیم.

538
00:28:58,280 --> 00:29:00,119
‫منم کاملاً موافقم.

539
00:29:00,120 --> 00:29:01,640
‫پس، بفرمایین شام.

540
00:29:02,320 --> 00:29:03,560
‫ممنون.

541
00:29:04,480 --> 00:29:11,039
‫البته برای من، سیاست و بیزینسم
‫تا اونجایی که هنوز مالِ خودمه

542
00:29:11,040 --> 00:29:15,080
‫هر دو یکی هستن.

543
00:29:16,160 --> 00:29:19,919
‫چیزایی که بعضی‌ها بهش می‌گن
‫«حمایت‌گرایی» یا «انزواطلبی»،

544
00:29:19,920 --> 00:29:22,600
‫من به چشمِ «احترام به
‫سنت‌ها» بهشون نگاه می‌کنم.

545
00:29:25,080 --> 00:29:27,960
‫بانکِ «آی‌بی‌ان بائر» یه نهادِ ۳۰۰ ساله‌ست.

546
00:29:29,120 --> 00:29:35,120
‫من نگرانم که این ادغام، حریم خصوصیِ
‫مشتری‌های ما رو به خطر بندازه.

547
00:29:35,760 --> 00:29:38,399
‫خوب می‌دونم که شرکت‌های
‫فین‌تکِ (فناوری مالی) امروزی،

548
00:29:38,400 --> 00:29:40,000
‫چقدر بی‌پروا با داده‌های
‫مشتری‌هاشون بازی می‌کنن.

549
00:29:41,440 --> 00:29:42,440
‫موریتس...

550
00:29:46,200 --> 00:29:50,120
‫این ادغام، برای هر دو طرف به معنیِ رشده.

551
00:29:51,680 --> 00:29:52,960
‫ما به گذشته احترام می‌ذاریم،

552
00:29:53,960 --> 00:29:57,680
‫ولی بانکِ بائر رو با قدرت
‫به سمتِ آینده می‌کشیم.

553
00:30:02,280 --> 00:30:04,879
‫من دارم با «جولیان وول‌اشلگر» و
‫بقیه‌ی اعضای هیئت‌مدیره صحبت می‌کنم

554
00:30:04,880 --> 00:30:08,039
‫تا مطمئن شم این ادغام با
‫دقتی که لازمه بررسی می‌شه؛

555
00:30:08,040 --> 00:30:11,079
‫حتی اگه لازم باشه دوباره پای رگولاتورِ
‫(نهاد ناظر) اتریش رو وسط بکشیم

556
00:30:11,080 --> 00:30:12,320
‫تا در موردِ حفاظت از داده‌ها تحقیق کنن.

557
00:30:13,160 --> 00:30:14,879
‫دیگه دیره، قطار راه افتاده.

558
00:30:14,880 --> 00:30:16,879
‫فکر کردی چون من یه صدایِ تک و تنهام،

559
00:30:16,880 --> 00:30:18,680
‫سنگینیِ سرمایه‌ت منو زیر خودش دفن می‌کنه؟

560
00:30:19,200 --> 00:30:22,000
‫تو خودت به این معامله رأی مثبت
‫دادی، پولِ خیلی خوبی هم گیرت میاد.

561
00:30:22,520 --> 00:30:23,920
‫همه‌ش که پول نیست،

562
00:30:24,480 --> 00:30:27,600
‫- آقای هالبرسترام.
‫- موریتس، دیگه کافیه.

563
00:30:30,440 --> 00:30:32,800
‫- اصلاً قصدم این نبود که خجالت‌زده‌ت کنم.
‫- می‌دونم عزیزم.

564
00:30:33,720 --> 00:30:36,159
‫ما فقط باید واقع‌بین باشیم
‫و یه کم باهاش راه بیایم.

565
00:30:36,160 --> 00:30:38,719
‫یه وقت هست بحثِ واقع‌بینیه،
‫یه وقت هست بحثِ کوتاه اومدن

566
00:30:38,720 --> 00:30:39,799
‫جلوی یه دیکتاتورِ پیزوری.

567
00:30:39,800 --> 00:30:41,639
‫بی‌خیال، اون فقط یه کم
‫ادایِ روشنفکرها رو درمیاره.

568
00:30:41,640 --> 00:30:43,759
‫نه، نه، نه، اون یه فاشیستِ به تمام معناست.

569
00:30:43,760 --> 00:30:45,999
‫ما مهمونِ اوناییم! واقعاً می‌خوای جلوی مامانش

570
00:30:46,000 --> 00:30:47,079
‫بهش بپری و رسواش کنی؟

571
00:30:47,080 --> 00:30:49,399
‫اون لحنِ ضدِ یهودی‌ش رو
‫ندیدی که چقدر زیرپوستی بود؟

572
00:30:49,400 --> 00:30:50,879
‫بی‌خیال بابا، منظورش اون نبود.

573
00:30:50,880 --> 00:30:52,959
‫- ویتنی.
‫- برای کسی که نام خانوادگی‌ش «حنانی» هست،

574
00:30:52,960 --> 00:30:55,959
‫خیلی بی‌خیال به نظر می‌رسی. ما
‫باید هر چه زودتر پرواز کنیم و بریم.

575
00:30:55,960 --> 00:30:58,759
‫ولی این الان یه مسئله‌ی جدیه.
‫فکر نمی‌کنم ایده‌ی جالبی باشه

576
00:30:58,760 --> 00:31:00,799
‫که همین‌طوری مشکل رو رها
‫کنیم و امیدوار باشیم خودش حل شه.

577
00:31:00,800 --> 00:31:02,519
‫آره، ولی نمی‌تونیم قرارِ
‫رگولاتور رو کنسل کنیم.

578
00:31:02,520 --> 00:31:05,920
‫- باید اولین وقتِ فردا پرواز کنیم.
‫- اوکی، من می‌مونم. اصرار دارم که بمونم.

579
00:31:06,960 --> 00:31:09,040
‫شانس آوردی که زنت انقدر آدمِ عمل‌گراییه.

580
00:31:24,400 --> 00:31:26,399
‫هی. ببخشید، ببخشید، ببخشید...

581
00:31:26,400 --> 00:31:28,080
‫۱۵ دقیقه‌ی کوفتیه که اینجا نشستم.

582
00:31:28,960 --> 00:31:33,240
‫داش، کیر توش. توی ۱۵ دقیقه کلِ
‫تمدن‌ها سقوط کردن و دوباره پا گرفتن.

583
00:31:36,240 --> 00:31:38,599
‫هی، هی! داشتم شوخی می‌کردم.

584
00:31:38,600 --> 00:31:40,679
‫- چه مرگته؟
‫- من دارم سعی می‌کنم یه بیزنس راه بندازم.

585
00:31:40,680 --> 00:31:44,039
‫۱۵ دقیقه وقتِ اضافه ندارم. پس توی
‫این دو دقیقه‌ای که قراره اینجا وایستم،

586
00:31:44,040 --> 00:31:46,680
‫بهتره بهت بگم که با یه نفرِ دیگه سکس کردم.

587
00:31:48,000 --> 00:31:49,000
‫اوکی.

588
00:31:51,080 --> 00:31:54,800
‫- اوکی؟ یعنی برات مهم نیست؟
‫- چی، توی همین ۱۵ دقیقه‌ی اخیر؟

589
00:31:56,160 --> 00:31:58,360
‫یادم باشه دیگه هیچ‌وقت دیر نکنم.

590
00:32:00,520 --> 00:32:02,680
‫می‌خواستی اینو قبل از
‫اینکه دیر کنم بهم بگی؟

591
00:32:04,400 --> 00:32:05,480
‫اصلاً واقعیت داره؟

592
00:32:06,240 --> 00:32:08,200
‫مگه تو با بقیه نمی‌خوابی؟

593
00:32:08,760 --> 00:32:09,760
‫نه.

594
00:32:11,360 --> 00:32:12,800
‫تا اونجایی که من خبر دارم، نه.

595
00:32:16,440 --> 00:32:19,200
‫خب. می‌خوای فعلاً بیخیالِ این بحث بشیم؟

596
00:32:20,560 --> 00:32:22,400
‫من فقط فکر کردم اومدیم با هم وقت بگذرونیم.

597
00:32:25,480 --> 00:32:26,600
‫ولی از من خوشت میاد، نه؟

598
00:32:28,000 --> 00:32:29,680
‫واقعاً داری کار رو سخت می‌کنی.

599
00:32:30,800 --> 00:32:33,440
‫ولی آره، اگه بذاری، خوشم میاد.

600
00:32:36,560 --> 00:32:39,960
‫هرچند یه ذره زیادی
‫وقت‌شناسی؛ این تنها ایرادته.

601
00:32:42,240 --> 00:32:43,360
‫سر وقت باش.

602
00:32:45,000 --> 00:32:47,159
‫من یه شغلی داشتم که ولش کردم تا با تو باشم.

603
00:32:47,160 --> 00:32:51,679
‫آره، خب همون‌جا ولش کن بمونه. خدای من،
‫ما هر دو اومدیم اینجا که یه نوشیدنی بخوریم

604
00:32:51,680 --> 00:32:53,560
‫و شاید یه کم با هم حال کنیم.

605
00:32:54,560 --> 00:32:56,839
‫سعی کن گاهی وقت‌ها مسائل
‫کاری و شخصی رو از هم جدا کنی.

606
00:32:56,840 --> 00:32:58,999
‫- کارِ راحتیه.
‫- آره، کیر توش.

607
00:32:59,000 --> 00:33:01,879
‫- راستش اومده بودم بهت یه پیشنهادِ شغلی بدم.
‫- جدی؟

608
00:33:01,880 --> 00:33:03,879
‫شاید بهتر باشه این رابطه
‫رو از طریق ایمیل پیش ببریم.

609
00:33:03,880 --> 00:33:05,159
‫هارپر.

610
00:33:05,160 --> 00:33:08,039
‫چی باعث شده که انقدر بی‌جنبه و بدعنق بشی؟

611
00:33:08,040 --> 00:33:09,320
‫هارپر؟

612
00:33:12,800 --> 00:33:13,840
‫چطور بود؟

613
00:33:15,480 --> 00:33:17,000
‫امیدوارم این یعنی خوب بوده.

614
00:33:18,440 --> 00:33:20,400
‫اشکالی نداره من با این
‫لباس‌های راحتی و غیررسمی‌ام؟

615
00:33:20,920 --> 00:33:22,600
‫انقدر عجیب‌غریب رفتار نکن.

616
00:33:23,080 --> 00:33:24,639
‫ببخشید، دستِ خودم نیست،
‫انگار توی وجودم کدگذاری شده.

617
00:33:24,640 --> 00:33:26,080
‫کادو شناسیت خوبه؟

618
00:33:27,080 --> 00:33:29,399
‫دخترهای ۱۴ ساله از چی خوششون میاد؟

619
00:33:29,400 --> 00:33:31,159
‫من از کجا باید بدونم آخه؟

620
00:33:31,160 --> 00:33:33,520
‫باید بدونی دخترات از چی
‫خوششون میاد و از چی متنفرن.

621
00:33:36,560 --> 00:33:38,760
‫من با بقیه‌ی «دفاتر خانوادگی» پیگیری کردم.
‫(شرکت‌های مدیریت ثروت)

622
00:33:39,440 --> 00:33:41,199
‫راستش مجبور شدم کلی دنبالشون بدوئم.

623
00:33:41,200 --> 00:33:42,879
‫چند نفرشون وقتی شنیدن تو گفتی «تندر»
‫چیزی جز یه سهامِ امن و درجه‌یک هست،

624
00:33:42,880 --> 00:33:47,159
‫چشماشون از حدقه زد بیرون.

625
00:33:47,160 --> 00:33:49,159
‫من اسم تندر رو آوردم تا توی اون جلسه‌ای
‫که حس می‌کردم داره شکست می‌خوره،

626
00:33:49,160 --> 00:33:51,199
‫یه کم جو رو متشنج و بحث‌برانگیز کنم.

627
00:33:51,200 --> 00:33:56,240
‫این کار کلی زحمت و عرق ریختن و زیر
‫و رو کردنِ سنگ‌ها و زمانِ زیادی می‌خواد.

628
00:33:58,120 --> 00:34:00,999
‫- من وقتِ زیادی دارم.
‫- اگه این تنها چیزیه که می‌خوای به من ارائه بدی،

629
00:34:01,000 --> 00:34:02,959
‫فکر کنم باید توی رابطه‌مون تجدیدنظر کنیم.

630
00:34:02,960 --> 00:34:04,640
‫چرا انقدر با من تند برخورد می‌کنی؟

631
00:34:05,360 --> 00:34:08,959
‫چون اینجا یه بازیِ تفریحیِ مسخره نیست،

632
00:34:08,960 --> 00:34:11,039
‫یا یه برنامه‌ی الکی برای دورانِ بازنشستگیت،

633
00:34:11,040 --> 00:34:14,239
‫که همین‌طوری برای خودت بچرخی
‫و سعی کنی زندگیت رو بازسازی کنی،

634
00:34:14,240 --> 00:34:18,240
‫یا نمی‌دونم، ادایِ نقش‌هایی رو
‫دربیاری که کلِ عمرت نادیده‌شون گرفتی.

635
00:34:18,760 --> 00:34:22,400
‫من کی گفتم که می‌خوام این کار تفریحی باشه؟

636
00:34:23,280 --> 00:34:25,759
‫اگه نمی‌خوای دخترم توی محیطِ کارمون باشه...

637
00:34:25,760 --> 00:34:27,280
‫کی آخه این حرفو زدم؟

638
00:34:28,840 --> 00:34:32,279
‫- به نظر می‌رسه یه جورایی «تریگر» شدی (بهم ریختی)، همین.
‫- تری... چی؟ ببخشید، تریگر؟

639
00:34:32,280 --> 00:34:35,759
‫آخه کدوم کصخلی دیگه از این کلمه استفاده می‌کنه ناموساً؟

640
00:34:35,760 --> 00:34:39,119
‫داری شوخی می‌کنی؟ این کصشراییه که
‫مردم راه انداختن و هی تکرار می‌کنن:

641
00:34:39,120 --> 00:34:44,680
‫«زخم‌های من باعث شد قوی‌تر بشم.» نه بابا، اصلاً هم این‌طور نیست!
‫اتفاقای بدی که برام افتاد، فقط داغونم کرد.

642
00:34:45,320 --> 00:34:47,239
‫و باعث شد به شدت ضعیف بشم.

643
00:34:47,240 --> 00:34:50,400
‫مجبور شدم با عواقبِ چیزهایی دست
‫و پنجه نرم کنم که اصلاً تقصیر من نبود.

644
00:34:51,240 --> 00:34:55,160
‫و این هیچ ربطی به کاری که الان دارم انجام می‌دم نداره!

645
00:34:56,440 --> 00:34:57,920
‫می‌دونی چرا این کار رو می‌کنم؟

646
00:34:58,680 --> 00:35:02,160
‫چون ازش لذت می‌برم و توی
‫این کار لعنتی، کارم حرف نداره!

647
00:35:03,600 --> 00:35:08,360
‫همه چیز با کار شروع می‌شه و با کار تموم می‌شه،
‫اونم با این‌که ثابت کنم حرفم کاملاً درسته.

648
00:35:17,960 --> 00:35:19,640
‫این برای من حکمِ مرگ و زندگی رو داره.

649
00:35:22,160 --> 00:35:23,840
‫تو هم قبلاً همین‌طوری رفتار می‌کردی.

650
00:35:27,480 --> 00:35:29,080
‫به نظر می‌رسه یه کم تریگر شدی.

651
00:35:32,320 --> 00:35:33,320
‫خیلی خب.

652
00:35:34,480 --> 00:35:35,880
‫می‌تونم اون‌طوری که می‌خوای رفتار کنم.

653
00:35:36,640 --> 00:35:37,720
‫و تو...

654
00:35:39,280 --> 00:35:42,559
‫تو پاشدی اومدی به جلسه‌ای که
‫من چند روز براش سگ‌دو زدم،

655
00:35:42,560 --> 00:35:44,800
‫اونم با ایده‌هایی که اصلاً پخته نیستن.

656
00:35:55,080 --> 00:35:56,200
‫می‌دونستی من یه قلِ دوقلو دارم؟

657
00:35:57,920 --> 00:36:00,880
‫نه، چون تا حالا حرفی ازش نزدی.

658
00:36:06,280 --> 00:36:08,039
‫یه سرچِ سرسری توی گوگل کردم.

659
00:36:08,040 --> 00:36:10,559
‫درصدِ خیلی زیادی از آدرس‌ها

660
00:36:10,560 --> 00:36:12,959
‫و شماره تماس‌های این شرکت‌هایی که خریدن،

661
00:36:12,960 --> 00:36:15,079
‫به یه جای واحد ختم می‌شه.

662
00:36:15,080 --> 00:36:17,040
‫- حدس بزن کجا.
‫- خیلی خسته‌ام.

663
00:36:17,720 --> 00:36:19,760
‫مرکز تماسِ (کال سنتر) دوبلین.

664
00:36:20,840 --> 00:36:22,039
‫پس یعنی به بن‌بست خوردیم؟

665
00:36:22,040 --> 00:36:26,599
‫منم اول همین فکرو می‌کردم. در ضمن،
‫مطمئن نیستم که این مدرک جرمِ قطعی باشه،

666
00:36:26,600 --> 00:36:28,439
‫ولی یه چیزی توی اسناد
‫دیدم که نظرم رو جلب کرد.

667
00:36:28,440 --> 00:36:33,759
‫خیلی ریز چاپ شده، ولی
‫تقریباً توی هر صد صفحه یه بار،

668
00:36:33,760 --> 00:36:35,880
‫یه آدرسِ «به مراقبتِ...» هست. می‌بینی؟
‫(آدرس واسطه)

669
00:36:36,680 --> 00:36:40,319
‫توی «گوگل استریت ویو» که نگاه می‌کنی، به
‫نظر می‌رسه... خب، راستش شبیه هیچ‌چی نیست.

670
00:36:40,320 --> 00:36:43,239
‫دلم می‌خواد از کلمه‌ی «ده‌کوره» براش استفاده کنم.

671
00:36:43,240 --> 00:36:44,320
‫نشونم بده.

672
00:36:46,960 --> 00:36:48,639
‫این نباید درست باشه، مگه نه؟

673
00:36:48,640 --> 00:36:51,119
‫آخه این شبیه دفترِ فرعیِ یه شرکتیه

674
00:36:51,120 --> 00:36:53,359
‫که ارزش بازارش نُه میلیارد دلاره؟

675
00:36:53,360 --> 00:36:56,359
‫«ساندرلند» دیگه کیه، چیه یا کجاست؟

676
00:36:56,360 --> 00:36:57,480
‫سرد بنظر میاد.

677
00:37:06,280 --> 00:37:07,840
‫- الو؟
‫- هی، عزیزم.

678
00:37:08,320 --> 00:37:09,839
‫واقعاً بابتِ امروز ازت معذرت می‌خوام.

679
00:37:09,840 --> 00:37:11,359
‫- آره جونِ خودت.
‫- می‌دونم گفتی می‌خوای

680
00:37:11,360 --> 00:37:12,919
‫یه کم تنها باشی و استراحت کنی،

681
00:37:12,920 --> 00:37:16,479
‫ولی برای یه سفرِ کوتاه وقت داری؟

682
00:37:16,480 --> 00:37:20,440
‫فکر کنم این موضوع کنجکاویت رو برطرف
‫کنه، در ضمن به تخصصت هم نیاز دارم.

683
00:37:26,800 --> 00:37:27,800
‫سلام.

684
00:37:28,880 --> 00:37:30,999
‫ویتنی ازم خواست

685
00:37:31,000 --> 00:37:33,599
‫که سه نسخه‌ی مختلف از جوابیه احتمالی‌مون

686
00:37:33,600 --> 00:37:34,960
‫به مقاله‌ی «فین‌دایجست» رو برات بیارم.

687
00:37:36,720 --> 00:37:39,159
‫- می‌تونستی ایمیلشون کنی.
‫- آره.

688
00:37:39,160 --> 00:37:40,560
‫درسته. ببخشید.

689
00:37:41,200 --> 00:37:42,440
‫ببخشید، من نمی‌خواستم...

690
00:37:43,160 --> 00:37:45,360
‫بوی «مارتینی» می‌دی؟

691
00:37:47,040 --> 00:37:49,760
‫انگار اپلیکیشن «رایا» توی وین
‫خیلی کساده که به این وضع افتادی.

692
00:37:52,120 --> 00:37:53,639
‫- سلام، هیلی.
‫- سلام.

693
00:37:53,640 --> 00:37:55,040
‫- ببخشید.
‫- اشکالی نداره.

694
00:37:55,960 --> 00:37:58,840
‫این بچه‌ی نافِ «کالاباساس» (اشاره به هنری)
‫همین الان سعی کرد مخ بزنه و شکست خورد.

695
00:38:00,560 --> 00:38:03,039
‫خب، یاسمین، مطمئنم هیلی
‫دلش نمی‌خواد ما درباره‌ی

696
00:38:03,040 --> 00:38:06,360
‫- سوتی‌های دوران جوونیش گمانه‌زنی کنیم.
‫- خب من که گمانه‌زنی نمی‌کنم.

697
00:38:08,120 --> 00:38:09,200
‫بهش بگو.

698
00:38:10,320 --> 00:38:14,360
‫راست می‌گه. ولی بیشتر این‌طوری
‫بود که اون تلاشش رو کرد و ضایع شد.

699
00:38:15,560 --> 00:38:18,400
‫کلاسیکِ همیشه. خب، منظورم اینه که...

700
00:38:20,080 --> 00:38:21,480
‫تو سرتر از این حرفایی.

701
00:38:25,040 --> 00:38:26,680
‫اون خیلی کلافه‌ست.

702
00:38:29,600 --> 00:38:33,560
‫- مگه نه هیلی؟
‫- من... نمی‌دونم واقعاً این کلمه رو به کار ببرم یا نه.

703
00:38:35,560 --> 00:38:36,560
‫یه ذره آره.

704
00:38:38,440 --> 00:38:39,440
‫حتماً.

705
00:38:40,320 --> 00:38:42,520
‫- یاس، داری چه گوهی میخوری؟
‫- هیلی...

706
00:38:46,360 --> 00:38:48,359
‫- بیا اینجا.
‫- یاس، یاس، من فقط تو رو لازم دارم.

707
00:38:48,360 --> 00:38:49,680
‫تو...

708
00:38:51,840 --> 00:38:53,160
‫ازش خوشت میاد؟

709
00:38:54,920 --> 00:38:55,920
‫از این...

710
00:38:57,920 --> 00:38:59,200
‫خوشت میاد؟

711
00:39:04,480 --> 00:39:05,760
‫دلت می‌خواد ببوسیش؟

712
00:39:08,200 --> 00:39:09,640
‫من اینو برای تو می‌خوام.

713
00:39:20,480 --> 00:39:22,560
‫خودت... خودت اینو می‌خوای؟

714
00:40:12,680 --> 00:40:13,720
‫خوبه.

715
00:40:15,280 --> 00:40:16,600
‫حالا، روش تف کن.

716
00:40:51,200 --> 00:40:52,440
‫کالاباساس، به من نگاه کن.

717
00:40:59,040 --> 00:41:00,440
‫هنری، از روش بلند شو.

718
00:41:05,480 --> 00:41:08,840
‫حالا روی تخت بچرخ، پاهات رو باز کن و
‫کص جندت بهم نشون بده.

719
00:41:29,120 --> 00:41:32,120
‫خب، حالا باورم شد که تو یه
‫چیزی داری که متعلق به شوهرِ منه.

720
00:41:37,320 --> 00:41:38,720
‫و در نتیجه، متعلق به منه.

721
00:41:52,640 --> 00:41:54,840
‫خب، انگار مردا رو باد با خودش برده.

722
00:41:55,480 --> 00:41:56,920
‫تورو با من تنها گذاشتن و رفتن.

723
00:41:57,640 --> 00:41:59,280
‫بیا کمک کن سگ‌ها رو ببریم بیرون.

724
00:42:01,480 --> 00:42:04,959
‫اسمِ موریتس توی بانک فقط جنبه‌ی
‫تشریفاتی داره، واقعاً کاره‌ای نیست.

725
00:42:04,960 --> 00:42:08,199
‫خودش هم می‌دونه که
‫معامله‌ی «تندر» معامله‌ی خوبیه.

726
00:42:08,200 --> 00:42:11,080
‫- فقط تشنه‌ی توجهه.
‫- چطور مگه؟

727
00:42:11,640 --> 00:42:15,040
‫خب، اون صرفاً نمی‌خواد فقط
‫با نام خانوادگی‌ش شناخته بشه.

728
00:42:17,640 --> 00:42:22,000
‫راستش، من می‌تونم با یکی از
‫سردبیرهای «الکساندر» صحبت کنم.

729
00:42:23,080 --> 00:42:26,679
‫آره، حتی اگه شده در حدِ یه ستونِ کوتاه
‫و یک‌باره، باعث می‌شه موریتس حس کنه

730
00:42:26,680 --> 00:42:29,519
‫دنیا بالاخره برای یه بار هم که
‫شده داره به حرفش گوش می‌ده.

731
00:42:29,520 --> 00:42:31,480
‫این ایده‌ی فوق‌العاده‌ایه.

732
00:42:32,240 --> 00:42:36,039
‫می‌دونی، فکر کنم اگه ببینه تفکراتش توی
‫یه نشریه‌ی معتبر مثل «نورتون» تایید شده،

733
00:42:36,040 --> 00:42:37,799
‫به زندگیش معنا می‌ده.

734
00:42:37,800 --> 00:42:43,359
‫حتی اگه برای یه لحظه باشه، این‌که اسمش و نظرش رو
‫چاپ شده، سیاه روی سفید ببینه، براش خیلی ارزش داره.

735
00:42:43,360 --> 00:42:46,679
‫آره، رسانه‌های قدیمی هنوز هم
‫اعتبار و وزنِ خودشون رو دارن.

736
00:42:46,680 --> 00:42:48,280
‫بله، وزنِ تاریخ.

737
00:42:48,800 --> 00:42:52,519
‫آره، اون کلاً بلد نیست چطوری نظراتش رو برای
‫جمع‌های رسمی و مبادی‌آداب، نرم‌تر بیان کنه.

738
00:42:52,520 --> 00:43:00,280
‫ولی جهتِ کلیِ تفکراتش بر
‫پایه‌ی عقلِ سلیمه، قبول نداری؟

739
00:43:02,520 --> 00:43:09,360
‫اون... ببخشید. آره، آره. موافقم.

740
00:44:12,000 --> 00:44:15,479
‫جیمزِ لعنتی. جیمز!

741
00:44:15,480 --> 00:44:17,079
‫۱۸۰۰ تا کامنت برای این مطلب اومده؛

742
00:44:17,080 --> 00:44:20,359
‫همون که در مورد پدر و مادرهایی بود که به
‫بچه‌هاشون کمک می‌کنن توی لندن لونه‌موش بخرن.

743
00:44:20,360 --> 00:44:21,839
‫از وقتی که اون مطلب رو درباره‌ی
‫زیباییِ مساجدِ لندن کار کردیم،

744
00:44:21,840 --> 00:44:24,280
‫تا حالا صندوقِ نامه‌هامون انقدر پر نشده بود.

745
00:44:25,640 --> 00:44:30,360
‫- درخواستِ حقِ پاسخگویی دادی؟
‫- آره. آره، ولی فعلاً که خبری ازشون نشده.

746
00:44:30,960 --> 00:44:34,319
‫- عوضی‌ها.
‫- چرا برای انتشارش معطلی؟

747
00:44:34,320 --> 00:44:35,759
‫منظورم اینه که می‌دونیم اونا فقط قراره بگن

748
00:44:35,760 --> 00:44:38,400
‫اتهامات بی‌اساسه و گاردِ دفاعی بگیرن.

749
00:44:41,640 --> 00:44:44,559
‫چی؟ «بررسی پرونده‌ی تندر.
‫نتایجِ این شرکتِ فین‌تک با رشدِ سریع،

750
00:44:44,560 --> 00:44:47,079
‫شفافیت نداره و باید باعث
‫وحشتِ سرمایه‌گذارها بشه.»

751
00:44:47,080 --> 00:44:49,199
‫اه، لعنتی، نمی‌شه رک‌تر حرف زد؟

752
00:44:49,200 --> 00:44:53,159
‫مثلاً: «شرکتی که قبلاً تراکنش‌های پورن انجام می‌داد،
‫هنوز هم داره به صورت غیرقانونی این کار رو می‌کنه؟»

753
00:44:53,160 --> 00:44:55,199
‫جیمز، انگار متوجه نشدی،

754
00:44:55,200 --> 00:44:58,320
‫وکیلِ شیفتِ شب می‌خواد بخشِ
‫بزرگی از متنِ تو رو حذف کنه.

755
00:44:58,920 --> 00:45:00,080
‫چقدرش رو؟

756
00:45:01,200 --> 00:45:02,560
‫اوه‌، صیکتیر.

757
00:45:03,760 --> 00:45:06,599
‫ببین، تو نمی‌تونی بدون مدرک، اتهامِ
‫حساب‌سازی و دور زدنِ مالی رو بهشون بزنی.

758
00:45:06,600 --> 00:45:09,679
‫ما اون‌قدری دستمون باز نیست که
‫بدون داشتنِ یه آدمِ نفوذی ، گمانه‌زنی کنیم.

759
00:45:09,680 --> 00:45:12,159
‫چرا انقدر اصرار داری این
‫مطلب رو نیم‌پخته منتشر کنی؟

760
00:45:12,160 --> 00:45:14,679
‫چون یکی مثل «پدی رادن کیف»
‫یا یه خبرنگارِ دیگه بو می‌بره،

761
00:45:14,680 --> 00:45:17,080
‫اون‌وقت یه رسانه‌ی گردن‌کلفت با بودجه‌ی زیاد،
‫زودتر از ما منتشرش می‌کنه و ما عقب می‌افتیم.

762
00:45:17,920 --> 00:45:20,879
‫ببین رفیق، تمام حرفِ من اینه
‫که هرچی سریع‌تر منتشر کنیم،

763
00:45:20,880 --> 00:45:22,799
‫آدمِ من (منبع خبری) با خیالِ راحت‌تری
‫حاضر می‌شه حرف‌هاش رو رسمی و ثبت کنه.

764
00:45:22,800 --> 00:45:26,919
‫خودت می‌دونی من کسی رو دارم که ممکنه، تأکید می‌کنم
‫ممکنه، برای تأییدِ این قضایا باهامون همکاری کنه.

765
00:45:26,920 --> 00:45:29,239
‫می‌دونی که اون خیلی می‌ترسه و حاضر
‫نیست به صورت الکترونیکی مدرکی بفرسته.

766
00:45:29,240 --> 00:45:31,079
‫خب، این مرتیکه‌ها خیلی
‫اهلِ شکایت و دادگاه‌بازی‌ان.

767
00:45:31,080 --> 00:45:35,680
‫پس یا با همین تغییرات منتشر
‫می‌شه، یا اصلاً منتشر نمی‌شه. شرمنده.

768
00:45:39,040 --> 00:45:40,040
‫خیلی خب.

769
00:45:41,800 --> 00:45:44,639
‫آره... آره، به درک، چاپش کن. برای شروع خوبه.

770
00:45:44,640 --> 00:45:46,839
‫ولی اگه بودجه رو آزاد نکنی
‫که من برم «آکرا» (پایتخت غنا)،

771
00:45:46,840 --> 00:45:49,120
‫پس فکر کنم باید پولِ بلیطِ
‫کوفتی‌م رو از جیبِ خودم بدم، آره؟

772
00:45:52,200 --> 00:45:53,320
‫ای احمقِ بیشعور!

773
00:45:55,760 --> 00:45:57,560
‫خیلی طول کشید تا برسیم به این قبرستون.

774
00:45:58,120 --> 00:46:01,000
‫- یه کم بوداره.
‫- من توی یه همچین خیابونی بزرگ شدم.

775
00:46:01,960 --> 00:46:03,680
‫خب، می‌خوایم بهشون بگیم توی
‫کارِ مالی و بورس هستیم یا چی؟

776
00:46:04,640 --> 00:46:06,200
‫فقط بذار من حرف بزنم.

777
00:46:08,040 --> 00:46:09,119
‫سلام.

778
00:46:09,120 --> 00:46:11,759
‫راستش ما از «اداره‌ی آمارِ ملی» اومدیم.

779
00:46:11,760 --> 00:46:13,879
‫فکر کنم زنگِ شما رو اشتباهی زدیم، ببخشید.

780
00:46:13,880 --> 00:46:15,159
‫- نه، مشکلی نیست.
‫- نه، معذرت می‌خوام.

781
00:46:15,160 --> 00:46:17,879
‫ما فکر می‌کردیم اینجا یه دفترِ اداریه.

782
00:46:17,880 --> 00:46:22,640
‫- کسی اینجا کار می‌کنه؟
‫- خب، من... پسرم توی خونه کار می‌کنه.

783
00:46:26,160 --> 00:46:27,279
‫شما دخترا حالتون خوبه؟

784
00:46:27,280 --> 00:46:28,280
‫- خوبیم.
‫- خوبیم.

785
00:46:29,080 --> 00:46:32,599
‫ببینید، من یه عالمه ایمیل از سایت‌های
‫مختلفِ پرداخت توی آفریقا می‌گیرم.

786
00:46:32,600 --> 00:46:33,920
‫اصلِ کار همینه واقعاً.

787
00:46:34,440 --> 00:46:37,000
‫تعدادشون زیاده. کلی هم فایل ضمیمه دارن.

788
00:46:37,360 --> 00:46:39,160
‫- می‌تونی یکی از این ضمیمه‌ها رو بهم نشون بدی؟
‫- حتماً.

789
00:46:41,440 --> 00:46:43,880
‫- این‌ که... آره.
‫- تراکنش‌هاست.

790
00:46:44,800 --> 00:46:47,279
‫- از کجا فهمیدی؟
‫- با این‌ها چیکار می‌کنی؟

791
00:46:47,280 --> 00:46:49,440
‫خب، کلی تراکنش با قیمت‌های مختلفه.

792
00:46:50,520 --> 00:46:52,439
‫من این‌ها رو جمع‌آوری و دسته‌بندی می‌کنم.

793
00:46:52,440 --> 00:46:55,999
‫- کارِ شاقی نیست واقعاً.
‫- خودت رو دستِ‌کم نگیر، کار کاره دیگه.

794
00:46:56,000 --> 00:47:00,880
‫مثلاً هر چیزی بینِ صفر تا ۱۲ پوند
‫باشه، برچسبِ "PZ202" می‌خوره.

795
00:47:01,360 --> 00:47:07,759
‫در حالی که بین ۱۲ تا ۸۰ پوند، "PZ303" می‌شه.
‫۸۰ تا ۲۰۰، ۲۰۰ تا ۵۰۰ و همین‌طوری الی آخر.

796
00:47:07,760 --> 00:47:11,719
‫و اون دسته‌ها میان توی این فایلِ اکسلِ جدید.

797
00:47:11,720 --> 00:47:13,880
‫جفریِ عشقم، من دارم می‌رم بیرون.

798
00:47:15,120 --> 00:47:18,759
‫اون اصلاً نمودارهای گزارشِ سودِ «تندر» رو درست نمی‌کنه.

799
00:47:18,760 --> 00:47:21,640
‫جفری، ناراحت نمی‌شی اگه من
‫چند تا از این کدها رو یادداشت کنم؟

800
00:47:22,320 --> 00:47:25,639
‫پس یعنی تک‌تکِ تراکنش‌های موجودِ «تندر»

801
00:47:25,640 --> 00:47:27,919
‫توسطِ جفریِ گل، با دست کدگذاری می‌شن.

802
00:47:27,920 --> 00:47:29,599
‫- آره.
‫- اونا حتماً ده‌ها تا جفری دارن،

803
00:47:29,600 --> 00:47:32,199
‫که بر اساسِ «قیمت» کد می‌زنن، نه
‫بر اساسِ «منبع» یا «نوعِ خدمات».

804
00:47:32,200 --> 00:47:34,439
‫و این همون روشیه که پورن و
‫قمار رو باهاش مخفی می‌کنن، مگه نه؟

805
00:47:34,440 --> 00:47:36,119
‫- پس اونا دارن ثبتش می‌کنن، بعدش...
‫- آره. یعنی مثلاً

806
00:47:36,120 --> 00:47:38,759
‫اگه فیلمِ پورن بخری، یا
‫برای مادربزرگت گل بخری،

807
00:47:38,760 --> 00:47:42,479
‫یا پولت رو توی رولت به باد بدی،
‫همه‌ش یه جور دسته‌بندی می‌شه.

808
00:47:42,480 --> 00:47:44,559
‫یعنی تا وقتی که قیمتشون
‫تقریباً یکی باشه، فرقی ندارن.

809
00:47:44,560 --> 00:47:47,799
‫انگار همه‌ش رو می‌ریزن توی یه سطلِ
‫بزرگِ آشغال به اسمِ «اقلامِ مصرفی».

810
00:47:47,800 --> 00:47:49,719
‫درسته. خب، باید این قضیه رو تا تهش بریم.

811
00:47:49,720 --> 00:47:51,240
‫- آره، موافقم!
‫- اوکی.

812
00:47:52,200 --> 00:47:53,280
‫کیر توم!

813
00:47:53,760 --> 00:47:56,439
‫دهنمون سرویس! عجب هیجانِ خفنی بود!

814
00:47:56,440 --> 00:47:57,440
‫عزیزم.

815
00:47:58,840 --> 00:48:00,680
‫بیا با من کار کن. خواهش می‌کنم.

816
00:48:03,040 --> 00:48:05,719
‫هارپر، تو پترا رو ول کردی.
‫موستین رو هم ول کردی.

817
00:48:05,720 --> 00:48:08,479
‫باید بهم قولِ مردونه بدی که
‫این بار واقعاً تا تهش وایمیستی.

818
00:48:08,480 --> 00:48:10,840
‫- بدونِ هیچ حاشیه‌ای.
‫- حله.

819
00:48:12,080 --> 00:48:14,520
‫اگه بیای، منم قول می‌دم پات بمونم.

820
00:48:21,040 --> 00:48:22,040
‫اوکی.

821
00:48:23,320 --> 00:48:25,240
‫عالیه. به اریک زنگ بزن.

822
00:48:30,320 --> 00:48:33,719
‫جیمز، هارپرم. اگه بهت بگم فرضیه‌ت درباره‌ی

823
00:48:33,720 --> 00:48:35,639
‫پولشوییِ پرداخت‌های «تندر» صد درصد درسته، چی می‌گی؟

824
00:48:35,640 --> 00:48:39,479
‫خب، حتماً یادتون هست که اوایلِ امسال، لیسا،

825
00:48:39,480 --> 00:48:44,679
‫دولتِ شما قول داد که «کاغذبازی‌های اداری که

826
00:48:44,680 --> 00:48:47,399
‫جلوی سرمایه‌گذاری رو می‌گیره رو نابود کنه»

827
00:48:47,400 --> 00:48:50,840
‫و از نهادِ ناظر، یعنی شما کالین، خواست
‫که «رشدِ اقتصادی رو جدی بگیرین».

828
00:48:52,360 --> 00:48:56,000
‫جلوگیری از این معامله، هر
‫دوی اون قول‌ها رو زیرِ پا می‌ذاره.

829
00:48:56,600 --> 00:48:59,999
‫نوآورانِ جهانی، چه کوچیک
‫و چه بزرگ، متوجه می‌شن که

830
00:49:00,000 --> 00:49:04,839
‫علی‌رغمِ شعارهای پرطمطراقِ حزب کارگر،

831
00:49:04,840 --> 00:49:06,919
‫درِ بریتانیا به روی بیزنس بسته هست.

832
00:49:06,920 --> 00:49:09,839
‫این یه ضربه‌ی بزرگ به شهروندانِ بریتانیاست؛

833
00:49:09,840 --> 00:49:13,279
‫کسایی که فعلاً حداقل، روحشون هم خبر نداره

834
00:49:13,280 --> 00:49:16,479
‫که اوضاعِ اقتصادی‌شون چقدر وخیم و داغونه.

835
00:49:16,480 --> 00:49:19,840
‫از اون حرف‌های «نجابت و مسئولیت» و «اشراف‌زادگان بهتر می‌فهمن».
‫(اشاره به وظیفه‌ی طبقه اشراف)

836
00:49:20,760 --> 00:49:24,240
‫شنیدنِ این حرفا از زبونِ تو واقعاً
‫سخته. مردم زود فراموش می‌کنن.

837
00:49:24,720 --> 00:49:27,880
‫من نقشِ خودم رو توی سیاست،
‫حفظِ یه حافظه‌ی خیلی طولانی می‌بینم.

838
00:49:28,520 --> 00:49:31,480
‫و این شاملِ شناختنِ چهره‌ی واقعیِ یه
‫کلاهبردار زیرِ نقابِ جدیدش هم می‌شه.

839
00:49:32,440 --> 00:49:35,960
‫و یادم نرفته که چطور توی
‫بازجوییِ «لومی» به تِتِه پِتِه انداختمت.

840
00:49:40,480 --> 00:49:43,319
‫یه جور خودخواهیِ مفرطه که به خودزنی پهلو می‌زنه

841
00:49:43,320 --> 00:49:46,399
‫این‌که بذاریم مسائلِ شخصی، ضربه‌ی مهلکی

842
00:49:46,400 --> 00:49:48,159
‫به چیزی بزنه که در آستانه‌ی رسیدن بهش هستیم،

843
00:49:48,160 --> 00:49:49,839
‫این ادغام به ما مجوزِ بانکی می‌ده،

844
00:49:49,840 --> 00:49:51,919
‫یعنی انتخابِ بیشتر، قیمت‌های کمتر،

845
00:49:51,920 --> 00:49:54,159
‫و یه موجِ بزرگ از نوآوری
‫که به دنبالِ ما راه می‌افته.

846
00:49:54,160 --> 00:49:55,959
‫ادعاهای بزرگیه، ولی به هیچ
‫وجه با مدارکی که ارائه دادی...

847
00:49:55,960 --> 00:50:00,040
‫«ریکی مارتین»، با "Y".

848
00:50:01,240 --> 00:50:05,599
‫رئیسِ دفترِ نخست‌وزیر.
‫پس بفرمایین، من سراپا گوشم.

849
00:50:05,600 --> 00:50:07,160
‫تو از این خبر داشتی؟

850
00:50:09,440 --> 00:50:12,920
‫ریکی، ممنون که وارد شدی. تو پریدی وسطِ...

851
00:50:15,240 --> 00:50:18,840
‫پریدی وسطِ سوالِ بعدیِ من که از کالین داشتم.

852
00:50:19,880 --> 00:50:22,199
‫این حرف‌هایی که شنیدیم، اصلاً چه ربطی داره

853
00:50:22,200 --> 00:50:26,479
‫به این‌که ادغام با یه بانکِ اتریشی، مشکلِ
‫انحصار (آنتی‌تراست) ایجاد می‌کنه یا نه؟

854
00:50:26,480 --> 00:50:28,119
‫- سیستمِ بانکی...
‫- کالین، شکایت‌هایی که

855
00:50:28,120 --> 00:50:30,519
‫از رقبای ما شنیدی، فقط برای
‫مخفی کردنِ ترسِ واقعی‌شونه.

856
00:50:30,520 --> 00:50:32,719
‫اونا از کم شدنِ رقابت نمی‌ترسن.

857
00:50:32,720 --> 00:50:35,040
‫اونا از «زیاد شدنِ» رقابت می‌ترسن.

858
00:50:35,680 --> 00:50:38,839
‫این معامله از نظرِ فنی،
‫کاملاً به نفعِ رقابت در بازاره.

859
00:50:38,840 --> 00:50:43,279
‫کالین، ریکی، جنیفر، لیسا؛
‫مسئله فقط این نیست که

860
00:50:43,280 --> 00:50:45,679
‫بریتانیایِ حزبِ کارگر طرفدارِ بیزنس هست یا نه.

861
00:50:45,680 --> 00:50:48,999
‫مسئله اینه که آیا حزب کارگر
‫طرفدارِ کاهشِ کلاهبرداریِ مالی هست،

862
00:50:49,000 --> 00:50:51,559
‫طرفدارِ آموزشِ سلامتِ
‫مالی به رأی‌دهنده‌هاش هست،

863
00:50:51,560 --> 00:50:54,879
‫طرفدارِ قدرتِ انتخابِ مصرف‌کننده توی زندگیِ مالیِ خودش هست یا نه.

864
00:50:54,880 --> 00:50:56,799
‫دولتِ قبلیِ شما، تورو از اروپا جدا کرد.

865
00:50:56,800 --> 00:51:01,320
‫من ازت می‌خوام که به این معامله به چشمِ اولین قدم از
‫هزاران قدمِ ضروری برای بازگشت و یکی شدنِ دوباره نگاه کنی.

866
00:51:04,120 --> 00:51:05,120
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

867
00:51:07,560 --> 00:51:08,560
‫هنری!

868
00:51:12,240 --> 00:51:14,159
‫ببخشید. آره. خب البته که همین‌طوره. آره.

869
00:51:14,160 --> 00:51:18,279
‫تا اونجایی که من متوجهم،
‫بعد از این‌که مجوزِ بانکِ اتریشی رو برای فعالیت

870
00:51:18,280 --> 00:51:23,119
‫توی اتحادیه اروپا گرفتین،
‫بلافاصله برای مجوزِ بریتانیا هم اقدام می‌کنین.

871
00:51:23,120 --> 00:51:24,199
‫ما یه شرکتِ بریتانیایی هستیم.

872
00:51:24,200 --> 00:51:28,319
‫- راهش این نیست که...
‫- کالین، نخست‌وزیر می‌خواد اینجا اعلام بشه

873
00:51:28,320 --> 00:51:31,119
‫که چقدر نگاهِ «تندر» رو
‫برای تبدیل کردنِ بریتانیا

874
00:51:31,120 --> 00:51:35,480
‫به پایتختِ فین‌تکِ اروپا، اگه
‫نگیم کلِ دنیا، تحسین می‌کنه.

875
00:51:41,840 --> 00:51:47,359
‫و ما به استقلالِ نهادِ ناظر احترام
‫می‌ذاریم و به تصمیماتشون گردن می‌نهیم.

876
00:51:47,360 --> 00:51:50,440
‫لیسا، مطمئنم بعداً می‌تونیم با کالین توی یه
‫جلسه‌ی خصوصی در این باره گپ بزنیم.

877
00:51:51,240 --> 00:51:52,480
‫ممنون ریکی.

878
00:52:08,240 --> 00:52:09,319
‫حق با ویتنی بود.

879
00:52:09,320 --> 00:52:12,039
‫مطالبِ «فین‌دایجست» شبیه
‫یه مشت اراجیفِ زرد و جنجالیه

880
00:52:12,040 --> 00:52:15,240
‫تا قیمتِ سهام رو دستکاری کنن. لوئیزا
‫داره یه جوابیه براشون تنظیم می‌کنه.

881
00:52:21,280 --> 00:52:23,880
‫فکر کنم واسه همین بود که موریتس کشید کنار.

882
00:52:24,920 --> 00:52:28,080
‫آره، الکساندر منو به «پرسی»
‫توی بخشِ نظرات معرفی کرد.

883
00:52:28,560 --> 00:52:34,680
‫پس تو دور از چشمِ من، رفتی
‫سراغِ عموم تا به این آدم تریبون بدی؟

884
00:52:35,360 --> 00:52:38,879
‫الکساندر با من موافق بود هنری. این یه
‫جور مذاکره با سیاست و پنبه سر بریدنه.

885
00:52:38,880 --> 00:52:41,719
‫این یارو یه نویسنده‌ی متوهم توی مجله‌ی
‫«اسپکتیتور» نیست که، (منظورش اینه که آدم مهمیه).

886
00:52:41,720 --> 00:52:43,159
‫«در دفاع از ارتش نازی (ورماخت)»؟!

887
00:52:43,160 --> 00:52:46,279
‫آخه این یه روزنامه‌ی سراسری
‫و معتبره، مسئولیت داره!

888
00:52:46,280 --> 00:52:48,239
‫یه آدمِ خُل و چِل داره واسه خودش اراجیف می‌بافه.

889
00:52:48,240 --> 00:52:50,119
‫- آخه می‌دونی...
‫- می‌دونی چی؟

890
00:52:50,120 --> 00:52:54,320
‫این مزخرفات فردا فقط به دردِ پاک کردنِ شیشه‌ می‌خوره!
‫انقدر ساده‌لوح نباش.

891
00:52:56,440 --> 00:52:58,440
‫فکر نمی‌کنی به جای این
‫حرفا باید ازم تشکر کنی؟

892
00:52:58,720 --> 00:53:00,279
‫ببین، اگه من این فرصت
‫رو به موریتس نمی‌دادم،

893
00:53:00,280 --> 00:53:02,400
‫این معامله اصلاً جوش نمی‌خورد.

894
00:53:04,480 --> 00:53:05,640
‫اون حرکتی که با «هیلی» زدی...

895
00:53:07,680 --> 00:53:08,760
‫اصلاً جالب نبود، حسِ بدی داشت.

896
00:53:10,320 --> 00:53:14,319
‫می‌دونی که من اعتیاد دارم؛ این کارِ تو دقیقاً
‫مثل این بود که مواد رو بذاری کفِ دستِ یه معتاد.

897
00:53:14,320 --> 00:53:16,160
‫تو خودت هیلی رو می‌خواستی هنری،

898
00:53:17,400 --> 00:53:18,600
‫واسه همین هم کردیش.

899
00:53:20,320 --> 00:53:22,760
‫من فقط انقدر جسارت داشتم که بفهمم چی
‫حالت رو خوب می‌کنه و همون رو بهت بدم.

900
00:53:23,560 --> 00:53:24,560
‫سلام.

901
00:53:26,920 --> 00:53:28,720
‫آخر هفته خوبی بود تو «کالاباساس»؟

902
00:53:29,320 --> 00:53:30,800
‫من هنوز جوون‌تر از اونیم
‫که بخوام خمارِ دیشب باشم.

903
00:53:31,600 --> 00:53:32,999
‫امروز صبح سرت خیلی شلوغه،

904
00:53:33,000 --> 00:53:36,959
‫واسه ساعت ۷ امشب هم برات ماشین
‫گرفتم که بری «آرلینگتون» واسه شام.

905
00:53:36,960 --> 00:53:40,280
‫- من رزرو کرده بودم؟
‫- نه، ایشون زحمتش رو کشیدن.

906
00:53:41,040 --> 00:53:43,440
‫هیلی، می‌خوای برای یه
‫نوشیدنیِ آخرِ شب با ما بیای؟

907
00:53:44,320 --> 00:53:47,639
‫می‌خوام چند نفر رو بهت
‫معرفی کنم که به دردت می‌خورن.

908
00:53:47,640 --> 00:53:51,719
‫آره، خب... یه برنامه‌هایی داشتم
‫ولی راحت می‌تونم کنسلشون کنم.

909
00:53:51,720 --> 00:53:54,080
‫نه، نه، اصلاً. برو به برنامه‌ت برس هیلی.

910
00:54:08,760 --> 00:54:10,200
‫من واقعاً با کی ازدواج کردم؟

911
00:54:13,000 --> 00:54:14,560
‫عزیزم، خودت نباید اینو بهتر از همه بدونی؟

912
00:54:24,440 --> 00:54:27,279
‫این مقاله‌ی «فین‌دایجست» اون‌قدری که فکر
‫می‌کردم روی قیمت سهام تأثیرِ منفی نذاشته.

913
00:54:27,280 --> 00:54:29,839
‫بازار بالاخره مجبور می‌شه قیمتِ
‫واقعیِ دوز و کلک‌های «تندر» رو رو کنه،

914
00:54:29,840 --> 00:54:32,560
‫- و اون موقع‌ست که بدجوری تنبیهشون می‌کنن.
‫- هیچ تضمینی نیست.

915
00:54:33,320 --> 00:54:34,519
‫سلام.

916
00:54:34,520 --> 00:54:36,959
‫این تیکه‌ی پازلی که توی «ساندرلند» پیدا کردیم،

917
00:54:36,960 --> 00:54:39,879
‫تا وقتی کلِ تصویرِ کلاهبرداری مشخص
‫نشه، واسه بازار پشیزی ارزش نداره.

918
00:54:39,880 --> 00:54:43,040
‫تا وقتی یه موجِ بزرگ از طرفِ سرمایه‌گذارها راه
‫نیفته، این فقط در حدِ یه حدس و گمانِ ساده‌ست.

919
00:54:43,720 --> 00:54:46,440
‫فکر می‌کردم اون تریدری که استخدام
‫کردی قراره اینو به بقیه نشون بده.

920
00:54:49,720 --> 00:54:51,680
‫راستی، من با شرایطِ «پی‌یر» موافقت کردم.

921
00:54:53,160 --> 00:54:55,119
‫بهت گفته بودم که نمی‌خوام
‫همچین کاری برام بکنی.

922
00:54:55,120 --> 00:54:58,680
‫خب، حالا دیگه کردم، تموم شد رفت.

923
00:55:00,320 --> 00:55:01,920
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام اینه که

924
00:55:02,720 --> 00:55:10,240
‫یه کم دایره‌ی روابطمون رو بازتر کنیم و
‫اجازه بدیم حرفای بیشتری بینمون زده بشه.

925
00:55:11,600 --> 00:55:15,000
‫فقط چون منو می‌شناسی،
‫قرار نیست بهت آسیب بزنم.

926
00:55:15,520 --> 00:55:17,560
‫واقعاً بابت حمایتِ مالی‌ت ممنونم.

927
00:55:18,080 --> 00:55:19,800
‫این خیلی بیشتر از لیاقتِ منه.

928
00:55:20,760 --> 00:55:23,840
‫و تا پای جون مایه می‌ذارم که
‫ثابت کنم اعتمادت بی‌دلیل نبوده.

929
00:55:24,440 --> 00:55:28,039
‫اما همین‌ که الان دوباره داریم با
‫هم کار می‌کنیم، خودش یه معجزه‌ست.

930
00:55:28,040 --> 00:55:30,880
‫هر دومون هم خوب می‌دونیم که

931
00:55:32,000 --> 00:55:35,120
‫اگه بخوایم صمیمی‌تر از این
‫بشیم، تهش عاقبتِ خوشی نداره.

932
00:55:41,000 --> 00:55:42,640
‫به‌به، دویچه بانک! چی شد،
‫گلدمن‌ساکس انداختت بیرون؟

933
00:55:43,280 --> 00:55:46,000
‫خب دیگه، دنیا یه نقشه‌هایی داره که آدم رو
‫یهو می‌نشونه سرِ جاش که غرور نگیرتش.

934
00:55:46,920 --> 00:55:48,600
‫- از این طرف بفرمایید.
‫- اوکی.

935
00:55:50,000 --> 00:55:52,040
‫خب، ما می‌خوایم یه «پوزیشنِ شورت» باز کنیم.
‫(فروش استقراضی)

936
00:55:52,840 --> 00:55:54,999
‫سمتِ خریدارِ بازار، پر از دیکتاتورهاییه
‫که منکرِ دیکتاتور بودنشون هستن.

937
00:55:55,000 --> 00:55:57,439
‫سمتِ فروشنده هم پر از
‫برده‌هائیه که منکرِ بندگی‌شون هستن.

938
00:55:57,440 --> 00:55:59,279
‫یه جایی این وسط، کلِ زندگیِ بشری جریان داره.

939
00:55:59,280 --> 00:56:00,280
‫درسته.

940
00:56:00,920 --> 00:56:02,760
‫چه حسی داره که بالاخره قدرت دستِ توئه؟

941
00:56:04,040 --> 00:56:07,480
‫یه استرس و ولعِ همیشگی واسه
‫این‌که چنگ بزنی بهش و حفظش کنی.

942
00:56:07,880 --> 00:56:09,040
‫هارپ!

943
00:56:11,920 --> 00:56:13,719
‫- ببخشید دیر کردم.
‫- در باز می‌شود

944
00:56:13,720 --> 00:56:15,119
‫- آدمت همینه؟
‫- آره.

945
00:56:15,120 --> 00:56:16,520
‫- اریک.
‫- کوابنا.

946
00:56:18,360 --> 00:56:19,560
‫کنی، می‌خواستم...

947
00:56:20,480 --> 00:56:23,960
‫فقط خوشحالم که فرصتی
‫شد تا ازت معذرت‌خواهی کنم.

948
00:56:24,640 --> 00:56:26,800
‫واقعاً… واقعاً متأسفم.

949
00:56:27,600 --> 00:56:30,400
‫خب، این بدترین کاری نبوده که یه نفر تا حالا در حقم کرده.

950
00:56:31,040 --> 00:56:32,360
‫در بسته می‌شود.

951
00:56:33,000 --> 00:56:37,000
amirluminox ترجمه از

952
00:56:37,030 --> 00:56:42,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

953
00:56:42,030 --> 00:56:52,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top