1
00:00:03,921 --> 00:00:06,256
‫پوست مصنوعی جواب داد.
‫ولی یه نقطه رو جا انداختن.

2
00:00:06,257 --> 00:00:08,258
‫تنها چیزی که از پوستِ واقعیم مونده بود.

3
00:00:08,259 --> 00:00:10,427
‫یه جور یادآوری که گند زدم.

4
00:00:10,428 --> 00:00:11,594
‫که نباید دوباره تکرار بشه.

5
00:00:11,595 --> 00:00:15,640
‫می‌تونی آدم خوبه باشی
‫یا کسی که دنیا رو نجات میده.

6
00:00:15,641 --> 00:00:16,558
‫نمی‌تونی هر دوتاش باشی.

7
00:00:16,559 --> 00:00:18,977
‫کارم اینه که از سیاره
‫در برابر تهدیدها دفاع کنم.

8
00:00:18,978 --> 00:00:20,854
‫یه چیزی تو سرمه.
‫باید درش بیاری

9
00:00:20,855 --> 00:00:22,522
‫- قبل از اینکه سیسل پیدام کنه.
‫- همه برید عقب.

10
00:00:23,441 --> 00:00:25,024
‫هیچ دخلی به شما نداره.

11
00:00:25,025 --> 00:00:26,067
‫چرا که نه؟

12
00:00:26,068 --> 00:00:28,653
‫دیگه هیچ‌ وقت برات کار نمی‌کنم.

13
00:00:28,654 --> 00:00:29,988
‫دیگه مجبور نیستیم این وضع رو تحمل کنیم!

14
00:00:29,989 --> 00:00:31,990
‫در اونجاست.

15
00:00:31,991 --> 00:00:32,991
‫فکر می‌کنی باید به

16
00:00:32,992 --> 00:00:34,409
‫این یارو تایتان کمک کنم؟

17
00:00:34,410 --> 00:00:36,578
‫هر چی که به اون بچه گفتی
‫که بیاد طرفت، واقعاً...

18
00:00:36,579 --> 00:00:37,704
‫حقیقت رو بهش گفتم.

19
00:00:37,705 --> 00:00:39,330
‫می‌خوام این شهر رو
‫برای خیلیا جای بهتری کنم.

20
00:00:39,331 --> 00:00:42,709
‫قدرتام خیلی دیرتر از تو... آشکار شدن.

21
00:00:42,710 --> 00:00:44,085
‫وقتی بهم زنگ نزدی، فکر کردم

22
00:00:44,086 --> 00:00:45,587
‫شاید علاقه‌ای نداری.

23
00:00:45,588 --> 00:00:47,548
‫بیا امتحان کنیم.

24
00:00:51,636 --> 00:00:58,636
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

25
00:03:02,175 --> 00:03:03,375
‫[استخدام نیرو]

26
00:03:30,235 --> 00:03:31,435
‫[اطلاعیه افزایش اجاره‌بها]

27
00:03:41,542 --> 00:03:42,342
‫[استخدام نیرو]

28
00:04:28,662 --> 00:04:29,662
‫[بازگشایی بزرگ بانک]

29
00:05:02,741 --> 00:05:03,941
‫[حکم تخلیه]

30
00:05:52,642 --> 00:05:54,642
‫«اینوینسیبل»
‫«فصل سوم - قسمت سوم»

31
00:07:08,345 --> 00:07:10,263
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

32
00:07:10,264 --> 00:07:12,807
‫قول دادی بدون من از قدرتات استفاده نکنی.

33
00:07:12,808 --> 00:07:14,100
‫ممکن بود آسیب ببینی!

34
00:07:14,101 --> 00:07:16,144
‫فقط می‌خواستم ببینم
‫چطور خلافکارا رو میزنی.

35
00:07:16,145 --> 00:07:20,231
‫آخه می‌خواستن تو صورتت مواد مذاب بریزن،
‫باید کمک می‌کردم.

36
00:07:20,232 --> 00:07:23,192
‫و بدون تو از قدرتام استفاده نکردم.
‫تو که اینجایی.

37
00:07:26,613 --> 00:07:27,864
‫بیا بریم.

38
00:07:27,865 --> 00:07:30,449
‫- ولی می‌خوام بمونم و تماشا کنم.
‫- گفتم

39
00:07:30,450 --> 00:07:32,870
‫می‌ریم.

40
00:07:37,624 --> 00:07:39,417
‫کارم زاره؟

41
00:07:39,418 --> 00:07:41,127
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

42
00:07:41,128 --> 00:07:44,714
‫برو تو اتاقت. من و برادرت
‫باید در مورد کارت حرف بزنیم.

43
00:07:47,259 --> 00:07:49,302
‫چند بار گفتم تو خونه پرواز نکن؟

44
00:07:49,303 --> 00:07:51,305
‫مامان...

45
00:07:55,142 --> 00:07:56,894
‫ای بابا.

46
00:07:59,730 --> 00:08:02,565
‫می‌دونستم همچین اتفاقی میفته.

47
00:08:02,566 --> 00:08:06,485
‫آره، ولی اینکه ازش بخوای
‫از قدرتاش استفاده نکنه، خیلی منطقی نیست.

48
00:08:06,486 --> 00:08:08,404
‫و قول داده بودی که من آموزشش بدم.

49
00:08:08,405 --> 00:08:10,907
‫خیلی جوونه، مارک.

50
00:08:10,908 --> 00:08:13,618
‫آره، ولی سرسخته.

51
00:08:13,619 --> 00:08:15,578
‫باید امروز می‌دیدیش.

52
00:08:16,663 --> 00:08:20,416
‫فقط می‌خوام کودکی عادی داشته باشه،

53
00:08:20,417 --> 00:08:23,252
‫یا حداقل تا جایی که می‌تونیم.

54
00:08:23,253 --> 00:08:26,047
‫قول میدم مواظبش هستم.

55
00:08:26,048 --> 00:08:29,050
‫نمی‌ذارم آسیب ببینه،
‫نمی‌ذارم به کسی هم آسیب بزنه.

56
00:08:29,051 --> 00:08:31,761
‫می‌دونم تو نخواسته بودی اینجوری بشه.

57
00:08:31,762 --> 00:08:35,681
‫تو هم نخواستی، ولی ما یه خانواده‌ایم.

58
00:08:35,682 --> 00:08:38,143
‫با هم یه راهی پیدا می‌کنیم.

59
00:08:39,228 --> 00:08:41,979
‫از حرفاش چیزی فهمیدی؟
‫فکر کنم قرار بود

60
00:08:41,980 --> 00:08:44,106
‫یه معرفی از معماری باشه.

61
00:08:44,107 --> 00:08:45,650
‫آره، یه کم پیچیده‌ست،

62
00:08:45,651 --> 00:08:48,486
‫ولی دوست دارم چیزایی
‫که یاد می‌گیریم رو به کار بگیرم.

63
00:08:48,487 --> 00:08:51,739
‫خب، دقیقاً کجا به کار می‌بری؟

64
00:08:51,740 --> 00:08:55,326
‫خب مدل‌سازی و این چیزا.

65
00:08:55,327 --> 00:08:56,702
‫ایو؟ وای، خدای من.

66
00:08:56,703 --> 00:08:59,538
‫- فکر کردم خودتی.
‫- امبر.

67
00:08:59,539 --> 00:09:01,624
‫هفته دیگه سر کلاس می‌بینمت.

68
00:09:01,625 --> 00:09:03,501
‫عه ببخشید، نمی‌خواستم مزاحم بشم.

69
00:09:03,502 --> 00:09:07,797
‫نه، نه، اشکالی نداره.
‫واقعاً خوشحال شدم دیدمت.

70
00:09:07,798 --> 00:09:09,757
‫نمی‌دونستم ثبت‌نام کردی.

71
00:09:09,758 --> 00:09:15,513
‫فقط پاره‌وقت، ولی آره،
‫چندتا کلاس معماری و مهندسی برداشتم.

72
00:09:15,514 --> 00:09:17,473
‫می‌خوام تو استفاده از قدرتام بهتر بشم،

73
00:09:17,474 --> 00:09:21,227
‫و از اونجایی که چیزای مختلف می‌سازم،
‫این یه جورایی منطقی به نظر میاد.

74
00:09:21,228 --> 00:09:23,521
‫فکر نمی‌کردم ابرقهرمانا هم

75
00:09:23,522 --> 00:09:25,773
‫باید استفاده از قدرتاشونو یاد بگیرن.

76
00:09:25,774 --> 00:09:28,109
‫همش لباس چسبون و مشت‌زنی نیست.

77
00:09:30,362 --> 00:09:31,946
‫وقت داری؟

78
00:09:31,947 --> 00:09:35,075
‫می‌خوای یه قهوه بگیریم و
‫یه کم بیشتر حرف بزنیم؟

79
00:09:37,577 --> 00:09:39,662
‫ولی دبی و الیور حالشون خوبه؟

80
00:09:39,663 --> 00:09:42,832
‫آره، مارک از دست اون یارو
‫انگستروم لیوی نجاتشون داد.

81
00:09:42,833 --> 00:09:45,751
‫سخت بود، ولی الان
‫همه حالشون خیلی بهتره.

82
00:09:45,752 --> 00:09:48,004
‫خدا رو شکر.

83
00:09:48,005 --> 00:09:50,798
‫بعدش هم مارک و سیسل حسابی دعواشون شد،

84
00:09:50,799 --> 00:09:53,676
‫الان مارک خودشه و خودش.

85
00:09:53,677 --> 00:09:56,470
‫و چیزه...

86
00:09:56,471 --> 00:09:58,597
‫حالا که حرف مارک شد...

87
00:09:58,598 --> 00:10:01,475
‫باید یه چیزی بهت بگم.

88
00:10:01,476 --> 00:10:03,102
‫شما دوتا با هم دوستید.

89
00:10:04,313 --> 00:10:06,939
‫اشکالی نداره.

90
00:10:06,940 --> 00:10:08,816
‫ویلیام بهم گفته بود.

91
00:10:08,817 --> 00:10:10,943
‫براتون خوشحالم.

92
00:10:10,944 --> 00:10:14,155
‫نمی‌خواستم چیزی بینمون خراب بشه.

93
00:10:14,156 --> 00:10:18,326
‫یعنی خداروشکر که فردای اون روز نبود،

94
00:10:18,327 --> 00:10:22,496
‫ولی راستش همیشه فکر می‌کردم
‫بعد از جدایی‌مون ممکنه شما دو تا باهم برید.

95
00:10:22,497 --> 00:10:26,709
‫از همه پنهون بود جز خودمون، نه؟

96
00:10:26,710 --> 00:10:28,878
‫شاید یه کم.

97
00:10:30,422 --> 00:10:34,091
‫ولی، جدّی من و مارک...

98
00:10:34,092 --> 00:10:36,177
‫دنیاهامون با هم فرق داشت.

99
00:10:36,178 --> 00:10:38,220
‫ولی تو و اون،

100
00:10:38,221 --> 00:10:39,889
‫شما یه دنیای مشترک دارید.

101
00:10:39,890 --> 00:10:43,976
‫آره. و راستشو بخوای حس خوبی داره.

102
00:10:43,977 --> 00:10:47,646
‫هم هیجان‌انگیزه هم... راحت.

103
00:10:47,647 --> 00:10:49,065
‫می‌دونی چی میگم؟

104
00:10:49,066 --> 00:10:52,234
‫آره، کاملاً.

105
00:10:52,235 --> 00:10:54,195
‫صبر کن.

106
00:10:54,196 --> 00:10:56,197
‫خب...

107
00:10:56,198 --> 00:10:58,199
‫یه نفر هست، کایل.

108
00:10:58,200 --> 00:11:00,744
‫- و...
‫- ادامه بده.

109
00:11:06,291 --> 00:11:07,875
‫تادا!

110
00:11:07,876 --> 00:11:09,710
‫زیر کوه دفن نشده،

111
00:11:09,711 --> 00:11:14,006
‫استخر هم نداره، ولی مال خودمونه.

112
00:11:14,007 --> 00:11:16,133
‫البته سندش به اسم منه...

113
00:11:16,134 --> 00:11:18,636
‫ولی وقتی بفروشیمش کلی سود می‌کنیم.

114
00:11:18,637 --> 00:11:21,847
‫فعلاً همین که برگشتیم خونه عالیه.

115
00:11:21,848 --> 00:11:23,307
‫بزرگ‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم.

116
00:11:23,308 --> 00:11:26,268
‫این حرف رو نزن!
‫باشه، صبر کن، ببخشید.

117
00:11:26,269 --> 00:11:27,978
‫بازم اون شخصیت قبلیم بود.

118
00:11:27,979 --> 00:11:31,232
‫کار من بود؟
‫به ‌هرحال واقعاً بزرگه.

119
00:11:31,233 --> 00:11:33,984
‫یه گردگیری کوچیک، چندتا مبل جدید،

120
00:11:33,985 --> 00:11:38,614
‫دوباره میشه بهترین مقر
‫برای شکست دادن خلافکارا.

121
00:11:38,615 --> 00:11:40,950
‫بیا اطراف رو نشونت بدم.

122
00:11:51,503 --> 00:11:54,880
‫قبل از اینکه بقیه بهترین اتاقا رو بردارن
‫می‌تونیم یکی برات پیدا کنیم.

123
00:11:54,881 --> 00:11:57,676
‫پنجره‌دار می‌خوای، درسته؟

124
00:12:05,809 --> 00:12:09,270
‫وای، این... خجالت‌آوره.

125
00:12:09,271 --> 00:12:12,731
‫اصلاً یادم نمی‌اومد اتاق قدیمیم اینقدر...

126
00:12:12,732 --> 00:12:14,483
‫مثل خودت باشه؟

127
00:12:14,484 --> 00:12:17,028
‫آره، انگار که همینطوره.

128
00:12:19,948 --> 00:12:21,740
‫همه‌تون خیلی خوشحال به نظر میاید.

129
00:12:21,741 --> 00:12:23,993
‫و با خلافکارای واقعی جنگیدین.

130
00:12:23,994 --> 00:12:25,703
‫مثل خودت، نه؟

131
00:12:25,704 --> 00:12:28,080
‫تو از بچگی ابرقهرمان بودی.

132
00:12:28,081 --> 00:12:30,082
‫آره، ولی نه اینطوری.

133
00:12:30,083 --> 00:12:33,544
‫وقتی پدر و مادرم فهمیدن قدرت دارم،
‫کاملاً روش تمرکز کردن.

134
00:12:33,545 --> 00:12:36,797
‫به ‌جای فوتبال بازی کردن تو حیاط،

135
00:12:36,798 --> 00:12:39,009
‫داشتم فن خفگی و خنثی کردن بمب یاد می‌گرفتم.

136
00:12:40,010 --> 00:12:41,635
‫تو شهرمون تک‌نفره کار می‌کردم.

137
00:12:41,636 --> 00:12:43,471
‫ولی خلاف‌های کوچیک بود.

138
00:12:43,472 --> 00:12:46,182
‫گروه‌های مافیا، سرقت از بانک،
‫حیوونای گمشده.

139
00:12:46,183 --> 00:12:48,601
‫فکر کنم فقط یه نفر با قدرت ویژه داشتیم

140
00:12:48,602 --> 00:12:50,978
‫اونم تو شعاع 320 کیلومتری.

141
00:12:50,979 --> 00:12:53,105
‫حداقل پدر و مادر بالا سرت بود.

142
00:12:53,106 --> 00:12:56,484
‫والدینم به قیمت یه شام استیک
‫منو فروختن به دولت.

143
00:12:56,485 --> 00:12:59,737
‫در عوض، دانشمندا رو داشتم.

144
00:12:59,738 --> 00:13:01,739
‫همونا که تیکه‌پاره‌م کردن

145
00:13:01,740 --> 00:13:05,201
‫و کلی چیزای عجیب‌ و غریب
‫به سیستم عصبیم چسبوندن.

146
00:13:05,202 --> 00:13:07,244
‫متأسفم.

147
00:13:07,245 --> 00:13:08,621
‫خیلی سخت بوده، نه؟

148
00:13:08,622 --> 00:13:11,499
‫هیی، بهتر از اینه که هیچ‌کس نباشی، نه؟

149
00:13:12,626 --> 00:13:14,585
‫تازه همه دوران کودکی افتضاحی داشتن.

150
00:13:14,586 --> 00:13:16,588
‫ولی نه مثل ما.

151
00:13:18,924 --> 00:13:21,884
‫جون من، اگه وقتی نوجوون بودم
‫همچین جایی داشتم دیوونه می‌شدم.

152
00:13:21,885 --> 00:13:24,554
‫این اولین باریه که واقعاً اینجام.

153
00:13:26,056 --> 00:13:28,517
‫خب، بدن واقعیم یه جای دیگه بود.

154
00:13:29,643 --> 00:13:32,520
‫تیم تین همیشه یه اسم اشتباه بود.

155
00:13:32,521 --> 00:13:35,606
‫قرار نیست به اون اسم برگردیم، نه؟

156
00:13:35,607 --> 00:13:37,191
‫من یه مرد بالغ‌ام.

157
00:13:37,192 --> 00:13:38,317
‫حق با اونه.

158
00:13:38,318 --> 00:13:39,985
‫باید یه اسم جدید پیدا کنیم.

159
00:13:39,986 --> 00:13:42,154
‫رکس و انفجارها.

160
00:13:42,155 --> 00:13:43,656
‫رکس و اِکس‌هاش.

161
00:13:43,657 --> 00:13:47,953
‫رکس اکسپلود و چندتا آدم دیگه
‫که اسمشون مهم نیست.

162
00:13:48,954 --> 00:13:52,332
‫چیه؟ فقط چیزی که مردم می‌خوان رو میگم.

163
00:13:57,796 --> 00:14:00,297
‫آماندا، صبر کن، این پروژه شخصی منه.

164
00:14:00,298 --> 00:14:01,799
‫باشه.

165
00:14:01,800 --> 00:14:03,676
‫ببخشید. این...

166
00:14:03,677 --> 00:14:05,302
‫هنوز آماده نشون دادنش نیست.

167
00:14:05,303 --> 00:14:07,304
‫باش.

168
00:14:07,305 --> 00:14:09,306
‫پس باید با آپارتمان اضافیم تو شهر خداحافظی کنم.

169
00:14:09,307 --> 00:14:11,725
‫می‌تونی بمونی، ایو.

170
00:14:11,726 --> 00:14:13,102
‫برای همه‌مون جا هست.

171
00:14:13,103 --> 00:14:15,062
‫یا می‌دونی،

172
00:14:15,063 --> 00:14:17,314
‫میتونی دوباره به تیم ملحق بشی.

173
00:14:17,315 --> 00:14:19,859
‫ممنون ولی دیگه مثل قبل نمیشه.

174
00:14:21,444 --> 00:14:24,655
‫نمی‌تونم باور کنم کیت
‫ترجیح داد با محافظین بمونه.

175
00:14:24,656 --> 00:14:26,574
‫داره با ایمورتال ازدواج می‌کنه.

176
00:14:26,575 --> 00:14:29,368
‫احتمالاً دیگه عروسی دعوتمون نکنه.

177
00:14:29,369 --> 00:14:31,078
‫تو کجا میری؟

178
00:14:31,079 --> 00:14:34,290
‫می‌خوام برگردم پیش پدر و مادرم.

179
00:14:34,291 --> 00:14:35,749
‫خدایی؟

180
00:14:35,750 --> 00:14:37,209
‫چرا؟

181
00:14:37,210 --> 00:14:40,421
‫چون خانواده‌م هستن
‫و باید رابطمون رو درست کنم.

182
00:14:40,422 --> 00:14:42,506
‫و...

183
00:14:42,507 --> 00:14:45,009
‫می‌خوای به مارک نزدیک‌تر باشی، نه؟

184
00:14:46,928 --> 00:14:49,054
‫فکر می‌کردم دیگه اون آدم اعصاب‌خردکن نیستی.

185
00:14:49,055 --> 00:14:50,931
‫قدم ‌به‌ قدم، ایو.

186
00:14:50,932 --> 00:14:52,434
‫قدم‌ به ‌قدم.

187
00:15:02,694 --> 00:15:04,653
‫این غیرقابل قبوله.

188
00:15:04,654 --> 00:15:07,239
‫بهترین آدم‌کشم داره

189
00:15:07,240 --> 00:15:09,950
‫تو یکی از این زندان‌های کثیف
‫آمریکایی شما می‌پوسه

190
00:15:09,951 --> 00:15:13,621
‫و تو هیچ کاری نمی‌کنی.

191
00:15:13,622 --> 00:15:16,498
‫چون به من ربطی نداره.

192
00:15:16,499 --> 00:15:18,667
‫تو امپراتوری ماشین هد رو تصاحب کردی،

193
00:15:18,668 --> 00:15:21,921
‫پس تعهداتش نسبت به محفل هم به تو رسیده.

194
00:15:22,922 --> 00:15:25,466
‫آقای لو، با تمام احترامی که قائلم،

195
00:15:25,467 --> 00:15:27,384
‫من هیچ اهمیتی به محفل شما نمی‌دم.

196
00:15:27,385 --> 00:15:29,678
‫من این شهر رو گرفتم،
‫و فقط همینو می‌خوام.

197
00:15:29,679 --> 00:15:32,139
‫شما و دوستانت می‌تونین
‫بقیه چیزا رو برای خودتون نگه دارین.

198
00:15:32,140 --> 00:15:35,684
‫روال کار این نیست.

199
00:15:35,685 --> 00:15:37,686
‫تو الان عضو محفلی،

200
00:15:37,687 --> 00:15:42,232
‫و باید این مشکل رو در قلمرو خودت حل کنی.

201
00:15:42,233 --> 00:15:45,527
‫حتی اگه باهات موافق باشم که نیستم،

202
00:15:45,528 --> 00:15:48,197
‫این یه تسویه‌حساب شخصی بود.

203
00:15:48,198 --> 00:15:50,741
‫مولتی‌پاول خودش تو این هچل افتاد،

204
00:15:50,742 --> 00:15:52,619
‫پس خودش هم باید حلش کنه.

205
00:15:54,829 --> 00:15:56,497
‫رئیس...

206
00:15:56,498 --> 00:15:58,333
‫یه لحظه وقت دارید؟

207
00:16:00,251 --> 00:16:02,961
‫می‌دونم که کاراتو به روش خودت انجام می‌دی،

208
00:16:02,962 --> 00:16:06,048
‫ولی حتی ماشین هد هم
‫جلوی محفل سر خم کرد.

209
00:16:06,049 --> 00:16:08,425
‫اونا کل دنیا رو بین خودشون تقسیم کردن.

210
00:16:08,426 --> 00:16:11,136
‫راضیشون کن، بعد ولمون می‌کنن.

211
00:16:11,137 --> 00:16:12,763
‫و اگه نکنم؟

212
00:16:12,764 --> 00:16:14,973
‫یه نفر دیگه رو جات می‌ذارن.

213
00:16:14,974 --> 00:16:16,266
‫آدم خودشون رو.

214
00:16:16,267 --> 00:16:17,643
‫و اون کار رو انجام میدده.

215
00:16:17,644 --> 00:16:20,896
‫بعد من، شما و خانواده‌ات هممون زیر خاکیم.

216
00:16:20,897 --> 00:16:23,732
‫تازه کنترل شرق شهر رو به دست آوردیم.

217
00:16:23,733 --> 00:16:25,818
‫آخرین چیزی که می‌خوایم، دردسریه

218
00:16:25,819 --> 00:16:28,821
‫که نجات دادن مولتی‌پاول سرمون میاره.

219
00:16:28,822 --> 00:16:30,823
‫چاره‌ای نداریم.

220
00:16:30,824 --> 00:16:32,574
‫و من نمی‌تونم تلپورتش کنم بیرون.

221
00:16:32,575 --> 00:16:34,952
‫یه میدان انرژی یا همچین چیزی بر قرار کردن.

222
00:16:34,953 --> 00:16:37,579
‫اوهوم...

223
00:16:37,580 --> 00:16:40,958
‫شاید ماشین هد یه چیزایی می‌دونست.

224
00:16:40,959 --> 00:16:45,003
‫باشه، به لو بگو این دفعه رو حلش می‌کنم.

225
00:16:45,004 --> 00:16:49,883
‫ولی بعد از اون،
‫دیگه قیافه نحسش رو تو شهرم نبینم.

226
00:16:49,884 --> 00:16:52,636
‫من که اینو بهش نمی‌گم، ولی...

227
00:16:52,637 --> 00:16:55,181
‫چشم، رئیس.

228
00:17:08,236 --> 00:17:09,570
‫صبر کن!

229
00:17:09,571 --> 00:17:11,531
‫وای!

230
00:17:12,657 --> 00:17:15,367
‫بیا دیگه، بهتر از اینم می‌تونی.

231
00:17:15,368 --> 00:17:16,618
‫قبول نیست.

232
00:17:16,619 --> 00:17:18,288
‫تو خیلی سریع‌تری.

233
00:17:21,332 --> 00:17:24,251
‫گفتم که تمرین رو شروع می‌کنیم.

234
00:17:24,252 --> 00:17:26,795
‫ولی نگفتم آسونه.

235
00:17:26,796 --> 00:17:28,839
‫کِی قراره بهم یاد بدی بجنگم؟

236
00:17:28,840 --> 00:17:31,508
‫یه سری چیزا از اینترنت یاد گرفتم.

237
00:17:33,344 --> 00:17:35,012
‫آروم، آروم، صبر کن، باشه.

238
00:17:35,013 --> 00:17:36,430
‫یکی ‌یکی جلو میریم.

239
00:17:36,431 --> 00:17:37,890
‫اول پرواز.

240
00:17:37,891 --> 00:17:39,641
‫بعدش مبارزه.

241
00:17:39,642 --> 00:17:41,644
‫باید خودتو برسونی، نمی‌خوایم دیر کنیم.

242
00:17:43,104 --> 00:17:45,105
‫دیر برای چی؟

243
00:17:45,106 --> 00:17:46,732
‫صبر کن!

244
00:17:53,031 --> 00:17:55,240
‫این خیلی باحاله.

245
00:17:55,241 --> 00:17:56,992
‫یادت باشه قرارمون چی بود؟

246
00:17:56,993 --> 00:17:58,452
‫می‌دونم، می‌دونم.

247
00:17:58,453 --> 00:18:00,871
‫بدون اجازه،
‫تو جمع از قدرتام استفاده نکنم.

248
00:18:00,872 --> 00:18:02,539
‫دقیقاً.

249
00:18:02,540 --> 00:18:04,249
‫بازم ممنونم که این کارو کردی، آرت.

250
00:18:04,250 --> 00:18:06,293
‫با کمال میل.

251
00:18:06,294 --> 00:18:08,253
‫خوشحالم که بالاخره این کوچولو رو دیدم.

252
00:18:08,254 --> 00:18:09,379
‫خب.

253
00:18:09,380 --> 00:18:11,548
‫آماده باشید، چون...

254
00:18:11,549 --> 00:18:15,053
‫کید آمنی‌من اینجاست!

255
00:18:17,472 --> 00:18:19,014
‫ای وای.

256
00:18:19,015 --> 00:18:21,642
‫بهم گفت اُ مخفف الیور ه.

257
00:18:21,643 --> 00:18:23,977
‫میشه یه دقیقه تنها باشیم؟

258
00:18:23,978 --> 00:18:26,105
‫آره، حتماً.

259
00:18:30,443 --> 00:18:32,069
‫خوشت نیومد؟

260
00:18:32,070 --> 00:18:33,737
‫لباست عالیه.

261
00:18:33,738 --> 00:18:36,073
‫مشکل اسمشه.

262
00:18:36,074 --> 00:18:38,200
‫چرا؟

263
00:18:38,201 --> 00:18:41,036
‫مردم وقتی این اسم رو می‌شنون
‫یا این نماد رو می‌بینن،

264
00:18:41,037 --> 00:18:42,329
‫یاد بابا میفتن.

265
00:18:42,330 --> 00:18:44,456
‫می‌دونم، خیلی عالیه!

266
00:18:44,457 --> 00:18:46,083
‫الیور...

267
00:18:46,084 --> 00:18:49,127
‫بابا اینجا کارای وحشتناکی کرد.

268
00:18:49,128 --> 00:18:51,338
‫کارایی که مردم به این زودیا فراموش نمی‌کنن.

269
00:18:51,339 --> 00:18:54,049
‫ولی تو گفتی که اون تغییر کرده.

270
00:18:54,050 --> 00:18:57,719
‫و وقتی تو این لباس مردم رو نجات بدم می‌فهمن.

271
00:18:57,720 --> 00:19:00,180
‫موضوع به این سادگی نیست.

272
00:19:00,181 --> 00:19:02,641
‫خیلی زمان می‌بره

273
00:19:02,642 --> 00:19:05,102
‫و تلاش زیادی لازم داره
‫تا مردم بتونن ببخشنش.

274
00:19:05,103 --> 00:19:08,564
‫شاید یه روزی این اتفاق بیفته.

275
00:19:08,565 --> 00:19:10,566
‫ولی هنوز نه.

276
00:19:10,567 --> 00:19:12,234
‫حتی نزدیک هم نیستیم.

277
00:19:12,235 --> 00:19:13,695
‫می‌فهمی چی میگم؟

278
00:19:15,697 --> 00:19:17,322
‫فکر کنم، آره.

279
00:19:17,323 --> 00:19:20,325
‫تو شهر پیچیده که تو با سیسل قطع رابطه کردی.

280
00:19:20,326 --> 00:19:21,869
‫آره.

281
00:19:21,870 --> 00:19:23,620
‫وقت تغییره.

282
00:19:23,621 --> 00:19:25,372
‫از هر نظر.

283
00:19:25,373 --> 00:19:26,623
‫این چیه؟

284
00:19:26,624 --> 00:19:29,043
‫شروع تازه.

285
00:19:29,044 --> 00:19:30,444
‫[خیاطی]

286
00:19:34,841 --> 00:19:36,384
‫وای!

287
00:19:41,097 --> 00:19:43,348
‫محشر شدی!

288
00:19:43,349 --> 00:19:44,683
‫نمی‌دونم.

289
00:19:44,684 --> 00:19:46,184
‫یه کم زیادی جدّی نیست؟

290
00:19:46,185 --> 00:19:48,687
‫برنامه کلاسیک بعدازظهرمون رو
‫با خبری فوری از

291
00:19:48,688 --> 00:19:50,772
‫حمله‌ای در زندان پیتون قطع می‌کنیم.

292
00:19:50,773 --> 00:19:54,776
‫گزارشات اولیه نشان می‌دهد
‫که افراد دارای قدرت‌های ویژه درگیرند.

293
00:19:54,777 --> 00:19:57,529
‫ایولا، عالی شد.

294
00:19:57,530 --> 00:19:59,615
‫می‌تونیم لباسای جدیدمون رو امتحان کنیم.

295
00:19:59,616 --> 00:20:01,033
‫باشه.

296
00:20:01,034 --> 00:20:03,035
‫می‌تونی همراهم بیای، ولی...

297
00:20:03,036 --> 00:20:05,120
‫می‌دونم، می‌دونم. درگیر نمیشم.

298
00:20:05,121 --> 00:20:07,414
‫فقط تماشا می‌کنم.
‫بریم دیگه، دیر می‌شه.

299
00:20:07,415 --> 00:20:09,374
‫هی، از آرت تشکر کن.

300
00:20:09,375 --> 00:20:10,500
‫ممنون، آرت.

301
00:20:10,501 --> 00:20:12,170
‫خواهش می‌کنم.

302
00:20:14,631 --> 00:20:17,342
‫اصلاً نمی‌دونه کجا داریم می‌ریم.

303
00:20:19,928 --> 00:20:23,598
‫منو یاد یه بچه میندازه که می‌شناختم.

304
00:20:27,393 --> 00:20:29,312
‫بالاخره وقتش شد.

305
00:20:31,940 --> 00:20:33,815
‫این احمقا رو ببین.

306
00:20:33,816 --> 00:20:36,818
‫اسلحه‌هاشون مثل قلقلک می‌مونه.

307
00:20:36,819 --> 00:20:39,529
‫زره بدنشون اینقدر نازکه،

308
00:20:39,530 --> 00:20:42,158
‫- مثل دستمال توالت ارزونه.
‫- آره!

309
00:20:43,242 --> 00:20:45,661
‫وای، اینا کین؟

310
00:20:45,662 --> 00:20:46,995
‫اون کورسک ه.

311
00:20:46,996 --> 00:20:48,747
‫قدرت الکتریسیته داره.

312
00:20:48,748 --> 00:20:50,457
‫اون یکی فرنس ه.

313
00:20:50,458 --> 00:20:52,918
‫فکر کنم داخل اون زره،
‫از مواد مذابی چیزی ساخته شده.

314
00:20:52,919 --> 00:20:54,378
‫قبلاً باهاشون جنگیدم.

315
00:20:54,379 --> 00:20:56,380
‫پس بریم سراغشون، مارک.

316
00:20:56,381 --> 00:20:58,423
‫- وایسا، صبر کن.
‫- هوم؟

317
00:20:58,424 --> 00:21:00,300
‫اول از همه وقتی بیرونیم،

318
00:21:00,301 --> 00:21:02,761
‫باید منو اینویسیبل صدا بزنی، نه مارک.

319
00:21:02,762 --> 00:21:04,973
‫و تو هم می‌تونی بهم بگی کید آمنی...

320
00:21:06,099 --> 00:21:09,017
‫صبر کن، هنوز اسم جدید پیدا نکردم.

321
00:21:09,018 --> 00:21:11,728
‫اشکالی نداره،
‫چون قرار نیست اسم همدیگه رو صدا بزنیم

322
00:21:11,729 --> 00:21:14,147
‫چون تو اینجا می‌مونی

323
00:21:14,148 --> 00:21:15,858
‫و تماشا کنی.

324
00:21:18,653 --> 00:21:19,736
‫ولی اونا کمک لازم دارن.

325
00:21:19,737 --> 00:21:22,823
‫الیور... کید... خدای من، بسه دیگه!

326
00:21:25,535 --> 00:21:28,996
‫فرنس، پسر بارونی داره میاد!

327
00:21:33,001 --> 00:21:34,002
‫وای!

328
00:21:38,798 --> 00:21:40,257
‫ولش کنید!

329
00:21:58,693 --> 00:22:00,778
‫الیور، حالت خوبه؟

330
00:22:03,531 --> 00:22:05,574
‫مگه قرار نبود اسم واقعی‌مون رو نگیم؟

331
00:22:05,575 --> 00:22:07,909
‫خدا رو شکر.

332
00:22:07,910 --> 00:22:10,495
‫حتی یه دونه هم برام نگه نداشتی؟

333
00:22:10,496 --> 00:22:12,748
‫شوخی می‌کنی؟

334
00:22:12,749 --> 00:22:14,958
‫گفتم فقط تماشا کن.

335
00:22:14,959 --> 00:22:16,418
‫نزدیک بود خودتو به کشتن بدی!

336
00:22:16,419 --> 00:22:17,586
‫حالم خوبه.

337
00:22:17,587 --> 00:22:18,962
‫حتی دردشم حس نکردم.

338
00:22:18,963 --> 00:22:21,423
‫دیگه هیچ‌وقت این کارو نکن.

339
00:22:21,424 --> 00:22:22,466
‫ولی اونا...

340
00:22:22,467 --> 00:22:24,259
‫نمی‌خوام چیزی بشنوم.
‫یا گوش میدی

341
00:22:24,260 --> 00:22:26,720
‫یا برمی‌گردی خونه.

342
00:22:26,721 --> 00:22:28,138
‫فهمیدی؟

343
00:22:28,139 --> 00:22:30,266
‫باشه، ببخشید.

344
00:22:31,851 --> 00:22:34,269
‫ببخشید.

345
00:22:37,982 --> 00:22:39,275
‫ممنون.

346
00:22:40,318 --> 00:22:42,611
‫این جوری؟

347
00:22:42,612 --> 00:22:43,779
‫اوهوم.

348
00:22:43,780 --> 00:22:45,322
‫حالا بو کن.

349
00:22:45,323 --> 00:22:46,948
‫باشه.

350
00:22:46,949 --> 00:22:48,617
‫حالا بچش.

351
00:22:50,578 --> 00:22:52,162
‫باید مزه‌ی

352
00:22:52,163 --> 00:22:53,955
‫مویز،

353
00:22:53,956 --> 00:22:55,749
‫گیلاس سیاه،

354
00:22:55,750 --> 00:22:57,626
‫خاک مرطوب رو حس کنی.

355
00:22:57,627 --> 00:22:59,127
‫هوم.

356
00:22:59,128 --> 00:23:00,879
‫محشره.

357
00:23:00,880 --> 00:23:02,464
‫چطور این چیزا رو یاد گرفتی؟

358
00:23:02,465 --> 00:23:05,175
‫من و نولان کلی تور شراب‌گردی رفتیم.

359
00:23:05,176 --> 00:23:07,428
‫می‌دونی، قبل از اینکه...

360
00:23:08,763 --> 00:23:12,015
‫حدس می‌زنم مزایای ازدواج با سفرنامه‌نویسه.

361
00:23:12,016 --> 00:23:14,352
‫آره، دقیقاً.

362
00:23:15,686 --> 00:23:16,853
‫چی؟

363
00:23:16,854 --> 00:23:19,815
‫تو همیشه پر از شگفتی هستی.

364
00:23:19,816 --> 00:23:22,609
‫اینکه آدم شراب دوست داشته باشه که تعجب نداره.

365
00:23:22,610 --> 00:23:24,569
‫فقط... بعد از قرار قبلی‌مون،

366
00:23:24,570 --> 00:23:26,947
‫فکر نمی‌کردم قرار دوم داشته باشم.

367
00:23:26,948 --> 00:23:28,990
‫عه، پاول...

368
00:23:28,991 --> 00:23:30,951
‫متأسفم.

369
00:23:30,952 --> 00:23:32,786
‫نمی‌خواستم این حس رو پیدا کنی.

370
00:23:32,787 --> 00:23:35,705
‫مشکل تو نبودی. فقط...

371
00:23:35,706 --> 00:23:37,415
‫همه چیز یه کم زیاد بود.

372
00:23:37,416 --> 00:23:38,917
‫نه، مشکلی نیست.

373
00:23:38,918 --> 00:23:41,461
‫فکر کردم شاید هنوز آماده قرار گذاشتن نیستی،

374
00:23:41,462 --> 00:23:43,171
‫که کاملاً قابل درکه،

375
00:23:43,172 --> 00:23:45,633
‫با توجه به همه چیزایی که گذروندی و...

376
00:23:47,426 --> 00:23:50,471
‫پاول، من امشب می‌خوام اینجا باشم.

377
00:23:53,307 --> 00:23:56,143
‫ممنونم که باهام صادق بودی.

378
00:23:57,520 --> 00:23:59,354
‫معلومه که هستم.

379
00:23:59,355 --> 00:24:00,856
‫وای!

380
00:24:00,857 --> 00:24:02,607
‫بوی خاک مرطوبه.

381
00:24:06,362 --> 00:24:08,238
‫- پاول؟
‫- دِبی؟

382
00:24:10,283 --> 00:24:12,951
‫ما سال‌هاست همدیگه رو می‌شناسیم.

383
00:24:12,952 --> 00:24:15,745
‫ولی... تو منو نمی‌شناسی.

384
00:24:15,746 --> 00:24:18,915
‫درست و حسابی نه.
‫و نمی‌خوام بهت دروغ بگم

385
00:24:18,916 --> 00:24:20,834
‫مثل دروغی که نولان به من گفت.

386
00:24:20,835 --> 00:24:22,460
‫من...

387
00:24:22,461 --> 00:24:24,171
‫خب...

388
00:24:24,172 --> 00:24:26,131
‫باشه.

389
00:24:26,132 --> 00:24:28,676
‫نولان سفرنامه‌نویس نبود.

390
00:24:30,094 --> 00:24:32,096
‫و نمُرده.

391
00:24:41,063 --> 00:24:44,149
‫پس همه‌ی اون اتفاقات تو شیکاگو،

392
00:24:44,150 --> 00:24:46,234
‫کار نولان و مارک بود؟

393
00:24:46,235 --> 00:24:47,611
‫آره.

394
00:24:47,612 --> 00:24:49,070
‫و اون بچه جدید از...

395
00:24:49,071 --> 00:24:50,447
‫یه سیاره دیگه‌ست.

396
00:24:51,991 --> 00:24:55,410
‫متأسفم که زودتر بهت نگفتم.

397
00:24:55,411 --> 00:24:58,663
‫نه، فقط، چیزه...

398
00:24:58,664 --> 00:25:00,541
‫شاید بهتر باشه برم.

399
00:25:01,626 --> 00:25:03,793
‫چی؟ چرا؟

400
00:25:03,794 --> 00:25:09,049
‫دِبی، من یه آدم معمولیم
‫با موهای کم‌پُشت و کمردردی.

401
00:25:09,050 --> 00:25:13,428
‫پرواز نمی‌کنم. به زور می‌تونم بدوم.

402
00:25:13,429 --> 00:25:15,639
‫نمی‌خوام وقتتو با یکی مثل من تلف کنی.

403
00:25:15,640 --> 00:25:19,392
‫پاول، تو خیلی بیشتر از اینایی.

404
00:25:19,393 --> 00:25:21,353
‫باهوشی، مهربونی،

405
00:25:21,354 --> 00:25:24,064
‫و تظاهر می‌کنی شرابی
‫که طعم خاک میده رو دوست داری.

406
00:25:24,065 --> 00:25:27,150
‫و... از موهات خوشم میاد.

407
00:25:27,151 --> 00:25:29,152
‫- جدّی؟
‫- آره.

408
00:25:33,491 --> 00:25:35,533
‫خانواده عادی اینه.

409
00:25:35,534 --> 00:25:38,203
‫وقتی بچه بودم

410
00:25:38,204 --> 00:25:40,747
‫همیشه اینو می‌گفتید.

411
00:25:40,748 --> 00:25:43,208
‫ولی می‌دونیم که این حقیقت نداره.

412
00:25:43,209 --> 00:25:45,835
‫هیچ‌وقت حقیقت نداشت.

413
00:25:45,836 --> 00:25:48,088
‫می‌دونم که قدرت‌هام باعث ناراحتی شما میشه.

414
00:25:48,089 --> 00:25:50,465
‫بعضی وقتا...

415
00:25:50,466 --> 00:25:52,926
‫خودمم ازشون ناراحت می‌شم.

416
00:25:52,927 --> 00:25:55,971
‫ولی اونا بخشی از منن
‫و همیشه هم خواهند بود.

417
00:25:55,972 --> 00:25:59,767
‫پس ازتون می‌خوام که بالاخره اینو بپذیرید.

418
00:26:00,810 --> 00:26:04,354
‫پس، قراره این طوری باشه؟

419
00:26:04,355 --> 00:26:06,481
‫تو قدرت داری

420
00:26:06,482 --> 00:26:10,735
‫پس فکر می‌کنی می‌تونی
‫برای پدر و مادرت شرط تعیین کنی؟

421
00:26:10,736 --> 00:26:13,154
‫نه بابا، ولی...

422
00:26:13,155 --> 00:26:16,574
‫اگه تو بتونی قبول کنی که دخترت قدرت داره،

423
00:26:16,575 --> 00:26:19,954
‫منم می‌تونم قبول کنم که نخوای
‫تو خونه ازشون استفاده کنم.

424
00:26:21,080 --> 00:26:25,083
‫ولی به این معنی نیست که
‫دیگه ازشون برای کمک به مردم استفاده نمی‌کنم.

425
00:26:25,084 --> 00:26:27,711
‫می‌خوام که رابطه خوبی داشته باشیم

426
00:26:27,712 --> 00:26:32,842
‫چون من عاشقتونم و می‌دونم که
‫شما هم منو دوست دارین.

427
00:26:34,218 --> 00:26:36,970
‫ولی باید منو همین‌طور که هستم بپذیرید.

428
00:26:36,971 --> 00:26:39,055
‫تمام وجودم رو.

429
00:26:39,056 --> 00:26:40,890
‫وگرنه...

430
00:26:40,891 --> 00:26:42,726
‫دیگه نمی‌تونید منو ببینید.

431
00:26:44,478 --> 00:26:48,690
‫خسته شدم از اینکه هر بار میام خونه
‫حس یه عجیب‌الخلقه یا یه شکست‌خورده رو دارم،

432
00:26:48,691 --> 00:26:50,233
‫و حقم این نیست.

433
00:26:50,234 --> 00:26:52,903
‫- سامانتا...
‫- جدی می‌گم.

434
00:26:53,988 --> 00:26:57,407
‫معامله اینه.
‫من تو خونه از قدرتام استفاده نمی‌کنم،

435
00:26:57,408 --> 00:27:00,577
‫و شما هم باعث نمی‌شید که
‫حس بدی به خودم داشته باشم.

436
00:27:00,578 --> 00:27:03,163
‫وای عزیزم، معلومه که قبولت داریم.

437
00:27:04,874 --> 00:27:07,543
‫آدام، اون دخترته.

438
00:27:13,299 --> 00:27:15,216
‫باشه.

439
00:27:15,217 --> 00:27:17,510
‫قبوله.

440
00:27:20,806 --> 00:27:22,558
‫باید یه آبجو بخورم.

441
00:27:25,144 --> 00:27:27,480
‫راستی اشکالی نداره
‫اگه یه مدت برگردم خونه؟

442
00:27:28,606 --> 00:27:30,273
‫دیگه نمی‌دونم چی کار کنم که بفهمی.

443
00:27:33,027 --> 00:27:36,780
‫عه... شما برگشتید؟

444
00:27:36,781 --> 00:27:39,866
‫پاول رو یادتون هست، درسته؟

445
00:27:39,867 --> 00:27:42,453
‫سلام... مارک. سلام. سلام، الیور.

446
00:27:44,497 --> 00:27:46,748
‫چیزه...

447
00:27:46,749 --> 00:27:49,376
‫رفته بودیم افتتاحیه یه فروشگاه کمیک.

448
00:27:49,377 --> 00:27:51,669
‫الان قراره جفت‌گیری کنید؟

449
00:27:51,670 --> 00:27:55,507
‫من و مادرتون...
‫نمی‌دونم بهت گفته یا نه، ولی

450
00:27:55,508 --> 00:27:58,426
‫ما این اواخر خیلی با هم حرف زدیم و...

451
00:27:58,427 --> 00:28:00,720
‫عه نگاه کنید.
‫شما دو تا تو اخبارید!

452
00:28:00,721 --> 00:28:02,597
‫واقعاً؟

453
00:28:02,598 --> 00:28:05,266
‫الیور!

454
00:28:05,267 --> 00:28:07,936
‫من خوبم! خیلی باحال بود!

455
00:28:07,937 --> 00:28:11,690
‫ما نیستیم که. چطور...؟

456
00:28:15,111 --> 00:28:16,194
‫تو بهش گفتی؟

457
00:28:16,195 --> 00:28:18,196
‫- مارک...
‫- اشکالی نداره.

458
00:28:18,197 --> 00:28:19,614
‫رازنگه‌دار خوبیم.

459
00:28:19,615 --> 00:28:23,451
‫یه بار یه خونه رو به یه ستاره راک معروف فروختم
‫و به هیچ‌کس نگفتم.

460
00:28:23,452 --> 00:28:24,953
‫واقعاً؟ کی؟

461
00:28:24,954 --> 00:28:27,081
‫دقیقاً.

462
00:28:29,125 --> 00:28:31,459
‫با لباسی که کاملاً از اینوینسیبل الهام گرفته،

463
00:28:31,460 --> 00:28:33,711
‫هنوز نمی‌دونیم این قهرمان جدید کیه.

464
00:28:33,712 --> 00:28:38,133
‫اما رسانه‌های اجتماعی
‫وی را «اینوینسی‌بوی» صدا می‌زنند.

465
00:28:38,134 --> 00:28:40,969
‫- یعنی الان تو شدی اینوینسی‌بوی؟
‫- در اخبار دیگر، بازار سهام امروز سقوط کرد

466
00:28:40,970 --> 00:28:43,555
‫با گزارش‌هایی که حاکی از این است...

467
00:28:45,933 --> 00:28:47,017
‫سلام.

468
00:28:48,060 --> 00:28:50,145
‫ملاقاتت با پدر و مادرت چطور پیش رفت؟

469
00:28:50,146 --> 00:28:52,230
‫بهتر از چیزی که انتظار داشتم.

470
00:28:52,231 --> 00:28:55,150
‫احساسم رو توضیح دادم
‫و شرطم رو تعیین کردم.

471
00:28:55,151 --> 00:28:56,734
‫و؟

472
00:28:56,735 --> 00:28:59,572
‫- به توافق رسیدیم.
‫- ایول.

473
00:29:01,115 --> 00:29:04,409
‫خیلی عالیه.
‫بهشون گفتی که برگشتی دانشگاه؟

474
00:29:04,410 --> 00:29:07,412
‫آره، راستی که حرفش شد،

475
00:29:07,413 --> 00:29:09,581
‫امروز امبر رو تو دانشگاه دیدم.

476
00:29:09,582 --> 00:29:11,332
‫عجب.

477
00:29:11,333 --> 00:29:13,293
‫حالش چطوره؟

478
00:29:13,294 --> 00:29:15,838
‫خوبه. زندگی دانشگاهی بهش میاد.

479
00:29:17,590 --> 00:29:19,215
‫ولی تو یه کم خسته به نظر میای.

480
00:29:19,216 --> 00:29:21,259
‫احوال خودت چطوره؟

481
00:29:21,260 --> 00:29:23,761
‫از کجا شروع کنم؟

482
00:29:23,762 --> 00:29:26,890
‫آرت برای من و الیور لباس جدید درست کرد،
‫که خب باحال بود.

483
00:29:26,891 --> 00:29:29,767
‫اما بعدش الیور تا زندان پیتون همراهم اومد

484
00:29:29,768 --> 00:29:31,519
‫و تقریباً خودش رو به کشتن داد.

485
00:29:31,520 --> 00:29:33,938
‫چی؟ لعنتی.

486
00:29:33,939 --> 00:29:35,440
‫حالش خوبه.

487
00:29:35,441 --> 00:29:38,651
‫حتی حرصش گرفته بود که چرا خودم
‫کورسک و فرنس رو زدم.

488
00:29:38,652 --> 00:29:40,111
‫ولی وقتی برگشتیم خونه،

489
00:29:40,112 --> 00:29:42,280
‫فهمیدم مامانم هویت مخفی منو
‫به دوست‌پسر جدیدش گفته

490
00:29:42,281 --> 00:29:44,324
‫اونم بدون اینکه ازم بپرسه!

491
00:29:44,325 --> 00:29:47,494
‫وای، عجب روزی داشتی.

492
00:29:47,495 --> 00:29:50,330
‫فکر نکنم بتونم از پس این بر بیام.

493
00:29:50,331 --> 00:29:54,375
‫چطور می‌تونم هم پسر باشم،
‫هم برادر، هم دوست‌پسر،

494
00:29:54,376 --> 00:29:56,837
‫و هم یه ابرقهرمان، اونم همزمان؟

495
00:29:58,172 --> 00:30:00,381
‫بازم قراره همه رو ناامید کنم.

496
00:30:00,382 --> 00:30:04,385
‫مارک... بهش اشتباه نگاه می‌کنی.

497
00:30:04,386 --> 00:30:06,429
‫اونایی که بهت وابسته‌ان؟

498
00:30:06,430 --> 00:30:08,306
‫مامانت، الیور، من؟

499
00:30:08,307 --> 00:30:11,476
‫ما هم اینجاییم که تو بتونی روی ما حساب کنی.

500
00:30:11,477 --> 00:30:14,062
‫تنها نیستی.

501
00:30:14,063 --> 00:30:16,731
‫اینوینسی‌بوی.

502
00:30:16,732 --> 00:30:19,651
‫لعنتی. دیدی؟

503
00:30:19,652 --> 00:30:21,402
‫دیدم؟

504
00:30:21,403 --> 00:30:24,030
‫حتی یه کلیپ ذخیره کردم تو گوشیم.

505
00:30:40,256 --> 00:30:42,173
‫ای بابا، امیدوارم بدون کافئین باشه!

506
00:30:42,174 --> 00:30:44,717
‫گندش بزنن.

507
00:30:44,718 --> 00:30:48,179
‫شرمنده، نیت.
‫اینجا حس بدی بهم میده.

508
00:30:48,180 --> 00:30:50,390
‫فکر نمی‌کنی یه کم زیادی داری سخت می‌گیری؟

509
00:30:50,391 --> 00:30:52,559
‫اون چیزی که من دیدم رو ندیدی، باشه؟

510
00:30:52,560 --> 00:30:55,980
‫لیزارد لیگ دقیقاً از اینجا
‫تونل زدن و وارد پایگاه شدن.

511
00:30:58,107 --> 00:31:00,692
‫و من تو تیم پاکسازی بودم.

512
00:31:00,693 --> 00:31:03,152
‫همه جا پر از خون بود.

513
00:31:03,153 --> 00:31:05,530
‫و کلی... تیکه‌های بدن.

514
00:31:07,283 --> 00:31:08,866
‫شنیدم.

515
00:31:08,867 --> 00:31:12,453
‫ولی امن‌ترین جا،
‫اون جاییه که رعدوبرق قبلاً زده.

516
00:31:12,454 --> 00:31:16,916
‫چون رعد و برق هیچ‌وقت
‫دو بار به یه جا برخورد نمی‌کنه، می‌دونی؟

517
00:31:16,917 --> 00:31:19,335
‫آره، ولی قضیه رعد و برق اینطوری نیست که...

518
00:31:23,173 --> 00:31:24,799
‫خیلی راحت‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردم.

519
00:31:24,800 --> 00:31:26,968
‫ارتش آمریکا رو می‌بینی،

520
00:31:26,969 --> 00:31:29,887
‫همیشه سعی می‌کنن
‫با کمترین هزینه کار رو رفع ‌و رجوع کنن.

521
00:31:29,888 --> 00:31:31,931
‫اینجا رو باش.

522
00:31:31,932 --> 00:31:34,100
‫دوستان جدیدمون.

523
00:31:36,562 --> 00:31:38,479
‫یه پیچ لعنتی دیگه که فرق داره.

524
00:31:38,480 --> 00:31:41,316
‫کی این ابوقراضه رو طراحی کرده؟

525
00:31:44,862 --> 00:31:46,321
‫هی! حواست باشه!

526
00:31:46,322 --> 00:31:49,115
‫کلاهک هسته‌ای با ضربه منفجر نمی‌شه، احمق.

527
00:31:49,116 --> 00:31:52,243
‫ولی اگه بخوره تو سرت درد داره، کله‌پوک!

528
00:31:54,288 --> 00:31:56,080
‫دارن میان.

529
00:31:56,081 --> 00:31:58,124
‫چه عجب.

530
00:31:58,125 --> 00:32:00,210
‫خیلی طولش دادن.

531
00:32:03,130 --> 00:32:05,465
‫تسلیم بشید. تعداد ما بیشتره.

532
00:32:05,466 --> 00:32:07,717
‫- و قوی‌تریم.
‫- و خوش‌شانس‌تریم.

533
00:32:07,718 --> 00:32:10,428
‫و حالا نوبت منه که یه چیزی بگم.

534
00:32:10,429 --> 00:32:12,013
‫بقیه کجان؟

535
00:32:12,014 --> 00:32:14,432
‫همین تعداد هم برای کله‌پا کردن شماها کافیه.

536
00:32:14,433 --> 00:32:16,434
‫ما رو دست‌کم گرفتن.

537
00:32:16,435 --> 00:32:20,980
‫چی؟ حقمونه که کل تیمشون رو نفله کنیم.

538
00:32:20,981 --> 00:32:24,359
‫بیا پایین وگرنه از همه‌ی هیجان جا می‌مونی.

539
00:32:24,360 --> 00:32:26,360
‫ترانه «Blockbuster Night, Pt. 1»
‫از «Run the Jewels»

540
00:32:33,410 --> 00:32:36,780
‫کی فکرشو می‌کرد نقطه ضعفی که
‫توی همه‌ی محافظین مشترکه

541
00:32:36,780 --> 00:32:38,620
‫سیستم عصبی‌شون باشه؟

542
00:32:43,580 --> 00:32:45,120
‫.من. به خاطر همین ساختمش

543
00:32:52,010 --> 00:32:54,800
‫حالا میشه قبل از اینکه تعداد بیشتری
‫از خودش بسازه، بهش شلیک کنی؟

544
00:33:05,730 --> 00:33:08,520
‫.لطفاً دیگه اینجوری جونمو نجات نده

545
00:33:08,520 --> 00:33:09,900
‫!مراقب باش

546
00:33:17,160 --> 00:33:19,410
‫.این یکی یادت رفت

547
00:33:23,330 --> 00:33:24,460
‫.فکر نکنم

548
00:33:36,640 --> 00:33:38,550
‫.قابلی نداشت

549
00:33:38,550 --> 00:33:39,850
‫!مارک -
‫چیه؟ -

550
00:33:39,850 --> 00:33:42,060
‫ادامه‌ی گزارش بحران

551
00:33:42,060 --> 00:33:46,890
‫در همان انبار موشک‌های هسته‌ای که
‫.چند ماه پیش مورد حمله‌ی لیزارد قرار گرفت

552
00:33:46,900 --> 00:33:49,190
‫همانطور که بیان شد، محافظین زمین

553
00:33:49,190 --> 00:33:50,940
‫در صحنه‌ی جرم هستند، اما از زمان ورود آنها

554
00:33:50,940 --> 00:33:53,860
‫.هیچ گزارش جدیدی دریافت نکرده‌ایم

555
00:33:53,860 --> 00:33:56,360
‫...در ادامه به نظارت وضعیت و گزارش

556
00:33:59,740 --> 00:34:01,830
‫.من دیگه برای سیسل کار نمی‌کنم

557
00:34:01,830 --> 00:34:04,910
‫...ولی -
‫.هنوزم به مردم کمک می‌کنی -

558
00:34:04,910 --> 00:34:07,290
‫.آره

559
00:34:08,540 --> 00:34:10,840
‫...پس گمونم تصمیم گرفته شد. فقط

560
00:34:12,710 --> 00:34:15,340
‫.مراقب باش

561
00:34:17,800 --> 00:34:19,390
‫چرا نندازیمشون اون بیرون؟

562
00:34:19,390 --> 00:34:23,220
‫.بذاریم موتور موقع روشن شدن، کبابشون کنه

563
00:34:23,220 --> 00:34:25,600
‫.هیچوقت یه گروگان رو تا نیاز نشده نکُش

564
00:34:25,600 --> 00:34:28,730
‫،به علاوه، فکر کنم یه جورایی می‌تونن بفهمن چه خبره

565
00:34:28,730 --> 00:34:32,440
‫.و می‌خوام که بدونن شکست خوردن

566
00:34:32,440 --> 00:34:36,740
‫.این احساساتی بودنت یه روز به کشتنمون میده

567
00:34:36,740 --> 00:34:38,860
‫.مختصات وارد شد

568
00:34:38,860 --> 00:34:41,830
‫نظرت مساعده که زمانش رسیده که ما
‫کنترل دنیا رو به دست بگیریم؟

569
00:34:42,870 --> 00:34:44,040
‫.نظرم مساعده

570
00:34:48,960 --> 00:34:51,040
‫.از کامپیوتر فاصله بگیرید

571
00:34:51,040 --> 00:34:53,170
‫تو دیگه چه خری هستی؟

572
00:34:53,170 --> 00:34:55,170
‫.همون یارو اینوینسی‌بوی

573
00:34:55,170 --> 00:34:56,800
‫.توی تلویزیون دیدمش

574
00:34:56,800 --> 00:34:58,930
‫.تازه‌کاره

575
00:34:58,930 --> 00:35:01,140
‫.تازه‌کار بود

576
00:35:03,310 --> 00:35:04,470
‫مارک کجاست؟

577
00:35:04,470 --> 00:35:06,100
‫.قرار بود بریم تمرین پرواز -
‫هنوز از زمانی که اینوینسی‌بوی -

578
00:35:06,100 --> 00:35:08,310
‫.وارد انبار شد، هیچ اثری از فعالیت نیست

579
00:35:08,310 --> 00:35:11,060
‫...به من گفته شده که مهاجمین تمامی ارتباطات رو قطع

580
00:35:11,060 --> 00:35:12,020
‫.الیور

581
00:35:12,020 --> 00:35:14,360
‫یا خدا، مارک اونجاست؟

582
00:35:14,360 --> 00:35:15,980
‫...وایسا. نمی‌خوام که تو

583
00:35:15,980 --> 00:35:17,900
‫!ممکنه آسیب ببینه -
‫!الیور -

584
00:35:27,080 --> 00:35:30,460
‫آخی. می‌خوای درخواست کمک کنی؟

585
00:35:30,460 --> 00:35:32,920
‫.خیلی بد شد. چون نمی‌تونی

586
00:35:32,920 --> 00:35:35,170
‫،و هیچکس دیگه‌ای هم نمی‌تونه

587
00:35:35,170 --> 00:35:37,760
‫چون قراره کل شبکه‌ی ارتباطات سیاره رو

588
00:35:37,760 --> 00:35:40,760
‫.با موشک الکترومغناطیسی‌مون نابود کنیم

589
00:35:40,760 --> 00:35:45,100
‫.به جاش باید برای سیستم محافظت‌شده‌مون پول بدید

590
00:35:45,100 --> 00:35:48,890
‫.اوه، الان خیلی بدتر از ابرشرورها شدیم

591
00:35:48,890 --> 00:35:50,980
‫.ما تاجریم

592
00:35:52,060 --> 00:35:54,060
‫.هه، نگاش کنا

593
00:35:54,060 --> 00:35:57,150
‫،به عنوان کسی که توی اسمش «پسر» داره
‫.خیلی سرسخته

594
00:35:57,150 --> 00:36:00,700
‫یه بار دیگه بهش شلیک کن
‫.تا موتور رو روشن کنیم

595
00:36:08,950 --> 00:36:11,620
‫.شما رفقا توی بد دردسری افتادید

596
00:36:11,620 --> 00:36:14,460
‫مدرسه‌ها تعطیل شدن انگار؟

597
00:36:14,460 --> 00:36:15,790
‫.فقط بگیرش بره

598
00:36:18,800 --> 00:36:20,670
‫اینجا چیکار می‌کنی تو؟

599
00:36:20,670 --> 00:36:23,220
‫.نجاتت میدم. نگران بودم که مرده باشی

600
00:36:23,220 --> 00:36:24,840
‫.جفتتون مردید

601
00:36:37,520 --> 00:36:39,690
‫!برو بیرون از اینجا
‫.می‌تونم ردیفش کنم

602
00:36:39,690 --> 00:36:41,070
‫.منم می‌تونم

603
00:36:52,250 --> 00:36:54,170
‫.گفتم برو بیرون

604
00:36:54,170 --> 00:36:55,630
‫.چیزیم نیست

605
00:36:55,630 --> 00:36:57,250
‫.حواسمو پرت کردی

606
00:36:57,250 --> 00:36:59,840
‫...نمی‌گم قراره شکست بخوریم، ولی

607
00:36:59,840 --> 00:37:01,590
‫.محض احتیاط

608
00:37:17,110 --> 00:37:18,230
‫.من میرم دنبالش

609
00:37:18,230 --> 00:37:20,280
‫.همین حالا برگرد خونه

610
00:37:30,200 --> 00:37:32,580
‫.شنیدی که اینوینسی‌بوی چی گفت

611
00:37:32,580 --> 00:37:34,210
‫،هموطور که گفتم

612
00:37:34,210 --> 00:37:36,620
‫.شما رفقا توی بد دردسری افتادید

613
00:37:36,630 --> 00:37:39,170
‫،ما اصولاً بچه‌ها رو نمی‌کشیم

614
00:37:39,170 --> 00:37:41,510
‫.اما همیشه بار اولی هم هست

615
00:37:52,390 --> 00:37:55,190
‫!بهت هشدار دادیم توله سگ

616
00:38:01,230 --> 00:38:02,780
‫.ای داد

617
00:38:02,780 --> 00:38:05,150
‫.به جراحی نیاز داری

618
00:38:06,240 --> 00:38:08,660
‫...حتی با جراحی هم نمی‌دونم که میشه اصلاً

619
00:38:46,490 --> 00:38:48,820
‫!یا خدا

620
00:38:51,660 --> 00:38:52,990
‫اینجوری میشه وقتی

621
00:38:52,990 --> 00:38:54,740
‫.یه آدم شروری

622
00:38:57,960 --> 00:39:01,880
‫.تسلیمم. تسلیمم

623
00:39:03,050 --> 00:39:05,210
‫!تسلیمم

624
00:39:05,210 --> 00:39:06,210
‫.دیگه دیره

625
00:39:17,560 --> 00:39:22,060
‫...تو

626
00:39:22,060 --> 00:39:23,360
‫.بچه

627
00:39:35,330 --> 00:39:36,700
‫.منظوری نداشتم

628
00:39:36,700 --> 00:39:38,830
‫.یه اتفاق بود

629
00:39:42,170 --> 00:39:43,920
‫.نمی‌خواستم بکشمشون

630
00:39:43,920 --> 00:39:45,590
‫.شما رفقا رو نجات دادم

631
00:39:45,590 --> 00:39:47,630
‫.فقط شوکه شدن، الیور

632
00:39:55,010 --> 00:39:56,760
‫حتی ابرقهرمان‌ها هم عادت ندارن که ببینن بچه‌ها

633
00:39:56,770 --> 00:39:58,020
‫.همچین کاری می‌کنن

634
00:39:58,020 --> 00:40:00,730
‫...ولی می‌دونم که فقط سعی داشتی کمک کنی

635
00:40:04,360 --> 00:40:06,980
‫.بهت گفتم که از خانواده‌م دور بمون

636
00:40:06,980 --> 00:40:10,320
‫.فقط اینجام که گند برادرتو جمع کنم

637
00:40:10,320 --> 00:40:11,650
‫.صبر کن

638
00:40:11,660 --> 00:40:13,200
‫بنظر میاد داشتی توی کار خانوادگی‌تون

639
00:40:13,200 --> 00:40:15,160
‫.تمرینش می‌دادی

640
00:40:25,290 --> 00:40:28,210
‫چیه؟ جلوشونو گرفتم، مگه نه؟

641
00:40:28,210 --> 00:40:30,130
‫.آسمون. حالا

642
00:40:34,390 --> 00:40:36,390
‫چه فکری می‌کردی با خودت؟

643
00:40:36,390 --> 00:40:38,680
‫.بهت گفتم برگرد خونه

644
00:40:39,680 --> 00:40:41,560
‫چرا انقدر عصبانی هستی؟

645
00:40:41,560 --> 00:40:44,100
‫.ما برنده شدیم. من آدم بدا رو شکست دادم

646
00:40:44,100 --> 00:40:46,690
‫...تو... من

647
00:40:46,690 --> 00:40:48,070
‫!تو کشتیشون

648
00:40:48,070 --> 00:40:50,480
‫قصدم این نبود، ولی الان دیگه

649
00:40:50,490 --> 00:40:52,280
‫.به کسی آسیب نمی‌زنن

650
00:40:52,280 --> 00:40:54,860
‫به هیچکدوم از حرفای من یا مامان گوش نمی‌دادی؟

651
00:40:54,870 --> 00:40:56,530
‫!ما کسی رو نمی‌کشیم

652
00:40:56,530 --> 00:40:59,160
‫.به خاطر نجات دادنت سرم داد نزن

653
00:40:59,160 --> 00:41:01,500
‫،اخبار رو دیدم و فکر کردم ممکنه آسیب ببینی

654
00:41:01,500 --> 00:41:02,960
‫،پس سعی کردم کمک کنم

655
00:41:02,960 --> 00:41:05,370
‫و حالا ازم عصبانی هستی؟

656
00:41:05,380 --> 00:41:07,000
‫!الیور

657
00:41:07,000 --> 00:41:08,880
‫!الیور صبر کن

658
00:41:25,690 --> 00:41:27,560
‫لعنتی، کِی انقدر سریع شدی؟

659
00:41:35,070 --> 00:41:36,530
‫!وایسا

660
00:41:42,790 --> 00:41:45,620
‫فقط گوش بده، باشه؟

661
00:41:45,620 --> 00:41:48,210
‫.متوجهم که نمی‌خواستی مالرها رو بکشی

662
00:41:48,210 --> 00:41:51,340
‫.نگران من بودی و می‌خواستی کمک کنی

663
00:41:51,340 --> 00:41:53,050
‫نمی‌تونی فقط افراد رو بکشی

664
00:41:53,050 --> 00:41:54,760
‫.و طوری وانمود کنی انگار چیز خاصی نیست

665
00:41:56,180 --> 00:41:58,590
‫.تو کسی که دست مامانو شکوند، کُشتی

666
00:41:58,600 --> 00:42:00,640
‫.یه اتفاق بود

667
00:42:00,640 --> 00:42:02,310
‫.پس اینم بود

668
00:42:02,310 --> 00:42:05,060
‫.الیور، این اشتباهه

669
00:42:05,060 --> 00:42:07,600
‫چرا؟ تو و مامان می‌گید

670
00:42:07,600 --> 00:42:10,190
‫.من باید برای قدرت‌هام مسئول باشم

671
00:42:10,190 --> 00:42:12,360
‫اینکه مطمئن بشم آدم بدا هرگز به کسی آسیب نمی‌زنن

672
00:42:12,360 --> 00:42:14,070
‫مسئولیت‌پذیری نیست؟

673
00:42:14,070 --> 00:42:16,200
‫.زندگی ارزشمند‌‍ه

674
00:42:16,200 --> 00:42:18,660
‫نمی‌تونیم همینجوری... بگیریمش

675
00:42:18,660 --> 00:42:20,660
‫.ارزشمند نیست

676
00:42:20,660 --> 00:42:22,830
‫،مردم دائم دارن همدیگه رو می‌کشن

677
00:42:22,830 --> 00:42:25,120
‫.و بیشتر آدما برای ما ارزشمند نیستن

678
00:42:25,120 --> 00:42:27,370
‫.فقط آدمای عادین

679
00:42:29,830 --> 00:42:31,210
‫.درست مثل بابا حرف می‌زنی

680
00:42:31,210 --> 00:42:32,840
‫خب که چی؟

681
00:42:32,840 --> 00:42:34,510
‫چرا باید بد باشه؟

682
00:42:34,510 --> 00:42:36,300
‫،یه جور رفتار می‌کنی انگار همه‌چی رو می‌دونی

683
00:42:36,300 --> 00:42:40,050
‫ولی تا حالا فکر کردی شاید حق با بابا بود؟

684
00:42:50,980 --> 00:42:53,320
‫.ای تف -
‫.هی -

685
00:42:56,070 --> 00:42:59,610
‫.اوه، خیلی متأسفم

686
00:42:59,610 --> 00:43:01,530
‫.باورم نمیشه دیر رسیدم به قرار اولمون

687
00:43:01,530 --> 00:43:04,160
‫.اشکالی نداره. اخبار رو دیدم

688
00:43:04,160 --> 00:43:06,790
‫...نه، قرار بود که خاص باشه و

689
00:43:06,790 --> 00:43:09,210
‫.مارک، بس کن

690
00:43:09,210 --> 00:43:11,210
‫.جفت‌مون می‌دونیم قضیه چطوریه

691
00:43:12,880 --> 00:43:14,460
‫جدی؟

692
00:43:16,880 --> 00:43:17,970
‫.جدی

693
00:43:17,970 --> 00:43:20,760
‫چطور انقدر خوش‌شانسم؟

694
00:43:20,760 --> 00:43:22,220
‫.نمی‌دونم

695
00:43:24,890 --> 00:43:27,730
‫،خب، سیسل مطمئن شد که توی اخبار نباشه

696
00:43:27,730 --> 00:43:29,810
‫.ولی الیور دنبالم اومد به انبار موشک

697
00:43:29,810 --> 00:43:31,020
‫دید که مالرها به من

698
00:43:31,020 --> 00:43:34,360
‫.حمله کردن و بعدش فقط... اونا رو کشت

699
00:43:34,360 --> 00:43:36,480
‫.چی؟ اوه خدا

700
00:43:36,480 --> 00:43:37,820
‫آره. منظورم اینه که شاید

701
00:43:37,820 --> 00:43:39,320
‫،کشتنِ مالر اول یه اتفاق بود

702
00:43:39,320 --> 00:43:41,820
‫.ولی ایمورتال بهم گفت که دومی تسلیم شده بود

703
00:43:42,820 --> 00:43:44,910
‫قراره چیکار کنی؟

704
00:43:46,290 --> 00:43:47,330
‫.نمی‌دونم

705
00:43:51,250 --> 00:43:54,340
‫،سعی نمی‌کنم کاری که کرده رو عادی‌سازی کنم

706
00:43:54,340 --> 00:43:56,210
‫...ولی اون فقط یه بچه‌ست

707
00:43:57,380 --> 00:43:59,760
‫.با قدرت‌هایی که هنوز نمی‌دونه چطور کنترلشون کنه

708
00:44:00,760 --> 00:44:02,800
‫...آره، اما

709
00:44:02,800 --> 00:44:05,640
‫.بنظر نمیاد درباره‌ش ناراحت یا متأسف باشه

710
00:44:07,060 --> 00:44:09,020
‫.درست مثل بابام

711
00:44:16,110 --> 00:44:18,320
‫.نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم، ایو

712
00:44:18,320 --> 00:44:20,740
‫.نمی‌دونم چطور یه بچه مثل الیور رو بزرگ کنم

713
00:44:20,740 --> 00:44:22,030
‫.داری مامانتو فراموش می‌کنی

714
00:44:22,030 --> 00:44:25,070
‫.کارش با تو حرف نداشت

715
00:44:25,080 --> 00:44:27,120
‫تا قبل از اینکه هویت مخفیم رو برای

716
00:44:27,120 --> 00:44:28,910
‫.دوست‌پسر جدیدش فاش کنه

717
00:44:30,540 --> 00:44:32,580
‫،تو بابات رو از دست دادی

718
00:44:32,580 --> 00:44:34,460
‫.ولی اون شوهرش رو از دست داد

719
00:44:36,210 --> 00:44:39,510
‫لیاقت نداره یکی رو توی زندگیش داشته باشه؟

720
00:44:39,510 --> 00:44:42,130
‫،و آره، به پاول گفت که تو کی هستی
‫،ولی صادقانه

721
00:44:42,130 --> 00:44:43,300
‫اون قراره به کی بگه؟

722
00:44:43,300 --> 00:44:45,260
‫کی آخه حرفشو باور می‌کنه؟

723
00:44:47,390 --> 00:44:49,270
‫بدون تو چیکار می‌کردم؟

724
00:44:50,430 --> 00:44:53,020
‫.احتمالاً هنوز دنبال کوه راشمور می‌گشتی

725
00:44:54,270 --> 00:44:55,980
‫.هر چی تو بگی

726
00:44:57,360 --> 00:45:00,150
‫.قرار اول عجیبیه

727
00:45:00,150 --> 00:45:02,490
‫.بدتر از اینم داشتم

728
00:45:07,200 --> 00:45:08,490
‫.قرار کوتاهی بود

729
00:45:08,490 --> 00:45:12,000
‫.آره، تصمیم گرفتیم تایمش رو عوض کنیم

730
00:45:12,000 --> 00:45:14,250
‫الیور کجاست؟ -
‫.بالا توی اتاقش -

731
00:45:14,250 --> 00:45:16,960
‫گفتم وقتی برگشتی خونه قراره که

732
00:45:16,960 --> 00:45:18,790
‫.یه صحبتی داشته باشیم

733
00:45:18,800 --> 00:45:20,420
‫می‌خوای من بشورم؟

734
00:45:20,420 --> 00:45:22,130
‫.نه، نمی‌خواد

735
00:45:22,130 --> 00:45:23,630
‫.نیاز دارم این کارو بکنم

736
00:45:23,630 --> 00:45:25,430
‫.کمکم می‌کنه احساس عادی بودن کنم

737
00:45:25,430 --> 00:45:27,100
‫.البته

738
00:45:28,180 --> 00:45:29,890
‫.تو بشور، من آب‌ می‌کشم

739
00:45:29,890 --> 00:45:31,270
‫.خیلی هم عالی

740
00:45:34,100 --> 00:45:35,940
‫.ببخشید درباره‌ی پاول عصبانی شدم

741
00:45:36,980 --> 00:45:39,480
‫.تو یکی رو نیاز داری که باهاش صحبت کنی

742
00:45:39,480 --> 00:45:41,230
‫.درباره‌ی همه‌چیز

743
00:45:41,230 --> 00:45:43,570
‫.همونطور که من با ایو می‌تونم

744
00:45:43,570 --> 00:45:45,110
‫.آره

745
00:45:46,160 --> 00:45:48,780
‫و باید اول درباره‌ش باهات

746
00:45:48,780 --> 00:45:50,330
‫.صحبت می‌کردم

747
00:45:52,120 --> 00:45:55,040
‫.مثل یه منطقه‌ی ناشناخته‌ست

748
00:45:56,080 --> 00:45:57,790
‫.برای همه‌مون

749
00:46:01,630 --> 00:46:04,130
‫،تو به مارک گفتی زندگی ارزشمند نیست

750
00:46:04,130 --> 00:46:07,010
‫.که طوری نیست که یکی بمیره

751
00:46:07,010 --> 00:46:09,180
‫واقعا این چیزیه که حس می‌کنی؟

752
00:46:09,180 --> 00:46:10,810
‫.یه جورایی

753
00:46:12,180 --> 00:46:14,100
‫فکر می‌کنی زندگی من ارزشمند نیست؟

754
00:46:14,100 --> 00:46:16,520
‫اگر من می‌مردم برات مهم بود؟

755
00:46:16,520 --> 00:46:17,900
‫.معلومه که برام مهم بود

756
00:46:17,900 --> 00:46:18,900
‫.من نمی‌خوام بمیری

757
00:46:18,900 --> 00:46:20,190
‫.دوسِت دارم

758
00:46:20,190 --> 00:46:21,900
‫.منم دوست دارم

759
00:46:21,900 --> 00:46:24,940
‫.ولی به تمام آدمای دیگه روی این سیاره فکر کن

760
00:46:24,940 --> 00:46:27,240
‫همه‌شون دوست و خانواده دارن

761
00:46:27,240 --> 00:46:28,820
‫.که اگر بمیرن ناراحت میشن

762
00:46:28,820 --> 00:46:31,450
‫پس، فقط چون تو اون آدما رو نمی‌شناسی

763
00:46:31,450 --> 00:46:33,990
‫.باعث نمیشه زندگی اونا کمتر مهم باشه

764
00:46:34,000 --> 00:46:35,580
‫می‌فهمی چی میگم؟

765
00:46:36,580 --> 00:46:39,210
‫.مالرها دوست یا خانواده نداشتن

766
00:46:42,750 --> 00:46:44,840
‫.می‌فهمم

767
00:46:44,840 --> 00:46:46,970
‫.دیگه انجامش نمیدم

768
00:46:49,340 --> 00:46:51,970
‫.واقعاً باید از ته قلبت بگیش

769
00:46:51,970 --> 00:46:54,060
‫.واقعاً میگم مامان

770
00:46:54,060 --> 00:46:55,600
‫.خیلی خب

771
00:46:56,680 --> 00:46:58,270
‫.بیا اینجا

772
00:47:00,020 --> 00:47:01,770
‫ها؟

773
00:47:05,190 --> 00:47:07,030
‫.گرفتمت

774
00:47:11,820 --> 00:47:14,240
‫مارک، حالت خوبه؟

775
00:47:14,240 --> 00:47:16,410
‫اون چی بود؟

776
00:47:17,460 --> 00:47:18,750
‫.نمی‌دونم

777
00:47:26,260 --> 00:47:28,050
‫.بیا اینجا

778
00:47:43,570 --> 00:47:46,480
‫.عجب خانواده‌ی خوشحالی

779
00:47:48,208 --> 00:47:55,208
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
@talafilm_top
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده