1
00:00:00,200 --> 00:00:06,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:06,030 --> 00:00:14,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

3
00:00:15,056 --> 00:00:19,686
من خیلی وقت پیش یاد گرفتم
.که داستان‌ها نه کاملا حقیقت دارن و نه کاملا دروغ هستن

4
00:00:21,438 --> 00:00:23,773
،اونا از نیمه‌حقیقت‌ها

5
00:00:23,857 --> 00:00:27,152
.دروغ‌های قشنگ، یا خاطرات مبهم تشکیل شده‌اند

6
00:00:31,865 --> 00:00:35,160
،خاطراتی که در دود اجاق گم میشن

7
00:00:35,827 --> 00:00:39,748
،بوی ادویه در آن‌ها تزریق میشه
،و مثل یک دستور پخت

8
00:00:40,331 --> 00:00:43,209
.به عنوان یک عنصر دیگه با غذا ترکیب میشن

9
00:00:44,210 --> 00:00:46,210
« سال 1892 »

10
00:00:47,672 --> 00:00:51,134
این قصه‌ی خاله‌ی بزرگم تیتا هستش

11
00:00:51,926 --> 00:00:54,471
مطمئن نیستم که دقیقا به این شکل اتفاق افتاده یا نه

12
00:00:54,846 --> 00:00:58,266
،یک بخشیش رو برای من تعریف کردن
و مابقی‌ش رو در دفتر خاطراتش

13
00:00:58,350 --> 00:01:00,143
.و کتاب آشپزیِ قدیمی آبی رنگ خوندم

14
00:01:02,354 --> 00:01:05,190
،هر چند، با گذشت زمان
،تبدیل به نوعی خاطره شد

15
00:01:06,608 --> 00:01:08,735
خاطره‌ای از چیزی که من تجربه‌ش نکردم

16
00:01:08,818 --> 00:01:12,947
،اما الان به طریقی
بخشی از زندگی منه

17
00:01:27,253 --> 00:01:30,799
...میگن تیتا چنان ارتباط عمیقی با غذا داشت

18
00:01:31,383 --> 00:01:34,051
،که حتی وقتی توی شکم جد مادریم بود

19
00:01:34,134 --> 00:01:36,429
وقتی پیاز خُرد میشد، گریه می‌کرده

20
00:01:38,973 --> 00:01:41,059
باید نصف پیاز رو بذاری روی سرت

21
00:01:41,559 --> 00:01:42,852
بچه باز داره گریه می‌کنه

22
00:01:44,187 --> 00:01:45,729
چرند نگو ناچا

23
00:01:47,482 --> 00:01:52,862
یک روز، گریه‌ش چنان شدید بوده
.که باعث شده زایمان زودهنگام صورت بگیره

24
00:01:55,990 --> 00:01:59,160
.نفس بکش، نفس، نترس
یالا

25
00:02:00,578 --> 00:02:01,705
.بیاریدش بالا

26
00:02:02,914 --> 00:02:06,167
.بالا، بالا
اینم از این. بالا

27
00:02:14,300 --> 00:02:16,678
نفس بکش، نفش بکش

28
00:02:19,222 --> 00:02:21,933
.نفش بکش. نفس‌های عمیق بگیر
نترس

29
00:02:22,017 --> 00:02:24,060
،همچنین میگن که جد مادریم النا

30
00:02:24,144 --> 00:02:26,353
.زایمانش با درد بیشتری از حالت معمول بوده

31
00:02:27,147 --> 00:02:31,359
انگار یک چیزی درونش
مانع این زایش بوده

32
00:02:32,110 --> 00:02:36,573
یکم دیگه. تقریبا تمومه

33
00:02:36,656 --> 00:02:39,325
!منو ببین! به من نگاه کن
.نفس بکش

34
00:02:39,409 --> 00:02:43,079
...به این شکل، تیتا به معنای واقعی کلمه

35
00:02:43,163 --> 00:02:45,832
.با سیل حجیمی از اشک به این دنیا آمده

36
00:03:16,988 --> 00:03:20,909
میگن اشک‌هاش اینقدر زیاد بوده
،که وقتی تبخیر شدن

37
00:03:21,242 --> 00:03:24,204
ناچا یک کیسه‌ی 5 کیلویی نمک جمع کرده

38
00:03:24,537 --> 00:03:27,415
که به مدت چندین سال
.برای آشپزی ازش استفاده می‌کردن

39
00:03:37,676 --> 00:03:38,927
،تیتا گریه‌کنان به دنیا اومده

40
00:03:40,220 --> 00:03:43,098
شاید به این خاطر که حس کرده بود
،مادرش اون رو نمی‌خواد

41
00:03:44,474 --> 00:03:47,519
،شاید چون در دنیایی مرد محور، یک زن بود

42
00:03:49,187 --> 00:03:54,067
یا شاید چون می‌تونست حس کنه
،که تقدیرش از قبل نوشته شده

43
00:03:54,734 --> 00:03:58,905
و اینکه زندگیش قراره مبارزه‌ای سخت
.و طولانی در راه خوشبختی باشه

44
00:04:01,032 --> 00:04:03,079
« مثل آب برای شکلات »

45
00:04:03,080 --> 00:04:07,000
Pink Panther ترجمه از
« امین احمدی »

46
00:04:08,665 --> 00:04:09,916
...یک

47
00:04:11,001 --> 00:04:12,043
...دو

48
00:04:14,379 --> 00:04:15,714
...سه

49
00:04:16,964 --> 00:04:18,132
...چهار

50
00:04:21,970 --> 00:04:23,054
...پنج

51
00:04:24,973 --> 00:04:26,016
...شش

52
00:04:28,768 --> 00:04:29,978
...هفت

53
00:04:34,274 --> 00:04:35,525
...هشت

54
00:04:38,069 --> 00:04:39,112
...نه

55
00:04:40,155 --> 00:04:42,699
.نه، اونجا نه
اتاق مامانه

56
00:04:42,782 --> 00:04:44,701
خب که چی؟ -
اجازه نداریم بریم اونجا -

57
00:04:44,784 --> 00:04:46,911
،بهتر
گرترودیس اینجا پیدامون نمی‌کنه

58
00:04:51,041 --> 00:04:52,292
!ده! اومدم

59
00:05:18,568 --> 00:05:19,819
کجائید؟

60
00:05:23,448 --> 00:05:26,326
!پیدات کردم -
عادلانه نیست -

61
00:05:26,409 --> 00:05:27,744
کی وارد اتاق من شد؟

62
00:05:28,328 --> 00:05:29,579
تیتا، مامانی

63
00:05:29,662 --> 00:05:31,206
زیرآب نزن، روزارا

64
00:05:40,799 --> 00:05:45,345
!چطور جرئت کردی، تیتا د لا گارزا
بار آخرت باشه

65
00:05:45,428 --> 00:05:46,680
...مامانی

66
00:06:27,095 --> 00:06:28,179
!تیتا

67
00:06:32,976 --> 00:06:34,769
تیتا، ناراحت نباش

68
00:06:34,853 --> 00:06:37,856
.ناراحت نیستم
از دست روزارا عصبانیم

69
00:06:38,273 --> 00:06:40,984
می‌دونی که روزارا فقط می‌خواد به چشم مامانی بیاد

70
00:06:41,818 --> 00:06:44,404
.بیا بریم مزرعه ذرت با بچه‌ها بازی کنیم

71
00:06:45,447 --> 00:06:46,656
خواهش می‌کنم تیتا

72
00:06:57,751 --> 00:06:58,835
اون کیه؟

73
00:07:00,003 --> 00:07:03,131
،پدروئه، پسر همسایه
خانواده موزکیز

74
00:07:03,214 --> 00:07:05,175
تازه از مدرسه شبانه‌روزی برگشته

75
00:07:09,596 --> 00:07:13,016
هی، اگه جرئت دارین
،تا اون سمت کشتزار مسابقه بدیم

76
00:07:13,099 --> 00:07:16,019
.و برنده می‌تونه ده بار به بقیه سیلی بزنه

77
00:07:16,102 --> 00:07:18,188
من دست رو دختر بلند نمی‌کنم -
من می‌کنم -

78
00:07:57,852 --> 00:08:01,523
همونطور که شکلات برای ساختن سس
،با فلفل خشک شده آب میشه

79
00:08:02,107 --> 00:08:06,486
روح تیتا هم در ابدیتِ اون لحظه
.با روح پدرو آب شد

80
00:08:09,906 --> 00:08:12,325
،بدون گفتن کلمه‌ای

81
00:08:12,909 --> 00:08:16,705
تیتا و پدرو قول دادن
.تا ابد عاشق هم بمونن

82
00:08:26,706 --> 00:08:28,706
« سال 1908 »

83
00:08:31,261 --> 00:08:32,721
،بدون مراقبتِ مادرش

84
00:08:33,138 --> 00:08:35,432
،تیتا کنار ناچا در آشپزخانه بزرگ شد

85
00:08:36,182 --> 00:08:39,019
.که تمام دانش آشپزیش رو بهش آموخته بود

86
00:08:41,688 --> 00:08:44,482
.میراثی که از چندین نسل منتقل شده بود

87
00:08:45,025 --> 00:08:46,568
.دو قاشق سوپ‌خوری خامه اضافه کن

88
00:08:49,279 --> 00:08:52,699
توی کتاب آشپزی نوشته
،برای درست کردن شیرینی خامه‌ای

89
00:08:52,782 --> 00:08:55,160
باید سفیده رو از زرده جدا کنی

90
00:08:55,243 --> 00:08:59,622
،و با خامه هم بزنی
.تا وقتی که ترکیب‌مون رقیق بشه

91
00:09:02,125 --> 00:09:04,627
.آروم
به آرامی هم بزن تا مخلوط شن

92
00:09:08,131 --> 00:09:12,719
،بعدش، توی یک ظرف کره زده شد
.چند دقیقه می‌خوابونیش

93
00:09:13,219 --> 00:09:14,721
یادته، فقط دو تا، باشه؟

94
00:09:15,680 --> 00:09:19,559
سفیده‌ی باقی مونده
،با شکر، پوست پرتقال

95
00:09:19,934 --> 00:09:22,270
.رازیانه و میخک مخلوط میشه تا شیره درست بشه

96
00:09:32,822 --> 00:09:33,865
اینم از این

97
00:09:37,786 --> 00:09:38,828
خوبه؟

98
00:09:39,788 --> 00:09:42,790
.ناچا تمام اسرارش رو به تیتا یاد داده بود

99
00:09:56,513 --> 00:09:58,056
...چیزی که هر دو نمی‌دونستن

100
00:09:59,057 --> 00:10:01,434
...این بود که تیتا توانایی خارق‌العاده‌ای داشت

101
00:10:01,518 --> 00:10:04,771
تا احساساتش رو
.به غذایی که آماده می‌کرد منتقل کنه

102
00:10:07,399 --> 00:10:09,442
این شیرینی‌ها رو برای کی درست می‌کنی؟

103
00:10:14,489 --> 00:10:18,326
،چه غم باشه چه شادی
همه‌چیز اون رو بر می‌انگیخت

104
00:10:19,327 --> 00:10:22,747
انگار که خود تیتا یک دستورالعمل جدا بود

105
00:10:37,679 --> 00:10:40,223
« شیرینی خامه‌ای »

106
00:10:49,816 --> 00:10:51,067
ببین چی برات آوردم

107
00:10:58,491 --> 00:11:00,535
از کجا می‌دونستی این موردعلاقه‌ی منه؟

108
00:11:01,619 --> 00:11:04,497
یه بار بهم گفته بودی
.و من یادم موند

109
00:11:14,549 --> 00:11:16,760
وقتی بری شهر، برام نامه می‌نویسی؟

110
00:11:17,635 --> 00:11:19,804
البته! چرا ننویسم آخه؟

111
00:11:25,560 --> 00:11:27,729
هر روز؟ -
هر روز، تیتا -

112
00:11:28,563 --> 00:11:29,647
هر روز خدا

113
00:11:36,905 --> 00:11:38,740
این شیرینی‌ها دارن منو دیوونه می‌کنن

114
00:11:48,375 --> 00:11:50,502
...شیرینی‌ها آغشته به تمام چیزهایی بودن

115
00:11:50,585 --> 00:11:52,587
.که تیتا نمی‌تونست با کلمات بیان کنه

116
00:11:59,594 --> 00:12:01,596
اضطراب دوری از پدرو

117
00:12:03,973 --> 00:12:06,351
ترس از دست دادن
ارتباطی که با پدرو ساخته بودن

118
00:12:08,603 --> 00:12:12,691
اما همچنین امیدِ اینکه
فاصله عشق اون‌ها رو بیشتر می‌کنه

119
00:12:27,539 --> 00:12:30,375
،وقتی من برگشتم
هیچی ما رو جدا نمی‌کنه

120
00:12:53,523 --> 00:12:56,401
« شهر پوئبلا »

121
00:12:56,484 --> 00:12:58,987
دیروز، دیکتاتور پورفیریو دیاز

122
00:12:59,070 --> 00:13:01,990
جرئت کرده و آقای فرانسیسکو مادرو را
.در شهر مونتری بازداشت کرده

123
00:13:03,033 --> 00:13:07,537
،دیاز خیال می‌کنه با بازداشت اون
قدرتش رو نشون میده اما در اشتباهه
(دو سال بعد)

124
00:13:08,246 --> 00:13:12,834
،اون از خودش ترس از جنبش ما رو نشون داده
و مجبوره همه مارو دستگیر کنه

125
00:13:12,917 --> 00:13:16,379
.تا بانگِ "رای موثر، بدون انتخاب مجدد" رو خاموش کنه

126
00:13:16,463 --> 00:13:19,090
!رای موثر، بدون انتخاب مجدد

127
00:13:19,174 --> 00:13:23,136
دوستان، در دستان ماست
.که جانشین دیاز، قانون باشه

128
00:13:24,012 --> 00:13:28,350
.قانون انتخابات آزاد
قانون رای‌گیری برای تعیین دولت

129
00:13:29,893 --> 00:13:34,773
.قانونِ رایِ مردم
!رای موثر، بدون انتخاب مجدد

130
00:13:34,856 --> 00:13:36,900
!رای موثر، بدون انتخاب مجدد

131
00:13:39,402 --> 00:13:41,696
.به دلیل تحریک شورش بازداشت هستی

132
00:13:41,780 --> 00:13:43,948
اینجا چیکار دارین؟
کسی شما رو خبر نکرده بود

133
00:13:59,589 --> 00:14:01,257
!سزار

134
00:14:03,551 --> 00:14:06,971
!سزار! سزار! کمک

135
00:14:07,764 --> 00:14:10,225
!سزار! سزار، جواب بده! سزار

136
00:14:11,309 --> 00:14:13,978
!بیا از اینجا بریم پدرو

137
00:14:37,669 --> 00:14:38,795
متاسفم

138
00:14:39,838 --> 00:14:41,798
حالا نوبت توئه، گرترودیس

139
00:14:47,595 --> 00:14:48,847
...گرترودیس

140
00:14:51,307 --> 00:14:53,560
به نظرم تمرین برای امروز کافیه

141
00:14:54,019 --> 00:14:55,687
بله مامان -
،در واقع، پیِر -

142
00:14:56,187 --> 00:14:58,481
فکر کنم دخترم می‌تونه
.تنهایی به تمرین ادامه بده

143
00:14:59,065 --> 00:15:01,192
اگه باز نیاز به کلاس تمرین بود خبرت می‌کنم

144
00:15:01,276 --> 00:15:02,861
...مامانی -
...نه -

145
00:15:04,362 --> 00:15:06,614
تدریس به شما باعث افتخار بود، گرترودیس

146
00:15:08,199 --> 00:15:10,744
بانو. دختر خانم

147
00:15:11,453 --> 00:15:13,997
تا دم در همراهیت می‌کنم -
نه، نیازی نیست -

148
00:15:14,080 --> 00:15:15,331
.اصرار می‌کنم
از این طرف

149
00:15:17,792 --> 00:15:20,545
می‌خوای باهاشون برم مامان؟ -
تیتا، تو برو -

150
00:15:24,382 --> 00:15:25,842
و چشم ازشون بر ندار

151
00:15:38,521 --> 00:15:39,564
هی

152
00:15:44,402 --> 00:15:45,570
پنج دقیقه وقت دارین

153
00:15:56,414 --> 00:15:58,333
شما درخواست زیادی ازش داری، رئیس

154
00:15:59,209 --> 00:16:00,585
مورو اسب بسیار نجیبی هستش

155
00:16:01,711 --> 00:16:03,880
و توانایی همه‌چیز رو داره

156
00:16:04,673 --> 00:16:07,717
اما اگه استراحت ندیش
...و به طور دائم سوارش بشین

157
00:16:07,801 --> 00:16:10,428
اگه اسبِ سواری نباشه
به چه دردم می‌خوره پس، خوان؟

158
00:16:10,512 --> 00:16:11,638
ببینید

159
00:16:13,056 --> 00:16:15,141
استخوانش داره یه وری رشد می‌کنه

160
00:16:15,225 --> 00:16:18,812
مطمئنی نعلش رو بد نزدن
یا اینکه به درستی سُم‌ش رو تمیز نکردی؟

161
00:16:18,895 --> 00:16:20,939
سر اسب به خوان نمیشه حرفی وارد کرد

162
00:16:21,022 --> 00:16:22,482
!پسرم -
پدرو -

163
00:16:22,565 --> 00:16:23,608
صبح بخیر

164
00:16:24,567 --> 00:16:26,778
چطوری عمو؟ خوشحالم می‌بینمت

165
00:16:27,654 --> 00:16:29,030
منم از دیدنت خوشحالم

166
00:16:29,114 --> 00:16:31,157
حالا می‌بینی وکیل‌ها چقدر زود بیدار میشن؟

167
00:16:31,700 --> 00:16:34,244
به خاطر سفرت گیر نمیدم
...اما فردا

168
00:16:34,327 --> 00:16:37,622
باید به وقت طلوع بیدار بشی
وگرنه یه سطل آب روت می‌ریزم

169
00:16:37,706 --> 00:16:38,915
باشه پس

170
00:16:38,998 --> 00:16:40,875
خب، قراره بمونی؟

171
00:16:41,501 --> 00:16:45,005
می‌خواستی که کجا بره؟
.پسرم قوانین زیادی در سرش داره

172
00:16:45,088 --> 00:16:47,215
،وقتشه اینجا پیش پدرش باشه

173
00:16:47,298 --> 00:16:48,758
و مزرعه رو اداره کنه، مگه نه؟

174
00:16:48,842 --> 00:16:49,843
درسته

175
00:16:50,844 --> 00:16:54,723
خوان! کی قراره بریم تپه یه سواریِ حسابی بکنیم؟

176
00:16:55,807 --> 00:16:57,934
فردا -
خوبه -

177
00:16:58,601 --> 00:17:01,771
به بابات بگو کپر رو باز بذاره
.تا چند تا عقرب بکشیم

178
00:17:01,855 --> 00:17:04,773
خب، بهش بگم خوشحال میشه، پدرو

179
00:17:09,570 --> 00:17:12,281
.خوشحالم می‌بینمت عمو
سلام من رو به همسرت برسون

180
00:17:13,074 --> 00:17:15,617
.حتما پدریتو
حتما

181
00:17:22,791 --> 00:17:26,003
.کافیه خوان
بیا بذاریم مورو استراحت کنه

182
00:17:27,005 --> 00:17:29,716
خورجین کاراملو رو ببند
و مادیان رو هم برای برادرم آماده کن

183
00:17:32,635 --> 00:17:37,057
،خوان، پسر من دیگه بچه نیست
،و همینطور خودت

184
00:17:37,724 --> 00:17:40,602
،پس از الان به بعد
.ازت می‌خوام مثل خودم آقای پدرو صداش کنی

185
00:17:40,685 --> 00:17:42,479
یا حداقل رئیس، فهمیدی؟

186
00:17:45,065 --> 00:17:46,274
چشم رئیس

187
00:18:39,953 --> 00:18:42,539
...گمونم خودت و دخترای زیبات رو

188
00:18:42,622 --> 00:18:44,833
.در مراسم رقص صدساله‌ی استقلال ببینیم

189
00:18:45,375 --> 00:18:49,004
از این مراسم رقص متنفرم
اما بله، مجبوریم بیایم

190
00:18:49,087 --> 00:18:50,088
چطور میشه نرفت؟

191
00:18:50,171 --> 00:18:53,008
.کلی مرد برجسته‌ی آماده‌ی ازدواج اونجا هستن

192
00:18:53,091 --> 00:18:55,135
درسته. به همین درد می‌خورن

193
00:18:59,347 --> 00:19:00,557
داره میاد

194
00:19:01,141 --> 00:19:03,351
تیتا، میشه صحبت کنیم؟

195
00:19:05,645 --> 00:19:06,813
حالت چطوره پدرو؟

196
00:19:08,064 --> 00:19:09,816
خانم النا، حال شما؟

197
00:19:10,400 --> 00:19:13,445
خوبم. حال پدرت چطوره؟ -
خوبه، ممنونم -

198
00:19:14,487 --> 00:19:16,364
سلامم رو بهش برسون -
به روی چشم -

199
00:19:25,498 --> 00:19:26,624
کاری که ازت خواستم رو بکن

200
00:19:33,256 --> 00:19:37,135
کل شهر به خاطر رقص صدساله‌ی کوفتی بهم ریخته

201
00:19:39,387 --> 00:19:41,514
مراسم رقص خیلی حوصله‌سربره مامان

202
00:19:41,598 --> 00:19:44,684
،اما حالا که اصرار می‌کنی
ما مجبوریم بریم

203
00:19:45,310 --> 00:19:47,604
،اگه بریم
،به خاطر خواهرتون روزارا هستش

204
00:19:47,687 --> 00:19:48,938
پس هیجان زده نشین

205
00:19:52,484 --> 00:19:55,070
چرا موزکیز جوان می‌خواست باهات صحبت کنه؟

206
00:19:56,029 --> 00:19:57,280
نمی‌دونم مامان

207
00:19:57,864 --> 00:19:59,407
و راستش اهمیتی هم نمیدم

208
00:20:18,426 --> 00:20:23,014
با این لباس شبیه مامان بزرگ شدم -
خب، مال مامان بزرگ لولا هستش -

209
00:20:23,390 --> 00:20:26,101
مامان همینطوریش داده 20 بار رفوش کردن

210
00:20:26,184 --> 00:20:28,019
چرا نمیشه لباس جدید بخریم؟

211
00:20:28,478 --> 00:20:31,564
به همون دلیلی که مامان نمی‌تونه
،سقف انباری‌ها رو درست کنه

212
00:20:31,648 --> 00:20:34,067
.اینطوری نمی‌تونه دستمزد دهقان‌ها رو بده

213
00:20:34,484 --> 00:20:38,822
،کهنه باشه یا هر چی
من فقط واسه پوشیدن این هم شده میرم مراسم رقص

214
00:20:39,864 --> 00:20:43,076
شاید یکی پیدا بشه که چون لباسم
.کهنه‌ست بخواد از تنم درش بیاره

215
00:20:43,702 --> 00:20:45,954
!هی، فینا -
چرا الان تنت نمی‌کنی؟ -

216
00:20:47,330 --> 00:20:48,581
...نه -
کمک -

217
00:20:48,665 --> 00:20:49,916
نه، وایسید، صبر کنید

218
00:20:52,460 --> 00:20:54,713
اینطوری میشه -
پشت و روئه -

219
00:20:55,588 --> 00:20:57,382
مطمئنا پدرو هم به مراسم رقص میاد

220
00:20:57,882 --> 00:21:00,176
به من چه ربطی داره؟ -
قضیه پدرو چیه؟ -

221
00:21:00,844 --> 00:21:03,221
قول داده بود نامه بفرسته اما نفرستاد

222
00:21:04,305 --> 00:21:06,850
شهر حتما پر از دخترای خوشگل جوانه، تیتا

223
00:21:07,475 --> 00:21:10,186
که چی؟ منم خوشگلم

224
00:21:11,479 --> 00:21:14,941
،حتی اگه زشت هم بوده باشم
بازم طی دو سال چیزی برام ننوشت

225
00:21:15,817 --> 00:21:19,320
پدرو دوست داره، تیتا -
تو از کجا می‌دونی؟ -

226
00:21:19,404 --> 00:21:22,949
خب، چون دیدم که چطوری نگاش می‌کنه

227
00:21:24,951 --> 00:21:26,327
هنوز آماده نشدین؟

228
00:21:28,079 --> 00:21:31,499
فینا، این لباس چیه؟
سریع درش بیار

229
00:21:31,583 --> 00:21:32,625
چشم، خانم

230
00:21:33,918 --> 00:21:35,503
امشب، شب بزرگِ خواهر شماست

231
00:21:37,255 --> 00:21:40,050
،پس می‌دونین که اگه کسی ازتون درخواست رقص کرد

232
00:21:40,133 --> 00:21:42,802
جواب رد میدین
.و به جاش میگین از خواهرتون درخواست کنه

233
00:21:46,014 --> 00:21:48,892
.خیلی زیبا شدی عزیزم
متوجه شدین؟

234
00:21:49,726 --> 00:21:50,977
بله خانم -
بله خانم -

235
00:22:58,128 --> 00:23:00,130
دکتر براون، عصر بخیر

236
00:23:00,630 --> 00:23:01,923
گرترودیس

237
00:23:03,800 --> 00:23:05,010
روزارا

238
00:23:13,727 --> 00:23:15,895
تیتا، باورت نمیشه الان کی رو دیدم

239
00:23:15,979 --> 00:23:18,023
کی؟ -
دکتر براون رو یادته؟ -

240
00:23:18,106 --> 00:23:19,232
آره

241
00:23:19,774 --> 00:23:21,901
خیلی فرق کرده -
واقعا؟ -

242
00:23:55,101 --> 00:23:58,772
از طرف دیگه، ما نگران هستیم -
چرا؟ -

243
00:23:58,855 --> 00:24:02,233
یه سری خبر شنیدیم که مردم شروع کردن به قیام

244
00:24:02,942 --> 00:24:04,069
از من گفتن بود

245
00:24:04,527 --> 00:24:06,905
خبر خوش اینه که مادرو توی زندانه

246
00:24:06,988 --> 00:24:09,574
،شاید توی زندان باشه
اما طرفدارانش

247
00:24:09,657 --> 00:24:11,409
.هنوز دارن مردم رو مسموم می‌کنن

248
00:24:12,077 --> 00:24:14,371
مثلا قرار بود دموکراتیک باشن، درسته؟

249
00:24:14,454 --> 00:24:17,415
،خواستار انتخابات بودن
.حالا بهتره که شکست رو قبول کنن

250
00:24:18,750 --> 00:24:20,877
نظر موزکیز جوان چیه؟

251
00:24:23,296 --> 00:24:25,924
به نظرم دیاز با نتایجی که به دست آورده
هیچ لطفی در حق خودش نکرده

252
00:24:26,841 --> 00:24:29,886
فکر نمی‌کنین رسوایی‌آوره
...که با 18 هزار رای برنده شد

253
00:24:29,969 --> 00:24:31,805
و مادرو حتی 200 تا رای هم نیاورد؟

254
00:24:32,347 --> 00:24:36,601
.حق با اونه
.نمایش قدرتِ رسوائی‌آوری بود

255
00:24:37,852 --> 00:24:39,187
عصر بخیر آقایون

256
00:24:39,270 --> 00:24:40,605
عصر بخیر -
فیلیپه -

257
00:24:41,815 --> 00:24:44,776
خوشحالم می‌بینمت برادر شوهر -
همچنین، زن داداش -

258
00:24:45,819 --> 00:24:48,321
پدرو، شنیدم دانشگاه رو ول کردی

259
00:24:48,405 --> 00:24:51,116
از این تصمیم مطمئن هستی؟ -
موقتی هستش -

260
00:24:51,199 --> 00:24:52,617
در حال حاضر اینجا بهم نیاز دارن

261
00:24:53,576 --> 00:24:56,871
،خوبه. فیلیپه
شاید راسم رقص شروع شده باشه

262
00:24:57,330 --> 00:25:00,458
.فکر کنم داره شروع میشه
آقایون

263
00:25:01,876 --> 00:25:03,253
ببخشید -
مسئله‌ای نیست -

264
00:25:05,547 --> 00:25:07,382
پس اون در مزرعه اقامت داره

265
00:25:08,383 --> 00:25:10,010
بالاخره یک روزی باید اتفاق میفتاد

266
00:25:10,844 --> 00:25:13,638
یه روز، اون تمام چیزهایی که
متعلق به توست رو تصاحب می‌کنه

267
00:25:15,140 --> 00:25:16,141
بریم برقصیم

268
00:25:16,224 --> 00:25:17,434
پدرو؟

269
00:25:18,476 --> 00:25:20,270
دوست من -
خیلی وقته ندیدمت -

270
00:25:22,439 --> 00:25:23,690
باید صحبت کنیم

271
00:25:24,357 --> 00:25:25,525
بعدا

272
00:25:26,526 --> 00:25:28,028
خوشحالم می‌بینمت سانتیاگو

273
00:25:28,111 --> 00:25:30,989
و اون یاغی‌ها همین چند وقت پیش کارگر بودن

274
00:25:31,573 --> 00:25:34,451
نظرت درباره اون پسر سیبیلوئه چیه؟

275
00:25:35,160 --> 00:25:38,288
،با ریش کامل قشنگ‌تر میشد
صورتش رو بهتر پوشش می‌داد

276
00:25:38,830 --> 00:25:41,207
،خانم‌های جوان
شما از هرکسی یه مشکل در میارین

277
00:25:43,460 --> 00:25:44,711
دکتر براون داره میاد

278
00:25:47,797 --> 00:25:48,965
روزارا

279
00:25:49,341 --> 00:25:50,592
گرترودیس -
دکتر -

280
00:25:51,468 --> 00:25:52,635
تیتا

281
00:25:54,012 --> 00:25:55,263
کی فکرشو می‌کرد؟

282
00:25:55,638 --> 00:25:58,350
،انگار همین دیروز بود
...یه دختر بچه بودی و الان

283
00:25:59,392 --> 00:26:02,520
خب، الان زن خیلی زیبایی شدی

284
00:26:03,104 --> 00:26:04,356
لطف داری دکتر براون

285
00:26:22,916 --> 00:26:24,167
مایل به رقص هستی؟

286
00:27:25,186 --> 00:27:27,397
بله، دکتر براون -
ببخشید؟ -

287
00:27:27,480 --> 00:27:29,607
مایلم باهات برقصم. یالا

288
00:27:29,691 --> 00:27:31,401
...گرترودیس -
این رقص رو بلدی -

289
00:28:29,125 --> 00:28:31,461
اینطوری از من اطاعت می‌کنی؟ -
من کار اشتباهی نکردم -

290
00:28:31,544 --> 00:28:32,587
نه؟

291
00:28:33,171 --> 00:28:34,798
می‌دونستی که نباید برقصی

292
00:28:34,881 --> 00:28:37,926
و اینکه تمام درخواست‌ها رو
بفرستی سمت خواهرت

293
00:28:38,009 --> 00:28:40,804
پدرو از من درخواست رقص کرد، نه از روزارا -
و تو قبول کردی -

294
00:28:42,430 --> 00:28:44,683
قدغن می‌کنم که به مراسم رقص برگردی تیتا

295
00:28:44,766 --> 00:28:47,686
گرترودیس هم داشت می‌رقصید -
خواهرت رو قاطی نکن -

296
00:28:48,978 --> 00:28:51,856
،همین بالا می‌مونی
...و تیتا د لا گرازا، وای به حالت

297
00:28:51,940 --> 00:28:53,858
.اگه برگردی و دوباره منو تحقیر کنی

298
00:28:55,652 --> 00:28:56,695
بله، خانم

299
00:29:04,536 --> 00:29:05,578
پدرو

300
00:29:06,746 --> 00:29:07,872
با من بیا

301
00:29:14,337 --> 00:29:17,007
خوشحالم می‌بینمت -
روابطمون چطور داره پیش میره؟ -

302
00:29:17,090 --> 00:29:19,968
خوبه. من به تازگی
با چندین گروه ارتباط برقرار کردم

303
00:29:20,468 --> 00:29:22,262
،اونا روستایی هستن، کارگر

304
00:29:22,345 --> 00:29:24,931
کسایی مزارع این صاحب زمین‌ها رو ترک کردن

305
00:29:25,015 --> 00:29:27,475
،پر از خشم هستن
چیزی برای از دست دادن ندارن

306
00:29:27,559 --> 00:29:29,853
جنبش ما بدون اون کارگران ارزشی نداره

307
00:29:30,937 --> 00:29:33,773
بدون اسلحه، با خشم‌شون کاری نمی‌تونن انجام بدن

308
00:29:34,232 --> 00:29:36,359
همین روزا، قراره برم تگزاس

309
00:29:36,443 --> 00:29:38,403
پول و اسلحه جمع می‌کنم

310
00:29:38,903 --> 00:29:41,364
،مطمئنا، یه جایی
به کمک تو نیاز پیدا می‌کنم پدرو

311
00:29:41,448 --> 00:29:45,285
.البته، واسه همینم برگشتیم
نگاشون کن

312
00:29:46,995 --> 00:29:50,123
خیال می‌کنن تا سی سال دیگه هم
می‌تونن این شکلی حکومت کنن

313
00:29:51,249 --> 00:29:54,294
.حق با مادرو هستش
.ما باید مردم رو راهنمایی و مسلح کنیم

314
00:29:57,005 --> 00:29:58,048
برای سزار

315
00:29:58,631 --> 00:29:59,841
برای سزار

316
00:29:59,924 --> 00:30:01,176
مراقب باش

317
00:30:22,030 --> 00:30:25,283
.تو فوق‌العاده‌ای -
ممنون، اما بیا وقت تلف نکنیم، باشه؟ -

318
00:30:25,367 --> 00:30:26,534
باشه

319
00:30:28,578 --> 00:30:32,665
.هیچوقت فراموشت نمی‌کنم
تا ابد توی خاطراتم می‌مونی

320
00:30:32,749 --> 00:30:34,459
حرف دیگه‌ای هست؟ -
دوست دارم -

321
00:30:34,542 --> 00:30:35,794
منم دوست دارم، پیِر

322
00:30:35,877 --> 00:30:38,797
میشه قبل اینکه مادرم بیاد و پیدامون کنه
باهام عشق بازی کنی؟

323
00:30:40,757 --> 00:30:42,008
البته

324
00:31:15,875 --> 00:31:20,964
،تیتا، اون روز توی کلیسا
جوری باهام رفتار کردی انگار غریبه‌م

325
00:31:23,216 --> 00:31:24,467
،اما الان

326
00:31:27,804 --> 00:31:29,639
وقتی داشتیم می‌رقصیدیم، خودمون بودیم

327
00:31:31,057 --> 00:31:32,308
مثل همیشه

328
00:31:34,644 --> 00:31:35,937
من تغییر نکردم پدرو

329
00:31:37,731 --> 00:31:38,982
منم نکردم

330
00:31:39,607 --> 00:31:40,859
مطمئنی؟

331
00:31:41,192 --> 00:31:43,319
چون پدرویی که من می‌شناختم
پای قول‌هاش می‌موند

332
00:31:46,197 --> 00:31:49,075
بهم گفته بود برام نامه می‌نویسه -
نوشتم -

333
00:31:49,951 --> 00:31:52,829
یدونه هم دست من نرسید -
تیتا، من کلی نامه فرستادم -

334
00:31:53,288 --> 00:31:54,414
کلی؟

335
00:31:55,665 --> 00:31:57,000
هر روز نوشتم

336
00:31:59,127 --> 00:32:03,006
،به مدت چندین هفته
.تا اینکه از بی‌جوابی خسته شدم

337
00:32:07,260 --> 00:32:08,345
،پس

338
00:32:10,513 --> 00:32:12,349
تو با کسی دیگه در شهر آشنا نشدی

339
00:32:19,939 --> 00:32:22,400
یه روز، که داشتم
،از یک بازار در زوکالو رد میشدم

340
00:32:24,486 --> 00:32:25,820
یک بوی آشنا رو حس کردم

341
00:32:28,907 --> 00:32:31,117
،در یک دکه
داشتن شیرینی خامه‌ای می‌فروختن

342
00:32:33,119 --> 00:32:34,371
یکی رو امتحان کردم

343
00:32:35,622 --> 00:32:39,125
بهشون گفتم که هیچی از
پختن شیرینی خامه‌ای نمی‌دونن

344
00:32:47,884 --> 00:32:51,262
.تیتا، هیچی بدون تو مزه‌ی سابق رو نداره

345
00:32:55,725 --> 00:32:56,976
هیچی با عقل جور در نمیاد

346
00:33:04,109 --> 00:33:05,360
دوست دارم

347
00:33:47,152 --> 00:33:49,070
اون دختر همیشه عجله داره

348
00:33:51,990 --> 00:33:53,074
!ناچا

349
00:33:53,700 --> 00:33:55,160
پدرو دوسم داره

350
00:33:55,243 --> 00:33:56,619
پدرو موزکیز دوسم داره

351
00:33:56,995 --> 00:33:58,121
چی شده دختر؟

352
00:33:58,204 --> 00:34:00,874
اون کلی نامه فرستاده
.اما هیچکدوم دست من نرسیده

353
00:34:01,458 --> 00:34:02,542
بعدش چی شد؟

354
00:34:03,877 --> 00:34:05,128
می‌خواد باهام ازدواج کنه

355
00:34:07,255 --> 00:34:11,301
،ما قراره خیلی خوشبخت بشیم
.و توئم میای با ما زندگی می‌کنی

356
00:34:14,554 --> 00:34:15,804
هرچی خدا بخواد

357
00:34:31,237 --> 00:34:34,657
در میان تمام وظایفی که
...جد مادریم به تیتا تحمیل کرده بود

358
00:34:34,741 --> 00:34:37,369
.یک موردِ مشکوکِ کمک در حمام کردن بود

359
00:34:39,913 --> 00:34:42,665
فقط تیتا بود که حق داشت اون رو برهنه ببینه

360
00:34:44,292 --> 00:34:48,755
.دوره زمانه‌ای بود که نجابت به طرز عجیبی نشانه عفت بود

361
00:34:50,924 --> 00:34:52,717
...مامان -
بله؟ -

362
00:34:53,802 --> 00:34:56,096
پدرو موزکیز و پدرش می‌خوان بیان دیدن تو

363
00:34:56,179 --> 00:34:57,347
برای چی؟

364
00:34:59,557 --> 00:35:00,684
نمی‌دونم

365
00:35:00,767 --> 00:35:03,019
فقط یه یادداشت فرستادن
که می‌خوان تو رو ببینن

366
00:35:03,103 --> 00:35:05,063
خب، بگو زحمت نکشن

367
00:35:06,648 --> 00:35:08,650
چرا؟ -
...هیچ موزکیزی حق نداره -

368
00:35:08,733 --> 00:35:10,318
پاش رو توی این خونه بذاره، شنیدی؟

369
00:35:11,236 --> 00:35:12,821
موزکیزها آدمای بدی هستن

370
00:35:13,947 --> 00:35:16,116
،از من سواستفاده کردن
اونا دزدن

371
00:35:17,242 --> 00:35:18,284
از ما دزدی کردن

372
00:35:21,454 --> 00:35:23,915
چی دزدیدن؟ -
آب سرد شده -

373
00:35:28,003 --> 00:35:29,254
روزاریو، حالت چطوره؟

374
00:35:30,672 --> 00:35:32,173
صبح بخیر، آمانسیو

375
00:35:32,257 --> 00:35:34,050
صبح بخیر، خانم -
صبح بخیر -

376
00:35:37,595 --> 00:35:38,680
رمدیوس

377
00:35:38,763 --> 00:35:41,141
خانم تیتا -
سوپی که فرستادم برات خوب بود؟ -

378
00:35:41,224 --> 00:35:43,643
آره، دخترم خوابش برد -
خوبه -

379
00:35:43,727 --> 00:35:44,978
ببخشید

380
00:35:47,856 --> 00:35:49,733
دلفینو، چطوری؟

381
00:35:50,150 --> 00:35:52,861
.خیلی خوبم، خانم تیتا
چه کاری ازم بر میاد؟

382
00:35:53,445 --> 00:35:56,614
هیچی، فقط می‌خوام یه گپی باهات بزنم

383
00:35:57,782 --> 00:35:58,950
البته

384
00:36:00,952 --> 00:36:02,120
مسئله چیه؟

385
00:36:02,662 --> 00:36:05,498
می‌دونی چه اتفاقی بین مادرم
و خانواده موزکیز افتاده؟

386
00:36:07,500 --> 00:36:10,337
گله گاو رو یادتونه؟

387
00:36:11,921 --> 00:36:15,592
.خب، اون جانوران افتخارِ خالص مزرعه بودن

388
00:36:16,259 --> 00:36:18,303
مادر شما پول چندانی نداشت

389
00:36:18,928 --> 00:36:24,267
آقای پدرو متوجه شد و در ازای گله
پیشنهادی بهش داد

390
00:36:24,893 --> 00:36:28,605
،یک پیشنهاد توهین‌آمیز
مثل همان‌هایی که در اول یک مذاکره به آدم میدن

391
00:36:28,688 --> 00:36:29,773
بعدش چی شد؟

392
00:36:29,856 --> 00:36:32,776
،مادر شما پول لازم بود
پس قبول کرد

393
00:36:32,859 --> 00:36:34,527
،زیر ارزش گله رو فروختش

394
00:36:34,611 --> 00:36:36,863
اما حقیقت اینه که خودش این معامله رو قبول کرد

395
00:36:38,114 --> 00:36:42,160
آقای پدرو می‌تونست با یک زن بیوه
بخشنده‌تر برخورد کنه، اما می‌دونین چطور آدمیه

396
00:36:42,243 --> 00:36:45,038
شخصی بسیار حریص و مغروره

397
00:36:49,292 --> 00:36:51,127
ممنونم دلفینو. روزت بخیر

398
00:36:51,211 --> 00:36:52,462
خواهش می‌کنم

399
00:36:56,925 --> 00:36:59,969
هر باری که تیتا نیاز داشت
،افکارش رو جمع و جور کنه

400
00:37:00,053 --> 00:37:01,388
به آشپزی پناه می‌برد

401
00:37:06,309 --> 00:37:10,939
عطر و مزه‌ی پخت و پز
وقتی که شعله آتش لمسشان می‌کرد

402
00:37:11,398 --> 00:37:14,609
چیزایی بودن که باعث میشد
.تیتا تصمیمات خودش رو بگیره

403
00:37:46,099 --> 00:37:47,976
سلام -
کسادیا آوردم -

404
00:37:48,852 --> 00:37:50,103
بیا اینجا

405
00:38:09,789 --> 00:38:11,875
تیتا، اینا محشرن

406
00:38:16,087 --> 00:38:17,672
،داشتم با مامانم صحبت می‌کردم

407
00:38:19,049 --> 00:38:20,675
اون اوضاع رو برامون سختش می‌کنه

408
00:38:21,176 --> 00:38:23,762
انگار یه سری مشکلات حل نشده با پدرت داره

409
00:38:24,471 --> 00:38:25,638
می‌دونم

410
00:38:27,098 --> 00:38:31,686
،نظرت چیه که وقتی برای خواستگاری من اومدی
،به عنوان هدیه

411
00:38:32,395 --> 00:38:34,856
گله‌ای که به پدرت فروخته رو براش بیاری؟

412
00:38:35,315 --> 00:38:37,859
،گله؟ نه، نه، تیتا
اون خیلی زیادیه

413
00:38:37,942 --> 00:38:40,987
،می‌دونم
اما مطمئنم مادرم جواب رد نمیده

414
00:38:41,071 --> 00:38:42,697
مطمئنم پدر من جواب رد میده

415
00:38:42,781 --> 00:38:45,575
،اما اگه ازدواج کنیم
گله توی خانواده می‌مونه

416
00:38:45,658 --> 00:38:47,827
فکر نمی‌کنی این بهترین راه حله؟

417
00:38:54,292 --> 00:38:56,127
می‌دونی چیه؟ -
چیه؟ -

418
00:38:57,754 --> 00:38:59,005
به نظرم شاید جواب بده

419
00:38:59,422 --> 00:39:00,632
واقعا؟ -
آره -

420
00:39:03,802 --> 00:39:05,220
حتما باید یک د لا گارزا رو انتخاب می‌کردی

421
00:39:06,096 --> 00:39:08,431
،من تحمل اون زن کوفتی رو ندارم
نمی‌تونم

422
00:39:08,807 --> 00:39:11,851
.نمی‌تونم بذارم عضو خانواده ما بشه
چرنده

423
00:39:12,268 --> 00:39:15,063
،دختر آقای گنارو، فرماندار
خیلی زیباست

424
00:39:15,146 --> 00:39:19,109
.یا برادرزاده آقای مائورو
کلی دختر خوب از خانواده‌های خوب هست پدرو

425
00:39:19,192 --> 00:39:20,485
من تصمیمم رو گرفتم

426
00:39:20,568 --> 00:39:23,113
البته، تصمیم‌گیری با کالای بقیه آسونه

427
00:39:23,196 --> 00:39:26,574
،ببین، من بابت گله به خانم النا یک پیشنهاد دادم

428
00:39:26,658 --> 00:39:28,702
اونم قبولش کرد -
مشکل این نیست -

429
00:39:28,785 --> 00:39:29,994
چرا، دقیقا مشکل همینه

430
00:39:30,078 --> 00:39:33,707
اونه که باید با دخترش به همراه
یک جهیزیه‌ی خوب بیاد

431
00:39:33,790 --> 00:39:36,543
باید خوشحال باشه که
دخترش عضو موزکیز بشه

432
00:39:36,626 --> 00:39:38,294
اما در عوض، من باید چیکار کنم؟

433
00:39:39,087 --> 00:39:41,047
!گله رو بدم بره؟ گله خودم رو

434
00:39:42,048 --> 00:39:44,050
این چطوری باید توی کتم بره؟

435
00:39:48,763 --> 00:39:49,848
بابا -
چیه؟ -

436
00:39:49,931 --> 00:39:52,267
چه بخوای چه نخوای من با تیتا ازدواج می‌کنم

437
00:39:53,018 --> 00:39:55,145
نمی‌خوای اون گاوها رو بدی بره؟

438
00:39:55,228 --> 00:39:57,022
باشه، خودم یه راهی پیدا می‌کنم

439
00:39:57,439 --> 00:39:59,399
این خیلی خوشمزه‌ست -
تیتا درستش کرده -

440
00:40:06,614 --> 00:40:09,075
بابا، تیتا تنها دختریه که دوسش دارم

441
00:40:10,535 --> 00:40:11,745
فقط اونو می‌خوام

442
00:40:27,344 --> 00:40:29,971
می‌تونیم اون زنیکه رو وارد توافق نکنیم

443
00:40:30,055 --> 00:40:33,183
.و گله رو میدم به شما دو تا و بچه‌هاتون

444
00:40:34,642 --> 00:40:35,977
گمونم. آره

445
00:40:36,061 --> 00:40:38,146
،خب پس در این صورت

446
00:40:39,272 --> 00:40:41,274
.هرچیم بشه، توی خانواده می‌مونه

447
00:40:46,321 --> 00:40:49,616
...واقعا فکر می‌کنی چندتا گاو برای من

448
00:40:49,699 --> 00:40:51,409
مهمتر از خوشبختی تو هستن، پدرو؟

449
00:40:55,121 --> 00:40:58,416
اگه واسه تو نباشه پس این همه سال
واسه خاطر کی کار کردم؟

450
00:40:58,500 --> 00:40:59,834
هرچی که من دارم برای توئه

451
00:41:01,336 --> 00:41:02,587
مطمئنی؟

452
00:41:08,176 --> 00:41:09,469
خب، پس همینطور باشه

453
00:41:09,552 --> 00:41:10,804
سلامتی -
سلامتی -

454
00:41:19,896 --> 00:41:21,564
،خانواده‌م که داستان رو تعریف می‌کردن

455
00:41:21,648 --> 00:41:24,526
هیچوقت مشخص نبود که
...حرفای پدرو بود که

456
00:41:24,609 --> 00:41:26,820
،بالاخره باعث شد پدرش راضی بشه

457
00:41:27,153 --> 00:41:31,199
.یا اشتیاق عمیق تیتا که در اون کسادیا تزریق شده بود

458
00:41:35,745 --> 00:41:38,623
،تیتا نه تنها رویای اینو داشت که پدرو ازش خواستگاری کنه

459
00:41:38,707 --> 00:41:40,917
،اما همچنین
،خیال می‌کرد با برگشت گله

460
00:41:41,001 --> 00:41:44,337
،برای اولین بار
مادرش بهش افتخار می‌کنه

461
00:41:56,057 --> 00:41:58,685
خانم، آقای پدرو موزکیز و پسرشون اومدن

462
00:41:58,768 --> 00:42:01,271
می‌خوان شما رو ببینن -
چی بهت گفته بودم تیتا؟ -

463
00:42:01,813 --> 00:42:03,231
من نمی‌دونم اونا چی می‌خوان

464
00:42:06,151 --> 00:42:09,446
.باشه فینا
بفرستشون اتاق نشیمن

465
00:42:27,756 --> 00:42:29,007
شیرینی خامه‌ای

466
00:42:34,763 --> 00:42:39,601
،خب، آقای پدرو
به چه مناسبتی اینقدر غیرمنتظره اومدین پیش من؟

467
00:42:43,229 --> 00:42:44,481
،خب، خانم النا

468
00:42:46,649 --> 00:42:48,777
،منو که می‌شناسی
.اهل صغری کبری چیدن نیستم

469
00:42:49,861 --> 00:42:52,489
،پسرم پدرو عاشق دختر شما تیتا هستش

470
00:42:52,572 --> 00:42:54,324
.و ما اومدیم خواستگاری

471
00:42:56,201 --> 00:42:58,703
متاسفم که بیهوده تا اینجا اومدین

472
00:42:59,120 --> 00:43:01,414
من قصد این رو ندارم که اون رو بدم بره ازدواج کنه

473
00:43:01,498 --> 00:43:04,709
،از اونجایی که ته تغاریِ من هستش
.برنامه‌های خودم رو براش دارم

474
00:43:07,087 --> 00:43:10,298
،خانم النا
.من تیتا رو دوست دارم و می‌خوام باهاش ازدواج کنم

475
00:43:10,423 --> 00:43:12,801
.اطمینان میدم که نیازهاش رو برآورد کنم

476
00:43:12,884 --> 00:43:16,096
پافشاری می‌کنم که این ازدواج غیرممکنه

477
00:43:16,179 --> 00:43:18,515
،حالا اگه منو ببخشید
من باید به کارام رسیدگی کنم

478
00:43:19,516 --> 00:43:20,809
،خانم النا، درک می‌کنم

479
00:43:20,892 --> 00:43:24,521
،اما برای منافع خودتون هم شده
.بهتره به پیشنهاد پدرم گوش کنید

480
00:43:24,938 --> 00:43:26,690
...بله، خب، پسر من

481
00:43:27,399 --> 00:43:31,820
...یعنی، ما برای

482
00:43:32,195 --> 00:43:34,781
،شیربهای دخترتون تیتا
.گله رو پیشنهاد می‌کنیم

483
00:43:35,949 --> 00:43:40,036
.همون قسمتی از گله که قبلا از شما خریداری کردم

484
00:43:42,455 --> 00:43:43,957
پیشنهاد بخشنده‌ای هستش

485
00:43:46,501 --> 00:43:51,131
اما در حال حاضر، من قصد دارم
.دختر اولم روزارا رو شوهر بدم

486
00:43:54,092 --> 00:43:55,552
کار درست همینه

487
00:43:57,220 --> 00:43:58,847
...خانم النا، به نظرم عاقلانه‌ست که

488
00:43:58,930 --> 00:44:01,141
،اصرار می‌کنم
که تیتا از این خونه جایی نمیره

489
00:44:01,599 --> 00:44:04,894
.اما می‌تونیم یه راه حلی پیدا کنیم

490
00:44:14,154 --> 00:44:15,572
چرا اینقدر طولش دادن؟

491
00:44:22,704 --> 00:44:23,955
خانواده موزکیز دارن میرن

492
00:44:25,206 --> 00:44:26,958
اومده بودن خواستگاریِ تیتا

493
00:44:28,209 --> 00:44:30,003
و بله، یک ازدواج صورت خواهد گرفت

494
00:44:32,547 --> 00:44:34,758
،اما همانطور که بهشون توضیح دادم
،خیلی وقت پیش

495
00:44:34,841 --> 00:44:37,302
من تصمیم گرفتم که تیتا
قراره توی این خونه بمونه

496
00:44:37,385 --> 00:44:38,970
.و تا زمانی که من بمیرم ازم مراقبت کنه

497
00:44:40,138 --> 00:44:41,514
چی داری میگی مامان؟

498
00:44:44,559 --> 00:44:46,603
.پدرو موزکیز قراره با روزارا ازدواج کنه

499
00:44:47,000 --> 00:44:50,000
Pink Panther ترجمه از
« امین احمدی »

500
00:44:50,030 --> 00:44:55,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

501
00:44:55,030 --> 00:45:03,000
www.TalaFilm.Top