1
00:00:00,000 --> 00:00:09,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:10,581 --> 00:00:16,581
<font color="#808080">اين سريال نشأت‌گرفته از اتفاقات واقعي است "
اگرچه برخي صحنه‌ها‌ ، شخصيت‌ها
اسامي ، مشاغل ، وقايع و حوادث
" بنا بر اهداف نمايشي‌ تغيير يافته‌اند</font>

3
00:00:34,808 --> 00:00:39,021
مطمئنم چندتا از اين آدم‌ها رو شناختي ، نه؟
مأمور «پنيا»؟

4
00:00:41,314 --> 00:00:44,109
انگار به آلبوم خانوادگي يورش بردين

5
00:00:45,569 --> 00:00:46,987
"خانم "مونکادا

6
00:00:47,612 --> 00:00:49,364
لطفاً «جودي» صدام کن

7
00:00:50,991 --> 00:00:52,451
...بذارين بهتون بگم

8
00:00:53,410 --> 00:00:56,329
قبل از اينکه اين حرومزاده
شوهر و برادرم رو بُکشه

9
00:00:56,413 --> 00:00:59,332
تمام اين آدم‌ها دوستانم بودن
برداشت شما چيه؟

10
00:00:59,416 --> 00:01:03,879
خب ، به نظرِ من انگار دوستان
جديدي پيدا کردين ، نه؟

11
00:01:03,962 --> 00:01:08,717
ميشه گفت هدف مشترکي داريم

12
00:01:10,635 --> 00:01:13,513
«مشابه هدف شما مأمور «پنيا -
اينجوري‌ه؟ -

13
00:01:13,597 --> 00:01:15,432
بله

14
00:01:19,019 --> 00:01:21,104
حتماً شوخي‌تون گرفته

15
00:01:21,813 --> 00:01:23,482
«صبر کن «خاوير

16
00:01:24,524 --> 00:01:27,611
ازت مي‌خوام به حرفي که
بايد بزنيم گوش بدي

17
00:01:27,694 --> 00:01:31,990
تو مي‌خواي «اسکوبار» رو بگيري
درست مثل ما

18
00:01:32,908 --> 00:01:34,951
ولي بيا به خودمون دروغ تحويل نديم

19
00:01:35,702 --> 00:01:38,413
نتونستين بهش نزديک بشين

20
00:01:39,289 --> 00:01:43,794
تنها راه‌تون براي رسيدن بهش
استفاده از "کاريو" بود

21
00:01:43,877 --> 00:01:46,630
و خبر داريم به کجا ختم شد . درسته؟

22
00:01:46,713 --> 00:01:51,676
پس يه مدتي دست از با خاک
يکسان کردن روستاها برداشتي؟

23
00:01:51,760 --> 00:01:56,723
کار ما اينه که در غياب دولت
جاش رو پُر مي‌کنيم

24
00:01:56,807 --> 00:02:01,686
«مي‌خوايم هر کسي که به «اسکوبار
نزديک‌ه رو نفر به نفر بُکشيم

25
00:02:01,770 --> 00:02:05,440
تا زماني که تنها بشه
دست خالي

26
00:02:06,650 --> 00:02:09,194
«چيزي که مي‌خوايم آقاي «پنيا

27
00:02:09,277 --> 00:02:13,031
اينه که به «اسکوبار» حالي کنيم
دست‌نيافتني نيست

28
00:02:13,115 --> 00:02:14,950
مي‌خوايم ترس به جونش بيفته

29
00:02:15,659 --> 00:02:17,410
فقط يه مشکل کوچولو اين وسط هست

30
00:02:18,370 --> 00:02:19,788
فقط يکي؟

31
00:02:20,831 --> 00:02:27,003
براي گرفتن اون به تکنولوژي ماهواره‌اي
و نظارتي احتياج داريم

32
00:02:27,087 --> 00:02:29,789
«که دولت شما در اختيار داره مأمور «پنيا

33
00:02:30,215 --> 00:02:33,677
منم قراره دودستي اينُ تحويل‌تون بدم؟

34
00:02:33,760 --> 00:02:37,180
الان مدتي ميشه همدست هستيم
«مأمور «پنيا

35
00:02:38,098 --> 00:02:41,167
تمام اطلاعاتي که به تو رسونده
من در اختيارش گذاشتم

36
00:02:42,978 --> 00:02:47,190
ما به سادگي داريم
يه سازگاري کوچيک شکل ميديم

37
00:03:00,328 --> 00:03:01,955
ممنون بابت نوشيدني

38
00:03:22,934 --> 00:03:24,728
از نظر من زيادي حماقت‌ه

39
00:03:26,563 --> 00:03:29,357
برادران "کاستانيو" مي‌تونن
به‌دردبخور باشن

40
00:03:30,567 --> 00:03:32,110
داشتم راجبه تو مي‌گفتم

41
00:03:34,946 --> 00:03:36,281
«بله «خاوير

42
00:03:37,574 --> 00:03:38,992
من يه قاچاقچي موادم

43
00:03:39,951 --> 00:03:42,921
و به شرافت و وفاداري اعتقاد دارم
مثل خودت

44
00:03:44,247 --> 00:03:46,041
پابلو» اعتقاد نداره»

45
00:03:46,124 --> 00:03:49,127
بِرنا" ، برو ماشين رو بيار"

46
00:04:00,889 --> 00:04:03,141
مي‌خواي يه سيگار بهم بدي يا نه؟

47
00:04:20,242 --> 00:04:21,326
...خب

48
00:04:24,037 --> 00:04:27,332
«واقعاً ازت مي‌خوايم مأمور «پنيا

49
00:04:27,415 --> 00:04:31,086
پتانسيل چيزي که داريم بهت
پيشنهاد مي‌کنيم رو درک کني

50
00:04:33,171 --> 00:04:40,678
چون خب ، با تمام اطلاعات توي دنيا
بازم مجبوري يه پليس باشي . درسته؟

51
00:04:44,266 --> 00:04:48,103
وقتي «پابلو» کسي که بهت نزديک‌ه
رو مي‌کشه ميدونم چه حسي داره

52
00:04:51,898 --> 00:04:52,898
اين چيه؟

53
00:04:53,441 --> 00:04:55,777
اطلاعاتي که برات خيلي باارزش هستن

54
00:04:56,569 --> 00:04:59,030
بدست آوردنش برامون خيلي آسون بود
بگيرش

55
00:05:03,493 --> 00:05:08,665
پيش يه دوست مونده
"اين دختر کوچولو "ماريتزا

56
00:05:08,748 --> 00:05:12,002
زني که بهت خيانت کرد
و «کاريو» رو به کُشتن داد

57
00:05:12,085 --> 00:05:13,503
اونجا پيداش مي‌کني

58
00:05:18,216 --> 00:05:20,802
بهت که گفتم دشمنِ مشترکي داريم

59
00:05:28,685 --> 00:05:31,646
اگه نظرت عوض شد
باهامون تماس بگير

60
00:07:02,681 --> 00:07:07,081
<font color="#ff0000">"Narcos"
فصل 2
قسمت 5 : دشمنانِ دشمنِ من</font>

61
00:07:24,634 --> 00:07:26,845
<i>زندگي در جريان‌ه . درسته؟</i>

62
00:07:28,555 --> 00:07:31,724
<i>«و براي «اسکوبار
حسابي بر وفق مُراد بود</i>

63
00:07:31,808 --> 00:07:35,220
<i>آزاد باقي موند
در حفاظتِ ارتشي از آدمکش‌ها</i>

64
00:07:35,271 --> 00:07:38,865
<i>در شهري که از لو دادنش سَر باز ميزدن</i>

65
00:07:40,108 --> 00:07:42,777
<i>پابلو» وکيل‌هاش رو براي اضافه‌کاريِ»</i>

66
00:07:43,528 --> 00:07:48,408
<i>بي‌وقفه روي مذاکره براي تسليم شدن با
دادستان کل کلمبيا "دِ گريف" گذاشت</i>

67
00:07:49,284 --> 00:07:51,202
<i>ولي چرندي بيش نبود</i>

68
00:07:51,286 --> 00:07:54,038
<i>چرا وقتي کنترل همه چيز
دست‌ت هست تسليم بشي؟</i>

69
00:07:54,914 --> 00:07:58,126
<i>اون آزاد بود
و تجارت در حال ترقي بود</i>

70
00:07:58,381 --> 00:07:59,781
<font color="#808080">" رهبر «گروه جستجو» کُشته شد "</font>

71
00:07:59,836 --> 00:08:02,630
<i>براي ماهايي که وظيفه‌ي
گرفتن «اسکوبار» رو داشتيم</i>

72
00:08:02,714 --> 00:08:04,716
<i>مرگ «کاريو» ضربه‌ي شديدي بود</i>

73
00:08:06,399 --> 00:08:09,987
<i>ولي زندگي براي ما هم در جريان بود</i>

74
00:08:10,054 --> 00:08:12,765
<i>سنترا اسپايک" هنوز درگير جمع‌آوري اطلاعات بود"</i>
<font color="#ff8000">(واحدي در اطلاعات ارتش آمريکا)</font>

75
00:08:14,392 --> 00:08:17,353
<i>افسر ارشد هنوز در حال بازبيني
و تصويب اطلاعات بود</i>

76
00:08:18,480 --> 00:08:20,990
<i>و هنوزم اطلاعات به
سمت‌مون سرازير مي‌شد</i>

77
00:08:22,442 --> 00:08:23,651
<i>ولي لعنت پسر</i>

78
00:08:24,986 --> 00:08:27,739
<i>مي‌توني کل اطلاعات دنيا رو داشته باشي</i>

79
00:08:27,822 --> 00:08:30,992
<i>ولي اگه کسي براي اقدام روش نباشه
به چه دردي مي‌خوره؟</i>

80
00:08:33,703 --> 00:08:34,787
<i>هيچ و پوچ</i>

81
00:08:35,914 --> 00:08:41,002
<i>همه‌ش به يه خروار
پرونده‌هاي خونده‌نشده</i>

82
00:08:41,085 --> 00:08:42,962
<i>روي ميز يه آدم مُرده اضافه ميشه</i>

83
00:08:43,588 --> 00:08:47,091
<i>برگشته بوديم سر خونه‌ي اول : هيچ‌جا</i>

84
00:08:48,475 --> 00:08:51,362
ببين بابا -
بذار ببينم -

85
00:08:57,602 --> 00:09:00,396
‏9.7 -
چرا؟ -

86
00:09:00,480 --> 00:09:04,484
من بودم بهت 10 ميدادم
ولي اينجا کنار دست من

87
00:09:04,567 --> 00:09:08,821
يه داور آرژانتيني که
خيلي هم سخت‌گيره هست

88
00:09:10,657 --> 00:09:12,283
خيلي سخت‌گير

89
00:09:12,909 --> 00:09:15,203
چرا نمي‌پري اينجا پيش من؟

90
00:09:15,286 --> 00:09:18,373
اگه شيرجه بزنم اون تو
کل آب استخر مي‌پاشه بيرون

91
00:09:23,795 --> 00:09:25,547
قربان  ، "فرناندو دوکه" اينجاست

92
00:09:26,381 --> 00:09:29,676
و تو داري چي‌کار مي‌کني
عشق کوچولوي من؟

93
00:09:29,759 --> 00:09:33,513
همينه . ضربه‌ي کوچک پا ، ضربه‌ي کوچک پا
مثل دوسر يه قيچيِ کوچيک

94
00:09:33,596 --> 00:09:35,557
همينه . مثل يه سگ فسقلي

95
00:09:35,640 --> 00:09:37,141
خودشه . زيباست

96
00:09:38,351 --> 00:09:39,811
هي خانم‌ها

97
00:09:42,814 --> 00:09:45,441
بچه‌هام توي استخر هستن
کسي شنا بلده؟

98
00:09:45,525 --> 00:09:48,778
"آره رئيس . صدام ميزنن "کفش شنا -
کفش شنا؟ -

99
00:09:48,861 --> 00:09:52,991
خيلي چرند ميگي «بِلَکي» . مثل سنگي که
به سنگ سنگين‌تر بسته‌ست غرق ميشي

100
00:09:53,074 --> 00:09:54,409
"گُه بخور "ولاسکو

101
00:09:54,492 --> 00:09:56,869
ولاسکو» ، به تو اعتماد کردم» -
بله قربان -

102
00:09:56,953 --> 00:09:58,121
نه به کفش شنا

103
00:09:59,497 --> 00:10:00,790
کفش شنا

104
00:10:02,925 --> 00:10:05,377
‌" صدام ميزنن کفش شنا "

105
00:10:10,133 --> 00:10:11,759
چند چند شدن؟ -
2به 0 -

106
00:10:11,843 --> 00:10:14,053
تيم ملي داره مي‌بره
داريم نابودشون مي‌کنيم

107
00:10:14,137 --> 00:10:15,888
همينه

108
00:10:29,152 --> 00:10:36,117
مراقب اين رقص کوچولو باش
داري يه فکرهايي به سرم ميندازي

109
00:10:37,118 --> 00:10:39,370
عزيزم ، کي دنبال «کارلوس» ميره؟

110
00:10:39,454 --> 00:10:42,457
لا کيکا" توي راهه"

111
00:10:43,249 --> 00:10:46,294
هي ، چه بوي خوبي ميده

112
00:10:46,477 --> 00:10:50,632
پابلو» ، بچه‌ها عاشق اينجا شدن»

113
00:10:50,715 --> 00:10:52,717
قشنگ‌ه ، مگه نه؟ -
آره -

114
00:11:11,027 --> 00:11:12,653
پاشو . همين الان

115
00:11:13,738 --> 00:11:18,076
نميدونستم . نميدونستم . قسم مي‌خورم
ليمون" بهم دروغ گفت"

116
00:11:19,660 --> 00:11:22,914
نه . تو رو خدا . وقتي پيدام کنن
من رو مي‌کشن

117
00:11:22,997 --> 00:11:24,749
نه . نه -
تکون نخور -

118
00:11:25,625 --> 00:11:26,918
خواهش مي‌کنم

119
00:11:29,587 --> 00:11:31,130
فکر مي‌کني اين وضع رو مي‌خواستم؟

120
00:11:32,340 --> 00:11:34,717
ازم استفاده کردن و دارن
زندگي‌م رو ازم مي‌گيرن

121
00:11:35,385 --> 00:11:38,420
داري دل صاحب‌مُرده‌‌ام رو مي‌شکوني عزيزم

122
00:11:41,224 --> 00:11:43,351
همه‌تون مثل هم هستين

123
00:11:43,434 --> 00:11:46,396
گوش نميدين . هيچ‌کس گوش نميده

124
00:11:46,979 --> 00:11:49,816
و همه‌ي اون آدم‌ها بي‌دليل مُردن

125
00:11:54,320 --> 00:11:57,031
چه خبره «پنيا»؟
بايد باهاش چي‌کار کنيم؟

126
00:12:03,562 --> 00:12:06,523
با بچه‌ها خوب جور ميشه

127
00:12:11,129 --> 00:12:13,339
«واقعاً تسليت ميگم خانم «کاريو

128
00:12:21,264 --> 00:12:24,267
مدام برام سوال شده
دونستن حقيقت بهتره يا نه

129
00:12:26,769 --> 00:12:27,979
متوجه نميشم

130
00:12:29,689 --> 00:12:34,277
حرف‌هايي که راجبه شوهرم ميزنن
درباره‌ي کاري که قبل از کُشته شدن کرده

131
00:12:35,236 --> 00:12:37,363
به يه بچه شليک کرده؟

132
00:12:38,656 --> 00:12:42,543
اونطوري که توي خبرها ميگن
اون پسربچه رو کُشته؟

133
00:12:44,954 --> 00:12:47,415
نه. به هيچ‌وجه

134
00:12:49,542 --> 00:12:54,380
شوهر شما هر چه در توان داشت
براي گرفتن «اسکوبار» گذاشت

135
00:12:55,798 --> 00:12:57,758
ولي از خط قرمز عبور نکرد

136
00:13:06,350 --> 00:13:07,810
خب ، سخت بود

137
00:13:13,024 --> 00:13:15,234
...هي بهش نگاه مي‌کردم به اين فکر -
هي -

138
00:13:16,819 --> 00:13:19,822
براي من اتفاق نميفته
براي ما اتفاق نميفته

139
00:13:22,366 --> 00:13:24,202
ازم مي‌خواي بيام خونه؟

140
00:13:29,707 --> 00:13:33,335
فقط خاطرجمع شو وقتي کل جريان
تموم شد آدم ديگه‌اي نشده باشي

141
00:13:40,009 --> 00:13:43,304
پس 3 سال تو جنگل با "فارک" مبارزه مي‌کرده
<font color="#ff8000">(گروه چريکي کمونيستي)</font>

142
00:13:44,263 --> 00:13:48,601
مدت‌ها قبل "هوگو «مارتينِز»" راه
خودش رو انتخاب کرده

143
00:13:48,684 --> 00:13:50,853
و از اون‌موقع از راهش منحرف نشده

144
00:13:51,479 --> 00:13:56,400
اون منظم طرفدار دستورالعمل
و روي پروتکل سخت‌گيره

145
00:13:56,484 --> 00:13:58,636
فکر مي‌کني مي‌توني ‌
مجابش کني انجامش بده؟

146
00:14:01,113 --> 00:14:05,243
<i>چطور يه نفر رو به کاري که هيچ‌کس
نمي‌خواد مجاب کني؟ غلط برداشت نکنين</i>

147
00:14:05,326 --> 00:14:08,579
<i>پليس ملي کلمبيا کمبودي
در افراد شجاع نداشت</i>

148
00:14:08,663 --> 00:14:12,750
<i>«ولي داوطلب شدن به جاي «کاريو
«به عنوان رئيس «گروه جستجو</i>

149
00:14:12,833 --> 00:14:15,044
<i>چيزي بيش از شجاعت مي‌طلبيد</i>

150
00:14:15,127 --> 00:14:18,631
<i>گاويريا" نمي‌تونست روي"
داوطلب شدن کسي حساب باز کنه</i>

151
00:14:18,714 --> 00:14:22,760
<i>فشار معيني لازمه تا داوطلب
مناسب رو پيدا کني</i>

152
00:14:22,844 --> 00:14:26,764
اون پدرت‌ه اونطرف با رئيس‌جمهور؟

153
00:14:31,853 --> 00:14:33,396
باحال‌ه

154
00:14:42,572 --> 00:14:47,285
به همه‌ي کساني که حضور دارن
باعث افتخاره منه که

155
00:14:47,368 --> 00:14:50,621
رئيس‌جمهور رو معرفي کنم

156
00:14:51,831 --> 00:14:57,503
«جناب آقاي «دون سزار آگوستو گاويريا تروخيو

157
00:15:05,303 --> 00:15:08,347
تبريک ميگم کلاس سال 1992

158
00:15:09,765 --> 00:15:16,105
رويدادهاي اخير شديداً روي
مراسم امروز سايه افکنده

159
00:15:18,316 --> 00:15:23,362
تک‌تک شما تصميم گرفتيد که منافع
شخصي‌تون رو فدا کنين

160
00:15:24,155 --> 00:15:29,035
و زندگي‌تون رو وقف خدمت به ملت کنين

161
00:15:32,330 --> 00:15:38,294
افتخارِ بالاتري از خدمت
به ميهن وجود نداره

162
00:15:47,053 --> 00:15:49,013
سرهنگ ، حال‌تون چطوره؟ -
خيلي خوب -

163
00:15:49,096 --> 00:15:51,474
خيلي از سخنراني‌تون لذت بردم رئيس‌جمهور

164
00:15:51,557 --> 00:15:53,851
خوشحالم . براي شما هم بود

165
00:15:55,603 --> 00:16:01,233
ببين سرهنگ ، در 24 ساعت گذشته
داشتم با مشاورينم گفتگو مي‌کردم

166
00:16:01,317 --> 00:16:04,028
چه کسي بايد رئيس «گروه جستجو» بشه

167
00:16:04,779 --> 00:16:06,989
اسامي زيادي نام بُردن

168
00:16:07,740 --> 00:16:10,534
ولي مايلم اون شخص شما باشي
«سرهنگ «مارتينِز

169
00:16:11,994 --> 00:16:15,665
باعث افتخاره آقاي رئيس‌جمهور
ولي تو اين مقطع در حرفه‌ي من

170
00:16:15,748 --> 00:16:20,920
مطمئن هستم کانديد بهتري پيدا مي‌کنين -
کلمبيا مي‌خواد به اين کابوس پايان بده -

171
00:16:21,921 --> 00:16:24,632
و ميدونم همون مردي هستي که
به اين کابوس پايان ميده

172
00:16:25,341 --> 00:16:28,302
ملت لياقت شخصي بهتر از من رو داره

173
00:16:30,054 --> 00:16:35,351
پسرت يکي از بهترين‌ها در آکادمي‌ بود
دانشجوي افسريِ ممتازي‌ه

174
00:16:35,434 --> 00:16:37,728
خيلي سخت تلاش کرده
بهش افتخار مي‌کنم

175
00:16:38,980 --> 00:16:43,693
از بهترين‌هاي کلاس خواستيم
تا به «گروه جستجو» بپيوندن

176
00:16:44,986 --> 00:16:46,821
و پسرت با کمال ميل پذيرفت

177
00:16:49,323 --> 00:16:52,834
ازت مي‌خوام حداقل
درخواستم رو در نظر بگيري

178
00:16:54,120 --> 00:16:55,705
به‌خاطر کلمبيا

179
00:17:13,180 --> 00:17:14,932
«کارلوس» -
«تاتا» -

180
00:17:19,979 --> 00:17:22,273
يالا . يالا . بذار ببينم

181
00:17:23,107 --> 00:17:24,525
بفرما

182
00:17:24,608 --> 00:17:28,070
باور نمي‌کنم . نگاش کن -
آروم . آروم -

183
00:17:28,154 --> 00:17:30,781
ديگه نمي‌خوام پيش دکتر بريم

184
00:17:30,865 --> 00:17:34,869
مانو" ، خيلي زيبايي . من رو ببين" -
ببين چقدر پوستش برنزه شده -

185
00:17:34,952 --> 00:17:38,956
مثل ستاره‌هاي فيلم مي‌مونه ، نه؟ -
بله رئيس -

186
00:17:39,040 --> 00:17:41,042
شبيه "تام کروز"‌ه -
...خب -

187
00:17:41,125 --> 00:17:42,334
«نگاش کن «پابلو

188
00:17:42,418 --> 00:17:45,296
باورم نميشه اين‌همه راه از «ميامي» آورديم
تا خواهرم رو اينجوري ببينم

189
00:17:45,379 --> 00:17:48,549
نه . فقط خيلي از ديدنت خوشحالم

190
00:17:49,592 --> 00:17:52,803
«خداي من «کارلوس

191
00:17:54,388 --> 00:17:58,225
خوش اومدي عزيزم
خيلي خوشحالم اومدي خونه

192
00:17:58,476 --> 00:18:01,562
امشب مي‌خوام بهترين غذايي که
اين خونواده خورده درست کنم

193
00:18:02,271 --> 00:18:05,691
خب پس آماده‌اي يه کوچولو قدم بزنيم؟

194
00:18:06,567 --> 00:18:09,820
<i>«باورنکردني‌ه بچه‌ها چقدر بزرگ شدن «پابلو</i>

195
00:18:09,904 --> 00:18:12,698
مانوليتا" يه شاهدخت‌ه خوشگله"

196
00:18:12,782 --> 00:18:16,702
کنترل همه چيز اينطرف‌ها دست اونه
من فقط پول قبض‌ها رو ميدم

197
00:18:18,245 --> 00:18:19,789
درباره‌ي «کاريو» شنيدم

198
00:18:20,706 --> 00:18:24,210
اگه اون حرومي هنوز زنده بود
تعداد بيشتري پليس مي‌مُردن

199
00:18:24,293 --> 00:18:28,255
به اداره‌ي پليس لطف کردم . باور کن

200
00:18:28,339 --> 00:18:31,258
فکر مي‌کني اداره‌ي پليس باهات موافقه؟

201
00:18:31,342 --> 00:18:35,638
«هيچ‌کس جنگ نمي‌خواد «کارلوس
مخصوصاً وقتي ميدونن شکست مي‌خورن

202
00:18:36,764 --> 00:18:38,807
ولي همه‌ي اينا مال گذشته‌ست

203
00:18:39,016 --> 00:18:44,772
و من آماده‌ي برگشت به تجارت هستم
همه‌جوره هستم

204
00:18:44,855 --> 00:18:48,275
راجبه «ميامي» برام بگو -
چي مي‌تونم بگم «پابلو»؟ -

205
00:18:48,359 --> 00:18:52,071
درخواست‌ها رو به افزايش‌ه
و جنس‌ها مداوم داره مياد

206
00:18:52,154 --> 00:18:55,074
تجارت نه تحت‌تأثير اتفاقي که در
لا کاتدرال" افتاده قرار گرفته"

207
00:18:55,157 --> 00:18:56,784
و نه کاري که شما کرديد

208
00:18:58,327 --> 00:19:01,580
خب ، تجارت هميشه مي‌تونه
بهتر بشه . درسته؟

209
00:19:02,665 --> 00:19:05,000
<i>تجارت حسابي خوب بود</i>

210
00:19:05,084 --> 00:19:08,879
<i>و بخش عظيمي از اون به سبب شخصي بود
که «لئون» صداش ميزدن</i>

211
00:19:08,963 --> 00:19:11,298
<i>شايد اون رو به عنوان يه قاچاقچي‌ه
ماهرِ «مدئين» به ياد بيارين</i>

212
00:19:11,382 --> 00:19:16,345
<i>که قبلاً بسته‌هاي کوکائين رو تو ژاکتش
جاسازي و به «ميامي» قاچاق مي‌کرد</i>

213
00:19:16,428 --> 00:19:21,433
<i>خب ، توي «ميامي» موند و اونجا
رو خونه‌ي خودش کرد</i>

214
00:19:24,061 --> 00:19:26,480
<i>مسئول شبکه‌ي قاچاقي بود</i>

215
00:19:26,564 --> 00:19:30,359
<i>که تني کوکائين‌هاي «پابلو» رو وارد مي‌کرد
تو کارش مهارت داشت</i>

216
00:19:31,694 --> 00:19:34,905
<i>ولي رسوندن کوکائين به
آمريکا مشکل واقعي نبود</i>

217
00:19:35,948 --> 00:19:38,909
<i>مشکل اين بود که
با اون‌همه پول چي‌کار کني؟</i>

218
00:19:39,618 --> 00:19:43,747
<i>مسلمه مقداري ازش مي‌تونه توي
آمريکا بمونه و قاچاقي‌ها اين‌کار رو کردن</i>

219
00:19:43,831 --> 00:19:48,377
<i>اونا بانک‌هاي متقلب ، املاک و مستقلات
نمايندگي‌هاي فروش ماشين</i>

220
00:19:48,460 --> 00:19:50,963
<i>اسب‌هاي مسابقه و آثار هنري رو خريدن
هر چي که اسم ببري</i>

221
00:19:51,797 --> 00:19:56,510
<i>ولي اگه قراره امپراتوري کوکائينُ اداره کني
به پول نقدِ زيادي احتياج داري</i>

222
00:19:56,594 --> 00:19:59,847
<i>و رسوندن پول نقد به کلمبيا
کار آسوني نبود</i>

223
00:20:01,265 --> 00:20:02,558
<i>: بذارين اينجوري بگم</i>

224
00:20:03,184 --> 00:20:05,186
<i>يه تُن کوکائين اين شکلي‌ه</i>

225
00:20:05,853 --> 00:20:11,317
<i>و اينجا همون يه تن کوکائين وقتي به
پول نقد تبديل ميشه اين شکلي‌ه</i>

226
00:20:11,400 --> 00:20:12,943
<i>متوجه مشکل شديد؟</i>

227
00:20:13,527 --> 00:20:16,947
<i>لئون» مجبور بود با چطور رسوندن»
پول به «پابلو» خلاق باشه</i>

228
00:20:18,115 --> 00:20:21,327
<i>و خلاق هم بود
محموله‌هاش سرموقع ميرسيدن</i>

229
00:20:24,288 --> 00:20:27,208
<i>ولي هر چه «پابلو» در جنگ‌‍ خودش
با دولت درگيرتر مي‌شد</i>

230
00:20:29,001 --> 00:20:31,253
<i>اين محوله‌ها مهم‌تر مي‌شدن</i>

231
00:20:32,171 --> 00:20:34,506
<i>پابلو» از هميشه بيشتر به پول نياز داشت»</i>

232
00:20:34,590 --> 00:20:37,134
<i>بدون اون به فنا رفته بود</i>

233
00:20:38,093 --> 00:20:40,387
بيا «لئون» رو بياريم اينور

234
00:20:41,889 --> 00:20:44,767
مي‌خوام رودررو باهاش صحبت کنم
مثل قديم‌ها

235
00:20:44,850 --> 00:20:47,478
باشه -
قرار جديد بذاريم -

236
00:20:47,561 --> 00:20:49,271
قرارهاي بهتر

237
00:20:50,272 --> 00:20:51,315
«کيکا»

238
00:20:52,983 --> 00:20:56,445
«زنگ بزن «ولاسکو
بهش بگو «لئون» رو پيدا کنه

239
00:20:56,528 --> 00:20:58,989
من و «کارلوس» مي‌خوايم راجبه
تجارت باهاش حرف بزنيم

240
00:21:01,951 --> 00:21:05,412
وقشته برگرديم سر پول‌ درآوردن برادر

241
00:21:05,496 --> 00:21:07,873
«مثل روزهاي خوش قديم «پابلو -
دقيقاً -

242
00:21:20,344 --> 00:21:21,887
چه خبر «ماريتزا»؟

243
00:21:23,222 --> 00:21:24,348
چي شده؟

244
00:21:26,433 --> 00:21:30,980
پليس‌ دنبال منه
مي‌خوان يه گلوله تو سرم خالي کنن

245
00:21:31,063 --> 00:21:34,900
شرمنده «ماريتزا» . فکر مي‌کردم
از اين‌کارها چيز خوبي بيرون مياد

246
00:21:34,984 --> 00:21:36,443
چيز خوب؟

247
00:21:41,448 --> 00:21:43,200
بذار بيام باهات کار کنم

248
00:21:43,951 --> 00:21:45,869
نه «ماريتزا» . زده به سرت

249
00:21:48,831 --> 00:21:52,042
بايد جواب بدم . يه لحظه مهلت بده

250
00:21:55,462 --> 00:21:56,547
چه خبر؟

251
00:21:56,630 --> 00:22:01,051
<i>کدوم قبرستوني هستي «ليمون»؟</i>
فکر کردي مي‌توني من رو الاف خودت کني عوضي؟

252
00:22:01,135 --> 00:22:03,262
همين نزديکي‌ها هستم رفيق

253
00:22:03,345 --> 00:22:06,849
يعني ترافيک لعنتي شديده
ولي توي راهم

254
00:22:06,932 --> 00:22:10,644
<i>به تخمم نيست ترافيک هست يا نه
الان مي‌خوام بياي اينجا</i>

255
00:22:10,728 --> 00:22:14,440
<i>بايد اين مواد رو همراهت ببري</i>
پس تن لشت رو بيار اينجا . همين الان

256
00:22:14,523 --> 00:22:18,360
بله . ميدونم . ميدونم
ببخشيد . تو راهم

257
00:22:30,539 --> 00:22:33,792
ماريتزا» ، بايد برم»
الان نمي‌تونم کمکت کنم

258
00:22:33,876 --> 00:22:36,962
الانشم پول بهت دادم
بعداً بهت زنگ ميزنم

259
00:22:37,963 --> 00:22:40,132
و يه کاريش مي‌کنيم
ولي الان نمي‌تونم

260
00:22:43,052 --> 00:22:44,595
خيلي‌خب ، شروع شد

261
00:23:59,002 --> 00:24:02,256
<i>«گروه جستجو» -</i>
پنيا» هستم» -

262
00:24:02,339 --> 00:24:06,051
اينجا با "تروخيو" نبش تقاطع خيابون 38‌م
و 24‌م هستيم . پشتيباني مي‌خوايم

263
00:24:06,135 --> 00:24:08,554
<i>شرمنده ولي اجازه‌اي براي
اعزام گشتي‌ها وجود نداره</i>

264
00:24:08,637 --> 00:24:13,058
يکي از افراد «اسکوبار» رو زيرنظر داريم
الان به ساختمون وارد شد

265
00:24:13,142 --> 00:24:16,937
<i>با تعيين محل به پايگاه برگرد
مي‌تونيم از "بوگوتا" درخواست اجازه کنيم</i>

266
00:24:18,313 --> 00:24:19,314
حتماً

267
00:24:20,232 --> 00:24:22,526
و شما هم سه‌شنبه‌ي بعدي پيداتون بشه
حرومزاده

268
00:24:26,488 --> 00:24:29,575
قرار بود چه ساعتي اينجا باشي عوضي؟

269
00:24:29,658 --> 00:24:32,995
ميدونستي بايد قبل اينکه فردا دنبال
لئون» برم تحويل رو انجام بدي»

270
00:24:33,078 --> 00:24:35,581
...نه برادر . عصبي نشو . فقط

271
00:24:35,664 --> 00:24:36,915
«ليمون»

272
00:24:36,999 --> 00:24:41,170
همين الان اين کيف لعنتي رو مي‌گيري و گورت
رو گم مي‌کني . خودمم دارم نگات مي‌کنم

273
00:24:41,253 --> 00:24:42,963
آروم باش -
آروم باشم؟ -

274
00:24:43,046 --> 00:24:46,341
«بار آخرت هم باشه که دروغ ميگي «ليمون
بار آخرت

275
00:24:49,678 --> 00:24:52,306
بار آخري بود که اينجوري معطلم کردي -
بيخيال رفيق -

276
00:24:52,389 --> 00:24:55,642
همين که گفتم . گورت رو گم کن -
لعنتي ، اون «ولاسکو»ه -

277
00:24:55,726 --> 00:24:58,604
گندش بزنن . چي‌کار کنيم؟

278
00:24:58,687 --> 00:25:01,315
ولاسکو» رو دنبال مي‌کنيم»
اون يکي‌ مهم نيست

279
00:25:02,733 --> 00:25:05,319
به نظرت چند نفر اون داخل هستن «پنيا»؟

280
00:25:06,695 --> 00:25:08,572
واسه ما 2 نفر خيلي زيادن ، مگه نه؟

281
00:25:08,655 --> 00:25:11,491
آره . دخل‌مون مياد

282
00:25:12,784 --> 00:25:16,163
حرومزاده
بايد پشتيباني خبر کنيم ، مگه نه؟

283
00:25:22,628 --> 00:25:24,672
داري به کي زنگ ميزني؟

284
00:25:48,487 --> 00:25:51,698
چه خبره «پنيا»؟ -
خودم حلش مي‌کنم -

285
00:26:04,044 --> 00:26:07,923
ايشون «تروخيو» هست
مي‌توني بهش اعتماد کني

286
00:26:09,883 --> 00:26:11,893
«بالاخره داره حالي‌ت ميشه «خاوير

287
00:26:12,386 --> 00:26:15,264
بذار ببينيم راه به جايي مي‌بره

288
00:26:17,349 --> 00:26:18,809
شما 2تا مياين؟

289
00:26:21,937 --> 00:26:25,857
باشه . شما 2تا از جلو همراه خودم بياين

290
00:26:25,941 --> 00:26:28,944
بِرنا» با نيروهاش از عقب ميان»
مفهوم شد؟

291
00:26:29,695 --> 00:26:32,864
فقط از پنجره‌ها فاصله بگيرين

292
00:26:32,948 --> 00:26:35,075
پس بزن بريم -
بريم -

293
00:27:59,993 --> 00:28:01,828
اونا همه‌جا هستن -
بريم طبقه‌ي پايين -

294
00:28:24,935 --> 00:28:26,144
«ولاسکو»

295
00:29:20,365 --> 00:29:23,452
داشتي کدوم گوري ميرفتي
کثافت حرومزاده؟

296
00:29:37,299 --> 00:29:39,134
«بفرمايين خانم «اسکوبار

297
00:29:40,635 --> 00:29:43,305
اين چيه؟ -
کالا -

298
00:29:43,388 --> 00:29:45,974
کي بهت گفت اينا رو بخري؟ -
من -

299
00:29:47,309 --> 00:29:48,894
يه مشت لباسن

300
00:29:50,020 --> 00:29:51,062
«هرميلدا»

301
00:29:52,731 --> 00:29:56,151
هرميلدا» ، محض رضاي خدا»
نمي‌توني با اون‌همه پول اون رو بفرستي بيرون

302
00:29:56,234 --> 00:29:58,820
«تاتا» -
متوجه ميشن کجاييم -

303
00:29:58,904 --> 00:30:00,947
تو زيادي نگراني

304
00:30:02,282 --> 00:30:06,444
اين اخلاقت روي بچه‌ها اثر ميذاره
دلت مي‌خواد «خوان پابلو» و «مانوئلا» هم نگران بشن؟

305
00:30:10,540 --> 00:30:11,875
حق با توئه

306
00:30:16,004 --> 00:30:18,089
‌...وقتي «پابلو» يه پسربچه بود

307
00:30:20,759 --> 00:30:24,137
يه روز خيلي ناراحت از مدرسه برگشت

308
00:30:26,264 --> 00:30:29,518
يه دختربچه کفش‌هاش رو مسخره کرده بود

309
00:30:31,186 --> 00:30:33,104
کفش‌هاش کهنه بودن

310
00:30:33,897 --> 00:30:36,983
ما هم پول نداشتيم کفش جديد براش بخريم

311
00:30:37,067 --> 00:30:42,447
ولي اون‌شب رفتم شهر
و يه جفت کفش از يه مغازه‌ دزديدم

312
00:30:42,531 --> 00:30:44,950
روز بعدش «پابلو» برگشت مدرسه

313
00:30:49,830 --> 00:30:54,125
اگه واقعاً فقير هستي
دليل نميشه فقير هم به‌نظر برسي

314
00:30:56,628 --> 00:30:59,673
هميشه چيزي که مي‌خواستي رو
بدست مياوردي درسته؟

315
00:30:59,756 --> 00:31:01,508
پابلو» هم همينطور»

316
00:31:04,761 --> 00:31:10,016
جناب سفير ، ‌به نظرم
: مردم اساساً 2 دسته‌ان

317
00:31:10,100 --> 00:31:11,518
‌يه عده به "اميد" متکي‌‌ن

318
00:31:12,936 --> 00:31:15,230
"و يه عده به "اعتقاد

319
00:31:15,313 --> 00:31:19,484
که يه سيستم در کار توي دنيا مي‌بينن
و خودشون رو وقف اون کردن

320
00:31:20,151 --> 00:31:25,448
اين شايد يه دين باشه
اما توي کار پليسي يه روش‌ه

321
00:31:26,157 --> 00:31:29,327
به نظرم جزء اون دسته‌اي هستي
که به اعتقاد متکي‌ن

322
00:31:29,411 --> 00:31:30,620
درسته

323
00:31:31,413 --> 00:31:34,207
مي‌تونيم «اسکوبار» رو
به هر روشي دستگير کنيم

324
00:31:34,291 --> 00:31:38,837
اما اگه از روش‌هاي ديگه مثلِ
رابطه‌ي تيره و تاري که

325
00:31:38,920 --> 00:31:41,756
مردم کلمبيا و پليسِ اين
کشور دارن استفاده کنيم

326
00:31:41,840 --> 00:31:46,052
همون رابطه‌ي تيره و تاري که به‌خاطر
سال‌‌ها فساد و سوءاستفاده ايجاد شده

327
00:31:46,136 --> 00:31:49,306
باز هم باختيم
حتي اگه بگيريمش

328
00:31:49,931 --> 00:31:52,684
فلسفه‌ي شما فلسفه‌ي ما هم هست سرهنگ

329
00:31:53,351 --> 00:31:56,897
آره . خواهيم ديد . خيلي ممنون

330
00:31:58,648 --> 00:32:01,276
از ملاقات باهاتون خوشحال شدم -
جناب سفير -

331
00:32:01,359 --> 00:32:04,070
کل دنيا داره تماشا مي‌کنه چطور
از پس اين ماجرا برميايم

332
00:32:04,863 --> 00:32:09,659
نميذارم منافع خارج از سازمان و غريزه‌هاي
خشمگينانه کارمون رو خراب کنن

333
00:32:24,007 --> 00:32:25,258
جواب داد

334
00:32:26,384 --> 00:32:27,969
حالا ديگه دِيني به هم نداريم

335
00:32:29,054 --> 00:32:33,308
ازت مي‌خوام کمکم کني ويزا بگيرم
و خونواده‌ام رو از «مدئين» خارج کنم

336
00:32:33,391 --> 00:32:35,560
جايي که «پابلو» نتونه پيدامون کنه

337
00:32:37,228 --> 00:32:38,980
روال کار اينجوري نيست

338
00:32:39,856 --> 00:32:40,941
شرمنده

339
00:32:41,566 --> 00:32:43,151
خب پس‌‌؟

340
00:32:44,152 --> 00:32:46,154
چطور قراره خيالم راحت بشه؟

341
00:33:14,099 --> 00:33:17,177
قراره از اين به بعد اوضاع
اينجوري باشه «پنيا»؟

342
00:33:18,353 --> 00:33:22,315
نگرانش نباش ، خب؟
دوباره همچين اتفاقي نميفته

343
00:33:23,233 --> 00:33:26,987
نه . من نگران نيستم

344
00:33:37,580 --> 00:33:38,999
تنهامون بذار

345
00:33:46,464 --> 00:33:48,383
«زندگي مضحک‌ه «ولاسکو

346
00:33:49,426 --> 00:33:52,470
خيلي راحت ممکن بود
جامون عوض مي‌شد

347
00:33:53,513 --> 00:33:58,393
من اينجا دراز کشيده بودم
و تو داشتي من رو شکنجه مي‌کردي

348
00:34:00,061 --> 00:34:02,147
ببين چطوري همه چيز عوض شده

349
00:34:14,659 --> 00:34:17,162
...جفت‌مون سربازهاي وفاداري هستيم

350
00:34:21,541 --> 00:34:24,294
که به رئيس‌‌هامون خدمت مي‌کنيم

351
00:34:25,754 --> 00:34:27,547
اما ميدوني چيه؟

352
00:34:29,257 --> 00:34:31,843
‌وقتي قرار باشه رئيس‌هامون
...رو لو بديم

353
00:34:35,889 --> 00:34:38,099
اين‌کار رو مي‌کنيم

354
00:34:46,024 --> 00:34:50,445
خانم ، چيزي درباره‌ي «پابلو» نگفت
اما اين‌ اسامي رو لو داد

355
00:34:59,412 --> 00:35:04,042
3تا از حسابدارهاش -
با آدرس‌هاشون -

356
00:35:04,125 --> 00:35:08,088
بهم هم گفت «پابلو» هنوزم پول
و نيروي زيادي داره

357
00:35:08,171 --> 00:35:11,800
آره اما شايد چرت‌وپرت گفته باشه ، نه؟
تا ما رو بترسونه

358
00:35:13,551 --> 00:35:17,180
شايدم راست گفته باشه
تا بترسونت‌مون

359
00:35:24,813 --> 00:35:26,606
کليد کار اينه

360
00:35:27,357 --> 00:35:31,069
اگه پول‌هاش رو ازش بگيريم
در واقع ارتش‌ش رو ازش گرفتيم

361
00:35:31,903 --> 00:35:33,279
يه چيز ديگه

362
00:35:33,363 --> 00:35:38,535
ولاسکو» قرار بود فردا به فرودگاه بره»
چون فردا عصر «لئون» از «ميامي» ميرسه

363
00:35:46,376 --> 00:35:49,587
ببخشيد قربان . «جودي مونکادا» پشت خطه

364
00:35:58,304 --> 00:35:59,806
«خانم «مونکادا

365
00:36:01,349 --> 00:36:03,434
چطور مي‌تونم کمک‌تون کنم؟

366
00:36:20,577 --> 00:36:24,497
سفرتون چطور بود؟
حتماً خيلي خسته شدين

367
00:36:24,581 --> 00:36:27,792
بياين بريم . سوار بشين -
ولاسکو» کجاست؟» -

368
00:36:49,230 --> 00:36:50,523
اوناهاش

369
00:36:52,108 --> 00:36:53,359
خوش اومدي

370
00:36:54,569 --> 00:36:57,614
"گيلبرتو رودريگز اُرِخوئلا" -
«لئون» -

371
00:36:58,573 --> 00:37:00,575
"ايشونم برادرم هست "ميگوئل

372
00:37:00,658 --> 00:37:03,328
و ايشونم همکارمون "پاچو هررا" هستن

373
00:37:03,411 --> 00:37:07,081
خيلي خوشحالم که مي‌بينم‌تون آقايون
باعث افتخاره

374
00:37:07,707 --> 00:37:10,376
لئون» ، ميشه «لئون» صداتون کنم؟»

375
00:37:10,460 --> 00:37:14,339
بله آقا -
مشروب بنوشين . راحت باشين -

376
00:37:16,007 --> 00:37:18,801
اينطرفا مردم ميگن که
شما ويسکي دوست دارين

377
00:37:20,386 --> 00:37:24,265
ببينين آقايون ، اگه کاري کردم که
...باعث دلخوري شما شده يا

378
00:37:24,349 --> 00:37:29,896
چي؟ اگه دلخور بوديم بهتون
نوشيدني تعارف مي‌کرديم؟

379
00:37:31,397 --> 00:37:32,440
بفرمايين بشينين

380
00:37:44,452 --> 00:37:46,287
«يه چيزي بهم بگو «لئون

381
00:37:47,330 --> 00:37:49,958
کار کردن براي يه بي‌شرف رو دوست داري؟

382
00:37:57,006 --> 00:37:58,383
<i>1</i>

383
00:37:58,466 --> 00:38:02,220
2 ، 3

384
00:38:02,303 --> 00:38:04,597
خيلي هم خوب

385
00:38:04,681 --> 00:38:06,307
آفرين

386
00:38:06,391 --> 00:38:07,934
حواست به خواهرت باشه

387
00:38:13,398 --> 00:38:14,774
چي شده؟

388
00:38:14,857 --> 00:38:16,484
سلام رئيس

389
00:38:17,777 --> 00:38:19,988
لئون» الان زنگ زد قربان»

390
00:38:20,071 --> 00:38:23,616
گفتش که «ولاسکو» توي فرودگاه
پيداش نشده قربان

391
00:38:23,700 --> 00:38:27,704
لئون» حسابي ترسيده و برگشته»
يه پرواز برگشت به «ميامي» گرفته

392
00:38:28,538 --> 00:38:32,292
لئون» لعنتي»
يه ترسو عوضي‌ه برادر؟

393
00:38:32,375 --> 00:38:36,587
ولاسکو» کجاست؟» -
رئيس ، نميدونم -

394
00:38:38,506 --> 00:38:42,635
برام پيداش کن -
الساعه رئيس -

395
00:38:53,396 --> 00:38:58,067
باورم نميشه داري آشپزي مي‌کني -
اما ميدوني که هميشه به مادرم کمک مي‌کردم -

396
00:38:58,151 --> 00:39:00,611
وقتي تو غذا مي‌خوردي
من کمک ميدادم

397
00:39:04,198 --> 00:39:08,745
ميدوني ، خيلي خوشحالم که
پابلو» من رو آورد اينجا»

398
00:39:08,828 --> 00:39:10,788
ولي نگران تو هستم

399
00:39:10,872 --> 00:39:13,791
نه . دليلي براي نگراني نيست

400
00:39:13,875 --> 00:39:15,668
«محض رضاي خدا «تاتا

401
00:39:15,752 --> 00:39:18,838
همه‌ي پليس‌هاي کشور دنبال «پابلو» هستن

402
00:39:19,464 --> 00:39:22,717
تمام قاچاقچي‌هاي موادي که اهل
مدئين» نيستن به خونش تشنه‌ان»

403
00:39:22,800 --> 00:39:26,304
بعدش داري بهم ميگي دليلي براي نگراني نيست؟
خودت رو گول نزن

404
00:39:28,306 --> 00:39:30,641
«امروز روز خوبي‌ه «کارلوس

405
00:39:30,725 --> 00:39:33,686
خونواده‌ام همه جمع‌ن . تو اينجايي

406
00:39:37,940 --> 00:39:41,819
پابلو» مرد قوي‌ه»
هميشه مجبور بوده قوي باشه

407
00:39:42,486 --> 00:39:44,864
الان دليلي براي تغيير شرايط نيست

408
00:39:55,917 --> 00:39:57,835
اميدوارم گرسنه‌‌ت باشه

409
00:40:11,641 --> 00:40:13,851
بيا داخل . دارم وسايل رو جمع مي‌کنم

410
00:40:13,935 --> 00:40:16,479
ميذاري برم «مدئين» يا نه؟

411
00:40:17,313 --> 00:40:19,315
به همين خاطر اين شغل رو قبول کردي؟

412
00:40:19,399 --> 00:40:21,651
اصلاً نبايد داوطلب مي‌شدي

413
00:40:21,734 --> 00:40:26,030
اما الان نمي‌توني سَر پرونده‌ي ديگه‌اي بري
چون به شغلت پايان ميده . درسته؟

414
00:40:26,114 --> 00:40:28,825
حتماً فقط الان قراره "پسر رئيس" باشم

415
00:40:31,828 --> 00:40:34,497
به نظرم هنوز نفهميدي
اوضاع از چه قراره

416
00:40:35,498 --> 00:40:38,292
من اين‌کار رو رو قبول کردم
چون مي‌خواستم به کشورم کمک کرده باشم

417
00:40:40,253 --> 00:40:42,296
بيا اينجا . مي‌‍‌‌‌خوام يه
چيزي رو نشونت بدم

418
00:40:47,301 --> 00:40:49,595
اين ظرف خاکستر با اسم
خودم به دستم رسيد

419
00:40:53,349 --> 00:40:55,726
ببينش . از طرف «پابلو اسکوبار»‌ه

420
00:40:58,729 --> 00:41:00,523
اين يه آگهي درگذشته

421
00:41:02,692 --> 00:41:07,363
ببين پسرم ، دقيقاً همين کاري رو
که بهت ميگم مي‌کني

422
00:41:07,447 --> 00:41:10,032
مطمئن ميشم از اين ماجرا جون
سالم به‌در مي‌بري . فهميدي؟

423
00:41:16,497 --> 00:41:19,250
خيلي زود داريم اين بطري
رو تموم مي‌کنيم

424
00:41:19,333 --> 00:41:22,753
گوش کن . به هيچ دليلي پرواز
فردام رو از دست نميدم

425
00:41:25,173 --> 00:41:26,507
نه

426
00:41:28,718 --> 00:41:30,386
مطمئني نمي‌توني بموني؟

427
00:41:33,097 --> 00:41:36,142
نمي‌تونم که «اوليويا» رو براي هميشه
«بسپارم دست خواهرم «استيو

428
00:41:37,226 --> 00:41:39,979
به‌هرحال تو که توي «مدئين» هستي -
آره -

429
00:41:40,563 --> 00:41:44,400
ميدوني ، رئيس جديد «گروه جستجو» رو ديدم

430
00:41:44,484 --> 00:41:46,319
جدي؟ -
آدم جالبي‌ه -

431
00:41:47,737 --> 00:41:49,655
احساس خوبي درباره‌اش دارم

432
00:41:52,867 --> 00:41:55,786
‌...تا يادم نرفته ازت مي‌خوام

433
00:41:56,621 --> 00:41:58,623
ازت مي‌خوام اين رو به «اوليويا» بدي

434
00:42:02,210 --> 00:42:03,544
به نشان خوش‌شانسي

435
00:42:07,798 --> 00:42:09,258
پس خودت نگه‌ش‌دار

436
00:42:16,349 --> 00:42:18,059
دلم برات تنگ ميشه

437
00:42:21,896 --> 00:42:26,776
از الان به بعد «گروه جستجو» قراره
به روش اصولي‌تري عمل کنه

438
00:42:28,528 --> 00:42:34,200
از اونجايي که متأسفانه نمي‌تونيم به اطلاعاتي
که مردم «مدئين» بهمون ميدن اتکا کنيم

439
00:42:35,326 --> 00:42:39,455
قراره يه جستجوي چهار گوش رو اجرا کنيم

440
00:42:40,665 --> 00:42:43,042
ما خودمون رو در مجاورت جايي که

441
00:42:43,125 --> 00:42:46,337
«معتقديم ممکنه «اسکوبار
و متحدانش باشن مستقر مي‌کنيم

442
00:42:46,420 --> 00:42:49,173
‌و دنبال‌شون مي‌گرديم

443
00:42:50,508 --> 00:42:53,052
‌و اگه چيزي که دنبالشيم رو پيدا نکرديم

444
00:42:53,135 --> 00:42:56,764
هر چيز باارزشي رو بررسي
و سراغ مکان بعدي ميريم

445
00:42:57,390 --> 00:43:00,434
مفهومه؟ -
بله سرهنگ -

446
00:43:02,853 --> 00:43:04,564
يه جستجوي شبکه‌ايِ لعنتي؟

447
00:43:05,398 --> 00:43:07,942
مگه همينجوري همون کسي که به
آبراهام لينکولن» شليک کرد رو نگرفتن؟»

448
00:43:08,025 --> 00:43:11,612
اين يه تغيير‌ه -
آره . قديمي و مرسومه -

449
00:43:13,948 --> 00:43:17,201
خب ، سعي کرديم قدم به قدم
باهاش جلو بريم

450
00:43:17,285 --> 00:43:19,120
و خودت ديدي ماجرا چطوري تموم شد

451
00:43:20,955 --> 00:43:22,290
پس اينجوري‌ه؟

452
00:43:22,957 --> 00:43:25,543
يه هفته پيش خودت داوطلب شدي که
همراه «کاريو» سوار يه هليکوپتر شي

453
00:43:25,626 --> 00:43:27,044
و حالا اين يه تغييره؟

454
00:43:29,714 --> 00:43:33,718
ناراحت نباش رفيق . اگه «اسکوبار» سرنگون بشه
همه‌مون حس بهتري خواهيم داشت

455
00:43:33,801 --> 00:43:37,138
حالا به هر طريقي . درسته؟ -
«راه ديگه‌اي نيست «خاوي -

456
00:43:37,221 --> 00:43:39,932
گروه جستجو» تنها واحد عملياتي تو شهره»

457
00:43:41,809 --> 00:43:44,604
واقعاً فکر مي‌کني اين عوضي
از پس‌ش بربياد؟

458
00:43:44,687 --> 00:43:46,939
نميدونم . شايد غافلگيرمون کنه

459
00:43:49,358 --> 00:43:50,568
باشه

460
00:43:52,153 --> 00:43:53,571
پس شد جستجوي شبکه‌اي

461
00:44:10,254 --> 00:44:12,548
از «ولاسکو» چي تونستي بکشي؟

462
00:44:15,384 --> 00:44:17,094
دريغ از يه کلمه

463
00:44:17,845 --> 00:44:21,515
اون پدرسگ دهن‌قرص‌تر از
اوني‌ه که فکرش رو مي‌کردم

464
00:44:35,821 --> 00:44:37,948
همون چيزيه که فکرش رو مي‌کنم؟

465
00:44:43,079 --> 00:44:44,830
: قاعده‌ي بازي

466
00:44:46,040 --> 00:44:49,960
فقط دنبال آدماي مسلح ميريم
فقط آدمکش‌ها

467
00:44:51,212 --> 00:44:57,009
خبري هم از اطلاعاتي درباره‌ي معاملات
و آزمايشگاه‌ها و محموله‌ها نيست

468
00:44:57,093 --> 00:45:01,889
مسئله کمک کردن به «جودي» نيست
مسئله کُشتن «پابلو»ه

469
00:45:08,854 --> 00:45:10,523
‌...خب پس

470
00:45:12,817 --> 00:45:14,944
«به اميد کُشتن «پابلو

471
00:45:17,571 --> 00:45:21,492
<i>البته «پنيا» ميدونست
اطلاعاتي که به «بِرنا» داده</i>

472
00:45:21,575 --> 00:45:22,910
<i>از قبل نتيجه‌بخش بوده</i>

473
00:45:26,539 --> 00:45:27,748
براي کلمبيا

474
00:45:45,182 --> 00:45:49,854
<i>اگه «کاستانيو»ها و افرادش هميشه
زرنگ نبودن اما به‌دردبخور بودن</i>

475
00:45:50,604 --> 00:45:52,690
<i>اهميتي نداشت</i>

476
00:45:52,815 --> 00:45:54,942
<i>کشته شدن يه چندتا آدمکش</i>

477
00:45:55,025 --> 00:45:57,694
<i>توي پايتخت قتل دنيا چقدر
براي مردم جلب توجه مي‌کرد؟</i>

478
00:46:02,616 --> 00:46:05,244
<i>«البته مطمئن نيستم که «خاوي</i>

479
00:46:05,327 --> 00:46:08,205
<i>اون‌موقع ميدونست که
اوضاع قراره چقدر پيچيده بشه</i>

480
00:46:11,709 --> 00:46:13,794
دنبالم بيا و پوششم بده

481
00:46:16,255 --> 00:46:19,725
<i>متأسف شدن براي چندتا دلال مواد که
اينجوري کُشته ميشن سخته مگه نه؟</i>

482
00:46:21,927 --> 00:46:26,849
<i>توي اين چند ساله اين آدما باعث خشونت
زيادي شده بودن . خيلي‌ها رو کُشته بودن</i>

483
00:46:28,684 --> 00:46:30,895
<i>وقتش بود که تاوان کارهاشون رو پس بدن</i>

484
00:46:32,938 --> 00:46:36,025
<i>ولي آزاد گذاشتن يه مشت
پارتيزان‌ها تا دندون مسلح</i>

485
00:46:36,108 --> 00:46:37,902
<i>...«توي خيابون‌هاي «مدئين</i>

486
00:46:39,111 --> 00:46:43,991
<i>مثلِ ريختن بنزين روي آتيشي بود
که قبلاً از کنترل خارج شده</i>

487
00:47:01,008 --> 00:47:02,259
رئيس؟

488
00:47:06,138 --> 00:47:11,727
ببخشيد مزاحم‌‌تون ميشم اما يه اتفاق بد
داره توي شهر ميفته رئيس

489
00:47:11,810 --> 00:47:15,147
5نفر از افرادمون مُردن

490
00:47:16,440 --> 00:47:17,900
کار کي بوده؟

491
00:47:18,817 --> 00:47:22,821
نميدونم رئيس . اگه ميدونستم که اون
حرومزاده‌اي که اين‌کارُ کرده رو مي‌کشتم

492
00:47:22,905 --> 00:47:26,700
رئيس ، ببخشيد
لا کيکا» پشت خطه»

493
00:47:39,797 --> 00:47:43,300
ولاسکو» چي شد؟» -
<i>مثل ميدون جنگ‌ شده رئيس -</i>

494
00:47:46,262 --> 00:47:51,559
نه کسي «ولاسکو» رو ديده
‌نه کسي ميدونه کجاست رئيس

495
00:47:51,642 --> 00:47:54,061
<i>‌«ميدونين که اگه يکي «ولاسکو
...رو گرفته باشه</i>

496
00:47:54,895 --> 00:47:56,021
آره

497
00:48:06,448 --> 00:48:08,409
شروع کنين وسايل رو جمع کنين

498
00:48:11,579 --> 00:48:14,748
نوبت توئه . بيا دوباره انجامش بديم

499
00:48:14,832 --> 00:48:17,251
اتل متل توتوله

500
00:48:18,252 --> 00:48:22,923
چقدر مي‌خواي بخوري؟

501
00:48:23,007 --> 00:48:26,635
به مامان‌بزرگت نشون بده
دست‌هات رو چطوري شستي

502
00:48:38,063 --> 00:48:39,773
خوب به‌نظر ميرسه

503
00:48:41,317 --> 00:48:42,651
ببخشيد

504
00:48:47,364 --> 00:48:48,699
ميشه شروع کنيم؟

505
00:48:50,242 --> 00:48:51,785
بفرمايين بخورين

506
00:48:54,413 --> 00:48:55,873
خيلي خوبه

507
00:48:55,956 --> 00:49:00,085
قاشق؟ -
قاشق نيست عزيزم . چنگال چطوره؟ -

508
00:49:19,355 --> 00:49:20,981
<i>حق با «مارتينِز» بود</i>

509
00:49:21,774 --> 00:49:23,700
<i>همه‌مون به يه مسلک نياز داريم</i>

510
00:49:24,985 --> 00:49:30,032
<i>چيزي که وقتي اوضاع چنان دشوارِ که
از ترس فروپاشي رواني بهش پناه ببريم</i>

511
00:49:32,326 --> 00:49:36,038
<i>چيزي که هر وقت حس کرديم گم شديم
ما رو به خونه هدايت کنه</i>

512
00:49:36,955 --> 00:49:41,710
<i>اگه خوش‌شانس باشيم يکي راه رو
نشون‌مون ميده و ما ازش پيروي مي‌کنيم</i>

513
00:49:43,003 --> 00:49:45,214
<i>اگه نه بايد روش خودمون رو پيدا کنيم</i>

514
00:49:45,923 --> 00:49:49,593
<i>دشمن‌هاي «پابلو» روش خودشون
رو پيدا کرده بودن</i>

515
00:49:49,677 --> 00:49:51,553
<i>و روش ناجوري هم بود</i>

516
00:49:52,513 --> 00:49:57,059
<i>عليه «پابلو» جنگ جديدي رو راه انداخته بودن
بي‌مهابا و ناشناس بهش ضربه ميزدن</i>

517
00:49:57,976 --> 00:50:01,980
<i>نشونش ميدادن که حتي تو
شهر خودشم امنيت نداره</i>

518
00:50:03,732 --> 00:50:06,944
برادران «کاستانيو» خيلي به‌دردبخورن

519
00:50:07,027 --> 00:50:09,154
ولي خيلي مراقب و محتاط نيستن

520
00:50:12,074 --> 00:50:16,078
هيچ‌کسي نبايد متوجه بشه
همه‌ي اينا زير سر ماست

521
00:50:16,161 --> 00:50:19,623
<i>‌...و وقتي روش‌شون آشکار شد</i>

522
00:50:19,707 --> 00:50:21,166
ببخشيد

523
00:50:21,250 --> 00:50:23,085
<i>پيغام واضح بود</i>

524
00:50:23,919 --> 00:50:26,088
<i>يه بازيگر جديد توي شهره</i>

525
00:50:27,297 --> 00:50:28,716
چي نوشته؟

526
00:50:28,799 --> 00:50:31,009
<i>و با کسي شوخي نداشتن</i>

527
00:50:31,093 --> 00:50:35,013
«داره روزهات به آخر ميرسه «پابلو "
" هيچ‌کس ديگه کنارت در امنيت نيست

528
00:50:35,097 --> 00:50:37,533
"امضاء از " لوس پِپِس

529
00:50:39,685 --> 00:50:42,246
لوس پِپِس» ديگه کدوم خرهايي‌ هستن؟»

530
00:50:45,981 --> 00:50:55,981
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@