1
00:00:00,200 --> 00:00:06,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:06,030 --> 00:00:14,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی:
@talafilm_top

3
00:00:14,030 --> 00:00:18,000
‫.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

4
00:01:41,760 --> 00:01:44,240
‫90831.

5
00:01:46,120 --> 00:01:48,240
‫90831.

6
00:01:58,320 --> 00:02:00,800
‫90831.

7
00:02:01,920 --> 00:02:03,560
‫90831.

8
00:02:28,120 --> 00:02:30,110
‫- جلو پاتو نگاه کن!
‫- ببخشید.

9
00:02:30,140 --> 00:02:30,800
‫احمق!

10
00:03:34,820 --> 00:03:36,820
‫[ پِیشنس ]
‫فصل دوم، قسمت اول

11
00:03:39,720 --> 00:03:41,550
‫خوبه. پیامم بهت رسید.

12
00:03:41,640 --> 00:03:43,280
‫آره. ممنون.

13
00:03:49,400 --> 00:03:51,120
‫- خوبی؟
‫- آره.

14
00:03:52,880 --> 00:03:56,430
‫- اون یه میخ چوبیه؟
‫- خب، کاراگاه اکبری، این اسلحه قتله.

15
00:03:56,520 --> 00:03:59,390
‫- یه جورایی غیرعادیه.
‫- قفسه سینشو سوراخ کرده.

16
00:03:59,720 --> 00:04:02,350
‫منظورم اینه که این کار
‫یه زور خیلی زیادی میخواد.

17
00:04:02,440 --> 00:04:04,750
‫- آره.
‫- یه جور عجیبی رنگ پریده هست، نه؟

18
00:04:04,840 --> 00:04:07,710
‫نشونه کم خونی شدید بافت هاست.

19
00:04:07,720 --> 00:04:10,350
‫بدن باید خون زیادی از دست داده باشه.

20
00:04:10,440 --> 00:04:13,670
‫- ولی هیچ اثری از خون نیست.
‫- خب، شاید جابجاش کردن.

21
00:04:13,760 --> 00:04:15,560
‫دکتر پارسونز...

22
00:04:17,160 --> 00:04:20,150
‫بله. این بریدگی ها خیلی عجیبن.

23
00:04:20,240 --> 00:04:23,310
‫احتمالا شاهرگ گردنو بریدن.

24
00:04:23,400 --> 00:04:25,720
‫یا خدا. شبیه جای دندونه.

25
00:04:26,720 --> 00:04:28,600
‫کسی واسه ویل سیر همراهش نداره؟!

26
00:04:29,760 --> 00:04:32,670
‫انگار دوربین قربانیه.
‫نصف فیلمش استفاده شده.

27
00:04:32,760 --> 00:04:35,480
‫- میدیم در اسرع وقت چاپش کنن.
‫- خوبه. دمت گرم رفیق.

28
00:04:37,240 --> 00:04:38,750
‫- سلام.
‫- سلام.

29
00:04:38,840 --> 00:04:40,830
‫امیدوار بودم ببینمت.

30
00:04:40,920 --> 00:04:42,240
‫خب.

31
00:04:43,640 --> 00:04:46,350
‫دوره آموزشیت چطور بود؟

32
00:04:46,440 --> 00:04:47,830
‫خوب بود.

33
00:04:47,920 --> 00:04:50,440
‫ولی میدونی، سه ماه خیلی طولانی بود.

34
00:04:51,560 --> 00:04:53,440
‫ترجیح میدادم اینجا باشم.

35
00:04:56,080 --> 00:04:59,110
‫عالیه. ولی فکر کنم الان دیگه
‫واسه خودت نابغه جرم شناسی شدی.

36
00:04:59,200 --> 00:05:01,990
‫شک نکن. میتونم تو چند ثانیه
‫رد لاستیک رو تحلیل کنم!

37
00:05:02,080 --> 00:05:04,560
‫هرچند، هنوزم نمیتونم
‫یه کاکتوس رو زنده نگه دارم.

38
00:05:07,320 --> 00:05:10,270
‫- الیوت، داریم راه میفتیم.
‫- باشه. حتما.

39
00:05:10,360 --> 00:05:12,120
‫فعلا.

40
00:05:13,560 --> 00:05:15,320
‫- میبینمت.
‫- باشه.

41
00:05:30,160 --> 00:05:32,480
‫- اون چیه؟
‫- نمیدونم.

42
00:06:04,240 --> 00:06:05,990
‫خب چی داریم؟

43
00:06:06,080 --> 00:06:07,910
‫قربانی اسمش جاناتان استارپره.

44
00:06:08,000 --> 00:06:10,510
‫تو دنیای عکاسی داره واسه خودش
‫اسمی دست و پا میکنه.

45
00:06:10,600 --> 00:06:12,270
‫جزئیات بیشتری ندارین؟

46
00:06:12,360 --> 00:06:14,630
‫به نظرم سبک اصلیش رمانتیک گوتیکه.

47
00:06:14,720 --> 00:06:17,310
‫قطعا از پیشارافائلی ها الهام گرفته.

48
00:06:17,400 --> 00:06:20,110
‫منظورم جزئیات بیشتری
‫درباره خود مقتول بود، کاراگاه اکبری.

49
00:06:20,200 --> 00:06:21,980
‫- که اینطور...
‫- قربان، داشت واسه

50
00:06:22,010 --> 00:06:23,790
‫یه نمایشگاه که تو راهه آماده میشد.

51
00:06:23,880 --> 00:06:26,320
‫خیلی هم سر و صدا راه انداخته بود.

52
00:06:29,080 --> 00:06:31,510
‫فقط تونستم قهوه فوری پیدا کنم.

53
00:06:31,600 --> 00:06:33,750
‫شماها چطوری اینجوری زندگی میکنین؟!

54
00:06:33,840 --> 00:06:35,430
‫بازرس مونرو؟

55
00:06:35,520 --> 00:06:37,790
‫- فرانکی صدام کن.
‫- سرپاسبان کالوین باکستر هستم.

56
00:06:37,880 --> 00:06:40,990
‫تا هفته دیگه منتظرتون نبودیم.

57
00:06:41,080 --> 00:06:43,550
‫آره. برنامه ها عوض شد.

58
00:06:43,640 --> 00:06:46,910
‫حال نداشتم یه هفته دیگه تو منچستر تلپ بشم،

59
00:06:47,000 --> 00:06:48,800
‫واسه همین اومدم.

60
00:06:50,080 --> 00:06:53,630
‫خب، بازرس مونرو جانشین بازرس متکاف هستن.

61
00:06:56,360 --> 00:06:57,910
‫...جانشین؟

62
00:06:58,000 --> 00:07:01,510
‫نه. ببخشید قربان،
‫بازرس متکاف فقط مرخصیه.

63
00:07:01,600 --> 00:07:05,870
‫آره، بود... ولی تصمیم گرفت
‫یه کار تو گلاسگو قبول کنه.

64
00:07:05,960 --> 00:07:08,510
‫نمیتونه این کارو بکنه. اون که... چی؟

65
00:07:08,600 --> 00:07:10,030
‫میشناسمت.

66
00:07:10,120 --> 00:07:12,870
‫عادت داری موتوروار سوارا رو
‫به کشتن بدی، نه؟

67
00:07:12,960 --> 00:07:15,350
‫کلا اون هدفون تو گوشته.

68
00:07:15,440 --> 00:07:18,430
‫- نسل زدی های لعنتی.
‫- ...اینا صدا رو حذف میکنن.

69
00:07:18,520 --> 00:07:21,830
‫آره. ولی چشمات رو که
‫حذف نمیکنن، میکنن؟ کارآموزی؟

70
00:07:21,920 --> 00:07:24,870
‫نه. ایشون پشینس ایوانز
‫از بخش سوابق کیفری هستن.

71
00:07:27,520 --> 00:07:30,150
‫خب. حالا اینجا چه خبره؟

72
00:07:30,240 --> 00:07:32,870
‫مشکوک به قتل عمد. دیشب گزارش شده.

73
00:07:32,960 --> 00:07:35,790
‫- یه خرده مورد عجیبیه این یکی.
‫- آره، اون یه میخ چوبیه.

74
00:07:35,880 --> 00:07:38,750
‫و مقتول رو با دو تا جای
‫زخم دندون رو گردنش پیدا کردن

75
00:07:38,840 --> 00:07:40,590
‫و خون زیادی هم از دست داده.

76
00:07:40,680 --> 00:07:41,710
‫جدی؟

77
00:07:41,740 --> 00:07:44,870
‫ببخشید بازرس مونرو، امروز صبح
‫نمیتونم همه جا رو بهتون نشون بدم.

78
00:07:44,960 --> 00:07:47,910
‫- یه جلسه روابط عمومی دارم.
‫- به نظر سرگرم کننده میاد.

79
00:07:48,000 --> 00:07:50,790
‫انگار تحمل بازسازی کلانتری کافی نبود.

80
00:07:50,880 --> 00:07:54,110
‫رئیس پلیس فکر میکنه
‫باید وجهه مون رو جلوی مردم بهتر کنیم.

81
00:07:54,200 --> 00:07:56,960
‫شاید بهتره بهشون نگیم
‫دنبال خون آشام میگردیم، قربان!

82
00:07:58,120 --> 00:08:00,910
‫این عکسا خیلی ترسناکن، مگه نه؟

83
00:08:01,000 --> 00:08:03,870
‫میدونستم اسم جاناتان استارپر برام آشناست.

84
00:08:03,960 --> 00:08:06,790
‫حدود 4 ماه پیش توی یه تصادف اسکوتر بوده.

85
00:08:06,880 --> 00:08:08,560
‫چند سالته؟

86
00:08:09,960 --> 00:08:11,150
‫23.

87
00:08:12,840 --> 00:08:17,110
‫خانم، مارینا موری، همون زنی که
‫جسد رو پیدا کرده، تو اتاق بازجوییه.

88
00:08:17,200 --> 00:08:21,190
‫خوبه. بریم ببینیم کدوم یکی از اعضای
‫خانواده آدامز این دفعه سر و کلش پیدا شده.

89
00:08:21,280 --> 00:08:22,750
‫از این طرف.

90
00:08:25,520 --> 00:08:27,750
‫ببخشید. نه، تصادف مقتول،

91
00:08:27,840 --> 00:08:29,550
‫جالبه چون...

92
00:08:29,640 --> 00:08:31,280
‫امکانش هست یه قهوه
‫درست و حسابی بخورم؟

93
00:08:31,310 --> 00:08:32,950
‫یه فلت وایت هم باشه خوبه.

94
00:08:33,040 --> 00:08:34,580
‫...منظورم اینه که
‫فرآیند رست کردن قهوه

95
00:08:34,600 --> 00:08:36,440
‫یه ماده سرطان زای
‫شناخته شده تولید میکنه...

96
00:08:36,470 --> 00:08:37,600
‫خوبه.

97
00:08:48,720 --> 00:08:52,630
‫خب. پس شما نصف شب رفتین به برج مونک بار

98
00:08:52,720 --> 00:08:54,630
‫فقط واسه اینکه
‫جاناتان رو راضی کنین بره خونه؟

99
00:08:54,720 --> 00:08:58,080
‫- با همه مشتری هاتون همین کارو میکنین؟
‫- نه...

100
00:08:59,440 --> 00:09:02,030
‫ولی من 15 سال بود که ایجنتش بودم.

101
00:09:02,120 --> 00:09:04,200
‫و میشناختمش.

102
00:09:05,760 --> 00:09:09,110
‫هر وقت نمایشگاه داره، خودشو داغون میکنه.

103
00:09:09,200 --> 00:09:12,150
‫کسی به ذهنتون میرسه که بخواد اونو بکشه؟

104
00:09:12,240 --> 00:09:15,320
‫نه، معلومه که نه. اون...
‫اون فوق العاده بود.

105
00:09:16,560 --> 00:09:19,430
‫خب، کسی بود که باهاش رابطه بدی داشته باشه؟

106
00:09:19,520 --> 00:09:21,560
‫- نه.
‫- چیزی بود که بابتش نگران باشه؟

107
00:09:25,200 --> 00:09:28,030
‫تازگیا یه کم پریشون به نظر میرسید،

108
00:09:28,120 --> 00:09:30,520
‫ولی فکر کنم فقط به خاطر نمایشگاه بود.

109
00:09:32,480 --> 00:09:34,510
‫متاسفم که نمیتونم بیشتر کمک کنم.

110
00:09:34,600 --> 00:09:37,240
‫نه. ممنون که اومدین، دوشیزه موری.

111
00:09:38,240 --> 00:09:40,320
‫اگه چیز دیگه ای یادتون اومد...

112
00:09:41,920 --> 00:09:43,630
‫...به ما زنگ بزنین.

113
00:09:43,720 --> 00:09:45,560
‫باشه. ممنون.

114
00:09:52,560 --> 00:09:54,520
‫آره، باهاش سر و سری داشت.

115
00:09:56,000 --> 00:09:58,590
‫- از کجا میدونی؟
‫- زبان بدن.

116
00:09:58,680 --> 00:10:01,990
‫و حس ششمم، که بهم میگه
‫الان یه ساندویچ بیکن لازم دارم.

117
00:10:02,080 --> 00:10:03,950
‫- اونجا سلف سرویس هست.
‫- لازم نیست.

118
00:10:04,040 --> 00:10:06,430
‫امروز صبح از یه فروشگاه مزرعه خریدم.

119
00:10:06,520 --> 00:10:09,400
‫محلی، با طعم شیره افرا. عالیه.

120
00:10:17,480 --> 00:10:19,230
‫عالیه، ممنون.

121
00:10:19,320 --> 00:10:21,280
‫میشه اینجا رو امضا کنین؟

122
00:10:26,840 --> 00:10:28,160
‫ممنون.

123
00:10:30,920 --> 00:10:32,550
‫- سلام.
‫- سلام.

124
00:10:32,640 --> 00:10:35,630
‫دارم میرم یه چیزی واسه ناهار بگیرم.
‫میخوای با هم بریم؟

125
00:10:35,720 --> 00:10:38,030
‫از خونه با خودم سالاد آوردم.

126
00:10:38,120 --> 00:10:40,600
‫خب، میتونی بیای پیش من بشینی؟

127
00:10:42,080 --> 00:10:44,800
‫آوردن غذای بیرون به داخل سلف ممنوعه.

128
00:10:49,040 --> 00:10:51,040
‫آره، خب، من...

129
00:10:52,160 --> 00:10:54,030
‫- ...بعدا میبینمت.
‫- آره.

130
00:10:54,120 --> 00:10:55,840
‫- آره.
‫- آره.

131
00:12:16,560 --> 00:12:20,110
‫- شوخی میکنی؟
‫- نه، بازرس مونرو. من شوخی نمیکنم.

132
00:12:20,200 --> 00:12:23,310
‫- حتی یه قطره خون هم تو بدنش نمونده؟
‫- درسته.

133
00:12:23,400 --> 00:12:25,270
‫و چیزی که عجیبه اینه که

134
00:12:25,360 --> 00:12:28,680
‫جای بریدگی های روی گردنش
‫بعد از مرگ ایجاد شده.

135
00:12:29,760 --> 00:12:32,310
‫این یعنی بدون تپش قلب،

136
00:12:32,400 --> 00:12:35,560
‫خون مقتول نمیتونسته
‫بدون یه کمکی تخلیه بشه...

137
00:12:36,880 --> 00:12:38,470
‫...کمک جاذبه زمین.

138
00:12:38,560 --> 00:12:42,310
‫- پس اون...
‫- احتمالا مثل یه خوک آویزونش کرده بودن.

139
00:12:42,400 --> 00:12:43,990
‫شوخی میکنی؟

140
00:12:44,080 --> 00:12:46,030
‫هنوزم کاملا جدی ام، بازرس مونرو.

141
00:12:46,120 --> 00:12:49,470
‫توی برج یه سیستم قرقره بوده
‫که میشده ازش استفاده کرد

142
00:12:49,560 --> 00:12:52,070
‫و تیم جرم شناسی هم آثار خون پیدا کردن.

143
00:12:52,160 --> 00:12:53,910
‫سوال اینجاست،

144
00:12:54,000 --> 00:12:57,400
‫چرا یه نفر باید بخواد
‫تموم خون یکی دیگه رو تخلیه کنه؟

145
00:13:22,560 --> 00:13:24,390
‫ببخشید. یه چیزی پیدا کردم.

146
00:13:24,480 --> 00:13:27,630
‫مقتول حدود 4 ماه پیش
‫تو یه تصادف اسکوتر بوده.

147
00:13:27,720 --> 00:13:29,310
‫طرف زده و فرار کرده.

148
00:13:29,400 --> 00:13:31,460
‫گزارش شده که ماشین
‫سرقتی بوده و به یه باند سرقت

149
00:13:31,490 --> 00:13:33,550
‫ماشین که تو یه تعمیرگاه
‫کار میکردن ربط داشته.

150
00:13:33,640 --> 00:13:35,830
‫طبق آمار ثبت شرکت ها اونجا الان بسته شده،

151
00:13:35,920 --> 00:13:38,190
‫اما صاحبش، کوین گیل،
‫تو پیست اسب دوانی یورک کار میکنه.

152
00:13:38,280 --> 00:13:40,230
‫ببخشید، چرا انقدر تند حرف میزنی؟

153
00:13:40,320 --> 00:13:43,320
‫چون در غیر این صورت میذاشتی میرفتی
‫و یه قهوه دیگه سفارش میدادی.

154
00:13:46,240 --> 00:13:50,040
‫باشه. خب، ممنون بابت این.
‫دفعه بعد، ایمیلش کن.

155
00:13:52,680 --> 00:13:54,240
‫میتونی بری.

156
00:14:01,000 --> 00:14:02,760
‫- آره، بیارینش داخل.
‫- حتما.

157
00:14:04,000 --> 00:14:06,440
‫پِیشنس اوتیسم داره.

158
00:14:07,440 --> 00:14:08,920
‫خب؟ که چی؟

159
00:14:09,920 --> 00:14:13,320
‫خب، شاید بتونی، میدونی،
‫یه کم باهاش ملایم تر باشی.

160
00:14:14,520 --> 00:14:17,030
‫ببین، من کاملا موافق برابریم،
‫اما وقت ندارم

161
00:14:17,120 --> 00:14:20,070
‫دست هر کسی رو بگیرم فقط
‫چون میخواد ادای پلیسا رو دربیاره.

162
00:14:20,160 --> 00:14:24,390
‫اون یه مهره خیلی ارزشمند واسه تیم بوده
‫و با بازرس متکاف خیلی صمیمی بودن.

163
00:14:24,480 --> 00:14:28,030
‫ذهن درخشانی داره.
‫تو حل کردن پرونده های زیادی به ما کمک کرده.

164
00:14:28,120 --> 00:14:30,120
‫خب، به نظر من اگه شما
‫دو تا کارتون رو

165
00:14:30,140 --> 00:14:32,480
‫درست انجام میدادین، اون مجبور
‫نبود این کارا رو بکنه.

166
00:15:05,280 --> 00:15:07,080
‫خب نامه ات به دستت رسید؟

167
00:15:38,960 --> 00:15:40,960
‫فکر کردم شاید یه فنجون چای بخوای.

168
00:15:42,800 --> 00:15:44,280
‫چی شده؟

169
00:15:46,240 --> 00:15:48,040
‫اون برنمیگرده.

170
00:15:49,120 --> 00:15:53,120
‫پدر آلفی تو گلاسگو کار پیدا کرده و...

171
00:15:54,480 --> 00:15:57,440
‫...یه مدرسه خوب واسش پیدا کردن،
‫واسه همین همشون رفتن.

172
00:16:01,120 --> 00:16:04,080
‫خب، فکر کنم... فکر کنم واسه آلفی خوب باشه.

173
00:16:06,760 --> 00:16:08,720
‫دیگه چی گفت؟

174
00:16:11,000 --> 00:16:12,950
‫میگه که دلش واسم تنگ شده و...

175
00:16:13,040 --> 00:16:15,350
‫و میخواد که برم بهش سر بزنم.

176
00:16:15,440 --> 00:16:17,430
‫آره، خیلی دوستت داره.

177
00:16:17,520 --> 00:16:20,480
‫- آره. برعکس بازرس مونرو.
‫- اون دیگه کیه؟

178
00:16:22,880 --> 00:16:25,160
‫جانشینش. و...

179
00:16:26,760 --> 00:16:29,000
‫...میخواد منو از همه پرونده ها کنار بذاره.

180
00:16:30,280 --> 00:16:32,150
‫خب، پس معلومه آدم احمقیه.

181
00:16:32,240 --> 00:16:33,990
‫اون احمق نیست.

182
00:16:34,080 --> 00:16:36,400
‫فقط کاراگاه بی نیست.

183
00:16:39,840 --> 00:16:43,440
‫آره، میدونم. اون واقعا درکت میکرد، نه؟

184
00:16:47,880 --> 00:16:50,830
‫با این عددا چطوری پیش میری؟ خبری شد؟

185
00:16:50,920 --> 00:16:52,240
‫نه.

186
00:16:53,480 --> 00:16:54,750
‫من فقط...

187
00:16:54,840 --> 00:16:58,150
‫نمیفهمم چرا مادرم یه چیز انقدر
‫غیرقابل فهم واسم گذاشته.

188
00:16:58,240 --> 00:17:01,480
‫چون غیرقابل فهم نیست. نه واسه تو.

189
00:17:02,760 --> 00:17:04,670
‫و مادرت اینو میدونست.

190
00:17:04,760 --> 00:17:07,040
‫اون واست یه بازی گنج یاب گذاشته.

191
00:17:21,760 --> 00:17:23,560
‫خدا، اینجا چقدر دم کرده هست.

192
00:17:25,960 --> 00:17:28,000
‫همیشه این اتاق ها رو زیادی گرم میکنن.

193
00:17:32,440 --> 00:17:35,400
‫از خالکوبیت خوشم میاد، کوین.
‫مال دار و دسته اته، نه؟

194
00:17:36,880 --> 00:17:38,630
‫نه. دیگه نه.

195
00:17:38,720 --> 00:17:41,430
‫- معنیش چیه؟
‫- یه جور میثاق نامه شرفه.

196
00:17:41,520 --> 00:17:44,840
‫چه جور شرفیه که تیر زدن
‫به زانو رو تایید میکنه، کوین؟

197
00:17:46,120 --> 00:17:49,270
‫- من تاوانشو پس دادم، زندانشو رفتم.
‫- بریدن زبون مردم چی؟

198
00:17:49,360 --> 00:17:51,440
‫از خشونت خوشت میاد، کوین؟

199
00:17:54,080 --> 00:17:56,680
‫خب، وقتی یکی ناامیدت میکنه...

200
00:17:57,680 --> 00:17:59,640
‫...باید بهش یه گوشمالی بدی.

201
00:18:00,640 --> 00:18:02,800
‫داشتی به جاناتان استارپر گوشمالی میدادی

202
00:18:02,830 --> 00:18:05,000
‫وقتی با ماشین از جاده
‫پرتش کردی بیرون؟

203
00:18:06,360 --> 00:18:08,350
‫متاسفم که اون پرونده مختومه شد.

204
00:18:08,440 --> 00:18:10,670
‫میدونی، کمبود مدرک بود.

205
00:18:10,760 --> 00:18:13,480
‫- بهت پول بدهکار بود؟
‫- من اصلا اون یارو رو ندیده بودم.

206
00:18:14,760 --> 00:18:16,600
‫من قبلا همه اینا رو جواب دادم.

207
00:18:22,440 --> 00:18:25,720
‫اون موقع چیزی علیه من نداشتی،
‫ الانم نداری، مگه نه؟

208
00:18:33,720 --> 00:18:35,830
‫- کلوچه محلی میخوای؟
‫- چی؟

209
00:18:35,920 --> 00:18:37,750
‫سوغاتی یورکه.

210
00:18:37,840 --> 00:18:39,950
‫امروز صبح کل شهر رو
‫رانندگی کردم که تازه شو بگیرم.

211
00:18:39,980 --> 00:18:40,670
‫نه، ممنون.

212
00:18:40,760 --> 00:18:43,350
‫- چطور میتونی اینجا چیزی بخوری؟
‫- من هر جایی میتونم غذا بخورم.

213
00:18:43,440 --> 00:18:46,350
‫توی سردخونه خوردنی ممنوعه.
‫لطفا بذارش کنار.

214
00:18:46,440 --> 00:18:48,240
‫آر-اچ نال (گروه خونی کمیاب).

215
00:18:49,560 --> 00:18:51,230
‫- تا حالا شنیدی؟
‫- نه.

216
00:18:51,320 --> 00:18:54,150
‫مقتول جزو اون ۴۰ تا ۵۰ نفری بود

217
00:18:54,240 --> 00:18:56,110
‫که تو کل دنیا گروه خونی آر-اچ نال دارن.

218
00:18:56,200 --> 00:18:58,270
‫الان گفتی آر-اچ نال؟

219
00:18:58,360 --> 00:19:00,320
‫- آره.
‫- همون خون طلایی؟

220
00:19:00,350 --> 00:19:00,990
‫دقیقا.

221
00:19:01,080 --> 00:19:02,890
‫به همه گروه های خونی میخوره،

222
00:19:02,920 --> 00:19:05,430
‫واسه همین اینا اهدا کننده های جهانی ان.

223
00:19:05,520 --> 00:19:08,590
‫اما اینم هست که فقط میتونن
‫از خون طلایی دریافت کنن.

224
00:19:08,680 --> 00:19:11,190
‫پس هم یه نعمته و هم یه نفرین.

225
00:19:11,280 --> 00:19:15,110
‫فکر کنم توی کلینیک های خصوصی هم
‫ازش استفاده میشه.

226
00:19:15,200 --> 00:19:17,830
‫یه جورایی داروی ضد پیریه.

227
00:19:17,920 --> 00:19:19,710
‫اکسیر خون آشام ها.

228
00:19:19,800 --> 00:19:22,520
‫اما خب، میگن اثرات...

229
00:19:23,800 --> 00:19:26,750
‫بیماری قلبی، آلزایمر
‫و حتی سرطان رو معکوس میکنه.

230
00:19:26,840 --> 00:19:29,990
‫- عالی به نظر میاد.
‫- خب، هنوز هیچیش تایید نشده.

231
00:19:30,080 --> 00:19:31,950
‫مطمئنم ارزون نیست.

232
00:19:32,040 --> 00:19:34,160
‫ببخشید. تو اینجا چیکار میکنی؟

233
00:19:36,960 --> 00:19:40,630
‫- ...ببخشید، فکر کردم میدونین...
‫- من بهش زنگ زدم. مشکلی هست؟

234
00:19:40,720 --> 00:19:43,150
‫نه. جز اینکه اون پلیس نیست،

235
00:19:43,240 --> 00:19:45,950
‫و حقی نداره توی یه پرونده جنایی دخالت کنه.

236
00:19:46,040 --> 00:19:48,110
‫بازرس متکاف همیشه پشینس رو
‫همراهش می آورد.

237
00:19:48,200 --> 00:19:49,560
‫بسیار خب، باشه.
‫ممنون خانم هدفونی.

238
00:19:49,580 --> 00:19:51,440
‫از اینجا به بعدشو
‫خودمون میتونیم انجام بدیم.

239
00:20:00,120 --> 00:20:01,800
‫خب...

240
00:20:02,920 --> 00:20:06,760
‫به نظر میاد خون طلایی میتونسته
‫تخم طلای جاناتان استارپر باشه.

241
00:21:03,760 --> 00:21:07,430
‫انگار بریتانیا قوانین خیلی سفت و سختی
‫ درباره بانک خون داره.

242
00:21:07,520 --> 00:21:09,800
‫ما یکی از همون کلینیک های خون آشامی که

243
00:21:09,830 --> 00:21:12,480
‫پشینس میگفت رو توی
‫سن پترزبورگ پیدا کردیم.

244
00:21:13,920 --> 00:21:15,580
‫اونا میلیونرها و ستاره های راک رو هدف میگیرن

245
00:21:15,610 --> 00:21:17,270
‫و ادعا میکنن
‫داروشون معجزه میکنه.

246
00:21:17,360 --> 00:21:21,030
‫انتقال خون، ۱۰۰ هزار یورو! داری شوخی میکنی!

247
00:21:21,120 --> 00:21:24,310
‫ما مدرک پیدا کردیم
‫که مقتول سن پترزبورگ بوده.

248
00:21:24,400 --> 00:21:27,390
‫هتل و بلیط هاش توی صورتحساب
‫کارت اعتباریش هست

249
00:21:27,480 --> 00:21:30,800
‫و وقتی با کلینیک حرف زدم،
‫تونستن جاناتان رو شناسایی کنن.

250
00:21:32,080 --> 00:21:34,510
‫- معلوم شد اونجا تنها نبوده.
‫- جدی؟

251
00:21:34,600 --> 00:21:36,840
‫این فیلم توی آسانسور ضبط شده.

252
00:21:43,680 --> 00:21:47,040
‫کارت عالی بود!
‫اون عوضی دروغگو رو برگردونین اینجا.

253
00:21:54,520 --> 00:21:56,510
‫خواهش میکنم بفرمایین بشینین، آقای گیل.

254
00:21:56,600 --> 00:21:59,720
‫خب، باید بگم که واقعا
‫خوشحالم که دوباره اینجام.

255
00:22:02,200 --> 00:22:04,080
‫داری کچل میشی ها.

256
00:22:07,160 --> 00:22:09,070
‫خب که چی؟ میشناختمش.

257
00:22:09,160 --> 00:22:11,880
‫بیشتر از اینا. باهاش رفته بودی مسافرت.

258
00:22:13,960 --> 00:22:16,430
‫- چی میخواین؟
‫- حقیقت رو میخوام.

259
00:22:16,520 --> 00:22:18,470
‫اون بهت پول بدهکار بود، نه؟

260
00:22:18,560 --> 00:22:22,030
‫- من فقط بهش کمک کردم.
‫- با گذاشتن اینکه بدهی های قمارش بالا بزنه؟

261
00:22:22,120 --> 00:22:24,020
‫و بعدش وقتی نمیتونست
‫بدهیشو صاف کنه، سعی کردی

262
00:22:24,050 --> 00:22:25,950
‫خونش رو به یه کلینیک
‫تو سن پترزبورگ بفروشی.

263
00:22:26,040 --> 00:22:27,630
‫کل اون قضیه کلاهبرداری بود.

264
00:22:27,720 --> 00:22:29,870
‫اونا داشتن به جای خون طلایی،
‫خون معمولی به مردم قالب میکردن.

265
00:22:29,960 --> 00:22:32,030
‫باور کنین، اونا اصلا به ما کاری نداشتن.

266
00:22:32,120 --> 00:22:35,150
‫اونا خلافکارن. نمیدونم چرا دارین
‫وقت منو تلف میکنین.

267
00:22:35,240 --> 00:22:39,000
‫حساب بانکی جاناتان استارپر نشون میده
‫که ۱۲۵ هزار تا واست فرستاده.

268
00:22:40,320 --> 00:22:42,070
‫اون پولو از کجا آورده بود؟

269
00:22:42,160 --> 00:22:43,910
‫کاش میدونستم.

270
00:22:44,000 --> 00:22:47,200
‫چون هنوز نصف بقیه اش رو بهم بدهکاره.

271
00:22:56,200 --> 00:22:58,990
‫یعنی کل چیزی که گیرمون اومده
‫یه سری بدهی قمار غیرقانونیه

272
00:22:59,080 --> 00:23:01,110
‫و یه مسافرت رفیقانه به روسیه.

273
00:23:01,200 --> 00:23:04,870
‫و من باور نمیکنم که اون بدونه مقتول
‫اون ۱۲۵ هزار تا رو از کجا آورده.

274
00:23:04,960 --> 00:23:07,350
‫موافقم. انگار به بن بست خوردیم.

275
00:23:09,640 --> 00:23:11,360
‫باید اینو جواب بدم.

276
00:23:13,000 --> 00:23:15,880
‫اون کیه؟ دوست دخترشه؟
‫یا یه رابطه مخفیانه کاری؟

277
00:23:16,960 --> 00:23:19,920
‫نیازی ندارم درباره زندگی خصوصی
‫تیمم چیزی بدونم.

278
00:23:22,080 --> 00:23:23,600
‫من...

279
00:23:25,160 --> 00:23:27,040
‫فکر کنم باید اینو بشنوین.

280
00:23:38,600 --> 00:23:40,000
‫سلام.

281
00:23:41,000 --> 00:23:43,080
‫سلام. کتابخونه بودم...

282
00:23:45,560 --> 00:23:47,350
‫ببخشید، من...

283
00:23:47,440 --> 00:23:50,470
‫داشتم میگفتم که کتابخونه بودم، و داشتم...

284
00:23:50,560 --> 00:23:54,280
‫داشتم فکر میکردم که ما از
‫زاویه غلطی به این موضوع نگاه کردیم.

285
00:24:02,200 --> 00:24:04,870
‫خب قضیه این پیدا کردن اسلحه قتل چیه؟

286
00:24:04,960 --> 00:24:07,080
‫خب، من اونو توی سطل آشغال پیدا کردم.

287
00:24:10,520 --> 00:24:14,230
‫روی صندلی خونه و یکی از پایه هاش کنده شده.

288
00:24:14,320 --> 00:24:17,990
‫و قضیه اینه که ما فکر میکردیم
‫یه قدرت خیلی زیادی لازمه

289
00:24:18,080 --> 00:24:21,070
‫تا قفسه سینه رو سوراخ کنه،
‫اما اینجوری نبوده.

290
00:24:21,160 --> 00:24:24,160
‫اون حتما از... از اینجا سقوط کرده.

291
00:24:25,320 --> 00:24:30,070
‫دکتر پارسونز گفت که مقتول درجا نمرده.

292
00:24:30,160 --> 00:24:32,630
‫و این قطعا میتونسته
‫از شدت سقوطش کم کرده باشه.

293
00:24:32,720 --> 00:24:34,590
‫خب، این همون چیزیه که...
‫همون چیزیه که من فکر کردم.

294
00:24:34,680 --> 00:24:37,070
‫منظورم اینه که اون حتما
‫از اینجا افتاده و بعدش

295
00:24:37,160 --> 00:24:41,270
‫خودشو از سطل زباله
‫کشیده بیرون و رفته دنبال کمک.

296
00:24:41,360 --> 00:24:45,640
‫و بعد چی، اون... خودشو
‫تا اونجا کشونده و بعدش از حال رفته؟

297
00:24:48,480 --> 00:24:50,240
‫خب این ماجرا چطوری شروع شده؟

298
00:25:00,880 --> 00:25:02,390
‫میتونسته یه حادثه باشه.

299
00:25:02,480 --> 00:25:04,390
‫بعد از یه کم بارون، اینجا خیلی لغزنده میشه.

300
00:25:04,480 --> 00:25:06,510
‫آره، اما بعدش آویزونش کردن
‫و تموم خونش رو تخلیه کردن.

301
00:25:06,600 --> 00:25:08,390
‫پس فکر کنم میتونیم بدشانسی رو
‫از احتمالات کنار بذاریم.

302
00:25:08,420 --> 00:25:09,390
‫فکر کنم باید بررسی کنیم.

303
00:25:09,480 --> 00:25:11,230
‫نه...

304
00:25:11,320 --> 00:25:12,720
‫اینجوری نمیشه.

305
00:25:15,680 --> 00:25:18,070
‫- ببخشید، منظورت چیه؟
‫- منظورم اینه که،

306
00:25:18,160 --> 00:25:21,910
‫سادگی تو بیشتر از اینکه مفید باشه، خطرناکه.

307
00:25:22,000 --> 00:25:24,910
‫منظورم اینه که من سال ها
‫آموزش دیدم و چیزایی یاد گرفتم

308
00:25:25,000 --> 00:25:26,390
‫مثل اینکه چطوری مدارک رو جابجا نکنم

309
00:25:26,480 --> 00:25:28,150
‫تا یه تحقیق رو به خطر نندازم.

310
00:25:28,240 --> 00:25:32,350
‫اونا آشغال ها رو دوشنبه ها جمع میکنن،
‫واسه همین من... من...

311
00:25:32,440 --> 00:25:36,200
‫منظورم اینه که،
‫منو با بازرس متکاف اشتباه نگیر.

312
00:25:40,120 --> 00:25:41,480
‫فقط برو.

313
00:26:48,480 --> 00:26:52,480
‫خب، اِ، ما به هر حال میخوایم شروع کنیم.
‫اگه میخواین بفرمایین بشینین.

314
00:26:54,480 --> 00:26:56,360
‫امیدوارم حال همگی خوب باشه.

315
00:26:57,480 --> 00:26:58,750
‫خب...

316
00:26:58,840 --> 00:27:00,390
‫کسی ایده ای داره که

317
00:27:00,480 --> 00:27:02,390
‫موضوع جلسه امروز چی باید باشه؟

318
00:27:02,480 --> 00:27:03,630
‫آره، بیلی، من دارم. ایگواناها.

319
00:27:03,720 --> 00:27:06,470
‫- یا مسائل جنسی.
‫- وقتی ایگوانات رابطه جنسی داره.

320
00:27:06,560 --> 00:27:09,150
‫یا، نظرتون درباره منظور پنهان چیه؟ هوم؟

321
00:27:09,240 --> 00:27:11,350
‫چون، اِ، میدونین،

322
00:27:11,440 --> 00:27:13,390
‫آدمای عادی همیشه اون چیزی که
‫واقعا منظورشونه رو نمیگن.

323
00:27:13,480 --> 00:27:15,470
‫پس اونوقت چطوری قراره بفهمی منظورشون چیه؟

324
00:27:15,560 --> 00:27:18,670
‫خب، مثل یه سری کد میمونه، مگه نه؟

325
00:27:18,760 --> 00:27:23,070
‫مثل زبان بدن یا لحن صدا
‫یا رفتارها به جای کلمات.

326
00:27:23,160 --> 00:27:27,270
‫اونا ممکنه چطوری رفتار کنن اگه...

327
00:27:27,360 --> 00:27:28,750
‫...اگه ازت خوششون بیاد؟

328
00:27:28,840 --> 00:27:31,550
‫دوست پسرم واسم گل فرستاد با یه کارت.

329
00:27:31,640 --> 00:27:34,030
‫که روش عکس گل های بیشتری بود.

330
00:27:34,120 --> 00:27:35,550
‫من به گل حساسیت دارم.

331
00:27:35,640 --> 00:27:37,470
‫من وان حموم همسایه ام رو تمیز میکنم.

332
00:27:37,560 --> 00:27:40,910
‫نه چون عاشقشم. اون ۸۳ سالشه.

333
00:27:41,000 --> 00:27:42,390
‫اما دوسش دارم.

334
00:27:42,480 --> 00:27:45,390
‫درسته، آره. منظورم اینه که،
‫اینا همش نشونه های خوبیه

335
00:27:45,480 --> 00:27:49,870
‫که یکی ازت خوشش میاد،
‫یا شاید حتی روت کراش داره.

336
00:27:49,960 --> 00:27:52,710
‫اما رفتار آدمای عادی میتونه
‫یه کم پیچیده تر از این حرفا باشه.

337
00:27:52,800 --> 00:27:55,710
‫پس اونا ممکنه یه مدت طولانی بهت لبخند بزنن،

338
00:27:55,800 --> 00:27:57,950
‫یا ارتباط چشمی شون رو باهات حفظ کنن،

339
00:27:58,040 --> 00:28:02,560
‫یا ممکنه واقعا از وقت گذروندن
‫باهات لذت ببرن.

340
00:28:04,160 --> 00:28:06,790
‫عجیبه، من به گل استکانی حساسیت ندارم.

341
00:28:06,880 --> 00:28:09,480
‫- اینو توضیح بده.
‫- نمیتونم.

342
00:28:19,040 --> 00:28:20,750
‫اولیویا برامز. آر-اچ نال.

343
00:28:20,840 --> 00:28:23,390
‫بچه 5 ساله ای که با بیماری
‫کم خونی داسی شکل به دنیا اومده

344
00:28:23,480 --> 00:28:24,790
‫و نیاز به تزریق مداوم خون داره.

345
00:28:24,880 --> 00:28:28,000
‫اون تازگیا پیوند مغز استخوان داشته
‫و تاریخ رو چک کنین.

346
00:28:31,560 --> 00:28:34,390
‫عملش فقط چند ساعت بعد از مرگ جاناتان بوده.

347
00:28:34,480 --> 00:28:37,390
‫نزدیک بود انجام نشه.
‫اونا برای پیدا کردن خون کافی مشکل داشتن.

348
00:28:37,480 --> 00:28:39,390
‫ظاهرا کلی خون آماده لازم داری.

349
00:28:39,480 --> 00:28:41,950
‫اما در آخرین لحظه،
‫یه اهدای ناشناس انجام شد.

350
00:28:42,040 --> 00:28:44,990
‫نجات دادن جون یه دختر بچه؟
‫به نظر انگیزه قوی ای میاد

351
00:28:45,080 --> 00:28:46,950
‫واسه کشتن یه مرد و تخلیه خونش.

352
00:28:47,040 --> 00:28:48,480
‫آدرسش رو داری؟

353
00:28:50,400 --> 00:28:53,470
‫- میخوای من برم چک کنم، رئیس؟
‫- نه، ویل میتونه انجامش بده.

354
00:28:59,920 --> 00:29:01,510
‫- خیلی رو داری ها.
‫- آقای برامز، لطفا...

355
00:29:01,600 --> 00:29:02,790
‫بعد از اون همه چیزی که ما کشیدیم؟

356
00:29:02,880 --> 00:29:04,910
‫- ما سال ها منتظر عمل اولیویا بودیم.
‫- ببخشید، آقای برامز...

357
00:29:05,000 --> 00:29:06,390
‫و حالا که اون بالاخره خوب شده،

358
00:29:06,480 --> 00:29:07,940
‫شما بلند شدین اومدین
‫ما رو متهم میکنین

359
00:29:07,970 --> 00:29:09,390
‫به دزدیدن خون مردی
‫که اصلا ندیدیمش؟

360
00:29:09,480 --> 00:29:11,080
‫اِ...

361
00:29:30,080 --> 00:29:31,480
‫آره، بیا تو.

362
00:29:34,480 --> 00:29:36,430
‫آره. اکس من همیشه میگفت آپارتمانم

363
00:29:36,520 --> 00:29:38,390
‫انگار یه گورکن هار زده بهش.

364
00:29:38,480 --> 00:29:40,070
‫واسه همینه که با برادرش ریختم رو هم.

365
00:29:40,160 --> 00:29:41,480
‫باشه...

366
00:29:43,120 --> 00:29:44,830
‫نمیدونی دارم شوخی میکنم یا نه، مگه نه؟

367
00:29:44,920 --> 00:29:47,670
‫- اون صورتحساب بانکی برامزه؟
‫- آره.

368
00:29:47,760 --> 00:29:49,220
‫به نظر میاد اونا در
‫طول چهار ماه گذشته

369
00:29:49,240 --> 00:29:50,670
‫مبالغ نقدی درشت و رو به
‫افزایشی رو برداشت کردن.

370
00:29:50,760 --> 00:29:52,030
‫آره.

371
00:29:52,120 --> 00:29:53,670
‫آره.

372
00:29:53,760 --> 00:29:56,230
‫پس شاید مقتول داشته ازشون اخاذی میکرده.

373
00:29:56,320 --> 00:29:59,950
‫واسه تزریق خون اولیویا؟ خدای من،
‫اون قشنگ نقطه ضعف اونا رو گرفته بوده.

374
00:30:00,040 --> 00:30:01,840
‫عجب آدم کثافتی.

375
00:30:03,000 --> 00:30:05,750
‫ویله. ویل، صدات روی اسپیکره.

376
00:30:05,840 --> 00:30:08,310
‫خانم. خب، گفتگو خیلی عالی پیش نرفت.

377
00:30:08,400 --> 00:30:09,870
‫اما من داشتم زاغ سیاه شونو چوب میزدم،

378
00:30:09,960 --> 00:30:11,700
‫و همین الان دیدم جیمی
‫برامز در حالی که

379
00:30:11,730 --> 00:30:13,470
‫یه صندوق بزرگ حمل میکرد
‫از آپارتمانش خارج شد.

380
00:30:13,560 --> 00:30:14,960
‫یه عکس واستون میفرستم.

381
00:30:20,280 --> 00:30:21,960
‫هلسینگ و شرکا.

382
00:30:23,760 --> 00:30:24,870
‫ممنون، ویل. کارت عالی بود.

383
00:30:24,960 --> 00:30:27,640
‫آره، همینجوری تعقیبش کن، ببین کجا میره.

384
00:30:29,440 --> 00:30:32,030
‫آره، پیداشون کردم. یه شرکت هلندیه،

385
00:30:32,120 --> 00:30:33,370
‫تجهیزات پزشکی هلسینگ و شرکا.

386
00:30:33,390 --> 00:30:35,390
‫اونا دستگاه های جداکننده
‫سلول های خونی میسازن

387
00:30:35,480 --> 00:30:37,430
‫واسه تزریق خون به مریض های
‫کم خونی داسی شکل.

388
00:30:37,520 --> 00:30:39,990
‫پس بساط تزریق خون تو خونه رو داشتن.

389
00:30:40,080 --> 00:30:41,430
‫انگار حق با ما بود.

390
00:30:41,520 --> 00:30:44,300
‫پدر و مادر اولیویا داشتن
‫یواشکی از جاناتان خون میگرفتن.

391
00:31:06,320 --> 00:31:08,030
‫جسیکا؟

392
00:31:08,120 --> 00:31:09,960
‫در رو باز کنین. پلیسیم.

393
00:31:16,080 --> 00:31:18,120
‫ببخشید، شما نمیتونین همینجوری
‫سرتون رو بندازین بیاین تو...

394
00:31:21,240 --> 00:31:23,590
‫آقای برامز.

395
00:31:23,680 --> 00:31:25,950
‫نه، نه، نه، لطفا، لطفا بفرمایین بشینین.

396
00:31:26,040 --> 00:31:27,640
‫آره.

397
00:31:29,480 --> 00:31:31,430
‫خوشحالم که بالاخره میبینمتون.

398
00:31:31,520 --> 00:31:33,270
‫خب، اینجا که خیلی گرم و نرمه، نه؟

399
00:31:33,360 --> 00:31:35,680
‫اما اوضاع اصلا خوب به نظر نمیاد، مگه نه؟

400
00:31:36,840 --> 00:31:37,460
‫داری چیکار میکنی؟

401
00:31:37,480 --> 00:31:39,070
‫فقط داشتم فکر میکردم
‫واسه شام چی دارین.

402
00:31:39,160 --> 00:31:40,590
‫نکن...

403
00:31:44,520 --> 00:31:46,920
‫به نظرم حدود، چی؟ پنج لیتر اینجا باشه؟

404
00:31:52,480 --> 00:31:54,150
‫اون مدام قیمتش رو میبرد بالا.

405
00:31:54,240 --> 00:31:56,110
‫داشت کمرمون رو میشکوند.

406
00:31:56,200 --> 00:31:58,390
‫و بعدش شما یه اهداکننده
‫مغز استخوان پیدا کردین.

407
00:31:58,480 --> 00:32:00,350
‫آره، و اون مثل یه معجزه بود.

408
00:32:00,440 --> 00:32:03,720
‫اما واسه عمل،
‫ما دو برابر خون معمولی لازم داشتیم.

409
00:32:05,640 --> 00:32:07,550
‫خب شب عمل چه اتفاقی افتاد؟

410
00:32:07,640 --> 00:32:09,990
‫من به جاناتان زنگ زدم.

411
00:32:10,080 --> 00:32:12,480
‫و اون 4 برابر قیمت رو میخواست.

412
00:32:14,760 --> 00:32:18,480
‫۱۰۰ هزار پوند. من نداشتم.

413
00:32:20,000 --> 00:32:21,480
‫دخترم داشت میمرد.

414
00:32:23,480 --> 00:32:26,470
‫پس رفتیم ببینیمش، که به پاش بیفتیم.

415
00:32:26,560 --> 00:32:28,320
‫و اون گفت نه؟

416
00:32:29,760 --> 00:32:31,920
‫- پس شما کشتینش.
‫- نه.

417
00:32:33,480 --> 00:32:36,640
‫وقتی ما رسیدیم، اون خودش... مُرده بود.

418
00:32:37,840 --> 00:32:39,440
‫- خودش؟
‫- بله.

419
00:32:40,480 --> 00:32:41,990
‫افتاده بود زمین.

420
00:32:42,080 --> 00:32:44,430
‫با اون چیز توی سینه اش.

421
00:32:44,520 --> 00:32:46,480
‫ما فقط به اون خون نیاز داشتیم.

422
00:32:48,480 --> 00:32:50,480
‫من یه قرقره روی سقف دیدم.

423
00:32:52,720 --> 00:32:54,480
‫پس اونو آویزونش کردیم.

424
00:33:03,880 --> 00:33:05,720
‫و خون رو از طریق یه بریدگی تخلیه کردیم.

425
00:33:16,480 --> 00:33:18,430
‫- خیلی وحشتناک بود.
‫- اره.

426
00:33:18,520 --> 00:33:21,470
‫ادمای خیلی کمی میتونن منو غافلگیر کنن،
‫ولی این دو تا...

427
00:33:21,560 --> 00:33:23,390
‫اوف.

428
00:33:23,480 --> 00:33:25,710
‫ولی فکر کنم دارن راست میگن.
‫حرفاشون با هم جور درمیاد.

429
00:33:25,800 --> 00:33:29,110
‫فکر نمیکنم هیچ کدومشون
‫اهل قتل و ادم کشی باشن.

430
00:33:29,200 --> 00:33:31,790
‫نه. نه...
‫مجبورم بازداشتشون کنم.

431
00:33:31,880 --> 00:33:34,550
‫نمیدونم به چه جرمی، یعنی
‫واسه خودمم تازگی داره،

432
00:33:34,640 --> 00:33:36,430
‫ولی قسر در نمیرن.

433
00:33:39,840 --> 00:33:42,390
‫عکسای مقتول
‫از ازمایشگاه برگشت.

434
00:33:42,480 --> 00:33:43,880
‫- بریم؟
‫- اره.

435
00:33:51,040 --> 00:33:53,480
‫- این همون مدیر برنامه نیست؟
‫- اره.

436
00:33:55,000 --> 00:33:56,910
‫فکر نمیکنم
‫فقط باهاش رابطه داشته.

437
00:33:57,000 --> 00:33:59,870
‫فکر کنم عاشقش بوده.
‫باید دوباره روی این موضوع فکر کنیم.

438
00:33:59,960 --> 00:34:02,110
‫هر چی میتونی درباره
‫مارینا موری پیدا کن.

439
00:34:02,200 --> 00:34:03,480
‫باشه، حله.

440
00:34:25,480 --> 00:34:27,950
‫ممنون که اومدی اینجا.
‫زیاد طول نمیکشه.

441
00:34:28,040 --> 00:34:29,750
‫امیدواریم بتونی کمکمون کنی
‫یه نفر رو شناسایی کنیم.

442
00:34:29,840 --> 00:34:32,390
‫امم، شرکتت گفته که اخر هفته
‫یه نفر رو رسوندی

443
00:34:32,480 --> 00:34:33,870
‫به برج مونک بار؟

444
00:34:33,960 --> 00:34:36,390
‫اره، من مسافر زیاد سوار میکنم،
‫میدونی، اون روز شنبه بود.

445
00:34:36,480 --> 00:34:39,480
‫- اخر هفته ها هم که میدونی سر سام اوره.
‫- لطفا دوباره نگاه کن.

446
00:34:41,480 --> 00:34:43,150
‫اره، شاید. نمیدونم.

447
00:34:43,240 --> 00:34:45,390
‫صورتش رو یادم نمیاد،
‫ولی یادمه داشت ادامس میجوید.

448
00:34:45,480 --> 00:34:46,920
‫بوی بدی میداد.

449
00:34:51,960 --> 00:34:54,830
‫- بوی چی میداد؟
‫- آناناس.

450
00:34:54,920 --> 00:34:56,390
‫از آناناس لعنتی متنفرم.

451
00:35:46,440 --> 00:35:49,390
‫وقتشه که تاوان بدی،
‫عوضی احمق!

452
00:36:10,840 --> 00:36:12,440
‫خب دیگه، جواب بده.

453
00:36:18,800 --> 00:36:20,230
‫یا خدا، اون کجاست؟

454
00:36:20,320 --> 00:36:21,920
‫فکر کنم... فکر کنم...

455
00:36:23,160 --> 00:36:25,030
‫فکر کنم اینجا خونه ماریناست.

456
00:36:25,120 --> 00:36:28,440
‫- راه رو بلدم، راه رو بلدم.
‫- باشه، بزن بریم.

457
00:36:50,840 --> 00:36:52,190
‫ولم کن!

458
00:36:52,280 --> 00:36:53,510
‫نه!

459
00:36:53,600 --> 00:36:56,310
‫نه، نه، نه، نه، نه، کمک!

460
00:36:56,400 --> 00:36:59,670
‫کمکم کنید! یکی لطفا کمکم کنه!

461
00:36:59,760 --> 00:37:01,440
‫کمکم کنید!

462
00:37:26,960 --> 00:37:28,050
‫- برو اون پشت.
‫-حله.

463
00:37:28,080 --> 00:37:28,960
‫حیاط رو چک کن.

464
00:37:33,120 --> 00:37:34,440
‫پِیشنس؟

465
00:37:36,440 --> 00:37:38,080
‫توی حیاط پشتیه، خانم!

466
00:37:48,440 --> 00:37:50,510
‫- پشینس؟
‫- اونا رفتن.

467
00:37:50,600 --> 00:37:52,310
‫اون بردش. اون بردش.

468
00:37:52,400 --> 00:37:53,710
‫- صدمه دیدی؟
‫ -نه.

469
00:37:53,730 --> 00:37:55,280
‫حالت خوبه؟ مطمئنی؟

470
00:37:56,800 --> 00:37:58,890
‫- برگردونش به اداره.
‫- حتما.

471
00:38:02,440 --> 00:38:04,320
‫- تو فرصتت رو داشتی.
‫- لطفا...

472
00:38:04,350 --> 00:38:05,480
‫بیا بریم. خفه شو!

473
00:39:12,520 --> 00:39:13,960
‫ایست! پلیس!

474
00:39:17,120 --> 00:39:18,800
‫کوین، همون جا وایسا! وایسا!

475
00:39:33,720 --> 00:39:35,320
‫پاشو.

476
00:39:42,680 --> 00:39:45,720
‫هی، هی، هی... اروم باش. اروم باش!

477
00:39:47,720 --> 00:39:50,960
‫باید اون سوزن رو بذاری زمین، کوین، باشه؟

478
00:39:56,920 --> 00:39:58,330
‫دیگه واسه این کارا پیر شدم.

479
00:40:00,440 --> 00:40:02,440
‫باشه، باشه.

480
00:40:03,440 --> 00:40:05,440
‫مارینا؟ مارینا...

481
00:40:07,440 --> 00:40:10,990
‫مارینا؟ مارینا.
‫همینه، همینه.

482
00:40:11,080 --> 00:40:12,960
‫اروم و ملایم. اروم و ملایم.

483
00:40:29,880 --> 00:40:31,440
‫من رفتم اونجا که...

484
00:40:34,760 --> 00:40:36,440
‫...که ازش خواستگاری کنم.

485
00:40:38,280 --> 00:40:40,470
‫باورم نمیشه اینقدر احمق بودم.

486
00:40:40,560 --> 00:40:42,080
‫احمق نبودی.

487
00:40:43,440 --> 00:40:44,670
‫تو عاشق بودی.

488
00:40:44,760 --> 00:40:47,440
‫اون حتی دیگه نمیخواست مدیر برنامه اش باشم.

489
00:40:48,640 --> 00:40:50,040
‫خدایا، من خیلی...

490
00:40:51,600 --> 00:40:53,760
‫میدونی، اون بدون من هیچی نمیشد.

491
00:40:55,120 --> 00:40:56,440
‫من باعث پیشرفتش شدم.

492
00:40:58,160 --> 00:40:59,600
‫داشت ازم سوء استفاده میکرد.

493
00:41:01,240 --> 00:41:02,440
‫من فقط...

494
00:41:03,800 --> 00:41:05,600
‫از کوره در رفتم.

495
00:41:07,520 --> 00:41:10,750
‫میخواستم ببینه

496
00:41:10,840 --> 00:41:12,710
‫چقدر بهم صدمه زده.

497
00:41:14,600 --> 00:41:17,150
‫نمیفهمی؟ تو بدون من هیچی نیستی.

498
00:41:17,240 --> 00:41:18,880
‫تو بدون من هیچی نیستی!

499
00:41:24,520 --> 00:41:27,440
‫نمیخواستم بمیره، هیچوقت...

500
00:41:32,160 --> 00:41:34,790
‫ولی تمام شب،

501
00:41:34,880 --> 00:41:39,350
‫تصویرش که اونجا افتاده بود جلوی چشمم بود.

502
00:41:39,440 --> 00:41:41,670
‫اصلا نمیدونستم مرده یا نه.

503
00:41:41,760 --> 00:41:42,920
‫پس برگشتی.

504
00:41:45,120 --> 00:41:47,440
‫وقتی رسیدم اونجا، اون...

505
00:41:50,440 --> 00:41:51,800
‫اون...

506
00:41:55,720 --> 00:41:57,440
‫من عاشقش بودم.

507
00:42:02,200 --> 00:42:03,440
‫میدونم.

508
00:42:04,800 --> 00:42:06,440
‫خیلی دوسش داشتم.

509
00:42:10,240 --> 00:42:14,390
‫مارینا موری، به جرم قتل
‫جاناتان استارپر بازداشتت میکنم.

510
00:42:14,480 --> 00:42:16,070
‫خب، میدونه داره چیکار میکنه.

511
00:42:16,160 --> 00:42:17,950
‫مجبور نیستی چیزی بگی،
‫ولی ممکنه به دفاعیه ات لطمه بزنه...

512
00:42:18,040 --> 00:42:19,670
‫البته قراره حسابی سر و صدا راه بندازه.

513
00:42:40,040 --> 00:42:41,440
‫گوش میدم.

514
00:42:44,440 --> 00:42:45,950
‫من...

515
00:42:49,240 --> 00:42:51,440
‫من فقط میخواستم واست مدرک بیارم.

516
00:42:52,440 --> 00:42:53,910
‫امم...

517
00:42:54,000 --> 00:42:58,350
‫و مطمئن بشم که همون ادامسه

518
00:42:58,440 --> 00:43:00,550
‫و اون کسی که توی تاکسی بود
‫حتما مارینا بوده.

519
00:43:00,640 --> 00:43:04,240
‫فقط فکر نمیکردم بهم اعتماد کنی.

520
00:43:05,920 --> 00:43:08,150
‫و فکر میکنی الان باید بهت اعتماد کنم؟
‫به هیچ کدومتون؟

521
00:43:08,240 --> 00:43:09,520
‫بعد از اینکه بهم دروغ گفتید؟

522
00:43:10,840 --> 00:43:14,070
‫متاسفم. باید باهات روراست میبودم.
‫ولی رئیس...

523
00:43:14,160 --> 00:43:16,630
‫پِیشنس یه سرمایه هست.

524
00:43:16,720 --> 00:43:19,950
‫اون جسیکا شاو و اسلحه قتل رو پیدا کرد.

525
00:43:20,040 --> 00:43:22,150
‫اون فهمید جاناتان چطور مرده.

526
00:43:22,240 --> 00:43:24,720
‫اون مارینا رو به جرم وصل کرد.

527
00:43:27,440 --> 00:43:29,480
‫نمیتونم ادمایی تو تیمم داشته باشم
‫که بهم دروغ میگن.

528
00:43:31,440 --> 00:43:34,350
‫اگه یه بار دیگه دورم بزنید،
‫اخراجتون میکنم.

529
00:43:34,440 --> 00:43:35,840
‫برید بیرون.

530
00:43:39,280 --> 00:43:42,590
‫میدونم کاراگاه متکاف خیلی قبولتون داشت،

531
00:43:42,680 --> 00:43:44,440
‫ولی من اون نیستم.

532
00:43:47,640 --> 00:43:49,590
‫میشه در رو پشت سرتون ببندید؟

533
00:44:38,440 --> 00:44:39,830
‫سلام.

534
00:44:39,920 --> 00:44:42,150
‫امم... یه کادو واست گرفتم.

535
00:44:42,240 --> 00:44:44,630
‫سعی کن خشکش نکنی.

536
00:44:44,720 --> 00:44:46,390
‫ممنون! من...

537
00:44:46,480 --> 00:44:48,550
‫سعی میکنم.

538
00:44:48,640 --> 00:44:51,790
‫امم، در ضمن، محض اطلاع بگم،

539
00:44:51,880 --> 00:44:54,990
‫واقعا دلم میخواد باهات وقت بگذرونم.

540
00:44:55,080 --> 00:44:56,440
‫خب.

541
00:44:58,440 --> 00:45:01,350
‫- عالیه.
‫- اره. یعنی،

542
00:45:01,440 --> 00:45:03,830
‫دارم میرم کتابخونه، اگه بخوای میتونی بیای.

543
00:45:03,920 --> 00:45:05,310
‫- الان؟
‫- اره.

544
00:45:05,400 --> 00:45:07,270
‫اوه... چرا که نه؟

545
00:45:07,360 --> 00:45:10,510
‫- باشه.
‫- اره. خوبه که با هم باشیم و گپ بزنیم.

546
00:45:10,600 --> 00:45:13,630
‫اره، خب، تو راه میتونیم گپ بزنیم،

547
00:45:13,720 --> 00:45:15,350
‫ولی توی کتابخونه نمیشه حرف زد.

548
00:45:15,440 --> 00:45:17,470
‫راست میگی. اره.

549
00:45:17,560 --> 00:45:21,230
‫- طرفدار وحشت گوتیکی؟
‫- امم، اره.

550
00:45:21,320 --> 00:45:25,080
‫- خب، مامانم منو بهش علاقه مند کرد.
‫- چه خوب.

551
00:45:27,160 --> 00:45:28,440
‫این یه دندونه...!

552
00:45:31,440 --> 00:45:33,870
‫90831. عددی که مامانم واسم گذاشته.

553
00:45:33,960 --> 00:45:35,060
‫سرنخ. این یه عدد خون اشامیه.

554
00:45:35,090 --> 00:45:36,830
‫تا حالا اسم عدد خون اشام رو نشنیده بودم.

555
00:45:36,920 --> 00:45:39,790
‫توی برنامه نویسی کامپیوتر
‫مدام استفاده میشه.

556
00:45:39,880 --> 00:45:42,110
‫در واقع یه عدد طبیعی مرکبه

557
00:45:42,200 --> 00:45:43,350
‫با تعداد ارقام زوج

558
00:45:43,440 --> 00:45:45,670
‫که میشه به دو تا عدد طبیعی تجزیه اش کرد،

559
00:45:45,760 --> 00:45:48,580
‫طوری که هر کدوم نصف ارقام
‫عدد اصلی رو داشته باشن.

560
00:45:50,640 --> 00:45:52,200
‫یعنی، اینو میدونستم.

561
00:45:54,440 --> 00:45:55,670
‫نه، نمیدونستی.

562
00:45:59,440 --> 00:46:03,000
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

563
00:46:03,030 --> 00:46:08,000
کانال ما در تلگرام
@talafilm_top

564
00:46:08,030 --> 00:46:18,000
www.TalaFilm.Top