1
00:00:00,200 --> 00:00:10,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:10,030 --> 00:00:14,000
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

3
00:00:15,640 --> 00:00:18,200
‫اگه راهی بود که معامله رو جوش بدیم،
‫تا الان انجامش داده بودیم.

4
00:00:18,240 --> 00:00:19,320
‫و حالا اینجاییم.

5
00:00:27,720 --> 00:00:28,760
‫مرسی.

6
00:00:34,960 --> 00:00:36,400
‫راه درازی بود تا به اینجا برسیم...

7
00:00:37,920 --> 00:00:39,720
‫ولی امیدوارم همتون موافق باشین...

8
00:00:40,760 --> 00:00:41,760
‫...که ارزششو داشت.

9
00:00:44,520 --> 00:00:48,160
‫به سلامتی یه آینده روشن
‫و جدید واسه هممون.

10
00:00:48,200 --> 00:00:49,760
‫بزن به سلامتی.
‫بزن به سلامتی.

11
00:00:54,240 --> 00:00:55,600
‫چی بود اون؟

12
00:00:55,640 --> 00:00:57,520
‫یه پرنده همین الان خورد به پنجره و شکوندش؟

13
00:01:03,120 --> 00:01:05,040
‫- بن؟
‫- وای خدای من.

14
00:01:05,080 --> 00:01:08,280
‫- وای خدا!
‫- بن!

15
00:01:08,300 --> 00:01:10,300
‫- وای خدا!
‫- بن!

16
00:01:53,980 --> 00:01:55,980
‫[ پِیشنس ]
‫فصل دوم، قسمت سوم

17
00:02:10,120 --> 00:02:13,280
‫هی، هدفون به گوش، یه قتل دیگه داریم.

18
00:02:13,320 --> 00:02:14,560
‫باشه.

19
00:02:14,600 --> 00:02:16,960
‫میای یا چی؟

20
00:02:28,200 --> 00:02:31,960
‫تیر درست خورده تو قلب. خیلی تمیز.

21
00:02:32,000 --> 00:02:34,720
‫آره، دارن دنبال جاهای مناسب
‫واسه استقرار تک تیرانداز میگردن.

22
00:02:34,760 --> 00:02:37,280
‫یه چیزی در مورد مسیر حرکت گلوله عجیبه.

23
00:02:37,320 --> 00:02:38,560
‫آره، همینطوره.

24
00:02:38,600 --> 00:02:41,760
‫حتما دوتا بوده.

25
00:02:41,800 --> 00:02:43,200
‫- دوتا؟
‫- آره.

26
00:02:44,320 --> 00:02:46,680
‫خب، گلوله ای که از اون پنجره
‫اومده نمیتونسته مقتول رو بکشه،

27
00:02:46,720 --> 00:02:48,160
‫پس حتما دوتا شلیک شده.

28
00:02:48,200 --> 00:02:49,960
‫آره، ولی کلا یه دونه
‫سوراخ روی شیشه هست.

29
00:02:50,000 --> 00:02:52,760
‫خب، منظورت چیه؟
‫یعنی میگی قاتل داخل اتاق بوده؟

30
00:02:52,800 --> 00:02:54,040
‫- آره.
‫- مطمئنی؟

31
00:02:55,040 --> 00:02:56,160
‫خب، اون همیشه مطمئنه.

32
00:02:56,200 --> 00:02:57,600
‫باید دنبال رابطه های بین

33
00:02:57,640 --> 00:02:59,360
‫آدمای حاضر در صحنه و مقتول بگردیم، رئیس.

34
00:02:59,400 --> 00:03:00,960
‫نه، یه لحظه صبر کن.

35
00:03:01,000 --> 00:03:03,240
‫شاهدها میگن فقط صدای یه شلیک رو شنیدن.

36
00:03:03,280 --> 00:03:04,480
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

37
00:03:06,080 --> 00:03:09,320
‫از خانواده پیکا پیکا هستش.

38
00:03:09,360 --> 00:03:11,760
‫ببخشید، چی؟
‫من تو دتفورد لاتین یاد نگرفتم.

39
00:03:11,800 --> 00:03:13,720
‫زاغی.

40
00:03:13,760 --> 00:03:16,520
‫دقیقا. یه زاغی اوراسیایی.

41
00:03:16,560 --> 00:03:18,800
‫خب، شاید وقتی شیشه شکست
‫ از پنجره اومده تو.

42
00:03:21,760 --> 00:03:23,360
‫کس دیگه ای هم به چیزی که
‫من فکر میکنم، فکر میکنه؟

43
00:03:26,000 --> 00:03:27,680
‫از نظر آماری بعیده، ولی...

44
00:03:27,720 --> 00:03:29,160
‫شاید این کارت شناساییش باشه.

45
00:03:31,640 --> 00:03:32,960
‫زاغی.

46
00:03:33,000 --> 00:03:34,680
‫اوه، چی، همون دزد بدنام
‫آثار هنری و جواهرات؟

47
00:03:35,680 --> 00:03:38,160
‫اینجا یورک هست، نه موناکو، کارآگاه مونرو.

48
00:03:38,200 --> 00:03:39,880
‫احتمالش بیشتره که
‫همون پرنده کارو تموم کرده باشه.

49
00:03:46,200 --> 00:03:47,200
‫پِیشنس.

50
00:03:48,560 --> 00:03:49,840
‫- سلام.
‫- سلام.

51
00:03:49,880 --> 00:03:51,040
‫داشتم فقط...

52
00:03:53,840 --> 00:03:57,880
‫شاید یه کم جسارت باشه یا هر چی، ولی...

53
00:03:59,200 --> 00:04:01,160
‫اون آدرسی که گیر آوردی،
‫همونی که مال مادرت بود...

54
00:04:04,040 --> 00:04:09,400
‫یه اتوبوس هست که تا نزدیکی هاش میره،
‫اگه میخواستی بری

55
00:04:09,440 --> 00:04:11,960
‫همین آخر هفته یا یه شب بعد کار.

56
00:04:12,000 --> 00:04:13,040
‫باشه. ام...

57
00:04:13,080 --> 00:04:16,840
‫فقط میخواستم بگم
‫واقعا خوشحال میشم باهات بیام.

58
00:04:16,880 --> 00:04:17,880
‫چرا؟

59
00:04:19,000 --> 00:04:21,440
‫خب، میدونی، واسه حمایت روحی.

60
00:04:22,640 --> 00:04:24,480
‫باشه.

61
00:04:24,520 --> 00:04:27,800
‫راستش واقعا مطمئن نیستم
‫که میخوام پیداش کنم.

62
00:04:27,840 --> 00:04:29,040
‫- باشه،
‫- آره.

63
00:04:30,560 --> 00:04:32,920
‫باشه، میرم... باشه. من...

64
00:04:34,240 --> 00:04:35,400
‫اجباری نیست.

65
00:04:48,000 --> 00:04:50,720
‫در تاریخ سیزدهم جولای ۲۰۱۶،
‫یه نقاشی25 میلیون پوندی

66
00:04:50,760 --> 00:04:54,000
‫اثر ویلیام ترنر از گالری
‫وست مینستر غیب میشه.

67
00:04:54,040 --> 00:04:56,520
‫در واقع یکی از کارهای قدیمیترش بود.

68
00:04:56,560 --> 00:04:58,000
‫بیشتر روی کارهای
‫معماری محورش تمرکز داشت.

69
00:04:58,040 --> 00:04:59,640
‫یه دوره واقعا جالب تو حرفه اش...

70
00:05:01,200 --> 00:05:04,200
‫به هر حال، نگهبان ها بودن،
‫بازدیدی کننده ای نبود،

71
00:05:04,240 --> 00:05:07,560
‫هیچ دزدگیری به صدا در نیومد،
‫هیچ اثری، هیچ اثر انگشتی،

72
00:05:07,600 --> 00:05:09,720
‫فقط همین، نشونه مخصوص دزد.

73
00:05:09,760 --> 00:05:12,160
‫اوه، ببخشید.

74
00:05:13,920 --> 00:05:15,680
‫اوه، الان نه، زینزی.

75
00:05:15,720 --> 00:05:17,160
‫ببخشید، ویل، ادامه بده.

76
00:05:18,440 --> 00:05:19,880
‫خب، این سرقت سرآغاز

77
00:05:19,920 --> 00:05:23,240
‫یه سری دزدی های فوق العاده
‫عجیب و غریب در سراسر دنیا بود،

78
00:05:23,280 --> 00:05:26,040
‫اما هیچکس تا حالا نتونسته
‫چهره زاغی رو فاش کنه.

79
00:05:26,080 --> 00:05:27,760
‫فاش کنه؟ طوری میگی انگار

80
00:05:27,800 --> 00:05:30,720
‫- بتمنه، ویل.
‫- خب، مورد بعدی توی مسکو اتفاق افتاد.

81
00:05:30,760 --> 00:05:32,920
‫جواب آزمایش بالستیک اومده.
‫پِیشنس، حق با تو بود.

82
00:05:32,960 --> 00:05:34,600
‫دوتا شلیک انجام شده.

83
00:05:34,640 --> 00:05:36,840
‫یکی از پنجره و یکی هم به مقتول،

84
00:05:36,880 --> 00:05:38,480
‫که از داخل اتاق شلیک شده.

85
00:05:38,520 --> 00:05:41,200
‫پس، قطعا یکی توی اون جلسه

86
00:05:41,240 --> 00:05:42,920
‫ماشه رو کشیده دیگه، درسته؟

87
00:05:42,960 --> 00:05:46,000
‫فقط مسئله اینجاست که ظاهرا
‫روی لباس هیچکدومشون اونقدری

88
00:05:46,040 --> 00:05:48,200
‫آثار باروت نمونده که بشه گفت
‫اونا شلیک کردن.

89
00:05:48,240 --> 00:05:52,320
‫یعنی یکی دیگه هم اونجا بوده
‫که هیچکس ندیدتش؟

90
00:05:53,560 --> 00:05:54,680
‫همون زاغی؟

91
00:05:55,720 --> 00:05:57,600
‫آره، ولی آخه،
‫این با روش کار زاغی جور درمیاد؟

92
00:05:57,640 --> 00:05:59,400
‫اون دزده، نه قاتل.

93
00:05:59,440 --> 00:06:00,920
‫آره، و اونا یه طرح شابلونی
‫از خودشون میذارن،

94
00:06:00,960 --> 00:06:02,680
‫نه یه لاشه واقعی پرنده، مگه نه؟

95
00:06:02,720 --> 00:06:05,480
‫در مورد اون دوتا شلیک چی؟
‫چرا فقط صدای یه شلیک شنیده شد؟

96
00:06:05,520 --> 00:06:07,080
‫من با رابطم توی اینترپل تماس میگیرم

97
00:06:07,120 --> 00:06:09,800
‫ببینم خبر جدیدی از زاغی دارن یا نه.

98
00:06:09,840 --> 00:06:11,160
‫کارت خوب بود ویل. دمت گرم.

99
00:06:14,160 --> 00:06:16,560
‫آره، دنبال هر اطلاعات جدیدی میگردیم،

100
00:06:16,600 --> 00:06:18,760
‫هر مدرکی که نشون بده
‫اونا از دزدی هنری و جواهرات

101
00:06:18,800 --> 00:06:21,280
‫تغییر مسیر دادن به یه قتل توی یورک.

102
00:06:21,320 --> 00:06:23,400
‫گوش کن راب، ممنون بابت اطلاعات، باید برم.

103
00:06:25,080 --> 00:06:27,800
‫- گیر آوردنت خیلی سخت شده.
‫- نه اونقدری که باید.

104
00:06:27,840 --> 00:06:30,280
‫ببین، فقط میخواستم یه گپ کوتاه
‫در مورد شبکه های اجتماعیت بزنیم.

105
00:06:30,320 --> 00:06:31,920
‫کل این هفته هیچ پستی نذاشتی.

106
00:06:31,960 --> 00:06:33,000
‫آره، یه کم سرم شلوغ بوده.

107
00:06:33,040 --> 00:06:35,320
‫خب آره، حتما،
‫ولی این تغییر برند اگه ادامه ندیم

108
00:06:35,360 --> 00:06:37,800
‫- تاثیرشو از دست میده...
‫- آره، وقتی واقعا کاری انجام نمیدم،

109
00:06:37,840 --> 00:06:39,080
‫پست گذاشتن در مورد کار بی فایده هست.

110
00:06:39,120 --> 00:06:40,520
‫- نه، نه، نه. حتما...
‫- میدونی، متاسفم که

111
00:06:40,560 --> 00:06:43,520
‫در مورد ریزوتوم یا رنگ لحافم وراجی نکردم،

112
00:06:43,560 --> 00:06:45,320
‫ما وسط یه پرونده قتل جدی هستیم.

113
00:06:46,760 --> 00:06:48,560
‫منظورت همون قتل های یورکه؟

114
00:06:48,600 --> 00:06:50,600
‫ببین، من باید برم،

115
00:06:50,640 --> 00:06:53,080
‫ولی حتما یه چیزی
‫تو اینترنت پست میکنم، باشه؟

116
00:06:55,440 --> 00:06:56,560
‫قربان.

117
00:07:06,560 --> 00:07:08,640
‫خب، در مورد مقتول چی داریم؟

118
00:07:10,440 --> 00:07:13,560
‫مجرد بود، بچه نداشت، دوست صمیمی نداشت،

119
00:07:13,600 --> 00:07:15,360
‫دوست دختر نداشت، فقط همکارهاش.

120
00:07:15,400 --> 00:07:16,880
‫به نظر میاد طرف واسه کارش زندگی میکرده.

121
00:07:16,920 --> 00:07:18,760
‫یه چیزی پیدا کردم. یه نفر به اسم گای دلتون.

122
00:07:18,800 --> 00:07:21,360
‫اسمش توی لیست بازدیدکننده های
‫ امروز صبح ساختمون اداری هست.

123
00:07:21,400 --> 00:07:24,120
‫همچنین توی لیست
‫مظنونین زاغی اینترپل هم هست.

124
00:07:24,160 --> 00:07:27,440
‫بسیار خب. پیدا کردنش هم سخت نیست،
‫کل فضای مجازی رو پر کرده.

125
00:07:30,000 --> 00:07:32,840
‫آره. یه روانشناس رفتاری نسبتا معروفیه.

126
00:07:32,880 --> 00:07:35,480
‫از اونا که تو برنامه های
‫صبحگاهی تلویزیون میان، درسته؟

127
00:07:35,520 --> 00:07:37,120
‫ظاهرا یه کتاب جدید داده بیرون،

128
00:07:37,160 --> 00:07:40,280
‫و همین الان توی یورک داره
‫جلسه امضای کتاب برگزار میکنه.

129
00:07:40,320 --> 00:07:42,120
‫جدی؟ من میرم.

130
00:07:42,160 --> 00:07:43,600
‫شاید اونجا نوشیدنی مجانی هم باشه.

131
00:07:54,520 --> 00:07:57,640
‫مهارت در گمراه سازی.

132
00:07:58,640 --> 00:08:01,120
‫این پایه و اساس اکثر شعبده بازی هاست.

133
00:08:03,240 --> 00:08:05,040
‫وقتی پشت پرده رو نگاه میکنین...

134
00:08:06,320 --> 00:08:13,920
‫میبینین که شعبده بازها روی این
‫حساب میکنن که مغز شما راه میانبر میره،

135
00:08:13,960 --> 00:08:18,280
‫پیش فرض میسازه و جاهای خالی رو پر میکنه.

136
00:08:18,320 --> 00:08:20,240
‫و اونجاست که شما...

137
00:08:22,080 --> 00:08:23,400
‫...توی تله میفتین.

138
00:08:27,160 --> 00:08:28,480
‫ممنون.

139
00:08:31,160 --> 00:08:32,960
‫به نام کی بنویسمش؟

140
00:08:33,000 --> 00:08:35,400
‫اوه.

141
00:08:35,440 --> 00:08:36,600
‫پلیس شهر یورک.

142
00:08:37,760 --> 00:08:38,880
‫اوه.

143
00:08:38,920 --> 00:08:42,960
‫من توی نیروی پلیس طرفدارهای زیادی دارم.

144
00:08:43,000 --> 00:08:46,040
‫جدی؟ من که ندارم.

145
00:08:46,080 --> 00:08:48,920
‫- میخوام باهات در مورد...
‫- زاغی صحبت کنم.

146
00:08:52,560 --> 00:08:53,880
‫من ذهن میخونم.

147
00:08:55,680 --> 00:08:56,840
‫و...

148
00:08:58,560 --> 00:09:00,360
‫...کل فضای مجازی رو پر کرده.

149
00:09:05,360 --> 00:09:07,040
‫آره، قضیه حسابی پخش شده.

150
00:09:08,320 --> 00:09:09,760
‫شرط میبندم دوستت زینزی
‫حسابی خوشحال میشه.

151
00:09:09,800 --> 00:09:11,120
‫اون از کجا در مورد
‫این موضوع میدونست؟

152
00:09:11,150 --> 00:09:12,120
‫لابد فال گوش وایساده بود.

153
00:09:13,280 --> 00:09:14,280
‫سلام.

154
00:09:15,400 --> 00:09:18,160
‫- ببخشید، میتونم حرفتونو قطع کنم؟
‫- اوه، حتما، بفرما.

155
00:09:18,200 --> 00:09:22,000
‫خب. من توی آرشیو
‫یه چیزی در مورد بن جارت پیدا کردم.

156
00:09:22,040 --> 00:09:24,840
‫حدود 2 هفته پیش گزارش
‫یه زورگیری رو داده بوده.

157
00:09:24,880 --> 00:09:27,480
‫به نظر میاد یه فرصت طلب
‫کلیدهای خونه اش رو زده.

158
00:09:27,520 --> 00:09:30,200
‫اتفاقی واسه اون زورگیرها نیفتاد؟
‫تونستیم ردشونو بزنیم؟

159
00:09:30,240 --> 00:09:32,200
‫نه. در واقع وقتی اومده بود گزارش بده

160
00:09:32,240 --> 00:09:33,920
‫بهش یه جریمه پارک ممنوع هم دادیم.

161
00:09:33,960 --> 00:09:35,280
‫اوه، عالی شد.

162
00:09:36,760 --> 00:09:38,760
‫اوه.

163
00:09:38,800 --> 00:09:40,520
‫گای دلتون توی اتاق بازجوییه.

164
00:09:40,560 --> 00:09:42,200
‫ببینیم واسه دفاع از خودش چی داره بگه.

165
00:09:42,240 --> 00:09:43,240
‫میخوای منم توی این یکی باشم؟

166
00:09:43,280 --> 00:09:44,800
‫نه، ولی بدم نمیاد حواست بهش باشه.

167
00:09:45,880 --> 00:09:47,200
‫- وقت داری؟
‫- اوهوم.

168
00:09:47,220 --> 00:09:48,240
‫پس بیا بریم.

169
00:09:50,120 --> 00:09:55,200
‫اینا شبیه یه مشت اتهام
‫بی پایه و اساسه، کارآگاه مونرو.

170
00:09:55,240 --> 00:09:57,760
‫فکر نمیکنم هنوز اتهامی بهت زده باشم.

171
00:09:57,800 --> 00:10:00,400
‫ولی یه حسی بهم میگه این کارو میکنم،
‫پس باید منتظرش باشیم، نه؟

172
00:10:01,760 --> 00:10:05,440
‫من فکر میکردم پلیس ها
‫قراره از مدرک استفاده کنن.

173
00:10:05,480 --> 00:10:06,480
‫خیلی خب.

174
00:10:09,000 --> 00:10:10,360
‫اینم از مدرکت.

175
00:10:10,400 --> 00:10:13,520
‫دفتر ثبت و دوربین ها نشون میدن
‫که تو یه ساعت قبل از قتل

176
00:10:13,560 --> 00:10:16,280
‫وارد ساختمون شدی،
‫و 20 دقیقه بعدش هم رفتی.

177
00:10:16,320 --> 00:10:17,320
‫اونجا چیکار میکردی؟

178
00:10:17,360 --> 00:10:20,800
‫قرار بود با یه ناشر جدید احتمالی
‫ملاقات کنم،

179
00:10:20,840 --> 00:10:22,680
‫انتشارات آرفورد.

180
00:10:22,720 --> 00:10:25,600
‫- ناشرهای فعلی من یه مشت کلاهبردارن.
‫- با کی قرار داشتی؟

181
00:10:26,760 --> 00:10:28,600
‫خب، در نهایت با هیچکس.

182
00:10:30,320 --> 00:10:33,640
‫ازم خواستن منتظر بمونم
‫چون اونا دیر کرده بودن،

183
00:10:33,680 --> 00:10:38,920
‫و بالاخره، یه منشی
‫این جسارت رو کرد که بهم بگه

184
00:10:38,960 --> 00:10:40,960
‫ملاقات کنسل شده.

185
00:10:41,000 --> 00:10:42,680
‫میتونین چک کنین.

186
00:10:42,720 --> 00:10:44,080
‫اوه، چک کردیم.

187
00:10:44,120 --> 00:10:46,480
‫دیدیم که واسه ملاقات
‫با انتشارات آرفورد اسم نوشتی،

188
00:10:46,520 --> 00:10:48,160
‫ولی اون ناشر اصلا تو
‫اون ساختمون دفتری نداره

189
00:10:48,190 --> 00:10:49,840
‫و هیچ منشی هم اونجا کار نمیکنه.

190
00:10:52,200 --> 00:10:53,400
‫مچشو گرفت.

191
00:10:53,440 --> 00:10:57,280
‫اونا همچنین به ما گفتن که
‫ اصلا با تو تماسی نداشتن. خب...

192
00:10:59,320 --> 00:11:01,160
‫من که مات و مبهوت موندم،

193
00:11:01,200 --> 00:11:04,520
‫همونطوری که حدس میزنم...

194
00:11:05,640 --> 00:11:06,640
‫...شما هم موندین.

195
00:11:06,680 --> 00:11:11,600
‫این سوال ها به نظر خیلی پرت
‫و بی ربط میان، کارآگاه مونرو.

196
00:11:11,640 --> 00:11:18,600
‫دارم فکر میکنم که نکنه زاغی
‫حسابی شما رو کیش و مات کرده.

197
00:11:18,640 --> 00:11:20,920
‫هوم؟ اون کارش همینه.

198
00:11:20,960 --> 00:11:24,160
‫همش معماست، هیچ راه حلی هم نداره.

199
00:11:24,200 --> 00:11:25,720
‫چقدر کلافه کننده.

200
00:11:27,200 --> 00:11:29,000
‫نمیدونم شما چطوری هستین،

201
00:11:29,040 --> 00:11:32,400
‫ولی توی ذات من نیست که

202
00:11:32,440 --> 00:11:36,360
‫زندگیم رو با کلی کنجکاوی بی جواب بگذرونم.

203
00:11:38,000 --> 00:11:39,200
‫باید برم.

204
00:11:39,240 --> 00:11:41,840
‫- فقط لازم دارم...
‫- آره، حتما.

205
00:11:43,360 --> 00:11:45,200
‫هنوز نگران کاراگاه مونرو نیستی که، هستی؟

206
00:11:45,240 --> 00:11:46,480
‫فکر کنم داره با قضیه کنار میاد.

207
00:11:46,520 --> 00:11:48,280
‫نه، بحث اون نیست.

208
00:11:48,320 --> 00:11:50,520
‫فقط باید یه کاری انجام بدم.

209
00:11:50,560 --> 00:11:51,800
‫باشه.

210
00:12:11,880 --> 00:12:13,840
‫سلام، الیوت.

211
00:12:13,880 --> 00:12:16,600
‫فکر کنم نظرم عوض شده.

212
00:12:18,120 --> 00:12:20,000
‫باید بدونم.

213
00:12:20,040 --> 00:12:25,320
‫مخصوصا کنجکاوم که چرا هنوز اینجام.

214
00:12:28,960 --> 00:12:32,720
‫بسیار خب، گای. ببخشید،
‫میتونم گای صدات کنم؟

215
00:12:32,760 --> 00:12:34,160
‫خواهش میکنم.

216
00:12:34,200 --> 00:12:35,400
‫آزادی که بری.

217
00:12:37,840 --> 00:12:42,360
‫یا اینکه میتونی مارو از لطفت...

218
00:12:45,760 --> 00:12:48,160
‫...یکی از باهوشترین
‫مغزهای دوران ما بهره مند کنی.

219
00:12:52,200 --> 00:12:53,440
‫این دیوونه بازیه.

220
00:12:53,480 --> 00:12:55,400
‫من قبلا با تحلیلگرهای جنایی
‫مثل اون کار کردم.

221
00:12:55,440 --> 00:12:57,840
‫اون یه خودشیفته به تمام معناست.
‫دنبال نمایش بازی کردنه.

222
00:12:57,880 --> 00:13:00,320
‫آره، یا شایدم فقط داره
‫سعی میکنه آب رو گل آلود کنه.

223
00:13:00,360 --> 00:13:03,080
‫دارم بهت میگم، با این سطح از غروری که داره،

224
00:13:03,120 --> 00:13:03,750
‫آخرش اعتراف میکنه.

225
00:13:03,770 --> 00:13:05,400
‫بدجوری دلش میخواد اعتبار
‫کارو به نام خودش بزنه.

226
00:13:05,440 --> 00:13:07,240
‫اون استاد بازی دادن آدمهاست.

227
00:13:07,280 --> 00:13:09,040
‫جیک، خودم از پسش برمیام.

228
00:13:10,320 --> 00:13:11,680
‫مگه انتخاب دیگه ای هم داریم؟

229
00:13:39,440 --> 00:13:41,240
‫مقتول اینجا کشته شده؟

230
00:13:41,280 --> 00:13:42,280
‫معلومه.

231
00:13:45,240 --> 00:13:50,440
‫خب، همه دور میز نشستن...

232
00:13:52,080 --> 00:13:53,960
‫...و دارن به حرفهای وکیل گوش میدن؟

233
00:13:59,360 --> 00:14:00,800
‫لیوانهاشون رو میبرن بالا.

234
00:14:03,120 --> 00:14:04,520
‫اوه، ها ها.

235
00:14:06,240 --> 00:14:09,400
‫و یه صدایی باعث میشه سرشون رو برگردونن.

236
00:14:09,440 --> 00:14:15,360
‫یه پنجره شکسته و یه پرنده روی زمین میبینن.

237
00:14:16,440 --> 00:14:18,200
‫یکی از همکارها از خودش میپرسه...

238
00:14:20,040 --> 00:14:23,040
‫یه پرنده همین الان
‫خورد به پنجره و شکوندش؟

239
00:14:24,400 --> 00:14:27,400
‫و مقتول شما غش میکنه،

240
00:14:27,440 --> 00:14:29,600
‫و درجا تموم میکنه.

241
00:14:36,400 --> 00:14:38,840
‫زدم تو خال، نه؟

242
00:14:42,440 --> 00:14:45,080
‫آره، طبق گفته شاهدهای عینی.

243
00:14:45,120 --> 00:14:46,560
‫دلت میخواد بدونی واقعا چه اتفاقی افتاد؟

244
00:14:46,600 --> 00:14:47,640
‫کارآگاه مونرو...

245
00:14:47,680 --> 00:14:49,960
‫بفرما. تریبون در اختیار شماست.

246
00:14:51,760 --> 00:14:56,160
‫با نگاه بهش، آدم ممکنه
‫نتیجه بگیره که کلا یه تیر شلیک شده.

247
00:14:56,200 --> 00:14:58,400
‫- و فقط صدای یه شلیک هم شنیده شد.
‫- کارآگاه مونرو...

248
00:14:58,440 --> 00:14:59,520
‫اشتباهه.

249
00:15:01,840 --> 00:15:04,240
‫اصلا صدای هیچ شلیکی شنیده نشد.

250
00:15:04,280 --> 00:15:06,480
‫اما ما شاهدهایی داریم که میگن اونا...

251
00:15:06,520 --> 00:15:09,520
‫اول، اون زاغی هست...

252
00:15:10,880 --> 00:15:12,160
‫...که افتاد روی زمین.

253
00:15:13,160 --> 00:15:15,680
‫بعدش، اولین شلیک...

254
00:15:19,120 --> 00:15:20,960
‫...که پنجره رو میشکونه.

255
00:15:21,000 --> 00:15:22,320
‫اسلحه صدا خفه کن داره.

256
00:15:23,360 --> 00:15:26,200
‫اون صدای خرد شدن شیشه هست

257
00:15:26,240 --> 00:15:30,560
‫که حواس همه رو جلب میکنه
‫و در نتیجه ذهنشون رو منحرف میکنه.

258
00:15:37,440 --> 00:15:40,000
‫وقتی مقتول فریاد میزنه،

259
00:15:40,040 --> 00:15:42,520
‫همه برمیگردن که نگاه کنن.

260
00:15:42,560 --> 00:15:46,400
‫اونا زخم گلوله رو میبینن
‫و مغزشون بقیه کارو انجام میده،

261
00:15:46,440 --> 00:15:49,280
‫و حقایق رو به منطقی ترین
‫شکل کنار هم میچینه،

262
00:15:49,320 --> 00:15:52,160
‫و بهشون میگه اون چیزی که
‫شنیدن صدای شلیک بوده،

263
00:15:52,200 --> 00:15:56,560
‫در حالی که در واقعیت،
‫فقط صدای شکستن شیشه بوده.

264
00:16:00,000 --> 00:16:01,320
‫خب، چرا این کارو کردی؟

265
00:16:01,360 --> 00:16:02,760
‫اوه، نه!

266
00:16:03,800 --> 00:16:09,400
‫امروز خبری از اعتراف نیست، کارآگاه مونرو.
‫من قاتل مد نظر شما نیستم.

267
00:16:09,440 --> 00:16:10,720
‫پس ما اینجا داریم چیکار میکنیم؟

268
00:16:10,760 --> 00:16:13,760
‫داریم ظرافت کار زاغی رو تحسین میکنیم.

269
00:16:16,400 --> 00:16:19,080
‫میدونستم یه کلکی تو کاره، و همینطور هم بود.

270
00:16:19,120 --> 00:16:20,960
‫خیلی شیک و تمیزه.

271
00:16:21,000 --> 00:16:23,960
‫همش مربوط به منحرف کردن حواسه،
‫این تخصص اونه.

272
00:16:24,000 --> 00:16:27,400
‫در مورد تست بسکتبال گوریل چیزی شنیدی؟

273
00:16:27,440 --> 00:16:29,800
‫تو در مورد تلف کردن وقت پلیس چیزی شنیدی؟

274
00:16:29,840 --> 00:16:31,840
‫از یه گروه خواستن که تعداد

275
00:16:31,880 --> 00:16:35,720
‫پاسهای بین دوتا تیم بسکتبال رو بشمرن.

276
00:16:35,760 --> 00:16:39,720
‫وسط بازی، یه بازیگر
‫که لباس گوریل پوشیده بود،

277
00:16:39,760 --> 00:16:42,440
‫خیلی تابلویی پرید وسط زمین.

278
00:16:42,480 --> 00:16:44,210
‫بیشتر بیننده ها چون روی توپ

279
00:16:44,230 --> 00:16:46,400
‫تمرکز کرده بودن،
‫اصلا متوجهش نشدن.

280
00:16:46,440 --> 00:16:48,320
‫آره خب، لابد یه مشت احمق بودن.

281
00:16:48,360 --> 00:16:52,720
‫توجهشون جای دیگه ای بود،
‫درست مثل شما، کارآگاه مونرو.

282
00:16:52,760 --> 00:16:53,840
‫چی؟

283
00:16:53,880 --> 00:16:55,600
‫اون دستبندهاش رو باز کرده.

284
00:16:56,600 --> 00:16:58,280
‫این همون چیزی بود که سعی داشتم بهت بگم.

285
00:16:58,320 --> 00:16:59,440
‫تو دختر باهوشی هستی.

286
00:16:59,480 --> 00:17:01,640
‫تو باید گوریل رو میدیدی.

287
00:17:01,680 --> 00:17:04,240
‫مغز، واقعا شگفت انگیزه.

288
00:17:04,280 --> 00:17:07,880
‫یه عضو خیلی جالب
‫و در عین حال غیرقابل اعتماده.

289
00:17:30,160 --> 00:17:32,800
‫بسیار خب، میتونی بگی. رئیس؟

290
00:17:32,840 --> 00:17:34,040
‫سیاه شدم.

291
00:17:34,080 --> 00:17:37,600
‫ولی حداقل الان میدونیم
‫قتل چطوری اتفاق افتاده.

292
00:17:37,640 --> 00:17:40,160
‫اونم میتونه اون عضو غیرقابل
‫اعتمادش رو بذاره کوزه آبش رو بخوره.

293
00:17:40,200 --> 00:17:42,960
‫و آره، خودم میدونم
‫این حرفم چه معنی ای میده.

294
00:18:14,040 --> 00:18:15,320
‫همینه.

295
00:18:19,400 --> 00:18:20,600
‫خب، چی شد که نظرت عوض شد؟

296
00:18:23,200 --> 00:18:24,280
‫خب، فکر کنم...

297
00:18:26,400 --> 00:18:29,080
‫فکر کنم بهتره که تمام عمرم رو
‫با حس کنجکاوی بی جواب نگذرونم.

298
00:18:42,280 --> 00:18:43,280
‫آماده ای؟

299
00:18:45,080 --> 00:18:46,080
‫آره.

300
00:18:53,480 --> 00:18:54,960
‫- ممنون.
‫- بفرمایین.

301
00:19:00,880 --> 00:19:02,480
‫واقعا نمیدونم چی میتونم بهت بگم.

302
00:19:03,600 --> 00:19:05,280
‫مادرت خیلی وقت پیش از اینجا رفت.

303
00:19:06,440 --> 00:19:07,720
‫فقط منم و دخترم مدی، اینجا زندگی میكنیم.

304
00:19:08,880 --> 00:19:10,080
‫درسته.

305
00:19:10,120 --> 00:19:11,240
‫شما...

306
00:19:12,640 --> 00:19:14,480
‫میدونین كجا اسباب كشی كرد و رفت؟

307
00:19:17,520 --> 00:19:18,640
‫شما نمیدونین؟

308
00:19:23,600 --> 00:19:24,800
‫اون فوت شده.

309
00:19:27,920 --> 00:19:29,360
‫كِی؟

310
00:19:29,400 --> 00:19:31,120
‫حدود 13 سال پیش.

311
00:19:34,320 --> 00:19:35,680
‫واقعا متاسفم.

312
00:19:37,400 --> 00:19:38,400
‫یه لحظه وایسا.

313
00:19:45,080 --> 00:19:47,160
‫وقتی اومدم اینجا، این اینجا بود.

314
00:19:48,560 --> 00:19:50,040
‫فكر كنم این تویی.

315
00:19:54,800 --> 00:19:56,640
‫13 سال اینو نگه داشتی؟

316
00:19:56,680 --> 00:19:57,840
‫من هیچی رو دور نمیندازم.

317
00:20:00,000 --> 00:20:02,880
‫مامان، میشه بیای كمكم كنی؟

318
00:20:02,920 --> 00:20:04,440
‫- مامانی!
‫- اوه، مدی.

319
00:20:05,520 --> 00:20:06,880
‫ببخشید، یه ثانیه هم طول نمیكشه.

320
00:20:13,000 --> 00:20:14,200
‫خوبی؟

321
00:20:15,400 --> 00:20:17,160
‫- سوال احمقانه ای بود.
‫- خوبم.

322
00:20:21,960 --> 00:20:23,000
‫این تویی؟

323
00:20:26,400 --> 00:20:27,840
‫آره، و اون.

324
00:20:27,880 --> 00:20:29,560
‫- میخوای كمكت كنم بندازیش گردنت؟
‫- نه.

325
00:20:29,600 --> 00:20:31,680
‫نه، نمیخوام بندازمش.

326
00:20:37,200 --> 00:20:39,560
‫- ما دیگه داریم میریم.
‫- باشه.

327
00:20:39,600 --> 00:20:42,760
‫ببخشید كه همچنین
‫خبر غم انگیزی بهتون دادم.

328
00:20:42,800 --> 00:20:44,000
‫اگه چیز دیگه ای بود...

329
00:20:45,920 --> 00:20:47,080
‫ممنون.

330
00:20:47,120 --> 00:20:48,120
‫ببخشید.

331
00:20:53,120 --> 00:20:54,720
‫اون راست میگفت، مگه نه؟

332
00:20:54,760 --> 00:20:56,440
‫همه شاهدها میگن كه
‫فقط صدای یه شلیك رو شنیدن.

333
00:20:58,640 --> 00:20:59,920
‫یه چیزی برات دارم.

334
00:20:59,960 --> 00:21:02,400
‫اوه، درسته. میشه حواست باشه؟

335
00:21:02,440 --> 00:21:04,880
‫این مال جزایر كیمن هستش.

336
00:21:04,920 --> 00:21:07,120
‫اوه، ببخشید. اوه.

337
00:21:10,360 --> 00:21:11,520
‫خب، چی داری حالا؟

338
00:21:11,560 --> 00:21:14,640
‫بن جارت، مقتول ما، یه مشتری ثابت بود.

339
00:21:14,680 --> 00:21:17,240
‫فرشته های شمال.
‫از هیچ كلیشه ای نگذشتن.

340
00:21:17,280 --> 00:21:20,120
‫سوابق ورودش نشون میده كه
‫همیشه همون دختر رو میخواست،

341
00:21:20,160 --> 00:21:21,400
‫امبر.

342
00:21:25,040 --> 00:21:27,440
‫یعنی چی؟ متخصص در جی اف ای.

343
00:21:27,480 --> 00:21:28,840
‫تجربه دوست دختر بودن.

344
00:21:28,880 --> 00:21:31,400
‫اوه، اون دیگه چیه؟

345
00:21:31,440 --> 00:21:34,400
‫به نظر میاد فقط همراهی كردن مشتری ها

346
00:21:34,440 --> 00:21:37,720
‫توی مهمونی ها و بردنشون
‫به قرارهای عاشقونه و اینجور چیزاست.

347
00:21:37,760 --> 00:21:39,200
‫میخوای بری ببینیش، جیك؟

348
00:21:39,240 --> 00:21:40,800
‫- چی، من؟
‫- آره.

349
00:21:40,840 --> 00:21:43,200
‫تو یه افسر پلیسی،
‫ازت نمیخوام كه باهاش بری سر قرار.

350
00:21:44,280 --> 00:21:47,520
‫نه. آره، نه، البته. خیلی خب.

351
00:23:00,240 --> 00:23:02,560
‫جیك؟ من امبر هستم.

352
00:23:02,600 --> 00:23:04,760
‫خیلی خوشحال شدم كه بهم زنگ زدی.

353
00:23:04,800 --> 00:23:06,120
‫امیدوارم خیلی راه دوری نیومده باشی.

354
00:23:07,760 --> 00:23:10,920
‫خب، دنبال چه جور چیزی میگردی؟

355
00:23:14,720 --> 00:23:17,120
‫ببین، برام مهم نیست زندگیت رو
‫چطوری میگذرونی، باشه؟

356
00:23:17,160 --> 00:23:19,800
‫من میخوام در مورد یكی از
‫مشتری هات بدونم، بن جارت.

357
00:23:19,840 --> 00:23:21,800
‫- اوه، متاسفم من نمیتونم...
‫- اون به قتل رسیده.

358
00:23:23,920 --> 00:23:25,160
‫وای خدای من.

359
00:23:25,200 --> 00:23:26,600
‫خوب میشناختیش؟

360
00:23:26,640 --> 00:23:28,320
‫خب، اون مشتری من بود، اما...

361
00:23:29,560 --> 00:23:30,920
‫...ما با هم صمیمی بودیم.

362
00:23:30,960 --> 00:23:33,040
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- هنوز كاملا نمیدونیم.

363
00:23:34,040 --> 00:23:37,200
‫تا حالا چیزی گفته بود
‫كه نگرانش باشه؟ خانواده؟ رفقا؟

364
00:23:37,240 --> 00:23:40,560
‫نه، اون اصلا در مورد
‫زندگی شخصی اش حرف نمیزد.

365
00:23:40,600 --> 00:23:41,880
‫فكر نكنم زندگی شخصی چندانی هم داشت.

366
00:23:43,240 --> 00:23:45,320
‫واسه كارش خیلی سفر میكرد،

367
00:23:45,360 --> 00:23:47,120
‫میدونم كه این قضیه براش استرس زا بود.

368
00:23:47,160 --> 00:23:49,240
‫دلش میخواست یه كم سرعتش رو كم كنه.

369
00:23:49,280 --> 00:23:50,360
‫برنامه ای داشت؟

370
00:23:53,400 --> 00:23:55,720
‫میگفت دلش میخواد وقت بیشتری با من بگذرونه،

371
00:23:55,760 --> 00:23:57,600
‫و كارایی كه دوست داره رو انجام بده.

372
00:23:58,880 --> 00:24:01,440
‫شاید مسخره به نظر بیاد،
‫ولی اون خیلی توی نخ شعبده بازی بود.

373
00:24:02,560 --> 00:24:03,560
‫شعبده بازی؟

374
00:24:09,760 --> 00:24:11,520
‫درست از همین جاست.

375
00:24:14,600 --> 00:24:16,280
‫خانم ایوانز!

376
00:24:16,320 --> 00:24:18,560
‫پس اونقدرا هم كه فكر میكردیم
‫آدم سر به راهی نیستی.

377
00:24:22,720 --> 00:24:25,640
‫حیوان خونگی توی محل كار؟
‫كاملا مطمئنم كه واسه این كار قانون وجود داره.

378
00:24:26,760 --> 00:24:31,080
‫خب، بله، چندین تا قانون در موردش هست.

379
00:24:31,120 --> 00:24:34,080
‫خب، فقط هیچكس واقعا... اونا نمیان این پشت.

380
00:24:34,120 --> 00:24:35,600
‫- من فكر نكردم...
‫- بیخیال بابا.

381
00:24:36,600 --> 00:24:37,720
‫ردیفه.

382
00:24:37,760 --> 00:24:42,360
‫خب، دقیقا دنبال چی میگردیم؟
‫همینطوری برام توضیح بده.

383
00:24:42,400 --> 00:24:45,440
‫آره، باشه. خب، من به شدت
‫حواسم به صداها هست،

384
00:24:45,480 --> 00:24:47,080
‫ولی به سكوت هم همینطور.

385
00:24:47,120 --> 00:24:50,480
‫اون صداها، صدها پرونده ای هستن كه
‫بن جارت به عنوان وكیل توشون بوده،

386
00:24:50,520 --> 00:24:52,760
‫كه اصلا ربطی به مرگش ندارن.

387
00:24:52,800 --> 00:24:56,800
‫پس اگه اونا رو بذاری كنار،
‫میتونی چیزی كه لازمه رو ببینی.

388
00:24:58,440 --> 00:25:02,360
‫سال ۱۹۹۵، بن جارت
‫به خاطر جیب بری بازداشت شده بود.

389
00:25:02,400 --> 00:25:04,640
‫اون موقع نوجوان بود.

390
00:25:04,680 --> 00:25:07,880
‫جیب بری. به نظر میاد
‫توی این كار خیلی هم موفق بوده.

391
00:25:07,920 --> 00:25:09,640
‫یه چیز دیگه هم هست كه باید بهت نشون بدم.

392
00:25:21,360 --> 00:25:23,880
‫واو، حسابی سرت شلوغ بوده.

393
00:25:23,920 --> 00:25:26,720
‫خب، ۳۰ جولای ۲۰۱۶،

394
00:25:26,760 --> 00:25:29,920
‫بن جارت همون روزی كه نقاشی
‫ترنر دزدیده شد، توی لندن بوده.

395
00:25:29,960 --> 00:25:33,120
‫۴ می ۲۰۱۸، اون به مسكو سفر كرده،

396
00:25:33,160 --> 00:25:34,960
‫همون روزی كه الماس های ناركوسكی

397
00:25:35,000 --> 00:25:37,000
‫از یه جواهرفروشی
‫توی میدون سرخ دزدیده شدن.

398
00:25:37,040 --> 00:25:41,840
‫در آخر، ۶ آگوست ۲۰۲۲، اون توی
‫هتل اینفینیتی اویسیس اقامت داشت،

399
00:25:41,880 --> 00:25:45,040
‫همون روزی كه زاغی دخل و تصرف
‫مسابقات اسب سواری دبی رو دزدید.

400
00:25:47,240 --> 00:25:49,600
‫و امبر هم گفت كه اون
‫واسه كارش خیلی سفر میكرده.

401
00:25:53,120 --> 00:25:55,160
‫به نظر میاد اون فقط
‫دنبال جمع كردن امتیاز پرواز نبوده.

402
00:26:00,880 --> 00:26:04,080
‫بن جارت قربانی زاغی نبود...

403
00:26:05,200 --> 00:26:06,880
‫...خود زاغی بود.

404
00:26:06,920 --> 00:26:08,000
‫معرکه هست.

405
00:26:08,040 --> 00:26:11,280
‫ولی هنوز به قاتل نزدیک نشدیم.

406
00:26:11,320 --> 00:26:12,920
‫چقدر مطمئنی؟

407
00:26:12,960 --> 00:26:15,160
‫- ویل؟
‫- حساب بانکی جارت وضعش خوبه،

408
00:26:15,200 --> 00:26:18,320
‫اما با درآمد یه وکیل جور در میاد.
‫مورد مشکوکی نیست.

409
00:26:18,360 --> 00:26:20,680
‫- پس اون میلیون ها دلار کجان؟
‫- سوال خوبیه.

410
00:26:20,720 --> 00:26:23,160
‫هیچ رد و نشونی از پول های دزدی زاغی نیست.

411
00:26:23,200 --> 00:26:24,280
‫جیک، تو چی پیدا کردی؟

412
00:26:24,320 --> 00:26:26,760
‫خب، موفق شدم پرونده
‫نوجوانی بن جارت رو گیر بیارم.

413
00:26:26,800 --> 00:26:28,920
‫یه مدتی رو توی
‫کانون اصلاح و تربیت گذرونده بوده،

414
00:26:28,960 --> 00:26:30,160
‫و اونجا به یه دلیلی سر زبون ها افتاد،

415
00:26:30,200 --> 00:26:32,800
‫چون یه برنامه بازپروری خاص داشتن با

416
00:26:32,840 --> 00:26:34,280
‫یه یارویی به اسم جی پرستو.

417
00:26:34,320 --> 00:26:36,560
‫اوه. جی پرستو دیگه کیه؟

418
00:26:36,600 --> 00:26:39,680
‫اوه، اون یه شعبده باز معروف تلویزیونی بود.

419
00:26:39,720 --> 00:26:42,000
‫- دهه 80 خیلی اسمی بود، مگه نه؟
‫- آره.

420
00:26:42,040 --> 00:26:43,880
‫وو! ووهوو!

421
00:26:43,920 --> 00:26:45,480
‫تا حالا اسمش رو نشنیدم.

422
00:26:45,520 --> 00:26:47,560
‫آره، زینزی هم میگه من از دنیا عقبم.

423
00:26:47,600 --> 00:26:50,360
‫خب، به هر حال شانس آوردی، چون این روزها،

424
00:26:50,400 --> 00:26:53,200
‫جی پرستو یه موزه کوچیک
‫شعبده بازی رو میگردونه، پس...

425
00:26:53,230 --> 00:26:54,160
‫آه، چه جالب.

426
00:26:54,200 --> 00:26:57,160
‫نظرت چیه، هدفونی؟ ها؟

427
00:26:57,200 --> 00:26:59,240
‫موفق شدی هویت زاغی رو شناسایی کنی.

428
00:26:59,280 --> 00:27:01,240
‫اینترپل 20 سال نتونست این کارو بکنه.

429
00:27:01,280 --> 00:27:02,280
‫ببینیم دیگه چی تو چنته داری.

430
00:27:04,440 --> 00:27:05,440
‫باشه.

431
00:27:06,760 --> 00:27:08,760
‫خیلی خب بچه ها، به گشتن ادامه بدین.

432
00:27:14,960 --> 00:27:17,080
‫اوه. اوه، واو.

433
00:27:19,880 --> 00:27:22,960
‫واو، این محشره. این فوق العاده هست.

434
00:27:23,000 --> 00:27:26,400
‫جی پرستو یه زمانی
‫پای ثابت برنامه های صبح شنبه بود.

435
00:27:26,440 --> 00:27:29,120
‫یه شو عالی داشت، همه تماشا میکردن.

436
00:27:29,160 --> 00:27:30,720
‫من تماشا نمیکردم.

437
00:27:30,760 --> 00:27:34,160
‫من صبح های شنبه ام رو
‫میذاشتم واسه بهتر کردن درکم

438
00:27:34,200 --> 00:27:37,400
‫از ضریب های رگرسیون.

439
00:27:39,840 --> 00:27:42,440
‫جعبه شمشیر.

440
00:27:43,960 --> 00:27:46,800
‫میدونی، من هنوزم اصلا نمیدونم
‫اون چطوری این کارو میکرد؟

441
00:27:46,840 --> 00:27:48,040
‫واقعا؟

442
00:27:48,080 --> 00:27:50,560
‫خب، راستش خیلی... خیلی ساده هست.

443
00:27:50,600 --> 00:27:53,400
‫دستیار طوری به نظر میاد
‫که انگار کامل دراز کشیده،

444
00:27:53,440 --> 00:27:55,880
‫اما در واقع فقط توی این محفظه وسطیه.

445
00:27:55,920 --> 00:27:58,920
‫پس تمام شمشیرهای بلند
‫میرن توی محفظه های خالی،

446
00:27:58,960 --> 00:28:01,220
‫اینا هم زاویه شون رو به
‫بالا یا پایین تنظیم میشه...

447
00:28:01,250 --> 00:28:02,000
‫راستش...

448
00:28:03,040 --> 00:28:06,160
‫...نمیخواستم بدونم، ولی ممنون.

449
00:28:27,400 --> 00:28:29,120
‫بعد از ظهر بخیر.

450
00:28:29,160 --> 00:28:31,720
‫سلام، آقای پرستو.

451
00:28:31,760 --> 00:28:36,560
‫من کارآگاه مونرو هستم
‫از اداره پلیس شهر یورک.

452
00:28:36,600 --> 00:28:39,800
‫- فقط میخوام چندتا سوال ازتون بپرسم.
‫- یه کارت انتخاب کن.

453
00:28:42,320 --> 00:28:43,320
‫بردار دیگه.

454
00:28:44,920 --> 00:28:45,920
‫باشه.

455
00:28:49,280 --> 00:28:51,480
‫- عالیه. نگاهش کنم؟
‫- اوهوم.

456
00:28:52,960 --> 00:28:54,800
‫حالا بذارش سر جاش تو دسته کارت ها، عزیزم.

457
00:28:56,480 --> 00:28:57,560
‫خودشه.

458
00:29:06,200 --> 00:29:08,000
‫این کارت توئه؟

459
00:29:09,120 --> 00:29:10,160
‫نه.

460
00:29:15,440 --> 00:29:16,720
‫نظرت در مورد...

461
00:29:20,400 --> 00:29:22,280
‫- ...این یکی چیه؟
‫- آره!

462
00:29:22,320 --> 00:29:24,400
‫آره، خودشه، آره.

463
00:29:24,440 --> 00:29:26,240
‫هوم. خیلی زیرکانه بود.

464
00:29:26,280 --> 00:29:28,440
‫تردستی. این یه تکنیکه.

465
00:29:28,480 --> 00:29:30,680
‫خیلی راحت میشه توش استاد شد
‫اگه راه درستش رو...

466
00:29:30,720 --> 00:29:32,000
‫آره، میشه شعبده رو خراب نکنی؟

467
00:29:33,840 --> 00:29:35,000
‫هوم.

468
00:29:40,640 --> 00:29:41,920
‫زینزی.

469
00:29:45,680 --> 00:29:48,480
‫سلام. نوشیدنی میخواستی؟
‫برات کومبوچا آوردم.

470
00:29:48,520 --> 00:29:50,080
‫نمیدونم چی هست اصلا.

471
00:29:54,080 --> 00:29:57,080
‫اون توئیتی که توئیت کردی...

472
00:29:58,480 --> 00:30:00,160
‫- منظورت پستی هست که گذاشتم؟
‫- حالا هر چی.

473
00:30:01,160 --> 00:30:04,520
‫- تو یه پرونده رو به خطر انداختی.
‫- اوه، خدا.

474
00:30:04,560 --> 00:30:06,800
‫واقعا معذرت میخوام.

475
00:30:06,840 --> 00:30:10,800
‫ببین، رئیس پلیس فکر میکنه این کار لازمه،

476
00:30:10,840 --> 00:30:12,800
‫اما اگه نتونی یاد بگیری
‫به روال کار پلیس احترام بذاری،

477
00:30:12,840 --> 00:30:14,720
‫این همکاری فایده ای نداره. متوجهی؟

478
00:30:14,760 --> 00:30:16,000
‫آره. آره آره آره، البته که متوجهم.

479
00:30:16,040 --> 00:30:17,520
‫قضیه جدیه.

480
00:30:17,560 --> 00:30:19,920
‫اینجا سوپرمارکت نیست.

481
00:30:19,960 --> 00:30:22,400
‫میدونم. میدونم، نباید اون کارو میکردم.

482
00:30:22,440 --> 00:30:23,640
‫معلومه که نباید میکردی.

483
00:30:23,680 --> 00:30:26,240
‫خیلی احساس بدی دارم، سرهنگ باکستر.

484
00:30:26,280 --> 00:30:28,080
‫کاملا پام رو از گلیمم درازتر کردم.

485
00:30:33,040 --> 00:30:35,600
‫اشکالی نداره. یعنی،
‫معلومه که اشکال داره،

486
00:30:35,640 --> 00:30:39,240
‫ولی همه اشتباه میکنن،
‫پس دیگه نگرانش نباش.

487
00:30:43,720 --> 00:30:45,120
‫حالت خوبه؟

488
00:30:47,160 --> 00:30:49,160
‫آره. ممنون.

489
00:30:50,160 --> 00:30:53,120
‫و بهت قول میدم، این اتفاق
‫دیگه هیچ وقت تکرار نشه.

490
00:30:54,480 --> 00:30:57,200
‫و حواسم هست که امروز
‫بعد از ظهر اون توئیت پست رو بذارم.

491
00:30:58,560 --> 00:31:01,640
‫- منظورم همون پسته، ولی...
‫- میدونم.

492
00:31:17,280 --> 00:31:18,280
‫ام.

493
00:31:20,320 --> 00:31:21,440
‫نه.

494
00:31:22,440 --> 00:31:24,840
‫نه، من سال هاست که بن جارت رو ندیدم.

495
00:31:24,880 --> 00:31:27,880
‫اون یکی از شاگردهای من
‫توی کانون اصلاح و تربیت بود.

496
00:31:27,920 --> 00:31:29,040
‫چطور آدمی بود؟

497
00:31:29,080 --> 00:31:30,200
‫تشنه یادگیری بود.

498
00:31:30,240 --> 00:31:31,720
‫همه چیز رو سریع یاد میگرفت.

499
00:31:31,760 --> 00:31:33,040
‫استعداد داشت.

500
00:31:33,080 --> 00:31:35,080
‫توی شعبده بازی؟

501
00:31:35,120 --> 00:31:36,160
‫و اصول فریب ذهن.

502
00:31:37,720 --> 00:31:39,720
‫- میتونم؟
‫- بله.

503
00:31:39,760 --> 00:31:42,080
‫نگران نباش اگه متوجهش نمیشی،

504
00:31:42,120 --> 00:31:44,120
‫این کلک مخ بهترین های
‫ما رو هم کار گرفته، عزیزم.

505
00:31:49,280 --> 00:31:52,040
‫پس شما به مجرم های
‫جوون شعبده بازی یاد میدادین؟

506
00:31:52,080 --> 00:31:53,480
‫پس نجاری چی شد؟

507
00:31:53,520 --> 00:31:55,120
‫خب، شعبده بهشون اعتماد به نفس میداد،

508
00:31:55,160 --> 00:31:58,040
‫توانایی ارتباط با بقیه
‫و تقویت شم و شهودشون.

509
00:31:58,080 --> 00:32:00,080
‫من جیب برها رو تبدیل کردم به...

510
00:32:01,600 --> 00:32:03,640
‫- خب، بن جارت چیکاره شد؟
‫- اون وکیل شد.

511
00:32:04,880 --> 00:32:05,880
‫خب، بفرما.

512
00:32:07,040 --> 00:32:08,920
‫گوش کن، متاسفم که
‫نمیتونم کمک بیشتری بکنم.

513
00:32:08,960 --> 00:32:10,160
‫نه، یعنی، چیزه...

514
00:32:10,200 --> 00:32:12,880
‫اگه چیزی به ذهنتون رسید، فقط...

515
00:32:12,920 --> 00:32:13,920
‫بذار اینو بهت بدم.

516
00:32:13,960 --> 00:32:18,000
‫و بذار اینو هم بهت بدم.

517
00:32:22,600 --> 00:32:24,960
‫و بذار این یکی رو هم بهت بدم.

518
00:32:27,960 --> 00:32:29,120
‫حل شد.

519
00:32:37,800 --> 00:32:38,800
‫هوم.

520
00:32:41,480 --> 00:32:44,880
‫اون یه افسر پلیسه و اینا همش حقه بازیه،

521
00:32:44,920 --> 00:32:48,480
‫- پس نمیفهمم چطور دستش رو نمیخوند.
‫- هوم.

522
00:32:49,800 --> 00:32:51,880
‫فکر کنم به سیم کشی مغز ربط داره، میدونی؟

523
00:32:51,920 --> 00:32:53,120
‫منظورت چیه؟

524
00:32:53,160 --> 00:32:55,920
‫خب، مثل مامانمه. اون یه آدم عادیه.

525
00:32:55,960 --> 00:32:57,080
‫اون یه هنرمنده.

526
00:32:58,120 --> 00:33:00,640
‫و عاشق این نقاشی های
‫سبک امپرسیونیسم هست.

527
00:33:00,680 --> 00:33:03,840
‫پس وقتی بهشون نگاه میکنه، میتونه مثلا

528
00:33:03,880 --> 00:33:07,480
‫یه منظره یا شاید یه قطار رو ببینه.

529
00:33:07,520 --> 00:33:12,560
‫ولی وقتی من به یکی از اونا نگاه میکنم،
‫فقط لکه های رنگ میبینم.

530
00:33:12,600 --> 00:33:14,160
‫آره، منم مثل توام.

531
00:33:14,200 --> 00:33:15,900
‫ولی فکر کنم این خوبه، چون میتونم

532
00:33:15,920 --> 00:33:18,200
‫جزئیاتی رو ببینم که
‫دوست های عادیم نمیبینن،

533
00:33:18,240 --> 00:33:21,320
‫مثل یه لونه روی درخت
‫یا یه صورت پشت پنجره.

534
00:33:21,360 --> 00:33:24,800
‫آره. برادرم یه پوستر از فیلم بتمن داره،

535
00:33:24,840 --> 00:33:26,920
‫و یکی از خفاش ها داره سر و ته پرواز میکنه.

536
00:33:26,960 --> 00:33:28,720
‫- این غیرممکنه.
‫- دقیقا.

537
00:33:30,400 --> 00:33:32,240
‫و اون انگار اصلا براش مهم نیست.

538
00:33:32,280 --> 00:33:34,840
‫در واقع، وقتی بهش اشاره کردم عصبی شد.

539
00:33:34,880 --> 00:33:36,760
‫شاید لذتش رو براش خراب کردی.

540
00:33:36,800 --> 00:33:38,200
‫دیگه دهن منو در مورد بتمن باز نکن.

541
00:33:39,200 --> 00:33:41,000
‫بت موبیل مشخصا با یه

542
00:33:41,040 --> 00:33:43,040
‫موتور توربین گازی کار میکنه،

543
00:33:43,080 --> 00:33:44,320
‫ولی صداش صدای...

544
00:33:45,880 --> 00:33:47,200
‫یه موتور پیستونیه.

545
00:33:47,240 --> 00:33:48,760
‫کاملا مضحکه.

546
00:33:53,720 --> 00:33:56,520
‫- خودشه. خودشه.
‫- آره.

547
00:33:57,560 --> 00:34:00,200
‫- سلام.
‫- بیا، ببین کی نیم ساعت قبل از

548
00:34:00,240 --> 00:34:02,640
‫قتل بن جارت سر و کله اش پیدا شده
‫و 10 دقیقه بعدش رفته،

549
00:34:02,680 --> 00:34:03,760
‫امبر.

550
00:34:03,800 --> 00:34:06,080
‫همدم محبوب جارت.

551
00:34:06,120 --> 00:34:10,280
‫اوه، من راستش فقط میخواستم
‫با کارآگاه مونرو حرف بزنم.

552
00:34:11,680 --> 00:34:12,680
‫اوه.

553
00:34:13,720 --> 00:34:14,760
‫بگو.

554
00:34:15,840 --> 00:34:18,880
‫خب، من فقط میخواستم عذرخواهی کنم

555
00:34:18,920 --> 00:34:21,040
‫بخاطر اینکه اون روز شعبده رو خراب کردم.

556
00:34:22,040 --> 00:34:24,080
‫- چی؟
‫- خب، من فقط،

557
00:34:24,120 --> 00:34:27,560
‫نمیفهمیدم چطور متوجه حقه ها نمیشدین.

558
00:34:27,600 --> 00:34:30,160
‫و بعد فهمیدم که
‫سیم کشی مغز شما فرق میکنه،

559
00:34:30,200 --> 00:34:32,240
‫فقط میخواستم بگم که معذرت میخوام.

560
00:34:34,280 --> 00:34:35,640
‫خیلی خب، ممنون.

561
00:34:49,320 --> 00:34:51,760
‫چرا به ما نگفتی که در صحنه جرم بودی؟

562
00:34:54,560 --> 00:34:55,960
‫میدونستم بد به نظر میاد.

563
00:34:56,000 --> 00:34:58,160
‫آره، الان بدتر هم به نظر میاد.

564
00:34:58,200 --> 00:35:00,120
‫- میتونم توضیح بدم.
‫- فکر کنم باید این کارو بکنی.

565
00:35:02,520 --> 00:35:05,400
‫2 روز قبل از اینکه بن بمیره،
‫یه ایمیل از یه مشتری جدید گرفتم.

566
00:35:05,440 --> 00:35:08,160
‫میخواست با یه دوست قدیمی شوخی کنه.

567
00:35:08,200 --> 00:35:09,200
‫کی؟

568
00:35:09,240 --> 00:35:11,080
‫یکی به اسم گای دلتون.

569
00:35:11,120 --> 00:35:14,240
‫من باید نقش منشی
‫یه شرکت انتشاراتی رو بازی میکردم،

570
00:35:14,280 --> 00:35:17,280
‫منتظرش میذاشتم و بعد
‫بهش میگفتم که قرار لغو شده.

571
00:35:19,320 --> 00:35:21,200
‫و تو هیچ سوالی نپرسیدی؟

572
00:35:21,240 --> 00:35:23,800
‫اون بهم 1000 تا داد،
‫و من دلیلی نداشتم که شک کنم.

573
00:35:25,600 --> 00:35:28,440
‫اما بعدش وقتی فهمیدم
‫بن کشته شده، من...

574
00:35:30,280 --> 00:35:31,520
‫فقط اونقدری ترسیده بودم
‫که نتونستم چیزی بگم.

575
00:35:33,400 --> 00:35:34,560
‫و اون مشتری کی بود؟

576
00:35:36,080 --> 00:35:38,000
‫اسمش رو نگفت، همه اش با ایمیل بود.

577
00:35:38,040 --> 00:35:39,640
‫- ویل.
‫- ردیفش میکنم.

578
00:35:39,680 --> 00:35:44,160
‫و آیا بن جارت به هیچ
‫برنامه مالی ای اشاره کرد،

579
00:35:44,200 --> 00:35:46,240
‫- مثل حساب های خارج از کشور برای بیمه؟
‫- نه، نه. وای، نه.

580
00:35:46,280 --> 00:35:48,240
‫اون هیچ وقت اینطوری نبود.
‫اهل این کارا نبود.

581
00:35:49,880 --> 00:35:52,160
‫ما فقط کارهای معمولی میکردیم.

582
00:35:52,200 --> 00:35:53,880
‫میدونی، تلویزیون تماشا میکردیم،
‫میرفتیم شام.

583
00:35:55,480 --> 00:35:57,360
‫اون مرکز عتیقه فروشی رو میشناسی؟

584
00:35:58,520 --> 00:36:00,880
‫اون عاشق اون جای
‫عتیقه های کوچیک و عجیب بود.

585
00:36:00,920 --> 00:36:01,920
‫اون خیلی خوره بود.

586
00:36:03,200 --> 00:36:04,400
‫یه جورایی دوست داشتنی بود.

587
00:36:07,400 --> 00:36:09,400
‫ببخشید.

588
00:36:10,640 --> 00:36:11,640
‫نه.

589
00:36:12,640 --> 00:36:13,840
‫نه، اشکالی نداره.

590
00:36:13,880 --> 00:36:16,520
‫ممنون. خیلی کمک کردی.

591
00:36:18,160 --> 00:36:19,520
‫پس فکر کنم گای دلتون رو آزاد میکنیم،

592
00:36:19,560 --> 00:36:21,120
‫اگه امبر براش گواهی عدم حضور داده.

593
00:36:21,160 --> 00:36:24,080
‫آره. من واقعا مشتاق بودم
‫که یه چیزی رو بهش بچسبونم.

594
00:36:24,120 --> 00:36:25,960
‫آدم خیلی نچسبی بود. خب،

595
00:36:26,000 --> 00:36:27,880
‫فکر نکنم استاد فریبکاری از اینکه

596
00:36:27,920 --> 00:36:31,200
‫گول خورده خوشش بیاد،
‫ اگه این مایه تسلیه.

597
00:36:31,240 --> 00:36:33,000
‫آره، یه جورایی.

598
00:36:33,040 --> 00:36:34,440
‫صبر کن، ویل،

599
00:36:34,480 --> 00:36:38,480
‫توی دوربین های مداربسته
‫اون مرکز تجاری، 10 ثانیه برو عقب.

600
00:36:41,120 --> 00:36:43,680
‫خب، اون روز 5 تا عضو

601
00:36:43,720 --> 00:36:46,080
‫توی تیم بررسی صحنه جرم بودن،
‫ولی نگاه کن، 6 تا...

602
00:36:47,080 --> 00:36:48,320
‫6 تا میان بیرون.

603
00:36:48,360 --> 00:36:49,600
‫یه لحظه صبر کن.

604
00:36:53,800 --> 00:36:54,800
‫راست میگه.

605
00:36:54,840 --> 00:36:56,640
‫آره، پس ششمی کیه؟

606
00:36:58,680 --> 00:37:00,400
‫قاتلمون داره فلنگ رو میبنده؟

607
00:37:03,040 --> 00:37:04,160
‫ایمیل هاش رو آوردی بالا؟

608
00:37:04,200 --> 00:37:06,720
‫آره، این مشتری ناشناس
‫ اطلاعات زیادی لو نداده.

609
00:37:06,760 --> 00:37:08,320
‫- آدرس چیه؟
‫- رمگذاری شده هست.

610
00:37:10,040 --> 00:37:12,360
‫ممنون و موفق باشی، عزیزم.

611
00:37:13,560 --> 00:37:14,680
‫عزیزم.

612
00:37:27,880 --> 00:37:29,520
‫حکم تفتیشه، عزیزم.

613
00:37:31,640 --> 00:37:32,920
‫بالا رو چک کنین.

614
00:37:32,960 --> 00:37:34,400
‫فکر کردین دارین چه غلطی میکنین؟

615
00:37:34,440 --> 00:37:36,120
‫این رسواییه.

616
00:37:36,160 --> 00:37:38,840
‫جی، گای دلتون رو چقدر خوب میشناختی؟

617
00:37:38,880 --> 00:37:39,520
‫کی؟

618
00:37:39,550 --> 00:37:41,520
‫همون مردی که براش برای
‫قتل بن جارت پاپوش دوختی.

619
00:37:41,560 --> 00:37:43,400
‫نمیدونم دارین درباره چی حرف میزنین.

620
00:37:43,440 --> 00:37:45,720
‫تا وقتی وکیلم نیاد کلمه ای حرف نمیزنم.

621
00:37:45,760 --> 00:37:46,800
‫رئیس؟

622
00:37:48,400 --> 00:37:49,440
‫صدا خفه کن داره.

623
00:37:52,840 --> 00:37:54,760
‫نیازی به این کار نیست.

624
00:37:56,760 --> 00:37:58,240
‫میذارین کتم رو بردارم؟

625
00:38:02,120 --> 00:38:03,560
‫ای بابا، محض رضای خدا.

626
00:38:05,560 --> 00:38:07,760
‫- اِ، کجاست؟
‫- بیا، اینو بگیر.

627
00:38:09,480 --> 00:38:11,000
‫- بیرونه؟
‫- نمیدونم.

628
00:38:11,030 --> 00:38:12,000
‫از بغلت رد شد؟

629
00:38:20,880 --> 00:38:23,000
‫- اینجا. اونجا رو چک کردی؟
‫- آره.

630
00:39:17,360 --> 00:39:20,000
‫چرا این کارو کردی، جی؟ چرا کشتیش؟

631
00:39:27,440 --> 00:39:29,960
‫تو میدونستی بن جارت واقعا کی بود.

632
00:39:32,720 --> 00:39:34,960
‫بخاطر حسادت بود چون اون زاغی بود؟

633
00:39:35,000 --> 00:39:36,960
‫هنوز یه قدم عقبی، کارآگاه مونرو.

634
00:39:38,440 --> 00:39:39,480
‫اون زاغی نبود...

635
00:39:41,600 --> 00:39:42,800
‫ما با هم زاغی بودیم.

636
00:40:19,120 --> 00:40:21,720
‫جی پرستو، من تو رو به اتهام

637
00:40:21,760 --> 00:40:23,640
‫قتل بن جارت بازداشت میکنم.

638
00:40:23,680 --> 00:40:24,800
‫مجبور نیستی چیزی بگی،

639
00:40:24,840 --> 00:40:26,240
‫اما اگه موقع بازجویی
‫چیزی رو که بعدا توی دادگاه

640
00:40:26,270 --> 00:40:28,280
‫بهش استناد کنی نگی، ممکنه
‫به دفاعیه ات ضربه بزنه.

641
00:40:28,320 --> 00:40:32,960
‫هر چی هم بگی ممکنه در مدرک
‫علیه خودت استفاده بشه.

642
00:40:36,480 --> 00:40:37,560
‫پس...

643
00:40:39,160 --> 00:40:42,920
‫تنها کاری که تو میکردی پولشویی بود،
‫میفرستادیش خارج.

644
00:40:42,960 --> 00:40:44,880
‫جارت همه خطرها رو به جون میخرید،

645
00:40:44,920 --> 00:40:47,240
‫تو فقط یه حسابدار پر زرق و برق بودی.

646
00:40:47,280 --> 00:40:49,480
‫من مغز متفکر پشت تک تک دزدی ها بودم.

647
00:40:49,520 --> 00:40:52,720
‫اونا ایده های من بودن، استراتژی های من.

648
00:40:54,680 --> 00:40:56,840
‫و بعد اون به خودش اجازه داد
‫فکر کنه میتونه تنهایی پیش بره.

649
00:40:59,000 --> 00:41:00,200
‫خب، اون زد به هدف...

650
00:41:02,440 --> 00:41:04,640
‫الماس های آبی نارکوسکی رو دزدید،

651
00:41:04,680 --> 00:41:05,680
‫که 3 میلیون ارزش داشت.

652
00:41:06,800 --> 00:41:08,160
‫و بعدش سعی کردی پسشون بگیری،

653
00:41:08,200 --> 00:41:10,000
‫آمارش رو دادی خفتش کنن،
‫کلیداش رو هم گرفتی.

654
00:41:10,600 --> 00:41:12,480
‫کار اون مثل اعلام جنگ بود،
‫چاره دیگه ای نداشتم.

655
00:41:13,800 --> 00:41:14,880
‫اما اونا غیبشون زده بود.

656
00:41:16,280 --> 00:41:17,400
‫کشتنش واسه انتقام بود.

657
00:41:30,280 --> 00:41:31,440
‫حتی سرش رو هم بلند نکرد.

658
00:41:32,960 --> 00:41:35,280
‫هر چی در مورد مشاهده
‫و دقت بهش یاد داده بودم،

659
00:41:35,320 --> 00:41:37,680
‫آخرش حتی من رو که
‫درست جلوی چشمش بودم ندید.

660
00:41:38,840 --> 00:41:39,840
‫من بهترینم...

661
00:41:40,960 --> 00:41:41,960
‫...و اون این رو فراموش کرد.

662
00:42:34,400 --> 00:42:36,280
‫همون تو حیوونیک
‫منتظر موندم تا وقتی که شماها

663
00:42:36,320 --> 00:42:37,800
‫مثل مرغ دور صحنه جرم می پلکیدین.

664
00:42:40,000 --> 00:42:41,000
‫به هر حال...

665
00:42:42,320 --> 00:42:45,360
‫...مطمئنم تایید میکنین که
‫یه شاهکار تو فریب دادن و گمراه کردن بود.

666
00:42:47,680 --> 00:42:48,720
‫صد در صد، آره.

667
00:42:50,960 --> 00:42:51,960
‫خسته نباشی.

668
00:42:55,320 --> 00:42:56,640
‫ولی خب بازم دستگیر شدی.

669
00:43:00,840 --> 00:43:04,080
‫در ضمن هیچکدوممون هنوز نمیدونیم
‫الماس های نارکوسکی کجان.

670
00:43:04,120 --> 00:43:05,800
‫انگار جفتمون دور خوردیم.

671
00:43:09,560 --> 00:43:11,560
‫فکر میکردم امروز
‫بعد از ظهر با بقیه تیم باشی،

672
00:43:11,600 --> 00:43:13,280
‫واسه جشن گرفتن.

673
00:43:13,320 --> 00:43:16,160
‫فکر کنم احتمالا واسه جشن زوده،

674
00:43:16,200 --> 00:43:18,960
‫تازه واقعا فکر نمیکنم عضوی از تیم باشم.

675
00:43:19,000 --> 00:43:20,080
‫اوه، جدا؟

676
00:43:20,120 --> 00:43:21,800
‫از نظر من که عضوی.

677
00:43:23,720 --> 00:43:30,600
‫در ضمن، ممنون
‫که اون روز باهام اومدی. اون...

678
00:43:30,640 --> 00:43:31,800
‫نه، وظیفه بود.

679
00:43:33,040 --> 00:43:34,240
‫واسه مادرت متاسفم.

680
00:43:35,240 --> 00:43:36,880
‫مهم نیست.

681
00:43:36,920 --> 00:43:38,600
‫فکر میکنی هیچ وقت
‫بخوای اون گردنبند رو بندازی؟

682
00:43:40,200 --> 00:43:41,640
‫نمیدونم. نمیدونم...

683
00:43:43,240 --> 00:43:45,680
‫فکر نمیکنم بتونم ببخشمش، واسه همین...

684
00:43:53,000 --> 00:43:54,040
‫اوه، اونو نگاه کن.

685
00:43:57,320 --> 00:43:58,680
‫نمیدونستم تو نخ عتیقه جاتی.

686
00:44:00,240 --> 00:44:01,320
‫ اینجا رو میشناسم.

687
00:44:02,600 --> 00:44:04,160
‫یه دوست دختری داشتم که اینجا کار میکرد.

688
00:44:04,200 --> 00:44:05,600
‫اوه. هه.

689
00:44:05,640 --> 00:44:07,310
‫- اووه، حسودیت شد؟
‫- نه.

690
00:44:07,330 --> 00:44:08,680
‫یعنی، جای تعجب نداره.

691
00:44:08,720 --> 00:44:10,960
‫من توی بخش جرم شناسی به خوش تیپی معروفم.

692
00:44:11,000 --> 00:44:12,640
‫-لابد بخاطر اون لباس های ایمنیه.
‫- آره.

693
00:44:14,080 --> 00:44:16,280
‫متوجه شدم که نمیتونی چشم ازم برداری.

694
00:44:16,320 --> 00:44:19,520
‫بخاطر اون پاپوش هاست.
‫آروم: اوه آره، خیلی جذابن.

695
00:44:25,360 --> 00:44:26,360
‫بریم تو.

696
00:44:28,600 --> 00:44:29,640
‫حتما.

697
00:44:32,920 --> 00:44:35,720
‫خیلی خب ایوانز، بگو ببینم.
‫ اصلا واسه چی اومدیم اینجا؟

698
00:44:37,760 --> 00:44:39,720
‫خب، الماس های آبی نارکوسکی.

699
00:44:39,760 --> 00:44:42,480
‫الماس های آبی نارکوسکی، باشه.

700
00:44:42,520 --> 00:44:43,880
‫با تو آدم هیچ وقت حوصله اش سر نمیره.

701
00:44:44,960 --> 00:44:46,440
‫و چی، فکر میکنی همین ورا یه جایی ان؟

702
00:44:47,640 --> 00:44:48,760
‫نمیدونم.

703
00:44:48,800 --> 00:44:50,840
‫بن جارت از اینجا خوشش میومد.

704
00:44:51,880 --> 00:44:53,880
‫خب، نباید اونا رو توی
‫گاوصندوقی جایی قایم میکرد؟

705
00:44:55,760 --> 00:44:57,040
‫فکر کنم از بازی کردنش لذت میبرد.

706
00:44:58,400 --> 00:45:01,840
‫منظورم اینه که،
‫مخفی کردنشون هیچ حالی نداشت.

707
00:45:03,000 --> 00:45:04,000
‫زیادی راحت بود.

708
00:45:05,320 --> 00:45:07,720
‫بیشتر آدم ها اون گوریل رو نمیبینن.

709
00:45:09,280 --> 00:45:11,200
‫خب پس الان دنبال الماس میگردیم یا گوریل؟

710
00:45:23,480 --> 00:45:24,560
‫این که زاغی نیست.

711
00:45:25,920 --> 00:45:28,000
‫نه، اون یه فاخته هست.

712
00:45:28,040 --> 00:45:29,760
‫اما روی لونه یه زاغی نشسته.

713
00:45:29,800 --> 00:45:32,320
‫خب، کارشون همینه دیگه، لونه ها رو میدزدن.

714
00:45:35,280 --> 00:45:36,280
‫چیه؟

715
00:45:41,280 --> 00:45:42,360
‫آه!

716
00:45:44,760 --> 00:45:45,920
‫این یه الماسه.

717
00:45:47,040 --> 00:45:48,040
‫عجیبه.

718
00:45:49,720 --> 00:45:51,600
‫ناشناس، از طرف یه کلکسیونر گمنام.

719
00:45:54,120 --> 00:45:55,160
‫دو تا.

720
00:45:58,760 --> 00:45:59,800
‫سه تا.

721
00:46:03,160 --> 00:46:04,880
‫میدونستم.

722
00:46:04,920 --> 00:46:06,520
‫خودشه، این همون زاغیه...

723
00:46:07,800 --> 00:46:09,120
‫که درست جلوی چشممون قایم شده بود.

724
00:46:10,000 --> 00:46:14,000
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

725
00:46:14,030 --> 00:46:19,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
@talafilm_top

726
00:46:19,030 --> 00:46:29,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top