1
00:00:00,200 --> 00:00:10,001
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:11,000 --> 00:00:16,000
‫♪ The Only One I Know - The Charlatans ♪

3
00:00:23,975 --> 00:00:27,865
‫[ ‏۲۵ سال پیش ]

4
00:00:41,560 --> 00:00:43,120
‫صبر کنید. آماده باشید

5
00:01:11,960 --> 00:01:13,440
‫پلیس‌ها این‌جان!

6
00:01:13,520 --> 00:01:16,080
‫- ما مسلح هستیم! تفنگ‌هاتون رو بذارید روی زمین!
‫- پناه بگیرید! پناه بگیرید!

7
00:01:16,160 --> 00:01:17,840
‫بخوابید روی زمین! بخوابید روی زمین!

8
00:01:20,320 --> 00:01:21,760
‫یالا! بیاید جلو!

9
00:01:28,240 --> 00:01:29,540
‫برید! برید! برید!

10
00:01:39,960 --> 00:01:41,880
‫- خوبی؟
‫- خیلی نزدیک بود

11
00:01:48,880 --> 00:01:50,400
‫آخ!

12
00:01:52,840 --> 00:01:54,880
‫ما مسلح هستیم!
‫تفنگ‌هاتون رو بذارید روی زمین!

13
00:01:56,240 --> 00:01:58,680
‫- تیر خورده به…
‫- کونم. آره، می‌دونم

14
00:01:58,760 --> 00:02:01,000
‫باید از این‌جا خارجت کنیم.
‫بیا عقب‌نشینی کنیم

15
00:02:13,640 --> 00:02:17,000
‫گروهبان جوئل رِیونزکرافت هستم.
‫فقط می‌خوام بابت نجات جونم ازش تشکر کنم

16
00:02:17,080 --> 00:02:18,840
‫باشه. خیلی طولش نده

17
00:02:19,560 --> 00:02:21,280
‫سلام، جوئل. من اِلینا هستم

18
00:02:21,360 --> 00:02:22,660
‫عه!

19
00:02:23,320 --> 00:02:24,840
‫خب، من…

20
00:02:25,360 --> 00:02:28,360
‫فکر می‌کردم دیدار قبلی‌مون یه‌کم عجیب بود،
‫اما این یکی…

21
00:02:29,160 --> 00:02:30,680
‫چی می‌تونم بگم؟

22
00:02:30,760 --> 00:02:33,840
‫خیلی دوست دارم توی دیدار اول
‫طرف مقابل رو تحت تأثیر قرار بدم

23
00:02:34,429 --> 00:02:36,480
‫آخ!

24
00:02:53,113 --> 00:02:57,075
‫[ جوئل ریونزکرافت - ۱۹۶۸ تا ۲۰۲۵ ]

25
00:03:03,400 --> 00:03:05,400
‫♪ A Little Wicked - Valerie Broussard ♪

26
00:03:20,109 --> 00:03:23,322
‫« فراری »

27
00:03:23,400 --> 00:03:26,160
‫هر اتفاقی این‌جا افتاده
‫هیچ ربطی به من نداره

28
00:03:26,240 --> 00:03:27,540
‫فقط با پِیج کار دارم

29
00:03:27,560 --> 00:03:30,360
‫نمی‌دونم کجاست. گم شده

30
00:03:31,760 --> 00:03:34,600
‫- چرا دنبالش می‌گردی؟
‫- دنبال یکی از دوست‌هاش می‌گردم

31
00:03:35,600 --> 00:03:37,240
‫هنری ثورپ

32
00:03:37,320 --> 00:03:40,720
‫مرد جوونی که اونم
‫‏۸ روزی هست که گم شده

33
00:03:41,240 --> 00:03:42,560
‫اسمش آشنا نیست؟

34
00:03:43,080 --> 00:03:44,380
‫نه

35
00:03:45,320 --> 00:03:47,800
‫از بچه‌هام می‌پرسم ببینم
‫اونا اسمش رو شنیدن یا نه

36
00:03:51,600 --> 00:03:53,040
‫خب بگید ببینم

37
00:03:53,120 --> 00:03:54,840
‫این‌جا چه اتفاقی افتاده؟

38
00:03:56,000 --> 00:03:57,560
‫دوست‌پسر…

39
00:03:59,200 --> 00:04:00,500
‫پِیج،

40
00:04:01,160 --> 00:04:02,239
‫آرون

41
00:04:02,240 --> 00:04:07,080
‫چند روز پیش به قتل رسیده.
‫پِیج هم از همون موقع گم شده

42
00:04:07,600 --> 00:04:09,560
‫همون مرد بی‌خانمان توی ویدئو؟

43
00:04:10,400 --> 00:04:11,559
‫همونی که کتکش زدی؟

44
00:04:11,560 --> 00:04:13,480
‫- گوش کن…
‫- ببین، نیازی به توضیح دادن نیست

45
00:04:13,560 --> 00:04:14,639
‫اما چطور به قتل رسیده؟

46
00:04:14,640 --> 00:04:17,680
‫به طرز وحشیانه‌ای.
‫دیگه وارد جزئیات نشیم

47
00:04:19,200 --> 00:04:21,200
‫امکان نداره پِیج…

48
00:04:21,840 --> 00:04:23,520
‫اون بلا رو سر آرون آورده باشه

49
00:04:24,680 --> 00:04:26,920
‫- نه، امکان داره کار تو بوده باشه
‫- نه

50
00:04:28,440 --> 00:04:29,740
‫آره

51
00:04:31,080 --> 00:04:32,380
‫شاید

52
00:04:32,960 --> 00:04:34,280
‫اما کار من نبوده

53
00:04:36,520 --> 00:04:38,160
‫پرونده دست کیه؟

54
00:04:38,240 --> 00:04:41,760
‫کارآگاه آیزاک فگبنلی

55
00:04:41,840 --> 00:04:43,280
‫یه عوضی تمام‌عیاره

56
00:04:43,360 --> 00:04:44,660
‫گوش کن، من…

57
00:04:45,560 --> 00:04:47,200
‫ما جواب سوالات تو رو دادیم

58
00:04:47,680 --> 00:04:49,040
‫آدرس این آپارتمان رو از کجا پیدا کردی؟

59
00:04:50,720 --> 00:04:54,280
‫بعد از غیب شدن هنری، آخرین ایمیلی
‫که دریافت کرده از طرف پِیج بوده

60
00:04:54,880 --> 00:04:57,840
‫آدرس این‌جا رو براش فرستاده
‫ولی بعدش پشیمون شده،

61
00:04:57,920 --> 00:05:01,120
‫بهش گفته تحت
‫هیچ شرایطی به این‌جا نیاد

62
00:05:02,160 --> 00:05:05,160
‫دانشگاه «مِیبریج» معنی خاصی برات داره؟

63
00:05:05,920 --> 00:05:07,079
‫چرا؟

64
00:05:07,080 --> 00:05:10,600
‫نشانی آی‌پی ایمیل پِیج
‫مربوط به اون دانشگاهه

65
00:05:11,840 --> 00:05:15,160
‫نمی‌دونی چرا یه هفته
‫قبل از غیب شدنش اون‌جا بوده؟

66
00:05:15,240 --> 00:05:16,540
‫سم

67
00:05:16,560 --> 00:05:17,860
‫پسرم

68
00:05:18,960 --> 00:05:20,360
‫دانشجوی اون‌جاست

69
00:05:22,720 --> 00:05:26,120
‫با این حالی که همسرت داره
‫واقعاً توی شرایط سختی هستی

70
00:05:26,200 --> 00:05:27,500
‫خیلی متأسفم

71
00:05:29,720 --> 00:05:32,760
‫نمی‌دونی چرا پِیج
‫توی دانشگاه پسرت بوده؟

72
00:05:34,560 --> 00:05:36,160
‫فقط باید دخترم رو پیدا کنم

73
00:05:40,429 --> 00:05:41,459
‫[ نمایش مدرسه ۲ ساعت دیگر آغاز می‌شود ]

74
00:05:41,760 --> 00:05:43,060
‫اوه، بچه داری؟

75
00:05:43,960 --> 00:05:45,239
‫نه

76
00:05:45,240 --> 00:05:48,240
‫نه، اون…
‫مربوط به پرونده‌ایه که روش کار می‌کنم

77
00:05:49,320 --> 00:05:52,280
‫ولی ممنونم که فکر کردی
‫برای بچه‌هامه، نه نوه‌هام

78
00:05:52,360 --> 00:05:54,240
‫نوه هم ندارم

79
00:05:58,480 --> 00:06:01,040
‫ولی یه شوهر داشتم.
‫بعضی‌وقت‌ها خیلی بچه می‌شد

80
00:06:01,120 --> 00:06:03,040
‫داشتی؟ طلاق گرفتی؟

81
00:06:03,120 --> 00:06:04,420
‫نه، فوت کرد

82
00:06:04,440 --> 00:06:05,740
‫خدایا، متأسفم

83
00:06:05,760 --> 00:06:07,400
‫اوه، مشکلی نیست

84
00:06:07,920 --> 00:06:10,120
‫لباس‌های کمتری می‌شورم

85
00:06:10,880 --> 00:06:13,000
‫تو چی؟ خیلی وقته متأهلی؟

86
00:06:13,080 --> 00:06:15,000
‫‏۲۳ سال زندگی شاد

87
00:06:15,080 --> 00:06:16,720
‫اوه، شاد، ها؟

88
00:06:18,160 --> 00:06:19,460
‫زندگی تو شاد نبود؟

89
00:06:20,560 --> 00:06:21,960
‫نه، اون…

90
00:06:23,360 --> 00:06:25,280
‫به طرز مسخره‌ای شاد بود

91
00:06:27,560 --> 00:06:28,860
‫بعدش چی شد؟

92
00:06:31,640 --> 00:06:33,600
‫فکر کنم واقعاً خوب نمی‌شناختمش

93
00:06:35,120 --> 00:06:36,420
‫کامل نمی‌شناختمش

94
00:06:38,080 --> 00:06:43,080
‫ترجمه از «امیررضا»
‫ARZ_110_SUB@

95
00:06:46,440 --> 00:06:48,760
‫ببین یهویی کی یه کاری براش پیش اومده

96
00:06:48,840 --> 00:06:49,999
‫و عجله هم داره

97
00:06:50,000 --> 00:06:52,520
‫این ویدئو کل شهادت اینگرید در مورد
‫اتفاقات شب جنایت رو زیر سوال می‌بره

98
00:06:53,120 --> 00:06:56,560
‫تازه دکتر اِستنفیلد ادعا کرد
‫که اینگرید اصلاً از بخش بیمارستان خارج نشده

99
00:06:58,720 --> 00:07:00,020
‫می‌خواد ازش محافظت کنه؟

100
00:07:00,040 --> 00:07:01,480
‫یا از خودش محافظت کنه

101
00:07:01,960 --> 00:07:03,840
‫در هر صورت، اینگرید دروغ گفته

102
00:07:04,360 --> 00:07:07,560
‫دکتر اِستنفیلد قطعاً یه چیزی رو پنهان می‌کنه.
‫باید صبح باهاش حرف بزنیم

103
00:07:11,680 --> 00:07:14,160
‫خب، حداقل تو آماده‌ای
‫که صبح زود راه بیُفتی

104
00:07:14,880 --> 00:07:16,180
‫چیه؟

105
00:07:16,200 --> 00:07:17,920
‫بعضی‌هامون دوست داریم آماده باشیم

106
00:07:18,000 --> 00:07:20,440
‫نظم، کلید سلامت روانه و...

107
00:07:20,520 --> 00:07:22,600
‫ای وای. کثیف‌کاری کردم

108
00:07:23,120 --> 00:07:24,760
‫شرمنده

109
00:07:24,840 --> 00:07:26,140
‫داشتی می‌فرمودی

110
00:07:28,800 --> 00:07:31,360
‫وقت کافی برای رفتن به آپارتمان آرون
‫و کشتنش رو داشته یا نه؟

111
00:07:32,440 --> 00:07:33,679
‫کِی برگشته؟

112
00:07:33,680 --> 00:07:37,480
‫تصویری از برگشتنش به بیمارستان
‫پیدا نکردن. اما…

113
00:07:37,560 --> 00:07:39,560
‫برگشته و شیفتش رو تموم کرده؟

114
00:07:40,520 --> 00:07:41,820
‫این‌جا رو ببین…

115
00:07:49,760 --> 00:07:52,680
‫این قطعاً اینگریده که صبح
‫داره از بیمارستان خارج می‌شه

116
00:07:53,720 --> 00:07:56,360
‫باید بفهمیم ساعت چند برگشته

117
00:07:56,440 --> 00:07:58,080
‫و اصلاً کجا رفته

118
00:08:01,120 --> 00:08:02,440
‫اما الان نه

119
00:08:05,080 --> 00:08:06,380
‫برگرد بیا این‌جا

120
00:08:07,840 --> 00:08:09,280
‫بلند شو. پاشو

121
00:08:11,480 --> 00:08:12,719
‫چیکار می‌کنی؟

122
00:08:12,720 --> 00:08:14,720
‫بیشتر از ۸ ماهه که این‌جا می‌خوابم، آیزاک

123
00:08:14,800 --> 00:08:17,600
‫می‌‌دونم اگه همه‌چیز بی‌نقص و تمیز نباشه،
‫عملکرد خوبی نداری

124
00:08:19,080 --> 00:08:21,000
‫این گوشه رو یادت رفت

125
00:08:24,580 --> 00:08:27,496
‫[ آیزاک فگبنلی پلیس محلی
‫همانند یک قهرمان مورد ستایش قرار گرفت ]

126
00:08:39,000 --> 00:08:40,960
‫سم. بیا بغلم

127
00:08:43,520 --> 00:08:45,120
‫عه، سلام. برگشتی

128
00:08:45,840 --> 00:08:47,240
‫ببخشید، شما کی هستید؟

129
00:08:48,280 --> 00:08:52,280
‫ایشون اِلیناست. یه کارآگاه خصوصیه.
‫می‌خواد کمک‌مون کنه پِیج رو پیدا کنیم

130
00:08:55,280 --> 00:08:56,640
‫سم، آم…

131
00:08:57,400 --> 00:08:58,700
‫می‌شه لطفاً یه لحظه حرف بزنیم؟

132
00:09:00,720 --> 00:09:02,020
‫تنها؟

133
00:09:02,400 --> 00:09:04,840
‫بابا. قضیه چیه؟

134
00:09:04,920 --> 00:09:07,040
‫هیچی. می‌شه با خاله‌ت بری؟

135
00:09:07,120 --> 00:09:08,840
‫فقط یه‌کوچولو،
‫بعدش با هم حرف می‌زنیم

136
00:09:08,920 --> 00:09:11,040
‫یالا. بیا بریم یه شکلات داغ برات بگیریم

137
00:09:26,240 --> 00:09:27,540
‫خب…

138
00:09:28,520 --> 00:09:30,000
‫چیزی نمی‌خوای بهم بگی؟

139
00:09:30,520 --> 00:09:31,820
‫منظورت چیه؟

140
00:09:34,000 --> 00:09:35,760
‫پِیج رو دیدی؟

141
00:09:40,640 --> 00:09:41,940
‫سم

142
00:09:46,040 --> 00:09:47,340
‫آره

143
00:09:48,240 --> 00:09:49,680
‫آره، دیدمش

144
00:09:52,640 --> 00:09:54,920
‫یه هفته پیش یهویی پیداش شد

145
00:09:55,000 --> 00:09:56,680
‫- توی سالن دانشگاهم
‫- سورپرایز!

146
00:09:58,920 --> 00:10:00,360
‫بعد از این‌که توی پارک دیدیش

147
00:10:02,960 --> 00:10:04,260
‫چی گفت؟

148
00:10:04,960 --> 00:10:08,120
‫به مامان و بابا چیزی نگو. باشه؟

149
00:10:09,320 --> 00:10:11,880
‫گفت می‌خواد یه مدت
‫از آرون دور بشه

150
00:10:11,960 --> 00:10:13,560
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم

151
00:10:13,640 --> 00:10:16,680
‫شاید به‌خاطر دعوای شما
‫توی پارک بوده. نمی‌دونم

152
00:10:16,760 --> 00:10:19,800
‫نگفت کجا می‌خواد بره؟

153
00:10:19,880 --> 00:10:22,080
‫به هیچ جایی اشاره نکرد؟

154
00:10:25,560 --> 00:10:27,560
‫آم…

155
00:10:27,640 --> 00:10:29,400
‫نه، فکر نکنم

156
00:10:29,480 --> 00:10:30,780
‫چقدر پیشت موند؟

157
00:10:32,040 --> 00:10:33,600
‫چقدر، سم؟

158
00:10:33,680 --> 00:10:35,640
‫- ‏۴ روز
‫- خدایا

159
00:10:35,720 --> 00:10:38,120
‫فکر می‌کردم اوضاعش خوبه.
‫فکر می‌کردم حالش خوبه

160
00:10:38,720 --> 00:10:40,480
‫خب، مشخصاً خوب نبوده

161
00:10:42,560 --> 00:10:43,860
‫چی شد؟

162
00:10:44,480 --> 00:10:49,200
‫نمی‌دونم. خیلی ناراحت بود،
‫و نمی‌خواست راجع بهش حرف بزنه

163
00:10:49,280 --> 00:10:51,320
‫و منم می‌خواستم خوش‌حالش کنم

164
00:10:51,920 --> 00:10:54,000
‫و یکی از سیم‌های گیتارش رو خراب کرد

165
00:10:54,680 --> 00:10:55,980
‫منم رفتم درستش کنم

166
00:10:56,040 --> 00:10:58,040
‫ولی وقتی برگشتم
‫غیبش زده بود،

167
00:10:58,120 --> 00:11:00,080
‫و نصف وسایلم رو برده بود

168
00:11:00,160 --> 00:11:03,160
‫کیف پول و لپ‌تاپ و سوییچ و…

169
00:11:03,240 --> 00:11:06,000
‫از چند تا اتاق دیگه
‫از توی اون راهرو هم دزدی کرده بود

170
00:11:06,080 --> 00:11:08,200
‫- چطور تونستی بهم چیزی نگی؟
‫- خب، به خاله ایوان گفتم

171
00:11:08,280 --> 00:11:09,559
‫- چی…؟
‫- قضیه‌ی پِیج رو نه

172
00:11:09,560 --> 00:11:11,920
‫گفتم از خوابگاه‌مون دزدی کردن
‫و تقصیر من بوده

173
00:11:12,000 --> 00:11:13,400
‫چون در رو قفل نکردم

174
00:11:13,480 --> 00:11:15,560
‫سعی کردم خودم حلش کنم،
‫اما نمی‌تونستم

175
00:11:15,640 --> 00:11:19,080
‫و… و… و اونم بهم کمک کرد
‫پول همه رو پس بدم. همین

176
00:11:19,160 --> 00:11:21,520
‫خب اگه به خودم می‌گفتی
‫دیگه نیازی نبود خاله‌ت کاری بکنه

177
00:11:21,600 --> 00:11:23,080
‫منم دوست داشتم اون کار رو بکنم

178
00:11:23,160 --> 00:11:25,280
‫اگه مشغول مشت زدن به یه معتاد
‫و ترکوندن اینترنت نمی‌بودی

179
00:11:25,360 --> 00:11:27,640
‫- بهونه‌ی خوبی نیست، سم
‫- ببین، خواهرمه

180
00:11:27,720 --> 00:11:29,080
‫بهش قول دادم بهتون چیزی نگم

181
00:11:29,160 --> 00:11:31,560
‫خب، می‌دونی،
‫وقتی خواهرت گم شده

182
00:11:31,640 --> 00:11:32,879
‫اون‌طور قو‌ل‌هایی دیگه به درد نمی‌خورن

183
00:11:32,880 --> 00:11:35,560
‫- سعی داشتم ازش محافظت کنم
‫- نکردی. باید بهم می‌گفتی

184
00:11:35,640 --> 00:11:38,320
‫پِیج اومد پیش من، نه تو.
‫شاید باید به دلیلش فکر کنی

185
00:11:38,400 --> 00:11:40,200
‫منظورت چیه؟

186
00:11:40,280 --> 00:11:41,580
‫ها؟

187
00:11:49,400 --> 00:11:52,800
‫پس الان می‌دونیم چرا
‫پِیج از لپ‌تاپ سم استفاده می‌کرده

188
00:11:54,480 --> 00:11:56,240
‫قبلاً هم ازتون دزدی کرده؟

189
00:11:58,840 --> 00:12:01,520
‫چند ماه پیش جواهرآلات دزدید

190
00:12:01,600 --> 00:12:03,440
‫فقط همون یه بار؟

191
00:12:04,200 --> 00:12:05,500
‫نه

192
00:12:05,560 --> 00:12:07,520
‫از سر راهم برو کنار لعنتی!

193
00:12:07,600 --> 00:12:09,720
‫اون نقطه‌ی فروپاشی اینگرید بود

194
00:12:11,000 --> 00:12:13,200
‫اینگرید، بیا.
‫بذار برم دنبالش

195
00:12:13,280 --> 00:12:16,080
‫نه، نمی‌تونیم. سایمون، لطفاً.
‫لطفاً. داره نابودمون می‌کنه!

196
00:12:16,160 --> 00:12:19,600
‫- نه، نمی‌تونم بذارم بره
‫- مجبوری. مجبوری

197
00:12:22,240 --> 00:12:24,960
‫این روش اینگرید برای انجام کاری بود
‫که فکر می‌کرد مجبوره انجام بده

198
00:12:25,040 --> 00:12:26,520
‫تا از بقیه‌ی بچه‌هامون محافظت کنه

199
00:12:26,600 --> 00:12:28,200
‫اما تو موافق نبودی

200
00:12:29,400 --> 00:12:30,639
‫من و اینگرید یه تیم هستیم

201
00:12:30,640 --> 00:12:33,480
‫هیچ‌کس نمی‌گه یه تیم نیستید.
‫فقط می‌خوام بفهمم چی به چیه

202
00:12:33,560 --> 00:12:35,920
‫چون به بچه‌هات قول دادی
‫که من خواهرشون رو پیدا می‌کنم

203
00:12:36,720 --> 00:12:38,600
‫آره. شرمنده

204
00:12:39,320 --> 00:12:40,620
‫نه، شرمنده نیستی

205
00:12:41,000 --> 00:12:42,520
‫درسته. شرمنده نیستم

206
00:12:43,200 --> 00:12:46,880
‫شانس آوردی جذابی،
‫چون خیلی اعصاب‌خردکنی

207
00:12:48,720 --> 00:12:50,240
‫این یه لحظه‌ی عاشقانه‌ست؟

208
00:12:52,720 --> 00:12:55,120
‫به نظرت پِیج به قصد دزدی
‫رفته پیش سم؟

209
00:12:55,200 --> 00:12:58,240
‫شاید. آم…

210
00:12:58,320 --> 00:13:03,440
‫اما شاید واقعاً می‌خواسته
‫از آرون حروم‌زاده دور بشه

211
00:13:03,520 --> 00:13:06,600
‫اوه، حرف آرون حروم‌زاده وسط اومد

212
00:13:07,360 --> 00:13:08,960
‫فردا مراسم یادبودش برگزار می‌شه

213
00:13:09,040 --> 00:13:11,880
‫عالیه. یه سطل گوه براشون می‌فرستم

214
00:13:12,680 --> 00:13:14,240
‫به نظرم بهتره شرکت کنی

215
00:13:15,760 --> 00:13:19,960
‫توی مزرعه‌ی خانوادگی‌شونه،
‫همه هم می‌تونن برن. این هم وب‌سایت اوناست

216
00:13:20,040 --> 00:13:22,960
‫جدی می‌گی؟ به نظرت باید
‫توی مراسم یادبود مردی شرکت کنم

217
00:13:23,040 --> 00:13:26,760
‫که کل دنیا و مادرش می‌دونن
‫من بهش حمله کردم؟

218
00:13:26,840 --> 00:13:29,560
‫تازه مظنون شماره‌ی یک
‫به قتل رسیدنش هم هستی

219
00:13:29,640 --> 00:13:30,940
‫دقیقاً

220
00:13:32,280 --> 00:13:33,600
‫پِیج ممکنه بره اون‌جا

221
00:13:36,871 --> 00:13:37,871
‫[ نمایش مدرسه اکنون آغاز می‌شود ]

222
00:13:40,080 --> 00:13:41,380
‫ببخشید. آه…

223
00:13:41,720 --> 00:13:44,160
‫- دیگه باید برم
‫- صبر کن. آم…

224
00:13:44,800 --> 00:13:48,480
‫فکر می‌کنی پِیج ممکنه
‫توی مراسم یادبود شرکت کنه؟

225
00:13:48,560 --> 00:13:49,559
‫آره

226
00:13:49,560 --> 00:13:52,920
‫و اگه هم شرکت نکرد،
‫فقط با خانواده‌ش حرف بزن

227
00:13:53,000 --> 00:13:58,200
‫ببین می‌تونی بفهمی هنری و آرون
‫و پِیج چه ارتباطی با هم داشتن

228
00:13:59,720 --> 00:14:01,520
‫- پس تو نمیایی؟
‫- نه

229
00:14:02,040 --> 00:14:04,960
‫من فردا می‌خوام برم سالن خال‌کوبی

230
00:14:05,040 --> 00:14:06,560
‫چه جذاب

231
00:14:06,640 --> 00:14:09,040
‫یه آگهی از اون سالن
‫توی وسایل هنری پیدا کردم

232
00:14:09,120 --> 00:14:12,320
‫ولی خودش هیچ خال‌کوبی‌ای نداره،
‫و تا اون‌جا هم سه ساعت راهه،

233
00:14:12,400 --> 00:14:13,840
‫پس چرا آگهیش رو داشته؟

234
00:14:13,920 --> 00:14:15,440
‫مخصوصاً توی این دوره زمونه

235
00:14:15,960 --> 00:14:19,280
‫به نظرم هنری با یه نفر
‫از اون سال در ارتباط بوده

236
00:14:19,360 --> 00:14:21,840
‫به نظرت به پِیج هم ربط دارن؟

237
00:14:21,920 --> 00:14:23,360
‫هنوز نمی‌دونم

238
00:14:26,080 --> 00:14:27,380
‫خنده‌داره، نه؟

239
00:14:28,120 --> 00:14:32,360
‫کل عمرمون به بچه‌هامون هشدار می‌دیم
‫که به غریبه‌ها اعتماد نکنن و…

240
00:14:34,120 --> 00:14:35,420
‫حالا ببین توی چه شرایطی هستیم

241
00:14:37,400 --> 00:14:39,240
‫کی گفت بهت اعتماد دارم؟

242
00:15:01,480 --> 00:15:03,480
‫ماریا، خونه‌ای؟

243
00:15:36,960 --> 00:15:38,880
‫- برونو!
‫- برونو!

244
00:16:39,600 --> 00:16:40,900
‫گندش بزنن

245
00:16:46,920 --> 00:16:48,280
‫اینم از این

246
00:16:52,320 --> 00:16:57,000
‫مامان، می‌تونم فردا شب
‫توی نمایش مدرسه شرکت کنم؟

247
00:16:59,640 --> 00:17:01,880
‫…تا یه مدتی، عشقم
‫[ سوئیچ یدکی ماشین ]

248
00:17:07,200 --> 00:17:08,880
‫یالا

249
00:17:12,280 --> 00:17:14,040
‫مامان؟

250
00:17:14,120 --> 00:17:15,880
‫چرا قفل نمی‌شه؟

251
00:17:19,480 --> 00:17:21,200
‫باشه. بریم

252
00:17:22,240 --> 00:17:23,540
‫یالا، عزیزم

253
00:17:23,760 --> 00:17:26,040
‫خوب و گرمه

254
00:17:31,960 --> 00:17:33,800
‫تلویزیون رو روشن کن،
‫منم یه دقیقه‌ی دیگه میام

255
00:18:04,960 --> 00:18:06,520
‫با کتاب‌ها بازی کردی، دِیزی؟

256
00:18:06,600 --> 00:18:08,680
‫نه، مامانی، باهاشون بازی نکردم

257
00:18:34,760 --> 00:18:36,360
‫نباید این‌قدر توقف کنیم

258
00:18:36,440 --> 00:18:37,880
‫ببخشید. خیلی تحت فشار بودم

259
00:18:38,600 --> 00:18:39,900
‫چرا؟ نگران شدی؟

260
00:18:39,920 --> 00:18:41,640
‫آره، واقعاً نگران شدم

261
00:18:41,720 --> 00:18:43,400
‫خیلی‌خب؟ باید به حرکت‌مون ادامه بدیم

262
00:18:44,920 --> 00:18:48,240
‫دوست داشتی اصلاً
‫باهات ارتباط برقرار نمی‌کردم؟

263
00:18:49,160 --> 00:18:50,720
‫معلومه که نه،
‫اما می‌دونم چطور آدمی هستی

264
00:18:50,800 --> 00:18:53,520
‫توی هر پرورشگاهی که کنار هم بودیم
‫من رو توی دردسر می‌انداختی

265
00:18:54,160 --> 00:18:55,460
‫برای همین از هم جدامون کردن

266
00:18:56,720 --> 00:18:58,240
‫حتماً خیلی خیالت راحت شده

267
00:18:59,680 --> 00:19:02,120
‫فکر نمی‌کردم یه روزی
‫برگردی توی زندگیم، «دی»

268
00:19:02,200 --> 00:19:03,640
‫اما الان این‌جایی، من فقط…

269
00:19:05,520 --> 00:19:07,800
‫فقط می‌خوام ازت محافظت کنم

270
00:19:09,520 --> 00:19:10,820
‫از همدیگه محافظت می‌کنیم

271
00:19:12,800 --> 00:19:14,680
‫ببین، توی هر دردسری بیُفتیم،

272
00:19:16,560 --> 00:19:17,860
‫همیشه تو رو انتخاب می‌کنم

273
00:19:25,880 --> 00:19:27,400
‫آماده‌ای بریم؟

274
00:19:28,200 --> 00:19:30,040
‫آره. ولی کجا می‌خوایم بریم؟

275
00:19:31,400 --> 00:19:33,240
‫یه جایی که برای هر دو تامون مهمه

276
00:19:34,240 --> 00:19:35,800
‫یه جای خیلی خاص

277
00:19:50,080 --> 00:19:53,200
‫سلام، داریم تحرکات سه‌شنبه شب
‫دکتر گرین رو بررسی می‌کنیم

278
00:19:53,280 --> 00:19:55,800
‫بهم گفتن شما می‌تونی اطلاعات ورود رو
‫از کارتش به دست بیاری

279
00:19:55,880 --> 00:19:57,960
‫آره. الان سیستم رو نگاه می‌کنم

280
00:19:58,040 --> 00:20:00,400
‫- جزئیات دیگه‌ای نیست؟
‫- بفرمایید

281
00:20:08,040 --> 00:20:09,560
‫ای وای. ببخشید

282
00:20:15,400 --> 00:20:16,700
‫دکتر اِستنفیلد

283
00:20:17,600 --> 00:20:20,720
‫کارآگاه فگبنلی

284
00:20:20,800 --> 00:20:22,520
‫چند تا سوال دیگه دارم

285
00:20:25,360 --> 00:20:26,800
‫برگردیم سراغ سه‌شنبه شب

286
00:20:27,760 --> 00:20:30,520
‫مطمئنی دکتر گرین در طول شیفتش
‫اصلاً از بیمارستان خارج نشده؟

287
00:20:30,600 --> 00:20:32,120
‫تا جایی که من یادمه نه، خارج نشد

288
00:20:32,200 --> 00:20:33,760
‫قبلاً هم گفتم

289
00:20:34,440 --> 00:20:35,399
‫چرا؟

290
00:20:35,400 --> 00:20:39,480
‫تصاویر دوربین مداربسته نشون می‌دن
‫که ساعت ۲۰:۰۳ از بیمارستان خارج می‌شه

291
00:20:42,480 --> 00:20:44,400
‫برای بار سوم می‌پرسم

292
00:20:44,480 --> 00:20:46,720
‫یه‌کم بی‌فایده به نظر می‌رسه، نه؟

293
00:20:51,400 --> 00:20:53,640
‫کاملاً درسته. آم…

294
00:20:55,520 --> 00:20:59,080
‫اینگرید همیشه وقتی سه‌شنبه‌ها
‫شیفت شب هست

295
00:20:59,160 --> 00:21:01,160
‫می‌ره برای کارکنان بیمارستان غذا می‌خره

296
00:21:02,200 --> 00:21:03,500
‫یه رستوران هست…

297
00:21:04,440 --> 00:21:06,880
‫که بهترین غذاهای خیابونی مکزیکی رو داره
‫و همین نزدیکیه

298
00:21:06,960 --> 00:21:09,000
‫چون سه‌شنبه‌ها…

299
00:21:09,080 --> 00:21:11,240
‫شب مخصوص «ناچو برای پرستاران»ه

300
00:21:12,040 --> 00:21:13,640
‫عاشق اون مایونز چیلی‌ان

301
00:21:14,360 --> 00:21:17,080
‫می‌تونی از خودشون بپرسن.
‫حتماً تأیید می‌کنن

302
00:21:27,640 --> 00:21:28,940
‫ممنون

303
00:21:29,760 --> 00:21:31,560
‫که از سردرگمی نجات‌مون دادی

304
00:21:55,903 --> 00:22:00,903
‫[ مسافرخونه‌ی کوروال ]
‫[ مزرعه‌ی خانوادگی ]

305
00:22:09,384 --> 00:22:12,415
‫[ با مالکان آشنا شوید: ایند - وایلی ]

306
00:22:49,222 --> 00:22:51,662
‫[ آرون کوروال - ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۵ ]

307
00:23:02,320 --> 00:23:03,640
‫آقای کوروال؟

308
00:23:05,760 --> 00:23:09,160
‫اسم من سایمون گرینه.
‫پدر پِیج هستم

309
00:23:09,680 --> 00:23:10,980
‫چی می‌خوای؟

310
00:23:11,680 --> 00:23:14,200
‫- دنبال دخترم می‌گردم
‫- اون پسرم رو کشته؟

311
00:23:15,480 --> 00:23:16,399
‫نه

312
00:23:16,400 --> 00:23:17,319
‫و تو،

313
00:23:17,320 --> 00:23:19,760
‫مردی که پسرم رو به شدت کتک زدی،

314
00:23:20,440 --> 00:23:21,740
‫تو کشتیش؟

315
00:23:22,760 --> 00:23:24,060
‫این کیه؟

316
00:23:26,320 --> 00:23:29,040
‫یکی از مهمون‌هامونه
‫که مسیر رو اشتباه اومده

317
00:23:30,000 --> 00:23:32,320
‫این یه مراسم یادبود خانوادگی برای پسرمه

318
00:23:32,800 --> 00:23:35,720
‫از اون مسیر می‌تونی برگردی به مزرعه

319
00:23:48,800 --> 00:23:49,719
‫حالش خوبه؟

320
00:23:49,720 --> 00:23:53,240
‫سایمون، سلام. متأسفانه
‫تغییری نکرده. تو موفق نشدی؟

321
00:23:53,320 --> 00:23:54,720
‫نه، هنوز نه

322
00:23:55,240 --> 00:23:58,120
‫باید صبر کنم تا مراسم یادبود تموم بشه

323
00:23:58,200 --> 00:24:00,680
‫پدرش خیلی خون‌گرم نیست،

324
00:24:00,760 --> 00:24:02,840
‫اما مادرش شاید مایل باشه گوش بده

325
00:24:03,480 --> 00:24:06,200
‫بذار حدس بزنم.
‫می‌خوای از جذابیت ایرلندیت استفاده کنی؟

326
00:24:06,280 --> 00:24:08,640
‫دارم کار درست رو انجام می‌دم، نه؟

327
00:24:09,240 --> 00:24:11,600
‫قطعاً دوست داره به جای گریه کردن
‫و کنار تختش نشستن

328
00:24:11,680 --> 00:24:13,320
‫برم دنبال پِیج بگردم، نه؟

329
00:24:16,000 --> 00:24:18,360
‫آره. همین‌طوره

330
00:24:18,440 --> 00:24:21,640
‫ما همه این‌جا پیشش هستیم.
‫تو کارت رو ادامه بده

331
00:24:22,160 --> 00:24:25,160
‫و نگران سم و آنیا نباش.
‫مراقب‌شون هستم

332
00:24:25,240 --> 00:24:27,480
‫راستی، سم بهم گفت چیکار کردی

333
00:24:27,560 --> 00:24:29,360
‫اون قضیه‌ی دزدی و پول

334
00:24:29,440 --> 00:24:32,280
‫می‌خواستم بهت بگم
‫وقتی اوضاع این‌طور…

335
00:24:32,360 --> 00:24:34,240
‫چیزی که نمی‌دونی
‫اینه که پِیج اون‌جا بوده

336
00:24:36,040 --> 00:24:37,340
‫خدایا

337
00:24:37,640 --> 00:24:39,760
‫چی؟ رفته دانشگاه دیدن سم؟

338
00:24:39,840 --> 00:24:41,960
‫آره. پِیج دزدی کرده

339
00:24:42,040 --> 00:24:43,340
‫لعنتی

340
00:24:43,520 --> 00:24:44,840
‫واقعاً فکر می‌کردم…

341
00:24:46,240 --> 00:24:47,399
‫شرمنده، سایمون

342
00:24:47,400 --> 00:24:50,320
‫فقط در آینده چیزی رو ازم پنهان نکن

343
00:24:50,400 --> 00:24:53,120
‫از الان به بعد باید
‫همه‌چیز رو بدونم، باشه؟

344
00:24:54,320 --> 00:24:55,479
‫درست می‌گی

345
00:24:55,480 --> 00:24:57,240
‫چقدر؟

346
00:24:58,600 --> 00:24:59,900
‫کِی؟

347
00:25:03,080 --> 00:25:05,320
‫باشه. صبر کن. الان میام

348
00:25:07,080 --> 00:25:09,000
‫فکر می‌کردم دارم
‫به سم کمک می‌کنم

349
00:25:09,080 --> 00:25:10,600
‫فکر کنم مادرش داره می‌ره

350
00:25:10,680 --> 00:25:11,980
‫باید برم

351
00:25:17,948 --> 00:25:20,199
‫[ کِی برگشته به بیمارستان؟ ]
‫[ چه بهونه‌ای برای اون شب داره؟ ]

352
00:25:20,200 --> 00:25:23,200
‫قطعاً یه بازه‌ی زمانی وجود داره
‫که اینگرید گرین غایب بوده؟

353
00:25:23,280 --> 00:25:25,760
‫آره. همه‌ی کارکنان باید
‫ساعت ورود و خروج‌شون رو ثبت کنن

354
00:25:25,840 --> 00:25:27,560
‫و اون هم ۶۰ دقیقه
‫خارج از بیمارستان بوده

355
00:25:27,640 --> 00:25:30,480
‫اما پرستارهایی که باهاشون حرف زدم
‫حرف جِی رو تأیید کردن

356
00:25:31,160 --> 00:25:33,760
‫اینگرید اون شب مثل همیشه
‫براشون غذا گرفته

357
00:25:33,840 --> 00:25:34,919
‫با این حال…

358
00:25:34,920 --> 00:25:38,600
‫بیا بریم به «بیزی بوریتو»،
‫زمان‌بندی و دوربین‌ها رو بررسی کنیم…

359
00:25:38,680 --> 00:25:43,320
‫می‌دونی، این حرف‌ها راجع به غذاهای مکزیکی
‫باعث شده امشب هوس چیمی‌چانگا بکنم

360
00:25:43,400 --> 00:25:44,920
‫و نه، یه کنایه‌ی جنسی نیست

361
00:25:46,600 --> 00:25:47,900
‫خیلی‌خب

362
00:25:48,720 --> 00:25:50,120
‫توی یه رستوران یه میز می‌گیرم

363
00:25:50,920 --> 00:25:52,039
‫همون غذای بیرون‌بر خوبه

364
00:25:52,040 --> 00:25:53,340
‫کسی نمی‌بینه‌مون

365
00:25:53,400 --> 00:25:55,480
‫و حتی اگه هم ببینه، خیلی بده؟

366
00:25:55,560 --> 00:25:58,600
‫اگه بفهمن رابطه داریم،
‫دیگه نمی‌تونیم توی یه تیم باشیم

367
00:25:58,680 --> 00:26:00,880
‫دوباره با هلنِ هم‌تیمی می‌شی
‫که مدام دست‌درازی می‌کنه

368
00:26:00,960 --> 00:26:03,000
‫و من با جف دیوانه‌ساز هم‌تیمی می‌شم

369
00:26:03,080 --> 00:26:05,040
‫و شایعاتی که پخش می‌شه! اوه!

370
00:26:05,120 --> 00:26:08,560
‫می‌گن من فقط به‌خاطر پیشرفت کردن
‫باهات می‌خوابیدم

371
00:26:08,640 --> 00:26:12,080
‫چون بیا حقیقت رو بپذیریم،
‫خیلی جذاب نیستی

372
00:26:13,800 --> 00:26:15,520
‫چرا حرف بقیه مهمه؟

373
00:26:17,880 --> 00:26:19,180
‫مهمه خب

374
00:26:25,828 --> 00:26:28,750
‫[ آرون کوروال ]

375
00:26:56,488 --> 00:27:00,128
‫[ لو ]

376
00:27:02,000 --> 00:27:04,360
‫پیدا کردن معتادها خیلی سخته

377
00:27:04,440 --> 00:27:07,520
‫هیچ‌جا دیده نمی‌شن،
‫روال و عادت ثابتی ندارن

378
00:27:07,600 --> 00:27:09,400
‫اصلاً ممکنه پِیج پیش هنری باشه

379
00:27:09,480 --> 00:27:12,040
‫شاید آرون رو کشتن
‫و با هم فرار کردن

380
00:27:12,120 --> 00:27:13,560
‫بیا حقیقت رو بپذیریم.
‫می‌تونه هر جایی باشه

381
00:27:13,640 --> 00:27:15,720
‫و فهمیدم صاحب اون شماره

382
00:27:15,800 --> 00:27:17,520
‫که روی آگهی سالن خال‌کوبی بود، کیه

383
00:27:17,600 --> 00:27:20,120
‫مردی به اسم دِیمین گورش

384
00:27:20,200 --> 00:27:21,800
‫راستی سلام

385
00:27:22,400 --> 00:27:23,700
‫سلام

386
00:27:23,720 --> 00:27:24,919
‫ممنون

387
00:27:24,920 --> 00:27:26,840
‫دارم می‌رم سمت سالن خال‌کوبی

388
00:27:26,920 --> 00:27:29,080
‫ببینم می‌تونم بفهمم
‫این سه نفر چه ربطی به هم داشتن یا نه

389
00:27:29,160 --> 00:27:33,120
‫و پِیج ممکنه کلید پیدا کردن هنری باشه،
‫پس همچنان دنبالش بگرد

390
00:27:33,200 --> 00:27:34,520
‫دریافت شد

391
00:27:34,600 --> 00:27:36,760
‫ولی حالا که داریم حرف می‌زنیم،

392
00:27:37,280 --> 00:27:41,800
‫دیشب توی خیابون
‫مارچند ۲۸ چیکار می‌کردی؟

393
00:27:46,120 --> 00:27:48,000
‫بازم من رو زیر نظر داری؟

394
00:27:48,560 --> 00:27:50,440
‫اسمش رو بذار کنجکاوی حرفه‌ای

395
00:27:50,960 --> 00:27:56,000
‫این مشتری مرموزت کیه،
‫و چرا همه‌چیز این‌قدر مخفیانه‌ست؟

396
00:27:56,680 --> 00:27:59,800
‫چیزی نیست.
‫فقط دارم به یه نفر لطف می‌کنم

397
00:27:59,880 --> 00:28:01,480
‫تو؟ لطف می‌کنی؟

398
00:28:01,560 --> 00:28:03,920
‫مهربون شدی

399
00:28:04,000 --> 00:28:07,680
‫آره، و تو هم کار داری.
‫پس دست بجنبون

400
00:28:18,301 --> 00:28:21,788
‫[ خال‌کوبی ]

401
00:28:28,760 --> 00:28:30,840
‫رئیس، رئیس، می‌شه این رو ببینید؟

402
00:28:30,920 --> 00:28:32,480
‫خیلی‌خب، ۵ دقیقه‌ی دیگه

403
00:28:33,760 --> 00:28:35,060
‫یه جفت چکمه‌ی جدید برام بیار

404
00:28:40,200 --> 00:28:41,560
‫متأسفانه باید برید

405
00:28:41,640 --> 00:28:43,760
‫- این‌جا صحنه‌ی جرمه
‫- تو گروهبان کارآگاه مسئولی؟

406
00:28:43,840 --> 00:28:46,240
‫- شرمنده، با مطبوعات حرف نمی‌زنم
‫- من خبرنگار نیستم

407
00:28:46,320 --> 00:28:47,599
‫یه کارآگاه خصوصی‌ام

408
00:28:47,600 --> 00:28:49,360
‫اِلینا ریونزکرافت

409
00:28:50,000 --> 00:28:53,640
‫و این‌که فکر می‌کنی می‌خواستن
‫ازش سرقت کنن و این‌طور شده کاملاً اشتباهه

410
00:28:53,720 --> 00:28:55,200
‫این موضوع خیلی گسترده‌تریه

411
00:28:55,720 --> 00:28:58,000
‫تو از کجا می‌دونی ما فکر می‌کنیم
‫می‌خواستن ازش دزدی کنن؟

412
00:28:58,080 --> 00:28:59,159
‫هنوز چیزی اعلام نکردیم

413
00:28:59,160 --> 00:29:01,280
‫چون کارم رو بلدم

414
00:29:01,800 --> 00:29:03,440
‫خب، شاید این‌طور باشه،

415
00:29:03,520 --> 00:29:06,200
‫اما اداره‌ی ما با هیچ
‫کارآگاه خصوصی‌ای همکاری نمی‌کنه

416
00:29:06,280 --> 00:29:08,840
‫- خودمون پرونده‌هامون رو حل می‌کنیم
‫- آره، فکر می‌کردم چنین جوابی بدی

417
00:29:08,920 --> 00:29:11,440
‫برای همین از قبل به رئیست زنگ زدم

418
00:29:12,000 --> 00:29:14,160
‫خیلی جالبه،
‫من و جنی با هم تمرین کردیم

419
00:29:14,240 --> 00:29:16,160
‫از قدیم همدیگه رو می‌شناسیم

420
00:29:17,040 --> 00:29:18,340
‫پشت خطه

421
00:29:23,440 --> 00:29:24,740
‫کارآگاه تالبات هستم

422
00:29:26,600 --> 00:29:27,900
‫چشم، خانم

423
00:29:32,760 --> 00:29:35,360
‫دِیمین گورش به محض این‌که
‫به ماشینش رسیده، گلوله خورده

424
00:29:36,720 --> 00:29:39,920
‫و فکر می‌کنی اول دِیمین تیر خورده،
‫بعدش اون یکی؟

425
00:29:40,000 --> 00:29:42,080
‫هیچ فرضیه‌ای رو رد نمی‌کنم

426
00:29:42,560 --> 00:29:43,960
‫و شریک دِیمین؟

427
00:29:44,040 --> 00:29:46,400
‫شوهرش خارج از کشوره،
‫امروز برمی‌گرده

428
00:29:46,480 --> 00:29:49,920
‫و دومین قتل داخل اتفاق افتاده، درسته؟

429
00:29:50,000 --> 00:29:52,080
‫- دوربین امنیتی؟
‫- وجود نداره

430
00:29:52,160 --> 00:29:54,760
‫یه همسایه وقتی صدای شلیک‌ها رو شنیده
‫به پلیس خبر داده

431
00:29:54,840 --> 00:29:58,760
‫و حدس می‌زنم هر کسی که
‫به دِیمین شلیک کرده، کیف پولش رو هم برده؟

432
00:29:58,840 --> 00:30:01,000
‫درسته. ساعتش رو هم برده

433
00:30:01,080 --> 00:30:03,280
‫و باعث شده تو تصور کنی
‫که قضیه دزدی و سرقت بوده

434
00:30:03,360 --> 00:30:06,200
‫چرا حس می‌کنم داری زحمت‌هام رو
‫می‌شماری تا از ۱۰ نمره بدی؟

435
00:30:06,760 --> 00:30:09,000
‫- موضوع اینه، گروهبان تالبات…
‫- می‌تونی اَلکس صدام کنی

436
00:30:10,160 --> 00:30:15,040
‫موضوع اینه، الکس، وقتی
‫یه چیزی رو صحنه‌سازی می‌کنن،

437
00:30:15,120 --> 00:30:18,520
‫مثل دیدن یه نمایش بده

438
00:30:18,600 --> 00:30:20,440
‫متوجه‌ی ایرادات می‌شی

439
00:30:20,520 --> 00:30:25,120
‫جای لوازم اشتباهه.
‫بازیگرها زیاده‌روی می‌کنن

440
00:30:25,200 --> 00:30:26,680
‫مثل این

441
00:30:27,480 --> 00:30:30,000
‫این وسیله نباید این‌جا باشه

442
00:30:30,080 --> 00:30:32,960
‫حدس می‌زنم بعد از این‌که دیده
‫رئیسش تیر خورده، این از دستش افتاده

443
00:30:35,200 --> 00:30:36,600
‫قربانی دوم کیه؟

444
00:30:37,120 --> 00:30:38,640
‫رابی بِیلی

445
00:30:40,560 --> 00:30:41,860
‫یه قربانی فرعیه

446
00:30:49,240 --> 00:30:51,040
‫نمی‌خواسته شاهدی وجود داشته باشه

447
00:30:51,120 --> 00:30:52,420
‫دقیقاً

448
00:31:34,160 --> 00:31:36,920
‫سلام. می‌شه یه لیوان بزرگ
‫از مشروب باکیفیت‌تون بهم بدی، عشقم؟

449
00:31:37,000 --> 00:31:38,300
‫آره، عزیزم

450
00:31:40,120 --> 00:31:42,080
‫تو پدر پِیج هستی

451
00:31:44,040 --> 00:31:45,239
‫ممنون. بگیر

452
00:31:45,240 --> 00:31:46,800
‫- ممنون
‫- بقیه‌ش رو نگه دار برای خودت

453
00:31:47,560 --> 00:31:49,320
‫این‌جا چیکار می‌کنی؟

454
00:31:52,760 --> 00:31:54,200
‫دخترم گم شده

455
00:31:55,280 --> 00:31:56,640
‫از کِی؟

456
00:31:56,720 --> 00:31:59,080
‫همون شبی که آرون کشته شده

457
00:32:02,320 --> 00:32:05,480
‫خب، طبق چیزی که من می‌بینم،
‫دو تا احتمال وجود داره

458
00:32:05,560 --> 00:32:08,000
‫یا پِیج، آرون رو کشته و فرار کرده،

459
00:32:08,080 --> 00:32:11,280
‫یا هر کسی که آرون رو کشته،
‫دخترت رو برده یا کشته

460
00:32:13,400 --> 00:32:15,600
‫ولی هنوزم نمی‌دونم
‫این‌جا چیکار می‌کنی

461
00:32:17,960 --> 00:32:21,440
‫ببین، می‌دونم روز سختیه

462
00:32:21,520 --> 00:32:23,600
‫و آخرین چیزی که می‌خوام
‫اینه که مزاحمت بشم

463
00:32:23,680 --> 00:32:24,599
‫اما؟

464
00:32:24,600 --> 00:32:28,440
‫اما سوالاتی در مورد آرون و پِیج دارم
‫که پاسخ‌شون رو می‌خوام

465
00:32:28,520 --> 00:32:30,960
‫چندین ماه بود آرون رو ندیده بودم

466
00:32:31,040 --> 00:32:35,720
‫باشه، اما سعی می‌کنم بفهمم
‫پِیج و این مرد چه ارتباطی با هم داشتن

467
00:32:36,240 --> 00:32:37,600
‫آرون اون رو می‌شناخت؟

468
00:32:37,680 --> 00:32:39,400
‫نمی‌دونم. چرا؟

469
00:32:39,480 --> 00:32:40,880
‫اون هم گم شده

470
00:32:41,400 --> 00:32:43,240
‫و با پِیج در ارتباط بوده

471
00:32:43,320 --> 00:32:48,600
‫ممکنه به اتفاقی که برای آرون افتاده
‫ربط داشته باشه

472
00:32:50,800 --> 00:32:54,280
‫- نمی‌خوای بدونی قضیه چی بوده؟
‫- بچه‌ی دیگه‌ای داری؟

473
00:32:55,280 --> 00:32:56,519
‫‏۲ تای دیگه دارم

474
00:32:56,520 --> 00:32:58,440
‫می‌شه یه پیشنهاد بدم؟

475
00:32:58,520 --> 00:33:01,520
‫به جای این‌که دنبال
‫یه معتاد فراری بگردی

476
00:33:01,600 --> 00:33:04,400
‫که یا مُرده، یا اصلاً تو رو نمی‌‌شناسه،

477
00:33:05,360 --> 00:33:08,080
‫چرا روی خانواده‌ای که برات
‫باقی مونده تمرکز نمی‌کنی؟

478
00:33:13,414 --> 00:33:17,011
‫[ بیزی بوریتو ]

479
00:33:17,360 --> 00:33:20,240
‫دکتر گرین مشتری همیشگی‌مونه.
‫برای کل کارکنان بیمارستان سفارش می‌ده

480
00:33:21,040 --> 00:33:24,520
‫همیشه سه تا ناچو رایگان بهش می‌دم.
‫آخه پرستارها خیلی زحمت می‌کشن

481
00:33:24,600 --> 00:33:27,440
‫سه‌شنبه‌ی قبلی هم اومد؟
‫همون زمان همیشگی؟

482
00:33:27,520 --> 00:33:29,440
‫همیشه سر وقت میاد، اما…

483
00:33:30,720 --> 00:33:32,020
‫صبر کنید

484
00:33:40,680 --> 00:33:42,280
‫آره

485
00:33:42,360 --> 00:33:44,960
‫آره، اومد، خودش سفارش داد

486
00:33:45,040 --> 00:33:48,080
‫اما نموند تا سفارش آماده بشه.
‫گفت خودمون ببریم تحویل‌شون بدیم

487
00:33:49,720 --> 00:33:51,400
‫و معمولاً اون کار رو نمی‌کنه؟

488
00:33:51,480 --> 00:33:53,080
‫احتمالاً اولین بارش بوده

489
00:33:56,600 --> 00:33:59,840
‫- متوجه‌ی تفاوت دیگه‌ای توی رفتارش نشدی؟
‫- اجازه گرفت از در پشتی خارج بشه

490
00:34:01,600 --> 00:34:03,080
‫می‌تونستی همون اول این رو بگی

491
00:34:13,440 --> 00:34:15,120
‫چرا از در پشتی خارج شده؟

492
00:34:15,760 --> 00:34:17,640
‫شاید نمی‌خواسته کسی اون رو ببینه

493
00:34:17,720 --> 00:34:19,020
‫مثلاً کی؟

494
00:34:30,760 --> 00:34:32,160
‫فقط دختر من نیست

495
00:34:33,320 --> 00:34:34,620
‫همسرم هم هست

496
00:34:35,040 --> 00:34:36,800
‫اون شب تیر خورد

497
00:34:36,880 --> 00:34:39,120
‫زنده‌ست. به سختی

498
00:34:40,440 --> 00:34:42,680
‫وقتی دنبال پِیج می‌گشتیم تیر خورد،

499
00:34:42,760 --> 00:34:44,800
‫وقتی رفتیم جایی که اون و آرون…

500
00:34:45,560 --> 00:34:46,860
‫جایی که آرون به قتل رسید

501
00:34:48,520 --> 00:34:51,320
‫شاید فکر کنی هیچ اطلاعات مفیدی برای گفتن نداری،
‫اما لطفاً هر چیزی که می‌دونی رو بگو

502
00:34:51,400 --> 00:34:53,040
‫یه اسم، یه مکان

503
00:34:53,120 --> 00:34:55,120
‫- نمی‌خوای بیخیال بشی، نه؟
‫- هرگز

504
00:34:55,200 --> 00:34:57,280
‫ببین، نمی‌دونم راجع به آرون
‫باید چی بهت بگم

505
00:34:57,360 --> 00:34:59,440
‫هر چیزی. همه‌چیز رو

506
00:35:00,040 --> 00:35:04,480
‫پِیج همیشه اون رو از ما دور نگه می‌داشت.
‫فقط می‌دونیم توی دانشگاه با هم آشنا شدن

507
00:35:04,560 --> 00:35:06,960
‫آرون ازش بزرگ‌تر بوده،
‫و پِیج رو یه آدم دیگه کرده

508
00:35:07,040 --> 00:35:08,480
‫درست به نظر می‌رسه

509
00:35:08,560 --> 00:35:10,880
‫از همون لحظه‌ای که به دنیا اومد
‫اونا باهاش مشکل داشتن

510
00:35:11,600 --> 00:35:14,240
‫چی… گفتی «اونا»، نه «ما»

511
00:35:14,320 --> 00:35:16,520
‫من و وایلی اون موقع هنوز
‫ازدواج نکرده بودیم

512
00:35:18,440 --> 00:35:20,160
‫تو مادرخونده‌ی آرونی؟

513
00:35:20,240 --> 00:35:22,040
‫از وقتی ۸ سالش بود

514
00:35:22,560 --> 00:35:25,120
‫راستش رو بخوای
‫خیلی مهر مادری ندارم

515
00:35:25,200 --> 00:35:27,000
‫تعجب برانگیزه. می‌دونم

516
00:35:28,280 --> 00:35:30,160
‫من و آرون هیچ‌وقت با هم صمیمی نشدیم

517
00:35:30,240 --> 00:35:32,840
‫مامان واقعی آرون چی؟
‫اون کجاست؟

518
00:35:32,920 --> 00:35:35,800
‫وایلی گفت وقتی توی ایتالیا
‫توی یه تاکستان کار می‌کرده با هم آشنا شدن

519
00:35:35,880 --> 00:35:36,999
‫اسمش برونا بود

520
00:35:37,000 --> 00:35:38,119
‫پس چه اتفاقی افتاد؟

521
00:35:38,120 --> 00:35:39,480
‫برونا مُرد

522
00:35:40,080 --> 00:35:43,000
‫- چطور؟
‫- وایلی گفت توی یه سانحه‌ی رانندگی

523
00:35:44,000 --> 00:35:45,300
‫ولی تو متقاعد نشدی؟

524
00:35:46,320 --> 00:35:47,960
‫نمی‌دونم چرا دارم
‫این حرف‌ها رو بهت می‌گم

525
00:35:48,040 --> 00:35:49,360
‫چون مرد صادقی به نظر می‌رسم؟

526
00:35:49,440 --> 00:35:52,200
‫شبیه شوهر اولم هستی

527
00:35:52,280 --> 00:35:55,120
‫- مرد خوش‌تیپی بود، نه؟
‫- معلومه که نه!

528
00:35:55,640 --> 00:35:57,560
‫اما کارش توی تخت عالی بود

529
00:35:58,160 --> 00:35:59,760
‫پس یه وجه مشترک داریم

530
00:36:02,560 --> 00:36:04,840
‫ببین، ازت خوشم میاد، آقای گرین

531
00:36:05,320 --> 00:36:08,280
‫و چیزی که می‌خوام بهت بگم
‫ممکنه به دردت بخوره، شاید هم نخوره

532
00:36:08,360 --> 00:36:11,520
‫من و وایلی برای ماه‌عسل
‫به مدت ۳ هفته رفتیم به سانتورینی

533
00:36:11,600 --> 00:36:14,480
‫وقتی می‌خواستم بلیت بگیرم،
‫اصلاً نمی‌تونستم گذرنامه‌ی وایلی رو پیدا کنم

534
00:36:14,560 --> 00:36:18,280
‫فکر می‌کردم گمش کرده،
‫پس به اداره‌ی گذرنامه زنگ زدم

535
00:36:18,800 --> 00:36:22,800
‫اما فهمیدم وایلی اصلاً گذرنامه نداشته

536
00:36:22,880 --> 00:36:24,600
‫چی؟

537
00:36:24,680 --> 00:36:26,840
‫در مورد مامان آرون دروغ گفته بود

538
00:36:28,240 --> 00:36:30,480
‫اصلاً به ایتالیا نرفته بود

539
00:36:54,120 --> 00:36:56,880
‫اون عکس دِیمین گورش
‫و شوهرش نیل‌ه

540
00:36:58,840 --> 00:37:01,600
‫انگار زوج خوش‌حالی بودن

541
00:37:02,400 --> 00:37:03,700
‫گروهبان؟

542
00:37:06,640 --> 00:37:08,520
‫- گروهبان کارآگاه تالبات؟
‫- بگو

543
00:37:08,600 --> 00:37:11,440
‫شوهر آقای گورش اومدن

544
00:37:12,880 --> 00:37:14,200
‫دریافت شد

545
00:37:17,960 --> 00:37:19,260
‫نیل

546
00:37:20,520 --> 00:37:22,160
‫اسم من اِلینا ریونزکرافته

547
00:37:22,240 --> 00:37:24,880
‫یه کارآگاه هستم
‫و با پلیس همکاری می‌کنم

548
00:37:25,680 --> 00:37:29,080
‫نمی‌خوام این‌جا بمونم و وانمود کنم
‫درک می‌کنم چه حسی داری،

549
00:37:29,160 --> 00:37:32,640
‫اما می‌دونم از دست دادن آدمی
‫که دوستش داری چقدر سخته، و…

550
00:37:34,480 --> 00:37:35,920
‫واقعاً خیلی مزخرف،

551
00:37:36,560 --> 00:37:37,880
‫و وحشتناکه

552
00:37:38,760 --> 00:37:40,160
‫و دردش از هر چیزی بیشتره

553
00:37:42,880 --> 00:37:45,240
‫اما باید سریع اقدام کنیم

554
00:37:45,320 --> 00:37:46,960
‫پس می‌شه ازت بپرسم…

555
00:37:49,040 --> 00:37:52,960
‫تو یا دِیمین مرد جوونی
‫به اسم هنری ثورپ رو نمی‌شناختید؟

556
00:37:54,360 --> 00:37:55,660
‫نه

557
00:37:58,400 --> 00:37:59,880
‫پِیج گرین چی؟

558
00:38:01,720 --> 00:38:04,640
‫دِیمین هیچ‌وقت اسم‌شون رو به زبون نیاورد.
‫کی هستن؟

559
00:38:05,480 --> 00:38:07,880
‫هر دو تاشون گم شدن
‫و من دارم دنبالشون می‌گردم

560
00:38:07,960 --> 00:38:11,600
‫بابای هنری این رو
‫توی وسایلش پیدا کرد

561
00:38:12,400 --> 00:38:14,120
‫و اون شماره‌ی همراه هم
‫روش نوشته شده

562
00:38:15,160 --> 00:38:16,960
‫دست‌خط دِیمینه

563
00:38:17,960 --> 00:38:19,320
‫و شماره‌ی همراه اونه

564
00:38:20,880 --> 00:38:23,280
‫این هنری ممکنه یه مشتری بوده باشه

565
00:38:24,320 --> 00:38:25,960
‫اگه بخواید می‌تونید
‫توی پایگاه داده‌ها جستجو کنید

566
00:38:26,040 --> 00:38:27,960
‫خیلی عالی می‌شه، نیل

567
00:38:31,120 --> 00:38:32,420
‫اسم…

568
00:38:33,040 --> 00:38:35,960
‫آرون کوروال آشنا نیست؟

569
00:38:36,480 --> 00:38:37,780
‫شاید

570
00:38:38,720 --> 00:38:40,020
‫به طور مبهم

571
00:38:40,240 --> 00:38:41,880
‫نمی‌دونم

572
00:38:41,960 --> 00:38:45,520
‫چرا؟ این آدم‌های گم شده
‫به اتفاقی که با دِیمین افتاد مرتبط هستن؟

573
00:38:45,600 --> 00:38:47,640
‫می‌شه لطفاً بفهمید چه اتفاقی
‫برای شوهرم افتاده؟

574
00:38:50,501 --> 00:38:55,948
‫[ لطفاً از سرعت خود بکاهید ]
‫[ کودکان و حیوانات در مسیر هستند ]

575
00:39:18,160 --> 00:39:19,319
‫چی می‌خوای؟

576
00:39:19,320 --> 00:39:21,920
‫می‌خوام در مورد مادر آرون برام بگی

577
00:39:22,000 --> 00:39:23,360
‫مادر واقعیش

578
00:39:24,640 --> 00:39:26,880
‫می‌بینم که با همسر دوست‌داشتنیم حرف زدی

579
00:39:26,960 --> 00:39:28,520
‫آرون با مادرش در ارتباط بود؟

580
00:39:29,040 --> 00:39:30,360
‫کجاست؟

581
00:39:31,040 --> 00:39:32,520
‫ممکنه پِیج پیش اون باشه؟

582
00:39:36,000 --> 00:39:38,440
‫بعد از بلایی که پسرت
‫سر دخترم آورد،

583
00:39:39,200 --> 00:39:40,479
‫یه توضیح بهم بدهکاری

584
00:39:40,480 --> 00:39:41,960
‫اصلاً بدهکار نیستم

585
00:39:43,960 --> 00:39:46,680
‫پس الان نقشه چیه؟ هوم؟

586
00:39:47,280 --> 00:39:48,680
‫من رو هم کتک بزنی،

587
00:39:49,520 --> 00:39:51,520
‫چون خیلی مرد خانواده‌دوستی هستی؟

588
00:39:52,160 --> 00:39:53,840
‫من هیچ‌وقت روی آرون دست بلند نمی‌کردم

589
00:39:53,920 --> 00:39:56,520
‫اگه مثل یه مار
‫وارد زندگی دخترم نمی‌شد

590
00:39:56,600 --> 00:39:58,160
‫دخترم رو توی دانشگاه نشون کرد،

591
00:39:58,240 --> 00:40:00,760
‫اون رو وارد دنیای خودش کرد،
‫و الان توی جهنمیه

592
00:40:00,840 --> 00:40:03,280
‫که فقط خود خدا جاش رو بلده،
‫و همه‌ش تقصیر پسرته

593
00:40:03,360 --> 00:40:05,760
‫فکر می‌کنی توی دانشگاه دخترت
‫با هم آشنا شدن؟

594
00:40:07,840 --> 00:40:09,240
‫کی بهت چنین چیزی گفته؟

595
00:40:11,720 --> 00:40:13,640
‫دوست ندارم حقیقت رو بهت بگم، اما…

596
00:40:14,520 --> 00:40:16,080
‫آرون هیچ‌کدوم از اینا رو شروع نکرد

597
00:40:17,040 --> 00:40:18,340
‫همه‌ش زیر سر پِیج بود

598
00:40:19,520 --> 00:40:21,120
‫اومد این‌جا، دنبال آرون می‌گشت

599
00:40:22,960 --> 00:40:27,480
‫و توی اون خراب‌شده‌ای که
‫اسمش رو خونه گذاشته بود، پیداش کرد

600
00:40:30,360 --> 00:40:33,040
‫می‌تونی هر جوری که دوست داری
‫داستان غم‌انگیزت رو تعریف کنی

601
00:40:33,120 --> 00:40:34,359
‫اما حقیقت چیه؟

602
00:40:34,360 --> 00:40:36,320
‫این‌که دخترت دست
‫از سر پسر من برنمی‌داشت

603
00:40:36,400 --> 00:40:38,120
‫برعکس نبود

604
00:40:42,840 --> 00:40:45,400
‫با اِلینا ریونزکرافت تماس گرفتی.
‫برام پیغام بذار

605
00:40:45,480 --> 00:40:47,760
‫اِلینا، از اول اشتباه فهمیده بودم

606
00:40:47,840 --> 00:40:49,560
‫آرون اصلاً دنبال پِیج نبوده

607
00:40:49,640 --> 00:40:52,480
‫پِیج بعد از قبولی توی دانشگاه لانفورد
‫رفته سراغ آرون

608
00:40:52,560 --> 00:40:53,559
‫دلیلش رو نمی‌دونم،

609
00:40:53,560 --> 00:40:57,760
‫اما توی اون دانشگاه یه چیزی
‫باعث عوض شدن پِیج شده. بهم زنگ بزن

610
00:41:54,568 --> 00:41:56,165
‫[ مشتری‌ها ]

611
00:42:11,120 --> 00:42:12,720
‫چی توی سرته، «دی»؟

612
00:42:27,800 --> 00:42:29,240
‫چرا اومدیم این‌جا؟

613
00:42:30,360 --> 00:42:32,440
‫سورپرایز، خانم اوهارا

614
00:42:33,400 --> 00:42:35,360
‫تو. یعنی چی؟

615
00:42:44,184 --> 00:42:47,017
‫[ تاریخچه‌ی مرور ]

616
00:42:51,338 --> 00:42:52,632
‫[ کشف کردن ریشه‌های خانوادگی ]

617
00:42:52,633 --> 00:42:55,866
‫[ خانواده‌تان را پیدا کنید ]
‫[ دنبال خواهر/برادر، اعضای خانواده می‌گردید؟ ]

618
00:42:55,867 --> 00:42:57,020
‫[ به سرپرستی گرفته شده‌اید؟ ]

619
00:43:00,880 --> 00:43:03,040
‫هنری رو به سرپرستی گرفتیم

620
00:43:04,640 --> 00:43:07,560
‫پلیس میدانی تصاویر دوربین‌های
‫"بیزی بوریتو" رو فرستاده

621
00:43:14,520 --> 00:43:15,840
‫اون اینگریده که داره می‌ره

622
00:43:22,760 --> 00:43:24,560
‫اونی که پشت سرشه کیه؟

623
00:43:46,560 --> 00:43:47,860
‫سلام؟

624
00:44:38,240 --> 00:44:39,800
‫پِیج!

625
00:44:39,801 --> 00:44:43,000
‫ترجمه از «امیررضا»
‫ARZ_110_SUB@

626
00:44:43,030 --> 00:44:48,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی:
@talafilm_top

627
00:44:48,030 --> 00:44:58,000
کانال ما در تلگرام
@talafilm_top