1
00:00:00,001 --> 00:00:10,001
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:22,680 --> 00:00:26,960
‫می‌تونی به کارآگاه فگبنلی
‫یه پیام برسونی؟

3
00:00:28,000 --> 00:00:29,560
‫فهمیدم پِیج کجاست

4
00:00:31,720 --> 00:00:34,680
‫یه پیام از افسر پلیس باروز اومده.
‫توی مجتمع ماریندوکه

5
00:00:35,280 --> 00:00:39,680
‫سایمون گرین می‌گه راکو بهش گفته
‫یه هفته پیش دخترش دیده شده

6
00:00:39,760 --> 00:00:42,440
‫توی «وینپورت» سوار اتوبوس شده
‫و به «براکمیر» رفته

7
00:00:42,520 --> 00:00:45,520
‫پناهگاه تابان فقط چند کیلومتر
‫با ایستگاه اتوبوس اون مسیر فاصله داره

8
00:00:47,400 --> 00:00:49,920
‫اون مجتمع به عنوان
‫پناهگاه امن شناخته می‌شه

9
00:00:50,000 --> 00:00:52,360
‫اسم مذهب‌شون فانوس حقیقت تابان

10
00:00:52,440 --> 00:00:54,200
‫یا حقیقت تابانه

11
00:00:54,280 --> 00:00:57,560
‫پلیس مسلح صحبت می‌کنه! دست‌ها بالا!
‫همین‌الان دراز بکشید!

12
00:01:03,040 --> 00:01:06,920
‫یادتون باشه، همه‌ی اعضاش
‫تصمیم گرفتن به دور از جامعه زندگی کنن

13
00:01:07,000 --> 00:01:10,320
‫غیرقابل پیش‌بینی‌ان. ممکنه
‫سلاح‌هایی داشته باشن که ازشون خبر نداریم

14
00:01:14,120 --> 00:01:17,240
‫زانو بزنید! دست‌هاتون رو روی هم بذارید!
‫دست‌هاتون رو نشون بدید!

15
00:01:22,960 --> 00:01:26,840
‫این زن، پِیج گرین،
‫یه فرد گم‌شده‌ی بی‌پناهه

16
00:01:27,440 --> 00:01:29,800
‫اما همچنین معتقدیم اطلاعاتی حیاتی

17
00:01:29,880 --> 00:01:31,920
‫در رابطه با به قتل رسیدن
‫آرون کوروال داره

18
00:01:32,840 --> 00:01:34,140
‫حواستون رو جمع کنید

19
00:01:34,720 --> 00:01:36,760
‫ممکنه ظاهرش متفاوت باشه

20
00:01:36,840 --> 00:01:39,600
‫و احتمالاً فرقه بهش یه اسم جدید داده

21
00:01:42,400 --> 00:01:46,080
‫فرد تحت نظر کسپر وارتجه

22
00:01:47,000 --> 00:01:48,300
‫در رو بشکونید!

23
00:01:49,880 --> 00:01:53,680
‫در اتهامات سوءاستفاده‌ی
‫ادامه‌دار در پناهگاه امن،

24
00:01:53,760 --> 00:01:55,960
‫و ناپدید شدن چندین شخص،

25
00:01:56,040 --> 00:02:00,640
‫و همچنین به قتل رسیدن کوین گانو،
‫دِیمین گورش، و آرون کوروال نقش داشته

26
00:02:00,720 --> 00:02:02,020
‫اومدیم بهتون کمک کنیم

27
00:02:04,080 --> 00:02:05,380
‫نترسید

28
00:02:05,381 --> 00:02:06,608
‫[ فانوس حقیقت تابان ]
‫[ حقیقت خود را پیدا کنید ]

29
00:02:15,400 --> 00:02:18,640
‫کسی فرار نکرده.
‫توی خروجی‌ها هیچ فعالیتی دیده نمی‌شه

30
00:02:23,960 --> 00:02:25,260
‫پلیس مسلح!

31
00:02:25,560 --> 00:02:26,860
‫سلاح‌هاتون رو بندازید!

32
00:02:27,200 --> 00:02:29,600
‫سلاح‌هاتون رو بندازید! دراز بکشید!
‫دراز بکشید!

33
00:02:29,680 --> 00:02:30,980
‫کسی نیست

34
00:02:42,920 --> 00:02:44,220
‫کسی نیست!

35
00:02:51,520 --> 00:02:53,080
‫نشونه‌ای از مظنون نیست

36
00:03:00,960 --> 00:03:03,480
‫وارتج نیستش. همه‌ی اتاق‌ها خالی‌ان

37
00:03:03,560 --> 00:03:05,760
‫حتماً قبل از اومدن خودمون
‫فرار کرده، رئیس

38
00:03:06,800 --> 00:03:08,680
‫دریافت شد

39
00:03:56,400 --> 00:03:58,400
‫♪ A Little Wicked - Valerie Broussard ♪

40
00:03:58,401 --> 00:04:03,401
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی:
@talafilm_top

41
00:04:13,035 --> 00:04:16,378
‫« فراری »

42
00:04:16,379 --> 00:04:21,379
‫ترجمه از «امیررضا»
‫ARZ_110_SUB@

43
00:04:50,520 --> 00:04:55,240
‫کسپر وارتج، شما رو به اتهام
‫به قتل رسوندن کوین گانو،

44
00:04:55,760 --> 00:04:58,480
‫دِیمین گورش و آرون کوروال دستگیر می‌کنم

45
00:04:59,000 --> 00:05:01,480
‫- مجبور نیستید چیزی بگید…
‫- این حرف‌های تکراری رو نمی‌خواد بزنی

46
00:05:02,400 --> 00:05:05,000
‫و منم زحمت دستگیر کردنم رو کم می‌کنم

47
00:05:11,120 --> 00:05:13,480
‫اصلاً دلت نمی‌خواد توی زحمت بیُفتی
‫و من رو از این دادگاه به اون دادگاه ببری

48
00:05:13,560 --> 00:05:17,880
‫و منم قطعاً نمی‌خوام حتی یه لحظه
‫توی اون زندان‌های وحشتناک‌تون باشم

49
00:05:22,200 --> 00:05:23,960
‫به هر حال عمرم به سر اومده

50
00:05:25,320 --> 00:05:27,000
‫سرطان توی استخون‌هامه

51
00:05:27,080 --> 00:05:30,840
‫- پس بگو پیدام نکردی
‫- می‌دونی که نمی‌تونم اون کار رو بکنم

52
00:05:30,920 --> 00:05:35,560
‫دستگیر کردن من هیچ فایده‌ای نداره،
‫مخصوصاً بعد از این ماجراها

53
00:05:35,640 --> 00:05:39,800
‫من به مدت بیشتر از ۳۰ سال
‫برای این مردم، خدا بودم

54
00:05:39,880 --> 00:05:43,560
‫و مردهای بزرگ می‌دونن
‫کِی زمان‌شون فرا می‌رسه

55
00:05:43,640 --> 00:05:44,940
‫بمون سر جات

56
00:05:46,240 --> 00:05:48,480
‫- اسمت چیه؟
‫- گروهبان کارآگاه…

57
00:05:48,560 --> 00:05:50,560
‫اسم کوفتیت چیه؟

58
00:05:52,280 --> 00:05:54,760
‫گروهبان کارآگاه فگبنلی

59
00:05:59,480 --> 00:06:00,800
‫زندگی بی‌نظیری داشتم

60
00:06:02,920 --> 00:06:04,920
‫مثل یه پادشاه زندگی کردم

61
00:06:07,800 --> 00:06:09,400
‫باشه. باشه

62
00:06:09,480 --> 00:06:13,040
‫پادشاه‌ها مثل فقرا نمی‌میرن،

63
00:06:13,120 --> 00:06:15,960
‫کارآگاه فگبنلی

64
00:06:17,400 --> 00:06:19,760
‫توی سلول‌های زندان نمی‌میرن

65
00:06:19,840 --> 00:06:21,800
‫باشه! سلاحم رو می‌ذارم روی زمین

66
00:06:30,200 --> 00:06:31,119
‫کمک!

67
00:06:31,120 --> 00:06:32,440
‫بیاید این پایین!

68
00:06:32,520 --> 00:06:34,880
‫مجبور نیستید چیزی بگید،
‫اما ممکنه برای دفاعیه‌تون بد باشه

69
00:06:34,960 --> 00:06:38,080
‫اگه بعداً توی دادگاه از چیزی استفاده کنید
‫که الان بهش اشاره نکردید

70
00:06:38,160 --> 00:06:40,040
‫هر حرفی که بزنید می‌تونه
‫به عنوان مدرک استفاده بشه

71
00:06:40,640 --> 00:06:43,400
‫- بهم کمک نمی‌کنید
‫- دارید ما رو کجا می‌برید؟

72
00:06:43,480 --> 00:06:46,720
‫چی می‌خواید؟
‫از جون‌مون چی می‌خواید؟

73
00:06:48,280 --> 00:06:50,160
‫من این حق رو دارم که این‌جا باشم

74
00:06:50,240 --> 00:06:53,360
‫- همه رو جمع کردیم. خبری از پِیج نیست
‫- دریافت شد

75
00:06:56,560 --> 00:06:59,600
‫کسی این دختر رو ندیده؟

76
00:06:59,680 --> 00:07:01,600
‫ممکنه این‌جا باشه؟

77
00:07:01,680 --> 00:07:05,320
‫هر اطلاعاتی که داشته باشید
‫می‌تونه جون چندین نفر رو نجات بده

78
00:07:07,160 --> 00:07:08,880
‫هفته‌ی قبل یه دختر جدید اومد

79
00:07:11,520 --> 00:07:14,080
‫اما توی کانتینره

80
00:07:15,160 --> 00:07:17,760
‫- کانتینر؟
‫- مثل یه انباره

81
00:07:18,360 --> 00:07:20,600
‫به عنوان سلول انفرادی
‫ازش استفاده می‌کنن

82
00:07:24,320 --> 00:07:26,080
‫آهای؟ پلیس صحبت می‌کنه!

83
00:07:26,600 --> 00:07:28,040
‫کسی داخله؟

84
00:07:29,680 --> 00:07:30,980
‫پِیج؟

85
00:07:44,440 --> 00:07:45,800
‫اومدم کمکت کنیم

86
00:07:47,240 --> 00:07:48,540
‫دارم میام داخل

87
00:07:49,360 --> 00:07:52,640
‫چیزی نیست. مشکلی نیست

88
00:07:53,200 --> 00:07:54,500
‫چیزی نیست

89
00:07:57,080 --> 00:07:58,960
‫- می‌شه اسمت رو بهم بگی؟
‫- ایو

90
00:07:59,560 --> 00:08:00,860
‫باشه

91
00:08:01,080 --> 00:08:02,480
‫اسم واقعیت چیه؟

92
00:08:02,560 --> 00:08:03,860
‫اسم شناسنامه‌ایت؟

93
00:08:04,760 --> 00:08:06,060
‫زارا

94
00:08:07,440 --> 00:08:10,520
‫چیزی نیست، زارا.
‫دیگه در امانی

95
00:08:22,280 --> 00:08:24,040
‫شرمنده که پِیج رو پیدا نکردیم

96
00:08:26,320 --> 00:08:27,620
‫آره، آره

97
00:08:38,280 --> 00:08:39,960
‫آرون توی فرقه به دنیا اومده

98
00:08:41,120 --> 00:08:44,760
‫و همراه با پسرهای دیگه، به صورت غیرقانونی
‫به خانواده‌های دیگه داده شده

99
00:08:44,840 --> 00:08:46,720
‫پدر همه‌شون یه نفره،

100
00:08:47,720 --> 00:08:49,020
‫کسپر وارتج

101
00:08:51,880 --> 00:08:54,440
‫اخیراً برادرهای ناتنی همدیگه رو پیدا کردن

102
00:08:54,520 --> 00:08:57,120
‫قسم خوردن که رابطه‌شون رو
‫مخفی نگه دارن

103
00:08:57,200 --> 00:08:58,680
‫تا زمانی که پدر واقعی‌شون رو پیدا کنن

104
00:08:59,320 --> 00:09:02,360
‫پس فرقه…

105
00:09:03,240 --> 00:09:04,540
‫اونا…

106
00:09:05,400 --> 00:09:08,320
‫می‌دونستن پسرها همدیگه رو پیدا کردن؟

107
00:09:08,400 --> 00:09:11,520
‫وارتج یه آدم‌کُش استخدام کرد
‫تا پسرهای غیرمقدسش رو بُکُشه

108
00:09:11,600 --> 00:09:13,520
‫تا نتونن لوش بدن

109
00:09:13,600 --> 00:09:16,720
‫اَشلی دِیویس و شریک جرمش
‫دی‌دی لاهوی،

110
00:09:17,640 --> 00:09:19,640
‫همون دو نفری که می‌خواستن
‫تو و کورنیلیوس رو بُکُشن

111
00:09:19,720 --> 00:09:20,759
‫هوم

112
00:09:20,760 --> 00:09:22,440
‫- هر دو تاشون مُردن
‫- باشه

113
00:09:23,040 --> 00:09:27,520
‫وارتج و دو تا پسرش رو دستگیر کردیم،
‫فکر می‌کنیم اونا قتل‌ها رو ترتیب دادن

114
00:09:27,600 --> 00:09:30,080
‫همه‌شون ادعا می‌کنن کاملاً بی‌گناهن

115
00:09:30,160 --> 00:09:32,360
‫وکلای حرفه‌ای و گرونی دارن،
‫اما نگران نباش

116
00:09:32,440 --> 00:09:34,360
‫نمی‌تونن قسر در برن

117
00:09:35,480 --> 00:09:37,480
‫زنی که اون موقع دیدیش…

118
00:09:37,560 --> 00:09:38,860
‫- دیگه ندیدیش؟
‫- نه

119
00:09:42,360 --> 00:09:46,160
‫هنوز پیداش نکردیم.
‫اگه بیاد به دیدنت بهم می‌گی؟

120
00:09:46,240 --> 00:09:47,540
‫البته

121
00:09:49,040 --> 00:09:53,240
‫اِلینا ریونزکرافت چی؟

122
00:09:53,320 --> 00:09:54,359
‫خبری ازش نشد؟

123
00:09:54,360 --> 00:09:58,480
‫نه، اما طبق تصاویر دوربین‌های مداربسته،
‫قاتل‌ها توی ماشینش دیده شدن

124
00:09:59,240 --> 00:10:00,600
‫پس فرض رو بر این گذاشتیم

125
00:10:00,680 --> 00:10:03,200
‫که در مورد غیرقانونی بودن به سرپرستی
‫گرفته شدن پسرها باهاشون حرف زده،

126
00:10:03,280 --> 00:10:06,240
‫- و اونا هم به قتل رسوندنش
‫- وای، خدا

127
00:10:08,120 --> 00:10:09,420
‫اِلینا

128
00:10:12,200 --> 00:10:13,920
‫پس…

129
00:10:14,640 --> 00:10:16,680
‫اون دو نفر آرون رو کشتن؟

130
00:10:16,760 --> 00:10:18,160
‫همه‌ی شواهد چنین چیزی رو نشون می‌دن

131
00:10:21,320 --> 00:10:22,439
‫شرمنده که تو رو تحت نظر داشتم

132
00:10:22,440 --> 00:10:23,960
‫اشتباه می‌کردم

133
00:10:24,040 --> 00:10:26,760
‫نه، مشکلی نیست

134
00:10:28,120 --> 00:10:29,440
‫پِیج رو پیدا کن

135
00:10:29,520 --> 00:10:32,720
‫از اول هم تنها خواسته‌م همین بود

136
00:10:32,800 --> 00:10:33,959
‫تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم

137
00:10:33,960 --> 00:10:35,260
‫ممنون

138
00:10:45,280 --> 00:10:48,040
‫من به حقیقت تابان اعتقاد دارم، آقای گرین

139
00:10:49,080 --> 00:10:52,160
‫و بیشتر دوران بزرگسالیم
‫بهش خدمت کردم

140
00:10:53,360 --> 00:10:57,320
‫وقتی یه پسر به دنیا آوردم،
‫بهم گفتن رهبر بعدی می‌شه

141
00:10:58,200 --> 00:11:01,560
‫اما وقتی یه پسر دیگه به دنیا آوردم،
‫کسپر بهم گفت باید ازش دست بکشم

142
00:11:01,640 --> 00:11:03,840
‫به این معنی که دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش

143
00:11:04,440 --> 00:11:09,440
‫پارسال از یه وب‌سایت دی‌اِن‌اِی استفاده کردم
‫تا بفهمم چه بلایی سرش اومده

144
00:11:09,520 --> 00:11:11,360
‫- نِیتن؟
‫- اسم من رو از کجا می‌دونی؟

145
00:11:11,440 --> 00:11:14,440
‫اسم پسرم «نِیتن بردریک»‌ه

146
00:11:14,520 --> 00:11:17,960
‫دو تا معلم توی «آلدپورت» بزرگش کردن

147
00:11:18,040 --> 00:11:20,720
‫با بهترین نمرات فارغ‌التحصیل شده،
‫ازدواج کرده، سه تا بچه داره،

148
00:11:20,800 --> 00:11:24,280
‫و این‌طور که پیداست،
‫مرد خیلی خوبیه

149
00:11:24,360 --> 00:11:25,840
‫و همین کافی بود

150
00:11:25,920 --> 00:11:29,240
‫والدین خوب و زندگی خوبی داشت

151
00:11:30,480 --> 00:11:33,120
‫اما بعدش نقشه‌شون رو فهمیدم

152
00:11:34,400 --> 00:11:38,080
‫پول دادن تا همه‌ی
‫برادرهای ناتنی به قتل برسن

153
00:11:39,440 --> 00:11:43,600
‫نمی‌خواستم به کسی صدمه بزنم.
‫اما چاره‌ای نداشتم

154
00:11:43,680 --> 00:11:45,560
‫نمی‌تونستم اجازه بدم پسرم رو بُکُشن

155
00:11:46,080 --> 00:11:47,520
‫ممنون که…

156
00:11:48,160 --> 00:11:49,680
‫جونم رو نجات دادی

157
00:11:50,280 --> 00:11:51,580
‫ممنون از شما

158
00:11:52,200 --> 00:11:53,800
‫که بهشون گفتید دختره خودش افتاده

159
00:11:57,400 --> 00:11:58,700
‫دیگه باید برگردم

160
00:11:58,720 --> 00:12:00,440
‫برگردی کجا؟

161
00:12:01,000 --> 00:12:04,560
‫پلیس داره به پناهگاه امن یورش می‌بره

162
00:12:04,640 --> 00:12:06,560
‫تمومه

163
00:12:06,640 --> 00:12:07,940
‫نه

164
00:12:08,360 --> 00:12:12,240
‫از اول شروع می‌کنیم، یه پناهگاه دیگه می‌سازیم.
‫ولی این بار فرق می‌کنه

165
00:12:13,320 --> 00:12:14,920
‫آم…

166
00:12:15,000 --> 00:12:16,880
‫دخترم پِیج…

167
00:12:18,400 --> 00:12:21,640
‫با یکی از اون پسرها توی رابطه بود

168
00:12:24,040 --> 00:12:25,079
‫گم شده

169
00:12:25,080 --> 00:12:26,520
‫شنیدم

170
00:12:29,560 --> 00:12:31,360
‫توی پناهگاه امن نیست؟

171
00:12:33,640 --> 00:12:34,940
‫نمی‌دونم

172
00:12:35,840 --> 00:12:37,480
‫دخترهای زیادی اون‌جا هستن

173
00:13:00,040 --> 00:13:05,040
‫♪ Anchor - Novo Amor ♪

174
00:13:06,520 --> 00:13:07,840
‫بهش فکر کن

175
00:13:07,920 --> 00:13:09,520
‫لوتر به تو شلیک نکرد

176
00:13:09,600 --> 00:13:11,400
‫به زنت شلیک کرد

177
00:13:15,600 --> 00:13:16,900
‫اینگرید؟

178
00:13:16,920 --> 00:13:18,220
‫اینگرید!

179
00:13:18,440 --> 00:13:20,360
‫یالا، از پسش برمیایی.
‫من این‌جام

180
00:13:20,440 --> 00:13:21,800
‫پیشتم

181
00:13:32,920 --> 00:13:35,360
‫- ببخشید، آقا. این دختر رو ندیدید؟
‫- نه، نه، نه

182
00:13:37,680 --> 00:13:39,800
‫ببخشید، رفیق.
‫این دختر رو جایی ندیدی؟

183
00:13:39,880 --> 00:13:41,180
‫نه. شرمنده

184
00:13:41,520 --> 00:13:44,600
‫ببخشید، رفیق.
‫این دختر رو جایی ندیدی؟

185
00:13:44,680 --> 00:13:46,040
‫نه، ندیدمش. شرمنده

186
00:13:50,440 --> 00:13:51,960
‫سلام. ببخشید

187
00:13:52,480 --> 00:13:54,320
‫این دختر رو جایی ندیدید؟

188
00:13:54,840 --> 00:13:56,140
‫نه

189
00:14:45,680 --> 00:14:46,980
‫خودشه

190
00:14:48,000 --> 00:14:49,760
‫اِلینا ریونزکرافت

191
00:15:13,520 --> 00:15:14,820
‫سلام؟

192
00:15:22,000 --> 00:15:23,360
‫ممنون که خبر دادی

193
00:15:38,480 --> 00:15:39,780
‫سلام

194
00:15:40,240 --> 00:15:42,040
‫- سلام، سایمون
‫- سلام

195
00:16:19,200 --> 00:16:20,500
‫پِیج؟

196
00:16:21,840 --> 00:16:23,140
‫بابا!

197
00:16:35,800 --> 00:16:39,160
‫- بابا، خیلی متأسفم
‫- نه. نه، نه، نه، نه. نه

198
00:16:42,800 --> 00:16:44,720
‫کجا بودی؟ بیا

199
00:16:44,800 --> 00:16:46,280
‫نه، بابا

200
00:16:46,840 --> 00:16:48,079
‫نمی‌تونم بمونم

201
00:16:48,080 --> 00:16:49,380
‫چی؟

202
00:16:50,640 --> 00:16:52,480
‫تقریباً یه ماهی می‌شه

203
00:16:53,440 --> 00:16:54,740
‫یه ماه؟

204
00:16:56,080 --> 00:16:57,680
‫- یه ماهه که پاکم
‫- اوه، پِیج

205
00:16:57,760 --> 00:16:59,640
‫- هنوز کامل پاک نیستم
‫- باشه

206
00:17:00,240 --> 00:17:01,720
‫ممکنه هیچ‌وقت به اون حد نرسم

207
00:17:02,880 --> 00:17:04,600
‫اما قول می‌دم که از قبل بهترم

208
00:17:07,560 --> 00:17:10,520
‫پس این همه مدت، تو…

209
00:17:11,240 --> 00:17:14,200
‫از هیچی خبر نداشتم.
‫مشاورم توی بازپروری بهم گفت

210
00:17:14,280 --> 00:17:16,840
‫یه مقاله در مورد مامان خونده بود و بهم گفت.
‫منم سریع اومد این‌جا

211
00:17:16,920 --> 00:17:18,320
‫آره، البته

212
00:17:18,920 --> 00:17:21,120
‫من… نمی‌تونم بمونم

213
00:17:22,400 --> 00:17:23,920
‫باید برگردم، بابا

214
00:17:24,000 --> 00:17:25,800
‫- باید ۶ هفته رو تموم کنم
‫- آره

215
00:17:25,880 --> 00:17:27,840
‫حتی الانم که این‌جام حس می‌کنم
‫من رو به سمت خودش می‌کِشه

216
00:17:27,920 --> 00:17:28,919
‫داره قوی‌تر می‌شه

217
00:17:28,920 --> 00:17:32,160
‫ببین، تو برگرد. خودم می‌برمت

218
00:17:37,040 --> 00:17:39,680
‫- همه‌ش تقصیر منه
‫- نه، نه، نه، نه

219
00:17:39,760 --> 00:17:42,120
‫نه، پِیج.
‫نه، چنین فکری نکن

220
00:17:42,800 --> 00:17:45,200
‫عذاب وجدان نداشته باش.
‫تقصیر تو نیست

221
00:17:45,280 --> 00:17:49,080
‫- هست! هست!
‫- تقصیر تو نیست. تقصیر تو نیست

222
00:17:50,080 --> 00:17:51,960
‫می‌خوای بهم بگی چه اتفاقی افتاد؟

223
00:17:55,360 --> 00:17:58,200
‫وقتی جسد آرون رو دیدم،

224
00:17:58,720 --> 00:18:00,240
‫نمی‌دونستم باید چیکار کنم

225
00:18:01,560 --> 00:18:03,960
‫فکر می‌کردم پلیس تصور می‌کنه
‫که من اون رو کشتم

226
00:18:07,760 --> 00:18:11,320
‫وقتی دیدمش… خیلی وحشتناک بود،
‫این‌که اون بلا رو سرش آورده بودن

227
00:18:11,400 --> 00:18:14,280
‫اما مُرده بود.
‫بالاخره مُرده بود

228
00:18:14,360 --> 00:18:16,840
‫و بخشی از وجودم احساس
‫آزادی می‌کرد، می‌دونی؟

229
00:18:19,640 --> 00:18:21,200
‫منم رفتم و قایم شدم

230
00:18:23,680 --> 00:18:25,840
‫و بعدش رفتم به بازپروری

231
00:18:25,920 --> 00:18:29,400
‫کار فوق‌العاده‌ای کردی،
‫اما از کجا خبر داشتی؟

232
00:18:30,160 --> 00:18:31,640
‫قبلاً اون‌جا بودم

233
00:18:33,440 --> 00:18:34,740
‫کِی؟

234
00:18:35,680 --> 00:18:37,200
‫صبر کن. پس…

235
00:18:37,280 --> 00:18:39,000
‫وقتی توی پارک من رو دیدی، یادته؟

236
00:18:39,080 --> 00:18:40,960
‫- ولم کن!
‫- پِیج، منم بابا!

237
00:18:41,680 --> 00:18:45,520
‫- قبلاً هم توی بازپروری بودم
‫- واقعاً؟ کِی؟ چون…

238
00:18:46,040 --> 00:18:47,340
‫شبیه یه آدم پاک نبودی

239
00:18:47,360 --> 00:18:49,880
‫شروع کردم.
‫می‌خواستم ترک کنم

240
00:18:50,840 --> 00:18:52,140
‫اما…

241
00:18:52,600 --> 00:18:55,080
‫آرون موفق شده بود پیدام کنه

242
00:18:56,880 --> 00:18:58,480
‫وارد ساختمون شد

243
00:18:59,280 --> 00:19:01,480
‫وقتی خواب بودم
‫بهم مواد تزریق کرد

244
00:19:05,560 --> 00:19:07,120
‫روز بعد باهاش فرار کردم

245
00:19:09,320 --> 00:19:11,120
‫نمی‌فهمم

246
00:19:12,160 --> 00:19:14,480
‫از همون اول چطور از اون
‫مرکز بازپروری باخبر شدی؟

247
00:19:17,200 --> 00:19:18,500
‫مامان بردم اون‌جا

248
00:19:19,400 --> 00:19:21,440
‫در مورد مرکز بازپروری‌ای بهم گفت که…

249
00:19:21,520 --> 00:19:24,080
‫وقتی جوون‌تر بوده خودش اون‌جا رفته،
‫و من رو هم برد اون‌جا

250
00:19:24,160 --> 00:19:26,040
‫مامانت توی بازپروری بوده؟

251
00:19:26,120 --> 00:19:27,840
‫خیلی بهش کمک کرده، بابا

252
00:19:30,760 --> 00:19:32,060
‫اما…

253
00:19:32,520 --> 00:19:35,240
‫چرا به من نگفته بود
‫که بهت کمک می‌کرده؟

254
00:19:41,480 --> 00:19:42,639
‫من ازش خواستم بهت نگه

255
00:19:42,640 --> 00:19:45,000
‫چرا؟ چرا نمی‌خواستی من بدونم؟

256
00:19:46,480 --> 00:19:49,440
‫وقتی ناامیدت کردم،
‫وقتی ازم ناامید شده بودی،

257
00:19:49,520 --> 00:19:52,560
‫حالت چهره‌ت، نحوه‌ی نگاه کردنت بهم

258
00:19:57,720 --> 00:20:00,720
‫من… نمی‌خواستم دوباره اون اتفاق بیُفته

259
00:20:00,800 --> 00:20:02,160
‫نمی‌خواستم ناامیدت کنم

260
00:20:02,240 --> 00:20:04,880
‫فکر می‌کردم اگه دوباره
‫اون حالت چهره‌ت رو ببینم…

261
00:20:04,960 --> 00:20:06,600
‫ممکنه کار احمقانه‌ای بکنم

262
00:20:10,160 --> 00:20:11,460
‫عزیزدلم

263
00:20:14,600 --> 00:20:16,040
‫- متأسفم
‫- نه

264
00:20:17,040 --> 00:20:19,160
‫من متأسفم که باعث شدم
‫چنین فکری بکنی

265
00:20:25,320 --> 00:20:26,680
‫بابا…

266
00:20:27,680 --> 00:20:29,360
‫- می‌خوای برگردی؟
‫- آره، لطفاً

267
00:20:29,440 --> 00:20:30,740
‫باشه

268
00:20:52,560 --> 00:20:54,120
‫می‌شه لطفاً بزنی کنار؟

269
00:20:54,840 --> 00:20:56,140
‫البته

270
00:20:59,680 --> 00:21:00,980
‫خوبی؟

271
00:21:03,000 --> 00:21:05,840
‫می‌دونی، داری کار درست رو انجام می‌دی

272
00:21:08,040 --> 00:21:10,720
‫- می‌دونم
‫- می‌خوای یه دقیقه بمونیم؟

273
00:21:30,040 --> 00:21:31,340
‫می‌شه یه سوالی ازت بپرسم؟

274
00:21:33,360 --> 00:21:34,920
‫آرون خیلی کتکت می‌زد؟

275
00:21:38,240 --> 00:21:39,540
‫فقط همون یه بار کتکم زده بود

276
00:21:42,200 --> 00:21:44,800
‫آرون قضیه‌ی برادرهای ناتنیش رو
‫فهمیده بود

277
00:21:45,320 --> 00:21:48,440
‫با هنری ارتباط برقرار کردیم،
‫و برنامه داشتیم ببینیمش، اما…

278
00:21:50,360 --> 00:21:53,400
‫آرون حسودیش می‌شد

279
00:21:53,920 --> 00:21:55,220
‫نظرش عوض شد

280
00:21:55,920 --> 00:21:58,960
‫با هم بحث‌مون شد،
‫و منم رفتم دانشگاه سم

281
00:21:59,040 --> 00:22:01,360
‫- خوبی؟
‫- آره

282
00:22:01,440 --> 00:22:03,360
‫پس فرار کردی

283
00:22:04,000 --> 00:22:08,040
‫و طبق گفته‌ی پلیس، اون آدم‌کُش
‫و دوست‌دخترش آرون رو کُشتن

284
00:22:09,120 --> 00:22:10,420
‫فکر کنم

285
00:22:13,040 --> 00:22:14,520
‫تنها مشکل اینه که…

286
00:22:15,560 --> 00:22:17,880
‫اون روزی که به من
‫و کورنیلیوس شلیک کردن،

287
00:22:17,960 --> 00:22:19,480
‫ما رو تا اون‌جا تعقیب نکرده بودن

288
00:22:20,760 --> 00:22:22,960
‫خودشون از قبل توی مجتمع بودن

289
00:22:23,880 --> 00:22:24,799
‫درسته

290
00:22:24,800 --> 00:22:28,120
‫پلیس می‌گه دلیلش این بوده
‫که می‌خواستن دوباره از صحنه‌ی جرم دیدن کنن

291
00:22:29,240 --> 00:22:30,540
‫درسته

292
00:22:30,600 --> 00:22:33,200
‫اما فکر می‌کنم بار اولشون بوده
‫که رفتن اون‌جا

293
00:22:36,000 --> 00:22:37,300
‫پِیج،

294
00:22:38,200 --> 00:22:40,760
‫بعد از این‌که آرون کتکت زد
‫چه اتفاقی افتاد؟

295
00:22:40,840 --> 00:22:42,140
‫بهت گفتم، فرار کردم

296
00:22:44,280 --> 00:22:45,279
‫چه اتفاقی افتاد؟

297
00:22:45,280 --> 00:22:48,000
‫بابا، لطفاً بیخیال شو

298
00:22:48,080 --> 00:22:49,920
‫اول باید حقیقت رو به هم بگیم

299
00:22:50,000 --> 00:22:53,160
‫و پِیج، حقیقت بین خودمون می‌مونه

300
00:22:57,360 --> 00:22:58,960
‫دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم

301
00:23:01,240 --> 00:23:05,000
‫می‌دونستم اگه مواد مصرف نکنم
‫آزاد می‌شم. البته اگه آرون…

302
00:23:08,240 --> 00:23:09,540
‫بمیره

303
00:23:15,640 --> 00:23:17,960
‫شبی که آرون کشته شد
‫کورنیلیوس تو رو دیده

304
00:23:22,360 --> 00:23:23,660
‫چاقو رو پیدا کرده

305
00:23:36,800 --> 00:23:38,100
‫من آرون رو کُشتم…

306
00:23:50,360 --> 00:23:51,660
‫و فرار کردم

307
00:23:59,280 --> 00:24:00,600
‫تو دخترمی

308
00:24:03,160 --> 00:24:05,600
‫همیشه از محافظت می‌کنم،
‫تحت هر شرایطی

309
00:24:11,480 --> 00:24:13,200
‫اما تو آرون رو نکشتی

310
00:24:17,360 --> 00:24:20,240
‫دوباره رفتی از مامانت کمک گرفتی

311
00:24:20,960 --> 00:24:21,919
‫بعد از این‌که کتک زد؟

312
00:24:21,920 --> 00:24:23,280
‫بابا، لطفاً بیخیال شو

313
00:24:23,360 --> 00:24:25,040
‫رفتی سراغ مامانت؟

314
00:24:29,520 --> 00:24:30,820
‫پِیج؟

315
00:24:40,720 --> 00:24:42,020
‫آره

316
00:24:44,560 --> 00:24:47,080
‫بهم گفت برگردم به بازپروری، و…

317
00:24:47,160 --> 00:24:48,840
‫برنامه‌م رفتن بود

318
00:24:53,080 --> 00:24:55,760
‫روز بعدش برگشتم به آپارتمان و…

319
00:24:58,800 --> 00:25:00,100
‫آرون رو دیدم

320
00:25:02,240 --> 00:25:03,540
‫جسدش رو

321
00:25:07,720 --> 00:25:09,020
‫و فرار کردم

322
00:25:11,520 --> 00:25:12,820
‫کجا رفتی؟

323
00:25:13,960 --> 00:25:16,480
‫می‌گن قبل از این‌که بهتر بشی
‫باید به ته خط برسی

324
00:25:17,480 --> 00:25:19,000
‫رفتم توی تریلر آرون

325
00:25:20,120 --> 00:25:21,420
‫نشئه کردم

326
00:25:22,240 --> 00:25:23,540
‫چندین روز خوابیدم

327
00:25:26,600 --> 00:25:28,120
‫وقتی بیدار شدم، من…

328
00:25:28,760 --> 00:25:30,060
‫حقیقت رو فهمیدم

329
00:25:30,520 --> 00:25:31,820
‫کدوم حقیقت؟

330
00:25:45,400 --> 00:25:47,080
‫مامان آرون رو کُشته

331
00:25:54,920 --> 00:25:57,200
‫مامان آرون رو کُشته

332
00:26:02,000 --> 00:26:03,300
‫بابا،

333
00:26:03,880 --> 00:26:05,560
‫نمی‌تونی به مامان بگی
‫که خودمون می‌دونیم

334
00:26:10,120 --> 00:26:12,440
‫برای محافظت از من اون کار رو کرده

335
00:26:13,600 --> 00:26:15,280
‫و من باید تا آخر عمرم
‫با این موضوع کنار بیام

336
00:26:23,080 --> 00:26:24,400
‫بین خودمون می‌مونه

337
00:26:35,040 --> 00:26:36,340
‫چیزی نیست

338
00:26:37,800 --> 00:26:39,100
‫بیا بریم

339
00:26:58,120 --> 00:27:03,520
‫♪ Into Dust - Mazzy Star ♪

340
00:27:20,520 --> 00:27:23,360
‫«همانند امواج که به سوی
‫ساحل پر از سنگ‌ریزه می‌روند،

341
00:27:24,360 --> 00:27:28,080
‫دقایق زندگی ما نیز رو به تمامی می‌روند»

342
00:27:59,205 --> 00:28:00,758
‫[ جوئل ریونزکرافت - ۱۹۶۸ تا ۲۰۲۵ ]

343
00:28:00,800 --> 00:28:05,120
‫«سایه‌های کسوف با شکوه او
‫به نبرد برمی‌خیزند،

344
00:28:06,560 --> 00:28:07,860
‫و زمان…

345
00:28:08,760 --> 00:28:10,160
‫که روزگاری بخشنده بود…

346
00:28:12,280 --> 00:28:14,600
‫اکنون هدیه‌ی خود را تباه می‌کند»

347
00:29:41,040 --> 00:29:42,960
‫آخرین باری که این‌جا بودی،

348
00:29:43,640 --> 00:29:45,880
‫تبدیل به یه آدم معروف توی اینترنت شدی

349
00:29:47,400 --> 00:29:50,040
‫سعی می‌کنم امروز کسی رو نزنم

350
00:29:54,240 --> 00:29:55,960
‫- خوبی؟
‫- آره، من…

351
00:29:56,600 --> 00:29:58,800
‫هنوزم بعضی‌وقت‌ها
‫یهویی خیلی خسته می‌شم

352
00:29:59,480 --> 00:30:00,780
‫بیا بریم بشینیم

353
00:30:15,000 --> 00:30:17,640
‫کی می‌تونه پدر و مادر بودن رو
‫تحمل کنه، نه؟

354
00:30:18,560 --> 00:30:20,400
‫خدایا، خیلی آسیپ‌پذیرمون می‌کنن

355
00:30:24,000 --> 00:30:25,440
‫حاضریم براشون آدم بُکُشیم

356
00:30:31,720 --> 00:30:33,020
‫می‌دونی، مگه نه؟

357
00:30:34,800 --> 00:30:37,520
‫پس بدون اطلاع من
‫همه‌چیز رو برنامه‌ریزی کردی

358
00:30:40,360 --> 00:30:43,720
‫همین‌طوری یهویی آدم نمی‌کشی، اینگرید

359
00:30:45,320 --> 00:30:47,240
‫برای انجام اون‌طور کاری
‫باید خیلی بهش فکر کرده باشی

360
00:30:49,560 --> 00:30:50,860
‫چقدر بهش فکر کردی؟

361
00:30:50,920 --> 00:30:53,800
‫از همون لحظه‌ای که بهم گفت
‫آرون کتکش زده

362
00:30:56,080 --> 00:30:57,960
‫پِیج داشت غرق می‌شد، سایمون

363
00:30:58,720 --> 00:31:00,880
‫هر وقت می‌اومد روی سطح آب،

364
00:31:00,960 --> 00:31:03,680
‫اون حروم‌زاده پیداش می‌شد
‫تا دوباره اون رو بکشه زیر آب

365
00:31:06,480 --> 00:31:08,000
‫چرا این‌قدر خشونت‌آمیز؟

366
00:31:08,080 --> 00:31:11,200
‫توی روزنامه یه داستانی
‫در مورد کشتار گروه‌ها خوندم،

367
00:31:11,280 --> 00:31:13,480
‫و سه انگشت قطع می‌کردن،
‫پس منم تکرارش کردم

368
00:31:14,080 --> 00:31:17,000
‫داریم در مورد قتل حرف می‌زنیم، اینگرید

369
00:31:17,080 --> 00:31:20,360
‫متوجهی؟
‫آخرش فقط یه نتیجه داشت

370
00:31:20,840 --> 00:31:24,120
‫نمی‌خواستم دست روی دست بذارم
‫تا آرون دخترمون رو بُکُشه

371
00:31:24,200 --> 00:31:25,880
‫خیلی درمونده بود

372
00:31:28,440 --> 00:31:31,400
‫و چه حسی بهت دست داد؟
‫بعد از این‌که کُشتیش؟

373
00:31:31,480 --> 00:31:32,780
‫خیالم راحت شد

374
00:31:38,400 --> 00:31:40,120
‫چرا بهم نگفتی
‫بردیش مرکز بازپروری؟

375
00:31:40,200 --> 00:31:42,200
‫التماسم کرد که بهت نگم

376
00:31:42,280 --> 00:31:45,400
‫فقط به همین دلیل موافقت کرد.
‫دوست داشتم بهت بگم

377
00:31:45,480 --> 00:31:47,600
‫پس اون همه وقت که من بیرون بودم،

378
00:31:47,680 --> 00:31:50,920
‫خیابون‌ها و مکان‌های معتادها رو می‌گشتم
‫اون توی مرکز بازپروری بوده

379
00:31:52,720 --> 00:31:54,400
‫باید حقیقت رو بهم می‌گفتی، اینگرید

380
00:31:56,720 --> 00:31:59,000
‫- من هیچ‌وقت چنین کاری با تو نمی‌کردم
‫- در مورد تو نیست

381
00:31:59,080 --> 00:32:01,440
‫و در مورد من هم نیست.
‫در مورد اون بود

382
00:32:01,960 --> 00:32:02,999
‫دخترمون

383
00:32:03,000 --> 00:32:07,360
‫می‌دونستم تا وقتی آرون زنده باشه
‫مدام می‌ره سراغ دخترمون

384
00:32:07,440 --> 00:32:09,040
‫یه انگل بود

385
00:32:16,680 --> 00:32:18,200
‫چه اتفاقی افتاد؟

386
00:32:20,000 --> 00:32:22,080
‫بهش گفتم برگرده به بازپروری

387
00:32:23,320 --> 00:32:24,960
‫و نزدیک آپارتمانش نشه

388
00:32:27,320 --> 00:32:28,620
‫و بعدش…

389
00:32:29,240 --> 00:32:31,960
‫یه بهونه برای خودم جور کردم.
‫این‌که جِی شاهدمه

390
00:32:32,560 --> 00:32:34,880
‫می‌دونی که یه بهونه بوده، نه؟

391
00:32:35,680 --> 00:32:36,980
‫آره

392
00:32:37,040 --> 00:32:40,400
‫گفت اگه کسی در مورد اون شب
‫سوالی بپرسه، هوام رو داره

393
00:32:41,120 --> 00:32:45,080
‫و منم رفتم به اون رستوران غذای مکزیکی.
‫مثل همیشه سفارش دادم

394
00:32:45,800 --> 00:32:47,920
‫جِی نگران بود و تعقیبم کرد

395
00:32:49,000 --> 00:32:50,600
‫از در پشتی خارج شدم،

396
00:32:50,680 --> 00:32:54,040
‫و بعد از این‌که از دستش فرار کردم،
‫رفتم آپارتمان آرون

397
00:33:23,680 --> 00:33:25,520
‫پس لوتر همین رو می‌خواست بهم بگه

398
00:33:26,360 --> 00:33:28,560
‫تو رو موقع خروج از مجتمع دیده بود،

399
00:33:28,640 --> 00:33:31,560
‫و بعدش که تو رو توی زیرزمین راکو دید

400
00:33:31,640 --> 00:33:35,320
‫فکر می‌کرده می‌خوای بقیه رو بُکُشی

401
00:33:37,240 --> 00:33:38,680
‫ازت می‌ترسیده

402
00:33:42,080 --> 00:33:43,159
‫- چی می‌خوان؟
‫- صبر کن

403
00:33:43,160 --> 00:33:44,439
‫- این‌جا چیکار می‌کنن؟
‫- لوتر!

404
00:33:44,440 --> 00:33:45,960
‫- هی! نه
‫- دیوونه نباش!

405
00:33:48,680 --> 00:33:51,200
‫برای همین می‌گفت
‫می‌خواسته از خودش دفاع کنه

406
00:33:54,800 --> 00:33:56,800
‫چرا ازم نخواستی کمکت کنم؟

407
00:33:57,400 --> 00:33:59,360
‫چون می‌دونستم پیشمونم می‌کنی

408
00:34:00,800 --> 00:34:02,200
‫چون دوستت دارم

409
00:34:03,240 --> 00:34:04,960
‫و می‌خواستم ازت محافظت کنم

410
00:34:06,640 --> 00:34:10,400
‫و اگه من رو می‌گرفتن،
‫یکی‌مون می‌تونست از بچه‌ها محافظت کنه

411
00:34:10,480 --> 00:34:12,344
‫مثل همیشه حواست به همه‌چیز بوده

412
00:34:15,600 --> 00:34:17,280
‫نزدیک بود از دستت بدم

413
00:34:21,040 --> 00:34:23,120
‫و فکر می‌کردم پِیج رو هم از دست دادم

414
00:34:27,440 --> 00:34:29,240
‫و نمی‌تونم دوباره
‫چنین چیزی رو تجربه کنم

415
00:34:30,920 --> 00:34:32,360
‫عاشق خانواده‌مون هستم

416
00:34:34,400 --> 00:34:36,400
‫تنها کاری که می‌خواستم بکنم
‫این بود که از خانواده محافظت کنم

417
00:34:42,320 --> 00:34:43,620
‫منم همین‌طور

418
00:34:48,040 --> 00:34:49,340
‫دیگه رازی بین‌مون نباشه

419
00:35:12,760 --> 00:35:13,999
‫ایوان

420
00:35:14,000 --> 00:35:16,680
‫اون عکس‌های بچگی خودت و اینگرید
‫که چند سال پیش کریسمس

421
00:35:16,760 --> 00:35:18,800
‫- بهمون نشون دادی رو یادته؟
‫- آره، چطور؟

422
00:35:18,880 --> 00:35:20,623
‫چند تا عکس از اینگرید
‫خارج از کشور بود، درسته؟

423
00:35:20,624 --> 00:35:21,925
‫وقتی توی کار مد بوده

424
00:35:22,680 --> 00:35:24,920
‫وقتی اونا رو دید خیلی عصبانی شد

425
00:35:25,000 --> 00:35:27,840
‫- طبقه‌ی پایین توی زیرزمینن
‫- باید ببینم‌شون

426
00:35:50,400 --> 00:35:52,920
‫می‌دونی اونا تربچه‌ان،
‫نه گوجه، درسته؟

427
00:35:53,000 --> 00:35:54,300
‫تربچه

428
00:35:54,320 --> 00:35:56,200
‫تربچه. قرمز…

429
00:35:56,280 --> 00:35:58,000
‫امیدوارم مزه‌ش از پاستایی
‫که درست کردی بهتر باشه

430
00:35:58,080 --> 00:35:59,380
‫هی، خیلی هم خوش‌مزه بود

431
00:35:59,440 --> 00:36:00,840
‫باباتون در مورد پاستا بهم گفت

432
00:36:00,920 --> 00:36:02,560
‫آره، اگه پنیر رو بیشتر
‫از پاستا دوست داشته باشی

433
00:36:02,640 --> 00:36:05,600
‫گوجه‌ها رو خرد کن
‫تا بتونی سس رو درست کنی

434
00:36:05,680 --> 00:36:06,980
‫سلام، عشقم

435
00:36:37,560 --> 00:36:38,860
‫می‌دونی،

436
00:36:39,360 --> 00:36:42,360
‫هیچ‌وقت نفهمیدم چه چیزی
‫توی آرون دیدی

437
00:36:44,760 --> 00:36:47,440
‫چطور می‌تونی جذب آدمی
‫به اون وحشتناکی بشی؟

438
00:36:49,400 --> 00:36:51,200
‫می‌دونی چی برام عجیب بود؟

439
00:36:52,600 --> 00:36:54,480
‫توی آپارتمان‌تون توی مجتمع،

440
00:36:55,160 --> 00:36:57,840
‫دو تا تشک یه نفره
‫دو طرف اتاق بود

441
00:37:01,960 --> 00:37:04,120
‫کدوم زوج جوونی
‫روی یه تخت نمی‌خوابن؟

442
00:37:04,200 --> 00:37:05,500
‫- بابا، ما…
‫- صبر کن

443
00:37:06,280 --> 00:37:07,580
‫صبر کن

444
00:37:12,400 --> 00:37:14,920
‫امروز رفتم دیدن داگ مولزر

445
00:37:15,840 --> 00:37:17,160
‫عزیزدلم،

446
00:37:17,680 --> 00:37:20,520
‫خیلی متأسفم بابت کاری
‫که اون باهات کرد

447
00:37:21,080 --> 00:37:22,840
‫اگه نخوای راجع بهش
‫حرف بزنی درک می‌کنم،

448
00:37:22,920 --> 00:37:25,440
‫اما اگه می‌خواستی راجع بهش حرف بزنی،
‫هر وقت آماده بودی من گوش می‌دم

449
00:37:25,520 --> 00:37:27,400
‫متأسفم

450
00:37:29,280 --> 00:37:31,560
‫بهم گفت مورد حمله قرار گرفته…

451
00:37:33,600 --> 00:37:34,679
‫به طرز وحشیانه‌ای

452
00:37:34,680 --> 00:37:37,680
‫گفت مردی با کلاه بالاکلاوا بهش حمله کرده

453
00:37:38,840 --> 00:37:40,320
‫آرون بوده، درسته؟

454
00:37:50,480 --> 00:37:53,520
‫مولزر بهم گفت

455
00:37:53,600 --> 00:37:55,640
‫که وقتی آرون کتکش می‌زده،

456
00:37:56,400 --> 00:37:58,840
‫مدام سرش داد می‌زده

457
00:38:03,440 --> 00:38:06,080
‫«هیچ‌کس حق نداره
‫به خواهرم صدمه بزنه»

458
00:38:12,080 --> 00:38:14,120
‫تو هم توی یه وب‌سایت
‫شجره‌نامه‌شناسی بودی

459
00:38:15,160 --> 00:38:18,520
‫متوجه شدی که آرون برادر ناتنیته…

460
00:38:27,800 --> 00:38:29,440
‫و مادرتون یکیه

461
00:38:44,040 --> 00:38:45,039
‫مامانه

462
00:38:45,040 --> 00:38:47,120
‫پشت سرش رو ببین

463
00:38:48,200 --> 00:38:51,000
‫نماد حقیقت تابانه

464
00:38:56,320 --> 00:38:59,480
‫مامان بهم گفت که اصلاً
‫به‌خاطر مدل بودن خارج نرفته

465
00:39:00,000 --> 00:39:02,400
‫بخشی از یه…
‫نمی‌دونم چی صداش کنم

466
00:39:02,480 --> 00:39:03,840
‫فرقه

467
00:39:03,920 --> 00:39:05,480
‫حامله شده،

468
00:39:06,000 --> 00:39:08,480
‫بچه رو به دنیا آورده،
‫فکر می‌کرد مُرده به دنیا اومده

469
00:39:09,080 --> 00:39:11,560
‫در نهایت فرار کرده
‫و به مرکز بازپروری رفته

470
00:39:12,400 --> 00:39:15,200
‫همون مرکز بازپروری‌ای
‫که تو رو برد اون‌جا

471
00:39:21,520 --> 00:39:22,820
‫ببین، بابا

472
00:39:23,800 --> 00:39:26,160
‫آرون خیلی داغون بود

473
00:39:27,040 --> 00:39:30,360
‫وقتی جوون بوده
‫باباش بهش تعرض کرده و…

474
00:39:32,000 --> 00:39:34,000
‫و باید شرایط من رو هم یادت باشه

475
00:39:34,760 --> 00:39:36,760
‫اتفاقاتی که با داگ افتاده بود،
‫ضرب و شتم،

476
00:39:36,840 --> 00:39:40,760
‫و بعدش آزمایش دی‌اِن‌اِی دادم،
‫و حس می‌کردم کل زندگیم دروغه

477
00:39:41,880 --> 00:39:44,720
‫و یهویی یه برادر بزرگ‌تر داشتم و…

478
00:39:45,240 --> 00:39:46,920
‫چندین ساعت صحبت کردیم

479
00:39:47,440 --> 00:39:48,880
‫قضیه‌ی داگ رو بهش گفتم

480
00:39:50,560 --> 00:39:51,860
‫و اون…

481
00:39:52,600 --> 00:39:55,360
‫ازش انتقام گرفت،
‫و خیلی وحشتناک بود

482
00:39:56,080 --> 00:39:57,380
‫اما حس کردم…

483
00:39:59,200 --> 00:40:01,840
‫نمی‌دونم، یه نفر مراقبمه، شاید؟

484
00:40:04,280 --> 00:40:05,580
‫و بعدش،

485
00:40:06,080 --> 00:40:07,520
‫آرون نشئه‌ام کرد

486
00:40:08,800 --> 00:40:10,560
‫کمکم کرد از واقعیت فرار کنم

487
00:40:14,480 --> 00:40:16,640
‫فکر کنم می‌دونست
‫داره چیکار می‌کنه

488
00:40:18,280 --> 00:40:19,580
‫منظورت چیه؟

489
00:40:20,200 --> 00:40:22,280
‫فکر کنم خواهر داشتن رو دوست داشت

490
00:40:23,160 --> 00:40:24,520
‫نمی‌خواست من رو از دست بده

491
00:40:26,440 --> 00:40:29,920
‫باید من رو معتاد نگه می‌داشت
‫تا ترکش نکنم و…

492
00:40:30,640 --> 00:40:31,940
‫شاید اون…

493
00:40:33,280 --> 00:40:36,080
‫می‌خواست از مامان واقعیش انتقام بگیره

494
00:40:39,840 --> 00:40:42,520
‫فکر می‌کرد بچه‌ایه
‫که مامان دورش انداخته،

495
00:40:42,600 --> 00:40:46,600
‫پس شاید می‌خواست بچه‌ای که
‫نگه داشته رو نابود کنه

496
00:40:47,200 --> 00:40:50,200
‫و اصلاً به مادرت نگفتی
‫که می‌دونی یه پسر داشته؟

497
00:40:50,280 --> 00:40:53,400
‫گفتم. اومدم خونه و ازش پرسیدم
‫که قبل من بچه داشته یا نه،

498
00:40:53,480 --> 00:40:54,599
‫و گفت نه

499
00:40:54,600 --> 00:40:56,840
‫فرقه بهش گفته بود
‫که بچه مُرده به دنیا اومده

500
00:40:58,000 --> 00:40:59,800
‫به حرفش گوش نمی‌دادم

501
00:41:01,000 --> 00:41:03,640
‫من… معتاد بودم،

502
00:41:03,720 --> 00:41:06,040
‫و فقط به فکر مواد بودم

503
00:41:07,880 --> 00:41:10,200
‫جواهراتش رو دزدیدم
‫و برگشتم پیش آرون

504
00:41:13,160 --> 00:41:14,760
‫همون‌طوره که خودت گفتی،

505
00:41:15,400 --> 00:41:17,200
‫وقتی برگردوندمت به بازپروری

506
00:41:19,120 --> 00:41:20,420
‫ته خط

507
00:41:22,240 --> 00:41:24,640
‫باعث شدم مامانم یه نفر رو بکشه

508
00:41:29,880 --> 00:41:32,760
‫اما یه آدم غریبه رو نکشت، نه؟

509
00:41:36,120 --> 00:41:37,640
‫پسر خودش رو کشت

510
00:41:38,760 --> 00:41:40,240
‫بابا، نمی‌تونیم بهش بگیم

511
00:41:40,320 --> 00:41:42,640
‫- نباید هیچ‌وقت بفهمه
‫- دیگه نمی‌خوام رازی وجود داشته باشه، پِیج

512
00:41:42,720 --> 00:41:45,600
‫- بابا
‫- حتی به منم گفت که آرون رو کشته

513
00:41:45,680 --> 00:41:47,360
‫این راز مثل بقیه‌ی رازها نیست

514
00:41:47,840 --> 00:41:49,800
‫این راز مامان رو نابود می‌کنه

515
00:41:51,160 --> 00:41:52,460
‫نباید بهش بگیم

516
00:41:53,120 --> 00:41:54,420
‫هرگز!

517
00:41:59,280 --> 00:42:00,580
‫شام تقریباً آماده‌ست

518
00:42:04,200 --> 00:42:05,500
‫بابا

519
00:42:16,880 --> 00:42:18,840
‫- اون‌قدر خوش‌مزه‌ست؟
‫- خیلی خوش‌مزه‌ست

520
00:42:20,600 --> 00:42:22,400
‫- زنده باشی
‫- نیم‌پزه

521
00:43:12,512 --> 00:43:16,000
‫ترجمه از «امیررضا»
‫ARZ_110_SUB@

522
00:43:16,030 --> 00:43:21,000
کانال ما در تلگرام
@talafilm_top

523
00:43:21,030 --> 00:43:29,000
www.TalaFilm.Top