1
00:00:00,001 --> 00:00:10,001
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:13,382 --> 00:00:16,951
‫[ سال گذشته ]

3
00:00:24,446 --> 00:00:25,872
‫[ روز خشم از ولفگانگ آمادئوس موتزارت ]

4
00:01:33,720 --> 00:01:35,720
‫♪ A Little Wicked - Valerie Broussard ♪

5
00:01:35,721 --> 00:01:40,721
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی:
@talafilm_top

6
00:01:50,351 --> 00:01:53,612
‫« فراری »

7
00:01:53,613 --> 00:01:58,613
‫ترجمه از «امیررضا»
‫ARZ_110_SUB@

8
00:02:01,160 --> 00:02:03,680
‫توی اون دانشگاه یه چیزی
‫باعث عوض شدن پِیج شده

9
00:02:14,240 --> 00:02:15,600
‫یا خدا

10
00:02:15,680 --> 00:02:18,320
‫اگه یه وقت گفتم می‌خوام اون‌طور کاری انجام بدم،
‫لطفاً سریع بیاید سراغم

11
00:02:18,400 --> 00:02:19,559
‫چون عقلم رو از دست دادم

12
00:02:19,560 --> 00:02:21,560
‫دختری این حرف رو می‌زنه
‫که می‌خواد عضو یه گروه آکاپلا بشه

13
00:02:21,640 --> 00:02:23,080
‫اون خیلی کار عزتمندانه‌تریه

14
00:02:23,160 --> 00:02:26,320
‫تو توی دانشگاه یه‌کم بداهه‌پردازی کردی،
‫مگه نه، سایمون؟

15
00:02:26,400 --> 00:02:29,400
‫درسته، اینگرید، آره. ممنون که پرسیدی.
‫و خیلی هم خنده‌دار بودم

16
00:02:29,480 --> 00:02:30,479
‫اَه، نه

17
00:02:30,480 --> 00:02:32,200
‫منظورت اینه که «اَه، آره، و…»

18
00:02:32,280 --> 00:02:35,760
‫بابا. می‌شه لطفاً وقتی بقیه‌ی بچه‌های
‫خوابگاه رو می‌بینم، یه نفر بابا رو کنترل کنه؟

19
00:02:39,200 --> 00:02:40,800
‫یا خدا!

20
00:02:40,880 --> 00:02:42,640
‫می‌شه الان این کار رو نکنید؟

21
00:02:42,720 --> 00:02:49,280
‫شرمنده، آنیا. اما متأسفانه مجبوریم.
‫یه میل فیزیکیه، عشقم

22
00:02:50,160 --> 00:02:52,520
‫چطور بچه‌های ما این‌طوری شدن؟

23
00:02:52,600 --> 00:02:53,519
‫سلام

24
00:02:53,520 --> 00:02:55,400
‫- وای، خدا. تو پِیج هستی؟
‫- آره

25
00:02:55,480 --> 00:02:58,440
‫- گروه سه نفره‌مون تکمیل شد!
‫- سلام، پِیج. من جودی‌ام

26
00:02:58,520 --> 00:03:01,560
‫- سلام
‫- درسته. من کِیتی‌ام. گیتار می‌زنی؟

27
00:03:01,640 --> 00:03:03,360
‫منم آواز می‌خونم

28
00:03:03,440 --> 00:03:07,040
‫والدین! سلام، والدین! باید بدونید
‫که من دوره‌ی کمک‌های اولیه رو گذروندم

29
00:03:07,120 --> 00:03:09,600
‫متولد برج سرطان هستم، مادر زودیاک

30
00:03:20,200 --> 00:03:21,880
‫- خودشه
‫- خوبید؟

31
00:03:21,960 --> 00:03:24,160
‫تو همونی هستی که به اون
‫مرد بی‌خانمان حمله کردی، مگه نه؟

32
00:03:24,240 --> 00:03:25,840
‫چون اگه خودش هستی
‫خیلی حال به هم زنی

33
00:03:25,920 --> 00:03:29,600
‫خیلی زشته که فکر می‌کنید
‫بی‌خانمان بوده. چرا چنین فکری می‌کنید؟

34
00:03:30,200 --> 00:03:32,160
‫- گم شو
‫- با خوش‌حالی

35
00:03:41,960 --> 00:03:45,480
‫♪ تویی، از اول هم تو بودی ♪

36
00:03:45,560 --> 00:03:50,560
‫♪ تویی، از اول هم تو نیمه‌ی گم‌شده‌م بودی ♪

37
00:03:50,640 --> 00:03:55,280
‫♪ تویی، از اول هم تو نیمه‌ی گم‌شده‌م بودی ♪

38
00:03:55,360 --> 00:04:00,240
‫♪ تویی، از اول هم تو نیمه‌ی گم‌شده‌م بودی ♪

39
00:04:00,320 --> 00:04:02,800
‫♪ تویی، از اول هم… ♪

40
00:04:02,880 --> 00:04:07,520
‫سلام، کِیتی. شاید من رو یادت نباشه.
‫من سایمون گرینم، بابای پِیج

41
00:04:07,600 --> 00:04:11,040
‫برات یه پیام فرستادم،
‫اما جوابم رو ندادی

42
00:04:11,120 --> 00:04:12,560
‫نمی‌دونستم کی پیام داده

43
00:04:12,640 --> 00:04:15,040
‫واقعاً؟ آخه اولش نوشتم
‫«بابای پِیج هستم»

44
00:04:15,120 --> 00:04:17,840
‫کلاه‌بردارها این روزها
‫خیلی خلاق شدن، خب؟

45
00:04:17,920 --> 00:04:19,220
‫اصلاً شماره‌م رو از کجا پیدا کردی؟

46
00:04:19,280 --> 00:04:22,520
‫همون روز اولی که همدیگه رو دیدیم
‫خودت شماره‌ت رو بهم دادی

47
00:04:22,600 --> 00:04:25,840
‫گفتی اگه چیزی می‌خواستم
‫حتماً بهت پیام بدم

48
00:04:25,920 --> 00:04:28,240
‫اوه. درسته

49
00:04:28,320 --> 00:04:30,400
‫به‌خاطر ویدئو این‌طور رفتار می‌کنی؟
‫چون اصلاً اون ویدئو…

50
00:04:30,480 --> 00:04:32,400
‫نه. عاشق اون ویدئو هستم

51
00:04:32,480 --> 00:04:33,960
‫می‌دونم آرون چقدر آدم بی‌شعوریه

52
00:04:35,360 --> 00:04:38,320
‫فقط می‌خوام در مورد پِیج
‫و دلیلش برای ترک کردن لانفورد باهات حرف بزنم

53
00:04:38,400 --> 00:04:39,700
‫واقعاً نمی‌دونم

54
00:04:40,560 --> 00:04:41,860
‫گم شده

55
00:04:42,120 --> 00:04:43,420
‫اوه

56
00:04:44,000 --> 00:04:48,600
‫رفتم به دیدن بابای آرون.
‫بهم گفت که پِیج رفته سراغ آرون

57
00:04:48,680 --> 00:04:50,960
‫ما همیشه فکر می‌کردیم قضیه برعکسه

58
00:04:51,040 --> 00:04:52,920
‫آره، وقتی پِیج رفت به دیدنش
‫اولین دیدارشون بود

59
00:04:53,000 --> 00:04:56,800
‫- زمانش رو یادته؟
‫- در واقع، آره، دقیق یادمه

60
00:04:56,880 --> 00:05:00,480
‫‏۱۳اُم ژانویه آخرهفته ازم خواست
‫ماشینم رو بهش قرض بدم

61
00:05:00,560 --> 00:05:02,880
‫- چون روز تولد مامانمه یادم مونده
‫- واقعاً؟

62
00:05:02,960 --> 00:05:04,079
‫آره، تولد ۶۲ سالگیش بود

63
00:05:04,080 --> 00:05:06,400
‫نه، نه، نه.
‫یعنی پِیج با ماشین رفت به دیدن آرون؟

64
00:05:06,480 --> 00:05:07,780
‫- اون که اصلاً رانندگی نمی‌کنه
‫- می‌دونم

65
00:05:07,800 --> 00:05:10,640
‫بهش گفتم انجام دادن اون کارها
‫برای یه آدم غریبه زیاده‌رویه

66
00:05:11,280 --> 00:05:12,580
‫چیزی در مورد آرون نگفت؟

67
00:05:12,600 --> 00:05:15,520
‫دیگه اون موقع خیلی چیزها رو
‫از منم پنهان می‌کرد

68
00:05:15,600 --> 00:05:16,900
‫متأسفم، کِیتی

69
00:05:16,960 --> 00:05:18,680
‫اون بهترین دوستم بود

70
00:05:19,200 --> 00:05:21,400
‫هیچ‌وقت دوستی مثل اون نداشتم

71
00:05:21,480 --> 00:05:25,720
‫ولی بدون هیچ دلیلی جوری رفتار می‌کرد
‫انگار ازم متنفر بود

72
00:05:26,320 --> 00:05:30,240
‫اعتیاد پِیج اون رو تبدیل به آدمی کرد
‫که هیچ‌کدوم‌مون نمی‌شناختیمش

73
00:05:30,320 --> 00:05:31,960
‫خیلی قبل‌تر از استفاده‌ی مواد
‫تبدیل به یه آدم دیگه شد

74
00:05:32,040 --> 00:05:33,360
‫چی؟

75
00:05:33,440 --> 00:05:35,480
‫بعداً با آرون رفت سراغ مواد

76
00:05:35,560 --> 00:05:39,600
‫مطمئنی؟ فکر می‌کردم چون آرون موادفروش بوده
‫پِیج رفته به دیدنش

77
00:05:39,680 --> 00:05:41,720
‫چرا باید ۴ ساعت رانندگی کنه
‫تا بره پیش یه موادفروش؟

78
00:05:41,800 --> 00:05:43,760
‫ما توی خوابگاه دانشگاه زندگی می‌کنیم

79
00:05:43,840 --> 00:05:46,320
‫می‌تونست از هر پسری
‫که پیرسینگ ابرو داره مواد بخره

80
00:05:46,920 --> 00:05:49,360
‫امکان نداره قبل از آشنایی با آرون
‫مواد مصرف کرده باشه

81
00:05:50,160 --> 00:05:52,120
‫قبل از اون قضیه‌ها آدم دیگه‌ای شد

82
00:05:53,880 --> 00:05:56,840
‫برای کلاسم دیرم شده.
‫ببخشید. کاش می‌تونستم بیشتر کمک کنم

83
00:05:56,920 --> 00:05:59,080
‫- آرون به قتل رسیده
‫- چی؟

84
00:05:59,600 --> 00:06:01,000
‫چرا؟ کی اون کار رو کرده؟

85
00:06:01,080 --> 00:06:03,880
‫نمی‌دونم، اما می‌ترسم دنبال پِیج باشن

86
00:06:03,960 --> 00:06:05,239
‫برای همین به کمکت نیاز دارم

87
00:06:05,240 --> 00:06:08,440
‫باید بدونم توی این خوابگاه
‫چه اتفاقی افتاده

88
00:06:08,520 --> 00:06:10,640
‫که باعث شده ماشینت رو قرض بگیره
‫و بره سراغ آرون

89
00:06:10,720 --> 00:06:12,560
‫یه لحظه خوب بهش فکر کن.
‫یه چیزی

90
00:06:12,640 --> 00:06:15,520
‫هر چیزی که ممکنه
‫باعث عوض شدنش شده باشه

91
00:06:17,720 --> 00:06:21,400
‫پِیج گفت توی خونه مشکلاتی داره

92
00:06:22,520 --> 00:06:24,920
‫- چه مشکلاتی؟
‫- ازش نپرسیدم

93
00:06:25,000 --> 00:06:26,800
‫یه موضوع خانوادگیه

94
00:06:26,880 --> 00:06:28,440
‫چرا این کار رو می‌کنی؟ چرا؟

95
00:06:29,040 --> 00:06:30,920
‫دیگه واقعاً باید برم. شرمنده

96
00:06:31,000 --> 00:06:33,280
‫عه… اون یکی دوست‌تون چی؟ جودی؟

97
00:06:33,360 --> 00:06:35,240
‫- می‌شه بهم بگی چطور باهاش ارتباط برقرار کنم؟
‫- نمی‌تونم

98
00:06:35,320 --> 00:06:37,560
‫برای تعطیلات میان‌ترم زودتر رفت خونه

99
00:06:38,080 --> 00:06:39,840
‫شرمنده. خداحافظ

100
00:07:04,880 --> 00:07:07,320
‫قبل از این‌که بیدار بشید
‫سریع رفتم فروشگاه

101
00:07:08,160 --> 00:07:11,200
‫مگه می‌شه بیاید به دیدن خانم اوهارا
‫و براتون صبحونه‌ی انگلیسی درست نکنه، نه؟

102
00:07:11,280 --> 00:07:13,400
‫اوه، خیلی لطف کردی

103
00:07:14,280 --> 00:07:15,580
‫خوش‌مزه‌ست؟

104
00:07:16,440 --> 00:07:17,740
‫عالیه

105
00:07:18,400 --> 00:07:19,700
‫خوبه

106
00:07:20,600 --> 00:07:23,120
‫خیلی فوق‌العاده‌ست
‫که هنوز با هم در ارتباط هستید

107
00:07:24,160 --> 00:07:26,440
‫شما دو نفر همیشه بچه‌های
‫موردعلاقه‌م بودید

108
00:07:26,520 --> 00:07:29,160
‫آخی. به همه‌ی بچه‌های پرورشگاهی
‫همین رو می‌گی، مگه نه؟

109
00:07:30,080 --> 00:07:32,560
‫باورم نمی‌شه این‌قدر خوشگلی

110
00:07:35,440 --> 00:07:37,960
‫خیلی بچه‌‌ی وحشی‌ای بودی

111
00:07:41,480 --> 00:07:42,780
‫تو هم همین‌طور

112
00:07:44,520 --> 00:07:46,400
‫دقیقاً مثل بچگی‌هاتی

113
00:07:50,840 --> 00:07:53,480
‫- خیلی ممنون که اجازه دادی بمونیم
‫- اوه، خواهش می‌کنم

114
00:07:54,520 --> 00:07:56,280
‫می‌شه بپرسم چی
‫باعث شده بیاید این‌جا؟

115
00:07:57,120 --> 00:07:58,420
‫به‌خاطر کار

116
00:07:59,040 --> 00:08:03,120
‫شغل‌مون آزاده، و کارفرمامون
‫قرار بود این نزدیکی توی هتل برامون اتاق بگیره

117
00:08:03,640 --> 00:08:07,160
‫ولی خب یه اشتباهی رخ داد.
‫بگذریم، واقعاً نجات‌مون دادی

118
00:08:07,240 --> 00:08:08,680
‫پس با هم کار می‌کنید؟

119
00:08:09,200 --> 00:08:12,960
‫بچگی توی این خونه بودید،
‫و الان با هم کار می‌کنید. چقدر عالی!

120
00:08:13,960 --> 00:08:15,280
‫- عالی نیست؟
‫- هست

121
00:08:15,360 --> 00:08:16,359
‫وای!

122
00:08:16,360 --> 00:08:17,660
‫ببخشید

123
00:08:18,200 --> 00:08:20,000
‫نمی‌دونستم صدا هم ازت خارج می‌شه

124
00:08:20,080 --> 00:08:22,480
‫آره. همه‌جور صدایی

125
00:08:25,640 --> 00:08:28,200
‫خب، شما دو نفر کارتون چیه؟

126
00:08:28,280 --> 00:08:32,440
‫خیلی حوصله‌سربره. باور کن.
‫اصلاً ارزش گفتن نداره

127
00:08:34,920 --> 00:08:36,960
‫می‌شه زحمت بیُفتی
‫و یه‌کم چای دیگه برام بیاری؟

128
00:08:37,040 --> 00:08:40,040
‫- البته. البته
‫- ممنون

129
00:09:02,320 --> 00:09:03,680
‫من داشتم…

130
00:09:03,760 --> 00:09:05,480
‫نبضش رو می‌گرفتم. من…

131
00:09:05,560 --> 00:09:07,160
‫حتماً خوابم گرفته

132
00:09:08,280 --> 00:09:09,580
‫این یکی رو تا حالا نشنیده بودم

133
00:09:10,000 --> 00:09:12,640
‫رئیست می‌گه زمان زیادی رو
‫توی این اتاق می‌گذرونی

134
00:09:12,720 --> 00:09:14,840
‫نباید بری نبض بیمارهای خودت رو بگیری؟

135
00:09:14,920 --> 00:09:16,400
‫خب، شیفتم تموم شده

136
00:09:16,920 --> 00:09:20,360
‫و راستش رو بخوای،
‫یه نفر باید این‌جا کنارش باشه

137
00:09:23,240 --> 00:09:25,080
‫به نظرت اینگرید
‫دوست داره این‌جا باشی؟

138
00:09:27,000 --> 00:09:29,160
‫ببخشید، این دیگه چه‌جور سوالیه؟

139
00:09:32,000 --> 00:09:33,480
‫رفتیم توی اون رستوران،

140
00:09:34,400 --> 00:09:36,120
‫همون‌جایی که ازش غذا گرفته

141
00:09:37,320 --> 00:09:41,360
‫گفتن اینگرید مضطرب به نظر می‌رسیده،

142
00:09:41,440 --> 00:09:42,920
‫رفتارش عجیب بوده

143
00:09:43,520 --> 00:09:45,000
‫اجازه گرفته از در پشتی خارج بشه

144
00:09:45,520 --> 00:09:46,820
‫پس با در نظر گرفتن این موضوع،

145
00:09:46,880 --> 00:09:50,440
‫دیگه به شایعات بحث
‫بین شما دو نفر اشاره نکنم

146
00:09:50,520 --> 00:09:53,520
‫و تصاویر دوربین‌ها که نشون می‌ده
‫تا رستوران تعقیبش کردی…

147
00:09:56,080 --> 00:09:59,320
‫این‌که فکر کنم ازت می‌ترسه
‫خیلی فرضیه‌ی اشتباهیه؟

148
00:10:02,680 --> 00:10:04,320
‫اینگرید ازم نمی‌ترسه

149
00:10:06,200 --> 00:10:08,200
‫چرا ازم بترسه؟ من…

150
00:10:13,640 --> 00:10:17,360
‫دکتر اِستنفیلد، به نظرم بهتره
‫تا اداره‌ی پلیس همراهم بیایی

151
00:10:25,040 --> 00:10:26,340
‫مامانم فوت کرده

152
00:10:39,456 --> 00:10:41,923
‫[ گروهبان کارآگاه الکس تالبات ]

153
00:10:41,924 --> 00:10:44,349
‫[ رفتم دیدن شوهر دِیمین.
‫بعداً توی سالن خال‌کوبی می‌بینمت؟ ]

154
00:10:57,280 --> 00:10:58,840
‫اینگرید ازم نمی‌ترسید

155
00:10:59,440 --> 00:11:02,680
‫فکر کنم فقط نگران این بوده
‫که ممکنه کسی ما رو با هم ببینه

156
00:11:03,320 --> 00:11:04,960
‫چرا باید نگران چنین چیزی باشه؟

157
00:11:05,600 --> 00:11:06,900
‫خب…

158
00:11:08,320 --> 00:11:10,080
‫قبلاً با هم می‌رفتیم سر قرار

159
00:11:10,160 --> 00:11:12,240
‫سال‌ها پیش. قبل از این‌که
‫با سایمون آشنا بشه

160
00:11:12,320 --> 00:11:15,960
‫پس شاید فکر می‌کرده
‫مردم اشتباه برداشت می‌کنن

161
00:11:16,560 --> 00:11:17,880
‫برداشت اشتباهیه؟

162
00:11:20,360 --> 00:11:22,760
‫کجا رفت؟
‫بعد از خارج شدن از رستوران

163
00:11:23,440 --> 00:11:26,880
‫ببینید، جایی رفت که هیچ ارتباطی
‫به اتفاقی که برای دخترش

164
00:11:26,960 --> 00:11:29,600
‫و دوست‌پسر دخترش افتاده نداره، باشه؟

165
00:11:30,120 --> 00:11:32,000
‫متأسفانه اصلاً جواب خوبی نیست

166
00:11:32,080 --> 00:11:35,280
‫تمام مدتی که اون خارج از بیمارستان بوده
‫تو هم بیرون بودی

167
00:11:35,360 --> 00:11:38,400
‫ببینید، قسم می‌خورم،
‫اصلاً اینا ربطی به هم ندارن

168
00:11:38,480 --> 00:11:42,320
‫الان من توی موقعیت خیلی بدی‌ام.
‫می‌خوام به حریم خصوصی اینگرید احترام بذارم…

169
00:11:42,400 --> 00:11:44,960
‫اما اگه برای شب به قتل رسیدن آرون
‫مدرکی برای بی‌گناهیش نداشته باشه…

170
00:11:53,520 --> 00:11:54,820
‫مدرک داره

171
00:11:54,880 --> 00:11:56,360
‫مدرکش چیه؟

172
00:11:57,640 --> 00:11:58,940
‫منم

173
00:11:59,400 --> 00:12:03,080
‫بعد از این‌که از رستوران خارج شد،
‫رفت خونه‌ی من

174
00:12:04,120 --> 00:12:05,420
‫و منم رفتم پیشش

175
00:12:07,960 --> 00:12:09,800
‫پس نمی‌تونسته آرون رو بُکُشه

176
00:12:19,560 --> 00:12:21,520
‫درست می‌گفتم.
‫با هم رابطه دارن

177
00:12:23,520 --> 00:12:24,599
‫نمی‌دونم

178
00:12:24,600 --> 00:12:27,440
‫روبی، هم‌زمان از بیمارستان
‫خارج شدن و برگشتن

179
00:12:27,520 --> 00:12:29,360
‫همکارهاشون تأیید کردن

180
00:12:30,160 --> 00:12:32,960
‫خودش هم اعتراف کرد که قبلاً
‫با هم سر قرار می‌رفتن. رابطه دارن

181
00:12:33,040 --> 00:12:35,080
‫فکر کنم آرزوش اینه
‫که با هم توی رابطه بوده باشن

182
00:12:35,160 --> 00:12:36,960
‫اما به نظرم ممکن نیست

183
00:12:37,040 --> 00:12:40,240
‫پس چی؟ فکر می‌کنی
‫خیلی معصومانه وقت می‌گذروندن؟

184
00:12:40,320 --> 00:12:43,040
‫یه زن متأهل و دلداده‌ی قدیمیش
‫توی خونه‌ی مَرده؟

185
00:12:43,120 --> 00:12:45,560
‫و برای همین دکتر جِی خیلی مردد بود
‫و نمی‌خواست چیزی راجع بهش بگه؟

186
00:12:47,840 --> 00:12:49,140
‫یا اصلاً نرفته خونه‌ی اون

187
00:12:49,640 --> 00:12:52,920
‫مشغول کشتن آرون کوروال بوده،
‫و این آدم هول به‌خاطرش دروغ می‌گه

188
00:12:55,680 --> 00:12:56,980
‫با هم رابطه دارن

189
00:12:58,760 --> 00:13:00,360
‫به نظرت سایمون می‌دونه؟

190
00:13:02,920 --> 00:13:04,440
‫ارزش داره بریم بفهمیم

191
00:13:06,080 --> 00:13:09,920
‫زن خیانت‌کار و دختر معتاد؟
‫ممکنه عقلش رو از دست بده

192
00:13:12,760 --> 00:13:14,060
‫من می‌رم باهاش حرف می‌زنم

193
00:13:15,000 --> 00:13:16,300
‫ببینم چی می‌دونه

194
00:13:19,200 --> 00:13:21,960
‫- سلام، مامانت چطوره؟
‫- خوبه. تغییری نکرده بود

195
00:13:22,040 --> 00:13:23,159
‫- خونه‌ای؟
‫- آره

196
00:13:23,160 --> 00:13:27,640
‫بهم گفتن یه جفت لباس زیر
‫برای مامان ببرم

197
00:13:27,720 --> 00:13:29,760
‫و این تجربه آسیب‌زاتر از کماست

198
00:13:29,840 --> 00:13:32,120
‫باشه، سم، ببین،
‫ازت می‌خوام یه لطفی بهم بکنی

199
00:13:32,200 --> 00:13:34,920
‫- اوهوم
‫- برو توی اتاق پِیج

200
00:13:35,000 --> 00:13:37,680
‫- وسایل قدیمیش رو بگرد
‫- باشه

201
00:13:37,760 --> 00:13:41,120
‫می‌خوام دنبال یه دفترچه خاطرات
‫یا دفترچه یادداشت بگردی

202
00:13:41,200 --> 00:13:43,080
‫بابا، نگاه کردن
‫به شورت‌های مامان کافی نیست؟

203
00:13:43,160 --> 00:13:45,560
‫نمی‌خوام توی دفترچه خاطرات
‫خواهرم سرک بکشم

204
00:13:45,640 --> 00:13:48,400
‫اگه در مورد مسائل حال به هم زن پسرها
‫چیزی نوشته باشه چی؟

205
00:13:48,480 --> 00:13:50,760
‫از پسش برمیایی.
‫خیلی مهمه، لطفاً

206
00:13:50,840 --> 00:13:52,140
‫باشه

207
00:13:55,720 --> 00:13:57,720
‫خودت هزار بار اتاقش رو نگشتی؟

208
00:13:57,800 --> 00:13:59,880
‫آره، خب، نمی‌دونستم دنبال چی بگردم

209
00:13:59,881 --> 00:14:01,263
‫[ بابا ]

210
00:14:03,480 --> 00:14:04,780
‫یه دفترچه یادداشت پیدا کردم

211
00:14:06,760 --> 00:14:10,600
‫باشه، برو آخرهفته‌ی ۱۳اُم ژانویه

212
00:14:11,200 --> 00:14:13,960
‫- می‌شه دلیلش رو بهم بگی؟
‫- اون موقع آرون رو دیده

213
00:14:21,920 --> 00:14:24,280
‫باشه، الان توی صفحه‌ی ۱۳اُم ژانویه‌ام

214
00:14:24,360 --> 00:14:27,360
‫یه «آ» بزرگ برای آرون عوضی نوشته

215
00:14:27,960 --> 00:14:29,199
‫دیگه دنبال چی بگردم؟

216
00:14:29,200 --> 00:14:33,280
‫واقعاً نمی‌دونم. هر چیزی
‫که توی هفته‌های قبلش عجیب به نظر برسه

217
00:14:33,360 --> 00:14:35,160
‫دنبال چیز «عجیب» می‌گردم

218
00:14:36,080 --> 00:14:37,380
‫آم…

219
00:14:37,560 --> 00:14:38,860
‫یه عالمه تکلیف

220
00:14:39,880 --> 00:14:42,480
‫- باشگاه «شجره‌نامه‌ی خانوادگی»
‫- اون چیه؟

221
00:14:42,560 --> 00:14:44,040
‫فکر کنم یه باشگاهه، بابا

222
00:14:44,640 --> 00:14:46,280
‫تمرین آکاپلا

223
00:14:49,800 --> 00:14:51,120
‫یه عالمه «اوب»

224
00:14:51,200 --> 00:14:52,840
‫«ا‌وب» چیه؟

225
00:14:53,520 --> 00:14:56,000
‫- نمی‌دونم
‫- آه…

226
00:14:56,080 --> 00:14:57,380
‫یه باشگاهه؟

227
00:14:57,381 --> 00:14:58,893
‫[ باشگاه‌های دانشگاه لانفورد ]

228
00:15:00,400 --> 00:15:02,080
‫فکر نکنم

229
00:15:03,470 --> 00:15:04,360
‫[ اوب ]

230
00:15:04,361 --> 00:15:07,200
‫«پلی‌وینیل بوتیرال یا ا‌وب،

231
00:15:07,280 --> 00:15:10,840
‫یک رزینی سفارشی برای کاربردهایی‌ست
‫که نیاز به اتصال قوی دارند»

232
00:15:11,440 --> 00:15:13,400
‫- باشه، نه
‫- چی می‌گی؟

233
00:15:13,480 --> 00:15:16,200
‫فراموشش کن. اون نیست.
‫شاید اسم دوست‌پسرش بوده

234
00:15:16,280 --> 00:15:17,479
‫دوست‌پسر؟

235
00:15:17,480 --> 00:15:19,360
‫آخرهفته که می‌خواسته
‫آرون رو ببینه، نوشته «آ»

236
00:15:19,440 --> 00:15:22,360
‫حتماً «اوب» یه پسر کاربلده.
‫چون اسمش سه حرف داره

237
00:15:22,440 --> 00:15:26,480
‫اولین بار کِی «اوب» رو نوشته؟

238
00:15:26,560 --> 00:15:27,960
‫آم…

239
00:15:30,320 --> 00:15:32,160
‫‏۹اُم اکتبر بار اول بوده

240
00:15:32,240 --> 00:15:34,000
‫دقیقاً وقتی رفته دانشگاه

241
00:15:34,080 --> 00:15:35,960
‫شاید «اوب» مربوط به مواد باشه

242
00:15:36,040 --> 00:15:39,520
‫نه، نه، نه. کِیتی خیلی مصمم بود
‫که بعد از آشنایی با آرون افتاده توی کار مواد

243
00:15:39,600 --> 00:15:41,920
‫دوست دانشگاه پِیج؟ مادر زودیاک؟

244
00:15:42,000 --> 00:15:44,600
‫آره. نمی‌دونی چرا پِیج بهش گفته

245
00:15:44,680 --> 00:15:46,680
‫توی خونه مشکلاتی داشته؟

246
00:15:46,760 --> 00:15:49,000
‫نه. چرا؟

247
00:15:49,600 --> 00:15:50,900
‫آقای گرین؟

248
00:15:54,520 --> 00:15:56,440
‫جودی. باید برم

249
00:15:56,520 --> 00:15:58,320
‫حال پِیج چطوره؟

250
00:16:17,360 --> 00:16:19,240
‫یالا، اَش

251
00:16:20,320 --> 00:16:23,680
‫بپر، «دی‌دی»! برو بالاتر!

252
00:16:27,440 --> 00:16:30,520
‫یالا، دی‌دی، با شدت بیشتری
‫برو عقب. بجنب

253
00:16:31,920 --> 00:16:34,440
‫بدن‌مون اندازه‌ی ۳ هفته سدیم گرفت

254
00:16:34,520 --> 00:16:36,600
‫تا چند روز ورم داریم

255
00:16:38,760 --> 00:16:40,320
‫برگشتن به این‌جا عجیبه، نه؟

256
00:16:40,400 --> 00:16:42,040
‫آره، خیلی عجیبه

257
00:16:42,120 --> 00:16:43,520
‫می‌شه دیگه بریم؟

258
00:16:43,600 --> 00:16:44,900
‫به زودی

259
00:16:46,400 --> 00:16:48,200
‫اسم‌های بیشتری توی فهرست هست

260
00:16:48,280 --> 00:16:50,160
‫- بیا از این‌جا بزنیم بیرون
‫- فعلاً نه

261
00:16:51,080 --> 00:16:53,280
‫یه جا دیدم هنوز دارن
‫دنبال شاهد می‌گردن

262
00:16:53,360 --> 00:16:54,920
‫برای قضیه‌ی سالن خال‌کوبی

263
00:16:57,440 --> 00:16:59,440
‫یادته کوچیک بودی چطور می‌پریدی؟

264
00:16:59,520 --> 00:17:01,240
‫معلومه که یادمه

265
00:17:01,760 --> 00:17:04,320
‫افسانه‌ای بودن. مخصوصاً اون چرخش‌ها

266
00:17:04,400 --> 00:17:05,700
‫بی‌نظیر بودن

267
00:17:10,360 --> 00:17:12,120
‫دیگه چی یادته؟

268
00:17:15,560 --> 00:17:18,400
‫چیز زیادی یادم نیست.
‫واقعاً فقط تو رو یادمه

269
00:17:21,120 --> 00:17:23,000
‫به جز من چی؟

270
00:17:31,760 --> 00:17:34,960
‫از قصد اون خاطرات رو سرکوب کردی؟
‫یا دوست نداری در موردشون حرف بزنی؟

271
00:17:40,880 --> 00:17:45,200
‫«حقیقت تابان» بهم یاد داد
‫که چطور با گذشته روبه‌رو بشم

272
00:17:45,960 --> 00:17:47,260
‫عالیه

273
00:17:49,720 --> 00:17:51,480
‫برای قایم شدن این‌جا نیستیم، می‌دونی؟

274
00:17:53,480 --> 00:17:56,400
‫- اومدیم تا تو با اتفاقی که افتاد روبه‌رو بشی
‫- نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

275
00:17:56,480 --> 00:17:58,400
‫- اَش
‫- لطفاً، دی

276
00:18:03,600 --> 00:18:06,440
‫از وقتی دانشگاه لانفورد رو ترک کرده
‫هیچ خبری ازش نشنیدم

277
00:18:07,920 --> 00:18:10,240
‫واقعاً متأسفم که زودتر سراغتون نیومدم

278
00:18:10,320 --> 00:18:12,000
‫- دوست داشتم، اما…
‫- نه، واقعاً…

279
00:18:12,080 --> 00:18:13,380
‫نه، جدی می‌گم

280
00:18:13,840 --> 00:18:17,320
‫واقعاً پِیج برام مهم بود،
‫و دیدن اتفاقاتی که براش افتاد…

281
00:18:18,160 --> 00:18:19,480
‫جودی، شاید بتونی کمک کنی

282
00:18:19,560 --> 00:18:23,800
‫به پسرم سم گفتم
‫بره دفترچه خاطرات پِیج رو ببینه

283
00:18:23,880 --> 00:18:28,560
‫و خیلی «اوب» توش نوشته

284
00:18:28,640 --> 00:18:32,600
‫نمی‌دونم یه باشگاه بوده
‫یا دوست‌پسرش بوده

285
00:18:33,760 --> 00:18:36,000
‫آره. «استاد ون ده بیک»

286
00:18:36,080 --> 00:18:39,160
‫یکی از استادهای زیست‌شناسیه،
‫و یه باشگاه «شجره‌نامه‌ی خانوادگی» داره

287
00:18:39,880 --> 00:18:41,880
‫اون و پِیج خیلی صمیمی بودن

288
00:18:41,960 --> 00:18:44,120
‫بهش کمک می‌کرد برای
‫انتقال به رشته‌ی پزشکی درخواست بده

289
00:18:45,360 --> 00:18:48,480
‫- پِیج می‌خواست پزشکی بخونه؟
‫- آره

290
00:18:49,520 --> 00:18:50,820
‫مثل مامانش؟

291
00:18:52,640 --> 00:18:54,040
‫هیچ‌وقت چیزی بهمون نگفت

292
00:18:56,080 --> 00:18:57,480
‫تعجب کردم وقتی دیدمت

293
00:18:57,560 --> 00:19:01,520
‫کِیتی گفت برای تعطیلات میان‌ترم
‫زودتر رفتی خونه

294
00:19:01,600 --> 00:19:03,280
‫با کِیتی حرف زدی؟

295
00:19:03,360 --> 00:19:05,840
‫آره، و یه‌کم عجیب بود

296
00:19:06,400 --> 00:19:07,359
‫آره

297
00:19:07,360 --> 00:19:10,400
‫از وقتی با هم دعوا کردن هر وقت حرف پِیج می‌شه
‫خیلی رفتارش عجیب می‌شه

298
00:19:11,000 --> 00:19:12,300
‫کدوم دعوا؟

299
00:19:13,520 --> 00:19:14,719
‫یه دعوای بزرگ بود

300
00:19:14,720 --> 00:19:18,000
‫هیچ‌وقت نفهمیدم سر چی دعوا کردن،
‫اما کِیتی بعدش پِیج رو انداخت بیرون

301
00:19:21,840 --> 00:19:23,920
‫بذار من اول باهاش حرف بزنم

302
00:19:26,360 --> 00:19:27,660
‫کِیتی؟

303
00:19:34,000 --> 00:19:36,080
‫خیلی‌خب. صبر کنید.
‫بذارید ببینم

304
00:19:36,160 --> 00:19:38,720
‫خیلی‌خب. یک، دو، سه

305
00:19:38,800 --> 00:19:41,960
‫خیلی بانمکه. صبر کنید.
‫حالا افقی. یک، دو، سه

306
00:19:42,040 --> 00:19:44,040
‫خیلی قشنگ شد

307
00:19:44,120 --> 00:19:45,420
‫وای، خیلی بانمک هستید

308
00:19:45,440 --> 00:19:47,360
‫باشه

309
00:19:51,840 --> 00:19:54,200
‫رفته. کِیتی جمع کرده و رفته

310
00:19:57,000 --> 00:19:58,300
‫گوشیش رو هم جواب نمی‌ده

311
00:19:58,760 --> 00:20:00,760
‫بهم زنگ بزن. کجایی؟

312
00:20:14,640 --> 00:20:17,680
‫داری ببر رو دید می‌زنی
‫یا کارت رو انجام می‌دی؟

313
00:20:17,760 --> 00:20:19,480
‫ببر رو دید نمی‌زنم

314
00:20:19,560 --> 00:20:21,960
‫بگذریم، با نیل حرف زدی

315
00:20:22,480 --> 00:20:23,780
‫سریع رفتم سر اصل مطلب

316
00:20:24,920 --> 00:20:28,560
‫خیلی تعجب نکرد که دِیمین
‫توی یه وب‌سایت دی‌اِن‌اِی بوده

317
00:20:28,640 --> 00:20:30,912
‫فکر کنم از وقتی که باباش مُرده

318
00:20:30,913 --> 00:20:32,840
‫می‌خواسته خانواده‌ی
‫بیولوژیکیش رو پیدا کنه

319
00:20:32,920 --> 00:20:34,520
‫خانواده‌ی بیولوژیکیش؟

320
00:20:35,360 --> 00:20:36,660
‫اون رو هم به سرپرستی گرفتن؟

321
00:20:37,680 --> 00:20:40,600
‫پس فکر می‌کنی یه نفر کسایی که
‫به سرپرستی گرفته شدن رو هدف قرار داده؟

322
00:20:40,680 --> 00:20:43,200
‫فعلاً نمی‌شه مطمئن بود

323
00:20:43,280 --> 00:20:45,000
‫همه با هم فرق دارن

324
00:20:45,080 --> 00:20:49,000
‫دِیمین که به قتل رسیده
‫به سرپرستی گرفته شده بود

325
00:20:49,080 --> 00:20:51,800
‫هنری که گم شده هم
‫به سرپرستی گرفته شده

326
00:20:51,880 --> 00:20:54,320
‫و آرون هم به قتل رسیده

327
00:20:54,400 --> 00:20:55,995
‫خب، هنوز نمی‌دونم اون
‫به سرپرستی گرفته شده یا نه

328
00:20:55,996 --> 00:20:57,840
‫اما قانع‌کننده‌ست، نه؟

329
00:20:58,000 --> 00:21:03,000
‫پس دنبال مظنونی می‌گردیم که مشکلات جدی
‫کمبود محبت از طرف پدر و مادر داره

330
00:21:03,080 --> 00:21:08,480
‫یا دنبال قربانی‌های بیشتری می‌گردیم
‫که با الگوی مورد نظر مطابقت دارن

331
00:21:15,080 --> 00:21:18,400
‫سلام. اومدم استاد ون دی بیک رو ببینم

332
00:21:19,160 --> 00:21:20,460
‫نه

333
00:21:20,800 --> 00:21:21,999
‫چی؟

334
00:21:22,000 --> 00:21:23,320
‫توی مرخصیه

335
00:21:23,400 --> 00:21:26,440
‫باید در مورد دخترم پِیج گرین
‫باهاش حرف بزنم

336
00:21:29,520 --> 00:21:30,439
‫سلام؟

337
00:21:30,440 --> 00:21:32,400
‫سلام به خودت

338
00:21:32,480 --> 00:21:34,200
‫می‌گم توی مرخصیه

339
00:21:36,040 --> 00:21:38,520
‫دخترم گم شده.
‫می‌شه یه‌کم هم‌دردی نشون بدی؟

340
00:21:38,600 --> 00:21:42,880
‫متأسفانه استاد ون ده بیک
‫یک سالی می‌شه که مرخصیه

341
00:21:42,960 --> 00:21:45,240
‫- از کِی؟
‫- از ترم بهار

342
00:21:46,120 --> 00:21:47,600
‫ترم بهار؟

343
00:21:47,680 --> 00:21:49,000
‫پِیج هم همون موقع ترک تحصیل کرد

344
00:21:49,080 --> 00:21:51,920
‫بعد از چند بار شرکت کردن
‫توی باشگاه شجره‌نامه‌ی خانوادگی اون

345
00:21:53,400 --> 00:21:54,880
‫گوش کن، آقای گرین

346
00:21:54,960 --> 00:21:56,640
‫دخترت رو می‌شناختم

347
00:21:57,240 --> 00:21:59,440
‫دیدم توی چه مسیری حرکت می‌کرد

348
00:21:59,520 --> 00:22:02,360
‫با کمال احترام، گم شدن پِیج

349
00:22:02,440 --> 00:22:05,880
‫هیچ ربطی به استاد زیست‌شناسیش نداره

350
00:22:05,960 --> 00:22:08,400
‫نمی‌تونم چیز بیشتری در این مورد بگم

351
00:22:09,760 --> 00:22:10,679
‫لطفاً

352
00:22:10,680 --> 00:22:12,120
‫خداحافظ

353
00:22:17,440 --> 00:22:20,320
‫سلام، دنبال سالن سخنرانی ۴۰۸ می‌گردم

354
00:22:20,400 --> 00:22:22,880
‫می‌تونید بهم بگید کجاست؟

355
00:22:22,960 --> 00:22:24,600
‫توی اون یکی ساختمونه

356
00:22:25,260 --> 00:22:27,294
‫[ استاد ون ده بیک ]

357
00:22:45,880 --> 00:22:47,680
‫از اون‌جور قفل‌ها نیست

358
00:22:49,360 --> 00:22:51,120
‫نگران نباش. برام مهم نیست

359
00:22:51,200 --> 00:22:52,560
‫فقط گفتم بهت بگم

360
00:22:52,640 --> 00:22:53,960
‫آره، ممنون. آم…

361
00:22:55,080 --> 00:22:56,400
‫- خداحافظ
‫- صبر کن

362
00:22:56,480 --> 00:22:58,080
‫از اون داخل چی می‌خوای؟

363
00:22:58,160 --> 00:22:59,399
‫نمی‌دونم. عه…

364
00:22:59,400 --> 00:23:01,240
‫دخترم گم شده

365
00:23:01,320 --> 00:23:02,760
‫از کدوم مدل گم شدن‌ها؟

366
00:23:03,360 --> 00:23:04,639
‫گم شده

367
00:23:04,640 --> 00:23:07,160
‫اما چرا خودت این‌جایی، نه پلیس؟

368
00:23:07,240 --> 00:23:09,400
‫اگه واقعاً گم شده؟

369
00:23:10,120 --> 00:23:11,359
‫چون من این‌جام

370
00:23:11,360 --> 00:23:12,519
‫چرا مهمه؟

371
00:23:12,520 --> 00:23:13,820
‫چون ممکنه بتونم کمکت کنم

372
00:23:14,760 --> 00:23:16,060
‫دخترت کیه؟

373
00:23:16,400 --> 00:23:17,700
‫پِیج گرین

374
00:23:19,640 --> 00:23:21,600
‫آره، فکر کنم می‌شناسمش

375
00:23:21,680 --> 00:23:23,280
‫با کمال احترام،

376
00:23:23,360 --> 00:23:25,320
‫به مواد مخدر اعتیاد داره، درسته؟

377
00:23:25,400 --> 00:23:26,960
‫دیدیش یا نه؟

378
00:23:27,040 --> 00:23:29,280
‫خیلی وقته ندیدمش. شرمنده

379
00:23:31,480 --> 00:23:32,960
‫چیزی در مورد این مرد نمی‌دونی؟

380
00:23:33,040 --> 00:23:35,400
‫فکر می‌کنی دخترت
‫با ون ده بیک فرار کرده؟

381
00:23:36,000 --> 00:23:38,440
‫- چرا با این لحن گفتی؟
‫- چون اون مرد…

382
00:23:38,520 --> 00:23:39,920
‫از اون‌جور آدم‌هاست

383
00:23:41,120 --> 00:23:44,240
‫- منظورت اینه که اون…
‫- یه منحرف تمام‌عیاره؟

384
00:23:44,320 --> 00:23:45,620
‫آره

385
00:23:46,360 --> 00:23:48,280
‫ببخشید، حقیقت همینه

386
00:23:48,800 --> 00:23:53,600
‫خدایا. چی؟ منظورت اینه که اون
‫با دانشجوها رابطه داشته؟

387
00:23:53,680 --> 00:23:54,980
‫قطعاً

388
00:23:55,000 --> 00:23:57,680
‫آره، فقط شایعه‌ان،
‫اما قطعاً به قیافه‌ش می‌خورد

389
00:24:03,794 --> 00:24:06,033
‫[ استاد لیام ون ده بیک ]

390
00:24:08,371 --> 00:24:10,041
‫[ اِلینا ریونزکرافت ]

391
00:24:15,040 --> 00:24:16,340
‫الان نمی‌تونم حرف بزنم

392
00:24:16,360 --> 00:24:18,680
‫باید استاد زیست‌شناسی پِیج رو پیدا کنیم

393
00:24:18,760 --> 00:24:20,960
‫- سایمون…
‫- اون…

394
00:24:21,560 --> 00:24:22,799
‫می‌خوام بُکُشمش

395
00:24:22,800 --> 00:24:25,560
‫وای، باشه.
‫ببین، اون کار رو نکن

396
00:24:25,640 --> 00:24:28,480
‫- توی دانشگاهی؟
‫- آره. ولی اون این‌جا نیست

397
00:24:28,560 --> 00:24:31,920
‫دیشب سویشرت دانشگاه پِیج رو
‫توی تریلر آرون پیدا کردم

398
00:24:32,000 --> 00:24:33,300
‫حتماً اخیراً رفته اون‌جا

399
00:24:33,320 --> 00:24:35,960
‫پس گفتم بیام این‌جا و سعی کنم…

400
00:24:36,040 --> 00:24:37,340
‫و این ماجراها

401
00:24:37,400 --> 00:24:39,560
‫باشه، ببین، بعداً می‌بینمت

402
00:24:39,640 --> 00:24:43,120
‫تا اون موقع، هیچ‌کس رو نکش

403
00:24:43,200 --> 00:24:44,500
‫باشه، حالا هر چی

404
00:24:49,000 --> 00:24:50,960
‫در مورد به سرپرستی گرفتن هنری برام بگو

405
00:24:51,600 --> 00:24:53,800
‫به نظرت ربطی به این ماجراها داره؟

406
00:24:55,000 --> 00:24:56,800
‫دِیمین گورش،

407
00:24:56,880 --> 00:25:00,720
‫مردی که قبل از گم شدن هنری
‫باهاش در ارتباط بوده،

408
00:25:00,800 --> 00:25:02,320
‫به قتل رسیده

409
00:25:02,321 --> 00:25:03,887
‫[ دِیمین گورش ]

410
00:25:03,888 --> 00:25:05,340
‫اوه

411
00:25:06,800 --> 00:25:08,560
‫با مادر دِیمین حرف زدم

412
00:25:08,640 --> 00:25:12,840
‫بهم گفت اون رو از پرورشگاهی
‫به اسم «امید و رشد» به سرپرستی گرفته

413
00:25:14,240 --> 00:25:15,540
‫همینه

414
00:25:17,000 --> 00:25:19,160
‫ما هم هنری رو از همون پرورشگاه
‫به سرپرستی گرفتیم

415
00:25:19,240 --> 00:25:20,960
‫یا خدا

416
00:25:24,520 --> 00:25:26,920
‫من همچنان دنبالش می‌گردم، سباستین

417
00:25:28,760 --> 00:25:30,800
‫هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم

418
00:26:32,358 --> 00:26:35,368
‫[ دی‌دی ]

419
00:26:43,720 --> 00:26:45,020
‫خدایا

420
00:26:45,040 --> 00:26:47,360
‫مردها خیلی نفرت‌انگیزن

421
00:26:47,440 --> 00:26:51,200
‫ظاهراً پِیج هر شب اون رو می‌دیده. آم…

422
00:26:51,280 --> 00:26:54,720
‫دقیقاً وقتی پِیج ترک تحصیل کرده
‫اون هم رفته مرخصی

423
00:26:55,240 --> 00:26:56,560
‫به انجام چنین کارهایی مشهوره

424
00:26:58,400 --> 00:27:00,240
‫باید پیداش کنم، باهاش حرف بزنم

425
00:27:00,320 --> 00:27:04,040
‫و اگه همه‌چیز زیر سر اون باشه،
‫قطعاً می‌کُشمش

426
00:27:05,040 --> 00:27:07,000
‫باشه. اولاً، نکشش

427
00:27:07,080 --> 00:27:08,560
‫و اگه کشتیش،
‫به من نگو که کار تو بوده

428
00:27:08,640 --> 00:27:10,640
‫و دوماً،

429
00:27:10,720 --> 00:27:13,560
‫یه مرد به قتل رسیده‌ی دیگه پیدا کردم

430
00:27:13,640 --> 00:27:15,640
‫دِیمین گورش

431
00:27:15,720 --> 00:27:18,000
‫صاحب اون سالن خال‌کوبیه

432
00:27:18,800 --> 00:27:20,920
‫هنری ثورپ باهاش در ارتباط بوده

433
00:27:22,880 --> 00:27:26,360
‫اون و هنری از یه پرورشگاه
‫به سرپرستی گرفته شدن

434
00:27:26,880 --> 00:27:31,840
‫پس ۲ تا مرد، یکیش به قتل رسیده، یکیش گم شده،
‫هر دو تا هم از یه جا به سرپرستی گرفته شدن

435
00:27:35,600 --> 00:27:37,160
‫مزه‌ش خوبه؟

436
00:27:38,120 --> 00:27:39,560
‫آره، خوبه. چرا؟

437
00:27:39,640 --> 00:27:42,200
‫خب، جوری به پیشخدمت نگاه می‌کنی
‫انگار شاشیده توش

438
00:27:42,280 --> 00:27:43,439
‫اوه

439
00:27:43,440 --> 00:27:45,360
‫شرمنده. خیلی زیرپوستی نگاه نمی‌کنم

440
00:27:46,360 --> 00:27:50,440
‫اون صاحب این‌جاست، پیشخدمت نیست.
‫دارم در موردش تحقیق می‌کنم

441
00:27:51,080 --> 00:27:53,320
‫- برای همین پرونده؟
‫- نه، همین پرونده نه

442
00:27:56,400 --> 00:27:59,480
‫- یادته گفتم مردها خیلی نفرت‌انگیزن؟
‫- آره

443
00:28:00,160 --> 00:28:02,040
‫خب، چون همسر یکی‌شون بود
‫این رو می‌دونم

444
00:28:04,480 --> 00:28:05,759
‫چی؟ منظورت اینه که اون…

445
00:28:05,760 --> 00:28:07,920
‫نه، نه، با اون زن نه

446
00:28:08,000 --> 00:28:09,300
‫با مادرش

447
00:28:09,720 --> 00:28:10,919
‫پس اون…

448
00:28:10,920 --> 00:28:14,200
‫دختر مخفی شوهر مرحوممه، آره

449
00:28:14,920 --> 00:28:16,920
‫- گندش بزنن
‫- خیلی گندش بزنن

450
00:28:17,000 --> 00:28:18,279
‫و حتی بیشتر گندش بزنن

451
00:28:18,280 --> 00:28:20,920
‫چون مادرشوهرم تمام این مدت می‌دونسته

452
00:28:21,000 --> 00:28:23,320
‫این همه سال چیزی نگفته

453
00:28:23,920 --> 00:28:26,400
‫فکر کنم نمی‌خواد
‫رابطه‌مون موقع کار ضایع باشه

454
00:28:27,240 --> 00:28:29,160
‫اون متخصص فناوریمه

455
00:28:29,240 --> 00:28:32,040
‫اوه! اِلینا

456
00:28:33,160 --> 00:28:36,560
‫خیلی سخت و سنگینه

457
00:28:36,640 --> 00:28:37,940
‫متأسفم

458
00:28:39,480 --> 00:28:42,040
‫برو. فردا می‌بینمت

459
00:28:42,560 --> 00:28:45,480
‫باید یه استاد رو پیدا کنی و نکشیش

460
00:28:45,560 --> 00:28:46,860
‫آره، آره

461
00:28:47,480 --> 00:28:48,780
‫ممنون

462
00:29:13,080 --> 00:29:15,080
‫- پِیج!
‫- توی دستشویی‌ام. برو بیرون

463
00:29:15,160 --> 00:29:17,960
‫خیلی‌خب. شام ۵ دقیقه‌ی دیگه حاضره

464
00:29:18,040 --> 00:29:20,120
‫باشه. فهمیدم. برو بیرون

465
00:29:21,282 --> 00:29:23,658
‫[ پِیج: مدل موت چطوره؟ ]
‫[ پسر ناشناس: می‌تونی خودت ببینی ]

466
00:29:25,938 --> 00:29:28,446
‫[ ازش خوشم میاد ]

467
00:29:33,800 --> 00:29:35,100
‫چیکار می‌کنی؟

468
00:29:35,760 --> 00:29:37,840
‫- داری پیام‌هام رو می‌خونی؟
‫- از قصد نبود

469
00:29:37,920 --> 00:29:40,840
‫داشتم رد می‌شدم، و یهویی دیدم
‫«پسر ناشناس» یه عکس لختی فرستاده

470
00:29:40,920 --> 00:29:42,440
‫یه دوست معمولیه، باشه؟

471
00:29:42,520 --> 00:29:44,760
‫ازم پرسید مدل موش رو دوست دارم یا نه

472
00:29:44,840 --> 00:29:46,400
‫و چرا پیام‌هام رو می‌خونی؟

473
00:29:46,480 --> 00:29:48,560
‫چرا نوک سینه‌هاش بیرون بودن؟
‫پِیج، این کارها در حد تو نیستن

474
00:29:48,640 --> 00:29:51,320
‫تو چه‌جور عکس‌هایی برای
‫این پسرها می‌فرستی، ها؟

475
00:29:51,920 --> 00:29:54,440
‫- بهم نگو باید چیکار بکنم
‫- فقط می‌خوام مراقبت باشم

476
00:29:54,520 --> 00:29:56,560
‫اوه، بی‌صبرانه منتظرم
‫از این خونه برم

477
00:30:01,146 --> 00:30:03,163
‫[ ایوان پریویدی ]

478
00:30:04,160 --> 00:30:05,760
‫- همه‌چیز مرتبه؟
‫- هنوز همون‌طوره

479
00:30:05,840 --> 00:30:07,160
‫- نمیایی بیمارستان؟
‫- به زودی میام

480
00:30:07,240 --> 00:30:09,960
‫فقط اول باید برم خونه. آم…

481
00:30:10,560 --> 00:30:12,960
‫رفتم دانشگاه پِیج

482
00:30:13,040 --> 00:30:16,840
‫قبل از معتاد شدن هیچی در مورد
‫مشکل داشتن توی خونه بهت نگفت؟

483
00:30:16,920 --> 00:30:17,839
‫نه

484
00:30:17,840 --> 00:30:20,400
‫نمی‌تونم به این فکر نکنم
‫که همه‌چیز تقصیر منه

485
00:30:20,480 --> 00:30:22,640
‫سایمون، می‌دونی که اون‌طور نیست

486
00:30:24,560 --> 00:30:27,760
‫قبل از این‌که بره به دانشگاه لانفورد
‫بدجور با هم بحث‌مون شد

487
00:30:27,840 --> 00:30:29,520
‫فکر کردم دیگه فراموش کردیم،

488
00:30:29,600 --> 00:30:33,280
‫اما مشخصاً فکر می‌کرده دیگه
‫نمی‌تونه به من هیچی بگه

489
00:30:33,360 --> 00:30:34,720
‫یه دختر نوجوونه

490
00:30:34,800 --> 00:30:37,400
‫- اگه بهت می‌گفت خیلی عجیب بود
‫- آره. نمی‌دونم

491
00:30:38,080 --> 00:30:40,920
‫نباید این‌قدر فکر کنی
‫همه‌چیز تقصیر توئه، سایمون

492
00:30:41,880 --> 00:30:43,320
‫آره، باشه. آم…

493
00:30:43,400 --> 00:30:45,320
‫باید برم، ایوان.
‫بعداً می‌بینمت

494
00:31:02,800 --> 00:31:04,100
‫آقای گرین

495
00:31:04,680 --> 00:31:07,040
‫- می‌شه صحبت کنیم؟
‫- حال پِیج خوبه؟

496
00:31:07,640 --> 00:31:09,280
‫در مورد دخترتون نیست

497
00:31:32,960 --> 00:31:34,840
‫این عکس جوونی‌های اینگریده؟

498
00:31:35,960 --> 00:31:38,560
‫آره. قبلاً مدل بود

499
00:31:39,600 --> 00:31:41,400
‫شانس آوردم بامزه‌م، نه؟

500
00:31:41,480 --> 00:31:42,780
‫واقعاً هستید؟

501
00:31:45,160 --> 00:31:47,520
‫حتماً بقیه‌ی مردها
‫خیلی بهش توجه می‌کنن

502
00:31:49,480 --> 00:31:51,120
‫حرف عجیبیه

503
00:31:51,800 --> 00:31:53,100
‫چرا اومدی این‌جا؟

504
00:31:55,360 --> 00:31:56,279
‫می‌خواستم بپرسم

505
00:31:56,280 --> 00:31:59,280
‫رابطه‌ی همسرتون با دکتر اِستنفیلد چطوره

506
00:32:00,200 --> 00:32:01,600
‫رفقای قدیمی هستن. چرا؟

507
00:32:02,400 --> 00:32:03,800
‫چیزی که همسرتون

508
00:32:03,880 --> 00:32:06,000
‫به عنوان مدرک برای شب به قتل رسیدن
‫آرون گفته بود، تغییر کرده

509
00:32:06,080 --> 00:32:08,880
‫اون‌طوری که بهمون گفته بود
‫توی بیمارستان نبوده

510
00:32:10,680 --> 00:32:11,980
‫باشه. کجا بوده؟

511
00:32:12,760 --> 00:32:15,360
‫اون و دکتر اِستنفیلد توی آپارتمانش بودن

512
00:32:16,360 --> 00:32:17,660
‫تنها

513
00:32:18,560 --> 00:32:19,519
‫چی؟

514
00:32:19,520 --> 00:32:24,240
‫با اکراه بهمون گفت،
‫می‌خواست به حریم خصوصی اینگرید احترام بذاره

515
00:32:26,000 --> 00:32:28,120
‫اینگرید اون کار رو نمی‌کنه

516
00:32:29,400 --> 00:32:34,760
‫منظورت چیه؟ اینگرید؟ و جِی؟

517
00:32:41,395 --> 00:32:42,942
‫[ باشگاه شجره‌نامه‌ی خانوادگی ]

518
00:32:43,840 --> 00:32:47,880
‫پِیج گفت توی خونه مشکلاتی داره

519
00:32:50,360 --> 00:32:52,000
‫متأسفم، آقای گرین

520
00:33:00,556 --> 00:33:03,129
‫[ آگهی‌های ترحیم اخیر
‫فرزندان به سرپرستی گرفته شده ]

521
00:33:03,130 --> 00:33:05,521
‫[ کوین گانو پدر ۲ کودک
‫در خانه‌ش به قتل رسید ]

522
00:33:05,522 --> 00:33:10,083
‫[ جسد کوین گانو در خانه‌ش پیدا شد ]

523
00:33:16,820 --> 00:33:19,675
‫[ احمقید که می‌گید خودکشی کرده!!
‫امکان نداره کوین خودکشی کرده باشه! ]

524
00:33:27,240 --> 00:33:28,540
‫می‌دونم چیکار کردی

525
00:33:30,080 --> 00:33:31,380
‫جانم؟

526
00:33:34,080 --> 00:33:36,920
‫- آه… اون چیه؟
‫- تویی

527
00:33:37,000 --> 00:33:38,960
‫که دزدکی وارد خونه‌م شدی، منحرف

528
00:33:39,040 --> 00:33:40,480
‫نمی‌دونم کی هستی

529
00:33:40,560 --> 00:33:42,360
‫نمی‌دونم از من و سگم چی می‌خوای

530
00:33:42,440 --> 00:33:44,720
‫اما این آخرین باریه که میایی این‌جا

531
00:33:44,800 --> 00:33:47,080
‫و دیگه هرگز نزدیک خانواده‌م نمی‌شی.
‫متوجه شدی؟

532
00:33:47,160 --> 00:33:48,800
‫چطوره بشینی تا برات توضیح بدم؟

533
00:33:48,880 --> 00:33:50,280
‫از صبح می‌تونستی توضیح بدی

534
00:33:50,360 --> 00:33:52,400
‫چندین روز فرصت داشتی توضیح بدی

535
00:33:52,480 --> 00:33:55,440
‫دیگه وقت توضیح دادن گذشته.
‫با پلیس تماس گرفتم

536
00:33:58,280 --> 00:34:01,440
‫اِلینا ریونزکرافت، شما رو
‫ظن سرقت دستگیر می‌کنم

537
00:34:11,440 --> 00:34:18,120
‫♪ و در چشمانش نور ابدی حقیقت را می‌بینم ♪

538
00:34:18,200 --> 00:34:23,760
‫♪ و در کف دست او، کمال خود را می‌یابم ♪

539
00:34:24,360 --> 00:34:28,040
‫♪ تا بتوانم در مسیر نور قدم بردارم ♪

540
00:34:28,680 --> 00:34:32,600
‫♪ ستایش او که هدایت‌مان می‌کند ♪

541
00:34:34,320 --> 00:34:39,160
‫♪ ستایش فانوس حقیقت تابان ♪

542
00:34:39,680 --> 00:34:45,040
‫♪ باشد که حقیقت تابان تا ابد پایدار بماند ♪

543
00:34:50,120 --> 00:34:52,960
‫خیلی‌خب. عوضی‌بازی درنیار

544
00:34:53,560 --> 00:34:54,920
‫به حریم خصوصیم تجاوز کردی

545
00:34:56,560 --> 00:34:58,800
‫باورم نمی‌شه به اون چیزها معتقدی

546
00:34:58,880 --> 00:35:01,760
‫اوه، اَش.
‫تو هم یه روزی حقیقت تابان رو انتخاب می‌کنی

547
00:35:03,240 --> 00:35:04,600
‫باشه، دی

548
00:35:09,120 --> 00:35:11,480
‫- «دی‌دی»؟
‫- نتونستم مقاومت کنم

549
00:35:11,560 --> 00:35:13,720
‫عاشقشم

550
00:35:14,760 --> 00:35:16,440
‫همه‌جا می‌برمشون

551
00:35:16,960 --> 00:35:20,360
‫ماشین رو هم ردیف کردیم.
‫عاشقش می‌شی. صندلی‌ها گرم‌کن دارن

552
00:35:20,440 --> 00:35:23,440
‫- باسنت که گرم باشه، قلبت هم گرمه
‫- قبلاً هم گفتی، آره

553
00:35:26,360 --> 00:35:27,800
‫اما فعلاً نمی‌تونیم بریم

554
00:35:29,160 --> 00:35:30,460
‫چرا؟

555
00:35:40,720 --> 00:35:42,520
‫به‌خاطر اتفاقی که این‌جا افتاد

556
00:35:44,640 --> 00:35:47,360
‫ببین، من خوبم، دی. باشه؟
‫می‌شه لطفاً بیخیال بشی؟

557
00:35:47,440 --> 00:35:50,480
‫- پس چطور می‌خوای فراموش کنی؟
‫- با رفتن از این خونه

558
00:35:52,600 --> 00:35:54,480
‫باشه. باشه

559
00:35:59,960 --> 00:36:01,260
‫خودم انجامش می‌دم

560
00:36:06,960 --> 00:36:08,520
‫نه. دی

561
00:36:22,920 --> 00:36:24,240
‫چیزی برات بیارم، عزیزم؟

562
00:36:24,320 --> 00:36:26,800
‫- نه، نه. می‌خوایم برم
‫- اوه، خب

563
00:36:26,880 --> 00:36:30,640
‫- اما می‌شه یه‌کم صحبت کنیم؟
‫- آره، آره، لطفاً. بشین

564
00:36:33,360 --> 00:36:34,660
‫من…

565
00:36:35,240 --> 00:36:36,720
‫می‌خواستم بدونم…

566
00:36:37,560 --> 00:36:40,960
‫از دورانی که ما این‌جا پیشت زندگی می‌کردیم
‫چه چیزی رو بیشتر یادته؟

567
00:36:41,480 --> 00:36:46,160
‫یادمه خیلی اجتماعی بودی

568
00:36:46,240 --> 00:36:47,760
‫یادمه…

569
00:36:48,760 --> 00:36:50,680
‫موهات بلند بودن

570
00:36:51,280 --> 00:36:52,580
‫آره

571
00:36:54,640 --> 00:36:55,940
‫دیگه چی؟

572
00:36:56,760 --> 00:36:58,760
‫قضیه چیه، عزیزم؟

573
00:37:02,000 --> 00:37:03,300
‫اَش چی؟

574
00:37:04,560 --> 00:37:06,560
‫- چه خاطره‌ای از اون داری؟
‫- دی‌دی

575
00:37:08,680 --> 00:37:11,240
‫اوه، لطفاً.
‫اون قضیه مربوط به سال‌ها پیشه

576
00:37:11,320 --> 00:37:14,720
‫وای، دی‌دی. خیلی باحال بود

577
00:37:22,680 --> 00:37:26,320
‫نابود شده. کامل نابود شده

578
00:37:26,920 --> 00:37:29,520
‫فکر می‌کنی دوست دارم
‫زمان بازی چنین کاری بکنم؟

579
00:37:31,720 --> 00:37:33,400
‫نه. نه

580
00:37:34,480 --> 00:37:37,400
‫- تکون نخور!
‫- نه!

581
00:37:44,960 --> 00:37:47,760
‫برای همین اومدید این‌جا؟
‫تا به‌خاطر اتفاقی که سال‌ها پیش افتاده

582
00:37:47,840 --> 00:37:49,640
‫به یه پیرزن عذاب وجدان بدید؟

583
00:37:50,240 --> 00:37:52,680
‫فقط همین رو می‌تونی بگی؟

584
00:37:52,760 --> 00:37:54,680
‫اون موقع زمونه فرق داشت

585
00:37:54,760 --> 00:37:56,880
‫بچه‌ی خبیثی بود

586
00:37:57,680 --> 00:38:00,000
‫و من چی؟

587
00:38:00,600 --> 00:38:01,900
‫منم خبیث بودم؟

588
00:38:04,400 --> 00:38:06,080
‫هیچ‌وقت دست روت بلند نکردم

589
00:38:14,160 --> 00:38:15,680
‫نه!

590
00:38:17,280 --> 00:38:18,580
‫نه. نه

591
00:38:22,840 --> 00:38:24,520
‫چطور چنین چیزی رو فراموش کردی؟

592
00:38:26,160 --> 00:38:27,960
‫من هنوزم می‌تونم بوش رو حس کنم

593
00:38:32,600 --> 00:38:33,900
‫این چی؟

594
00:38:35,000 --> 00:38:36,400
‫هنوزم از این بالاتر نمی‌ره

595
00:38:37,920 --> 00:38:39,220
‫یادته؟

596
00:38:41,200 --> 00:38:42,500
‫اون بار که مریض شده بودم

597
00:38:42,560 --> 00:38:44,520
‫و روی مبل بالا آوردم
‫دستم رو شکوندی

598
00:38:44,600 --> 00:38:46,520
‫اون موقع زمونه فرق داشت

599
00:38:53,600 --> 00:38:57,240
‫چی می‌خواید؟
‫دوست دارید معذرت‌خواهی کنم؟

600
00:38:58,680 --> 00:39:00,720
‫خیلی‌خب. معذرت می‌خوام

601
00:39:01,320 --> 00:39:03,920
‫باشه؟ می‌شه لطفاً دیگه تمومش کنید؟

602
00:39:07,920 --> 00:39:10,320
‫می‌خوای بدونی کارمون چیه؟

603
00:39:10,400 --> 00:39:12,160
‫در واقع خیلی هم حوصله‌سربر نیست

604
00:39:17,000 --> 00:39:18,300
‫آدم می‌کُشیم

605
00:39:31,800 --> 00:39:34,040
‫خیلی‌خب. دیگه کافیه.
‫پلیس رو خبر می‌کنم

606
00:39:37,440 --> 00:39:39,440
‫از اول می‌دونستم
‫چنین آدم‌هایی می‌شید

607
00:40:05,800 --> 00:40:07,400
‫حس نمی‌کنی حالت بهتر شده؟

608
00:40:21,560 --> 00:40:22,860
‫سلام

609
00:40:23,240 --> 00:40:25,760
‫بچه‌ها دارن می‌رن خونه.
‫اشکالی نداره منم برم؟

610
00:40:25,840 --> 00:40:27,720
‫آره. می‌تونم در مورد
‫یه چیزی باهات حرف بزنم؟

611
00:40:28,720 --> 00:40:30,560
‫حتماً. چی شده؟

612
00:40:32,400 --> 00:40:33,700
‫پِیج دختر منه؟

613
00:40:36,680 --> 00:40:38,160
‫معلومه که دخترته

614
00:40:38,240 --> 00:40:39,760
‫چی؟ چرا چنین سوالی می‌پرسی؟

615
00:40:39,840 --> 00:40:41,480
‫اینگرید بهم خیانت می‌کرده

616
00:40:41,560 --> 00:40:42,479
‫چی؟

617
00:40:42,480 --> 00:40:45,040
‫کارآگاه فگبنلی اومد خونه‌مون

618
00:40:45,120 --> 00:40:47,360
‫شبی که آرون به قتل رسیده
‫اینگرید پیش جِی بوده

619
00:40:47,440 --> 00:40:49,200
‫توی آپارتمانش، تنها

620
00:40:49,280 --> 00:40:51,560
‫مطمئنم دلیل خیلی منطقی‌ای وجود داره

621
00:40:51,640 --> 00:40:54,720
‫امکان نداره اینگرید بهت خیانت کرده باشه.
‫چطور چنین نتیجه‌گیری‌ای کردی؟

622
00:40:54,800 --> 00:40:56,400
‫پس چرا باید به پلیس دروغ بگه؟

623
00:40:56,480 --> 00:40:59,000
‫حتماً دلیل خیلی خوبی برای
‫دروغ گفتن وجود داشته. موافق نیستی؟

624
00:40:59,080 --> 00:41:02,040
‫- سایمون، باید آروم باشی
‫- پِیج شجره‌نامه‌ی خانوادگیش رو بررسی می‌کرده

625
00:41:02,120 --> 00:41:04,000
‫به دوست‌هاش گفته
‫توی خونه مشکلاتی داشته

626
00:41:04,080 --> 00:41:06,400
‫فکر کنم متوجه شده
‫که من باباش نیستم

627
00:41:06,480 --> 00:41:09,120
‫خواهرم تو رو بیشتر
‫از هر چیزی دوست داره

628
00:41:09,200 --> 00:41:11,880
‫شاید بهتره اطلاعاتی که
‫راجع به پِیج داری رو به پلیس بگی

629
00:41:11,960 --> 00:41:13,640
‫به جای این‌که خودت تنهایی اقدام کنی

630
00:41:13,720 --> 00:41:17,040
‫به پلیس چیزی نمی‌گم. اونا فکر می‌کنن
‫من آرون رو کُشتم. چرا باید بهم کمک کنن؟

631
00:41:18,120 --> 00:41:20,640
‫سایمون، فکر کنم داری دیوونه می‌شی

632
00:41:21,120 --> 00:41:22,760
‫این‌که فکر می‌کنی اینگرید بهت خیانت کرده

633
00:41:22,840 --> 00:41:25,720
‫می‌دونی چیه، ایوان؟
‫تو برو خونه. من خوبم. مشکلی نیست

634
00:41:25,800 --> 00:41:27,100
‫برو خونه

635
00:42:28,839 --> 00:42:31,012
‫[ روبی: اون شلوار رو که می‌پوشی
‫کونت خیلی قشنگ می‌شه ]

636
00:42:56,520 --> 00:42:58,040
‫کارآگاه تاد؟

637
00:42:58,120 --> 00:42:59,840
‫کارآگاه فگبنلی؟

638
00:43:02,640 --> 00:43:03,940
‫با سایمون گرین حرف زدم

639
00:43:04,320 --> 00:43:07,400
‫در مورد قضیه‌ی احتمالی
‫خوابیدن همسرش با همکارش؟

640
00:43:08,000 --> 00:43:09,199
‫روحش هم خبر نداشت

641
00:43:09,200 --> 00:43:11,080
‫وای، چه بد

642
00:43:11,160 --> 00:43:15,600
‫بگذریم، در مورد تیراندازی ماریندوک
‫خبرهای جدیدی رسیده

643
00:43:15,680 --> 00:43:18,800
‫گزارش پرتابه‌شناسی سلاحی
‫که باهاش به لوتر شلیک شده رسیده

644
00:43:18,880 --> 00:43:21,800
‫نوشته: «به احتمال زیاد گلوله‌ها
‫از یک تپانچه‌ی ماکاروف شلیک شده‌اند،

645
00:43:21,880 --> 00:43:24,040
‫یک سلاح که توسط شوروی
‫و طالبان استفاده می‌شد»

646
00:43:24,120 --> 00:43:25,880
‫قطعاً تعداد زیادی ازشون وجود نداره

647
00:43:26,600 --> 00:43:29,440
‫ممکنه یه ارتشی باشه که
‫از میدون جنگ یه یادگاری نگه داشته

648
00:43:30,800 --> 00:43:33,680
‫فکر کنم اون همسایه‌ای که
‫کلید داشت توی ارتش بوده

649
00:43:34,280 --> 00:43:35,760
‫آره

650
00:43:59,040 --> 00:44:00,760
‫واقعاً خیلی بهت افتخار می‌کنم

651
00:44:04,200 --> 00:44:06,200
‫دختر منه، اینگرید؟

652
00:44:15,720 --> 00:44:17,120
‫دختر منه؟

653
00:44:20,320 --> 00:44:21,599
‫اینگرید

654
00:44:24,480 --> 00:44:26,880
‫هی! یه اتفاقی داره می‌افته.
‫یه اتفاقی داره می‌افته

655
00:44:26,960 --> 00:44:29,080
‫این‌جا خون هست.
‫ببینید. می‌بینید؟

656
00:44:35,480 --> 00:44:37,480
‫خون «اُ منفی» بیارید
‫و دستگاه تزریق خون رو آماده کنید

657
00:45:27,907 --> 00:45:28,907
‫[ پیام به استاد ون ده بیک ]

658
00:45:28,907 --> 00:45:31,576
‫[ موضوع: پدر پِیج باخبر شده.
‫مراقب باش. با عشق ]

659
00:45:34,132 --> 00:45:35,954
‫[ خطا: ایمیل شما ارسال نشد ]

660
00:45:38,884 --> 00:45:40,814
‫[ دوستت دارم ] [ تنها عشق من ]

661
00:45:58,089 --> 00:45:59,467
‫[ حذف ]

662
00:46:16,541 --> 00:46:21,000
‫ترجمه از «امیررضا»
‫ARZ_110_SUB@

663
00:46:21,030 --> 00:46:26,000
کانال ما در تلگرام
@talafilm_top

664
00:46:26,030 --> 00:46:36,000
www.TalaFilm.Top