1
00:00:01,170 --> 00:00:04,040
‫گالاگر، مظنون شماره یکه.

2
00:00:04,110 --> 00:00:05,346
‫می‌دونستی که قراره بهت اطلاعات بدم.

3
00:00:05,370 --> 00:00:07,670
‫و می‌دونم که داری تمام تلاشتو می‌کنی.

4
00:00:07,710 --> 00:00:10,210
‫فکر می‌کنی مارکوس از گالاگر پول می‌گیره؟

5
00:00:10,280 --> 00:00:11,280
‫شاید.

6
00:00:11,281 --> 00:00:13,080
‫مردیت هی داره سعی می‌کنه بهم زنگ بزنه.

7
00:00:14,180 --> 00:00:15,450
‫باید با هم حرف بزنیم.

8
00:00:16,180 --> 00:00:26,180
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

9
00:00:26,204 --> 00:00:33,204
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

10
00:00:34,000 --> 00:00:38,000
.::: مترجم مرتضی راکی :::.

11
00:00:38,540 --> 00:00:39,200
‫ببخشید.

12
00:00:39,340 --> 00:00:40,140
‫عادت قدیمی.

13
00:00:40,170 --> 00:00:41,170
‫آره.

14
00:00:42,540 --> 00:00:44,080
‫در مورد همین.

15
00:00:44,210 --> 00:00:47,810
‫آره. امشب، دیشب یه جورایی...

16
00:00:50,020 --> 00:00:51,350
‫یه کم غافلگیر کننده بود.

17
00:00:51,390 --> 00:00:53,750
‫اومدن من یا اون یکی چیز؟

18
00:00:56,890 --> 00:00:59,159
‫می‌دونی، اگه بهم می‌گفتی که داری میای،

19
00:00:59,160 --> 00:01:00,790
‫من کل روز رو تعطیل می‌کردم.

20
00:01:03,360 --> 00:01:05,500
‫تو... تو خواب راه نرفتی.

21
00:01:05,570 --> 00:01:06,630
‫یه برد دیگه.

22
00:01:07,740 --> 00:01:09,630
‫به نظر میاد اینجا خیلی خوب داری پیش می‌ری.

23
00:01:09,670 --> 00:01:12,569
‫خب، ترجیح می‌دادم که توسط اون که

24
00:01:12,570 --> 00:01:13,770
‫.می‌دونی تبعید نشده باشم اینجا

25
00:01:16,180 --> 00:01:18,240
‫ولی آره، نه، این... این ام،

26
00:01:18,380 --> 00:01:19,840
‫این... این بهتر از چیزیه که فکر می‌کردم.

27
00:01:21,080 --> 00:01:23,210
‫آره. من یه دلیلی برای اومدن به اینجا داشتم.

28
00:01:24,290 --> 00:01:25,780
‫ببخشید، ببخشید. فقط...

29
00:01:27,320 --> 00:01:28,320
‫برو جلو.

30
00:01:29,090 --> 00:01:30,719
‫که با تو صحبت کنم.

31
00:01:30,720 --> 00:01:31,790
‫رو در رو.

32
00:01:35,530 --> 00:01:36,600
‫باید جواب بدم.

33
00:01:38,830 --> 00:01:40,000
‫هی.

34
00:01:43,100 --> 00:01:44,470
‫اوه، ام.

35
00:01:46,870 --> 00:01:48,770
‫آره، فکر می‌کنم می‌دونم کجاست.

36
00:01:48,910 --> 00:01:50,610
‫ولی باید یه نفر منو برسونه، باشه؟

37
00:01:52,510 --> 00:01:53,579
‫ببخشید.

38
00:01:53,580 --> 00:01:55,196
‫من... باید زنگ می‌زدم،
‫نه اینکه همینجوری بیام.

39
00:01:55,220 --> 00:01:56,180
‫معلومه، سرت شلوغه.

40
00:01:56,250 --> 00:01:57,580
‫یه جسد پیدا کردن، پس...

41
00:01:58,590 --> 00:02:00,020
‫اوه خدای من، اوه.

42
00:02:00,050 --> 00:02:01,320
‫یه فکری دارم.

43
00:02:01,360 --> 00:02:05,220
‫چرا به موندن چند روز فکر نمی‌کنی، می‌دونی؟

44
00:02:05,230 --> 00:02:06,666
‫دفعه بعد کی شانس اینو پیدا می‌کنی

45
00:02:06,690 --> 00:02:08,830
‫که آزاد و راحت تو فرانسه بگردی.

46
00:02:10,430 --> 00:02:11,530
‫می‌بینم.

47
00:02:12,430 --> 00:02:13,170
‫کلید اونجاست.

48
00:02:13,230 --> 00:02:14,600
‫راحت باش.

49
00:02:25,250 --> 00:02:26,710
‫از کجا فهمیدی من اینجام؟

50
00:02:27,920 --> 00:02:29,450
‫آه، چون وقتی حرف می‌زنی گوش می‌دم.

51
00:02:29,480 --> 00:02:30,980
‫تو همیشه سه‌شنبه‌ها سوارکاری می‌کنی.

52
00:02:32,790 --> 00:02:34,050
‫چه خبره؟

53
00:02:34,120 --> 00:02:36,420
‫خب، ما یه قتل احتمالی داریم.

54
00:02:36,421 --> 00:02:37,790
‫می‌دونم، پیامو گرفتم.

55
00:02:37,930 --> 00:02:40,390
‫ولی یه چیز دیگه هم هست.

56
00:02:41,230 --> 00:02:43,400
‫هی، بیا امروز یه کم تنوع بدیم.

57
00:02:43,530 --> 00:02:45,060
‫نظرت چیه من رانندگی کنم؟

58
00:02:45,070 --> 00:02:46,730
‫تو واقعا خیلی بامزه‌ای.

59
00:03:01,020 --> 00:03:02,750
‫باشه، جدی، چته؟

60
00:03:03,620 --> 00:03:04,950
‫مردیت دیشب اومد.

61
00:03:06,150 --> 00:03:08,090
‫اولش، راستش، فکر کردم تو دم در منی.

62
00:03:09,290 --> 00:03:10,560
‫هوم.

63
00:03:10,590 --> 00:03:12,466
‫اوه، فکر کردم با اون ماجرای
‫مارکوس زیاده‌روی کردم.

64
00:03:12,490 --> 00:03:13,760
‫هی، بچه‌ها.

65
00:03:13,830 --> 00:03:15,760
‫دیشب، یه کوهنورد یه جیغ نزدیک مرداب شنید

66
00:03:15,900 --> 00:03:17,230
‫و ما جسد رو پیدا کردیم.

67
00:03:17,260 --> 00:03:18,630
‫اوه. شناسایی کردین؟

68
00:03:18,670 --> 00:03:20,230
‫هنوز جسد رو بیرون نیاوردیم.

69
00:03:20,370 --> 00:03:21,699
‫مرداب یه محل حفاری فعاله.

70
00:03:21,700 --> 00:03:23,640
‫یه تیم از باستان‌شناس‌ها

71
00:03:23,670 --> 00:03:24,870
‫چند ماهه دارن روش کار می‌کنن.

72
00:03:24,910 --> 00:03:27,270
‫پس، فکر می‌کنیم یه جسد واقعی
‫تو مرداب پیدا کردن؟

73
00:03:27,410 --> 00:03:29,170
‫خب، تو این مرحله سخته که چیزی بگیم.

74
00:03:29,310 --> 00:03:30,510
‫باشه، بذار ببینیم.

75
00:03:36,380 --> 00:03:37,850
‫- سلام.
‫- ممنون.

76
00:03:47,390 --> 00:03:50,530
‫اینا دکتر کارل ونکل و هیلاری تابر هستن.

77
00:03:50,660 --> 00:03:53,130
‫اون پروفسور باستان‌شناسی
‫تو دانشگاه ایست مونت هست

78
00:03:53,170 --> 00:03:54,400
‫و این حفاری رو انجام می‌ده.

79
00:03:55,340 --> 00:03:56,470
‫اونا کی هستن؟

80
00:03:56,600 --> 00:03:58,539
‫اونا میرون جانگ، ایزابللا مونتز،

81
00:03:58,540 --> 00:03:59,869
‫و سایلاس آهرن هستن.

82
00:03:59,870 --> 00:04:01,870
‫دانشجوی ارشد باستان‌شناسی
‫که پیش دکتر تابر هستن.

83
00:04:03,340 --> 00:04:05,309
‫اون کامیلا پروینه؟

84
00:04:05,310 --> 00:04:08,410
‫آره، مرداب و کل این زمین‌ها مال اونه.

85
00:04:08,480 --> 00:04:10,920
‫خونشو تبدیل به یه هتل کرده.

86
00:04:11,050 --> 00:04:12,250
‫همونجا اونوره.

87
00:04:12,390 --> 00:04:15,720
‫و امم، همه باستان‌شناس‌ها هم اونجا هستن.

88
00:04:19,260 --> 00:04:20,430
‫احمقا!

89
00:04:20,560 --> 00:04:24,560
‫این خیلی حساس و از نظر تاریخی با ارزشه.

90
00:04:24,700 --> 00:04:26,630
‫خب، یه جورایی شبیه وایکینگ‌هاست.

91
00:04:26,670 --> 00:04:27,899
‫هوم.

92
00:04:27,900 --> 00:04:29,200
‫یا یه قربانی قتل.

93
00:04:37,424 --> 00:04:39,424
‫سن پیر

94
00:04:42,950 --> 00:04:45,219
‫خب، هیچوقت فکر نمی‌کردم دارم

95
00:04:45,220 --> 00:04:46,750
‫یه قتل واقعی وایکینگی رو بررسی می‌کنم.

96
00:04:49,560 --> 00:04:50,560
‫هی!

97
00:04:50,590 --> 00:04:52,990
‫من تو عمرم جسدهای زشت زیاد دیدم،

98
00:04:53,060 --> 00:04:55,290
‫ولی این یارو... اوه!

99
00:04:55,430 --> 00:04:56,760
‫اوه، سلام!

100
00:04:58,800 --> 00:04:59,800
‫این کیه؟

101
00:04:59,930 --> 00:05:02,400
‫چیزی نمیدونم

102
00:05:02,440 --> 00:05:03,870
‫ناتاشا بورژ.

103
00:05:03,900 --> 00:05:06,670
‫خب، من آرچ هستم و اون فیتزه.

104
00:05:06,740 --> 00:05:08,870
‫ظاهرا، پزشک قانونی شما برگشته فرانسه.

105
00:05:09,010 --> 00:05:11,740
‫خب، رئیس شما منو با یه سری
‫وعده و وعید حسابی کشوند اینجا،

106
00:05:11,780 --> 00:05:13,550
‫گفت خیلی فوریه.

107
00:05:13,680 --> 00:05:14,910
‫اورژانسی بودنش رو نمی‌بینم

108
00:05:14,950 --> 00:05:17,420
‫تو یه جسد ماقبل تاریخی احتمالی.

109
00:05:18,650 --> 00:05:21,820
‫جسد مردابی تو ایرلند شمالی رو یادتون هست؟

110
00:05:21,890 --> 00:05:23,466
‫پلیس فکر می‌کرد یه قتل تازه است،

111
00:05:23,490 --> 00:05:25,420
‫چون استخونا و پوستش هنوز سالم بودن.

112
00:05:25,421 --> 00:05:26,659
‫بله.

113
00:05:26,660 --> 00:05:30,030
‫ولی رادیوکربن نشون داد که
‫بیشتر از ۲۰۰۰ سال عمر داره.

114
00:05:30,160 --> 00:05:31,269
‫خیلی جالبه.

115
00:05:31,270 --> 00:05:33,060
‫ممکنه این یارو هم همینطور باشه؟

116
00:05:33,130 --> 00:05:34,430
‫منظورم اینه که، خاک تورب تو سن-پیر

117
00:05:34,470 --> 00:05:36,840
‫می‌تونه به عنوان یه عامل نگهداری عمل کنه.

118
00:05:36,970 --> 00:05:37,870
‫شاید، آره.

119
00:05:37,871 --> 00:05:39,511
‫ولی سخته که بدونیم اریک قرمز اینجا

120
00:05:39,540 --> 00:05:41,740
‫واقعیه یا نه تا وقتی
‫یه سری آزمایش انجام بدیم.

121
00:05:41,780 --> 00:05:46,110
‫اگه یه کشف تاریخی باشه، باید فرم پر کنیم.

122
00:05:46,180 --> 00:05:48,380
‫جسد رو بفرستیم پاریس برای کالبدشکافی

123
00:05:48,520 --> 00:05:51,420
‫با یه متخصص انسان‌شناسی قانونی تایید شده.

124
00:05:51,550 --> 00:05:52,720
‫اوه، اوه، اوه.

125
00:05:52,850 --> 00:05:55,720
‫بیایید یه کم صبر کنیم قبل از اینکه
‫پای پلیس فدرال رو وسط بکشیم.

126
00:05:55,860 --> 00:05:57,519
‫آها، باشه.

127
00:05:57,520 --> 00:06:00,660
‫می‌تونی به این یه نگاه بندازی.

128
00:06:00,690 --> 00:06:03,060
‫یه تیکه از لباسشه. ممکنه به تاریخش کمک کنه.

129
00:06:03,200 --> 00:06:05,800
‫به نظر میاد علت مرگ می‌تونه ضربه شدید

130
00:06:05,870 --> 00:06:06,800
‫به پشت سر باشه.

131
00:06:06,830 --> 00:06:08,130
‫احتمالا همینطوره.

132
00:06:08,170 --> 00:06:11,039
‫ولی همونطور که به همکارت گفتم،
‫فقط یه کم بهم وقت بده.

133
00:06:11,040 --> 00:06:12,100
‫درسته.

134
00:06:15,810 --> 00:06:16,680
‫باشه.

135
00:06:16,681 --> 00:06:18,340
‫از دیدنتون خوشحال شدم.

136
00:06:19,880 --> 00:06:22,950
‫♪ دارم سعی می‌کنم زنده بمونم ♪

137
00:06:23,020 --> 00:06:24,020
‫<i>♪ وایسا ♪</i>

138
00:06:26,150 --> 00:06:27,950
‫فکر می‌کنی چی سر ایمانوئل اومده؟

139
00:06:28,090 --> 00:06:30,560
‫احتمالا داره با شوهر سابقش آشتی می‌کنه.

140
00:06:30,690 --> 00:06:32,890
‫اون طلاق گرفته و دوباره با همون یارو

141
00:06:32,960 --> 00:06:35,290
‫حدود پنج بار ازدواج کرده.

142
00:06:35,430 --> 00:06:37,260
‫شاید هنوز برای تو هم امیدی باشه.

143
00:06:38,500 --> 00:06:40,029
‫کارل ونکل تهدید کرده که شکایت می‌کنه

144
00:06:40,030 --> 00:06:42,569
‫اگه بیشتر از این مانع کشفش بشیم.

145
00:06:42,570 --> 00:06:45,070
‫واقعا تاثیر خوبی نمی‌ذاره، نه؟

146
00:06:45,210 --> 00:06:46,300
‫و یه گذشته‌ای هم داره.

147
00:06:46,370 --> 00:06:47,370
‫چه جور گذشته‌ای؟

148
00:06:47,371 --> 00:06:49,209
‫خب، یه روزنامه سوئدی گزارش داد

149
00:06:49,210 --> 00:06:50,740
‫وقتی تو یه پنل

150
00:06:50,880 --> 00:06:52,040
‫اونجا روش‌هاش لو رفت،

151
00:06:52,050 --> 00:06:53,550
‫یه باستان‌شناس دیگه رو کتک زد.

152
00:06:55,280 --> 00:06:57,450
‫ببین چی می‌تونی در موردش پیدا کنی، لطفا.

153
00:07:01,260 --> 00:07:03,189
‫نه، نه. بلند نشو.

154
00:07:03,190 --> 00:07:03,920
‫کجاست؟

155
00:07:03,990 --> 00:07:05,190
‫دکتر تابر،

156
00:07:05,230 --> 00:07:07,589
‫شما دیشب چه ساعتی
‫جسد رو تو مرداب پیدا کردین؟

157
00:07:07,590 --> 00:07:09,730
‫اون چیزی پیدا نکرد.

158
00:07:09,860 --> 00:07:13,130
‫من چیزی رو کشف کردم که
‫سال‌ها تحقیق و پژوهشم ثابت کرده

159
00:07:13,270 --> 00:07:14,270
‫درسته.

160
00:07:14,330 --> 00:07:15,610
‫هنوز ثابت نشده، کارل.

161
00:07:15,640 --> 00:07:16,400
‫خفه شو!

162
00:07:16,540 --> 00:07:17,870
‫یالا، هیلاری.

163
00:07:17,910 --> 00:07:19,400
‫تو با چشمای خودت دیدی.

164
00:07:19,540 --> 00:07:21,270
‫پوستش، نحوه کشته شدنش.

165
00:07:21,410 --> 00:07:23,070
‫این یه قانون وایکینگی کلاسیکه.

166
00:07:23,210 --> 00:07:25,610
‫این اولین مدرک از این نوع تو سن-پیره.

167
00:07:25,680 --> 00:07:26,749
‫این کشف منه.

168
00:07:26,750 --> 00:07:27,849
‫این محل منه.

169
00:07:27,850 --> 00:07:29,810
‫در واقع، این محل منه.

170
00:07:29,850 --> 00:07:30,620
‫اوه.

171
00:07:30,650 --> 00:07:32,480
‫شما دوتا، با هم کار نمی‌کنین؟

172
00:07:32,620 --> 00:07:33,480
‫نه.

173
00:07:33,520 --> 00:07:35,719
‫اون خودشو به زور تو حفاری من جا کرد،

174
00:07:35,720 --> 00:07:37,089
‫همیشه چیزی رو می‌خواست که مال اون نبود.

175
00:07:37,090 --> 00:07:38,890
‫این اصلا درست نیست.

176
00:07:38,930 --> 00:07:41,660
‫وقتی گروه شما دنبال سفال‌های پرتغالی بود،

177
00:07:41,661 --> 00:07:44,199
‫من یه کشف با اهمیت تاریخی کردم.

178
00:07:44,200 --> 00:07:45,530
‫کارل معتقده که وایکینگ‌ها

179
00:07:45,670 --> 00:07:47,800
‫قبل از ساکنان جنوب اروپا بودن.

180
00:07:47,930 --> 00:07:49,576
‫حتی با اینکه بقیه محقق‌ها ثابت کردن که

181
00:07:49,600 --> 00:07:51,600
‫دانمارکی‌ها هیچوقت
‫پاشون به این جزایر نرسیده.

182
00:07:51,740 --> 00:07:53,400
‫مغزهای کوچیکی مثل شما.

183
00:07:53,540 --> 00:07:55,370
‫به خاطر همینه که اون همیشه
‫از کار من حسادت می‌کرده.

184
00:07:55,440 --> 00:07:57,610
‫هیچکدوم از شما به جسد نزدیک نمیشین

185
00:07:57,640 --> 00:07:58,980
‫یا محل

186
00:07:59,110 --> 00:08:01,079
‫تا وقتی تحقیقاتمون کامل بشه.

187
00:08:01,080 --> 00:08:02,410
‫اگه لازمه بیشتر در موردش صحبت کنیم،

188
00:08:02,550 --> 00:08:03,820
‫می‌دونیم کجا پیداتون کنیم.

189
00:08:03,950 --> 00:08:05,020
‫قبل از شام بیایید.

190
00:08:05,050 --> 00:08:06,990
‫می‌تونین ما رو از یه غذای خوشمزه دیگه

191
00:08:07,050 --> 00:08:08,590
‫به لطف مهمان‌دارمون نجات بدین.

192
00:08:10,990 --> 00:08:12,060
‫روز خوبی داشته باشین.

193
00:08:16,460 --> 00:08:17,930
‫کارل ونکل.

194
00:08:17,970 --> 00:08:20,060
‫یه آدم کاملا عوضی.

195
00:08:20,130 --> 00:08:21,670
‫نحوه صحبت کردنش با هیلاری تابر.

196
00:08:21,800 --> 00:08:23,070
‫آره، اون... اون یارو یه جوریه که

197
00:08:23,140 --> 00:08:24,770
‫خیلی راحت رو اعصاب آدم میره.

198
00:08:24,771 --> 00:08:26,640
‫چرا وقتمون رو برای
‫این مرد مردابی تلف می‌کنیم؟

199
00:08:26,770 --> 00:08:28,309
‫خب، چه ماقبل تاریخ باشه چه نه،

200
00:08:28,310 --> 00:08:30,110
‫به نظر من ارزش وقت گذاشتن رو داره.

201
00:08:30,140 --> 00:08:31,279
‫بالاخره یه جسده.

202
00:08:31,280 --> 00:08:32,040
‫دقیقا.

203
00:08:32,180 --> 00:08:33,040
‫فکر کردیم می‌تونیم

204
00:08:33,110 --> 00:08:35,180
‫هر گزارشی از افراد گمشده
‫که داریم رو بررسی کنیم.

205
00:08:35,320 --> 00:08:36,650
‫خب، تا کی باید برگردیم عقب؟

206
00:08:36,680 --> 00:08:37,950
‫خیلی خب، خیلی خب.

207
00:08:38,020 --> 00:08:40,449
‫قراره من مجبور باشم
‫در مورد بیوه سیاه حرف بزنم؟

208
00:08:40,450 --> 00:08:41,450
‫داره در مورد چی حرف می‌زنه؟

209
00:08:41,550 --> 00:08:44,160
‫بیوه سیاه، کامیلا پروین،

210
00:08:44,290 --> 00:08:46,020
‫صاحب مهمون‌خونه و زمین مرداب.

211
00:08:46,030 --> 00:08:48,490
‫شوهر مرحومش رفته بود ماهیگیری

212
00:08:48,630 --> 00:08:50,230
‫و دیگه هیچوقت دیده نشد.

213
00:08:50,360 --> 00:08:52,830
‫کامیلا ملک و خونه بزرگ رو به ارث برد.

214
00:08:54,200 --> 00:08:57,169
‫من فقط می‌گم وایکینگ مردابی ما
‫می‌تونه شوهر مرده‌اش باشه.

215
00:08:57,170 --> 00:08:59,800
‫آنتوان پروین بیش از
‫ ۱۰ سال پیش تو دریا گم شد.

216
00:08:59,810 --> 00:09:01,910
‫چرا قبل از اینکه شروع
‫به تعریف داستان‌های ارواح کنی،

217
00:09:01,940 --> 00:09:03,940
‫ بفهمیم اصلا داریم چی رو بررسی می‌کنیم؟

218
00:09:07,250 --> 00:09:09,050
‫مارکوس یه کم عصبی بود.

219
00:09:09,120 --> 00:09:11,580
‫خیلی در مورد موضوع کامیلا حالت دفاعی داشت.

220
00:09:11,620 --> 00:09:13,920
‫اون این اواخر در مورد خیلی چیزا عصبی بوده.

221
00:09:14,050 --> 00:09:16,319
‫و هر چقدر هم که برام سخته که اینو بگم،

222
00:09:16,320 --> 00:09:17,860
‫رنوف ممکنه درست بگه.

223
00:09:17,890 --> 00:09:19,320
‫و شوهر کامیلا هم تو

224
00:09:19,390 --> 00:09:20,789
‫شرایط عجیب و غریب ناپدید شد؟

225
00:09:20,790 --> 00:09:22,660
‫منظورم اینه که، چقدر احتمال داره که کارل

226
00:09:22,700 --> 00:09:25,460
‫یه وایکینگ کاملا سالم رو
‫تو زمین کامیلا پیدا کنه؟

227
00:09:25,470 --> 00:09:27,670
‫به نظر نمیومد هیلاری خیلی قانع شده باشه.

228
00:09:27,800 --> 00:09:29,046
‫عکس‌العمل کلیش یه کم عجیب بود.

229
00:09:29,070 --> 00:09:30,110
‫آره، به عنوان یه باستان‌شناس،

230
00:09:30,140 --> 00:09:32,200
‫فکر می‌کردی حداقل یه کم هیجان‌زده باشه.

231
00:09:32,340 --> 00:09:34,340
‫حتی اگه با نظریه‌های اولیه‌اش مخالف باشه.

232
00:09:35,740 --> 00:09:38,210
‫بذار ببینیم می‌تونیم از
‫دانشگاهی‌ها کمکی بگیریم.

233
00:09:43,980 --> 00:09:46,280
‫خب، مردیت؟

234
00:09:47,350 --> 00:09:48,350
‫آره.

235
00:09:49,290 --> 00:09:51,489
‫ظاهرا، اون خبرای مهمی داره که باید برسونه.

236
00:09:51,490 --> 00:09:53,220
‫مجبور بود بیاد اینجا و حضوری بهم بگه.

237
00:09:53,360 --> 00:09:54,290
‫هوم.

238
00:09:54,330 --> 00:09:56,130
‫ما نمی‌تونیم از اجتناب‌ناپذیر فرار کنیم.

239
00:09:57,360 --> 00:09:58,500
‫درسته.

240
00:09:58,570 --> 00:10:01,070
‫فکر کنم باید یه گفتگوی صادقانه
‫با اِکسم داشته باشم.

241
00:10:02,270 --> 00:10:04,740
‫تو باید یه گفتگوی صادقانه
‫با رئیست داشته باشی.

242
00:10:05,840 --> 00:10:08,110
‫مارکوس می‌تونه در مورد گالاگر حرف بزنه

243
00:10:08,240 --> 00:10:10,509
‫یا بر علیه من بشه.

244
00:10:10,510 --> 00:10:12,180
‫خب، به نظر میاد هیچکدوم از ما نمی‌دونیم

245
00:10:12,310 --> 00:10:13,580
‫با چی طرفیم.

246
00:10:32,870 --> 00:10:33,999
‫سلام، خانم پروین.

247
00:10:34,000 --> 00:10:35,930
‫اون جسدی که پیدا کردین
‫شوهر من نیست.

248
00:10:36,070 --> 00:10:37,140
‫به خاطر همینه اینجا اومدین؟

249
00:10:37,200 --> 00:10:39,170
‫هیچ فرقی با اون مردم فضول شهر ندارین.

250
00:10:40,410 --> 00:10:42,470
‫می‌خواستیم یه سری سوال
‫از شما و مهموناتون بپرسیم.

251
00:10:43,780 --> 00:10:45,480
‫از من چی می‌خواین؟

252
00:10:45,550 --> 00:10:47,980
‫کمک! یکی کمک کنه!

253
00:10:58,090 --> 00:10:59,690
‫داری چیکار می‌کنی؟

254
00:10:59,760 --> 00:11:00,760
‫سایلاس!

255
00:11:03,260 --> 00:11:05,360
‫اون... اون مُرده.

256
00:11:12,310 --> 00:11:14,409
‫مطمئنم این شوک بزرگی براتون بوده.

257
00:11:14,410 --> 00:11:18,240
‫ولی ما داریم سعی می‌کنیم بفهمیم
‫کی دکتر تابر، هیلاری رو کشته.

258
00:11:18,380 --> 00:11:20,310
‫شما و کارل چقدر باهاش کار می‌کردین؟

259
00:11:20,350 --> 00:11:22,180
‫ما برای هیلاری کار می‌کردیم، نه کارل.

260
00:11:22,250 --> 00:11:23,550
‫خب، نقش کارل چی بود؟

261
00:11:23,680 --> 00:11:24,620
‫اومد،

262
00:11:24,621 --> 00:11:26,850
‫رفت به مهمون‌خونه و محل حفاریمون.

263
00:11:26,920 --> 00:11:28,480
‫ولی اون کسی بود که همه بودجه و

264
00:11:28,520 --> 00:11:29,590
‫مجوزها رو داشت.

265
00:11:29,620 --> 00:11:30,990
‫چرا جلوشو نگرفت؟

266
00:11:31,120 --> 00:11:33,490
‫اون می‌تونست خیلی متقاعد کننده باشه.

267
00:11:33,630 --> 00:11:35,790
‫بعد از اینکه از اداره پلیس رفتین کجا بودین؟

268
00:11:35,830 --> 00:11:38,129
‫تو اتاقم، داشتم کشفم رو ضبط می‌کردم.

269
00:11:38,130 --> 00:11:41,300
‫صبح زود بیدار شدم،
‫می‌دونین، از هیجان مرداب.

270
00:11:41,370 --> 00:11:44,140
‫برای همین یه چرتی زدم. تنها.

271
00:11:44,200 --> 00:11:46,270
‫رفتم یه سری به محل حفاری بزنم.

272
00:11:46,410 --> 00:11:48,540
‫مطمئن شم که آلوده نشده، می‌دونین؟

273
00:11:48,541 --> 00:11:50,070
‫بعد من... من دیدم...

274
00:11:51,310 --> 00:11:52,980
‫پس، شما می‌گین که هیچ اطلاعیش ندارین؟

275
00:11:53,050 --> 00:11:54,510
‫در مورد هیلاری چی؟

276
00:11:54,550 --> 00:11:56,150
‫آخرین بار کی اونو دیدین؟

277
00:11:56,280 --> 00:11:59,020
‫شنیدم که اون و کارل
‫تو اتاقش داشتن دعوا می‌کردن.

278
00:11:59,150 --> 00:12:00,326
‫زیاد بهش فکر نکردم.

279
00:12:00,350 --> 00:12:01,790
‫اونا از وقتی که اون اومده بود،
‫همش دعوا داشتن.

280
00:12:01,820 --> 00:12:03,805
‫می‌تونستین بشنوین سر چی دعوا می‌کردن؟

281
00:12:03,806 --> 00:12:05,120
‫اونا برای هم سمی بودن.

282
00:12:05,160 --> 00:12:07,166
‫وقتی ازدواج کرده بودن،
‫مهم‌ترین کارشون رو انجام دادن

283
00:12:07,190 --> 00:12:08,160
‫و بعد جدا شدن.

284
00:12:08,200 --> 00:12:10,260
‫اونا رقیب هم شدن.

285
00:12:10,400 --> 00:12:12,799
‫اون ناراحت بود که کشف کارل ممکنه کارایی که

286
00:12:12,800 --> 00:12:16,170
‫ما... که اون انجام داده رو کم‌رنگ کنه.

287
00:12:16,970 --> 00:12:18,540
‫شرط می‌بندم اون عوضی این کارو کرده.

288
00:12:19,710 --> 00:12:21,670
‫بحثتون از کنترل خارج شد؟

289
00:12:21,740 --> 00:12:22,640
‫کتک‌کاری شد؟

290
00:12:22,710 --> 00:12:24,310
‫این یه تهمت وحشتناکه.

291
00:12:24,440 --> 00:12:27,010
‫هی، کارل، من...
‫خودم یه زمانی ازدواج کرده بودم.

292
00:12:27,050 --> 00:12:29,380
‫می‌دونم پشیمونی داشتن چه حسی داره.

293
00:12:29,420 --> 00:12:31,220
‫بعضی وقتا، حرف زدن در موردش خوبه.

294
00:12:32,220 --> 00:12:34,020
‫چیزی هست که بابتش پشیمون باشی، کارل؟

295
00:12:34,050 --> 00:12:35,650
‫نه مثل چیزی که تو داری تلقین می‌کنی.

296
00:12:35,660 --> 00:12:39,820
‫آره، بعضی وقتا تحقیرش می‌کردم،
‫ولی اون بزرگترین عشق من بود.

297
00:12:39,830 --> 00:12:42,190
‫و حالا کشف من تنها چیزی خواهد بود

298
00:12:42,230 --> 00:12:44,830
‫که تاریخ در مورد کل
‫این سفر اکتشافی به یاد خواهد داشت.

299
00:12:44,960 --> 00:12:47,330
‫خیلی مطمئنم که قتل هیلاری ممکنه

300
00:12:47,400 --> 00:12:48,630
‫یه کم از این شکوه رو بدزده.

301
00:12:50,200 --> 00:12:52,340
‫سایلاس مظنون شماره یک من خواهد بود.

302
00:12:52,470 --> 00:12:55,270
‫اون دقیقا تو بغل قربانی پیدا شد.

303
00:12:55,340 --> 00:12:57,056
‫آره، اون گفت که هیلاری رو
‫از مرداب بیرون کشیده.

304
00:12:57,080 --> 00:12:58,340
‫اون داشت سعی می‌کرد جونشو نجات بده.

305
00:12:58,480 --> 00:13:00,180
‫آره، من تو بازجویی باهاش صحبت کردم.

306
00:13:00,250 --> 00:13:02,010
‫خیلی از این موضوع شوکه شده بود.

307
00:13:02,050 --> 00:13:05,150
‫خب، منم اگه یهو سر استادم رو
‫خورد می‌کردم، همینطور می‌شدم.

308
00:13:05,190 --> 00:13:07,020
‫نه، ما این حس رو نداریم.

309
00:13:07,090 --> 00:13:09,350
‫خب، ما جسدهای مردابی جدید و قدیمی داریم.

310
00:13:09,490 --> 00:13:10,690
‫در مورد قربانی مرد چی؟

311
00:13:10,820 --> 00:13:12,960
‫من یه جستجوی تصویر معکوس
‫روی لباسش انجام دادم.

312
00:13:13,090 --> 00:13:15,130
‫معلوم شد که بازار
‫خیلی بزرگی اون بیرون هست

313
00:13:15,200 --> 00:13:16,960
‫برای وایکینگ‌های لارپینگ.

314
00:13:17,100 --> 00:13:18,576
‫حتی نمی‌خوام بدونم چیه.

315
00:13:18,600 --> 00:13:20,200
‫بازی نقش‌آفرینی زنده.

316
00:13:21,030 --> 00:13:22,030
‫کاسپلی.

317
00:13:23,070 --> 00:13:24,439
‫البته لباسش قدیمی به نظر میاد.

318
00:13:24,440 --> 00:13:26,200
‫این کار با محلول سفید کننده خیلی راحته.

319
00:13:26,340 --> 00:13:28,610
‫من اون رو برای تجزیه و تحلیل
‫به آزمایشگاه پاریس فرستادم.

320
00:13:29,710 --> 00:13:31,439
‫وضعیتتون با پرونده افراد گمشده چطوره؟

321
00:13:31,440 --> 00:13:33,140
‫اونا برمی‌گردن به دهه ۱۹۳۰.

322
00:13:33,280 --> 00:13:35,310
‫قراره چطور همه‌شون رو بررسی کنم؟

323
00:13:35,380 --> 00:13:38,050
‫با یه گزارش در مورد
‫شوهر کامیلا پروین شروع کن.

324
00:13:41,490 --> 00:13:43,320
‫در مورد مظنونینتون چی؟

325
00:13:43,390 --> 00:13:44,830
‫می‌دونی، ما نمی‌تونیم
‫اونا رو برای همیشه نگه داریم.

326
00:13:44,860 --> 00:13:47,459
‫نه، ولی می‌تونیم
‫پاسپورت‌هاشون رو ضبط کنیم.

327
00:13:47,460 --> 00:13:48,790
‫تو سن-پیر نگهشون داریم.

328
00:13:48,800 --> 00:13:49,800
‫موافقم.

329
00:13:51,670 --> 00:13:53,560
‫پزشک قانونی جدیدمون آماده‌ست.

330
00:13:55,540 --> 00:13:57,470
‫یه خبری در موردش
‫بهمون می‌دادی بد نبود، نه؟

331
00:13:57,600 --> 00:13:59,160
‫خب، تو امروز صبح آفلاین بودی

332
00:13:59,210 --> 00:14:00,610
‫و همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد.

333
00:14:03,280 --> 00:14:05,279
‫خب، خبر خیلی خفنی دارم.

334
00:14:05,280 --> 00:14:07,540
‫شکستگی‌های جمجمه شبیه به هم هستن.

335
00:14:07,580 --> 00:14:09,410
‫ولی همونطور که تو مرد مردابیمون می‌بینین،

336
00:14:09,550 --> 00:14:10,749
‫زخم مستقیمه.

337
00:14:10,750 --> 00:14:13,020
‫مثل یه تبر یا تیشه.

338
00:14:13,150 --> 00:14:15,250
‫مهم‌تر از همه، بعد از مرگ.

339
00:14:15,390 --> 00:14:17,590
‫در حالی که اینجا، روی این خوشگله...

340
00:14:17,720 --> 00:14:19,420
‫یه انحنای کوچیک هست.

341
00:14:19,460 --> 00:14:20,959
‫شاید از یه بیل باشه.

342
00:14:20,960 --> 00:14:23,730
‫از اینا تو یه محل حفاری زیاده.

343
00:14:23,860 --> 00:14:25,400
‫ما کیسه‌های مدرک رو بررسی می‌کنیم.

344
00:14:25,530 --> 00:14:26,800
‫ببینیم چیزی پیدا می‌کنیم که باهاش جور باشه.

345
00:14:26,870 --> 00:14:28,230
‫حالا بریم سراغ طناب‌ها.

346
00:14:28,370 --> 00:14:31,370
‫خب، مچ دست‌های مرد مردابی
‫با یه طناب چرمی بسته شده بود.

347
00:14:31,440 --> 00:14:34,570
‫و استادمون با یه طناب کنفی بسته شده بود.

348
00:14:34,610 --> 00:14:36,740
‫قدیمی و پوسیده، ولی نه خیلی قدیمی.

349
00:14:36,880 --> 00:14:38,240
‫مثل وایکینگ مثلاً شما.

350
00:14:38,310 --> 00:14:39,440
‫مثلا؟

351
00:14:39,510 --> 00:14:40,779
‫چی پیدا کردی؟

352
00:14:40,780 --> 00:14:43,780
‫پوست چرمی به خاطر
‫غوطه‌ور شدن تو خاک تورب نیست.

353
00:14:43,850 --> 00:14:47,920
‫بلکه به خاطر سولفات کروم،
‫که برای دباغی چرم استفاده می‌شه.

354
00:14:48,050 --> 00:14:49,750
‫و لباسش هم اصیل نیست؟

355
00:14:49,790 --> 00:14:50,690
‫اوم-هوم.

356
00:14:50,720 --> 00:14:52,920
‫پس، پسر مردابی ما یه حقه بوده.

357
00:14:52,990 --> 00:14:54,070
‫بهت گفتم که حلش می‌کنم.

358
00:15:48,180 --> 00:15:50,110
‫- هی.
‫- سلام.

359
00:15:52,390 --> 00:15:54,790
‫این خبر همه‌جا پخش شده.

360
00:15:58,260 --> 00:16:00,260
‫کار سختی داری، فیتز.

361
00:16:00,290 --> 00:16:01,610
‫من نمی‌تونستم این کارو انجام بدم.

362
00:16:02,400 --> 00:16:03,530
‫من امم...

363
00:16:04,930 --> 00:16:06,599
‫من متاسفم برای امروز.

364
00:16:06,600 --> 00:16:08,400
‫نه، لازم نیست.

365
00:16:08,470 --> 00:16:10,246
‫آره، من همیشه فکر می‌کردم
‫که آیا تو راحت‌تری

366
00:16:10,270 --> 00:16:12,340
‫با مرده‌ها سر و کله بزنی یا زنده‌ها.

367
00:16:13,610 --> 00:16:14,410
‫شوخی کردم.

368
00:16:14,540 --> 00:16:15,540
‫دارم شوخی می‌کنم.

369
00:16:16,540 --> 00:16:19,280
‫خب، امم، آماده‌ای که
‫اون صحبت رو داشته باشیم؟

370
00:16:20,910 --> 00:16:22,110
‫اه، نه.

371
00:16:22,250 --> 00:16:23,380
‫نه، دستت حسابی بنده.

372
00:16:23,450 --> 00:16:24,380
‫کارتو انجام بده، فیتز.

373
00:16:24,450 --> 00:16:27,080
‫من... من تا وقتی که وقتمون رو
‫با هم نگذرونیم، نمی‌رم.

374
00:16:39,970 --> 00:16:41,100
‫همه‌شون دوست‌داشتنی بودن.

375
00:16:41,130 --> 00:16:42,969
‫قبل از اینکه کارل بیاد.

376
00:16:42,970 --> 00:16:43,970
‫بعد چی شد؟

377
00:16:44,000 --> 00:16:45,440
‫اوضاع خیلی به هم ریخت.

378
00:16:46,240 --> 00:16:47,969
‫نحوه صحبت کردن اون مرد باهاش.

379
00:16:47,970 --> 00:16:49,510
‫اون عوضی.

380
00:16:49,580 --> 00:16:50,910
‫می‌تونی بیشتر توضیح بدی؟

381
00:16:51,040 --> 00:16:53,380
‫نه واقعا. من سرم تو کار خودمه.

382
00:16:53,510 --> 00:16:54,910
‫روزم زود شروع می‌شه و زود هم تموم می‌شه.

383
00:16:54,980 --> 00:16:56,250
‫تمیز می‌کنم. صبحونه درست می‌کنم.

384
00:16:56,380 --> 00:16:59,380
‫شام رو آماده می‌کنم.
‫و بعد ملحفه‌ها رو عوض می‌کنم.

385
00:16:59,520 --> 00:17:01,790
‫تقریبا هر روز صبح برای بعضی‌ها.

386
00:17:02,820 --> 00:17:04,990
‫هیچوقت شنیدی کارل هیلاری رو تهدید کنه؟

387
00:17:06,730 --> 00:17:08,260
‫من از شایعه بدم میاد.

388
00:17:08,390 --> 00:17:10,160
‫ولی دیروز صدای بلندشون رو شنیدم.

389
00:17:10,300 --> 00:17:13,030
‫و بعد هیلاری با عصبانیت بیرون رفت
‫و کارل کمی بعدش رفت.

390
00:17:13,170 --> 00:17:14,300
‫مطمئن بودی که اونا بودن؟

391
00:17:14,370 --> 00:17:15,610
‫من قدم‌های همه رو می‌شناسم.

392
00:17:21,710 --> 00:17:22,940
‫این اتاق کیه؟

393
00:17:23,010 --> 00:17:23,610
‫کارل.

394
00:17:23,680 --> 00:17:24,340
‫کلیدشو داری؟

395
00:17:24,380 --> 00:17:25,240
‫اوه، میرم بیارمش.

396
00:17:25,280 --> 00:17:25,980
‫پلیس اینجاست.

397
00:17:26,010 --> 00:17:26,610
‫کمکم کن.

398
00:17:26,680 --> 00:17:27,780
‫نمی‌تونیم منتظر کلید بمونیم.

399
00:17:32,190 --> 00:17:33,280
‫داره شوکه می‌شه.

400
00:17:42,400 --> 00:17:45,230
‫هیچکدوم از اینا با شکستگی
‫دکتر تابر جور در نمیاد.

401
00:17:45,360 --> 00:17:47,500
‫و حالا یه مسمومیت داریم، عجیبه.

402
00:17:48,870 --> 00:17:53,900
‫عجیب‌تر اینکه، مرد مردابی ما
‫خیلی به این دهه مربوطه.

403
00:17:53,970 --> 00:17:54,970
‫اوه، من که گفتم.

404
00:17:56,440 --> 00:17:58,310
‫مرد مردابی یه مفصل ران مصنوعی داشت.

405
00:17:58,380 --> 00:17:59,810
‫آلیاژ تیتانیوم.

406
00:17:59,850 --> 00:18:01,980
‫پتی، شماره سریال‌ها رو پیدا کن.

407
00:18:02,050 --> 00:18:04,265
‫اگه بدونیم جراحی کجا انجام شده،

408
00:18:04,266 --> 00:18:06,680
‫به پیدا کردن یه هویت برای
‫جان دو نزدیک‌تر می‌شیم.

409
00:18:06,820 --> 00:18:09,750
‫بهتون می‌گم، اون شوهر مرده بیوه سیاهه.

410
00:18:09,760 --> 00:18:11,189
‫شایعه‌پراکنی دیگه کافیه.

411
00:18:11,190 --> 00:18:12,306
‫بیایید تمرکز کنیم روی
‫اینکه کی داره سعی می‌کنه

412
00:18:12,230 --> 00:18:13,930
‫باستان‌شناس‌ها رو اینجا بکشه.

413
00:18:14,060 --> 00:18:17,729
‫سمی که برای کارل ونکل
‫استفاده شده سولفات کروم بود.

414
00:18:17,730 --> 00:18:20,300
‫همون چیزی که برای پیر کردن
‫مرد مردابی استفاده شده بود.

415
00:18:20,430 --> 00:18:21,830
‫این قطعا یه اتفاق نیست.

416
00:18:21,840 --> 00:18:23,600
‫تاریخچه شخصی و حرفه‌ای تلخ

417
00:18:23,740 --> 00:18:25,070
‫بین کارل و هیلاری.

418
00:18:25,110 --> 00:18:26,216
‫قبل از این اتفاق اخیر،

419
00:18:26,240 --> 00:18:28,870
‫شرط من این بود که کارل هیلاری رو کشته.

420
00:18:28,940 --> 00:18:31,610
‫درسته، ولی پس کی اونو مسموم کرده؟

421
00:18:31,740 --> 00:18:35,480
‫شاید کارل خودشو مسموم کرده
‫تا ما رو از بو بکشه.

422
00:18:36,880 --> 00:18:39,080
‫یه کم ریسک داره، منظورم اینه که
‫اون تقریبا تو این راه خودشو کشت.

423
00:18:39,090 --> 00:18:41,080
‫تلاش برای قتل و یک قتل واقعی.

424
00:18:41,220 --> 00:18:43,719
‫مظنونین زیاد با алиبی برای هیچکدوم.

425
00:18:43,720 --> 00:18:44,720
‫باید بهتر عمل کنیم.

426
00:18:46,960 --> 00:18:47,960
‫کارل هوشیاره.

427
00:18:47,961 --> 00:18:48,990
‫خیلی خب.

428
00:18:49,030 --> 00:18:51,500
‫ببینیم چی برای گفتن داره.

429
00:18:51,560 --> 00:18:53,160
‫کامیلا، صاحبخونه‌ست.

430
00:18:53,300 --> 00:18:54,969
‫اون قبلا هم این کارو با من کرده.

431
00:18:54,970 --> 00:18:58,440
‫بعد از یکی از شام‌های
‫حال بهم زننده‌اش، روزها مریض بودم.

432
00:18:58,470 --> 00:18:59,540
‫از هر کسی بپرسین.

433
00:18:59,670 --> 00:19:02,640
‫به جز کامیلا، هیچ ایده ای دارین
‫که کی می‌خواد شما رو بکشه؟

434
00:19:02,780 --> 00:19:05,479
‫خب، اگه اون نیست،
‫معلومه که یه نفر با ما مشکل داره.

435
00:19:05,480 --> 00:19:06,610
‫هیلاری، حالا من.

436
00:19:06,750 --> 00:19:08,226
‫حتما الان می‌دونین که من مسئول

437
00:19:08,250 --> 00:19:09,250
‫مرگ اون نبودم.

438
00:19:09,350 --> 00:19:11,096
‫اوه، فکر می‌کنی مسموم شدنت مدرکیه

439
00:19:11,120 --> 00:19:12,249
‫که تو هیلاری رو نکشتی؟

440
00:19:12,250 --> 00:19:13,050
‫هوم.

441
00:19:13,051 --> 00:19:14,080
‫اینطور نیست.

442
00:19:14,150 --> 00:19:16,220
‫هر کسی می‌تونه اصطکاک
‫بین شما دو نفر رو ببینه.

443
00:19:16,360 --> 00:19:17,860
‫ما خودمون شاهدش بودیم.

444
00:19:17,990 --> 00:19:19,590
‫مستقیما.

445
00:19:19,630 --> 00:19:21,060
‫اون تمومش کرد.

446
00:19:21,190 --> 00:19:24,129
‫به رابطه‌ای که توش با دوست دختر سابقت
‫می‌خوابی، رابطه می‌گن؟

447
00:19:24,130 --> 00:19:25,606
‫شما و هیلاری داشتین دوباره با هم می‌شدین؟

448
00:19:25,630 --> 00:19:29,599
‫نه، ولی ما هیچوقت علاقه‌مون رو
‫به هم از دست ندادیم.

449
00:19:29,600 --> 00:19:31,340
‫من هیچوقت بهش آسیب نمی‌زدم.

450
00:19:31,470 --> 00:19:33,040
‫کی می‌تونه موضوع منو بهم تحویل بده؟

451
00:19:33,170 --> 00:19:36,139
‫کارل، متاسفم که اینو بهت می‌گم،

452
00:19:36,140 --> 00:19:39,610
‫ولی موضوع تو یه وایکینگ نیست.

453
00:19:39,680 --> 00:19:41,010
‫شما چطور می‌تونین اینو بدونین؟

454
00:19:41,150 --> 00:19:43,510
‫اوه. وایکینگ‌های زیادی به والهالا نمی‌رن

455
00:19:43,511 --> 00:19:45,449
‫با یه لگن مصنوعی.

456
00:19:45,450 --> 00:19:47,380
‫معلومه یه نفر داره
‫سعی می‌کنه منو بی‌اعتبار کنه

457
00:19:47,420 --> 00:19:48,990
‫و آبرومو لکه‌دار کنه.

458
00:19:53,660 --> 00:19:55,060
‫یه دقیقه بهتون وقت می‌دیم.

459
00:19:59,500 --> 00:20:02,230
‫با توجه به وقت محدودی
‫که با اون مرد گذروندم،

460
00:20:02,300 --> 00:20:04,030
‫منم اونو مسموم می‌کردم.

461
00:20:05,840 --> 00:20:08,570
‫اون از غذای کامیلا که
‫مریضش می‌کرد، شکایت داشت.

462
00:20:13,010 --> 00:20:14,509
‫نسخه ما از Yelp.

463
00:20:14,510 --> 00:20:16,710
‫دو نفر مختلف اونو متهم کردن که

464
00:20:16,720 --> 00:20:18,450
‫تو سال گذشته مسمومشون کرده.
‫- درسته.

465
00:20:18,520 --> 00:20:21,250
‫درست بعد از اینکه پست گذاشتن

466
00:20:21,390 --> 00:20:23,090
‫که از اقامتگاه ناراضی هستن

467
00:20:24,660 --> 00:20:27,590
‫آیا کامیلا قادره به خاطر
‫یه نظر بد، آدم بکشه؟

468
00:20:32,730 --> 00:20:33,730
‫آرچ.

469
00:20:34,330 --> 00:20:35,430
‫این یکی قفل داره.

470
00:20:40,310 --> 00:20:42,010
‫واقعا می‌تونی این کارو بکنی؟

471
00:20:42,080 --> 00:20:44,710
‫یه مدتی گذشته، ولی بذار ببینیم.

472
00:20:50,950 --> 00:20:52,480
‫خیلی خب، عالی بود.

473
00:20:52,490 --> 00:20:53,490
‫ممنون.

474
00:21:00,590 --> 00:21:02,029
‫هوم.

475
00:21:02,030 --> 00:21:04,390
‫<i>فرشته مرگ</i>

476
00:21:05,770 --> 00:21:07,630
‫فرشته مرگ.

477
00:21:07,770 --> 00:21:09,830
‫اصلا نمی‌دونم تو این چیزا رو از کجا می‌دونی.

478
00:21:09,900 --> 00:21:11,900
‫بهش می‌گن "تحصیلات تکمیلی".

479
00:21:11,940 --> 00:21:12,940
‫آها، اوکی.

480
00:21:12,970 --> 00:21:13,770
‫حرفی نیست.

481
00:21:13,840 --> 00:21:15,210
‫کشنده هستن؟

482
00:21:15,280 --> 00:21:16,510
‫آره، خیلی.

483
00:21:16,580 --> 00:21:20,340
‫ولی یه دوز کوچیک می‌تونه علائمی
‫مثل مسمومیت غذایی ایجاد کنه.

484
00:21:20,350 --> 00:21:23,850
‫یه نفر عمدا به کارل یه مقدار
‫خیلی کم داده که فقط مریضش کنه.

485
00:21:23,920 --> 00:21:27,680
‫شاید سولفات کروم قرار بوده کارو تموم کنه.

486
00:21:27,720 --> 00:21:29,990
‫تنها کسی که به این کمد دسترسی داره...

487
00:21:30,060 --> 00:21:31,420
‫کسیه که همه کلیدها رو داره.

488
00:21:32,760 --> 00:21:35,060
‫ببینیم بیوه سیاه چی برای گفتن داره.

489
00:21:42,070 --> 00:21:43,900
‫شما کامیلا پروین رو آوردین.

490
00:21:45,240 --> 00:21:48,670
‫می‌خواین در مورد
‫رابطه‌تون باهاش بهمون بگین؟

491
00:21:48,740 --> 00:21:49,740
‫من اوم...

492
00:21:50,780 --> 00:21:51,780
‫من باید...

493
00:21:56,520 --> 00:21:57,710
‫بعد از اینکه شوهرش مرد

494
00:21:57,750 --> 00:21:59,680
‫و شایعات بیوه سیاه شروع شد...

495
00:22:01,490 --> 00:22:02,550
‫اون تنها بود.

496
00:22:03,890 --> 00:22:04,890
‫من تنها بودم.

497
00:22:05,830 --> 00:22:07,090
‫بینمون یه صمیمیتی به وجود اومد

498
00:22:08,090 --> 00:22:10,829
‫شما دو نفر چقدر داشتین
‫پیوند تشکیل می‌دادین؟

499
00:22:10,830 --> 00:22:13,229
‫الان منو در مورد زندگی
‫عشقیم بازجویی می‌کنی؟

500
00:22:13,230 --> 00:22:15,230
‫اگه این پرونده به خاطر چیزی که

501
00:22:15,270 --> 00:22:18,040
‫به من نگفتی خراب بشه،
‫من روت سرپوش نمی‌ذارم.

502
00:22:20,070 --> 00:22:21,969
‫ما به مدت چند ماه به هم

503
00:22:21,970 --> 00:22:23,310
‫ آرامش متقابل می‌دادیم.

504
00:22:27,650 --> 00:22:30,080
‫من خودم رو از هر چیزی که
‫مربوط به کامیلا باشه، کنار می‌کشم.

505
00:22:31,250 --> 00:22:32,820
‫- خوشحالی؟
‫- آره.

506
00:22:32,950 --> 00:22:33,950
‫خوشحال.

507
00:22:37,020 --> 00:22:39,790
‫دیدی چقدر راحت بود که با من روراست باشی؟

508
00:22:40,660 --> 00:22:41,960
‫باید سعی کنی بیشتر این کارو بکنی.

509
00:22:46,200 --> 00:22:47,830
‫ما قارچ‌ها رو تو کمدت پیدا کردیم.

510
00:22:49,170 --> 00:22:51,940
‫تجویز یه ماده مضر، اتهام جدیه.

511
00:22:52,000 --> 00:22:53,870
‫اقدام به قتل از طریق مسمومیت.

512
00:22:55,340 --> 00:22:56,210
‫می‌خوام با مارکوس صحبت کنم.

513
00:22:56,340 --> 00:22:57,840
‫مارکوس الان نمی‌تونه کمکت کنه.

514
00:23:02,220 --> 00:23:03,220
‫خیلی خب.

515
00:23:04,950 --> 00:23:07,080
‫یه ذره تو غذای کارل ریختم.

516
00:23:07,220 --> 00:23:09,135
‫فقط یه کم که حالش بد بشه.

517
00:23:09,136 --> 00:23:11,620
‫ولی مسمومیت واقعی که باعث شد دهنش کف کنه،

518
00:23:11,760 --> 00:23:13,690
‫کار من نبود.

519
00:23:13,830 --> 00:23:15,390
‫چرا می‌خواستی حالش بد بشه؟

520
00:23:15,460 --> 00:23:17,699
‫چون همونطور که گفتم، یه آدم عوضیه.

521
00:23:17,700 --> 00:23:19,900
‫حرفای نفرت‌انگیز در موردم زد.

522
00:23:19,970 --> 00:23:20,900
‫به من.

523
00:23:20,930 --> 00:23:22,470
‫مثل بقیه تو این شهر.

524
00:23:22,600 --> 00:23:26,039
‫فقط می‌خواستم حس ضعف کنه.

525
00:23:26,040 --> 00:23:28,640
‫مثل کاری که با بقیه
‫مهمونای دردسرسازتون کردین.

526
00:23:36,150 --> 00:23:38,780
‫مردم با اینجا انگار نوکرشونم.

527
00:23:38,920 --> 00:23:40,180
‫بهم توهین می‌کنن.

528
00:23:40,190 --> 00:23:41,626
‫حق ندارم از خودم دفاع کنم؟

529
00:23:41,650 --> 00:23:44,020
‫از شوهرتم همینطور دفاع می‌کردی؟

530
00:23:45,060 --> 00:23:46,060
‫بگو کامیلا.

531
00:23:46,090 --> 00:23:49,030
‫آیا آنتوان یه لگن مصنوعی داشت؟

532
00:23:50,000 --> 00:23:51,900
‫شوهر من زنده است.

533
00:23:51,930 --> 00:23:53,000
‫متاسفانه.

534
00:23:54,330 --> 00:23:57,130
‫سال‌ها پیش، اونو تو تختمون
‫با منشی‌ش پیدا کردم.

535
00:23:57,200 --> 00:23:58,000
‫آره، می‌دونم.

536
00:23:58,040 --> 00:23:59,200
‫کلیشه ای.

537
00:23:59,210 --> 00:24:01,740
‫وقتی با اون فرار کرد، من آسیب دیدم.

538
00:24:03,410 --> 00:24:04,640
‫تحقیر شدم.

539
00:24:05,810 --> 00:24:08,010
‫برای همین به همه گفتم که
‫تو یه طوفان گیر افتاده.

540
00:24:11,680 --> 00:24:14,150
‫تنها چیزی که چال کردم قایقش بود.

541
00:24:14,190 --> 00:24:15,920
‫بعد از اینکه یه پتک به جونش انداختم.

542
00:24:17,190 --> 00:24:19,690
‫همه تو سن-پیر باور دارن
‫که تو آنتوان رو کشتی.

543
00:24:19,760 --> 00:24:22,330
‫این تو کدوم دنیا بهتره؟

544
00:24:22,460 --> 00:24:23,460
‫خدا.

545
00:24:30,800 --> 00:24:32,700
‫من به خاطر اون به این
‫جای پرت و دورافتاده اومدم.

546
00:24:32,740 --> 00:24:35,840
‫و اون منو بخاطر یه چیز جدیدتر،
‫جوون‌تر و بهتر ول کرد.

547
00:24:38,040 --> 00:24:40,040
‫اون منو با هیچی ول کرد.

548
00:24:40,110 --> 00:24:42,110
‫به جز یه تیکه زمین بیخود

549
00:24:42,250 --> 00:24:45,520
‫و یه خونه که از پس خرجش برنمیام.

550
00:24:47,320 --> 00:24:48,850
‫ما می‌تونستیم خوشبخت باشیم.

551
00:24:48,990 --> 00:24:50,350
‫حالا شده زندون من.

552
00:24:53,790 --> 00:24:56,530
‫شماره سریال لگن تیتانیومی
‫مرد مردابی رو پیدا کردیم.

553
00:24:56,660 --> 00:24:58,360
‫اون شوهر گمشده کامیلا نیست.

554
00:24:59,230 --> 00:24:59,960
‫می‌دونیم.

555
00:25:00,100 --> 00:25:01,800
‫پس کیه؟

556
00:25:01,830 --> 00:25:04,230
‫یه جسد از دانشگاه ایست مونت.

557
00:25:04,300 --> 00:25:05,300
‫جایی که هیلاری درس می‌داد.

558
00:25:05,440 --> 00:25:06,440
‫یه بدبخت،

559
00:25:06,510 --> 00:25:08,269
‫فکر می‌کرد داره جسدشو به علم اهدا می‌کنه.

560
00:25:08,270 --> 00:25:10,810
‫اگه هیلاری اینو گذاشته باشه
‫که کارل رو تحقیر کنه،

561
00:25:10,840 --> 00:25:12,410
‫و اون فهمیده باشه،

562
00:25:12,550 --> 00:25:14,510
‫می‌تونه انگیزه‌ای باشه برای کشتن اون.

563
00:25:14,650 --> 00:25:16,550
‫نه. من، اوه...

564
00:25:16,680 --> 00:25:18,680
‫به نظر خیلی متعجب و داغون اومد

565
00:25:18,820 --> 00:25:21,620
‫وقتی فهمید وایکینگش واقعی نیست.

566
00:25:21,690 --> 00:25:24,089
‫وقتی بهش گفتیم،
‫اولین بار بود که در موردش می‌شنید.

567
00:25:24,090 --> 00:25:25,660
‫کارل قاتل نیست.

568
00:25:25,690 --> 00:25:28,120
‫کسی اتاق هیلاری رو تو خونه کامیلا گشته؟

569
00:25:28,160 --> 00:25:29,890
‫نه، فکر نمی‌کردیم لازم باشه.

570
00:25:30,030 --> 00:25:31,030
‫اون مُرده.

571
00:25:32,930 --> 00:25:34,570
‫خیلی خب، بیا فیتز.

572
00:25:34,700 --> 00:25:37,000
‫بریم یه نگاهی به اتاق هیلاری بندازیم.

573
00:25:47,710 --> 00:25:49,280
‫افتخارشو واسه من گذاشتی؟

574
00:25:49,420 --> 00:25:50,450
‫آره.

575
00:25:55,920 --> 00:25:58,760
‫یه رسید حمل و نقل از چند روز پیش.

576
00:26:00,460 --> 00:26:02,030
‫به ابعادش نگاه کن.

577
00:26:02,160 --> 00:26:03,090
‫74 کیلو.

578
00:26:03,130 --> 00:26:06,760
‫60 در 80 در 30 سانتی‌متر.

579
00:26:09,370 --> 00:26:11,000
‫مثل یه تابوت.

580
00:26:11,970 --> 00:26:13,870
‫روش نوشته؛ "نمونه آکادمیک."

581
00:26:14,010 --> 00:26:15,240
‫مثل یه جسد.

582
00:26:19,750 --> 00:26:20,810
‫آرچ.

583
00:26:23,820 --> 00:26:25,720
‫اینا شبیه بندهای چرمی هستن

584
00:26:25,750 --> 00:26:27,150
‫که دور مچ دست مرد مردابی بود.

585
00:26:28,420 --> 00:26:30,890
‫پس، هیلاری جسد جعلی رو درست کرده.

586
00:26:31,020 --> 00:26:32,219
‫آیا کارل درست می‌گه؟

587
00:26:32,220 --> 00:26:34,020
‫اون داره سعی می‌کنه آبروشو ببره؟

588
00:26:34,060 --> 00:26:36,290
‫این توضیح می‌ده که
‫چرا اینقدر عجیب رفتار می‌کرد.

589
00:26:36,360 --> 00:26:39,000
‫منظورم اینه که،
‫اون انتظار دخالت پلیس رو نداشت.

590
00:26:39,130 --> 00:26:40,460
‫چیز دیگه ای هم اینجا داری؟

591
00:26:42,770 --> 00:26:45,370
‫این از هیلاری به دانشگاهشونه.

592
00:26:45,400 --> 00:26:46,670
‫نوشته شکننده.

593
00:26:48,010 --> 00:26:51,910
‫پس، اون قصد داشته
‫یه چیزی رو در عوض برگردونه.

594
00:26:52,780 --> 00:26:53,810
‫ولی چی؟

595
00:26:53,950 --> 00:26:56,850
‫هر چی که بوده، با توجه به وزن جسد،

596
00:26:56,880 --> 00:26:59,180
‫فکر نمی‌کنم اون این کارو
‫تنهایی انجام داده باشه.

597
00:27:00,320 --> 00:27:02,190
‫چرا افسراتون دارن
‫اتاق‌های ما رو زیر و رو می‌کنن؟

598
00:27:02,220 --> 00:27:03,519
‫خب، داریم سعی می‌کنیم به ته ماجرا برسیم

599
00:27:03,520 --> 00:27:04,720
‫که کی پروفسور شما رو کشته

600
00:27:04,790 --> 00:27:07,190
‫و بهش کمک کرده
‫کل ماجرای وایکینگ رو جعل کنه.

601
00:27:07,230 --> 00:27:11,590
‫نگم براتون که هنوز نفهمیدیم
‫کی کارل رو مسموم کرده.

602
00:27:11,730 --> 00:27:14,429
‫یکی یا همه‌تون یه چیزی رو
‫از ما پنهون می‌کنین.

603
00:27:14,430 --> 00:27:15,500
‫می‌تونیم همینجا صحبت کنیم

604
00:27:15,570 --> 00:27:17,770
‫یا اگه ترجیح می‌دین بیاین کلانتری.

605
00:27:17,900 --> 00:27:18,900
‫همینجا خوبه.

606
00:27:19,970 --> 00:27:22,240
‫گوش کنین، من هیچ ربطی به این چیزا نداشتم.

607
00:27:22,310 --> 00:27:24,040
‫من بورسیه دارم. نمی‌تونم ریسک کنم.

608
00:27:25,240 --> 00:27:26,740
‫مایرون، درسته؟

609
00:27:26,810 --> 00:27:30,010
‫شنیدیم که شما تو کار
‫میدانی از همه با استعدادترین.

610
00:27:30,080 --> 00:27:32,649
‫هیلاری بهت هیچ اشاره‌ای
‫از کارایی که می‌کرد،

611
00:27:32,650 --> 00:27:35,819
‫وقتی که شما دوتا،
‫خب، خیلی صمیمی بودین، نکرد؟

612
00:27:35,820 --> 00:27:36,890
‫صمیمی؟

613
00:27:36,960 --> 00:27:38,250
‫ما حرفه‌ای بودیم.

614
00:27:39,090 --> 00:27:40,690
‫اون با بقیه خیلی صمیمی‌تر بود.

615
00:27:41,890 --> 00:27:43,376
‫بذارین اینجوری بگم که اینجا خیلی

616
00:27:43,400 --> 00:27:44,400
‫تخت‌خوابی عوض می‌شد.

617
00:27:44,500 --> 00:27:45,200
‫مایرون.

618
00:27:45,230 --> 00:27:46,900
‫چی؟ من که اسمی از تو نبردم.

619
00:27:48,100 --> 00:27:51,840
‫ایزابلا، تو با هیلاری رابطه داشتی؟

620
00:27:54,310 --> 00:27:56,540
‫کارل و ایزابلا.

621
00:27:57,040 --> 00:27:58,110
‫من اونا رو دیدم.

622
00:28:00,250 --> 00:28:01,580
‫اوه، اون عکس داره.

623
00:28:03,580 --> 00:28:04,980
‫تو یه منحرفی.

624
00:28:05,120 --> 00:28:07,080
‫زیاد به خودت نناز.

625
00:28:07,150 --> 00:28:09,989
‫من فقط می‌خواستم
‫به هیلاری ثابت کنم که کارل واقعا کیه.

626
00:28:09,990 --> 00:28:11,459
‫که واقعا کی بود.

627
00:28:11,460 --> 00:28:12,720
‫تو می‌تونی حرف بزنی.

628
00:28:12,860 --> 00:28:15,260
‫چرا در مورد رابطه کوچیکت
‫با هیلاری بهشون نمی‌گی؟

629
00:28:15,330 --> 00:28:16,759
‫خیلی حال بهم‌زن بودن.

630
00:28:16,760 --> 00:28:17,590
‫نه.

631
00:28:17,600 --> 00:28:18,960
‫هیلاری و من، ما عاشق هم بودیم.

632
00:28:19,000 --> 00:28:21,200
‫هیچی شبیه کاری که تو با کارل می‌کردی نبود.

633
00:28:21,330 --> 00:28:22,200
‫هوم.

634
00:28:22,270 --> 00:28:23,730
‫چرا به ما نگفتی؟

635
00:28:25,400 --> 00:28:27,270
‫داشتی ازش محافظت می‌کردی؟

636
00:28:27,410 --> 00:28:30,870
‫اون فکر می‌کرد اگه بفهمه من با
‫یه استاد رابطه داشتم، به دردسر می‌افتم.

637
00:28:30,940 --> 00:28:33,210
‫و این تو سابقه تحصیلیم ثبت می‌شه.

638
00:28:33,350 --> 00:28:35,750
‫فکر می‌کنم بیشتر نگران بی‌آبروییش بود.

639
00:28:37,550 --> 00:28:40,850
‫یه چیزی تو اتاق سایلاس پیدا کردم.

640
00:28:41,950 --> 00:28:43,490
‫به نظر میاد سولفات کروم باشه.

641
00:28:44,360 --> 00:28:46,360
‫اوم، اون تو کیف هیلاری بود.

642
00:28:47,460 --> 00:28:49,490
‫از چه لحظه‌ای تصمیم گرفتی یه مقدارشو

643
00:28:49,560 --> 00:28:50,960
‫تو نوشیدنی کارل بریزی؟

644
00:28:51,930 --> 00:28:53,300
‫می‌خواستی کارل رو بکشی؟

645
00:28:53,330 --> 00:28:55,370
‫بهش یه مقدار دادم که
‫حالش بد بشه، نه اینکه بکشمش.

646
00:28:56,240 --> 00:28:57,839
‫فکر می‌کردم هیلاری رو کشته.

647
00:28:57,840 --> 00:28:58,876
‫می‌خواستم تلافی کنم.

648
00:28:58,900 --> 00:29:01,040
‫نمی‌دونم، درست فکر نمی‌کردم.

649
00:29:01,170 --> 00:29:02,310
‫منم همینطور.

650
00:29:04,880 --> 00:29:07,010
‫من به هیلاری کمک کردم جسد رو تو ون بذاره.

651
00:29:07,080 --> 00:29:08,310
‫و تو مرداب بذاریمش.

652
00:29:09,680 --> 00:29:12,719
‫چرا اینقدر زحمت کشیدین
‫که یه همچین کاری کنین؟

653
00:29:12,720 --> 00:29:14,680
‫هیلاری گفت فقط یه شوخیه.

654
00:29:14,720 --> 00:29:17,190
‫و... و نمی‌دونم، فکر کنم، آره،

655
00:29:17,220 --> 00:29:20,120
‫شاید می‌خواستم یه کم
‫احمق به نظر بیاد و حس کنه، آره.

656
00:29:21,160 --> 00:29:22,166
‫ولی بعد شماها رسیدین

657
00:29:22,190 --> 00:29:23,790
‫و اوضاع خیلی خراب شد، و...

658
00:29:26,030 --> 00:29:29,330
‫صبر کنین. من که قرار نیست واقعا
‫به خاطر این کارا به دردسر بیفتم، نه؟

659
00:29:29,470 --> 00:29:30,999
‫آره.

660
00:29:31,000 --> 00:29:33,670
‫آره، قراره به خاطر بی‌احترامی شدید

661
00:29:33,810 --> 00:29:34,940
‫به یه جسد انسانی متهم بشی.

662
00:29:35,070 --> 00:29:36,840
‫من... من فقط بهش کمک می‌کردم.

663
00:29:36,980 --> 00:29:38,070
‫و تو؟

664
00:29:38,110 --> 00:29:39,410
‫به خاطر مسموم کردن.

665
00:29:41,550 --> 00:29:42,610
‫بلند شو لطفا.

666
00:29:45,920 --> 00:29:47,160
‫خب، می‌تونم برگردم سر کارم الان؟

667
00:29:47,220 --> 00:29:48,220
‫نه.

668
00:29:48,350 --> 00:29:50,066
‫هنوز نفهمیدیم کی هیلاری رو کشته.

669
00:29:50,090 --> 00:29:52,360
‫پس، باید همینجا بمونی.

670
00:29:56,760 --> 00:29:59,429
‫واقعا فکر می‌کنی مایرون استادشو کشته باشه؟

671
00:29:59,430 --> 00:30:00,430
‫نمی‌دونم.

672
00:30:03,040 --> 00:30:06,500
‫کارل و هیلاری، کارل و ایزابلا،

673
00:30:06,570 --> 00:30:10,910
‫هیلاری و سایلاس،
‫همه‌شون با هم رابطه داشتن.

674
00:30:11,040 --> 00:30:14,910
‫و چرا هیلاری باید این همه زحمت می‌کشید که
‫یه جسد رو جور کنه، سنشو تعیین کنه،

675
00:30:14,950 --> 00:30:16,910
‫و تو یه مرداب دفن کنه؟

676
00:30:17,050 --> 00:30:19,080
‫می‌دونم، به نظر برای یه شوخی خیلی زیاده.

677
00:30:19,150 --> 00:30:22,190
‫هیلاری به مرد مردابی نیاز داشت
‫که تو نگاه اول، درست به نظر برسه.

678
00:30:23,420 --> 00:30:25,719
‫ولی باید می‌دونست
‫که حقیقت بالاخره کشف می‌شه

679
00:30:25,720 --> 00:30:28,560
‫وقتی هرگونه مشاهده واقعی انجام بشه.

680
00:30:28,630 --> 00:30:31,629
‫اون داشت برای چی وقت می‌خرید؟

681
00:30:31,630 --> 00:30:36,200
‫اون داشت یه چیز شکننده رو
‫به دانشگاهش می‌فرستاد.

682
00:30:36,240 --> 00:30:39,400
‫چی می‌شد اگه هیلاری
‫به یه کشف واقعی رسیده بود،

683
00:30:39,410 --> 00:30:41,940
‫یه چیزی بیشتر از چیزی که نشون می‌داد،

684
00:30:41,970 --> 00:30:44,070
‫و نمی‌خواست کارل بدونه؟

685
00:30:44,140 --> 00:30:48,380
‫وایکینگ رو علم کنه که کارل رو مشغول کنه،
‫از سر راهش برداره،

686
00:30:48,510 --> 00:30:51,210
‫و تو این پروسه، یه احمق نشونش بده؟

687
00:30:54,150 --> 00:30:55,920
‫مایرون داره حرکت می‌کنه.

688
00:30:56,050 --> 00:30:58,360
‫ اینقدر با عجله‌ کجا می‌ره؟

689
00:31:10,000 --> 00:31:11,230
‫چی داری اونجا مایرون؟

690
00:31:11,300 --> 00:31:12,270
‫نه، مایرون!

691
00:31:12,300 --> 00:31:13,300
‫وایستا!

692
00:31:14,440 --> 00:31:16,286
‫خب، فکر کنم اون در مورد لبه پرتگاهی که

693
00:31:16,310 --> 00:31:17,710
‫داره به سمتش می‌دوئه، چیزی نمی‌دونه.

694
00:31:25,120 --> 00:31:26,120
‫مایرون!

695
00:31:37,300 --> 00:31:38,629
‫مایرون!

696
00:31:38,630 --> 00:31:40,330
‫بیا، ما فقط می‌خوایم باهات صحبت کنیم.

697
00:31:41,470 --> 00:31:43,270
‫جایی که وایستادی خیلی خطرناکه.

698
00:31:45,370 --> 00:31:46,869
‫نکن...

699
00:31:46,870 --> 00:31:48,610
‫کاری نکن که نتونی جبرانش کنی.

700
00:31:57,080 --> 00:31:58,620
‫چی رو داری پنهون می‌کنی، مایرون؟

701
00:32:05,960 --> 00:32:07,360
‫لطفا مراقب باش.

702
00:32:07,390 --> 00:32:08,690
‫اینا کاملا مهر و موم شدن.

703
00:32:10,000 --> 00:32:11,829
‫این آثار نشون می‌ده که
‫یه سکونتگاه پرتغالی اینجا بوده

704
00:32:11,830 --> 00:32:13,310
‫که از بقیه تو آمریکای شمالی قدیمی‌تره.

705
00:32:14,230 --> 00:32:15,700
‫چرا تو و هیلاری این کشف رو

706
00:32:15,730 --> 00:32:17,800
‫از بقیه پنهون می‌کردین؟

707
00:32:17,870 --> 00:32:19,550
‫می‌ترسیدیم که کارل خرابش کنه،

708
00:32:19,610 --> 00:32:21,570
‫یا بدتر، به اسم خودش بزنه.

709
00:32:21,710 --> 00:32:22,910
‫ایزابلا تو گروه کارله.

710
00:32:22,940 --> 00:32:24,340
‫سایلاس اصلا نمی‌تونه احساساتشو پنهون کنه.

711
00:32:24,380 --> 00:32:25,879
‫هیجانش کاملا مشخص می‌شد.

712
00:32:25,880 --> 00:32:27,840
‫پس، می‌خواستین حرفه هیلاری رو تثبیت کنین

713
00:32:27,880 --> 00:32:28,780
‫و حرفه خودتون رو هم بسازین؟

714
00:32:28,850 --> 00:32:30,249
‫اون بی‌پروا بود.

715
00:32:30,250 --> 00:32:31,496
‫کل ماجرای وایکینگ

716
00:32:31,520 --> 00:32:32,765
‫آبروی منو به خطر انداخت.

717
00:32:32,766 --> 00:32:34,050
‫می‌دونستی که اون جعلش کرده؟

718
00:32:34,120 --> 00:32:36,250
‫اون و ایزابلا دیروقت، آروم اومدن تو،
‫داشتن پچ پچ می‌کردن.

719
00:32:36,260 --> 00:32:37,766
‫نیازی به نبوغ نداشت که بفهمی چیکار کردن،

720
00:32:37,790 --> 00:32:40,120
‫وقتی کارل با کشف بزرگش اومد تو مسافرخونه.

721
00:32:40,260 --> 00:32:40,960
‫احمق.

722
00:32:41,090 --> 00:32:42,590
‫خب، چیکار کردی؟

723
00:32:42,630 --> 00:32:43,859
‫هیلاری و من یه معامله کردیم.

724
00:32:43,860 --> 00:32:45,330
‫قول دادم که بهش گزارش ندم.

725
00:32:45,460 --> 00:32:47,330
‫اون قول داد که اسم منو تو کشفش بذاره.

726
00:32:47,331 --> 00:32:49,270
‫یه معامله یا اخاذی؟

727
00:32:50,540 --> 00:32:53,070
‫و بعدش هم مرد، و این چیزا رو برای تو گذاشت.

728
00:32:53,210 --> 00:32:54,140
‫می‌دونم منظورت چیه،

729
00:32:54,210 --> 00:32:56,609
‫ولی لازم نبود که بخاطر افتخار، اونو بکشم.

730
00:32:56,610 --> 00:32:57,809
‫وقتی پلیس دخالت کرد،

731
00:32:57,810 --> 00:32:59,540
‫یه نامه ثبت شده به دفتر دانشگاهم فرستادم،

732
00:32:59,680 --> 00:33:01,209
‫و توش گفتم که هیلاری وایکینگ رو جعل کرده.

733
00:33:01,210 --> 00:33:04,150
‫اگه اون به قولش عمل نمی‌کرد،
‫من اون نامه رو به رئیس دانشکده می‌دادم.

734
00:33:05,220 --> 00:33:06,480
‫باید از آینده‌ام محافظت می‌کردم.

735
00:33:06,481 --> 00:33:09,149
‫کشتن حرفه اون، و ساختن حرفه خودت.

736
00:33:09,150 --> 00:33:11,050
‫پس، اینم از شاگرد ممتاز بودن.

737
00:33:17,960 --> 00:33:22,370
‫ایزابلا، مایرون و سایلاس همه‌شون بازداشتن.

738
00:33:22,430 --> 00:33:24,770
‫کارل هنوز تو بیمارستانه.

739
00:33:24,900 --> 00:33:26,440
‫همه‌شون انگیزه و فرصت داشتن.

740
00:33:26,470 --> 00:33:29,409
‫ولی ما هیچ مدرک محکمی نداریم.

741
00:33:29,410 --> 00:33:32,295
‫و کامیلا هم تو خونه
‫منتظر اتهام مسموم کردنه.

742
00:33:32,296 --> 00:33:33,810
‫ولی در مورد اون، هیچ انگیزه‌ای وجود نداره

743
00:33:33,850 --> 00:33:35,310
‫که چرا بخواد هیلاری رو بکشه.

744
00:33:37,480 --> 00:33:39,179
‫بعد از صحبت‌مون یه سری تماس گرفتم.

745
00:33:39,180 --> 00:33:41,649
‫به نظر میاد که کامیلا
‫نه تنها ملکشو قیمت‌گذاری کرده،

746
00:33:41,650 --> 00:33:44,120
‫بلکه یه خریدار خیلی هم مشتاق داره.

747
00:33:44,190 --> 00:33:45,190
‫می‌دونی کی؟

748
00:33:45,191 --> 00:33:47,320
‫شرکت مل-موت هولدینگز، که تو بریتانیاست.

749
00:33:47,460 --> 00:33:49,300
‫فروش اون زمین، زندگیشو تامین می‌کنه.

750
00:33:49,930 --> 00:33:51,060
‫باعث شد فکر کنم،

751
00:33:51,061 --> 00:33:53,130
‫مگه یه خریدار نمی‌خواد اون زمینو توسعه بده؟

752
00:33:53,131 --> 00:33:54,660
‫ولی اگه هیلاری و دار و دسته‌ش

753
00:33:54,700 --> 00:33:57,769
‫از باستان‌شناس‌ها یه کشف واقعی کرده باشن...

754
00:33:57,770 --> 00:34:00,940
‫کل منطقه توسط دولت فرانسه
‫به عنوان یه سایت میراث فرهنگی

755
00:34:00,970 --> 00:34:02,840
‫شناخته می‌شد.

756
00:34:02,880 --> 00:34:05,280
‫دیگه هیچوقت اجازه توسعه داده نمی‌شد.

757
00:34:05,410 --> 00:34:07,080
‫و فروش هم کنسل می‌شد.

758
00:34:15,020 --> 00:34:16,020
‫چیه؟

759
00:34:16,890 --> 00:34:19,120
‫یه چیزی در مورد بندی که...

760
00:34:20,160 --> 00:34:23,299
‫برای بستن مچ دست‌های
‫هیلاری استفاده شده بود.

761
00:34:23,300 --> 00:34:25,699
‫به نظر یه طناب رخت قدیمی میاد.

762
00:34:25,700 --> 00:34:28,100
‫این طناب رخت به نظر من جدیده.

763
00:34:28,230 --> 00:34:29,370
‫تو؟

764
00:34:29,400 --> 00:34:32,030
‫آره، انگار تازگیا عوض شده.

765
00:34:34,840 --> 00:34:35,840
‫فیتز، نگاه کن.

766
00:34:37,640 --> 00:34:39,440
‫یه مقدار از طناب رخت قدیمی.

767
00:34:40,380 --> 00:34:41,380
‫وایستا.

768
00:34:50,320 --> 00:34:52,120
‫شرط می‌بندم این با طنابی که

769
00:34:52,190 --> 00:34:55,160
‫برای بستن مچ دست‌های
‫هیلاری استفاده شده، مطابقه.

770
00:34:55,190 --> 00:34:59,830
‫پس، کامیلا هیلاری رو می‌کشه،
‫دستاشو می‌بنده،

771
00:34:59,900 --> 00:35:02,599
‫سعی می‌کنه جسدشو
‫طوری نشون بده که انگار مرد مردابیه.

772
00:35:02,600 --> 00:35:03,670
‫چرا؟

773
00:35:03,740 --> 00:35:06,370
‫که کارل، دانشجوها،
‫شاید بقیه رو مقصر نشون بده؟

774
00:35:07,710 --> 00:35:11,070
‫بعدش طناب رخت کهنه رو با این جدیدِ عوض کرده.

775
00:35:12,410 --> 00:35:13,810
‫به مدرک بیشتری نیاز داریم که گیرش بندازیم.

776
00:35:21,720 --> 00:35:25,320
‫بوته سوزان، تو این موقع از سال،
‫باید قرمز باشه.

777
00:35:26,420 --> 00:35:27,520
‫مثل این دوتا.

778
00:35:27,660 --> 00:35:29,290
‫این تازه کاشته شده.

779
00:35:30,130 --> 00:35:31,660
‫بهترین جاست

780
00:35:31,700 --> 00:35:33,830
‫برای قایم کردن یه آلت قتل،
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

781
00:35:36,370 --> 00:35:38,500
‫اوه آره، این تازگیا گذاشته شده اینجا.

782
00:35:47,980 --> 00:35:49,779
‫خمیده است.

783
00:35:49,780 --> 00:35:52,220
‫دقیقا مثل شکستگی تو جمجمه هیلاری.

784
00:36:18,740 --> 00:36:20,110
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم این شیادها

785
00:36:20,180 --> 00:36:22,210
‫قراره چیزی تو زمین من پیدا کنن.

786
00:36:28,250 --> 00:36:32,220
‫به پول نیاز داشتم و
‫چیزی برای از دست دادن نداشتم.

787
00:36:33,690 --> 00:36:35,160
‫لازمه که ما براتون یه وکیل بگیریم؟

788
00:36:37,160 --> 00:36:38,930
‫فکر می‌کنم از این مرحله گذشتیم، نه؟

789
00:36:42,300 --> 00:36:44,370
‫فکر کردم گفتی که قراره خودش رو کنار بکشه.

790
00:36:45,500 --> 00:36:46,970
‫فکر می‌کنم تصمیم درستی گرفت.

791
00:36:47,670 --> 00:36:49,010
‫داره باهاش حرف می‌زنه.

792
00:36:49,940 --> 00:36:51,980
‫من حرفای هیلاری و مایرون رو شنیدم.

793
00:36:53,450 --> 00:36:56,710
‫یه چیزی در مورد اینکه مرد مردابی
‫حواس کارل رو پرت می‌کنه.

794
00:36:56,720 --> 00:36:59,120
‫و می‌دونی، یه لحظه فکر کردم،

795
00:36:59,150 --> 00:37:01,120
‫خدا رو شکر می‌تونم بفروشمش.

796
00:37:03,990 --> 00:37:06,990
‫بعدش در مورد کشف
‫خارق‌العاده‌شون صحبت کردن.

797
00:37:08,160 --> 00:37:09,660
‫و من رفتم که خودم ببینم.

798
00:37:16,640 --> 00:37:19,940
‫و اون یه کشف واقعی کرده بود.

799
00:37:21,210 --> 00:37:23,139
‫و این یعنی که زمین قرار بود برای

800
00:37:23,140 --> 00:37:24,210
‫خدا می‌دونه چقدر، گیر بیفته.

801
00:37:24,240 --> 00:37:25,940
‫دیگه قابل فروش نبود.

802
00:37:27,280 --> 00:37:32,420
‫تو، بیشتر از هر کسی،
‫می‌دونی که من باید از این جزیره می‌رفتم.

803
00:37:32,550 --> 00:37:33,880
‫فروش، پول.

804
00:37:34,690 --> 00:37:36,220
‫اون تنها راه من بود.

805
00:37:40,860 --> 00:37:42,960
‫خیلی خب. بهم بگو چی شد، کامیلا.

806
00:37:46,930 --> 00:37:47,800
‫خیلی سریع اتفاق افتاد.

807
00:37:47,830 --> 00:37:49,670
‫مثل یه نقشه حساب‌شده بود

808
00:37:59,380 --> 00:38:01,580
‫من هر چیزی که دم دستم بود رو برداشتم...

809
00:38:01,710 --> 00:38:02,850
‫طناب رخت رو.

810
00:38:06,120 --> 00:38:08,450
‫من تو این شهر یه طرد شده بودم...

811
00:38:09,960 --> 00:38:11,390
‫از وقتی که آنتوان ولم کرد.

812
00:38:12,390 --> 00:38:14,060
‫مردم باور داشتن که من یه قاتلم.

813
00:38:15,560 --> 00:38:19,400
‫و تو اون لحظه، من بالاخره یکی شدم.

814
00:38:21,570 --> 00:38:24,200
‫من همیشه یه پایان خوش
‫برات آرزو می‌کردم، کامیلا.

815
00:38:29,310 --> 00:38:30,840
‫تو دوست خوبی بودی.

816
00:38:31,980 --> 00:38:34,410
‫و من نمی‌خواستم
‫هیچکدوم از اینا اتفاق بیفته.

817
00:38:35,780 --> 00:38:37,550
‫ولی زندگی من...

818
00:38:39,220 --> 00:38:40,620
‫10 سال پیش تموم شد.

819
00:38:58,840 --> 00:39:00,240
‫می‌دونم که آسون نبود.

820
00:39:02,040 --> 00:39:03,370
‫تو پرونده رو بستی.

821
00:39:03,510 --> 00:39:07,040
‫برخلاف چیزی که به نظر میاد باور داری،
‫من پلیس خوبی هستم.

822
00:39:08,980 --> 00:39:11,850
‫کدوم شرکت می‌خواد
‫زمین کامیلا رو بخره؟

823
00:39:15,120 --> 00:39:16,190
‫گالاگر؟

824
00:39:16,250 --> 00:39:17,790
‫شرکت مل-موت هولدینگز
‫از معامله‌ش کنار کشید.

825
00:39:17,820 --> 00:39:19,020
‫همین قدر می‌دونم.

826
00:39:20,260 --> 00:39:21,120
‫ولی می‌تونی ادامه بدی

827
00:39:21,190 --> 00:39:23,430
‫و هر چی تو دلته رو بگی.

828
00:39:23,560 --> 00:39:24,930
‫تو از گالاگر حقوق می‌گیری.

829
00:39:25,060 --> 00:39:26,060
‫خب، اینم از این.

830
00:39:27,200 --> 00:39:29,870
‫راحت نیستی که بالاخره این حرفو زدی؟

831
00:39:29,940 --> 00:39:31,070
‫پس، انکار نمی‌کنی؟

832
00:39:32,370 --> 00:39:34,870
‫فکر می‌کنی همه جواب‌ها رو می‌دونی، نه آرچ؟

833
00:39:35,010 --> 00:39:36,410
‫بهم کمک کن بفهمم.

834
00:39:36,480 --> 00:39:38,810
‫می‌دونم فکر می‌کنی من یه احمقم.

835
00:39:38,840 --> 00:39:40,960
‫ولی دقیقا می‌دونم دارم
‫با شان گالاگر چیکار می‌کنم .

836
00:39:42,380 --> 00:39:45,680
‫نزدیکش نگه می‌دارم،
‫که بتونم بیشتر مراقبش باشم.

837
00:39:45,820 --> 00:39:46,820
‫هوم.

838
00:39:46,890 --> 00:39:48,120
‫یه نقشه استادانه.

839
00:39:49,190 --> 00:39:50,750
‫چه موقعیتی، مارکوس.

840
00:39:52,020 --> 00:39:54,159
‫این کمکی بهت می‌کنه که
‫راحت بخوابی وقتی پولشو می‌گیری؟

841
00:39:54,160 --> 00:39:55,890
‫گالاگر شیطونیه که می‌شناسیم.

842
00:39:57,000 --> 00:39:59,559
‫می‌دونم که اینو نمی‌فهمی.

843
00:39:59,560 --> 00:40:02,570
‫ولی اون آدمایی مثل خودشو
‫از جزیره‌مون دور نگه می‌داره.

844
00:40:02,700 --> 00:40:06,170
‫از شرش خلاص بشی،
‫باید آماده باشی که کی جاشو می‌گیره.

845
00:40:19,920 --> 00:40:21,450
‫حتی تو یه لیوان پلاستیکی.

846
00:40:22,890 --> 00:40:23,920
‫هنوزم خیلی خوبه.

847
00:40:24,060 --> 00:40:24,690
‫هوم.

848
00:40:24,720 --> 00:40:26,359
‫فرانسوی‌ها شرابشونو خوب می‌شناسن.

849
00:40:26,360 --> 00:40:27,360
‫هوم.

850
00:40:29,260 --> 00:40:30,830
‫رابرت قراره پیشنهاد بده.

851
00:40:30,960 --> 00:40:35,870
‫<i>♪ من تنها مسافری نیستم ♪</i>

852
00:40:38,270 --> 00:40:39,869
‫<i>♪ که بدهیش رو پس نداده ♪</i>

853
00:40:39,870 --> 00:40:41,940
‫خب، تو که نظر منو در مورد این یارو می‌دونی.

854
00:40:44,340 --> 00:40:46,110
‫فکر می‌کنم تصمیمتو گرفتی.

855
00:40:47,950 --> 00:40:48,880
‫جوابت مثبته.

856
00:40:48,910 --> 00:40:50,750
‫<i>♪ ...دوباره دنبالش برم ♪</i>

857
00:40:50,780 --> 00:40:51,780
‫واقعا؟

858
00:40:51,820 --> 00:40:56,650
‫<i>♪ منو برگردون به شبی که همدیگه رو دیدیم ♪</i>

859
00:41:00,590 --> 00:41:02,430
‫دوران خیلی خوبی داشتیم، نه؟

860
00:41:06,360 --> 00:41:07,830
‫قبل از اینکه خرابش کنم.

861
00:41:07,900 --> 00:41:10,100
‫هی، همه‌اش تقصیر تو نبود.

862
00:41:10,240 --> 00:41:10,700
‫یالا.

863
00:41:10,770 --> 00:41:11,700
‫نبود.

864
00:41:11,770 --> 00:41:13,000
‫تو بهترین کارت رو کردی.

865
00:41:15,970 --> 00:41:17,440
‫کار نفوذی من.

866
00:41:19,980 --> 00:41:20,980
‫خرابش کردم.

867
00:41:20,980 --> 00:41:21,840
‫می‌دونم.

868
00:41:21,880 --> 00:41:25,280
‫<i>♪ که با تو همراه نباشم ♪</i>

869
00:41:26,820 --> 00:41:29,850
‫هی، فکر کنم این جاییه که باید تبریک بگم.

870
00:41:35,130 --> 00:41:38,230
‫<i>♪ منو برگردون به شبی که همدیگه رو دیدیم ♪</i>

871
00:41:38,360 --> 00:41:39,900
‫من هیچوقت دوست نخواهم داشت.

872
00:41:41,830 --> 00:41:43,070
‫کاش اینطور نبود.

873
00:41:43,130 --> 00:41:45,940
‫خیلی راحت‌تر بود.

874
00:41:50,310 --> 00:41:52,210
‫فکر می‌کنم تو عشق زندگی منی.

875
00:41:54,510 --> 00:41:55,810
‫تو هم مال منی.

876
00:41:58,280 --> 00:41:59,620
‫می‌خوام خوشحال باشی.

877
00:42:02,750 --> 00:42:03,990
‫می‌خوام. می‌خوام خوشحال باشی.

878
00:42:04,020 --> 00:42:05,150
‫لیاقت خوشحالی رو داری.

879
00:42:05,160 --> 00:42:06,160
‫جدی می‌گم.

880
00:42:11,430 --> 00:42:15,160
‫<i>♪ وقتی هنوز بهم دست نزده بودی ♪</i>

881
00:42:15,170 --> 00:42:16,430
‫اوه، آره.

882
00:42:18,500 --> 00:42:19,746
‫<i>♪ اوه، منو برگردون به شبی
‫که همدیگه رو دیدیم ♪</i>

883
00:42:19,770 --> 00:42:20,770
‫خداحافظ، دان.

884
00:42:25,780 --> 00:42:28,509
‫<i>♪ من همه تو رو داشتم و بعدش بیشتر تو رو ♪</i>

885
00:42:28,510 --> 00:42:30,510
‫<i>♪ یه کم و حالا هیچی از تو ندارم ♪</i>

886
00:42:33,180 --> 00:42:34,020
‫خداحافظ، مر.

887
00:42:34,150 --> 00:42:37,490
‫<i>♪ منو برگردون به شبی که همدیگه رو دیدیم ♪</i>

888
00:42:40,360 --> 00:42:43,129
‫<i>♪ نمی‌دونم قراره چیکار کنم ♪</i>

889
00:42:43,130 --> 00:42:45,260
‫<i>♪ روح تو عذابم می‌ده ♪</i>

890
00:42:47,530 --> 00:42:52,070
‫<i>♪ منو برگردون به شبی که همدیگه رو دیدیم ♪</i>

891
00:42:53,030 --> 00:43:13,030
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top