1
00:00:00,830 --> 00:00:02,030
‫چرا اوبرایان رو دستگیر کردی؟

2
00:00:02,170 --> 00:00:03,970
‫داشتم ازش سوال میپرسیدم،
‫هی طفره میرفت

3
00:00:04,100 --> 00:00:05,440
‫و اوضاع بدتر شد.

4
00:00:05,510 --> 00:00:07,840
‫میدونم یه چیزی قایم میکنه،
‫فقط باید ثابتش کنم.

5
00:00:07,910 --> 00:00:10,239
‫این وسواس کالاگر چیه؟

6
00:00:10,240 --> 00:00:11,180
‫اصلا سالم نیست.

7
00:00:11,210 --> 00:00:12,310
‫مامان؟

8
00:00:12,334 --> 00:00:13,834
‫{\an8} اوه عزیزم...

9
00:00:13,858 --> 00:00:15,458
‫{\an8} ... چیکار کردی ؟

10
00:00:15,882 --> 00:00:17,882
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

11
00:00:18,350 --> 00:00:20,020
‫سلام خانوما، آقایون.

12
00:00:20,090 --> 00:00:21,330
‫میشه فقط یه لحظه توجه کنین؟

13
00:00:21,460 --> 00:00:23,690
‫فقط یه لحظه لطفا، ممنون.

14
00:00:23,760 --> 00:00:26,790
‫خب این برانچ، که خیلی خوشحالم بگم

15
00:00:26,930 --> 00:00:30,530
‫پانزدهمین سال خیلی موفقیت آمیزش رو میگذرونه

16
00:00:30,600 --> 00:00:34,270
‫نه فقط بخاطر ده ها هزار یورویی که
‫تا الان جمع کردیم

17
00:00:34,300 --> 00:00:36,470
‫برای اتحادیه محترم پلیس محلی مون،

18
00:00:36,600 --> 00:00:39,370
‫بلکه بخاطر تاثیری که این رویداد

19
00:00:39,371 --> 00:00:42,670
‫روی خیریه های محلی مون داره

20
00:00:42,740 --> 00:00:45,340
‫و روی کل جامعه مون.

21
00:00:45,480 --> 00:00:49,680
‫خب، با این حساب میخوام از رئیس
‫محترم پلیس دعوت کنم که بیاد اینجا

22
00:00:49,720 --> 00:00:53,220
‫و یه چک سی هزار یورویی رو قبول کنه

23
00:00:53,350 --> 00:00:56,420
‫از طرف بخش کودکان بیمارستان سن پیر.

24
00:00:56,490 --> 00:00:59,890
‫برای سی هزار یورو.

25
00:00:59,960 --> 00:01:03,760
‫از طرف بخش کودکان بیمارستان سن پیر.

26
00:01:06,800 --> 00:01:07,800
‫یه نوشیدنی لازمم.

27
00:01:07,840 --> 00:01:09,099
‫آره، حق داری.

28
00:01:09,100 --> 00:01:10,470
‫اوه هی، مامانت اومده.

29
00:01:10,500 --> 00:01:12,800
‫باور کن، هیچکس اندازه من
‫تعجب نکرده.

30
00:01:12,840 --> 00:01:15,970
‫ولی آپارتمانم برای هر دوی...

31
00:01:15,980 --> 00:01:17,040
‫شخصیت هامون خیلی کوچیکه؟

32
00:01:17,080 --> 00:01:18,309
‫غرور هامون؟

33
00:01:18,310 --> 00:01:19,649
‫جذابیت و خوشگلیمون؟

34
00:01:21,780 --> 00:01:23,250
‫کی میتونم ببینمش؟

35
00:01:26,820 --> 00:01:28,050
‫این صدای شلیک گلوله بود؟

36
00:01:28,090 --> 00:01:29,920
‫میدونی چیه، واقعا امیدوارم که باشه.

37
00:01:29,960 --> 00:01:31,590
‫هر چیزی که منو از اینجا بکشه بیرون.

38
00:01:33,260 --> 00:01:34,260
‫بکش!

39
00:01:35,260 --> 00:01:36,859
‫اوکی، این قطعا صدای شلیک گلوله بود.

40
00:01:36,860 --> 00:01:37,860
‫- ها؟
‫- بکش!

41
00:01:44,270 --> 00:01:46,100
‫انگار به کلید نیاز داریم. قفله.

42
00:01:46,670 --> 00:01:47,670
‫بکش!

43
00:01:48,540 --> 00:01:49,640
‫یا خدا.

44
00:01:50,240 --> 00:01:51,295
‫دوستته؟

45
00:01:51,296 --> 00:01:52,510
‫اصلا و ابدا.

46
00:01:56,980 --> 00:01:58,650
‫دانی فیتزپاتریک.

47
00:01:58,720 --> 00:02:00,490
‫یادم رفت تبعید شدی به سن پیر.

48
00:02:00,550 --> 00:02:02,189
‫فقط یه رویداد خصوصی کوچیکه.

49
00:02:02,190 --> 00:02:03,860
‫هیچکس جز گروه من حق نداره اونجا باشه.

50
00:02:04,760 --> 00:02:05,760
‫صاحبش دوستمونه.

51
00:02:05,830 --> 00:02:08,430
‫آره، تنها کلید پشت بوم رو بهم قرض داد

52
00:02:08,500 --> 00:02:10,500
‫وقتی که خودش رفته تعطیلات جنوب فرانسه.

53
00:02:11,500 --> 00:02:12,970
‫چرا صدای شلیک میشنوم؟

54
00:02:13,100 --> 00:02:14,770
‫آها، تیراندازی به هدف متحرک.
‫بکش!

55
00:02:16,700 --> 00:02:19,640
‫نگران نباش، همش بی خطره.

56
00:02:19,770 --> 00:02:22,570
‫فقط رئیس دفتر نخست وزیره، پاول اندرز.

57
00:02:22,580 --> 00:02:25,749
‫حتی اینجا محافظ هم داریم، ربکا سانتوس.

58
00:02:25,750 --> 00:02:27,010
‫- این، ام...
‫- بِکش!

59
00:02:27,050 --> 00:02:28,310
‫جیکوب والاس.

60
00:02:28,320 --> 00:02:29,649
‫معاون رئیس آرشامبو.

61
00:02:29,650 --> 00:02:30,650
‫خیلی خوشبختم.

62
00:02:30,720 --> 00:02:32,450
‫من یه تاجر هستم.

63
00:02:32,490 --> 00:02:34,350
‫بیشتر تو زمینه معدن، نفت و گاز.

64
00:02:34,390 --> 00:02:35,990
‫راستش... هیچکس اهمیت نمیده، والاس.

65
00:02:37,590 --> 00:02:38,590
‫بکش.

66
00:02:40,630 --> 00:02:42,290
‫بچه ها، داریم شاتگان ها رو از دست میدیم.

67
00:02:42,360 --> 00:02:44,246
‫میتونم بهتون اطمینان بدم که تیراندازی
‫به هدف متحرک کاملا مجوز داره

68
00:02:44,270 --> 00:02:45,030
‫با هتل.

69
00:02:45,070 --> 00:02:46,070
‫خب، شاید یه وقت دیگه

70
00:02:46,130 --> 00:02:47,369
‫وقتی که همتون اینقدر مست نکردین.

71
00:02:47,370 --> 00:02:48,830
‫که قیافه هاتون داغون بشه.

72
00:02:48,840 --> 00:02:51,170
‫من مست نکردم، خیلی ممنون.

73
00:02:51,940 --> 00:02:53,470
‫درمان با همون چیزی که مریضت کرده.

74
00:02:53,610 --> 00:02:56,680
‫اندرز، عجیبه که تو رو
‫بدون اون پاهای کوچولوت که

75
00:02:56,740 --> 00:02:58,480
‫از کون نخست وزیر بیرون زده، میبینم.

76
00:02:58,550 --> 00:02:59,550
‫مرد، تو خیلی بامزه ای، فیتز.

77
00:02:59,650 --> 00:03:01,410
‫یادم رفته بود چقدر بامزه ای.

78
00:03:01,420 --> 00:03:02,680
‫شماها اینجا چیکار میکنین؟

79
00:03:02,820 --> 00:03:04,020
‫اوه، نشنیدی؟

80
00:03:05,890 --> 00:03:06,990
‫مهمونی مجردی نخست وزیره.

81
00:03:08,514 --> 00:03:13,014
‫{\an8}ببخشید، پلیس؟ ما به کمک شما نیاز داریم.
‫چیز خیلی بدی پایین پله‌ها پیدا کردیم.

82
00:03:21,800 --> 00:03:22,870
‫چی شده؟

83
00:03:30,580 --> 00:03:31,710
‫رابرت؟

84
00:03:38,750 --> 00:03:39,780
‫تو چیکار کردی؟

85
00:03:49,704 --> 00:03:51,704
‫سن پیر
‫قسمت نهم

86
00:03:57,170 --> 00:03:59,469
‫خب، بگو ببینم.

87
00:03:59,470 --> 00:04:02,210
‫کارمند هتل، السا هان،
‫داشت اتاق ها رو تمیز میکرد.

88
00:04:02,340 --> 00:04:03,980
‫در رو باز کرد و اوبرایان رو دید

89
00:04:04,110 --> 00:04:05,240
‫بالای سر توبی اسپنسر.

90
00:04:05,310 --> 00:04:06,540
‫اوبرایان چی میگه؟

91
00:04:06,580 --> 00:04:09,349
‫اوه، ادعا میکنه که هیچی یادش نمیاد.

92
00:04:09,350 --> 00:04:10,950
‫دفاع کلاسیک با ادعای فراموشی.

93
00:04:11,020 --> 00:04:12,749
‫مهمونی مجردیش دیشب بوده.

94
00:04:12,750 --> 00:04:14,836
‫فکر میکنی توانایی انجام
‫همچین کاری رو داشته باشه؟

95
00:04:14,860 --> 00:04:15,990
‫یالا، بچه ها.

96
00:04:17,190 --> 00:04:20,290
‫من خیلی به این قضیه نزدیکم
‫که بخوام روی این پرونده کار کنم.

97
00:04:20,360 --> 00:04:21,629
‫نه.

98
00:04:21,630 --> 00:04:24,329
‫ارتباط تو با اوبرایان
‫دقیقا دلیلیه که بهت نیاز داریم.

99
00:04:24,330 --> 00:04:26,630
‫و من نمیتونم این پرونده رو بدون تو حل کنم.

100
00:04:26,700 --> 00:04:27,730
‫موافقم.

101
00:04:27,870 --> 00:04:29,646
‫و هرچی بیشتر در مورد مظنون بدونیم، بهتره.

102
00:04:29,670 --> 00:04:30,670
‫باشه.

103
00:04:32,370 --> 00:04:33,570
‫آرچ...

104
00:04:34,640 --> 00:04:36,240
‫مراقب همکارت باش.

105
00:04:37,280 --> 00:04:38,686
‫اگه حتی یه ذره حس کردی که قضاوتش

106
00:04:38,710 --> 00:04:40,110
‫به هر نحوی تحت تاثیر قرار گرفته...

107
00:04:42,020 --> 00:04:43,179
‫میخوام بدونم.

108
00:04:53,130 --> 00:04:54,490
‫تیم تشخیص هویت به زودی میرسن.

109
00:04:57,530 --> 00:05:00,499
‫یه جای خفگی روی گردنش هست.

110
00:05:00,500 --> 00:05:01,300
‫آره.

111
00:05:01,440 --> 00:05:03,799
‫این همون سیمیه که اوبرایان دستش بود.

112
00:05:03,800 --> 00:05:05,370
‫یه حدسی میزنم،

113
00:05:05,410 --> 00:05:06,610
‫میگم که با هم جور در میان.

114
00:05:07,880 --> 00:05:10,810
‫یه کیف پول، یه موبایل پیدا کردیم.

115
00:05:12,310 --> 00:05:13,649
‫این دختر جوون؟

116
00:05:13,650 --> 00:05:15,610
‫حدس میزنم دختر توبیه.

117
00:05:15,650 --> 00:05:17,380
‫اینم میشه موبایل شخصیش.

118
00:05:19,190 --> 00:05:20,220
‫نشونه های درگیری هست.

119
00:05:22,220 --> 00:05:23,820
‫توبی و اوبرایان با هم درگیر میشن.

120
00:05:26,090 --> 00:05:29,160
‫اوبرایان چراغ رو برمیداره،
‫از سیمش استفاده میکنه

121
00:05:29,230 --> 00:05:30,360
‫تا قربانی رو خفه کنه.

122
00:05:30,430 --> 00:05:32,229
‫اسلحه ای که دم دست بوده.

123
00:05:32,230 --> 00:05:33,160
‫از قبل برنامه ریزی نشده.

124
00:05:33,230 --> 00:05:35,170
‫بیشتر شبیه یه دعوای مستیه.

125
00:05:35,240 --> 00:05:36,900
‫و میدونیم که اوبرایان مست بوده.

126
00:05:37,040 --> 00:05:39,070
‫تیم تشخیص هویت همه چیز رو اینجا چک میکنن.

127
00:05:39,210 --> 00:05:40,850
‫خیلی خب، بریم اتاق توبی رو چک کنیم،

128
00:05:40,970 --> 00:05:42,210
‫ببینیم چی پیدا میکنیم.

129
00:05:46,450 --> 00:05:48,210
‫خدمات نظافت امروز نیومدن.

130
00:05:54,650 --> 00:05:57,120
‫انگار توبی همین الان روی تختش خوابیده.

131
00:05:57,260 --> 00:05:59,520
‫اوبرایان گفت که اینجا
‫تو اتاق توبی بیهوش شده.

132
00:05:59,660 --> 00:06:01,259
‫نمیدونه چطوری اومده اینجا.

133
00:06:10,600 --> 00:06:12,739
‫توبی یه سری مدارک آورده،

134
00:06:12,740 --> 00:06:15,670
‫ولی لپ تاپش کجاست؟

135
00:06:16,740 --> 00:06:18,210
‫شرایط مرجع.

136
00:06:20,710 --> 00:06:22,550
‫درخواست برای پیشنهادات.

137
00:06:30,220 --> 00:06:31,760
‫خیلی کوتاهه که شماره تلفن باشه.

138
00:06:32,590 --> 00:06:34,030
‫این یه جور رمزه؟

139
00:06:35,260 --> 00:06:36,260
‫هوم.

140
00:06:39,900 --> 00:06:42,169
‫کابل های شارژ موبایل.

141
00:06:42,170 --> 00:06:44,170
‫دو تا کانکتور مختلف.

142
00:06:45,340 --> 00:06:46,646
‫آره. برای کسی که

143
00:06:46,670 --> 00:06:48,440
‫برای نخست وزیر کار میکنه،
‫داشتن دو تا موبایل

144
00:06:48,580 --> 00:06:51,410
‫چیز عجیبی نیست. موبایل شخصی
‫توبی رو پیدا کردیم، ولی موبایل کاریش رو نه.

145
00:06:51,540 --> 00:06:52,540
‫درسته.

146
00:06:53,910 --> 00:06:55,110
‫ما به اون موبایل نیاز داریم.

147
00:06:58,720 --> 00:07:00,519
‫در مورد مهمونی مجردی.

148
00:07:00,520 --> 00:07:03,490
‫میخوام بدونی که اصلا نمیدونستم منو کجا میبرن.

149
00:07:03,620 --> 00:07:05,520
‫همه اینا ایده اندرز بود.

150
00:07:05,590 --> 00:07:06,930
‫اگه میدونستم منو میبرن سن پیر،

151
00:07:06,990 --> 00:07:08,706
‫اصلا قبول نمیکردم.

152
00:07:08,730 --> 00:07:10,160
‫یه مشکل خیلی بزرگتر از

153
00:07:10,200 --> 00:07:11,700
‫چمن زدن تو حیاط من داری.

154
00:07:11,830 --> 00:07:13,600
‫و اونم دستیار اجرایی به قتل رسیدته.

155
00:07:13,670 --> 00:07:15,700
‫اگه میخوای حرفات رو باور کنیم،

156
00:07:15,701 --> 00:07:18,400
‫باید یه بخش خیلی بزرگ از زمان رو توضیح بدی.

157
00:07:19,470 --> 00:07:22,540
‫خب، چرا قدم به قدم توضیح نمیدی؟

158
00:07:25,010 --> 00:07:27,010
‫پوکر بازی میکردیم.

159
00:07:27,050 --> 00:07:31,280
‫والاس از آلمان اومد
‫با یه ویسکی اسکاچ چهل ساله.

160
00:07:31,420 --> 00:07:35,450
‫تقریبا شیشه ای پنجاه هزار یورویی بود و...

161
00:07:35,460 --> 00:07:37,420
‫شنیدم که پاک موندن از الکل برات خیلی مهمه.

162
00:07:40,160 --> 00:07:42,590
‫مهمونی مجردی من بود.

163
00:07:43,960 --> 00:07:45,960
‫فکر کردم جای امنیه.

164
00:07:45,961 --> 00:07:47,900
‫فقط یه نوشیدنی بود.

165
00:07:49,840 --> 00:07:52,440
‫دنبال لپ تاپ توبی اسپنسر میگردیم.

166
00:07:52,470 --> 00:07:53,709
‫موبایل کاریش.

167
00:07:53,710 --> 00:07:55,239
‫اوه، نه.

168
00:07:55,240 --> 00:07:59,179
‫اندرز خیلی تاکید داشت
‫که این آخر هفته بدون لپ تاپ باشه.

169
00:07:59,180 --> 00:08:01,450
‫برای همه یه استراحت بود.

170
00:08:01,480 --> 00:08:03,110
‫حتی موبایل منم گرفت.

171
00:08:03,180 --> 00:08:06,050
‫قرار بود یه استراحت باشه.

172
00:08:07,620 --> 00:08:08,620
‫موبایل توبی چی؟

173
00:08:08,690 --> 00:08:10,460
‫نه، توبی باید در دسترس میبود.

174
00:08:10,590 --> 00:08:12,460
‫هیچوقت از موبایلش دور نمیشد.

175
00:08:13,730 --> 00:08:16,575
‫ببین فیتز، میدونم که
‫همیشه با من مشکل داشتی.

176
00:08:16,576 --> 00:08:19,130
‫و میدونم که یه سری از جزئیات اینجا برام گنگه.

177
00:08:19,200 --> 00:08:22,000
‫ولی توبی مثل خانواده بود.

178
00:08:23,540 --> 00:08:25,540
‫اصلا امکان نداره که من کشته باشمش.

179
00:08:33,510 --> 00:08:34,750
‫میشه اینو باز کنی لطفا؟

180
00:08:46,530 --> 00:08:47,530
‫تو ذهنمه.

181
00:08:50,460 --> 00:08:51,730
‫ممکنه این کارو کرده باشه؟

182
00:08:53,870 --> 00:08:56,230
‫یعنی، معمولا تا الان، طرف رو خونده بودم.

183
00:08:56,240 --> 00:08:58,370
‫ولی اون تو خونه من
‫با زن و بچه هام زندگی میکنه.

184
00:08:58,410 --> 00:08:59,970
‫نمیتونم درست فکر کنم.

185
00:09:00,110 --> 00:09:00,670
‫ذهنم مسمومه.

186
00:09:00,740 --> 00:09:01,740
‫باشه.

187
00:09:01,780 --> 00:09:03,540
‫بگو ببینم واقعا بین شما دو تا چی گذشت.

188
00:09:04,580 --> 00:09:06,510
‫چرا اوبرایان رو تو نیوفاندلند دستگیر کردی؟

189
00:09:06,550 --> 00:09:08,110
‫چرا تو رو فرستادن اینجا؟

190
00:09:08,120 --> 00:09:09,180
‫یه کم عجیب به نظر میرسه...

191
00:09:13,450 --> 00:09:14,850
‫یه مدت پیش، یه دختر...

192
00:09:14,990 --> 00:09:15,850
‫بچه، اوکی؟

193
00:09:15,990 --> 00:09:17,319
‫دانشجو بود. دستگیر شد.

194
00:09:17,320 --> 00:09:18,659
‫مست و پاتیل بود.

195
00:09:18,660 --> 00:09:20,390
‫تو یه ماشین دزدی بود.

196
00:09:20,460 --> 00:09:21,860
‫حدس بزن مال کی؟

197
00:09:21,900 --> 00:09:23,659
‫- نخست وزیر رابرت اوبرایان.
‫- درسته.

198
00:09:23,660 --> 00:09:25,906
‫و اوبرایان ادعا میکنه که
‫اصلا نمیدونسته ماشین دزدیه.

199
00:09:25,930 --> 00:09:27,600
‫میدونی، فقط یه ماشینیه که داره.

200
00:09:27,730 --> 00:09:28,730
‫حتی ثبت هم نشده.

201
00:09:28,800 --> 00:09:30,146
‫یه جایی تو گاراژ نگهش میداره.

202
00:09:30,170 --> 00:09:32,139
‫ماشین خیلی خوشگلی هم هست.

203
00:09:32,140 --> 00:09:35,070
‫یه جگوار مدل 1964.

204
00:09:35,110 --> 00:09:36,110
‫خیلی گرون.

205
00:09:37,010 --> 00:09:37,610
‫خب که چی؟

206
00:09:37,611 --> 00:09:38,740
‫کی به ماشین اهمیت میده؟

207
00:09:38,780 --> 00:09:41,410
‫من تو مونترال بودم،
‫وقتی که داشتم مخفیانه کار میکردم.

208
00:09:41,550 --> 00:09:42,480
‫داشتم روی یه منبع کار میکردم.

209
00:09:42,520 --> 00:09:43,750
‫اطلاعات داشت.

210
00:09:43,820 --> 00:09:48,089
‫ادعا میکرد که اطلاعاتی داره
‫که ثابت میکنه اوبرایان

211
00:09:48,090 --> 00:09:51,090
‫برای قراردادهای ساخت و ساز رشوه میگرفته.

212
00:09:51,160 --> 00:09:54,690
‫و یه جگوار مدل 1964 بهش هدیه دادن.

213
00:09:54,760 --> 00:09:55,830
‫این یارو مدرک داشت؟

214
00:09:55,860 --> 00:09:57,780
‫نه، تو یه قضیه نامربوط توسط

215
00:09:57,781 --> 00:09:58,930
‫یه سری موتورسوار کشته شد.

216
00:09:58,970 --> 00:10:00,329
‫تقریبا یادم رفته بود.

217
00:10:00,330 --> 00:10:04,440
‫ولی بعد این دختره، پیداش میشه
‫و ماشین اوبرایان رو میرونه.

218
00:10:05,040 --> 00:10:06,040
‫چی شد؟

219
00:10:06,170 --> 00:10:08,010
‫خب، اوبرایان، اون جنتلمنی که هست،

220
00:10:08,040 --> 00:10:09,356
‫حتی نمیخواد شکایت کنه.

221
00:10:09,380 --> 00:10:11,110
‫و کل قضیه داشت جمع میشد.

222
00:10:11,240 --> 00:10:12,709
‫تا اینکه تو دستگیرش کردی.

223
00:10:12,710 --> 00:10:15,050
‫فقط میخواستم یه سری سوال ازش بپرسم.

224
00:10:17,380 --> 00:10:18,780
‫باهاش حرف بزنم.

225
00:10:18,790 --> 00:10:20,120
‫اوضاع از کنترل خارج شد.

226
00:10:22,720 --> 00:10:23,720
‫اینم از این.

227
00:10:24,790 --> 00:10:25,790
‫باشه.

228
00:10:26,530 --> 00:10:28,060
‫بیا ببینیم واقعا چی شده.

229
00:10:29,530 --> 00:10:32,010
‫قبل از اینکه ببینم امشب
‫تو خیابونا خوابگردی میکنی.

230
00:10:39,740 --> 00:10:42,140
‫قربانی توبی اسپنسره.

231
00:10:42,280 --> 00:10:43,140
‫مرد خانواده.

232
00:10:43,210 --> 00:10:44,540
‫چهار ساله برای اوبرایان کار میکرده.

233
00:10:44,680 --> 00:10:45,680
‫سابقه پلیس نداره.

234
00:10:45,681 --> 00:10:47,310
‫و هتل خیلی به حریم خصوصی اهمیت میده.

235
00:10:47,380 --> 00:10:49,549
‫دوربین امنیتی داخلش نیست.

236
00:10:49,550 --> 00:10:52,150
‫و دوربین های بیرونی هم
‫چیز زیادی نشون ندادن.

237
00:10:52,220 --> 00:10:53,650
‫خب، این بقیه آدما کی هستن؟

238
00:10:53,720 --> 00:10:55,419
‫اوه، اینا همراهان اوبرایانن.

239
00:10:55,420 --> 00:10:57,220
‫پاول اندرز رئیس دفترشه.

240
00:10:57,360 --> 00:11:00,360
‫و این یارو، خیلی آدم عجیبیه، جیکوب والاس.

241
00:11:00,390 --> 00:11:01,830
‫تو کار نفت و گاز خیلی فعاله.

242
00:11:01,900 --> 00:11:03,960
‫از دوران دانشگاه اوبرایان رو میشناسه.

243
00:11:04,000 --> 00:11:05,300
‫اینجا برای مهمونی مجردی اومدن.

244
00:11:05,430 --> 00:11:07,800
‫محافظشون ربکا سانتوسه،

245
00:11:07,930 --> 00:11:09,970
‫افسر سابق پلیس سلطنتی کانادا.

246
00:11:10,000 --> 00:11:11,840
‫تو ساعات غیر کاری برای نخست وزیر

247
00:11:11,970 --> 00:11:13,340
‫محافظت شخصی انجام میده.

248
00:11:13,470 --> 00:11:16,240
‫اشتباه نکنین،
‫اوبرایان مظنون شماره یک ماست.

249
00:11:16,380 --> 00:11:17,960
‫فقط به یه مدرک قطعی نیاز داریم.

250
00:11:17,961 --> 00:11:19,225
‫انگیزه اش چیه؟

251
00:11:19,226 --> 00:11:20,680
‫چرا توبی اسپنسر رو بکشه؟

252
00:11:23,880 --> 00:11:26,650
‫من دلیلی دارم که باور کنم اوبرایان

253
00:11:26,720 --> 00:11:28,990
‫در طول کل دوران خدمتش رشوه میگرفته.

254
00:11:29,960 --> 00:11:32,120
‫ولی منظورم اینه، اگه فیتز درست بگه

255
00:11:32,130 --> 00:11:35,559
‫و توبی اطلاعات کثیفی از
‫اوبرایان پیدا کرده باشه، این انگیزه است.

256
00:11:35,560 --> 00:11:37,360
‫همین "دلیل برای باور کردن"

257
00:11:37,400 --> 00:11:38,130
‫باعث شد فیتز رو بفرستن اینجا.

258
00:11:38,260 --> 00:11:39,330
‫به بیشتر از این نیاز داریم.

259
00:11:39,470 --> 00:11:42,330
‫تیم تشخیص هویت
‫هیچ اثر انگشتی روی چراغ پیدا نکرد.

260
00:11:42,470 --> 00:11:45,500
‫یعنی هیچ اثر انگشتی، اصلا، هیچی؟

261
00:11:45,640 --> 00:11:47,310
‫تو اتاق اوبرایان بوده.

262
00:11:47,370 --> 00:11:50,209
‫میتونست فقط با روشن کردن
‫چراغ اثر انگشت بذاره.

263
00:11:50,210 --> 00:11:52,280
‫چرا باید پاکشون میکرد؟

264
00:11:52,410 --> 00:11:56,150
‫موبایل شخصی توبی رو داریم،
‫ولی هیچ اثری از موبایل کاریش نیست.

265
00:11:56,220 --> 00:11:58,280
‫و باید با افراد اوبرایان حرف بزنیم

266
00:11:58,320 --> 00:11:59,949
‫تا یه جدول زمانی درست کنیم.

267
00:11:59,950 --> 00:12:02,420
‫و والاس و سانتوس منتظرن که حرف بزنن،

268
00:12:02,490 --> 00:12:05,190
‫ولی چیز عجیب اینه که این یارو گم شده.

269
00:12:05,260 --> 00:12:05,990
‫اندرز؟

270
00:12:06,060 --> 00:12:07,229
‫تو هتل نیست.

271
00:12:07,230 --> 00:12:09,030
‫تنها چیزی که میدونیم اینه که از سن پیر خارج نشده.

272
00:12:09,060 --> 00:12:09,890
‫خوبه.

273
00:12:09,900 --> 00:12:10,900
‫هیچ شکافی نباشه.

274
00:12:10,900 --> 00:12:11,900
‫جای هیچ اشتباهی نباشه.

275
00:12:24,340 --> 00:12:25,840
‫در مورد دیروز بهمون بگین.

276
00:12:25,980 --> 00:12:28,015
‫خب، من تو برلین جلسه داشتم.

277
00:12:28,016 --> 00:12:29,979
‫حدود ساعت 6 بعد از ظهر رسیدم سن پیر.

278
00:12:29,980 --> 00:12:33,320
‫بقیه رو دیدم، غذا خوردیم، ورق بازی کردیم.

279
00:12:33,350 --> 00:12:34,720
‫ویسکی اسکاچ رو باز کردم.

280
00:12:34,850 --> 00:12:35,650
‫ "ما"  کیه؟

281
00:12:35,690 --> 00:12:37,390
‫بچه ها خوش میگذروندن.

282
00:12:37,520 --> 00:12:38,320
‫من داشتم کار میکردم.

283
00:12:38,460 --> 00:12:41,260
‫خودم، اوبرایان، اندرز و توبی.

284
00:12:41,290 --> 00:12:43,190
‫همتون تو بازی ورق بودین؟

285
00:12:43,330 --> 00:12:44,359
‫اندرز زود رفت.

286
00:12:44,360 --> 00:12:45,960
‫گفت یه سری تماس داره که باید بگیره.

287
00:12:45,970 --> 00:12:47,270
‫و تو؟

288
00:12:47,400 --> 00:12:48,669
‫چه ساعتی رفتی؟

289
00:12:48,670 --> 00:12:50,339
‫من بعدش رفتم، یه دوری بزنم.

290
00:12:50,340 --> 00:12:51,940
‫من بعد اندرز رفتم.

291
00:12:52,070 --> 00:12:52,800
‫هوم.

292
00:12:52,810 --> 00:12:53,810
‫چه ساعتی؟

293
00:12:53,870 --> 00:12:54,870
‫مطمئن نیستم.

294
00:12:54,910 --> 00:12:56,140
‫خورشید داشت طلوع میکرد.

295
00:12:56,180 --> 00:12:58,540
‫فقط مستقیم رفتم اتاقم.

296
00:12:58,550 --> 00:12:59,880
‫نمیتونم از طرف بقیه حرف بزنم.

297
00:12:59,950 --> 00:13:02,210
‫پس، قبل از اینکه اوبرایان بره بخوابه، رفتی؟

298
00:13:02,280 --> 00:13:05,220
‫من محافظشم، نه پرستار بچه اش.

299
00:13:05,290 --> 00:13:07,090
‫من محوطه رو امن کردم.

300
00:13:07,220 --> 00:13:08,820
‫وقتی برگشتم به سالن،

301
00:13:08,860 --> 00:13:10,790
‫والاس گفت اوبرایان رفته بخوابه، پس...

302
00:13:12,030 --> 00:13:13,159
‫منم رفتم.

303
00:13:13,160 --> 00:13:15,490
‫اگه دنبال کسی میگردین
‫که ممکنه این کارو کرده باشه...

304
00:13:15,530 --> 00:13:18,830
‫تا جایی که من میدونم،
‫اندرز طرفدار پروپاقرص توبی نبود.

305
00:13:18,970 --> 00:13:23,170
‫اندرز رئیس دفتره و اون قسمت
‫"رئیس" رو خیلی جدی میگیره.

306
00:13:23,200 --> 00:13:24,840
‫و فکر نمیکنم دوست داشته باشه

307
00:13:24,970 --> 00:13:27,640
‫کسی بین اونو رئیسش قرار بگیره.

308
00:13:28,810 --> 00:13:30,810
‫البته این نظر شخصیمه، ولی...

309
00:13:30,840 --> 00:13:33,610
‫میتونم بگم توبی
‫گوش شنوایی برای نخست وزیر بود

310
00:13:33,750 --> 00:13:34,980
‫و اعتماد کاملش رو داشت.

311
00:13:36,080 --> 00:13:37,650
‫اندرز حس میکرد این بهش ضربه میزنه.

312
00:13:39,150 --> 00:13:40,590
‫سانتوس و والاس اجازه ندارن

313
00:13:40,650 --> 00:13:41,720
‫از جزیره خارج بشن

314
00:13:41,860 --> 00:13:44,689
‫و ما موقتا پاسپورت هاشون رو ضبط کردیم.

315
00:13:44,690 --> 00:13:48,390
‫دارم یه جستجوی سراسری
‫تو کل جزیره برای اندرز ترتیب میدم.

316
00:13:48,530 --> 00:13:49,810
‫دوربین های مداربسته شب قتل

317
00:13:49,930 --> 00:13:51,800
‫نشون میده اندرز وقتی باید ورق بازی میکرده

318
00:13:51,930 --> 00:13:53,600
‫از هتل خارج شده.

319
00:13:53,730 --> 00:13:55,670
‫پس وقتی میگفته ورق بازی میکرده، نبوده.

320
00:13:55,800 --> 00:13:57,516
‫و خیلی عجیبه که درست بعد از

321
00:13:57,540 --> 00:13:59,640
‫دستگیری رئیسش غیبش میزنه.

322
00:13:59,670 --> 00:14:00,770
‫در قتل دست داشته؟

323
00:14:03,240 --> 00:14:04,909
‫از طرف رنوفه.

324
00:14:04,910 --> 00:14:08,080
‫داره سعی میکنه اتاق اوبرایان رو بازرسی کنه،

325
00:14:08,110 --> 00:14:09,810
‫ولی نمیتونن گاوصندوق رو باز کنن.

326
00:14:09,950 --> 00:14:12,650
‫ظاهرا نمیتونن رمز رو دور بزنن.

327
00:14:14,550 --> 00:14:16,850
‫اون اعدادی که روی کاغد یادداشت توبی بود...

328
00:14:22,460 --> 00:14:23,560
‫اینجاست.

329
00:14:26,930 --> 00:14:31,039
‫خب، 36، 49، 75 رو امتحان کن.

330
00:14:41,750 --> 00:14:44,320
‫اینجا باید یه میلیون یورو باشه.

331
00:14:45,750 --> 00:14:46,990
‫این مقدار پول ارزش کشتن داره.

332
00:14:54,930 --> 00:14:56,190
‫ممنون بابت این.

333
00:14:56,260 --> 00:14:58,600
‫فقط میخوام مطمئن شم که
‫آدم من منصفانه باهاش برخورد میشه.

334
00:14:58,730 --> 00:14:59,850
‫باور کن، تو این شرایط،

335
00:14:59,970 --> 00:15:02,330
‫تا جایی که ممکنه با آدم منصفانه برخورد میشه.

336
00:15:02,340 --> 00:15:03,970
‫اسمشو بذار یه لطف حرفه ای.

337
00:15:05,340 --> 00:15:08,010
‫چرا باید یه میلیون یورو رو
‫با خودم به مهمونی مجردی بیارم؟

338
00:15:08,140 --> 00:15:10,370
‫اینجا حتی کلاب استریپ هم نداره.

339
00:15:10,440 --> 00:15:12,580
‫خوشحالم که انقدر ریلکسی که داری جوک میگی.

340
00:15:12,710 --> 00:15:13,480
‫نه، ببین...

341
00:15:13,510 --> 00:15:15,110
‫ببین، خودت میدونی منظورم چیه.

342
00:15:15,120 --> 00:15:17,680
‫فقط داریم سعی میکنیم
‫بفهمیم پول از کجا اومده.

343
00:15:17,820 --> 00:15:19,350
‫نمیدونم. مال من نیست.

344
00:15:19,390 --> 00:15:21,019
‫نکنه توبی از این پول خبردار شده بود؟

345
00:15:21,020 --> 00:15:22,150
‫شاید...

346
00:15:22,220 --> 00:15:23,960
‫شاید یکی بهت هدیه داده.

347
00:15:24,090 --> 00:15:25,490
‫رشوه؟

348
00:15:25,530 --> 00:15:27,460
‫نیاز داشتی توبی ساکت بمونه؟

349
00:15:27,590 --> 00:15:30,760
‫اوه، فقط میتونم تصور کنم
‫که دان اینجا چه داستان هایی

350
00:15:30,900 --> 00:15:32,560
‫درباره من بهتون گفته.

351
00:15:33,670 --> 00:15:36,900
‫من سیاستمدار فاسد نیستم.

352
00:15:39,070 --> 00:15:41,770
‫چرا خودت با زبون خودت بهمون نمیگی؟

353
00:15:42,910 --> 00:15:44,286
‫بگو ببینم فکر میکنی پول از کجا اومده.

354
00:15:44,310 --> 00:15:45,640
‫نمیدونم.

355
00:15:45,650 --> 00:15:47,649
‫مال من نیست.

356
00:15:47,650 --> 00:15:48,810
‫خیلی خب.

357
00:15:48,880 --> 00:15:50,519
‫کی به اتاقت دسترسی داشته؟

358
00:15:50,520 --> 00:15:51,520
‫من.

359
00:15:52,390 --> 00:15:53,650
‫توبی، همین.

360
00:15:53,720 --> 00:15:54,590
‫اندرز نه؟

361
00:15:54,650 --> 00:15:55,320
‫نه.

362
00:15:55,390 --> 00:15:56,850
‫باهاش حرف نزدم.

363
00:15:56,920 --> 00:15:59,120
‫قرار بود اینجا باشه و اوضاع رو جمع کنه.

364
00:16:04,500 --> 00:16:05,500
‫من، ام...

365
00:16:06,770 --> 00:16:08,730
‫یه دقیقه تنها باشم.

366
00:16:08,870 --> 00:16:09,870
‫لطفا.

367
00:16:17,240 --> 00:16:18,340
‫به مریدث گفتی؟

368
00:16:19,450 --> 00:16:20,450
‫نه.

369
00:16:21,180 --> 00:16:22,180
‫چرا که نه؟

370
00:16:23,050 --> 00:16:25,250
‫نیازی نیست ناراحتش کنیم تا بیشتر بدونیم.

371
00:16:25,390 --> 00:16:27,920
‫میتونی از این قضیه

372
00:16:27,950 --> 00:16:29,290
‫با مر به نفع خودت استفاده کنی.

373
00:16:31,060 --> 00:16:32,590
‫نمیتونی بذاری من قربانی این قضیه بشم.

374
00:16:34,830 --> 00:16:35,830
‫لطفا.

375
00:16:36,730 --> 00:16:37,730
‫باید بریم.

376
00:16:55,310 --> 00:16:56,250
‫آره.

377
00:16:56,280 --> 00:16:58,180
‫خب، توبی اسپنسر مقدار قابل توجهی الکل

378
00:16:58,320 --> 00:17:00,250
‫تو خونش داشته.

379
00:17:00,320 --> 00:17:01,389
‫نخست وزیرتون هم همینطور.

380
00:17:01,390 --> 00:17:03,720
‫اگه هردوشون انقدر مست بودن،

381
00:17:03,790 --> 00:17:06,220
‫توبی به راحتی میتونست ناتوان بشه.

382
00:17:07,160 --> 00:17:09,390
‫اگه یه دعوای حسابی با هم میکردن...

383
00:17:09,530 --> 00:17:10,190
‫درسته.

384
00:17:10,230 --> 00:17:12,060
‫ولی سیم چراغ؟

385
00:17:12,100 --> 00:17:15,000
‫یعنی، باید دعوای خیلی شدیدی بوده باشه.

386
00:17:15,070 --> 00:17:19,040
‫در همین رابطه، آدم شما
‫توبی خیلی محکم مقاومت کرده.

387
00:17:19,070 --> 00:17:24,280
‫و از زاویه کبودی ها،
‫به نظر میاد که مهاجمان،

388
00:17:24,340 --> 00:17:26,340
‫ام، از پشت حمله کردن
‫و از وزن بدنشون استفاده کردن.

389
00:17:27,280 --> 00:17:28,750
‫چقدر طول میکشیده؟

390
00:17:28,880 --> 00:17:30,350
‫کمبود اکسیژن به مغز.

391
00:17:30,480 --> 00:17:32,749
‫احتمالا قربانی در کمتر از یک دقیقه بیهوش میشد.

392
00:17:32,750 --> 00:17:35,350
‫ولی اگه فشار ادامه پیدا میکرد،
‫کمی بعدش میمرد.

393
00:17:35,420 --> 00:17:37,890
‫پس، بیشتر از چند دقیقه نمیشده
‫و کسی هم چیزی نشنیده؟

394
00:17:38,020 --> 00:17:40,760
‫خب، همه تو مهمونی بودن یا روی پشت بوم.

395
00:17:41,830 --> 00:17:44,100
‫اوبرایان میتونست کمی قبل از اینکه

396
00:17:44,160 --> 00:17:46,300
‫خدمات نظافت پیداشون کنن،
‫این کارو کرده باشه.

397
00:17:46,370 --> 00:17:47,560
‫احتمالش کمه.

398
00:17:47,600 --> 00:17:49,770
‫وقتی شما رسیدین، جمود نعشی شروع شده بود.

399
00:17:49,900 --> 00:17:52,640
‫پس، من زمان مرگ رو
‫چند ساعت قبل از اون میذارم.

400
00:17:52,670 --> 00:17:55,439
‫پس، میتونسته هر کسی که
‫تو اون مهمونی مجردی بوده باشه.

401
00:17:55,440 --> 00:17:56,640
‫متاسفم.

402
00:17:56,710 --> 00:17:59,440
‫کاش میتونستم زمان رو
‫براتون دقیق تر کنم، ولی...

403
00:17:59,480 --> 00:18:02,110
‫شما دامنه رو فراتر از
‫مظنون اصلیمون باز کردین.

404
00:18:02,180 --> 00:18:03,180
‫این کمک میکنه.

405
00:18:03,950 --> 00:18:05,050
‫ممنون.

406
00:18:05,180 --> 00:18:06,180
‫باشه.

407
00:18:07,820 --> 00:18:10,420
‫داری شک میکنی که
‫اوبرایان این کارو کرده باشه.

408
00:18:10,460 --> 00:18:11,420
‫منم همینطور، فیتز.

409
00:18:11,421 --> 00:18:13,790
‫اگه براش پاپوش دوخته باشن،
‫من... من خیلی عصبانی میشم.

410
00:18:13,930 --> 00:18:17,060
‫پس، از این ایده که اوبرایان
‫بی گناهه عصبانی هستی؟

411
00:18:17,200 --> 00:18:17,960
‫نه، آرچ!

412
00:18:18,100 --> 00:18:19,730
‫عصبانیم چون اگه
‫براش پاپوش دوخته باشن،

413
00:18:19,800 --> 00:18:21,376
‫یعنی یکی فکر میکنه من میخوام

414
00:18:21,400 --> 00:18:24,600
‫انقدر بد زمین بخوره که...
‫که بذارم تقصیرها رو گردن بگیره.

415
00:18:24,670 --> 00:18:25,740
‫باشه.

416
00:18:25,870 --> 00:18:27,486
‫کی از اون دعوای کوچیکت
‫با اوبرایان خبر داره؟

417
00:18:27,510 --> 00:18:28,340
‫همه.

418
00:18:28,410 --> 00:18:30,740
‫یادت رفته، یه پدیده وایرال شده بودیم؟

419
00:18:30,810 --> 00:18:32,679
‫آره، یادمه.

420
00:18:32,680 --> 00:18:36,510
‫شرط میبندم همه تو کمپ اوبرایان
‫دوست دارن دست و پا زدنت رو ببینن.

421
00:18:36,520 --> 00:18:39,220
‫ولی فقط یکی از اونا انقدر
‫ازش متنفر بوده که براش پاپوش بدوزه.

422
00:18:40,090 --> 00:18:41,290
‫فقط باید بفهمیم کیه.

423
00:18:43,560 --> 00:18:45,290
‫الان اون سخنرانی انگیزشی قدیمی

424
00:18:45,420 --> 00:18:47,520
‫ "فقط مسئله تو نیستی، فیتز" رو بهم کردی؟

425
00:18:49,830 --> 00:18:50,830
‫باشه.

426
00:19:00,110 --> 00:19:00,910
‫اینا دیگه چیه؟

427
00:19:04,510 --> 00:19:06,010
‫اینا مال مامانمه.

428
00:19:06,080 --> 00:19:07,310
‫یه کم هم برای من بذار.

429
00:19:12,840 --> 00:19:14,340
‫{\an8} مامان، اینجا چیکار میکنی ؟

430
00:19:14,364 --> 00:19:15,596
‫{\an8} اومدم محل کارت رو ببینم.

431
00:19:15,720 --> 00:19:16,720
‫اوم-هوم.

432
00:19:17,220 --> 00:19:18,219
‫شریک.

433
00:19:18,220 --> 00:19:19,720
‫فیتز، سلام.

434
00:19:19,760 --> 00:19:20,820
‫سلام.

435
00:19:20,844 --> 00:19:22,544
‫{\an8} خیلی هم خوشتبیه...

436
00:19:22,568 --> 00:19:23,506
‫{\an8} فرانسوی بلده .

437
00:19:23,530 --> 00:19:24,306
‫{\an8}بله

438
00:19:24,330 --> 00:19:25,930
‫چه فرقی میکنه؟

439
00:19:26,630 --> 00:19:27,100
‫آه.

440
00:19:27,230 --> 00:19:28,230
‫باشه.

441
00:20:13,180 --> 00:20:15,710
‫مرگ قربانی بعد از طلوع آفتاب بوده.

442
00:20:15,780 --> 00:20:16,950
‫بعد از بازی پوکر.

443
00:20:17,020 --> 00:20:19,720
‫چند ساعت قبل از اینکه اوبرایان رو
‫بالای جسد توبی پیدا کنن.

444
00:20:19,790 --> 00:20:22,920
‫و هر کدوم از مظنون هامون فرصت داشتن.

445
00:20:23,060 --> 00:20:24,460
‫اندرز رو پیدا کردیم؟

446
00:20:24,520 --> 00:20:26,259
‫دارم کم کم عصبی میشم بچه ها.

447
00:20:26,260 --> 00:20:28,230
‫نه، ولی داریم روی یه چیزی کار میکنیم.

448
00:20:29,200 --> 00:20:30,930
‫پاول اندرز تو شش ماه گذشته

449
00:20:31,060 --> 00:20:33,560
‫نیم دوجین بار به سن پیر سفر کرده.

450
00:20:33,700 --> 00:20:35,470
‫همیشه تو هتل اوبرژ میمونه.

451
00:20:35,500 --> 00:20:37,300
‫این یارو، والاس، یه کلید دیگه داشته،

452
00:20:37,440 --> 00:20:38,600
‫فیتز بهم گفت.

453
00:20:38,740 --> 00:20:40,100
‫آره، از صاحب هتل گرفته.

454
00:20:40,240 --> 00:20:42,270
‫تنها کسی بوده که به پشت بوم دسترسی داشته.

455
00:20:42,310 --> 00:20:43,370
‫همین الان چکش کردیم.

456
00:20:43,640 --> 00:20:44,940
‫روی هیچ کدوم از درهای دیگه هتل کار نمیکنه.

457
00:20:45,110 --> 00:20:46,480
‫و والاس از آلمان سفر کرده،

458
00:20:46,481 --> 00:20:49,410
‫وام های کلان از دویچه بانک گرفته.

459
00:20:49,550 --> 00:20:53,020
‫ظاهرا یه شرکت ساختمانی خریده.

460
00:20:53,150 --> 00:20:56,150
‫محافظ اوبرایان، ربکا سانتوس.

461
00:20:56,220 --> 00:20:58,889
‫سانتوس و اوبرایان در واقع تو
‫جلسات الکلی های گمنام با هم آشنا شدن.

462
00:20:58,890 --> 00:21:00,836
‫سال هاست که حامی همدیگه بودن.

463
00:21:00,860 --> 00:21:03,359
‫سه سال پیش رفت تو کار محافظت شخصی،

464
00:21:03,360 --> 00:21:04,560
‫مستقیما توسط نخست وزیر انتخاب شد.

465
00:21:04,700 --> 00:21:06,400
‫به علاوه، هنوز اون یه میلیون یورو رو داریم

466
00:21:06,470 --> 00:21:09,300
‫که تو گاوصندوق اوبرایان پیدا شد
‫و موبایل گمشده توبی.

467
00:21:09,440 --> 00:21:11,516
‫باور داریم اگه اون موبایل رو پیدا کنیم،
‫جواب هایی پیدا میکنیم

468
00:21:11,540 --> 00:21:13,440
‫که یکی نمیخواد علنی بشه.

469
00:21:13,470 --> 00:21:16,440
‫همین الان کارت اعتباری اندرز
‫تو یه پمپ بنزین ردیابی شد.

470
00:21:16,580 --> 00:21:20,040
‫که عجیبه، چون همشون
‫با راننده به هتل برده شدن.

471
00:21:20,050 --> 00:21:21,510
‫دوربین های مداربسته پمپ بنزین رو چک کنین.

472
00:21:23,220 --> 00:21:23,950
‫خیلی خب.

473
00:21:24,080 --> 00:21:25,780
‫سه ساعت پیش اونجا بوده.

474
00:21:25,850 --> 00:21:27,066
‫همونجا. اون اندرزه.

475
00:21:27,090 --> 00:21:29,320
‫این ماشین شاسی بلند
‫هتل برای افراد مهم هست.

476
00:21:29,390 --> 00:21:32,320
‫و یه چیزی روی داشبورد هست...

477
00:21:32,390 --> 00:21:33,960
‫پتی، روی داشبورد زوم کن.

478
00:21:35,030 --> 00:21:37,530
‫آره، فکر کنم هممون اون کلید رو میشناسیم.

479
00:21:40,870 --> 00:21:42,470
‫کارکنان هتل میگن اندرز

480
00:21:42,600 --> 00:21:45,040
‫دیشب اینجا یه اتاق هتل رزرو کرده،
‫پولش رو نقد داده.

481
00:21:45,100 --> 00:21:46,470
‫دیشب؟

482
00:21:46,610 --> 00:21:49,740
‫پس، این قضیه قبل از اینکه
‫از دست ما غیب بشه، در جریان بوده.

483
00:21:49,780 --> 00:21:51,940
‫یه چیز مشکوکی در مورد این یارو هست.

484
00:21:55,150 --> 00:21:57,150
‫چرا انقدر طولش دادی؟

485
00:21:57,220 --> 00:21:58,220
‫بیا تو.

486
00:22:01,675 --> 00:22:08,675
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

487
00:22:13,700 --> 00:22:15,199
‫پاول اندرز کجاست؟

488
00:22:15,200 --> 00:22:16,200
‫از کجا بدونم؟

489
00:22:16,270 --> 00:22:17,369
‫السا، درسته؟

490
00:22:17,370 --> 00:22:18,900
‫برامون عجیبه که تو کسی هستی

491
00:22:19,040 --> 00:22:20,840
‫که جسد توبی اسپنسر رو پیدا کرده.

492
00:22:20,870 --> 00:22:24,880
‫ و تو رو اینجا تو یه اتاق متل پیدا میکنیم.
‫که پولش رو اندرز داده

493
00:22:24,910 --> 00:22:27,379
‫کسی که در رابطه با اون قتل دنبالش میگردیم.

494
00:22:27,380 --> 00:22:29,380
‫باید باهامون خیلی صادق باشی.

495
00:22:29,520 --> 00:22:32,980
‫صادقانه، من... نمیدونم کجاست.

496
00:22:33,120 --> 00:22:35,190
‫ولی میتونم بهتون بگم
‫که اون اون مرد رو نکشته.

497
00:22:36,020 --> 00:22:37,236
‫چطور میتونی اینقدر مطمئن باشی؟

498
00:22:37,260 --> 00:22:38,590
‫ما اینجا بودیم.

499
00:22:38,720 --> 00:22:39,889
‫قسم میخورم.

500
00:22:39,890 --> 00:22:40,890
‫کِی رفت؟

501
00:22:41,690 --> 00:22:43,290
‫با هم رفتیم اوبرژ.

502
00:22:43,430 --> 00:22:45,160
‫ من باید کار میکردم و اون مستقیم رفت

503
00:22:45,230 --> 00:22:46,730
‫بالا پشت بوم برای تیراندازی با بشقاب پرنده

504
00:22:49,870 --> 00:22:51,000
‫شارژر موبایل جدید؟

505
00:22:51,040 --> 00:22:52,100
‫آره، فکر کنم.

506
00:22:52,240 --> 00:22:54,469
‫من... مال خودم رو گم کردم.

507
00:22:54,470 --> 00:22:55,609
‫هوم.

508
00:22:55,610 --> 00:22:56,340
‫این گوشی مال توئه؟

509
00:22:56,480 --> 00:22:57,480
‫چی، هاه

510
00:22:59,080 --> 00:22:59,880
‫هم

511
00:23:00,010 --> 00:23:01,810
‫ببین، این شارژر برای اندرویده،

512
00:23:01,950 --> 00:23:04,950
‫ولی گوشی تو پورت اندروید نداره.

513
00:23:05,080 --> 00:23:06,080
‫اوه.

514
00:23:07,150 --> 00:23:08,150
‫اشتباه کردم.

515
00:23:08,290 --> 00:23:09,290
‫اوم-هوم.

516
00:23:10,460 --> 00:23:12,690
‫اون کابل برای گوشی کی بود؟

517
00:23:12,830 --> 00:23:13,860
‫خیلی خب.

518
00:23:13,890 --> 00:23:15,560
‫السا، دست از مسخره بازی بردار.

519
00:23:15,630 --> 00:23:16,290
‫خیلی مهمه.

520
00:23:16,430 --> 00:23:17,430
‫ما اون گوشی رو نیاز داریم.

521
00:23:18,330 --> 00:23:19,160
‫خیلی خب.

522
00:23:19,230 --> 00:23:20,230
‫خیلی خب.

523
00:23:32,150 --> 00:23:34,140
‫این گوشی توبی اسپنسره؟

524
00:23:34,150 --> 00:23:35,050
‫اوم-هوم.

525
00:23:35,110 --> 00:23:37,510
‫چرا گوشی یه آدم مرده رو قایم میکنی؟

526
00:23:41,320 --> 00:23:43,190
‫گوشی به تنظیمات کارخانه برگشته.

527
00:23:43,260 --> 00:23:45,060
‫یه چیزی توش بوده که یکی نمیخواسته پیدا بشه.

528
00:23:45,090 --> 00:23:46,260
‫شاید اندرز؟

529
00:23:46,390 --> 00:23:48,390
‫اکثر اندرویدها قابلیت پشتیبان گیری داخلی دارن.

530
00:23:48,460 --> 00:23:49,730
‫هنوز نمیتونم تضمین کنم،

531
00:23:49,860 --> 00:23:51,230
‫ولی سعی میکنم اطلاعاتش رو بازیابی کنم.

532
00:23:53,800 --> 00:23:56,470
‫چرا گوشی رو به تنظیمات کارخانه برگردوندن؟

533
00:23:56,540 --> 00:23:57,800
‫هر چی که توش بوده،

534
00:23:57,870 --> 00:24:01,740
‫السا، یا شاید اندرز میخواستن از بین بره.

535
00:24:01,770 --> 00:24:03,510
‫یا نمیخواستن کس دیگه ای
‫بهش دسترسی داشته باشه.

536
00:24:04,380 --> 00:24:05,540
‫السا به همه اتاق ها دسترسی داشته.

537
00:24:05,610 --> 00:24:07,009
‫به راحتی میتونسته گوشی رو برداره

538
00:24:07,010 --> 00:24:08,480
‫و اتاق رو از هر اثر انگشتی پاک کنه.

539
00:24:08,550 --> 00:24:10,610
‫فرصت داشته، ولی انگیزه ای که ما بدونیم نه.

540
00:24:10,750 --> 00:24:11,750
‫هنوز نه.

541
00:24:17,720 --> 00:24:21,290
‫من و پاول اندرز حدود یه سال پیش
‫تو سنت جانز همدیگه رو دیدیم.

542
00:24:21,430 --> 00:24:23,290
‫خیلی زود با هم جور شدیم.

543
00:24:23,330 --> 00:24:25,760
‫میدونستی متاهله؟

544
00:24:25,800 --> 00:24:26,800
‫آره.

545
00:24:26,830 --> 00:24:28,770
‫کاملا رک و راست در موردش حرف میزد.

546
00:24:28,800 --> 00:24:30,770
‫کم کم شروع کرد برای دیدن من به اینجا اومدن

547
00:24:30,800 --> 00:24:33,440
‫و اتفاقاتی افتاد.

548
00:24:33,510 --> 00:24:35,310
‫و چطور شد که سر از

549
00:24:35,340 --> 00:24:37,040
‫گوشی یه آدم مرده درآوردی؟

550
00:24:37,080 --> 00:24:38,410
‫پاول.

551
00:24:38,540 --> 00:24:41,250
‫ازم خواست از اتاق توبی اسپنسر برش دارم.

552
00:24:41,310 --> 00:24:44,320
‫گفت توبی عکس های ما رو توش داره.

553
00:24:45,380 --> 00:24:46,519
‫عکس های خصوصی.

554
00:24:46,520 --> 00:24:48,420
‫توبی چطور این عکس ها رو گیر آورده؟

555
00:24:49,920 --> 00:24:53,420
‫پاول به طور اتفاقی اونها رو تو یه
‫پوشه کلاود کاری باهاش به اشتراک گذاشته.

556
00:24:53,430 --> 00:24:55,860
‫تا وقتی توبی گیرش ننداخت، اصلا خبر نداشت.

557
00:24:55,930 --> 00:24:58,659
‫میتونست ازدواج و شغلش رو نابود کنه.

558
00:24:58,660 --> 00:25:01,000
‫پس، توبی گفت اونها رو
‫به عنوان اهرم فشار نگه میداره.

559
00:25:02,200 --> 00:25:04,130
‫و نخست وزیر اوبرایان از این چیزا خبر داشت؟

560
00:25:04,270 --> 00:25:05,270
‫نه.

561
00:25:06,170 --> 00:25:08,010
‫پاول کل این سفر رو ترتیب داد تا من

562
00:25:08,070 --> 00:25:09,710
‫بتونم اون گوشی رو براش بگیرم.

563
00:25:09,780 --> 00:25:11,679
‫قرار بود عکس ها رو پاک کنم

564
00:25:11,680 --> 00:25:14,009
‫و بعد برش گردونم.

565
00:25:14,010 --> 00:25:15,010
‫ولی...

566
00:25:16,850 --> 00:25:18,079
‫ولی چی؟

567
00:25:18,080 --> 00:25:20,080
‫پاول تو گوشی گشت.

568
00:25:20,120 --> 00:25:21,550
‫یه سری ایمیل دید

569
00:25:21,590 --> 00:25:23,090
‫و اونها رو برای خودش فوروارد کرد.

570
00:25:24,220 --> 00:25:26,125
‫بعد ازم خواست گوشی رو ریست کنم.

571
00:25:26,126 --> 00:25:28,220
‫که فقط خودش پیام ها رو داشته باشه.

572
00:25:30,900 --> 00:25:32,429
‫این پیام ها چی بودن؟

573
00:25:32,430 --> 00:25:35,900
‫ام، یه سری شرایط ارجاع دیدم.

574
00:25:35,940 --> 00:25:38,170
‫درخواست قیمت یا درخواست پیشنهاد؟

575
00:25:38,240 --> 00:25:40,400
‫بهم گفت گوشی رو قایم کنم و بعد رفت.

576
00:25:40,470 --> 00:25:41,570
‫کجا رفت؟

577
00:25:41,640 --> 00:25:42,640
‫نمیدونم.

578
00:25:44,510 --> 00:25:46,010
‫ولی خیلی عصبانی بود.

579
00:25:47,780 --> 00:25:49,310
‫تو اتاق توبی پیداشون کردیم.

580
00:25:50,580 --> 00:25:54,249
‫اینا درخواست پیشنهاد از طرف ما، یعنی دولت،

581
00:25:54,250 --> 00:25:55,520
‫ام، برای فروشنده هاست.

582
00:25:55,560 --> 00:25:57,190
‫دعوت به مناقصه برای بستن قراردادهاست.

583
00:25:59,120 --> 00:26:00,280
‫صبر کن، یه چیزی اینجاست.

584
00:26:00,930 --> 00:26:01,730
‫چی؟

585
00:26:01,760 --> 00:26:02,530
‫والاسه.

586
00:26:02,660 --> 00:26:05,130
‫شرکتش تو زمینه نفت، گاز و معدنه.

587
00:26:05,160 --> 00:26:08,469
‫و این یه پیشنهاد برای بستن
‫قرارداد آسفالت با استانه.

588
00:26:08,470 --> 00:26:09,669
‫چقدره؟

589
00:26:09,670 --> 00:26:11,116
‫داریم در مورد بزرگراه لابرادور صحبت میکنیم.

590
00:26:11,140 --> 00:26:12,700
‫یه قرارداد خیلی بزرگه.

591
00:26:12,770 --> 00:26:14,000
‫میلیاردها.

592
00:26:14,140 --> 00:26:15,586
‫شرکت والاس شانسی در مقابل

593
00:26:15,610 --> 00:26:17,270
‫پیمانکاران باتجربه تر نداره.

594
00:26:18,610 --> 00:26:19,810
‫بچه ها، باید باور کنید.

595
00:26:19,811 --> 00:26:21,611
‫من تو عمرم این پرونده ها رو ندیدم.

596
00:26:21,650 --> 00:26:22,995
‫چطور ممکنه؟

597
00:26:22,996 --> 00:26:24,010
‫توبی. کارش اینه...

598
00:26:24,150 --> 00:26:26,080
‫وظیفه‌اش اینه من رو از چیزهایی که می‌دونه

599
00:26:26,090 --> 00:26:28,350
‫نمی‌خوام اسمم باهاشون قاطی بشه،
‫محافظت کنه.

600
00:26:28,420 --> 00:26:31,490
‫منظورت هر چیزیه که ممکنه
‫برای عموم مردم ناخوشایند باشه؟

601
00:26:31,620 --> 00:26:32,620
‫نه.

602
00:26:32,630 --> 00:26:34,630
‫چیزهایی که می‌دونه من ازشون حمایت نمی‌کنم.

603
00:26:34,760 --> 00:26:35,490
‫درسته.

604
00:26:35,660 --> 00:26:36,590
‫پس، داری به ما میگی که از

605
00:26:36,600 --> 00:26:37,890
‫پیشنهاد والاس حمایت نمی‌کردی؟

606
00:26:37,930 --> 00:26:40,760
‫ببین، اون دوستمه،
‫ولی من اهل این کارها نیستم.

607
00:26:42,800 --> 00:26:44,300
‫خیلی خب.

608
00:26:44,340 --> 00:26:45,970
‫پس، کی می‌تونسته به والاس کمک کنه؟

609
00:26:48,940 --> 00:26:49,470
‫توبی.

610
00:26:49,540 --> 00:26:50,540
‫ولی من این رو باور نمی‌کنم.

611
00:26:51,510 --> 00:26:53,180
‫اندرز رئیس دفتر توئه.

612
00:26:53,210 --> 00:26:55,650
‫همه می‌دونن رئیس دفتر قدرت اصلی رو داره.

613
00:26:57,650 --> 00:27:00,980
‫پس، والاس یه میلیون یورو به اندرز داده

614
00:27:01,050 --> 00:27:02,350
‫برای یه قرارداد آسفالت؟

615
00:27:03,720 --> 00:27:05,590
‫توبی از این موضوع باخبر شده.

616
00:27:07,030 --> 00:27:10,659
‫نمی‌تونم بگم این کار رو کرده
‫یا حتی می‌تونسته انجامش بده.

617
00:27:10,660 --> 00:27:11,660
‫ولی...

618
00:27:13,400 --> 00:27:16,000
‫اگه قرار بود شرط ببندم، اندرز...

619
00:27:18,670 --> 00:27:20,340
‫آره، شاید، اون پشت این قضیه باشه.

620
00:27:21,410 --> 00:27:22,470
‫باید پیداش کنیم.

621
00:27:26,550 --> 00:27:29,810
‫یکی از چیزهایی که در مورد
‫سن پیر برام جذابه انزواشه.

622
00:27:29,880 --> 00:27:31,620
‫محافظت می‌شیم.

623
00:27:31,750 --> 00:27:33,150
‫یه سادگی خیلی بزرگی

624
00:27:33,290 --> 00:27:35,290
‫ اینجا وجود داره.

625
00:27:36,490 --> 00:27:38,350
‫تا جایی که به بقیه دنیا مربوط می‌شه...

626
00:27:39,830 --> 00:27:41,889
‫تقریباً وجود خارجی نداریم.

627
00:27:41,890 --> 00:27:43,960
‫و این بهمون اجازه می‌ده مقاوم باشیم، می‌دونی؟

628
00:27:45,730 --> 00:27:47,560
‫مجبوریم با هم کار کنیم، با هم زندگی کنیم،

629
00:27:47,570 --> 00:27:50,430
‫با هم از شرایط بهترین استفاده رو ببریم.

630
00:27:51,570 --> 00:27:53,330
‫پس، اینطوری رابطه‌مون رو توصیف می‌کنی؟

631
00:27:54,340 --> 00:27:55,440
‫ازدواج مصلحتی؟

632
00:27:55,510 --> 00:27:57,340
‫نه، من و تو دوستای خوبی هستیم.

633
00:27:58,280 --> 00:27:59,440
‫ولی این، ام...

634
00:27:59,450 --> 00:28:02,650
‫این ازدواج، اگه میخوای اسمش رو این بذاری...

635
00:28:04,280 --> 00:28:05,719
‫بر پایه اعتماده.

636
00:28:05,720 --> 00:28:07,820
‫باید باهات رو راست باشم.

637
00:28:07,850 --> 00:28:11,189
‫این روزا، دیگه اون حس و حال قبلی رو ندارم.

638
00:28:11,190 --> 00:28:12,120
‫که قبلا داشتم.

639
00:28:12,121 --> 00:28:13,366
‫وقت این حرفا رو ندارم.

640
00:28:13,390 --> 00:28:15,529
‫وسط تحقیقات قتلم.

641
00:28:15,530 --> 00:28:18,860
‫میخواستم در مورد همین باهات صحبت کنم.

642
00:28:19,000 --> 00:28:23,870
‫ببین، یه سری دوستام
‫قراره تو روزهای آینده برسن.

643
00:28:23,940 --> 00:28:26,040
‫مهمون، مهمونای مهم.

644
00:28:27,070 --> 00:28:28,370
‫و مهمونایی که به حریم خصوصی نیاز دارن.

645
00:28:30,480 --> 00:28:31,880
‫من این مهمونا رو میشناسم؟

646
00:28:32,010 --> 00:28:34,949
‫از تو نمیخوام سوال بپرسی.

647
00:28:34,950 --> 00:28:36,810
‫دارم بهت میگم بهم بگی

648
00:28:36,820 --> 00:28:38,750
‫که قراره این قضیه رو حل و فصل کنی.

649
00:28:38,780 --> 00:28:41,690
‫خب، شان، اگه برنامه های بزرگی در دست داری.

650
00:28:41,820 --> 00:28:42,890
‫اگه به چیزایی نیاز داری،

651
00:28:43,020 --> 00:28:45,220
‫و اگه مهمونات به حریم خصوصی نیاز دارن...

652
00:28:46,360 --> 00:28:48,289
‫باید بدونم دارم خودمو تو چه دردسری میندازم.

653
00:28:48,290 --> 00:28:49,890
‫آه، شاید مشکل همین باشه.

654
00:28:51,130 --> 00:28:55,099
‫شاید یه جوری این تصور رو بهت دادم که...

655
00:28:55,100 --> 00:28:56,200
‫که ما با هم برابر هستیم.

656
00:28:57,570 --> 00:28:58,600
‫و نیستیم.

657
00:28:59,540 --> 00:29:01,870
‫این گند قتل نخست وزیر رو جمع کن...

658
00:29:03,280 --> 00:29:05,440
‫قبل از اینکه اینجا سیرک رسانه ای بشه

659
00:29:05,480 --> 00:29:07,910
‫و مثل آهنربا پلیس های بین المللی رو جذب کنه.

660
00:29:10,480 --> 00:29:11,920
‫رک و پوست کنده بگم...

661
00:29:14,320 --> 00:29:17,320
‫کاری رو که بهت میگن انجام بده.

662
00:29:25,200 --> 00:29:28,730
‫خب، قتل توبی اسپنسر،
‫یه میلیون یورو پول نقد،

663
00:29:28,870 --> 00:29:30,670
‫و قراردادهای دولتی،

664
00:29:30,800 --> 00:29:33,140
‫و من یه جوری فکر میکنم اوبرایان دخیل نیست؟

665
00:29:34,070 --> 00:29:35,140
‫من حالم خوبه؟

666
00:29:35,210 --> 00:29:37,670
‫اگه توبی به خاطر یه کلاهبرداری
‫آسفالت جاده کشته شده باشه،

667
00:29:37,680 --> 00:29:39,410
‫اوبرایان نمیدونه هر کی توش دست داشته،

668
00:29:39,550 --> 00:29:41,610
‫اگه خودش کثیف باشه،
‫تو یه چشم به هم زدن بهش خیانت میکنه.

669
00:29:41,750 --> 00:29:43,550
‫پس، اوبرایان رو باور میکنی؟

670
00:29:43,620 --> 00:29:45,420
‫باور دارم به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.

671
00:29:45,550 --> 00:29:46,550
‫اندرز.

672
00:29:46,620 --> 00:29:48,366
‫خب، اندرز دنبال گوشی کار توبی بوده.

673
00:29:48,390 --> 00:29:51,420
‫میدونیم، یه سری ایمیل های احتمالا جرم زا.

674
00:29:51,560 --> 00:29:53,620
‫هر چی پیدا کرده، برای خودش فرستاده.

675
00:29:53,660 --> 00:29:55,460
‫- بعد السا گوشی رو ریست کرد.
‫- درسته، خب.

676
00:29:55,490 --> 00:29:58,160
‫فرض کن اندرز تو رشوه های

677
00:29:58,230 --> 00:29:59,299
‫اون شرکت آسفالت سازی دست داشته،

678
00:29:59,300 --> 00:30:01,760
‫توبی بفهمه، لو میده.

679
00:30:01,800 --> 00:30:05,370
‫واضح ترین انگیزه ای که تا حالا
‫برای قتل توبی اسپنسر پیدا کردیم.

680
00:30:05,400 --> 00:30:08,569
‫ماشین هتل یه ردیاب کمک جاده ای داخلی داره.

681
00:30:08,570 --> 00:30:10,610
‫اندرز خودش رو به اوبرژ رسونده.

682
00:30:11,540 --> 00:30:12,740
‫پتی، عالیه.

683
00:30:21,750 --> 00:30:23,520
‫اون ماشینیه که اندرز سوارش بوده.

684
00:30:26,930 --> 00:30:27,990
‫چه خبره؟

685
00:30:28,990 --> 00:30:30,760
‫پلیس! پلیس!

686
00:30:34,530 --> 00:30:35,599
‫اون اندرزه.

687
00:30:35,600 --> 00:30:36,670
‫خیلی دیر رسیدیم.

688
00:30:44,740 --> 00:30:46,009
‫وجدان ناراحت؟

689
00:30:46,010 --> 00:30:47,340
‫خودکشی یا...

690
00:30:47,350 --> 00:30:49,910
‫میدونیم اون تفنگ های بشقاب پرنده رو بالا

691
00:30:49,920 --> 00:30:50,920
‫پشت بوم نگهداری میکردن.

692
00:30:52,820 --> 00:30:54,750
‫انگار با یکی دعوا کرده.

693
00:30:54,890 --> 00:30:56,220
‫هلش دادن.

694
00:30:56,290 --> 00:30:57,720
‫آره، موافقم.

695
00:31:01,690 --> 00:31:02,990
‫ولی کی؟

696
00:31:07,300 --> 00:31:09,370
‫این کار چند تا قدم رو برامون کوتاه میکنه.

697
00:31:09,440 --> 00:31:11,769
‫یه سری تماس از طرف اندرز به والاس هست.

698
00:31:11,770 --> 00:31:13,739
‫فکر کنم تو راه اینجا بوده.

699
00:31:13,740 --> 00:31:15,569
‫والاس پز داده بود که تنها کلیدی رو داره

700
00:31:15,570 --> 00:31:17,540
‫که به پشت بوم دسترسی میده.

701
00:31:22,110 --> 00:31:23,450
‫والاس داره فرار میکنه.

702
00:31:25,280 --> 00:31:26,280
‫فیتز!

703
00:31:44,840 --> 00:31:47,400
‫این احمق خودشو به کشتن میده.

704
00:31:47,410 --> 00:31:48,740
‫منظورت از احمق،

705
00:31:48,810 --> 00:31:50,340
‫امیدوارم اون باشه نه من.

706
00:31:50,480 --> 00:31:52,456
‫اگه خودتو به کشتن بدی، منم به کشتن میدی.

707
00:31:52,480 --> 00:31:53,780
‫پس، لطفا این کار رو نکن.

708
00:32:09,830 --> 00:32:11,760
‫- فیتز!
‫- میدونم. میدونم. میدونم.

709
00:32:58,040 --> 00:32:59,410
‫از ماشین پیاده شو!

710
00:32:59,540 --> 00:33:00,780
‫دست ها بالا!

711
00:33:11,760 --> 00:33:13,906
‫پس، فکر میکنی والاس اندرز رو
‫از پشت بوم پرت کرده

712
00:33:13,930 --> 00:33:16,290
‫و توبی اسپنسر رو تو اتاق هتل کشته؟

713
00:33:16,430 --> 00:33:18,030
‫خب، در مورد توبی...

714
00:33:18,100 --> 00:33:19,630
‫هنوز مطمئن نیستیم.

715
00:33:19,770 --> 00:33:21,160
‫باید بفهمیم.

716
00:33:21,170 --> 00:33:24,430
‫نتونستم گوشی توبی رو بازیابی کنم،
‫ولی اندرز یه سری ایمیل رو

717
00:33:24,500 --> 00:33:26,970
‫ از گوشی توبی به گوشی خودش فوروارد کرده.

718
00:33:27,110 --> 00:33:28,370
‫توبی داشت معامله رو انجام میداد.

719
00:33:28,410 --> 00:33:29,710
‫نه اندرز.

720
00:33:34,910 --> 00:33:36,780
‫میدونیم زیر ناخونات چی پیدا میکنیم.

721
00:33:38,020 --> 00:33:40,020
‫صاحب هتل رو پیدا کردیم.

722
00:33:41,520 --> 00:33:43,220
‫حرفی که بهمون زدی رو تایید کرد.

723
00:33:45,120 --> 00:33:47,990
‫که تو تنها کسی بودی
‫که کلید پشت بوم رو داشتی.

724
00:33:48,130 --> 00:33:51,530
‫وقتی اندرز از لبه پرت شد، تو پشت بوم بودی.

725
00:33:51,560 --> 00:33:54,199
‫والاس، کی رفتی تو کار آسفالت؟

726
00:33:54,200 --> 00:33:57,430
‫سهم بازار تو
‫منابع غیر قابل تجدید کاهش پیدا کرده.

727
00:33:57,470 --> 00:33:59,939
‫حدس میزنم دنبال قراردادهای بزرگ دولتی هستی

728
00:33:59,940 --> 00:34:01,000
‫تا ضررهات رو جبران کنی.

729
00:34:01,070 --> 00:34:04,910
‫و طبق این ایمیل ها،

730
00:34:04,940 --> 00:34:08,210
‫اندرز از پرداخت یه میلیون یورویی
‫تو به توبی باخبر شده.

731
00:34:09,650 --> 00:34:12,220
‫میدونیم توبی داشت یه قرارداد رو

732
00:34:12,350 --> 00:34:15,050
‫زیر گوش اوبرایان پیش میبرد، میفهمم.

733
00:34:16,560 --> 00:34:19,220
‫با یه پرداخت میلیاردی که در خط بود

734
00:34:19,260 --> 00:34:21,290
‫برای یه قرارداد آسفالت دولتی،

735
00:34:22,560 --> 00:34:25,800
‫یعنی، ارزش

736
00:34:25,930 --> 00:34:26,930
‫کشتن اندرز رو داشت، درسته؟

737
00:34:28,470 --> 00:34:30,200
‫ولی چرا توبی رو کشتی؟

738
00:34:30,270 --> 00:34:31,270
‫نکشتم.

739
00:34:32,440 --> 00:34:34,170
‫توبی رو نکشتم.

740
00:34:34,310 --> 00:34:37,939
‫آره، یه میلیون به توبی دادم
‫تا کمکم کنه قرارداد بگیرم،

741
00:34:37,940 --> 00:34:41,240
‫چون رابرت خیلی رو خویشاوندسالاری حساسه.

742
00:34:41,380 --> 00:34:42,710
‫من و توبی یه نقشه داشتیم.

743
00:34:42,750 --> 00:34:43,750
‫داشت جواب میداد.

744
00:34:44,950 --> 00:34:46,450
‫ولی اندرز فهمید.

745
00:34:50,660 --> 00:34:53,260
‫ببین، بعد از قتل توبی،

746
00:34:53,390 --> 00:34:55,390
‫اندرز فکر کرد من دست داشتم.

747
00:34:56,800 --> 00:34:57,929
‫شروع کرد به کند و کاو.

748
00:34:57,930 --> 00:34:59,600
‫گوشی توبی رو هک کرد.

749
00:34:59,670 --> 00:35:01,199
‫آره، فهمید.

750
00:35:01,200 --> 00:35:03,070
‫تو هتل باهام روبرو شد،

751
00:35:03,100 --> 00:35:05,800
‫و رفتیم پشت بوم فقط برای حرف زدن.

752
00:35:05,840 --> 00:35:06,540
‫خصوصی.

753
00:35:06,610 --> 00:35:07,600
‫هوم.

754
00:35:07,610 --> 00:35:08,800
‫و تو هلش دادی؟

755
00:35:08,840 --> 00:35:09,740
‫نه.

756
00:35:09,780 --> 00:35:10,810
‫نه.

757
00:35:10,840 --> 00:35:12,070
‫یه تفنگ بشقاب پرنده برداشت.

758
00:35:12,110 --> 00:35:12,740
‫منو تهدید کرد.

759
00:35:12,880 --> 00:35:13,880
‫عصبانی بود.

760
00:35:13,950 --> 00:35:16,110
‫باید بدونم کار... کار، اندرز.

761
00:35:16,120 --> 00:35:17,410
‫داری چیکار میکنی...

762
00:35:17,450 --> 00:35:20,950
‫میدونستم بهم شلیک نمیکنه،
‫پس سعی کردم تفنگ رو بگیرم.

763
00:35:24,120 --> 00:35:26,120
‫به عقب افتاد.

764
00:35:26,160 --> 00:35:28,460
‫سعی کردم بگیرمش...

765
00:35:31,000 --> 00:35:32,800
‫ولی از دستم لیز خورد.

766
00:35:40,240 --> 00:35:41,770
‫نمیخواستم بکشمش.

767
00:35:44,710 --> 00:35:45,940
‫یه اتفاق بود.

768
00:35:48,380 --> 00:35:49,250
‫خیلی خب.

769
00:35:49,250 --> 00:35:50,250
‫خیلی خب.

770
00:35:55,990 --> 00:35:57,150
‫در مورد توبی چی؟

771
00:35:57,820 --> 00:35:59,090
‫نمیدونم.

772
00:36:00,530 --> 00:36:02,059
‫ببین، حال اوبرایان خیلی بد بود.

773
00:36:02,060 --> 00:36:04,190
‫سالها بود ندیده بودم اینجوری مشروب بخوره.

774
00:36:04,230 --> 00:36:05,860
‫تو اتاق توبی بیهوش شد،

775
00:36:05,900 --> 00:36:07,929
‫برای همین من و توبی رفتیم اتاق اوبرایان

776
00:36:07,930 --> 00:36:09,900
‫تا معامله رو انجام بدیم.

777
00:36:09,940 --> 00:36:11,740
‫طمع کرد؟

778
00:36:11,870 --> 00:36:12,870
‫پول بیشتری خواست؟

779
00:36:13,710 --> 00:36:14,716
‫برای همین کشتیش؟

780
00:36:14,740 --> 00:36:17,870
‫توبی رو نکشتم، باشه؟

781
00:36:17,910 --> 00:36:19,880
‫وقتی توبی رو تو اتاق اوبرایان ترک کردم،

782
00:36:19,910 --> 00:36:21,840
‫هنوز زنده بود.

783
00:36:21,880 --> 00:36:22,880
‫فرض میکنیم حرفت رو باور میکنیم.

784
00:36:23,920 --> 00:36:26,950
‫وقتی رفتی، کسی رو دیدی؟

785
00:36:29,190 --> 00:36:30,620
‫فقط ربکا سانتوس.

786
00:36:32,020 --> 00:36:34,220
‫داشت میرفت تو که اوبرایان رو چک کنه.

787
00:36:37,630 --> 00:36:39,030
‫الان کجاست؟

788
00:36:45,300 --> 00:36:46,700
‫گوش کن، ممنون.

789
00:36:46,770 --> 00:36:48,040
‫خوشحالم که گیرت انداختیم.

790
00:36:49,110 --> 00:36:50,640
‫فقط میخواستیم یه گپی بزنیم، میدونی...

791
00:36:52,640 --> 00:36:54,180
‫یه سری جزئیات رو مرور کنیم.

792
00:36:55,150 --> 00:36:56,710
‫آره. باورم نمیشه والاس.

793
00:36:57,880 --> 00:36:59,180
‫فکر نمیکردم ازش بر بیاد.

794
00:37:00,220 --> 00:37:01,449
‫میدونم.

795
00:37:01,450 --> 00:37:03,090
‫ادعا کرد یه اتفاق بوده.

796
00:37:04,760 --> 00:37:07,990
‫اندرز فهمید والاس داره
‫پول زیادی به توبی میده

797
00:37:08,060 --> 00:37:10,459
‫تا یه قرارداد بزرگ رو جور کنه.

798
00:37:10,460 --> 00:37:13,400
‫ولی تو که از قبل میدونستی، مگه نه؟

799
00:37:14,830 --> 00:37:16,670
‫فکر میکنی من تو رشوه ها دست داشتم؟

800
00:37:18,470 --> 00:37:20,239
‫من هیچوقت همچین کاری رو با رابرت نمیکردم.

801
00:37:20,240 --> 00:37:22,070
‫تو به اوبرایان وفادار بودی.

802
00:37:22,140 --> 00:37:22,740
‫این رو میدونیم.

803
00:37:22,810 --> 00:37:24,740
‫آره، ارتباط انجمن الکلی های گمنام.

804
00:37:25,740 --> 00:37:28,940
‫میدونی، به علاوه، تو به اوبرایان مدیونی

805
00:37:28,980 --> 00:37:30,880
‫که بعد از اینکه از نیروی پلیس اخراج شدی.

806
00:37:31,020 --> 00:37:33,650
‫یه شغل جدید بهت داد

807
00:37:36,790 --> 00:37:38,619
‫ وقتی دوباره شروع کرد به مشروب خوردن

808
00:37:38,620 --> 00:37:40,529
‫و از مسیر درست خارج شد، ناامید شدی؟

809
00:37:40,530 --> 00:37:41,190
‫پیش میاد.

810
00:37:41,260 --> 00:37:42,260
‫اوم.

811
00:37:43,830 --> 00:37:46,630
‫وقتی گشت زنی دور و بر رو تموم کردی،

812
00:37:46,700 --> 00:37:48,900
‫برگشتی که اوبرایان رو چک کنی.

813
00:37:50,300 --> 00:37:51,430
‫که مطمئن بشی حالش خوبه.

814
00:37:51,500 --> 00:37:53,900
‫ولی اوبرایان اونجا نبود، مگه نه؟

815
00:37:53,970 --> 00:37:56,770
‫والاس تو اتاق با توبی بود.

816
00:37:56,910 --> 00:37:58,740
‫داشتن پول رو رد و بدل میکردن،

817
00:37:58,810 --> 00:38:01,179
‫ والاس ادعا میکنه.

818
00:38:01,180 --> 00:38:02,649
‫وقتی اتاق رو ترک کرده، توبی زنده بوده

819
00:38:02,650 --> 00:38:05,219
‫ولی فکر میکنیم تو شنیدی چه اتفاقی افتاده.

820
00:38:05,220 --> 00:38:08,850
‫و بعد از اینکه والاس رفت،
‫در موردش با توبی روبرو شدی.

821
00:38:08,990 --> 00:38:12,790
‫تهدیدش کردی که در مورد
‫رشوه ها به اوبرایان بگه

822
00:38:12,920 --> 00:38:13,920
‫و چی؟

823
00:38:15,390 --> 00:38:18,130
‫یالا، توبی سعی کرد منصرفت کنه.

824
00:38:23,640 --> 00:38:25,200
‫چه اتفاقی افتاد، ربکا؟

825
00:38:34,150 --> 00:38:35,150
‫توبی دروغ گفت.

826
00:38:35,880 --> 00:38:37,110
‫انکار کرد.

827
00:38:38,920 --> 00:38:40,380
‫بعد یهو ورق رو برگردوند.

828
00:38:41,690 --> 00:38:43,220
‫التماس کرد به اوبرایان نگم.

829
00:38:44,520 --> 00:38:46,596
‫ بهش گفتم صبح همه چیز رو در مورد.

830
00:38:46,620 --> 00:38:48,089
‫رشوه ها به اوبرایان میگم

831
00:38:48,090 --> 00:38:49,090
‫توبی بهم حمله کرد.

832
00:38:49,130 --> 00:38:50,829
‫داشتم سعی میکردم برم.

833
00:38:50,830 --> 00:38:52,499
‫دستش به سلاحم رسید.

834
00:38:52,500 --> 00:38:55,060
‫به اولین سلاح دفاعی که پیدا کردم چنگ زدم.

835
00:38:55,100 --> 00:38:57,570
‫یهو دیدم پشت سرشم،

836
00:38:57,700 --> 00:38:59,870
‫طناب دور گردنش بود.

837
00:39:00,940 --> 00:39:02,239
‫همونجا نگهش داشتم

838
00:39:02,240 --> 00:39:04,240
‫تا وقتی که دیگه جون نداشت بجنگه.

839
00:39:05,580 --> 00:39:06,640
‫بعدش فهمیدم...

840
00:39:09,450 --> 00:39:10,810
‫تموم کرد.

841
00:39:13,120 --> 00:39:14,120
‫اگه دفاع از خودت بوده،

842
00:39:14,121 --> 00:39:16,689
‫چرا اثر انگشت ها رو از اتاق پاک کردی؟

843
00:39:16,690 --> 00:39:18,820
‫دفاع از خودم بود.

844
00:39:18,860 --> 00:39:19,860
‫ولی دستپاچه شدم.

845
00:39:21,230 --> 00:39:24,990
‫یه مرد بیگناه داشت بخاطر جرم تو گیر میفتاد.

846
00:39:25,030 --> 00:39:26,030
‫نه.

847
00:39:26,800 --> 00:39:28,160
‫میدونستم این اتفاق نمیفته.

848
00:39:29,470 --> 00:39:31,000
‫اوبرایان بهم اطمینان داد.

849
00:39:31,940 --> 00:39:33,046
‫میدونست شما دو تا میفهمید.

850
00:39:33,070 --> 00:39:34,700
‫بهتون ایمان داشت.

851
00:39:34,770 --> 00:39:38,470
‫فکر کنم امیدوار بودم
‫شما دو تا نفهمید کی این کارو کرده

852
00:39:38,540 --> 00:39:39,680
‫تا وقتی که من...

853
00:39:41,080 --> 00:39:42,380
‫تا وقتی که فرار کنم.

854
00:39:55,960 --> 00:39:57,760
‫بازم ازت ممنونم.

855
00:40:00,130 --> 00:40:01,760
‫فقط داشتم کارم رو انجام میدادم.

856
00:40:01,830 --> 00:40:03,230
‫میشه بالاخره کدورت ها رو کنار بذاریم؟

857
00:40:03,270 --> 00:40:06,440
‫رابرت، بیا این رو یه برد حساب کنیم

858
00:40:06,510 --> 00:40:08,100
‫و رو به جلو حرکت کنیم، باشه؟

859
00:40:11,640 --> 00:40:12,980
‫نمیتونی خودت رو کنترل کنی، مگه نه؟

860
00:40:14,250 --> 00:40:17,410
‫حتی بعد از امروز، ببین،
‫کل تیمم رو از دست دادم.

861
00:40:18,450 --> 00:40:19,180
‫رفیقام.

862
00:40:19,320 --> 00:40:20,720
‫و تو هم قراره با زنم ازدواج کنی.

863
00:40:20,721 --> 00:40:22,190
‫زن سابقم.

864
00:40:22,320 --> 00:40:24,120
‫و تو با بچه هام تو خونه ی...

865
00:40:24,260 --> 00:40:27,920
‫مرد، قسم به خدا،
‫اگه یه ذره بوی گند ازت حس کنم.

866
00:40:29,130 --> 00:40:30,990
‫اگه هر کوفتی ببری تو اون خونه

867
00:40:31,000 --> 00:40:32,430
‫و خانواده منو به خطر بندازی...

868
00:40:33,700 --> 00:40:35,870
‫خانواده جدیدمو دوست دارم.

869
00:40:37,200 --> 00:40:38,200
‫خیلی زیاد.

870
00:40:39,270 --> 00:40:42,540
‫و هیچوقت کاری نمیکنم که
‫جونشون به خطر بیفته.

871
00:40:45,480 --> 00:40:48,140
‫حالا چه باورت بشه چه نشه.

872
00:40:48,210 --> 00:40:50,010
‫امروز میتونستی منو همونجا چال کنی، فیتز،

873
00:40:50,050 --> 00:40:51,050
‫ولی نکردی.

874
00:40:55,220 --> 00:40:56,450
‫این کارت رو فراموش نمیکنم.

875
00:41:04,860 --> 00:41:05,900
‫چطور بود؟

876
00:41:07,570 --> 00:41:08,570
‫هوم.

877
00:41:09,170 --> 00:41:10,830
‫از دست آدما خسته شدم.

878
00:41:10,900 --> 00:41:12,100
‫ویسکی داری؟

879
00:41:12,170 --> 00:41:13,300
‫لطفا.

880
00:41:15,710 --> 00:41:18,009
‫بعد از نجات دادن جان نخست وزیرت،

881
00:41:18,010 --> 00:41:20,640
‫احتمالا رفتن به خونه رو برات آسونتر میکنه.

882
00:41:20,680 --> 00:41:24,249
‫اوه، ام، منظورم اینه که، نمیدونم.

883
00:41:24,250 --> 00:41:27,320
‫خب، عجله ای نیست، درسته؟

884
00:41:27,450 --> 00:41:30,450
‫هنوز شش ماه وقت دارم، پس.

885
00:41:30,590 --> 00:41:31,050
‫خوبه.

886
00:41:33,260 --> 00:41:34,260
‫واقعا خوبه؟

887
00:41:35,660 --> 00:41:37,729
‫میخواستم یه چیزی بپرسم.

888
00:41:37,730 --> 00:41:39,869
‫راه رفتن تو خواب چطور شده؟

889
00:41:39,870 --> 00:41:41,930
‫جالبه، دیگه...

890
00:41:43,300 --> 00:41:47,000
‫دیگه اتفاق نمیفته.

891
00:41:47,070 --> 00:41:48,140
‫واقعا؟

892
00:41:48,210 --> 00:41:48,810
‫آره.

893
00:41:48,811 --> 00:41:50,470
‫میدونی چرا؟

894
00:41:50,480 --> 00:41:54,540
‫خب، درست همون موقع ها دیگه اتفاق نیفتاد،

895
00:41:54,550 --> 00:41:56,210
‫نمیدونم،

896
00:41:56,250 --> 00:41:58,550
‫وقتی شروع کردیم به هم اعتماد کنیم.

897
00:41:59,950 --> 00:42:01,850
‫این کاریه که ما میکنیم؟

898
00:42:03,820 --> 00:42:04,820
‫مامان؟

899
00:42:04,844 --> 00:42:06,844
‫{\an8} کجا بودی ؟

900
00:42:06,868 --> 00:42:08,868
‫{\an8}داشتم کنار بندر قدم می‌زدم...

901
00:42:08,892 --> 00:42:11,692
‫{\an8} اینجا... جذابیت خودش رو داره.

902
00:42:15,330 --> 00:42:16,330
‫فیتز...

903
00:42:17,340 --> 00:42:18,800
‫انتظار دیدنت رو نداشتم.
‫

904
00:42:18,940 --> 00:42:19,940
‫سلام.

905
00:42:19,564 --> 00:42:21,464
‫{\an8}هوای تازه ذهنم رو روشن کرد

906
00:42:21,488 --> 00:42:23,188
‫{\an8} لازمه صحبت بکنیم.

907
00:42:23,212 --> 00:42:25,016
‫{\an8} خصوصی.

908
00:42:25,040 --> 00:42:27,910
‫هر چی میخوای به من بگی،
‫میتونی جلوی فیتز هم بگی.

909
00:42:28,050 --> 00:42:30,110
‫اون تو تحقیقات گالاگر کمک میکنه.

910
00:42:30,150 --> 00:42:31,150
‫اون همه چیزو میدونه.

911
00:42:32,220 --> 00:42:35,380
‫نه، اون همه چیزو نمیدونه.

912
00:42:35,420 --> 00:42:36,420
‫تو هم همینطور.

913
00:42:37,320 --> 00:42:40,060
‫باید این تحقیقات علیه اون مرد رو ول کنی.

914
00:42:40,090 --> 00:42:41,590
‫به من اعتماد کن، لطفا.

915
00:42:41,730 --> 00:42:43,060
‫مامان...

916
00:42:43,090 --> 00:42:44,329
‫مامان...

917
00:42:44,330 --> 00:42:47,000
‫گالاگر باید تاوان کاری که با تو کرد رو پس بده.

918
00:42:47,130 --> 00:42:50,330
‫من مدرکی دارم که میتونه اونو برای
‫مدت خیلی طولانی بندازه زندان.

919
00:42:50,340 --> 00:42:51,330
‫من میتونم ازت محافظت کنم، مامان.

920
00:42:51,340 --> 00:42:52,940
‫دیگه لازم نیست تو ترس زندگی کنی.

921
00:42:53,000 --> 00:42:54,740
‫من از اون نمیترسم.

922
00:42:54,810 --> 00:42:56,810
‫به خاطر این نیست که میخوام متوقف کنی.

923
00:42:56,940 --> 00:42:57,940
‫پس چرا؟

924
00:42:58,840 --> 00:43:00,440
‫چرا اومدی اینجا؟

925
00:43:02,010 --> 00:43:03,950
‫شان گالاگر پدرته.

926
00:43:05,010 --> 00:43:25,010
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top