1
00:00:01,126 --> 00:00:02,377
‫ماگرا!

2
00:00:03,754 --> 00:00:04,838
‫مامانو پیدا کردی؟

3
00:00:04,922 --> 00:00:06,715
‫برده بودنش پیش رئیسشون

4
00:00:08,717 --> 00:00:09,843
‫مردنش رو دیدم

5
00:00:09,927 --> 00:00:11,094
‫رفتم دنبالش بگردم

6
00:00:11,845 --> 00:00:13,639
‫اینو پیدا کردم
‫باید بریم

7
00:00:13,972 --> 00:00:15,933
‫یه جای امن رو بلدم که می‌تونیم قایم بشیم
‫دنبالم بیاین

8
00:00:16,015 --> 00:00:19,520
‫هیچکس اینجا پیدامون نمی‌کنه
‫این یه غاره. به خوبی مخفی شده

9
00:00:19,603 --> 00:00:20,604
‫رسیدیم

10
00:00:21,021 --> 00:00:22,731
‫- بوتس!
‫- این در رو باز کن!

11
00:00:23,357 --> 00:00:24,650
‫این در رو باز کن!

12
00:00:29,071 --> 00:00:29,947
‫نه!

13
00:00:30,030 --> 00:00:34,076
‫شنیدم وقتی یه ملکه پایان
‫روی تخت سلطنت می‌شینه،

14
00:00:34,952 --> 00:00:38,038
‫یه طلسم درست بالای قلبس جاسازی میشه

15
00:00:38,330 --> 00:00:39,998
‫چطور کسی می‌تونه ملکه رو بدزده؟

16
00:00:40,582 --> 00:00:43,293
‫من تنها کسی هستم
‫که می‌تونه کمکت کنه

17
00:00:44,253 --> 00:00:45,712
‫می‌دونم خواهرت پیش کیه

18
00:02:30,719 --> 00:02:40,719
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

19
00:02:50,722 --> 00:02:52,849
‫دورین کبیر زمانی گفت

20
00:02:54,016 --> 00:02:57,812
‫گوشخراش ترین صدایی
‫که انسان تجربه می‌کنه، سکوته...

21
00:02:58,688 --> 00:03:01,023
‫درحالی که از درون
‫تمنای ناله و زاری داره

22
00:03:01,733 --> 00:03:05,215
‫سکوت هنگام تولد

23
00:03:05,216 --> 00:03:08,405
‫سکوت هنگامی که بدجوری قلبش شکسته

24
00:03:08,406 --> 00:03:12,994
‫سکوت هنگام مواجهه با
‫همچین درد شدیدی

25
00:03:21,085 --> 00:03:22,670
‫باید به خودت افتخار کنی

26
00:03:24,297 --> 00:03:26,507
‫نیرومندانه داری مقاومت می‌کنی

27
00:03:28,259 --> 00:03:31,596
‫شاید اگه آدمای دیگه‌ای در موقعیت من بودن

28
00:03:32,847 --> 00:03:37,810
‫ممکن بود ناگهان با هجوم حس ترحم و
‫اراده ضعیفشون

29
00:03:39,437 --> 00:03:41,022
‫تحت تاثیر قرار بگیرن

30
00:03:41,856 --> 00:03:44,859
‫محض اطلاع، همچین آدمایی ترسو‌ ان

31
00:03:46,944 --> 00:03:49,864
‫یه دلیلی داره که من این منصب رو دارم
‫و اونا ندارن

32
00:03:51,491 --> 00:03:53,493
‫و از الان 8 تا انگشتر و قطع می‌کنیم

33
00:03:54,660 --> 00:03:57,454
‫با انگشتای پا شروع می‌کنیم

34
00:04:01,918 --> 00:04:07,048
‫روزها این کار رو می‌کنم
‫تا وقتی بهم بگی ملکه‌ام کجاست

35
00:04:28,486 --> 00:04:32,406
‫جایی که ملکه نگهداری میشه رو پیدا کردم

36
00:04:32,407 --> 00:04:34,282
‫اصلاً انتظار ما رو ندارن

37
00:04:34,283 --> 00:04:36,743
‫اگه سریع حرکت کنیم، چند روز طول می‌کشه

38
00:04:36,744 --> 00:04:39,538
‫کاروان آماده حرکت شده

39
00:04:39,539 --> 00:04:42,624
‫فقط چند تا کار مختصر هست
‫که قبل از اون باید بهش رسیدگی کنم

40
00:04:42,625 --> 00:04:43,709
‫رسیدگی کنی؟

41
00:04:43,710 --> 00:04:46,504
‫اول، این پسر

42
00:04:47,839 --> 00:04:51,426
‫ازش ممنونم که کمک کرد
‫اون دو تا سایه رو دستگیر کنیم

43
00:04:52,969 --> 00:04:54,095
‫حالا...

44
00:04:56,013 --> 00:04:59,267
‫دوست دارم بدونم
‫چطور این کارو کرد

45
00:05:01,894 --> 00:05:03,812
‫اون پسر تو نیست

46
00:05:03,813 --> 00:05:07,025
‫همون لحظه‌ای که آوردنش پیشت مشخص بود

47
00:05:08,818 --> 00:05:12,155
‫ولی اونم می‌تونه ببینه. مگه نه؟

48
00:05:15,158 --> 00:05:16,159
‫آره

49
00:05:18,578 --> 00:05:20,997
‫یکی دیگه از بچه‌های جرلامارل

50
00:05:24,709 --> 00:05:26,169
‫از یه زن دیگه

51
00:05:29,797 --> 00:05:32,215
‫لیاقت تو بیشتر از اینا بود

52
00:05:32,216 --> 00:05:33,857
‫اون پسر هیچ تقصیری نداره

53
00:05:33,858 --> 00:05:35,635
‫و اگه اون نبود
‫الان هیچی نداشتین

54
00:05:35,636 --> 00:05:37,137
‫من جادوگریاب‌ام ماگرا

55
00:05:37,138 --> 00:05:39,556
‫و الان که داریم حرف می‌زنیم
‫یکیشون توی چادرم نشسته

56
00:05:39,557 --> 00:05:42,642
‫مهم نیست تقصیری داره یا نه
‫نمی‌تونم جادوگر بودنش رو نادیده بگیرم

57
00:05:42,643 --> 00:05:43,978
‫البته که می‌تونی!

58
00:05:45,271 --> 00:05:46,522
‫اون همراه منه

59
00:05:47,106 --> 00:05:50,610
‫تحت حفاظت منه
‫و من دختر پادشاهم

60
00:05:52,153 --> 00:05:53,863
‫دیگه چی مونده که رسیدگی کنی؟

61
00:05:55,573 --> 00:05:57,866
‫آیا با ما میاد؟

62
00:05:57,867 --> 00:05:59,326
‫ما؟

63
00:05:59,327 --> 00:06:01,828
‫دارم با این ارتش از اینجا می‌رم
‫نمی‌تونم تو رو اینجا ول کنم

64
00:06:01,829 --> 00:06:05,040
‫به هیچ وجه
‫تا وقتی خانواده‌ام پیدا نشن از اینجا نمیرم

65
00:06:05,041 --> 00:06:07,209
‫الان چند روز گذشته و دیده‌بان‌های من
‫هیچ اثری ازشون پیدا نکردن

66
00:06:07,210 --> 00:06:09,711
‫- بهم قول دادی!
‫- قول دادم دنبالشون بگردم

67
00:06:09,712 --> 00:06:11,555
‫و تا جایی که می‌دونم
‫سر قولم موندم

68
00:06:11,556 --> 00:06:12,963
‫پس چندتا از سربازات رو اینجا بذار

69
00:06:12,964 --> 00:06:14,091
‫من جستجو رو ادامه میدم

70
00:06:14,092 --> 00:06:16,551
‫توی این موضوع
‫نه من حق انتخاب دارم نه تو

71
00:06:18,805 --> 00:06:19,889
‫پسر...

72
00:06:23,476 --> 00:06:28,189
‫بیشتر از چیزی که فکر کنی آدم کشته‌ام

73
00:06:29,107 --> 00:06:31,047
‫اگه فکر می‌کنی چون قدرت بینایی داری

74
00:06:31,048 --> 00:06:33,677
‫با همدیگه بی‌حساب میشیم

75
00:06:35,446 --> 00:06:36,656
‫تو فکرت تجدید نظر کن

76
00:06:42,995 --> 00:06:44,205
‫چیزی نیست

77
00:06:48,334 --> 00:06:51,628
‫این منطقه خالی از سکنه است
‫اینجا خطری تهدیدمون نمی‌کنه

78
00:06:51,629 --> 00:06:54,005
‫فقط چند تا سرباز
‫می‌تونن امنیت‌ام رو تامین کنن

79
00:06:54,006 --> 00:06:58,385
‫ماگرا، علیه ملکه شورش شده

80
00:06:58,386 --> 00:07:02,055
‫ممکنه یه بلایی سرش اومده باشه
‫ممکنه مرده باشه

81
00:07:02,056 --> 00:07:04,182
‫نمی‌دونیم کی داره تو پادشاهی حکومت می‌کنه

82
00:07:04,183 --> 00:07:06,894
‫نمی‌دونم اصلاً کسی داره حکومت می‌کنه یا نه

83
00:07:07,478 --> 00:07:11,065
‫هرج و مرجی که قبل از حکومت خانواده تو بود
‫خیلی مهلک و وخیم بود

84
00:07:12,108 --> 00:07:15,318
‫جنگ‌های بی‌شمار و اختلافات و دشمنی‌های زیاد

85
00:07:15,319 --> 00:07:17,425
‫وقتی یه نفر از خاندان کین
‫روی تخت پادشاهی نباشه،

86
00:07:17,426 --> 00:07:19,239
‫دوباره از سوراخشون بیرون میان

87
00:07:19,240 --> 00:07:23,536
‫و تو وارث برحق تاج و تخت خاندان کین هستی

88
00:07:26,873 --> 00:07:30,501
‫یه گروه رو می‌ذارم
‫که دنبال خانواده‌ات بگردن

89
00:07:32,211 --> 00:07:33,963
‫ولی وقتی تو از اینجا بری...

90
00:07:36,090 --> 00:07:38,593
‫توی این یکی هم حق انتخاب نداریم

91
00:07:54,025 --> 00:07:56,026
‫تو فرمانده سربازایی هستی که اینجا می‌مونن؟

92
00:07:56,027 --> 00:07:58,112
‫بله علیاحضرت
‫به جز من 4 نفر دیگه‌ان

93
00:07:58,988 --> 00:08:00,323
‫هشت نفر بودن بهتر بود

94
00:08:01,240 --> 00:08:02,283
‫همین کارو بکن

95
00:08:04,744 --> 00:08:07,454
‫می‌دونی مسئولیتت اینجا چقدر مهمه، آره؟

96
00:08:07,455 --> 00:08:08,956
‫بله بانو، البته

97
00:08:10,416 --> 00:08:12,000
‫اونا زندگی من هستن

98
00:08:12,001 --> 00:08:13,169
‫بله بانو

99
00:09:11,561 --> 00:09:14,104
‫باید با پدرت حرف بزنی

100
00:09:14,105 --> 00:09:16,773
‫نمی‌خواد حرفای منو گوش بده

101
00:09:16,774 --> 00:09:18,860
‫برای همین باید باهاش حرف بزنی

102
00:09:22,071 --> 00:09:23,280
‫چرا من؟

103
00:09:23,281 --> 00:09:27,784
‫هانیوا، مهم نیست کی اول حرف بزنه

104
00:09:27,785 --> 00:09:29,620
‫ولی راهش همینه

105
00:09:32,457 --> 00:09:34,000
‫فکر کردی راحته؟

106
00:09:35,001 --> 00:09:36,127
‫هست

107
00:09:37,003 --> 00:09:39,130
‫هرچه زودتر این سکوت رو بشکن

108
00:09:47,847 --> 00:09:49,307
‫چرا وایسادیم؟

109
00:09:50,308 --> 00:09:52,813
‫برای شب همینجا می‌مونیم

110
00:09:52,814 --> 00:09:54,836
‫پدرتون رفت جلوتر، منطقه رو دید بزنه

111
00:09:59,734 --> 00:10:01,110
‫چقدر دورتره؟

112
00:10:01,861 --> 00:10:03,237
‫چی چقدر دورتره؟

113
00:10:05,323 --> 00:10:06,491
‫وای!

114
00:10:17,794 --> 00:10:19,319
‫نمی‌تونم بگم خیالم راحت شده

115
00:10:19,320 --> 00:10:21,571
‫یا اینکه امیدوار بودم هیچوقت پیداش نکنیم

116
00:10:26,636 --> 00:10:28,012
‫میرم به بقیه بگم

117
00:10:53,996 --> 00:10:57,207
‫چطور میشه ملکه‌ای که
‫هیچوقت قصرش رو ترک نکرده

118
00:10:57,208 --> 00:10:58,578
‫راهی جاده‌ها میشه

119
00:10:58,579 --> 00:11:00,986
‫درحالی که چیزی نداره
‫به جز یه ندیمه و یه درشکه‌چی؟

120
00:11:01,838 --> 00:11:04,173
‫به نظرت کسی می‌خواسته
‫علیه‌ش کاری کنه؟

121
00:11:06,217 --> 00:11:08,302
‫می‌تونم کلی چیزا رو تصور کنم

122
00:11:09,929 --> 00:11:11,347
‫ولی سعی می‌کنم اینکارو نکنم

123
00:11:12,682 --> 00:11:14,016
‫دشمن زیاد داشت

124
00:11:14,642 --> 00:11:16,060
‫تاج که داشته باشی
‫دشمن هم داری

125
00:11:17,311 --> 00:11:18,604
‫بعضیا بیشتر دارن

126
00:11:20,606 --> 00:11:22,608
‫اون جای مادرمه. می‌دونی، مگه نه؟

127
00:11:24,944 --> 00:11:29,198
‫صورتشون، صداشون،
‫حتی نفس کشیدنشون مثل همدیگه است

128
00:11:32,201 --> 00:11:35,246
‫خیلی جوون بودم که مادرم مرد
‫ولی از همون موقع یادمه

129
00:11:37,123 --> 00:11:38,916
‫دو تاشون دقیقاً شبیه هم بودن

130
00:11:41,669 --> 00:11:43,170
‫پس وقتی مرد

131
00:11:43,171 --> 00:11:48,551
‫خیلی ظالمانه بود
‫که هروقت خواهرم نزدیکم بود

132
00:11:49,719 --> 00:11:54,140
‫هروقت صداشو می‌شنیدم،
‫بوش رو حس می‌کردم، لمسش می‌کردم...

133
00:11:57,018 --> 00:11:59,729
‫دوباره به خاطر مادرم
‫غم دنیا میومد سراغم

134
00:12:02,815 --> 00:12:05,067
‫فکر کنم برای پدرم هم همینطور بود

135
00:12:05,068 --> 00:12:06,667
‫فکر کنم به همین خاطر

136
00:12:06,668 --> 00:12:09,446
‫هیچوقت نتونست خودشو
‫از شر یه چیز خلاص کنه

137
00:12:09,447 --> 00:12:12,075
‫چیزی که خواهرم بیشتر از ما داشت

138
00:12:17,038 --> 00:12:18,581
‫حق وراثتش

139
00:12:45,441 --> 00:12:47,735
‫براش غذا آوردم، همینطور که خواسته بودین

140
00:12:48,569 --> 00:12:50,584
‫می‌تونی اسم و عنوانش رو بگی

141
00:12:50,585 --> 00:12:54,099
‫هیچ قدرتی یا جادویی توش نیست

142
00:12:54,951 --> 00:12:58,245
‫برای ملکه غذا آوردم
‫همونطور که خواسته بودین

143
00:12:58,246 --> 00:12:59,288
‫خیلی‌خب

144
00:13:11,759 --> 00:13:14,512
‫هنوز غذای دلخواهت نیست. آره؟

145
00:13:16,723 --> 00:13:18,962
‫چیزای زیادی در مورد
‫کله‌شق‌بازیات شنیدم

146
00:13:18,963 --> 00:13:21,877
‫حتی تمایلت به نابود کردن خودت

147
00:13:22,987 --> 00:13:24,064
‫اولین بار که این حرفا رو شنیدم،

148
00:13:24,065 --> 00:13:26,982
‫به نظرم عجیب و غریب بودن
‫باورشون نکردم

149
00:13:26,983 --> 00:13:28,151
‫ولی الان...

150
00:13:29,777 --> 00:13:34,574
‫شاید بتونی برام
‫چندتاشونو تایید یا تکذیب کنی

151
00:13:35,283 --> 00:13:39,411
‫شنیدم معشوقه‌هات رو
‫به خاطر خروپف کردن موقع خواب کشتی

152
00:13:39,412 --> 00:13:42,874
‫خدمتکارهات رو کشتی
‫چون از بوشون خوشت نمی‌اومده

153
00:13:43,958 --> 00:13:46,626
‫زبون دوشیزه‌های جوونی رو بریدی

154
00:13:46,627 --> 00:13:50,006
‫چون نمی‌دونستن... به سرعت،

155
00:13:50,798 --> 00:13:52,448
‫تو رو ارضا کنن

156
00:13:52,449 --> 00:13:54,998
‫هر کدومشون رو می‌تونی انکار کنی

157
00:13:54,999 --> 00:13:58,479
‫یا شاید با خوشحالی تاییدشون می‌کنی؟

158
00:14:12,695 --> 00:14:14,405
‫قوانین رو که می‌دونی

159
00:14:15,615 --> 00:14:18,951
‫زنگوله به صدا در میاد
‫و از کجا بدونیم نمی‌خوای فرار کنی؟

160
00:14:20,161 --> 00:14:22,162
‫زنگوله به صدا در میاد
‫و ما باید واکنش نشون بدیم

161
00:14:22,163 --> 00:14:26,249
‫زنگوله به صدا در میاد
‫و تو به خاطرش تنبیه میشی

162
00:14:28,086 --> 00:14:30,129
‫تا زمانی که خونبهات پرداخت بشه،

163
00:14:30,713 --> 00:14:34,549
‫تو یه دارایی باارزشی
‫که باید خیلی مراقبت باشم

164
00:14:38,262 --> 00:14:41,140
‫پس چرا یه کم استراحت نمی‌کنی؟

165
00:14:42,892 --> 00:14:45,728
‫بذار به صحبتمون ادامه بدیم، ممکنه؟

166
00:14:47,563 --> 00:14:53,319
‫اینو بدون، با اینکه این داستان‌ها
‫برام سرگرم‌کننده بودن

167
00:14:54,904 --> 00:14:59,909
‫ولی اونی که بیشتر از همه بهش علاقه دارم
‫داستان یه معشوق خاصه

168
00:15:01,285 --> 00:15:04,288
‫کسی که قلبت رو شکست
‫و بعد ترکت کرد

169
00:17:05,284 --> 00:17:06,452
‫هانیوا

170
00:17:08,371 --> 00:17:09,955
‫چیزی که قبلاً گفتم...

171
00:17:09,956 --> 00:17:11,331
‫می‌دونم

172
00:17:11,332 --> 00:17:13,875
‫- به این خاطر بود که...
‫- اشکالی نداره

173
00:17:13,876 --> 00:17:15,795
‫- توی غار...
‫- درک می‌کنم

174
00:17:17,255 --> 00:17:18,256
‫مطمئنی؟

175
00:17:35,481 --> 00:17:36,482
‫آره

176
00:17:48,036 --> 00:17:50,038
‫به نظرت این جاده به کجا میرسه؟

177
00:17:53,666 --> 00:17:57,128
‫راستشو بخوای، به نظرم باید
‫انتظاراتت رو مدیریت کنی

178
00:17:58,754 --> 00:18:01,964
‫چیزی که از جرلامارل می‌دونیم رو کنار بذار. باشه؟

179
00:18:01,965 --> 00:18:04,384
‫بیخیال این شو که اون
‫بچه‌اش رو رها کرده که اذیتش کنن

180
00:18:04,385 --> 00:18:05,635
‫تا تبدیل به یه هیولا بشه

181
00:18:05,636 --> 00:18:08,388
‫- ما که مطمئن نیستیم واقعاً چی شده
‫- مامان همچین چیزی نمی‌خواست

182
00:18:11,934 --> 00:18:15,396
‫اصلاً یادم نمیاد حتی یه بار هم
‫بدون ناراحتی از اون مرد حرف بزنی

183
00:18:16,397 --> 00:18:18,874
‫اصلاً یادم نمیاد مامان حرفی در این مورد بزنه

184
00:18:18,875 --> 00:18:20,383
‫بدون اینکه راجع‌بهش بهمون هشدار نده

185
00:18:23,237 --> 00:18:26,157
‫پس حتماً دلیلی داشته هانیوا

186
00:18:31,162 --> 00:18:34,780
‫به نظر عجیب نیست که

187
00:18:34,781 --> 00:18:37,651
‫هیچوقت بهمون نگفت دلیلش چیه؟

188
00:18:42,799 --> 00:18:44,008
‫نمی‌دونم...

189
00:18:45,176 --> 00:18:48,513
‫چی توی سر مامان بود

190
00:18:49,347 --> 00:18:55,144
‫ولی مطمئنم عاشق جرلامارل بوده

191
00:18:58,147 --> 00:19:00,316
‫و حتماً دلیلی داشته

192
00:19:21,838 --> 00:19:24,298
‫خواب که بودی صداشو شنیدی

193
00:19:26,551 --> 00:19:27,760
‫صدای یه جغد بود؟

194
00:19:29,053 --> 00:19:32,765
‫جغد نبود. یه مرد بود

195
00:19:34,142 --> 00:19:37,687
‫ما جای بدی هستیم بابا
‫یه سرزمین بی‌قانون

196
00:19:38,312 --> 00:19:41,232
‫و تو حالت خوب نیست

197
00:19:41,816 --> 00:19:42,942
‫خوبم

198
00:19:43,818 --> 00:19:45,445
‫بچه‌ها می‌دونن؟

199
00:19:46,487 --> 00:19:48,489
‫لازم نیست بدونن

200
00:19:49,490 --> 00:19:51,617
‫همیشه بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی می‌دونن

201
00:20:00,126 --> 00:20:01,544
‫هانیوا باهات حرف نزده؟

202
00:20:02,420 --> 00:20:03,504
‫چرا؟

203
00:20:04,714 --> 00:20:06,466
‫یه چیزی تو دلش هست

204
00:20:07,425 --> 00:20:09,802
‫چیزی که نمی‌تونه ازش حرف بزنه

205
00:20:10,553 --> 00:20:12,180
‫و باعث ترسش شده

206
00:20:14,640 --> 00:20:15,724
‫خب، سوگوار مامانشه

207
00:20:15,725 --> 00:20:17,769
‫آره کفون هم همینطور

208
00:20:18,311 --> 00:20:21,981
‫ولی تاریکی که اونو فراگرفته فرق می‌کنه

209
00:20:24,025 --> 00:20:28,820
‫اونا با هم فرق می‌کنن
‫و توی همچین لحظه‌هایی چیزای متفاوتی لازم دارن

210
00:20:28,821 --> 00:20:32,032
‫فکر کنم یکی مثل تو بدونه اون چی لازم دارم

211
00:20:32,033 --> 00:20:33,242
‫منظورت چیه؟

212
00:20:37,747 --> 00:20:39,582
‫اولین بار که اومدم پیشت یادته؟

213
00:20:40,875 --> 00:20:43,836
‫چه آدم خشمگینی بودم و
‫همه چی رو خرد و خاکشیر می‌کردم

214
00:20:45,630 --> 00:20:47,048
‫چون ترسیده بودم

215
00:20:48,674 --> 00:20:50,093
‫می‌ترسیدم بهت اعتماد کنم

216
00:20:51,219 --> 00:20:55,056
‫می‌ترسیدم باور کنم که
‫حقیقت داره که واقعاً فرار کردم

217
00:20:56,057 --> 00:20:58,768
‫و وقتی بهت اعتماد کردم
‫یادته چی بهم گفتی؟

218
00:20:59,936 --> 00:21:03,605
‫گفتم اگه بازم وسیله‌هامو بشکنی

219
00:21:03,606 --> 00:21:05,608
‫توی خواب می‌کشمت

220
00:21:06,234 --> 00:21:07,819
‫آره، ولی بعد از اون...

221
00:21:09,195 --> 00:21:11,072
‫یادته چیکار کردی؟

222
00:21:13,741 --> 00:21:15,930
‫نشستی و همونجا موندی

223
00:21:15,931 --> 00:21:19,187
‫تا وقتی که خوب بشم و
‫دوباره بتونم نفس بکشم

224
00:21:21,416 --> 00:21:25,128
‫موندی تا بدونم تنها نیستم

225
00:21:28,548 --> 00:21:29,966
‫هانیوا سردرگم شده

226
00:21:31,467 --> 00:21:33,720
‫با آینده‌ای نامعلوم مواجه شده،

227
00:21:34,846 --> 00:21:38,266
‫مادرشو از دست داده
‫و یه پدر جدید داره

228
00:21:41,853 --> 00:21:43,812
‫ولی من می‌ذارم یه مدت تو خودش باشه

229
00:21:43,813 --> 00:21:46,941
‫و مثل تو، مطمئن میشم بدونه که تنها نیست

230
00:22:10,256 --> 00:22:11,966
‫پاریس، چی شده؟

231
00:22:17,013 --> 00:22:18,806
‫دیگه بوی اسطوخودوس نمیاد

232
00:22:20,391 --> 00:22:21,934
‫بوی مرگ میاد

233
00:22:37,158 --> 00:22:39,994
‫الان چند روز شده
‫شاید هفته‌ها

234
00:22:42,246 --> 00:22:43,581
‫اون یه آدمه. مگه نه؟

235
00:22:52,965 --> 00:22:53,966
‫اوه...

236
00:22:58,679 --> 00:22:59,680
‫اوه

237
00:23:18,950 --> 00:23:21,411
‫دنیای جدید در پیشرو است

238
00:23:23,496 --> 00:23:26,916
‫که خدای تازه‌ای در آن ساکن است

239
00:23:32,922 --> 00:23:34,632
‫اگر وارد شوید دیده می‌شوید

240
00:23:35,925 --> 00:23:37,719
‫اگر وارد شوید قضاوت می‌شوید

241
00:23:39,887 --> 00:23:41,723
‫اگر وارد شوید با مرگ روبرو شوید

242
00:23:44,142 --> 00:23:45,643
‫اگر وارد شوید دیده می‌شوید

243
00:23:47,854 --> 00:23:48,855
‫جرلامارل

244
00:23:50,648 --> 00:23:53,316
‫اون عقلشو از دست داده

245
00:23:53,317 --> 00:23:54,569
‫شاید هم نه

246
00:23:55,403 --> 00:23:57,904
‫شاید... شاید وقتی کارت مهم باشه،

247
00:23:57,905 --> 00:24:01,616
‫و نخوای کسی مزاحمت بشه
‫همچین کاری می‌کنی

248
00:24:01,617 --> 00:24:02,868
‫پاریس، نمی‌دونم

249
00:24:02,869 --> 00:24:06,083
‫شما باید بدونین که چقدر خطرناکه

250
00:24:06,084 --> 00:24:08,331
‫که تو این دنیا دیده بشین

251
00:24:08,332 --> 00:24:12,377
‫چیزی که برای رسیدن به اینجا از سر گذروندیم

252
00:24:12,378 --> 00:24:13,963
‫با پاریس موافقم

253
00:24:17,550 --> 00:24:19,527
‫این همه راه نیومدیم
‫که به خاطر همچین چیزی

254
00:24:19,528 --> 00:24:21,119
‫به این راحتی برگردیم

255
00:24:21,721 --> 00:24:25,057
‫می‌خوام دوتاتون بدونین
‫همه‌مون بدونیم

256
00:24:25,058 --> 00:24:27,727
‫می‌خوام بدونم این همه چیزی که قربانی کردیم
‫برای چی بوده

257
00:24:30,563 --> 00:24:32,815
‫می‌خوام بدونم زنم رو برای چی قربانی کردم

258
00:24:34,442 --> 00:24:35,818
‫باید بدونم

259
00:24:38,988 --> 00:24:39,989
‫بیاین

260
00:24:41,908 --> 00:24:43,951
‫حداقل می‌دونیم راه رو درست میریم

261
00:24:47,455 --> 00:24:49,791
‫کفون

262
00:24:54,253 --> 00:24:55,588
‫با قدرت به راهمون ادامه میدیم

263
00:25:44,178 --> 00:25:45,888
‫چهارتا نگهبان می‌بینم

264
00:25:46,514 --> 00:25:50,101
‫یکی اینجا، جلوی ورودی

265
00:25:50,935 --> 00:25:52,061
‫دو تا دیگه...

266
00:25:53,312 --> 00:25:55,606
‫بین کارگرایی که ابرشیم‌ریسی می‌کنن
‫گشت می‌زنن

267
00:25:56,190 --> 00:25:58,191
‫و یکی دیگه
‫جلوی پنجره دومی

268
00:25:58,192 --> 00:26:00,339
‫پس همه کارگرها ثابتن؟

269
00:26:00,340 --> 00:26:02,487
‫و فقط نگهبان‌ها حرکت می‌کنن؟

270
00:26:02,488 --> 00:26:06,075
‫آره. و به کارگرا ضربه می‌زنن
‫که حضورشون رو اعلام کنن

271
00:26:06,701 --> 00:26:08,786
‫نگهبان‌ها چه‌جور کفشی پاشونه؟

272
00:26:10,246 --> 00:26:13,081
‫چه‌جور کفشی؟ چرمی یا چوبی؟

273
00:26:13,082 --> 00:26:14,959
‫چرمی فکر کنم

274
00:26:16,002 --> 00:26:18,171
‫و ملکه چی؟ می‌دونی کجاست؟

275
00:26:19,464 --> 00:26:22,632
‫من نمی‌دونم ملکه چه شکلیه

276
00:26:22,633 --> 00:26:26,344
‫یه زن با سر و صورت خونی
‫اون پشت بود

277
00:26:26,345 --> 00:26:28,263
‫خونی؟ زنده بود؟

278
00:26:28,264 --> 00:26:29,265
‫نمی‌دونم

279
00:26:30,349 --> 00:26:33,894
‫پس مطمئنی؟ 4 نگهبان که از همدیگه دور هستن؟

280
00:26:33,895 --> 00:26:35,645
‫تا اونجایی که دیدم

281
00:26:35,646 --> 00:26:37,230
‫تا اونجایی که دیدی

282
00:26:37,231 --> 00:26:39,399
‫چون بینایی باید باعث بشه هیچ اشتباهی نکنی

283
00:26:39,400 --> 00:26:41,485
‫افراد کافی داری که شکستشون بدی، آره؟

284
00:26:41,486 --> 00:26:44,863
‫لحظه‌ای که صدایی ازمون بشنون
‫لحظه‌ای که متوجه ما بشن

285
00:26:44,864 --> 00:26:47,115
‫لحظه‌ای که زنگ خطر به صدا در بیاد
‫همه چی تموم میشه

286
00:26:47,116 --> 00:26:48,575
‫تنها راهمون برای اینکه
‫زنده نجاتش بدیم

287
00:26:48,576 --> 00:26:51,036
‫اینه که وقتی بفهمن اونجاییم
‫که هیچ نگهبانی باقی نمونده باشه

288
00:26:51,037 --> 00:26:53,163
‫یه نفر باید همه رو بکشه
‫یکی به یکی

289
00:26:53,164 --> 00:26:55,916
‫من این کارو می‌کنم
‫می‌تونم همه رو بکشم

290
00:26:55,917 --> 00:26:59,628
‫یادمه خواستم چشمتو به کار بگیری
‫نه اینکه نظر بدی

291
00:26:59,629 --> 00:27:02,297
‫آینده پادشاهی در خطره

292
00:27:02,298 --> 00:27:04,800
‫هروقت بهت نیاز داشتم میگم

293
00:27:04,801 --> 00:27:07,303
‫مگر اینکه ماگرا بهت اعتماد داشته باشه

294
00:27:09,847 --> 00:27:11,307
‫فراموش کن چی گفتم

295
00:27:11,891 --> 00:27:16,311
‫مارشال یه جلودار بفرست
‫فقط علامت بدین، هیچکس حرف نزنه

296
00:27:16,312 --> 00:27:19,731
‫تنها کسی که حق داره حرف بزنه منم
‫وقتی آماده بودم خبرتون می‌کنم

297
00:27:19,732 --> 00:27:20,982
‫اگه هیچ علامتی ندادین؟

298
00:27:20,983 --> 00:27:22,734
‫یعنی شکست خوردم و ملکه مرده

299
00:27:22,735 --> 00:27:24,152
‫باید همه چی رو با خاک یکسان کنین

300
00:27:24,153 --> 00:27:27,155
‫و پرنسس رو به کانزوا ببری
‫و اونو روی تخت پادشاهی بنشونی

301
00:27:27,156 --> 00:27:29,032
‫من موافق نیستم

302
00:27:29,033 --> 00:27:31,535
‫اگه همچین اتفاقی بیفته
‫مجبورین

303
00:27:31,536 --> 00:27:33,453
‫قراره همچین اتفاقی بیفته؟

304
00:27:33,454 --> 00:27:34,455
‫نه

305
00:28:31,179 --> 00:28:33,930
‫مهاجم! مهاجم! بیاین اینجا!

306
00:28:33,931 --> 00:28:35,015
‫نگهبان‌ها

307
00:28:35,016 --> 00:28:37,935
‫یه مزاحم داریم! یکی اینجاست!

308
00:28:38,811 --> 00:28:40,021
‫پاشو عوضی

309
00:28:48,446 --> 00:28:50,447
‫چاقوم، چاقوم

310
00:28:58,998 --> 00:29:03,503
‫فکر کردی بدون اینکه نقشه‌ای داشته باشم
‫بهش میگم کی هستم؟

311
00:29:21,521 --> 00:29:22,813
‫علیاحضرت؟

312
00:29:22,814 --> 00:29:24,190
‫ملکه اینجاست

313
00:29:27,610 --> 00:29:29,569
‫چرا صحبت نمی‌کنه؟

314
00:29:29,570 --> 00:29:32,156
‫بدجوری خسته‌ام

315
00:29:33,616 --> 00:29:37,120
‫چیزی نیست. دیگه در امان هستین

316
00:29:50,633 --> 00:29:51,968
‫چطور این اتفاق افتاد؟

317
00:29:53,678 --> 00:29:55,012
‫چطور دستگیرتون کردن؟

318
00:29:56,723 --> 00:29:58,015
‫باید از اوناج می‌رفتم

319
00:29:59,559 --> 00:30:01,644
‫کسی علیه شما شورش کرد؟ کی بود؟

320
00:30:03,521 --> 00:30:04,647
‫خیلی‌ها

321
00:30:06,357 --> 00:30:10,987
‫به زودی خوب میشین
‫و برمی‌گردیم به کانزوا

322
00:30:12,321 --> 00:30:14,991
‫ولی اول، یه طبیب داره میاد

323
00:30:28,921 --> 00:30:30,048
‫اینجاست

324
00:31:03,247 --> 00:31:05,917
‫- مراقب باش
‫- البته

325
00:31:28,856 --> 00:31:29,941
‫همدیگه رو می‌شناسیم؟

326
00:31:53,881 --> 00:31:55,550
‫متاسفم که این بلا سرت اومد

327
00:31:59,721 --> 00:32:02,348
‫نباید بری، ماگرا

328
00:32:08,688 --> 00:32:10,565
‫نه تاوقتی که اخبار رو نشنیدی

329
00:32:13,443 --> 00:32:15,862
‫چه اخباری علیاحضرت؟

330
00:32:18,322 --> 00:32:19,949
‫همه‌شون بر ضد من شورش کردن

331
00:32:22,785 --> 00:32:24,787
‫ادعا کردن خدایان طرف اونان

332
00:32:25,747 --> 00:32:30,084
‫و وقتی شکست خوردن،
‫چاره‌ای جز این نداشتم که

333
00:32:32,754 --> 00:32:34,714
‫یا بذارم کفر و ارتداد باقی بمونه...

334
00:32:36,340 --> 00:32:38,509
‫یا خودم جواب کاراشون رو بدم

335
00:32:40,053 --> 00:32:42,137
‫این یعنی چی؟

336
00:32:42,138 --> 00:32:44,140
‫می‌خواستین به کانزوا برگردین؟

337
00:32:46,517 --> 00:32:47,560
‫دیگه کانزوایی در کار نیست

338
00:32:49,896 --> 00:32:52,718
‫سالها بود که ما

339
00:32:52,719 --> 00:32:55,217
‫قدرت رو به خاطر دستگاه‌های زیرپامون
‫دراختیار داشتیم

340
00:32:56,194 --> 00:32:59,864
‫هر وقت دستگاه‌ها دوست داشتن کار کنن
‫مردم ما رو می‌پرستیدن

341
00:33:01,657 --> 00:33:03,284
‫و اگه کار نمی‌کردن، خبری نبود

342
00:33:06,079 --> 00:33:09,957
‫من نمی‌خوام به خاطر اینکه اون دستگاه‌ها
‫کار می‌کنن، ملکه باشم

343
00:33:12,960 --> 00:33:15,880
‫می‌خوام ملکه باشم
‫به خاطر اینکه ملکه‌ام

344
00:33:19,050 --> 00:33:22,178
‫پس داستان اینه

345
00:33:25,890 --> 00:33:28,810
‫خدایان سد رو خراب کردن

346
00:33:30,978 --> 00:33:33,773
‫خشمگینانه نابودش کردن

347
00:33:34,565 --> 00:33:38,069
‫و مرتدهای واقعی رو باهاش نابود کردن

348
00:33:39,320 --> 00:33:42,865
‫ضعیف‌ها، خودخواه‌ها، کودن‌ها

349
00:33:46,119 --> 00:33:47,620
‫ولی منو باقی گذاشتن

350
00:33:49,455 --> 00:33:50,665
‫فقط من

351
00:33:53,835 --> 00:33:56,921
‫تو نابودش کردی

352
00:34:01,926 --> 00:34:04,846
‫سربازایی که همراه منن...

353
00:34:06,723 --> 00:34:09,581
‫20 سال تمام
‫دستوراتت رو اطلاعت کردن

354
00:34:10,837 --> 00:34:12,811
‫به این امید که

355
00:34:12,812 --> 00:34:16,607
‫بعد از کلی جنگ و کشتار

356
00:34:18,443 --> 00:34:20,445
‫و کلی بدبختی و وحشت

357
00:34:21,529 --> 00:34:24,991
‫برگردن خونه،
‫پیش خانواده‌هاشون

358
00:34:25,825 --> 00:34:28,577
‫فقط به همین امید دووم آورده بودن

359
00:34:28,578 --> 00:34:30,997
‫و تو همه اینا رو ازشون گرفتی

360
00:34:32,582 --> 00:34:34,417
‫من کاری رو که لازم بود کردم

361
00:34:35,626 --> 00:34:37,378
‫سلسله‌مون رو نجات دادم

362
00:34:39,130 --> 00:34:41,715
‫فکر کردی میرم اون بیرون

363
00:34:41,716 --> 00:34:44,817
‫و به افرادم میگه که همه خانواده‌شون

364
00:34:44,818 --> 00:34:47,596
‫برای خدمت به سلسله پادشاهی شما کشته شدن؟

365
00:34:47,597 --> 00:34:50,892
‫و بعد هرجا بگم، همراهم میان؟

366
00:34:52,060 --> 00:34:53,311
‫افرادت؟

367
00:34:54,604 --> 00:34:55,897
‫افراد من

368
00:35:03,737 --> 00:35:07,116
‫و فکر کنم هرچی بگم انجام میدن

369
00:35:08,117 --> 00:35:10,036
‫چون من ملکه‌شون هستم

370
00:35:15,248 --> 00:35:19,670
‫به نظرم، برای اولین بار طی این همه سال

371
00:35:21,339 --> 00:35:23,591
‫این چیزیه که باید در موردش تجدید نظر کنیم

372
00:35:45,697 --> 00:35:47,238
‫هی، هی

373
00:35:47,239 --> 00:35:48,740
‫چیه؟

374
00:35:48,741 --> 00:35:50,409
‫- چرا وایسادیم؟
‫- هیس

375
00:35:50,410 --> 00:35:52,120
‫حس می‌کنم یه چیزی درست نیست

376
00:35:53,329 --> 00:35:55,998
‫- چی اون جلوئه؟
‫- یه گذرگاه کوهستانی

377
00:35:56,749 --> 00:35:59,836
‫- راه دیگه‌ای جز اون هست؟
‫- نه، من که نمی‌بینم

378
00:36:00,795 --> 00:36:02,129
‫پاریس

379
00:36:02,130 --> 00:36:04,173
‫چیزای متناقضی حس می‌کنم

380
00:36:04,924 --> 00:36:06,217
‫من خطر رو حس می‌کنم

381
00:36:06,968 --> 00:36:09,261
‫ولی دقیقاً نمی‌دونم
‫چه خطری تهدیدمون می‌کنه

382
00:36:09,262 --> 00:36:11,304
‫شاید چون هیچ خطری نیست

383
00:36:11,305 --> 00:36:12,890
‫یه راه دیگه پیدا می‌کنیم

384
00:36:13,474 --> 00:36:14,558
‫چند روز رو از دست میدیم

385
00:36:14,559 --> 00:36:16,977
‫- گفتم یه راه دیگه پیدا می‌کنیم
‫- هیچی اینجا نیست

386
00:36:16,978 --> 00:36:18,895
‫کفون، بهش بگو هیچی اینجا نیست

387
00:36:18,896 --> 00:36:20,565
‫بابا، من هیچی نمی‌بینم

388
00:36:23,276 --> 00:36:24,902
‫- من میرم
‫- هی

389
00:36:26,112 --> 00:36:28,530
‫کفون، شعله خدا [خورشید]
‫کجای آسمونه

390
00:36:28,531 --> 00:36:30,073
‫رفته پشت کوه

391
00:36:30,074 --> 00:36:31,742
‫اصلاً چرا خورشید برات مهمه؟

392
00:36:31,743 --> 00:36:34,244
‫مهم نیست. فقط می‌خوام بفهمم

393
00:36:34,245 --> 00:36:37,247
‫چقدر دیگه هوا تاریک میشه
‫و شما کاملاً بی‌استفاده میشین

394
00:36:37,248 --> 00:36:38,291
‫بابا

395
00:37:18,081 --> 00:37:19,374
‫تله صوتی

396
00:37:26,506 --> 00:37:27,757
‫بهشون اشاره کن

397
00:37:56,285 --> 00:37:57,286
‫آره

398
00:37:58,037 --> 00:37:59,080
‫برو

399
00:38:22,353 --> 00:38:23,980
‫تکون نخور

400
00:38:25,940 --> 00:38:28,735
‫یه تیر و کمان اونجاست
‫لازمش داریم

401
00:38:35,033 --> 00:38:36,576
‫چیکار داری می‌کنی؟

402
00:38:40,913 --> 00:38:43,624
‫من می‌تونم در سکوت حرکت کنم
‫ولی تو نمی‌تونی

403
00:39:58,491 --> 00:40:01,284
‫- هانیوا، نه!
‫- تیراندازی نکنین!

404
00:40:04,747 --> 00:40:06,415
‫تو هانیوا هستی؟

405
00:40:06,416 --> 00:40:07,417
‫آره

406
00:40:09,961 --> 00:40:11,629
‫و تویی که فریاد زدی...

407
00:40:13,381 --> 00:40:14,424
‫اسم تو چیه؟

408
00:40:15,925 --> 00:40:16,926
‫کفون

409
00:40:17,468 --> 00:40:18,886
‫بچه‌های جرلامارل

410
00:40:19,554 --> 00:40:22,265
‫درست پشت این درخت‌ها
‫یه پل هست

411
00:40:23,558 --> 00:40:26,602
‫با گذر از اون پل
‫به خونه روشنگری می‌رسین

412
00:40:27,478 --> 00:40:31,189
‫توی خونه روشنگری طبیب هست؟

413
00:40:31,190 --> 00:40:32,941
‫شما نمی‌تونین رد بشین

414
00:40:32,942 --> 00:40:35,152
‫الان که گفتی می‌تونیم رد بشیم

415
00:40:35,153 --> 00:40:36,919
‫فقط بچه‌های جرلامارل

416
00:40:36,920 --> 00:40:39,139
‫می‌تونن رد بشن و به خونه روشنگری برن

417
00:40:39,907 --> 00:40:42,868
‫فقط و فقط همین یه قانون وجود داره

418
00:40:42,869 --> 00:40:46,581
‫به جرلامارل بگو ما اومدیم
‫خودش درک می‌کنه

419
00:40:47,790 --> 00:40:50,167
‫فقط کفون و هانیوا می‌تونن رد بشن

420
00:40:50,168 --> 00:40:51,251
‫گوش کن...

421
00:40:51,252 --> 00:40:52,545
‫پسر

422
00:40:53,796 --> 00:40:56,966
‫فقط و فقط همین یه قانون وجود داره

423
00:40:58,301 --> 00:40:59,646
‫می‌تونی به جرلامارل بگی

424
00:40:59,647 --> 00:41:01,386
‫چرا پسر و دخترش این همه راه اومدن

425
00:41:01,387 --> 00:41:02,679
‫و برگشتن!

426
00:41:02,680 --> 00:41:04,182
‫ما برنمی‌گردیم

427
00:41:05,400 --> 00:41:07,434
‫چی داری میگی؟
‫باید برگردیم

428
00:41:07,435 --> 00:41:10,020
‫- اون یه طبیب لازم داره
‫- بابا و پاریس باهاش هستن

429
00:41:10,021 --> 00:41:11,605
‫می‌تونن ببرنش پیش یه قبیله دیگه

430
00:41:11,606 --> 00:41:13,148
‫چی داری میگی؟ ما تنهاش نمی‌ذاریم هانیوا

431
00:41:13,149 --> 00:41:15,025
‫به همه‌مون که نیاز نداره

432
00:41:15,026 --> 00:41:16,443
‫- همه با هم می‌مونیم
‫- کفون

433
00:41:16,444 --> 00:41:17,611
‫- کافیه
‫- این دیوونگیه

434
00:41:17,612 --> 00:41:18,695
‫کافیه

435
00:41:18,696 --> 00:41:20,698
‫گوش کنین. گوش کنین

436
00:41:23,326 --> 00:41:25,285
‫هانیوا، کفون

437
00:41:25,286 --> 00:41:29,540
‫انقدر جلو اومدیم و هزینه دادیم
‫که دیگه نمی‌تونیم برگردیم

438
00:41:31,334 --> 00:41:33,711
‫خیلی وقته دارم بهش فکر می‌کنم

439
00:41:34,295 --> 00:41:37,715
‫هیچوقت نمی‌خواستم باور کنم
‫ولی حق با پاریسه

440
00:41:39,133 --> 00:41:44,179
‫هر بچه‌ای درنهایت به پلی می‌رسه
‫که باید تنها ازش عبور کنه

441
00:41:44,180 --> 00:41:46,057
‫منظورت چیه؟

442
00:41:47,558 --> 00:41:51,186
‫روزی که متولد شدین
‫روی یه دیوار بودم و داشتم ازتون محافظت می‌کردم

443
00:41:51,187 --> 00:41:53,189
‫و از اون روز همین کارو کردم

444
00:41:54,482 --> 00:41:56,943
‫هر پدری این کارو
‫برای محافظت از بچه‌هاش می‌کنه

445
00:41:58,486 --> 00:42:02,489
‫ولی یه پدر باید بدونه
‫کی بذار بچه‌اش رو پای خودشون وایسه

446
00:42:02,490 --> 00:42:04,492
‫تا بتونن راه خودشونو پیدا کنن

447
00:42:07,537 --> 00:42:09,747
‫- وقتش الانه
‫- نه این درست نیست

448
00:42:10,748 --> 00:42:13,834
‫درست نیست، هانیوا بهش بگو این درست نیست

449
00:42:13,835 --> 00:42:15,294
‫معلومه که درسته کفون

450
00:42:15,962 --> 00:42:18,756
‫من و تو، توی دنیایی
‫متفاوت از دنیای اونا زندگی می‌کنیم

451
00:42:19,340 --> 00:42:20,800
‫همیشه همینطور بوده

452
00:42:22,051 --> 00:42:24,470
‫هیچوقت واقعاً نمی‌تونیم همدیگه رو درک کنیم

453
00:42:24,971 --> 00:42:26,805
‫خودش اینو می‌دونست و ما رو آورد اینجا

454
00:42:26,806 --> 00:42:28,766
‫چرا همچین کاری کردی؟

455
00:42:33,521 --> 00:42:35,272
‫چون من پدرتونم

456
00:42:35,273 --> 00:42:36,607
‫بابا

457
00:42:37,191 --> 00:42:38,735
‫دختر عزیزم

458
00:42:39,944 --> 00:42:41,154
‫اشتباه می‌کنی

459
00:42:43,364 --> 00:42:44,991
‫ما توی دنیاهای متفاوتی زندگی نمی‌کنیم

460
00:42:46,117 --> 00:42:47,584
‫تو و برادرت

461
00:42:47,585 --> 00:42:49,289
‫تنها دنیایی هستین
‫که توش زندگی می‌کنم

462
00:42:49,290 --> 00:42:50,896
‫از همون روزی که متولد شدین

463
00:42:52,582 --> 00:42:55,752
‫بچه‌های من، منم مثل بقیه کورم

464
00:42:57,795 --> 00:42:59,255
‫ولی هر دوی شما رو می‌بینم

465
00:43:00,673 --> 00:43:02,550
‫هیچوقت از دیدنتون دست برنمی‌دارم

466
00:43:03,760 --> 00:43:05,302
‫ولی حق با من بود

467
00:43:06,721 --> 00:43:09,598
‫همچین روزی میاد
‫و باید پدر واقعی‌تون رو ببینین

468
00:43:09,599 --> 00:43:11,350
‫بابا، پدر من تویی

469
00:43:18,941 --> 00:43:20,650
‫دوستت دارم پسر

470
00:43:26,783 --> 00:43:28,409
‫دوباره همدیگه رو می‌بینیم؟

471
00:43:32,622 --> 00:43:33,664
‫آره

472
00:43:36,959 --> 00:43:37,960
‫بولاین

473
00:43:42,924 --> 00:43:45,634
‫این که چیزی نیست
‫یه کم احساس غلغلک می‌کنی

474
00:43:45,635 --> 00:43:47,395
‫- آخ
‫- آره

475
00:43:49,889 --> 00:43:51,306
‫خوبه

476
00:44:01,067 --> 00:44:02,667
‫همیشه به یاد مادرتون باشین

477
00:44:03,444 --> 00:44:05,363
‫به هر قیمتی از همدیگه مراقبت کنین

478
00:44:08,032 --> 00:44:10,618
‫- بابا
‫- کفون، نه. وایسا

479
00:44:11,160 --> 00:44:12,453
‫اون تنها میشه

480
00:44:13,996 --> 00:44:17,208
‫همیشه یاد ماگرا همراهشه

481
00:44:19,669 --> 00:44:22,880
‫و یاد شما هم همراهش خواهد بود

482
00:44:25,299 --> 00:44:26,759
‫من باهاشم

483
00:44:30,471 --> 00:44:31,889
‫به خواهرت گوش بده

484
00:44:33,141 --> 00:44:34,475
‫اون خیلی چیزا می‌دونه

485
00:44:38,062 --> 00:44:39,063
‫حالا...

486
00:44:40,523 --> 00:44:43,526
‫دوتاتون خوب گوش کنین

487
00:44:44,777 --> 00:44:48,489
‫نعمت بینایی
‫می‌تونه دل آدم رو کور کنه

488
00:44:50,867 --> 00:44:55,121
‫جرلامارل... پدرتونه

489
00:44:56,164 --> 00:44:57,874
‫و اون بینایی داره

490
00:44:58,875 --> 00:45:02,545
‫ولی خدا نیست
‫هیچکدوم از شما هم نیستین

491
00:45:04,714 --> 00:45:06,883
‫اگه می‌خواین این دنیا رو آباد کنین

492
00:45:09,177 --> 00:45:10,678
‫مادرتون رو فراموش نکنین

493
00:45:11,763 --> 00:45:16,016
‫و بابا واس رو فراموش نکنین
‫کسی که همه چی رو یادتون داد

494
00:45:16,017 --> 00:45:18,406
‫و این دنیای جدید رو

495
00:45:18,407 --> 00:45:21,463
‫همونطور که برای بیناها می‌سازین
‫برای نابیناها هم بسازین

496
00:45:22,315 --> 00:45:25,234
‫بدون هیچ خدایی! فهمیدین؟

497
00:45:26,235 --> 00:45:28,779
‫- فهمیدین چی گفتم؟
‫- آره

498
00:45:28,780 --> 00:45:30,073
‫- آره
‫- خوبه

499
00:45:30,615 --> 00:45:31,948
‫عزیزای من

500
00:45:34,285 --> 00:45:37,497
‫به خاطر من کتاب‌ها رو بخونین

501
00:45:38,581 --> 00:45:39,582
‫

502
00:45:42,710 --> 00:45:44,878
‫پسر جوون

503
00:45:44,879 --> 00:45:46,089
‫

504
00:45:47,131 --> 00:45:49,092
‫وسایلم

505
00:45:52,929 --> 00:45:55,055
‫خیلی‌خب، برین. زود باشین

506
00:45:55,056 --> 00:45:59,394
‫قبل از اینکه خیلی تاریک بشه و
‫هیچی رو نبینین برین

507
00:46:06,359 --> 00:46:08,403
‫باورم نمیشه بابا واقعاً ترکمون کرد

508
00:46:09,987 --> 00:46:11,989
‫ماییم که ترکش کردیم

509
00:46:21,457 --> 00:46:22,458
‫خیلی‌خب

510
00:46:23,918 --> 00:46:26,003
‫داریم میایم. دو تامون

511
00:46:26,713 --> 00:46:28,381
‫هانیوا و کفون

512
00:46:41,310 --> 00:46:43,354
‫من و تو باهمدیگه، داداش کوچولو

513
00:46:46,858 --> 00:46:48,818
‫همیشه خواهر کوچولو

514
00:46:50,737 --> 00:46:51,863
‫آماده‌ای؟

515
00:46:53,156 --> 00:46:54,281
‫نه

516
00:46:54,282 --> 00:46:55,825
‫منم نیستم

517
00:47:00,955 --> 00:47:02,040
‫بریم

518
00:47:16,179 --> 00:47:17,805
‫تنها فرستادیشون

519
00:47:20,266 --> 00:47:22,934
‫بعضی وقتا بهترین راه برای محافظت از بچه‌هات

520
00:47:22,935 --> 00:47:25,146
‫اینه که کاری کنی باور کنن
‫کنار کشیدی

521
00:47:26,522 --> 00:47:28,232
‫ماگرا اینو بهت گفته؟

522
00:47:29,734 --> 00:47:30,943
‫آره

523
00:47:33,446 --> 00:47:35,490
‫تنها خونه‌ای که دارم
‫اون بچه‌ها هستن

524
00:47:36,908 --> 00:47:38,368
‫جای دیگه‌ای نمی‌تونم باشم

525
00:47:39,535 --> 00:47:40,620
‫تو چی؟

526
00:47:43,331 --> 00:47:44,749
‫پس با هم می‌مونیم

527
00:47:45,416 --> 00:47:46,501
‫آره

528
00:47:47,668 --> 00:47:49,337
‫با هم می‌مونیم

529
00:48:31,796 --> 00:48:32,922
‫الان چی؟

530
00:48:34,424 --> 00:48:35,508
‫نمی‌دونم

531
00:48:36,426 --> 00:48:37,969
‫نمی‌تونم چیزی ببینم

532
00:48:38,970 --> 00:48:48,970
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی:
@talafilm_top

533
00:48:49,971 --> 00:48:59,971
کانال ما در تلگرام
@talafilm_top
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده