1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:12,640 --> 00:00:14,060
‫شوالیه من.

3
00:00:14,060 --> 00:00:16,540
‫این راهی نیست که اولش رفتیم.

4
00:00:17,130 --> 00:00:19,520
‫دستورای جدید اومده.

5
00:00:20,290 --> 00:00:23,070
‫یه راه واسه قهرمانا وجود نداره.

6
00:00:31,960 --> 00:00:34,400
‫الان آدمای بیشتری تو این راه با ما هستن.

7
00:00:34,400 --> 00:00:36,430
‫جایی که داریم میریم...

8
00:00:36,430 --> 00:00:39,290
‫یه جورایی داره جشنواره برگزار میکنه.

9
00:00:40,220 --> 00:00:42,290
‫راستی، زایلو.

10
00:00:42,290 --> 00:00:43,130
‫بله؟

11
00:00:43,750 --> 00:00:48,720
‫میشه... یه استراحت... بکنیم دیگه؟

12
00:00:49,250 --> 00:00:51,050
‫همین الان یه استراحت داشتیم.

13
00:00:51,050 --> 00:00:53,940
‫نمیتونم... ادامه بدم...

14
00:01:01,030 --> 00:01:03,280
‫اونجا مقصدمونه؟

15
00:01:03,280 --> 00:01:09,370
‫آره. اون قلعه یه بخش مهم از دفاعیات پایتخت دومه.

16
00:01:09,690 --> 00:01:13,240
‫یه دژ طبیعی که با رودخونه و صخره های شیب دار محافظت میشه...

17
00:01:15,750 --> 00:01:20,380
‫قلعه مرید. به اسم 'لونه مسافر' هم معروفه.

18
00:01:24,690 --> 00:01:26,360
‫قیمتا پایینه، بیا اینور!

19
00:01:25,630 --> 00:01:28,180
‫همه چی تازه است، فقط واسه امروز!

20
00:01:27,290 --> 00:01:29,650
‫به به، آقا چه سلیقه ای دارین!

21
00:01:32,310 --> 00:01:35,020
‫اوه اوه. باید پول نظامی بیشتری داشته باشی.

22
00:01:35,020 --> 00:01:37,030
‫میشه پنج تا از اینا داشته باشم؟

23
00:01:37,410 --> 00:01:40,030
‫کسی هست بخواد نامه بفرسته؟

24
00:01:40,410 --> 00:01:43,840
‫ما میتونیم اونا رو هرجای پادشاهی فدرال برسونیم!

25
00:01:40,820 --> 00:01:42,490
‫این رو برسون به مادرم.

26
00:01:48,060 --> 00:01:51,160
‫هنوز از تعمیرگاه در نیومده، داری خوش میگذرونی؟

27
00:01:51,460 --> 00:01:53,840
‫تو اصلاح ناپذیری، دوتا.

28
00:01:53,840 --> 00:01:59,160
‫هی، مهم نیست. واسه یه دزدی کوچولو که عصبانی نمیشن. جشنه دیگه.

29
00:01:59,160 --> 00:02:03,710
‫میدونم یه مدته تو 'تبادل بزرگ' شرکت نکردیم، ولی حواست باشه گیر نیفتی.

30
00:02:03,710 --> 00:02:06,860
‫تاجرای 'ورکل کورپ' خیلی خسیسن.

31
00:02:09,300 --> 00:02:14,280
‫ای بابا، سخت نگیر. ما که زیاد تعطیلات نمیریم، بیا از این یکی لذت ببریم.

32
00:02:15,410 --> 00:02:18,850
‫قهرمانایی مثل ما که تعطیلات ندارن.

33
00:02:18,850 --> 00:02:22,110
‫حتی الان هم 'در حالت آماده باشیم'.

34
00:02:22,810 --> 00:02:28,630
‫البته، این به این معنی نیست که اجازه نداریم گهگاهی یه استراحتی بکنیم.

35
00:02:31,110 --> 00:02:35,370
‫تو خیلی دوست داری باهوش به نظر برسی، ونِتیم.

36
00:02:39,460 --> 00:02:42,710
‫حالا اگه فقط میتونستیم یه کم دختر پیدا کنیم...

37
00:02:43,430 --> 00:02:45,030
‫تمومش کن.

38
00:02:45,030 --> 00:02:50,080
‫حتی اگه همچین جایی هم نزدیک اینجا بود، ما هیچوقت اجازه نداشتیم ازش استفاده کنیم.

39
00:02:50,080 --> 00:02:51,640
‫درست میگی.

40
00:02:54,420 --> 00:02:56,990
‫فرمانده کل! کجایی؟

41
00:02:56,990 --> 00:02:58,840
‫فرمانده زایلو!

42
00:02:58,840 --> 00:02:59,690
‫بله؟

43
00:02:59,980 --> 00:03:01,370
‫فرمانده زایلو.

44
00:03:01,370 --> 00:03:03,450
‫تاجرای دوره گرد رسیدن.

45
00:03:03,450 --> 00:03:05,660
‫برو واسم شراب بخر.

46
00:03:05,660 --> 00:03:09,360
‫ببخشید، ولی خزانه مون خالیه.

47
00:03:09,360 --> 00:03:12,320
‫یادت رفت همه پولامونو خرج کردی؟

48
00:03:13,080 --> 00:03:16,800
‫اگه مشروب میخوای، باید یکی یه وام بگیره.

49
00:03:17,060 --> 00:03:18,810
‫مطمئنم ونِتیم وقت اضافه داره.

50
00:03:18,810 --> 00:03:22,350
‫صدراعظم داره اون دوتای دست به جیب رو زیر نظر داره.

51
00:03:22,350 --> 00:03:24,640
‫اون همیشه یه بهونه ای داره، ها؟

52
00:03:24,640 --> 00:03:25,510
‫تساو چی؟

53
00:03:25,510 --> 00:03:28,060
‫هنوز از ماموریتش برنگشته؟

54
00:03:28,060 --> 00:03:30,990
‫آره، هنوزم داره به یه واحد دیگه کمک می کنه.

55
00:03:31,580 --> 00:03:33,200
‫این نافرمانیه.

56
00:03:33,580 --> 00:03:35,880
‫هیچکس به پادشاهش احترام نمی ذاره؟

57
00:03:35,880 --> 00:03:39,240
‫اه. نمی تونم یه لحظه آروم باشم و یه کم کتاب بخونم؟

58
00:03:42,250 --> 00:03:45,220
‫شوالیه من! همه جا دنبالت گشتم.

59
00:03:45,780 --> 00:03:47,790
‫یه لحظه هم نمیشه آروم بود.

60
00:03:47,790 --> 00:03:52,160
‫در باز بود. به نظرت این بی احتیاطی نیست؟

61
00:03:52,160 --> 00:03:56,290
‫دوتا در رو باز کرد و رفت. کلید رو هم با خودش برد.

62
00:03:56,290 --> 00:03:59,030
‫شوالیه من، تو توی تبادل بزرگ شرکت نمی کنی؟

63
00:03:59,030 --> 00:04:01,000
‫من نمی خوام با هیچ شوالیه مقدسی حرف بزنم.

64
00:04:01,000 --> 00:04:04,120
‫پس بیا با من خوش بگذرون!

65
00:04:04,120 --> 00:04:05,640
‫چرا باید این کارو بکنم؟

66
00:04:05,640 --> 00:04:08,000
‫خودت برو به تبادل بزرگ.

67
00:04:08,590 --> 00:04:13,930
‫م-من یه الهه ام، و به خاطر همین به این چیزا علاقه ای ندارم.

68
00:04:14,960 --> 00:04:17,690
‫نمی خوای یه شوالیه مقدس اسکورتت کنه، اینطوریه؟

69
00:04:18,640 --> 00:04:21,120
‫دیگه در این مورد حرف نزنیم.

70
00:04:21,120 --> 00:04:22,270
‫به جاش...

71
00:04:22,270 --> 00:04:25,730
‫بهت افتخار بازی کردن با خودمو می دم.

72
00:04:25,730 --> 00:04:27,190
‫این خوشحالت نمی کنه؟

73
00:04:27,620 --> 00:04:28,910
‫زیگ؟

74
00:04:28,910 --> 00:04:31,990
‫ونتیم قوانین رو بهم یاد داد.

75
00:04:31,990 --> 00:04:34,710
‫ثابت می کنم که حریف سرسختی هستم.

76
00:04:35,400 --> 00:04:38,730
‫با استفاده از استراتژی باستانی 'نیزه پنهان'

77
00:04:38,730 --> 00:04:41,900
‫که توسط خانواده سلطنتی در پادشاهی مهت استفاده می شده...

78
00:04:41,300 --> 00:04:42,480
‫این کارو نکن.

79
00:04:43,430 --> 00:04:46,540
‫اگه ونتیم اینو بهت یاد داده، احتمالا داشته سر به سرت میذاشته.

80
00:04:49,470 --> 00:04:51,680
‫به هر حال، من الان سرم شلوغه.

81
00:04:51,680 --> 00:04:53,880
‫چی؟ کتاب خوندن؟

82
00:04:53,880 --> 00:04:56,220
‫نمی تونی اینو برای بعد بذاری؟

83
00:04:56,220 --> 00:04:58,420
‫من حتی برات یه نشونه کتاب درست کردم.

84
00:04:58,420 --> 00:05:00,650
‫مهم نیست. خودت ازش استفاده کن.

85
00:05:02,850 --> 00:05:07,670
‫البته باید بگم، دیدن اینکه تو عاشق کتاب خوندنی برام یه سورپرایزه.

86
00:05:07,670 --> 00:05:09,250
‫چه جور کتابی—

87
00:05:08,660 --> 00:05:09,880
‫شعره.

88
00:05:10,370 --> 00:05:11,840
‫شعر؟!

89
00:05:13,100 --> 00:05:16,600
‫زیلو... ت-تو...

90
00:05:16,600 --> 00:05:18,420
‫این همه تعجب واسه چیه؟

91
00:05:18,840 --> 00:05:20,860
‫چه جور شعریه؟

92
00:05:20,860 --> 00:05:23,600
‫بهت افتخار می دم که اونو واسم بخونی.

93
00:05:23,600 --> 00:05:24,660
‫رد شد.

94
00:05:25,550 --> 00:05:28,490
‫پس حداقل بذار از روی شونت بخونم.

95
00:05:28,490 --> 00:05:30,010
‫این که دیگه حتما جایزه؟

96
00:05:30,980 --> 00:05:34,060
‫نمی فهمم یه الهه از این کار چی به دست میاره.

97
00:05:34,990 --> 00:05:38,470
‫یه کتاب شعر قدیمیه به اسم 'اژدهای مست'.

98
00:05:38,470 --> 00:05:42,700
‫اونو یه شاعر مست به اسم آلتویارد کومت نوشته.

99
00:05:42,700 --> 00:05:45,850
‫تو سال های آخر عمرش، شروع کرد به رویای اژدها شدن،

100
00:05:45,850 --> 00:05:48,940
‫و هر شب پرواز تمرین می کرد تا اینکه این کار جونشو گرفت.

101
00:05:50,400 --> 00:05:52,410
‫چه داستان عجیبی.

102
00:05:52,410 --> 00:05:55,290
‫اون موقع ها شاعرای زیادی مثل اون بودن.

103
00:05:55,900 --> 00:05:59,840
‫شاید منم شاعر میشدم، اگه عضو ارتش نشده بودم.

104
00:05:59,840 --> 00:06:01,090
‫شاعر؟!

105
00:06:01,090 --> 00:06:03,260
‫مشکلش چیه؟ چرا انقدر...

106
00:06:03,260 --> 00:06:04,550
‫زایلو فوربارتز.

107
00:06:05,050 --> 00:06:06,700
‫پس اینجایی.

108
00:06:07,150 --> 00:06:09,980
‫انتظار نداشتم الهه تئوریتا رو با تو ببینم.

109
00:06:09,980 --> 00:06:14,340
‫کیویا. منم انتظار نداشتم اینجا ببینمت.

110
00:06:15,680 --> 00:06:20,020
‫عجب، دیدن کاپیتان نجیب شوالیه های مقدس که خودش رو کوچیک کرده و اومده اینجا جالبه.

111
00:06:20,020 --> 00:06:22,820
‫تکلیف مجازاتمون مشخص شده؟

112
00:06:23,640 --> 00:06:26,190
‫یا ماموریت بعدی رو داریم؟

113
00:06:26,190 --> 00:06:28,440
‫هر دوتاش درسته.

114
00:06:28,440 --> 00:06:30,750
‫ولی واسه این اینجا نیومدم.

115
00:06:31,460 --> 00:06:33,340
‫میخوام باهات حرف بزنم.

116
00:06:33,340 --> 00:06:34,620
‫با من؟

117
00:06:35,710 --> 00:06:37,670
‫دنبال من بیا. من بازش می کنم...

118
00:06:37,670 --> 00:06:39,000
‫من همراهیتون می کنم.

119
00:06:41,060 --> 00:06:43,660
‫مثل اینکه مبادله بزرگ شروع شده.

120
00:06:43,660 --> 00:06:46,770
‫بیاین موقع خرید حرف بزنیم.

121
00:06:46,770 --> 00:06:51,210
‫اگه کیویا اینجاست، پس منم به عنوان یه الهه حتما اجازه دارم بیام.

122
00:06:51,210 --> 00:06:53,930
‫آره، حتما باید همینطور باشه.

123
00:06:53,930 --> 00:06:56,590
‫خب، بریم جلو، شوالیه من.

124
00:07:08,290 --> 00:07:09,280
‫خدایا.

125
00:07:09,280 --> 00:07:10,760
‫زایلو، ببین!

126
00:07:11,350 --> 00:07:15,450
‫این یه جور خوراکیه؟ یا شاید یه تزئینیه؟

127
00:07:15,450 --> 00:07:18,560
‫این آبنباته. تا حالا ندیدی؟

128
00:07:18,560 --> 00:07:20,650
‫آب‌نبات؟

129
00:07:20,650 --> 00:07:24,030
‫این تو زمانی که من ساخته شدم وجود نداشت.

130
00:07:24,030 --> 00:07:26,710
‫خیلی شبیه جواهراتن.

131
00:07:29,370 --> 00:07:31,660
‫اون غذای دراز و باریک چیه؟

132
00:07:32,460 --> 00:07:34,080
‫نودل سرخ شده.

133
00:07:34,080 --> 00:07:38,350
‫یه غذای غربیه. خمیر گندم رو به صورت نواری برش میدن، بعد تو کره و سس تخمیری سرخش می کنن.

134
00:07:38,350 --> 00:07:39,600
‫آره، فهمیدم.

135
00:07:39,600 --> 00:07:40,510
‫و اون؟

136
00:07:41,030 --> 00:07:43,240
‫نگاه کن. اونی که علامت خرس داره.

137
00:07:43,810 --> 00:07:45,130
‫اون...

138
00:07:45,930 --> 00:07:47,770
‫چه کوفتیه؟ من تا حالا اینو ندیدم.

139
00:07:47,770 --> 00:07:49,260
‫کرم های میوولی.

140
00:07:49,640 --> 00:07:51,790
‫یه خوراکی یخی که تو پایتخت اول خیلی محبوبه.

141
00:07:51,790 --> 00:07:56,280
‫یخ خرد شده رو روی خامه زده شده میذارن، بعد روش عسل و آجیل می پاشن.

142
00:07:56,280 --> 00:07:57,610
‫طعمش عالیه.

143
00:07:57,610 --> 00:08:01,550
‫اون خرس نمادشونه. الان یه مسابقه گذاشتن که اسمشو انتخاب کنن.

144
00:08:02,080 --> 00:08:06,050
‫عالیه. پیشرفت مداوم فرهنگ به خوبی داره نشون داده میشه!

145
00:08:06,050 --> 00:08:07,720
‫تا حالا نشنیده بودم.

146
00:08:08,490 --> 00:08:09,720
‫عجیبه که نشنیدی.

147
00:08:09,720 --> 00:08:13,040
‫چرا نباید بدونم؟ منم مثل بقیه از خوراکی های یخی خوشم میاد.

148
00:08:15,510 --> 00:08:18,120
‫دقیقا الان تو سرت چی میگذره؟

149
00:08:18,520 --> 00:08:19,850
‫شوالیه من.

150
00:08:19,850 --> 00:08:23,510
‫خوشمزه به نظر میاد، نه زایلو؟ واقعا خوشمزه به نظر میاد.

151
00:08:23,510 --> 00:08:27,100
‫خب؟ نمیخوای امتحانش کنی؟

152
00:08:28,350 --> 00:08:30,040
‫اگه اصرار داری.

153
00:08:30,040 --> 00:08:32,020
‫دو تا که فکر می کنی خوبن رو انتخاب کن.

154
00:08:32,430 --> 00:08:33,810
‫صبر کن، سه تا؟

155
00:08:36,180 --> 00:08:40,070
‫من نمی خوام. دارم پولمو جمع می کنم.

156
00:08:40,510 --> 00:08:42,790
‫شنیدی چی گفت. فقط دو تا.

157
00:08:43,410 --> 00:08:44,510
‫بفرما.

158
00:08:44,510 --> 00:08:45,700
‫معلومه که.

159
00:08:45,700 --> 00:08:48,330
‫بسپارش به من!

160
00:08:55,510 --> 00:09:00,240
‫زایلو. تو بهم دلیلی دادی که دوباره در موردت فکر کنم.

161
00:09:02,970 --> 00:09:06,480
‫تو جون آدمای منو توی کوونژ نجات دادی.

162
00:09:07,430 --> 00:09:11,450
‫توی زوان گان، مردمی رو نجات دادی که می خواستیم ولشون کنیم.

163
00:09:11,970 --> 00:09:16,100
‫و همه اونایی که نجات دادی ازت ممنون بودن.

164
00:09:16,770 --> 00:09:18,060
‫واقعا؟

165
00:09:19,710 --> 00:09:21,720
‫پس حدس می زنم بیخودی نبوده.

166
00:09:23,620 --> 00:09:26,830
‫می بینم که حداقل می تونی لبخند بزنی.

167
00:09:27,880 --> 00:09:30,960
‫فقط خیلی چیزا هست که منو عصبانی می کنه.

168
00:09:31,460 --> 00:09:35,430
‫به هر حال، تو ثابت کردی که خیلی توانایی.

169
00:09:36,600 --> 00:09:40,740
‫و با بستن اون پیمان با الهه تئوریتا،

170
00:09:41,150 --> 00:09:42,980
‫فکر می کنم شاید اونو هم نجات دادی.

171
00:09:42,980 --> 00:09:44,360
‫یعنی چی؟

172
00:09:45,640 --> 00:09:50,260
‫الهه تئوریتا توی خرابه های شمالی پیدا شد.

173
00:09:51,190 --> 00:09:56,550
‫بعد از بیرون آوردنش، ما از رسته سیزدهم شوالیه های مقدس، که مامور بستن پیمان باهاش بودیم،

174
00:09:56,550 --> 00:09:59,080
‫فرستاده شدیم تا نظارت و عملیات رو انجام بدیم.

175
00:09:59,080 --> 00:10:01,950
‫اما خیلی زود بین ارتش و معبد اختلاف افتاد.

176
00:10:02,890 --> 00:10:04,540
‫متاسفم که می شنوم.

177
00:10:04,840 --> 00:10:08,700
‫چطور جرات می کنی! تقصیر توئه! چون تو الهه سنروا رو کشتی!

178
00:10:08,700 --> 00:10:09,740
‫چی؟

179
00:10:10,110 --> 00:10:14,480
‫اون اتفاق به ارتش یه ایده داد.

180
00:10:14,960 --> 00:10:17,820
‫"اگه الهه ها رو میشه کشت،"

181
00:10:18,640 --> 00:10:21,640
‫شاید بتونیم الهه های بیشتری بسازیم."

182
00:10:22,690 --> 00:10:27,460
‫برای همین ارتش از ما خواست تئوریتا رو تحلیل کنیم.

183
00:10:29,610 --> 00:10:31,420
‫تحلیلش کنیم، ها؟

184
00:10:31,420 --> 00:10:33,450
‫منظورت اینه که تشریحش کنیم.

185
00:10:33,960 --> 00:10:37,520
‫معلومه که معبد مخالفش بود،

186
00:10:37,520 --> 00:10:40,020
‫ولی ارتش پیروز شد.

187
00:10:41,110 --> 00:10:44,270
‫با این حال، اون وضعیت الان داره تغییر می کنه.

188
00:10:44,270 --> 00:10:48,030
‫تو یه مدت خیلی کوتاه، واحد شما دو تا ارباب شیطانی رو از بین برده،

189
00:10:48,030 --> 00:10:50,580
‫و مفید بودن الهه تئوریتا رو ثابت کرده.

190
00:10:51,590 --> 00:10:53,720
‫مفید بودنش؟

191
00:10:53,720 --> 00:10:56,540
‫داری می گی که فکر می کردن اون قبلش بی فایده بوده؟

192
00:10:56,960 --> 00:10:59,460
‫تازه پیداش کرده بودن. از کجا می دونستن؟

193
00:10:59,850 --> 00:11:02,970
‫ما می دونستیم قدرتش احضار شمشیره.

194
00:11:02,970 --> 00:11:05,600
‫این توی خرابه هایی که توش پیدا شد نوشته شده بود.

195
00:11:07,750 --> 00:11:11,880
‫می گن الهه ها اولین بار توی اولین جنگ تسخیر به سراغ ما اومدن،

196
00:11:11,880 --> 00:11:14,950
‫توی چیزی که به عنوان عصر بزرگ تمدن شناخته میشه.

197
00:11:15,650 --> 00:11:21,190
‫الهه ها مثل یه جور 'دروازه' عمل می کنن، که هر کدوم یه طبیعت متفاوت دارن.

198
00:11:22,770 --> 00:11:25,060
‫یکی سم های مختلف تولید می کنه.

199
00:11:25,450 --> 00:11:28,070
‫یکی رعد و برق و طوفان های سهمگین رو فرا می خونه.

200
00:11:28,400 --> 00:11:30,550
‫یکی آینده رو می بینه.

201
00:11:31,510 --> 00:11:34,420
‫اونا در پاسخ به بلایای شیطانی بیدار می شن،

202
00:11:34,420 --> 00:11:38,370
‫و وقتی کارشون تموم میشه، برمی‌گردن تو تابوت‌هاشون می‌خوابن.

203
00:11:40,780 --> 00:11:43,930
‫من از قدرت‌های الهه‌ها خبر دارم.

204
00:11:43,930 --> 00:11:48,750
‫میگن یکی از الهه‌ها تاتسویا رو هم از یه دنیای دیگه آورده اینجا.

205
00:11:49,010 --> 00:11:52,760
‫تشخیص داده شد که توانایی احضار شمشیرها

206
00:11:52,760 --> 00:11:56,970
‫خیلی ضعیف‌تر از توانایی‌های دوازده الهه‌ی دیگه بود.

207
00:11:58,040 --> 00:12:03,210
‫و با اینکه می‌دونستیم چه بلایی سر الهه تئوریتا میاد، بازم...

208
00:12:05,640 --> 00:12:08,670
‫آره، این قضیه رو توضیح میده.

209
00:12:09,240 --> 00:12:14,160
‫پس اون نقشه‌ی خودکشی‌ت تو کوونژ تلاشی برای جبران بود.

210
00:12:16,380 --> 00:12:20,290
‫چندش‌آوره. فقط به خاطر اینکه به عنوان یه الهه به درد نمی‌خوره...

211
00:12:20,840 --> 00:12:22,540
‫بفرمایید عزیزم.

212
00:12:22,540 --> 00:12:24,280
‫خیلی ممنونم.

213
00:12:24,930 --> 00:12:26,910
‫زایلو! خرید انجام شد!

214
00:12:26,910 --> 00:12:28,430
‫یکی هم برای کیویا خریدم.

215
00:12:31,970 --> 00:12:33,980
‫بیاین بچه‌ها، بریم که...

216
00:12:39,520 --> 00:12:41,610
‫از ماموریت بعدی‌مون بگو.

217
00:12:41,610 --> 00:12:42,670
‫چی؟

218
00:12:42,670 --> 00:12:46,830
‫اگه اونجا خوب عمل کنیم، دیگه کالبدشکافیش نمی‌کنن، درسته؟

219
00:12:48,580 --> 00:12:51,260
‫نمی‌دونم دنبال چه جور 'به درد خوردنی' هستن،

220
00:12:51,260 --> 00:12:54,000
‫ولی کاری می‌کنم اون گالتوئیل‌های حرومزاده توش خفه شن.

221
00:12:58,070 --> 00:12:59,290
‫دفاعه.

222
00:13:00,960 --> 00:13:05,600
‫این قلعه توسط واحد قهرمان شما محافظت میشه.

223
00:13:06,430 --> 00:13:07,600
‫تا پای مرگ.

224
00:13:09,740 --> 00:13:12,010
‫تا پای مرگ؟

225
00:13:12,010 --> 00:13:13,320
‫آره.

226
00:13:13,320 --> 00:13:17,780
‫شما باید از اون قلعه در برابر آفت شیطانی به تنهایی و تا آخرین نفس دفاع کنید.

227
00:13:18,220 --> 00:13:20,560
‫پس این یه ماموریت خودکشی به تمام معناست؟

228
00:13:20,560 --> 00:13:24,780
‫آروم باش زایلو. یهو قاطی نکن یه نفرو تا حد مرگ بزنی—

229
00:13:24,780 --> 00:13:27,120
‫فکر کردی من کی‌ام؟

230
00:13:27,120 --> 00:13:32,590
‫ببخشید. میشه لطفا ما رو از جزئیات این نقشه‌ی خاص باخبر کنید؟

231
00:13:34,150 --> 00:13:36,980
‫شما اینجا تو قلعه می‌مونید. همین.

232
00:13:36,980 --> 00:13:38,680
‫پس یه جنگ فرسایشیه.

233
00:13:38,680 --> 00:13:41,010
‫تا کی می‌خواین مقاومت کنیم؟

234
00:13:41,010 --> 00:13:42,550
‫تا وقتی که بمیرید.

235
00:13:44,230 --> 00:13:49,770
‫دسته‌های نهم و سیزدهم عقب می‌مونن تا قدرتشون رو حفظ کنن.

236
00:13:49,770 --> 00:13:55,220
‫وقتی همه‌تون مردین و قلعه سقوط کرد، یه حمله‌ی ویژه انجام میدن.

237
00:13:55,600 --> 00:13:57,730
‫این 'حمله‌ی ویژه' چیه حالا؟

238
00:13:57,730 --> 00:13:59,180
‫سم.

239
00:13:59,180 --> 00:14:02,590
‫الهه‌ی نهم یه معجزه به همه نشون میده.

240
00:14:03,890 --> 00:14:06,230
‫و فکر می‌کنید اینطوری ارباب شیاطین کشته میشه؟

241
00:14:06,230 --> 00:14:08,820
‫شنیدم هر چی دم دستتون بوده به سمت اون پرتاب کردین

242
00:14:08,820 --> 00:14:11,340
‫ولی هیچ جوری نتونستین از پا درش بیارین.

243
00:14:11,760 --> 00:14:13,360
‫درسته.

244
00:14:13,360 --> 00:14:18,180
‫آخرین نقشه‌مون این بود که یه تک‌تیرانداز سم مرگبار الهه رو مستقیم بهش برسونه،

245
00:14:18,180 --> 00:14:22,450
‫ولی فقط یه کم گیجش کرد که اونم زود خوب شد.

246
00:14:23,040 --> 00:14:26,040
‫پس حتی تساو هم نتونست از پا درش بیاره؟

247
00:14:26,310 --> 00:14:30,480
‫با توجه به اون نتیجه و قدرت پیشگویی الهه‌ی سوم،

248
00:14:30,480 --> 00:14:32,830
‫گالتوئیل تصمیم گرفت نقشه رو عوض کنه.

249
00:14:33,250 --> 00:14:37,370
‫یه تله‌ی سمی بزرگ اینجا تو قلعه مرید کار می‌ذاریم،

250
00:14:37,370 --> 00:14:40,850
‫و ارباب شیاطین رو به طور مداوم می‌کشیم.

251
00:14:41,370 --> 00:14:45,440
‫پس می‌خواین توانایی بازسازی فوق‌العاده‌ش رو از کار بندازین.

252
00:14:45,440 --> 00:14:48,830
‫یعنی ما فقط اونجاییم که یکم وقت تلف کنیم و بعدش بمیریم؟

253
00:14:48,830 --> 00:14:49,980
‫آره.

254
00:14:49,980 --> 00:14:55,490
‫بذارید قلعه مرید، استراحتگاه ابدی نفرین اهریمنی شماره پانزده، 'ابلیس' بشه.

255
00:14:55,770 --> 00:14:57,890
‫ببخشید فرمانده؟

256
00:14:57,890 --> 00:15:03,310
‫چرا نمی تونیم بعد از اینکه ارباب اهریمن رو کشوندیم تو تله، ساده از اونجا بریم؟

257
00:15:03,310 --> 00:15:06,060
‫چون این دستور گالتویله.

258
00:15:06,060 --> 00:15:09,270
‫اگه هر کدوم از شماها از قلعه بزنید بیرون،

259
00:15:09,270 --> 00:15:12,840
‫اون مُهرهای مقدسی که روی گردنتونه، کل گروه رو فورا می کشه.

260
00:15:13,660 --> 00:15:16,120
‫کل گروه، اینو میگی؟

261
00:15:16,120 --> 00:15:18,010
‫چرا این کار ضروریه؟

262
00:15:18,010 --> 00:15:20,940
‫دلیلی داره که ترجیح میدین ما مرده باشیم؟

263
00:15:28,380 --> 00:15:30,510
‫اونا اینقدر از ما متنفرن؟

264
00:15:30,510 --> 00:15:32,830
‫فهمیدم. نقشه رو اجرا می کنیم.

265
00:15:33,770 --> 00:15:37,530
‫ولی اگه اجازه بدین، می خواستم درباره چند تا تغییر صحبت کنم.

266
00:15:37,530 --> 00:15:38,740
‫تغییرات؟

267
00:15:39,020 --> 00:15:44,520
‫مثلا قانونی که میگه اگه فقط یکی از ما از قلعه بره بیرون، هممون می میریم.

268
00:15:44,520 --> 00:15:46,560
‫به نظر یه کم زیادی غیرسازنده میاد.

269
00:15:46,560 --> 00:15:47,700
‫چرا؟

270
00:15:47,700 --> 00:15:51,850
‫یادت رفته؟ ما یه مشت آدم خلافکارِ جامعه ستیزیم.

271
00:15:51,850 --> 00:15:56,560
‫می تونیم انتظار داشته باشیم که حداقل یکی از ماها سعی کنه جون خودشو نجات بده،

272
00:15:56,560 --> 00:15:58,500
‫و اینجوری اجرای نقشه غیرممکن میشه.

273
00:15:58,500 --> 00:15:59,550
‫من یه پیشنهاد دارم.

274
00:15:59,900 --> 00:16:05,310
‫شما باید ما رو بکشید اگه هممون با هم از قلعه بزنیم بیرون، نه فقط یکی مون.

275
00:16:05,310 --> 00:16:09,480
‫اینجوری شانس موفقیتمون خیلی بیشتر میشه.

276
00:16:09,480 --> 00:16:12,980
‫آهان، و در مورد الهه تئوریتا...

277
00:16:13,760 --> 00:16:18,070
‫الهه ما یه روح مهربون و دلسوزه.

278
00:16:18,070 --> 00:16:21,630
‫حتی اگه بهش دستور بدیم بره، مطمئناً دلش می خواد پیش ما بمونه.

279
00:16:21,630 --> 00:16:23,500
‫من اجازه می خوام که اون بمونه.

280
00:16:23,500 --> 00:16:26,610
‫من صلاحیت ندارم این تصمیم رو بگیرم.

281
00:16:26,610 --> 00:16:30,840
‫خ-الهه تحت صلاحیت ارتش سیزدهم...

282
00:16:29,890 --> 00:16:30,840
‫زایلو.

283
00:16:30,840 --> 00:16:34,000
‫فورا با کاپیتان کیویا تماس بگیر.

284
00:16:34,000 --> 00:16:34,950
‫باشه.

285
00:16:38,890 --> 00:16:41,030
‫دیگه چی می خوای برات بگیرم؟

286
00:16:41,030 --> 00:16:43,200
‫سرباز. به اندازه کافی نداریم.

287
00:16:43,590 --> 00:16:45,740
‫فهمیدم. دیگه چی؟

288
00:16:45,740 --> 00:16:46,980
‫سلاح و آذوقه.

289
00:16:46,980 --> 00:16:48,650
‫فهمیدم. دیگه چی؟

290
00:16:48,650 --> 00:16:49,560
‫یه عفو.

291
00:16:49,560 --> 00:16:51,720
‫فهمیدم. دیگه چی؟

292
00:16:53,380 --> 00:16:55,280
‫بی خیال عفو.

293
00:16:55,640 --> 00:16:58,160
‫اگه میشه سواره نظام و توپخونه می خوام.

294
00:16:58,160 --> 00:17:00,410
‫میشه جِیس و راینو رو برگردونی؟

295
00:17:00,410 --> 00:17:02,970
‫اونا هنوز تو جبهه غربن.

296
00:17:02,970 --> 00:17:05,270
‫ولی شاید بتونیم تساو رو برگردونیم.

297
00:17:05,840 --> 00:17:07,210
‫تساو، هوم؟

298
00:17:07,210 --> 00:17:09,710
‫هی، شما دو تا دارین زیر لب چی میگین؟

299
00:17:09,710 --> 00:17:14,380
‫ر-راستش زایلو، اتاق کاپیتان کیویا اون طرف نیست.

300
00:17:14,380 --> 00:17:15,670
‫ر-راست میگی.

301
00:17:15,670 --> 00:17:18,420
‫همه چی رو درست می کنم.

302
00:17:18,420 --> 00:17:20,400
‫میتونی بهم اعتماد کنی.

303
00:17:20,400 --> 00:17:22,500
‫یه ذره هم بهت اعتماد ندارم.

304
00:17:22,500 --> 00:17:24,140
‫واقعا میتونی این کارو انجام بدی؟

305
00:17:24,810 --> 00:17:26,440
‫خب، بذار اینجوری بگم که...

306
00:17:26,440 --> 00:17:29,110
‫شاید هیچکدومتون حرفمو باور نکنین،

307
00:17:29,720 --> 00:17:31,240
‫ولی با اینکه این شکلی به نظر میرسم،

308
00:17:32,050 --> 00:17:37,370
‫یه بار تا پای نجات دنیا رفتم.

309
00:17:43,080 --> 00:17:46,030
‫چه جای دلگیری.

310
00:17:46,030 --> 00:17:49,380
‫پس منو برای محاکمه درست و حسابی نمی برن؟

311
00:17:49,750 --> 00:17:53,260
‫هزار بار عذر میخوام، ونِتیم لئوپول.

312
00:17:53,260 --> 00:17:56,700
‫ترجیح میدادم تو یه اتاق یکم بهتر صحبت کنیم.

313
00:17:57,190 --> 00:17:59,950
‫راستش رو بخوای، خیلی دلم میخواست ببینمت.

314
00:17:59,950 --> 00:18:01,920
‫من واقعا بهت احترام میذارم.

315
00:18:01,920 --> 00:18:06,360
‫به من احترام میذاری؟ تو هم میخوای کلاهبرداری کنی و پول دربیاری؟

316
00:18:06,360 --> 00:18:10,240
‫پس واقعا نباید بهم احترام بذاری.

317
00:18:10,240 --> 00:18:12,490
‫بالاخره که گیر افتادم.

318
00:18:12,490 --> 00:18:15,990
‫درسته. کاملا حق با توئه.

319
00:18:15,990 --> 00:18:18,690
‫و در مورد جرم من،

320
00:18:18,690 --> 00:18:23,710
‫فکر کنم اینکه سعی کردم قصر رو به یه سیرک بفروشم یکم زیاده روی بود.

321
00:18:23,710 --> 00:18:26,960
‫آره. تو واقعا کلاهبرداری رو به سطح جدیدی رسوندی، اینطور نیست؟

322
00:18:26,960 --> 00:18:29,670
‫برای اینکه زمین رو به یه سیرک که داشت اون اطراف برنامه اجرا میکرد بفروشی،

323
00:18:29,670 --> 00:18:34,480
‫یه داستانی سر هم کردی که کل پایتخت داره جابجا میشه.

324
00:18:34,480 --> 00:18:36,210
‫خیلی تاثیرگذاره.

325
00:18:36,210 --> 00:18:40,200
‫میخواستم پول پیش رو بگیرم و فرار کنم، ولی کار از کار گذشت.

326
00:18:41,130 --> 00:18:45,930
‫کلاهبرداری سرمایه گذاری. جعل. تقلب.

327
00:18:45,930 --> 00:18:50,090
‫من حداقل صد تا شکایت از شرکت توسعه ورکل دارم.

328
00:18:50,090 --> 00:18:52,520
‫متاسفم. واقعا متاسفم.

329
00:18:52,520 --> 00:18:54,740
‫من معذرت خواهی تو رو نمیخوام.

330
00:18:54,740 --> 00:18:59,150
‫مهمتر از اون، چی باعث شد که کلاهبردار بشی؟

331
00:19:00,000 --> 00:19:05,460
‫خب، من همیشه از دیدن قیافه ناامید مردم متنفر بودم.

332
00:19:05,890 --> 00:19:08,720
‫هر دروغی که منو از یه موقعیتی نجات میداد رو سر هم میکردم،

333
00:19:08,720 --> 00:19:11,290
‫و حتی سعی میکردم همه چی رو با هم جور دربیارم.

334
00:19:11,290 --> 00:19:13,970
‫حتما خیلی تلاش میخواسته.

335
00:19:13,970 --> 00:19:18,500
‫من تحت تاثیر قرار گرفتم که تونستی یه نقشه به این بزرگی رو هم منسجم نگه داری.

336
00:19:18,500 --> 00:19:19,880
‫درسته.

337
00:19:20,300 --> 00:19:24,470
‫خب، آم، باید منتظر مجازات اعدام باشم؟

338
00:19:24,470 --> 00:19:27,270
‫نه، متاسفم که اینو میگم.

339
00:19:27,270 --> 00:19:31,310
‫تو قرار نیست بخاطر کلاهبرداری مجازات بشی.

340
00:19:31,310 --> 00:19:33,490
‫نه بخاطر کلاهبرداری؟ پس چرا—

341
00:19:33,490 --> 00:19:35,520
‫مشکل اصلی اینجاست.

342
00:19:35,970 --> 00:19:40,070
‫اون روزنامه درجه سومی که توش کار میکردم؟

343
00:19:40,070 --> 00:19:41,520
‫چطور؟

344
00:19:41,520 --> 00:19:43,640
‫یه مقاله ایه که تو نوشتی.

345
00:19:43,980 --> 00:19:49,530
‫توش نوشته جاسوسایی که تحت تاثیر نفرین شیطانی هستن و خودشونو به شکل انسان جا زدن،

346
00:19:49,530 --> 00:19:54,810
‫به معبد، گالتویل و حتی خانواده سلطنتی نفوذ کردن.

347
00:19:54,810 --> 00:20:00,050
‫آره، فکر کنم من اونو نوشتم. دیگه رسوایی در مورد شوالیه های مقدس و الهه ها پیدا نمیشد،

348
00:20:00,050 --> 00:20:02,690
‫همینطور چیزایی که خانواده سلطنتی انجام داده بودن.

349
00:20:02,690 --> 00:20:07,060
‫بهم گفتن یه مقاله میخوان که تو دل مردم ترس بندازه.

350
00:20:07,630 --> 00:20:10,340
‫خب، راستش رو بخوای...

351
00:20:10,340 --> 00:20:15,650
‫کلاهبرداری مشکلی نیست. جعل، رسوایی های بزرگ شده یا تئوری های توطئه هم همینطور.

352
00:20:15,650 --> 00:20:17,400
‫همه‌شون برای ما اوکیه.

353
00:20:18,120 --> 00:20:19,270
‫ولی...

354
00:20:19,890 --> 00:20:22,690
‫نمی‌تونیم بذاریم تو حقیقت رو بگی.

355
00:20:24,560 --> 00:20:29,690
‫تو، مخصوصا تو، می‌تونی مردم رو به باور عجیب‌ترین چیزها برسونی.

356
00:20:29,690 --> 00:20:34,040
‫حداقل، اونقدر ماهری که ما فکر می‌کنیم هستی.

357
00:20:34,770 --> 00:20:37,510
‫ی-یه دقیقه صبر کن. یه لحظه وایسا. من—

358
00:20:37,510 --> 00:20:40,670
‫برای اینکه دیگه هیچوقت نتونی حقیقت رو بگی،

359
00:20:40,670 --> 00:20:44,300
‫یه قابلیت ویژه توی مهر مقدس‌ات قرار می‌دیم.

360
00:20:46,440 --> 00:20:48,270
‫چی؟ ص-صبر کن—

361
00:20:49,260 --> 00:20:53,350
‫متاسفم، مجازات مرگ برای تو خیلی کمه.

362
00:20:49,750 --> 00:20:51,280
‫یه دقیقه صبر کن!

363
00:20:53,350 --> 00:20:55,330
‫ن-نمیتونین.

364
00:20:55,710 --> 00:20:58,550
‫من... من هیچی نمی‌دونم.

365
00:20:58,980 --> 00:21:02,790
‫فقط نمی‌خواستم ناامیدشون کنم.

366
00:21:04,260 --> 00:21:06,630
‫ونتیم لئوپول.

367
00:21:07,550 --> 00:21:12,210
‫تو رو به قهرمان شدن محکوم می‌کنم.

368
00:21:15,920 --> 00:21:20,120
‫باورم نمیشه همه چی که خواستم رو جور کرد، جز بخشش.

369
00:21:20,120 --> 00:21:25,560
‫اگه الهه در خطر باشه، ونتیم همونیه که نجاتش میده، درسته؟

370
00:21:25,560 --> 00:21:27,890
‫عجب آدم زرنگیه.

371
00:21:27,890 --> 00:21:31,870
‫اون یارو یه روزی 'توی هرج و مرج میدان جنگ' خودشو به کشتن میده.

372
00:21:32,630 --> 00:21:36,430
‫و فکر کنم تساو هم رسیده، درسته؟

373
00:21:36,430 --> 00:21:37,970
‫آره، احتمالا.

374
00:21:39,470 --> 00:21:43,410
‫فکر کنم اون یارو حتی از ونتیم هم بدتر باشه.

375
00:21:43,410 --> 00:21:47,080
‫اون تساو... خیلی دمدمی مزاج‌ه.

376
00:21:47,750 --> 00:21:49,320
‫بازم برد!

377
00:21:49,320 --> 00:21:51,240
‫این بشر مهار نشدنیه!

378
00:21:51,240 --> 00:21:53,020
‫این هفتمین برد پشت سر همه!

379
00:21:57,460 --> 00:21:59,420
‫یه برد دیگه!

380
00:22:00,320 --> 00:22:02,380
‫مثل اینکه این دست مال منه.

381
00:22:02,380 --> 00:22:05,140
‫زود باش. بده ببینم.

382
00:22:05,140 --> 00:22:08,260
‫اوه، این کارتون شده؟

383
00:22:09,420 --> 00:22:10,970
‫مشکلی داری؟

384
00:22:10,970 --> 00:22:12,670
‫خب، ببین...

385
00:22:12,670 --> 00:22:15,240
‫اتفاقا من چشم و گوشم خیلی تیزه.

386
00:22:15,240 --> 00:22:20,470
‫من یه آدم خیلی خوب هم هستم، فهمیدی؟ از اونایی که نمی‌تونن ببینن خلافکارا مجازات نشن.

387
00:22:20,800 --> 00:22:24,480
‫حالا اگه پول‌ها رو بذاری و فرار کنی، مجبور نمیشم—

388
00:22:24,480 --> 00:22:25,240
‫حرومزاده.

389
00:22:25,240 --> 00:22:26,820
‫دهنتو ببند!

390
00:22:26,820 --> 00:22:29,270
‫اون دروغای لعنتی رو پس بگیر وگرنه—

391
00:22:35,790 --> 00:22:37,730
‫هیچکس اینو نمی‌خواد، درسته؟

392
00:22:38,590 --> 00:22:41,580
‫دست کثیف یه متقلب.

393
00:22:45,970 --> 00:22:48,020
‫ببین، بهت گفته بودم.

394
00:22:49,360 --> 00:22:50,830
‫به هر حال...

395
00:22:56,860 --> 00:22:58,850
‫من گشنمه.

396
00:22:58,870 --> 00:23:08,870
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی:
@talafilm_top

397
00:23:08,894 --> 00:23:13,894
کانال ما در تلگرام
@talafilm_top
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده

398
00:23:14,410 --> 00:23:16,200
‫محکوم به قهرمان شدن