1
00:00:04,000 --> 00:00:04,560
‫خودمم!

2
00:00:04,900 --> 00:00:07,860
‫فامیل ندارم. اسم رمز: غول آدم‌خوار.

3
00:00:07,860 --> 00:00:12,570
‫آره، تقریباً اینجوریه که ما آدمکشای گون موهسا کار می کنیم.

4
00:00:12,570 --> 00:00:14,800
‫هشت نفر تو یه ماه، هوم؟

5
00:00:14,800 --> 00:00:16,820
‫این خیلی ناراحت کننده است.

6
00:00:16,820 --> 00:00:19,240
‫نه بابا، کلاً اشتباه فهمیدی.

7
00:00:19,240 --> 00:00:22,650
‫من آدم صادقیم، پس رک و راست بهت میگم.

8
00:00:22,930 --> 00:00:25,740
‫من دوازده نفر رو کشتم. این یعنی ٪۵۰ بیشتر.

9
00:00:26,230 --> 00:00:29,700
‫دیدی چقدر صادقم؟ خیلی ساده‌لوحم.

10
00:00:29,700 --> 00:00:32,920
‫من همیشه همون بدشانسیم که قرعه به نامش میفته.

11
00:00:34,060 --> 00:00:38,390
‫این همه آدم کشتی، ولی اصلاً عذاب وجدان نداری؟

12
00:00:38,390 --> 00:00:42,710
‫اوه، لعنتی. ببخشید. داشتیم درباره 'درست و غلط' حرف می زدیم؟

13
00:00:42,710 --> 00:00:46,190
‫من هیچوقت تو این چیزای 'اخلاقی' خوب نبودم.

14
00:00:46,190 --> 00:00:50,080
‫یه جورایی حس بدی بهم دست میده اگه مجبور شم کسی رو که دوست دارم بکشم،

15
00:00:50,080 --> 00:00:52,900
‫ولی بقیه چیزا برام معنی نداره.

16
00:00:52,900 --> 00:00:56,480
‫شستشوی مغزی گون موهسا هم روم اثر نکرد،

17
00:00:56,480 --> 00:00:59,910
‫چون اون چیزا خیلی احمقانه و مسخره به نظر می رسید.

18
00:01:01,980 --> 00:01:04,250
‫ما می دونیم گون موهسا چجوری کار می کنه.

19
00:01:04,550 --> 00:01:08,910
‫اونا از درد، مواد مخدر، لذت... از همه جور روشی استفاده می کنن تا بچه ها رو—

20
00:01:08,910 --> 00:01:12,690
‫هی، فکر می کنی من یه جورایی برگزیده ام؟

21
00:01:12,690 --> 00:01:16,300
‫وای خدا، این مسئولیت خیلی بزرگیه.

22
00:01:17,920 --> 00:01:19,530
‫نمی ترسی؟

23
00:01:20,300 --> 00:01:24,250
‫در بهترین حالت، حبس ابد می گیری. در بدترین حالت، مرگ در انتظاره.

24
00:01:24,770 --> 00:01:26,230
‫نمی ترسی؟

25
00:01:26,770 --> 00:01:28,630
‫خیلی می ترسم، داداش.

26
00:01:28,630 --> 00:01:34,980
‫ولی ترسیدن چیزی رو عوض نمی کنه، پس فقط میخوام تا وقتی که اینجام ازش لذت ببرم.

27
00:01:34,980 --> 00:01:37,330
‫این یه واکنش طبیعی انسانی نیست.

28
00:01:38,060 --> 00:01:40,000
‫تو تخیل نداری؟

29
00:01:40,000 --> 00:01:43,490
‫این نامردیه، رفیق! من همین الان دارم تا خرخره تخیل می کنم.

30
00:01:43,840 --> 00:01:44,890
‫فقط...

31
00:01:45,580 --> 00:01:47,520
‫نمی تونم اون چیزا رو درک کنم.

32
00:01:47,520 --> 00:01:51,230
‫منظورم اینه، جدا از چیزایی که برای من و آدمایی که دوستشون دارم خوبه...

33
00:01:52,440 --> 00:01:54,510
‫چیز دیگه ای هم هست که مهم باشه؟

34
00:01:59,510 --> 00:02:01,370
‫چه جالب.

35
00:02:02,100 --> 00:02:03,780
‫تساو، درسته؟

36
00:02:03,780 --> 00:02:06,850
‫چطوری انتخاب می کردی کی رو بکشی؟

37
00:02:07,250 --> 00:02:08,490
‫نمی دونم.

38
00:02:08,840 --> 00:02:11,050
‫فکر کنم کشتن اون آدما آسون بود.

39
00:02:12,620 --> 00:02:14,400
‫'آسون برای کشتن'؟

40
00:02:15,620 --> 00:02:18,620
‫این مرد، تالدی، چی؟

41
00:02:18,620 --> 00:02:21,410
‫اون از اداره دولتی که توش کار می کرد ناپدید شد

42
00:02:21,410 --> 00:02:24,630
‫فقط تو هفتاد ثانیه، وسط روز روشن.

43
00:02:25,000 --> 00:02:27,270
‫میگی کشتن اون آسون بود؟

44
00:02:27,980 --> 00:02:31,090
‫منظورم روشش نیست. بیشتر حسش، اوه، حسش؟

45
00:02:31,090 --> 00:02:34,660
‫منظورم اینه، اگه بخوام می تونم هر کسی رو بکشم.

46
00:02:34,660 --> 00:02:36,440
‫پس وقتی دارم انتخاب می کنم کی رو بکشم...

47
00:02:37,250 --> 00:02:40,060
‫اونایی رو انتخاب می کنم که بعدش حس بدی نداشته باشم.

48
00:02:41,130 --> 00:02:43,710
‫معیارت برای این کار چیه؟

49
00:02:43,710 --> 00:02:46,810
‫اوم، فکر کنم یه جورایی مثل غریزه است، آره؟

50
00:02:46,810 --> 00:02:49,450
‫اونا فقط... میدونی چیه؟ انگار کشتنشون کاری نداره، نه؟

51
00:02:49,890 --> 00:02:52,650
‫فهمیدم. آره، آره.

52
00:02:56,450 --> 00:02:58,380
‫باشکوه.

53
00:02:58,380 --> 00:02:59,660
‫تساو، پسر من.

54
00:03:00,840 --> 00:03:03,130
‫فکر کنم مرگ برای تو زیادی خوبه.

55
00:03:06,520 --> 00:03:08,820
‫حکمی بدتر از مرگ؟

56
00:03:09,110 --> 00:03:12,330
‫آره. تو رو محکوم می کنم به قهرمان شدن.

57
00:03:12,330 --> 00:03:13,960
‫ن-نه!

58
00:03:13,960 --> 00:03:15,710
‫یه دقیقه صبر کن! مجازات قهرمان...

59
00:03:17,300 --> 00:03:19,040
‫آره، درسته.

60
00:03:22,140 --> 00:03:25,050
‫حتی اجازه مردن هم نداری.

61
00:03:25,070 --> 00:03:35,070
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

62
00:03:40,320 --> 00:03:42,110
‫محکوم به قهرمان شدن

63
00:05:09,760 --> 00:05:14,250
‫دیدی؟ وقتی کار به عمل می رسید، من یه آدم خیلی ساده لوح بودم.

64
00:05:14,250 --> 00:05:18,260
‫هرچی بیشتر درباره یه هدف تحقیق می کردم، بیشتر فکر می کردم، 'وای، نمی تونم این یارو رو بکشم!'

65
00:05:18,260 --> 00:05:21,810
‫زن و بچه داره تو خونه! میدونی؟

66
00:05:21,810 --> 00:05:24,910
‫واسه همین هیچوقت یارو رو نمی کشتم.

67
00:05:21,810 --> 00:05:24,310
‫اون مرد هم یه قهرمانه؟

68
00:05:24,310 --> 00:05:26,560
‫مرگ بارها و بارها نتونسته اونو تغییر بده.

69
00:05:24,910 --> 00:05:28,510
‫ولی اگه مدرکی از قتل نداشتم، سازمان از دستم عصبانی می شد،

70
00:05:26,560 --> 00:05:29,080
‫ما هم این داستان رو چند ده بار شنیدیم.

71
00:05:28,510 --> 00:05:32,230
‫واسه همین صورت یه یاروی دیگه رو داغون می کردم و به جاش اونو با خودم می بردم.

72
00:05:32,230 --> 00:05:33,550
‫چه کارای عاشقانه ای...

73
00:05:32,590 --> 00:05:33,550
‫تساو.

74
00:05:34,250 --> 00:05:35,390
‫خفه شو.

75
00:05:35,390 --> 00:05:37,530
‫آه، ببخشید داداش.

76
00:05:37,530 --> 00:05:39,680
‫بازم دارم زیاده گویی می کنم؟

77
00:05:39,980 --> 00:05:42,630
‫نمیشه یه پوزبند به این یارو بزنیم؟

78
00:05:42,630 --> 00:05:45,880
‫اگه مجبور باشیم یه اتاق رو با هم شریک بشیم، کل شب رو حرف میزنه.

79
00:05:45,880 --> 00:05:48,350
‫من فقط نمی تونم سکوت رو تحمل کنم، میدونی؟

80
00:05:48,770 --> 00:05:54,790
‫از گذشته غم انگیز من خبر داری دیگه؟ من اساساً به عنوان بخشی از تمریناتم شکنجه می شدم.

81
00:05:54,790 --> 00:05:56,670
‫بعضی وقتا منو تو این سیاه چال می انداختن...

82
00:05:56,030 --> 00:05:57,040
‫خفه شو.

83
00:05:57,040 --> 00:05:58,310
‫مجبورم نکن دوباره بگم.

84
00:05:58,310 --> 00:06:00,200
‫دیدی؟ حالا زایلو عصبانیه.

85
00:06:00,200 --> 00:06:02,790
‫اوه، لعنتی! ببخشید داداش!

86
00:06:03,130 --> 00:06:05,140
‫زود باش، دوتا. تو هم معذرت خواهی کن.

87
00:06:05,960 --> 00:06:09,840
‫چرا باید معذرت خواهی کنم؟ واسه همینه که ازت متنفرم. یکم دیدگاه داشته باش.

88
00:06:09,840 --> 00:06:14,400
‫اوه، جدی میگم، دوتا. باید یاد بگیری شوخی رو تحمل کنی.

89
00:06:29,400 --> 00:06:31,530
‫خیلی پیشرفت کردن.

90
00:06:31,530 --> 00:06:34,560
‫با این سرعت احتمالاً امشب می رسن.

91
00:06:37,460 --> 00:06:39,150
‫ب-بله.

92
00:06:40,560 --> 00:06:43,800
‫خب؟ چند تا از شوالیه های محفل می مونن؟

93
00:06:43,800 --> 00:06:47,830
‫حدود پنجاه تا. همشون شوالیه های قابل اعتماد.

94
00:06:47,830 --> 00:06:49,820
‫هنوز کافی نیست.

95
00:06:49,820 --> 00:06:53,390
‫حتی با زندانی هایی که ونیتیم از زندان میلنید جمع کرده...

96
00:06:53,390 --> 00:06:55,920
‫زندانی؟ رشوه ای هم در کار بوده؟

97
00:06:55,920 --> 00:06:59,770
‫آره. جواب دادن 'همشون تو صف اعدامن، هر کاری دوست دارین باهاشون بکنین.'

98
00:07:00,730 --> 00:07:03,030
‫همون رفتاری که با زندانی ها همه جا میشه.

99
00:07:03,030 --> 00:07:06,260
‫هی، نگاه کن. فکر کنم اون ها پیشاهنگ های پریان.

100
00:07:06,260 --> 00:07:09,190
‫جدی میگی؟ بذار یه چِکی بکنیم.

101
00:07:17,090 --> 00:07:19,200
‫یه جورایی شبیه سگه.

102
00:07:19,200 --> 00:07:21,420
‫حتماً یه سیر سیثه.

103
00:07:21,420 --> 00:07:23,500
‫از این فاصله میتونه ببینه؟

104
00:07:23,500 --> 00:07:26,410
‫دیدِ این بشر غیر عادیه.

105
00:07:26,410 --> 00:07:27,950
‫تساو، میتونی از پسش بربیای؟

106
00:07:28,330 --> 00:07:30,380
‫فکر کنم باید ببینیم چی میشه.

107
00:07:30,380 --> 00:07:31,810
‫فقط...

108
00:07:33,060 --> 00:07:34,960
‫اگه خراب کردم، منو نکشی، باشه؟

109
00:07:35,500 --> 00:07:37,760
‫یه دیزی که شرکت ورکل ساخته؟

110
00:07:37,760 --> 00:07:41,150
‫آره. اعلیحضرت واسه تیراندازی از راه دور تنظیمش کرده.

111
00:07:41,650 --> 00:07:43,860
‫راستی، مطمئنی از این کار؟

112
00:07:43,860 --> 00:07:45,900
‫اگه تو گله باشه، دلم نمیخواد رفیقاشو تحریک کنم—

113
00:07:45,080 --> 00:07:46,860
‫نمیتونی بدون حرف زدن شلیک کنی؟

114
00:07:49,650 --> 00:07:51,060
‫گرفتم.

115
00:08:03,150 --> 00:08:05,510
‫دیدی؟ درست وسط خال، نه؟

116
00:08:05,510 --> 00:08:07,420
‫آره. ولی بازم دارن میان.

117
00:08:07,420 --> 00:08:08,540
‫آره، حواسم هست.

118
00:08:12,260 --> 00:08:14,550
‫میتونیم تو این مورد بهشون اعتماد کنیم؟

119
00:08:13,010 --> 00:08:14,850
‫بازم دارن میان. عجله کن.

120
00:08:14,550 --> 00:08:18,250
‫یه جفت آدم رو مخن، ولی کارو تموم میکنن.

121
00:08:14,850 --> 00:08:19,870
‫آخ، شلیک سریع با این قدرت و سرعت سخته.

122
00:08:18,250 --> 00:08:21,900
‫مخصوصاً تساو. تا حالا ندیدم یه شلیک رو هم خراب کنه.

123
00:08:19,870 --> 00:08:21,360
‫فقط عجله کن!

124
00:08:21,920 --> 00:08:23,040
‫خورد.

125
00:08:22,390 --> 00:08:25,070
‫خب، حالا بریم تله رو بذاریم.

126
00:08:23,040 --> 00:08:26,090
‫بعضی روزا فکر میکنم یه نابغه ام.

127
00:08:26,090 --> 00:08:27,470
‫باشه، یکی دیگه هم هست.

128
00:08:27,470 --> 00:08:29,060
‫دوتا-سان هیچوقت به حرف من گوش نمیده.

129
00:08:27,470 --> 00:08:28,650
‫چی؟

130
00:08:29,060 --> 00:08:31,570
‫میخوای تسلیم شی؟ حتی تو این شرایط؟

131
00:08:31,930 --> 00:08:35,510
‫یه سری آدما میخوان ما رو بکشن. ترجیح میدم این لذتو بهشون ندم.

132
00:08:35,900 --> 00:08:37,170
‫به علاوه...

133
00:08:38,060 --> 00:08:40,370
‫اون همه حرف درباره مفید بودنش...

134
00:08:42,570 --> 00:08:44,960
‫اونجا! اونجا! کنارش، میبینی؟

135
00:08:43,310 --> 00:08:48,200
‫شنیده بودم تو آدمی هستی که برای بالا رفتن از نردبون ترقی، واحد خودشو به خطر میندازه.

136
00:08:44,960 --> 00:08:45,870
‫گرفتم.

137
00:08:47,070 --> 00:08:48,550
‫هنوز یکم دیگه مونده.

138
00:08:48,550 --> 00:08:50,620
‫بابا، یه کم استراحت بدین.

139
00:08:48,790 --> 00:08:52,460
‫عجب حرف خنده داری. اصلاً شما از کدوم خانواده اشرافی هستی؟

140
00:08:52,430 --> 00:08:54,090
‫باشه، بیشترشونو زدیم.

141
00:08:52,460 --> 00:08:54,160
‫من اشراف زاده نیستم.

142
00:08:54,090 --> 00:08:55,870
‫وقت استراحته؟

143
00:08:54,160 --> 00:08:55,420
‫بعید به نظر میرسه.

144
00:08:55,420 --> 00:08:58,760
‫گالتویل گذاشته یه آدم عادی کاپیتان فرقه بشه؟

145
00:08:55,870 --> 00:08:57,850
‫نه، یکی دیگه هم هست.

146
00:08:57,850 --> 00:08:58,800
‫گرفتمش.

147
00:09:01,770 --> 00:09:03,870
‫ها؟ اون یه پریه؟

148
00:09:03,080 --> 00:09:05,850
‫عموی من یه کشیش بزرگه.

149
00:09:04,630 --> 00:09:08,200
‫پشت اون تخته سنگ؟ آره، اون یه پریه.

150
00:09:06,430 --> 00:09:09,370
‫پس یه آدم مهم تو معبد، کم و بیش.

151
00:09:09,370 --> 00:09:11,190
‫حالا فهمیدم چرا نمیدونستم.

152
00:09:11,200 --> 00:09:13,370
‫داداش، کارمون اینجا تمومه.

153
00:09:13,370 --> 00:09:15,360
‫هر شلیک یه ضربه.

154
00:09:15,770 --> 00:09:18,130
‫دوتا، تساو، همینجا بمونین و مراقب باشین.

155
00:09:18,130 --> 00:09:19,440
‫کیویا، بزن بریم.

156
00:09:23,440 --> 00:09:24,910
‫همه رو ببرین داخل!

157
00:09:24,910 --> 00:09:26,650
‫ما به مواد بیشتری اینجا نیاز داریم!

158
00:09:26,650 --> 00:09:29,810
‫کاپیتان همین الانشم داره میره. تمومش کنین!

159
00:09:42,770 --> 00:09:45,260
‫شما میمونین، کاپیتان کیویا؟

160
00:09:45,900 --> 00:09:52,370
‫موندن برای تماشای مرگ قهرمان ها به نظرم خیلی جالب نیست، ولی برای سلامتیتون دعا میکنم.

161
00:09:54,580 --> 00:09:57,550
‫منم برای سلامتیت دعا میکنم، کیویا.

162
00:09:58,250 --> 00:10:00,780
‫پلمری، نزدیک بمون.

163
00:10:01,150 --> 00:10:03,070
‫اون قاتل الهه است.

164
00:10:03,070 --> 00:10:04,240
‫تو حرومزاده.

165
00:10:04,240 --> 00:10:06,850
‫بله، هورد. نزدیک میمونم.

166
00:10:08,720 --> 00:10:13,170
‫هورد، من تو نقشم مفید بودم؟

167
00:10:13,170 --> 00:10:15,660
‫تو عالی بودی. هیچ جای شکی نیست.

168
00:10:16,330 --> 00:10:17,530
‫در این صورت...

169
00:10:18,350 --> 00:10:21,470
‫نمیخوای بگی، 'آفرین، پلمری'؟

170
00:10:22,430 --> 00:10:23,760
‫بسیار خب.

171
00:10:24,400 --> 00:10:25,990
‫آفرین، پلمری.

172
00:10:30,480 --> 00:10:32,490
‫پس ما رو ببخشید.

173
00:10:40,450 --> 00:10:42,550
‫اون نهمین الهه است؟

174
00:10:42,550 --> 00:10:44,860
‫آره. الهه پلمری.

175
00:10:45,220 --> 00:10:50,460
‫اون با کاپیتان رتبه نهم شوالیه های مقدس، هورد کلیویوس، پیمان بسته. میشناسیش؟

176
00:10:50,460 --> 00:10:54,240
‫خانوادش زمین های زیادی تو جنوب دارن.

177
00:10:54,240 --> 00:10:57,420
‫شراب ساخت کلیویوس یه جور خوراک لذیذ به حساب میاد.

178
00:10:57,750 --> 00:10:58,920
‫ولی...

179
00:10:58,920 --> 00:11:02,190
‫چیزی که اون اونجا گذاشته اصلا شبیه شراب نیست.

180
00:11:04,990 --> 00:11:07,370
‫پسر، خطرناک به نظر میرسه.

181
00:11:07,370 --> 00:11:11,770
‫پس ما داریم ارباب شیطانی رو میکشونیم اینجا و بشکه ها رو منفجر میکنیم، ها؟

182
00:11:11,770 --> 00:11:15,000
‫آره. تا ابلیس رو به طور مداوم با سم بکشیم.

183
00:11:15,000 --> 00:11:17,510
‫و این همه مونو هم میکشه، ها؟

184
00:11:17,980 --> 00:11:19,320
‫لعنتی، این بده.

185
00:11:19,910 --> 00:11:21,700
‫یه جورایی عصبیم میکنه، حتی.

186
00:11:21,700 --> 00:11:24,420
‫شاید حتی منو به کشتن یه نفر بکشونه!

187
00:11:24,420 --> 00:11:27,660
‫ها؟ چی گفتی؟

188
00:11:28,430 --> 00:11:29,750
‫دنبال دعوایی؟!

189
00:11:31,310 --> 00:11:34,740
‫شما قهرمان های حال بهم زن بهتره حواستون به-

190
00:11:34,740 --> 00:11:36,310
‫تمومش کن، زافلک.

191
00:11:37,420 --> 00:11:38,580
‫باشه.

192
00:11:42,880 --> 00:11:45,080
‫چرا باید کسی رو بکشی؟

193
00:11:45,080 --> 00:11:46,990
‫باید عصبانیتمو یه جوری خالی کنم.

194
00:11:46,990 --> 00:11:50,500
‫نگو که وقتی عصبانی میشی تا حالا به یه سنگ لگد نزدی، داداش.

195
00:11:50,500 --> 00:11:52,560
‫آدما سنگ نیستن.

196
00:11:52,560 --> 00:11:54,860
‫هی، این برتری طلبیه انسانه!

197
00:11:54,860 --> 00:11:57,290
‫انسان ها فقط یه بخش از دنیای بزرگ ما هستن.

198
00:11:57,290 --> 00:11:59,470
‫خوب نیست که بهشون رفتار ویژه ای داشته باشیم.

199
00:11:59,470 --> 00:12:01,570
‫پیدات کردم، زایلو!

200
00:12:01,570 --> 00:12:03,290
‫آخ، الهه!

201
00:12:03,290 --> 00:12:05,320
‫از اینکه اینجا رو نگه داری خوشت میاد؟

202
00:12:06,190 --> 00:12:07,980
‫تعارفاتتو نگه دار واسه خودت.

203
00:12:07,980 --> 00:12:10,780
‫بدون اینکه بهم بگی رفتی.

204
00:12:10,780 --> 00:12:13,220
‫این رفتار در شان شوالیه من نیست.

205
00:12:13,220 --> 00:12:14,410
‫تئوریتا-ساما.

206
00:12:14,410 --> 00:12:16,900
‫ما فقط داشتیم وظایفمونو انجام میدادیم.

207
00:12:16,900 --> 00:12:18,120
‫لطفا بهمون رحم کن.

208
00:12:24,720 --> 00:12:25,840
‫زایلو.

209
00:12:26,430 --> 00:12:29,600
‫انگار از گشت زنی با کیویا خوشت اومده.

210
00:12:29,600 --> 00:12:32,360
‫گشت زنی خوشایند اصلا وجود نداره.

211
00:12:32,360 --> 00:12:34,380
‫ت-تئوریتا-ساما...

212
00:12:34,380 --> 00:12:36,900
‫من این توت هارو از جنگل چیدم.

213
00:12:37,830 --> 00:12:39,540
‫خیلی هم شیرینن.

214
00:12:42,400 --> 00:12:43,740
‫تو داشتی توت میچیدی...

215
00:12:43,900 --> 00:12:45,240
‫توی جنگل...

216
00:12:45,410 --> 00:12:46,770
<i>‫باهم؟!</i>

217
00:12:47,200 --> 00:12:49,230
‫حتما خیلی خوش گذشته.

218
00:12:49,230 --> 00:12:52,910
‫ن... نه، من فقط داشتم وظیفمو انجام میدادم—

219
00:12:49,800 --> 00:12:51,000
‫نقشه داری؟

220
00:12:51,000 --> 00:12:52,060
‫آره.

221
00:12:53,200 --> 00:12:55,260
‫زایلو! شوالیه من!

222
00:12:55,260 --> 00:12:57,980
‫من کار گروه نهم شوالیه های مقدس رو دیدم.

223
00:12:56,180 --> 00:12:57,530
‫بیا، داداش.

224
00:12:57,530 --> 00:12:58,270
‫ممنون.

225
00:12:58,840 --> 00:12:59,770
‫اوه، واقعا؟

226
00:13:01,060 --> 00:13:03,060
‫انقدر بی تفاوت نباش!

227
00:13:03,060 --> 00:13:06,950
‫شنیدی چی میگم؟ الهه‌شون هفت بار نوازش شده!

228
00:13:06,950 --> 00:13:09,770
‫هفت بار تو یه روز!

229
00:13:09,770 --> 00:13:11,480
‫منظورت چیه؟

230
00:13:11,680 --> 00:13:14,600
‫من حتی یه بار هم نوازش نشدم!

231
00:13:14,600 --> 00:13:18,520
‫نمیگم هفت بار منو نوازش کن، ولی نصفشم...

232
00:13:19,320 --> 00:13:22,870
‫من حتی یه بار هم نوازش نشدم!

233
00:13:26,070 --> 00:13:26,950
‫اوه، واقعا؟

234
00:13:29,250 --> 00:13:31,630
‫چرا نمیفهمی؟!

235
00:13:30,930 --> 00:13:33,200
‫خلاصه اینکه، ما کمبود نیرو داریم.

236
00:13:31,630 --> 00:13:33,540
‫ش... شوالیه من!

237
00:13:33,540 --> 00:13:37,910
‫لطفا، لطفا منو نوازش کن!

238
00:13:33,720 --> 00:13:36,880
‫با این وضع، پریا از رومون رد میشن.

239
00:13:36,880 --> 00:13:37,920
‫سروان کیویا.

240
00:13:38,160 --> 00:13:40,470
‫یه گروه ناشناس از مردا پشت دروازه پشتی هستن.

241
00:13:40,470 --> 00:13:42,630
‫میگن اومدن این آقا رو ببینن.

242
00:13:43,700 --> 00:13:44,820
‫منو ببینن؟

243
00:13:47,160 --> 00:13:48,490
‫شماها...

244
00:13:48,800 --> 00:13:51,840
‫شنیدیم یه ماموریت غیرممکن تو قلعه بهت دادن.

245
00:13:52,260 --> 00:13:56,980
‫شاید حتی معدنچی های بی ارزشی مثل ما هم بتونن کمکی کنن؟

246
00:14:01,200 --> 00:14:03,700
‫میدونین با چی طرفیم، درسته؟

247
00:14:03,700 --> 00:14:08,730
‫ما میخوایم به پادشاه و قهرمانایی که جونمونو نجات دادن کمک کنیم، همونطور که هر مردی میکنه.

248
00:14:08,730 --> 00:14:12,430
‫ببخشید، ولی ما نه از خانواده سلطنتی هستیم نه قهرمان.

249
00:14:12,430 --> 00:14:14,080
‫برگردین پیش خونواده هاتون.

250
00:14:14,080 --> 00:14:16,550
‫این کار رو واسه خودمون هم داریم می کنیم.

251
00:14:17,420 --> 00:14:21,160
‫همه‌مون اهل دهات همین دور و براییم.

252
00:14:21,160 --> 00:14:25,120
‫اگه این قلعه هم به سرنوشت معدن دچار شه،

253
00:14:25,120 --> 00:14:28,380
‫هم زندگیمونو از دست می‌دیم، هم خونه‌هامونو.

254
00:14:30,890 --> 00:14:34,150
‫می‌فهمم چی می‌گید، ولی بعد از اینکه جونتونو نجا—

255
00:14:34,150 --> 00:14:36,600
‫خوش اومدید، مردم من!

256
00:14:35,900 --> 00:14:36,880
‫اعلی‌حضرت!

257
00:14:36,600 --> 00:14:39,870
‫شما جنگجوهای قلمرو من هستید.

258
00:14:36,880 --> 00:14:38,020
‫خودشه واقعاً!

259
00:14:38,020 --> 00:14:41,370
‫خیلی شجاع و قویه.

260
00:14:39,870 --> 00:14:42,310
‫شما قهرمان‌های واقعی امروز هستید.

261
00:14:42,310 --> 00:14:45,170
‫اعلی‌حضرت، تشویقشون نکنید.

262
00:14:45,170 --> 00:14:47,290
‫چرا که نه، فرمانده زایلو؟

263
00:14:47,290 --> 00:14:50,090
‫نیروهای ما در حال حاضر خیلی تحلیل رفتن.

264
00:14:50,460 --> 00:14:52,030
‫می‌دونم.

265
00:14:52,340 --> 00:14:53,370
‫ولی این مردا—

266
00:14:53,370 --> 00:14:56,670
‫البته، من هیچ‌وقت از مردمم نمی‌خوام که جونشونو هدر بدن.

267
00:14:56,670 --> 00:14:59,530
‫ولی کمکشونو قبول می‌کنم.

268
00:15:00,660 --> 00:15:08,400
‫تحت نظر من، اونا می‌تونن حتی پیچیده‌ترین تنظیمات مهر مقدس رو هم انجام بدن.

269
00:15:09,500 --> 00:15:12,170
‫با این خدمتکارای وفادار تاج و تخت کنارمون،

270
00:15:12,170 --> 00:15:16,470
‫این قلعه واقعاً تسخیرناپذیر می‌شه.

271
00:15:17,170 --> 00:15:21,520
‫و با هم پیروزی رو به دست میاریم!

272
00:15:23,540 --> 00:15:25,230
‫بله، اعلی‌حضرت.

273
00:15:25,830 --> 00:15:27,030
‫دنبال من بیاید!

274
00:15:27,030 --> 00:15:29,540
‫بزن بریم سر کار!

275
00:15:29,540 --> 00:15:35,720
‫اعلی‌حضرت! اعلی‌حضرت! اعلی‌حضرت! اعلی‌حضرت!

276
00:15:43,540 --> 00:15:47,240
‫خب، تا اینجا که همه‌چی طبق نقشه پیش رفته.

277
00:15:47,900 --> 00:15:49,390
‫خب، زایلو...

278
00:15:49,800 --> 00:15:52,060
‫لطفاً طرح رو توضیح بده.

279
00:15:53,430 --> 00:15:55,630
‫تاتساویا راه زیرزمینی رو مسدود می‌کنه.

280
00:15:56,130 --> 00:15:58,690
‫بیست نفر از شوالیه های نظام رو باهاش می‌خوام.

281
00:15:59,870 --> 00:16:03,170
‫تساو دم در پشتیه. هرکی نزدیک شد رو بزن.

282
00:16:03,170 --> 00:16:05,150
‫آخ جون، وقت درخشش منه.

283
00:16:05,740 --> 00:16:07,650
‫راستی، دوتا-سان کجاست؟

284
00:16:07,650 --> 00:16:09,910
‫یه کار دیگه داره که باید انجام بده.

285
00:16:09,910 --> 00:16:12,980
‫بعدش، معدنچی‌ها دم در جلویی، قسمت پشتی، باشن.

286
00:16:13,310 --> 00:16:15,520
‫می‌خوام از شوالیه‌ها پشتیبانی کنن.

287
00:16:15,520 --> 00:16:19,150
‫دستور دادن پل متحرک رو بالا نکشیم، پس جای خطرناکیه.

288
00:16:19,150 --> 00:16:22,230
‫به خودتون فشار نیارید. فقط سعی کنید نصف روز دووم بیارید.

289
00:16:22,690 --> 00:16:25,150
‫ما روی تنظیم مهرهای مقدس کار می‌کنیم.

290
00:16:25,760 --> 00:16:28,260
‫تو چیکار می‌کنی، زایلو؟

291
00:16:29,610 --> 00:16:30,950
‫حمله می‌کنم.

292
00:16:34,540 --> 00:16:36,450
‫این رفیق منه.

293
00:16:37,840 --> 00:16:39,030
‫خب، گوش کنید.

294
00:16:39,030 --> 00:16:43,980
‫تا جایی که می‌تونید جلوی پیشروی پری‌ها رو بگیرید تا خود ابلیس بیاد بیرون.

295
00:16:43,980 --> 00:16:48,870
‫قبل از اینکه بتونه به قلعه برسه، از یه تله که از قبل گذاشتیم استفاده می‌کنم...

296
00:16:49,890 --> 00:16:51,230
‫تا کارشو تموم کنم.

297
00:16:51,770 --> 00:16:55,280
‫این تنها راهیه که همه‌مون زنده می‌مونیم.

298
00:16:56,090 --> 00:16:58,080
‫یه کم استراحت بدید دیگه!

299
00:16:58,080 --> 00:16:59,020
‫می‌کشمت!

300
00:16:59,020 --> 00:17:00,540
‫به ما دستور نده!

301
00:17:01,270 --> 00:17:04,740
‫چرا باید کاری رو که یه قهرمان بهمون میگه انجام بدیم؟

302
00:17:04,740 --> 00:17:07,750
‫ها؟ شماها که از نژاد پست‌ترید.

303
00:17:07,750 --> 00:17:09,870
‫ای حرومزاده‌ی الهه‌کُش!

304
00:17:16,040 --> 00:17:18,590
‫داداشو عصبانی نکن، باشه؟

305
00:17:19,340 --> 00:17:22,190
‫نمی‌خوام با عواقبش روبرو شم.

306
00:17:22,190 --> 00:17:25,070
‫چ-چرا بهم شلیک نکردی؟

307
00:17:25,070 --> 00:17:29,650
‫چرا؟ چون تو از اون یارو گنده‌تر و قوی‌تری.

308
00:17:29,650 --> 00:17:32,190
‫تو کمک بزرگ‌تری به این هدف می‌کنی.

309
00:17:36,530 --> 00:17:37,870
‫داداش...

310
00:17:39,470 --> 00:17:43,370
‫تساو. فکر کنم خیلی مؤثر بود...

311
00:17:43,900 --> 00:17:45,430
‫ولی دیگه این کارو نکن.

312
00:17:50,730 --> 00:17:53,450
‫آها، درسته. باید همون موقع می‌کُشتمش دیگه...

313
00:17:53,450 --> 00:17:54,610
‫آخ!

314
00:17:54,610 --> 00:17:58,190
‫اشتباهه. ببرش داخل و با یه مُهر مقدس جلوی خونریزی‌شو بگیر.

315
00:18:07,180 --> 00:18:09,140
‫آره؟ چی می‌خواستی؟

316
00:18:09,140 --> 00:18:12,310
‫یه پیام مُهر و موم شده برات اومده، زایلو.

317
00:18:12,810 --> 00:18:13,810
‫از طرف...

318
00:18:13,810 --> 00:18:16,280
‫نمی‌خوامش. بسوزونش.

319
00:18:17,400 --> 00:18:22,430
‫ام، ولی از طرف فرنسی ماستیبولتِ.

320
00:18:22,430 --> 00:18:26,690
‫ماستیبولتا یه خاندان از شبح‌های جنوبن، درسته؟

321
00:18:26,690 --> 00:18:29,330
‫می‌خوان یکم سرباز بهمون قرض بدن.

322
00:18:29,330 --> 00:18:35,600
‫شخصاً فکر می‌کنم کمکشون بدردمون بخوره.

323
00:18:36,280 --> 00:18:37,220
‫فکر نمی‌کنی...

324
00:18:38,470 --> 00:18:40,540
‫این بحث تمومه.

325
00:18:41,660 --> 00:18:44,010
‫ا-البته.

326
00:18:44,010 --> 00:18:47,350
‫هرچند که واقعاً به اون دو هزار سرباز نیاز داریم.

327
00:18:47,690 --> 00:18:50,980
‫مهم‌تر از اون، هنوز جیس و راینو رو نیاوردیم اینجا؟

328
00:18:50,980 --> 00:18:55,730
‫جیس گفت: 'من از این که نیلی رو اونجوری تحت فشار بذارم امتناع می‌کنم. برو بمیر.'

329
00:18:55,730 --> 00:18:57,800
‫راینو هم که کلاً منو نادیده گرفت.

330
00:18:58,230 --> 00:19:01,610
‫داوطلب شد که قهرمان باشه، ولی اون جنبه‌ش هیچوقت تغییر نمی‌کنه.

331
00:19:02,010 --> 00:19:03,470
‫مزدورا چی؟

332
00:19:03,470 --> 00:19:07,190
‫سعی کردم باهاشون تماس بگیرم، ولی چون نمی‌تونیم پول بدیم...

333
00:19:07,190 --> 00:19:09,300
‫دوتا رفته دنبال جمع کردن پول.

334
00:19:09,300 --> 00:19:11,160
‫فقط امیدوارم به موقع برسیم.

335
00:19:12,530 --> 00:19:14,350
‫صبح بخیر. بیاریدش داخل.

336
00:19:15,730 --> 00:19:18,020
‫باید اون معدنچی‌ها رو از خط مقدم دور کنیم.

337
00:19:18,550 --> 00:19:21,630
‫باید آخرالزمان شده باشه که مردایی مثل اونا رو مجبور به جنگیدن کنیم.

338
00:19:23,330 --> 00:19:25,040
‫آخرالزمان، ها؟

339
00:19:25,720 --> 00:19:28,360
‫اعلی‌حضرت، بعدش می‌خواین چیکار کنیم؟

340
00:19:27,890 --> 00:19:29,170
‫زایلو.

341
00:19:28,880 --> 00:19:31,640
‫همونجا نگهش دار. من جاشو تنظیم می‌کنم.

342
00:19:30,400 --> 00:19:33,150
‫تصور کن، فقط به عنوان یه آزمایش فکری...

343
00:19:31,640 --> 00:19:32,310
‫بله، قربان.

344
00:19:34,220 --> 00:19:38,440
‫اگه یه سری آدم اون بیرون بودن که واقعاً می‌خواستن به بشریت خاتمه بدن...

345
00:19:38,680 --> 00:19:40,100
‫اونوقت چی فکر می‌کردی؟

346
00:19:45,340 --> 00:19:46,370
‫چی؟

347
00:19:47,460 --> 00:19:50,690
‫از تئوری‌های توطئه خوشت میاد، زایلو؟

348
00:19:51,500 --> 00:19:56,180
‫این بی‌فایده‌ست. من همه اون مقاله‌های چرت و پرتی که نوشتی رو می‌دونم.

349
00:19:56,180 --> 00:19:59,510
‫درباره پرستش‌کننده‌های ارباب شیاطین و طرفدارای همزیستی و اینا.

350
00:19:59,510 --> 00:20:02,050
‫معلومه که همه‌ش رو از خودت درآوردی.

351
00:20:02,050 --> 00:20:05,290
‫خب، می‌فهمم چرا این فکر رو می‌کنی.

352
00:20:06,770 --> 00:20:09,150
‫ولی اگه یه گروهی اون بیرون باشه که

353
00:20:09,150 --> 00:20:12,320
‫شیطان‌ها رو بپرستن یا دنبال همزیستی باهاشون باشن،

354
00:20:12,320 --> 00:20:16,030
‫و کاری کنن که بشریت این جنگ رو ببازه...

355
00:20:17,060 --> 00:20:22,860
‫این نقشه مسخره رو توضیح نمی‌ده؟

356
00:20:27,190 --> 00:20:29,500
‫اگه واقعاً همچین آدمایی وجود داشتن،

357
00:20:30,210 --> 00:20:33,210
‫باید کثیف‌ترین آشغالای روی زمین باشن.

358
00:20:49,260 --> 00:20:51,390
‫ارباب شیطانی هنوز خیلی دوره.

359
00:20:52,280 --> 00:20:53,810
‫رسیدن، شوالیه من.

360
00:20:54,580 --> 00:20:55,890
‫کویسته بودارها.

361
00:20:56,250 --> 00:20:58,440
‫پیشقراول‌های ارتش.

362
00:20:59,950 --> 00:21:01,140
‫خیلی خب.

363
00:21:01,600 --> 00:21:03,010
‫داره شروع می‌شه.

364
00:21:06,450 --> 00:21:10,120
‫آینده بشریت به این نبرد بستگی داره.

365
00:21:10,120 --> 00:21:12,510
‫باید از سرزمین‌مون محافظت کنیم.

366
00:21:12,510 --> 00:21:15,120
‫همه آماده شید.

367
00:21:16,520 --> 00:21:20,190
‫اعلی‌حضرت، بهتون گفتم بمونید پشتیبانی، لعنتی.

368
00:21:20,920 --> 00:21:22,090
‫حالا...

369
00:21:22,470 --> 00:21:23,860
‫آتش!

370
00:21:34,130 --> 00:21:36,180
‫سنگرها رو فعال کنید!

371
00:21:51,380 --> 00:21:53,530
‫خوب کردید، سربازها.

372
00:21:53,530 --> 00:21:56,670
‫حمله شجاعانه‌تون اون‌ها رو عقب رونده!

373
00:21:56,670 --> 00:21:59,010
‫آره!

374
00:21:59,010 --> 00:22:01,320
‫حالا، شلیک بعدی رو آماده کنید!

375
00:22:01,670 --> 00:22:04,970
‫اعلی‌حضرت خیلی به خط مقدم نزدیکه.

376
00:22:06,500 --> 00:22:10,810
‫آقای ونِتیم، اگه یه اتفاقی برای اعلی‌حضرت بیفته، کارمون تمومه، درسته؟

377
00:22:09,210 --> 00:22:10,810
‫رسیدن! آتش!

378
00:22:11,290 --> 00:22:13,760
‫خیلی سعی کردم منصرفش کنم،

379
00:22:11,430 --> 00:22:13,750
‫لعنتی! خطا رفت!

380
00:22:13,760 --> 00:22:15,390
‫ولی گوش نکرد.

381
00:22:16,510 --> 00:22:20,900
‫آقای ونِتیم، اگه نمی‌تونید کسی رو از کاری منصرف کنید، اصلاً به چه دردی می‌خورید؟

382
00:22:21,400 --> 00:22:24,240
‫این حرف خیلی بی‌ادبانه‌ست، تساو.

383
00:22:25,570 --> 00:22:27,420
‫راه رو برای سواره‌نظام باز کنید!

384
00:22:27,420 --> 00:22:29,610
‫از کاپیتان کیویا حمایت کنید!

385
00:22:29,610 --> 00:22:30,620
‫آتش!

386
00:22:33,060 --> 00:22:34,120
‫بزن بریم!

387
00:22:34,120 --> 00:22:36,080
‫شوالیه‌های رده سیزدهم...

388
00:22:36,410 --> 00:22:38,900
‫حمله!

389
00:22:38,920 --> 00:22:48,920
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی:
@talafilm_top

390
00:22:48,950 --> 00:22:58,950
کانال ما در تلگرام
@talafilm_top
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده

391
00:23:02,650 --> 00:23:03,630
‫زوفلک!

392
00:23:04,210 --> 00:23:04,900
‫خانم!

393
00:23:05,200 --> 00:23:07,290
‫سواره‌نظام، برگردید!

394
00:23:08,570 --> 00:23:11,780
‫همین‌طور آزارشون بدید! نذارید به قلعه نزدیک بشن!

395
00:23:12,820 --> 00:23:16,380
‫واقعاً خیلی تاثیرگذارن.

396
00:23:17,210 --> 00:23:19,760
‫داداش، اون چیه اونجا؟

397
00:23:23,430 --> 00:23:25,270
‫اون...

398
00:23:26,140 --> 00:23:29,110
‫آره، می‌بینمش.

399
00:23:34,540 --> 00:23:36,650
‫فقط نمی‌خواستم باور کنم.

400
00:23:37,840 --> 00:23:39,690
‫اون‌ها انسانن؟!

401
00:23:37,840 --> 00:23:39,690
‫انسان‌ها؟

402
00:23:37,840 --> 00:23:39,690
‫آدما.

403
00:23:42,330 --> 00:23:43,290
‫تیرهای آتیشی؟

404
00:23:43,290 --> 00:23:44,140
‫مواظب باشین!

405
00:23:44,140 --> 00:23:46,100
‫سنگر آتیش گرفته!

406
00:23:46,530 --> 00:23:47,690
‫ا-این خیلی بده!

407
00:23:47,690 --> 00:23:51,020
‫مهرهای مقدس خراب شدن!

408
00:23:51,020 --> 00:23:52,750
‫بشکه‌ها رو بپوشونین!
‫نذارین آتیش بگیرن!

409
00:23:56,790 --> 00:23:58,240
‫موج دوم داره میاد!

410
00:23:58,240 --> 00:23:59,740
‫تعدادشون خیلی زیاده!

411
00:23:59,740 --> 00:24:01,700
‫نمیتونیم همه‌شون رو از بین ببریم!

412
00:24:01,700 --> 00:24:03,120
‫لعنتی.

413
00:24:03,120 --> 00:24:06,960
‫دروازه جلویی دووم نمیاره!
‫الان میشکننش!

414
00:24:09,340 --> 00:24:10,810
‫لعنت به همه‌چی.

415
00:24:10,810 --> 00:24:14,120
‫اگه اینجوری پیش بره، قبل از اینکه ‫ارباب شیاطین پیداش بشه...

416
00:24:11,810 --> 00:24:13,080
‫اونا اومدن تو!

417
00:24:13,080 --> 00:24:14,370
‫آتیشو خاموش کنین!

418
00:24:23,490 --> 00:24:25,610
‫...همه‌مون میمیریم.