1
00:00:11,991 --> 00:00:18,785
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:18,810 --> 00:00:19,890
‫لعنت بهت، جیمی

3
00:00:19,890 --> 00:00:21,930
‫- سلام، بابا
‫- سلام

4
00:00:21,930 --> 00:00:24,480
‫تا حالا شده بعضی شبا...

5
00:00:24,480 --> 00:00:28,620
‫خیلی بهت خوش بگذره و
‫دلت باز هم بخواد اون کار رو بکنی اما

6
00:00:28,620 --> 00:00:30,320
‫کاملاً پشیمون باشی؟

7
00:00:30,320 --> 00:00:32,780
‫نه، نه، نشده

8
00:00:32,780 --> 00:00:34,820
‫اما خیلی جالبه

9
00:00:34,820 --> 00:00:37,370
‫برو یه دوش بگیر.
‫بوی تکیلا میدی

10
00:00:37,950 --> 00:00:40,080
‫خودم که نخوردم.
‫فقط توش غلت زدم

11
00:00:40,910 --> 00:00:43,240
‫بعید بدونم این کار از خوردنش بهتر باشه

12
00:00:43,710 --> 00:00:47,380
‫نمی‌دونم چرا بچه که بودم،
‫این‌قدر از «اسنافل‌آپوگاس» می‌ترسیدم

13
00:00:47,380 --> 00:00:48,750
‫نه، کاملاً حق داشتی

14
00:00:48,750 --> 00:00:50,090
‫- یه خرطوم درازی داشت...
‫- آره

15
00:00:50,090 --> 00:00:51,550
‫...کلی انرژی منفی داشت

16
00:00:51,550 --> 00:00:53,800
‫آدم بزرگ‌ها تا سال ۱۹۸۵ نمی‌تونستن ببیننش

17
00:00:53,800 --> 00:00:55,200
‫تو پرسش و پاسخ «سسمی استریت» بود

18
00:00:55,200 --> 00:00:57,840
‫امیدوارم این موضوع بعدیِ
‫مسابقه‌ی اطلاعات عمومی باشه

19
00:00:57,850 --> 00:01:00,100
‫اگه می‌خوایم باز هم برنده شیم،
‫باید بیشتر شیم

20
00:01:00,100 --> 00:01:01,890
‫چه خبر از آشنایی با بقیه‌ی آدم‌ها؟

21
00:01:01,920 --> 00:01:05,770
‫آدم وقتی بزرگ میشه،
‫خیلی سخته براش که دوست پیدا کنه

22
00:01:05,770 --> 00:01:08,770
‫باید چی‌کار کنم؟
‫عضو یه گروه بداهه‌گویی شم؟

23
00:01:08,770 --> 00:01:11,570
‫البته خود من همین‌طوریم.
‫اینا کسایین که توی حلقه‌ی نزدیکانمن

24
00:01:11,570 --> 00:01:13,280
‫همسایه‌ی بهترین دوستم که مُرده،

25
00:01:13,280 --> 00:01:15,740
‫دوست‌دختر سابقِ شوهرِ سابقم و
‫مامانم

26
00:01:15,740 --> 00:01:18,530
‫اما باید بیشتر از لاکت بیای بیرون

27
00:01:18,530 --> 00:01:22,410
‫شاید بهتره بپذیرم که تقدیرم این بوده که
‫تنها باشم

28
00:01:22,410 --> 00:01:24,450
‫دست بردار مایا...

29
00:01:24,450 --> 00:01:27,000
‫آدم‌های مناسب خودت رو پیدا می‌کنی

30
00:01:27,000 --> 00:01:28,790
‫یادت نره، الان هم دیگه تنها نیستی

31
00:01:28,790 --> 00:01:31,550
‫شریک ‫مسابقه‌ی اطلاعات عمومیت رو داری، من

32
00:01:31,550 --> 00:01:33,460
‫هنوز مشخص نشده موضوع هفته‌ی بعدی چیه؟

33
00:01:33,460 --> 00:01:34,880
‫پارک‌های ملی

34
00:01:34,880 --> 00:01:36,340
‫ای گندش بزنن

35
00:01:36,340 --> 00:01:39,720
‫تیم مردهای موگوجه‌ای حامی محیط زیست،
‫می‌کنن‌مون توی قوطی

36
00:01:39,720 --> 00:01:42,180
‫آره، باید «اسموکی خرسه» رو
‫بیاریم تا برنده شیم

37
00:01:42,180 --> 00:01:43,240
‫واقعاً؟

38
00:01:43,810 --> 00:01:45,220
‫صبح به‌خیر

39
00:01:45,230 --> 00:01:48,400
‫با خودم موفین‌های خوشگل خونگی آوردم

40
00:01:49,230 --> 00:01:50,230
‫خیلی خب

41
00:01:51,520 --> 00:01:53,230
‫نه، برای تو نیستن

42
00:01:53,230 --> 00:01:54,530
‫امروز باید نوار قلب بدی

43
00:01:54,530 --> 00:01:57,070
‫رک و پوست‌کنده، این یه رشوه‌ست.
‫واسه متیو کمک می‌خوایم

44
00:01:57,070 --> 00:01:58,150
‫چی شده؟

45
00:01:58,160 --> 00:02:00,320
‫خیلی وقته که راهش رو گم کرده

46
00:02:00,320 --> 00:02:03,780
‫بهش گفتم،‌ «چیزی که دورمون پُره، مشاوره.
‫با یکی‌شون حرف بزن»

47
00:02:03,790 --> 00:02:05,350
‫قبول کرد

48
00:02:05,360 --> 00:02:06,400
‫تو رو هم انتخاب کرد

49
00:02:06,400 --> 00:02:09,920
‫چون به‌نظرش خیلی باهوش و
‫مهربون و خفنی

50
00:02:09,920 --> 00:02:11,040
‫متیو این رو گفت؟

51
00:02:11,040 --> 00:02:13,090
‫- نه
‫- ای خدا، عزیزم

52
00:02:13,090 --> 00:02:14,170
‫داشت باورش می‌شد

53
00:02:14,170 --> 00:02:16,800
‫گوش کن، لازم نیست قانعش کنیم

54
00:02:16,800 --> 00:02:18,220
‫بهمون مدیونه

55
00:02:18,220 --> 00:02:20,640
تا یه سال ما دخترت رو بزرگ کردیم

56
00:02:20,640 --> 00:02:22,970
‫لیز، برنامه‌ داری تا ابد این رو بگی یا

57
00:02:22,970 --> 00:02:24,380
‫فقط وقتایی که چیزی لازم داری؟

58
00:02:24,380 --> 00:02:25,720
‫هنوز تصمیم نگرفتم

59
00:02:25,720 --> 00:02:27,770
‫آلیس، کمکم کن بهش عذاب وجدان بدم

60
00:02:27,770 --> 00:02:29,060
‫نکن

61
00:02:29,060 --> 00:02:31,560
‫لیز فقط غذا بهم نمی‌داد

62
00:02:31,560 --> 00:02:32,810
‫می‌رسوندم مدرسه

63
00:02:32,810 --> 00:02:35,070
‫- واسه کنکور کمکم می‌کرد
‫- آره

64
00:02:35,070 --> 00:02:37,510
‫لیز بردش دندون‌پزشکی که ارتودنسی کنه

65
00:02:37,510 --> 00:02:38,700
‫من بردمش پیش دکتر زنان

66
00:02:38,700 --> 00:02:39,820
‫- ای خدا
‫- خیلی خب

67
00:02:39,820 --> 00:02:42,160
‫واسه اون لازم نبود بیای تو سالن انتظار

68
00:02:42,160 --> 00:02:43,450
‫می‌تونستی تو پارکینگ بمونی

69
00:02:43,450 --> 00:02:46,370
‫خیلی خب. من سه تا پسر دارم.
‫سؤال داشتم

70
00:02:46,370 --> 00:02:47,830
‫- من رفتم
‫- جیمی

71
00:02:47,830 --> 00:02:49,330
‫- بله؟
‫- ازت کمک می‌خوایم

72
00:02:49,330 --> 00:02:54,000
‫با من حرف نمی‌زنه و امیدوار بودم که
‫شاید با تو حرف بزنه

73
00:02:54,710 --> 00:02:55,920
‫دلم برای بچه‌م تنگ شده

74
00:02:57,550 --> 00:03:00,510
‫حتماً. باشه. ببینم چه کاری از دستم بر میاد

75
00:03:00,510 --> 00:03:02,220
‫ممنون. ممنون

76
00:03:03,640 --> 00:03:05,310
‫یه چیز باحالی یاد گرفتم...

77
00:03:06,010 --> 00:03:07,680
‫واژن خودش رو تمیز می‌کنه

78
00:03:08,230 --> 00:03:09,480
‫مثل جاروبرقی‌های هوشمند

79
00:03:09,490 --> 00:03:10,560
‫فکر نکنم درست باشه

80
00:03:10,560 --> 00:03:11,810
‫درسته

81
00:03:12,650 --> 00:03:14,360
‫سلام،‌ پاول، خواستم بدونم میشه...

82
00:03:14,360 --> 00:03:15,440
‫مگ رو نگاه

83
00:03:15,440 --> 00:03:17,020
‫- جیمی رو نگاه
‫- پاول رو نگاه

84
00:03:17,030 --> 00:03:18,280
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

85
00:03:18,280 --> 00:03:19,530
‫به‌خدا اگه بدونم

86
00:03:19,530 --> 00:03:21,700
‫من رو رسوند.
‫خواست یکم قهوه بخوره

87
00:03:21,700 --> 00:03:23,200
‫دیشب رفته ‌بود پیاده‌روی

88
00:03:23,200 --> 00:03:25,010
‫تا ۴ صبح برنگشت

89
00:03:26,620 --> 00:03:28,540
‫- چیه؟
‫- وای، من...

90
00:03:28,540 --> 00:03:31,110
‫من هیچ‌وقت این وقت شب نمیرم بدوم

91
00:03:31,540 --> 00:03:33,540
‫می‌ترسم بهم تعرض بشه

92
00:03:33,540 --> 00:03:34,610
‫تعرضِ جنسی

93
00:03:35,210 --> 00:03:37,170
‫جات بودم، نگران این موضوع نمی‌شدم، بچه

94
00:03:37,180 --> 00:03:38,190
‫خدافظ، عزیزم

95
00:03:38,210 --> 00:03:39,210
‫خدافظ

96
00:03:39,247 --> 00:03:43,905
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

97
00:03:43,930 --> 00:03:45,180
‫بیخیال

98
00:03:45,680 --> 00:03:48,910
‫یه‌جوری رفتار کن که انگار قبلاً با
‫دختر رئیس‌هات سکس کردی

99
00:03:48,910 --> 00:03:50,350
‫تو متأهلی

100
00:03:50,350 --> 00:03:52,060
‫- بابات دوست منه
‫- جیمی

101
00:03:52,060 --> 00:03:53,480
‫- من دوستِ بدیم
‫- شاید باشی

102
00:03:53,480 --> 00:03:54,850
‫اما نه به‌خاطر این کار. خب؟

103
00:03:54,860 --> 00:03:57,400
‫من و دیو چند ماهی میشه که
از هم جدا زندگی می‌کنیم

104
00:03:57,400 --> 00:04:00,070
‫با آدم‌های دیگه قرار می‌ذاریم.
‫البته بیشتر اون... مهم نیست

105
00:04:00,070 --> 00:04:02,490
‫ببین، من هم... یه آدم بالغم

106
00:04:02,490 --> 00:04:04,160
‫نظر بابام برام مهم نیست

107
00:04:04,160 --> 00:04:06,450
‫- چرا، مهمه
‫- خب یکم رو آره

108
00:04:06,450 --> 00:04:08,870
‫اما تقصیر تو نیست.
‫تو کار اشتباهی نکردی

109
00:04:08,870 --> 00:04:14,310
‫شاید بتونیم وانمود کنیم که دیشب تموم این
‫مسائل رو می‌دونستم، قبل از این که...

110
00:04:16,250 --> 00:04:20,510
و این که یکم طول کشید تا
‫بتونی راضیم کنی که...

111
00:04:20,510 --> 00:04:22,130
‫التماست رو کردم

112
00:04:22,130 --> 00:04:23,840
‫اصلاً باورکردنی نیست، مگه نه؟

113
00:04:23,840 --> 00:04:26,870
‫با قضیه‌ی دیو چطوری کنار اومدی؟
‫می‌دونم برات سخته

114
00:04:28,060 --> 00:04:31,770
‫قبلاً این‌طوری بودم که
تا آخر عمرم برنامه داشتم و

115
00:04:31,770 --> 00:04:34,350
‫الان تو سردرگم‌ترین حالت ممکنم

116
00:04:34,350 --> 00:04:35,350
‫خب...

117
00:04:36,440 --> 00:04:38,270
‫آره، بلاتکلیفی بزرگیه

118
00:04:38,270 --> 00:04:39,530
‫آره، درک می‌کنم

119
00:04:40,110 --> 00:04:41,980
‫میشه به پدرم حرفی از جدایی‌مون نزنی؟

120
00:04:41,990 --> 00:04:44,740
‫هنوز بهش نگفتم.
‫می‌ترسم یه بلایی سر بیاد

121
00:04:44,740 --> 00:04:46,070
‫از خوشحالی سکته کنه

122
00:04:46,070 --> 00:04:47,700
‫باشه. حتماً

123
00:04:48,330 --> 00:04:51,120
‫شاید تو هم بتونی نگی که
‫من با دختر نازنینش خوابیدم

124
00:04:51,120 --> 00:04:52,640
‫کار سختیه

125
00:04:53,400 --> 00:04:55,690
‫با هر مَردی که می‌خوابم،
‫واسه بابام تعریف می‌کنم

126
00:04:57,330 --> 00:05:01,070
‫حس می‌کنم که قضیه می‌تونه
‫جدی باشه، مگه نه؟

127
00:05:03,470 --> 00:05:05,010
‫باهات خوابیدم

128
00:05:05,010 --> 00:05:06,050
‫ای خدا

129
00:05:07,140 --> 00:05:09,140
‫از بابات هم نامردتری

130
00:05:09,140 --> 00:05:10,220
‫شرمنده

131
00:05:10,220 --> 00:05:11,430
‫هی

132
00:05:13,140 --> 00:05:15,810
‫می‌دونم همچین بوسه‌ی خشک و
‫ساده‌ای نبود اما...

133
00:05:17,640 --> 00:05:19,520
‫بهم امیدواری داد، برای همین...

134
00:05:20,400 --> 00:05:21,860
‫راستش به من هم همین‌طور

135
00:05:21,860 --> 00:05:24,240
راستش فکر نمی‌کردم سکس کردن با کسی که

136
00:05:24,240 --> 00:05:27,690
‫ندیده یه آدم از بدنم اومده بیرون،
‫این‌قدر بهم حس رهایی بده

137
00:05:27,690 --> 00:05:29,030
‫چی؟

138
00:05:29,620 --> 00:05:30,890
‫اوه، بچه رو میگی

139
00:05:31,540 --> 00:05:32,740
‫- آره
‫- فهمیدم

140
00:05:34,330 --> 00:05:36,596
‫از چیزی که خودم داشتم تصور می‌کردم،
‫خیلی بهتر بود

141
00:05:36,621 --> 00:05:43,621
‫مترجم: «محمدعلی sm »
‫در تلگرام mmli_Subs@

142
00:06:01,962 --> 00:06:06,925
‫« روان‌درمانی »
‫« فصل سوم، قسمت ششم »

143
00:06:06,950 --> 00:06:08,650
‫- یالا دیگه، عزیز دلم
‫- یالا

144
00:06:08,660 --> 00:06:10,780
‫لبخند بزن دیگه،
‫مثل همونی که صبح زدی

145
00:06:11,280 --> 00:06:13,030
‫- لبخند نزد. باد در داد
‫- سلام

146
00:06:13,040 --> 00:06:14,600
‫خب، چی‌کار کنیم باد در بده؟

147
00:06:14,600 --> 00:06:16,280
‫هنوز نمی‌تونه کلم بخوره؟
‫یالا

148
00:06:16,310 --> 00:06:18,040
‫- راه بیفت. زود باش. زود باش
‫- آره

149
00:06:18,040 --> 00:06:19,670
‫من که عکس خوبی ازش می‌گیرم

150
00:06:19,670 --> 00:06:22,630
‫چرا این‌قدر سر این قضیه‌ی اعلام تولد،
‫هول داری؟

151
00:06:22,630 --> 00:06:24,000
‫آره، آروم باش

152
00:06:24,000 --> 00:06:26,340
‫فقط یه اعلام تولد نیست، لیز

153
00:06:26,340 --> 00:06:29,260
اتفاق خیلی مهمیه

154
00:06:29,260 --> 00:06:32,280
‫بعدشم، این‌طوری می‌خوام به
‫بابام بگم که با چارلی بچه آوردیم

155
00:06:32,300 --> 00:06:33,390
‫بهش نگفتی؟

156
00:06:33,390 --> 00:06:35,560
‫حرفم واضح نبود یا این کند ذهنه؟

157
00:06:35,560 --> 00:06:38,640
‫تو چه مرگته؟ مگه میشه؟

158
00:06:39,140 --> 00:06:40,940
‫ساتن خیلی زود به دنیا اومد و

159
00:06:40,940 --> 00:06:43,610
‫دیگه کنترل از دستم خارج شد

160
00:06:44,320 --> 00:06:46,940
‫بابام به زور با شوهر کردنم کنار اومد

161
00:06:46,940 --> 00:06:49,690
‫اگه ببینه دو تا بابا قراره
یه بچه رو بزرگ‌ کنن

162
00:06:49,690 --> 00:06:52,370
‫خودش رو با کراوات بندیش دار می‌زنه،
‫البته اگه اصلاً بشه

163
00:06:52,370 --> 00:06:54,870
‫هر بار که موضوع مهمی از زندگیم رو
‫به بابام می‌گفتم،

164
00:06:54,870 --> 00:06:57,500
‫مثل علنی کردن هم‌جنس‌گراییم، ازدواجم

165
00:06:57,500 --> 00:06:59,400
‫یا اون روز که تو مدرسه اندری کوشنر رو

166
00:06:59,400 --> 00:07:02,470
‫به‌خاطر نقش «سیمور» تو «فروشگاه کوچک» که
‫خیلی هم مهم بود، کتک زدم

167
00:07:02,470 --> 00:07:03,840
‫بابام همیشه خرابش می‌کرد

168
00:07:03,840 --> 00:07:04,980
‫می‌گفت...

169
00:07:04,980 --> 00:07:06,710
‫«خیلی خب»

170
00:07:06,710 --> 00:07:09,050
‫به یه نحوه کاملاً ناخوشایند

171
00:07:09,050 --> 00:07:13,510
‫اگه کوچیک‌ترین حرف بدی
‫درمورد بچه‌ی خوشگل‌مون بزنه،

172
00:07:14,680 --> 00:07:15,760
‫داغون میشم

173
00:07:15,760 --> 00:07:20,180
‫برایان، مامان‌بابای من
زیر نقاشیِ مسیح می‌خوابن و

174
00:07:20,190 --> 00:07:23,190
‫با این‌حال بهشون گفتم که حامله شدم و
‫بچه رو دادم به یه زوج هم‌جنس‌گرا

175
00:07:23,190 --> 00:07:25,060
‫- وای
‫- می‌بینی؟ ایوا این‌قدر شجاعه که

176
00:07:25,070 --> 00:07:27,280
‫به روانی‌های مذهبی که بزرگش کردن، گفته

177
00:07:27,280 --> 00:07:30,990
‫شرمنده، دخترها. من مشکلی ندارم که
‫ساتن وقتی ۱۸ سالش شد،

178
00:07:30,990 --> 00:07:33,620
‫پدربزرگش رو ببینه،
البته اگه هنوز زنده باشه

179
00:07:33,620 --> 00:07:37,870
‫برایان، می‌دونی دِرک یه اخلاق خاصی داره که
‫خیلی حس خوبی بهت میده؟

180
00:07:37,870 --> 00:07:39,580
‫- آره، عاشقشم
‫- خب

181
00:07:39,580 --> 00:07:41,410
‫برعکسش رو هم داره

182
00:07:41,420 --> 00:07:43,210
‫دقیقاً حس برعکسش رو بهت میده

183
00:07:43,210 --> 00:07:45,170
‫- عزیزم؟
‫- بله؟

184
00:07:45,170 --> 00:07:48,460
‫برایان هنوز به باباش نگفته که بچه آورده

185
00:07:50,760 --> 00:07:51,760
‫وای، برایان

186
00:07:52,680 --> 00:07:54,970
‫ناامیدم کردی

187
00:07:57,930 --> 00:07:59,020
‫ببخشید، بابا

188
00:07:59,020 --> 00:08:00,520
‫- جان؟
‫- درک

189
00:08:00,520 --> 00:08:01,810
‫ببخشید، درک

190
00:08:03,440 --> 00:08:04,520
‫فعلاً، جی

191
00:08:04,520 --> 00:08:07,440
‫چندسال پیش با دوستم تیا
‫شروع کردیم به دیدن بازی‌های اِم‌اِم‌اِی

192
00:08:07,440 --> 00:08:10,190
‫اسم‌ حرکت‌ها رو که می‌شنیدیم
‫از خنده روده‌بر می‌شدیم

193
00:08:10,190 --> 00:08:12,530
‫مشت سوپرمنی، مشت چرخان پشت دست،

194
00:08:12,530 --> 00:08:13,740
‫خفه کردن از پشت

195
00:08:14,240 --> 00:08:17,330
‫راستش، دیشب دو تا از اون حرکات رو
‫رو دوست‌پسرم اجرا کردم

196
00:08:17,330 --> 00:08:19,290
‫خورخه، چقدر سرحال شدی

197
00:08:19,290 --> 00:08:20,910
‫آره، میشه گفت که مساوی‌ایم

198
00:08:22,120 --> 00:08:23,330
‫نه

199
00:08:24,670 --> 00:08:26,380
‫- چی گفتی؟
‫-هیچی

200
00:08:26,960 --> 00:08:28,880
‫بچه‌ها، ایشون مایا هستن

201
00:08:28,880 --> 00:08:31,170
‫مایا، می‌خوام با چندتا از
روانی‌های زندگیم آشنا شی

202
00:08:31,170 --> 00:08:32,670
‫- سلام
‫- سلام

203
00:08:32,670 --> 00:08:33,880
‫آلیس. روانی؟

204
00:08:33,880 --> 00:08:35,930
‫- با اینا مسابقه میدی؟
‫- آره

205
00:08:35,930 --> 00:08:37,390
‫شاون اجازه نداره مشت بزنه اما

206
00:08:37,390 --> 00:08:39,850
‫یه چندباری زدم دمار از روزگار خورخه درآوردم

207
00:08:39,850 --> 00:08:40,930
‫اصلاً باحال نبود

208
00:08:40,930 --> 00:08:42,640
‫چند وقتی هست اومدم سراغ این کار و

209
00:08:42,640 --> 00:08:45,200
‫بهم کمک کرده با کلی اتفاق تلخ کنار بیام

210
00:08:45,230 --> 00:08:48,750
‫سه‌تایی‌مون هفته‌ای دو بار میایم اینجا و
‫گبی گفت شاید تو هم بخوای بیای

211
00:08:48,760 --> 00:08:50,320
‫عالیه. پس درمورد من بهشون گفتی

212
00:08:50,320 --> 00:08:51,480
‫من از این کارها نمی‌کنم

213
00:08:51,490 --> 00:08:53,780
‫بعدشم، این‌ها اوضاع‌شون از تو خیلی خیت‌تره

214
00:08:53,780 --> 00:08:56,780
‫با یه کوله‌بار اختلال روانی پس از حادثه
‫از ارتش اومدم بیرون

215
00:08:56,780 --> 00:08:57,800
‫مامان من مُرده

216
00:08:57,800 --> 00:09:00,410
‫جز کار کردن تو کامیون غذافروشی
‫هیچ زندگی‌ای ندارم

217
00:09:00,410 --> 00:09:02,450
‫درک می‌کنم، به‌جز قسمت کامیون غذافروشیش

218
00:09:02,450 --> 00:09:05,670
‫هی، من یه جفت دست‌کش اضافه دارم
‫که اگه خواستی با خورخه مبارزه کنی

219
00:09:05,670 --> 00:09:07,500
‫باشه، چرا که نه؟

220
00:09:07,500 --> 00:09:09,710
‫بچه که بودم،
یه شیش سالی جوجیتسو کار کردم

221
00:09:09,710 --> 00:09:11,290
‫ای خدا

222
00:09:11,290 --> 00:09:12,450
‫مرسی

223
00:09:13,920 --> 00:09:18,340
‫نمی‌دونم. بعضی‌وقتا حس می‌کنم
‫یه نیروی بیرونی هست که

224
00:09:18,350 --> 00:09:20,080
‫ضد من عمل می‌کنه

225
00:09:21,010 --> 00:09:23,390
‫خب، دن، این شکلی از اندیشه‌ورزی خیالیه

226
00:09:23,390 --> 00:09:25,850
‫ازت می‌خوام که چشمات رو ببندی

227
00:09:27,520 --> 00:09:31,280
‫خوبه. حالا ببین می‌تونی ببینی که
‫بیرون این نیروی خارجی، چه شکلیه؟

228
00:09:31,860 --> 00:09:33,190
‫هی، جیمی، آب دستته بذار زمین

229
00:09:33,190 --> 00:09:34,320
‫کارت دارم

230
00:09:34,990 --> 00:09:37,960
‫راستش یه همچین چیزی،‌ فقط نه این‌قدر...

231
00:09:37,960 --> 00:09:38,970
‫پاچه‌پاره

232
00:09:38,980 --> 00:09:40,780
‫- هم‌جنس‌گراستیز
‫- منطقی بود

233
00:09:40,780 --> 00:09:42,220
‫نمیشه همش این کار رو بکنی، برایان

234
00:09:42,220 --> 00:09:43,660
‫باشه، شرمنده مزاحم‌تون شدم

235
00:09:43,660 --> 00:09:45,500
‫- من برایانم. سلام
‫- من هم دَنم

236
00:09:45,500 --> 00:09:47,710
‫قبلا همدیگه رو تو اقیانوس دیدیم

237
00:09:47,710 --> 00:09:49,580
‫بهت بر نخوره، دن.
فقط به خودش توجه می‌کنه

238
00:09:49,590 --> 00:09:51,040
‫خب فقط سرش بیرون بود

239
00:09:51,040 --> 00:09:52,920
‫حدس بزن چی‌شده، دن.
‫آخرش بچه‌دار شدیم

240
00:09:52,920 --> 00:09:54,290
‫خیلی بانمکه. می‌خوای ببینیش؟

241
00:09:54,290 --> 00:09:55,550
‫- لازم نیست
‫- هی

242
00:09:55,550 --> 00:09:58,930
‫درمورد تعارف با آدم‌ها حرف زده بودیم.
‫یکی می‌خواد عکس بچه بهت نشون بده

243
00:09:58,930 --> 00:10:00,310
ضدحال اما باید نگاه کنی

244
00:10:00,310 --> 00:10:01,830
‫باشه. فقط...

245
00:10:03,140 --> 00:10:05,220
‫وای، خدا. خیلی بانمکه

246
00:10:05,230 --> 00:10:07,000
‫- آره
‫- چطور بود؟

247
00:10:07,520 --> 00:10:08,690
‫- کاملاً قابل‌باور
‫- خوب نبود

248
00:10:08,690 --> 00:10:10,130
‫گندت بزنن، برایان

249
00:10:12,980 --> 00:10:15,190
‫- لب خونیت خیلی خفن شده
‫- آره

250
00:10:15,190 --> 00:10:17,360
‫باید می‌ذاشتم خورجه هم یه بار من رو بزنه،

251
00:10:17,360 --> 00:10:19,430
‫وگرنه‌ روحیه‌ش لطمه می‌دید

252
00:10:22,780 --> 00:10:25,060
‫بابت مامانت تسلیت میگم

253
00:10:25,060 --> 00:10:26,290
‫چطوری فوت کرد؟

254
00:10:26,290 --> 00:10:27,370
‫با ماشین تصادف کرد

255
00:10:27,370 --> 00:10:28,460
‫وای

256
00:10:28,460 --> 00:10:30,420
‫طرف به‌خاطرش افتاد زندان

257
00:10:30,420 --> 00:10:31,830
‫کون لقش

258
00:10:31,840 --> 00:10:33,550
‫راستش با همدیگه دوست شدیم

259
00:10:34,080 --> 00:10:35,570
‫شماها واقعاً روانی‌اید

260
00:10:37,760 --> 00:10:40,600
‫سلام، داداش، اعتراف می‌کنم...

261
00:10:40,600 --> 00:10:42,890
‫این بهترین ساندویچی بود که تا الان خوردم

262
00:10:42,890 --> 00:10:44,260
‫ممنون، رفیق

263
00:10:44,260 --> 00:10:46,270
‫- یه دقیقه وقت داری؟
‫- آره، حتماً

264
00:10:46,270 --> 00:10:48,230
‫دره تیبیدو بود

265
00:10:48,230 --> 00:10:49,600
‫دره تیبیدوی معروف؟

266
00:10:49,600 --> 00:10:50,770
‫می‌شناسیش؟

267
00:10:50,770 --> 00:10:51,880
‫روحم هم خبر نداره

268
00:10:52,980 --> 00:10:55,150
‫کلی رستوران خفن داره و

269
00:10:55,150 --> 00:10:58,130
‫گفت می‌تونم برم برای کمک سرآشپزی
‫مصاحبه بدم

270
00:10:58,130 --> 00:11:01,030
‫این‌طوری شاید بتونم چندتا
فوت و فن اساسی یاد بگیرم

271
00:11:01,030 --> 00:11:03,450
‫شاید حتی یه روز رستوران خودم رو زدم

272
00:11:03,450 --> 00:11:04,660
‫باید بزنی

273
00:11:04,660 --> 00:11:06,490
‫اما واسه سرمایه‌گذاری نیا سراغ من

274
00:11:06,500 --> 00:11:08,200
‫رستوران واسه بی‌عرضه‌هاست

275
00:11:08,210 --> 00:11:09,500
‫حله

276
00:11:10,670 --> 00:11:12,540
‫تا حالا نرفتم مدرسه‌ی آشپزی،

277
00:11:12,540 --> 00:11:14,970
‫واسه همین یکم واسه این مصاحبه استرس دارم

278
00:11:15,300 --> 00:11:16,590
‫ابزاری واسه‌ش داری؟

279
00:11:16,590 --> 00:11:17,670
‫آره

280
00:11:17,670 --> 00:11:19,630
‫اسمش رو گذاشتم، «یکم چیز داشته باش»

281
00:11:20,680 --> 00:11:21,760
‫خایه

282
00:11:21,760 --> 00:11:22,850
‫آره، خودم فهمیدم

283
00:11:24,140 --> 00:11:26,090
‫می‌دونی چی ذهنم رو آشفته کرده؟

284
00:11:26,390 --> 00:11:29,350
‫الان خیلی خوشحالم

285
00:11:29,350 --> 00:11:31,350
‫یه دوست‌دختر عالی دارم

286
00:11:31,350 --> 00:11:32,600
‫اوضاع کامیون عالیه

287
00:11:32,600 --> 00:11:35,860
‫اما به‌محض این که ماجرایی
‫درمورد آینده‌م پیش میاد،

288
00:11:35,884 --> 00:11:37,884
هول برم می‌داره

289
00:11:38,360 --> 00:11:40,490
‫اگه این شغل رو قبول کنم،
‫پس خورخه چی میشه؟

290
00:11:40,490 --> 00:11:42,450
‫باز هم می‌تونم برای مریسول وقت بذارم؟

291
00:11:42,450 --> 00:11:44,120
‫- می‌گیری چی میگم؟
‫- آره

292
00:11:44,120 --> 00:11:47,870
‫راستش، معمولاً که از خواب پا میشم
‫کل بدنم درد می‌کنه

293
00:11:47,870 --> 00:11:49,950
‫- کون لق پارکینسون
‫- کون لق پارکینسون

294
00:11:49,960 --> 00:11:51,670
‫اما امروز که بیدار شدم

295
00:11:53,040 --> 00:11:55,170
‫می‌تونم بگم هیچ دردی نداشتم

296
00:11:55,180 --> 00:11:56,340
‫می‌دونی واسه چی؟

297
00:11:56,340 --> 00:11:59,280
‫اگه می‌خوای بگی به‌خاطر سکس با جولی،
‫ لازم نیست بگی

298
00:11:59,800 --> 00:12:01,090
‫زیر دوش سکس کردیم

299
00:12:01,760 --> 00:12:02,930
‫ای لاشی

300
00:12:02,930 --> 00:12:07,330
‫بعدش هم آهنگ گذاشتم و...

301
00:12:07,330 --> 00:12:10,100
‫توی حموم رقصیدیم

302
00:12:10,100 --> 00:12:12,730
‫منظورم اینه که، تو کارت عالیه

303
00:12:12,730 --> 00:12:15,150
‫در لحظه زندگی کن

304
00:12:16,070 --> 00:12:19,040
‫از ابزارهامون استفاده کن تا
‫مغزت رو خاموش کنی

305
00:12:20,360 --> 00:12:22,010
‫جذبش کن توی بدنت

306
00:12:23,570 --> 00:12:25,110
‫می‌تونم انجامش بدم

307
00:12:25,120 --> 00:12:26,160
‫انجامش بده

308
00:12:27,400 --> 00:12:30,200
‫حالا می‌خوای این جلسه رو با اون...

309
00:12:30,200 --> 00:12:31,950
‫سخنرانی‌های انگیزشیت تموم کنی؟

310
00:12:31,960 --> 00:12:33,210
‫نه

311
00:12:35,130 --> 00:12:37,420
‫فکر نمی‌کنم دیگه لازم باشه

312
00:12:39,090 --> 00:12:40,170
‫چون تو لازم نداری

313
00:12:41,130 --> 00:12:44,890
‫دیگه نگران این نیستم که سد راه پیشرفتت بشی

314
00:12:46,470 --> 00:12:48,510
‫کارت فوق‌العاده بوده

315
00:12:49,430 --> 00:12:50,600
‫جدی میگم

316
00:12:51,560 --> 00:12:52,600
‫وای

317
00:12:53,140 --> 00:12:54,690
‫راه بیفت

318
00:12:54,690 --> 00:12:55,900
‫یالا برو

319
00:13:03,990 --> 00:13:06,990
‫اگه تصمیم بگیرم رستوران بزنم،
‫کلی پول می‌ذاری وسط

320
00:13:06,990 --> 00:13:08,320
‫می‌دونم

321
00:13:08,330 --> 00:13:09,330
‫گندش بزنن

322
00:13:11,040 --> 00:13:12,910
‫واقعاً این‌قدر بده که بهش نگفتم؟

323
00:13:12,910 --> 00:13:15,510
‫اگه بگی چی می‌خوای از زبونم بشنوی،
‫سریع‌تر تموم میشه

324
00:13:15,510 --> 00:13:16,510
‫باشه

325
00:13:20,800 --> 00:13:21,960
‫سلام

326
00:13:22,970 --> 00:13:23,970
‫برایان

327
00:13:26,010 --> 00:13:27,010
‫خیلی سخته

328
00:13:28,510 --> 00:13:30,350
‫این که منتظر موندی، کار منطقی‌ایه

329
00:13:31,070 --> 00:13:33,990
‫اصلاً تعجبه که بقیه هم واسه گفتن درمورد
‫بچه به مامان‌باباهاشون معطل نمی‌کنن

330
00:13:34,020 --> 00:13:36,440
‫شاید... با همدیگه...

331
00:13:36,440 --> 00:13:39,270
‫بتونیم همکاری کنیم تا

332
00:13:39,270 --> 00:13:43,730
‫تبدیلش کنیم به یه هنجار فرهنگی

333
00:13:43,740 --> 00:13:45,530
‫در ضمن، زن من مُرده

334
00:13:46,030 --> 00:13:47,360
‫- عالی بود
‫- جدی؟

335
00:13:47,360 --> 00:13:48,450
‫نه، زنگ می‌زنم به بابات

336
00:13:48,450 --> 00:13:50,200
‫وایسا، جان؟ کِی؟

337
00:13:50,200 --> 00:13:51,910
‫الان. داره زنگ می‌خوره

338
00:13:51,910 --> 00:13:53,660
‫- قطع کن. نه، نه،‌ نه
‫- نه. نه

339
00:13:53,660 --> 00:13:55,290
‫- نه. گفتم قطع کن
‫- نه!

340
00:13:55,290 --> 00:13:57,580
‫چطوری بهش بگم چند ماهه بچه آوردیم؟

341
00:13:57,610 --> 00:13:58,970
‫خب نگو. دروغ بگو

342
00:14:01,210 --> 00:14:02,300
‫- باشه
‫- باشه

343
00:14:02,300 --> 00:14:05,040
‫خیلی خب، برگردیم به بازی، بریم تو کارش

344
00:14:05,340 --> 00:14:06,340
‫برو که رفتیم

345
00:14:07,220 --> 00:14:09,720
‫- چطوری، جیمی؟
‫- بیا

346
00:14:09,720 --> 00:14:12,060
‫سلام، کیپ، برایان می‌خواست یه چیزی بهت بگه

347
00:14:12,060 --> 00:14:13,220
‫سلام، بابا

348
00:14:14,020 --> 00:14:15,080
‫چهارشنبه‌ت مبارک

349
00:14:15,890 --> 00:14:17,543
‫خیلی خب، چی شده؟

350
00:14:17,567 --> 00:14:18,676
حال همه خوبه؟

351
00:14:22,020 --> 00:14:25,740
‫با چارلی تصمیم گرفتیم بچه به سرپرستی بگیریم
‫  و با یه خانم مهربون حامله آشنا شدیم و

352
00:14:25,740 --> 00:14:28,360
‫کاغذبازی‌هاش رو کردیم تا
همه‌چی رسمی شه

353
00:14:28,360 --> 00:14:29,450
‫وای

354
00:14:29,450 --> 00:14:31,120
‫تاریخ زایمان کِیه؟

355
00:14:31,120 --> 00:14:32,370
‫راستش...

356
00:14:32,370 --> 00:14:34,490
‫نمی‌تونن بگن که چندتا دوره سه ماهه مونده

357
00:14:34,490 --> 00:14:36,000
‫- پس...
‫- به دنیا اومده

358
00:14:36,000 --> 00:14:39,210
‫اسمش ساتنه و خیلی خوشگله.
‫برایان می‌ترسید بهت بگه

359
00:14:40,330 --> 00:14:41,340
‫خائن

360
00:14:44,170 --> 00:14:45,170
‫پشت خطی، بابا؟

361
00:14:46,420 --> 00:14:47,630
‫یعنی...

362
00:14:48,130 --> 00:14:49,260
‫بابابزرگ شدم؟

363
00:14:49,260 --> 00:14:52,800
‫آره، خب وقتی بچه‌ت بچه‌دار میشه،
‫همین میشه دیگه

364
00:14:52,800 --> 00:14:55,100
‫خب، این...

365
00:14:55,100 --> 00:14:56,310
‫فوق‌العاده‌ست!

366
00:14:57,390 --> 00:14:59,440
‫عزیزم، برایان بچه‌‌ آورده

367
00:14:59,440 --> 00:15:02,440
‫خیلی خب، عکسش رو واسه جفت‌تون می‌فرستم

368
00:15:02,440 --> 00:15:04,440
‫عالیه، کار خوبی می‌کنی.
‫دل تو دلم نیست!

369
00:15:05,400 --> 00:15:07,570
‫- باورت میشه؟
‫- اسمش رو از روی کی گذاشتی؟

370
00:15:07,570 --> 00:15:10,450
‫از روی ستاره‌ی محبوب‌مون توی
‫تئائر «برادوی»، ساتن فاستر

371
00:15:10,450 --> 00:15:11,570
‫ساتن فاستر

372
00:15:12,320 --> 00:15:13,970
‫فکر کردم طرف شلوار می‌دوخته

373
00:15:14,990 --> 00:15:16,490
‫- سلام، بچه‌ها
‫- مگ اومده

374
00:15:16,500 --> 00:15:18,160
‫- سلام، باز مگ اومد
‫- سلام

375
00:15:18,160 --> 00:15:19,620
‫باز منم

376
00:15:19,620 --> 00:15:21,370
‫مگ تازگی‌ها اینجا کار می‌کنه؟

377
00:15:21,380 --> 00:15:22,460
‫می‌دونم نمی‌کنه اما

378
00:15:22,460 --> 00:15:25,840
‫گفتم شوخی خنده‌داریه چون
‫با هم دوستیم

379
00:15:25,840 --> 00:15:28,920
‫- روده‌بر شدیم، جیمی
‫- حاضری بریم خونه، بابا؟

380
00:15:29,510 --> 00:15:31,510
‫آره، وایسا برم کتم رو بیارم

381
00:15:31,510 --> 00:15:33,050
‫راستی، تا یادم نرفته...

382
00:15:33,050 --> 00:15:36,160
‫جولی خواست بدونه قبل رفتن
‫می‌تونی باهامون بیای شام؟

383
00:15:36,160 --> 00:15:41,900
‫وقتت آزاده یا آخرین نفر رو کره‌ی زمینی که
‫می‌خواد بدو بدو برگرده پیش دیو؟

384
00:15:43,020 --> 00:15:46,020
‫نه، وقت دارم، شام هم فکر خیلی خوبیه

385
00:15:46,020 --> 00:15:47,320
‫عالیه. راستی...

386
00:15:49,530 --> 00:15:51,650
‫این‌قدر سعی نکن با دخترم دوست شی

387
00:15:51,660 --> 00:15:53,030
‫اون خیلی ازت سرتره

388
00:15:53,030 --> 00:15:55,580
‫سعی نکردم چون اصلاً نمی‌شناسمش

389
00:15:55,580 --> 00:15:58,765
‫ته تهش دخترِ دوست آدم
فقط آشنای آدم محسوب میشه

390
00:15:58,790 --> 00:16:00,500
‫- مگه نه؟
‫- چی؟

391
00:16:01,790 --> 00:16:03,370
‫داری سکته می‌کنی؟

392
00:16:03,380 --> 00:16:07,020
‫اگه آره، می‌تونی بری تو اتاق خودت سکته کنی

393
00:16:08,010 --> 00:16:09,340
‫حله، پاول خان

394
00:16:09,340 --> 00:16:12,970
‫خدایا، چقدر رفتارهات عجیبه

395
00:16:12,970 --> 00:16:16,140
‫جیمی می‌دونه که من...

396
00:16:16,140 --> 00:16:19,270
‫احتمالا... دارم طلاق می‌گیرم اما
‫بابام نمی‌دونه

397
00:16:19,930 --> 00:16:21,850
‫وای، ناراحت شدم

398
00:16:22,770 --> 00:16:24,810
‫یا باید تبریک بگم؟

399
00:16:24,810 --> 00:16:26,230
‫خب، یکم از جفتش خوبه

400
00:16:26,230 --> 00:16:28,520
‫به تیمِ خانم‌های مطلقه خوش اومدی

401
00:16:28,530 --> 00:16:29,740
‫خیلی سکسیه

402
00:16:30,990 --> 00:16:32,280
‫- اصلاً هم نیست
‫- هورا!

403
00:16:32,280 --> 00:16:35,010
‫راستش، به‌نظرم بهتره
خودت به بابات بگی،‌ نه؟

404
00:16:35,010 --> 00:16:37,990
‫وقتی برسه کنتیکت،
می‌فهمه که دیو اونجا نیست

405
00:16:37,990 --> 00:16:41,200
‫خب، خیال کردی خیلی به دیو توجه می‌کنه؟

406
00:16:41,210 --> 00:16:44,080
‫از دیو متنفره و در حال حاضر،
‫خودم هم ازش متنفرم

407
00:16:44,080 --> 00:16:47,920
‫اگه هم مثل همیشه اومد و
‫شیر آب رو گرفت رو شوهرم،

408
00:16:47,920 --> 00:16:50,590
‫من هم مثل همیشه ازش دلخور میشم و
‫عذاب‌وجدان می‌گیرم و

409
00:16:50,590 --> 00:16:52,720
بعد اون به‌خاطر عذاب‌وجدان گرفتنِ من
عذاب‌وجدان می‌گیره

410
00:16:52,720 --> 00:16:56,040
‫نمی‌دونم،‌ فقط این رو بگم که
‫دارم میرم تو اتاقم و...

411
00:16:57,730 --> 00:17:00,020
‫بعضی‌وقتا پدرمادرها غافل‌گیرمون می‌کنن

412
00:17:00,020 --> 00:17:02,560
‫شاید بهتره به بابات فرصت بدی تا
‫غافل‌گیرت کنه

413
00:17:02,560 --> 00:17:06,000
‫همین‌طوری یه پیشنهاد دادم.
‫خب دیگه، مُراجع دارم، باید برم

414
00:17:06,600 --> 00:17:09,190
‫- نظرت چیه؟
‫- نمی‌دونم. آخه...

415
00:17:09,190 --> 00:17:13,360
‫عمراً به خودش بگم اما جیمی این اواخر
‫مشورت‌های خیلی خوبی بهم داده

416
00:17:13,650 --> 00:17:16,990
‫همین‌جا وایسادم تا ببینم
‫همچین حرفی می‌زنی یا نه و

417
00:17:16,990 --> 00:17:18,070
‫بعدش هم زدی

418
00:17:18,070 --> 00:17:20,410
‫پس... بخورش

419
00:17:20,410 --> 00:17:22,200
‫مُراجع دارم، باید برم

420
00:17:23,710 --> 00:17:24,960
‫خدایا، عجب رو مُخیه

421
00:17:24,960 --> 00:17:26,250
‫مطلعم

422
00:17:28,110 --> 00:17:30,840
‫نه‌خیر. پاشو ببینم، دست‌وپاچلفتی

423
00:17:30,840 --> 00:17:32,710
‫- اینجا کسی دراز نمی‌کشه، متیو
‫- واسه چی؟

424
00:17:32,710 --> 00:17:36,180
‫- فکر می‌کردم همه‌ی مشاورها این‌طورین
‫- بیشتر فروید این کار رو می‌کرد

425
00:17:36,180 --> 00:17:37,970
‫پس شاید بهتره برم پیش اون

426
00:17:37,970 --> 00:17:39,930
‫خیلی سخت نوبتش گیر میاد

427
00:17:39,930 --> 00:17:41,080
‫چون خیلی وقته مُرده

428
00:17:41,970 --> 00:17:44,470
‫بعدشم، احتمالاً نهایتش می‌گفت
بابات رو بکشی و

429
00:17:44,490 --> 00:17:46,020
‫با مامانت بخوابی

430
00:17:46,230 --> 00:17:48,480
‫احتمالاً برعکسش رو انجام می‌دادم

431
00:17:48,480 --> 00:17:49,730
‫عجیبه

432
00:17:50,360 --> 00:17:51,550
‫خب، مامانت...

433
00:17:52,400 --> 00:17:55,030
‫خیلی داغون شده که دیگه بهش محل نمیدی

434
00:17:55,030 --> 00:17:56,860
‫احتمالاً هنوز ازش دلخوری، نه؟

435
00:17:56,860 --> 00:17:58,110
‫نمی‌خوام درموردش حرف بزنم

436
00:17:58,110 --> 00:18:01,030
‫تقریباً تنها کاری که اینجا می‌کنیم همینه،
‫حرف زدن درمورد احساسات‌مون

437
00:18:01,030 --> 00:18:03,080
‫ - بگذریم
‫- بگذریم؟ بگذریم

438
00:18:03,080 --> 00:18:05,250
‫باشه. فهمیدم که این اواخر
یه چندباری بی‌کار شدی

439
00:18:05,250 --> 00:18:07,020
‫دلت می‌خواد درموردشون حرف بزنی؟

440
00:18:07,044 --> 00:18:12,475
« دی.جی.مو.وی.ز »

441
00:18:12,500 --> 00:18:15,090
‫راستش، لازم نیست که حتماً من بگم چی‌کار کنیم

442
00:18:15,090 --> 00:18:18,040
‫می‌تونیم درمورد هر چی که
‫توی ذهنته حرف بزنیم، پس...

443
00:18:19,180 --> 00:18:20,890
‫- اوضاع چطوره، رفیق؟
‫- هیچی

444
00:18:22,430 --> 00:18:25,060
‫واقعاً نمی‌دونم چرا همه کلید کردن رو من

445
00:18:25,850 --> 00:18:27,600
‫چی از جونم می‌خوان؟ ۲۴ سالمه‌ها

446
00:18:27,600 --> 00:18:29,480
‫- ۲۵
‫- ۲۵

447
00:18:30,650 --> 00:18:32,570
‫خیلی خب، یه سؤال دارم

448
00:18:33,280 --> 00:18:35,940
‫اگه این‌قدر اوضاع برات «ردیف»ه

449
00:18:36,570 --> 00:18:38,160
‫چرا قبول کردی به دیدنم بیای؟

450
00:18:39,660 --> 00:18:41,660
‫به متیو پول دادی که بیاد پیش روانشناس؟

451
00:18:41,660 --> 00:18:43,370
‫می‌دونی چقدر کار زشتیه؟

452
00:18:43,370 --> 00:18:44,870
‫دست بردار، فقط ۲۰ دلار بود

453
00:18:44,870 --> 00:18:45,950
‫دلش پیتزا می‌خواست

454
00:18:45,950 --> 00:18:47,290
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

455
00:18:47,290 --> 00:18:50,420
‫دارم نوار قلب میدم.
‫می‌خوای یکی بخر، دوتا ببرش بکنیم؟

456
00:18:50,420 --> 00:18:53,170
‫- نه، لازم ندارم، درک
‫- خیلی خب، به زندگی پر خطرت ادامه بده

457
00:18:53,170 --> 00:18:54,710
‫آزمایش رو شروع می‌کنم

458
00:18:55,300 --> 00:18:56,510
‫لطفاً حرفی نزن

459
00:18:57,420 --> 00:18:59,180
‫مگه مهمه درک بهش پول داده؟

460
00:18:59,180 --> 00:19:00,890
‫فکر می‌کردم کارهای زشت، خوراک خودتن

461
00:19:00,890 --> 00:19:03,350
‫نمی‌تونی به کسی که کمک نمی‌خواد، کمک کنی

462
00:19:03,350 --> 00:19:06,770
‫یه‌جور دیگه بابت آلیس برات جبران می‌کنم

463
00:19:07,680 --> 00:19:10,060
‫اصلاً تو پارکینگم یه عینک چوب‌بری پیدا کردم

464
00:19:10,060 --> 00:19:13,520
‫- شاید درک بخوادش
‫- درک عینک چوب‌‌‌‌بری نمی‌خواد

465
00:19:15,020 --> 00:19:16,780
‫تو که اصلاً چوب نمی‌بری!

466
00:19:16,780 --> 00:19:17,900
‫تموم شد

467
00:19:19,780 --> 00:19:20,860
‫می‌تونی جواب بدی

468
00:19:20,860 --> 00:19:22,820
‫شاید یه روز لازم شد چوب‌بری کنم

469
00:19:22,820 --> 00:19:26,160
‫الان نتیجه رو می‌فرستم برای متخصص قلبت،
‫هر وقت بخونه بهت جواب میده

470
00:19:26,160 --> 00:19:28,290
‫یه موضوع دیگه، لیز

471
00:19:28,290 --> 00:19:31,080
‫به‌نظرم دیگه وقتش رسیده
‫این‌قدر یادم نیاری که

472
00:19:31,080 --> 00:19:32,880
‫دخترم رو واسه یه سال بزرگ کردی

473
00:19:32,880 --> 00:19:34,960
‫اولاً که فقط ۱۱ و نیم ماه بود

474
00:19:34,960 --> 00:19:36,340
‫- پس میشه یه سال
‫- دوماً...

475
00:19:36,340 --> 00:19:38,760
‫کار جالبی نیست که این قضیه رو
‫هی بکوبی توی سرم

476
00:19:38,760 --> 00:19:41,260
‫سعی کردم جبران کنم.
‫جدی میگم

477
00:19:41,760 --> 00:19:43,440
‫اما رفتارهایی که می‌کنی...

478
00:19:43,440 --> 00:19:44,420
‫یکم مزخرفه

479
00:19:44,420 --> 00:19:45,680
‫به من گفتی مزخرف؟

480
00:19:45,680 --> 00:19:48,210
‫نه، گفتم یکم مزخرف اما سگ‌ خورد.
‫گِردش می‌کنم

481
00:19:48,240 --> 00:19:50,250
‫- آدم مزخرفی هستی
‫- ببخشید

482
00:19:50,770 --> 00:19:53,620
‫متخصص قلبت گفت که
‫همین الان باید بری بیمارستان

483
00:19:57,320 --> 00:19:58,320
‫چه سریع جواب داد

484
00:19:59,240 --> 00:20:04,820
‫نتیجه‌ آزمایش آنژیوگرافیش نشون داده که
‫یکی از رگ‌های سمت چپش گرفتی داره که

485
00:20:04,830 --> 00:20:06,580
‫می‌تونه منجر به حمله‌ی قلبی شه

486
00:20:06,580 --> 00:20:08,330
‫دیگه خیلی داره بی‌اهمیت جلوه‌ش میده

487
00:20:08,330 --> 00:20:10,830
‫طرف گفت از اون بیماری‌های شوهرکُشه

488
00:20:10,830 --> 00:20:12,290
‫خب، از این اسم خوشم نیومد

489
00:20:12,290 --> 00:20:14,130
‫- جالب نبود
‫- دکترها همه‌چی رو گُنده می‌کنن

490
00:20:14,130 --> 00:20:17,250
‫خلاصه، درک تا یه ساعت دیگه
‫عمل پیوند رگ داره

491
00:20:17,250 --> 00:20:19,510
‫خیلی خب. عمل پیوند رگ اورژانسی

492
00:20:19,510 --> 00:20:21,050
‫این هم الکی گنده‌ش کردی

493
00:20:21,050 --> 00:20:22,260
‫- جیمی
‫- بله؟

494
00:20:22,260 --> 00:20:24,010
‫اگه یه‌وقت اتفاقی افتاد

495
00:20:24,010 --> 00:20:26,850
‫میشه لطفاً از طرف من
‫از تراسم بشاشی پایین؟

496
00:20:26,850 --> 00:20:28,640
‫گل‌هام بهش عادت کردن

497
00:20:28,640 --> 00:20:29,970
‫یه چی بگم؟

498
00:20:29,980 --> 00:20:31,180
‫لازم نمیشه، رفیق

499
00:20:31,190 --> 00:20:33,730
‫زودی سرپا میشی و کیرت رو نشونم میدی

500
00:20:33,730 --> 00:20:34,960
‫آره، همین کار رو می‌کنه

501
00:20:35,480 --> 00:20:38,190
‫قضیه جدیه اما عادی شده

502
00:20:38,190 --> 00:20:41,820
‫ولی از این به بعد، همه فقط باید
‫انرژی مثبت بفرستن

503
00:20:41,820 --> 00:20:42,900
‫واضحه؟

504
00:20:42,910 --> 00:20:44,360
‫- آره
‫- آره، آره، آره

505
00:20:44,360 --> 00:20:45,450
‫از الان شروع می‌کنیم

506
00:20:45,450 --> 00:20:47,950
‫واسه فردا، برنامه‌ی بعد از عمل بچینیم؟

507
00:20:47,950 --> 00:20:49,290
‫یکم چاشت و آب‌شنگولی بزنیم

508
00:20:49,290 --> 00:20:51,500
‫زیادی مثبت بود، برایان اما ممنون

509
00:20:51,500 --> 00:20:52,660
‫چیزای دیگه‌ای هم دارم‌ها

510
00:20:52,660 --> 00:20:54,120
‫- آره. نه، برایان
‫- هی، دی

511
00:20:54,120 --> 00:20:55,580
‫هر اتفاقی که برام افتاد...

512
00:20:56,500 --> 00:20:57,670
‫گبی رو ول نمی‌کنی

513
00:20:58,460 --> 00:20:59,920
‫زندگی کوتاهه

514
00:20:59,920 --> 00:21:02,390
‫زن‌های بدقلق بهترن

515
00:21:02,390 --> 00:21:05,440
خیلی خب، کم پیش اومده بود بهم بگی بدقلق

516
00:21:05,470 --> 00:21:07,330
‫حالت خوب میشه.
‫دِرک‌ها نمی‌میرن

517
00:21:08,390 --> 00:21:09,760
‫بابات چطور؟

518
00:21:09,760 --> 00:21:11,100
‫- درکِ پدر؟
‫- آره

519
00:21:11,100 --> 00:21:13,850
‫اون... الان سر زمینه

520
00:21:14,270 --> 00:21:15,330
‫دیگه حرف نشنوم

521
00:21:15,330 --> 00:21:17,310
‫راستش، خیلی ممنون که اومدید اما

522
00:21:17,310 --> 00:21:19,440
‫اینجا هیچ خبری نیست

523
00:21:19,440 --> 00:21:21,940
‫پس برید خونه و قول میدم که...

524
00:21:21,940 --> 00:21:25,640
‫- هر خبری شد، بهتون بگم
‫- خب دیگه، اون‌ور می‌بینمت، «دی‌ترین»

525
00:21:25,640 --> 00:21:26,660
‫دوست‌تون دارم، بچه‌ها

526
00:21:26,660 --> 00:21:28,740
‫- اون‌ور اتاق عمل
‫- آروم، منظورت رو گرفتم

527
00:21:28,740 --> 00:21:29,870
‫زودی هم رو می‌بینیم

528
00:21:29,870 --> 00:21:31,620
‫- می‌خوام پیشت بمونم
‫- راه بیفت

529
00:21:31,620 --> 00:21:33,210
‫- باید بری. فعلاً خدافظ
‫- دوستت دارم

530
00:21:37,040 --> 00:21:38,540
‫لیز...

531
00:21:38,540 --> 00:21:39,880
‫پسرها، تو...

532
00:21:41,960 --> 00:21:43,170
‫شما همه‌چیزِ منید

533
00:21:43,720 --> 00:21:45,930
‫حتی فکرش رو هم نمی‌تونم بکنم که اگه...

534
00:21:45,930 --> 00:21:47,220
‫خب فکرش رو نکن

535
00:21:47,970 --> 00:21:49,100
‫میشه حرفم رو بزنم؟

536
00:21:49,720 --> 00:21:51,670
‫- باید بزنم
‫- آره

537
00:21:53,480 --> 00:21:56,190
‫باغبون‌ها دو هفته یه بار میان

538
00:21:56,190 --> 00:21:59,440
‫تموم رمزهام توی کشوی بالاییِ میزن و

539
00:21:59,440 --> 00:22:01,570
‫همه‌شون اسم‌هایین که برای ممه‌هات گذاشتم

540
00:22:01,570 --> 00:22:04,883
‫- جداً؟
‫- آره،‌ اسم موردعلاقه‌م هم، شیرینی مرباییه

541
00:22:06,110 --> 00:22:08,530
‫در ضمن، قراره کلی خوراکی که
‫قایم کردم پیدا کنی...

542
00:22:09,320 --> 00:22:10,410
‫تو تک تک سوراخ‌سمبه‌ها

543
00:22:10,410 --> 00:22:12,020
‫فکر بد درموردم نکن

544
00:22:14,710 --> 00:22:15,710
‫دوستت دارم

545
00:22:17,040 --> 00:22:18,250
‫می‌دونم که می‌دونی

546
00:22:18,790 --> 00:22:21,210
‫اما اگه آخرین باریه که می‌تونم این رو بگم

547
00:22:23,420 --> 00:22:25,240
‫می‌خوام بدونم که...

548
00:22:25,240 --> 00:22:26,840
‫شنیدیش

549
00:22:26,840 --> 00:22:28,220
‫کاملاً شنیدم

550
00:22:29,180 --> 00:22:30,600
‫من هم دوستت دارم

551
00:22:31,560 --> 00:22:33,390
‫اما چیزیت نمیشه

552
00:22:33,390 --> 00:22:34,640
‫آره

553
00:22:34,640 --> 00:22:36,770
‫- من هم چیزیم نیست
‫- آره

554
00:22:36,770 --> 00:22:38,350
‫هیچ‌کدوم‌مون چیزی‌مون نمیشه

555
00:22:40,860 --> 00:22:43,400
‫خب دیگه، همه‌چیز آماده‌ست

556
00:22:43,400 --> 00:22:44,400
‫بوس

557
00:22:45,780 --> 00:22:46,860
‫دوستت دارم

558
00:22:46,860 --> 00:22:48,280
‫- دوستت دارم
‫- من هم دوستت دارم

559
00:22:48,280 --> 00:22:51,280
‫به محض این که به هوش اومدی
‫اولین صورتی که می‌بینی، صورت منه

560
00:22:51,280 --> 00:22:52,740
‫کنارتم. دوستت دارم

561
00:22:52,740 --> 00:22:53,990
‫دل تو دلم نیست

562
00:23:00,670 --> 00:23:02,630
‫زودی می‌بینمت

563
00:23:02,630 --> 00:23:03,630
‫دوستت دارم

564
00:23:14,260 --> 00:23:15,310
‫حالت خوبه؟

565
00:23:16,390 --> 00:23:19,560
‫فقط یکم به‌خاطر درک شوکه شدم

566
00:23:19,560 --> 00:23:20,730
‫همه‌مون شدیم

567
00:23:20,730 --> 00:23:24,670
‫اگه اشکالی نداره، بشینم رو تختت یا...

568
00:23:25,440 --> 00:23:28,150
‫بغلت کنم یا به سرت دست بزنم یا
‫از این کارها بکنم

569
00:23:28,150 --> 00:23:29,150
‫باشه

570
00:23:36,830 --> 00:23:38,830
‫صاف همونی رو انتخاب کردی که ازش متنفرم

571
00:23:38,830 --> 00:23:39,960
‫آره

572
00:23:41,500 --> 00:23:42,750
‫دوستت دارم

573
00:23:46,050 --> 00:23:47,050
‫این یکی؟

574
00:23:47,760 --> 00:23:48,760
‫آره، ممنون

575
00:23:57,220 --> 00:23:58,810
‫سلام، ساتن. من بابابزرگم

576
00:23:59,430 --> 00:24:01,020
‫بابابزرگم. بابابزرگ

577
00:24:01,520 --> 00:24:04,270
‫سلام، این دختر خانم خوشگل مال کیه؟

578
00:24:04,270 --> 00:24:05,320
‫دوستت دارم

579
00:24:06,150 --> 00:24:08,860
‫عزیزم، می‌دونی که من هم دوستت دارم

580
00:24:08,860 --> 00:24:11,150
‫چی شده که این همه راه تا اینجا اومدی؟

581
00:24:11,150 --> 00:24:13,290
‫یا پول می‌خواد، یا یکی داره می‌میره

582
00:24:13,310 --> 00:24:15,030
‫یکی، اگه واقعاً یکی بمیره

583
00:24:15,030 --> 00:24:18,270
‫برمی‌گردم همین‌جا و
از پشت خفه‌ت می‌کنم، خب؟

584
00:24:23,000 --> 00:24:25,710
‫- ممنون، بابا
‫- هی، بهت افتخار می‌کنم

585
00:24:30,800 --> 00:24:32,890
‫سلام

586
00:24:33,710 --> 00:24:35,110
‫ماشینت رو کنار خونه دیدم

587
00:24:36,600 --> 00:24:38,620
‫عینک چوب‌بری رو پیدا کردم

588
00:24:38,620 --> 00:24:40,230
‫که درک به هوش اومد، بهش بدی

589
00:24:40,230 --> 00:24:41,230
‫دیوونه‌

590
00:24:42,640 --> 00:24:44,130
‫عاشقش میشه

591
00:24:46,060 --> 00:24:47,900
‫چیز دیگه‌ای لازم نداری؟

592
00:24:47,900 --> 00:24:49,490
‫نه

593
00:24:49,490 --> 00:24:52,800
‫روبالشی ابریشمیش رو واسه موهاش برداشتم

594
00:24:52,800 --> 00:24:54,910
‫چون رو هیچ‌چیز دیگه‌ای نمی‌خوابه و

595
00:24:54,910 --> 00:24:57,620
‫با پسرها هم حرف زدم و

596
00:24:57,620 --> 00:25:02,460
‫بهشون گفتم نیان اینجا چون کاری جز
‫صبر کردن از دست‌مون بر نمیاد

597
00:25:02,460 --> 00:25:07,840
‫به مامان درک زنگ زدم و
‫اگه عمل عالی پیش بره

598
00:25:08,630 --> 00:25:09,960
‫میاد پیش‌مون

599
00:25:09,960 --> 00:25:13,970
‫تنها دفعه‌ایه که دلم خواسته
بیاد تو خونه‌مون

600
00:25:15,220 --> 00:25:19,640
‫برای همین تقریباً هیچ‌کاری نمونده

601
00:25:21,100 --> 00:25:22,520
‫خودت چی؟

602
00:25:23,560 --> 00:25:24,560
‫خوبم، جیمی

603
00:25:26,230 --> 00:25:27,310
‫باشه

604
00:25:33,070 --> 00:25:36,040
...نمی‌دونم اگه از پیشم بره

605
00:25:36,040 --> 00:25:37,620
‫چی‌کار باید بکنم

606
00:25:38,020 --> 00:25:39,140
‫قرار نیست از پیشت بره

607
00:25:40,240 --> 00:25:43,410
‫آخه اون... شادی‌آور این خونه‌ست

608
00:25:44,710 --> 00:25:46,540
‫من هم مثل تو قوی نیستم

609
00:25:47,080 --> 00:25:49,460
‫و بعید بدونم دَووم بیارم

610
00:25:51,260 --> 00:25:52,420
‫بیا بغلم

611
00:25:54,420 --> 00:25:55,760
‫درست میشه

612
00:25:59,140 --> 00:26:00,390
‫ممنون

613
00:26:00,970 --> 00:26:02,770
‫دفعه اولیه که بهم میگی قوی

614
00:26:02,770 --> 00:26:04,470
منظوری نداشتم

615
00:26:08,480 --> 00:26:11,520
‫هی، می‌خوام سؤالی بپرسم که قبلاً
‫یه بار مامانت ازم پرسیده بود

616
00:26:11,530 --> 00:26:13,200
‫می‌خوای تا ابد این‌طوری بمونی؟

617
00:26:13,200 --> 00:26:14,990
‫چطوری؟

618
00:26:14,990 --> 00:26:16,220
‫یه آدم بیخیال

619
00:26:17,530 --> 00:26:20,320
‫مگه مهمه مامانت چی بهت گفته؟

620
00:26:20,330 --> 00:26:21,450
‫الان بهت احتیاج داره

621
00:26:21,450 --> 00:26:22,580
‫پس بذار کنار این...

622
00:26:23,580 --> 00:26:25,780
‫دو تا...

623
00:26:25,780 --> 00:26:27,690
‫زن جذابی که به هم گلاویز شدن

624
00:26:27,690 --> 00:26:30,040
‫تن لشت رو تکون بده و
‫هوای مامانت رو داشته باش

625
00:26:30,040 --> 00:26:32,500
‫این رو کسی داره بهت میگه که تجربه‌ داشته

626
00:26:32,500 --> 00:26:33,920
‫اگه این کار رو نکنی

627
00:26:34,550 --> 00:26:37,340
‫تا آخر عمرت پشیمون میشی

628
00:26:44,060 --> 00:26:46,230
‫اصلاً نمی‌دونم چطوری این اتفاق افتاد

629
00:26:47,390 --> 00:26:50,060
‫داشتیم برنامه‌ی سفر به
پرتغال رو می‌چیدیم که

630
00:26:50,060 --> 00:26:54,260
‫یهو به خودم اومدم و دیدم شبا تو
‫استودیوی پادکست دوستش می‌خوابه

631
00:26:54,900 --> 00:26:56,440
‫یه چندماهی میشه

632
00:26:56,450 --> 00:26:59,780
‫حتی با داروسازمون هم
‫یه چندباری رفته سر قرار

633
00:26:59,780 --> 00:27:05,040
‫فقط یه بار دیدم‌شون و حسِ...

634
00:27:07,460 --> 00:27:10,000
‫- عجیبی داشت
‫- می‌دونم چه حسیه

635
00:27:10,000 --> 00:27:13,880
‫حس می‌کنم باید دیگه از قلبم بیرونش کنم

636
00:27:13,880 --> 00:27:16,020
‫اما هنوز نمی‌تونم یا...

637
00:27:17,050 --> 00:27:18,720
‫شاید فقط می‌ترسم. نمی‌دونم

638
00:27:19,870 --> 00:27:23,220
‫نوبت توئه. بگو که می‌دونستی.
‫همه‌چی رو بنداز گردنِ دیو

639
00:27:23,220 --> 00:27:24,220
‫عزیزم

640
00:27:24,890 --> 00:27:26,270
‫مگ، خیلی ناراحت شدم

641
00:27:26,270 --> 00:27:31,130
‫تنها دلیلی که با دیو شوخی می‌کنم اینه که
‫خیلی کار راحتیه

642
00:27:31,810 --> 00:27:34,320
‫اما نمی‌خوام ناراحتی هیچ‌کدوم‌تون رو ببینم

643
00:27:35,190 --> 00:27:37,610
‫خدایا، ازدواج سخته

644
00:27:38,700 --> 00:27:40,110
‫طلاق سخته

645
00:27:40,610 --> 00:27:41,910
‫هر تصمیمی که بگیری

646
00:27:42,410 --> 00:27:44,240
‫من کنارتم

647
00:27:44,830 --> 00:27:46,040
‫ممنون

648
00:27:47,400 --> 00:27:48,660
‫خیلی ناجوره

649
00:27:48,660 --> 00:27:50,670
‫اصلاً نمی‌دونم که چطوری...

650
00:27:51,540 --> 00:27:53,710
‫اگه جدی شد، به میسون بگم

651
00:27:53,710 --> 00:27:56,710
‫خب می‌تونی همون کاری رو که
‫وقتی تو بچه بودی و من کردم، بکنی

652
00:27:56,710 --> 00:27:58,300
‫۶ ماه ناپدید شو

653
00:27:58,300 --> 00:28:01,010
‫بعدش ببرش به یه هتلی و

654
00:28:01,010 --> 00:28:03,760
‫به یه غریبه که حوله حمومی پوشیده،
معرفیش کن

655
00:28:03,760 --> 00:28:05,850
‫اون حوله حمومی نپوشیده بود، بابا

656
00:28:05,850 --> 00:28:09,350
‫تازه وقتی فهمید من اومدم توی اتاق، پوشید

657
00:28:09,350 --> 00:28:11,980
‫از اونجا بود که فهمیدم
میشه رو ‫نوک ممه پیرسینگ زد

658
00:28:11,980 --> 00:28:13,520
‫پس همچین بد هم نبود

659
00:28:19,530 --> 00:28:21,360
‫گه توش. کاش می‌تونستم مشروب بخورم

660
00:28:21,360 --> 00:28:23,890
‫آره، خیلی سخته.
‫شراب نابی هم هست

661
00:28:31,370 --> 00:28:32,500
‫سلام، مامان

662
00:28:33,000 --> 00:28:35,460
‫متیو، خودم که گفتم زنگت می‌زنم...

663
00:28:35,460 --> 00:28:38,590
‫ولش کن. به ویل زنگ زدم و
‫گفتم هر جا هست خودش رو برسونه

664
00:28:38,590 --> 00:28:40,340
‫به‌زودی خبرمون می‌کنن

665
00:28:40,340 --> 00:28:42,590
‫تو از کجا می‌دونی؟
‫به من هیچی نمیگه

666
00:28:42,590 --> 00:28:45,580
‫یه پرستاره رو خفت کردم و
‫گفت عملش حدود نیم‌ساعت دیگه تمومه

667
00:28:45,580 --> 00:28:46,930
‫پرستار خفت کردی؟

668
00:28:46,930 --> 00:28:48,140
‫البته فکر ناجور نکن

669
00:28:48,140 --> 00:28:49,680
‫فکر ناجور نکنم؟

670
00:28:51,390 --> 00:28:52,960
‫برات ساندویچ بگیرم؟

671
00:28:52,960 --> 00:28:54,940
‫باید یه چیزی بخوری

672
00:28:54,940 --> 00:28:56,060
‫دوستت دارم

673
00:28:59,030 --> 00:29:01,320
‫هنوز هم از بغل بدت میاد،‌ آره؟

674
00:29:01,320 --> 00:29:02,490
‫آره

675
00:29:03,530 --> 00:29:05,870
‫اما تا یه چند ثانیه دیگه می‌تونم تحمل کنم

676
00:29:05,870 --> 00:29:06,870
‫دستت رو بگیر بالا

677
00:29:13,000 --> 00:29:14,370
‫خیلی برای دیدنت ذوق دارم

678
00:29:14,840 --> 00:29:17,600
‫آره، پول نقد خوبه.
‫کدوم دختره که از پول نقد خوشش نیاد؟

679
00:29:17,600 --> 00:29:18,740
‫خدافظ

680
00:29:19,710 --> 00:29:22,380
‫- خوشم نیومد
‫- آروم بگیر. بابابزرگ بود

681
00:29:23,130 --> 00:29:25,020
‫واسه جشن فارغ‌التحصیلی دعوتش کردم

682
00:29:25,020 --> 00:29:26,890
‫ببخشید، می‌دونم خیلی با هم جور نیستید

683
00:29:26,890 --> 00:29:28,510
‫چی؟ نه، این حرفا چیه؟

684
00:29:28,510 --> 00:29:30,220
‫اون... عاشقته...

685
00:29:30,850 --> 00:29:33,360
‫و به‌نظرم این عالیه و...

686
00:29:33,360 --> 00:29:35,350
‫می‌دونی که همیشه چی میگم؟

687
00:29:35,350 --> 00:29:36,440
‫هر چی بیشتر، بهتر

688
00:29:36,440 --> 00:29:39,190
‫وای، داشت باورم می‌شد

689
00:29:39,190 --> 00:29:41,030
‫فکر کردم تونستم اما...

690
00:29:42,290 --> 00:29:45,140
‫آخه نمی‌خوام بعداً حسرت بخورم که
‫ای کاش بیشتر می‌دیدمش

691
00:29:45,860 --> 00:29:46,870
‫آره

692
00:29:49,830 --> 00:29:52,160
‫راستش به‌نظرم بعضی‌وقتا

693
00:29:52,160 --> 00:29:55,580
‫یه یادآوری کوچیک که بهمون بگه
‫زندگی کوتاهه، موهبت بزرگیه

694
00:29:55,580 --> 00:29:57,830
‫می‌تونه اون تلنگری که
لازم داریم رو بهمون بزنه

695
00:29:57,840 --> 00:29:59,340
‫سلام، آقای تیبیدو

696
00:29:59,580 --> 00:30:01,260
‫بله، شاون میچل هستم

697
00:30:01,260 --> 00:30:04,170
‫هر موقع مایل بودید،
‫می‌تونم برای مصاحبه بیام

698
00:30:05,220 --> 00:30:06,280
‫بله، آقا

699
00:30:14,350 --> 00:30:15,350
‫سلام

700
00:30:15,850 --> 00:30:17,810
‫عزیزم، کون لق قوانین لیز

701
00:30:17,810 --> 00:30:20,230
‫دارم می‌میرم. بریم بیمارستان و
‫دوست‌مون رو ببینیم

702
00:30:20,230 --> 00:30:21,980
‫- باشه، با ماشین من میریم
‫- باشه

703
00:30:22,010 --> 00:30:25,310
‫اما استرس دارم، برای همین از صندلی شاگرد
‫کلی غُر بهت می‌زنم

704
00:30:25,650 --> 00:30:28,200
‫می‌خوام حدأقل یه جلسه مشاوره بریم

705
00:30:28,990 --> 00:30:31,330
‫نه، نه فقط به‌خاطر میسون

706
00:30:32,580 --> 00:30:33,950
‫به‌خاطر خودم هست

707
00:30:35,080 --> 00:30:38,540
‫اگه قبول نکرد، ببین کجاست تا
‫برم بکشمش

708
00:30:38,540 --> 00:30:40,340
‫ولی خیلی مسخره‌ست، نه؟

709
00:30:41,380 --> 00:30:42,420
‫چی؟

710
00:30:43,880 --> 00:30:45,720
‫این که بخوای یه اتفاق بد بیفته تا

711
00:30:45,720 --> 00:30:48,630
‫باعث بشه کاری که باید از
‫همون اول می‌کردی رو بکنی

712
00:30:48,640 --> 00:30:51,580
‫به‌نظرم خیلی مهم نیست که
‫چطوری اون کار رو بکنی

713
00:30:52,510 --> 00:30:56,220
‫فقط باید امیدوار باشی وقتی اون کار رو
‫ می‌کنی، خیلی دیر نشده باشه

714
00:30:58,150 --> 00:30:59,150
‫خانم بیشاپ؟

715
00:30:59,940 --> 00:31:00,940
‫بله

716
00:31:05,610 --> 00:31:07,860
‫- موفق شدم
‫- معلوم بود

717
00:31:07,860 --> 00:31:08,990
‫درک‌ها که نمی‌میرن

718
00:31:13,950 --> 00:31:15,230
‫بابا، ساندویچ می‌خوای؟

719
00:31:15,230 --> 00:31:16,960
‫داش، تازه عمل کرده.
‫نمی‌تونه چیزی بخوره

720
00:31:16,960 --> 00:31:19,230
‫هی، هی، فکر کنم دارم دستشویی می‌کنم

721
00:31:22,250 --> 00:31:23,250
‫حالت خوبه

722
00:31:49,150 --> 00:31:51,070
‫مایائه. جواب میدم و زودی میام

723
00:31:51,070 --> 00:31:52,070
‫باشه

724
00:31:53,120 --> 00:31:55,370
‫سلام، مایا، همه‌چی مرتبه؟

725
00:31:55,370 --> 00:31:56,870
‫آره، آره، حالم خوبه

726
00:31:56,870 --> 00:31:59,120
‫فقط زنگ زدم ببینم چی‌کاره‌ای

727
00:31:59,120 --> 00:32:01,710
‫دلم یکم ماست‌بستنی خواست،
‫گفتم بریم بخوریم

728
00:32:01,710 --> 00:32:04,460
‫خب، من اومدم بیمارستان،
‫ملاقات یکی از دوستام

729
00:32:04,460 --> 00:32:06,210
‫وای، خدا. شرمنده

730
00:32:06,210 --> 00:32:08,480
‫نه بابا، چیزی نیست.
‫همه‌چی مرتبه

731
00:32:08,510 --> 00:32:11,470
‫اما مایا، باید الان حرف بزنی یا
‫می‌تونی تا جلسه‌ بعد منتظر بمونی؟

732
00:32:11,470 --> 00:32:13,390
‫چیزیم نیست. چیزیم نیست

733
00:32:13,390 --> 00:32:14,550
‫مطمئنی؟

734
00:32:14,560 --> 00:32:16,930
‫آره، خیلی خب. بعداً می‌بینمت

735
00:32:16,930 --> 00:32:18,520
‫باشه. خدافظ. ممنون

736
00:32:18,520 --> 00:32:19,520
‫شب‌ به‌خیر

737
00:32:42,385 --> 00:32:49,385
‫مترجم: «محمدعلی sm »
‫در تلگرام mmli_Subs@

738
00:32:49,409 --> 00:32:56,409
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

739
00:32:56,433 --> 00:33:03,433
www.TalaFilm.Top