1
00:00:00,200 --> 00:00:06,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:07,000 --> 00:00:09,000
‫نذارید اون مرد...

3
00:00:09,208 --> 00:00:12,333
‫- عکس پا برای فروش!
‫- ببخشید آقا! من کورن‌ داگ میخوام...

4
00:00:12,500 --> 00:00:19,000
‫خب، به طور خلاصه، در ساعت ۱ بامداد،
‫تو دیدی که موکلم از بوفه‌ جنسی خارج شد.

5
00:00:19,041 --> 00:00:24,083
‫اون تو رو شناخت، نزدیک شد،
‫و در ادامه بهت گفت که تو، نقل قول میکنم...

6
00:00:25,333 --> 00:00:27,833
‫«بدجوری حشریش کردی.»

7
00:00:27,916 --> 00:00:31,000
‫و همون موقع بود که
‫صدای فریاد رو شنیدی...

8
00:00:31,083 --> 00:00:34,900
‫و در انتهای بلوک دیدی که
‫در واقع مرد دیگه ای داشت...

9
00:00:34,916 --> 00:00:37,916
‫توی کالسکه‌ ای که نوزاد شاکی
‫در اون بود، استفراغ میکرد...

10
00:00:38,000 --> 00:00:42,416
‫در کنار دو بازیگر که لباس «اِلمو» پوشیده بودن،
‫و یکی دیگه که، نقل قول میکنم...

11
00:00:42,500 --> 00:00:47,708
‫«اون یارو توی فیلم مایکل کلیتون.
‫فکر کنم اسمش مایکل کلیتون بود.»

12
00:00:47,791 --> 00:00:50,166
‫این بازگویی دقیقی از وقایعه؟

13
00:00:50,250 --> 00:00:52,166
‫و قبل از اینکه پاسخ بدی،
‫لطفاً بگو بله یا خیر، نه اینکه...

14
00:00:52,250 --> 00:00:53,541
!آره، عزیزم

15
00:00:53,625 --> 00:00:58,166
‫اون بازگوییِ ماجرایِ موردِ بحث،
‫حشریم میکنه، عزیزم.

16
00:00:58,250 --> 00:01:02,666
‫پس، موکلِ من نمیتونسته
‫همون کسی باشه که...

17
00:01:02,750 --> 00:01:04,666
‫ده ثانیه مونده به...

18
00:01:05,458 --> 00:01:07,541
‫همونی که رویِ بچهٔ شاکی بالا آورد.

19
00:01:07,625 --> 00:01:10,291
‫- آره!
‫- جرئت نکن بگی «آره، عزیزم».

20
00:01:10,375 --> 00:01:12,041
‫- پرتاب شد!
‫- آره، عزیزم!

21
00:01:13,166 --> 00:01:16,916
‫- تیمِ لاینز، اوم... اختلافِ امتیاز رو جبران کرد.
‫- وای، خدایِ من!

22
00:01:17,000 --> 00:01:23,000
‫جناب قاضی، حداقل میتونید به هیئت‌ منصفه بگید که
‫داد زدن و نگاه کردن به گوشی‌ هاشون رو تموم کنن؟

23
00:01:24,791 --> 00:01:27,833
‫اوه، اوم، هیئت‌ منصفه دیگه اون کار رو...
‫هر چی که ایشون گفت رو، انجام نمیده.

24
00:01:27,916 --> 00:01:30,041
‫عضوِ شماره هشتِ هیئت‌ منصفه،
‫میشه گوشیت رو کنار بذاری؟

25
00:01:30,125 --> 00:01:32,750
‫اعتراض دارم!
‫این گوشی نیست.

26
00:01:33,583 --> 00:01:35,291
‫وای! اون رو از کجا آوردی؟

27
00:01:35,375 --> 00:01:37,208
‫آه. سؤالِ دیگه‌ ای ندارم.

28
00:01:37,291 --> 00:01:40,500
‫اوهوم. آره، عالیه.
‫دفاعیاتِ نهایی!

29
00:01:40,583 --> 00:01:43,125
‫اوه، آره!

30
00:01:43,208 --> 00:01:46,291
‫اوم، برای ثبت در پرونده،
‫اون هم حشریم میکنه.

31
00:01:47,375 --> 00:01:48,500
‫- عزیزم.
‫- آه.

32
00:02:22,000 --> 00:02:28,000
<i>[ قانون برهنگی ]
[ فصل اول : قسمت اول ]</i>

33
00:02:30,583 --> 00:02:32,500
‫ما نه تنها کوتاه نمیایم،
‫و توافق نمیکنیم...

34
00:02:32,583 --> 00:02:36,291
‫بلکه برای پول شهریه دانشگاه
‫بچه‌ هاشون هم ازشون شکایت میکنیم!

35
00:02:36,875 --> 00:02:38,833
‫اونا «نیکولز و گامب» رو استخدام کردن.

36
00:02:38,916 --> 00:02:40,041
‫هوم.

37
00:02:41,708 --> 00:02:43,458
‫ای وای! نه!

38
00:02:43,541 --> 00:02:44,666
‫اوه!

39
00:02:46,666 --> 00:02:48,166
‫بهشون بگو توافق میکنیم.

40
00:02:48,250 --> 00:02:51,458
‫با «نیکولز و گامب» تماس بگیرید.
‫ما برای آدم‌ های معمولی حقشون رو میگیریم.

41
00:02:51,541 --> 00:02:54,958
‫♪ نیکولز و گامب همون دو تایی هستن
‫که توی جیبت داری ♪

42
00:02:55,041 --> 00:02:57,875
‫♪ و تو رو از مخمصه قانون نجات میدن ♪

43
00:02:57,958 --> 00:02:59,916
‫قبلاً اینطور بود...

44
00:03:00,000 --> 00:03:03,458
‫ولی حالا شریکم،
‫«مارشا گامب»، مُرده.

45
00:03:03,541 --> 00:03:04,416
‫مُرده!

46
00:03:04,500 --> 00:03:06,583
‫ولی دفتر وکالت من هم مُرده؟
‫ابداً، نه!

47
00:03:06,666 --> 00:03:08,458
‫برای همینه که دارم با اخراج کردنِ...

48
00:03:08,541 --> 00:03:10,875
‫پسرِ شریکِ مرحومم، «لینکلن گامب»،
‫بهره‌ وری رو بالا می‌برم.

49
00:03:10,958 --> 00:03:11,958
‫اخراج شد!

50
00:03:12,041 --> 00:03:15,083
‫اون افتضاحه. تازه، همیشه هم ازش متنفر بودم،
‫و میدونی چیه لاس‌ وگاس؟

51
00:03:15,166 --> 00:03:18,208
‫اون قراره از طریق همین تبلیغ
‫موضوع رو بفهمه!

52
00:03:18,291 --> 00:03:21,916
‫پس با لینکلن خداحافظی کنید،
‫و به مبالغ کلانِ توافقی سلام کنید...

53
00:03:22,000 --> 00:03:24,916
‫در ظاهر جدید دفتر حقوقیِ
‫«استیو نیکولز و شرکا».

54
00:03:25,000 --> 00:03:26,708
‫♪ اون لینکلن گامب رو اخراج کرد ♪

55
00:03:26,791 --> 00:03:30,750
‫میدونید، کاش دیگه اون تبلیغ رو پخش نمیکرد.
‫شش ماه گذشته.

56
00:03:30,833 --> 00:03:34,291
‫آره، ولی خیلی خنده‌ داره. دقیقاً بعد از
‫فوت مادربزرگ مارسیا اخراجت کردن.

57
00:03:34,375 --> 00:03:36,666
‫- خیلی بی‌ رحمانه‌ست.
‫- خفه شو آیرین. برو مدرسه.

58
00:03:36,750 --> 00:03:38,875
‫نه! اونا از قدرت من میترسن.

59
00:03:38,958 --> 00:03:41,041
‫چرا فقط ازش شکایت نمیکنی؟

60
00:03:41,125 --> 00:03:43,666
‫با همون کلک قدیمیِ
‫«معامله‌ اسب ساسکاتون» سراغش برو.

61
00:03:43,750 --> 00:03:46,500
‫ببین، فقط غمگین‌ ترین زنی که
‫میتونی پیدا کنی رو استخدام میکنی...

62
00:03:46,583 --> 00:03:49,041
‫بعد به هیئت منصفه میگی
‫که اون اسکوربوت داره.

63
00:03:49,125 --> 00:03:53,333
‫و این همون حرکت افسانه‌ ایِ «گلم بلورچمن» بود
‫که باعث شد پروانه‌ وکالتت باطل بشه؟

64
00:03:53,416 --> 00:03:55,791
‫میدونی که اون مال وقتیه
‫که با چاقو به اون یارو زدم!

65
00:03:55,875 --> 00:03:57,250
‫سعی کن یه ذره دلسوز باشی.

66
00:03:57,333 --> 00:04:01,666
‫باشه، خب، حالا که هیچ موکلی نداریم،
‫و منم یه شکست‌ خورده‌م، میرم توی دفترم...

67
00:04:01,750 --> 00:04:04,666
‫به آهنگ‌ های «دیو متیوز بند» گوش بدم،
‫و عکس تابوت توی گوگل سرچ کنم.

68
00:04:04,750 --> 00:04:07,833
‫بیخیال عمو لینک‌-لینک.
‫نمیتونه اونقدرها هم بد باشه.

69
00:04:07,916 --> 00:04:11,666
‫پولمون تموم شده.
‫میراث مادرم رو نابود کردم.

70
00:04:11,750 --> 00:04:13,291
‫موسسه رو از دست میدیم.

71
00:04:13,375 --> 00:04:16,916
‫«گلم» دوباره مجبور میشه بره روی قایق
‫اون میلیونرِ عجیب‌ غریب زندگی کنه.

72
00:04:17,000 --> 00:04:18,791
‫کشتی «اس‌ اس قصرِ درد»
‫اونقدرها هم بد نبود.

73
00:04:18,875 --> 00:04:22,958
‫غذا و تخت‌ خوابِ مناسبی داشت، و تنها کاری که
‫باید میکردم جنگیدن با بقیه‌ آدم‌ های ناامید بود...

74
00:04:23,041 --> 00:04:25,541
‫فقط برای این امتیاز که بتونم
‫یه طلوع خورشید دیگه رو ببینم.

75
00:04:25,625 --> 00:04:29,125
‫و بدون این شغل،
‫«آیرین» با آدم‌ های نابابی بُر میخوره.

76
00:04:29,208 --> 00:04:31,291
‫اون اصلاً تشخیص نمیده
‫که چی به صلاحشه.

77
00:04:31,375 --> 00:04:34,833
‫این درست نیست! هی، گلم، «پالاس»
‫با یه دونه «ل» نوشته میشه یا دو تا؟

78
00:04:34,916 --> 00:04:37,333
‫لینکلن، لینکلن.
‫دفتر وکالت قرار نیست تعطیل بشه!

79
00:04:37,416 --> 00:04:39,625
‫چرا، آخه داشتی میذاشتی
‫کلی از مشتری‌ ها از دست برن.

80
00:04:39,708 --> 00:04:43,083
‫چطوره من و آیرین
‫دنبال طلب‌ هامون بریم...

81
00:04:43,166 --> 00:04:47,833
‫و تو هم هر پرونده‌ ای که این تیک
‫گوشتِ خیس برامون میاره رو ببری؟

82
00:04:47,916 --> 00:04:51,000
‫سلام، من بَری شندلیر هستم.
‫اومدم لینکلن گامب رو ببینم.

83
00:04:51,083 --> 00:04:53,250
‫من تمام مدت همینجا بودم.

84
00:04:53,333 --> 00:04:54,583
‫نمیتونم بهت پولی بدم.

85
00:04:54,666 --> 00:04:57,958
‫مادرت پرونده‌م رو رایگان قبول کرد، ولی بعدش،
‫میدونی که، اون کامیون بزرگ بهش زد.

86
00:04:58,041 --> 00:04:59,916
‫- اون فوت کرد.
‫- و سرش هم از تنش جدا شد.

87
00:05:00,000 --> 00:05:01,708
‫- آره.
‫- داشتم تماس میگرفتم.

88
00:05:01,791 --> 00:05:04,625
‫ولی اون دختر ترسناکِ پشت
‫میز پذیرش مدام تهدیدم میکرد.

89
00:05:04,708 --> 00:05:08,125
‫آره. کارش همینه.
‫ولی با این حال، به طرز عجیبی بازرس خوبیه.

90
00:05:08,208 --> 00:05:10,416
‫باشه. خب، وقت دادگاهم فردائه.

91
00:05:10,500 --> 00:05:15,041
‫چی؟ فردا؟
‫خب، این واقعاً اوضاع رو بد میکنه.

92
00:05:15,125 --> 00:05:16,708
‫ولی در واقع،
‫اصلاً مهم نیست.

93
00:05:16,791 --> 00:05:18,875
‫اینطوری نیست که کار دیگه‌ ای
‫داشته باشم انجام بدم.

94
00:05:19,375 --> 00:05:21,833
‫پس بیا از اول شروع کنیم.
‫قضیه چیه؟

95
00:05:21,916 --> 00:05:24,000
‫باشه، خب...

96
00:05:24,083 --> 00:05:26,875
‫خانم‌ ها، آقایون همجنسگرا و دوجنسگرا!

97
00:05:26,958 --> 00:05:29,708
‫و بقیه!
‫گرایش جنسی یک طیفه!

98
00:05:29,791 --> 00:05:30,791
‫یک طیف!

99
00:05:30,875 --> 00:05:34,416
‫چرا مهمونی‌تون رو
‫به کلوپ براش‌ فایر نمی‌برید؟

100
00:05:34,500 --> 00:05:39,416
‫جایی که جذاب‌ ترین و خوش‌ هیکل‌ ترین
‫مردهای این طرفِ مرزهای جذابیت رو داریم؟

101
00:05:39,500 --> 00:05:44,958
‫تام ونکس، رودریگو وسوویوس،
‫کریستوفر عصبانی، بری شندلیر...

102
00:05:45,041 --> 00:05:51,125
‫آقای باسن، لرد گرینگلسبی،
‫و لانچ‌ میت همگی منتظرتونن!

103
00:05:51,208 --> 00:05:52,083
‫منتظرتونن!

104
00:05:52,166 --> 00:05:56,416
‫این جوون‌ های ترسیده
‫حاضرن هر کاری بکنن!

105
00:05:56,500 --> 00:05:59,541
‫مخصوصاً شب‌ های جمعه،
‫که فقط با ۵۰ دلار...

106
00:05:59,625 --> 00:06:01,666
‫این پسرهای خوک‌ مانندِ کثیف...

107
00:06:01,750 --> 00:06:03,708
‫سوییچ ماشین مشتری‌ ها رو میخورن؟

108
00:06:03,791 --> 00:06:05,625
‫سوییچ ماشین مشتری‌ ها رو میخورن.

109
00:06:05,708 --> 00:06:07,833
‫- و مردم از این کار خوششون میاد؟
‫- اوه آره.

110
00:06:07,916 --> 00:06:11,375
‫وقتی من و بقیه پسرها ریموت‌ هاشون رو میخوریم،
‫همه رو دیوونه میکنه.

111
00:06:11,458 --> 00:06:13,166
‫ولی این کار داره مریضمون میکنه...

112
00:06:13,250 --> 00:06:17,541
‫و قراردادها با این همه اصطلاحات قلمبه‌ سلمبه‌ حقوقی،
‫صراحتاً اجازه‌ این کار رو میدن.

113
00:06:17,625 --> 00:06:18,541
‫می‌بینی؟

114
00:06:18,625 --> 00:06:21,708
‫«ما میتونیم هر طور که بخوایم بهت آسیب بزنیم،
‫و تو برای بیشترش التماس میکنی.»

115
00:06:21,791 --> 00:06:23,666
‫به نظر بی‌ دلیل بدجنسانه میاد.

116
00:06:23,750 --> 00:06:28,000
‫ببین، حقیقت اینه که،
‫قانون واقعاً طرف کارگران جنسی نیست.

117
00:06:28,166 --> 00:06:32,400
‫منظورت مثل اینه که برای ما غیرقانونیه که
‫به هر کسی که خواست، مقداری از موهامون رو ندیم؟

118
00:06:32,458 --> 00:06:35,041
‫آره. و کی وکیل کلوپه؟

119
00:06:35,125 --> 00:06:38,708
‫خب، میشناسیش.
‫استیو نیکولز.

120
00:06:39,208 --> 00:06:40,708
‫استیو نیکولز.

121
00:06:40,791 --> 00:06:44,500
‫فکر کردم حتماً بعد از اینکه اخراجت کرد،
‫از اون یارو متنفری...

122
00:06:44,583 --> 00:06:46,875
‫اون هم وقتی که
‫سرِ مادرت... فوت کرد.

123
00:06:46,958 --> 00:06:50,916
‫♪ نیکولز و گامب، دو تا چیز توی جیبت ♪

124
00:06:51,000 --> 00:06:54,958
‫آه، خب، فکر میکنم احتمالاً
‫کارهای زیادی برای انجام دادن داری.

125
00:06:55,041 --> 00:06:57,208
‫پس اگه کارهای دیگه تمومه،
‫فردا می‌بینمت؟

126
00:06:57,291 --> 00:06:59,041
‫♪ اونا آزادت میکنن ♪

127
00:07:00,000 --> 00:07:01,958
‫♪ اونا آزادت میکنن ♪

128
00:07:02,875 --> 00:07:07,100
‫فقط محض اطلاعت، مؤسسه با تمام توانش
‫داره از پرونده‌ت حمایت میکنه.

129
00:07:07,208 --> 00:07:08,416
‫خب، این باعث دلگرمیه.

130
00:07:08,500 --> 00:07:11,125
‫میدونم این سازمان چقدر باکلاس و حرفه‌ ایه.

131
00:07:11,208 --> 00:07:12,750
‫شک نکن،
‫خیالت تخت.

132
00:07:12,833 --> 00:07:16,416
‫از نفوذم استفاده کردم تا پوشش
‫رسانه‌ ای زیادی برای این پرونده بگیرم.

133
00:07:16,958 --> 00:07:18,583
‫خبرگزاری‌ ها دارن با این موضوع حال میکنن.

134
00:07:18,666 --> 00:07:21,750
‫اسمش رو گذاشتن «رسواییِ رقصنده‌ ای
‫که نمیخواست ولی کلید خورد».

135
00:07:21,833 --> 00:07:24,208
‫خب، تبلیغات مجانی تا حالا
‫هیچ سگی رو نکشته.

136
00:07:24,291 --> 00:07:26,250
‫آه، آره، همون ضرب‌ المثل قدیمی.

137
00:07:26,333 --> 00:07:29,791
‫به هر حال، میخوام بدونی که این پرونده برای من...
‫جنبه شخصی داره.

138
00:07:29,875 --> 00:07:32,666
‫اگه لینکلن گامب اونقدر احمق باشه
‫که جلوی من پاش به دادگاه باز بشه...

139
00:07:32,750 --> 00:07:36,041
‫اون هم وقتی که رسانه‌ ها دارن تماشا میکنن،
‫از روی زمین محوش میکنم!

140
00:07:36,125 --> 00:07:39,083
‫اوه! دیگه کم‌ کم وقت دسره.

141
00:07:40,125 --> 00:07:41,833
‫اون یکی خانم برهنه‌ ای که
‫غذا سرو میکرد وقتش پر بود...

142
00:07:41,916 --> 00:07:44,708
‫ولی اگه بهش فکر کنی،
‫این سگ هم لخت و برهنه‌ست.

143
00:07:44,791 --> 00:07:46,666
‫وای، آره.
‫زدی به هدف.

144
00:07:46,750 --> 00:07:51,083
‫♪ همه‌ عروسک‌ ها کفش های کوچولو دارن ♪

145
00:07:52,583 --> 00:07:55,958
‫خب مامان.
‫من مایه‌ ننگ میراث توئم.

146
00:07:56,583 --> 00:08:02,250
‫«واقعاً هستی، برای همینه که الان
‫توی جهنمم و دارم حشره میخورم.»

147
00:08:02,333 --> 00:08:03,250
‫ولی مامان، من...

148
00:08:03,333 --> 00:08:09,125
‫«معلوم شد توی جهنم، به جای دستشویی،
‫باید از یه آتشفشان کوچولوی داغ استفاده کنیم.»

149
00:08:09,208 --> 00:08:10,166
‫«درد داره!»

150
00:08:10,250 --> 00:08:12,625
‫خیلی خب مامان.
‫فکر کنم برم مست کنم.

151
00:08:12,708 --> 00:08:14,916
‫«وایسا! نه! من رو اینجا تنها نذار!»

152
00:08:16,833 --> 00:08:17,791
‫شب بخیر، دنیس!

153
00:08:17,875 --> 00:08:19,375
‫شب بخیر، لینکلن.

154
00:08:19,875 --> 00:08:21,875
‫هی رفیق، من هنوز کورن‌ داگ میخوام!

155
00:08:21,958 --> 00:08:23,833
‫من شوت ملون میخوام!

156
00:08:26,708 --> 00:08:28,291
‫عضو هیئت منصفه شماره هشت؟

157
00:08:28,375 --> 00:08:30,333
‫خیلی خب، عقب نمونید!

158
00:08:30,416 --> 00:08:34,083
‫اینجا از اون جشنواره‌ های دهاتی ذرت‌ خوری آیووا نیست.
‫ما اینجا با سرعت پیش میریم.

159
00:08:34,166 --> 00:08:35,916
‫این کارتت بود؟

160
00:08:36,000 --> 00:08:37,583
‫نه.

161
00:08:37,666 --> 00:08:39,250
‫دقیق‌ تر نگاه کن.

162
00:08:39,333 --> 00:08:40,583
‫اوه!

163
00:08:40,666 --> 00:08:43,916
‫در ضمن، گوشی زنت رو هم چک کن.
‫داره بهت خیانت میکنه.

164
00:08:44,000 --> 00:08:47,541
‫اوه لعنتی، معرکه‌ست!
‫اصلاً کی این رو نوشتی؟

165
00:08:48,791 --> 00:08:51,208
‫اه، حالا باید برم.
‫بیا دیگه دارلین.

166
00:08:51,958 --> 00:08:56,750
‫خیلی خب. پلیسی این اطراف نیست،
‫پس وقت اجرای نهایی منه!

167
00:08:56,833 --> 00:08:58,791
‫خانم، یادته وقتی تازه شروع کردیم...

168
00:08:58,875 --> 00:09:00,541
‫ازت خواستم یه کارت
‫از این دسته‌ ورق انتخاب کنی؟

169
00:09:00,625 --> 00:09:01,666
‫یادته، مگه نه؟

170
00:09:01,750 --> 00:09:02,583
‫- اون... بود...
‫- نه، نه، نه!

171
00:09:02,666 --> 00:09:05,333
‫نکته اصلی اینجاست
‫که نباید بهم بگی.

172
00:09:05,416 --> 00:09:09,500
‫به هر حال، من از قبل میدونم.
‫شاهه! شاه گشنیز.

173
00:09:09,583 --> 00:09:12,750
‫خب، شعبده‌ بازی همینه.
‫یه جورایی ناامیدکننده‌ست، مگه نه؟

174
00:09:12,833 --> 00:09:16,083
‫ولی موضوع اینه.
‫من از شاه‌ ها متنفرم.

175
00:09:17,958 --> 00:09:19,708
‫همیشه متنفر بودم.

176
00:09:25,250 --> 00:09:27,208
‫تو! گلوله کجا متوقف شد؟

177
00:09:28,666 --> 00:09:31,875
‫می‌بینید؟
‫قضیه شاه‌ ها همینه.

178
00:09:31,958 --> 00:09:35,208
‫تمام ورق‌ ها طوری چیده شدن
‫که نذارن اونا صدمه ببینن.

179
00:09:37,750 --> 00:09:39,458
‫لعنتی، عضو شماره هشت هیئت‌ منصفه!

180
00:09:39,541 --> 00:09:43,600
‫خب، شاید رادنی از من بهتر باشه،
‫چون مجبور نیست با استرسِ...

181
00:09:43,708 --> 00:09:47,541
‫اداره کردن پنجمین شرکت بزرگ
‫کفش نوزاد آمریکا دست‌ و پنجه نرم کنه!

182
00:09:47,625 --> 00:09:51,041
‫شرکت کفش نوزاد رادنی
‫سومین شرکت بزرگه!

183
00:09:51,125 --> 00:09:51,958
‫دقیقاً!

184
00:09:52,750 --> 00:09:55,000
‫نفر اول لیست،
‫باب هندرسون.

185
00:09:55,083 --> 00:09:57,708
‫در واقع، اسمش باب هندرسون-تویوتاست.

186
00:09:57,791 --> 00:10:00,958
‫اسمش رو عوض کرد تا با اسم نمایندگیش یکی بشه،
‫ولی زیاد درباره‌ش فکر نکرده بود.

187
00:10:01,041 --> 00:10:03,250
‫چی، تو پرونده‌ این یارو رو بررسی نکردی؟

188
00:10:03,333 --> 00:10:05,541
‫نه. اون هفته توی اردوی ددلیفت بودم.

189
00:10:05,625 --> 00:10:09,166
‫هی، راستی، اصلاً پدر و مادرت
‫فکر میکنن کل روز داری چیکار میکنی؟

190
00:10:09,250 --> 00:10:10,208
‫اوه، نمیدونم.
‫یه کارهایی؟

191
00:10:10,291 --> 00:10:14,458
‫حدس میزنم فکر میکنن مدرسه‌م، یا پیش عمو لینک
‫کارآموزی میکنم، یا همینجوری برای خودم میگردم؟

192
00:10:14,541 --> 00:10:16,708
‫اونا حتی نمیدونن که من
‫سه سال زودتر فارغ‌ التحصیل شدم.

193
00:10:16,791 --> 00:10:20,666
‫ایول! باید کلاهبرداری رو از تو یاد میگرفتم،
‫نه اینکه بهت یاد بدم.

194
00:10:20,750 --> 00:10:23,416
‫عمراً! از کجا دیگه میتونستم اصطلاحات
‫باحالی مثل «ایول» رو یاد بگیرم؟

195
00:10:23,500 --> 00:10:25,291
‫- آخ.
‫- پس باب هنوز بهمون بدهکاره؟

196
00:10:25,375 --> 00:10:27,958
‫- برای این یارو چیکار کردیم؟
‫- هی، کمکش کردیم یه دعوای حقوقی رو حل و فصل کنه.

197
00:10:28,041 --> 00:10:31,541
‫به نمایشگاه باب هندرسون
‫تویوتا تویوتا تشریف بیارید...

198
00:10:31,625 --> 00:10:36,166
‫جایی که اگه بتونید معامله‌ بهتری برای
‫یه تویوتا پیدا کنید، میتونید من رو بکشید!

199
00:10:36,958 --> 00:10:40,291
‫اوه، گلم! دختر... درشت‌ جثه!
‫اوضاع چطوره؟

200
00:10:40,375 --> 00:10:43,000
‫اوضاع از این قراره که ما پولی رو
‫که بهمون بدهکاری میخوایم!

201
00:10:43,083 --> 00:10:45,875
‫پرونده‌ تو حتی یکی از اونایی بود
‫که توش برنده شدیم، یه جورایی.

202
00:10:45,958 --> 00:10:48,250
‫مجازات مشتریت رو
‫تا حد نقص عضو پایین آوردیم.

203
00:10:48,333 --> 00:10:49,583
‫خب، راستش موضوع اینه که...

204
00:10:49,666 --> 00:10:52,916
‫نه! دیگه خشونت بسه.
‫میرم پولتون رو بیارم.

205
00:10:53,708 --> 00:10:55,208
‫همون کافیه، هالک.

206
00:10:56,083 --> 00:10:57,583
‫وای، ۳۰ دلار.

207
00:10:57,666 --> 00:11:00,625
‫لحظه‌ شماری میکنم که برم باهاش
‫۱۵ سال پیش یه کاپشن بنجل بخرم.

208
00:11:00,708 --> 00:11:06,000
‫اون کلک یه جورایی احمقانه و بی‌ ملاحضه بود،
‫ولی در عین حال واقعاً خیره‌ کننده بود.

209
00:11:06,166 --> 00:11:08,666
‫خب، اینجا اینجور چیزها جواب میده.
‫میتونی پیش خودت نگهش داری.

210
00:11:08,750 --> 00:11:11,125
‫میشناسمت.
‫تو عضو شماره هشت هیئت‌ منصفه‌ ای.

211
00:11:11,208 --> 00:11:12,625
‫اوه، جناب وکیل.

212
00:11:12,708 --> 00:11:15,250
‫ببخشید، بخش خیلی کمی
‫از اون دادگاه رو بیدار بودم.

213
00:11:15,916 --> 00:11:18,208
‫عالیه. من لینکلن گامب هستم.

214
00:11:18,291 --> 00:11:19,666
‫شیلا فلامبه.

215
00:11:19,750 --> 00:11:22,958
‫شعبده‌ باز و سه سال قهرمان
‫رابطه‌ جنسیِ کلِ شهرستان.

216
00:11:24,000 --> 00:11:28,000
‫ببین، مطمئن بودم که
‫اون پرونده رو بُردم، ولی باختم.

217
00:11:28,083 --> 00:11:30,541
‫چطوره یه نوشیدنی مهمونت کنم،
‫و تو بهم بگی کجای کارم اشتباه بود؟

218
00:11:30,625 --> 00:11:32,916
‫خب، به نوشیدنی مجانی نه نمیگم...

219
00:11:33,000 --> 00:11:36,166
‫ولی بهت هشدار میدم،
‫من آدم خیلی نکته‌ سنجی نیستم.

220
00:11:36,250 --> 00:11:39,125
‫و نه‌ تنها صدات وقتی سعی میکنی
‫باهوش به نظر بیای روی اعصابه...

221
00:11:39,208 --> 00:11:40,500
‫بلکه به شدت هم آدم کسل‌ کننده‌ ای هستی.

222
00:11:40,583 --> 00:11:44,291
‫تمام طول دادگاه، حس میکردم
‫توی مراسم ختمِ تردک‌ های نمکی‌ ام!

223
00:11:44,375 --> 00:11:48,708
‫هی، شرط می‌بندم اگه تردک‌ های نمکی نابود بشن،
‫خیلی ها غصه‌ دار میشن.

224
00:11:49,208 --> 00:11:50,708
‫یکیش همین کره بادوم‌ زمینی.

225
00:11:50,791 --> 00:11:52,083
‫متوجه نمیشی، لینکلن.

226
00:11:52,166 --> 00:11:55,125
‫تو یه وکیل نیویورکی نیستی.
‫یا حتی یه وکیل اورلاندویی.

227
00:11:55,208 --> 00:11:58,916
‫تو یه وکیلِ وگاسی،
‫ولی فکر میکنی از وگاس سرتری.

228
00:11:59,000 --> 00:12:01,166
‫من از وگاس سرترم.
‫منظورم اینه که، اون یارو رو ببین.

229
00:12:02,625 --> 00:12:04,958
‫هی، منم احساس دارم.

230
00:12:05,041 --> 00:12:08,333
‫میدونی، تو حتی از همه‌ اون راننده اتوبوس‌ هایی
‫که به قتل رسوندم هم بی‌ ادب‌ تری.

231
00:12:08,958 --> 00:12:11,791
‫بذار بهت نشون بدم
‫وگاس واقعاً یعنی چی.

232
00:12:11,875 --> 00:12:13,791
‫میدونی چیه؟
‫اصلاً کی اهمیت میده؟

233
00:12:13,875 --> 00:12:17,625
‫هر کاری هم بکنم، مامان باز هم قراره
‫روی اون توالت آتشفشانی باشه.

234
00:12:17,708 --> 00:12:18,875
‫توالت آتشفشانی؟

235
00:12:18,958 --> 00:12:25,041
‫پیشخدمت بار، دو تا شات از شیرین‌ ترین،
‫ارزون‌ ترین و نئونی‌ ترین مشروبت رو بیار.

236
00:12:26,541 --> 00:12:30,541
‫این چیه؟
‫و چرا عکس «یونابامبر» روی بطری بود؟

237
00:12:30,625 --> 00:12:32,916
‫داری از همین الان
‫سوال های اشتباه می‌پرسی!

238
00:12:33,500 --> 00:12:36,416
‫و حالا وقتشه با دستگاه پخش موسیقی
‫آهنگی بذاریم که فریاد میزنه...

239
00:12:36,500 --> 00:12:38,416
‫«یه شب دیوونه‌ وار توی لاس‌ وگاس!»

240
00:12:42,833 --> 00:12:44,000
‫- اگبرت!
‫- چیه؟

241
00:12:44,083 --> 00:12:47,750
‫این یه آهنگ شاده از برنامه‌ ای
‫که همه میتونن ازش لذت ببرن.

242
00:12:47,833 --> 00:12:49,708
‫بیخیال.
‫بیا بنوشیم!

243
00:12:51,333 --> 00:12:54,083
‫♪ عجب رفتار وقیحانه‌ ایه ♪

244
00:12:54,875 --> 00:12:57,375
‫♪ به همون جایی برگشته که بهش تعلق داره ♪

245
00:12:57,875 --> 00:13:00,708
‫♪ همه دخترهای جوون با لب‌ های سرخ ♪

246
00:13:00,791 --> 00:13:04,375
‫♪ میگن «کلیولند معرکه‌ست، کلیولند معرکه‌ست» ♪

247
00:13:04,458 --> 00:13:07,083
‫♪ با یه سنجاق‌ قفلی توی گناه زندگی میکنه ♪

248
00:13:07,166 --> 00:13:10,833
‫♪ و میخونه «کلیولند معرکه‌ست، کلیولند معرکه‌ست» ♪

249
00:13:10,916 --> 00:13:13,541
‫♪ کلیولند معرکه‌ست، کلیولند معرکه‌ست ♪

250
00:13:13,625 --> 00:13:15,541
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪

251
00:13:15,625 --> 00:13:16,958
‫♪ کلیولند معرکه‌ست ♪

252
00:13:17,041 --> 00:13:19,000
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪

253
00:13:19,083 --> 00:13:22,166
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست، اوه ♪

254
00:13:22,250 --> 00:13:24,708
‫♪ اوه، اوه ♪

255
00:13:25,875 --> 00:13:27,000
‫♪ اوه ♪

256
00:13:27,083 --> 00:13:29,666
‫♪ همه بچه‌ هایی که توی فقر و فلاکت بزرگ میشن ♪

257
00:13:29,750 --> 00:13:32,916
‫♪ و میخونن «کلیولند معرکه‌ست، کلیولند معرکه‌ست...» ♪

258
00:13:35,541 --> 00:13:37,166
‫هی، اون قرص‌ ها دارن اثر میکنن؟

259
00:13:37,250 --> 00:13:38,375
‫♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪

260
00:13:38,458 --> 00:13:41,708
‫هر جا شیلا میره دنبالش برید!

261
00:13:41,791 --> 00:13:43,208
‫♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪

262
00:13:43,291 --> 00:13:44,750
‫- فکر کنم آره.
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪

263
00:13:44,833 --> 00:13:47,500
‫♪ کلیولند معرکه‌ست، کلیولند معرکه‌ست ♪

264
00:13:47,583 --> 00:13:49,666
‫♪ کلیولند معرکه‌ست ♪

265
00:13:49,750 --> 00:13:52,583
‫♪ چند تا صفحه از جنگ جهانی دوم دارم ♪

266
00:13:53,083 --> 00:13:55,500
‫♪ همونطوری گوششون میدم که پدربزرگم میداد ♪

267
00:13:56,333 --> 00:13:58,708
‫♪ اون اهل راک بود و منم همینطور ♪

268
00:13:58,791 --> 00:14:00,500
‫♪ اوه، کلیولند معرکه‌ست... ♪

269
00:14:00,583 --> 00:14:02,333
‫فهمیدم!

270
00:14:02,416 --> 00:14:05,041
‫♪ کلیولند معرکه‌ست ♪

271
00:14:05,708 --> 00:14:07,083
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪
‫- هووو!

272
00:14:07,166 --> 00:14:08,666
‫♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪

273
00:14:08,750 --> 00:14:10,000
‫♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪

274
00:14:10,083 --> 00:14:12,250
‫- بهترین شب عمرمه، عزیزم!
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪

275
00:14:12,333 --> 00:14:15,458
‫زود باش! همین الان یه ایده عالی
‫برای تبلیغت به ذهنم رسید.

276
00:14:15,541 --> 00:14:18,625
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست، کلیولند معرکه‌ست ♪
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪

277
00:14:18,708 --> 00:14:21,625
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪
‫- شیلا! در مورد این تبلیغ...

278
00:14:21,708 --> 00:14:24,541
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪
‫- خیلی معرکه‌ست!

279
00:14:24,625 --> 00:14:29,750
‫♪ اوهایو! هایو، هایو، هایو ♪
‫♪ هایو، هایو، هایو، هایو ♪

280
00:14:30,333 --> 00:14:32,291
‫ببین، خیلی هیجان‌ زده‌م
‫که من رو به اینجا آوردی...

281
00:14:32,375 --> 00:14:34,958
‫ولی چرا داریم توی این کلوب
‫رقصنده‌ های مرد صبحونه میخوریم...

282
00:14:35,041 --> 00:14:37,875
‫و نه اون کلوبی که دو تا چهار راه اون‌ ورتره،
‫و تخم‌ مرغ‌ های خوبی داره؟

283
00:14:37,958 --> 00:14:41,041
‫چون این احتمالاً آخرین پرونده منه.

284
00:14:41,125 --> 00:14:42,625
‫منظورت چیه، لینکلن؟

285
00:14:42,708 --> 00:14:45,333
‫لینکلن! مادرم این اسم رو روم گذاشت.

286
00:14:45,416 --> 00:14:48,500
‫به یاد قد بلندترین،
‫و بهترین وکیل تمام دوران.

287
00:14:48,583 --> 00:14:50,708
‫همیشه سعی کردم شایسته این اسم باشم.

288
00:14:50,791 --> 00:14:53,916
‫فکر کنم با اسم «گامب» بیشتر مشکل دارم،
‫که بتونم برازنده‌ش باشم.

289
00:14:54,000 --> 00:14:56,708
‫گامب. گامب...
‫وای، خدای من!

290
00:14:56,791 --> 00:14:58,250
‫مادرت اون، ام، ام...

291
00:14:58,333 --> 00:15:01,041
‫♪ نیکولز و گامب، دو تا چیز توی جیبت! ♪

292
00:15:01,125 --> 00:15:03,208
‫من با اون آهنگ باکره‌گیم رو از دست دادم!

293
00:15:03,291 --> 00:15:04,916
‫قدیم ها به خاطرش مسخره‌م میکردن.

294
00:15:05,000 --> 00:15:08,750
‫میخواستم چیزی فراتر از یه آهنگ تبلیغاتی،
‫و یه بیلبورد خنده‌ دار باشم.

295
00:15:08,833 --> 00:15:11,291
‫خب، من دستیارِ همه نمایش‌ های
‫شعبده‌ بازیِ شهر بودم.

296
00:15:11,375 --> 00:15:15,125
‫گرگز و رابرتز، گوستاو و کلینت،
‫جانیِ جهش‌ یافته، نابغه‌ جهنمی...

297
00:15:15,208 --> 00:15:16,291
‫حتی لانچ‌ میت.

298
00:15:16,375 --> 00:15:17,666
‫وقتی سعی کردم نمایش خودم رو اجرا کنم...

299
00:15:17,750 --> 00:15:20,958
‫اون شعبده‌ بازهای عوضی و مدعی،
‫من رو از کلوب مردونه‌شون طرد کردن.

300
00:15:21,041 --> 00:15:23,750
‫حالا توی خیابون‌ هام،
‫سگ‌ دو میزنم و جادو میکنم.

301
00:15:23,833 --> 00:15:25,666
‫«سگ‌ دو زدن و جادو کردن»،
‫اصطلاحیه که ما به کار می‌بریم.

302
00:15:25,750 --> 00:15:29,958
‫وایسا، این احمقانه‌ست.
‫من نمایش تو رو دیدم. فوق‌ العاده بودی!

303
00:15:30,041 --> 00:15:33,000
‫همه رو مثل موم توی
‫مشت... مشتِ، آه...

304
00:15:33,083 --> 00:15:36,500
‫چی؟ باسن؟ میخواستی بگی
‫همه رو توی مشتِ باسنم داشتم؟

305
00:15:36,583 --> 00:15:38,208
‫چرا باید همچین حرفی بزنی؟

306
00:15:38,791 --> 00:15:43,416
‫من ذکاوتِ حقوقیِ مامان رو دارم.
‫تو هم زرق و برق و جذابیتش رو داری.

307
00:15:43,500 --> 00:15:44,541
‫با هم، میتونیم...

308
00:15:44,625 --> 00:15:47,958
‫- سابقه اتهام رفتار غیراخلاقیم رو پاک کنی!
‫- با هم یکی بشیم تا مامانم بشیم!

309
00:15:48,041 --> 00:15:49,875
‫یه لحظه وایسا، چطور مال تو
‫حال‌ به‌ هم‌ زن‌ تر از مال منه؟

310
00:15:49,958 --> 00:15:54,666
‫بیا توی دفترم به عنوان، نمیدونم،
‫مدیر خلاقیت کار کن! بیا با هم تیم بشیم!

311
00:15:54,750 --> 00:15:57,458
‫بالاخره، رفیق!
‫آره، معلومه که آره.

312
00:15:57,541 --> 00:15:59,958
‫به شغلی نیاز دارم که روزی
‫بیشتر از ۳۰ دلار حقوق بده.

313
00:16:00,041 --> 00:16:02,000
‫در ضمن، به نظر آدم خوبی میای یا هر چی.

314
00:16:02,083 --> 00:16:04,333
‫- شریک؟
‫- شریک.

315
00:16:05,916 --> 00:16:10,708
‫همون دست دادن انفجاری قدیمی.
‫کل شب منتظر بودم این کار رو انجام بدم.

316
00:16:10,791 --> 00:16:12,541
‫خیلی سرگرم‌ کننده بود.
‫حالا، بیا بریم سراغ...

317
00:16:14,250 --> 00:16:15,583
‫خب، این پرونده‌ بزرگ جریانش چیه؟

318
00:16:15,666 --> 00:16:17,458
‫یه لحظه.
‫بذار بگم تیم بیاد اینجا.

319
00:16:17,541 --> 00:16:21,583
‫ما تیم داریم؟ هیچکدومشون مردهای
‫جوونِ چهار شونه‌ دانمارکی هستن؟

320
00:16:21,666 --> 00:16:24,666
‫از اونایی که تازه از مزرعه اومدن،
‫و با مرام آمریکایی ما غریبه‌ن؟

321
00:16:24,750 --> 00:16:26,958
‫شاید هم محتاج یه دستِ مقتدر
‫و با تجربه باشن تا...

322
00:16:27,041 --> 00:16:30,000
‫- نه. چی؟ نه!
‫- بگو گلم.

323
00:16:30,000 --> 00:16:31,000
[ پانزده دقیقه بعد ]

324
00:16:31,333 --> 00:16:34,083
‫آیرین، گلم، با شیلا فلامبه آشنا بشید.

325
00:16:34,166 --> 00:16:37,750
‫اون یه شعبده‌ بازه که با هم مست کردیم،
‫و حالا قراره وارد شرکت حقوقی‌مون بشه.

326
00:16:37,833 --> 00:16:38,875
‫- آره، منطقیه.
‫- البته.

327
00:16:38,958 --> 00:16:40,500
‫و اینم چیزی که باهاش سر و کار داریم.

328
00:16:40,500 --> 00:16:41,500
[ پانزده ثانیه بعد ]

329
00:16:41,500 --> 00:16:43,750
‫سوئیچ ماشینشون؟
‫مردم از اینجور چیزها خوششون میاد؟

330
00:16:43,833 --> 00:16:46,291
‫آره بابا!
‫اوه، سلام شیلا.

331
00:16:46,375 --> 00:16:48,583
‫- سلام لانچ‌ میت.
‫- خب، نقشه‌م اینه.

332
00:16:48,666 --> 00:16:52,458
‫وقتی دادگاه باز بشه،
‫مستقیم پیش قاضی میرم...

333
00:16:52,541 --> 00:16:55,625
‫و برای آماده‌ سازی پرونده،
‫زمان بیشتری میخوام.

334
00:16:55,708 --> 00:17:00,700
‫لینکلن! انگار از اون مست کردن تا حد بیهوشی،
‫و پوشیدن لباس نوزاد غول‌ پیکر اصلاً هیچی یاد نگرفتی.

335
00:17:00,750 --> 00:17:03,541
‫این اعضای هیئت‌ منصفه، توی مسیر هر روز صبحشون
‫از کنار دو تا کشتی در حال سوختن دزدان دریایی...

336
00:17:03,625 --> 00:17:06,958
‫ده تا فواره‌ رقصان،
‫و یه دلقک مرده رد میشن.

337
00:17:07,041 --> 00:17:10,666
‫اونا تحت‌ تاثیر یه مشت قانون صد ساله
‫توی یه کتاب قدیمی و کپک‌ زده قرار نمیگیرن.

338
00:17:10,750 --> 00:17:13,958
‫وایسا. نمایش؟
‫قوانین صد ساله؟

339
00:17:14,041 --> 00:17:16,375
‫- فکر کنم میدونم چطور قراره برنده بشیم.
‫- چطوری؟

340
00:17:16,458 --> 00:17:18,416
‫دارم میرم خرید.

341
00:17:28,291 --> 00:17:30,666
‫آقای گامب،
‫منتظرت بودیم...

342
00:17:30,750 --> 00:17:35,300
‫و واقعاً عصبانی میشدم،
‫اگه انقدر معرکه به نظر نمیرسیدی!

343
00:17:35,375 --> 00:17:37,291
‫سلام، جناب قاضی. ممنونم.

344
00:17:37,375 --> 00:17:39,250
‫سلام، لینکلن.
‫کجا بودی؟

345
00:17:39,333 --> 00:17:41,708
‫سرِ قبرِ مامانِ مُرده‌ت؟
‫چون اون مُرده.

346
00:17:42,291 --> 00:17:44,291
‫- اِم...
‫- شاش بخور، کثافت!

347
00:17:44,375 --> 00:17:45,750
‫آره، شاش بخور!

348
00:17:45,833 --> 00:17:48,166
‫شاش؟
‫کثافت؟

349
00:17:48,250 --> 00:17:50,500
‫حوصله‌م سر رفت!
‫اظهارات اولیه.

350
00:17:50,583 --> 00:17:52,875
‫- کی میخواد شروع کنه؟ اِم، تو چطور؟
‫- با کمال میل.

351
00:17:53,458 --> 00:17:57,583
‫خانم‌ ها و آقایون، و شاید چند تا
‫غیرِ خانم و آقا در هیئت منصفه...

352
00:17:58,750 --> 00:18:01,500
‫رقیب من قراره سعی کنه
‫ذهن شما رو مه‌ آلود کنه...

353
00:18:01,583 --> 00:18:05,916
‫با یه مشت قوانین قدیمیِ خسته‌ کننده،
‫و اسنادِ روشن‌ فکریِ الکی...

354
00:18:06,000 --> 00:18:08,666
‫ولی اون نمیتونه یه چیز رو عوض کنه.

355
00:18:08,750 --> 00:18:11,166
‫شما من رو میشناسید،
‫همون یارو توی تلویزیون!

356
00:18:11,250 --> 00:18:12,750
‫- اوه.
‫- اون مالِ تلویزیونه!

357
00:18:12,833 --> 00:18:16,625
‫و میدونید که بعد از ۳۰ سال،
‫من هیچ‌ وقت شما رو به بیراهه نمی‌برم.

358
00:18:16,708 --> 00:18:19,791
‫ما آدم‌ خوب هاییم.
‫اونا آدم‌ بدهان. تمام.

359
00:18:19,875 --> 00:18:22,500
‫- بهش عادت کنید!
‫- آره!

360
00:18:22,583 --> 00:18:23,958
‫بازنده مادر زاد.

361
00:18:24,041 --> 00:18:25,750
‫اوه، عالی بود!

362
00:18:27,916 --> 00:18:32,333
‫همشهری‌ های وگاسی من.
‫وگاسی‌ ها؟ وگاسی‌ ها.

363
00:18:32,416 --> 00:18:37,041
‫ما توی جایی که من ازش میام یه ضرب‌ المثل داریم.
‫قانون خیلی شبیه به «یونابامبر»ه.

364
00:18:37,125 --> 00:18:40,541
‫درکش نکردن،
‫احتمالاً روش‌ هاش یکم زیادی خشنه...

365
00:18:40,625 --> 00:18:45,400
‫ولی در نهایت، یه «اولترا-جینِ»
‫بنفشِ نئونیِ معرکه درست میکنه.

366
00:18:45,416 --> 00:18:47,166
‫حالا دیگه از این یارو هم خوشم میاد.

367
00:18:48,875 --> 00:18:51,916
‫جمعه گذشته مجبورت کردن
‫چند تا کلید بخوری؟

368
00:18:52,000 --> 00:18:53,250
‫یه دوجینِ استریپری.

369
00:18:53,333 --> 00:18:54,708
‫و اون یعنی چند تا؟

370
00:18:55,416 --> 00:18:58,541
‫سی و چهار تا.
‫سی و چهار تا کلیده.

371
00:18:58,625 --> 00:19:01,041
‫- ممنونم، ای مرد شجاع.
‫- آخی!

372
00:19:01,125 --> 00:19:05,250
‫و میتونی از بخش سه،
‫خط ۴۲ قراردادت بخونی؟

373
00:19:05,833 --> 00:19:10,208
‫«باید کلیدها رو بخوری رفیق.
‫چاره‌ ای نداری، باید انجامش بدی.»

374
00:19:10,291 --> 00:19:12,666
‫- ولی این...
‫- سوال دیگه‌ ای ندارم.

375
00:19:12,750 --> 00:19:17,375
‫دکتر، از جواب دادن طفره نرو.
‫مردم باید کلید ماشین بخورن؟

376
00:19:17,458 --> 00:19:19,791
‫نه. نه، لعنتی.
‫نباید اینطور باشه.

377
00:19:19,875 --> 00:19:23,666
‫و تو در تغذیه تخصص داری؟
‫در مشکلات مربوط به معده؟

378
00:19:23,750 --> 00:19:27,000
‫نه. من فقط یه جراح مغز ساده‌م.

379
00:19:28,291 --> 00:19:31,916
‫آره. بچه‌ های مدرسه‌مون مدام مریض میشن.
‫ما عقل‌مون بیشتر از این نمیرسه.

380
00:19:32,000 --> 00:19:33,166
‫ما همه‌مون داریم کلید میخوریم...

381
00:19:33,250 --> 00:19:36,166
‫تا سعی کنیم مثل اون مردهای
‫رقصنده‌ شیک باکلاس به نظر بیایم.

382
00:19:36,250 --> 00:19:37,250
‫یه دختر مرد.

383
00:19:37,333 --> 00:19:39,583
‫موهاش بلوند بود و همه‌ چی.

384
00:19:39,666 --> 00:19:41,958
‫نظم! نظم در دادگاه! نظم!

385
00:19:42,041 --> 00:19:45,458
‫خب، این قطعاً یه نبرد حقوقی ماندگار بوده.

386
00:19:45,541 --> 00:19:47,083
‫بیاید اون دفاعیات پایانی رو بشنویم...

387
00:19:47,166 --> 00:19:50,500
‫ولی قبل از اون، نظرتون چیه
‫یه دست برای این پسرها بزنیم، ها؟

388
00:19:50,583 --> 00:19:52,291
‫همراهته؟

389
00:19:52,375 --> 00:19:55,666
‫آره، بیا، این هم همون اسلحه‌ ای که
‫گفتی قاچاقی داخل دادگاه بیارم.

390
00:19:55,750 --> 00:19:58,333
‫کتاب هم تقریباً آماده‌ست.
‫فقط یادت باشه بهم علامت بدی.

391
00:19:58,416 --> 00:20:01,041
‫در ضمن، همین الان بهت میگم
‫تا نتونی سرم داد بزنی.

392
00:20:01,125 --> 00:20:04,125
‫من و آیرین تمام پولی رو که
‫طلب داشتیم جمع کردیم...

393
00:20:04,208 --> 00:20:07,541
‫ولی بعدش همش رو خرج
‫این ساعت‌ های طلای باحال کردیم.

394
00:20:07,625 --> 00:20:10,125
‫بزن بریم!
‫باید ببینم آخرش چی میشه!

395
00:20:10,208 --> 00:20:12,875
‫لینکلن، کاری کردی طرف داره
‫از کفِ باکنت غذا میخوره.

396
00:20:12,958 --> 00:20:14,166
‫برو پادشاه رو بکش!

397
00:20:14,250 --> 00:20:17,375
‫آره، لینکلن. برو.
‫پادشاه رو بکش.

398
00:20:17,458 --> 00:20:22,041
‫استیو، من نمیدونم مشکل تو با من یا مادرم چیه،
‫ولی این رو خوب میدونم.

399
00:20:22,625 --> 00:20:24,208
‫خفه شو!

400
00:20:28,125 --> 00:20:33,300
‫گاوچرون‌ ها و زن‌ های گاوچرونِ هیئت منصفه،
‫میخوام براتون قصه‌ ای از این شهر کوچیکمون بگم.

401
00:20:33,416 --> 00:20:39,291
‫تصور کنید یه مشت گاوچرون
‫دور آتیشی زیر آسمون پر ستاره نشستن.

402
00:20:39,375 --> 00:20:41,458
‫«رفقا، نظرتون چیه؟»

403
00:20:41,541 --> 00:20:45,666
‫«این قطعه زمین برای ساختن
‫یه شهر مناسب به نظر میرسه؟»

404
00:20:45,750 --> 00:20:47,458
‫«فکر کنم همینطوره، پاپی.»

405
00:20:47,541 --> 00:20:52,041
‫«یه شهر فوق‌ العاده که آدم میتونه
‫تمام گناه‌ ها رو از تنش بیرون کنه،»

406
00:20:52,125 --> 00:20:56,041
‫«تا خدا با صاعقه اون رو به کشتن نده.»

407
00:20:56,125 --> 00:20:59,250
‫«دارم میمیرم، رفیق.»

408
00:21:01,458 --> 00:21:02,958
‫«شش‌ لولم رو بگیر.»

409
00:21:04,916 --> 00:21:08,708
‫«و یادت باشه چرا این شهر رو بنا کردیم.»

410
00:21:10,083 --> 00:21:14,333
‫«روحِ لاس... رو یادت باشه.»

411
00:21:15,875 --> 00:21:17,875
‫«وگاس.»

412
00:21:18,500 --> 00:21:21,666
‫روحِ لاس‌ وگاس.

413
00:21:21,750 --> 00:21:27,250
‫جایی که هر گاوچرونِ هفت‌ تیرکشی با چند تا
‫سکه میتونه هر کاری دلش خواست بکنه.

414
00:21:27,333 --> 00:21:29,708
‫خب، هر کاری به جز...

415
00:21:34,875 --> 00:21:35,958
‫اوه!

416
00:21:36,041 --> 00:21:40,900
‫خانم، میشه لطفاً اون قانون ضد گلوله و خدشه‌ ناپذیر رو
‫بخونی که جلوی شلیک معرکه‌ من رو گرفت؟

417
00:21:40,958 --> 00:21:43,541
‫«علاوه بر این،
‫تحت حمایت قانون برهنگی...

418
00:21:43,625 --> 00:21:46,166
‫هیچ مردی نباید هیچ وقت
‫به انجام عملی مجبور بشه...

419
00:21:46,250 --> 00:21:48,958
‫که به هر شکلی باعث
‫لذت‌ بردنِ یه زن بشه.»

420
00:21:49,041 --> 00:21:53,750
‫خانم‌ ها و آقایون،
‫من ختم این پرونده‌ جانانه رو اعلام میکنم.

421
00:21:53,833 --> 00:21:55,625
‫ایول!

422
00:21:55,708 --> 00:21:59,000
‫وای، خدای من!
‫واقعاً ترکوند!

423
00:21:59,083 --> 00:22:02,458
‫ما حتی نیازی نداریم حرف‌ های طرف مقابل رو بشنویم.
‫گاوچرون برنده‌ست!

424
00:22:02,541 --> 00:22:04,791
‫- چی؟
‫- هیئت منصفه موافقه!

425
00:22:04,875 --> 00:22:05,875
‫نه!

426
00:22:05,958 --> 00:22:08,666
‫من بدین‌ وسیله به شاکی...

427
00:22:09,166 --> 00:22:11,541
‫یک میلیون دلار اختصاص میدم.

428
00:22:11,625 --> 00:22:14,791
‫حالا کاغذهای رنگی که برای
‫مناسبت‌ های خاص نگه داشته بودیم رو بپاشید!

429
00:22:16,666 --> 00:22:19,416
‫و این صحنه‌ ای بود که
‫یکم پیش در پایان دراماتیکِ...

430
00:22:19,500 --> 00:22:22,125
‫پرونده‌ جنجالیِ «رقاص کلید میخوره
‫با اینکه نمیخواد» شاهد بودیم.

431
00:22:22,208 --> 00:22:26,500
‫کلوب‌ های شبانه در سراسر شهر دارن قراردادهاشون رو
‫برای پیدا کردن بندهای استثمارگرانه مشابه چک میکنن.

432
00:22:26,541 --> 00:22:29,291
‫بهبود شرایط کاری برای تمام
‫رقصندگان قهرمان شهرمون.

433
00:22:29,375 --> 00:22:31,875
‫برخی از تماشاگران از روند
‫محاکمه شکایت داشتن...

434
00:22:31,958 --> 00:22:34,166
‫سوالاتی می‌پرسیدن مثل :
‫«هیئت منصفه کِی انتخاب شد...

435
00:22:34,250 --> 00:22:36,708
‫وقتی که وکلا تا همین دیروز
‫از پرونده بی‌ خبر بودن؟»

436
00:22:36,791 --> 00:22:39,291
‫«چرا لینکلن مجبور نشد
‫هیچ مدرکی به دادگاه ارائه بده؟»

437
00:22:39,375 --> 00:22:42,583
‫و «اینا یکم زیاده‌ روی نبود؟
‫نمیشه توی دادگاه اسلحه شلیک کرد.»

438
00:22:42,666 --> 00:22:44,666
‫ولی خیلی زود به اونا برچسب
‫«خرخون های عصا قورت‌ داده» زدن...

439
00:22:44,750 --> 00:22:46,583
‫و بهشون گفته شد :
‫سر جاشون بتمرگن.

440
00:22:46,666 --> 00:22:49,083
‫در اخبار دیگر،
‫یک آگهی بازرگانی جدید داریم!

441
00:22:49,166 --> 00:22:54,500
‫برای مدتی خیلی طولانی، وگاس قبرستانی بوده
‫که حقیقت توش به گور سپرده میشه.

442
00:22:55,666 --> 00:22:58,791
‫ولی حالا، از وقتی که اون
‫استیو نیکولز پلید رو شکست داد...

443
00:22:58,875 --> 00:23:01,708
‫تا رقصندگان بی‌ گناه ما رو
‫از مسمومیت با کلید نجات بده...

444
00:23:01,791 --> 00:23:05,583
‫لینکلن گامب به یاری فقرا،
‫و درماندگان لاس‌ وگاس شتافته.

445
00:23:11,458 --> 00:23:15,333
‫من لینکلن گامب هستم،
‫و برای شما می‌جنگم!

446
00:23:15,958 --> 00:23:21,000
‫«پسرم وکیل خوبیه،
‫پس حالا دیگه میتونم به بهشت برم.»

447
00:23:21,041 --> 00:23:23,000
‫♪ چرخ‌ دنده‌ های عدالت تو رو می‌جون ♪

448
00:23:23,291 --> 00:23:27,000
‫♪ به لینکلن گامب زنگ بزن ♪
‫♪ و اون توی کار گره میندازه! ♪

449
00:23:27,000 --> 00:23:30,000
°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○

450
00:23:30,030 --> 00:23:35,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

451
00:23:35,030 --> 00:23:45,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top