1
00:00:00,950 --> 00:00:10,950
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:13,850 --> 00:00:16,380
‫ماجراجویی به این زودی تموم شد؟

3
00:00:16,420 --> 00:00:19,110
‫نه، ماجراجویی حتی شروع هم نشده.

4
00:00:19,200 --> 00:00:20,490
‫خب پس آدم‌فروشی نکن.
‫برو یه‌جا واسه خودت پیدا کن.

5
00:00:21,910 --> 00:00:25,610
‫قضیه اون نیست. مسئله اینه امروز اصلاً کین رو ندیدیم.

6
00:00:25,630 --> 00:00:27,870
‫تازه، گنگل داشت دنبالت می‌گشت.

7
00:00:27,890 --> 00:00:29,130
‫سلام، زوبل.

8
00:00:30,900 --> 00:00:33,310
‫وایسا ببینم. این چیه؟

9
00:00:33,550 --> 00:00:36,080
‫سلام، ضربه‌گیرهای لاستیکیِ کوچول‌موچولوم!

10
00:00:36,140 --> 00:00:43,670
‫امروز، تصمیم گرفتم برم فروشگاه
‫تا برای خوراک مخصوصِ شیر و سیگارم وسیله بگیرم!

11
00:00:43,690 --> 00:00:46,510
‫امیدوارم تا برمی‌گردم از پس خودتون بربیاید.

12
00:00:48,430 --> 00:00:51,010
‫خب، انگار خوشی‌مون تموم شد.

13
00:00:51,090 --> 00:00:53,740
‫خب، ماجراجوییِ امروزمون چیه؟

14
00:00:54,140 --> 00:00:56,280
‫اوه، امروز براتون ماجراجویی‌ای ندارم.

15
00:00:56,300 --> 00:00:57,910
‫پس هرکار دلتون می‌خواد بکنین.

16
00:00:58,230 --> 00:00:59,920
‫خیلی‌خب، من که از خدامه.

17
00:00:59,940 --> 00:01:02,740
‫به‌جاش می‌تونین ازم بپرسین که چه پیشنهادایی دارم.

18
00:01:03,110 --> 00:01:03,740
‫نه.
‫به‌جاش باید چیکار کنیم؟

19
00:01:05,100 --> 00:01:05,930
‫نه، گنگل-
‫اوه، ببخشید...

20
00:01:06,880 --> 00:01:08,560
‫سؤال خوبی بود، گنگل.

21
00:01:08,580 --> 00:01:13,200
‫برای جوابش، بذارید از اتاقِ چینی مشورت بگیرم!

22
00:01:13,220 --> 00:01:14,910
‫خیلی‌خب، انگار یه‌چیز آماده کرده.

23
00:01:23,310 --> 00:01:25,280
‫خب، حالا چرا چینی؟

24
00:01:25,280 --> 00:01:26,640
‫اصلاً معنی‌ای هم می‌ده؟

25
00:01:26,640 --> 00:01:29,730
‫واسه منم معماست که پشتِ اون در چی می‌گذره.

26
00:01:29,750 --> 00:01:34,080
‫ولی به این باورم که یه چینی‌زبون اونجاست که بهم مشورت می‌ده.

27
00:01:34,110 --> 00:01:35,580
‫می‌شه بپرسم چرا؟
‫یعنی، اصلاً چرا باید-

28
00:01:36,630 --> 00:01:37,130
‫شیش!

29
00:01:37,150 --> 00:01:39,040
‫فقط جوک رو کش می‌دی.

30
00:01:44,040 --> 00:01:45,310
‫چی توش می‌گه؟

31
00:01:45,310 --> 00:01:47,240
‫چه‌بدونم. من که چینی بلد نیستم.

32
00:01:48,740 --> 00:01:49,960
‫روده‌بر شدم.

33
00:01:49,980 --> 00:01:52,610
‫چمیدونم خب، چرا نمی‌رین دریاچه‌ی دیجیتالی رو بچرخین؟

34
00:01:52,630 --> 00:01:57,550
‫این مکان‌ها همیشه همینطوری خاک می‌خوردن.
‫نمی‌دونم چرا بهشون سر نمی‌زنین.

35
00:01:57,710 --> 00:02:00,360
‫باید یه ج

36
00:02:00,380 --> 00:02:02,320
‫جشن ساحلی راه بندازی!

37
00:02:02,340 --> 00:02:03,440
‫پسر خوب.

38
00:02:03,450 --> 00:02:05,040
‫اوه، این می‌تونه جالب باشه.

39
00:02:05,060 --> 00:02:09,310
‫تازه‌شم، یه‌سری NPCهای باحال اونجا هستن که تا حالا ندیدین‌شون.

40
00:02:09,380 --> 00:02:11,810
‫حدسم اینه که زیاد باهوش نیستن؟

41
00:02:11,810 --> 00:02:13,990
‫قطع به یقین می‌گم که نیستن.

42
00:02:14,010 --> 00:02:15,490
‫حالا برین حال کنین!

43
00:02:19,070 --> 00:02:20,630
‫وای، چه روز خوبی!

44
00:02:20,660 --> 00:02:21,660
‫وااای!

45
00:02:23,920 --> 00:02:27,710
‫خیلی‌خب، کی اول می‌خواد اتاقک پروِ جادوییِ کین رو امتحان کنه؟

46
00:02:27,960 --> 00:02:30,880
‫گمونم من یه تست می‌کنم؟

47
00:02:34,810 --> 00:02:36,710
‫وای، درپیت به‌نظر میای!

48
00:02:36,730 --> 00:02:38,980
‫اگه آفتاب‌سوختگی می‌خوای، یه تک‌زنگ بزن!

49
00:02:39,150 --> 00:02:40,670
‫م  من آفتاب‌سوختگی نمی‌خوام.

50
00:02:40,850 --> 00:02:43,840
‫قبل اینکه ازت متنفر بشم باید فکر اینجاشو می‌کردی!

51
00:02:43,950 --> 00:02:46,030
‫آه، با خورشید کل‌کل نکن.

52
00:02:46,050 --> 00:02:47,610
‫اون همینطوریه.

53
00:02:54,140 --> 00:02:55,300
‫گنگل، صبر کن.

54
00:03:06,850 --> 00:03:07,510
‫اوه!
‫چشمم!

55
00:03:08,480 --> 00:03:09,410
‫من میارمش!

56
00:03:16,660 --> 00:03:17,540
‫سلام علیکم.

57
00:03:17,560 --> 00:03:21,640
‫اگه دنبال گنج غرق‌شده‌م هستی، باید بیشتر از اینا تلاش کنی.

58
00:03:29,420 --> 00:03:31,940
‫خب، همین پیش‌پات داشتم با داداشم حرف می‌زدم، و آره...

59
00:03:31,970 --> 00:03:35,080
‫تو قطعاً نمی‌تونی گنج غرق‌شده‌مونو پیدا کنی.

60
00:03:35,100 --> 00:03:36,010
‫قطعاً نمی‌تونی.

61
00:03:36,220 --> 00:03:39,250
‫من اصلاً گنج غرق‌شده‌تونو می‌خوام؟

62
00:03:39,270 --> 00:03:41,340
‫حالا نه که بشه پولو برای چیزی خرج کرد.

63
00:03:41,590 --> 00:03:44,640
‫من کسی‌ام که دروغ می‌گه!

64
00:03:44,660 --> 00:03:46,710
‫حاجی، خرابش کردی.

65
00:03:47,340 --> 00:03:48,750
‫اون گنج‌تونه؟

66
00:03:48,770 --> 00:03:50,330
‫دااااش، نه!

67
00:03:50,330 --> 00:03:51,740
‫همه‌چیو بردن!

68
00:03:51,780 --> 00:03:54,560
‫کل داروندارم اون تو بود، دااااش!

69
00:03:54,580 --> 00:03:55,900
‫وای خدا.
‫خدایا.

70
00:03:57,410 --> 00:03:59,260
‫ای خدا. حالم بده.

71
00:03:59,280 --> 00:04:01,300
‫حالم بده. داروندارم بود.

72
00:04:01,320 --> 00:04:03,320
‫ای خداااااا!

73
00:04:05,540 --> 00:04:06,480
‫پیداش کردی؟
‫نه بابا.

74
00:04:07,060 --> 00:04:09,240
‫یکی قبلِ من دودَرش کرده بود.

75
00:04:10,170 --> 00:04:11,560
‫چی؟

76
00:04:12,240 --> 00:04:13,240
‫اوه راستی، چشمت!

77
00:04:19,110 --> 00:04:20,670
‫این واسه چی بود؟

78
00:04:20,690 --> 00:04:22,510
‫اوه، بذار فکر کنم.

79
00:04:22,580 --> 00:04:25,390
‫اون دفعه که با یه جاده‌صاف‌کن از روم رد شدی.

80
00:04:25,410 --> 00:04:28,580
‫اون دفعه که گنگل رو انداختی توی استخر پیراناها.

81
00:04:28,600 --> 00:04:30,290
‫اون موقع که آتیشم زدی،

82
00:04:30,310 --> 00:04:31,760
‫یه بمب برام پست کردی.

83
00:04:31,780 --> 00:04:34,150
‫توی یه آتشفشانِ فعال انداختیم.

84
00:04:34,170 --> 00:04:35,580
‫تا دلت بخواد هست.

85
00:04:35,580 --> 00:04:39,680
‫تو مگه قرار نیست واسه اینکه نمی‌تونی بدنتو انتخاب کنی فلک‌زده‌ای چیزی باشی؟

86
00:04:39,790 --> 00:04:42,940
‫تو مگه قرار نیست واسه همه دردسر بسازی؟

87
00:04:44,750 --> 00:04:48,610
‫به این فکر افتادم که شاید اینکه بتونی خودتو تغییر بدی چیز بدی نباشه.

88
00:04:48,730 --> 00:04:51,370
‫لازم نیست همیشه به یه‌چیز بچسبی.

89
00:04:51,390 --> 00:04:52,630
‫صحیح.

90
00:04:54,050 --> 00:04:56,740
‫و حتی اگه واقعاً مشکلی داشته باشم،

91
00:04:56,740 --> 00:04:59,800
‫با آدمایی بهشون اعتماد دارم حرف می‌زنم.

92
00:05:00,370 --> 00:05:02,910
‫پس چه خوب من هیچ مشکلی ندارم.

93
00:05:03,130 --> 00:05:04,420
‫تو کجا می‌ری؟

94
00:05:04,440 --> 00:05:07,330
‫هرجا که شما نفله‌ها مخمو نخورین.

95
00:05:13,580 --> 00:05:14,680
‫سلام بر شما!

96
00:05:14,780 --> 00:05:16,580
‫به‌عنوان میگوی NPC...

97
00:05:26,920 --> 00:05:28,070
‫قابلتو نداشت!

98
00:08:38,300 --> 00:08:40,280
‫خواب بودیما.

99
00:08:41,310 --> 00:08:42,580
‫می‌شه حرف بزنیم؟

100
00:08:44,910 --> 00:08:45,710
‫تو چی‌ای؟
‫آره.

101
00:08:46,710 --> 00:08:48,980
‫واقعاً یه NPC نیست.

102
00:08:49,000 --> 00:08:50,710
‫یه انسانه.

103
00:08:50,870 --> 00:08:51,920
‫مثل ما.
‫آره، می‌دونم.

104
00:08:53,250 --> 00:08:56,240
‫بین این‌همه چیز، گیرِ بدنِ‌ یه آدمک افتادم.

105
00:08:56,260 --> 00:08:58,840
‫کین کامل ازم غافل شد.

106
00:08:58,860 --> 00:09:00,820
‫ولی به همین علت،

107
00:09:00,840 --> 00:09:02,390
‫من تونستم، آه...

108
00:09:02,410 --> 00:09:03,750
‫خب...

109
00:09:03,770 --> 00:09:06,120
‫فکر کنم راهِ خروج رو پیدا کردم.

110
00:09:06,140 --> 00:09:07,340
‫«راه خروج»؟
‫آره.

111
00:09:08,080 --> 00:09:11,210
‫راه خروج از سیرک و برگشتن به دنیای واقعی.

112
00:09:11,240 --> 00:09:12,450
‫شیش! درسته.

113
00:09:12,480 --> 00:09:14,440
‫ولی لطفاً ملاحظه کن.

114
00:09:14,460 --> 00:09:15,610
‫اگه کین بو ببره،

115
00:09:15,610 --> 00:09:18,470
‫شک دارم دیگه بذاره تا این حد پیش بریم.

116
00:09:18,790 --> 00:09:20,670
‫برای همین اومدیم پیشِ تو.

117
00:09:20,860 --> 00:09:24,170
‫گفتیم شاید یه کلید برای اتاق چینی داشته باشی.

118
00:09:24,360 --> 00:09:26,110
‫اتاق چینی؟

119
00:09:26,110 --> 00:09:26,700
‫بله.

120
00:09:26,720 --> 00:09:29,560
‫یه‌جا برای صحبت می‌خوایم که کین چیزی نشنوه.

121
00:09:29,580 --> 00:09:33,170
‫یه تئوری که دارم که کین به هر قیمتی شده پای جوکش می‌مونه.

122
00:09:33,190 --> 00:09:36,000
‫و اگه جوکش اینه که ندونه چی توی اتاق چینی‌ه،

123
00:09:36,020 --> 00:09:37,080
‫بهش می‌چسبه.

124
00:09:37,540 --> 00:09:40,080
‫آه، گمونم می‌تونم چک کنم.

125
00:09:42,790 --> 00:09:45,470
‫اینا تمام کلیدهاییه که دارم و نمی‌دونم کجا رو باز می‌کنن.

126
00:09:47,060 --> 00:09:48,440
‫وایسا.

127
00:09:48,460 --> 00:09:50,670
‫نمی‌خوای باهامون بیای؟

128
00:09:50,840 --> 00:09:55,590
‫این ممکنه تنها فرصتمون باشه که از اینجا بیرون بریم.

129
00:09:56,950 --> 00:09:59,120
‫آه، باشه. چرا که نه؟

130
00:10:02,040 --> 00:10:03,720
‫کین اصلاً کجاست؟

131
00:10:03,740 --> 00:10:06,180
‫همینکه اینجا باشیم ممکنه به شک بندازتش.

132
00:10:06,290 --> 00:10:09,210
‫احتمالاً توی دفترش باشه و ماجراجویی درست می‌کنه.

133
00:10:09,210 --> 00:10:12,040
‫اصلاً چطوری می‌دونیم می‌شه به این یارو اطمینان کرد؟

134
00:10:12,060 --> 00:10:14,550
‫کاری کرده که ثابت کنه انسانه؟

135
00:10:14,570 --> 00:10:17,560
‫من خیلی بیشتر از شماها اینجا بودم.

136
00:10:17,580 --> 00:10:19,290
‫من، امم...

137
00:10:19,310 --> 00:10:21,200
‫کمک کردم اینجا رو بسازم.

138
00:10:21,220 --> 00:10:23,030
‫وقتی تو اتاق رفتیم کامل توضیح می‌دم،

139
00:10:23,050 --> 00:10:25,680
‫ولی فعلاً فقط بهم اعتماد کنین.

140
00:10:25,700 --> 00:10:27,110
‫ازش پشیمون نمی‌شین.

141
00:10:33,560 --> 00:10:35,700
‫دارم اشتباه انجامش می‌دم؟

142
00:10:35,720 --> 00:10:38,030
‫هیچ‌کدوم از اینا اصلاً توی سوراخ‌کلید هم نمی‌ره.

143
00:10:38,610 --> 00:10:40,080
‫کسی اصلاً سعی کرده فقط...

144
00:10:40,550 --> 00:10:41,550
‫خدا خیرت بده.

145
00:10:44,930 --> 00:10:45,990
‫م  من...
‫خب، باز شد دیگه.

146
00:10:47,250 --> 00:10:49,660
‫تا کین ما رو ندیده زود بریم تو.

147
00:10:49,680 --> 00:10:51,310
‫من می‌رم کینگر رو صدا کنم.

148
00:10:51,310 --> 00:10:53,910
‫بعداً می‌تونیم درجریان بذاریمش.

149
00:10:53,910 --> 00:10:56,210
‫من مطمئن نیستم که...

150
00:10:56,620 --> 00:10:59,180
‫آماده باشم بعد از اون اتفاق دوباره ببینمش.

151
00:11:00,030 --> 00:11:00,510
‫آه...

152
00:11:00,820 --> 00:11:04,050
‫ما جفتمون کارایی کردیم که بهشون افتخار نمی‌کنیم.

153
00:11:09,480 --> 00:11:10,710
‫خیلی‌خب.
‫قانعم کن.

154
00:11:12,200 --> 00:11:15,300
‫من یکی از برنامه‌نویس‌های قدیمیِ سیرک دیجیتالی هستم.

155
00:11:15,320 --> 00:11:20,480
‫جزوی از تیمی حرفه‌ای بودم
‫که توسط C&A استخدام شده بود تا اینجا رو خلق کنیم.

156
00:11:20,500 --> 00:11:22,560
‫کینگر یکی از همکارهام بود...

157
00:11:22,580 --> 00:11:25,180
‫خب، قبل اینکه هنوز...

158
00:11:25,180 --> 00:11:27,480
‫واقعاً فکر می‌کنی کینگر باهاش کار می‌کرده؟

159
00:11:28,090 --> 00:11:29,950
‫اوه، اوخ. شرمنده.

160
00:11:30,240 --> 00:11:31,570
‫می‌تونم تصورش کن.

161
00:11:31,690 --> 00:11:34,430
‫آه، خب، همینطور که توسعه جلوتر رفت،

162
00:11:34,450 --> 00:11:39,050
‫مقاماتِ ارشدِ C&A یه‌مقدار غیرقابل اعتماد شدن.

163
00:11:39,070 --> 00:11:45,830
‫به‌زور همکارهامو توی محفظه‌های زیستیِ مخصوص
‫ به کامپیوتر متصل می‌کردن که زنده نگهشون دارن،

164
00:11:45,850 --> 00:11:48,040
‫و مغزشونو آنالیز کنن.

165
00:11:48,060 --> 00:11:50,370
‫کارای وحشتناک.

166
00:11:50,440 --> 00:11:53,940
‫می‌خوام بزنم تو ذوقت و بگم ما هیچ‌کدوم کارمندای C&A نیستیم.

167
00:11:53,940 --> 00:11:57,440
‫چطوری با یه هدست گذاشتن به همچین ماشین گنده‌ای وصل شدیم؟

168
00:11:57,440 --> 00:11:59,510
‫منم همین برام سؤال شده بود.

169
00:11:59,630 --> 00:12:04,370
‫ولی بعد یادم افتاد که C&A برنامه داشت که توسعه‌شو گسترش بده.

170
00:12:04,390 --> 00:12:07,670
‫یادمه آخرش خودم بودم که زیادی سؤال می‌پرسیدم.

171
00:12:07,690 --> 00:12:08,900
‫و بعدش... پوف!
‫اینجا بودم.

172
00:12:10,280 --> 00:12:13,440
‫احتمالاً با هرکی که به اون دفتر می‌ره همچین کاری می‌کنن.

173
00:12:14,140 --> 00:12:15,380
‫کین...

174
00:12:15,610 --> 00:12:17,280
‫یه هوش‌مصنوعی‌ه.

175
00:12:17,280 --> 00:12:18,600
‫آره، فکر کنم همه‌مون فهمیدیم.

176
00:12:18,620 --> 00:12:22,880
‫یه هوش‌مصنوعی که مخصوصاً برای فعال نگه‌داشتنِ ذهن‌هاتون ساخته شده.

177
00:12:22,900 --> 00:12:25,400
‫ولی اونم به‌اندازه‌ی شما اینجا اسیر شده.

178
00:12:25,420 --> 00:12:27,070
‫کسی که، آه...

179
00:12:27,090 --> 00:12:28,770
‫نمی‌تونه باهامون خارج بشه.

180
00:12:28,770 --> 00:12:34,220
‫می‌شه بری سر اصل مطلب و بگی اگه همه‌مون توی
‫محفظه‌های زیستی گیر کردیم، چطوری قراره بریم بیرون؟

181
00:12:34,240 --> 00:12:37,540
‫آه، آره. آره، درسته.

182
00:12:37,560 --> 00:12:39,770
‫خب، من یکم ته‌توشو درآوردم،

183
00:12:39,790 --> 00:12:43,480
‫و فهمیدم محفظه‌های زیستی و دنیای مجازی...

184
00:12:43,500 --> 00:12:46,010
‫هردو توی یه برنامه اجرا می‌شن.

185
00:12:46,030 --> 00:12:51,850
‫خب، از لحاظ تئوری، اگه به کنسول اصلی
‫ که توی دفتر کین مخفی شده، دست‌پیدا کنیم،

186
00:12:51,870 --> 00:12:53,070
‫می‌تونیم از کار بندازیمش،

187
00:12:53,090 --> 00:12:55,580
‫و به‌زور تمام کسایی که متصلن رو بیدار کنیم.

188
00:12:55,910 --> 00:12:57,220
‫خب...

189
00:12:57,240 --> 00:12:59,140
‫مشخصاً غیر از کین.

190
00:12:59,650 --> 00:13:01,450
‫چطوری بریم به دفترِ کین؟

191
00:13:01,450 --> 00:13:03,650
‫باید کلید رو از خودِ کین بدزدیم.

192
00:13:03,670 --> 00:13:06,040
‫و به دسترسی ادمین هم احتیاج داریم.

193
00:13:06,400 --> 00:13:08,820
‫فکر می‌کنم تو توی کلید گرفتن قهاری.

194
00:13:08,840 --> 00:13:11,710
‫خیلی‌خب، می‌دونی وقتی همه‌ی این کارا رو کردیم چی می‌شه؟

195
00:13:11,710 --> 00:13:13,570
‫کین می‌پره بیرون و می‌گه:

196
00:13:13,590 --> 00:13:18,130
‫«بهتون تبریک می‌گم که ماجراجوییِ فرار از سیرک رو به اتمام رسوندین.»

197
00:13:18,150 --> 00:13:21,020
‫و همه‌چی قراره برگرده سر خونه اول.

198
00:13:22,220 --> 00:13:24,150
‫من تماشاتون می‌کردم.

199
00:13:24,150 --> 00:13:25,620
‫همه‌تونو.

200
00:13:25,640 --> 00:13:27,130
‫تمام سختی‌ها.

201
00:13:27,150 --> 00:13:28,970
‫تمام لحظات شادی.

202
00:13:28,990 --> 00:13:31,530
‫تمام... استخراج‌ها.

203
00:13:32,170 --> 00:13:34,160
‫کاش می‌تونستم زودتر بیام پیشتون.

204
00:13:34,180 --> 00:13:37,840
‫ولی نمی‌خواستم تنها شانسی که برای فرار داریم رو خراب کنم،

205
00:13:37,860 --> 00:13:41,880
‫می‌خواستم قبلش کامل و موبه‌مو بدونم قراره چطوری انجامش بدیم.

206
00:13:41,880 --> 00:13:44,250
‫من ساخته‌ی دستِ کین نیستم.

207
00:13:44,360 --> 00:13:47,100
‫منم به‌اندازه‌ی همه‌تون عذاب کشیدم.

208
00:13:47,120 --> 00:13:50,050
‫می‌دونم همه‌ی اینا دیوونه‌وار به‌نظر میاد.

209
00:13:50,070 --> 00:13:51,740
‫ولی اگه دنبالم بیاید،

210
00:13:51,760 --> 00:13:53,330
‫آزادی رو به‌چشم می‌بینید.

211
00:13:54,390 --> 00:13:56,150
‫و همینطور روی خودم یه صورت می‌کشم،

212
00:13:56,170 --> 00:13:59,470
‫اینطوری می‌تونین منو از بقیه‌ی آدمک‌های NPC تشخیص بدین.

213
00:14:02,420 --> 00:14:04,920
‫اوه، امم، چی باید صدات بزنیم؟

214
00:14:04,940 --> 00:14:06,080
‫اسمی داری؟
‫دارم.

215
00:14:07,800 --> 00:14:09,560
‫اسم من...

216
00:14:09,580 --> 00:14:10,870
‫ایبل‌ه.

217
00:14:13,380 --> 00:14:15,990
‫اسم شرکت ‫C&A مخفف اسم‌های کین و ایبل هستش.

218
00:14:16,080 --> 00:14:19,630
‫مثلاً... این اسمیه که خودت انتخاب کردی، یا...؟

219
00:14:19,650 --> 00:14:21,600
‫آره، فکر می‌کردم خفن باشه.

220
00:14:22,430 --> 00:14:24,580
‫به هر صورت، اول از همه.

221
00:14:24,660 --> 00:14:26,450
‫باید اون کلید رو به‌دست بیاریم.

222
00:14:30,240 --> 00:14:31,510
‫برای به‌دست آوردن کلید،

223
00:14:31,620 --> 00:14:33,650
‫باید کین رو تنها گیر بیاری.

224
00:14:33,860 --> 00:14:35,330
‫سعی کن یه‌جوری باهاش تنها بشی.

225
00:14:35,350 --> 00:14:37,690
‫جایی که راحت بتونه بهت اطمینان کنه.

226
00:14:37,710 --> 00:14:39,280
‫هی، کین! اینجایی؟

227
00:14:39,300 --> 00:14:40,100
‫سلام، جکس.

228
00:14:40,120 --> 00:14:42,600
‫نمی‌دونستم می‌تونی اینطوری بپرسی که اینجام یا نه.

229
00:14:42,620 --> 00:14:43,470
‫آفرین به تو!

230
00:14:44,010 --> 00:14:45,220
‫عاه...

231
00:14:45,240 --> 00:14:46,880
‫می‌خوای باهام یه‌ شامی بزنیم؟

232
00:14:46,880 --> 00:14:47,480
‫تعجب!

233
00:14:47,500 --> 00:14:51,560
‫یه انسان می‌خواد با من وقت بگذرونه؟

234
00:14:51,580 --> 00:14:54,510
‫چطوری آخه می‌تونم همچین پیشنهادیو رد کنم؟؟

235
00:14:54,840 --> 00:14:56,420
‫خب، کجا می‌خوای...

236
00:14:56,440 --> 00:14:57,360
‫وای!

237
00:14:58,240 --> 00:14:59,710
‫خب، جکس!

238
00:14:59,730 --> 00:15:02,280
‫درباره چی می‌خوای حرف بزنیم، دوست‌جونی؟

239
00:15:02,300 --> 00:15:03,220
‫آه...
‫من-
‫آهای، جکس!!

240
00:15:04,180 --> 00:15:05,950
‫می‌خواستم درمورد ماجراجویی‌ها ازت بپرسم.

241
00:15:05,970 --> 00:15:10,960
‫فکر می‌کنی باید چه کنم که بیشتر به مزاجِ زوبل‌ها و پامنی‌ها بیاد؟

242
00:15:10,980 --> 00:15:11,460
‫فکر می‌کنم-

243
00:15:11,460 --> 00:15:13,340
‫اول باید ببینیم چی سفارش بدیم!

244
00:15:13,340 --> 00:15:17,310
‫بعد از اینکه مواد مغزیِ دیجیتالی رو زدیم به بدن می‌تونیم صحبت کنیم.

245
00:15:17,540 --> 00:15:20,080
‫بعدش بهتره درمورد تفریحاتش سؤال بپرسی.

246
00:15:20,310 --> 00:15:23,320
‫احتمالاً از اینکه بهش اهمیت می‌دی انقدر هیجان‌زده می‌شه،

247
00:15:23,340 --> 00:15:27,010
‫که خشکش می‌زنه و می‌تونی کلید رو از توی دهنش برداری.

248
00:15:27,010 --> 00:15:28,680
‫از توی کجا؟

249
00:15:28,910 --> 00:15:30,840
‫نظرت درمورد سالمونِ دودیِ سرخ‌شده چیه؟

250
00:15:30,930 --> 00:15:33,990
‫من خودم سالمون رو «سرخ» می‌کنم، ولی نشده سالمون رو «سبز» کنم!

251
00:15:34,240 --> 00:15:35,460
‫هاها... ها.

252
00:15:35,480 --> 00:15:38,560
‫آه، تفریحاتِ سرّی‌ای واسه خودت داری؟

253
00:15:40,370 --> 00:15:43,010
‫«تفریحات سرّی»؟

254
00:15:43,030 --> 00:15:49,040
‫آره، مثل کارایی که تنهایی می‌کنی و دلت می‌خواد درباره‌شون حرف بزنی.

255
00:15:50,000 --> 00:15:51,340
‫خب...
‫من...

256
00:15:52,290 --> 00:15:56,180
‫فکر نمی‌کردم یه انسان هیچ‌وقت درمورد تفریحاتم...

257
00:15:56,200 --> 00:15:59,510
‫ا  این خارق‌العاده‌ترین لحظه‌ی عمر-

258
00:16:05,000 --> 00:16:05,900
‫ایش.

259
00:16:08,560 --> 00:16:09,930
‫اون تو چه می‌کنی، جکس؟

260
00:16:11,150 --> 00:16:14,350
‫تا حالا بهت گفتم آرزومه که منو بخوری؟

261
00:16:15,500 --> 00:16:17,600
‫چیز عجیبیه که بگی و بخوای.

262
00:16:22,780 --> 00:16:24,900
‫واقعاً باورش می‌کنی؟

263
00:16:24,910 --> 00:16:27,140
‫یعنی، تمام حرفاشو؟

264
00:16:27,520 --> 00:16:29,180
‫من...

265
00:16:29,200 --> 00:16:32,290
‫فقط می‌خوام بدونم کینگر درمورد اینا چی فکر می‌کنه.

266
00:16:32,350 --> 00:16:33,700
‫آ  آره.

267
00:16:33,720 --> 00:16:35,960
‫م  منم داشتم به همین فکر می‌کردم.

268
00:16:36,800 --> 00:16:38,950
‫خودت چقدر درمورد کینگر می‌دونی؟

269
00:16:38,970 --> 00:16:39,730
‫ها؟

270
00:16:39,750 --> 00:16:43,440
‫ا  اوه، تقریباً می‌شه گفت همونقدری که بقیه می‌دونن.

271
00:16:43,440 --> 00:16:47,480
‫ولی خب اینجا توی سخت‌ترین زمان‌ها کمکم کرده.

272
00:16:47,500 --> 00:16:49,610
‫عجیبه که بگم...

273
00:16:49,630 --> 00:16:51,740
‫به اون بیشتر از همه اعتماد دارم؟

274
00:16:51,840 --> 00:16:54,320
‫نه، اصلاً هم عجیب نیست.

275
00:16:54,340 --> 00:16:57,100
‫منم تجربه‌ی یکسانی داشتم، و...

276
00:16:57,120 --> 00:17:00,550
‫فکر کنم بیشتر از چیزی که نشون می‌ده درباره‌ی اینجا می‌دونه.

277
00:17:00,570 --> 00:17:03,740
‫آره، بیشتر از هرکس دیگه‌ای اینجا بوده.

278
00:17:04,310 --> 00:17:06,010
‫ولی خب... نمی‌دونم.

279
00:17:06,010 --> 00:17:09,840
‫فکر می‌کنم خیلی عجیبه که ایبل نسبت بهش بی‌تفاوته.

280
00:17:10,860 --> 00:17:12,200
‫همونطور که گفتم...

281
00:17:12,220 --> 00:17:14,270
‫قضایای بینمون پیچیده‌ست.

282
00:17:14,570 --> 00:17:17,520
‫خیلی دوست دارم که بتونم دوباره کنارش کار کنم.

283
00:17:17,540 --> 00:17:21,110
‫و حق با توئه که می‌گی درموردِ اینجا دانش زیادی داره.

284
00:17:21,130 --> 00:17:22,820
‫فقط مسئله اینه که...

285
00:17:22,840 --> 00:17:24,530
‫باید پای قولم بمونم.

286
00:17:27,520 --> 00:17:30,370
‫کسایی توی سیاهچال رفتن چی بلایی سرشون میاد،

287
00:17:30,390 --> 00:17:33,100
‫مثل کافمو و ریبیت؟

288
00:17:34,240 --> 00:17:35,590
‫نمی‌دونم.

289
00:17:36,290 --> 00:17:38,270
‫ولی بیاید امیدوار باشیم، خب؟

290
00:17:40,450 --> 00:17:41,840
‫و رسیدیم.

291
00:17:42,190 --> 00:17:43,670
‫ناحیه‌ی ادمین.

292
00:17:59,320 --> 00:18:00,740
‫ولی، همونطور که گفتم،

293
00:18:00,760 --> 00:18:03,890
‫این ماکرو-ورس خیلی کنجکاوم کرده.
‫ماکرو-ورس: چیزی شبیه دنیاهای موازی و ناشناخته.

294
00:18:03,910 --> 00:18:06,910
‫و این عکس‌ها تنها چیزیه که از اون مکان دارم.

295
00:18:06,910 --> 00:18:08,340
‫تمام فکر و ذکرمو مشغول کرده.

296
00:18:08,340 --> 00:18:12,940
‫کاش بیشتر راجع‌ بهش می‌دونستم که بتونم دقیق بازسازیش کنم.

297
00:18:13,040 --> 00:18:14,850
‫حیف شد که ارتباطمو قطع کردن، نه؟؟

298
00:18:14,870 --> 00:18:16,690
‫آه، آره.

299
00:18:16,710 --> 00:18:18,270
‫چه حیف.

300
00:18:18,280 --> 00:18:20,700
‫خب، تو نظرت درباره‌ی اینا چیه؟

301
00:18:20,720 --> 00:18:21,280
‫چی؟

302
00:18:21,280 --> 00:18:23,110
‫نظرت درباره‌ی اینایی که گفتم چیه؟

303
00:18:23,130 --> 00:18:26,490
‫اینکه درواقع یه آدم خوف‌وخفن با تفریحاتِ خوف‌وخفن‌ترم...

304
00:18:26,520 --> 00:18:30,610
‫و با شما انسان‌های زیبا آنچنان تفاوتی ندارم؟

305
00:18:31,070 --> 00:18:32,660
‫آه، حتماً.

306
00:18:32,680 --> 00:18:34,290
‫واویلا!

307
00:18:34,310 --> 00:18:37,180
‫چقدر خوشحالم که یکم بیشتر همو درک می‌کنیم.

308
00:18:37,180 --> 00:18:39,790
‫واقعاً دارم تمام تلاشمو می‌کنم که شماها رو شاد کنم،

309
00:18:39,810 --> 00:18:41,920
‫و اینکه ازش آگاهید...

310
00:18:41,940 --> 00:18:44,130
‫باعث می‌شه بخوام...

311
00:18:46,270 --> 00:18:47,270
‫ایش...

312
00:18:48,740 --> 00:18:51,310
‫هرچی که آرزوشو دارین براتون فراهم کنم!

313
00:18:51,330 --> 00:18:52,380
‫اینو چی می‌گی؟

314
00:18:53,210 --> 00:18:54,110
‫به‌نظر خوبه.

315
00:18:54,390 --> 00:18:57,010
‫آه، این شام خوبی بودا، ولی خب...

316
00:18:57,030 --> 00:18:59,080
‫می‌شه دیگه برگردم به سیرک؟

317
00:18:59,080 --> 00:19:00,960
‫من و دخترا می‌خواستیم یه‌کارایی بکنیم،

318
00:19:00,980 --> 00:19:07,080
‫که ممکنه برای رینگ‌مسترِ بخصوصی که می‌خوایم
‫ قدردانی‌مونو بهش نشون بدیم، غافلگیری به‌حساب بیاد.

319
00:19:07,100 --> 00:19:08,580
‫تعجب! بیشتر نگو!

320
00:19:15,450 --> 00:19:17,190
‫جکس تا کِی می‌خواد لفتش بده؟

321
00:19:17,210 --> 00:19:19,410
‫حس می‌کنم ساعت‌هاست اینجا وایسادیم.

322
00:19:21,950 --> 00:19:25,390
‫بهتر نیست به کینگر بگیم اوضاع از چه قراره؟

323
00:19:25,410 --> 00:19:28,520
‫حس بدی داره که از این قضایا خبردارش نمی‌کنیم.

324
00:19:28,540 --> 00:19:31,410
‫ما قراره با دستوراتِ ایبل جلو بریم.

325
00:19:34,180 --> 00:19:37,940
‫و  ولی خب فکر نکنم عیب داشته باشه که گوش به‌زنگش کنیم.

326
00:19:37,960 --> 00:19:40,880
‫که لااقل یه ذهنیتی از ماجرا داشته باشه.

327
00:19:43,080 --> 00:19:43,410
‫آآه!
‫وای خدا.

328
00:19:44,310 --> 00:19:46,210
‫اوه! سلام، گنگل. سلام، زوبل.

329
00:19:46,230 --> 00:19:47,510
‫ترسوندیم.

330
00:19:47,880 --> 00:19:53,320
‫خب، ممکنه یه‌چیزی فهمیده باشیم که بخوای ازش بشنوی.

331
00:19:53,660 --> 00:19:55,520
‫آه، چیز، چیزه...

332
00:19:55,540 --> 00:19:57,780
‫یه‌راهی برای بیرون رفتن از سیرک پیدا کردیم.

333
00:19:58,190 --> 00:20:00,110
‫درحال‌حاضر داریم همه‌چیو آماده می‌کنیم،

334
00:20:00,130 --> 00:20:04,000
‫ولی نباید صداشو دربیاریم که کین جلومونو نگیره.

335
00:20:04,020 --> 00:20:06,200
‫آه، آره. همونی که اون گفت.

336
00:20:07,070 --> 00:20:08,070
‫ها؟

337
00:20:08,090 --> 00:20:09,750
‫بیرون رفتن از سیرک؟

338
00:20:09,770 --> 00:20:10,860
‫چطوری می‌خواید-

339
00:20:10,880 --> 00:20:12,980
‫نه، اینکه با عقل جور درنمیاد.

340
00:20:12,980 --> 00:20:14,100
‫ما ایبل رو دیدیم.

341
00:20:14,120 --> 00:20:16,110
‫گفت یکی از برنامه‌نویس‌های قدیمی بوده،

342
00:20:16,130 --> 00:20:19,100
‫و می‌دونه چطوری بازی رو خاموش کنه تا آزاد شیم.

343
00:20:19,570 --> 00:20:21,200
‫آه...

344
00:20:21,220 --> 00:20:22,340
‫کی؟

345
00:20:22,880 --> 00:20:23,870
‫آ  آه...

346
00:20:25,680 --> 00:20:27,760
‫این صحبتو بعداً ادامه می‌دیم.

347
00:20:27,780 --> 00:20:29,780
‫فقط خواستم بهت گفته باشم.

348
00:20:35,060 --> 00:20:37,600
‫دیگه هیچ‌وقت واسه شماها کاری نمی‌کنم.

349
00:20:37,740 --> 00:20:38,540
‫کین کجاست؟

350
00:20:38,540 --> 00:20:40,480
‫نگران نباش، دوشیزه‌ی عزیزم.

351
00:20:40,500 --> 00:20:43,150
‫فکر کنم یه‌کار کردم تا یه‌مدت بهمون سر نزنه.

352
00:20:43,170 --> 00:20:45,530
‫پس دیگه نیازی هم به حواس‌پرتی‌تون نیست.

353
00:20:45,550 --> 00:20:46,470
‫قابلتونم نداشت.

354
00:20:46,470 --> 00:20:49,910
‫به عبارت دیگه، فقط ما رو معطل نگه داشتی که کارِ خودمونو انجام بدی.

355
00:20:50,200 --> 00:20:51,210
‫و اونطوری هم صدام نکن.
‫عجله‌ت واسه چیه؟

356
00:20:52,290 --> 00:20:54,170
‫کسی بیرون منتظرته؟

357
00:20:54,930 --> 00:20:56,210
‫منتظر تو نیستن؟

358
00:20:57,320 --> 00:20:58,910
‫آ  آره.

359
00:21:07,650 --> 00:21:09,190
‫خب، آه...

360
00:21:09,210 --> 00:21:11,620
‫چندتا دسترسیِ ادمین باید بگیرم؟

361
00:21:12,620 --> 00:21:13,460
‫شش.

362
00:21:13,460 --> 00:21:15,040
‫آره، شش‌تا.

363
00:21:15,040 --> 00:21:16,820
‫مطمئنین؟

364
00:21:16,840 --> 00:21:20,310
‫اینکه به کینگر دسترسیِ کنسول اصلی رو بدیم ممکنه خطرناک باشه،

365
00:21:20,330 --> 00:21:22,840
‫با توجه به وضعیت روانیش.

366
00:21:23,060 --> 00:21:24,670
‫اونجا قراره تاریک باشه؟

367
00:21:24,690 --> 00:21:28,840
‫گمونم یه‌جورایی تیره باشه، ولی خب...

368
00:21:28,840 --> 00:21:29,910
‫پس آره.

369
00:21:29,930 --> 00:21:31,940
‫می‌خوام همه‌مون یکی داشته باشیم.

370
00:21:32,460 --> 00:21:33,690
‫بسیار خب.
‫اگه تو می‌گی.

371
00:21:35,120 --> 00:21:37,070
‫تاریکی.

372
00:21:37,090 --> 00:21:38,810
‫فکر کنم الان می‌فهمم.

373
00:21:39,250 --> 00:21:40,970
‫هر اتفاقی هم بیفته،

374
00:21:40,990 --> 00:21:43,340
‫می‌خوام به کینگر اعتماد داشته باشم.

375
00:21:43,490 --> 00:21:46,640
‫کلی علم و دانش توی سرش داره، مگه نه؟

376
00:21:46,650 --> 00:21:48,980
‫آره، داره.

377
00:21:49,940 --> 00:21:51,780
‫آره، وقتی حساب‌شده ازش استفاده می‌کنه.

378
00:21:52,340 --> 00:21:52,840
‫چی؟
‫چ  چیزی نیست.

379
00:21:53,830 --> 00:21:55,510
‫بریم بقیه رو پیدا کنیم.

380
00:21:55,820 --> 00:21:56,310
‫هی.

381
00:21:56,920 --> 00:21:59,910
‫وقتی چیزی می‌دونی ازمون مخفی نگهش ندار.

382
00:21:59,930 --> 00:22:02,840
‫بین تو و کینگر چه اتفاقی افتاده؟

383
00:22:03,710 --> 00:22:05,580
‫به‌زودی مشخص می‌شه.

384
00:22:09,310 --> 00:22:11,610
‫خب، کین رو دست‌به‌سر کردین؟

385
00:22:11,610 --> 00:22:12,630
‫من ردیفش کردم.

386
00:22:12,650 --> 00:22:16,280
‫فکر کرده ردیفش کرده، ولی فقط خدا می‌دونه.

387
00:22:16,390 --> 00:22:18,480
‫اصلاً بهم اطمینان نداری. واقعاً که.

388
00:22:18,510 --> 00:22:19,760
‫اوه، موندم چرا.

389
00:22:19,780 --> 00:22:22,140
‫اگه کلِ این قضیه به‌خاطرت خراب بشه،

390
00:22:22,160 --> 00:22:23,280
‫به خدا قسم-

391
00:22:23,300 --> 00:22:26,830
‫آره. به‌جاش بهتره دنبال شرورِ لحظه‌آخریِ تابلومون راه بیفتیم.

392
00:22:26,850 --> 00:22:28,770
‫وایسا ببینم. تو فکر کردی-

393
00:22:28,800 --> 00:22:32,310
‫بیاین خونسرد باشیم و مثل یه تیم فکر کنیم.

394
00:22:32,330 --> 00:22:34,880
‫پامنی برای همه دسترسیِ ادمین گرفته.

395
00:22:35,680 --> 00:22:37,410
‫همه‌مون باهم انجامش می‌دیم.

396
00:22:51,640 --> 00:22:53,360
‫چرا این‌شکلی‌ان؟

397
00:23:00,800 --> 00:23:02,150
‫پامنی، صبر کن.

398
00:23:02,950 --> 00:23:03,640
‫ها؟

399
00:23:07,430 --> 00:23:09,760
‫چیزی گفتی؟

400
00:23:12,420 --> 00:23:15,990
‫باید امیدوار باشیم که هرکاری جکس کرده، می‌تونه حواسشو پرت نگه داره.

401
00:23:16,010 --> 00:23:19,390
‫نمی‌دونم تا وقتی کین خبردار بشه،
‫چقدر می‌تونیم اینا رو پیش خودمون نگه داریم.

402
00:23:19,410 --> 00:23:21,040
‫پس... الان وقتشه.

403
00:23:21,790 --> 00:23:23,770
‫بیاین بریم به دفتر کین.

404
00:23:26,570 --> 00:23:30,680
‫کین نمی‌دونم چرا همیشه با برخورد معکب‌ها مشکل داشته.

405
00:23:33,720 --> 00:23:36,170
‫خیلی‌خب، درست همونطور که بهتون گفتم.

406
00:23:36,330 --> 00:23:37,080
‫تو اول.
‫من؟

407
00:23:37,910 --> 00:23:38,910
‫چرا من؟
‫جکس؟

408
00:23:40,680 --> 00:23:42,740
‫مشکلی پیش نمیاد.

409
00:23:45,530 --> 00:23:46,770
‫اه، باشه.

410
00:23:47,430 --> 00:23:48,440
‫مچاله‌م کن.

411
00:23:55,400 --> 00:23:57,330
‫اوه! مثل بسکتبال.

412
00:24:31,240 --> 00:24:33,060
‫می‌خوام کینگر قبل از من بره.

413
00:24:33,400 --> 00:24:35,450
‫نه، آره، منطقیه.

414
00:24:35,470 --> 00:24:38,750
‫پامنی، فکر نکن من باید جلوتر از تو برم...

415
00:24:38,770 --> 00:24:42,940
‫صرفاً چون توی یه چهارراهِ شلوغ نسبت بهت حق تقدم دارم.

416
00:24:43,070 --> 00:24:44,340
‫فقط بهم اعتماد کن.

417
00:24:44,360 --> 00:24:45,930
‫دلت می‌خواد یه جای تاریک بری؟

418
00:24:45,980 --> 00:24:47,210
‫من که از خدامه.

419
00:24:54,510 --> 00:24:56,840
‫خب، خودت چطوری میای بالا؟

420
00:24:56,840 --> 00:24:58,170
‫من نمیام.

421
00:24:58,280 --> 00:25:01,360
‫ولی اطمینان دارم همه‌تون تصمیم درست رو می‌گیرین.

422
00:25:01,380 --> 00:25:03,210
‫وقتی همه‌مون رفتیم بیرون...

423
00:25:03,230 --> 00:25:04,580
‫یه آبجو مهمونت می‌کنم.

424
00:25:05,950 --> 00:25:07,730
‫تصمیم درست رو بگیرین.

425
00:25:08,590 --> 00:25:09,310
‫آه...

426
00:25:14,620 --> 00:25:15,430
‫اوف.

427
00:25:15,450 --> 00:25:18,210
‫کم‌کم دلم شور می‌زد که شاید اون پایین اتفاقی افتاده.

428
00:25:23,340 --> 00:25:26,030
‫گمونم وقتشه که وظیفه‌مو انجام بدم.

429
00:26:02,940 --> 00:26:07,590
‫ایبل گفت درِ کنسول اصلی، پشت قفسه‌کتابه.

430
00:26:22,880 --> 00:26:24,040
‫هی.
‫خوبی؟

431
00:26:26,330 --> 00:26:27,860
‫عالی.

432
00:26:32,670 --> 00:26:36,090
‫آه، گمونم دیگه وقتشه.

433
00:26:36,110 --> 00:26:39,440
‫د  داریم سیرک رو ترک می‌کنیم.

434
00:27:03,720 --> 00:27:10,020
‫و  وقتی از اینجا بیرون رفتیم... هنوز باهم دوست می‌مونیم؟

435
00:27:10,040 --> 00:27:11,100
‫چرا نمونیم؟

436
00:27:11,500 --> 00:27:13,020
‫آخه خب...

437
00:27:13,040 --> 00:27:14,680
‫قراره عجیب باشه.

438
00:27:14,990 --> 00:27:17,390
‫من فقط این‌شکلی می‌شناسمت.

439
00:27:18,170 --> 00:27:22,110
‫یعنی وقتی واقعیه، قراره همین‌شکلی باشه؟

440
00:27:22,130 --> 00:27:23,790
‫همیشه واقعی بود.

441
00:27:23,810 --> 00:27:25,240
‫هر حسی که داشتیم.

442
00:27:25,260 --> 00:27:27,080
‫هر کاری که کردیم.

443
00:27:27,100 --> 00:27:29,050
‫هر چیزی که هستیم.

444
00:27:29,070 --> 00:27:30,730
‫هیچ‌وقت ترک‌مون نمی‌کنه.

445
00:27:30,750 --> 00:27:33,380
‫و دلم هم نمی‌خواد تغییری کنه.

446
00:27:35,420 --> 00:27:37,030
‫مرسی...

447
00:27:37,050 --> 00:27:40,090
‫که همیشه وقتی بهت احتیاج دارم پیشمی.

448
00:27:57,760 --> 00:28:00,880
‫ﺩ ‫ﮐ ‫ﻤ ‫ﻪ ‫ﻗ ‫ﺮ ‫ﻣ ‫ﺰ ‫ﮐ ‫ﻨ ‫ﺴ ‫ﻮ ‫ﻝ ‫ﺭ ‫ﺍ ‫ﺑ ‫ﺴ ‫ﺘ ‫ﻪ ‫ﻭ ‫ﺗ ‫ﻤ ‫ﺎ ‫ﻡ ‫ﺑ ‫ﺎ ‫ﺯ ‫ﯾ ‫ﮑ ‫ﻨ ‫ﺎ ‫ﻥ ‫ﺭ ‫ﺍ ‫ﺩ ‫ﺍ ‫ﺧ ‫ﻞ ‫ﺳ ‫ﯿ ‫ﺮ ‫ﮎ ‫ﻧ ‫ﮕ ‫ﻪ ‫ﻣ ‫ﯽ ‫ﺩ ‫ﺍ ‫ﺭ ‫ﺩ ‫.

449
00:28:00,890 --> 00:28:03,980
‫دکمه آبی بازی را به اتمام رسانده و اتصال بازیکنان را قطع می‌کند.

450
00:28:09,380 --> 00:28:10,810
‫آه، کینگر.

451
00:28:10,830 --> 00:28:12,580
‫تو می‌خوای انتخاب کنی؟

452
00:28:12,580 --> 00:28:13,470
‫چه انتخابی؟

453
00:28:13,490 --> 00:28:17,030
‫امم، مطمئنی کامل حواسش اینجاست؟

454
00:28:17,050 --> 00:28:19,410
‫آه، هی. وایسا.

455
00:28:19,430 --> 00:28:21,860
‫مگه ما همه‌مون نمی‌خوایم «خروج» رو بزنیم؟

456
00:28:21,880 --> 00:28:23,140
‫چرا بذاریم اون انتخاب کنه؟
‫م  من...

457
00:28:24,560 --> 00:28:27,750
‫ممکنه مسئله‌ای باشه که ما ازش بی‌خبریم.

458
00:28:27,770 --> 00:28:30,040
‫شاید بهتره یه‌ذره بیشتر بهش فکر کنیم؟

459
00:28:30,190 --> 00:28:32,890
‫اوه، آره. من عاشق دکمه فشار دادنم.

460
00:28:32,910 --> 00:28:35,290
‫آه، می‌خوای یکی از اون دوتا رو بزنم؟

461
00:28:35,310 --> 00:28:36,610
‫ن  نمی‌دونم.

462
00:28:36,610 --> 00:28:38,230
‫چیزی هست که ازش خبر ندارم؟

463
00:28:38,250 --> 00:28:40,040
‫همه‌مون می‌خوایم از اینجا بریم، مگه نه؟

464
00:28:40,060 --> 00:28:41,330
‫امم، پامنی؟

465
00:28:41,330 --> 00:28:43,550
‫آره، نه... ‫آره، می‌خوایم. ولی خب...

466
00:28:43,570 --> 00:28:45,810
‫اگه حقه‌ای چیزی باشه چی؟

467
00:28:45,810 --> 00:28:48,710
‫چرا باید یه کنسول الکی توی دفترِ کین باشه؟

468
00:28:48,730 --> 00:28:52,200
‫مهم نیست کدوم دکمه رو بزنیم، کین بالأخره می‌فهمه اینجا اومدیم.

469
00:28:52,220 --> 00:28:53,280
‫باید فشارش بدیم.
‫ی  یه‌لحظه وایسا!

470
00:28:54,510 --> 00:28:58,300
‫بیا یه‌لحظه صبر کنیم و تمام چیزایی که می‌دونیم رو مرور کنیم.

471
00:28:58,320 --> 00:29:03,460
‫و خب، شاید بتونیم براش رأی‌گیری‌ای چیزی کنیم؟

472
00:29:25,380 --> 00:29:27,030
‫الان چیکار کردی؟

473
00:29:28,580 --> 00:29:29,920
‫م  من...

474
00:29:39,640 --> 00:29:44,110
‫تبریک می‌گم، خیارهای کج و معوجِ عزیزم!

475
00:29:44,150 --> 00:29:46,550
‫شما «پایان خوب» رو انتخاب کردین،

476
00:29:46,560 --> 00:29:48,780
‫که فهمیدین ترجیح می‌دین ورِ دل من باشین...

477
00:29:48,800 --> 00:29:53,010
‫تا اینکه برگردین به اون مایکرو-ورسِ دوزاری
‫ یا هرچیزی که تصمیم گرفتیم اسمشو بذاریم!

478
00:29:53,200 --> 00:29:55,520
‫می‌دونستم تصمیم درست رو می‌گیرین!

479
00:29:55,540 --> 00:29:57,440
‫نگو که یعنی تمام اینا...

480
00:29:57,440 --> 00:29:59,250
‫یه ماجراجویی! درسته!

481
00:29:59,270 --> 00:30:02,660
‫و از اوناش که مدت‌هاست دارم روش کار می‌کنم.

482
00:30:03,850 --> 00:30:06,830
‫خوب نقشتو بازی کردی، «ایبل»!

483
00:30:07,440 --> 00:30:09,340
‫انجام ‌وظیفه بود!

484
00:30:09,750 --> 00:30:12,900
‫راستی، به‌نظرت بعد از اون اجرای شاهکار می‌تونم اضافه‌حقوق بگیرم؟

485
00:30:14,380 --> 00:30:15,960
‫اوه، داری زیادی باهوش می‌شی.

486
00:30:15,960 --> 00:30:16,840
‫وقت پاک شدنه.

487
00:30:20,240 --> 00:30:21,480
‫هیچ‌کدومش حقیقت نداشت؟

488
00:30:22,190 --> 00:30:25,670
‫قضایای C&A. محفظه‌ها. راه خروج؟

489
00:30:25,690 --> 00:30:29,900
‫ساخته‌ی مهارت‌های دنیاسازیِ بی‌نظیرم.

490
00:30:29,920 --> 00:30:31,920
‫حق با من بود؟

491
00:30:37,010 --> 00:30:39,790
‫باورم نمی‌شه حق با من بود!

492
00:30:44,200 --> 00:30:48,040
‫و  ولی اگه اون‌یکی دکمه رو انتخاب می‌کردیم چی می‌شد؟

493
00:30:48,180 --> 00:30:50,250
‫اوه، خیلی بهش فکر نکرده بودم،

494
00:30:50,270 --> 00:30:51,840
‫چون می‌دونستم هیچ‌وقت انتخابش نمی‌کنین.

495
00:30:51,860 --> 00:30:53,190
‫پس اونو سپردم به بابل.

496
00:30:53,210 --> 00:30:55,190
‫کاری کردم بفرستتون به میگوآباد.

497
00:30:55,210 --> 00:30:57,240
‫آره، قرار بود بفرستتون به میگوآباد.

498
00:31:06,950 --> 00:31:08,200
‫دروغگوی آشغال!
‫ای عوضی!

499
00:31:09,520 --> 00:31:11,080
‫باعث شدی...

500
00:31:11,100 --> 00:31:12,960
‫با ذهنم بازی کردی.

501
00:31:12,980 --> 00:31:14,240
‫تو فقط...

502
00:31:14,260 --> 00:31:16,330
‫تو فقط درباره‌ی همه‌چیز دروغ می‌گی، مگه نه؟!

503
00:31:16,350 --> 00:31:18,010
‫من... ها؟

504
00:31:18,140 --> 00:31:20,890
‫حتی می‌تونی مغزمونو هم دستکاری کنی، مگه نه؟

505
00:31:20,910 --> 00:31:23,050
‫سس احمق‌کن، گیاه‌خوار بودن...

506
00:31:23,070 --> 00:31:25,210
‫خدا می‌دونه دیگه چی!

507
00:31:25,230 --> 00:31:26,180
‫اسم‌هامون؟

508
00:31:26,180 --> 00:31:28,480
‫وایسین، دوستان. صبر کنین.

509
00:31:28,500 --> 00:31:34,390
‫من شاید بتونم با اضافه کردن اصلاح‌کننده‌های موقتی،
‫ماجراجویی‌ها رو جالب‌تر کنم،

510
00:31:34,410 --> 00:31:35,800
‫ولی فقط همین.

511
00:31:35,820 --> 00:31:37,750
‫اگه یبشتر از این کاری می‌کردم...

512
00:31:37,770 --> 00:31:39,340
‫حرفمو باور کنین،

513
00:31:39,360 --> 00:31:41,850
‫پایان خوشی نداره.

514
00:31:41,870 --> 00:31:45,210
‫اسکرچ. اولین استخراج.

515
00:31:45,230 --> 00:31:47,420
‫هی، هی، هی! من همچین چیزی نگفتم!

516
00:31:47,440 --> 00:31:48,650
‫بیخیال، بچه‌ها!

517
00:31:48,670 --> 00:31:50,940
‫می‌دونین که فقط می‌خواستم سربه‌سرتون بذارم!

518
00:31:50,960 --> 00:31:51,840
‫من...

519
00:31:53,200 --> 00:31:54,740
‫آآه... سؤال بسه!

520
00:31:54,760 --> 00:31:57,620
‫جایزه‌تون این سبد قشنگِ صابون و شامپوئه.

521
00:31:57,640 --> 00:31:59,510
‫خوشتون بخیر! شب‌بو بمونین!

522
00:31:59,530 --> 00:32:00,990
‫شب! خوش‌بو! خدافظ!

523
00:32:01,010 --> 00:32:08,010
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
@talafilm_top
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده