1
00:00:01,480 --> 00:00:02,480
‫شلیک کنین!

2
00:00:10,680 --> 00:00:12,928
‫جک! داکینز! من کمک نکردم
‫از زندان فراریت بدن...

3
00:00:12,952 --> 00:00:15,200
‫که همین‌جوری دست رو دست بذاری‌ها.

4
00:00:21,440 --> 00:00:22,680
‫بجنب پسر.

5
00:00:22,760 --> 00:00:24,520
‫نه، باید تیزتر باشه آقا.

6
00:00:32,240 --> 00:00:33,520
‫پیدا کردم.

7
00:00:38,840 --> 00:00:40,760
‫- کمکم کن.
‫- باشه آقا.

8
00:00:43,280 --> 00:00:47,520
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

9
00:00:50,440 --> 00:00:51,920
‫نه، ده...

10
00:00:53,840 --> 00:00:56,480
‫نخ بخیه است!
‫باید انگشت‌های فرزت رو به کار بگیری.

11
00:00:58,080 --> 00:01:00,080
‫بخیه‌اش بزن. پوستش رو برگردون.

12
00:01:00,104 --> 00:01:01,520
‫باشه.

13
00:01:04,480 --> 00:01:06,280
‫مادرت اصلا دوخت و دوز یادت نداده؟

14
00:01:06,304 --> 00:01:07,520
‫اصلا مادر نداشتم آقا.

15
00:01:14,840 --> 00:01:16,560
‫- بیاین اینجا ناخدا!
‫- نشونم بده!

16
00:01:22,280 --> 00:01:24,400
‫- پیشش بمون جک.
‫- چیکار کنم؟

17
00:01:24,480 --> 00:01:26,880
‫کاری نکن.
‫دستمون به زخم روده‌اش نمی‌رسه.

18
00:01:26,960 --> 00:01:29,560
‫- تا بخوایم به زخمش برسیم، می‌میره.
‫- خب که چی؟ نمی...

19
00:01:29,640 --> 00:01:31,800
‫دستش رو بگیر
‫و به زندگی بعدی راهیش کن.

20
00:01:31,880 --> 00:01:32,920
‫چی؟

21
00:01:34,600 --> 00:01:35,840
‫والی.

22
00:01:36,610 --> 00:01:42,390
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

23
00:01:42,415 --> 00:01:46,704
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
@talafilm_top

24
00:01:47,631 --> 00:01:52,164
‫«عیار زبردست»

25
00:02:07,217 --> 00:02:11,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

26
00:02:32,928 --> 00:02:34,715
‫[فروش الوار باکیفیت در بندر ویکتوری]

27
00:02:47,880 --> 00:02:49,320
‫اِم...

28
00:02:51,960 --> 00:02:53,600
‫اتاق عمل از کدوم طرفه؟

29
00:02:56,120 --> 00:02:57,411
‫کسی تو اتاق نیست.

30
00:02:57,435 --> 00:02:59,160
‫ضمنا، خانم‌ها حق ورود ندارن خانم.

31
00:03:08,920 --> 00:03:11,680
‫نه، نه، نه.
‫نه، نه، نه، وایستین.

32
00:03:11,760 --> 00:03:13,120
‫نه، بهم بیشتر فرصت بدین.

33
00:03:13,200 --> 00:03:14,320
‫امان از دستت،

34
00:03:14,400 --> 00:03:16,880
‫من که نمی‌تونم بدون جفت دست‌هام جراحی کنم!

35
00:03:16,960 --> 00:03:18,658
‫خیلی حیف شد
‫که خودت پیش از...

36
00:03:18,682 --> 00:03:20,280
‫برداشتن کارت‌ها لحاظش نکرده بودی جک.

37
00:03:20,360 --> 00:03:22,288
‫جناب‌عالی بهم بدهکاری...

38
00:03:22,312 --> 00:03:23,880
‫و بدهیت کم رقمی نیست.

39
00:03:23,960 --> 00:03:25,560
‫- دست راستش رو قطع کن.
‫- نه!

40
00:03:25,640 --> 00:03:27,720
‫سلام خانم برنان.

41
00:03:27,800 --> 00:03:29,840
‫ناتانیل جوان همراهتونه؟

42
00:03:29,920 --> 00:03:32,120
‫- چه سریع بزرگ می‌شه.
‫- بهت قول می‌دم.

43
00:03:32,200 --> 00:03:35,040
‫به زودی پولش رو جور می‌کنم.

44
00:03:35,120 --> 00:03:36,740
‫نظر تو چیه ناتانیل جوان؟

45
00:03:36,764 --> 00:03:38,240
‫به نظرت می‌تونیم بهش اعتماد کنیم؟

46
00:03:38,320 --> 00:03:40,520
‫نه بابا.

47
00:03:44,800 --> 00:03:46,851
‫این دست یه بدهکار دیگه است...

48
00:03:46,875 --> 00:03:48,160
‫که همین امروز صبح قطع کردم.

49
00:03:48,240 --> 00:03:50,280
‫آخه من قوانینی دارم.

50
00:03:50,360 --> 00:03:52,560
‫تا چهارشنبه بهت فرصت می‌دم.

51
00:03:52,640 --> 00:03:55,480
‫یا تا اون موقع کل طلبم رو پس می‌دی،
‫یا همین بلا سرت میاد.

52
00:03:57,060 --> 00:03:57,993
‫[مردم‌آزاری ممنوع]

53
00:03:59,800 --> 00:04:01,960
‫می‌شه دستی بهم بدی؟

54
00:04:19,680 --> 00:04:23,240
‫این‌جوری زیاد به درد نمی‌خوره، مگه نه؟

55
00:04:23,320 --> 00:04:25,908
‫اگه به اهرم اصلیش
‫سیم بکشم...

56
00:04:25,932 --> 00:04:28,520
‫و چندتا از این پیچ‌پیچی
‫کوچولوها اضافه کنم...

57
00:04:28,600 --> 00:04:29,542
‫بعید می‌دونم...

58
00:04:29,566 --> 00:04:31,760
‫بتونه ظرافت جراحی رو
‫با اون دستگاه...

59
00:04:31,840 --> 00:04:33,040
‫اجرا کنه جیمی.

60
00:04:33,120 --> 00:04:34,200
‫درست می‌شه.

61
00:04:34,280 --> 00:04:36,840
‫همین الان با یه کرست
‫و چند چنگال دست درست کردم.

62
00:04:36,920 --> 00:04:40,600
‫عه. زیاد پرتقال می‌خوری عیار؟

63
00:04:40,680 --> 00:04:42,640
‫- گمون کنم بخورم.
‫- چه حیف.

64
00:04:42,720 --> 00:04:43,880
‫بیا.

65
00:04:45,840 --> 00:04:47,640
‫هنوز نتونستی اون یاقوت‌ها رو بفروشی؟

66
00:04:47,720 --> 00:04:50,240
‫ببین، مشکلی موقتی پیش اومده.

67
00:04:50,320 --> 00:04:51,648
‫آخه من هنوز...

68
00:04:51,672 --> 00:04:53,600
‫با ساز و کار این قصبه آشنا نیستم،

69
00:04:53,680 --> 00:04:56,160
‫ولی اگه تو به جای ذات حقیقیت،

70
00:04:56,240 --> 00:04:57,880
‫شخصیتی محترم از خودت ارائه می‌دادی،

71
00:04:57,960 --> 00:04:59,782
‫شاید می‌تونستی راه‌حل مفیدی...

72
00:04:59,806 --> 00:05:01,000
‫برام پیدا کنی.

73
00:05:01,080 --> 00:05:03,520
‫من همینم.
‫چیز دیگه‌ای برام مهم نیست.

74
00:05:03,600 --> 00:05:04,720
‫ببین، آبشون می‌کنم.

75
00:05:04,800 --> 00:05:07,600
‫بهت قول شرف می‌دم،
‫فقط اینجا شهر کوچکیه...

76
00:05:07,680 --> 00:05:09,880
‫و باید واسه خودم آشنا پیدا کنم.

77
00:05:11,080 --> 00:05:12,320
‫روت حساب کردم‌ها.

78
00:05:24,920 --> 00:05:27,788
‫ببر! ببر! ببر!

79
00:05:27,812 --> 00:05:30,680
‫ببر! ببر! ببر! ببر!

80
00:05:33,760 --> 00:05:36,240
‫اگه نتونی پولش رو تا چهارشنبه جور کنی،
‫دست راستم رو از دست می‌دم.

81
00:05:36,320 --> 00:05:37,920
‫من سر قولم می‌مونم.

82
00:05:38,000 --> 00:05:40,480
‫حرف و عمل تو عین دو جزیره مجزا می‌مونن...

83
00:05:40,560 --> 00:05:42,160
‫که اقیانوس وسیعی بینشونه.

84
00:05:42,240 --> 00:05:44,237
‫دست خیلی قلق داره جک.

85
00:05:44,261 --> 00:05:45,960
‫اجزای متحرک زیادی داره.

86
00:05:46,040 --> 00:05:48,880
‫احیانا نمی‌تونی به جاش پات رو بدی؟
‫اتصال پای مصنوعی راحته.

87
00:05:50,880 --> 00:05:52,160
‫احتمالا بهتر باشه...

88
00:05:52,240 --> 00:05:54,268
‫فعلا که می‌تونی از لمس دستگیره در...

89
00:05:54,292 --> 00:05:56,320
‫با نوک انگشتت لذت ببری،
‫در رو باز کنی.

90
00:05:56,400 --> 00:05:58,040
‫- چه بامزه.
‫- احترامت واجبه‌ها.

91
00:06:05,200 --> 00:06:07,760
‫تازه خیال کرده بودم
‫امروز بدتر نمی‌شه.

92
00:06:07,840 --> 00:06:09,120
‫پرتقال میل داری عزیز دلم؟

93
00:06:09,200 --> 00:06:10,960
‫خودم با آزمون و خطا متوجه شدم...

94
00:06:11,040 --> 00:06:13,280
‫اگه پوستش رو بکنیم،
‫شیرین‌تر می‌شه.

95
00:06:14,200 --> 00:06:15,480
‫اومدم تمرین کنم.

96
00:06:16,120 --> 00:06:16,928
‫اسب‌سواری تمرین کنی؟

97
00:06:16,952 --> 00:06:19,400
‫عجله داشتم و لباس دیگه‌ای پیدا نکردم.

98
00:06:20,560 --> 00:06:22,720
‫متأسفانه امروز زیاد برام مناسب نیست.

99
00:06:22,800 --> 00:06:25,480
‫آخه دارم سعی می‌کنم
‫مشکلی شخصی رو حل کنم.

100
00:06:25,560 --> 00:06:27,792
‫ولی امروز واسه من خیلی مناسبه.

101
00:06:27,816 --> 00:06:28,840
‫از کجا شروع کنم؟

102
00:06:30,800 --> 00:06:32,680
‫هتی با باقی پرستاران آشنات کرده...

103
00:06:32,760 --> 00:06:34,720
‫و برات لباس فرم تهیه می‌کنه.

104
00:06:35,440 --> 00:06:38,600
‫نه. نیومدم اینجا پرستاری یاد بگیرم؛

105
00:06:38,680 --> 00:06:41,400
‫بلکه باید هنر جراحی رو بهم یاد بدی.

106
00:06:41,480 --> 00:06:42,960
‫اصلا چنین قراری نداشتیم.

107
00:06:43,040 --> 00:06:44,440
‫قرارمون دقیقا همین بود.

108
00:06:44,520 --> 00:06:46,758
‫قرار بود من هم به جاش...

109
00:06:46,782 --> 00:06:48,520
‫تو رو به پدرم که فرمانداره،

110
00:06:48,600 --> 00:06:50,960
‫خیلی قدرتمنده و عاشق اعدامه
‫تحویل ندم.

111
00:06:51,040 --> 00:06:52,360
‫باید به حرفم گوش بدی.

112
00:06:52,440 --> 00:06:55,000
‫- زن نمی‌تونه جراح بشه.
‫- معلومه که می‌تونیم.

113
00:06:55,080 --> 00:06:57,360
‫- ایشون که یه جفت دست داره.
‫- ممنون هتی.

114
00:06:57,440 --> 00:06:59,520
‫خودم چنین قوانینی وضع نکردم.

115
00:06:59,600 --> 00:07:01,600
‫جامعه وضع کرده.

116
00:07:01,760 --> 00:07:06,000
‫هوم. ببین، فراموش کردی.
‫من خودم اینجا جامعه محسوب می‌شم.

117
00:07:06,800 --> 00:07:08,920
‫استاد مک‌گرگور اصلا قبولت نمی‌کنه.

118
00:07:09,560 --> 00:07:11,301
‫متوجه نشدی که گفتم...

119
00:07:11,325 --> 00:07:12,960
‫دختر فرماندارم؟

120
00:07:13,040 --> 00:07:14,920
‫ببین، من اینجا در حکم خاندان سلطنتی‌ام.

121
00:07:15,000 --> 00:07:17,760
‫اینجا که محسوب نمی‌شی.

122
00:07:17,840 --> 00:07:18,899
‫اینجا باید عین بقیه...

123
00:07:18,923 --> 00:07:20,840
‫از صفر شروع کنی.

124
00:07:33,360 --> 00:07:34,640
‫احسنت.

125
00:07:34,720 --> 00:07:35,924
‫خب، اگه علیاحضرت...

126
00:07:35,948 --> 00:07:37,760
‫این پیشکش سلطنتی رو...

127
00:07:37,840 --> 00:07:39,306
‫علاوه بر سی پیشکش دیگه...

128
00:07:39,330 --> 00:07:41,120
‫تو چاله پشت بیمارستان خالی کنن،

129
00:07:41,200 --> 00:07:42,840
‫خیلی عالی می‌شه
‫و ممنون می‌شم.

130
00:07:42,920 --> 00:07:45,217
‫مدفوع بیماران رو جمع می‌کنین...

131
00:07:45,241 --> 00:07:46,960
‫و دم در بیمارستان خالی می‌کنین؟

132
00:07:47,880 --> 00:07:50,600
‫خب، اگه بخوای، می‌تونی باهاشون لحاف ببافی.

133
00:07:50,680 --> 00:07:52,000
‫اینجا وحشتناکه.

134
00:07:52,080 --> 00:07:53,280
‫عه، متوجه شدی؟

135
00:07:53,360 --> 00:07:56,240
‫هیچ‌کس اینجا معنای نظافت رو بلد نیست؟

136
00:07:56,320 --> 00:07:58,920
‫مگه مقالات جدید بهداشتی رو نخوندی؟

137
00:07:59,000 --> 00:08:01,520
‫ببین، ما اینجا سرمون شلوغه
‫و فرصت مطالعه زیادی نداریم.

138
00:08:01,600 --> 00:08:04,080
‫عجب. پس داری بیمارانت رو به کشتن می‌دی.

139
00:08:04,840 --> 00:08:06,604
‫جای این جماعت...

140
00:08:06,628 --> 00:08:08,160
‫تو خوکدونی امن‌تر از اینجاست.

141
00:08:09,840 --> 00:08:11,669
‫وظیفه اصلی هر دکتری...

142
00:08:11,693 --> 00:08:13,720
‫نترسوندن بیمارانشه.

143
00:08:13,800 --> 00:08:14,840
‫ببین، خودم باهات موافقم.

144
00:08:14,920 --> 00:08:16,502
‫این بخشمون چندان مطبوع نیست،

145
00:08:16,526 --> 00:08:18,320
‫ولی استاد این‌طوری می‌پسنده.

146
00:08:18,400 --> 00:08:20,468
‫استاد گوز بدبوئیه...

147
00:08:20,492 --> 00:08:21,520
‫که پالتو می‌پوشه.

148
00:08:21,640 --> 00:08:23,200
‫بالاخره در زمینه‌ای به توافق رسیدیم.

149
00:08:23,280 --> 00:08:25,518
‫من اونجا کار نمی‌کنم.

150
00:08:25,542 --> 00:08:26,280
‫باشه.

151
00:08:26,360 --> 00:08:28,280
‫ممنون که منت سرمون گذاشته
‫و بهمون سر زدی.

152
00:08:31,280 --> 00:08:32,760
‫تی لازم دارم.

153
00:08:32,880 --> 00:08:35,127
‫ضمنا، پرستاران و مسئولان شست‌وشو...

154
00:08:35,151 --> 00:08:36,480
‫باید به حرفم گوش بدن.

155
00:08:36,560 --> 00:08:39,040
‫به علاوه، موافقم، باید لباسم رو عوض کنم.

156
00:09:00,560 --> 00:09:03,760
‫مردم و به جهنم اومدم.

157
00:09:03,840 --> 00:09:06,591
‫نگاهی به اطرافتون بندازین،
‫مشتی تن‌پرور کثافتن،

158
00:09:06,615 --> 00:09:08,960
‫اون‌وقت من باید نجاتشون بدم؟

159
00:09:09,040 --> 00:09:10,320
‫من هم ازشون دفاع می‌کنم.

160
00:09:10,400 --> 00:09:13,000
‫من هم باید روح بی‌ارزششون رو نجات بدم.

161
00:09:13,080 --> 00:09:15,528
‫راستش، قبل از نقل‌مکان به اینجا،

162
00:09:15,552 --> 00:09:18,000
‫به ندرت شراب می‌خوردم.

163
00:09:18,080 --> 00:09:20,640
‫همه می‌گفتن اصلا مشروب نمی‌خورم.

164
00:09:20,720 --> 00:09:23,440
‫راستش، حتی من که از خادمان خداوندم
‫هم جلوی خودم رو نمی‌گیرم.

165
00:09:23,520 --> 00:09:26,000
‫- درست جراح نباید بلرزه.
‫- حالم رو به هم نزن.

166
00:09:26,080 --> 00:09:27,840
‫- دست خادمان خداوند هم نباید بلرزه.
‫- هوم.

167
00:09:27,920 --> 00:09:29,267
‫احتمال آب کردنشون...

168
00:09:29,291 --> 00:09:31,000
‫با احتمال لرد ارتفاعات
‫اسکاتلند شدنت برابره.

169
00:09:32,520 --> 00:09:34,520
‫همه می‌دونن مال کیه.

170
00:09:35,840 --> 00:09:37,520
‫مال همسر داریوشه.

171
00:09:38,520 --> 00:09:40,128
‫ضمنا، کسی اینجا...

172
00:09:40,152 --> 00:09:41,760
‫دنبال جواهرات مرغوب نیست.

173
00:09:41,840 --> 00:09:43,120
‫نگاهی به اطرافت بنداز.

174
00:09:43,200 --> 00:09:45,488
‫چه مملکت غم‌انگیزیه...

175
00:09:45,512 --> 00:09:47,800
‫که مملو از ایرلندی‌های محترم...

176
00:09:47,880 --> 00:09:49,338
‫و لندنی‌های فرومایه است،

177
00:09:49,362 --> 00:09:51,520
‫اما نمی‌شه چیزی دزدید.

178
00:09:51,600 --> 00:09:56,120
‫طلا، عرق نیشکر، تنباکو،
‫بیل، سکه...

179
00:09:56,200 --> 00:09:59,240
‫چیزی برام بیار که به دردشون بخوره.

180
00:09:59,360 --> 00:10:01,480
‫برام بیار تا شاید صحبتمون به جایی رسید.

181
00:10:01,560 --> 00:10:04,240
‫سانت به سانتش رو بسابین!
‫همه‌جا رو بسابین!

182
00:10:08,440 --> 00:10:11,400
‫اون پنجره‌ها رو باز کنین.
‫بذارین کمی هوای تازه بیاد.

183
00:10:11,480 --> 00:10:13,219
‫حق نداریم بازشون کنیم خانم،

184
00:10:13,243 --> 00:10:15,240
‫آخه ممکنه بیماری شیوع پیدا کنه
‫و خداوند از دستمون عصبانی بشه.

185
00:10:15,320 --> 00:10:17,800
‫اینجا از نظر خدا
‫چاه مستراح محسوب می‌شه.

186
00:10:17,880 --> 00:10:19,040
‫بازشون کنین!

187
00:10:20,360 --> 00:10:22,840
‫خب، می‌خواین این پارچه‌ها رو
‫چیکار کنیم خانم؟

188
00:10:23,080 --> 00:10:24,960
‫اِم...

189
00:10:25,160 --> 00:10:26,160
‫بسوزونینشون.

190
00:10:31,080 --> 00:10:34,640
‫خب، من به درگاه خداوند قسم خوردم...

191
00:10:34,720 --> 00:10:36,146
‫که اگه کلیسام...

192
00:10:36,170 --> 00:10:39,120
‫به کلیسای جامع بدل بشه
‫و خودم اسقف بشم،

193
00:10:39,200 --> 00:10:42,548
‫بعدش دیگه اصلا مشروب نمی‌خورم.

194
00:10:42,572 --> 00:10:43,680
‫احسنت.

195
00:10:43,760 --> 00:10:47,720
‫واقعا قسم ارزشمندیه،
‫ولی احتمالش هست؟

196
00:10:48,640 --> 00:10:49,905
‫خب، متأسفانه...

197
00:10:49,929 --> 00:10:52,600
‫بندر ویکتوری مقصد زیارتی نیست.

198
00:10:52,760 --> 00:10:54,314
‫هیچ جای این ناحیه...

199
00:10:54,338 --> 00:10:56,320
‫خراب‌شده مقدس نیست.

200
00:10:56,400 --> 00:11:01,680
‫نه یادگار مقدسی داره،
‫نه اسطوره‌ای داره، نه مقبره قدیسی اینجاست.

201
00:11:01,760 --> 00:11:04,095
‫فقط مشتی خلافکار بی‌نوا اینجان...

202
00:11:04,119 --> 00:11:06,160
‫که دنبال آمرزش خداوندن.

203
00:11:06,240 --> 00:11:08,308
‫راستش، پول درست و حسابی رو...

204
00:11:08,332 --> 00:11:10,400
‫پروتستان‌ها در میارن.

205
00:11:10,520 --> 00:11:12,546
‫آره. خب، فکر تغییر مذهب...

206
00:11:12,570 --> 00:11:13,640
‫هر از گاهی به ذهنم خطور می‌کنه.

207
00:11:13,720 --> 00:11:15,800
‫ضمنا، در اون صورت
‫می‌تونی ازدواج کنی.

208
00:11:15,880 --> 00:11:19,120
‫آره، هر چیزی مضراتی داره دیگه.

209
00:11:27,080 --> 00:11:29,680
‫از بس زمین رو سابیدی
‫که لباست سوراخ شده.

210
00:11:29,760 --> 00:11:31,120
‫پس نگاه نکن.

211
00:11:37,120 --> 00:11:38,262
‫راستش، خودم از کشفیات نون...

212
00:11:38,286 --> 00:11:40,120
‫پزشکی در خارج از کشور خبر دارم،

213
00:11:40,200 --> 00:11:42,200
‫ولی جراح ارشدمون خبر نداره.

214
00:11:42,280 --> 00:11:43,657
‫خون و خون‌ریزی به نظرش...

215
00:11:43,681 --> 00:11:45,360
‫نشان افتخار محسوب می‌شه.

216
00:11:45,440 --> 00:11:46,734
‫تو هم مجبوری با این که...

217
00:11:46,758 --> 00:11:48,440
‫به مرگ بیمارانتون ختم می‌شه،
‫به حرفش گوش بدی؟

218
00:11:48,520 --> 00:11:51,280
‫کل زحماتت رو نادیده گرفته
‫و شرایط رو عین سابق می‌کنه.

219
00:11:51,360 --> 00:11:52,920
‫ولی شاید حداقل...

220
00:11:53,000 --> 00:11:55,520
‫چند تن از بیمارانتون
‫طی چند روز آینده نجات پیدا کنن.

221
00:12:06,120 --> 00:12:08,680
‫باید نموداری از بدن انسان تهیه کنی...

222
00:12:08,760 --> 00:12:10,440
‫و اتصالات تک‌تک اعضا رو ببینی،

223
00:12:10,520 --> 00:12:13,000
‫باید از شست پا تا نوک سر رو مطالعه کنی.

224
00:12:13,080 --> 00:12:14,760
‫منظورت از «هالوکس» تا «استخوان جمجمه» است؟

225
00:12:16,080 --> 00:12:17,888
‫استخوان بند انگشت، استخوان‌های مچ پا،

226
00:12:17,912 --> 00:12:19,720
‫خود پا، کشکک، استخوان ران...

227
00:12:19,800 --> 00:12:22,320
‫خب، نه، اعضای داخلی هم مهمن.

228
00:12:22,400 --> 00:12:25,200
‫مخچه، مری،
‫ریه، قلب، کبد...

229
00:12:25,280 --> 00:12:27,240
‫یا شاید بهتر باشه اسامیشون رو
‫به زبان یونان باستان بگم؟

230
00:12:27,320 --> 00:12:30,480
‫من یونانی و لاتین بلدم.
‫تو هم بلدی؟

231
00:12:31,560 --> 00:12:33,228
‫اصلا لازم نبوده...

232
00:12:33,252 --> 00:12:34,920
‫به زبان‌های لاتین منسوخ‌شده صحبت کنم.

233
00:12:35,000 --> 00:12:36,440
‫اسمشون مهم نیست.

234
00:12:36,520 --> 00:12:37,920
‫خودت الان گفتی مهمه.

235
00:12:38,000 --> 00:12:39,124
‫نه‌خیر، مهم‌ترین بخشش...

236
00:12:39,148 --> 00:12:41,560
‫نگاه کردن به چهره بچه‌ایه...

237
00:12:41,640 --> 00:12:42,920
‫که آدم می‌دونه رو به موته...

238
00:12:43,000 --> 00:12:44,784
‫و می‌دونه هیچ کاری واسه کمک بهش...

239
00:12:44,808 --> 00:12:46,200
‫از دست ساخته نیست.

240
00:12:47,360 --> 00:12:49,560
‫طبابت که صرفا به مرگ مربوط نیست.

241
00:12:50,480 --> 00:12:52,720
‫زندگی و امید هم توش دخیله.

242
00:12:55,280 --> 00:12:57,320
‫عذر می‌خوام که از بدو تولد ثروتمند نبودم.

243
00:12:57,400 --> 00:12:59,128
‫من چنین مزیتی ندارم...

244
00:12:59,152 --> 00:13:00,880
‫که بتونم دردسر ایجاد کرده
‫و بعدش قسر در برم.

245
00:13:00,960 --> 00:13:02,171
‫خب، پس دله‌دزدی...

246
00:13:02,195 --> 00:13:04,240
‫با شوهرخاله‌ات واقعا خیلی بهتره.

247
00:13:09,080 --> 00:13:10,379
‫می‌دونی دستمزد جراحان...

248
00:13:10,403 --> 00:13:12,160
‫اینجا چقدره؟

249
00:13:12,320 --> 00:13:15,160
‫خب، نه، معلومه که نمی‌دونی.
‫واسه چی باید بدونی؟

250
00:13:15,240 --> 00:13:17,102
‫دستمزدی ندارن.
‫فقط غذای رایگان...

251
00:13:17,126 --> 00:13:18,520
‫و جای خواب بهم می‌دن.

252
00:13:19,760 --> 00:13:21,400
‫- پس چطوری...
‫- قمار می‌کنم.

253
00:13:21,480 --> 00:13:22,720
‫کارت‌بازی می‌کنم.

254
00:13:22,800 --> 00:13:25,160
‫این‌جوری پول در میارم.
‫خیلی هم ماهرم.

255
00:13:25,240 --> 00:13:26,720
‫ولی آخرین بار تقلب کردن...

256
00:13:26,800 --> 00:13:29,560
‫و اگه به اندازه درآمد یه سالم پول جور نکنم،

257
00:13:29,640 --> 00:13:31,080
‫دستم رو قطع می‌کنن.

258
00:13:32,680 --> 00:13:35,520
‫فگین واسه همین اون جواهرات رو دزدیده بود.

259
00:13:35,600 --> 00:13:37,600
‫می‌خوای جراح بشی؟

260
00:13:37,680 --> 00:13:39,840
‫پس انتظار نداشته باش
‫در ازاش چیزی نصیبت بشه.

261
00:13:49,600 --> 00:13:52,400
‫سلام عیار، از کاتولیک‌ها چه اطلاعاتی داری؟

262
00:13:52,480 --> 00:13:54,040
‫داستانشون چیه؟

263
00:13:54,120 --> 00:13:56,000
‫هنوز نتونستی اون یاقوت‌ها رو آب کنی؟

264
00:13:56,080 --> 00:13:58,560
‫دارم آبشون می‌کنم،
‫هنوز چند مشکل جزئی رو حل نکردم.

265
00:13:58,640 --> 00:13:59,800
‫چه اطلاعاتی ازشون داری؟

266
00:13:59,880 --> 00:14:02,040
‫- چطور مگه؟ واقعا به فکر تغییر مذهبی؟
‫- بستگی داره.

267
00:14:02,120 --> 00:14:03,266
‫ممکنه ترکیبی مقدس...

268
00:14:03,290 --> 00:14:05,120
‫بین پول، اجساد و کاتولیک‌ها...

269
00:14:05,200 --> 00:14:06,800
‫شکل گرفته باشه.

270
00:14:06,880 --> 00:14:09,240
‫خب، پس از یکی از پرستاران بپرس.
‫همه‌شون ایرلندی‌ان.

271
00:14:09,320 --> 00:14:10,581
‫جک، دریانوردی اومده...

272
00:14:10,605 --> 00:14:12,360
‫که دوغاب خورده.

273
00:14:13,000 --> 00:14:14,120
‫واسه چی باید دوغاب بخوره؟

274
00:14:14,200 --> 00:14:16,520
‫شرط بسته بودن.
‫کل اعضای داخلیش رو بسته.

275
00:14:16,600 --> 00:14:17,760
‫براش داروی استفراغ‌آور آماده کن...

276
00:14:17,840 --> 00:14:20,200
‫و اون سطل رو که خالی کردی، بهش بده.

277
00:14:25,640 --> 00:14:27,720
‫خواهر. خواهر، عذر می‌خوام.

278
00:14:28,800 --> 00:14:31,480
‫دین و ایمان ذهنم رو مشغول کرده
‫و می‌خواستم ببینم...

279
00:14:31,560 --> 00:14:33,640
‫می‌شه راجع به دین خودت
‫باهات صحبت کنم؟

280
00:14:33,720 --> 00:14:36,480
‫خب، به نظرت الان وقت مناسبی
‫برای طرح چنین پرسشیه؟

281
00:14:37,120 --> 00:14:39,760
‫به حرف پاپ گوش بده،
‫واسه مریم مقدس احترام قائل شو،

282
00:14:39,840 --> 00:14:41,880
‫برو اعترافگاه و گناهات رو بهش بگو.

283
00:14:42,440 --> 00:14:45,920
‫عه! اون مال کدوم بخش بدنه؟

284
00:14:47,000 --> 00:14:48,760
‫- دنبالچه رو می‌گی؟
‫- آره.

285
00:14:48,840 --> 00:14:50,657
‫بخشی از باسن زنانه.

286
00:14:50,681 --> 00:14:52,040
‫از دم باقی مونده.

287
00:14:52,120 --> 00:14:54,101
‫اگه بخوام دقیق بگم،

288
00:14:54,125 --> 00:14:55,760
‫مال نلی کورستره.

289
00:14:55,920 --> 00:14:58,217
‫راستش، قرار بود اعدامش کنن،

290
00:14:58,241 --> 00:14:59,600
‫ولی سل کارش رو تموم کرد.

291
00:14:59,680 --> 00:15:01,443
‫باز هم جسدش رو به دار آویختن...

292
00:15:01,467 --> 00:15:03,040
‫که درس بگیره.

293
00:15:03,160 --> 00:15:07,160
‫ما در وهله اول مردیم.

294
00:15:07,240 --> 00:15:09,110
‫خداوند زن رو...

295
00:15:09,134 --> 00:15:11,400
‫از دنده ما خلق کرد.

296
00:15:11,520 --> 00:15:13,880
‫ما جلوی زنان سر خم نمی‌کنیم.

297
00:15:13,960 --> 00:15:16,402
‫ما به لطف خدا...

298
00:15:16,426 --> 00:15:18,080
‫گونه برتریم.

299
00:15:18,160 --> 00:15:19,903
‫ببینم زنی از پس...

300
00:15:19,927 --> 00:15:21,880
‫بلند کردن این
‫روی سرش بر میاد یا نه.

301
00:15:22,000 --> 00:15:23,936
‫خب، خیلی دوست دارم ببینم...

302
00:15:23,960 --> 00:15:26,360
‫کلفت غرغرومون چطوری
‫این رو بلند می‌کنه.

303
00:15:26,385 --> 00:15:29,410
‫[آبجو انگلیسی]
‫[آبجو استاوت و آبجو پورتر]

304
00:15:29,435 --> 00:15:32,775
‫[تخت‌خواب باکیفیت و عریض]

305
00:15:32,800 --> 00:15:34,680
‫- وای خدا جون.
‫- خب...

306
00:15:34,760 --> 00:15:35,760
‫چیه؟

307
00:15:38,600 --> 00:15:40,360
‫خب، آروم باش تینکلر.

308
00:15:40,440 --> 00:15:42,168
‫گمون کنم...

309
00:15:42,192 --> 00:15:43,920
‫به فتق رانی دچار شدی.

310
00:15:44,000 --> 00:15:45,080
‫وای خدا جون.

311
00:15:45,160 --> 00:15:47,200
‫خب، جراحی لازم نیست.

312
00:15:47,280 --> 00:15:49,516
‫من خیلی باتجربه‌ام...

313
00:15:49,540 --> 00:15:51,640
‫و ورمش رو ماساژ می‌دم
‫که برگرده سر جاش.

314
00:15:52,640 --> 00:15:54,400
‫اینجا چه آشوبی به پا شده؟

315
00:15:55,840 --> 00:15:58,520
‫چی؟ بیمارستانم چی شده؟

316
00:15:59,480 --> 00:16:01,760
‫این چه بوی کراهت‌آوریه؟

317
00:16:01,840 --> 00:16:04,720
‫بوی نظافته آقا.
‫ظاهرا مبحث نوینیه.

318
00:16:04,840 --> 00:16:06,960
‫یعنی کار توئه؟

319
00:16:07,080 --> 00:16:09,480
‫آخه کار خودت باشه،
‫دیگه اینجا کار نمی‌کنی.

320
00:16:09,560 --> 00:16:11,040
‫نه آقا. دستورش از بالا رسیده.

321
00:16:11,120 --> 00:16:12,280
‫از کدوم بالا رسیده؟

322
00:16:12,360 --> 00:16:15,120
‫از دختر فرماندار رسیده.
‫اصلا هم کوتاه نمیاد.

323
00:16:15,960 --> 00:16:18,760
‫سلام بانو بل، شما اینجا چیکار می‌کنین؟

324
00:16:18,840 --> 00:16:20,680
‫پدرم گفت بیام اینجا نظارت کنم.

325
00:16:21,480 --> 00:16:24,560
‫من اینجا رو درجه یک اداره می‌کنم.

326
00:16:24,640 --> 00:16:25,760
‫باید به اطلاعتون برسونم...

327
00:16:25,840 --> 00:16:28,263
‫یک نفر از هر شش بیمار بنده...

328
00:16:28,287 --> 00:16:30,640
‫درمان شده و عمر درازی می‌کنه.

329
00:16:30,720 --> 00:16:33,640
‫- آمار شگفت‌انگیزیه.
‫- الان فرصت حل این مشکل رو ندارم.

330
00:16:33,720 --> 00:16:37,240
‫دوستم دچار فتق رانی شده.

331
00:16:37,360 --> 00:16:40,000
‫- باید درمانش کنم.
‫- چی؟

332
00:16:40,120 --> 00:16:42,040
‫- اتاق جراحی رو آماده کنین.
‫- نه.

333
00:16:45,240 --> 00:16:48,677
‫آقایون، الان شاهد بیماری هستین...

334
00:16:48,701 --> 00:16:52,040
‫که به نمونه بارز فتق رانی دچار شده.

335
00:16:53,200 --> 00:16:55,093
‫درمانگران بسیاری در این حد نیستن...

336
00:16:55,117 --> 00:16:57,440
‫و اصلا این جراحی رو مشاهده نمی‌کنن؛

337
00:16:57,560 --> 00:17:01,058
‫ولی احتمالا از شانس بد شما حضار این اتاق،

338
00:17:01,082 --> 00:17:02,240
‫حالا که من جراحم،

339
00:17:02,320 --> 00:17:04,788
‫خیلی سریع و بدون درد...

340
00:17:04,812 --> 00:17:06,960
‫دوستم رو جراحی می‌کنم.

341
00:17:07,400 --> 00:17:10,240
‫باشه، جمعشون کنین،
‫جمعشون کنین، جمعشون کنین.

342
00:17:10,400 --> 00:17:12,720
‫بیمار رو هم روی میز بذارین.

343
00:17:12,800 --> 00:17:15,040
‫بیا. آروم باش، بیا.

344
00:17:26,120 --> 00:17:27,640
‫داری چیکار می‌کنی؟

345
00:17:29,720 --> 00:17:30,800
‫عه.

346
00:17:33,280 --> 00:17:35,080
‫من رو ببخشین اسقف.

347
00:17:35,160 --> 00:17:38,200
‫شوق مذهبی بهم غلبه کرد.

348
00:17:40,440 --> 00:17:41,508
‫خب، حالا...

349
00:17:41,532 --> 00:17:43,680
‫شلوار دوستم رو پایین کشیده...

350
00:17:43,760 --> 00:17:47,760
‫و نواحی رانش رو آروم لمس می‌کنم.

351
00:17:51,040 --> 00:17:53,120
‫هوم. سلام.

352
00:17:53,800 --> 00:17:55,960
‫شرمنده تینکلر،
‫نمی‌خواستم اونجا رو دست بزنم.

353
00:17:56,080 --> 00:17:59,108
‫آره، ورم شدیدی سمت راست...

354
00:17:59,132 --> 00:18:01,600
‫بیضه‌اش حس می‌کنم.

355
00:18:02,240 --> 00:18:04,160
‫ابزار فتق رو بهم بده.

356
00:18:08,000 --> 00:18:10,848
‫خب، ابزارش رو...

357
00:18:10,872 --> 00:18:13,720
‫به آرومی روی پوستش می‌ذارم.

358
00:18:18,000 --> 00:18:19,118
‫آره، خب،

359
00:18:19,142 --> 00:18:22,520
‫مسلما شما که در چنین کلیسای باشکوهی هستین،

360
00:18:22,600 --> 00:18:24,400
‫اسقف محسوب می‌شین.

361
00:18:24,480 --> 00:18:25,680
‫فاصله اینجا از رم خیلی زیاده.

362
00:18:26,520 --> 00:18:27,520
‫عجب.

363
00:18:28,320 --> 00:18:29,920
‫آره، خب،

364
00:18:30,000 --> 00:18:31,943
‫من هم وقتی مشغول آموزش مذهبی بودم...

365
00:18:31,967 --> 00:18:33,080
‫خیلی سختی کشیدم.

366
00:18:33,160 --> 00:18:35,960
‫کشیشی؟
‫باورش برام دشواره.

367
00:18:37,960 --> 00:18:40,120
‫آره، خب، دشواری ایمان هم از همین قراره.

368
00:18:40,200 --> 00:18:41,600
‫واقعا چه باوری داریم؟

369
00:18:41,680 --> 00:18:44,240
‫- دیگه دارم کلیسا رو می‌بندم.
‫- خیلی‌خب، باشه.

370
00:18:44,320 --> 00:18:45,520
‫خب، من دیگه می‌رم.

371
00:18:45,600 --> 00:18:47,808
‫ولی دوست دارم
‫پیش از رفتن،

372
00:18:47,832 --> 00:18:49,320
‫هر کلیسایی که بهش سر می‌زنم رو...

373
00:18:49,400 --> 00:18:52,080
‫با یادگار مقدسم تقدیس کنم.

374
00:18:52,160 --> 00:18:55,280
‫ازت ممنونم اسقف.
‫ببخشید، کشیش.

375
00:18:55,360 --> 00:18:56,840
‫یادگار مقدس داری؟

376
00:18:58,880 --> 00:19:01,085
‫خب، حالا که خون جاری شده،

377
00:19:01,109 --> 00:19:02,760
‫مشکلی جزئی پیش اومده.

378
00:19:02,840 --> 00:19:04,520
‫داره می‌ریزه، چیزی بدین که جمعش کنم.

379
00:19:04,600 --> 00:19:06,480
‫- جریان چیه؟
‫- روده‌اش داره بیرون می‌زنه.

380
00:19:06,560 --> 00:19:07,680
‫کاری بکن.

381
00:19:07,760 --> 00:19:09,505
‫خب، کار دیگه‌ای از دستمون بر نمیاد.

382
00:19:09,529 --> 00:19:11,800
‫فراز و نشیب طبابت از همین قراره.

383
00:19:13,600 --> 00:19:15,120
‫اگه کاری نکنی، می‌میره.

384
00:19:15,200 --> 00:19:17,360
‫- زود باش!
‫- در هر صورت می‌میره. ناحیه شکمش درگیره.

385
00:19:17,440 --> 00:19:18,440
‫نمی‌تونیم جراحی کنیم.

386
00:19:18,520 --> 00:19:19,945
‫دردش منجر به مرگش می‌شه.

387
00:19:19,969 --> 00:19:21,920
‫یکی با تمام قوا بمالدش.

388
00:19:22,960 --> 00:19:27,240
‫بدجوری داغون شده بودم،
‫بی‌نوا و تهی‌دست بودم،

389
00:19:28,320 --> 00:19:30,360
‫بی‌هدف واسه خودم می‌گشتم،

390
00:19:31,440 --> 00:19:33,375
‫ولی یه روز رو کوه سینا...

391
00:19:33,399 --> 00:19:35,880
‫با عالمی دینی مواجه شدم...

392
00:19:35,960 --> 00:19:38,320
‫ولی مگه نگفته بودی اورشلیم بودی؟

393
00:19:40,120 --> 00:19:43,320
‫و بهم گفت به اورشلیم برم،

394
00:19:43,400 --> 00:19:45,640
‫چرا که خدا اونجا نعمت شگرفی
‫بهم عطا می‌کنه،

395
00:19:45,720 --> 00:19:47,840
‫اما عذاب سنگینی هم همراهشه.

396
00:19:48,920 --> 00:19:54,320
‫ای کاش می‌تونستم عذابش رو کنار بذارم.

397
00:19:57,600 --> 00:19:59,360
‫واقعیه؟

398
00:19:59,440 --> 00:20:01,080
‫به اندازه ایمانم واقعیه.

399
00:20:02,840 --> 00:20:04,480
‫خب، این جواهرات...

400
00:20:04,560 --> 00:20:06,040
‫یاقوتن.

401
00:20:06,120 --> 00:20:08,800
‫خب، استخوانش مال کیه؟

402
00:20:08,880 --> 00:20:11,360
‫- مال یکی از شهیدان قدیسه.
‫- مال کدوم شهیده؟

403
00:20:12,000 --> 00:20:13,120
‫مال قدیس دنبالچه است.

404
00:20:14,000 --> 00:20:15,760
‫- اسم چنین مردی به گوشم نخورده.
‫- خانم بوده.

405
00:20:15,840 --> 00:20:17,320
‫نباید هم به گوشت خورده باشه،
‫همین اواخر شهید شد.

406
00:20:17,400 --> 00:20:19,320
‫واتیکان نذاشت خبرش درز کنه.

407
00:20:19,400 --> 00:20:21,360
‫قدرتش بی‌نظیر بود.

408
00:20:21,440 --> 00:20:22,954
‫سه تن از پاپ‌ها...

409
00:20:22,978 --> 00:20:25,000
‫پاپ شدنشون رو مدیونش هستن.

410
00:20:26,280 --> 00:20:28,800
‫خب، یعنی پاپ‌ها رو لمس کرده بود؟

411
00:20:28,880 --> 00:20:30,680
‫گمون کنم زیاد لمس کرده بود؛

412
00:20:31,400 --> 00:20:33,440
‫ولی معلومه داری
‫کلیسا رو می‌بندی، اینه که...

413
00:20:33,520 --> 00:20:34,800
‫نه، نه، نه. بمون، بمون.

414
00:20:34,880 --> 00:20:36,640
‫بذار شراب ربانی رو بیارم.

415
00:20:40,920 --> 00:20:43,600
‫حرفی نداری که به همسرت بگم؟

416
00:20:43,680 --> 00:20:45,760
‫بهت که گفتم،
‫بیمارانش رو بیهوش نمی‌کنه.

417
00:20:45,840 --> 00:20:47,720
‫آها، نمی‌خوام بیماره رو بیهوش کنم.

418
00:20:47,800 --> 00:20:50,773
‫بهش بگو دلقک قاتلی هستی...

419
00:20:50,797 --> 00:20:52,120
‫که من رو به کشتن دادی!

420
00:20:52,200 --> 00:20:54,185
‫مشاهده چنین رفتاری...

421
00:20:54,209 --> 00:20:56,400
‫از شوکه‌شدگان خیلی عادیه.

422
00:20:56,480 --> 00:20:57,840
‫ضمنا، خون‌ریزی از عوامل...

423
00:20:57,920 --> 00:20:59,360
‫- عرق کردین آقا.
‫- ممنون.

424
00:20:59,440 --> 00:21:01,800
‫یا نکنه دارین به خاطر فوت
‫دوستتون اشک می‌ریزین؟

425
00:21:01,880 --> 00:21:02,960
‫بفرمایین.

426
00:21:05,640 --> 00:21:06,840
‫ادامه بده.

427
00:21:06,920 --> 00:21:09,720
‫چی؟ ولی من تا حالا
‫ناحیه شکم رو جراحی نکردم.

428
00:21:09,800 --> 00:21:10,800
‫هیچ‌کس جراحی نکرده.

429
00:21:10,920 --> 00:21:13,160
‫این که در هر صورت می‌میره.
‫روده‌اش دور زانوش جمع شده.

430
00:21:15,200 --> 00:21:17,480
‫همه برین بیرون.
‫زود باشین.

431
00:21:17,560 --> 00:21:19,520
‫تیم، می‌شه حواست به استاد باشه؟

432
00:21:20,320 --> 00:21:22,200
‫اصلا نمی‌دونم چقدر بیهوش‌کننده بریزم.

433
00:21:22,280 --> 00:21:23,360
‫پس امتحان کن.

434
00:21:23,440 --> 00:21:25,194
‫با این همه مشروبی که خوردن،

435
00:21:25,218 --> 00:21:26,640
‫تا چند هفته دیگه به هوش نمیان.

436
00:21:26,760 --> 00:21:27,920
‫بیا، نفس بکش.

437
00:21:35,280 --> 00:21:37,440
‫احمق‌خان روده‌اش رو سوراخ کرده.

438
00:21:37,520 --> 00:21:38,810
‫باید این بخش رو ببرم...

439
00:21:38,834 --> 00:21:40,800
‫و دو طرفش رو به هم بدوزم.

440
00:21:42,000 --> 00:21:43,120
‫یه لحظه وایستا.

441
00:21:46,040 --> 00:21:47,320
‫هیت، قیچی بده.

442
00:22:06,520 --> 00:22:09,080
‫خونش رو بند بیار.
‫هیچی معلوم نیست.

443
00:22:09,200 --> 00:22:10,520
‫من می‌تونم بخیه بزنمش.

444
00:22:10,600 --> 00:22:12,868
‫مطمئنی؟
‫نمی‌خوام غش کنی.

445
00:22:12,892 --> 00:22:13,640
‫چیزیم نیست.

446
00:22:13,760 --> 00:22:14,840
‫دوخت و دوزت چطوره؟

447
00:22:14,920 --> 00:22:16,960
‫آخه باید روده‌اش رو بخیه بزنی...

448
00:22:17,040 --> 00:22:19,400
‫- تا بتونم سر جاش بذارمش.
‫- کلی گل‌دوزی می‌کنم.

449
00:22:43,560 --> 00:22:45,160
‫چی؟ چرا دست می‌زنین؟

450
00:22:45,240 --> 00:22:48,080
‫خارق‌العاده بود آقا.
‫انگار به خلسه رفته بودین.

451
00:22:48,160 --> 00:22:50,920
‫واقعا همین‌طوره.
‫انگار از بدن خودشون خارج شده بودن.

452
00:22:51,000 --> 00:22:52,680
‫خیال می‌کردیم دوستتون می‌میره،

453
00:22:52,760 --> 00:22:53,808
‫ولی شما به طریقی...

454
00:22:53,832 --> 00:22:56,560
‫کنترل امور رو به دست گرفته
‫و نجاتش دادین.

455
00:22:56,640 --> 00:22:57,920
‫معجزه‌ای طبی رخ داد.

456
00:22:58,680 --> 00:23:00,060
‫عجب، راستش...

457
00:23:00,084 --> 00:23:02,000
‫نتیجه استحکام سه ستون اصلیه.

458
00:23:03,000 --> 00:23:06,040
‫تمرین، دانش و تجربه؛

459
00:23:06,120 --> 00:23:07,760
‫ولی سه ستون اصلی که جواب ندن،

460
00:23:07,784 --> 00:23:09,160
‫غریزه آدم فعال می‌شه.

461
00:23:10,360 --> 00:23:11,560
‫خارق‌العاده است.

462
00:23:11,640 --> 00:23:14,028
‫راستش... تقریبا اصلا یادم نیست...

463
00:23:14,052 --> 00:23:15,360
‫چطور موفق شدم.

464
00:23:15,480 --> 00:23:16,876
‫ولی آخرش خیلی خسته شده بودین...

465
00:23:16,900 --> 00:23:18,560
‫و کاملا حق داشتین بخوابین.

466
00:23:19,760 --> 00:23:21,708
‫کاش شما هم می‌تونستین
‫عین ما...

467
00:23:21,732 --> 00:23:22,840
‫کارتون رو مشاهده کنین آقا.

468
00:23:25,040 --> 00:23:26,760
‫واقعا کار خیلی جالبی بود.

469
00:23:28,320 --> 00:23:29,480
‫زنده می‌مونه؟

470
00:23:30,560 --> 00:23:31,760
‫نمی‌دونم؛

471
00:23:33,040 --> 00:23:35,884
‫ولی تا آخر جراحی زنده موند...

472
00:23:35,908 --> 00:23:37,800
‫که واقعا خارق‌العاده است.

473
00:23:40,600 --> 00:23:42,528
‫گمون نکنم کارمون...

474
00:23:42,552 --> 00:23:44,480
‫تا حالا سابقه داشته بوده باشه.

475
00:23:48,080 --> 00:23:49,360
‫کارت حرف نداشت.

476
00:23:52,080 --> 00:23:53,200
‫کار تو هم حرف نداشت.

477
00:23:55,280 --> 00:23:57,455
‫البته باید بگم جراح خوب
‫با دیدن خون...

478
00:23:57,479 --> 00:23:58,800
‫سرگیجه نمی‌گیره.

479
00:24:00,240 --> 00:24:03,200
‫- خب، دو سال طول کشید تا خودم عادت کنم.
‫- من با خون هیچ مشکلی ندارم.

480
00:24:08,240 --> 00:24:09,400
‫کارت حرف نداشت.

481
00:24:11,080 --> 00:24:13,280
‫روده‌اش رو خوب گل‌دوزی کردی.

482
00:24:15,240 --> 00:24:17,000
‫زنان به همین درد می‌خورن دیگه.

483
00:24:25,040 --> 00:24:26,800
‫کار امروزمون...

484
00:24:28,840 --> 00:24:30,200
‫خارق‌العاده بود.

485
00:25:02,360 --> 00:25:05,240
‫خبر خوشی آوردم.

486
00:25:05,320 --> 00:25:06,640
‫خدا رو شکر، یاقوت‌ها رو فروختی.

487
00:25:06,720 --> 00:25:08,240
‫نمی‌شه این‌طور بیان کرد.

488
00:25:08,320 --> 00:25:10,280
‫فقط می‌شه با «آره» بیانش کرد فگین.

489
00:25:10,360 --> 00:25:11,168
‫ولی الان...

490
00:25:11,192 --> 00:25:13,640
‫به زنبور و عسل دسترسی پیدا کردم.

491
00:25:14,680 --> 00:25:17,320
‫زنبور و عسلت چقدر می‌ارزه؟
‫بیست و شش پوند می‌ارزه؟

492
00:25:17,400 --> 00:25:19,209
‫خب، بستگی داره یکشنبه...

493
00:25:19,233 --> 00:25:20,840
‫چقدر به کلیسا کمک مالی کنن.

494
00:25:20,920 --> 00:25:22,320
‫یاقوت‌ها رو به کلیسا فروختی؟

495
00:25:22,400 --> 00:25:23,520
‫نه، قرضشون دادم.

496
00:25:23,600 --> 00:25:24,726
‫موقتا اونجا گذاشتمشون...

497
00:25:24,750 --> 00:25:26,680
‫تا بتونم خریدار واقعی پیدا کنم.

498
00:25:26,760 --> 00:25:27,800
‫به کدوم کلیسا دادیشون؟

499
00:25:27,880 --> 00:25:28,960
‫به کلیسای مقدس ایرلندی‌ها دادمشون.

500
00:25:29,040 --> 00:25:31,359
‫در ازاش محتوای پنج ظرف...

501
00:25:31,383 --> 00:25:33,120
‫کمک‌های مالی رو بهم می‌دن.

502
00:25:34,520 --> 00:25:36,040
‫یعنی پنج یکشنبه طول می‌کشه؟

503
00:25:36,120 --> 00:25:38,800
‫فگین، باید پولش رو تا چهارشنبه جور کنم!

504
00:25:38,880 --> 00:25:40,160
‫ضمنا، ایرلندی‌ها که پول ندارن.

505
00:25:40,240 --> 00:25:43,160
‫همه‌شون یا سابقه‌دارن،
‫یا سربازن و حقوقشون رو به باد دادن.

506
00:25:43,240 --> 00:25:44,816
‫خدا داره این‌جوری بهمون می‌گه...

507
00:25:44,840 --> 00:25:46,320
‫دوباره به مهارتمون روی بیاریم.

508
00:25:46,400 --> 00:25:47,880
‫من دوباره دزدی نمی‌کنم.

509
00:25:47,960 --> 00:25:49,754
‫قبلا که عاشق دزدی بودی!

510
00:25:49,778 --> 00:25:51,120
‫استعدادش تو ذاتته.

511
00:25:51,960 --> 00:25:54,280
‫- امروز جون یه نفر رو نجات دادم.
‫- آها، باشه.

512
00:25:54,360 --> 00:25:56,080
‫تا دیروز قطعا جون می‌داد.

513
00:25:57,000 --> 00:25:58,259
‫جراحی بی‌سابقه‌ای...

514
00:25:58,283 --> 00:26:00,880
‫در تاریخ این کشور انجام دادم.

515
00:26:00,960 --> 00:26:02,360
‫باشه.

516
00:26:02,440 --> 00:26:04,520
‫دنیای جدیدی داره به روم باز می‌شه؛

517
00:26:05,920 --> 00:26:08,040
‫ولی این‌ها رو لازم دارم.

518
00:26:08,120 --> 00:26:10,960
‫خب، خودت که می‌دونی حاضرم
‫واسه نجاتت قناره‌های خودم رو فدا کنم.

519
00:26:12,000 --> 00:26:14,000
‫چه عالی، قبوله.
‫بیا همین الان بریم بهشون بگیم.

520
00:26:14,080 --> 00:26:16,160
‫- خودم گفتم! قبول نمی‌کنن.
‫- نه‌خیر، نگفتی.

521
00:26:16,240 --> 00:26:18,400
‫به عبارتی گفته بودم.
‫غیرمستقیم گفتم.

522
00:26:18,480 --> 00:26:20,480
‫نه‌خیر، نگفتی.
‫آخه هیچ‌وقت برام کاری نمی‌کنی.

523
00:26:20,560 --> 00:26:22,000
‫هیچ‌وقت برام کاری نکردی.

524
00:26:22,120 --> 00:26:25,000
‫ضمنا، کاملا مطمئنم قراره محتوای
‫بیش از پنج ظرف کمک مالی نصیبت بشه.

525
00:26:25,080 --> 00:26:27,880
‫وای، چقدر چرت گفتی.
‫اذیت نکن دیگه، خیلی ناراحتم کردی.

526
00:26:27,960 --> 00:26:30,760
‫جفتمون از یه خاندانیم.
‫عین همدیگه‌ایم.

527
00:26:30,840 --> 00:26:33,720
‫- نه‌خیر، من و تو هیچ وجه اشتراکی نداریم.
‫- تاریخچه زندگیمون که مشترکه.

528
00:26:33,800 --> 00:26:35,247
‫آها، خب، وقتی ولم کردی...

529
00:26:35,271 --> 00:26:37,280
‫که تو نیوگیت حبس بکشم،
‫همون رو هم خراب کردی.

530
00:26:37,360 --> 00:26:38,560
‫دیگه چه وجه اشتراکی داریم؟

531
00:26:39,800 --> 00:26:41,120
‫الیور توئیست.

532
00:26:42,560 --> 00:26:43,560
‫چه ربطی داره؟

533
00:26:44,200 --> 00:26:45,840
‫جفتمون به یه اندازه
‫ازش متنفریم.

534
00:26:45,920 --> 00:26:47,917
‫خب، آره، همه از الیور توئیست متنفرن.

535
00:26:47,941 --> 00:26:48,960
‫خیلی نازک نارنجیه.

536
00:26:49,040 --> 00:26:50,974
‫به هیچ وجه دلیل نمی‌شه...

537
00:26:50,998 --> 00:26:52,880
‫ما با هم وجه اشتراکی داشته باشیم.

538
00:26:54,800 --> 00:26:57,320
‫نه‌خیر، خودم می‌دونم
‫چیکار می‌کنی فگین،

539
00:26:57,440 --> 00:26:59,568
‫باز هم دست رو دست می‌ذاری...

540
00:26:59,592 --> 00:27:01,720
‫و بدبخت شدنم رو تماشا می‌کنی.

541
00:27:03,320 --> 00:27:04,587
‫ولی این دفعه...

542
00:27:04,611 --> 00:27:06,480
‫و تک و تنها بدبخت نمی‌شم.

543
00:27:11,920 --> 00:27:16,033
‫«پنداشتم نغمه سینه‌سرخ را...»

544
00:27:16,057 --> 00:27:18,720
‫«به میان تلاطم روز شنیدم؛»

545
00:27:20,400 --> 00:27:24,079
‫«اما صرفا صدای پارس سگی بود...»

546
00:27:24,103 --> 00:27:27,240
‫«و همراهم ندای بازی سر داده بود.»

547
00:27:29,960 --> 00:27:31,397
‫«اما سپس پنداشتم...»

548
00:27:31,421 --> 00:27:33,240
‫«فریاد دیگری به گوشم خورده...»

549
00:27:33,320 --> 00:27:35,388
‫«که گویا از آسمان...»

550
00:27:35,412 --> 00:27:37,480
‫«بر آمده بود.»

551
00:27:37,720 --> 00:27:40,920
‫آئو! آئو!

552
00:27:41,000 --> 00:27:42,568
‫یادت رفته بود خواهرت...

553
00:27:42,592 --> 00:27:44,160
‫مهمانی شبانه ترتیب داده؟

554
00:27:44,240 --> 00:27:46,720
‫آره، اگه یادم می‌موند،
‫دیرتر می‌اومدم.

555
00:27:46,800 --> 00:27:48,280
‫چی به سر خودت آوردی؟

556
00:27:48,360 --> 00:27:49,760
‫- من که چیزیم نیست.
‫- لباس سوارکاری پوشیدی.

557
00:27:54,880 --> 00:27:56,960
‫شلیک کنین! توپ‌ها رو شلیک کنین!

558
00:27:58,920 --> 00:28:00,360
‫عه، تموم شد.

559
00:28:00,440 --> 00:28:02,288
‫خدا رو شکر... خوب بود، خوب بود.

560
00:28:02,312 --> 00:28:04,160
‫خیلی خوب بود. آره، حرف نداشت.

561
00:28:04,240 --> 00:28:07,160
‫خیلی تأثیرگذار بود.
‫آدم واقعا به فکر فرو می‌ره. آره.

562
00:28:07,240 --> 00:28:09,790
‫خب، مهمانان شریف، اعضای خانواده...

563
00:28:09,814 --> 00:28:11,480
‫و همراهان عزیزم.

564
00:28:11,560 --> 00:28:12,471
‫می‌دونم حتما شما هم...

565
00:28:12,495 --> 00:28:14,560
‫عین خودم به شدت مشتاقین...

566
00:28:14,640 --> 00:28:16,800
‫و می‌خواین بدونین پشت این پرده چه خبره.

567
00:28:16,880 --> 00:28:19,360
‫مایه افتخارمه که با کمک آقای اسمیلز...

568
00:28:19,440 --> 00:28:21,880
‫و اعضای خانواده‌ام، مجموعه تابلویی...

569
00:28:21,960 --> 00:28:23,880
‫بر اساس شاهکارهای هنری مشهور
‫براتون به اجرا در بیارم.

570
00:28:23,960 --> 00:28:25,476
‫به نظرت پدر خیلی ناراحت می‌شه...

571
00:28:25,500 --> 00:28:27,240
‫تو خونه تفنگ شکاری شلیک کنم؟

572
00:28:27,320 --> 00:28:30,148
‫اول از همه، نقاشی مشهور
‫«لدا و قو» اقر میکل آنژ رو...

573
00:28:30,172 --> 00:28:33,000
‫با اجرامون جاودانه می‌کنیم.

574
00:28:36,520 --> 00:28:39,560
‫عجب. ساکت باش فنی.

575
00:28:39,640 --> 00:28:41,845
‫کفشت خونیه.

576
00:28:41,869 --> 00:28:42,760
‫واقعا؟

577
00:28:42,840 --> 00:28:44,680
‫حالت خوبه عزیز دلم؟

578
00:28:49,440 --> 00:28:50,720
‫حرف ندارم.

579
00:29:04,160 --> 00:29:06,320
‫ممکنه شبی تا صبح پیشم بمونی؟

580
00:29:08,400 --> 00:29:09,680
‫بگیر بخواب.

581
00:29:34,480 --> 00:29:36,579
‫به هنگام دشواری...

582
00:29:36,603 --> 00:29:39,640
‫و چیره گشتن نگرانی‌ها بر روح،

583
00:29:39,720 --> 00:29:42,551
‫باید به درون خودمون نگریسته...

584
00:29:42,575 --> 00:29:44,720
‫و نقاط قوتمون رو پیدا کنیم.

585
00:29:45,360 --> 00:29:48,880
‫فقط در اون صورت می‌تونیم
‫دوباره کامل و منزه بشیم.

586
00:29:48,960 --> 00:29:51,320
‫- آمین.
‫- آمین.

587
00:29:55,360 --> 00:29:57,336
‫خب، چقدر طول می‌کشه
‫نعمات قدیس دنبالچه...

588
00:29:57,360 --> 00:29:59,160
‫تأثیر خودش رو بذاره؟

589
00:30:00,320 --> 00:30:02,177
‫نعماتش از همون لحظه‌ای که دستت...

590
00:30:02,201 --> 00:30:03,800
‫به قدرت مقدسش خورد آغاز شده.

591
00:30:03,880 --> 00:30:05,720
‫فقط بذار تو همون قفس بمونه.

592
00:30:07,280 --> 00:30:09,200
‫اصلا حالا که فکر می‌کنم،

593
00:30:09,280 --> 00:30:11,884
‫کافیه در مناسبت‌های خاص
‫همون‌جا دراز بکشی،

594
00:30:11,908 --> 00:30:13,840
‫جلوی سینه‌ات نگهش داری...

595
00:30:13,920 --> 00:30:15,819
‫و بذاری من برخی از وظایف...

596
00:30:15,843 --> 00:30:19,080
‫کشیش کلیسا رو انجام بدم.

597
00:30:27,120 --> 00:30:29,280
‫من رو بیامرز که گناه کردم پدر.

598
00:30:30,280 --> 00:30:33,520
‫من گناه فکر کردم،
‫هم گناه عملی.

599
00:30:34,520 --> 00:30:36,920
‫گناهان خشم‌آلود و عذاب آوری مرتکب شدم.

600
00:30:39,120 --> 00:30:42,200
‫می‌بینم مرد جماعت چطوری
‫به پگی نازم نگاه می‌کنن.

601
00:30:43,880 --> 00:30:46,840
‫می‌خوام این‌قدر گلوشون رو بفشارم
‫که چشمشون بترکه،

602
00:30:46,920 --> 00:30:49,480
‫مغزشون منفجر بشه
‫و از سوراخ دماغشون بیرون بزنه.

603
00:30:51,720 --> 00:30:54,120
‫افکارت کاملا طبیعیه پسرم.

604
00:30:54,200 --> 00:30:56,000
‫خدا تو رو می‌بخشه.

605
00:30:58,920 --> 00:31:02,734
‫الان هم باید رز معصومم رو...

606
00:31:02,758 --> 00:31:04,400
‫سه روز تنها بذارم.

607
00:31:05,600 --> 00:31:06,960
‫باید تو اون ساختمون تنها باشه.

608
00:31:07,600 --> 00:31:08,991
‫قراره صد سرباز...

609
00:31:09,015 --> 00:31:11,560
‫از راه برسن که دستمزد ماهانه‌شون رو بگیرن.

610
00:31:15,440 --> 00:31:17,920
‫می‌تونم دست‌هات رو نجات بدم عیار.

611
00:31:18,000 --> 00:31:19,640
‫چی؟ ۲۶ پوند رو جور کردی؟

612
00:31:19,720 --> 00:31:21,640
‫بیشتر هم جور کردم.

613
00:31:21,720 --> 00:31:23,200
‫نه، کمک مالی کلیسا این‌قدر نمی‌شه.

614
00:31:23,280 --> 00:31:24,895
‫نه، با اطلاعاتی که ملت...

615
00:31:24,919 --> 00:31:26,840
‫تو اعترافگاه مقدس در اختیارم می‌ذارن
‫جور می‌شه؛

616
00:31:26,920 --> 00:31:28,440
‫ولی زحمت داره.

617
00:31:29,440 --> 00:31:32,040
‫- پول رو جور کردی یا نه؟
‫- آره، جور کردم. آره، جور کردم.

618
00:31:32,120 --> 00:31:34,440
‫فقط باید جمع‌آوریش کنم.

619
00:31:34,520 --> 00:31:36,320
‫خوبه. از کجا جمع‌آوریش کنیم؟

620
00:31:36,400 --> 00:31:37,640
‫از سربازخونه ارتش.

621
00:31:37,720 --> 00:31:39,960
‫نه، نه، نه. ببین چی می‌گم،
‫ببین چی می‌گم.

622
00:31:40,040 --> 00:31:40,934
‫فقط کافیه...

623
00:31:40,958 --> 00:31:43,120
‫وارد پایگاه ارتش شده...

624
00:31:43,200 --> 00:31:44,960
‫و یکی دو نگهبان رو
‫یواشکی رد کنیم.

625
00:31:45,040 --> 00:31:46,560
‫وارد منزل گینز می‌شیم...

626
00:31:46,640 --> 00:31:49,200
‫که مورفئوس خانمش رو به خواب برده.

627
00:31:49,280 --> 00:31:50,480
‫بارمون رو می‌بندیم،

628
00:31:50,560 --> 00:31:52,563
‫تو هم می‌تونی با جفت دست‌هات...

629
00:31:52,587 --> 00:31:54,200
‫شیرینی خامه‌ای بخوری.

630
00:31:54,320 --> 00:31:55,880
‫ولی بعدش اعدامم می‌کنن.

631
00:31:55,960 --> 00:31:57,840
‫من که بهت گفته بودم گینز چه دیوانه‌ایه.

632
00:31:57,920 --> 00:32:00,280
‫آره، می‌دونم.
‫خودش سفره دلش رو برام باز کرد.

633
00:32:00,360 --> 00:32:03,240
‫قراره سه روز خونه نباشه.
‫همه‌چی رو برنامه‌ریزی کردم.

634
00:32:03,320 --> 00:32:05,440
‫مو لای درز نقشه‌ام نمی‌ره.

635
00:32:06,360 --> 00:32:07,920
‫تو که اصلا برنامه‌ریزی نمی‌کنی.

636
00:32:08,000 --> 00:32:09,808
‫همین‌جوری بداهه وراجی می‌کنی...

637
00:32:09,832 --> 00:32:11,640
‫و بعدش ملت رو به حال خودشون رها می‌کنی.

638
00:32:11,720 --> 00:32:14,480
‫نه، نه، نه، من دیگه عوض شدم.

639
00:32:14,560 --> 00:32:16,555
‫دارم آدم بهتری می‌شم عیار،
‫خواهش می‌کنم.

640
00:32:16,579 --> 00:32:18,000
‫خواهش می‌کنم تو هم
‫همراهم آدم بهتری شو.

641
00:32:18,080 --> 00:32:20,360
‫نه، قبلا یه بار مرتکب این اشتباه شدم.

642
00:32:20,440 --> 00:32:21,968
‫راستش، آدم اصلا نمی‌تونه...

643
00:32:21,992 --> 00:32:23,520
‫راه و رسم سابقش رو کنار بذاره.

644
00:32:23,600 --> 00:32:25,268
‫تو که قبلا بعد از سرقت...

645
00:32:25,292 --> 00:32:26,960
‫فریاد سرخوشی سر می‌دادی.

646
00:32:27,040 --> 00:32:28,920
‫لبخندت گوش تا گوش باز می‌شد.

647
00:32:29,000 --> 00:32:30,160
‫من فریاد نمی‌کشم.

648
00:32:31,160 --> 00:32:32,522
‫خب، در این صورت،

649
00:32:32,546 --> 00:32:34,920
‫با دستت خداحافظی کن.

650
00:32:35,000 --> 00:32:37,960
‫آخه اگه دست نداشته باشی،
‫با فقر و بدبختی فرقی نداره.

651
00:32:50,960 --> 00:32:52,600
‫این خیلی سنگینه.

652
00:32:52,680 --> 00:32:54,105
‫هوش از سر آدم می‌بره.

653
00:32:54,129 --> 00:32:55,760
‫مطمئنی همه‌اش لازمت می‌شه؟

654
00:32:55,840 --> 00:32:59,360
‫آره. چیز خیلی بدی خوردم.

655
00:32:59,520 --> 00:33:01,368
‫وقتشه روده خودم رو...

656
00:33:01,392 --> 00:33:02,720
‫به آتش بکشم.

657
00:33:08,767 --> 00:33:10,295
‫[داروی استفراغ‌آور مایع]

658
00:33:10,320 --> 00:33:12,160
‫درود خداوند بر شما.

659
00:33:12,280 --> 00:33:15,560
‫دعا می‌کنم خداوند مهربان
‫امشب که دارین...

660
00:33:15,640 --> 00:33:17,888
‫نوشیدنی مقدس میل می‌کنین،

661
00:33:17,912 --> 00:33:18,960
‫ازتون محافظت کنه.

662
00:33:20,240 --> 00:33:21,640
‫بجنبین، بخورین بچه‌ها.

663
00:33:23,760 --> 00:33:25,880
‫تو که بهم گفته بودی دو نگهبان دارن،
‫ولی پنج نگهبان هست.

664
00:33:25,960 --> 00:33:28,320
‫دو با پنج چه فرقی می‌کنه؟

665
00:33:28,400 --> 00:33:29,560
‫فرقش سه نفره.

666
00:33:29,800 --> 00:33:31,981
‫از اون درخت بالا می‌رم...

667
00:33:32,005 --> 00:33:33,680
‫و از کنار دیوار پیش می‌رم.

668
00:33:33,760 --> 00:33:35,840
‫جای نرمی پیدا می‌کنم
‫که راحت پایین بپرم.

669
00:33:35,920 --> 00:33:38,081
‫یکی از نگهبانان رو بیهوش می‌کنم،
‫دسته‌کلیدش رو می‌قاپم...

670
00:33:38,105 --> 00:33:40,160
‫و دروازه رو باز می‌کنم.
‫ببین، تو همین‌جا بمون.

671
00:33:54,800 --> 00:33:57,720
‫ولی از طرف دیگه،
‫می‌شه از خود دروازه هم رد شد.

672
00:34:01,440 --> 00:34:03,600
‫سلام عزیز دلم.
‫امشب سرتون شلوغه؟

673
00:34:03,680 --> 00:34:05,600
‫گمون کنم همه‌شون دارن می‌میرن.
‫یعنی طاعون گرفتن؟

674
00:34:05,680 --> 00:34:08,280
‫خب، شنیده بودم
‫مشکلی براتون پیش اومده،

675
00:34:08,360 --> 00:34:10,560
‫واسه همین سریعا دکتر جوان رو خبر کردم.

676
00:34:10,640 --> 00:34:11,800
‫دکتر؟

677
00:34:14,120 --> 00:34:16,840
‫سوءهاضمه‌ای شوکه‌کننده
‫بین برخی از سربازان شجاعمون...

678
00:34:16,920 --> 00:34:18,244
‫شیوع پیدا کرده.

679
00:34:18,268 --> 00:34:19,960
‫با خودم گفتم احتمالا
‫کمکی از دستتون بر بیاد.

680
00:34:20,040 --> 00:34:21,560
‫می‌شه راهش بدین؟

681
00:34:23,840 --> 00:34:25,080
‫اول شما بفرمایین.

682
00:34:27,040 --> 00:34:28,440
‫بهشون مایعات بدین.

683
00:34:32,600 --> 00:34:33,840
‫چیکار کردی؟

684
00:34:33,920 --> 00:34:35,648
‫مقداری از دارویی
‫که واسه دوغاب‌خوره...

685
00:34:35,672 --> 00:34:37,400
‫تجویز کرده بودی
‫بهشون دادم.

686
00:34:37,480 --> 00:34:39,640
‫- چقدر بهشون دادی؟
‫- یکی دو جام بیشتر ندادم.

687
00:34:39,720 --> 00:34:41,480
‫تأثیرش خیلی زیاده.

688
00:34:41,560 --> 00:34:43,680
‫نباید یه قاشق چای‌خوری بیشتر داد.

689
00:34:43,760 --> 00:34:45,520
‫«قانون اول: آسیبی وارد نکنید.»

690
00:34:50,080 --> 00:34:52,042
‫به راحتی در آوردن حلزون...

691
00:34:52,066 --> 00:34:53,280
‫از تو گوش کبوتره.

692
00:35:01,960 --> 00:35:04,000
‫با خودت چه خیالی کردی
‫که چنین کاری می‌کنی؟

693
00:35:04,080 --> 00:35:06,160
‫صرفا داشتم اتاق خزانه رو
‫بررسی می‌کردم خانم.

694
00:35:06,240 --> 00:35:09,320
‫بجنب، مشغول پذیرایی از... فامیلم هستم.

695
00:35:25,160 --> 00:35:25,953
‫سایه...

696
00:35:25,977 --> 00:35:28,280
‫بهترین دوست دزدانه.

697
00:35:35,680 --> 00:35:37,280
‫عیار. عیار.

698
00:35:40,360 --> 00:35:42,840
‫- عه.
‫- چرا «عه»؟

699
00:35:42,920 --> 00:35:44,840
‫گاوصندوق دوراک جنسون کثافته.

700
00:35:46,520 --> 00:35:48,720
‫گاوصندوق دوراک جنسون کثافته.

701
00:35:49,720 --> 00:35:52,240
‫هیچ‌کدوممون بلد نیستیم گاوصندوق باز کنیم.
‫به ذهنت خطور نکرد بررسی کنی؟

702
00:35:52,320 --> 00:35:53,760
‫من که نمی‌تونم همه‌چی رو
‫برنامه‌ریزی کنم.

703
00:36:05,040 --> 00:36:06,160
‫خالیه.

704
00:36:06,240 --> 00:36:09,360
‫آره. خودم متوجه شدم.

705
00:36:09,440 --> 00:36:10,720
‫یکی قبل از ما سرقت کرده.

706
00:36:11,480 --> 00:36:14,840
‫بیا بریم بالا.
‫از این طرفه.

707
00:36:26,080 --> 00:36:28,400
‫برو تو.

708
00:36:28,480 --> 00:36:29,880
‫بیا ببینم.

709
00:36:46,920 --> 00:36:49,520
‫بیا ببینم مادیان وحشی قشنگم.

710
00:37:55,200 --> 00:37:56,920
‫لندن قبلا این شکلی نبود.

711
00:37:58,600 --> 00:38:00,920
‫پس مهش چی شده؟
‫باران‌ریزه دائمیش چی شده؟

712
00:38:02,360 --> 00:38:03,600
‫دلیل خوشحالی شهر بود.

713
00:38:03,680 --> 00:38:05,588
‫اینجا آسمون همیشه آبیه...

714
00:38:05,612 --> 00:38:07,520
‫ چیز خاصی نصیب آدم نمی‌شه.

715
00:38:07,600 --> 00:38:08,680
‫این‌جوری دارم پیر می‌شم.

716
00:38:13,400 --> 00:38:15,223
‫گمون کنم این ساعت...

717
00:38:15,247 --> 00:38:16,520
‫قیمتی باشه.

718
00:38:18,520 --> 00:38:19,680
‫دو پنی می‌ارزه.

719
00:38:21,840 --> 00:38:24,400
‫حتی به اندازه یه انگشتم هم نمی‌شه.

720
00:38:24,480 --> 00:38:27,000
‫واقعا توان جسمانی زیادی بروز داده بود.

721
00:38:27,080 --> 00:38:29,080
‫می‌تونیم از اون آدم حقیر باج بگیریم.

722
00:38:29,160 --> 00:38:30,200
‫چطوری؟

723
00:38:30,280 --> 00:38:31,881
‫بهش بگیم دزدکی وارد خونه‌اش شدیم...

724
00:38:31,905 --> 00:38:33,320
‫که اموالش رو بدزدیم؟

725
00:38:33,440 --> 00:38:35,280
‫در اون صورت ما رو
‫هم با داریوش اعدام می‌کنن.

726
00:38:38,320 --> 00:38:41,000
‫چقدر تو ظرف کمک‌های مالیت جمع شد؟

727
00:38:41,120 --> 00:38:43,200
‫دو پوند، دو شیلینگ و سه پنی.

728
00:38:44,200 --> 00:38:47,240
‫چه عالی. پس فقط ۲۳ پوند کم داریم.

729
00:38:50,840 --> 00:38:51,920
‫صبح به خیر!

730
00:38:53,000 --> 00:38:54,560
‫یکی دیگه برات درست کردم جک.

731
00:38:55,320 --> 00:38:57,120
‫تونستم باهاش تخم‌مرغ نگه دارم.

732
00:39:03,200 --> 00:39:04,760
‫هنوز کمی کار داره.

733
00:39:04,840 --> 00:39:06,133
‫شاید دوباره همونی رو...

734
00:39:06,157 --> 00:39:08,280
‫که واسه داریوش درست کرده بودم بسازم.

735
00:39:10,720 --> 00:39:12,840
‫داریوش که دست مصنوعی نداره.

736
00:39:14,480 --> 00:39:17,680
‫درسته. نداره، عجیبه.

737
00:39:18,440 --> 00:39:20,400
‫واسه کار دیگه‌ای می‌خواستش.

738
00:39:20,480 --> 00:39:22,280
‫باید زیر دست راستش مخفی می‌شد.

739
00:39:23,000 --> 00:39:25,800
‫گفته بود واسه حقه شعبده‌بازیه.

740
00:39:33,040 --> 00:39:35,040
‫همون حقه‌ایه که رو پیر و پاتال‌های...

741
00:39:35,120 --> 00:39:37,040
‫- میدان لستر اجرا می‌کردیم.
‫- حقه دسته‌پوله.

742
00:39:37,840 --> 00:39:39,360
‫آره. به نظرت می‌تونی کاری کنی...

743
00:39:39,440 --> 00:39:42,400
‫دو پوند، دو شیلینگ و سه پنی
‫بیست و شش پوند جلوه کنه؟

744
00:39:42,520 --> 00:39:44,680
‫- بستگی داره چقدر دروغ بگیم.
‫- نه، بهترش کن،

745
00:39:44,760 --> 00:39:46,400
‫می‌تونی کاری کنی
‫دو دسته‌پول جلوه کنه؟

746
00:39:47,000 --> 00:39:50,480
‫خب، چنین کاری واقعا زبردستانه است.

747
00:39:51,720 --> 00:39:53,130
‫تیم، طرز کار دقیق...

748
00:39:53,154 --> 00:39:54,920
‫این دستگاه رو نشونمون بده.

749
00:40:04,280 --> 00:40:06,213
‫[قصابی]

750
00:40:20,920 --> 00:40:21,993
‫نمی‌دونم کی یا چی...

751
00:40:22,017 --> 00:40:25,160
‫اون بالاست،
‫ولی من رو بخش.

752
00:40:27,640 --> 00:40:29,920
‫من در زندگیم کارهای وحشتناک...

753
00:40:29,944 --> 00:40:33,720
‫ اشتباه زیادی کردم
‫و خودم خوب می‌دونم.

754
00:40:34,760 --> 00:40:36,525
‫ضمناف عذرخواهی نمی‌کنم،
‫آخه جفتمون می‌دونیم...

755
00:40:36,549 --> 00:40:38,080
‫حاضرم فردا همین کارها رو تکرار کنم...

756
00:40:38,160 --> 00:40:40,200
‫و خودت ذاتم رو این شکلی کردی، در نتیجه...

757
00:40:41,240 --> 00:40:43,320
‫با این مشکل خودمه،
‫مشکل تو هم هست.

758
00:40:44,680 --> 00:40:46,320
‫شاید خیالت کمی راحت بشه...

759
00:40:47,440 --> 00:40:49,474
‫که بدونی به ندرت شبی از راه می‌رسه...

760
00:40:49,498 --> 00:40:52,000
‫که خواب‌های به شدت آشفته نبینم.

761
00:40:54,120 --> 00:40:55,821
‫البته حقمه بابت کاری
‫که در کودکی با جک کردم،

762
00:40:55,845 --> 00:40:57,160
‫بیشتر از این‌ها سرم بیاد.

763
00:40:57,240 --> 00:40:58,400
‫خودت می‌دونی چیکار کردم.

764
00:40:59,720 --> 00:41:02,400
‫خودت هم می‌دونی شاید مجبور بشم
‫در آینده چیکارش کنم؛

765
00:41:02,480 --> 00:41:07,760
‫ولی امشب متواضعانه ازت می‌خوام...

766
00:41:09,400 --> 00:41:10,440
‫مواظبش باشی.

767
00:41:12,520 --> 00:41:15,320
‫بهش نیاز دارم.
‫به جفت دست‌هاش نیاز دارم.

768
00:41:18,280 --> 00:41:19,960
‫آره دیگه. خب...

769
00:41:22,680 --> 00:41:23,920
‫همین.

770
00:41:28,080 --> 00:41:29,800
‫شبت به خیر خدا.

771
00:41:37,760 --> 00:41:38,920
‫ایول.

772
00:41:40,640 --> 00:41:42,200
‫خب، اگه سریع عمل کنیم...

773
00:41:42,280 --> 00:41:44,760
‫و متوجه این همه بانداژ بیمارستانی...

774
00:41:44,840 --> 00:41:46,640
‫و نت آهنگ نشه،
‫احتمالا مشکلی پیش نمیاد.

775
00:41:51,040 --> 00:41:53,520
‫خب، خب، خب.

776
00:41:53,600 --> 00:41:58,120
‫حضار گرامی، دکتر جک داکینز اومده.

777
00:41:58,200 --> 00:42:00,800
‫خودش باید تصمیم بگیره
‫پول بده یا دستش رو بده.

778
00:42:01,920 --> 00:42:04,720
‫راستش، آپوتی تبرش رو با خودش آورده.

779
00:42:04,800 --> 00:42:06,480
‫کمی کند شده؛

780
00:42:06,560 --> 00:42:07,960
‫ولی احتمالا به درد بخوره.

781
00:42:08,040 --> 00:42:09,920
‫گمون کنم باید چند بار باهاش بزنه.

782
00:42:12,480 --> 00:42:13,840
‫این هم از پولت.

783
00:42:14,680 --> 00:42:16,320
‫گمون کنم کل پولم رو آورده باشی؟

784
00:42:16,400 --> 00:42:18,000
‫اگه بخوای، می‌تونی بشماری.

785
00:42:18,080 --> 00:42:20,146
‫باز هم کلی پول دارم.

786
00:42:20,170 --> 00:42:22,080
‫اصلا نظرت چیه جذاب‌ترش کنیم؟

787
00:42:22,160 --> 00:42:24,440
‫خودم و خودت قمار می‌کنیم،
‫برنده کل پول رو می‌بره...

788
00:42:24,520 --> 00:42:26,356
‫و اگه باختم، این یکی رو
‫هم که همون‌قدره...

789
00:42:26,380 --> 00:42:27,960
‫بهت می‌دم.

790
00:42:30,680 --> 00:42:32,360
‫من همین‌جوری راضی‌ام، مرسی.

791
00:42:33,040 --> 00:42:35,640
‫اگه ترسیدی، قبوله.
‫پولت رو بگیر. بی‌حساب شدیم.

792
00:42:35,720 --> 00:42:38,800
‫ترسیده باشم؟ از تو بترسم؟
‫من رو نخندون بابا.

793
00:42:40,160 --> 00:42:42,720
‫عذر می‌خوام عزیزان،
‫با خودم گفتم شاید بتونیم خوش بگذرونیم،

794
00:42:42,800 --> 00:42:45,440
‫ولی ظاهرا آقای داریوش بکسورث...

795
00:42:45,520 --> 00:42:46,811
‫اون‌قدرها جگر نداره.

796
00:42:46,835 --> 00:42:48,560
‫حرف دهنت رو بفهم پسر.

797
00:42:48,640 --> 00:42:51,240
‫همه که نمی‌تونن عین خودت شجاع باشن جک.

798
00:42:51,320 --> 00:42:53,720
‫ببین چی می‌گم،
‫نظرت چیه جذاب‌ترش کنیم؟

799
00:42:53,800 --> 00:42:56,034
‫شرط رو دو برابر می‌کنیم
‫و اگه باخت،

800
00:42:56,058 --> 00:42:57,800
‫جفت دست‌هاش رو قطع کن.

801
00:42:59,640 --> 00:43:01,651
‫یه دست با دو دست چه فرقی می‌کنه؟

802
00:43:01,675 --> 00:43:03,440
‫کسی جز خودم عضو مصنوعی نداره؟

803
00:43:03,520 --> 00:43:05,278
‫در اون صورت حتی نمی‌تونی...

804
00:43:05,302 --> 00:43:06,680
‫باسن خودت رو تمیز کنی.

805
00:43:06,800 --> 00:43:08,803
‫شاید فامیل مسخره‌ات...

806
00:43:08,827 --> 00:43:10,440
‫به همین درد بخوره، مگه نه؟

807
00:43:10,520 --> 00:43:13,360
‫باشه. بیا حرفی نزنیم
‫که بعدا به پشیمونیمون ختم بشه.

808
00:43:13,440 --> 00:43:16,280
‫می‌خوایم حرف بزنیم
‫یا بازی کنیم؟

809
00:43:18,080 --> 00:43:20,000
‫امشب برات شب خیلی مهمیه.

810
00:43:31,000 --> 00:43:34,240
‫خب، این سروان گینز پیر و پاتال کیه؟

811
00:43:34,320 --> 00:43:36,080
‫داریم کارت بازی می‌کنیم شوهرخاله.

812
00:43:36,160 --> 00:43:37,560
‫بازی دوستانه است دیگه.

813
00:43:38,880 --> 00:43:41,560
‫شنیدم یکی رو صرفا بابت
‫نگاه کردن به خانمش اعدام کرده.

814
00:43:41,640 --> 00:43:44,400
‫آره بابا، به نفعته
‫حتی تو چشم خانمش نگاه نکنی.

815
00:43:44,480 --> 00:43:47,320
‫آدم رو تکه‌تکه می‌کنه
‫و به خورد سگش می‌ده.

816
00:43:47,400 --> 00:43:48,480
‫مگه نه؟

817
00:43:48,920 --> 00:43:49,960
‫دو کارت لطف کنین.

818
00:44:01,440 --> 00:44:03,880
‫شرط رو لغو کن، شرط رو لغو کن؛
‫پولش رو بده.

819
00:44:03,960 --> 00:44:06,013
‫نه‌خیر، این‌جوری نمی‌شه...

820
00:44:06,037 --> 00:44:07,760
‫دغل‌کار پشمالو.

821
00:44:07,840 --> 00:44:10,160
‫گفت شرط می‌بنده
‫و باید شرط ببنده.

822
00:44:10,240 --> 00:44:13,080
‫آپوتی، فرصت کردی تبرت رو تیز کنی؟

823
00:44:15,200 --> 00:44:17,360
‫خودتون گفته بودین
‫تا جا داره کندش کنم.

824
00:44:19,280 --> 00:44:21,040
‫درسته. خودم گفته بودم.

825
00:44:21,120 --> 00:44:22,400
‫درست می‌گه شوهرخاله.

826
00:44:23,920 --> 00:44:25,200
‫من بهش قول دادم.

827
00:44:27,520 --> 00:44:30,360
‫من کل عمرم خطر کردم.

828
00:44:31,640 --> 00:44:33,080
‫همیشه می‌دونستم
‫چنین بلایی سرم میاد.

829
00:44:34,160 --> 00:44:36,680
‫پس می‌شه پیش از وقوع...

830
00:44:36,760 --> 00:44:39,640
‫سرنوشت حتمیم،
‫واسه آخرین بار باهات دست بدم؟

831
00:44:39,720 --> 00:44:41,600
‫آخه به نظرم آدم شریفی هستی...

832
00:44:41,680 --> 00:44:43,168
‫و درسی بهم دادی...

833
00:44:43,192 --> 00:44:44,680
‫که تا پای مرگ یادم نمی‌ره؟

834
00:44:50,080 --> 00:44:51,840
‫عذر می‌خوام.

835
00:45:08,640 --> 00:45:10,160
‫عضلاتت گرفته، مگه نه؟

836
00:45:10,920 --> 00:45:12,200
‫آره، عضلات من هم می‌گیره.

837
00:45:15,800 --> 00:45:16,960
‫بازی کن دیگه.

838
00:45:18,600 --> 00:45:20,760
‫- تقلب کردی.
‫- تقلب کردم؟

839
00:45:20,840 --> 00:45:22,600
‫خجالت نمی‌کشی آقا؟
‫چطوری تقلب کردم؟

840
00:45:22,680 --> 00:45:23,840
‫من که کت نپوشیدم.

841
00:45:23,920 --> 00:45:26,880
‫زیر آستینم هم چیزی نیست.
‫شاید بهتر باشه خودت کتت رو در بیاری.

842
00:45:26,960 --> 00:45:29,026
‫آره، شاید بهتر باشه
‫خودت هم...

843
00:45:29,050 --> 00:45:31,760
‫حسین نیتت رو ثابت کرده
‫و لباست رو در بیاری.

844
00:45:31,880 --> 00:45:34,160
‫شاید حالت امشب
‫با شنیدن...

845
00:45:34,240 --> 00:45:35,920
‫روایات سروان گینز و خشونت...

846
00:45:36,000 --> 00:45:37,015
‫بی‌رحمانه و وحشتناکش...

847
00:45:37,039 --> 00:45:39,080
‫خراب شده باهش.

848
00:45:40,600 --> 00:45:42,361
‫به نظرم بهتره بزنیم به چاک،

849
00:45:42,385 --> 00:45:44,400
‫گمون کنم چند نفر می‌خوان حمله کنن.

850
00:45:44,480 --> 00:45:46,280
‫ممنون آقایون.

851
00:45:48,720 --> 00:45:50,600
‫بیا ببینم مادیان وحشی عزیزم.

852
00:45:57,840 --> 00:46:01,000
‫آره، از نگاهت معلوم بود.

853
00:46:01,080 --> 00:46:04,200
‫عیار سابق رو تو نگاهت دیدم
‫و از مزخرفات شیک‌پوشانه خبری نبود.

854
00:46:04,280 --> 00:46:05,760
‫نه‌خیر، هیچی ندیدی.

855
00:46:05,840 --> 00:46:07,240
‫چرا، دیدم. واقعا دیدم.

856
00:46:07,320 --> 00:46:09,705
‫مشتاق هیجان و خطری.

857
00:46:09,729 --> 00:46:11,560
‫انگار دلت براش غنج می‌زنه.

858
00:46:12,440 --> 00:46:14,569
‫دلت از همون روزی
‫که قنداقت رو...

859
00:46:14,593 --> 00:46:15,560
‫باز کرده...

860
00:46:15,640 --> 00:46:17,408
‫و زیر بال و پرم گرفتمت،

861
00:46:17,432 --> 00:46:19,200
‫براش غنج می‌زد.

862
00:46:19,320 --> 00:46:21,480
‫تو که بهم گفته بودی
‫برهنه بودم و می‌لرزیدم.

863
00:46:21,560 --> 00:46:24,080
‫خب، بعدش قنداقت کردم.
‫درست گفته بودم.

864
00:46:25,640 --> 00:46:28,800
‫- امشب خوش گذشت.
‫- آره.

865
00:46:28,880 --> 00:46:30,948
‫خب، پس دوباره همکاری می‌کنیم.

866
00:46:30,972 --> 00:46:32,000
‫عین پدر و پسر شدیم.

867
00:46:32,920 --> 00:46:35,760
‫نه‌خیر. امشب آخرین بزهکاری عمرم بود.

868
00:46:35,840 --> 00:46:37,600
‫از این به بعد دوباره جراح می‌شم.

869
00:46:43,960 --> 00:46:47,040
‫همه‌چی تو این مملکت
‫به ضرر آدم تموم می‌شه.

870
00:47:18,680 --> 00:47:20,000
‫رو به موته، مگه نه؟

871
00:47:35,560 --> 00:47:36,560
‫چه کاری از دستمون بر میاد؟

872
00:47:38,800 --> 00:47:40,230
‫دستش رو بگیر...

873
00:47:40,254 --> 00:47:43,680
‫و تا زندگی بعدی راهیش کن.

874
00:48:17,680 --> 00:48:19,880
‫شنیدم پسره خودش رو تو دردسر انداخته؟

875
00:48:19,960 --> 00:48:21,988
‫هر حرفی رو باور نکن
‫و این‌قدر حرف نزن.

876
00:48:22,012 --> 00:48:24,040
‫باید به فکر کار بعدی باشی.

877
00:48:24,120 --> 00:48:26,240
‫ولی عیار هم باید همکاری کنه.

878
00:48:26,360 --> 00:48:29,320
‫- این دفعه نرین توش فگین.
‫- راضیش می‌کنم.

879
00:48:29,400 --> 00:48:31,400
‫کافیه دوباره دل پسره رو به دست بیارم.

880
00:48:31,480 --> 00:48:33,880
‫هنوز از چند جهت
‫از دستم دلخوره.

881
00:48:35,200 --> 00:48:37,200
‫خب، کی می‌تونیم دوباره
‫جذبش کنیم؟

882
00:48:37,280 --> 00:48:38,640
‫کی می‌تونیم سراغ خاک سرخ بریم؟

883
00:48:38,720 --> 00:48:40,720
‫هر وقت خودم بگم.

884
00:48:41,000 --> 00:48:46,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

885
00:48:46,030 --> 00:48:53,000
www.TalaFilm.Top