1
00:00:18,040 --> 00:00:21,040
‫- رسیدن
‫- کی؟ نگهبان‌ها؟

2
00:00:21,120 --> 00:00:22,800
‫ارواح، اشباح

3
00:00:22,880 --> 00:00:24,640
‫خوبن اینجان، باشه

4
00:00:24,720 --> 00:00:26,680
‫فانوس‌ها رو خاموش کنی،
‫چشم‌هاشونو می‌بینی

5
00:00:26,760 --> 00:00:29,520
‫- ما رو زیر نظر دارن
‫- چهار دقیقه‌س ما رو زیر نظر دارن

6
00:00:29,600 --> 00:00:30,800
‫راه بیافت

7
00:00:32,680 --> 00:00:33,760
‫منو ببخشید، پدر

8
00:00:33,840 --> 00:00:36,280
‫از آخرین اعتراف ۱۴ ساعت می‌گذره

9
00:00:36,360 --> 00:00:39,440
‫واقعا، اینقدر زیاد؟
‫حس کردی نمی‌تونی تا صبح صبر کنی؟

10
00:00:39,520 --> 00:00:43,320
‫نه. این افکار شب‌هامو
‫برام کابوس کردن

11
00:00:44,400 --> 00:00:47,960
‫پر از آتیشی خاموش نشدنی شدم، پدر

12
00:00:48,040 --> 00:00:53,320
‫خشمی چنان شدید
‫که اشتیاق شدیدی به انتقام خشن دارم

13
00:00:53,440 --> 00:00:55,400
‫بله، خب، کاملا طبیعی ه

14
00:00:55,480 --> 00:01:00,880
‫بندر ویکتوری یه کثافتدونی شده.
‫یه فاضلاب پر از آبله

15
00:01:00,960 --> 00:01:05,560
‫هر جا رو که نگاه می‌کنم،
‫بوی گند کثافت و آشغال میاد

16
00:01:05,640 --> 00:01:08,600
‫بویی که از زیر زمینی میاد
‫که روش راه میریم

17
00:01:10,320 --> 00:01:11,800
‫آپوتی، تو اینجا بمون

18
00:01:11,880 --> 00:01:14,520
‫خالی رو می‌بریم بالا
‫و پرش می‌کنیم و میاریمش پایین

19
00:01:14,600 --> 00:01:16,360
‫پس، من این پایین تنها می‌مونم؟

20
00:01:17,440 --> 00:01:19,480
‫صداهایی می‌شنوم.
‫صدا می‌شنوی؟

21
00:01:19,560 --> 00:01:21,400
‫- نگهبان‌هان
‫- می‌تونن صدای ارواح رو بشنون؟

22
00:01:21,480 --> 00:01:23,200
‫می‌تونن صدای تو رو بشنون، کودن. ساکت

23
00:01:23,280 --> 00:01:24,920
‫یه صداهایی می‌شنوی. زود باش

24
00:01:28,840 --> 00:01:30,200
‫باشه. امنه، زود باشین

25
00:01:30,840 --> 00:01:33,680
‫از دل خاک میاد بیرون...

26
00:01:33,760 --> 00:01:35,880
‫و حالا همسر خودمو مسموم کرده...

27
00:01:37,280 --> 00:01:41,320
‫زنی که زمان پرهیزکار بوده رو...

28
00:01:41,400 --> 00:01:46,040
‫به یه آدم ولخرج فاسد تبدیل کرده
‫که محکوم به آتش دوزخه

29
00:01:46,120 --> 00:01:48,640
‫الان می‌تونم چشم‌هاشونو ببینم
‫که بهم زل زدن

30
00:01:48,720 --> 00:01:50,760
‫- ببخشید، چشم‌های کی؟
‫- چشم‌های پر از تمسخر...

31
00:01:50,840 --> 00:01:51,720
‫بله، اونا رو میگی

32
00:01:51,920 --> 00:01:55,240
‫منو مسخره می‌کنن، چون زنم
‫خودشو تسلیم شیطان کرده

33
00:01:56,800 --> 00:01:57,960
‫حاضر نمیشم...

34
00:01:58,040 --> 00:02:00,240
‫این آدم‌ها منو تحقیر کنن!

35
00:02:03,160 --> 00:02:08,720
‫خدا منو به چالش می‌کشه تا یه داس بردارم
‫و این موجود پلید رو از بین ببرم

36
00:02:15,280 --> 00:02:16,440
‫بسیار خب

37
00:02:16,720 --> 00:02:20,080
‫باید یکی از بشکه‌‌های اینجا باشه.
‫از بوش می‌فهمی

38
00:02:22,600 --> 00:02:24,520
‫آپوتی، مجبوری اون کار رو بکنی؟

39
00:02:24,600 --> 00:02:26,080
‫یه سری چشم می‌بینم

40
00:02:26,160 --> 00:02:28,160
‫بله، چشم‌های منن

41
00:02:31,440 --> 00:02:34,720
‫فکر کردم گفتی که دیگه خلاف نمی‌کنیم؟

42
00:02:34,800 --> 00:02:35,920
‫قایم شو

43
00:02:39,080 --> 00:02:42,320
‫بهت میگم، یه صداهایی شنیدم

44
00:02:56,880 --> 00:02:59,760
‫خدای من

45
00:02:59,840 --> 00:03:01,920
‫بگو که اونو نشنیدی

46
00:03:22,080 --> 00:03:24,080
‫فلشبنگ

47
00:03:26,640 --> 00:03:29,200
‫- توی چی رفتی؟
‫- فکر کنم ساردین باشه

48
00:03:29,280 --> 00:03:32,600
‫- چرا نرفتی پشتش قایم بشی؟
‫- راست میگی، پشتش

49
00:03:42,320 --> 00:03:44,040
‫بیا اینطرف. این خودشه

50
00:03:46,200 --> 00:03:47,080
‫چرا بو میده؟

51
00:03:47,280 --> 00:03:49,240
‫دل و روده در حال تخمیر شدن یه نهنگه

52
00:03:49,320 --> 00:03:51,680
‫- پس، بله، بو میده
‫- و بوی بدی میده، نه؟

53
00:03:51,760 --> 00:03:55,200
‫کدوم قسمت از دل و روده در
‫حال تخمیر شدن نهنگ رو نفهمیدی؟

54
00:03:55,280 --> 00:03:56,800
‫بوی خوبی نمیده

55
00:03:56,880 --> 00:04:00,160
‫در انفجار تایوان تمام حواسم رو
‫از دست دادم. زیادی باروت ریختم

56
00:04:00,240 --> 00:04:03,160
‫فکر کردم اونجا شنوایی‌تو از دست دادی؟
‫نه، اونجا که سنگاپور بود

57
00:04:03,240 --> 00:04:06,560
‫اونقدرها هم توی منفجر کردن
‫وارد نیستی نه، فلشبنگ؟

58
00:04:06,640 --> 00:04:08,000
‫فقط الکی می‌ترکونی

59
00:04:08,080 --> 00:04:11,160
‫خب، وارد کار سنگدان نهنگ شدیم؟
‫این چیزو می‌خوری؟

60
00:04:11,240 --> 00:04:15,520
‫نه. این شاهبوی ه.
‫برای ساخت عطر ازش استفاده می‌کنن

61
00:04:15,600 --> 00:04:19,120
‫و ارزش این بشکه با
‫ارزش نقره با همین وزن برابری می‌کنه

62
00:04:21,121 --> 00:04:27,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

63
00:04:27,030 --> 00:04:34,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
@talafilm_top

64
00:04:34,030 --> 00:04:37,000
‫مترجم: Highbury

65
00:04:43,760 --> 00:04:47,880
‫شما آقایون انگار با
‫دشمنان زندگی زهره ترک شدین

66
00:04:47,960 --> 00:04:52,080
‫آره. امشب یه چیزهایی شنیدیم.
‫چیزهایی که نمی‌تونی نشنوی، می‌دونی؟

67
00:04:52,160 --> 00:04:58,240
‫همیشه میگم، یه قلوپ طلایی
‫از آبجو حسابی دل رو شاد می‌کنه

68
00:04:58,320 --> 00:05:00,560
‫همونجا بشینین

69
00:05:03,920 --> 00:05:08,520
‫بانو راتنفورد عزیزم، اگه میشه دو لیوان از
‫بهترین آبجوتو بده

70
00:05:08,600 --> 00:05:11,560
‫و با کدوم پول رایج و قانونی می‌خوای
‫این نوشیدنی رو بخری؟

71
00:05:11,640 --> 00:05:15,840
‫ازم سوگند شرافت گرفتی
‫که یک جا پول همه رو بدم...

72
00:05:15,920 --> 00:05:20,120
‫به محض اینکه تونستیم این
‫شاهبوی کوفتی رو خالی کنیم

73
00:05:20,200 --> 00:05:22,840
‫و چطور میشه به این معجزه رسید؟

74
00:05:22,920 --> 00:05:28,440
‫به دار و دسته‌م میگم الگوی بافت دقیق و
‫بوی گند این ماده رو بردارن...

75
00:05:28,520 --> 00:05:31,760
‫تا حتی زن نهنگ هم نفهمه
‫یه نمونه از روش ساختیم و عوضش کردیم

76
00:05:31,840 --> 00:05:32,720
‫و تا اون موقع...

77
00:05:32,920 --> 00:05:35,840
‫میرم و شاهبوی اصلی رو
‫در ازای یه سود خیلی خوشگل به فروش می‌رسونم

78
00:05:37,000 --> 00:05:39,320
‫خب، چقدر طول می‌کشه؟

79
00:05:39,400 --> 00:05:44,640
‫میشه گفت که به اندازه
‫کافی زمان نیاز داره

80
00:05:46,760 --> 00:05:48,840
‫چندین روز. چندین روز

81
00:05:48,920 --> 00:05:52,880
‫باید با یکم نوشیدنی این
‫ملوان‌های عزیز رو بدرقه مقصدشون کنی

82
00:05:52,960 --> 00:05:54,560
‫پس احتمالا باید بدونی...

83
00:05:54,640 --> 00:05:56,760
‫که زمان کافی یعنی باید
‫از میخونه بری بیرون

84
00:05:56,840 --> 00:05:58,840
‫آره

85
00:05:59,840 --> 00:06:01,000
‫ای لعنت بهش

86
00:06:03,680 --> 00:06:05,000
‫رفقا!

87
00:06:06,400 --> 00:06:10,000
‫رفقا! به کدوم سمت میرین؟

88
00:06:10,080 --> 00:06:12,520
‫هیچوقت برای بازگشت به دریا
‫اینقدر خوشحال نبودم

89
00:06:12,600 --> 00:06:14,920
‫ناخدا می‌خواد فردا با
‫رسیدن مد بزرگ راه بیافتیم

90
00:06:15,000 --> 00:06:17,040
‫نه، نه، نه، نباید برید

91
00:06:17,120 --> 00:06:22,880
‫مگه مثل قدیمی ملوان‌ها رو نشنیدین،
‫فردا بخوای بری، انتظار کلی غم رو داشته باش

92
00:06:23,760 --> 00:06:25,640
‫- هوا داره عوض میشه
‫- نه، نمیشه

93
00:06:25,720 --> 00:06:27,560
‫راستش هوا خیلی هم عالی و صافه

94
00:06:27,640 --> 00:06:29,640
‫اینم از این، رفیق

95
00:06:30,400 --> 00:06:34,280
‫فقط یه نم بارون ه، همین. بچه‌ها!

96
00:06:34,440 --> 00:06:35,320
‫بچه‌ها!

97
00:06:35,520 --> 00:06:39,600
‫دیدم پسرت با دو نفر دیگه
‫و یه بشکه از فاضلاب اومدن بیرون

98
00:06:39,680 --> 00:06:43,240
‫- سلام. اینم اینجاست
‫- لازمه چیزی بدونم؟

99
00:06:43,320 --> 00:06:46,960
‫نه، فقط اینکه پسرمون
‫به میون دار و دسته خوب برگشته

100
00:06:47,880 --> 00:06:49,600
‫یه چیزی ازش داری؟

101
00:06:49,680 --> 00:06:51,040
‫این بار نه، نه

102
00:06:51,120 --> 00:06:55,480
‫فقط انگار وقتی یه زن کسی رو رد می‌کنه
‫برای حرفه ما فرصت خیلی خوبی میشه

103
00:06:57,280 --> 00:07:01,840
‫فقط حواست باشه که
‫بی‌احتیاط نشه و گیر نیافته

104
00:07:02,440 --> 00:07:04,800
‫وقتی پسرت خونش به جوش میاد...

105
00:07:04,880 --> 00:07:08,200
‫بهم نگو چطوری داجر رو کنترل کنم

106
00:07:18,040 --> 00:07:20,400
‫چطوری این ماده رو به عطر تبدیل می‌کنن؟

107
00:07:20,480 --> 00:07:22,240
‫دیدم فرانسوی‌ها این کار رو می‌کنن

108
00:07:22,320 --> 00:07:24,640
‫ادویه، گیاهان معطر، الکل...

109
00:07:24,720 --> 00:07:28,000
‫در یه دیگ بزرگ هم می‌زنن
‫و تا مدت زیادی می‌جوشوننش

110
00:07:28,080 --> 00:07:29,760
‫گوش کنین

111
00:07:29,840 --> 00:07:33,440
‫نظم طبیعی روزهای پیش رو...

112
00:07:33,520 --> 00:07:37,240
‫عوض شده و جهت مثبتی گرفته
‫و تا یه حد هم منفی میشه

113
00:07:37,320 --> 00:07:38,360
‫مثل آدم بگو

114
00:07:38,440 --> 00:07:41,480
‫دوشس پورتلند فردا با اولین مد
‫راه می‌افته و میره

115
00:07:41,560 --> 00:07:43,480
‫اصلا وقت کافی برای درست
‫کردن نمونه قلابی‌شو نداریم

116
00:07:43,560 --> 00:07:47,040
‫متاسفانه، این یعنی باید بشکه
‫رو امشب به اسکله برگردونیم...

117
00:07:47,120 --> 00:07:48,680
‫قبل از اینکه متوجه نبودش بشن

118
00:07:48,760 --> 00:07:51,960
‫- نه، از ترس جا نمی‌زنیم. در مسیر می‌مونیم
‫- لو میری

119
00:07:52,040 --> 00:07:54,200
‫اگه ما رو دار بزنن که
‫نمیشه دوباره دزدی کرد

120
00:07:54,280 --> 00:07:55,560
‫اینو برنمی‌گردونیم

121
00:07:55,640 --> 00:07:58,160
‫می‌خواستی برگردم اینجا.
‫حالا اینجام، برگشتم

122
00:07:59,720 --> 00:08:01,200
‫می‌تونی در سردخونه روش کار کنی

123
00:08:01,280 --> 00:08:03,640
‫از همین الان بوی گندش اینجا رو برداشته

124
00:08:07,600 --> 00:08:09,800
‫داج!

125
00:08:09,880 --> 00:08:12,560
‫یادته وقتی بچه بودی
‫همیشه چی بهت می‌گفتم؟

126
00:08:12,640 --> 00:08:16,040
‫یه جیب‌بر باید بدونه
‫کی کنار بکشه

127
00:08:16,120 --> 00:08:18,160
‫و همیشه مجبور بودی خطرناکش کنی...

128
00:08:18,240 --> 00:08:20,400
‫و گاهی مجبور بودم ظرافت به خرج بدم...

129
00:08:20,480 --> 00:08:22,760
‫و تو از پرتگاه فاجعه بکشم کنار

130
00:08:22,840 --> 00:08:24,600
‫خب، حالا یکی از اون موارده

131
00:08:24,680 --> 00:08:27,440
‫می‌تونی سرت به کار خود باشه

132
00:08:28,560 --> 00:08:30,480
‫یه بُرد می‌خوام

133
00:08:37,200 --> 00:08:40,200
‫از وقتی دکتر داکینز شام‌مونو خراب کرد
‫زانوی غم بغل گرفتی

134
00:08:40,280 --> 00:08:41,800
‫زود باش، پاشو!

135
00:08:43,280 --> 00:08:45,840
‫همین الان بکشش پایین. فوری

136
00:08:45,920 --> 00:08:48,080
‫نه، از این خبرها نیست

137
00:08:48,160 --> 00:08:50,680
‫- حالت بهتر شده؟
‫- بله، کاملا درمان شدم

138
00:08:50,760 --> 00:08:53,240
‫- پرده‌ها رو بکش
‫- یه هدیه دارم تا روحیه‌تو ببرم بالا

139
00:08:53,320 --> 00:08:54,840
‫- یه گیوتین؟
‫- بهتر

140
00:08:54,920 --> 00:08:57,000
‫یه نقاشی که با این
‫دستها کشیدمش

141
00:09:01,240 --> 00:09:02,360
‫داستان ماست

142
00:09:02,440 --> 00:09:05,240
‫سفرمون به اینجا، خونه، کانگورو

143
00:09:06,120 --> 00:09:08,560
‫- اینا چین؟
‫- شاخه‌های درخت

144
00:09:08,640 --> 00:09:12,760
‫مدام اینا رو توی خواب‌هام می‌بینم.
‫یه جورایی جذب‌شون شدم

145
00:09:14,360 --> 00:09:15,760
‫خب، داستانی از ما وجود نداره

146
00:09:15,840 --> 00:09:19,640
‫فنی، همونقدر که در جامعه لندن
‫زندانی بودیم این هم هستیم

147
00:09:20,920 --> 00:09:23,720
‫دکتر اسنید اومدن شما رو ببینن

148
00:09:23,800 --> 00:09:27,440
‫نه، خواهر شما رو.
‫دوست داره شما رو به تیراندازی ببره

149
00:09:29,080 --> 00:09:33,200
‫یه دنیای بی‌پایان از
‫مهمونی‌های شام مسخره و بیخوده...

150
00:09:33,280 --> 00:09:35,920
‫مردها تمام شب پز میدن
‫و وانمود می‌کنن...

151
00:09:36,000 --> 00:09:37,920
‫برخلاف این همه شواهد، از ما باهوشترن

152
00:09:38,000 --> 00:09:40,600
‫هستن. برای همین قدرت دست اوناست

153
00:09:40,680 --> 00:09:45,640
‫باشه. و تمام روز خونه بمون،
‫و اون درخت‌های خیلی زشت رو نقاشی کن

154
00:09:52,000 --> 00:09:55,480
‫مطمئنم که از گفتن اون
‫حرفها قصدی نداشت، فنی

155
00:09:55,560 --> 00:09:57,360
‫حالش خوب نیست، عزیزم

156
00:09:57,440 --> 00:09:59,760
‫میشه لطفا پرده‌ها رو بکشی؟

157
00:10:03,080 --> 00:10:07,120
‫- آفرین. یه بار دیگه به هدف زدی
‫- یکی از استعدادهای بسیارمه

158
00:10:08,160 --> 00:10:09,720
‫بیا، بذار نشونت بدم

159
00:10:09,800 --> 00:10:12,920
‫متاسفانه علاقه چندانی به
‫تیراندازی به اینا ندارم

160
00:10:13,000 --> 00:10:14,040
‫اصلا اینطور نیست

161
00:10:14,120 --> 00:10:16,080
‫مرد امروزی هستم که اتفاقا فکر می‌کنم...

162
00:10:16,160 --> 00:10:19,720
‫تیراندازی برای زنها هم
‫یه مهارت ضروریه. بیا

163
00:10:23,720 --> 00:10:26,160
‫- خوبه
‫- بله، ممنونم

164
00:10:26,240 --> 00:10:28,320
‫چخماق رو بکش عقب

165
00:10:28,400 --> 00:10:33,160
‫با یه چشم بشکه رو از روی
‫مگسک هدف بگیر و خیلی آروم...

166
00:10:34,880 --> 00:10:36,560
‫خیلی...

167
00:10:40,120 --> 00:10:41,760
‫ممنونم

168
00:10:41,840 --> 00:10:44,800
‫- خیلی هیجان‌انگیز بود
‫- بله

169
00:10:47,640 --> 00:10:50,000
‫شنیدم مدام اصرار داری منو ببینی

170
00:10:52,960 --> 00:10:54,240
‫دوست عزیزم...

171
00:10:54,320 --> 00:10:59,240
‫درست نیست مردی با جایگاه
‫من چنین رفتاری باهاش بشه

172
00:10:59,320 --> 00:11:00,440
‫ولی بازم اینجاییم

173
00:11:00,520 --> 00:11:04,400
‫قربانی فاحش‌ترین سو تفاهم شدم

174
00:11:04,480 --> 00:11:05,960
‫لطفا بیشتر توضیح بده

175
00:11:06,040 --> 00:11:11,160
‫چیزی که هفته‌ها پیش شاهد بودی
‫اونطور که به نظر میاد نیست

176
00:11:11,240 --> 00:11:15,360
‫از طرف تو داشتم نقش
‫یه واسطه رو بازی می‌کردم

177
00:11:15,440 --> 00:11:22,400
‫لوسین، در تلاش برای محافظت از
‫شهرت بی‌آلایش همسر شما بودم

178
00:11:22,480 --> 00:11:24,400
‫با منتقل کردن شپش بهش یعنی؟

179
00:11:24,480 --> 00:11:26,600
‫نه! بیماریش...

180
00:11:26,680 --> 00:11:31,600
‫در نتیجه شستشوی ناکافی
‫یه ندیمه آلوده بود

181
00:11:32,240 --> 00:11:36,400
‫وقتی ما رو پیدا کردی،
‫داشتم با عجله به بیمارستان می‌بردمش

182
00:11:36,480 --> 00:11:40,280
‫پس یعنی بهت مدیونم.
‫و حقوق دزدیده شده سربازها چی؟

183
00:11:40,360 --> 00:11:43,880
‫در مقابل خدا و تمام مقدسات قسم می‌خورم...

184
00:11:43,960 --> 00:11:46,600
‫اصلا نمی‌دونم چطوری سر
‫از گاری ما دراورد

185
00:11:46,680 --> 00:11:49,080
‫من می‌دونم. برات پاپوش دوختن

186
00:11:49,160 --> 00:11:52,480
‫در واقع فکر کنم بدونم کی مسئولشه

187
00:11:53,400 --> 00:11:55,640
‫پس، حرفمو باور می‌کنی؟

188
00:11:55,720 --> 00:11:57,320
‫بله. حتما

189
00:11:58,560 --> 00:12:01,640
‫کار اون جراح جوان و عموی منفورش بوده

190
00:12:01,720 --> 00:12:05,920
‫زیاد طولی نمی‌کشه که موقع خلاف کردن
‫مچ اونا رو بگیرم و اونا هم به دار آویخته بشن

191
00:12:09,000 --> 00:12:10,040
‫اونا هم؟

192
00:12:11,000 --> 00:12:13,920
‫خب، مگه اینکه بتونی توضیح بدی...

193
00:12:14,000 --> 00:12:19,120
‫چطور تو هم دقیقا مثل همسرم
‫به شپش مبتلا شدی...

194
00:12:19,200 --> 00:12:24,120
‫با هر جرمی که دلم بخواد و به فکرم برسه
‫سر از چوبه دار درمیاری

195
00:12:28,440 --> 00:12:30,960
‫- لندن نیست، مگه نه؟
‫- خدا رو شکر که نیست

196
00:12:31,040 --> 00:12:33,400
‫بازم یه جا با کلی موقعیته...

197
00:12:33,480 --> 00:12:37,720
‫جایی که آدمی با انگیزه و جاه‌طلبی می‌تونه
‫شغل خیلی خوبی برای خودش دست و پا کنه

198
00:12:37,800 --> 00:12:40,360
‫- آره، البته این آدم باید مرد باشه
‫- البته

199
00:12:41,200 --> 00:12:44,520
‫ولی از طرفی، برای کسی که
‫همراهیش با...

200
00:12:44,600 --> 00:12:47,640
‫میشه طرف ساده حرف بزن؟
‫کلمات بسیار مناسبی برای این منظور داریم

201
00:12:49,560 --> 00:12:52,120
‫چیزی نمونده ثروت بسیار زیادی به دستم برسه

202
00:12:52,200 --> 00:12:54,960
‫برادرم، جناب جیمز اسنید محترم...

203
00:12:55,040 --> 00:12:57,160
‫در جزایر اسپایس مجوز گرفته...

204
00:12:57,240 --> 00:12:59,600
‫و با عاشق و علاقه زیاد...

205
00:12:59,680 --> 00:13:02,600
‫بهم اجازه داد ده درصد از
‫تجارت جوز هندیش رو داشته باشم

206
00:13:04,000 --> 00:13:07,040
‫یه جراحی. جوز هندی به چه دردی می‌خوره؟

207
00:13:07,120 --> 00:13:09,440
‫بل عزیزم، از ارزشش خبری نداری؟

208
00:13:09,520 --> 00:13:10,560
‫چقدر جالب

209
00:13:10,640 --> 00:13:13,840
‫یه شیشه بزرگ از جوز هندی به اندازه
‫یه خونه در میفر ارزش داره

210
00:13:15,600 --> 00:13:20,200
‫ولی قطعا جراح بودن هیجان‌انگیزترین
‫کار در دنیاست

211
00:13:20,280 --> 00:13:23,280
‫درمان آدم‌ها و اهمیت دادن بهشون

212
00:13:23,360 --> 00:13:25,760
‫حاضرم هر چیزی بدم تا
‫چنین حرفه‌ای داشته باشم

213
00:13:25,840 --> 00:13:27,800
‫گمونم مشکلی نداره

214
00:13:27,880 --> 00:13:33,440
‫ولی حالا که با بازنشستگی استاد
‫جراح ارشد میشم...

215
00:13:33,520 --> 00:13:38,760
‫در یه موقعیتی هستم که
‫پیشنهاد همراهی رو...

216
00:13:39,840 --> 00:13:43,680
‫به یه زن بدم تا زندگی آروم
‫و امنی رو براش فراهم کنم

217
00:13:43,760 --> 00:13:45,040
‫خدای من، لطفا نکن

218
00:13:45,120 --> 00:13:47,440
‫بل، تا وقتی که برادرم اینو
‫بهم پیشنهاد نداده بود...

219
00:13:47,520 --> 00:13:50,120
‫حس نمی‌کردم موقعیتم برای
‫راحت حرف زدن خوب باشه...

220
00:13:50,200 --> 00:13:53,480
‫ولی حالا، با فروتنی ازت
‫درخواست ازدواج می‌کنم

221
00:13:53,560 --> 00:13:54,600
‫چرا؟

222
00:13:55,240 --> 00:13:56,720
‫ولی باید بدونی چه حسی دارم؟

223
00:13:56,800 --> 00:13:59,480
‫نه، اصلا ازش خبر ندارم

224
00:13:59,600 --> 00:14:04,080
‫اسنید، سالها تو رو یه دوست
‫و همراه می‌دونستم

225
00:14:04,160 --> 00:14:06,840
‫هرگز حسم از این عمیقتر نشده

226
00:14:06,920 --> 00:14:10,600
‫عاشق من که نیستی، نه؟

227
00:14:10,680 --> 00:14:12,720
‫عشق با آروم گرفتن و همراهی کردن
‫شکل می‌گیره

228
00:14:13,360 --> 00:14:16,400
‫باید ببینی خونواده‌هامون و موقعیت
‫من باعث میشه این ازدواج بی‌نقص باشه.

229
00:14:22,920 --> 00:14:27,560
‫هنوز حلقه نیست، ولی برای خودش
‫بسیار باارزشه

230
00:14:28,520 --> 00:14:29,800
‫جوز هندی

231
00:14:30,760 --> 00:14:33,280
‫بله، بوی ناخوشایندی نداره

232
00:14:33,360 --> 00:14:36,120
‫پس میشه بهم اجازه بدی تا
‫برم با پدرت حرف بزنم؟

233
00:14:40,200 --> 00:14:45,680
‫خب، آدم به زمان نیاز داره تا
‫پیشنهاد یکی دیگه رو...

234
00:14:47,320 --> 00:14:49,320
‫خوب در نظر بگیره

235
00:14:59,600 --> 00:15:01,160
‫نه، درست نیست

236
00:15:01,240 --> 00:15:04,840
‫شاهبو باید غلیظ‌تر بشه، سفت‌تر بشه.
‫چی رو امتحان کردیم؟

237
00:15:04,920 --> 00:15:08,600
‫یه جعبه صدف، بیضه‌های گوسفند...

238
00:15:08,680 --> 00:15:12,520
‫یه کم جلبک، لاشه خرچنگ،
‫و کبد ساموئل دین

239
00:15:12,600 --> 00:15:15,880
‫هر شکارچی نهنگی که کارش
‫خوب باشه می‌فهمه این قلابی ه

240
00:15:15,960 --> 00:15:17,160
‫باید غلیظ‌تر بشه

241
00:15:17,800 --> 00:15:19,560
‫داج، داج، بیا اینجا

242
00:15:22,680 --> 00:15:26,160
‫گوش کن، منم به اندازه بقیه مضطربم

243
00:15:26,240 --> 00:15:29,120
‫بیشتر از هر چیزی از
‫خوب جلو رفتن دزدی خوشم میاد...

244
00:15:29,200 --> 00:15:31,280
‫آدم چشم‌هاش برق می‌افته

245
00:15:31,360 --> 00:15:32,760
‫ولی اگه نتونیم این...

246
00:15:32,840 --> 00:15:35,600
‫تا مد امروز عصر درست کنیم،
‫می‌افتن دنبالمون

247
00:15:36,720 --> 00:15:39,840
‫به هر حال دنبالمون هستن.
‫به محض اینکه دهن‌مونو باز کنیم...

248
00:15:39,920 --> 00:15:44,040
‫به محض اینکه بفهمن نمی‌تونیم
‫مزخرفات لاتین رو بخونیم

249
00:15:44,120 --> 00:15:46,040
‫حتی حق نداریم سر میز اونا بشینیم

250
00:15:46,120 --> 00:15:48,080
‫چه ربطی به بقیه چیزها داره؟

251
00:15:48,160 --> 00:15:52,200
‫ببین، باکلاس‌ها هیچوقت ما رو نمی‌پذیرن
‫و ما هم هیچوقت اونا رو

252
00:15:52,280 --> 00:15:53,560
‫یه وضعیت انسانیه

253
00:15:53,640 --> 00:15:55,240
‫ولی ما رو به دار زدن نکشون...

254
00:15:55,320 --> 00:15:58,280
‫چون بهت برخورده که
‫آدم حسابت نمی‌کنن

255
00:16:00,640 --> 00:16:03,800
‫به جهنم، پس.
‫حتی تحمل بوی اون ماده رو ندارم

256
00:16:03,880 --> 00:16:07,480
‫بیخیال! بدتر از بوی رود تیمز
‫موقع جزر نیست

257
00:16:10,280 --> 00:16:13,640
‫ببین، آلتم همه جور منو اذیت می‌کنه...

258
00:16:13,720 --> 00:16:16,360
‫امشب راه می‌افتیم

259
00:16:16,440 --> 00:16:19,320
‫آبله معمولی گرفتی...

260
00:16:19,400 --> 00:16:24,200
‫و می‌خوام این وزنه رو
‫به انتهای آلتت آویزون کنی...

261
00:16:24,280 --> 00:16:27,440
‫تا اینطوری چرک ازش خارج بشه

262
00:16:27,520 --> 00:16:32,960
‫بعدش با جیوه و آرسنیک
‫تا آخر سفر بشورش

263
00:16:33,080 --> 00:16:34,720
‫بعدی

264
00:16:36,600 --> 00:16:38,160
‫سرت چی شده، ملوان؟

265
00:16:38,240 --> 00:16:40,920
‫جهت‌یابم. چشم‌هامه

266
00:16:41,000 --> 00:16:43,640
‫درسته. بکش پایین.
‫هر روز دو تا از این قرص‌ها بخور

267
00:16:43,720 --> 00:16:46,920
‫وقتی بادبان جلویی دوشس پورتلند
‫در توفان ساحل شمالی شکست...

268
00:16:47,000 --> 00:16:49,000
‫بهم ضربه خورد

269
00:16:49,080 --> 00:16:50,320
‫درسته

270
00:16:50,520 --> 00:16:51,760
‫ممنونم

271
00:16:51,880 --> 00:16:54,080
‫- بعدی.
‫- داجر، با اینکه اینجا سرت شلوغه...

272
00:16:54,160 --> 00:16:56,600
‫لحظه خوبیه که اون بشکه
‫رو به سمت کشتی ببریم

273
00:16:56,680 --> 00:16:58,240
‫بله، باشه. ببرش

274
00:17:03,440 --> 00:17:05,720
‫باید پرتقال بخوری.
‫داری بیماری اسکروی می‌گیری

275
00:17:06,320 --> 00:17:07,760
‫غلش بدیم ببریمش، رفقا

276
00:17:17,040 --> 00:17:19,800
‫بهم رسیدگی کنین، قربان.
‫کاری از دست شما برنمیاد؟

277
00:17:19,880 --> 00:17:21,360
‫زندگیم بهش وابسته‌س

278
00:17:21,440 --> 00:17:23,880
‫اگه شما دکترها نتونین خوبم کنین...

279
00:17:23,960 --> 00:17:26,360
‫ناخدا چاره‌ای نداره به جز اینکه
‫یه جهت‌یاب دیگه رو بیاره

280
00:17:26,440 --> 00:17:28,800
‫متاسفم. نمیشه هیچ کاریش کرد

281
00:17:28,880 --> 00:17:30,080
‫باید یه عصا بخری

282
00:17:36,880 --> 00:17:40,760
‫هی، گورکن چی رو داره می‌بره؟

283
00:17:40,840 --> 00:17:45,280
‫اندام‌های ساموئل دین، قربان.
‫همون آقای گنده

284
00:17:45,360 --> 00:17:47,840
‫به ظاهر در زندگی خیلی بوگندو بوده

285
00:17:59,640 --> 00:18:04,520
‫- قربان! میشه حرف بزنم.
‫- الان نه

286
00:18:04,600 --> 00:18:09,000
‫الان حرفهای غم‌انگیزی که
‫با جراح داشتی رو شنیدم...

287
00:18:09,080 --> 00:18:13,280
‫و با اینکه زیاد احساساتی نیستم،
‫خیلی ناراحت شدم

288
00:18:13,360 --> 00:18:15,400
‫پس می‌دونی چرا نمی‌خوام حرف بزنم

289
00:18:15,480 --> 00:18:17,760
‫ازت می‌خوام امیدت رو از دست ندی

290
00:18:17,840 --> 00:18:19,880
‫باید با یه جراح دیگه حرف بزنی

291
00:18:19,960 --> 00:18:23,200
‫خیلی واردتره، و صدها بار
‫این عمل رو انجام داده

292
00:18:23,280 --> 00:18:25,800
‫شاید ۲۰۰ بار و موفقیت چشمگیری داشته

293
00:18:25,880 --> 00:18:31,200
‫این یعنی یه تاخیر کوچیک در
‫راه افتادن دوشس پورتلند...

294
00:18:31,280 --> 00:18:32,840
‫اگه جدی بگی...

295
00:18:34,600 --> 00:18:37,880
‫ناخدا زیاد قاطع نیست، شاید
‫بتونم راضیش کنم لازمه بمونه

296
00:18:39,120 --> 00:18:40,960
‫کی می‌تونم این جراح رو ببینم؟

297
00:18:41,040 --> 00:18:44,080
‫بسپارش به من، باشه؟ صبر کن

298
00:18:44,160 --> 00:18:47,680
‫پسرها برگردین، برش گردونین. زود باشین.
‫زود باشین، برگردین

299
00:19:04,800 --> 00:19:08,440
‫باید دستت لرزش نداشته باشه. خب، گوش کن

300
00:19:08,520 --> 00:19:15,200
‫میگن آدم نمی‌تونه جزر و مد
‫رو تغییر بده، ولی من، نوربرت فگین...

301
00:19:15,280 --> 00:19:18,680
‫تونستم راه افتادن دوشس پورتلند رو...

302
00:19:18,760 --> 00:19:21,480
‫- سه روز عقب بندازم.
‫- چطوری؟

303
00:19:23,960 --> 00:19:26,840
‫- چه بلایی سرمون اوردی؟
‫- هیچی

304
00:19:26,920 --> 00:19:30,400
‫فقط باید یه عمل
‫بسیار کوچیک انجام بدی

305
00:19:40,120 --> 00:19:41,880
‫متاسفم، نمی‌تونم کمکت کنم

306
00:19:47,680 --> 00:19:49,720
‫طرف کاملا کور شده

307
00:19:49,800 --> 00:19:51,960
‫حتی نمی‌تونه یه دست
‫رو جلوی صورتش ببینه

308
00:19:52,040 --> 00:19:54,400
‫ولی از گوش راستش
‫خیلی خوب می‌تونه ببینه

309
00:19:54,480 --> 00:19:57,480
‫فکر کردم همینو می‌خواستی.
‫متوجه زیباییش نیستی؟

310
00:19:57,560 --> 00:19:59,000
‫برامون زمان می‌خره

311
00:19:59,080 --> 00:20:01,200
‫بهش گفتی چند بار این جراحی رو کردم؟

312
00:20:01,280 --> 00:20:04,840
‫یه بار. دروغ گفتم، دو بار

313
00:20:04,920 --> 00:20:08,480
‫هیچ می‌دونی این
‫عمل چقدر سخت و دقیقه؟

314
00:20:08,560 --> 00:20:11,240
‫- نه
‫- اگه تکون بخوره، کورش می‌کنم

315
00:20:11,320 --> 00:20:14,200
‫باید بیشتر به هنرمند بودنت
‫ایمان داشته باشی

316
00:20:14,320 --> 00:20:16,280
‫این فراتر از مهارت منه

317
00:20:17,840 --> 00:20:20,720
‫هیچی فراتر از مهارت داجر نیست

318
00:20:21,720 --> 00:20:25,760
‫برگشتیم سر خونه اول، رفقا.
‫داجر دلسرد شده

319
00:20:37,520 --> 00:20:39,680
‫می‌خوام بدونم چرا داشتی
‫بیمار منو معاینه می‌کردی

320
00:20:39,760 --> 00:20:43,120
‫خیلی براش روشن کردم که
‫وضعیتش قابل جراحی نیست

321
00:20:43,200 --> 00:20:44,960
‫می‌خواست نظر یکی دیگه رو هم بپرسه

322
00:20:45,040 --> 00:20:46,840
‫از تو؟ لطفا

323
00:20:47,920 --> 00:20:52,640
‫تو بودی نظر یکی دیگه رو نمی‌خواستی،
‫اگه یه دکتر پرمدعا، عوضی باکلاس...

324
00:20:52,720 --> 00:20:55,600
‫که سطح دانشش از پزشکی
‫معمولیه بهت گفته بود کارت تمومه؟

325
00:20:55,680 --> 00:20:57,960
‫دیگه هیچوقت سر مسائل
‫پزشکی با من درنیافت، داکینز

326
00:20:58,040 --> 00:21:01,400
‫نمی‌دونم در این بخش از
‫شهر تو اوضاع چطوریه...

327
00:21:01,480 --> 00:21:03,080
‫ولی اینجا اینطوری کار نمی‌کنیم

328
00:21:04,360 --> 00:21:06,040
‫اون مرد رو عمل نمی‌کنی

329
00:21:09,000 --> 00:21:10,720
‫و اگه بفهمم اون بوی گند...

330
00:21:10,800 --> 00:21:13,440
‫ربطی به تو یا دوست‌های
‫بی‌سوادت داره...

331
00:21:13,520 --> 00:21:15,280
‫ترتیبی میدم حسابی تنبیه بشین

332
00:21:15,360 --> 00:21:17,040
‫خیلی عجیبه چون، ببین...

333
00:21:17,120 --> 00:21:19,760
‫همه فکر می‌کردیم که
‫بوی بد از تو میاد

334
00:21:29,920 --> 00:21:32,680
‫باشه، انجامش میدم

335
00:21:35,200 --> 00:21:38,320
‫برگردین داخل، رفقا

336
00:21:38,400 --> 00:21:41,200
‫گربه رو ببرین توی سردخونه. درست شد

337
00:21:49,000 --> 00:21:50,560
‫گرسنه نیستم، فنی

338
00:21:51,600 --> 00:21:53,400
‫ببین، یه نقاشی دیگه برات کشیدم

339
00:21:54,000 --> 00:21:56,280
‫ممنونم. سرد می‌خورمش

340
00:22:08,000 --> 00:22:09,200
‫سلام

341
00:22:10,760 --> 00:22:13,280
‫- کاملا عقلتو از دست دادی؟
‫- احتمالش زیاده

342
00:22:14,680 --> 00:22:18,360
‫اگه اومدی از رفتارت در هفته‌ها
‫پیش عذرخواهی کنی...

343
00:22:18,440 --> 00:22:20,640
‫باید به طور رسمی و
‫در زمان مناسب انجامش بدی

344
00:22:20,720 --> 00:22:23,120
‫اون موقع بهش فکر می‌کنم
‫قبولش کنم یا نه. لطفا برو

345
00:22:23,200 --> 00:22:24,800
‫از جراحی دوبینی چی می‌دونی؟

346
00:22:24,920 --> 00:22:27,080
‫یه خلافکار چرا باید
‫چنین چیزی رو بدونه؟

347
00:22:27,160 --> 00:22:30,040
‫- نمی‌دونی چیه؟
‫- موقعی که چشم جابه‌جا میشه دوبینی بوجود میاد

348
00:22:30,120 --> 00:22:31,320
‫دیدی؟ می‌دونستم می‌دونی

349
00:22:31,400 --> 00:22:34,080
‫یه موقع یه کتاب پزشکی نداری که...

350
00:22:34,160 --> 00:22:35,440
‫چرا. همینجا بمون

351
00:22:35,520 --> 00:22:38,680
‫راستش، نه.
‫بیا، اینجا کلی چیز باارزش دارم

352
00:22:38,760 --> 00:22:40,000
‫این سوپ رو می‌خوری؟

353
00:22:42,120 --> 00:22:43,160
‫نه، به ظاهر نه

354
00:22:44,520 --> 00:22:45,720
‫تو چی رو بغل کردی؟

355
00:22:46,560 --> 00:22:47,760
‫به ظاهر یه درخته

356
00:22:51,560 --> 00:22:53,320
‫از اینطرف

357
00:23:19,280 --> 00:23:24,000
‫اولین بار در ۱۸۳۰ توسط
‫یکی به اسم جان هومر دیکس انجام شده

358
00:23:24,080 --> 00:23:26,160
‫جراح فقط به سه ابزار نیاز داره...

359
00:23:26,240 --> 00:23:30,440
‫یه قلاب تیز برای اینکه پرده چشم رو برداری،
‫یه سوزن خم برای جدا کردن تاندون...

360
00:23:30,520 --> 00:23:32,480
‫و قیچی برای باز کردن پرده چشم

361
00:23:32,560 --> 00:23:34,000
‫عکس. عکس لازم دارم

362
00:23:34,080 --> 00:23:37,000
‫بله. اینجاست

363
00:23:41,480 --> 00:23:43,720
‫خیلی خطرناکه

364
00:23:43,800 --> 00:23:46,080
‫آره، ولی عاشقشی، نه؟

365
00:23:48,680 --> 00:23:49,720
‫می‌تونی انجامش بدی؟

366
00:23:51,240 --> 00:23:53,240
‫بله

367
00:23:55,040 --> 00:23:56,560
‫شاید

368
00:24:01,400 --> 00:24:05,440
‫برای هر دوی ما مهمه
‫چیزی که اتفاق افتاده رو روشن کنیم

369
00:24:07,000 --> 00:24:11,080
‫قبول دارم که اون موقع حرفهایی زدم
‫که الان ازشون پشیمونم

370
00:24:11,160 --> 00:24:12,880
‫و به همون اندازه مطمئنم
‫حرفهایی زدی...

371
00:24:12,960 --> 00:24:15,200
‫که الان، موقعی که سرد شدی
‫آرزو می‌کنی...

372
00:24:15,920 --> 00:24:17,640
‫حالت بهتر شده، خواهر؟

373
00:24:17,720 --> 00:24:18,960
‫بله، خوبم

374
00:24:19,040 --> 00:24:21,240
‫می‌بینی، غذا می‌خوری
‫و دوباره خوب شدی

375
00:24:21,800 --> 00:24:24,520
‫ماه گذشته هشت تا حمله داشتی.
‫اونا رو می‌شمارم

376
00:24:24,600 --> 00:24:26,560
‫خوبم. برو بخواب

377
00:24:36,520 --> 00:24:38,320
‫خب، اون بوی وحشتناک چیه؟

378
00:24:39,880 --> 00:24:40,760
‫فگین

379
00:24:40,960 --> 00:24:43,080
‫بوی شاهبوی میاد

380
00:24:43,160 --> 00:24:44,440
‫بوی چی؟

381
00:24:45,040 --> 00:24:46,120
‫صبر می‌کنی؟

382
00:24:47,120 --> 00:24:49,840
‫می‌خوای ازم عذرخواهی کنی یا نه؟

383
00:24:49,920 --> 00:24:51,600
‫نه. برای چی؟

384
00:24:51,680 --> 00:24:53,640
‫برای طوری که باهام حرف زدی

385
00:24:57,720 --> 00:24:58,800
‫درد داشتم

386
00:25:00,480 --> 00:25:03,520
‫و ببخشید اگه گستاخانه باهات حرف زدم

387
00:25:04,800 --> 00:25:07,800
‫ولی نمی‌دونم چطوری با زنها حرف بزنم.
‫هیچوقت نیاز نبوده بدونم

388
00:25:07,880 --> 00:25:10,960
‫منم به طور مشابه کم پیش اومده
‫به حرفهای یه مرد علاقه داشته باشم

389
00:25:12,360 --> 00:25:13,440
‫و تو رو می‌بخشم

390
00:25:15,040 --> 00:25:16,240
‫خوبه

391
00:25:16,320 --> 00:25:19,440
‫منو دیگه به مهمونی‌های
‫شام احمقانه دعوت نکن

392
00:25:19,520 --> 00:25:20,880
‫آدم‌های مثل تو هرگز منو نمی‌پذیرن

393
00:25:20,960 --> 00:25:25,280
‫چرا باید بخوای تو رو بپذیرن؟
‫هیچ نمی‌دونی چقدر خسته‌کننده‌ایم

394
00:25:27,200 --> 00:25:28,600
‫همه‌تون نه

395
00:25:36,000 --> 00:25:37,120
‫بفرمایین، قربان

396
00:25:45,560 --> 00:25:47,840
‫میشه لطفا برای من
‫چشم راستت رو بپوشونی؟

397
00:25:50,760 --> 00:25:52,680
‫حالا چند تا انگشت می‌بینی؟

398
00:25:53,680 --> 00:25:54,720
‫دو تا؟

399
00:25:55,640 --> 00:25:56,680
‫دستت رو بیار پایین

400
00:25:58,480 --> 00:25:59,640
‫حالا چند تا؟

401
00:26:00,720 --> 00:26:01,760
‫چهار تا

402
00:26:04,320 --> 00:26:07,200
‫می‌دونی که در چشم راستت
‫تقریبا هیچ دیدی نداری، نه؟

403
00:26:08,400 --> 00:26:11,600
‫بیشتر اشکال رو می‌بینم،
‫چشم چپم تنها چشم سالم بود

404
00:26:13,440 --> 00:26:15,320
‫بگو چرا دوست داری ملوان باشی

405
00:26:15,400 --> 00:26:18,480
‫با کمال احترام، خانم، یه ملوان
‫معمولی نیستم، جهت‌یابم

406
00:26:20,400 --> 00:26:22,360
‫وقتی ۱۲ سالم بود به دریا رفتم...

407
00:26:22,440 --> 00:26:25,200
‫روی صد تا کشتی کار کردم،
‫بیشترشون وحشتناکن

408
00:26:25,280 --> 00:26:27,320
‫ولی یاد گرفتم، خانم

409
00:26:27,400 --> 00:26:30,720
‫هر چیزی که برای یاد گرفتن بود،
‫در مورد اقیانوس‌ها...

410
00:26:30,840 --> 00:26:34,960
‫جریان‌ها، بادها و ستارگان

411
00:26:36,640 --> 00:26:38,520
‫هیچ نمی‌دونین چه حسی داره...

412
00:26:38,600 --> 00:26:40,840
‫وقتی اونایی که اطرافت هستن
‫بخت‌شونو به تو می‌سپارن

413
00:26:43,720 --> 00:26:48,200
‫باید بدونی که همکارم
‫به دروغ گفتن اعتیاد داره

414
00:26:48,280 --> 00:26:50,800
‫و نه تنها تا حالا این
‫جراحی رو انجام ندادم...

415
00:26:50,880 --> 00:26:53,000
‫بلکه هیچکس در این کشور
‫این کار رو نکرده

416
00:26:54,160 --> 00:26:55,320
‫متوجهم

417
00:26:57,200 --> 00:26:59,040
‫اینو می‌تونم بهت بگم...

418
00:26:59,120 --> 00:27:02,640
‫وضعیت چشم راستت با گذر
‫زمان فقط بدتر میشه...

419
00:27:02,720 --> 00:27:05,840
‫تا حدی که شاید دیگه
‫هیچوقت نبینی

420
00:27:05,920 --> 00:27:09,400
‫خب، اگه امتحان بکنیم
‫و همینجا شکست بخوریم...

421
00:27:09,480 --> 00:27:11,600
‫دید هر دو چشمت رو از دست میدی

422
00:27:11,680 --> 00:27:15,000
‫اگرچه، شانس بیاریم و موفق بشیم...

423
00:27:17,600 --> 00:27:19,640
‫شاید بتونی دوباره جهت‌یابی کنی

424
00:27:23,800 --> 00:27:25,240
‫خب، منتظر چی هستی؟

425
00:27:30,360 --> 00:27:31,440
‫بسیار خب

426
00:27:31,520 --> 00:27:34,400
‫لطفا تا جایی که می‌تونی
‫سفت به میز ببندش

427
00:27:38,000 --> 00:27:41,640
‫در این مورد به کمکت نیاز دارم، بل.
‫میشه قلاب رو لطفا بهم بدی؟

428
00:27:47,960 --> 00:27:49,960
‫ممنونم

429
00:27:55,400 --> 00:27:56,520
‫خودشه. خوبه

430
00:28:02,880 --> 00:28:04,560
‫حالا اینو محکم بگیر

431
00:28:08,360 --> 00:28:09,480
‫تکون نخور

432
00:28:22,280 --> 00:28:23,680
‫فکر می‌کنی جواب داده؟

433
00:28:26,280 --> 00:28:28,680
‫تا وقتی که پانسمان رو برنداریم نمی‌فهمیم

434
00:28:34,000 --> 00:28:38,400
‫در خانه دولت، شنیدم خواهرت
‫میگه این هشتمین حمله‌ت بوده

435
00:28:38,480 --> 00:28:40,400
‫منظورش از این حرف چی بود؟

436
00:28:40,480 --> 00:28:41,760
‫خیالاتی میشه

437
00:28:45,680 --> 00:28:47,280
‫حرفی که جهت‌یاب زد...

438
00:28:49,320 --> 00:28:50,960
‫به نظرت حقیقت داشت؟

439
00:28:51,040 --> 00:28:54,960
‫بزرگترین روز زندگیم بود وقتی
‫ترفیع گرفتم و ستوان دو شدم

440
00:28:56,400 --> 00:28:58,400
‫حتی تخت خودمو بهم دادن

441
00:28:59,840 --> 00:29:01,960
‫تا حالا برای خودم تخت نداشتم

442
00:29:03,400 --> 00:29:04,840
‫و اتاق خودم

443
00:29:07,320 --> 00:29:09,400
‫حتما بودن در دریا باید خیلی عالی باشه

444
00:29:12,840 --> 00:29:14,400
‫سفر دور دنیا

445
00:29:18,160 --> 00:29:19,800
‫بود

446
00:29:19,880 --> 00:29:23,960
‫بهترین و بدترین دوران بود

447
00:29:27,800 --> 00:29:30,760
‫همه چور چیزی دیدم که
‫فکر نمی‌کردم اصلا ممکن باشه

448
00:29:33,480 --> 00:29:38,000
‫حیوانات وحشی و جشن‌ها

449
00:29:38,080 --> 00:29:42,720
‫در هنگ کنگ، یه اژدهای کاغذی
‫عظیم رو دیدم که ۵۰ نفر زیرش بودن...

450
00:29:42,800 --> 00:29:47,640
‫و وقتی حرکت می‌کردن،
‫این اژدها انگار می‌رقصیدو آتیش بیرون می‌داد

451
00:29:47,720 --> 00:29:50,400
‫خیلی معرکه بود

452
00:30:15,680 --> 00:30:17,280
‫داکینز شیطانی کجاست؟

453
00:30:20,240 --> 00:30:22,240
‫بانو بل

454
00:30:23,000 --> 00:30:24,480
‫باورم نمیشه چی می‌بینم

455
00:30:26,720 --> 00:30:29,360
‫اصرار دارم فوری به خانه دولت برگردین...

456
00:30:29,440 --> 00:30:31,280
‫و بعدا در موردش حرف می‌زنیم

457
00:30:31,360 --> 00:30:32,520
‫یا شاید نزنیم

458
00:30:36,280 --> 00:30:40,160
‫همیشه می‌دونستم
‫یه تازه‌کار مغرور قابل سرزنشی...

459
00:30:40,240 --> 00:30:42,480
‫که برای بهتر از خودت هیچ
‫احترامی قائل نیستی

460
00:30:42,560 --> 00:30:46,160
‫برای بهتر از خودم خیلی هم احترام قائلم.
‫فقط چنین کسی این اطراف نیست

461
00:30:46,240 --> 00:30:49,360
‫عملی رو انجام دادی که
‫منعت کرده بودم انجامش بدی

462
00:30:49,440 --> 00:30:53,400
‫به خصوص اینکه گفتم عملی نیست
‫که به نفع بیمار باشه

463
00:30:53,480 --> 00:30:55,960
‫و با تشخیص تو موافقم

464
00:30:56,040 --> 00:30:59,960
‫برای جراحی با مهارت تو، اسنید،
‫کار غیرممکنی بود

465
00:31:00,040 --> 00:31:02,400
‫دو ماه میشه که در اینجا جراح ارشدم

466
00:31:03,840 --> 00:31:05,640
‫دیگه در اینجا نقشی نداری...

467
00:31:05,720 --> 00:31:08,440
‫و مطمئن میشم در هیچ جای
‫کشور هم کار نداشته باشی

468
00:31:10,040 --> 00:31:12,520
‫می‌تونی بخزی و بری
‫پیش مردمان خودت، داکینز

469
00:31:34,080 --> 00:31:35,760
‫اینطوری توی میفر می‌جنگی؟

470
00:31:38,000 --> 00:31:40,760
‫به باور من بخار گوگردی که
‫در تمام شهر پیچیده...

471
00:31:40,840 --> 00:31:43,760
‫در اصل از زیر زمین میاد نه از بالا

472
00:31:43,840 --> 00:31:46,360
‫خیلی غیرعادی میشه، مگه نه، سروان گینز؟

473
00:31:46,440 --> 00:31:48,960
‫چیزی که الان بو می‌کشیم،
‫بوی لاشه فاسد شده‌س

474
00:31:49,040 --> 00:31:50,760
‫شاید بد نیست برای سروان یه صندلی بیاری، پدر

475
00:31:50,840 --> 00:31:52,040
‫ایستاده راحتترم

476
00:31:52,120 --> 00:31:54,120
‫بیشتر این نظر رو قبول دارم...

477
00:31:54,200 --> 00:31:57,320
‫که بو از سمت لوله‌های فاضلاب میاد...

478
00:31:57,400 --> 00:31:59,800
‫که فرماندار پارسال تاییدش کرد

479
00:31:59,880 --> 00:32:01,520
‫جاذبه کار خودشو کرده

480
00:32:01,920 --> 00:32:04,920
‫از چه لحاظ، عزیزم؟

481
00:32:05,840 --> 00:32:10,800
‫از این لحاظ که فاضلاب جامد
‫حالا به سمت مرکز شهر میره و جمع میشه...

482
00:32:10,880 --> 00:32:11,760
‫و ازش دور نمیشه

483
00:32:11,960 --> 00:32:14,480
‫سخت میشه گفت حتما اینطوریه

484
00:32:14,560 --> 00:32:18,160
‫نه، پیچیده نیست، عزیزم.
‫بذار با مهندس‌ها حرف بزنم

485
00:32:18,240 --> 00:32:20,760
‫مهندس‌ها نمی‌تونن
‫شیطان رو از بین ببرن

486
00:32:21,400 --> 00:32:25,520
‫تازگی خبری از همسر
‫دوست‌داشتنی‌ت شنیدی، سروان گینز؟

487
00:32:27,320 --> 00:32:29,640
‫هنوزم پیش خویشاوندانه؟

488
00:32:31,360 --> 00:32:34,720
‫بله، خب، ممنونم، سروان گینز

489
00:32:40,520 --> 00:32:42,840
‫ممکنه این راه‌حلش باشه
‫که لوله‌ها رو...

490
00:32:42,920 --> 00:32:46,400
‫از مرکز شهر به بندر ببریم،
‫جایی که هیچ تاثیری نداره؟

491
00:32:46,480 --> 00:32:48,360
‫نه

492
00:32:48,440 --> 00:32:51,200
‫خبر بسیار هیجان‌انگیز.
‫قراره توی شهر یه دوئل برگزار بشه

493
00:32:51,280 --> 00:32:53,160
‫احمق نشو، دوئل‌ها غیرقانونین

494
00:32:53,240 --> 00:32:54,280
‫نه همیشه

495
00:32:54,360 --> 00:32:56,000
‫ترجیح میدم که سر من باشه

496
00:32:56,080 --> 00:32:59,760
‫یه خواستگار احتمالی رو حذف می‌کنه،
‫ولی آدم باید برای دیدن دوئل چی بپوشه؟

497
00:32:59,840 --> 00:33:02,080
‫سیاه یعنی از قبل
‫نظرتو گفتی، ولی سبز؟

498
00:33:02,160 --> 00:33:03,400
‫کی هست؟

499
00:33:12,400 --> 00:33:13,520
‫رینزفورد!

500
00:33:16,680 --> 00:33:18,280
‫- چیه؟
‫- نباید این کار رو بکنی

501
00:33:18,360 --> 00:33:21,560
‫- همونقدر که تقصیر اونه تقصیر منم هست
‫- طرف زیادی بهم بی‌‌احترامی کرده

502
00:33:22,200 --> 00:33:23,640
‫مثل دو تا آقای محترم حلش می‌کنیم

503
00:33:23,720 --> 00:33:27,000
‫یکی از ما زنده می‌مونه.
‫سحرگاه تیراندازی می‌کنیم

504
00:33:29,720 --> 00:33:32,000
‫پس با جسارت میگم حاضر نیستم
‫باهات ازدواج کنم

505
00:33:32,080 --> 00:33:34,200
‫- از جوز هندی مسخره‌ت لذت ببر
‫- بل

506
00:33:35,440 --> 00:33:37,960
‫بانو بل. لطفا

507
00:33:44,760 --> 00:33:46,440
‫در این کار افتخاری نیست

508
00:33:46,520 --> 00:33:47,920
‫در هیچ جا افتخاری نیست

509
00:33:50,720 --> 00:33:54,080
‫تونستیم! تونستیم!

510
00:33:54,160 --> 00:33:56,320
‫به طحال نلی والوپ و
‫شکمبه گاو نیاز داشت...

511
00:33:56,400 --> 00:33:57,720
‫ولی در آخر درستش کردیم

512
00:33:57,800 --> 00:33:59,360
‫یه نمونه‌س

513
00:33:59,440 --> 00:34:01,360
‫بوش، ظاهر و رنگش دقیقا همونه!

514
00:34:01,440 --> 00:34:04,480
‫عالیه! عالیه!

515
00:34:04,560 --> 00:34:08,360
‫حالا می‌تونی اینقدر با اون شمشیر
‫ور نری و به این گوش کنی

516
00:34:08,440 --> 00:34:12,160
‫یه خریدار حسابی برات پیدا کردم،
‫یکی به اسم فتیپلیس بلرز...

517
00:34:12,240 --> 00:34:15,160
‫مردی چنان بی‌پروا،
‫که منو به خارش میندازه...

518
00:34:15,240 --> 00:34:19,720
‫و حاضره ۸۰ سکه طلا
‫برای اصل این ماده بده

519
00:34:19,800 --> 00:34:23,200
‫پس وقتی به این احمق یه درسی بدم به
‫اندازه کافی پول برای جشن گرفتن داریم

520
00:34:23,880 --> 00:34:26,560
‫ببین، اگه این باکلاس رو بکشی، دارت می‌زنن!

521
00:34:26,640 --> 00:34:30,400
‫و اگه تو رو بکشه، اهمیتی نمیدن،
‫ولی من برمی‌گردم به بیگاری کردن

522
00:34:31,440 --> 00:34:35,360
‫ای احمق! واقعا زده به سرت!

523
00:34:35,440 --> 00:34:38,200
‫بالاخره! یکی چیزی رو
‫می‌بینه که من می‌بینم

524
00:34:40,640 --> 00:34:42,680
‫چه فکری پیش خودت کردی؟

525
00:34:42,760 --> 00:34:45,080
‫خسته شدم از بس
‫مثل یه سگ گر باهام رفتار شد

526
00:34:45,160 --> 00:34:47,040
‫سگ گر نیستی

527
00:34:47,120 --> 00:34:49,360
‫و احمقه که اینطوری
‫باهات رفتار می‌کنه

528
00:34:50,000 --> 00:34:53,800
‫عذرخواهی کن و عقب بکش. لطفا

529
00:34:53,880 --> 00:34:56,360
‫و جلوی غرورش تعظیم کنم؟ نه

530
00:34:56,440 --> 00:34:59,840
‫و نمی‌خوام اونو بکشم،
‫حتی یه زخم روی این پرمدعا نمیندازم

531
00:35:00,760 --> 00:35:02,880
‫نگران نباش، ده سال توی
‫نیروی دریایی بودم

532
00:35:02,960 --> 00:35:04,760
‫با شمشیر خیلی خوب بلدم کار کنم

533
00:35:04,840 --> 00:35:09,600
‫خوبه. چون تفنگه،
‫سحرگاه تفنگ دستتون می‌گیرین

534
00:35:10,600 --> 00:35:11,840
‫و تیرانداز حرفه‌ایه

535
00:35:22,520 --> 00:35:26,560
‫وقت ندارم در مورد
‫گم شدن مواد موجود در انبار شلوغش کنم

536
00:35:26,640 --> 00:35:28,880
‫نه، با کمال احترام، قربان...

537
00:35:28,960 --> 00:35:31,920
‫ولی این بشکه کلی ارزش داره...

538
00:35:32,000 --> 00:35:34,520
‫و حالا به اندازه سر من خالیه

539
00:35:34,600 --> 00:35:36,520
‫- خب...
‫- ازت می‌خوام دو نفر رو دستگیر کنی

540
00:35:36,600 --> 00:35:40,000
‫این دو تا خوبن؟ به چه جرمی، بانوی من؟

541
00:35:40,080 --> 00:35:43,240
‫به اتهام حماقت بسیار زیاد
‫و شرکت در یه دوئل

542
00:35:43,320 --> 00:35:46,280
‫- کی این کار رو می‌کنه؟
‫- دو جراح جوان

543
00:35:47,960 --> 00:35:51,400
‫واقعا؟ پس، پای جک داکینز هم وسطه

544
00:35:52,960 --> 00:35:57,320
‫اگه فقط اجراش کنن می‌تونم کاری بکنم.
‫متاسفانه قصد به دوئل جرم نیست

545
00:35:57,400 --> 00:36:01,600
‫در چنین شرایط مزایاش برای من
‫اینه که بعد از دوئل...

546
00:36:01,680 --> 00:36:04,000
‫معمولا فقط یکی رو باید دستگیر کنم

547
00:36:04,080 --> 00:36:05,560
‫شنیدم اسنید تیرانداز خوبیه

548
00:36:05,640 --> 00:36:08,920
‫قربان، تو بشکه‌ها شاهبوی بوده

549
00:36:09,000 --> 00:36:13,360
‫و ناخدای کشتی‌مون اگه موقع
‫راه افتادن ببینه نیست سر هر دومونو می‌بره

550
00:36:13,440 --> 00:36:17,400
‫شاهبوی؟ گمونم بوش
‫باید بسیار بد باشه

551
00:36:18,640 --> 00:36:20,800
‫- اصلا متوجه نشدم
‫- متوجه نشدم. نه

552
00:36:20,880 --> 00:36:23,160
‫مثل بویی که از بیمارستان میاد

553
00:36:24,280 --> 00:36:27,680
‫داره روز خوبی میشه. بانوی عزیز، من...

554
00:36:29,280 --> 00:36:30,560
‫خیلی دوست دارم بهتون کمک کنم...

555
00:36:30,640 --> 00:36:33,240
‫ولی کمر پیرم دیگه مثل گذشته نیست

556
00:36:33,320 --> 00:36:36,120
‫چی توی بشکه‌س؟ به نظر سنگین میاد

557
00:36:36,200 --> 00:36:39,240
‫برای بیوه‌ها غذا می‌بریم، بانوی من

558
00:36:39,320 --> 00:36:44,520
‫چقدر شما مهربون شدین.
‫و تو که شخصا می‌بری تحویلش بدی

559
00:36:44,600 --> 00:36:46,480
‫میشه یه لقمه ازش خورد؟

560
00:36:46,560 --> 00:36:48,880
‫نیاز اونا واجبتره، بانوی من

561
00:36:48,960 --> 00:36:52,680
‫می‌پرسم چون شنیدم سروان گینز
‫داره به سمت اسکله میره...

562
00:36:52,760 --> 00:36:57,240
‫تا یه بشکه گمشده رو پیدا کنه که
‫چیز داره، شاهبوی بود؟

563
00:36:57,880 --> 00:37:01,760
‫ولی می‌دونم اینقدر احمق نیستین
‫که همه چیزو به خاطر اون به خطر بندازین

564
00:37:01,840 --> 00:37:05,800
‫سروان گینز هیچ مشکلی با مردان خوبی
‫که هدف خیری دارن نداره

565
00:37:10,480 --> 00:37:12,480
‫بوی سوپ میگو میاد؟

566
00:37:16,080 --> 00:37:17,280
‫راه بیافتین

567
00:37:27,160 --> 00:37:28,480
‫زود باشین

568
00:37:36,760 --> 00:37:38,760
‫بازش کن

569
00:37:47,000 --> 00:37:49,000
‫بشکنش

570
00:37:51,600 --> 00:37:54,920
‫برو! بدو!

571
00:37:55,000 --> 00:37:56,280
‫نه. بشکه گیر کرده

572
00:37:58,160 --> 00:37:59,280
‫برو

573
00:38:08,280 --> 00:38:10,680
‫همینه، قربان. همینجاست. خالی...

574
00:38:11,840 --> 00:38:13,000
‫درش رو بردار

575
00:38:19,240 --> 00:38:22,440
‫قسم می‌خورم، قربان، یه ساعت پیش خالی بود،
‫کاملا خالی بود

576
00:38:22,520 --> 00:38:26,280
‫جادوی سیاه ه.
‫اینجا پر از شیاطین ه

577
00:38:26,360 --> 00:38:28,360
‫صدای داد و بیدادشونو شنیدیم

578
00:38:30,640 --> 00:38:32,600
‫شما دو تا احمق وقتمو تلف کردین

579
00:38:34,680 --> 00:38:37,160
‫- نه، قربان
‫- نه

580
00:38:37,240 --> 00:38:38,480
‫قربان!

581
00:38:48,120 --> 00:38:49,360
‫حالا، چند تا انگشت؟

582
00:38:50,880 --> 00:38:52,280
‫چهل و هفت

583
00:38:54,200 --> 00:38:57,200
‫- ممنونم، جراح
‫- خواهش می‌کنم

584
00:38:58,680 --> 00:39:02,120
‫می‌دونی کور شدن از اون چشم،
‫بقیه حس‌ها رو قوی‌تر می‌کنه

585
00:39:02,880 --> 00:39:06,240
‫قسم می‌خورم یه بویی حس کردم
‫و بوی بیمارستان نیست

586
00:39:08,240 --> 00:39:13,440
‫ولی حالا که دید منو برگردوندی،
‫انگار بو هم از بین رفت

587
00:39:17,120 --> 00:39:21,040
‫بفرما، آپوتی.
‫فلشی، آفرین، دوست من

588
00:39:21,320 --> 00:39:24,080
‫فردا شما رو می‌بینم

589
00:39:29,920 --> 00:39:32,840
‫جریان چیه که شنیدم پسرمون
‫فردا در یه دوئل شرکت می‌کنه؟

590
00:39:34,240 --> 00:39:37,360
‫زیاد براش طول نکشید
‫تا دوباره بی‌‌احتیاط بشه، مگه نه؟

591
00:39:37,440 --> 00:39:39,640
‫حالا باید برم گلوی
‫یه بدبخت دیگه رو ببرم...

592
00:39:39,720 --> 00:39:42,200
‫تا جکی کوچولو رو در امان نگه دارم،
‫چون بهش نیاز داریم

593
00:39:42,280 --> 00:39:46,640
‫فکر خیلی خوبیه.
‫و اینطوری داجر رو مظنون اصلی بکنی؟

594
00:39:46,760 --> 00:39:49,520
‫برگرد برو توی فاضلاب،
‫بذار من بهش رسیدگی کنم

595
00:39:50,800 --> 00:39:54,240
‫اگه فردا بمیره، تمام نقشه‌هامون
‫باهاش می‌میرن

596
00:39:55,360 --> 00:39:56,520
‫اینو یادت باشه

597
00:40:15,280 --> 00:40:18,800
‫تا حالا شاهد یه دوئل نبودم.
‫همیشه دلم می‌خواست یکی رو ببینم

598
00:40:18,880 --> 00:40:22,840
‫دیدم یه مشت‌زن یه مشت‌زن
‫دیگه رو تا حد مرگ زده...

599
00:40:22,920 --> 00:40:26,240
‫و خیلی ازش لذت بردم.
‫می‌خوای به کجاش شلیک کنی؟

600
00:40:27,800 --> 00:40:29,320
‫می‌خوام تموم بشه

601
00:40:29,400 --> 00:40:32,720
‫هر طور که تموم بشه، از اینکه
‫شناختمت خیلی سپاسگزارم

602
00:40:32,800 --> 00:40:36,960
‫منم همینطور، داج. زندگی بدون
‫تو مثل سابق نمیشه، احمق‌جون

603
00:40:38,480 --> 00:40:40,760
‫از کی تا حالا یه کشیش
‫دوئل رو رسمی می‌کنه؟

604
00:40:44,400 --> 00:40:46,840
‫خب، محض رضای خدا،
‫باهاش بازی نکن...

605
00:40:46,920 --> 00:40:50,360
‫مثل اون بلژیکی که توی آنتورپ
‫باهاش بازی کردی چون افتضاح بود

606
00:40:50,440 --> 00:40:52,760
‫و قلب رو نشونه بگیر.
‫دیگه توی صورت شلیک نکن

607
00:40:52,840 --> 00:40:56,200
‫خیلی از این باکلاس‌ها ترجیح میدن
‫با تابوت باز دفن بشن

608
00:40:56,960 --> 00:41:00,400
‫تفنگ دوئل راتنفورد.
‫همونی که دوست داری، نه؟

609
00:41:00,480 --> 00:41:04,680
‫آقایون، آماده هستین که این
‫اختلاف رو صلح‌جویانه حل کنین؟

610
00:41:04,760 --> 00:41:06,400
‫فکرشم نکن

611
00:41:08,360 --> 00:41:13,120
‫عالیه. خب، پس مشخص میشه،
‫مطمئن بشین اسلحه‌ها پر هستن

612
00:41:17,240 --> 00:41:21,640
‫دکتر اسنید به کارهای خاکسپاریش رسیدگی کرده؟

613
00:41:21,720 --> 00:41:24,240
‫به باورش نیازی نیست

614
00:41:24,320 --> 00:41:28,160
‫واقعا؟ خب، بعدش می‌تونیم
‫در موردش حرف بزنیم

615
00:41:30,240 --> 00:41:34,960
‫هر کدوم باید ده قدم بردارین،
‫برگردین و با علامت من شلیک کنین

616
00:41:35,040 --> 00:41:36,240
‫مفهوم شد؟

617
00:41:36,320 --> 00:41:40,360
‫بعدش بذارید ما به
‫کارهای بعدش رسیدگی کنیم

618
00:41:40,440 --> 00:41:41,760
‫بیاین

619
00:41:50,760 --> 00:41:51,920
‫بیا

620
00:41:53,880 --> 00:41:55,880
‫شروع شد

621
00:42:04,520 --> 00:42:06,560
‫یک، دو...

622
00:42:06,640 --> 00:42:10,600
‫سه، چهار، پنج...

623
00:42:11,400 --> 00:42:17,480
‫شش، هفت، هشت، نه، ده!

624
00:42:17,560 --> 00:42:19,680
‫فوری تمومش کنین!

625
00:42:21,920 --> 00:42:24,280
‫به طرز ناخوشایندی بهم گفته شد...

626
00:42:25,360 --> 00:42:28,120
‫که این شهر نمی‌تونه بدون
‫دو جراحش زنده بمونه

627
00:42:29,840 --> 00:42:31,600
‫سلاح‌هاتونو بیارین پایین

628
00:42:38,040 --> 00:42:40,040
‫خب، قوانین بسیار روشن هستن

629
00:42:40,120 --> 00:42:45,200
‫در چنین شرایطی مثل این،
‫جانشین‌ها باید بیان جلو

630
00:42:45,280 --> 00:42:47,040
‫چی؟

631
00:42:47,120 --> 00:42:50,800
‫صبر کن. چنین چیزی هست؟
‫فکر نکنم چنین چیزی باشه

632
00:42:50,880 --> 00:42:52,320
‫نه. دیوونگیه

633
00:42:52,400 --> 00:42:54,320
‫فکر نکنم هیچکدوم خواستگار مناسبی باشن

634
00:42:54,400 --> 00:42:57,080
‫نه. اینطوری نمی‌خوام یه دوئل رو
‫تماشا کنم

635
00:42:57,160 --> 00:43:01,360
‫نه، در انگلستان، از نفر جانشین
‫معمولا به خاطر وقتی گذاشته تشکر می‌کنن...

636
00:43:01,440 --> 00:43:05,640
‫و بعدش خیلی خوب از لحاظ مالی به خاطر
‫فشار احساسی که بهش اومده براش جبران می‌کنن

637
00:43:05,720 --> 00:43:07,840
‫همه با خوشحالی میرن خونه.
‫خیلی عالی

638
00:43:07,920 --> 00:43:10,120
‫- نه، فرماندار درست میگن.
‫- بفرما

639
00:43:10,200 --> 00:43:13,240
‫از خونواده خوبی میام که ۱۲۵۶ برمی‌گرده

640
00:43:13,320 --> 00:43:15,360
‫- اتهاماتم رو پس می‌گیرم.
‫- لطفا، بس کنین

641
00:43:15,440 --> 00:43:18,640
‫- عذر می‌خوام. با تمام وجود.
‫- نه، خیلی دیر شده

642
00:43:18,720 --> 00:43:21,880
‫- تمومش کن
‫- باید شرافت رعایت بشه

643
00:43:26,600 --> 00:43:27,960
‫داج

644
00:43:49,520 --> 00:43:51,520
‫بفرما

645
00:43:55,920 --> 00:44:02,920
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

646
00:44:03,000 --> 00:44:08,960
‫شش، هفت، هشت، نه، ده!

647
00:44:09,040 --> 00:44:10,320
‫آتش!

648
00:44:20,520 --> 00:44:22,520
‫خدای من!

649
00:44:30,400 --> 00:44:35,920
‫این یکی قابل عمل نیست، دکتر داکینز.
‫اگه زنده بمونه عصا لازمش میشه

650
00:44:37,320 --> 00:44:39,000
‫چیزی که اینجا داریم...

651
00:44:39,080 --> 00:44:44,000
‫مردی ه که برای تلاشش
‫در کسب شرافت زخمی شده

652
00:44:44,080 --> 00:44:47,880
‫تازه جراح ارشد منم هست...

653
00:44:48,000 --> 00:44:51,120
‫و در آینده جانشین من میشه

654
00:44:52,440 --> 00:44:58,200
‫به همین دلیل، به دقیق‌ترین
‫دستها نیاز داره...

655
00:44:58,280 --> 00:45:04,240
‫چون می‌خوام عمل بسیار خطرناک
‫قطع کردن پاش رو انجام بدم...

656
00:45:04,320 --> 00:45:06,160
‫سی سانت بالاتر از زانو

657
00:45:07,680 --> 00:45:09,640
‫حالا اگه میشه اینو گاز بگیر

658
00:45:11,120 --> 00:45:12,760
‫تیم...

659
00:45:12,840 --> 00:45:14,600
‫کمکم کن

660
00:45:14,720 --> 00:45:16,640
‫نیم ساعت پیش، می‌خواستی منو بکشی

661
00:45:16,720 --> 00:45:19,600
‫این سوال رو به ذهن آدم میاره،
‫جای من بودی چی کار می‌کردی؟

662
00:45:19,680 --> 00:45:21,840
‫کارتو بهت پس میدم.
‫تضمین میدم

663
00:45:21,920 --> 00:45:24,160
‫فقط لطفا، نذار پامو قطع کنه

664
00:45:25,920 --> 00:45:27,920
‫بله

665
00:45:30,080 --> 00:45:33,080
‫بیا، استاد، بذار ابروتو پاک کنم

666
00:45:34,200 --> 00:45:37,120
‫عذر می‌خوام، آقایون،
‫امروز نمایشی در کار نیست

667
00:45:37,200 --> 00:45:39,920
‫همونطور که می‌بینین استاد
‫از احساسات زیاد غش کرد

668
00:45:41,080 --> 00:45:43,400
‫بعد از ظهر امروز، قطع کردن
‫بازوی اسپنسر شاو رو داریم...

669
00:45:43,480 --> 00:45:45,440
‫که خیلی هیجان‌انگیزتره.
‫برای اون برگردین

670
00:45:45,520 --> 00:45:46,720
‫واقعا؟

671
00:45:52,640 --> 00:45:56,480
‫خب، گمونم مخالفت شدیدی
‫با استفاده از ماده بیهوشی داری؟

672
00:45:56,560 --> 00:45:57,920
‫منو بیهوش کن، لعنتی

673
00:46:00,960 --> 00:46:05,280
‫ممنونم، در این مورد بهت نیازی ندارم.
‫می‌تونی به استاد برسی

674
00:46:05,360 --> 00:46:07,360
‫سه فرد حرفه‌ای در این اتاق هستن

675
00:46:07,440 --> 00:46:09,440
‫یکی بیماره و اون یکی منم

676
00:46:10,840 --> 00:46:12,640
‫و یکی یه احمق تمام عیاره

677
00:46:12,720 --> 00:46:15,000
‫بله. احتمالش زیاده

678
00:46:25,400 --> 00:46:28,200
‫ببخشید، یادم نمیاد.
‫دوباره بگو کدوم پا رو ببرم؟

679
00:46:28,280 --> 00:46:30,800
‫داکینز...

680
00:46:30,880 --> 00:46:33,120
‫قطع پاشو که نمی‌بری

681
00:46:34,040 --> 00:46:38,280
‫نه. فقط متاسفانه گلوله رو درمیارم

682
00:46:39,120 --> 00:46:41,360
‫اگه دست من بود،
‫ابروهاشو می‌تراشیدم

683
00:46:45,600 --> 00:46:47,720
‫اولین بُرش رو تو بزن

684
00:46:50,720 --> 00:46:54,000
‫« مترجم: Highbury »

685
00:46:54,030 --> 00:47:00,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

686
00:47:00,030 --> 00:47:07,000
www.TalaFilm.Top