1
00:00:01,410 --> 00:00:03,960
‫هی اینو دیدی؟ خیلی خفنه!

2
00:00:03,960 --> 00:00:05,710
‫عا، آره دیدمش.

3
00:00:05,710 --> 00:00:09,500
‫آدم شامپانزه‌ای می‌گن بهش؟ یه مدت همه‌جا حرفش بود.

4
00:00:09,510 --> 00:00:12,670
‫انسانزه، چارلیِ انسانزه.

5
00:00:12,680 --> 00:00:16,510
‫انگار تو یه مدرسه‌ی بی‌نام‌ونشونِ دورافتاده‌ای درس می‌خونه.

6
00:00:16,510 --> 00:00:17,600
‫عه؟

7
00:00:17,600 --> 00:00:21,390
‫نگاه، اون یارو اِی‌ال‌اِی هم دوباره شده سرتیتر خبرها.

8
00:00:21,390 --> 00:00:22,850
‫اِی‌ال‌اِی؟

9
00:00:22,850 --> 00:00:24,980
‫ارتش آزادی حیوانات!

10
00:00:24,980 --> 00:00:28,510
‫همونایی که 15سال پیش به یه آزمایشگاهی
‫حمله کردن و چارلی رو اون‌جا پیدا کردن.

11
00:00:29,150 --> 00:00:32,280
‫اینا، حتماً نمادشون رو دیدی. جدیداً روی درودیوارِ همه‌جا هست.

12
00:00:32,280 --> 00:00:35,990
‫عا، همون فعالان افراطی رو می‌گی.

13
00:00:35,990 --> 00:00:40,030
‫کاش زودتر این دیوونه‌ها رو از تو خیابون
‫جمع کنن و ببرن یه قبرستونیِ ناکجاآباد!

14
00:00:40,040 --> 00:00:41,700
‫بندازنشون تو تیمارستان بابا!

15
00:00:41,700 --> 00:00:42,790
‫قشنگ بود!

16
00:00:45,830 --> 00:00:47,170
‫بازم تشریف بیارید.

17
00:00:50,760 --> 00:00:54,300
‫مامان، کلاهتو یادت رفت! من واسه‌ت میارمش!

18
00:00:55,050 --> 00:00:56,640
‫ندو، زمین می‌خوری سالی!

19
00:00:59,470 --> 00:01:02,680
‫پسره لب به غذا نزد، پاشد رفت.

20
00:01:02,680 --> 00:01:06,400
‫عه‌وا، عجیبه. شاید یهو دلش درد گرفته؟!

21
00:01:10,820 --> 00:01:12,860
‫دختر کوچولوی پرانرژی‌ایه!

22
00:01:12,860 --> 00:01:14,780
‫همیشه کمک‌حالمه!

23
00:01:14,780 --> 00:01:18,240
‫مامان! پیداش کردم!

24
00:01:29,790 --> 00:01:31,170
‫سالی؟....

25
00:01:34,300 --> 00:01:35,120
‫سالی!

26
00:01:35,120 --> 00:01:36,470
‫نرو! خطرناکه!

27
00:01:36,470 --> 00:01:37,550
‫ولم کن!

28
00:01:37,550 --> 00:01:42,260
‫سالی؟ سالی... سالی... سالی... سالی!

29
00:01:42,260 --> 00:01:44,350
‫نه!

30
00:01:47,400 --> 00:01:50,020
‫وای! استیک‌هاوس هنوز داره می‌سوزه! وحشتاکه!

31
00:01:49,990 --> 00:01:51,770
‫اینم کار اون تروریستای وگانه؟

32
00:01:51,200 --> 00:01:52,480
‫خودشون بیانیه دادن!؟

33
00:01:53,280 --> 00:01:58,110
‫این پیامی به تمامی گوشتخواران، و تمامی حیوان‌آزاران است؛

34
00:01:58,110 --> 00:02:04,330
‫غرش حیوانات آسیب‌دیده‌ای که به‌دست بشریت مورد ستم قرار گرفتند رو بشنوید!

35
00:02:05,000 --> 00:02:10,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

36
00:02:10,030 --> 00:02:20,030
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی:
@talafilm_top

37
00:03:35,300 --> 00:03:39,970
(اِی‌ال‌اِی (ارتش آزادی حیوانات

38
00:03:35,300 --> 00:03:39,970
قسمت دوم

39
00:03:36,090 --> 00:03:40,670
<font size="65">‫جناب مورانس در کنفرانس مطبوعاتی اضطراری که در
‫اداره‌ی پلیس نیویورک برگزار شده، اذعان داشت که؛</font>

40
00:03:40,670 --> 00:03:45,040
<font size="65">‫ارتش آزادی حیوانات مسئول حمله‌ی تروریستی اخیر است.</font>

41
00:03:43,680 --> 00:03:47,260
‫شما دونفر! سرِ کلاس گوشی‌هاتون رو خاموش کنید.

42
00:03:47,260 --> 00:03:48,720
‫ب  ببخشید!

43
00:03:48,720 --> 00:03:52,770
<font size="65">‫اِی‌ال‌اِی، همان گروه حمایت از حقوق حیوانات افراط‌گرایی‌ست،</font>

44
00:03:52,770 --> 00:03:55,650
<font size="65">‫که 15سال پیش به یک مرکز تحقیقات یورش برده، و مسبب کشف گونه‌ی جدیدِ انسانزه شده‌اند.</font>

45
00:03:55,650 --> 00:03:56,730
‫خدایا...

46
00:03:58,610 --> 00:04:04,410
<font size="65">‫از آن زمان تا به امروز، که به دلایل نامشخص فعالیت سیاسی-اجتماعی خود را از سر گرفته‌اند، در سکوت به‌سر می‌برده‌اند.</font>

47
00:04:02,100 --> 00:04:04,320
‫آره، دارم می‌بینم.

48
00:04:05,160 --> 00:04:06,660
‫دیگه دیره.

49
00:04:06,660 --> 00:04:10,290
‫حالا اینا رو ولش کن، دارم می‌رم دنبال چارلی.

50
00:04:11,080 --> 00:04:12,660
‫این انسانزه‌ای که می‌گن...

51
00:04:12,670 --> 00:04:14,920
‫چارلیه دیگه، شاسکول!

52
00:04:14,920 --> 00:04:18,040
‫راستی، چارلی هم گفته بود وگانه، مگه نه؟

53
00:04:18,050 --> 00:04:19,910
‫یعنی اونم قاتیِ تروریستاست؟

54
00:04:23,340 --> 00:04:24,760
‫لوسی!؟

55
00:04:31,980 --> 00:04:33,600
‫آره، حالش خوبه.

56
00:04:33,600 --> 00:04:36,770
‫فعلاً تا این وضعیت مشخص بشه، می‌برمش خون...

57
00:04:42,150 --> 00:04:46,950
‫دکتر گیلبرت اشتاین، درسته؟ افسرپلیس، فیلیپ گراهام هستم.

58
00:04:47,530 --> 00:04:51,660
‫چندتا سوال ازتون داریم. اگه مشکلی نیست، تا اداره‌ی پلیس همراهی‌مون کنین.

59
00:04:53,460 --> 00:04:54,830
‫به‌علاوه‌ی اون.

60
00:04:57,170 --> 00:04:59,130
‫اون افسرپلیس چه مرگش بود!؟

61
00:04:59,130 --> 00:05:03,010
‫پاشده اون‌جوری اومده دم مدرسه و
‫چارلی رو عینهو تروریستا دستگیر کرده!

62
00:05:03,590 --> 00:05:06,970
‫گرفته شونصدساعت ازش بازجویی کرده! باورم نمی‌شه!

63
00:05:07,020 --> 00:05:09,510
اصطلاح "تروریسم وگانی" عبارتی گمراه‌کننده است و
.می‌تواند در فضای مجازی باعث سوءتفاهمات غیرضروری شود
.ما از رسانه‌های خبری درخواست کرده‌ایم از به‌کاربردن این اصطلاح خودداری کنند

64
00:05:07,550 --> 00:05:12,020
‫بعد که بهش می‌گم: آقا من وکیلم ها، هرهر تو صورتم می‌خنده!

65
00:05:12,020 --> 00:05:13,020
‫چارلی کو؟

66
00:05:13,680 --> 00:05:16,190
‫خوابیده. طفلکِ بیچاره‌م.

67
00:05:20,520 --> 00:05:21,730
‫تو خوبی؟

68
00:05:22,480 --> 00:05:26,200
‫بالأخره تونسته بودیم چارلی رو به مدرسه بفرستیم.

69
00:05:26,910 --> 00:05:28,070
‫چرا دوباره...

70
00:05:31,160 --> 00:05:33,120
‫بیا دیگه نفرستیمش مدرسه.

71
00:05:33,700 --> 00:05:35,870
‫صبر کن برت! هنوز که...

72
00:05:35,870 --> 00:05:37,500
‫منطقی بهش فکر کن، هانا.

73
00:05:38,130 --> 00:05:40,750
‫چارلی به‌دست اِی‌ال‌اِی نجات پیدا کرده،

74
00:05:41,500 --> 00:05:46,590
‫الآنم که آدما دارن توی فضای مجازی فقط
‫به‌خاطر وگان بودن برچسب وحشی‌گری می‌خورن؛

75
00:05:47,590 --> 00:05:49,680
‫زندگیش بین اون بچه‌ها در خطره.

76
00:05:49,680 --> 00:05:52,180
‫ولی چارلی که کار بدی نکرده!

77
00:05:52,180 --> 00:05:57,140
‫تازه، هیچ فعال اجتماعی یا وگانی نیومده از تروریستا دفاع کنه!

78
00:05:57,140 --> 00:05:58,900
‫تو درست می‌گی.

79
00:05:58,900 --> 00:06:05,150
‫اما تضمینی نیست که این حجم از خشم
‫مردم، فقط محدود به تروریستا بمونه.

80
00:06:06,490 --> 00:06:07,950
‫این‌جوری که...

81
00:06:07,950 --> 00:06:10,240
‫به هر حال، بحث احساسات چارلی هم هست.

82
00:06:10,990 --> 00:06:14,580
‫از اولشم احساس خاصی برای مدرسه‌رفتن نداشت.

83
00:06:14,580 --> 00:06:16,000
‫توی همچین شهر کوچیکی،

84
00:06:16,000 --> 00:06:18,960
‫خیلی زود همه می‌فهمن پلیس هم ازش بازجویی کرده.

85
00:06:18,960 --> 00:06:22,800
‫در بدترین حالت، ممکنه دوباره شاهد اتفاق 10سال پیش باشیم.

86
00:06:23,840 --> 00:06:24,920
‫اون...

87
00:06:27,590 --> 00:06:28,590
‫چارلی!

88
00:06:29,130 --> 00:06:32,010
‫چی شده؟ خوابت نمی‌بره؟

89
00:06:32,010 --> 00:06:33,010
‫مدرسه...

90
00:06:35,180 --> 00:06:37,980
‫من... می‌خوام برم مدرسه.

91
00:06:44,860 --> 00:06:47,110
‫چه عین خیالشم نیست.

92
00:06:47,110 --> 00:06:49,610
‫راسته می‌گن با تروریستا همکاری کرده؟

93
00:06:50,450 --> 00:06:54,200
‫جالبه، هنوز می‌خواد بره مدرسه.

94
00:06:54,200 --> 00:06:55,290
‫فوق‌العاده‌ست!

95
00:06:56,040 --> 00:07:00,000
‫جنینی که داخل شکم اون شامپانزه بوده، الآن جلوی چشمامه!

96
00:07:00,670 --> 00:07:02,040
‫باورنکردنیه!

97
00:07:02,040 --> 00:07:04,960
‫فعلاً جلوی خودتو بگیر که نپری بغلش.

98
00:07:05,460 --> 00:07:08,880
‫نگاه، پلیسای کثافت عین سیریش چسبیدن پشت کونش.

99
00:07:09,590 --> 00:07:12,930
‫پس تجدید دیدار فرخنده‌مون رو باید تا
‫وقتی آبا از آسیاب بیوفته، عقب بندازیم.

100
00:07:13,800 --> 00:07:16,680
‫جدی فکر می‌کنی چارلی میاد سمت ما؟

101
00:07:18,810 --> 00:07:20,810
‫قرار نیست چاره‌ی دیگه‌ای براش بذاریم.

102
00:07:22,520 --> 00:07:25,110
‫دیروز توی تلویزیون دیدم..

103
00:07:25,820 --> 00:07:28,190
‫عکس یه دختربچه بود که توی بمب‌گذاری مرده..

104
00:07:28,900 --> 00:07:31,280
‫مامانش.. خون گریه می‌کرد..

105
00:07:33,160 --> 00:07:34,240
‫میا..

106
00:07:34,240 --> 00:07:37,120
‫آخه چطور.. تونستن..

107
00:07:41,670 --> 00:07:42,830
‫اومد.

108
00:07:53,140 --> 00:07:54,140
‫هوی!

109
00:07:56,050 --> 00:07:57,060
‫چیه؟

110
00:08:02,810 --> 00:08:05,770
‫نشستی می‌لمبونی انگار نه انگار.

111
00:08:05,770 --> 00:08:10,530
‫خب، نظر تو چیه؟ درباره همون حمله‌ی تروریستی وگان‌ها توی نیویورک.

112
00:08:10,530 --> 00:08:11,610
‫نظر من؟

113
00:08:11,610 --> 00:08:14,200
‫هی آزی، چرا گیر دادی به این؟

114
00:08:14,200 --> 00:08:15,280
‫تو یکی خفه.

115
00:08:15,280 --> 00:08:18,140
‫آقای محترم، حق نداری بخوای...

116
00:08:18,140 --> 00:08:19,290
‫چرا، حق داره.

117
00:08:20,700 --> 00:08:23,790
‫فقط داره ازش سوال می‌پرسه، درسته؟

118
00:08:25,920 --> 00:08:31,010
‫وگان‌هایی مثل تو، یه دختربچه رو به‌خاطر عقاید افراطی‌شون کشتن،

119
00:08:31,550 --> 00:08:33,470
‫به‌علاوه‌ی 11نفر دیگه‌ای که مردن.

120
00:08:33,470 --> 00:08:36,510
‫درضمن، اِی‌ال‌اِی همونیه که تو رو نجات داده.

121
00:08:36,510 --> 00:08:39,100
‫باید یه نظری درباره این اتفاقات داشته باشی.

122
00:08:39,770 --> 00:08:41,850
‫مثلِ من؟

123
00:08:42,430 --> 00:08:44,560
‫نمی‌خواد به‌خاطر این دلقکا به خودت زحمت بدی.

124
00:08:45,150 --> 00:08:46,310
‫بیا بریم، چارلی.

125
00:08:48,690 --> 00:08:51,690
‫هوی هوی! پس می‌خوای در بری؟!

126
00:08:51,690 --> 00:08:55,410
‫بیا بهمون بگو این وگان‌بودن چیش خوبه آخه.

127
00:08:55,910 --> 00:09:00,910
‫به نظر من، ریشه‌ی این حمله‌ی تروریستی توی
‫زیادی لی‌لی به لالای اقلیت‌ها گذاشتن توی جامعه‌ست.

128
00:09:02,370 --> 00:09:04,160
‫مثلاً دیدین که،

129
00:09:04,160 --> 00:09:06,580
‫اینقدر می‌ترسیم یه‌وقت به ادیان دیگه برنخوره،

130
00:09:06,580 --> 00:09:09,630
‫دیگه حتی نمی‌تونیم با خیال راحت به هم بگیم کریسمس مبارک!

131
00:09:09,630 --> 00:09:12,670
‫یه‌کم دیگه میان بوقلمون شب سال نو رو هم حرام اعلام می‌کنن!

132
00:09:14,170 --> 00:09:16,040
‫دیگه دارین شورشو درمی...

133
00:09:16,040 --> 00:09:16,470
‫بخورین.

134
00:09:18,510 --> 00:09:21,680
‫می‌گین اونا هم وگانن، مثل من؛

135
00:09:22,350 --> 00:09:25,850
‫ولی من چون از اول با همچین سبک زندگی‌ای بزرگ شدم،

136
00:09:25,850 --> 00:09:29,650
‫نمی‌تونم بفهمم خب چرا باید عوضش کنم. به همین سادگی.

137
00:09:30,360 --> 00:09:34,490
‫یعنی نیازی نیست نگران من یکی باشین. برین هرچی دوست دارین بخورین.

138
00:09:35,110 --> 00:09:40,160
‫پرنده باشه، گاو باشه، خوک باشه، ماهی باشه...

139
00:09:42,080 --> 00:09:43,080
‫آدم باشه.

140
00:09:45,710 --> 00:09:48,880
‫شنیدی چی گفت!؟ خوب مغلطه می‌کنه!

141
00:09:50,710 --> 00:09:52,800
‫آدما همدیگه رو نمی‌خورن!

142
00:09:55,510 --> 00:09:57,340
‫پس بذار منم ازت یه سوال بکنم.

143
00:09:57,340 --> 00:10:00,970
‫چرا فقط آدمیزاده که نمی‌تونی بکشیش و بخوریش؟

144
00:10:01,810 --> 00:10:02,540
‫چ...

145
00:10:03,600 --> 00:10:07,600
‫اگه دلیلش این باشه که نمی‌خواین کسی رو زجر بدین یا بکشین،

146
00:10:07,600 --> 00:10:11,520
‫پس بقیه موجودات زنده‌ی این سیاره که سیستم عصبی دارن هم باید شاملش باشن.

147
00:10:14,150 --> 00:10:15,740
‫یا شایدم دلیل دیگه‌ای...

148
00:10:17,990 --> 00:10:20,700
‫هست که انسان رو استثنا می‌کنه؟

149
00:10:22,490 --> 00:10:24,040
‫مزخرف نگو!

150
00:10:24,040 --> 00:10:27,870
‫معلومه که انسان‌ها استثنا ان! ما با حیوونا فرق می‌کنیم!

151
00:10:27,870 --> 00:10:28,870
‫از چه لحاظ؟

152
00:10:29,960 --> 00:10:31,710
‫یعنی چی از چه لحاظ...

153
00:10:31,710 --> 00:10:33,340
‫جوش نزن، ترو.

154
00:10:33,340 --> 00:10:35,210
‫بالأخره نصفش میمونه دیگه.

155
00:10:35,920 --> 00:10:37,840
‫نمی‌شه به همین راحتی چیزی رو بهش فهموند.

156
00:10:38,470 --> 00:10:39,510
‫بیا بریم.

157
00:10:43,470 --> 00:10:48,350
‫چارلی، فکر کنم بهتر باشه یه مدت توی غذاخوری آفتابی نشی.

158
00:10:49,900 --> 00:10:53,060
‫منم باهات میام، کجا دوست داری بریم؟

159
00:10:53,070 --> 00:10:57,240
‫عجب کنایه‌ی فلسفیِ تمیزی به کار بردی، چارلی!

160
00:10:57,860 --> 00:10:59,200
‫تو کی‌ای دیگه؟

161
00:10:59,200 --> 00:11:03,320
‫نگران نباش. من گِیر ام، از طرفداراشم.

162
00:11:03,330 --> 00:11:06,660
‫اوه! این‌جا نمی‌شه حرف زد! فعلاً!

163
00:11:08,960 --> 00:11:10,160
‫می‌شناسیش؟

164
00:11:10,170 --> 00:11:11,170
‫نخیر.

165
00:11:12,000 --> 00:11:15,590
‫هیشکی تو این خراب‌شده‌ی دورافتاده نمی‌فهمه.

166
00:11:15,590 --> 00:11:19,630
‫این آدما طرف درست تاریخ ایستادن!

167
00:11:22,180 --> 00:11:23,390
‫قشنگ نیست؟!

168
00:11:24,430 --> 00:11:27,600
‫با این‌که یه‌کم از مدرسه دوره، ولی چون خلوته می‌تونیم راحت باشیم.

169
00:11:28,230 --> 00:11:30,810
‫منم زیاد شده از کلاسا جیم بزنم بیام این‌جا.

170
00:11:34,150 --> 00:11:35,730
‫ممنونم، لوسی.

171
00:11:39,110 --> 00:11:42,490
‫ببین، به‌نظرم بهتره کلاً از این شهر بری.

172
00:11:47,790 --> 00:11:50,370
‫حتی وقتی سروصدای این تروریستا بخوابه هم،

173
00:11:50,370 --> 00:11:57,000
‫فکر نکنم مردم این شهر پرت و کوچیک هیچ‌وقت
‫به این درک برسن که گونه‌ی تو رو بپذیرن.

174
00:11:57,000 --> 00:11:59,000
‫منم یه روز از این‌جا می‌رم.

175
00:11:59,010 --> 00:12:01,340
‫شهر و آدماش حالمو بهم می‌زنن!

176
00:12:01,340 --> 00:12:03,970
‫انگار یه مشت مورچه ریختن و خرخره‌ی هم رو می‌جون.

177
00:12:04,470 --> 00:12:06,390
‫تو هم دیگه تحمل نداری، مگه نه؟

178
00:12:06,970 --> 00:12:09,060
‫نمی‌تونی به خانواده‌ت بگی با هم نقل مکان کنین؟

179
00:12:11,140 --> 00:12:16,270
‫از دور که به جمع مورچه‌ها نگاه کنی، به‌نظر
‫فقط یه مشت حشره‌ی سبک‌مغز و وحشی‌ان،

180
00:12:19,230 --> 00:12:22,700
‫ولی وقتی بادقت‌تر ببینیشون، می‌فهمی هرکدوم با اون‌یکی متفاوته.

181
00:12:23,780 --> 00:12:26,700
‫بعضیاشون تنبلن، بعضیاشون حساب‌گرن؛

182
00:12:26,700 --> 00:12:28,870
‫ولی همیشه کنار همن.

183
00:12:28,870 --> 00:12:33,120
‫با این‌که تولیدمثل غیرجنسی‌شون به این
‫معنیه که همه یک دی‌ان‌ایِ مشترک دارن.

184
00:12:35,580 --> 00:12:39,300
‫ببینم، مطمئنی هنوز داریم درباره مورچه‌ها حرف می‌زنیم؟!

185
00:12:40,630 --> 00:12:44,430
‫من، تا حالا خیلی کم شده از خونه بیرون بیام،

186
00:12:44,430 --> 00:12:48,050
‫برای همین واقعاً کس دیگه‌ای جز مامان و بابام رو نمی‌شناسم؛

187
00:12:48,050 --> 00:12:50,600
‫آدمایی که دیدم توی کتابا و اینترنت بوده،

188
00:12:50,600 --> 00:12:53,480
‫که اونم ارتباط واقعی محسوب نمی‌شه.

189
00:12:54,190 --> 00:12:56,230
‫هیچ‌وقت به این موضوع علاقمند نبودم.

190
00:12:57,020 --> 00:12:59,320
‫ولی وقتی از نزدیک آدم‌ها رو دیدم..

191
00:12:59,820 --> 00:13:01,440
‫شما واقعاً جالبین.

192
00:13:02,900 --> 00:13:05,780
‫توی همین چندروز شروع مدرسه کلی تجربه‌ی جدید داشتم،

193
00:13:06,780 --> 00:13:08,990
‫خونه‌موندن خیلی حوصله‌سربره.

194
00:13:17,130 --> 00:13:20,090
‫تو واقعاً خیلی باحالی!

195
00:13:20,090 --> 00:13:21,590
‫عا راستی،

196
00:13:21,590 --> 00:13:24,470
‫چه اکانتایی داری؟ بیا همو اد کنیم.

197
00:13:26,970 --> 00:13:29,680
‫لوسی، تو واقعاً خیلی عجیبی.

198
00:13:40,770 --> 00:13:43,530
‫چارلی، نادیده‌شون بگیر لطفاً.

199
00:13:44,110 --> 00:13:46,570
‫عیب نداره مثل کش تمبون دنبالشونیم؟!

200
00:13:46,570 --> 00:13:48,660
‫می‌دونی که این کارمون تجاوز محسوب می‌شه!

201
00:13:48,660 --> 00:13:51,490
‫هرچی می‌خواد محسوب بشه، شغل ما همینه.

202
00:13:51,490 --> 00:13:56,160
‫ولی آقا خیلی خوش‌شانسیم که تونستیم
‫چارلیِ انسانزه رو از نزدیک ببینیم ها!

203
00:13:56,160 --> 00:14:00,920
‫یادمه همکلاسی‌هام کلی چیزمیز، عروسک و بازی و اینا ازش داشتن!

204
00:14:00,920 --> 00:14:03,300
‫البته که همه هم از بازارسیاه بوده!

205
00:14:04,840 --> 00:14:08,510
‫مارکو، چندوقته منتقل شدی این‌جا؟

206
00:14:09,340 --> 00:14:10,760
‫چهارسال؟

207
00:14:10,760 --> 00:14:13,600
‫گرفتم. پس هیچی درباره‌ش نمی‌دونی.

208
00:14:14,390 --> 00:14:18,520
‫گوشاتو وا کن، چیزی که می‌خوام برات تعریف کنم هرگز اتفاق نیوفتاده، خب؟

209
00:14:19,270 --> 00:14:22,860
‫اگه به گوش آدم اشتباهی برسه... متوجه‌ای دیگه؟

210
00:14:22,860 --> 00:14:26,030
‫از اون پرونده‌های فوق محرمانه؟! اطاعت!

211
00:14:26,030 --> 00:14:27,990
‫خیالت از بابت من تخت باشه، فیل.

212
00:14:29,360 --> 00:14:30,820
‫قضیه مال 10سال پیشه،

213
00:14:31,410 --> 00:14:34,540
‫از پلیسِ شهرِ بولیوار درخواست پشتیبانی داشتیم؛

214
00:14:34,540 --> 00:14:37,580
‫نیروی کمکی برای اسکورت انسانزه می‌خواستن.

215
00:14:38,290 --> 00:14:43,920
‫بگم هم باور نمی‌کنی. هزارتا آدم برای محافظت از فقط یه میمون.

216
00:14:44,840 --> 00:14:48,340
‫این مسخره‌بازی تا چندروز ادامه داشت، منم دیگه اعصابم نمی‌کشید.

217
00:14:48,340 --> 00:14:51,140
‫اون روزِ خاص هم شیفت نگهبانیم برای استخر شهر بود.

218
00:14:51,850 --> 00:14:55,680
‫یکهو دیدیم بچه‌های داخل آژیر خطر رو زدن.

219
00:14:55,680 --> 00:14:58,140
‫به سرعت خودمون رو رسوندیم داخل.

220
00:14:58,140 --> 00:15:00,270
‫اون‌جا بود که دیدمش...

221
00:15:03,980 --> 00:15:09,900
‫باور می‌کنی که هفت افسر کاملاً مسلح، فرستاده شدن بیمارستان؟

222
00:15:10,490 --> 00:15:14,910
‫اونم به‌دست یه بچه‌میمونِ 5ساله.

223
00:15:18,250 --> 00:15:19,330
‫خدای من...

224
00:15:20,040 --> 00:15:24,790
‫هیچ‌کدوم جراحت سنگینی نداشتن، اما بعدش از پلیس استعفا دادن.

225
00:15:25,710 --> 00:15:28,090
‫یکی‌شون رفیق فابریک من بود.

226
00:15:28,590 --> 00:15:30,340
‫نمی‌تونم فراموشش کنم..

227
00:15:30,340 --> 00:15:33,220
‫انگار وسط یه کابوس وایساده بودم..

228
00:15:33,800 --> 00:15:40,520
‫خب، چرا این قضیه عمومی نشد، فیل؟ شوخی‌بردار نبود که.

229
00:15:40,520 --> 00:15:41,940
‫چی بگم.

230
00:15:41,940 --> 00:15:45,020
‫خلاصه، دهن همه ما رو بسته نگه داشتن،

231
00:15:45,020 --> 00:15:47,650
‫و پرونده‌ش به کل از اسناد عمومی پاک شد.

232
00:15:48,280 --> 00:15:53,240
‫از اون به بعد انسانزه دیگه جلوی دوربین حاضر نشد.

233
00:15:53,870 --> 00:15:58,500
‫یحتمل اینم از شیرین‌کاریای خانم‌وکیله بوده.

234
00:15:59,500 --> 00:16:02,370
‫می‌خواد به تروریستا وصل باشه، می‌خواد نباشه؛

235
00:16:02,370 --> 00:16:04,380
‫اون موجود خطرناکه.

236
00:16:05,540 --> 00:16:09,630
‫نباید اجازه‌ی زندگی کنار ما رو داشته باشه.

237
00:16:11,340 --> 00:16:13,050
‫های چارلی! چطوریایی؟

238
00:16:13,800 --> 00:16:15,510
‫لوسی، چیزی می‌خوای؟

239
00:16:15,510 --> 00:16:18,430
‫واسه چت‌کردن دلیل خاصی نیازه؟!

240
00:16:18,430 --> 00:16:20,640
‫داری چیکار می‌کنی؟

241
00:16:20,640 --> 00:16:24,340
‫تازه رسیدم خونه، مامانمو تماشا می‌کنم که درگیرِ پارک ماشین توی گاراژه.

242
00:16:24,590 --> 00:16:26,110
‫فکر کنم زد به دیوار.

243
00:16:30,110 --> 00:16:32,360
‫خیلی عذر می‌خوام. صدمه دیدی؟

244
00:16:32,360 --> 00:16:34,610
‫نه، تقصیر خودم بود که جلومو نگاه نکردم.

245
00:16:34,610 --> 00:16:36,530
‫هیچیم نشده، نگران نباشین.

246
00:16:36,530 --> 00:16:38,240
‫خب پس خداروشکر.

247
00:16:38,870 --> 00:16:40,750
‫از دبیرستان شروز هستی؟

248
00:16:42,040 --> 00:16:44,580
‫گیریم که آره، شما؟

249
00:16:44,580 --> 00:16:49,750
‫منو می‌بخشی! مکس هستم، خوشوقتم.

250
00:16:50,420 --> 00:16:54,180
‫پس حتماً چارلیِ انسانزه رو هم می‌شناسی دیگه؟

251
00:16:56,050 --> 00:17:00,220
‫من برای بنیاد کورنبِرگ کار می‌کنم،

252
00:17:00,220 --> 00:17:02,020
‫می‌شه چنددقیقه وقتت رو بگیرم؟

253
00:17:03,730 --> 00:17:04,730
‫تیرت به سنگ خورد.

254
00:17:05,440 --> 00:17:06,560
‫هی!

255
00:17:08,110 --> 00:17:11,780
‫فکر می‌کنی چرا انسانزه وجود داره، لوسی؟

256
00:17:14,280 --> 00:17:15,660
‫یعنی چی چرا...

257
00:17:16,530 --> 00:17:18,700
‫اسممو از کجا می‌دونی؟

258
00:17:18,700 --> 00:17:22,250
‫مگه اسم تو نیست که روی این برچسب رنگ‌ورورفته نوشته شده؟

259
00:17:25,620 --> 00:17:31,090
‫ولی راستشو بخوای، تو و چارلی رو دیدم که توی پارک بغل مدرسه اختلاط می‌کردین.

260
00:17:31,090 --> 00:17:32,510
‫و باید تأکید کنم بسیار اتفاقی بود!

261
00:17:33,090 --> 00:17:35,590
‫برای همین خواستم باهات صحبت کنم.

262
00:17:36,130 --> 00:17:39,260
‫حالا بهت حق می‌دم بخوای با پا بیای تو صورتم!

263
00:17:40,350 --> 00:17:43,180
‫این بنیاد کورنبرگ که گفتی، چی هست؟

264
00:17:44,180 --> 00:17:46,350
‫یه موسسه‌ی تحقیقاتی توی سنت‌لوییزه.

265
00:17:46,350 --> 00:17:48,650
‫همون‌جایی که چارلی به دنیا اومده،

266
00:17:48,650 --> 00:17:51,400
‫و به‌طور مداوم برای چک‌آپ بهش سر می‌زنه.

267
00:17:51,400 --> 00:17:54,690
‫واقعیتش، چارلی جدیداً خیلی رو فرم نبوده.

268
00:17:54,690 --> 00:17:57,610
‫بعدم که اون حادثه‌ی تروریستی اتفاق افتاد دیگه؟

269
00:17:57,610 --> 00:18:00,450
‫می‌خواستم مطمئن بشم مدرسه استرس مضاعف بهش وارد نمی‌کنه.

270
00:18:01,080 --> 00:18:03,580
‫تو مدرسه چطوریاست؟ حالش خوبه؟

271
00:18:04,290 --> 00:18:05,330
‫والا...

272
00:18:06,120 --> 00:18:10,250
‫وضعیت چارلی توی مدرسه یه‌کم... افتضاحه.

273
00:18:10,960 --> 00:18:13,050
‫به‌لطفِ همون تروریستای آشغال.

274
00:18:13,050 --> 00:18:16,630
‫ولی فکر هم نمی‌کنم این جریان بخواد بهش استرس وارد کنه.

275
00:18:20,260 --> 00:18:21,810
‫منظورت چی بود؟

276
00:18:23,260 --> 00:18:27,310
‫که پرسیدی فکر می‌کنم چرا انسانزه وجود داره؟

277
00:18:28,560 --> 00:18:33,730
‫هیچی! منظورم این بود که چارلیِ انسانزه رو چطور می‌بینی!

278
00:18:33,730 --> 00:18:35,570
‫فکر کنم یه‌نمه بد مطرحش کردم!

279
00:18:37,240 --> 00:18:41,660
‫چطور می‌بینمش؟ هنوز که اونقدرا خوب نمی‌شناسمش، ولی...

280
00:18:42,330 --> 00:18:48,750
‫برای من شبیه خفاشیه که دید جدیدی به زندگی رو یادت می‌ده،

281
00:18:48,750 --> 00:18:50,040
‫لابد.

282
00:18:53,920 --> 00:18:56,300
‫خیلی ازت ممنونم که باهام صحبت کردی، لوسی.

283
00:18:56,920 --> 00:19:00,130
‫خیالم راحت شد که چارلی دوستی مثل تو پیدا کرده.

284
00:19:00,760 --> 00:19:01,840
‫بله...

285
00:19:01,850 --> 00:19:05,470
‫پس تا بعد، دختری با چشم‌های زیبابین!

286
00:19:12,060 --> 00:19:16,780
‫لوسی، این مردی که می‌گی رو اصلاً یادم نمیاد.

287
00:19:19,280 --> 00:19:20,910
‫پس کی بود یارو؟

288
00:19:21,450 --> 00:19:22,610
‫نمی‌دونم.

289
00:19:22,620 --> 00:19:25,910
‫ولی رفتن من به بنیاد کورنبرگ راسته.

290
00:19:26,540 --> 00:19:27,790
‫فردا هم قراره برم.

291
00:19:30,540 --> 00:19:34,250
‫چارلی، به کی پیام می‌دی؟

292
00:19:34,250 --> 00:19:35,380
‫لوسی.

293
00:19:35,380 --> 00:19:37,260
‫لوسی کیه؟

294
00:19:39,170 --> 00:19:40,220
‫دوستم؟

295
00:19:41,300 --> 00:19:45,680
‫گفتی دوستت؟! یعنی توی مدرسه دوست شدین؟!

296
00:19:45,680 --> 00:19:46,890
‫فکر کنم همین‌طوره.

297
00:19:46,890 --> 00:19:48,420
‫عه!؟ چه خو 

298
00:19:48,420 --> 00:19:49,350
‫وایسا!

299
00:19:49,350 --> 00:19:54,560
‫این دوستت که می‌گی، آدمه؟! از این خرگوش‌مرگوشا
‫که توی حیاط مدرسه نگه می‌دارن که نیست؟!

300
00:19:54,560 --> 00:19:56,060
‫هوی هوی، هانا!

301
00:19:56,070 --> 00:19:59,490
‫آخه این بچه سابقه داره، برای سنجابای جنگل هم اسم گذاشته بوده دیگه؟!

302
00:20:00,070 --> 00:20:02,450
‫دوستم یه هوموساپینسِ مؤنثه.

303
00:20:05,990 --> 00:20:08,240
‫خدای من چارلی!

304
00:20:08,240 --> 00:20:11,160
‫دروغ که نمی‌گی؟! ماشالا دخترم هست! چه پایه‌ای؟!

305
00:20:11,160 --> 00:20:14,080
‫کجا زندگی می‌کنه؟! راجع‌به چیا حرف می‌زنین با هم؟!

306
00:20:15,630 --> 00:20:18,130
‫دیگه خیلی خصوصی شد، متوجه‌ام!

307
00:20:18,130 --> 00:20:22,220
‫آخه می‌دونی، خیلی درباره این دوست جدیدت هیجان‌زده‌ام!

308
00:20:23,720 --> 00:20:24,800
‫می‌خوای ببینیش؟

309
00:20:26,640 --> 00:20:29,180
‫ببخشید این‌همه راه تا این‌جا کشوندمت، لوسی.

310
00:20:29,180 --> 00:20:31,810
‫می‌گم، مطمئنی اوکیه که مدرسه نرفتی؟

311
00:20:31,810 --> 00:20:35,730
‫کاملاً اوکیه! این‌جا صدبرابر از مدرسه جذاب‌تره!

312
00:20:35,730 --> 00:20:37,150
‫تو باید لوسی باشی.

313
00:20:37,940 --> 00:20:43,320
‫دکتر فاولر، رئیس بنیاد تحقیقاتی نخستی‌سانانِ کورنبرگ هستم. خوشوقتم.

314
00:20:44,950 --> 00:20:48,330
‫لوسی، این آقایی که می‌گی ملاقات کردی،

315
00:20:48,950 --> 00:20:52,960
‫متأسفانه باید بگم کسی با خصوصیات اون بین کارمندهامون نیست.

316
00:20:53,460 --> 00:20:54,710
‫می‌دونستم.

317
00:20:54,710 --> 00:20:56,000
‫چی رو؟!

318
00:20:56,710 --> 00:20:59,630
‫والا، حس کردم داره چاخان می‌کنه،

319
00:21:00,210 --> 00:21:04,090
‫ولی احتمالاً اونم فهمیده بود که من اینو می‌دونم.

320
00:21:04,680 --> 00:21:06,890
‫شاید از طرف خبرگزاریا بوده؟

321
00:21:07,550 --> 00:21:11,600
‫هرکس با یه‌کم جست‌وجو می‌تونه دربیاره که چارلی این‌جا معاینه می‌شه.

322
00:21:12,230 --> 00:21:14,730
‫شاید بهتر باشه به پلیس گزارش بدم؟

323
00:21:15,650 --> 00:21:16,690
‫راستی لوسی،

324
00:21:17,650 --> 00:21:20,860
‫دوست داری برای شام بیای پیش ما؟

325
00:21:20,860 --> 00:21:24,570
‫واقعیت، هانا داره برای دیدنت بال‌بال می‌زنه!

326
00:21:24,570 --> 00:21:28,200
‫واقعاً؟! مامانِ چارلی، درسته؟! با کمال میل!

327
00:21:30,740 --> 00:21:32,160
‫تموم شد.

328
00:21:32,160 --> 00:21:36,160
‫چارلی! انگار قراره مامانت رو هم ببینم!

329
00:21:36,170 --> 00:21:36,900
‫هوم؟...

330
00:21:37,150 --> 00:21:38,290
‫خیلی ذوق کردم!

331
00:21:39,960 --> 00:21:43,920
‫چارلی، چطوره امروز بری دیدن اِوا؟

332
00:21:43,920 --> 00:21:47,300
‫درسته! می‌تونی لوسی رو هم به اوا معرفی کنی.

333
00:21:48,890 --> 00:21:50,140
‫فهمیدم.

334
00:21:50,140 --> 00:21:51,310
‫اوا کیه؟

335
00:21:52,390 --> 00:21:56,230
‫مادرِ خونیِ من.

336
00:22:09,370 --> 00:22:10,780
‫پس هنوز زنده‌ست.

337
00:22:11,620 --> 00:22:13,950
‫شامپانزه‌ای که چارلی رو به دنیا آورده...

338
00:22:15,000 --> 00:22:25,000
کانال ما در تلگرام
@talafilm_top

339
00:22:25,030 --> 00:22:35,000
www.TalaFilm.Top