1
00:00:02,800 --> 00:00:05,170
‫پس اوا هنوز زنده‌ست.

2
00:00:05,800 --> 00:00:08,260
‫شامپانزه‌ای که چارلی رو به دنیا آورده...

3
00:00:08,260 --> 00:00:13,260
‫اولین‌بار 15سال پیش که به این‌جا اومد، تا دم مرگ رفته بود.

4
00:00:13,260 --> 00:00:15,640
‫برای همین با من تماس گرفتن،

5
00:00:15,640 --> 00:00:18,440
‫تا روش سزارین انجام بدم.

6
00:00:18,440 --> 00:00:23,070
‫اگه مهارت دکتر اشتاین نبود، هردو درجا مرده بودن.

7
00:00:23,480 --> 00:00:26,860
‫آه! نگاه کن! مثل این‌که پسرشو می‌شناسه!

8
00:00:27,450 --> 00:00:29,610
‫چارلی، داره نگاهت می‌کنه!

9
00:00:30,360 --> 00:00:31,700
‫چندوقتی شده بوده، نه؟

10
00:00:31,700 --> 00:00:35,080
‫با این‌که به‌خاطر آزمایشاتت مدام
‫پیشمونی، کمتر دیدم بیای و بهش سر بزنی.

11
00:00:35,490 --> 00:00:37,410
‫عه، واقعاً؟

12
00:00:37,410 --> 00:00:38,540
‫چه لزومی داره.

13
00:00:39,040 --> 00:00:42,080
‫آخه.. مامانِ واقعیته؟

14
00:00:42,080 --> 00:00:44,000
‫فقط منو دنیا آورده.

15
00:00:47,000 --> 00:00:52,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

16
00:00:52,030 --> 00:01:02,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی:
@talafilm_top

17
00:02:17,260 --> 00:02:22,410
قسمت سوم
‫هتروسیس

18
00:02:17,740 --> 00:02:23,480
‫اوا وقتی هنوز نوزاد بوده، توسط شکارچی‌های
‫غیرقانونیِ سیِرا لئونه دزدیده می‌شه.

19
00:02:23,480 --> 00:02:25,940
‫و والدینش هم همون‌زمان کشته می‌شن.

20
00:02:25,940 --> 00:02:31,360
‫کل زندگیش بین باغ‌وحش‌ها و سیرک‌های مختلف سرگردون بوده،

21
00:02:31,360 --> 00:02:34,320
‫تا درنهایت یک دلال،

22
00:02:34,320 --> 00:02:37,320
‫به بنیاد تحقیقاتی بیولوژیکی در کالیفرنیا می‌فروشتش.

23
00:02:37,910 --> 00:02:41,370
‫تا به‌عنوان ابزاری برای آزمایشات حیوانی مورد استفاده قرار بگیره.

24
00:02:41,370 --> 00:02:43,040
‫چه وحشتناک...

25
00:02:43,040 --> 00:02:46,920
‫اما دکتر گروس‌من، که اون‌زمان عضو همون بنیاد بود،

26
00:02:46,920 --> 00:02:49,710
‫خیلی زود متوجه ویژگی استثناییش شد.

27
00:02:49,710 --> 00:02:53,670
‫متوجه شد که اوا با شامپانزه‌های معمولی خیلی متفاوته.

28
00:02:53,670 --> 00:02:55,130
‫یعنی چه جوری؟

29
00:02:55,130 --> 00:02:58,850
‫می‌شه گفت اون به‌نوبه‌ی خودش، نابغه بود.

30
00:02:58,850 --> 00:03:03,730
‫شامپانزه‌ها بسیار باهوش‌تر از چیزی هستن که عموم مردم فکر می‌کنن؛

31
00:03:04,480 --> 00:03:07,770
‫توانایی به‌یادسپردن کلمات و نمادها و حل مسائل ساده‌ی ریاضی رو دارن،

32
00:03:07,770 --> 00:03:12,530
‫حتی حافظه‌ی تصویری و توانایی‌های
‫شناختی‌شون از خیلی از انسان‌ها هم قوی‌تره.

33
00:03:13,190 --> 00:03:18,570
‫اما هوش اوا از این مرحله هم که صرفِ شگفت‌زدگی انسان‌ها بود، بالاتر رفت.

34
00:03:19,240 --> 00:03:22,370
‫پرونده‌های درک و دریافتش از مسائل پیچیده و انتزاعی هنوزم موجوده؛

35
00:03:22,370 --> 00:03:24,700
‫مثلاً توانایی حل معادله‌های درجه دو،

36
00:03:24,710 --> 00:03:29,330
‫یا مثلاً اون‌قدر از اشعار وردزورث لذت می‌بره که خودش هم اقدام به شعرسرایی کرده.

37
00:03:29,340 --> 00:03:30,960
‫چی؟! مگه می‌شه؟!

38
00:03:31,630 --> 00:03:36,010
‫دکتر گروس‌من بی‌نهایت به اوا علاقمند شد و شروع به مطالعه‌ی رفتارهاش کرد.

39
00:03:36,010 --> 00:03:37,720
‫تا حدی درگیرش شده بود،

40
00:03:37,720 --> 00:03:42,180
‫که باقی دانشمندا به شوخی می‌گفتن این دونفر با هم قرار میذارن.

41
00:03:43,060 --> 00:03:44,890
‫اما کی فکرشو می‌کرد،

42
00:03:45,480 --> 00:03:48,850
‫که بخواد واقعاً باهاش دست به آمیزش بزنه.

43
00:03:51,440 --> 00:03:54,650
‫فکر می‌کنی چرا انسانزه وجود داره؟

44
00:03:57,360 --> 00:03:59,320
‫چرا دکتر...

45
00:03:59,910 --> 00:04:04,080
‫می‌خواست چارلی رو... می‌خواست انسانزه رو به وجود بیاره؟

46
00:04:05,120 --> 00:04:06,500
‫منم نمی‌دونم.

47
00:04:07,080 --> 00:04:08,670
‫اون...

48
00:04:08,670 --> 00:04:12,790
‫قبل از مفقودالاثریش تمام اطلاعات و پرونده‌های تحقیقاتش رو از بین برد،

49
00:04:12,800 --> 00:04:15,970
‫قبل‌ترش هم به مردم‌گریزی و مرموزبودن شهره بود.

50
00:04:16,550 --> 00:04:19,510
‫منم فقط یکی-دوبار توی کنفرانس‌های بزرگ دیدمش.

51
00:04:19,510 --> 00:04:23,430
‫همه معتقد بودن برنده‌ی بعدیِ جایزه‌ی نوبل خودشه.

52
00:04:23,430 --> 00:04:25,560
‫حالا چرا همه‌ی اینا رو دور انداخت؟...

53
00:04:25,560 --> 00:04:26,560
‫درسته!

54
00:04:27,230 --> 00:04:31,230
‫اگه اوا اینقدر پشم‌ریزونه، چرا از خودش نپرسیم؟!

55
00:04:31,230 --> 00:04:32,480
‫درباره‌ی دکتر و اینا!

56
00:04:32,480 --> 00:04:34,190
‫ممکن نیست.

57
00:04:34,190 --> 00:04:35,270
‫چرا؟

58
00:04:35,280 --> 00:04:39,740
‫عمل جراحی اورژانسی دکتر اشتاین تونست زندگیش رو نجات بده،

59
00:04:39,740 --> 00:04:44,950
‫اما وضعِ حمل براش جراحات وخیم و آسیب مغزی جدی به دنبال داشت.

60
00:04:44,950 --> 00:04:49,250
‫در حال حاضر، سطح هوشش از یک شامپانزه‌ی معمولی هم پایین‌تره.

61
00:04:49,250 --> 00:04:52,920
‫بماند که سن زیاد و ضعف جسمی، مشکلات سلامتی هم بهش اضافه کرده.

62
00:04:52,920 --> 00:04:54,130
‫خدای من...

63
00:04:54,630 --> 00:04:58,670
‫اوا تقریباً تمام زندگیش مورد سوءاستفاده‌ی انسان‌ها قرار گرفته،

64
00:04:58,670 --> 00:05:01,760
‫می‌خوایم بذاریم آخرین سال‌های عمرش رو در آرامش بگذرونه.

65
00:05:02,390 --> 00:05:04,970
‫و صدالبته که پسرش رو هم می‌تونه ببینه.

66
00:05:05,760 --> 00:05:08,770
‫فکر نکنم بدونه من پسرشم.

67
00:05:09,440 --> 00:05:11,020
‫می‌شه دیگه بریم؟

68
00:05:11,020 --> 00:05:13,110
‫خسته شدم و گشنمه‌مه.

69
00:05:15,650 --> 00:05:17,070
‫پس بریم دیگه.

70
00:05:20,610 --> 00:05:21,660
‫صبر کنین!

71
00:05:30,620 --> 00:05:33,540
‫ببینین! انگار می‌خواد یه چیزی بهمون بگه!

72
00:05:50,020 --> 00:05:53,600
..W-A-M ،یک

73
00:05:53,600 --> 00:05:55,940
‫الکی امیدوار نشو. احتمالاً بی‌معنیه.

74
00:05:58,780 --> 00:06:02,150
‫بیشتر از این قادر به برقراری ارتباط باهاش نیستیم.

75
00:06:02,780 --> 00:06:03,950
‫متأسفانه...

76
00:06:16,960 --> 00:06:17,770
‫لوسی؟

77
00:06:17,940 --> 00:06:18,880
‫بله.

78
00:06:30,100 --> 00:06:31,350
‫چه خونه‌ی قشنگی!

79
00:06:32,180 --> 00:06:35,560
‫خوش برگشتین! تا صدای ماشینو شنیدم پریدم بیرون!

80
00:06:36,230 --> 00:06:37,230
‫ما برگشتیم!

81
00:06:40,650 --> 00:06:42,360
‫یکی این‌جا بدجور سرِ کیف بوده!

82
00:06:43,360 --> 00:06:44,360
‫ببین!

83
00:06:45,700 --> 00:06:47,120
‫لوسی هستی، درسته؟!

84
00:06:48,950 --> 00:06:49,950
‫خوشوقتم.

85
00:06:51,500 --> 00:06:53,910
‫مرسی که دعوتم کردین.

86
00:06:57,960 --> 00:06:59,380
‫چه خوشمزه‌ست!

87
00:06:59,380 --> 00:07:01,550
‫همه‌ش وگانه؟

88
00:07:01,550 --> 00:07:03,380
‫باورم نمی‌شه!

89
00:07:03,380 --> 00:07:07,340
‫خوشحالم که خوشت اومده لوسی! هرچقدر خواستی بخور!

90
00:07:08,430 --> 00:07:11,390
‫چارلی، آروم‌آروم بخور!

91
00:07:12,350 --> 00:07:14,060
‫ولی چه سورپرایزی!

92
00:07:14,060 --> 00:07:17,440
‫نمی‌دونستم همون دخترِ توی اون ویدیویی که می‌خواست یه گربه رو نجات بده!

93
00:07:17,440 --> 00:07:21,070
‫منم نمی‌دونستم ویدیوئه اینقدر وایرال شده.

94
00:07:23,990 --> 00:07:25,650
‫یعنی مامانم هم دیدتش؟!

95
00:07:25,650 --> 00:07:29,820
‫اگه ازشون خواستی که حذفش کنن که دیگه نگرانی نداره.

96
00:07:29,830 --> 00:07:32,580
‫به والدینت اطلاع دادی میای پیش ما؟

97
00:07:32,580 --> 00:07:35,830
‫آره! البته فقط من و مامانمیم.

98
00:07:37,000 --> 00:07:38,420
‫متأسفم.

99
00:07:38,420 --> 00:07:39,590
‫اشکالی نداره.

100
00:07:41,090 --> 00:07:43,590
‫وای، اینم خیلی خوشمزه‌ست!

101
00:07:43,590 --> 00:07:45,090
‫می‌گم لوسی،

102
00:07:45,090 --> 00:07:48,180
‫چارلی توی مدرسه چطوریاست؟!

103
00:07:48,180 --> 00:07:51,140
‫این بچه رو می‌بینی، هیچی به ما نمی‌گه!

104
00:07:51,140 --> 00:07:54,060
‫تو می‌گی اوضاع و احوالش خوبه؟

105
00:07:55,980 --> 00:07:57,350
‫راستشو بخوام بگم،

106
00:07:57,940 --> 00:08:00,560
‫وضعش چندان هم خوب نیست.

107
00:08:00,560 --> 00:08:02,570
‫مخصوصاً بعد اون حمله‌ی تروریستی.

108
00:08:03,150 --> 00:08:04,530
‫درسته...

109
00:08:05,110 --> 00:08:07,200
‫می‌شه منم یه سوال ازتون بپرسم؟

110
00:08:07,200 --> 00:08:09,990
‫معلومه! هرچی دوست داری بپرس!

111
00:08:11,070 --> 00:08:13,990
‫از نظرتون من هم باید وگان بشم؟

112
00:08:15,580 --> 00:08:18,040
‫لطفاً بهم بگین اگه اشتباه می‌کنم،

113
00:08:18,040 --> 00:08:21,290
‫فکر نکنم این غذاها برای خوشمزگی یا سالم‌بودن تهیه شده باشن،

114
00:08:21,290 --> 00:08:23,710
‫بیشتر بحثِ انجامِ کارِ درسته، این‌طور نیست؟

115
00:08:23,710 --> 00:08:28,380
‫و امثال اون گروه تروریستی هم از همین طرز تفکر پدید اومدن. اشتباه می‌کنم؟

116
00:08:28,380 --> 00:08:33,010
‫اجازه بده لوسی! ما نه فعال اجتماعی هستیم،

117
00:08:33,010 --> 00:08:35,890
‫نه دلمون می‌خواد عقایدمون رو به دیگران تحمیل کنیم.

118
00:08:35,890 --> 00:08:38,810
‫به‌علاوه، تبلیغِ وگان از طریق کارای تروریستی،

119
00:08:38,810 --> 00:08:41,900
‫اساساً هم از لحاظ قانونی هم از لحاظ اخلاقی درست نیست!

120
00:08:41,900 --> 00:08:43,360
‫هوم، خوبه که وگان بشی.

121
00:08:44,730 --> 00:08:48,610
‫خودت ازمون پرسیدی که به‌نظرمون باید وگان باشی یا نه دیگه؟

122
00:08:48,610 --> 00:08:51,610
‫و جواب من اینه که، اگه با وگان شدن،

123
00:08:51,620 --> 00:08:53,870
‫قرار نیست آسیبی ببینی، چرا که نه.

124
00:08:53,870 --> 00:08:58,700
‫می‌تونی اولش با فقط یه‌وعده‌ی وگان در روز شروع کنی،

125
00:08:58,710 --> 00:09:01,250
‫یا حتی به دوشنبه‌های بدون‌گوشت بپیوندی.

126
00:09:01,250 --> 00:09:03,080
‫هر تلاش کوچیکی بهتر از هیچیه.

127
00:09:03,090 --> 00:09:06,050
‫آخرشم سبک‌زندگیِ بی‌نقص رو هیچ‌جا پیدا نمی‌کنی،

128
00:09:06,630 --> 00:09:11,090
‫ولی همیشه یک انتخابِ بهتر وجود داره. این چیزیه که من فکر می‌کنم.

129
00:09:11,090 --> 00:09:15,350
‫پس یعنی وگان اون سبک‌زندگیِ بی‌نقص نیست؟

130
00:09:15,350 --> 00:09:19,940
‫معلومه که نه! حیوونا سرِ مزارع زراعی هم کشته می‌شن!

131
00:09:20,520 --> 00:09:25,150
‫بخش بزرگی از تولیدات مدرن وابسته به قربانی‌شدنِ حیواناته.

132
00:09:25,150 --> 00:09:30,400
‫غیرممکنه که بشه کاملاً بهره‌برداری از حیوانات رو از زندگی‌مون حذف کنیم.

133
00:09:31,070 --> 00:09:36,370
‫وگان‌بودن هم به تو حقِ قضاوت کردنِ دیگران رو نمی‌ده،

134
00:09:37,160 --> 00:09:40,540
‫اما متأسفانه احتمالاً این چیزیه که اون آدما بهش باور دارن.

135
00:09:41,120 --> 00:09:43,790
‫صرف نظر از این‌که تمام انسان‌ها، سوءاستفاده‌گران حیواناتن.

136
00:09:44,710 --> 00:09:47,340
‫تمام انسان‌ها سوءاستفاده‌گران حیواناتن؟

137
00:09:47,340 --> 00:09:51,420
‫نگاه خیلی بدبینانه‌ای به جهانه.

138
00:09:51,430 --> 00:09:53,760
‫در این‌صورت وگان‌بودن،

139
00:09:53,760 --> 00:09:56,390
‫بی‌معنی نمی‌شه؟

140
00:09:59,350 --> 00:10:00,520
‫شاید بشه!

141
00:10:00,520 --> 00:10:06,860
‫اما بازم این‌جوری نیست که ما آدما یا قدیسیم یا قاتلِ سریالی!

142
00:10:07,860 --> 00:10:11,400
‫به همین ترتیب، نه کاملاً منفی‌نگریم نه قهرمانِ روی زمین.

143
00:10:11,400 --> 00:10:14,740
‫فقط یک گروه آدمیزادِ عادی توی این دنیاییم.

144
00:10:16,160 --> 00:10:17,700
‫منم عادی‌ام؟!

145
00:10:21,250 --> 00:10:23,040
‫ببخشید همچین سوال سنگینی رو پروندم!

146
00:10:23,040 --> 00:10:24,920
‫نتونستم جلوی خودم رو بگیرم.

147
00:10:25,500 --> 00:10:26,580
‫ولی ایول!

148
00:10:26,590 --> 00:10:32,210
‫خیال می‌کردم تمام وگان‌ها دربرابر
‫عقیده‌شون سفت‌وسخت و خشکن.

149
00:10:32,220 --> 00:10:34,840
‫ما هم مثل همه‌ی خونواده‌های دیگه.

150
00:10:34,840 --> 00:10:39,060
‫اتاق شلم‌شوربای چارلی خودش بیانیه‌ی تمام پسرهای نوجوونه!

151
00:10:39,060 --> 00:10:41,850
‫عه؟! دلم خواست اتاقش رو ببینم!

152
00:10:41,850 --> 00:10:45,560
‫چارلی، لوسی رو به اتاقت راهنمایی می‌کنی؟!

153
00:10:45,560 --> 00:10:46,080
‫باشه.

154
00:10:46,170 --> 00:10:47,190
‫آخجون!

155
00:10:53,320 --> 00:10:55,570
‫هنوز مونده تا تعویض شیفت؟..

156
00:10:55,570 --> 00:10:56,870
‫رادیو رو روشن کن لااقل.

157
00:11:00,870 --> 00:11:02,120
‫رفتن بالا.

158
00:11:02,120 --> 00:11:04,870
‫اشتاین‌ها پایین توی ناهارخوری ان.

159
00:11:04,870 --> 00:11:06,210
‫وقت خوبیه.

160
00:11:06,210 --> 00:11:08,540
‫اون دختره، لوسی هم؟

161
00:11:08,540 --> 00:11:10,840
‫آره، فقط چارلی بمونه.

162
00:11:11,590 --> 00:11:13,300
‫از شر بقیه خلاص شین.

163
00:11:14,930 --> 00:11:16,180
‫خوشت نیومد؟

164
00:11:16,180 --> 00:11:19,970
‫پس چی. هیچ‌وقت به کشتن زن‌ها و بچه‌ها عادت نمی‌کنم،

165
00:11:19,970 --> 00:11:21,810
‫مهم نیست بار چندمم باشه.

166
00:11:21,810 --> 00:11:25,520
‫عه!؟ حتی اون وقتی که داشتی واسه بقیه کُری می‌خوندی؟!

167
00:11:25,520 --> 00:11:27,980
‫باید روحیه‌شون رو بالا نگه دارم.

168
00:11:27,980 --> 00:11:29,900
‫بحث احساسات شخصیم جداست.

169
00:11:30,610 --> 00:11:32,150
‫شنیدی، مینسو؟!

170
00:11:32,150 --> 00:11:35,490
‫رئیست عجب مردیه ها، نه؟!

171
00:11:36,570 --> 00:11:39,830
‫درسته که احساس همدردی از مهم‌ترین نیازهاست؛

172
00:11:40,410 --> 00:11:42,950
‫اما برای بیداریِ چارلی لازمه که،

173
00:11:42,950 --> 00:11:45,290
‫به طور کامل قرنطینه‌ش کنیم.

174
00:11:45,870 --> 00:11:48,670
‫تنها جایی که بهش تعلق داره، اِی‌ال‌اِی هست و بس.

175
00:11:50,090 --> 00:11:53,050
‫هرچند، من از دختره هم خوشم اومده.

176
00:11:53,050 --> 00:11:54,510
‫حیفه واقعاً.

177
00:11:54,510 --> 00:11:55,920
‫اطاعت.

178
00:11:56,510 --> 00:11:58,390
‫گاردت رو پایین نیاری، فرمانده.

179
00:11:58,970 --> 00:12:01,510
‫طبق گزارشات اف‌بی‌آی،

180
00:12:01,510 --> 00:12:05,600
‫چارلی وقتی 5سالش بوده 7 افسر پلیس رو بیمارستانی کرده.

181
00:12:05,600 --> 00:12:07,350
‫بچه‌ی سرتقِ خشنیه!

182
00:12:08,900 --> 00:12:11,520
‫گفت 7تا افسر، مینسو.

183
00:12:24,540 --> 00:12:28,460
‫در مقایسه‌ی میدون جنگ، این پلیسای
‫دهاتی و سوسول به درد لای جرز می‌خورن.

184
00:12:28,460 --> 00:12:29,460
‫بریم.

185
00:12:35,880 --> 00:12:37,550
‫این عکس بچگیاته؟

186
00:12:37,550 --> 00:12:38,930
‫ای خدا!

187
00:12:39,760 --> 00:12:43,010
‫لوسی می‌تونه دوست خوبی واسه‌ش باشه.

188
00:12:43,010 --> 00:12:45,060
‫یه‌کم عجیب‌غریبه البته.

189
00:12:45,560 --> 00:12:47,600
‫خواست بره خودم می‌رسونمش.

190
00:12:48,850 --> 00:12:50,520
‫چی شده، هانا؟

191
00:12:50,520 --> 00:12:54,770
‫ببخشید.. آخه این اولین‌بارمونه دیگه!

192
00:12:54,770 --> 00:12:57,570
‫چارلی با یه آدم دیگه غیر ما مکالمه داشت!

193
00:12:57,570 --> 00:12:58,700
‫خیلی خوشحالم!

194
00:12:59,400 --> 00:13:02,950
‫همین‌طوره! مطمئنم اوضاعمون به زودی درست می‌شه.

195
00:13:16,170 --> 00:13:20,300
‫عا، این برای مسافرت خونوادگیه؟ چند سالت بوده؟

196
00:13:22,340 --> 00:13:25,850
‫دلم می‌خواد یه‌بار مامان لوسی رو هم دعوت کنم.

197
00:13:25,850 --> 00:13:27,520
‫عالیه! یادت باشه از لوسی بپرس...

198
00:13:27,520 --> 00:13:28,980
‫بابا!

199
00:13:32,060 --> 00:13:33,440
‫هانا، برو عقب!

200
00:13:35,400 --> 00:13:36,520
‫برت!

201
00:13:36,530 --> 00:13:37,610
‫چارلی!

202
00:14:04,340 --> 00:14:05,640
‫راست‌دستی، درسته؟

203
00:14:08,560 --> 00:14:09,810
‫چارلی، پشتت!

204
00:14:25,660 --> 00:14:30,040
‫مامان، زنگ بزن 911(پلیس) و به اپراتور بگو:

205
00:14:31,080 --> 00:14:33,960
‫سه‌تا دزد به خونه‌مون حمله کردن.

206
00:14:37,210 --> 00:14:41,210
‫الو، پلیس؟ توروخدا به دادمون برسین!

207
00:14:41,210 --> 00:14:44,590
‫بله، دزد اومده! یهو ریختن تو خونه‌مون دوتای...

208
00:14:45,010 --> 00:14:46,600
‫نه، سه‌تایی!

209
00:14:47,930 --> 00:14:51,520
‫هان؟ آره، همین حالا! سریع‌تر یکی رو بف...

210
00:14:51,520 --> 00:14:52,730
‫برقا رفت؟

211
00:14:53,940 --> 00:14:55,190
‫هانا، منم.

212
00:14:55,190 --> 00:14:58,110
‫برت! لوسی کو؟ لوسی؟!

213
00:14:58,110 --> 00:15:01,900
‫این‌جام. هانا گوشیت رو خاموش کن، پیدامون می‌کنن.

214
00:15:01,900 --> 00:15:03,400
‫چارلی.. کجایی؟

215
00:15:03,400 --> 00:15:06,700
‫همگی آروم باشین. ژنراتور الآن روشن می‌شه.

216
00:15:10,330 --> 00:15:12,080
‫کوشن؟ فرار کردن؟

217
00:15:14,370 --> 00:15:15,910
‫ببخشید پرتت کردم.

218
00:15:15,920 --> 00:15:16,960
‫هان؟...

219
00:15:18,590 --> 00:15:19,710
‫پلیسا رسیدن.

220
00:15:19,710 --> 00:15:20,900
‫شما دونفر خوبین؟

221
00:15:21,070 --> 00:15:21,500
‫هوم.

222
00:15:22,670 --> 00:15:24,510
‫لوسی، صدمه ندیدی؟

223
00:15:25,220 --> 00:15:26,430
‫نه...

224
00:15:41,270 --> 00:15:43,230
‫گزارش حادثه رو نوشتم.

225
00:15:43,740 --> 00:15:46,490
‫گفتن مجرما سیستم امنیتمون رو مختل کرده بودن،

226
00:15:46,490 --> 00:15:49,240
‫هیچی روی دوربین‌ها ضبط نشده.

227
00:15:49,240 --> 00:15:52,200
‫یعنی چی!.. پلیس دیگه چی گفت؟

228
00:15:52,200 --> 00:15:55,580
‫فعلاً به‌عنوان سرقت تحت بررسی قرارش می‌دن،

229
00:15:56,160 --> 00:15:58,170
‫و تعداد گشت‌های اطراف رو هم زیاد می‌کنن.

230
00:15:58,170 --> 00:16:01,920
‫همین؟! کجای این شبیه یه سرقت ساده بود؟!

231
00:16:01,920 --> 00:16:04,090
‫معلوم بود دنبال چارلی اومدن!

232
00:16:05,510 --> 00:16:06,550
‫ببخشید...

233
00:16:07,680 --> 00:16:08,800
‫الدرد هستم.

234
00:16:09,840 --> 00:16:11,470
‫مامان لوسی.

235
00:16:12,600 --> 00:16:14,220
‫خوشوقتم، الدرد-سان!

236
00:16:14,850 --> 00:16:16,020
‫هانا هستم.

237
00:16:16,020 --> 00:16:17,850
‫برای اتفاقی که افتاد واقعاً عذر 

238
00:16:24,360 --> 00:16:25,780
‫چرا این‌طوری شد..

239
00:16:26,610 --> 00:16:27,650
‫ببخشید...

240
00:16:28,570 --> 00:16:31,740
‫اشتاین-سان، حرفم رو دوباره تکرار نمی‌کنم؛

241
00:16:32,660 --> 00:16:34,830
‫از دخترم دور بمونین.

242
00:16:36,040 --> 00:16:37,120
‫مامان!

243
00:16:37,120 --> 00:16:38,750
‫چیکار داری می‌کنی؟!

244
00:16:39,330 --> 00:16:40,710
!حرف زشتی که نزدی؟

245
00:16:41,380 --> 00:16:44,040
‫عا، چارلی! های! روبه‌راهی؟

246
00:16:44,050 --> 00:16:45,170
‫لوسی!

247
00:16:45,170 --> 00:16:46,920
‫هیچ حالیت هست؟!

248
00:16:46,920 --> 00:16:49,380
‫می‌خواستن بکشنت! داشتی می‌مردی!

249
00:16:49,380 --> 00:16:52,850
‫صددفعه بهت گفتم از این پسرمیمونی فاصله بگیر!

250
00:16:52,850 --> 00:16:56,470
‫اون‌وقت پررو پررو برگشتی به من دروغ می‌گی که داری توی کتابخونه درس می‌خونی؟!

251
00:16:56,470 --> 00:16:58,560
‫نه مامان.. آخه..

252
00:16:58,560 --> 00:17:01,520
‫ببخشید، الآن پسرمیمونی رو با کی بودین؟!

253
00:17:01,520 --> 00:17:02,750
‫ولش کن، هانا!

254
00:17:02,830 --> 00:17:04,320
‫چی رو ول کنم!؟...

255
00:17:05,570 --> 00:17:06,860
‫دیگه به این‌جام رسیده!

256
00:17:06,860 --> 00:17:09,190
‫از همون اولش باید به تصمیم مدرسه اعتراض می‌کردم!

257
00:17:09,200 --> 00:17:11,070
‫باشه! حالا انجامش می‌دم!

258
00:17:11,070 --> 00:17:15,660
‫لوسی! یه‌بار دیگه دم‌پرِ اون پسرمیمونی
‫ببینمت فرستادمت مدرسه‌ی شبانه‌روزی!

259
00:17:15,660 --> 00:17:17,040
‫بابا!...

260
00:17:24,590 --> 00:17:28,300
‫مطمئنی اشکالی نداره بذاریم بره مدرسه؟

261
00:17:28,300 --> 00:17:29,970
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداریم.

262
00:17:29,970 --> 00:17:32,510
‫حالا ما دوتا که تحت حمایت پلیسیم،

263
00:17:32,510 --> 00:17:35,470
‫ولی اطمینانی نیست که به همون‌اندازه مراقب چارلی هم باشن.

264
00:17:36,220 --> 00:17:39,480
‫توی مدرسه باشه امن‌تره تا توی خونه تنها.

265
00:17:40,690 --> 00:17:44,480
‫به نظرت اینایی که ریختن تو خونه‌مون،
‫ربطی به اون حمله‌های تروریستی دارن؟

266
00:17:45,190 --> 00:17:46,940
‫آخه عجیبه دیگه!

267
00:17:46,940 --> 00:17:51,150
‫همه‌ی اینا درست موقعی که چارلی مدرسه‌رفتن رو شروع کرد اتفاق افتاد!

268
00:17:52,820 --> 00:17:54,030
‫نمی‌دونم،

269
00:17:54,030 --> 00:17:56,700
‫فعلاً باید بسپریمش دست پلیس.

270
00:17:59,250 --> 00:18:02,460
‫انگار جز افتادن دنبالِ شهروندای بی‌گناه کار دیگه‌ای هم ازشون ساخته‌ست!

271
00:18:02,460 --> 00:18:04,670
‫واقعاً که یه‌مشت مفت‌خور بی‌مصرفن!

272
00:18:13,680 --> 00:18:14,840
‫بروبابا! واقعاً؟

273
00:18:14,840 --> 00:18:16,390
‫به خدا! ولی ها..

274
00:18:16,390 --> 00:18:18,680
‫شنیدم لوسی هم قاتی ماجرا بوده!

275
00:18:18,680 --> 00:18:21,770
‫چی؟ اون دوتا از کجا همو می‌شناسن؟

276
00:18:29,070 --> 00:18:32,610
‫زنگ ناهار توی پارک می‌بینمت!

277
00:18:33,400 --> 00:18:34,570
‫ببخشید.

278
00:18:34,570 --> 00:18:37,990
‫ممکنه بعضی از معلما جاسوس مامانم باشن!

279
00:18:37,990 --> 00:18:39,330
‫جاسوس؟

280
00:18:39,330 --> 00:18:43,000
‫آره. مامانم عضو هیئت‌مدیره‌ی مدرسه‌ست.

281
00:18:44,120 --> 00:18:48,800
‫دیشب داشت می‌گفت می‌خواد از بقیه
‫امضا جمع کنه که تو رو بندازن بیرون.

282
00:18:49,670 --> 00:18:54,510
‫به زور پشیمونش کردم، اگه عوضش دیگه هیچ‌جوره نزدیکت نشم.

283
00:18:55,130 --> 00:18:59,720
‫اگه بفهمه باز باهات حرف زدم، ممکنه این‌دفعه منو منتقل کنه!

284
00:19:00,220 --> 00:19:01,850
‫خیلی مریضه به‌خدا!

285
00:19:03,390 --> 00:19:05,100
‫بعدش چی شد؟

286
00:19:05,100 --> 00:19:07,480
‫گفتن می‌تونن ردشونو بزنن یا نه؟

287
00:19:08,230 --> 00:19:09,230
‫نمی‌دونم.

288
00:19:12,400 --> 00:19:15,200
‫حتی نمی‌دونیم کدوم نره‌خرایین.

289
00:19:15,200 --> 00:19:18,030
‫مامانم هم حق داره نگران باشه بنده‌خدا.

290
00:19:18,620 --> 00:19:20,080
‫تو هم نگرانی؟

291
00:19:20,080 --> 00:19:21,740
‫آره خب!

292
00:19:21,740 --> 00:19:27,210
‫کی بعدِ این‌که دوتا مردِ سیاهپوش بهش حمله‌ور شدن، نگرانی نمی‌گیره؟!

293
00:19:28,210 --> 00:19:29,460
‫نگرانی یعنی...

294
00:19:30,880 --> 00:19:34,970
‫احساس بدی درمورد اتفاق خطرناکی که ممکنه در آینده بیفته داشته باشی، آره؟

295
00:19:35,930 --> 00:19:38,430
‫چرا همون وقتی که اتفاق افتاد نگرانش نمی‌شی؟

296
00:19:38,430 --> 00:19:40,050
‫الآن که هنوز هیچ خبری نیست.

297
00:19:41,970 --> 00:19:43,770
‫حق گفتی، دهنت!

298
00:19:43,770 --> 00:19:45,430
‫ولی اگه به همین راحتی بود که،

299
00:19:45,440 --> 00:19:48,020
‫تراپیست‌جماعت باید بارشونو می‌بست و با قاره‌ی آمریکا بای‌بای می‌کرد!

300
00:19:49,440 --> 00:19:52,820
‫نگرانی چقدر دردناک و آزاردهنده‌ست؟

301
00:19:52,820 --> 00:19:54,570
‫بگم چقدر...

302
00:19:54,570 --> 00:19:56,190
‫خیلی خیلی زیاد!

303
00:19:56,200 --> 00:19:58,620
‫این‌جوری نیست که بتونم برات اندازه بگیرمش.

304
00:19:59,280 --> 00:20:01,620
‫مثلاً مردم برای خلاص‌شدن از نگرانی،

305
00:20:01,620 --> 00:20:04,500
‫می‌رن ورزش می‌کنن یا می‌رن مست می‌کنن..

306
00:20:05,080 --> 00:20:06,080
‫یعنی احتمالاً!

307
00:20:07,210 --> 00:20:11,000
‫اگه اون آدما دستگیر بشن تو خیالت راحت می‌شه، لوسی؟

308
00:20:11,000 --> 00:20:12,210
‫معلومه!

309
00:20:12,210 --> 00:20:14,710
‫ریدم! کلاسم الآن شروع می‌شه!

310
00:20:14,710 --> 00:20:15,880
‫باید برم.

311
00:20:36,820 --> 00:20:37,470
‫گرفتی؟

312
00:20:37,510 --> 00:20:37,990
‫هوم.

313
00:20:41,660 --> 00:20:43,910
‫به‌به! فرمانده، بفرمایین.

314
00:20:45,290 --> 00:20:46,790
‫مسکن خدمت شما.

315
00:20:48,040 --> 00:20:49,250
‫دستت چطوره؟

316
00:20:51,290 --> 00:20:52,590
‫خیلی بهتر شده.

317
00:20:53,590 --> 00:20:55,920
‫نزدیک بود تاندونم رو پاره کنه.

318
00:20:55,920 --> 00:20:57,840
‫قدرت بدنیش ترسناکه..

319
00:21:00,590 --> 00:21:01,970
‫هِتِروسیس؛

320
00:21:02,640 --> 00:21:04,760
‫هایبریدی از دو گونه‌ی مختلف،

321
00:21:04,760 --> 00:21:08,940
‫که بهترین خصوصیات هر کدوم از والدینش رو به ارث می‌بره.

322
00:21:09,520 --> 00:21:13,440
‫مثلاً قاطر که از خر قوی‌تر و از اسب مطیع‌تره.

323
00:21:13,440 --> 00:21:15,480
‫هتروسیس یعنی این.

324
00:21:15,480 --> 00:21:17,440
‫که یعنی..

325
00:21:17,440 --> 00:21:21,700
‫از شامپانزه قوی‌تر و از انسان باهوش‌تره.

326
00:21:24,990 --> 00:21:26,450
‫حریف سرسختیه.

327
00:21:28,330 --> 00:21:30,830
‫اما بازم کی فکرشو می‌کرد اینقدر جَلد باشه؟!

328
00:21:30,830 --> 00:21:33,380
‫من یکی که اصلاً انتظارشو نداشتم.

329
00:21:33,380 --> 00:21:34,670
‫حالا چی؟

330
00:21:34,670 --> 00:21:38,340
‫پلیس حواسش جمعه، نمی‌شه یه شبیخون دیگه بزنیم.

331
00:21:38,340 --> 00:21:39,670
‫منم که تو این وضعم.

332
00:21:42,220 --> 00:21:44,260
‫چارلی رو بدزدیم چی؟

333
00:21:44,890 --> 00:21:46,220
‫سریع‌ترین راه همینه.

334
00:21:47,140 --> 00:21:49,730
‫می‌تونی بدون صدمه‌زدن بهش انجامش بدی؟

335
00:21:53,810 --> 00:21:55,020
‫پلیسه؟

336
00:21:59,240 --> 00:22:00,320
‫بفرمایین؟

337
00:22:03,000 --> 00:22:08,000
کانال ما در تلگرام
@talafilm_top

338
00:22:08,030 --> 00:22:18,000
www.TalaFilm.Top