1
00:00:00,200 --> 00:00:04,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:04,030 --> 00:00:08,500
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

3
00:00:08,717 --> 00:00:12,595
‫فوتبال برای من هیچ‌ وقت
‫فقط یه بازی نبود.

4
00:00:12,637 --> 00:00:15,515
‫زندگیم بود.

5
00:00:15,682 --> 00:00:18,560
‫محله‌ من توی بروکلین جای خشنی بود.

6
00:00:18,643 --> 00:00:21,896
‫و بیش از حد به فرودگاه
جی ‌اف ‌کی ‫نزدیک بود

7
00:00:22,022 --> 00:00:24,149
‫ولی فوتبال باعث شد
‫از اونجا بیرون بیام.

8
00:00:24,274 --> 00:00:26,484
‫با اولین انتخاب، تیم گرین ‌بی،
‫انتخاب میکنه :

9
00:00:26,568 --> 00:00:30,572
‫رجی دینکینز از دانشگاه راتگرز رو.

10
00:00:30,655 --> 00:00:36,369
‫و رانینگ ‌بکِ تیم منتخب، رجی دینکینز،
‫حالا دو بار برنده عنوان ام ‌وی ‌پیِ ان ‌اف ‌ال شده.

11
00:00:36,453 --> 00:00:40,415
‫ولی اون ام ‌وی ‌پی که واقعاً میخوام،
‫سینی گوشت گوساله جدید مک‌ دونالده.

12
00:00:40,540 --> 00:00:42,083
‫رسمی شد، مردم!

13
00:00:42,167 --> 00:00:45,295
‫رجی دینکینز، فرزندِ بروکلین،
‫داره به خونه برمیگرده.

14
00:00:45,378 --> 00:00:47,464
‫۲۰۰۵.

15
00:00:47,505 --> 00:00:52,093
‫اون فصل، فصلِ تقدیر بود
و ‫قرار بود به یه اسطوره تبدیل بشم

16
00:00:58,224 --> 00:01:01,102
‫نه. نه، از این خوشم نیومد.

17
00:01:01,186 --> 00:01:03,646
‫از این خوشم نیومد
خیلی بد شده

18
00:01:03,730 --> 00:01:06,983
‫خب، باشه، تو...
‫این هنوز در حال تکمیله...

19
00:01:07,108 --> 00:01:10,362
‫واضحه، ولی خب، میدونی، تو من رو استخدام کردی
...تا یه مستند در موردت بسازم، پس

20
00:01:10,487 --> 00:01:12,614
‫نه، من استخدامت کردم
تا ‫هر چی بهت میگم رو انجام بدی

21
00:01:12,697 --> 00:01:15,200
‫الان باید کلاه تهیه ‌کنندگیم رو ‫سرم بذارم

22
00:01:15,283 --> 00:01:18,411
‫این فیلم قراره به مردم نشون بده
‫که من چقدر فوق ‌العاده‌م!

23
00:01:18,453 --> 00:01:20,246
‫جریان اون موسیقی متن چیه؟

24
00:01:20,330 --> 00:01:22,957
‫نامزدم برینا باید آهنگ تیتراژ رو اجرا کنه.

25
00:01:23,083 --> 00:01:25,502
‫برینا! حله عزیزم!

26
00:01:27,712 --> 00:01:31,758
‫♪ رجی دینکینز بهترینه ♪

27
00:01:31,841 --> 00:01:33,968
!اون میدونه
!فقط نگاه کن

28
00:01:34,052 --> 00:01:35,428
‫♪ توی فوتبال و بوسه‌ های شیرین شبانه ♪

29
00:01:35,470 --> 00:01:38,056
‫وای! این همون چیزیه که مردم میخوان.

30
00:01:40,000 --> 00:01:46,856
<i>[ سقوط و صعود رجی دینکینز ]
[ فصل اول : قسمت اول ]</i>

31
00:01:46,940 --> 00:01:50,527
‫به دنیای من، خوش اومدید.

32
00:01:50,610 --> 00:01:57,951
‫آره، من ستاره‌ ان‌ اف ‌ال بودم
ولی مهم ‌ترین ‫وظیفه‌ الانم یه بابای مهربون بودنه

33
00:01:58,034 --> 00:02:00,912
‫اوه، ببین، کارملو.

34
00:02:00,954 --> 00:02:06,042
‫می‌بینم که داری به نصیحتم عمل میکنی
‫با مطالعه، ذهنت رو پرورش میدی.

35
00:02:06,084 --> 00:02:08,003
‫شک نکن، بابا.

36
00:02:08,128 --> 00:02:11,381
‫کتاب‌ ها فیلم‌ های مغز هستن.

37
00:02:11,464 --> 00:02:13,717
‫حالا، دقیقاً همینجا...
‫این رو می‌بینی، مگه نه؟

38
00:02:13,758 --> 00:02:15,385
‫همه‌ دارید این رو میگیرید؟

39
00:02:15,468 --> 00:02:20,849
‫دقیقاً همینجاست که وقتی داخل تالار مشاهیر شدم.
‫میخوام کت طلاییم رو آویزون کنم.

40
00:02:20,890 --> 00:02:24,019
‫وایسا، مگه تو عضو تالار مشاهیر نیستی؟

41
00:02:24,102 --> 00:02:27,105
‫استن. بعد از اون دوران
‫حرفه ‌ایِ فوق‌ العاده‌ت؟

42
00:02:27,147 --> 00:02:32,277
‫خب، همین رو بگو، ‫راستی،
دوست منه، فارغ از هر نژادی.

43
00:02:32,318 --> 00:02:33,945
‫باور نکردنیه.

44
00:02:33,987 --> 00:02:36,614
‫همونطور که همیشه به دانشجوهام
‫توی دانشگاه مریلند میگم...

45
00:02:36,740 --> 00:02:42,078
‫مستند سازی یعنی شکافتنِ اون تظاهری
که ‫آدم‌‌ ها میخوان به دنیا نشون بدن

46
00:02:42,120 --> 00:02:46,291
‫رفیق، این پوسترها رو
با خودت ‫از خونه آوردی؟

47
00:02:46,416 --> 00:02:48,668
‫من و رجی سال ۲۰۰۳ توی
اردوی تمرینی ‫با هم آشنا شدیم

48
00:02:48,793 --> 00:02:53,214
‫من فقط یه بازیکن ذخیره بودم،
‫از دانشگاه میامیِ اونیانتا...

49
00:02:53,340 --> 00:02:55,175
‫ولی رجی برای خودش کسی بود.

50
00:02:55,342 --> 00:02:58,094
‫توی رستوران هاردیز
یه تاکو ‫به اسمش زده بودن

51
00:02:58,219 --> 00:03:02,015
‫برای همین فکر نمیکنید که من و اون وجه اشتراکی
‫ داشته باشیم، ولی سریع با هم جور شدیم.

52
00:03:02,098 --> 00:03:03,850
‫حالا رجی میذاره توی
زیرزمینش ‫زندگی کنم

53
00:03:03,975 --> 00:03:05,643
‫میدونید، از این کارهای رفیق ‌فابریکی.

54
00:03:05,727 --> 00:03:07,729
‫مدیریت همه شبکه‌ های اجتماعی‌ اون با منه.

55
00:03:07,854 --> 00:03:09,189
‫هفته پیش ویدیومون وایرال شد...

56
00:03:09,230 --> 00:03:13,276
‫چون روی گردنم حساسیت پوستی داشتم،
‫و کلی پرستار باهامون تماس گرفتن.

57
00:03:15,945 --> 00:03:18,740
‫واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم که تونستی
‫بعد از اون اتفاقات، پولت رو نگه داری...

58
00:03:18,782 --> 00:03:20,075
‫آره!

59
00:03:20,116 --> 00:03:22,410
‫همش به لطف مدیر برنامه‌ ها و کسب و کارمه.

60
00:03:22,494 --> 00:03:23,995
‫اون به همه این مسائل رسیدگی میکنه.

61
00:03:24,079 --> 00:03:27,624
‫آره، شنیدم چند سال پیش از رایان رینولدز
‫و دوستش یه تیم فوتبال ولزی خریدی.

62
00:03:27,707 --> 00:03:30,126
‫آره، اون واقعاً کار درسته!

63
00:03:30,251 --> 00:03:32,504
‫به خاطر اون بود که اسم
باراکودام رو مونیکا گذاشتم

64
00:03:32,545 --> 00:03:34,923
‫- مامان!
‫- سلام عزیزم.

65
00:03:35,048 --> 00:03:38,426
سلام. ‫پدرت...؟ اوه

66
00:03:38,468 --> 00:03:41,805
‫اوه، آخه... چند وقته
‫که وضعیت اینجوریه؟

67
00:03:41,888 --> 00:03:43,223
‫سه روزه.

68
00:03:43,264 --> 00:03:46,101
‫پس زن سابقت هنوز مدیر برنامه توئه.

69
00:03:46,142 --> 00:03:51,439
‫وقتی به کسی احتیاج داشتم که پشتم باشه،
‫رفتم سراغ تنها کسی که از اول باهام بود.

70
00:03:51,481 --> 00:03:53,775
‫کلاس نهم، این مدرسه کاتولیک...

71
00:03:53,817 --> 00:03:59,030
‫با یه برنامه فوتبال حسابی میخواست ‫بهم بورسیه بده
ولی خیلی از بروکلین دور بود

72
00:03:59,114 --> 00:04:00,573
‫ایل کوو رو میشناسی؟

73
00:04:00,615 --> 00:04:04,077
‫مونیکا کل پول ‌هایی که پس ‌انداز کرده بود رو
‫برداشت و برام یه اسکوتر خرید...

74
00:04:04,160 --> 00:04:06,037
‫تا بتونم هر روز به مدرسه برم.

75
00:04:06,121 --> 00:04:08,957
‫پسر، بدون اون به هیچ ‌جا نمیرسیدم.

76
00:04:08,998 --> 00:04:12,252
‫به هر حال دیگه عشقت نیست.

77
00:04:12,335 --> 00:04:14,587
‫یه استفاده عالی‌ از اصطلاحات خیابونی بود.

78
00:04:14,671 --> 00:04:17,382
‫- زندگی پیچیده‌ست...
‫- رجی.

79
00:04:17,424 --> 00:04:21,011
‫اوه، دوست ندارم حرفتون رو قطع کنم،
‫ولی میشه تنهایی باهات حرف بزنم لطفاً؟

80
00:04:21,052 --> 00:04:22,554
‫فکر نمیکنم.

81
00:04:22,679 --> 00:04:25,432
‫ببین، سبک آرتور توبین درگیر کننده‌ست.

82
00:04:25,473 --> 00:04:27,267
‫اون حتی دیشب از خوابیدنم فیلم گرفت.

83
00:04:27,308 --> 00:04:32,063
‫حرف زدن توی خواب مال بچه‌ هاست.

84
00:04:32,147 --> 00:04:35,775
‫اگه یه وقت توی خواب حرف میزدم،
‫خیلی خجالت میکشیدم.

85
00:04:38,361 --> 00:04:43,158
‫رجی، وقتی ازم پرسیدی،
‫گفتم که مستند نساز.

86
00:04:43,241 --> 00:04:46,995
‫این رو هم گفتم که اون توپ فوتبالی که
‫از میس پیگی اصلی ساخته شده رو نخر.

87
00:04:47,037 --> 00:04:52,334
‫دارم بهت میگم، راه دادن دوربین‌ ها
‫به خونه‌ت، ایده‌ بدیه.

88
00:04:52,417 --> 00:04:54,669
‫خب، یادته وقتی کارملو کوچیک بود...

89
00:04:54,711 --> 00:04:59,341
‫گفتی که رفتن به سفر با کشتی کروز ‫ایده بدیه
چون از نورو ویروس میترسیدی؟

90
00:04:59,424 --> 00:05:00,884
‫و بعدش همه ما نورو ویروس گرفتیم.

91
00:05:00,967 --> 00:05:04,137
‫آره، ولی در عوض شفق قطبی رو هم دیدیم!

92
00:05:04,220 --> 00:05:06,139
‫اون واقعاً جادویی و معرکه بود.

93
00:05:06,264 --> 00:05:10,185
‫ببین، میدونم فکر میکنی
این قراره ‫تو رو به اوج برگردونه

94
00:05:10,226 --> 00:05:11,978
‫تالار مشاهیر
گزارشگری مسابقات

95
00:05:12,062 --> 00:05:14,105
‫میدونی که فقط بحث این چیزها نیست.

96
00:05:14,147 --> 00:05:16,066
‫میخوام دوباره بهم احترام بذارن.

97
00:05:16,149 --> 00:05:19,319
‫میخوام کارملو پدری داشته باشه
‫که بتونه بهش افتخار کنه.

98
00:05:19,402 --> 00:05:24,282
‫خب، اگه احترام میخوای،
‫این مستند راه رسیدن بهش نیست.

99
00:05:24,366 --> 00:05:27,619
‫تنها اتفاقی که میفته اینه که آخرش
‫باسنت رو به کل دنیا نشون میدی.

100
00:05:27,702 --> 00:05:29,871
‫دنیا، قابلی نداشت.
‫عجب باسن خوش‌ فرمی دارم!

101
00:05:29,954 --> 00:05:33,458
‫در ضمن، این کار هدر دادنِ کل پوله
‫وقتی که هیچ درآمدی نداری.

102
00:05:33,541 --> 00:05:36,127
‫آخرین قرارداد تبلیغاتی‌ ای که
‫تونستم برات بگیرم چی بود؟

103
00:05:36,211 --> 00:05:38,546
‫این تبلیغِ چیه؟

104
00:05:38,630 --> 00:05:42,884
‫ببین، آره، هردومون فکر میکردیم
تا الان ‫توی جایگاه متفاوتی باشیم

105
00:05:42,926 --> 00:05:48,640
‫من همین الان برای رجی بزرگ ترین قرارداد
‫تاریخ ان‌ اف ‌ال رو بستم، و یه روزی...

106
00:05:48,765 --> 00:05:51,101
‫من اون طرفِ دیگه میز میشینم.

107
00:05:51,142 --> 00:05:54,813
‫من این تیم رو اداره میکنم!
‫ و ما هنوز زن و شوهر میمونیم!

108
00:05:54,854 --> 00:05:57,857
‫ولی من واقعاً یه نقشه دارم.

109
00:05:57,982 --> 00:05:59,901
‫در واقع اومدم که در مورد
همین ‫باهات حرف بزنم

110
00:05:59,943 --> 00:06:02,612
‫فردا توی آی‌‌ دی کی مصاحبه دارم...

111
00:06:02,654 --> 00:06:03,780
‫همون آژانس؟

112
00:06:03,905 --> 00:06:05,281
‫این میتونه حرکت خوبی برای ما باشه.

113
00:06:05,365 --> 00:06:10,453
‫بخش مدیریت ورزشی اونا
‫نماینده‌ استف، ساکوان، لبران...

114
00:06:10,495 --> 00:06:12,080
‫اسم کاملشون رو بگو.

115
00:06:12,163 --> 00:06:13,957
‫میدونی چند تا لبران میشناسم؟

116
00:06:13,998 --> 00:06:18,962
‫توی آژانس بزرگی مثل آی ‌دی‌ کی، شاید نفوذ کافی داشته باشم
‫تا هردومون رو دوباره به مسیر درست برگردونم.

117
00:06:19,004 --> 00:06:21,172
‫پس بیا کلاً اون فیلم کوچیکت رو
‫فراموش کنیم، باشه؟

118
00:06:21,256 --> 00:06:24,050
‫نه، داره انجام میشه.
‫همین الان شروع کردیم.

119
00:06:24,092 --> 00:06:27,846
‫جدی جدی به یه یاروی غریبه با یه دوربین،
‫بیشتر از من اعتماد داری؟

120
00:06:28,013 --> 00:06:29,681
‫بیخیال، آرتور توبین آدم باحالیه.

121
00:06:29,764 --> 00:06:31,307
‫واقعاً؟

122
00:06:31,391 --> 00:06:36,688
‫عمراً اون آدم بتونه هیچ ‌وقت درک کنه ‫که از کجا اومدی
اون سفید پوست ‌ترین آدمیه که

123
00:06:36,730 --> 00:06:39,065
‫داری شوخی میکنی دیگه.

124
00:06:39,149 --> 00:06:40,442
‫صحبت خوبی بود!

125
00:06:40,483 --> 00:06:46,614
‫هردومون موافقیم که قراره هیچی عوض نشه،
‫و توپ فوتبال میس پیگی من یه سرمایه‌ گذاری عالیه.

126
00:06:46,698 --> 00:06:48,616
‫فقط همون تیکه آخر رو استفاده کن.

127
00:06:50,201 --> 00:06:51,536
‫پیداش کردم!

128
00:06:51,578 --> 00:06:53,204
‫همون شمشیری که در موردش میگفتم.

129
00:06:53,371 --> 00:06:56,791
‫تام کروز توی اون فیلمه که نقش
سامورایی رو ‫بازی میکرد، ازش استفاده کرد

130
00:06:56,875 --> 00:06:58,793
‫راسته، واقعاً اون کار رو کرد.

131
00:06:58,877 --> 00:07:00,879
‫باید از این توی فیلم‌مون استفاده کنیم.

132
00:07:00,962 --> 00:07:04,257
‫رجی یه ایده فوق ‌العاده برای آخرش داره.

133
00:07:04,382 --> 00:07:10,847
‫من دزدیده میشم و رجی
‫با یه شمشیر معروف نجاتم میده.

134
00:07:10,930 --> 00:07:13,475
‫رجی، میدونی کلمه مستند
‫یعنی چی، مگه نه؟

135
00:07:13,641 --> 00:07:18,730
‫خب، حدس میزنم از کلمه لاتین داکیومنتوم
‫ به معنی درس یا آموزش اومده باشه.

136
00:07:18,813 --> 00:07:22,317
‫توی دانشگاه لاتین برداشتم، چون فکر میکردم
‫کمکم میکنه با دخترهای اهل دومینیکن آشنا بشم.

137
00:07:22,400 --> 00:07:24,235
‫ولی بعدش ازش خوشم اومد.

138
00:07:24,319 --> 00:07:26,196
‫زبان‌ های خیلی زیادی
‫از اون ریشه گرفتن.

139
00:07:26,279 --> 00:07:28,800
فقط دارم سعی میکنم این فیلم رو
‫به بهترین شکلی که میتونه باشه بسازم...

140
00:07:28,800 --> 00:07:31,868
‫مستند... و تو... تو واقعاً نمیتونی
‫یه مستند رو اینجوری پیش ببری، رجی.

141
00:07:31,993 --> 00:07:35,830
‫راستش، تمام این نقش ‌بازی ‌کردن ‌های
‫ساختگی تو واقعاً داره مانع کار میشه.

142
00:07:35,872 --> 00:07:37,665
‫متاسفم، ولی اون دیالوگ‌ هایی
‫برام نوشت که بگم.

143
00:07:37,749 --> 00:07:40,168
‫منظورم اینه بابا،
‫تو عجب رقصنده خوبی هستی.

144
00:07:40,251 --> 00:07:41,711
‫میتونی بهم یاد بدی چطوری دو ژی برقصم؟

145
00:07:41,795 --> 00:07:43,046
‫اون داگیه!

146
00:07:43,129 --> 00:07:45,757
‫- سر این تمرین کرده بودیم!
‫ - الان دیگه میدونم داگیه.

147
00:07:45,840 --> 00:07:52,514
‫خب، باید در مورد اتفاقی که بعد از مسابقه
‫فینال ای‌ اف ‌سی سال ۲۰۰۵ افتاد صحبت کنیم...

148
00:07:52,597 --> 00:07:54,182
‫چند تا شماره تلفن رو با هم قاطی کردم.

149
00:07:54,307 --> 00:07:55,809
‫ممکنه برای هر کسی پیش بیاد.

150
00:07:55,892 --> 00:07:58,353
‫رجی دینکینز، امروز رسماً
‫ایندی رو ترکوندی.

151
00:07:58,395 --> 00:08:00,939
‫چه حسی داره که داری
به ‫فینال سوپربول میری؟

152
00:08:01,022 --> 00:08:03,942
‫برای من بهتر از توئه!
‫چون ۲۵۰ هزار تا بهم بدهکاری...

153
00:08:04,025 --> 00:08:08,697
‫صد تا برای برد، صد تا هم برای‫ رفتن
بیشتر از ۲۰۰ یارد، و ۵۰ تا هم برای

154
00:08:08,780 --> 00:08:11,491
‫زدن بیشتر از یه تاچ‌ داون.
‫من چهار تا زدم.

155
00:08:11,533 --> 00:08:15,620
‫چی، داری... داری میگی که
‫روی مسابقه شرط بندی کردی؟!

156
00:08:15,662 --> 00:08:17,205
‫خیلی خنده ‌داره.

157
00:08:17,372 --> 00:08:20,208
‫میدونی که روی هر بازی شرط می‌بندم.
‫تو دلال شرط بندی منی!

158
00:08:20,291 --> 00:08:22,335
‫هی، هزار دلار رو هم
‫سکه ۲۵ سنتی کن.

159
00:08:22,377 --> 00:08:23,962
‫داریم میریم دیو اند باسترز!

160
00:08:24,045 --> 00:08:25,797
‫شک نکن داداش.

161
00:08:25,839 --> 00:08:29,676
‫حالا، اون شماره تلفن مصاحبه زنده تلویزیونی
‫که قرار بود انجام بدم کجاست؟

162
00:08:31,720 --> 00:08:34,389
‫تو خیلی سریع به ‌صورت همیشگی
‫از فوتبال محروم شدی.

163
00:08:34,472 --> 00:08:35,974
‫آره، ولی من فقط روی خودم
‫شرط بندی کردم!

164
00:08:36,016 --> 00:08:37,267
‫و فقط برای بردن شرط می‌بستم.

165
00:08:37,392 --> 00:08:39,394
‫این انگیزه بیشتری بود تا خوب بازی کنم.

166
00:08:39,436 --> 00:08:41,604
‫یه جورایی مثل اینکه
یه پیشخدمت ‫برای انعام کار میکنه؟

167
00:08:41,646 --> 00:08:45,859
‫بدون تو، هم ‌‌تیمی‌ هات بازی سوپربول رو
‫با نتیجه ۶۱ به ۲ به سیاتل باختن.

168
00:08:45,900 --> 00:08:47,235
‫شرکت سوپ‌ سازی پروگرسو هم
‫تو رو کنار گذاشت.

169
00:08:47,318 --> 00:08:49,779
‫اون قسمت از سریال نجواگر ارواح که
‫توش بودی حتی هیچ ‌وقت پخش نشد.

170
00:08:49,821 --> 00:08:52,323
‫آره، و این واقعاً سیر داستانی ملیندا رو
‫توی اون فصل به هم ریخت!

171
00:08:52,407 --> 00:08:55,994
‫خب، موضوع این مستند ‫این نیست، رفیق

172
00:08:56,077 --> 00:08:59,122
‫همونجوری که پشت تلفن بهت گفتم، ما هنوز واقعاً
‫ نمیدونیم که این مستند قراره در مورد چی باشه.

173
00:08:59,164 --> 00:09:00,623
‫خودش به مرور مشخص میشه...

174
00:09:00,707 --> 00:09:03,209
‫و منم بهت گفتم که این
‫یه کارِ تبلیغاتیه، باشه؟

175
00:09:03,293 --> 00:09:05,670
‫که من دارم پولش رو میدم! هی...

176
00:09:07,380 --> 00:09:09,424
‫هیچکدوم از اینا توی مستند نمیاد!

177
00:09:09,466 --> 00:09:13,720
‫حالا، میخوام بیای و از دانک زدن من ‫روی
یه حلقه استاندارد ۱۰ فوتی فیلم بگیری

178
00:09:15,930 --> 00:09:17,724
‫یه جوری ازم فیلم بگیر
‫که زمین مشخص نباشه!

179
00:09:17,849 --> 00:09:19,225
‫خیلی خب، بیا پایین. نوبت منه.

180
00:09:22,687 --> 00:09:23,938
‫میتونیم در مورد قمار حرف بزنیم؟

181
00:09:25,106 --> 00:09:27,901
‫اوه، ای بابا، آه، رجی گفت که نباید در مورد
‫ اون کلمه‌ که با ق شروع میشه حرف بزنم.

182
00:09:28,026 --> 00:09:30,445
‫البته که پدرم ناراحت بود.

183
00:09:30,570 --> 00:09:31,988
‫منم خوشم نمیاد در موردش حرف بزنم.

184
00:09:32,113 --> 00:09:35,575
‫پس میخوای در مورد بدترین اتفاقی که
‫تا حالا برای خانواده‌م افتاده حرف بزنی؟

185
00:09:35,617 --> 00:09:38,912
‫ولی نمیدونم منظورش قمار بود یا مادربزرگ.

186
00:09:38,995 --> 00:09:43,917
‫چون توی خانواده‌ ما زیاد در موردش حرف نمیزنیم،
‫ولی مادربزرگ از مغازه ‌ها دزدی میکنه.

187
00:09:47,295 --> 00:09:50,131
‫بیخیال، مارتی، بچه‌ ها،
‫میدونم گفتیم از همه‌ چی فیلم بگیر...

188
00:09:50,256 --> 00:09:51,591
‫ولی میشه بس کنی، لطفاً؟

189
00:09:53,009 --> 00:09:55,679
‫من مچت رو گرفتم
آقای آرتور توبین

190
00:09:55,804 --> 00:09:58,807
‫آره، میدونم چرا این نوزادِ ریشو
‫این کار رو قبول کرد.

191
00:09:58,848 --> 00:09:59,974
‫اوه، چی...؟ من... نمی‌...
‫منظورت چیه... کدوم؟

192
00:10:00,058 --> 00:10:01,226
‫نمیدونم منظورت چیه.

193
00:10:01,309 --> 00:10:06,022
‫معلوم شد که حتی نمیتونم بهت اعتماد کنم
‫تا کاری رو که رجی بابتش بهت پول میده انجام بدی.

194
00:10:06,064 --> 00:10:07,982
‫یکی از اون فیلم‌ های کوچولوت رو دیدم.

195
00:10:08,066 --> 00:10:09,317
‫با سرعت چهار برابر روی گوشیم.

196
00:10:09,442 --> 00:10:12,946
‫خوب بود. اسکار لعنتی رو هم که بردی.

197
00:10:13,029 --> 00:10:18,535
‫پس اصلاً چرا کارگردانِ گلی
برای جاشوا ‫باید اینجا باشه؟

198
00:10:18,618 --> 00:10:21,538
‫که یه فیلم هنری بسازه که توش رجی
‫مثل یه بازنده‌ تراژیک به نظر بیاد؟

199
00:10:21,663 --> 00:10:23,039
‫نه، نه، نه، نه.

200
00:10:23,164 --> 00:10:25,083
‫من فقط... فکر میکنم اینجا
‫پتانسیل یه مستند واقعی هست.

201
00:10:25,125 --> 00:10:26,918
‫مخففِ کلمه‌ مستند.

202
00:10:27,043 --> 00:10:31,256
‫میدونی، شاید چیزی در مورد اعتیاد
ملی ما ‫به قمار، یا اینکه چجوری شهرت

203
00:10:31,339 --> 00:10:32,841
‫پس حق با من بود.

204
00:10:32,924 --> 00:10:35,301
‫اومدی اینجا تا چیزی
که ‫لازم داری رو بگیری

205
00:10:35,385 --> 00:10:37,387
‫ولی جناب، تو داری ‫رجی دینکینز رو
دست‌ کم میگیری

206
00:10:37,470 --> 00:10:41,099
‫اون اجازه نمیده فیلمش رو
‫به نفع خودت تصاحب کنی.

207
00:10:41,182 --> 00:10:44,352
‫اون اصلاً فیلم نمیخواد.
‫یه آگهی تبلیغاتی میخواد.

208
00:10:44,394 --> 00:10:46,896
‫و من قسم خورده بودم که دیگه
‫هیچ‌ وقت آگهی تبلیغاتی نسازم.

209
00:10:49,441 --> 00:10:53,987
‫تو. من. مثل همیم.

210
00:10:54,029 --> 00:10:58,408
‫و جدا از این، نمیتونستم فیلم رجی رو بسازم
‫حتی اگه میخواستم، چون نمیتونم...

211
00:10:58,533 --> 00:11:02,203
‫نمیتونمِ چی، آرتور؟

212
00:11:02,245 --> 00:11:04,998
‫خب، امروز زودتر با وکلای
اِن ‌اف ‌اِل ‫صحبت کردم

213
00:11:05,081 --> 00:11:09,627
‫و احتمال کمی وجود داره که نذارن
‫از هیچکدوم از فیلم ‌های مسابقات استفاده کنیم.

214
00:11:09,753 --> 00:11:13,006
‫نه، نه، میدونم که رجی دینکینز
‫یه لکه‌ ننگ روی اعتبار لیگه...

215
00:11:13,089 --> 00:11:16,259
‫ولی فقط فکر میکنم که
‫با اصلاح کردنش، میتونیم...

216
00:11:16,301 --> 00:11:17,802
‫خیلی خب، ببین.

217
00:11:17,844 --> 00:11:21,181
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم،
‫سوزان، این کار باید به نتیجه برسه.

218
00:11:28,188 --> 00:11:30,148
‫این قضیه تمومه.

219
00:11:30,273 --> 00:11:32,650
.باشه
.باشه

220
00:11:32,734 --> 00:11:35,028
‫مارتی، گفتم لطفاً دیگه از من فیلم نگیر!

221
00:11:35,153 --> 00:11:37,030
‫درسته، ولی اون گفت دنبالت بیام.

222
00:11:37,155 --> 00:11:41,117
‫اوه، مگه چیزهایی ضبط کردیم
که ‫دلت نمیخواد مردم ببینن؟

223
00:11:41,201 --> 00:11:42,827
‫چه حسی داره وقتی سر خودت میاد؟

224
00:11:42,952 --> 00:11:44,162
‫خیلی بامزه ‌ای، رجی.

225
00:11:44,245 --> 00:11:45,497
‫اصلاً چرا باید از این فیلم ها ‫استفاده کنم؟

226
00:11:45,622 --> 00:11:47,415
‫چون تو برای من کار میکنی!

227
00:11:47,499 --> 00:11:49,959
‫خب، آرتور دیگه قرار نیست
‫زمان زیادی رو برای تو کار کنه.

228
00:11:50,085 --> 00:11:54,214
‫اون حتی نمیتونه از ان ‌اف ‌ال اجازه بگیره
‫تا بذاره از فیلم بازی ‌های قدیمی تو استفاده کنه.

229
00:11:54,297 --> 00:11:55,674
‫جدی میگی؟

230
00:11:55,757 --> 00:11:56,716
‫منظورم اینه که مستند ورزشی...

231
00:11:56,841 --> 00:11:58,718
‫- بدون ورزش چی میشه؟
‫- اوه، اوه، اوه، اوه.

232
00:11:58,802 --> 00:12:00,970
‫بهت گفتم این فیلم احمقانه رو نساز.

233
00:12:01,096 --> 00:12:02,806
‫این کار فقط هدر دادن پوله.

234
00:12:02,931 --> 00:12:04,432
‫آره، پولِ من!

235
00:12:04,516 --> 00:12:07,852
‫پولی که هزینه بی ‌ام ‌وِ تو
‫و داروی نفخ پسرت رو میده.

236
00:12:07,894 --> 00:12:09,521
‫میشه این رو توی فیلم نذاریم؟

237
00:12:09,604 --> 00:12:12,649
‫مونیكا، مدیر برنامه ‌هام هم
‫برای من کار میکنه.

238
00:12:12,732 --> 00:12:15,860
‫پس اگه بگم قراره پول رو هدر بدیم،
‫حتماً پول رو هدر میدیم!

239
00:12:15,985 --> 00:12:19,239
‫رجی دیگه آدمِ تو نیست، مونیکا!

240
00:12:19,280 --> 00:12:21,908
‫مونیکا همیشه با من خیلی مهربون بوده.

241
00:12:21,950 --> 00:12:23,535
‫من فقط میخواستم توی این مستند باشم.

242
00:12:23,576 --> 00:12:28,500
‫آرچیبالد رجینالد دینکینز
من زندگیم رو به خاطر تو تلف کردم

243
00:12:28,623 --> 00:12:32,711
‫ولی اگه قرار نیست به نصیحت‌ های من گوش بدی،
‫  دیگه هیچ دلیلی نداره که اینجا بمونم.

244
00:12:32,836 --> 00:12:34,838
‫میدونی که، من گزینه‌ های دیگه‌ هم دارم.

245
00:12:34,921 --> 00:12:36,631
‫پس برو!

246
00:12:36,715 --> 00:12:39,175
‫به هر حال، من تنها دلیلی هستم که
‫اون آدم‌ ها بهت علاقه ‌مند شدن.

247
00:12:39,217 --> 00:12:40,343
‫من تنها کسی هستم که داری.

248
00:12:40,468 --> 00:12:41,970
‫این بی ‌انصافیه، رج.

249
00:12:42,095 --> 00:12:45,807
‫اون مدیر برنامه‌ یه بچه‌ست که فورتنایت بازی میکنه
‫و جینا دیویس، ولی فقط برای تیراندازی با کمان.

250
00:12:45,932 --> 00:12:50,687
‫برو به اون مدیر برنامه ها بگو که دیگه
‫مدیر برنامه‌ رجی دینکینز نیستی.

251
00:12:50,812 --> 00:12:53,815
‫ببینیم اون‌ موقع چقدر دلشون میخواد
‫دور و برشون باشی.

252
00:12:53,940 --> 00:12:57,277
‫اگه اصرار میکنی!

253
00:12:57,360 --> 00:12:58,862
‫من استعفا میدم
میدونی چیه؟

254
00:12:58,903 --> 00:13:00,238
‫اون راست میگه.

255
00:13:00,280 --> 00:13:02,115
‫این هدر دادنِ پول تو و وقت منه.

256
00:13:02,198 --> 00:13:04,451
‫حتی برام مهم نیست که دوره‌ کاریم تمو...

257
00:13:04,534 --> 00:13:07,704
‫این میتونست فیلم واقعاً خوبی بشه.

258
00:13:07,829 --> 00:13:09,414
‫ولی تو باید خرابش میکردی.

259
00:13:09,497 --> 00:13:13,335
‫پس میتونی پوسترهام رو
‫به دانشگاه مریلند، مرکز مستند سازی...

260
00:13:13,418 --> 00:13:15,587
‫- انیمه و پورنوگرافی پست کنی.
‫- خوبه!

261
00:13:15,628 --> 00:13:16,963
‫ما این فیلم رو بدون تو میسازیم.

262
00:13:17,088 --> 00:13:19,424
‫آره، فیلم!

263
00:13:19,507 --> 00:13:22,677
‫آره! هوو!

264
00:13:26,056 --> 00:13:27,432
‫لازم نیست صحنه ‌آهسته ‫انجامش بدی، مرد

265
00:13:27,515 --> 00:13:29,017
‫میتونیم اون رو توی کامپیوتر انجام بدیم.

266
00:13:29,100 --> 00:13:32,854
‫دارم با نهایت سرعتی که میتونم
‫انجامش میدم راستی!

267
00:13:35,190 --> 00:13:37,984
‫عالی بود عزیزم!

268
00:13:42,864 --> 00:13:44,199
‫هی بابا...

269
00:13:45,241 --> 00:13:47,702
‫چی میشه اگه من نقش تو رو
‫توی بازسازی‌ ها بازی کنم؟

270
00:13:47,827 --> 00:13:49,496
‫منظورم اینه که من همه
‫حرکت‌ های قدیمی تو رو بلدم.

271
00:13:49,537 --> 00:13:53,249
‫هوم. من به اون میگم برو پی کارت!

272
00:13:53,291 --> 00:13:55,877
‫ما بدون آرتور توبین
این قضیه رو ‫حل میکنیم

273
00:13:55,960 --> 00:13:59,422
‫- و اونی که نباید اسمش رو بیاریم.
‫- آره.

274
00:13:59,506 --> 00:14:01,383
‫ولی میدونی
اون دعوا ‫با مامان، اون...

275
00:14:01,424 --> 00:14:02,592
‫مامان؟

276
00:14:02,717 --> 00:14:04,386
‫من هیچ ‌وقت با مادرم دعوا نمیکنم.

277
00:14:04,469 --> 00:14:07,013
‫اون توی فلوریدا زندگی میکنه
‫و یه قدیسه‌ست.

278
00:14:07,097 --> 00:14:08,640
‫مامان، مامان.

279
00:14:08,723 --> 00:14:11,935
‫یعنی واقعاً استعفا نداده، مگه نه؟

280
00:14:12,018 --> 00:14:13,687
‫چون ما واقعاً بهش نیاز داریم.

281
00:14:13,770 --> 00:14:15,105
‫برای چی؟

282
00:14:15,188 --> 00:14:16,940
‫برینا هر کاری که اون
میتونست رو ‫میتونه انجام بده

283
00:14:17,023 --> 00:14:24,280
‫بری‌ بری، میشه به دکتر زانوم زنگ بزنی ‫و بهش بگی
که اون استخون کوچیک کلاهک غیب شده؟

284
00:14:24,322 --> 00:14:25,907
‫باشه عزیزم.

285
00:14:29,202 --> 00:14:31,663
‫- چیه؟
‫- هیچی.

286
00:14:31,746 --> 00:14:33,581
‫بیخیال.

287
00:14:33,707 --> 00:14:35,125
‫میتونی با من رو راست باشی.

288
00:14:35,208 --> 00:14:39,671
‫همونجوری که همیشه میگم،
‫پسر فقط یه رفیقیه که خودت میسازیش.

289
00:14:39,754 --> 00:14:41,923
‫واقعاً هم همین رو میگی.

290
00:14:41,965 --> 00:14:45,093
‫فقط مسئله اینه که
واقعاً میخوام ‫این کار به نتیجه برسه

291
00:14:45,176 --> 00:14:48,680
‫و اگه بخوام رک حرف بزنم
همیشه هم ‫آسون نبوده، برای منم همینطور

292
00:14:48,763 --> 00:14:51,182
‫فوتبال بازی کردن
با اون دینکینز ‫روی کولم؟

293
00:14:51,266 --> 00:14:53,810
‫من بیشتر از هر کسی بد و بیراه میشنوم...

294
00:14:53,893 --> 00:14:56,938
‫در حالی که یه بچه توی تیم‌مون هست
‫که اسمش اسامه اپستینه.

295
00:14:57,063 --> 00:14:58,773
‫فکر کردی من این رو نمیدونم؟

296
00:14:58,898 --> 00:15:03,778
‫میدونم که به همتون صدمه زدم...
‫به تو، مادرت، حتی راستی.

297
00:15:03,862 --> 00:15:09,951
‫ولی پسرم، اگه نتونم همه اینا رو درست کنم،
‫اون‌ وقت من چجور مردی هستم؟

298
00:15:09,993 --> 00:15:13,705
‫و همین الان با عصبانیت از اینجا میرفتم،
‫ولی زانوم توی این وضعیت قفل شده.

299
00:15:13,788 --> 00:15:15,457
‫مونیکا!

300
00:15:15,498 --> 00:15:21,671
‫داداش، ما خیلی سرِ ذوقیم... و من این کلمه رو
‫به این راحتی‌ ها به کار نمی‌برم... که باهات ملاقات کنیم.

301
00:15:21,755 --> 00:15:24,632
‫ولی اول باید در مورد رجی دینکینز بپرسم.

302
00:15:24,716 --> 00:15:27,344
‫درسته، خب، اوم، صادقانه بگم...

303
00:15:27,469 --> 00:15:31,806
‫من اخیراً رابطه‌ حرفه‌ ایم رو
‫با رجی تموم کردم.

304
00:15:31,890 --> 00:15:36,061
‫این مثل موسیقی توی گوشمه
در حالی که ‫من حتی به موسیقی گوش نمیدم

305
00:15:36,144 --> 00:15:38,938
‫- مثلاً، اصلاً چه فایده ‌ای داره؟
‫- خب، خوشحالم که سرِ ذوقی.

306
00:15:39,064 --> 00:15:40,523
‫اوه، نه، نه.

307
00:15:40,565 --> 00:15:43,193
‫قبلاً فقط سرِ ذوق بودم،
‫ولی الان دیگه حسابی پر انرژی ‌ام.

308
00:15:43,276 --> 00:15:48,490
‫راستش رو بخوای، اینکه نماینده‌ رجی بودی
‫تنها چیزی بود که باعث میشد زیاد خوشحال نباشیم.

309
00:15:48,573 --> 00:15:50,200
‫اون آدم فقط یه بارِ اضافی بود.

310
00:15:50,241 --> 00:15:51,701
‫اون پدرِ بچه‌ منه.

311
00:15:51,743 --> 00:15:53,078
‫نه، میفهمم.

312
00:15:53,203 --> 00:15:55,622
‫برای همینه که کنار گذاشتنش
‫یه حرکتِ خیلی خفن بود.

313
00:15:55,747 --> 00:16:01,670
‫و حالا، اوم، حدس میزنم میتونه سراغ
شرط بندی روی فوتبال برگرده، درسته؟

314
00:16:01,795 --> 00:16:03,254
‫حالش خوب میشه.

315
00:16:03,380 --> 00:16:04,964
‫رجی در واقع داره راه خودش رو میره.

316
00:16:05,006 --> 00:16:06,591
‫داره روی ساختنِ یه مستند کار میکنه...

317
00:16:06,675 --> 00:16:07,842
‫اوه.

318
00:16:07,926 --> 00:16:10,095
‫با یه کارگردانِ برنده‌ جایزه‌ اسکار.

319
00:16:10,136 --> 00:16:12,055
‫شاید آرتور توبین رو بشناسی.

320
00:16:12,097 --> 00:16:13,890
‫اوه، وای.

321
00:16:13,932 --> 00:16:16,184
‫وای، خدای من، توبین؟!

322
00:16:16,351 --> 00:16:19,020
‫خیلی خنده ‌داره!

323
00:16:19,062 --> 00:16:22,649
وایسا، چیِ آرتور توبین خنده ‌داره؟

324
00:16:22,732 --> 00:16:24,943
‫رجی، من نمیتونم این کار رو بکنم.

325
00:16:25,026 --> 00:16:27,570
‫میدونی که برای مستند هیجان‌ زده بودم.

326
00:16:27,654 --> 00:16:31,991
‫ولی اگه بحث انتخاب بینِ فیلم و مونیکاست،
‫باید مونیکا رو انتخاب کنی.

327
00:16:32,033 --> 00:16:33,743
‫به همه دکترهای توی گوشیت زنگ زدم...

328
00:16:33,868 --> 00:16:36,329
‫- و همه‌ اونا دی‌ جی هستن.
‫- و جولیوس اروینگ.

329
00:16:36,371 --> 00:16:38,289
‫این فقط مربوط به زانوی تو نیست.

330
00:16:38,331 --> 00:16:40,750
‫مونیکا بخشی از زندگیِ توئه.

331
00:16:40,875 --> 00:16:42,752
‫اون بخشی از زندگیِ ماست.

332
00:16:42,836 --> 00:16:46,214
‫یادت میاد توی تعطیلات
‫وقتی توی توسکانی گم شدیم؟

333
00:16:46,339 --> 00:16:51,094
‫ولی مونیکا یه ایرتگ بهت وصل کرده بود،
‫و اونجوری بود که پلیس تونست پیدامون کنه.

334
00:16:51,177 --> 00:16:54,639
‫اگه اون نبود، هنوز توی
‫اون آرامگاه گیر افتاده بودیم.

335
00:16:54,764 --> 00:16:56,433
‫از همون اول میدونستم که
‫اون هم بخشی از این ماجراست.

336
00:16:56,474 --> 00:16:59,561
‫باید همینجوری باشه.

337
00:16:59,644 --> 00:17:02,397
‫مدیر برنامه ‌های اینجا،
‫قبلاً نماینده‌ توبین بودن.

338
00:17:02,522 --> 00:17:06,317
‫بعد از اینکه اون اسکار رو برد،
‫براش یه فیلم تمام‌ عیارِ مارول جور کردن.

339
00:17:06,484 --> 00:17:09,029
‫اون یه فیلم ابر قهرمانی کارگردانی کرده؟

340
00:17:09,154 --> 00:17:10,405
‫تلاشش رو کرد!

341
00:17:10,488 --> 00:17:12,198
‫نتونست فشار رو تحمل کنه.

342
00:17:12,323 --> 00:17:14,743
‫سرِ صحنه کاملاً فروپاشید.
‫کل پروژه رو به باد داد.

343
00:17:14,826 --> 00:17:21,791
‫قضیه رو ماست ‌مالی کردن چون دیزنی نمیخواست
‫ به برندش لطمه بخوره، ولی ویدیوش معرکه‌ست.

344
00:17:21,875 --> 00:17:23,752
‫بیا، الان توی چت میذارمش.

345
00:17:23,793 --> 00:17:26,087
‫تو پروفسور اسکوئیزی،
‫خب معلومه.

346
00:17:26,171 --> 00:17:31,801
‫آه، این توپ تنیسِ اینجا دِث ‌اِترونه،
‫و اینا هم... ماه هستن؟

347
00:17:31,843 --> 00:17:33,428
‫بچه‌ های فضایی؟!

348
00:17:33,511 --> 00:17:35,430
‫چرا بازم توپ تنیس هست؟

349
00:17:35,472 --> 00:17:38,433
وایسا، یعنی صحنه الان یه مسابقه‌ تنیسه؟

350
00:17:38,516 --> 00:17:41,394
‫چی، یعنی بعضی از این توپ ‌های تنیس
‫واقعاً توپ تنیس هستن؟

351
00:17:41,519 --> 00:17:42,854
‫کدوم؟!

352
00:17:42,937 --> 00:17:47,067
‫این! فیلم! هیچ! منطقی! نداره!

353
00:17:47,150 --> 00:17:49,652
‫من اهدا کننده عضو نیستم!

354
00:17:49,736 --> 00:17:51,571
‫اعضای من رو برندارید!

355
00:17:51,654 --> 00:17:53,698
‫وای، خدای من.

356
00:17:53,782 --> 00:17:56,785
‫ببخشید، واقعاً متاسفم،
‫ولی این دیگه خیلی معرکه‌ست.

357
00:17:56,868 --> 00:17:59,037
‫رجی دینکینز و آرتور توبین با هم؟

358
00:17:59,120 --> 00:18:01,206
‫اون دو تا لایق همدیگه هستن.

359
00:18:01,247 --> 00:18:04,042
‫آره، شاید واقعاً باشن.

360
00:18:05,627 --> 00:18:07,754
‫اوه، وایسا، وایسا، وایسا.

361
00:18:07,796 --> 00:18:08,713
‫وایسا، وایسا. بذار...

362
00:18:08,755 --> 00:18:10,382
‫بذار ویدیو رو دوباره پخش کنم.

363
00:18:10,507 --> 00:18:12,342
‫♪ سریع میدوم، کارم همینه ♪

364
00:18:12,467 --> 00:18:15,387
‫♪ دوست دارم سریع بدوم، تو هم میتونی ♪

365
00:18:15,470 --> 00:18:16,805
‫♪ دویدن خیلی باحاله ♪

366
00:18:16,930 --> 00:18:18,515
‫داری چیکار میکنی؟

367
00:18:18,640 --> 00:18:23,253
‫این همون آلبوم رپیه که تو با درایت
‫متقاعدم کردی که منتشرش نکنم...

368
00:18:23,478 --> 00:18:25,605
‫چون تو همیشه هوای من رو داری.

369
00:18:25,647 --> 00:18:27,148
‫و اگه دیگه این کار رو نکنی،
‫من میمیرم.

370
00:18:27,190 --> 00:18:28,566
‫هوم.

371
00:18:28,608 --> 00:18:30,193
‫خب، سراپا گوشم.

372
00:18:30,235 --> 00:18:31,820
‫دیگه از فیلم خبری نیست.

373
00:18:31,861 --> 00:18:35,949
‫دوربین ‌ها فقط به این خاطر اونجان که من و مارتی
‫نمیدونیم چجوری رابطمون رو به یه رفاقت تبدیل کنیم...

374
00:18:36,032 --> 00:18:38,827
‫- که بر پایه‌ کار نباشه.
‫- دوستت دارم، رج.

375
00:18:38,868 --> 00:18:42,580
‫پس لطفا، نور چشمی سابق،
‫من رو دوباره قبول کن.

376
00:18:42,622 --> 00:18:44,541
‫ولی فقط توی زمینه‌ حرفه ‌ای.

377
00:18:44,624 --> 00:18:46,835
‫باشه.

378
00:18:46,960 --> 00:18:49,295
‫چون اون کار رو قبول نکردم.

379
00:18:49,421 --> 00:18:52,716
‫اون اسکوتر رو یادت میاد
که ‫اون قدیم ها برات خریدم؟

380
00:18:52,799 --> 00:18:56,469
‫من همیشه روی رجی دینکینز ‫شرط می‌بندم

381
00:18:56,553 --> 00:18:58,596
‫درست مثل کاری که من
‫غیرقانونی انجام دادم.

382
00:18:58,638 --> 00:19:03,810
‫ولی رج، اون عوضی‌ های لس‌ آنجلسی،
‫فکر میکنن تو دیگه کارت تمومه.

383
00:19:03,852 --> 00:19:08,356
‫و حقیقت اینه که،
‫من دیگه ایده ‌ای ندارم.

384
00:19:08,440 --> 00:19:10,984
‫ولی تو واقعاً یه ایده داری، پس...

385
00:19:11,026 --> 00:19:14,904
‫میخوای شانست رو امتحان کنی؟

386
00:19:15,030 --> 00:19:17,699
‫داری همون چیزی رو میگی
که ‫فکر میکنم داری میگی؟

387
00:19:17,824 --> 00:19:20,535
‫اینکه میتونم اسلحه داشته باشم؟

388
00:19:20,577 --> 00:19:23,329
‫دارم میگم که باید ‫دنبال آرتور توبین بریم

389
00:19:26,916 --> 00:19:28,501
‫ای وای!

390
00:19:28,585 --> 00:19:30,545
‫از دستش دادیم.

391
00:19:32,589 --> 00:19:34,174
‫اوه، عالی شد.

392
00:19:34,341 --> 00:19:36,634
‫در مورد اینکه اهل بالتیموری ‫دروغ گفتی؟

393
00:19:36,718 --> 00:19:38,887
‫- چه دروغ عجیبی!
‫- چی؟ نه.

394
00:19:39,012 --> 00:19:41,348
‫فقط به یکم زمان برای
‫فکر کردن لازم داشتم.

395
00:19:41,431 --> 00:19:45,477
‫آرتور، درک میکنم چرا نمیخوای
‫دوباره با این وضعیت به خونه برگردی.

396
00:19:45,643 --> 00:19:47,562
‫من جریان پروفسور اسکوئیز رو میدونم.

397
00:19:47,604 --> 00:19:50,774
‫تقصیر تو نیست، رباتی که قراره
‫صداپیشه‌ت کیرا نایتلی باشه.

398
00:19:50,857 --> 00:19:53,234
‫تقصیر توئه، وایولا دیویس.

399
00:19:53,318 --> 00:19:56,071
‫خب، وای. آره،
‫تبریک میگم، مونیکا.

400
00:19:56,154 --> 00:19:57,906
‫دوباره حق با توئه.

401
00:19:57,989 --> 00:20:00,825
‫نمیشه برای انجام هیچ کاری
‫به من اعتماد کرد.

402
00:20:00,867 --> 00:20:03,828
‫حتی نمیتونم درست ‌و حسابی خودم رو بفروشم،
‫و از اون موقع دیگه کار نکردم.

403
00:20:03,912 --> 00:20:05,663
‫اونا... اونا ماشینم رو توقیف کردن...

404
00:20:05,747 --> 00:20:10,919
‫پس آره، مجبور شدم با اتوبوس بیام اینجا
‫برای اولین شغلی که توی این دو سال بهم پیشنهاد شده.

405
00:20:10,960 --> 00:20:12,962
‫پس وقتی گفتی به این خاطر
‫قبولش کردی که چون...

406
00:20:13,046 --> 00:20:15,674
‫- قهرمان دوران بچگی توئم، دروغ گفتی؟
‫- من هیچ‌ وقت همچین چیزی نگفتم.

407
00:20:15,715 --> 00:20:18,259
‫- تو قهرمان دوران بچگی من نیستی...
‫- موضوع اینه، آرتور.

408
00:20:18,385 --> 00:20:20,220
‫من در مورد تو اشتباه میکردم.

409
00:20:20,303 --> 00:20:22,597
‫فکر میکردم غیر ممکنه بتونی
‫زندگی رجی رو درک کنی.

410
00:20:22,639 --> 00:20:24,849
‫ولی ممکنه تو تنها کسی باشی
‫که از پسش بر میاد.

411
00:20:24,974 --> 00:20:27,227
‫چون تو هم درست به اندازه‌ من ‫گند زدی

412
00:20:27,352 --> 00:20:30,772
‫تو. من. مثل همیم.

413
00:20:32,774 --> 00:20:35,276
‫اوه، داری... داری میگی
‫که میخوای برگردم؟

414
00:20:35,402 --> 00:20:37,445
‫اگه قراره این کار رو انجام بدیم،
‫باید به روش تو پیش بریم.

415
00:20:37,570 --> 00:20:39,864
‫رجی باید با اتفاقاتی که افتاده ‫روبرو بشه

416
00:20:39,948 --> 00:20:43,326
‫مثل توی فیلم دیوید بکهام وقتی که ‫به داشتنِ
همه اون مدل‌ موهای احمقانه اعتراف کرد

417
00:20:43,451 --> 00:20:45,203
‫اون بافت‌ های آفریقایی رو یادته؟

418
00:20:45,286 --> 00:20:47,622
‫با همون‌ به دیدنِ نلسون ماندلا رفت.

419
00:20:47,664 --> 00:20:55,422
‫و هی، اگه این قضیه واقعاً یه جوری ‫جواب بده
یه بازیِ برد برد برده

420
00:20:55,463 --> 00:20:59,000
‫ولی، میدونی، باید این کار رو هم ‫بکنی که
چیزهای خوب رو هم به مردم نشون بدی

421
00:20:59,092 --> 00:21:01,803
‫رجی گند زد
ولی ‫لایق یه فرصت دوباره‌ست

422
00:21:01,886 --> 00:21:04,681
‫هر دوتاتون هستید.

423
00:21:04,764 --> 00:21:07,100
‫از این توی مستند استفاده کن.

424
00:21:07,267 --> 00:21:09,310
‫شاید.

425
00:21:09,436 --> 00:21:12,188
‫حداقل این واقعی بود.

426
00:21:12,272 --> 00:21:16,026
‫ای وای! راستی یادم افتاد!

427
00:21:16,109 --> 00:21:19,195
‫بچه ‌ها! بچه ‌ها، وایسید!

428
00:21:19,237 --> 00:21:20,655
‫ببخشید، آقای دی.

429
00:21:20,697 --> 00:21:25,000
‫منتظر بودیم تو بیای تا با یه شمشیر معروف
‫نجاتش بدی، ولی کلا پیدات نشد.

430
00:21:25,500 --> 00:21:26,500
‫کارم خوب بود، رجی؟

431
00:21:26,530 --> 00:21:30,000
°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○

432
00:21:30,030 --> 00:21:36,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top