1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:05,000 --> 00:00:06,000
‫صبح همگی بخیر.

3
00:00:06,049 --> 00:00:07,702
‫صبح بخیر، آرتور توبین.

4
00:00:07,703 --> 00:00:10,270
‫فقط دارم برای خانواده‌ عزیزم آشپزی میکنم.

5
00:00:10,271 --> 00:00:15,101
‫ببین، میدونم یه مدت طول میکشه تا به دوربین ‌ها
‫ عادت کنی، ولی باید تمام تلاشت رو بکنی که...

6
00:00:15,102 --> 00:00:16,537
‫فراموش کنی اونا اینجان.

7
00:00:16,538 --> 00:00:18,495
‫وایسا، این شامل حال همه میشه؟

8
00:00:18,496 --> 00:00:21,498
‫چون داشتم روی نگاه ‌های مدل جیم
‫توی سریال آفیس تمرین میکردم...

9
00:00:21,499 --> 00:00:23,065
‫مثلاً...

10
00:00:23,066 --> 00:00:25,720
‫ها ها.
جالب بود

11
00:00:25,721 --> 00:00:27,156
‫یا مثلاً...

12
00:00:27,157 --> 00:00:29,376
‫نه، نه، نه!
زوم نکن

13
00:00:29,377 --> 00:00:31,421
‫و با لباس تاکسیدو صبحونه درست نکن.

14
00:00:31,422 --> 00:00:32,988
‫ما اینجا داریم حقیقت رو ثبت میکنیم.

15
00:00:34,121 --> 00:00:35,338
‫اون یه بوقلمونه؟

16
00:00:35,339 --> 00:00:39,038
‫ای بابا، این رو فیلم نگیر.

17
00:00:39,039 --> 00:00:42,737
‫من یه نقشه عالی دارم برای هر وقت که
‫یه اتفاقی میفته که نمیخوام توی فیلم باشه.

18
00:00:42,738 --> 00:00:46,654
‫فقط به گوشیم میگم آهنگ بیتلز رو ‫پخش کنه،
چون بودجه ما به اون نمیرسه

19
00:00:46,655 --> 00:00:48,960
‫- ♪ دوس دارم ببوسم و بغل کنم. ♪
‫- ♪ بغل، بغل، بغل. ♪

20
00:00:48,961 --> 00:00:50,745
‫♪ باعث میشی حسابی گرم و راحت باشم... ♪

21
00:00:50,746 --> 00:00:52,181
‫میدونی چیه؟

22
00:00:52,182 --> 00:00:55,402
‫وقتی آهنگ مورد علاقه‌م از بیتلز داره پخش میشه،
‫ نمیتونم عصبانی بمونم.

23
00:00:55,403 --> 00:00:57,143
‫♪ اگه میخوای بغلم کنی ♪

24
00:00:57,144 --> 00:00:58,405
‫♪ بهتره بگی که دوستم داری ♪

25
00:00:58,406 --> 00:01:01,016
‫♪ با یکی دو تا بوسه کوچولو ♪

26
00:01:01,017 --> 00:01:02,148
‫♪ یاو! ♪

27
00:01:04,000 --> 00:01:10,900
<font color="#00ffcb"><i><b>[ سقوط و صعود رجی دینکینز ]
[ فصل اول : قسمت دوم ]</b></i></font>

28
00:01:10,940 --> 00:01:14,682
‫خیلی خب، یه روز جدید،
‫یه شروعِ دوباره‌ دیگه با رفقا!

29
00:01:14,683 --> 00:01:16,292
‫نه، معذرت میخوام.

30
00:01:16,293 --> 00:01:19,252
‫- موضوع اینه که هیجان‌ زده‌م.
‫- منم همینطور، آرتور توبین!

31
00:01:19,253 --> 00:01:22,603
‫اگه از پس این کار بر بیام، مردم من رو
‫با یه دید کاملاً متفاوت می‌بینن...

32
00:01:22,604 --> 00:01:24,561
‫درست مثل همون واکنشی
که ‫بعد از فیلم فارل داشتن.

33
00:01:24,562 --> 00:01:27,347
‫میدونستی اون با لگو بزرگ شده؟

34
00:01:27,348 --> 00:01:29,827
‫و میدونم که همه ما دیدگاه‌ های متفاوت...

35
00:01:29,828 --> 00:01:32,178
‫- برای فیلم داریم.
‫- نه، نه، ما بهت اعتماد داریم.

36
00:01:32,179 --> 00:01:34,615
‫میدونی، این میتونه برای
همه ما ‫خوب پیش بره.

37
00:01:34,616 --> 00:01:36,443
‫فقط نمیخوام جوری به نظر بیام...

38
00:01:36,444 --> 00:01:38,140
‫- که مثل جی‌ ‌لو توی مستندش بشیم.
‫- درسته.

39
00:01:38,141 --> 00:01:39,794
‫بدون بن افلک.
نکته‌ خوبیه

40
00:01:39,795 --> 00:01:44,494
‫اگه برای این مستند کمکی خواستی،
‫یه سری از وسایل قدیمی رجی رو توی زیرزمین دارم.

41
00:01:44,495 --> 00:01:48,194
‫راستش وقت زیادی رو صرفِ مرتب کردنِ
‫کتابخونه‌ رجی دینکینز کردم.

42
00:01:48,195 --> 00:01:51,284
‫همه‌ چی توش هست، از دندون‌ های
شیریش گرفته ‫تا دندون عقلش.

43
00:01:51,285 --> 00:01:53,460
‫خب، منظورم اینه که...

44
00:01:53,461 --> 00:01:55,636
‫معلومه که همش فقط دندون نیست.

45
00:01:55,637 --> 00:01:58,987
‫میدونی، وسایل فوتبال هم اونجا هست،
‫مثلاً همون دندون طلایی که با ضربه کنده شد.

46
00:01:58,988 --> 00:02:00,336
‫لعنتی.

47
00:02:00,337 --> 00:02:04,688
‫درسته. عالی. خب، این مستند آخرش
‫به هر شکلی که در بیاد، با هم کشفش میکنیم...

48
00:02:04,689 --> 00:02:08,083
‫چون دوربین ‌ها از همه ‌چی فیلم میگیرن...

49
00:02:08,084 --> 00:02:10,477
‫هم از اوج ‌ها و هم از فرودها.

50
00:02:10,478 --> 00:02:12,653
‫اوه، دنبال چیزهای بد میگردی؟

51
00:02:12,654 --> 00:02:15,308
‫رجی دینکینز کلی از اونا برات داره.

52
00:02:15,309 --> 00:02:18,137
‫وایسا، مگه من چیکار کردم؟

53
00:02:18,138 --> 00:02:21,489
‫حتی خودت هم نمیدونی؟!
‫اینجوری که خیلی بدتر شد.

54
00:02:25,145 --> 00:02:28,451
‫اونا در واقع تهش خیلی مفید واقع شدن.

55
00:02:28,452 --> 00:02:30,192
‫چرا بیرونیم؟

56
00:02:30,193 --> 00:02:32,194
‫پوستم آمادگیِ این وضعیت رو نداره.

57
00:02:32,195 --> 00:02:34,065
‫رجی، هر دوی ما میخوایم
‫این رابطه به نتیجه برسه.

58
00:02:34,066 --> 00:02:36,416
‫ولی اینکه برینا اونجوری بهت می‌پره،
‫اصلاً وجهه‌ خوبی نداره.

59
00:02:36,417 --> 00:02:38,679
‫باید اونجا اوضاع رو تحت کنترل بگیری.

60
00:02:38,680 --> 00:02:41,682
‫هی، من خیلی حواسم هست
‫که جلوی دوربین چی میگم!

61
00:02:41,683 --> 00:02:46,861
‫فقط دارم میگم، هنوزم تحسین‌ برانگیزه که با خوردنِ
‫ ساندویچ ‌های ساب ‌وی اون‌ همه وزن کم کرد.

62
00:02:46,862 --> 00:02:51,735
‫تنها چیزی که جلوی یه آدمِ بدِ مسلح رو میگیره،
‫یه آدمِ حتی بدتره که دو تا اسلحه داره.

63
00:02:51,736 --> 00:02:53,694
‫کلئوپاترا؛ سیاه پوست بود.

64
00:02:53,695 --> 00:02:55,348
‫عیسی؛ سیاه پوست بود.

65
00:02:55,349 --> 00:02:57,350
‫جورج واشینگتن؛ سیاه پوست بود.

66
00:02:57,351 --> 00:02:59,569
‫فقط باهاش کنار بیا، باشه؟

67
00:02:59,570 --> 00:03:02,485
‫برو بابت هر کاری که کردی
‫از برینا عذرخواهی کن.

68
00:03:02,486 --> 00:03:05,749
‫ما الان به اینجور دردسرها نیاز نداریم.

69
00:03:07,709 --> 00:03:11,059
‫نمیتونم بفهمم چرا برینا
‫از دستم عصبانیه.

70
00:03:11,060 --> 00:03:16,107
‫هیچ تولد یا سالگردی توی تقویم نیست.

71
00:03:16,108 --> 00:03:18,372
‫همه‌ درهای توالت پایینن.

72
00:03:20,287 --> 00:03:24,072
‫هیچ پاکت خالی رو ‫توی یخچال برنگردوندم.

73
00:03:24,073 --> 00:03:28,294
‫و هیچکدوم از پست‌ های زن‌ های
خوش‌ هیکل رو ‫توی اینستاگرام لایک نکردم.

74
00:03:28,295 --> 00:03:32,080
‫حتی از عمه‌ش شیلا پرسیدم،
‫چون برینا همه‌ چی رو به اون میگه.

75
00:03:32,081 --> 00:03:34,300
‫حتی اگه میدونستم هم بهت نمیگفتم.

76
00:03:34,301 --> 00:03:37,651
‫ولی بیا در مورد این حرف بزنیم که ‫چرا
برادر زاده‌م رو به اون کلیسای کثیف می‌بری

77
00:03:37,652 --> 00:03:39,435
‫میدونی که خدا اصلاً از...

78
00:03:39,436 --> 00:03:41,568
‫سرش شلوغ بود.

79
00:03:48,228 --> 00:03:50,098
‫اشلی؟

80
00:03:50,099 --> 00:03:51,708
‫نمیخوای جواب بدی؟

81
00:03:51,709 --> 00:03:55,799
‫اوه، ببخشید، اوم، تراپیستم بهم گفت
‫باید وقت کمتری رو با گوشی بگذرونم.

82
00:03:55,800 --> 00:03:58,672
‫باشه. ممنون، اشلی.

83
00:03:58,673 --> 00:04:01,022
‫راستش، اصلاً مشکلی نیست.

84
00:04:01,023 --> 00:04:03,285
‫خب، اوم، ممنون بابت این، مونیکا.

85
00:04:03,286 --> 00:04:07,028
‫میخواستم امروز رو با تو شروع کنم
‫تا حدودی به خاطر اینکه رِجی...

86
00:04:07,029 --> 00:04:10,727
‫چجوری بگم...
هنوز داره ‫خیلی زیاده‌ روی میکنه.

87
00:04:10,728 --> 00:04:12,773
‫- تاکسیدوش رو پوشیده بود؟
‫- آره، پوشیده بود.

88
00:04:12,774 --> 00:04:18,735
‫ولی تو؟ یعنی، خب، بذار این رو بگم که،
‫من برای یه ملکه‌ متفکر احترام قائلم.

89
00:04:18,736 --> 00:04:20,260
‫اوهوم.

90
00:04:22,000 --> 00:04:23,305
‫خب...

91
00:04:23,306 --> 00:04:26,134
‫تو بورسیه‌ کوینسی مگو
‫توی دانشگاه راتگرز بودی.

92
00:04:26,135 --> 00:04:29,355
‫نفر اول کلاس توی
‫دانشکده بازرگانی ویسکانسین.

93
00:04:29,356 --> 00:04:32,967
‫ولی هنوز نمیخوام
با مونیکا ریس دینکینز ‫صحبت کنم.

94
00:04:32,968 --> 00:04:38,625
‫دوست دارم امروز رو با صحبت کردن
‫با مونی ریس کوچولو شروع کنم.

95
00:04:38,626 --> 00:04:40,061
‫سلام عزیزم.

96
00:04:40,062 --> 00:04:43,586
‫بابت همه کارهایی که قراره انجام بدی،
‫هیجان‌ زده ‌ای؟

97
00:04:43,587 --> 00:04:45,936
‫من اهل بچگونه حرف زدن نیستم.

98
00:04:45,937 --> 00:04:49,506
‫ولی خب، آره حتماً.
‫همیشه رویاهای بزرگی داشتم.

99
00:04:55,643 --> 00:05:00,168
‫اگه فکر میکنی با سکوت کردنت، من شروع میکنم
‫به حرف زدن فقط برای اینکه سکوت رو بشکنم...

100
00:05:00,169 --> 00:05:02,475
‫منصفانه بگیم، این کلک واقعاً
‫روی راستی جواب میده.

101
00:05:02,476 --> 00:05:04,912
‫چرا هیچی نمیگی؟

102
00:05:04,913 --> 00:05:07,741
‫از این وضعیت متنفرم.
‫از دستم عصبانی ای؟

103
00:05:07,742 --> 00:05:09,395
‫خیلی خب، این هم یه چیزی.

104
00:05:09,396 --> 00:05:11,310
‫وقتی تنهام دوست دارم راک ‌رپ بنویسم.

105
00:05:11,311 --> 00:05:12,528
‫باشه، یکیش رو برات میخونم.

106
00:05:12,529 --> 00:05:14,138
‫♪ من یه معجزه‌ کلامی و روحانی ام ♪

107
00:05:14,139 --> 00:05:16,184
‫♪ از بدو تولد، روی این زمینِ کروی ♪

108
00:05:16,185 --> 00:05:18,360
‫♪ کجا رفتی؟‌ ♪

109
00:05:18,361 --> 00:05:19,666
‫لطفاً جلوی من رو بگیر.

110
00:05:19,667 --> 00:05:22,321
‫و مگه من به نظرت شبیه
‫راستی بوید هستم؟

111
00:05:22,322 --> 00:05:25,193
‫اوم، میدونی چیه؟

112
00:05:25,194 --> 00:05:27,456
‫چطوره فقط برای یه دقیقه
‫بریم یه هوایی بخوریم؟

113
00:05:27,457 --> 00:05:29,632
‫مصاحبه ‌ها مثل موسیقی جاز میمونن.

114
00:05:29,633 --> 00:05:33,027
‫باید بداهه بگی.
باید حسش کنی

115
00:05:33,028 --> 00:05:34,420
‫مثلاً...

116
00:05:45,954 --> 00:05:47,171
...خب

117
00:05:47,172 --> 00:05:49,348
‫دیگه میتونی اینجوری بهم نگاه نکنی.

118
00:05:49,349 --> 00:05:52,002
‫چون این رو برات خریدم.

119
00:05:52,003 --> 00:05:53,744
‫بیا. معذرت میخوام.

120
00:05:57,748 --> 00:06:00,446
‫این یعنی فهمیدی چه اشتباهی کردی؟

121
00:06:00,447 --> 00:06:03,623
‫توی خواب باهات بدجنس بودم.

122
00:06:03,624 --> 00:06:05,451
‫برات یه کیف خریدم، مگه نه؟

123
00:06:05,452 --> 00:06:07,322
‫تو همیشه برام کیف میخری.
یا کفش

124
00:06:07,323 --> 00:06:10,064
‫یا فلو رایدا رو استخدام میکنی
وقتی ورزش میکنم بیاد برام بخونه

125
00:06:10,065 --> 00:06:13,328
‫ولی هیچ ‌وقت جوری ازم عذرخواهی نمیکنی
‫که واقعاً از ته دلت باشه.

126
00:06:13,329 --> 00:06:14,460
‫حرفش درسته.

127
00:06:14,461 --> 00:06:18,028
‫پدرم سال‌ های شکل‌ گیری شخصیتش رو
‫با این حرف که هیچ ‌وقت اشتباه نمیکنه، گذروند.

128
00:06:18,029 --> 00:06:22,250
‫توی دانشگاه راتگرز، مجبور شدن اسم کل یه ساختمون رو
‫عوض کنن، چون اون همیشه تابلو رو اشتباه میخوند.

129
00:06:22,251 --> 00:06:25,645
‫برای همین هنوز هم سخت متوجه میشه
‫که کی خرابکاری کرده...

130
00:06:25,646 --> 00:06:27,603
‫ولی دلش میخواد همه خوشحال باشن.

131
00:06:27,604 --> 00:06:30,214
‫پس اگه از دستش عصبانی باشی،
‫فقط برات چیز میز میخره.

132
00:06:30,215 --> 00:06:32,216
‫خیلی باحاله.

133
00:06:32,217 --> 00:06:35,089
‫منظورم اینه که وقتی پدر و مادرم طلاق گرفتن،
‫یه تیر و کمان زنبورکی گرفتم.

134
00:06:35,090 --> 00:06:36,395
‫پنج ساله‌م بود!

135
00:06:36,396 --> 00:06:40,486
‫اگه ندونی که اصلاً برای چی عذرخواهی میکنی
‫این یه عذرخواهی واقعی نیست.

136
00:06:40,487 --> 00:06:43,271
‫بیا، این هم یه گردنبند.

137
00:06:48,364 --> 00:06:50,409
‫سی، باید هوام رو داشته باشی.

138
00:06:50,410 --> 00:06:51,845
‫اینجا بهم کمک کن.

139
00:06:51,846 --> 00:06:54,804
‫بفهم چیکار کردم که بتونم
‫از این عصبانیتش خلاص بشم.

140
00:06:54,805 --> 00:06:57,590
‫اوم، واقعاً دلم نمیخواد آمار بدم.

141
00:06:57,591 --> 00:06:59,810
‫یه کاری میکنم که برات بیارزه.

142
00:07:01,856 --> 00:07:04,553
‫آمار بدی کارت به بخیه میکشه، پسر...

143
00:07:04,554 --> 00:07:08,775
‫مخصوصاً این کتونی‌‌ های آبلو آف وایت.

144
00:07:08,776 --> 00:07:12,213
‫دوخت و دوزش رو ببین، ها؟

145
00:07:12,214 --> 00:07:14,781
‫ببین آرتور، اگه فکر میکنی...

146
00:07:14,782 --> 00:07:18,785
‫برگردوندن من به محله‌ قدیمی قراره
‫سیل احساسات راه بندازه، اصلاً اینجوری نیست.

147
00:07:18,786 --> 00:07:20,961
‫اینجا عوض شده.

148
00:07:20,962 --> 00:07:24,268
‫وقتی داشتم بزرگ میشدم
‫اینجا فقط زمین‌ های خالی بود.

149
00:07:24,269 --> 00:07:26,357
‫این موبایل‌ فروشی؟

150
00:07:26,358 --> 00:07:28,098
‫قبلاً تلفن ثابت میفروختن.

151
00:07:28,099 --> 00:07:30,274
‫منظورم اینه که،
به‌ سختی میشناسمش

152
00:07:32,582 --> 00:07:34,497
‫زمین بازی.

153
00:07:36,586 --> 00:07:40,415
‫دقیقاً مثل قدیمه.

154
00:07:40,416 --> 00:07:41,503
‫چجوری؟

155
00:07:41,504 --> 00:07:42,852
‫چون جزو آثار ثبت‌ شده‌ست...

156
00:07:42,853 --> 00:07:45,420
‫اِه، چون ناس روی الاکلنگ
بکارتش رو ‫از دست داد.

157
00:07:45,421 --> 00:07:46,987
‫اووه.

158
00:07:46,988 --> 00:07:49,685
‫یادت میاد این نقاشی دیواری رو کشیدی؟

159
00:07:49,686 --> 00:07:51,557
‫وای، خدای من.

160
00:07:51,558 --> 00:07:54,298
‫جای دست‌ های من!

161
00:07:54,299 --> 00:07:55,996
‫اووه.

162
00:08:05,180 --> 00:08:07,486
‫اصلاً چجوری اینجا رو پیدا کردی؟

163
00:08:07,487 --> 00:08:09,923
‫خیلی وقت بود بهش فکر نکرده بودم.

164
00:08:09,924 --> 00:08:12,534
‫- خب، با دختر خاله‌ت صحبت کردم.
‫- همون که پرستاره یا اون سلیطه؟

165
00:08:12,535 --> 00:08:16,669
‫نتونستم با اون سلیطه تماس بگیرم، ولی دختر خاله‌ت راکسی همه ‌چی رو در مورد دابل داچ بهم گفت

166
00:08:16,670 --> 00:08:18,148
‫آره!

167
00:08:18,149 --> 00:08:20,542
‫قدیم ها هر روز بعد از مدرسه،
به اینجا میومدم

168
00:08:20,543 --> 00:08:22,849
‫همیشه من اونی بودم که می‌پرید،
‫و کارم هم خوب بود.

169
00:08:22,850 --> 00:08:24,807
‫ها!

170
00:08:24,808 --> 00:08:26,201
‫این رو ببین.

171
00:08:28,420 --> 00:08:29,856
‫هی!

172
00:08:29,857 --> 00:08:32,249
‫هو! ها!

173
00:08:32,250 --> 00:08:37,385
‫و مونی ریسِ کوچیک هیچ‌ وقت فکرش رو میکرد
‫که زندگیش اون رو به کجا میکشونه؟

174
00:08:37,386 --> 00:08:39,474
‫اینکه با یه سوپراستار اِن‌ اِف ‌اِل ازدواج کنی...

175
00:08:39,475 --> 00:08:43,739
‫دیدنِ چراغ ‌های پر نورِ بافلو،
سینسیناتی، ‫جکسون‌ ویل.

176
00:08:43,740 --> 00:08:46,437
‫همه‌ چی خیلی سریع عوض شد.

177
00:08:48,223 --> 00:08:51,965
‫همون سال اول دانشگاه،
‫رجی به همین سادگی معروف شد.

178
00:08:51,966 --> 00:08:53,314
‫درسته. آره، آره، اون، اِ...

179
00:08:53,315 --> 00:08:55,403
‫اون مسابقه مسمومیت غذاییِ معروف.

180
00:08:55,404 --> 00:08:57,448
‫مردم، اسم رجی دینکینز رو یادتون بمونه.

181
00:08:57,449 --> 00:08:59,581
‫این دانشجوی سال ‌اولی داره راتگرز رو
‫به یه پیروزی غافلگیر کننده هدایت میکنه...

182
00:08:59,582 --> 00:09:03,498
‫مقابل تیم رده‌ دومِ پن استیت، اون هم موقعی که
‫با مسمومیت غذایی شدیدی دست ‌و پنجه نرم میکنه.

183
00:09:03,499 --> 00:09:05,065
‫چندش ‌آوره، جیمی!

184
00:09:05,066 --> 00:09:06,457
‫دقیقاً همینطوره، برایان.

185
00:09:06,458 --> 00:09:07,371
‫درسته.

186
00:09:07,372 --> 00:09:10,592
‫مسابقه مسمومیت غذایی.

187
00:09:10,593 --> 00:09:12,028
‫اون چیه؟

188
00:09:12,029 --> 00:09:13,900
‫چرا علامت نقل‌ قول میذاری؟

189
00:09:13,901 --> 00:09:18,208
‫هی، مگه قبلاً نگفتی میخواستی
‫با مونیِ کوچولو حرف بزنی؟

190
00:09:18,209 --> 00:09:20,297
‫فکر میکردی چقدر فسقلی باشه؟

191
00:09:20,298 --> 00:09:21,995
‫گا، گا، گو، گو.

192
00:09:21,996 --> 00:09:23,126
‫هان؟

193
00:09:23,127 --> 00:09:24,780
‫هی، رفیق.

194
00:09:24,781 --> 00:09:28,784
‫معلوم شد که خرچنگِ بیکینی ‫توی
خواننده‌ نقاب‌‌ دار، آرنولد شوارتزنگر بوده

195
00:09:28,785 --> 00:09:31,178
‫هاه. از کجا فهمیدی من بودم؟

196
00:09:31,179 --> 00:09:33,267
‫تلویزیون، خاموش.

197
00:09:33,268 --> 00:09:38,228
‫برینا، لطفاً، نمیتونم با اینجوری
‫بی‌ محلی کردنت کنار بیام.

198
00:09:38,229 --> 00:09:39,708
‫یا با اونجوری لباس پوشیدنت.

199
00:09:39,709 --> 00:09:44,583
‫اینجوری خیلی چیزها رو باید به تخیل سپرد،
‫و خودت میدونی که من اصلاً تخیل خوبی ندارم!

200
00:09:44,584 --> 00:09:47,281
‫خب، تو لیاقت نداری ببینی
‫زیر این لباس‌ ها چیه.

201
00:09:47,282 --> 00:09:49,283
‫ببین، میدونم چه اشتباهی کردم...

202
00:09:49,284 --> 00:09:52,503
‫و اگه واقعاً از اینکه ماشین ظرفشویی رو
‫روشن کردم ناراحتی...

203
00:09:52,504 --> 00:09:54,288
‫اون هم موقعی که هنوز
داشتی ‫صبحونه‌ میخوردی...

204
00:09:54,289 --> 00:09:56,029
‫- فکر کنم معذرت میخوام.
‫- بالاخره.

205
00:09:56,030 --> 00:09:59,772
‫ولی خدا نکنه یه وقت خودت
‫کاسه غلاتت رو با دست بشوری.

206
00:09:59,773 --> 00:10:02,644
‫باید خوشحال باشی که
‫من اصلاً ظرف میشورم.

207
00:10:02,645 --> 00:10:08,998
‫من پولدارم، پیرم، مجبور نیستم هیچ کاری انجام بدم،
‫پس واقعاً احمقانه‌ست که بابتش عصبانی بشی.

208
00:10:08,999 --> 00:10:12,741
‫وای خدای من!
تو توی ‫عذرخواهی کردن افتضاحی.

209
00:10:12,742 --> 00:10:15,178
‫میخوای به فلو رایدا زنگ بزنم؟

210
00:10:15,179 --> 00:10:16,745
‫که چی بشه؟

211
00:10:16,746 --> 00:10:19,139
‫هر چقدر هم خوب عذرخواهی کنم،
‫هیچ‌ وقت کافی نیست.

212
00:10:19,140 --> 00:10:22,316
‫بعد از اون جریان شرط بندی،
‫التماس کردم که من رو ببخشن.

213
00:10:22,317 --> 00:10:24,057
‫و چی گیرم اومد؟

214
00:10:24,058 --> 00:10:27,147
‫مرد سال مجله‌ تایم...

215
00:10:27,148 --> 00:10:29,976
‫ولی مثل همون موقعی که
‫این لقب رو به هیتلر دادن.

216
00:10:29,977 --> 00:10:31,281
‫آره...

217
00:10:31,282 --> 00:10:33,544
‫آره، اون موقع واقعاً
‫خوب عذرخواهی کردی.

218
00:10:33,545 --> 00:10:36,635
‫رجی، تو آدم ‌های زیادی رو ناامید کردی.

219
00:10:36,636 --> 00:10:38,549
‫چی میخوای بهشون بگی؟

220
00:10:38,550 --> 00:10:41,552
‫فکر کنم معذرت میخوام اگه کسی
‫اونقدر احمقه که بهش بر بخوره...

221
00:10:41,553 --> 00:10:43,293
‫ولی من کار اشتباهی نکردم.

222
00:10:43,294 --> 00:10:46,166
‫باید خوشحال باشید که میتونید
‫بازی فوتبال من رو تماشا کنید.

223
00:10:46,167 --> 00:10:48,342
‫ولی حالا، عذرخواهی میکنم یا هر چی.

224
00:10:48,343 --> 00:10:50,649
‫بفرما عزیزم.

225
00:10:50,650 --> 00:10:53,260
‫یراق‌ آلات رز گلد، قشنگه.

226
00:10:53,261 --> 00:10:55,915
‫ولی این عذرخواهی خیلی
‫درست ‌و حسابی نیست.

227
00:10:55,916 --> 00:10:57,438
‫اوه، کجا داری میری؟

228
00:10:57,439 --> 00:10:58,831
‫اون کجا داره میره؟

229
00:10:58,832 --> 00:11:00,746
‫و این یکی از خوب هاشه.

230
00:11:00,747 --> 00:11:03,357
‫به اَن کوری گفتی که
‫تو نبودی که شرط بندی کردی.

231
00:11:03,358 --> 00:11:04,619
‫کارِ مردِ یه دست بود.

232
00:11:04,620 --> 00:11:06,099
‫توی فیلمِ فراری که جواب داد.

233
00:11:06,100 --> 00:11:07,753
‫نه نداد.
اون رفت زندان

234
00:11:07,754 --> 00:11:09,145
‫خیلی خب.

235
00:11:09,146 --> 00:11:11,017
‫از من چی میخوای؟

236
00:11:11,018 --> 00:11:12,845
‫گفتم که معذرت میخوام.

237
00:11:12,846 --> 00:11:18,894
‫و همه‌ میدونیم که یه عذرخواهی چیزی رو
‫عوض نمیکرد، هر جور دیگه ای هم که میگفتمش.

238
00:11:18,895 --> 00:11:21,854
‫من کل زندگیم رو وقف
‫سرگرم کردن شما کردم.

239
00:11:21,855 --> 00:11:23,594
‫سرگرم نشدید؟!

240
00:11:23,595 --> 00:11:25,466
‫گلادیاتور. ایول.

241
00:11:25,467 --> 00:11:27,729
‫تنها چیزی که این کشور بیشتر از
‫یه قهرمان دوست داره...

242
00:11:27,730 --> 00:11:30,558
‫- تخریب کردنشه.
‫- اوهوم.

243
00:11:30,559 --> 00:11:32,038
‫تایگر وودز، جماعت.

244
00:11:32,039 --> 00:11:34,823
‫باورم نمیشه توی سال ۲۰۲۶
‫داریم در مورد شرط بندی حرف میزنیم!

245
00:11:34,824 --> 00:11:37,434
‫وقتی الان دیگه هر کسی
یه کازینو ‫توی جیبش داره.

246
00:11:37,435 --> 00:11:40,350
‫اوه، داره در مورد گوشی شما
‫حرف میزنه، ای گوسفندها.

247
00:11:40,351 --> 00:11:41,700
‫و حدس بزنید چی شده.

248
00:11:41,701 --> 00:11:43,702
‫احتمالاً یه جنبه‌ نژادی هم
‫توی این داستان هست...

249
00:11:43,703 --> 00:11:45,573
‫همیشه یه جنبه‌ نژادی وجود داره.

250
00:11:45,574 --> 00:11:47,488
‫- معنای نهفته، راستی!
‫- معنای نهفته.

251
00:11:47,489 --> 00:11:49,533
‫دیگه از عذرخواهی کردن
‫از همه خسته شدم.

252
00:11:49,534 --> 00:11:50,665
‫آره، گوسفندها!

253
00:11:50,666 --> 00:11:51,927
‫- میکُشمتون!
‫- اوه. اوه!

254
00:11:51,928 --> 00:11:53,668
‫و عمراً رنگِ جنازه رو هم ببینن!

255
00:11:53,669 --> 00:11:54,756
‫اوه!

256
00:11:54,757 --> 00:11:56,453
‫- بیخیال پسر!
‫- راستی داره میاد!

257
00:11:56,454 --> 00:11:58,194
‫کجا رفتی؟
به خودت بیا

258
00:11:58,195 --> 00:12:00,240
.هوف
.هوف

259
00:12:02,330 --> 00:12:05,724
‫درسته.
بازی مسمومیت غذایی

260
00:12:05,725 --> 00:12:07,900
‫بازی مسمومیت غذایی.

261
00:12:09,729 --> 00:12:14,689
‫تکون ‌تکون،
انگشت ‌های کوچولو

262
00:12:14,690 --> 00:12:16,082
‫ولی چرا؟

263
00:12:16,083 --> 00:12:17,605
‫خیلی خب، قضیه اینه

264
00:12:17,606 --> 00:12:22,958
‫حس میکنم اینکه قبلاً از گیومه‌ های فرضی
‫استفاده کردم زیادی بزرگ نشون داده شده.

265
00:12:22,959 --> 00:12:27,615
‫ببینید، من از اون آدم ‌هایی هستم که برای تأکید
روی چیزهای مهم از گیومه استفاده میکنن

266
00:12:27,616 --> 00:12:30,096
‫مثل «بازی مسمومیت غذایی».

267
00:12:30,097 --> 00:12:31,924
‫«پسرم رو دوست دارم».

268
00:12:31,925 --> 00:12:34,840
‫«دیوان عالی باید برای دوره‌ ها
‫محدودیت داشته باشه».

269
00:12:34,841 --> 00:12:36,363
‫می‌بینید؟

270
00:12:36,364 --> 00:12:38,887
‫«این کیف میده».

271
00:12:38,888 --> 00:12:41,281
‫ای بابا، بازی مسمومیت غذایی؟

272
00:12:41,282 --> 00:12:43,109
‫اوه، رجی بعد از اون حسابی معروف شد.

273
00:12:43,110 --> 00:12:46,460
‫جیم کری توی برنامه این لیوینگ کالر
‫نقشش رو بازی کرد.

274
00:12:46,461 --> 00:12:47,809
‫اون موقع زمونه فرق میکرد.

275
00:12:47,810 --> 00:12:49,550
‫آره، زمونه فرق میکرد.

276
00:12:49,551 --> 00:12:51,726
‫خیلی خب.
دنبال چیز خاصی میگردی؟

277
00:12:51,727 --> 00:12:53,641
‫میدونی، رفیق،
ما همه چی داریم

278
00:12:53,642 --> 00:12:57,471
‫مثلاً چیزهایی مثلِ مجله و ویدیو داریم.

279
00:12:57,472 --> 00:13:02,868
‫اوه، تک ‌آهنگی رو داریم که ویرد ال در مورد
رجی‫ منتشر کرده، به اسم مسمومیت غذایی.

280
00:13:02,869 --> 00:13:05,348
‫با آهنگِ سم از گروه بِل بیو دوو.

281
00:13:05,349 --> 00:13:08,177
‫♪ اون غذا سمه ♪

282
00:13:08,178 --> 00:13:09,570
‫♪ سم ♪

283
00:13:09,571 --> 00:13:12,138
‫♪ س، س، س، س، س، س،
‫واقعاً سمه ♪

284
00:13:12,139 --> 00:13:17,056
‫♪ هیچ ‌وقت به غذایی که
یه مدت‫ بیرون مونده اعتماد نکن ♪

285
00:13:17,057 --> 00:13:18,500
‫بهترین کارش نبود.

286
00:13:19,500 --> 00:13:23,000
‫خیلی خب رجی، بیا در مورد ‫بازی
مسمومیت غذایی صحبت کنیم

287
00:13:23,063 --> 00:13:24,890
‫بازی مسمومیت غذایی.

288
00:13:24,891 --> 00:13:29,068
‫بالاخره، آره، میتونیم در مورد چیزی حرف بزنیم
‫که مجبور نیستم بابتش عذرخواهی کنم.

289
00:13:29,069 --> 00:13:34,334
‫خب، میتونی توضیح بدی چرا آرشیوت
‫ظاهراً شامل همه نسخه ‌های...

290
00:13:34,335 --> 00:13:39,687
‫شماره‌ ۱۶ اکتبر ۱۹۹۳ روزنامه‌
دانشجویی ‫دانشگاه پن استیته؟

291
00:13:39,688 --> 00:13:40,949
‫اون یه مسابقه‌ بزرگ بود.

292
00:13:40,950 --> 00:13:43,778
‫مونیکا همیشه مطالبی که
‫در مورد من بود رو میخرید.

293
00:13:43,779 --> 00:13:47,782
‫درسته، ولی این روزنامه
‫مال روز مسابقه‌ست...

294
00:13:47,783 --> 00:13:52,178
‫پس مسابقه‌ مسمومیت غذایی
‫هنوز واقعاً اتفاق نیفتاده بود.

295
00:13:52,179 --> 00:13:54,224
‫جریان این انگشت هات چیه؟

296
00:13:58,925 --> 00:14:01,578
‫من هیچ نقشی توی اون نداشتم.

297
00:14:01,579 --> 00:14:04,016
‫فکر میکنم...

298
00:14:04,017 --> 00:14:07,846
‫من... من میدونم چی شد، رجی.

299
00:14:07,847 --> 00:14:09,282
‫خب، رفقا.

300
00:14:09,283 --> 00:14:11,240
‫شوخی سال‌ اولی‌ ‌های تیم فوتبال راتگرز...

301
00:14:11,241 --> 00:14:13,852
‫قراره نماد تیم پن استیت رو بدزدیم.

302
00:14:13,853 --> 00:14:15,201
‫اون یه شیر کوچولوئه.

303
00:14:15,202 --> 00:14:16,942
‫شیر نیتنی، پسر.

304
00:14:16,943 --> 00:14:18,944
‫نیتنی؟
نیتنی یعنی چی؟

305
00:14:20,990 --> 00:14:22,904
‫نیتنی یعنی بزرگ!
وای، خدای من

306
00:14:24,385 --> 00:14:26,430
‫اون تویی، مگه نه، رجی؟

307
00:14:28,389 --> 00:14:31,957
‫اون شب واقعاً چجوری مریض شدی؟

308
00:14:31,958 --> 00:14:36,381
‫فقط برای اینکه از اون شیر لعنتی فرار کنم،‌
‫مجبور شدم با شنا از یه رودخونه‌ یخ‌ ‌زده رد بشم.

309
00:14:36,832 --> 00:14:40,530
‫احتمالاً یه گالن از آبِ کثیف
‫پنسیلوانیا رو خوردم.

310
00:14:40,531 --> 00:14:45,231
‫اون بازی بخشی از داستان منشأ
‫قهرمانانه‌ منه، آرتور توبین.

311
00:14:45,232 --> 00:14:47,320
‫چرا داری از این اسطوره بازجویی میکنی؟

312
00:14:47,321 --> 00:14:50,801
‫به جای اینکه آخر هفته ‌ای باشه که باعث شروع
‫کارت شد، میتونست باعث تموم شدنش بشه.

313
00:14:50,802 --> 00:14:52,716
‫اگه مچت رو میگرفتن،
‫بورسیه‌ت رو از دست میدادی.

314
00:14:52,717 --> 00:14:56,764
‫ولی مچم رو نگرفتن.
تو اصلاً چطوری

315
00:14:56,765 --> 00:15:00,507
‫به صورت نمایشی روی من زوم کن.

316
00:15:00,508 --> 00:15:02,291
‫مونیکا.

317
00:15:02,292 --> 00:15:05,555
‫پسر جوون،
هیچ پسری از من

318
00:15:06,644 --> 00:15:09,081
‫وایسا، تو که روی صورتت تتو نداری.

319
00:15:09,082 --> 00:15:11,387
‫من اون پیام رو از گوشی اون فرستادم.

320
00:15:11,388 --> 00:15:12,301
‫چجوری تونستی؟

321
00:15:12,302 --> 00:15:15,478
‫میدونی که دو تا از بزرگترین ترس ‌های من
‫اینه که کارملو روی صورتش تتو بزنه...

322
00:15:15,479 --> 00:15:18,003
‫یا با کسی ازدواج کنه
که ‫فازم رو درک نکنه.

323
00:15:18,004 --> 00:15:19,613
‫ببخشید که مجبور شدم
اونجوری ‫ازت استفاده کنم، پسرم.

324
00:15:19,614 --> 00:15:22,790
‫ولی باید مادرت رو به اینجا میکشوندم
‫تا سرش داد بزنم.

325
00:15:25,011 --> 00:15:27,621
‫همه چی ردیفه.

326
00:15:27,622 --> 00:15:29,318
‫آخه این چه کاری بود، مونیکا؟

327
00:15:29,319 --> 00:15:33,061
‫پن استیت یکی از معدود چیزهای دوران کاریم بود
‫که هنوز میتونستم بهش افتخار کنم.

328
00:15:33,062 --> 00:15:35,803
‫و تو به آرتور توبین گفتی
که ‫قضیه از چه قرار بوده؟!

329
00:15:35,804 --> 00:15:38,371
‫انصافاً، اون در واقع حرفی نزد.

330
00:15:38,372 --> 00:15:42,114
‫ولی به نظرم اون ادای نقل‌ ‌قول
در آوردنش ‫با دست، دیگه زیادی تابلو بود.

331
00:15:42,115 --> 00:15:44,029
‫اون یه عوضیِ موذی و هفت‌ خطه.

332
00:15:44,030 --> 00:15:45,639
‫دیگه فرقی نمیکنه چجوری اتفاق افتاده.

333
00:15:45,640 --> 00:15:46,814
‫دیگه علنی شده.

334
00:15:46,815 --> 00:15:51,471
‫خوشت میومد اگه به همه در مورد اون موقع که برای
هالووین ‫لباس پوکاهانتس پوشیده بودی میگفتم؟

335
00:15:51,472 --> 00:15:53,690
‫اون موقع ‌ها مشکلی نداشت!
فکر کنم

336
00:15:53,691 --> 00:15:56,955
‫و اگه به‌ خاطر من نبود
‫اصلاً شغلی هم نداشتی.

337
00:15:56,956 --> 00:15:58,521
‫من همه اون روزنامه ‌ها رو خریدم.

338
00:15:58,522 --> 00:16:02,656
‫من با دادن سوتینم به عکاس
‫نگاتیوها رو از روزنامه مدرسه گرفتم...

339
00:16:02,657 --> 00:16:04,310
‫من در واقع اون یارو رو پیدا کردم.

340
00:16:04,311 --> 00:16:06,007
‫سوتین تو الان توی آرشیوه.

341
00:16:06,008 --> 00:16:08,009
‫- این تقصیر آرشیوه!
‫- تو و اون آرشیو لعنتیت!

342
00:16:08,010 --> 00:16:11,012
‫میدونی چیه؟ تو باید از من ممنون باشی
‫که از اون مخمصه نجاتت دادم.

343
00:16:11,013 --> 00:16:14,000
‫اگه داری در مورد اون جشن لوآئو
‫ توی ماه ‌عسلمون حرف میزنی، ممنونم.

344
00:16:14,100 --> 00:16:18,237
‫دارم در مورد پن استیت
و تمام ‫روزهای بعد از اون حرف میزنم!

345
00:16:18,238 --> 00:16:20,630
‫خب، بیاید، اوم... بیاید ‫بیشتر
به این موضوع بپردازیم، بچه ‌ها

346
00:16:20,631 --> 00:16:22,197
‫خفه شو!

347
00:16:22,198 --> 00:16:23,590
‫ولی، آره، بیا بپردازیم.

348
00:16:23,591 --> 00:16:26,245
‫دیروز یادِ یه موقع قبل از
‫تمام این اتفاقات افتادم.

349
00:16:26,246 --> 00:16:30,553
‫موقعی که شاد و بیخیال بودم
‫و از طناب ‌بازیِ دوبل کمر درد نمیگرفتم.

350
00:16:30,554 --> 00:16:34,428
‫اوه، ولی ببخشید که برای
اولین بار ‫توی عمرم گند زدم!

351
00:16:39,259 --> 00:16:41,216
‫عذرخواهیِ بدی بود.

352
00:16:41,217 --> 00:16:43,697
‫چرا اون باید انقدر بی ‌اعتنا
‫و اینجور چیزها باشه؟

353
00:16:43,698 --> 00:16:45,046
‫احساسات من مهمه.

354
00:16:45,047 --> 00:16:47,222
‫بیا بیشتر وارد این بحث بشیم، رجی.

355
00:16:47,223 --> 00:16:49,355
‫میدونی، شاید برینا هم
‫همین حس رو داشته.

356
00:16:49,356 --> 00:16:51,227
‫بذار خودم به این نتیجه برسم!

357
00:16:57,320 --> 00:16:58,756
‫باشه، فقط بهم بگو.

358
00:17:00,628 --> 00:17:02,585
‫خیلی ‌خب، این آرشیوِ لعنتی کجاست؟

359
00:17:02,586 --> 00:17:04,109
‫جایی که همه‌ وسایل رجی‫ رو نگه میداری؟

360
00:17:04,110 --> 00:17:06,328
‫واقعاً قبل از اینکه همینجوری
سرت رو ‫بندازی بیای تو، باید در بزنی.

361
00:17:06,329 --> 00:17:07,721
‫به هزار و یک دلیل...

362
00:17:07,722 --> 00:17:10,332
‫برهنگی، مدل غذا خوردنم،
‫تله ‌های فیلم تنها در خانه.

363
00:17:11,769 --> 00:17:13,509
‫هی. خیلی خب،
‫بیخیال، مراقب باش.

364
00:17:13,510 --> 00:17:15,207
‫هی، اینجا برای خودش نظمی داره!

365
00:17:15,208 --> 00:17:17,296
‫باید از شرِ یه سری از
این وسایل ‫خلاص بشیم.

366
00:17:17,297 --> 00:17:18,993
‫اصلاً نمیدونم چجور
آشغال ‌هایی ‫اینجا جمع کردی.

367
00:17:18,994 --> 00:17:21,735
‫آشغال؟
به اینا میگی آشغال؟

368
00:17:21,736 --> 00:17:26,479
‫شهردار فیلادلفیا این رو به سمت رجی ‫پرت کرد،
اون هم موقع بازی تیم ایگلز

369
00:17:26,480 --> 00:17:28,481
‫وسایل مونیکا؟

370
00:17:28,482 --> 00:17:30,613
‫عالیه، بیا از همین شروع کنیم.

371
00:17:30,614 --> 00:17:31,788
.بیخیال

372
00:17:33,965 --> 00:17:37,056
‫آخی، این رو توی اولین جلسه‌
‫امضای قرارداد رجی پوشیده بودی.

373
00:17:39,754 --> 00:17:42,235
‫- اون موقع‌ ها خوب بود.
‫- وای، خدای من.

374
00:17:44,454 --> 00:17:46,151
‫اوه. نه، اون یکی رو میتونی بندازی دور.

375
00:17:46,152 --> 00:17:48,153
‫فقط یه طناب ‌بازیِ قدیمیِ احمقانه ‫و بی ‌معنی؟

376
00:17:48,154 --> 00:17:51,199
‫اون یه آشغال کثیفه.
ازش متنفرم

377
00:17:56,379 --> 00:17:58,077
‫دستگیره داغ!

378
00:17:59,600 --> 00:18:01,209
‫هی، بری.

379
00:18:01,210 --> 00:18:06,954
‫ببین، توی فوتبال بازی کردن، تنها چیزی که
‫همیشه بهم یاد دادن این بود که رو به جلو بدوم.

380
00:18:06,955 --> 00:18:11,176
‫مگه اینکه مجبور میشدم عرضی یا به عقب برم
‫تا از دست یه مدافع فرار کنم.

381
00:18:11,177 --> 00:18:12,655
‫یا برای یه نقشه فریب‌ کارانه.

382
00:18:12,656 --> 00:18:16,094
‫یه بار، مربی مجبورم کرد یه سیفتی بدم
‫فقط برای اینکه وقت بازی رو تلف کنم...

383
00:18:16,095 --> 00:18:18,008
‫این قراره یه جورایی
مثلاً ‫یه عذرخواهی باشه؟

384
00:18:18,009 --> 00:18:20,881
‫داره میرسه!
بذار حرفم رو بزنم

385
00:18:20,882 --> 00:18:25,103
‫گوش کن، به عنوان یه ورزشکار، به آدم یاد میدن
‫که هیچ‌ وقت درگیر اشتباهاتش نشه.

386
00:18:25,104 --> 00:18:27,409
‫توی حرکت بعدی جبرانش میکنی.

387
00:18:27,410 --> 00:18:28,758
‫ولی الان میفهمم.

388
00:18:28,759 --> 00:18:32,284
‫بعضی وقت‌ ها وقتی به پشت سرت نگاه نمیکنی،
‫اینجوری به نظر میرسه که برات مهم نیست.

389
00:18:32,285 --> 00:18:34,938
‫و من حتی نتونستم درست عذرخواهی کنم،

390
00:18:34,939 --> 00:18:36,897
‫بابت نیتنی‌ ترین اشتباهی
که ‫تا حالا مرتکب شدم.

391
00:18:36,898 --> 00:18:38,768
‫نیتنی ‌ترین؟

392
00:18:38,769 --> 00:18:40,466
‫- نیتنی یعنی گنده.
‫- آه.

393
00:18:40,467 --> 00:18:44,339
‫حرفم اینه که نمیخوام اونجوری،
‫به رابطه‌مون گند بزنم.

394
00:18:44,340 --> 00:18:47,342
‫خب، موضوع ماشین ظرفشویی
‫واقعاً اونقدر هم مهم نبود.

395
00:18:47,343 --> 00:18:49,953
‫منظورم اینه که،
اصلاً چرا باید ‫خودمون ظرف بشوریم؟

396
00:18:49,954 --> 00:18:54,262
‫ولی بازم معذرت میخوام.
‫بابت تمام اون عذرخواهی‌ های افتضاح.

397
00:18:54,263 --> 00:18:55,829
‫تو لایق بهتر از اینایی.

398
00:18:55,830 --> 00:18:58,180
‫و دیگه نمیخوام با هدیه خریدن
‫بخشش تو رو بخرم.

399
00:19:01,227 --> 00:19:06,970
‫میدونم باید بیشتر تلاش کنم که گوش بدم،
‫توجه کنم، و درست بهت عشق بورزم.

400
00:19:06,971 --> 00:19:09,277
‫و میدونم پول نمیتونه
هیچکدوم ‫از اینا رو بخره.

401
00:19:09,278 --> 00:19:12,062
‫اوم، ممنونم عزیزم.

402
00:19:12,063 --> 00:19:15,457
‫و ملو، من با تو هم منصفانه رفتار نکردم.

403
00:19:15,458 --> 00:19:16,980
‫نه، نه، نه، نه، نه...

404
00:19:16,981 --> 00:19:23,117
‫تلاش برای خریدن بخشش پسرم
‫با بلیت کنسرت، کتونی و گردنبند؟

405
00:19:23,118 --> 00:19:26,468
‫ولی حالا میدونم هیچکدوم
‫از اینا برات مهم نیست.

406
00:19:26,469 --> 00:19:28,905
‫نه! فقط عشقت.

407
00:19:28,906 --> 00:19:30,168
‫درسته.

408
00:19:30,169 --> 00:19:33,346
‫پس از این به بعد،
عذرخواهی ‌های واقعی ‫تحویل میگیری.

409
00:19:35,435 --> 00:19:39,786
‫واقعاً متاسفم که موقع کشتن یه عنکبوت،
‫لپ ‌تاپت رو شکستم.

410
00:19:39,787 --> 00:19:41,222
‫وایسا، چیکار کردی؟

411
00:19:41,223 --> 00:19:45,313
‫اون لپ ‌تاپ شکسته میتونست
‫برام کلی پول بشه.

412
00:19:45,314 --> 00:19:49,665
‫و اصلاً چرا برینا داره سعی میکنه
پدرم رو ‫شبیه یه پدر بالغ واقعی کنه...

413
00:19:49,666 --> 00:19:51,972
‫به جای یه رفیق که بلک کارت داره؟

414
00:19:51,973 --> 00:19:54,801
‫چیه؟ من شنیدم.

415
00:19:54,802 --> 00:19:57,934
‫و میدونم این برامون خوبه،
‫ولی مجبور نیستم ازش خوشم بیاد.

416
00:20:00,199 --> 00:20:05,700
‫آرتور... متاسفم که بهت گفتم
یه آدم موذی، فسقلی و عوضی ای

417
00:20:05,769 --> 00:20:09,946
‫راستش تو واقعاً همه‌ اینا رو نگفتی،
‫ولی خب، آره، عذرت رو قبول میکنم.

418
00:20:09,947 --> 00:20:13,036
‫عادت کردن به همه اینا
‫اصلاً آسون نیست.

419
00:20:13,037 --> 00:20:16,301
‫و نبش ‌قبر کردن گذشته هم ترسناکه.

420
00:20:16,302 --> 00:20:20,827
‫ولی به خاطر تو، همین الان بعد از ۳۰ سال
‫برای اولین ‌بار طناب ‌بازی دوبل کردم.

421
00:20:20,828 --> 00:20:24,000
‫هی، این فوق ‌العاده‌ست.

422
00:20:30,272 --> 00:20:33,057
‫- چی گفتی؟
‫- هیچی. تو چی گفتی؟

423
00:20:36,800 --> 00:20:38,279
‫جاز.

424
00:20:38,280 --> 00:20:40,150
‫این چند روز گذشته،
‫روزهای جالبی بودن.

425
00:20:40,151 --> 00:20:44,329
‫رجی در واقع بابت، خب،
‫کل این ۳۰ سال گذشته عذرخواهی کرد.

426
00:20:44,330 --> 00:20:45,808
‫و فکر میکنم واقعاً از ته دل میگفت.

427
00:20:45,809 --> 00:20:49,116
‫اون فقط به دادن یه کیف بسنده نکرد؛
‫نه اینکه با گرفتن کیف مشکلی داشته باشم.

428
00:20:49,117 --> 00:20:56,341
‫ولی من، با این حال، هنوز منتظر مونیکام تا بابت
‫ لو دادن داستان پن استیت من عذرخواهی کنه.

429
00:20:56,342 --> 00:20:58,081
‫بفرما عزیزم.

430
00:20:58,082 --> 00:21:00,606
‫اوه، چه عالی.

431
00:21:00,607 --> 00:21:02,303
‫مثل گوشت خرس شیرینه.

432
00:21:02,304 --> 00:21:03,565
‫عذرخواهیت قبوله.

433
00:21:08,528 --> 00:21:09,919
‫هی، هی، هی!

434
00:21:09,920 --> 00:21:11,269
‫نمیتونی بدون بچه اینجا باشی.

435
00:21:11,270 --> 00:21:12,270
‫این اصلاً درست نیست.

436
00:21:12,271 --> 00:21:14,097
‫آره. ببخشید، حق با توئه

437
00:21:14,098 --> 00:21:15,621
‫آخه فقط... خیلی احساس
سبکی ‫و بیخیالی میکنم.

438
00:21:15,622 --> 00:21:18,058
‫- فوق‌ العاده‌ست.
‫- چی؟ فقط برو!

439
00:21:18,059 --> 00:21:19,320
‫ام...

440
00:21:19,321 --> 00:21:20,408
‫نمیتونی توی پارک از بچه ها فیلم بگیری.

441
00:21:20,409 --> 00:21:21,322
‫فقط برو.

442
00:21:21,323 --> 00:21:22,323
‫- آره. واقعاً معذرت میخوام.
‫- برو!

443
00:21:22,324 --> 00:21:23,000
‫- از اینجا برید.
‫- داریم میریم.

444
00:21:25,000 --> 00:21:29,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده

445
00:21:29,024 --> 00:21:33,024
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top