WEBVTT

00:00:03.690 --> 00:00:06.650
‫آنچه در "گروه شکار" گذشت...

00:00:06.650 --> 00:00:08.350
‫بهش میگن گودال،
‫خونه خطرناک ترین

00:00:08.350 --> 00:00:09.660
‫و خشن ترین مجرمای تاریخ،

00:00:09.660 --> 00:00:11.530
‫کسایی که دنیا فکر میکنه مردن.

00:00:11.530 --> 00:00:15.660
‫یا حداقل تا قبل از
‫اون انفجار اینطوری بود.

00:00:15.660 --> 00:00:17.880
‫چند هفته پیش،
‫شین یه فایل صوتی بهم داد،

00:00:17.880 --> 00:00:20.060
‫پرسید میتونم صداش رو
‫با کسی مطابقت بدم یا نه.

00:00:20.060 --> 00:00:22.100
‫معلوم شد صدای سرهنگ لازاروسه.

00:00:22.100 --> 00:00:23.800
‫وقتی بهش گفتی، چی گفت؟

00:00:23.800 --> 00:00:25.110
‫بهش نگفتم.

00:00:25.110 --> 00:00:26.540
‫کار تو گودال رو شروع کردم

00:00:26.540 --> 00:00:28.200
‫چون دنبال یه زندانی اونجا میگشتم...

00:00:28.200 --> 00:00:29.810
‫مادر واقعیم.

00:00:29.810 --> 00:00:33.550
‫ببخشید، اون فایل صوتی
‫صدای مامانت بود؟

00:00:37.550 --> 00:00:40.560
‫ایمان چیز عجیبیه.

00:00:40.560 --> 00:00:43.910
‫همه به یه چیزی ایمان دارن،

00:00:43.910 --> 00:00:46.130
‫پول، موفقیت...

00:00:46.130 --> 00:00:47.130
‫برو.

00:00:47.130 --> 00:00:50.130
‫شهرت.

00:00:50.110 --> 00:00:53.010
{\an8}‫ [ آرورا، ایلینوی 2015 ]

00:00:50.130 --> 00:00:52.090
‫اما یه زمانی
‫تو زندگی هر کسی میرسه

00:00:52.090 --> 00:00:55.790
‫که باید این سوال رو بپرسیم...

00:00:55.790 --> 00:00:58.750
‫من به چی باور دارم؟

00:00:58.750 --> 00:01:03.670
‫ایمان فقط یه کلمه است.
‫باور یه عمله.

00:01:03.670 --> 00:01:08.890
‫یه زمانی بود، باید اعتراف کنم،
‫که با ایمان بودم،

00:01:08.890 --> 00:01:13.240
‫اما باور نداشتم.

00:01:13.240 --> 00:01:16.070
‫داشتم از حقیقت فرار میکردم.

00:01:16.070 --> 00:01:18.380
‫و دقیقا مثل تک تک شماها...

00:01:18.380 --> 00:01:21.600
‫حقیقت من رو پیدا کرد.

00:01:21.600 --> 00:01:24.120
‫ما اینجا بیرون اقامتگاه نوآ سایرس ایستادیم،

00:01:24.120 --> 00:01:27.780
‫رهبر جنجالی
‫فرقه بدنام ساعت سیزدهم.

00:01:27.780 --> 00:01:29.950
‫همین الان که حرف میزنیم،
‫ده ها مامور فدرال

00:01:29.950 --> 00:01:31.170
‫دارن آماده میشن که برن تو.

00:01:31.170 --> 00:01:33.480
‫به ما گفتن که پیروانش،
‫که خیلی هاشون مسلح هستن،

00:01:33.480 --> 00:01:35.650
‫حاضر به تسلیم شدن نیستن.

00:01:35.660 --> 00:01:38.350
‫دوستای من، همه میدونستیم
‫این روز بالاخره میرسه.

00:01:38.350 --> 00:01:42.270
‫اما برادرا و خواهرا،
‫روح ما آماده است.

00:01:42.270 --> 00:01:44.450
‫و با اینکه دشمن هامون زیادن،

00:01:44.450 --> 00:01:48.930
‫هیچ کدوممون دیگه
‫تنها نخواهیم بود...

00:01:48.930 --> 00:01:50.410
‫دوباره.

00:01:50.410 --> 00:01:52.980
‫نوآ سایرس، این آخرین اخطارته.

00:01:52.980 --> 00:01:54.720
‫با دستای بالا بیا بیرون.

00:01:54.720 --> 00:01:57.150
‫بهشون گوش کنین!

00:01:57.160 --> 00:01:59.370
‫صدای ترس رو تو گلوشون بشنوین.

00:01:59.380 --> 00:02:02.380
‫مامورای بابل

00:02:02.380 --> 00:02:05.380
‫دارن سعی میکنن چیزی رو کنترل کنن
‫که از دستشون خارجه.

00:02:09.210 --> 00:02:12.260
‫ما قرار بود آزاد باشیم.

00:02:12.260 --> 00:02:15.090
‫و آزاد هم میشیم.

00:02:23.230 --> 00:02:25.360
‫نترس، پاپی.

00:02:27.530 --> 00:02:30.010
‫عشق من...

00:02:30.010 --> 00:02:32.580
‫گوش کن چی میگم.

00:02:32.580 --> 00:02:36.020
‫هیچ کس نمیتونه جلوی پیروزیِ
‫اونایی که باور دارن رو بگیره.

00:02:40.070 --> 00:02:43.070
‫این پایان کار نیست.

00:02:49.210 --> 00:02:50.820
‫هدف زده شد.

00:02:50.820 --> 00:02:53.250
‫- همین الان رو زمین.
‫- منطقه رو امن کنین.

00:02:53.260 --> 00:02:56.080
‫- دستا پشت سر.
‫- برگرد!

00:03:00.000 --> 00:03:07.000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

00:03:07.030 --> 00:03:10.030
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

00:03:19.410 --> 00:03:22.310
‫[ گودال، سیلو 12 ]

00:03:22.370 --> 00:03:24.370
‫♪ تو اتاق سفید

00:03:24.370 --> 00:03:26.370
‫♪ با پرده های سیاه

00:03:26.380 --> 00:03:30.550
‫♪ نزدیک ایستگاه

00:03:30.550 --> 00:03:33.080
‫♪ تو ولایت سقف های سیاه

00:03:33.080 --> 00:03:35.250
‫♪ بدون پیاده روهای طلایی

00:03:35.250 --> 00:03:38.210
‫♪ سارهای خسته

00:03:40.300 --> 00:03:43.910
‫♪ همین جا منتظر میمونم

00:03:43.910 --> 00:03:48.180
‫♪ جایی که خورشید هیچ وقت نمی تابه...

00:03:50.570 --> 00:03:52.970
‫♪ تو این جا منتظر میمونم...

00:03:54.930 --> 00:03:58.490
‫♪ جایی که سایه ها
‫از خودشون فرار میکنن ♪

00:04:14.820 --> 00:04:18.220
‫[ شاین، وایومینگ ]

00:04:20.950 --> 00:04:22.300
‫مرسی.

00:04:22.300 --> 00:04:23.950
‫مطمئنی میخوای این کار رو کنی؟

00:04:23.950 --> 00:04:25.910
‫شین گفت تو گودال کار گرفته

00:04:25.910 --> 00:04:28.780
‫چون فهمیده بود مادر واقعیش اونجا زندانیه.

00:04:28.790 --> 00:04:32.270
‫ازم خواست یه فایل صوتی رو
‫تشخیص صدا بدم.

00:04:32.270 --> 00:04:34.050
‫معلوم شد صدای لازاروسه.

00:04:34.050 --> 00:04:36.620
‫اون موقع نمیدونستم که
‫دنبال مامانش میگرده،

00:04:36.620 --> 00:04:38.490
‫واسه همین پیش خودم نگهش داشتم.

00:04:38.490 --> 00:04:40.840
‫و مطمئنی که خودش
‫نمیدونه اون مامانشه؟

00:04:40.840 --> 00:04:42.280
‫نمیدونه.

00:04:42.280 --> 00:04:43.840
‫نمیدونستم چطوری بهش بگم.

00:04:43.840 --> 00:04:46.800
‫خب، شاید همون بهتر که ندونه.

00:04:46.800 --> 00:04:49.150
‫ببین، فعلا تنها چیزی که داریم

00:04:49.150 --> 00:04:50.980
‫یه مشت سوال در مورد سرهنگ لازاروسه.

00:04:50.980 --> 00:04:52.980
‫آره، مثلا اینکه چطور
‫یه قاتل زنجیره ای میره تو گودال

00:04:52.980 --> 00:04:54.290
‫و بعدش در قالب...

00:04:54.290 --> 00:04:56.380
‫در قالب یه سرهنگ ارتش
‫با یه اسم جدید میاد بیرون؟

00:04:56.380 --> 00:04:57.470
‫آره.

00:04:57.470 --> 00:05:00.560
‫درسته، همونطور که گفتم، سوال زیاده.

00:05:00.560 --> 00:05:03.120
‫تا وقتی جواب درست نداریم،
‫فعلا صداش رو درنیاریم.

00:05:03.120 --> 00:05:04.470
‫نه، نه. ببخشیدا.

00:05:04.470 --> 00:05:06.430
‫شین حقشه که حقیقت رو بدونه، خب؟

00:05:06.430 --> 00:05:08.650
‫باید بهش بگیم.

00:05:08.650 --> 00:05:10.650
‫آخه... چی میخوای بهش بگی؟

00:05:10.650 --> 00:05:12.440
‫مثلا: سلام، ما مامانِ
‫قاتل زنجیره ایت رو پیدا کردیم،

00:05:12.440 --> 00:05:14.000
‫تازه از قضا رئیسمون هم هست؟

00:05:14.000 --> 00:05:17.310
‫نمیدونم، ولی یه راهی پیدا میکنم که بهش بگم.

00:05:18.970 --> 00:05:20.360
‫بچه ها، یه لحظه.

00:05:23.490 --> 00:05:25.580
‫خب، چی داریم؟

00:05:25.580 --> 00:05:29.500
‫دوربین مداربسته تو یه آرایشگاه
‫اطراف آرورا در ایلینوی این رو ضبط کرده.

00:05:31.330 --> 00:05:33.200
‫این یارو خیلی آشنا میزنه.

00:05:33.200 --> 00:05:34.680
‫اسمش نوآ سایرسه.

00:05:34.680 --> 00:05:36.680
‫رهبر یه فرقه پایان دنیا تو شیکاگو بود

00:05:36.680 --> 00:05:38.420
‫به اسم ساعت سیزدهم.

00:05:38.420 --> 00:05:40.290
‫ادعا میکرد که یه جورایی پیامبره.

00:05:40.290 --> 00:05:42.420
‫میگفت از آخرالزمان خبر داره و یه دیدگاهی

00:05:42.420 --> 00:05:44.990
‫نسبت به دولت داشت که
‫ریشه تو الهیات آخرالزمانی داشت.

00:05:44.990 --> 00:05:48.210
‫یعنی اینکه دولت مسئولِ
‫تمام بدی های دنیاست.

00:05:48.210 --> 00:05:49.650
‫آهان، واسه همین یادم اومد.

00:05:49.650 --> 00:05:51.210
‫این همون یارو بود که
‫میخواست دادگاه رو بترکونه.

00:05:51.220 --> 00:05:53.090
‫آره، درسته... در واقع حتی

00:05:53.090 --> 00:05:55.220
‫تو رادار اف بی آی هم نبود
‫تا اینکه خودش و پیروانش

00:05:55.220 --> 00:05:56.700
‫شروع کردن به انبار کردن مواد منفجره.

00:05:56.700 --> 00:05:58.960
‫این منجر به یه درگیری مسلحانه
‫تو اقامتگاهش شد.

00:05:58.960 --> 00:06:00.700
‫آره، یادمه وقتی این اتفاق افتاد.

00:06:00.700 --> 00:06:03.530
‫یه چیزی حدود پانزده نفر از پیروهاش
‫چای سمی خوردن.

00:06:03.530 --> 00:06:04.920
‫چند نفری زنده موندن.

00:06:04.920 --> 00:06:07.230
‫- بازمانده ها الان کجان؟
‫- کلا پنج نفر بودن.

00:06:07.230 --> 00:06:08.710
‫دو نفرشون تو این سال ها مردن.

00:06:08.710 --> 00:06:10.190
‫و ما همین الان دستور بررسی وضعیتِ

00:06:10.190 --> 00:06:11.390
‫اون سه نفر دیگه رو دادیم تا اگه سایرس

00:06:11.410 --> 00:06:12.840
‫خواست دوباره باهاشون
‫ارتباط بگیره، بفهمیم.

00:06:12.850 --> 00:06:14.720
‫اوکی، ولی یه فرقی هست

00:06:14.720 --> 00:06:16.200
‫بین یه رهبر فرقه ی روانی

00:06:16.200 --> 00:06:18.240
‫و قاتل های زنجیره ای که تو گودال داریم.

00:06:18.240 --> 00:06:20.240
‫- چی باعث شده این یارو لایق گودال باشه؟
‫- این قضیه.

00:06:22.160 --> 00:06:25.600
‫بازرس ها حتی تا قبل از حمله
‫از وجود این جنازه ها خبر نداشتن.

00:06:25.600 --> 00:06:29.990
‫هر قربانی یه دونه گلوله
‫به پشت سرش خورده بود.

00:06:29.990 --> 00:06:32.690
‫ رهبرای فرقه ای مثل سایرس
‫دنبال ستایش همیشگی هستن

00:06:32.690 --> 00:06:34.130
‫تا خودشیفتگی شون رو ارضا کنن،

00:06:34.130 --> 00:06:36.090
‫اما وقتی این منبع توجه تهدید بشه،

00:06:36.090 --> 00:06:38.260
‫ یعنی کسی ترکشون کنه
‫یا بخواد قدرتشون رو زیر سوال ببره

00:06:38.260 --> 00:06:42.790
‫باعث یه فوران خشن میشه
‫یا تو مورد سایرس، دوازده تا قتل.

00:06:42.790 --> 00:06:44.750
‫بعد از آرایشگاه کجا رفت؟

00:06:44.750 --> 00:06:46.490
‫داریم روش کار میکنیم.

00:06:46.490 --> 00:06:48.790
‫پول نقد استفاده کرده که ردگیریش سخته.

00:06:48.790 --> 00:06:51.100
‫اینجا نوشته که حمله به اقامتگاهش

00:06:51.100 --> 00:06:53.320
‫دقیقا 10 سال پیش تو همین روز بوده.

00:06:53.320 --> 00:06:56.370
‫رهبرای فرقه عاشق نمادگرایی هستن.
‫ساعت مرگش کِی بود؟

00:06:56.370 --> 00:06:59.890
‫19:01 عصر.

00:06:59.890 --> 00:07:02.500
‫ فکر میکنی داره واسه یه جور
‫جشن سالگرد برنامه ریزی میکنه؟

00:07:02.500 --> 00:07:04.460
‫دو ماهه که فراریه.

00:07:04.460 --> 00:07:06.290
‫فکر نمیکنم اتفاقی باشه

00:07:06.290 --> 00:07:07.600
‫که دقیقا امروز پیداش شده.

00:07:07.600 --> 00:07:09.600
‫خب، کمتر از 6 ساعت وقت داریم

00:07:09.600 --> 00:07:11.120
‫تا بفهمیم میخواد چیکار کنه.

00:07:11.120 --> 00:07:14.600
‫راه بیفتین. هر چی پیدا کردیم
‫براتون میفرستیم.

00:07:14.600 --> 00:07:19.390
‫همون خبرا، یه روز دیگه.

00:07:15.130 --> 00:07:17.830
{\an8}‫[ لیک فارست، ایلینوی ]

00:07:21.480 --> 00:07:23.390
‫درو باز میکنی؟

00:07:23.390 --> 00:07:26.400
‫احتمالا کارنه،
‫اومده راکت پیکل بالم رو پس بده.

00:07:26.400 --> 00:07:27.490
‫اوم.

00:07:36.060 --> 00:07:39.240
‫سلام، پاپی. من برگشتم.

00:07:43.110 --> 00:07:45.200
‫این غیرممکنه.

00:07:45.200 --> 00:07:48.200
‫بهت گفتم که اون روز، آخرِ کار نیست.

00:07:48.200 --> 00:07:50.120
‫یا شایدم باور نکردی؟

00:07:52.120 --> 00:07:55.160
‫سایرس، من...

00:07:55.170 --> 00:07:56.640
‫اصلا نمیفهمم.

00:07:56.650 --> 00:07:59.600
‫قرار نیست ما همه چیز رو کامل بفهمیم.

00:07:59.600 --> 00:08:01.870
‫فقط باید به ایمان اعتماد کرد...

00:08:01.870 --> 00:08:06.130
‫هیچ کس نمیتونه جلوی
‫پیروزیِ اونایی که باور دارن رو بگیره.

00:08:23.240 --> 00:08:25.540
‫این چیه؟

00:08:25.540 --> 00:08:27.020
‫میتونم توضیح بدم.

00:08:27.020 --> 00:08:31.330
‫بعد از اون همه اتفاقاتی که افتاد...

00:08:31.330 --> 00:08:33.550
‫اون مرد خوبیه.

00:08:36.990 --> 00:08:39.770
‫جهنم پر از مردای خوبه.

00:08:48.310 --> 00:08:51.130
‫یه مدتی طول کشید تا بیای.

00:08:51.130 --> 00:08:54.880
‫اوضاع با کارن رو به راهه؟

00:08:54.880 --> 00:08:57.400
‫عزیزم، چی شده؟

00:08:57.400 --> 00:08:59.620
‫دوستت دارم.

00:08:59.620 --> 00:09:03.840
‫عاشقتم.

00:09:18.470 --> 00:09:20.970
‫[ گروه شکار ]
‫فصل دوم، قسمت پنجم

00:09:24.690 --> 00:09:25.390
‫[ 8 هفته قبل ]

00:09:25.520 --> 00:09:29.040
‫خیلی خب.

00:09:29.040 --> 00:09:31.830
‫واقعا خوشحالم قبول کردی بیای، پسر.

00:09:31.830 --> 00:09:33.610
‫این قراره عالی باشه.

00:09:33.610 --> 00:09:35.480
‫آره، حالا میبینیم.

00:09:35.480 --> 00:09:38.530
‫ببین، میدونم تو این حرفا رو قبول نداری.

00:09:38.530 --> 00:09:42.050
‫و میدونم بعد از قضیه مامان،
‫اوضاع چقدر سخت شده.

00:09:42.050 --> 00:09:44.190
‫اما خودت همش میگی که چقدر گیر کردی.

00:09:44.190 --> 00:09:46.010
‫و اگه میخوای اوضاع عوض بشه،

00:09:46.020 --> 00:09:47.930
‫خودت باید اون تغییر باشی، مگه نه؟

00:09:47.930 --> 00:09:49.320
‫آره، این رو همون یارو بهت گفته؟

00:09:49.320 --> 00:09:51.190
‫خب، اون خیلی بیشتر از اینا بهم گفته.

00:09:51.190 --> 00:09:53.200
‫مخت سوت میکشه، داداش.

00:09:53.200 --> 00:09:56.680
‫هی، چرا اسمشو بهم نمیگی؟

00:09:56.680 --> 00:09:58.900
‫ازم قول گرفته.

00:09:58.900 --> 00:10:01.380
‫اگه یه نفر میخواست من رو متقاعد کنه

00:10:01.380 --> 00:10:03.640
‫که هر چی باور دارم دروغه،

00:10:03.640 --> 00:10:06.470
‫خب، فکر میکردم

00:10:06.470 --> 00:10:08.560
‫که اون...

00:10:08.560 --> 00:10:10.690
‫در بهترین حالت، دیوونه است.

00:10:10.690 --> 00:10:15.610
‫یا در بدترین حالت، میخواد کلاه سرم بذاره،
‫حالا هر چقدر هم خوشتیپ باشه.

00:10:18.220 --> 00:10:20.880
‫اما اگه بخوام با خودم صادق باشم،

00:10:20.880 --> 00:10:23.440
‫باید اعتراف کنم...

00:10:23.440 --> 00:10:28.230
‫که وحشت کرده بودم که
‫نکنه حرفاش راست باشه.

00:10:28.230 --> 00:10:30.890
‫چون اصل قضیه همینه، مگه نه؟

00:10:30.890 --> 00:10:32.710
‫حقیقت آدم ها رو میترسونه.

00:10:32.710 --> 00:10:37.940
‫میدونم اولین باری که
‫باهاش روبرو شدم ترسیده بودم...

00:10:37.940 --> 00:10:40.020
‫چون حقیقت قدرتمنده.

00:10:40.030 --> 00:10:44.730
‫ما کل زندگی مون رو
‫با باور کردن کلی دروغ میگذرونیم،

00:10:44.730 --> 00:10:46.600
‫و خیلی چیزها رو قبول میکنیم...

00:10:46.600 --> 00:10:51.340
‫روایت هایی که جوری طراحی شدن
‫که نذارن سرمون رو بالا بگیریم،

00:10:51.340 --> 00:10:53.600
‫که همیشه تشنه بمونیم،

00:10:53.600 --> 00:10:57.040
‫که باور کنیم رستگاری...

00:10:59.090 --> 00:11:02.740
‫یه جور...

00:11:02.740 --> 00:11:05.620
‫ماشین چمن زنی مدل جدید و شیکه.

00:11:08.400 --> 00:11:10.930
‫در حالی که تنها چیزی که لازمه

00:11:10.930 --> 00:11:13.580
‫همین جاست...

00:11:13.580 --> 00:11:15.100
‫همین الان.

00:11:15.100 --> 00:11:17.240
‫تک تک ما کامل هستیم.

00:11:17.240 --> 00:11:20.670
‫تک تک ما الهی هستیم...

00:11:20.680 --> 00:11:22.200
‫حتی تو.

00:11:24.420 --> 00:11:26.290
‫تو باید نورم باشی، برادر جک.

00:11:28.290 --> 00:11:30.770
‫بهت گفتم که میارمش.

00:11:30.770 --> 00:11:32.380
‫خوش اومدی.

00:11:32.380 --> 00:11:35.950
‫اسم من نوآ سایرس هست.

00:11:35.950 --> 00:11:38.910
‫نوآ سایرس؟

00:11:38.910 --> 00:11:41.130
‫اما، خب...

00:11:41.130 --> 00:11:44.130
‫مثلا، تو که...
‫تو که... تو که مُرده بودی.

00:11:44.130 --> 00:11:47.270
‫اون فقط نصف داستانه.

00:11:47.270 --> 00:11:48.790
‫اگه دوست داری به ما ملحق بشی،

00:11:48.790 --> 00:11:51.620
‫خوشحال میشم
‫بقیش رو برات تعریف کنم.

00:11:51.620 --> 00:11:53.790
‫نوآ سایرس بچه با استعدادی بود.

00:11:53.800 --> 00:11:56.410
‫بعد از مرگ پدر و مادرش،

00:11:56.410 --> 00:11:58.930
‫یه مدتی رو
‫پیش خواهر مادرش گذروند.

00:11:58.930 --> 00:12:00.240
‫اما انگار بهش بی توجهی میشده.

00:12:00.240 --> 00:12:01.800
‫ظاهرا اون زن
‫محدودیت های شدیدی میذاشته

00:12:01.800 --> 00:12:03.370
‫روی اینکه چقدر میتونه
‫بیرون از اتاق خوابش وقت بگذرونه.

00:12:03.370 --> 00:12:04.630
‫چه آدم باحالی بوده.

00:12:04.630 --> 00:12:06.370
‫مثل بقیه قاتلای زنجیره ای،
‫سایرس هم نشونه هایی

00:12:06.370 --> 00:12:08.290
‫از سایکوپاتی پیچیده رو
‫تو اوایل نوجوونیش نشون داد.

00:12:08.290 --> 00:12:10.200
‫و بعدش سال دوم دبیرستان،

00:12:10.200 --> 00:12:12.990
‫به جرم قتل معلم علومش دستگیر شد.

00:12:12.990 --> 00:12:15.080
‫دستگیر شد ولی محکوم نشد.

00:12:15.080 --> 00:12:17.170
‫درسته، چون قبل از دادگاه،

00:12:17.170 --> 00:12:18.990
‫تشخیص دادن اسکیزوفرنی داره...

00:12:18.990 --> 00:12:21.820
‫تشخیصی که بعدها مشخصا رفت زیر سوال.

00:12:21.820 --> 00:12:24.130
‫فیلم بازی کردن تو این مورد
‫باید خیلی سخت باشه،

00:12:24.130 --> 00:12:26.780
‫- مخصوصا واسه یه بچه ۱۵ ساله.
‫- اون بچه باهوشی بود.

00:12:26.780 --> 00:12:28.870
‫در واقع فقط سه سال رو
‫تو بخش روانپزشکی جوونا گذروند،

00:12:28.870 --> 00:12:30.740
‫جایی که یه دوره فشرده دید

00:12:30.750 --> 00:12:32.660
‫واسه بازی دادنِ آدمایی که
‫از نظر عاطفی آسیب پذیرن.

00:12:32.660 --> 00:12:34.700
‫آره. پس به جای اینکه درمانش کنن،

00:12:34.710 --> 00:12:37.620
‫بهش یاد دادن چطوری از بقیه استفاده کنه
‫تا به چیزی که میخواد برسه.

00:12:37.620 --> 00:12:38.970
‫عالی شد.

00:12:38.970 --> 00:12:40.450
‫تقریبا میترسم بپرسم،

00:12:40.450 --> 00:12:42.410
‫اما واسه روند
‫درمان گودالِ این یارو چی داریم؟

00:12:42.410 --> 00:12:44.500
‫اینا آخرین جلسات درمانیِ ضبط شده هستن

00:12:44.500 --> 00:12:46.630
‫که مال بیشتر از چهار سال پیشه.

00:12:46.630 --> 00:12:48.720
‫و شما حقیقت اخلاقی رو
‫چطوری تعریف میکنین دکتر،

00:12:48.720 --> 00:12:51.590
‫اگه حضورِ یه قدرت برتر رو در نظر نگیرین؟

00:12:51.590 --> 00:12:55.030
‫بدون اون،
‫چیزی که باقی میمونه هرج و مرجه...

00:12:55.030 --> 00:12:57.120
‫و شانس.

00:12:57.120 --> 00:13:01.860
‫من و شما، که این طرف میز نشستیم،
‫همین بحثمون...

00:13:01.860 --> 00:13:06.210
‫بذار ازت بپرسم،
‫ به نظرت اینا فقط از روی شانسه؟

00:13:06.220 --> 00:13:08.260
‫پس همه چیز از قبل تعیین شده؟

00:13:08.260 --> 00:13:12.130
‫هر چی مقدر باشه همون میشه.
‫تو فقط باید نقشت رو بازی کنی.

00:13:12.130 --> 00:13:14.960
‫و اونایی که کشتی چی؟
‫ اونا چه نقشی داشتن؟

00:13:14.960 --> 00:13:16.440
‫جدا کردنِ گندم از کاه.

00:13:16.440 --> 00:13:18.660
‫میبینی، داری گوش میدی، ولی نمیشنوی.

00:13:18.660 --> 00:13:21.880
‫این دیوارها، این زندان
‫فقط یه توقفگاه تو مسیرمه،

00:13:21.880 --> 00:13:24.620
‫یه سنگریزه توی کفشم.

00:13:24.620 --> 00:13:27.890
‫اون کسی که توی بنده تویی، دکتر.

00:13:27.890 --> 00:13:30.760
‫و تا وقتی حقیقتی که جلوی روته رو قبول نکنی،

00:13:30.760 --> 00:13:35.590
‫توی همین بند باقی میمونی.

00:13:35.590 --> 00:13:38.380
‫الان دیگه میخوام برم تو اتاقم.

00:13:38.380 --> 00:13:40.470
‫بهت...

00:13:40.470 --> 00:13:43.250
‫یکم وقت میدم تا روی چیزایی که
‫امروز اینجا یاد گرفتی فکر کنی.

00:13:43.250 --> 00:13:44.600
‫پسر، حتی تو زندان هم،

00:13:44.600 --> 00:13:46.470
‫این یارو جوری رفتار میکنه
‫انگار صاحب اونجاست.

00:13:46.470 --> 00:13:48.650
‫پس من هیچ پروتکل درمانی ای نمیبینم،

00:13:48.650 --> 00:13:50.260
‫حتی شماره ی سلولی که
‫توش نگه داشته میشده هم نیست.

00:13:50.260 --> 00:13:52.090
‫تمام اون سال ها تو گودال
‫داشتن باهاش چیکار میکردن؟

00:13:52.090 --> 00:13:54.180
‫هر کاری بوده، خیلی با احتیاط انجامش دادن.

00:13:54.180 --> 00:13:55.830
‫این همه خط تیره ی سیاه رو میبینی؟

00:13:55.830 --> 00:13:58.440
‫یعنی قطعا داری کاری رو میکنی که نباید بکنی.

00:13:58.440 --> 00:13:59.830
‫بچه ها؟

00:13:59.830 --> 00:14:02.400
‫بن ردِ پول نقدی که سایرس
‫تو آرایشگاه استفاده کرده بود رو زد.

00:14:02.400 --> 00:14:03.790
‫شماره سریال های روی اسکناسا

00:14:03.790 --> 00:14:05.660
‫نشون میده که دیروز

00:14:05.670 --> 00:14:07.750
‫از یه حساب عابربانک
‫متعلق به تایلر میکس برداشت شدن،

00:14:07.750 --> 00:14:10.760
‫یه مدیر ساخت و ساز اهل الگین.

00:14:10.760 --> 00:14:12.240
‫پس سایرس از این یارو دزدی کرده؟

00:14:12.240 --> 00:14:14.370
‫نه. اون یه دزد خرده پا نبود،
‫ اون بقیه رو بازی میداد.

00:14:14.370 --> 00:14:16.940
‫احتمالش بیشتره که تایلر رو متقاعد کرده باشه
‫که خودش پول رو بهش بده.

00:14:16.940 --> 00:14:20.940
‫اگه سایرس یه پیروِ جدید پیدا کرده،
‫بهتره که آماده باشیم.

00:14:24.380 --> 00:14:25.950
‫اف بی آی! تکون نخور!

00:14:25.950 --> 00:14:27.250
‫گرفتمش!

00:14:27.250 --> 00:14:28.340
‫روی زمین.

00:14:28.340 --> 00:14:29.510
‫روی زمین!

00:14:29.520 --> 00:14:30.600
‫دستات! دستات رو بیار بالا ببینم!

00:14:36.040 --> 00:14:37.090
‫خوبی؟

00:14:37.090 --> 00:14:38.780
‫خوبم. تو خوبی؟

00:14:38.790 --> 00:14:41.660
‫ایست! تکون نخور!

00:14:41.660 --> 00:14:44.180
‫تایلر، فقط میخوام بدونم سایرس کجاست.

00:14:44.180 --> 00:14:45.880
‫این کار رو نکن.

00:14:45.880 --> 00:14:47.360
‫نچ.

00:14:47.360 --> 00:14:50.270
‫گلوی اون آدم فریبکار، یه قبرِ بازه!

00:14:52.230 --> 00:14:55.980
‫نمیدونم چرا اونجا به حرفم گوش ندادی، رفیق.

00:14:55.980 --> 00:14:57.330
‫تایلر تیر خورده...

00:14:57.330 --> 00:14:58.850
‫تیر از تو بازوش رد شده.

00:14:58.850 --> 00:15:01.200
‫حس خوبی نداشت، نه؟

00:15:01.200 --> 00:15:03.510
‫نه.

00:15:03.510 --> 00:15:06.380
‫اسم من مامور ویژه ربکا هندرسون هست.

00:15:06.380 --> 00:15:08.860
‫- بهم شلیک کردی.
‫- آره، کردم.

00:15:08.860 --> 00:15:11.300
‫فکر کنم زنده بمونی ولی.

00:15:11.300 --> 00:15:13.210
‫سایرس کجاست؟

00:15:13.210 --> 00:15:15.600
‫در ساعت سیزدهم،
‫دیگه خبری از دروغ نخواهد بود،

00:15:15.610 --> 00:15:17.000
‫فقط رستگاری.

00:15:17.000 --> 00:15:18.300
‫هی، تایلر.

00:15:18.300 --> 00:15:19.870
‫سایرس اهمیتی به تو نمیده، باشه؟

00:15:19.870 --> 00:15:21.740
‫میدونم فکر میکنی میده، ولی نمیده.

00:15:21.740 --> 00:15:23.830
‫اون آخرش فقط به فکر خودشه،

00:15:23.830 --> 00:15:28.270
‫واسه همینه که تو الان
‫اینجا بسته شدی و اون بیرونه.

00:15:28.270 --> 00:15:29.920
‫کجاست؟

00:15:29.920 --> 00:15:31.620
‫بذار کمکت کنم.

00:15:31.620 --> 00:15:35.060
‫تو اصلا واسه من تره هم
‫خرد نمیکنی، مامور ویژه.

00:15:35.060 --> 00:15:37.230
‫فقط میخوای جلوی چیزی که داره میاد رو بگیری.

00:15:42.460 --> 00:15:45.030
‫خیلی خب،
‫دو ساعت دیگه قراره چه اتفاقی بیفته؟

00:15:45.030 --> 00:15:46.900
‫خواهی دید.

00:15:46.900 --> 00:15:50.330
‫تایلر، تو که نمیخوای
‫ به آدمای بی گناه آسیب بزنی.

00:15:50.340 --> 00:15:54.340
‫بهم بگو کجاست.

00:15:54.340 --> 00:15:55.860
‫اون همین جاست.

00:15:55.860 --> 00:15:58.390
‫- اوه.
‫- اون با منه.

00:15:58.390 --> 00:16:02.740
‫و واسه همینه که من
‫ نجات پیدا میکنم و وارد ملکوت میشم

00:16:02.740 --> 00:16:04.700
‫و تو خواهی سوخت.

00:16:04.700 --> 00:16:06.790
‫- باشه. - بکس.

00:16:06.790 --> 00:16:09.790
‫یه چیزی طبقه پایین هست که باید ببینی.

00:16:09.790 --> 00:16:11.970
‫من حواسم به دوستمون هست. - مرسی.

00:16:11.970 --> 00:16:14.750
‫هیچ کس نمیتونه جلوی
‫پیروزیِ اونایی که باور دارن رو بگیره.

00:16:14.750 --> 00:16:18.060
‫اشتباه اومدی داداش. بیا بریم.

00:16:18.060 --> 00:16:20.100
‫هی. از یامون چیزی فهمیدی؟

00:16:20.100 --> 00:16:21.580
‫سایرس هر کاری که داره میکنه،

00:16:21.580 --> 00:16:23.240
‫تایلر جوری در موردش
‫حرف نمیزنه انگار یه پیامبره.

00:16:23.240 --> 00:16:24.930
‫جوری حرف میزنه انگار اون یه منجیه.

00:16:24.940 --> 00:16:26.720
‫خب، اون به نوعی از مرگ برگشته دیگه.

00:16:26.720 --> 00:16:28.720
‫اینجور شستشوی مغزی رو من تو فرقه ها دیدم،

00:16:28.720 --> 00:16:30.070
‫ولی سال ها طول میکشه.

00:16:30.070 --> 00:16:32.070
‫سایرس چطوری انقدر سریع جذبشون میکنه؟

00:16:32.070 --> 00:16:33.990
‫نمیدونم چطوری این کار رو میکنه،

00:16:33.990 --> 00:16:35.990
‫اما فکر کنم میدونم اون و پیرواش

00:16:35.990 --> 00:16:38.600
‫واسه جشن سالگردشون چه نقشه ای دارن.

00:16:38.600 --> 00:16:41.040
‫- چی پیدا کردی؟
‫- بیا اینجا.

00:16:47.040 --> 00:16:48.780
‫اون یه بمب ساخته.

00:16:48.790 --> 00:16:51.400
‫آره، مشکل بزرگتر اینه که...

00:16:51.400 --> 00:16:52.960
‫اینجا نیست.

00:17:01.890 --> 00:17:04.190
‫آدما ازم پرسیدن که مُردن چه حسی داشت.

00:17:02.210 --> 00:17:04.410
{\an8}‫ [ شش هفته قبل ]

00:17:04.890 --> 00:17:09.240
‫آیا یه تونل دیدم؟ صداهایی شنیدم؟

00:17:09.240 --> 00:17:12.110
‫آیا کل زندگیم از جلوی چشمام رد شد؟

00:17:14.590 --> 00:17:17.900
‫من هیچی ندیدم...

00:17:17.900 --> 00:17:21.160
‫چون هیچی وجود نداشت.

00:17:21.170 --> 00:17:24.560
‫من تو اون خلاء تنها بودم.

00:17:24.560 --> 00:17:28.090
‫با این حال، یه حسِ فوق العاده
‫معجزه آسا بهم دست داد...

00:17:30.040 --> 00:17:32.050
‫حسِ رهایی.

00:17:32.050 --> 00:17:34.530
‫زندگی فقط یه توهم بود.

00:17:34.530 --> 00:17:36.750
‫مرگ دیگه وجود نداشت.

00:17:36.750 --> 00:17:40.750
‫و من از دروازه های جهنم بلند شدم
‫تا خودم رو همونجوری که هستم ببینم.

00:17:40.750 --> 00:17:42.930
‫من خودِ حقیقت هستم

00:17:42.930 --> 00:17:46.020
‫در معجزه آساترین شکلِ انسانیش.

00:17:48.710 --> 00:17:53.110
‫و همه ی شما اینجا هستین تا شاهد باشین...

00:17:53.110 --> 00:17:56.460
‫شاهدِ شروع یه دوران جدید.

00:17:56.460 --> 00:18:00.200
‫اما اول...

00:18:00.200 --> 00:18:02.250
‫باید دورانِ قبلی رو پاک کنیم.

00:18:04.080 --> 00:18:06.040
‫آماده ای، برادر؟

00:18:14.390 --> 00:18:15.870
‫سایرس؟

00:18:15.870 --> 00:18:19.960
‫اون طرف، تو پاک و منزه خواهی بود.

00:18:28.570 --> 00:18:30.970
{\an8}‫ [ زمان حال ]

00:18:28.930 --> 00:18:31.150
‫شرکت ساختمانیِ تایلر،
‫یعنی "مسا کانستراکشن"،

00:18:31.150 --> 00:18:32.980
‫یه مجوز داره که بهش اجازه میده

00:18:32.980 --> 00:18:34.980
‫مواد منفجره ی تخریب بخره و جابجا کنه.

00:18:34.980 --> 00:18:36.760
‫پیداش کردم.

00:18:36.760 --> 00:18:38.370
‫هفت هفته پیش،

00:18:38.370 --> 00:18:40.850
‫شرکتِ "مسا کانستراکشن" ۲۰۰ پوند
‫آمونیوم نیترات تحویل گرفته

00:18:40.850 --> 00:18:43.070
‫همون چیزی که چند سال پیش باعثِ

00:18:43.070 --> 00:18:44.510
‫اون انفجار تو بیروت شد.

00:18:44.510 --> 00:18:46.640
‫با اون میتونه یه
‫محله کامل رو با خاک یکسان کنه.

00:18:46.640 --> 00:18:48.340
‫صبر کن، همش این نیست. این رو ببین.

00:18:48.340 --> 00:18:50.910
‫یه سفارشِ خرید دیگه هم مال همون روز هست.

00:18:50.910 --> 00:18:52.650
‫مصالح ساختمونی؟

00:18:52.650 --> 00:18:54.740
‫چند تن تخته سه لا،
‫یه سری اره، چسب چوب، رنگ.

00:18:54.740 --> 00:18:56.780
‫کسی با تخته سه لا بمب نمیسازه.

00:18:56.780 --> 00:18:58.220
‫داره چی میسازه؟

00:18:58.220 --> 00:18:59.830
‫فعلا، به همین که کجا
‫داره میسازه هم راضی ام.

00:18:59.830 --> 00:19:02.180
‫ سفارش به یه انبارِ خالی
‫تو مرکز شهرِ الگین تحویل داده شده

00:19:02.180 --> 00:19:04.050
‫ایول، دمت گرم.

00:19:04.050 --> 00:19:06.010
‫- اوهوم.
‫- بذار این رو بدم به تیم.

00:19:19.590 --> 00:19:21.070
‫برو.

00:19:36.520 --> 00:19:38.390
‫حسنی.

00:19:53.580 --> 00:19:55.490
‫این دیگه چیه؟

00:19:55.490 --> 00:19:58.840
‫- این یه اتاق سفیده.
‫- آره، داریم میبینیم.

00:19:58.840 --> 00:20:00.370
‫تو قبلا اینو دیدی.

00:20:00.370 --> 00:20:04.070
‫اینا به شدت غیرقانونی هستن؛
‫یعنی نقض حقوق بشرن.

00:20:04.070 --> 00:20:05.890
‫ایران اوایل دهه ۲۰۰۰ از اینا استفاده میکرد

00:20:05.900 --> 00:20:08.850
‫واسه شکنجه ی خبرنگارا و مهره های دشمن.

00:20:08.850 --> 00:20:10.380
‫ "شکنجه"؟

00:20:10.380 --> 00:20:13.250
‫محرومیتِ کاملِ حسی.

00:20:13.250 --> 00:20:17.170
‫نگه داشتنِ آدما تو این اتاقا
‫باعث حملات پانیک و توهم میشه.

00:20:17.170 --> 00:20:19.910
‫بعضی ها بدنشون پر از زخم میشه

00:20:19.910 --> 00:20:21.520
‫فقط به خاطر فشار و استرسِ زیاد.

00:20:21.520 --> 00:20:25.040
‫این اتاقا جوری طراحی شدن
‫که آدما رو از نظر روانی خرد کنن.

00:20:25.040 --> 00:20:26.700
‫خردشون میکنن...

00:20:26.700 --> 00:20:28.350
‫یا مغزشون رو شستشو میدن؟

00:20:28.350 --> 00:20:30.090
‫آره، سایرس همینجوری این کار رو کرده...

00:20:30.090 --> 00:20:31.660
‫واسه همینه که انقدر سریع
‫آدما رو جذب میکرد.

00:20:31.660 --> 00:20:33.700
‫سایرس از کجا درباره این میدونست؟

00:20:33.710 --> 00:20:35.450
‫گودال.

00:20:35.450 --> 00:20:37.580
‫سایرس سلولِ شماره دار نداشت.

00:20:37.580 --> 00:20:40.280
‫یه اتاق مثل همینجا سلولش بود.

00:20:40.280 --> 00:20:43.060
‫مجبورش کردن سال ها توی این زندگی کنه؟

00:20:43.060 --> 00:20:44.930
‫من کلا دو دقیقه هست اینجام،
‫دارم دیوونه میشم.

00:20:44.930 --> 00:20:46.200
‫آره، منم همینطور.

00:20:46.200 --> 00:20:48.370
‫هی مورالس، ازت میخوام یه سرچی بزنی

00:20:48.370 --> 00:20:50.110
‫درباره اتاق سفید توی پرونده گودال،

00:20:50.110 --> 00:20:51.200
‫ببین چیزی پیدا میکنی یا نه.

00:20:51.200 --> 00:20:52.290
‫باشه.

00:20:52.290 --> 00:20:54.290
‫و جهت اطلاعتون، همین الان خبر رسید

00:20:54.290 --> 00:20:56.290
‫که سه تا پیروِ قدیمیِ سایرس

00:20:56.290 --> 00:20:58.120
‫- همشون فعلا غیبشون زده.
‫- باشه، گرفتم.

00:20:58.120 --> 00:20:59.340
‫باید به تمام ساختمون های فدرال

00:20:59.340 --> 00:21:01.600
‫توی ایالت هشدار بدیم.

00:21:01.600 --> 00:21:03.340
‫بن، همین الان با "دی اچ اس" تماس بگیر.

00:21:03.340 --> 00:21:05.130
‫جزییات نگو، فقط بهشون بفهمون که ما

00:21:05.130 --> 00:21:06.480
‫- اطلاعات موثقی داریم، باشه؟
‫- ردیفه.

00:21:06.480 --> 00:21:09.130
‫- منم به فرماندار زنگ میزنم.
‫- بکس، یه چیزی پیدا کردم.

00:21:09.130 --> 00:21:11.050
‫یه اشاره ای شده به یه مطالعه مخفیانه

00:21:11.050 --> 00:21:13.270
‫که توی اون یه مریض رو توی وضعیت مداومِ

00:21:13.270 --> 00:21:14.830
‫محرومیت حسی نگه داشتن.

00:21:14.830 --> 00:21:16.970
‫سوژه دچار توهم های خودخدابینی شده.

00:21:16.970 --> 00:21:19.880
‫تلاش های جدید روی استفاده از
‫"درمان راجری" تمرکز میکنه

00:21:19.880 --> 00:21:21.840
‫تا حد و مرزِ بزرگ منشیِ انسان رو تست کنه.

00:21:21.840 --> 00:21:24.100
‫- اوه، پسر.
‫- درمان راجری دیگه چیه؟

00:21:24.100 --> 00:21:26.450
‫درمان راجری یه نوع درمانِ مریض محوره

00:21:26.450 --> 00:21:28.850
‫که روی تاییدِ مثبتِ بی قید و شرط تمرکز داره،

00:21:28.850 --> 00:21:32.370
‫یعنی مریض هر چی فکر کنه،
‫درمانگر تاییدش میکنه.

00:21:32.370 --> 00:21:34.460
‫حالا اگه مریض از قبل دچارِ

00:21:34.460 --> 00:21:36.380
‫- توهم های خودخدابینی باشه چی؟
‫- آره دیگه.

00:21:36.380 --> 00:21:38.680
‫اون وقت درمانگر میگه آره،
‫زدی تو خال، حق با توئه.

00:21:38.680 --> 00:21:41.510
‫ویدیو رو الان برات میفرستم.

00:21:41.510 --> 00:21:44.040
‫اتاق سفید بهم یاد داد که تنها چیز واقعی

00:21:44.040 --> 00:21:47.260
‫یگانگیِ وجودِ منه.

00:21:47.260 --> 00:21:49.650
‫این لحظه، همین الان... - فلورنس.

00:21:49.650 --> 00:21:51.700
‫اتاق سفید همون دنیای واقعیه.

00:21:51.700 --> 00:21:55.350
‫زندان مثلِ اون بازیِ مونوپولی میمونه

00:21:55.350 --> 00:21:58.400
‫که بیرون از اینجا مجبورمون میکنن بازی کنیم.

00:21:58.400 --> 00:22:02.790
‫من به این زمین فرستاده شدم
‫تا این پیام رو پخش کنم.

00:22:02.790 --> 00:22:04.450
‫نوآ، ما هم عقیده ایم.

00:22:04.450 --> 00:22:06.580
‫فکر میکنیم داری پیشرفتِ فوق العاده ای میکنی.

00:22:06.580 --> 00:22:10.240
‫من توی اون محوطه نمُردم
‫چون من نمیتونم بمیرم.

00:22:10.240 --> 00:22:11.590
‫درسته.

00:22:11.590 --> 00:22:13.500
‫من نمیتونستم اسمِ رهبر الهی خودم رو بدونم

00:22:13.500 --> 00:22:14.850
‫چون اون اسم، اسمِ خودم بود.

00:22:14.850 --> 00:22:17.370
‫درسته. اسمش رو بگو.

00:22:17.370 --> 00:22:19.900
‫من، نوآ سایرس.

00:22:19.900 --> 00:22:22.380
‫مژده تو چیه، ای رهبر الهی؟

00:22:22.380 --> 00:22:24.990
‫آخرالزمان، آتیشِ جهنم،

00:22:24.990 --> 00:22:28.780
‫قضاوت ابدی برای همه
‫کسایی که من رو نمیپرستن.

00:22:28.780 --> 00:22:30.690
‫درسته.

00:22:30.690 --> 00:22:33.350
‫من هر چقدر که بتونم رو نجات میدم.

00:22:33.350 --> 00:22:36.040
‫درسته.

00:22:36.050 --> 00:22:38.090
‫ستایش بر نوآ.

00:22:38.090 --> 00:22:39.870
‫این یارو رسما رد داده.

00:22:39.880 --> 00:22:42.570
‫این دیگه واقعا افتضاحه، حتی واسه گودال.

00:22:42.570 --> 00:22:44.530
‫خیلی خب، پس سایرس
‫از یه کلاهبردار میرسه به جایی

00:22:44.530 --> 00:22:46.710
‫که فکر میکنه پیامبرِ یه خدای آخرالزمانیه،

00:22:46.710 --> 00:22:49.230
‫بعد تیر میخوره، 10 سال تو گودال میمونه،

00:22:49.230 --> 00:22:51.760
‫و بعدش فکر میکنه خودش همون خداست؟

00:22:51.760 --> 00:22:54.060
‫خب یه خدایی که روی آرماگدون تمرکز کرده

00:22:54.060 --> 00:22:56.540
‫کجا میره واسه منفجر کردنِ یه بمب؟

00:22:56.540 --> 00:22:59.460
‫یه جایی که بتونه پیامش رو برسونه،

00:22:59.460 --> 00:23:01.420
‫یه جای نمادین.

00:23:01.420 --> 00:23:04.330
‫باید سایرس و بمب رو
‫قبل از ساعت ۷:۰۱ پیدا کنیم.

00:23:04.330 --> 00:23:06.810
‫اگه فکر میکنه خداست...

00:23:06.820 --> 00:23:09.470
‫این بمب، آتیشِ جهنمش میشه.

00:23:16.390 --> 00:23:19.260
‫خیلی خب، کمتر از یک ساعت وقت داریم
‫قبل از اینکه سایرس خودش رو

00:23:19.260 --> 00:23:21.260
‫به عنوانِ منجیِ از مرگ برگشته
‫به دنیا نشون بده،

00:23:21.260 --> 00:23:25.530
‫و اون میخواد از اون بمب
‫استفاده کنه تا قدرتش رو ثابت کنه.

00:23:25.530 --> 00:23:27.840
‫همش هم به لطفِ گوداله.

00:23:27.840 --> 00:23:29.970
‫قهوه هنوز داغه.

00:23:29.970 --> 00:23:31.750
‫خیلی با عجله از اینجا زدن بیرون.

00:23:31.750 --> 00:23:33.540
‫بعید میدونم اتفاقی باشه.

00:23:33.540 --> 00:23:35.800
‫هی بچه ها، یه تصویر داریم.

00:23:35.800 --> 00:23:37.580
‫بن یه عکسِ دوربینِ مداربسته پیدا کرده

00:23:37.590 --> 00:23:40.200
‫که سایرس رو سوار یه کامیون
‫در حال حرکت به سمتِ جنوبِ جاده ۲۵ نشون میده.

00:23:40.200 --> 00:23:42.070
‫گرفتم. ما راه افتادیم.

00:23:42.070 --> 00:23:45.070
‫هی بچه ها. بیسیم قطع شد.

00:23:49.550 --> 00:23:51.510
‫هی، بیسیمِ تو هم قطع شده؟

00:23:51.510 --> 00:23:53.300
‫هی، میتونی مسیرِ کامیون رو از انبار چک کنی،

00:23:53.300 --> 00:23:55.520
‫ببینی سایرس چه ساعتی راه افتاده؟

00:23:55.520 --> 00:23:56.730
‫دارم انجامش میدم.

00:23:56.730 --> 00:23:59.950
‫اوم، طبق محاسباتِ من،

00:23:59.960 --> 00:24:02.740
‫کامیون ساعت ۵:۵۳ عصر از اونجا رفته.

00:24:02.740 --> 00:24:05.090
‫۵:۵۳؟

00:24:05.090 --> 00:24:07.000
‫همین الان برو یه جای خلوت.

00:24:14.580 --> 00:24:16.010
‫بکس، چی شده؟

00:24:16.010 --> 00:24:17.970
‫سایرس دقیقا همون زمانی از انبار زد بیرون

00:24:17.970 --> 00:24:20.280
‫که ما از خونه تایلر به سمتِ انبار راه افتادیم.

00:24:20.280 --> 00:24:22.590
‫فکر میکنی به سایرس آمار دادن؟

00:24:22.590 --> 00:24:24.110
‫یا خیلی خرشانسه،

00:24:24.110 --> 00:24:26.680
‫یا سایرس توی تیمِ ما یه جاسوس داره.

00:24:26.680 --> 00:24:28.500
‫ببین، تا وقتی مطمئن نشدی که
‫میتونی بهشون اعتماد کنی،

00:24:28.510 --> 00:24:30.550
‫کسی رو در جریان نذار، باشه؟

00:24:30.550 --> 00:24:32.860
‫باشه.

00:24:40.080 --> 00:24:42.280
‫[ 4 هفته قبل ]

00:24:42.740 --> 00:24:44.350
‫سلام، نورم.

00:24:52.440 --> 00:24:54.750
‫تو...

00:24:54.750 --> 00:24:56.790
‫تو واقعی هستی؟

00:24:56.790 --> 00:24:59.490
‫به اندازه روزی که به دنیا اومدی واقعیم.

00:24:59.490 --> 00:25:01.670
‫من کیم؟

00:25:01.670 --> 00:25:03.450
‫تو سایرسی.

00:25:03.450 --> 00:25:05.410
‫اون اسممه.

00:25:05.410 --> 00:25:07.500
‫من کیم؟

00:25:11.240 --> 00:25:13.550
‫تو...

00:25:13.550 --> 00:25:16.510
‫تو خودِ حقیقتی.

00:25:16.510 --> 00:25:19.420
‫میدونی نورم، اتفاقی نبود
‫که ما همدیگه رو پیدا کردیم.

00:25:19.430 --> 00:25:21.300
‫- آره، برادرم...
‫- اون فقط یه وسیله بود.

00:25:21.300 --> 00:25:24.950
‫هر کدوم از ما یه نقشی داریم
‫که باید بازی کنیم.

00:25:24.950 --> 00:25:27.520
‫واسه نقشِ خودت آماده ای؟

00:25:34.440 --> 00:25:37.140
‫کامیونِ سایرس همین الان
‫جلوی یه دوربینِ ترافیکی

00:25:37.140 --> 00:25:38.620
‫توی مرکزِ شهرِ آرورا دیده شد.

00:25:38.620 --> 00:25:40.790
‫آرورا؟ خب، یعنی بعد از
‫این همه داستان، هیچی عوض نشده؟

00:25:40.800 --> 00:25:42.540
‫هنوزم قصد داره دادگاه رو منفجر کنه؟

00:25:42.540 --> 00:25:44.060
‫نه، این همش بخشی از یه نقشه بزرگتره.

00:25:44.060 --> 00:25:45.360
‫فقط ما هنوز نمیدونیم چیه.

00:25:45.360 --> 00:25:47.840
‫اگه چیز دیگه ای پیدا کردین بهمون خبر بدین.

00:25:47.850 --> 00:25:50.020
‫هی، میدونی مورالس کجاست؟

00:25:50.020 --> 00:25:52.330
‫آخرین بار که دیدمش،
‫رفت بیرون که یه تلفن جواب بده.

00:25:52.330 --> 00:25:53.550
‫چیزی شده؟

00:25:53.550 --> 00:25:56.160
‫هیچی. به کارت برس.

00:26:19.700 --> 00:26:22.400
‫بن، یه لحظه وقت داری؟

00:26:22.400 --> 00:26:24.880
‫هی. پک دنبالت میگشت.

00:26:27.670 --> 00:26:30.930
‫قضیه چیه؟

00:26:30.930 --> 00:26:33.850
‫سایرس ممکنه یه آدمِ نفوذی
‫توی مرکز فرماندهی داشته باشه.

00:26:35.890 --> 00:26:37.500
‫جدی میگی؟

00:26:37.500 --> 00:26:39.640
‫دیدی که چقدر سریع میتونه
‫ آدمارو جذبِ خودش کنه.

00:26:39.640 --> 00:26:41.680
‫من سوابقِ خودت رو خودم چک کردم،

00:26:41.680 --> 00:26:44.120
‫اما خیلیا اینجا هستن که
‫انقدر باهاشون آشنا نیستم.

00:26:44.120 --> 00:26:46.080
‫میخوای آمارِ کسی رو دربیارم؟

00:26:46.080 --> 00:26:47.430
‫همه رو... برو اتاق سرور،

00:26:47.430 --> 00:26:49.120
‫پرونده ی پرسنلیِ تک تکِ کسایی

00:26:49.120 --> 00:26:51.260
‫که از وقتی تیم دوباره
‫جمع شده استخدام شدن رو زیر و رو کن.

00:26:51.260 --> 00:26:54.690
‫سرگرد، باید این رو ببینی.

00:26:54.700 --> 00:26:56.430
‫یه شبکه ی تلویزیونی محلی همین الان

00:26:56.440 --> 00:26:58.920
‫از سیستم پخش اضطراری
‫استفاده کرد تا این رو پخش کنه.

00:26:58.920 --> 00:27:00.700
‫اسم من پاپی پرکینزه.

00:27:00.700 --> 00:27:02.830
‫- کیا دارن اینو میبینن؟
‫- کل ایالت.

00:27:02.830 --> 00:27:05.440
‫8 دقیقه دیگه، یعنی ساعت ۷:۰۱،

00:27:05.440 --> 00:27:09.320
‫بشریت دهمین سالگردِ

00:27:09.320 --> 00:27:12.100
‫قتل عام ساعت سیزدهم رو جشن میگیره.

00:27:12.100 --> 00:27:14.410
‫بچه ها، به مشکل خوردیم.

00:27:15.890 --> 00:27:17.980
‫مورالس، باید همین الان اون پخش رو قطع کنی.

00:27:17.980 --> 00:27:19.850
‫دارم سعی میکنم، ولی سیستم اضطراری

00:27:19.850 --> 00:27:21.630
‫جوری طراحی شده که نشه قطعش کرد.

00:27:21.640 --> 00:27:23.850
‫اگه بتونم به ایستگاه "پی ای پی"
‫دسترسی پیدا کنم، میتونم جلوش رو بگیرم.

00:27:23.850 --> 00:27:25.550
‫چقدر طول میکشه؟

00:27:25.550 --> 00:27:27.290
‫- 10 دقیقه.
‫- نه، خیلی زیاده.

00:27:27.290 --> 00:27:28.820
‫ساعت تقریبا ۷ شده.

00:27:28.820 --> 00:27:30.030
‫کلا دو بلوک فاصله داریم.

00:27:30.030 --> 00:27:31.430
‫باید با تمام قوا بریم تو.

00:27:43.350 --> 00:27:45.440
‫هی، باید بیای اینجا.

00:27:45.440 --> 00:27:49.140
‫اوم، باشه. فقط دارم یه کاری رو ردیف میکنم.

00:27:56.230 --> 00:27:58.630
‫تو نباید اینجا باشی.

00:28:00.760 --> 00:28:03.150
‫چرا مورالس میخواست
‫خصوصی باهات حرف بزنه؟

00:28:03.150 --> 00:28:05.070
‫منظورت چیه؟

00:28:08.550 --> 00:28:10.550
‫تکون نخور.

00:28:19.910 --> 00:28:22.090
‫من امشب اینجام تا بهتون بگم

00:28:22.090 --> 00:28:24.910
‫که داستانِ ساعت سیزدهم

00:28:24.920 --> 00:28:26.310
‫هنوز تموم نشده.

00:28:26.310 --> 00:28:30.270
‫این داستان امشب از نو شروع میشه.

00:28:30.270 --> 00:28:31.830
‫از طریقِ همین امواج،

00:28:31.840 --> 00:28:34.360
‫درباره اون روز بهتون دروغ گفته شد.

00:28:34.360 --> 00:28:35.970
‫و از طریقِ همین امواج،

00:28:35.970 --> 00:28:39.670
‫حقیقت مایه پیروزیِ ما خواهد بود.

00:28:39.670 --> 00:28:42.240
‫مامان، بابا، نوزاد، مامان، بابا، نوزاد.

00:28:43.720 --> 00:28:45.630
‫حقیقت ابدیه، و حقیقت یه اسم داره.

00:28:47.200 --> 00:28:50.550
‫نوآ سایرس زنده هست.

00:28:50.550 --> 00:28:54.290
‫تمام امروز یه جای کار می لنگید.

00:28:54.290 --> 00:28:56.290
‫سایرس از اولِ راه،
‫توی هر قدم از ما جلوتر بوده

00:28:56.290 --> 00:28:58.640
‫و الان فهمیدم چرا.

00:28:58.640 --> 00:29:01.430
‫فکر میکنی من نفوذیم؟

00:29:01.430 --> 00:29:03.690
‫از کی تا حالا اسلحه با خودت حمل میکنی؟

00:29:18.620 --> 00:29:20.230
‫اسلحه!

00:29:30.720 --> 00:29:32.630
‫- هوام رو داشته باش!
‫- نه، وایسا بکس!

00:29:36.290 --> 00:29:37.990
‫دارم میرم جلو. هوام رو داشته باش.

00:29:37.990 --> 00:29:39.900
‫برو.

00:29:39.900 --> 00:29:43.560
‫اسلحه رو بذار زمین! بذارش زمین!

00:29:43.560 --> 00:29:45.600
‫پرتش کن این طرف. پرتش کن سمتِ من.

00:29:45.600 --> 00:29:48.390
‫بخواب روی زمین. بخواب روی زمین.

00:29:48.390 --> 00:29:51.310
‫داستانِ اون روز

00:29:51.310 --> 00:29:54.870
‫فقط توسطِ کسایی گفته شده
‫که میخواستن کلامِ الهیِ

00:29:54.880 --> 00:29:56.880
‫رهبرِ باشکوهِ ما رو ساکت کنن،

00:29:56.880 --> 00:29:59.570
‫تا داستانِ ساعت سیزدهم رو تموم کنن

00:29:59.580 --> 00:30:02.620
‫قبل از اینکه واقعا بتونه شروع بشه.

00:30:02.620 --> 00:30:06.580
‫اما من اونجا بودم تا شاهدِ
‫اون لحظاتِ سرنوشت ساز باشم.

00:30:06.580 --> 00:30:09.190
‫هیش.

00:30:09.190 --> 00:30:12.760
‫اون از اعماقِ جهنم برگشته،

00:30:12.760 --> 00:30:16.590
‫در حالی که نه دیوها یا سایه ها،
‫بلکه آدما ازش محافظت میکردن...

00:30:16.590 --> 00:30:19.720
‫دکترا، سربازایی که دستشون توی دستِ...

00:30:19.730 --> 00:30:22.420
‫دست ها بالا، همین الان.

00:30:22.420 --> 00:30:25.120
‫اینو ببینین.

00:30:25.120 --> 00:30:29.210
‫شک ندارم که یه مامور مخفیِ دولتیه.

00:30:31.520 --> 00:30:32.780
‫یه سلامی بکن.

00:30:32.780 --> 00:30:34.390
‫اونو خاموش کن.

00:30:34.390 --> 00:30:36.740
‫فکر نمیکنی جلوی این همه

00:30:36.740 --> 00:30:38.920
‫بیننده وفادار، کشتن من
‫صورت خوشی نداشته باشه؟

00:30:38.920 --> 00:30:40.700
‫از جلوی دوربین برو کنار.

00:30:40.700 --> 00:30:42.700
‫تکون بخوری، شلیک میکنم.

00:30:42.710 --> 00:30:45.190
‫بگو ببینم مامور،

00:30:45.190 --> 00:30:47.800
‫دلت نمیخواد خودتو معرفی کنی؟

00:30:47.800 --> 00:30:49.670
‫این یه خواهش نیست.

00:30:49.670 --> 00:30:51.450
‫بدو، بدو دیگه.

00:30:51.450 --> 00:30:53.280
‫لعنتی.

00:30:53.280 --> 00:30:55.940
‫برق... یکی نقشه
‫شبکه برق رو بده به من!

00:30:55.940 --> 00:30:57.810
‫اسلحه ات رو بنداز، همین الان.

00:30:57.810 --> 00:31:00.160
‫وگرنه چی، بهم شلیک میکنی؟

00:31:00.160 --> 00:31:03.550
‫دفعه قبلی که زیاد خوب پیش نرفت،
‫مگه نه؟

00:31:03.550 --> 00:31:07.640
‫حتما خیلی خطرناکم که اینجوری میکنی.

00:31:07.640 --> 00:31:08.900
‫بکس، برق داره قطع میشه.

00:31:08.910 --> 00:31:10.340
‫تقریبا پنج ثانیه وقت داری

00:31:10.340 --> 00:31:11.950
‫تا ژنراتور اضطراری وارد مدار بشه.

00:31:11.950 --> 00:31:13.520
‫یا شاید بخاطر اینه که
‫من یه چیزی میدونم

00:31:13.520 --> 00:31:17.260
‫که دولتتون دوست نداره
‫مردم بفهمن؟

00:31:17.260 --> 00:31:19.260
‫حالا.

00:31:24.440 --> 00:31:26.660
‫سلیطه. بهم شلیک کردی.

00:31:26.660 --> 00:31:29.140
‫تکون نخور.

00:31:29.140 --> 00:31:31.670
‫بکس، پخش برنامه رو قطع کردیم.

00:31:33.670 --> 00:31:36.500
‫یالا بچه ها، با من حرف بزنین.

00:31:36.500 --> 00:31:38.720
‫بگین که اون بمب رو پیدا کردین.

00:31:38.720 --> 00:31:40.630
‫شین همین الان داره
‫کامیون رو چک میکنه.

00:31:47.340 --> 00:31:48.680
‫یه جنازه هست.

00:31:51.690 --> 00:31:54.820
‫بمب کجاست؟

00:31:54.820 --> 00:31:56.690
‫یه چیزی کمه، نه؟

00:31:56.690 --> 00:32:01.570
‫بمب کجاست؟

00:32:01.570 --> 00:32:03.350
‫بمب کجاست؟

00:32:08.140 --> 00:32:10.360
‫اسم طرف جک دیویسه.

00:32:10.360 --> 00:32:12.790
‫جک دیویس؟

00:32:12.800 --> 00:32:14.320
‫جک دیویس.

00:32:14.320 --> 00:32:18.230
‫من خود حقیقتی ام که فرستاده شده
‫تا خوابیده ها رو بیدار کنه.

00:32:18.240 --> 00:32:21.890
‫آتیش جهنم من این توده های بی حس رو
‫به خودش میاره

00:32:21.890 --> 00:32:24.890
‫و با هم، سرنوشتمون رو پس میگیریم

00:32:24.890 --> 00:32:29.640
‫و این دولت سرکوبگر رو
‫شکست میدیم.

00:32:29.640 --> 00:32:32.380
‫مورالس.

00:32:32.380 --> 00:32:33.900
‫مورالس، بمب...

00:32:33.900 --> 00:32:36.210
‫بمب توی همین مرکز فرماندهیه!

00:32:36.210 --> 00:32:38.210
‫دیویس.

00:32:38.210 --> 00:32:41.260
‫به مامور اندرسون بگو
‫سایرس رو آزاد کنه

00:32:41.260 --> 00:32:44.700
‫و پخش رو وصل کنه،
‫وگرنه هممون رو میکشم.

00:32:47.260 --> 00:32:49.400
‫هی! هی! بذارش زمین.

00:32:49.400 --> 00:32:52.140
‫- ولش کن، نورم!
‫- بکش عقب.

00:32:52.140 --> 00:32:53.360
‫بکش عقب.

00:32:57.840 --> 00:33:01.580
‫اگه دستم رو از روی این دکمه بردارم،
‫کل این ساختمون میاد پایین.

00:33:08.810 --> 00:33:10.810
‫[ دیروز ]

00:33:11.460 --> 00:33:14.290
‫هی داداش...

00:33:14.290 --> 00:33:16.380
‫کجا داری میری؟

00:33:16.380 --> 00:33:18.250
‫سایرس داره منو میفرسته سر کارم.

00:33:18.250 --> 00:33:20.910
‫ "سر کار" ؟ واسه اون عروسک خیمه شب بازیا؟

00:33:20.910 --> 00:33:23.210
‫ما در حدی نیستیم که
‫ازش سوال بپرسیم، جک.

00:33:23.210 --> 00:33:25.040
‫ولی حق با تو بود.

00:33:25.040 --> 00:33:27.780
‫سایرس همه چیز رو عوض کرده.

00:33:27.780 --> 00:33:29.390
‫ممنونم.

00:33:29.390 --> 00:33:32.830
‫هی، هی، هی، هی. چه خبره؟

00:33:48.760 --> 00:33:50.760
‫داری برادرم رو مجبور به چه کاری میکنی؟

00:33:50.760 --> 00:33:55.110
‫من نمیتونم کسی رو مجبور به
‫کاری بکنم، جک.

00:33:55.120 --> 00:33:57.680
‫برادرت ایمان قوی ای داره،

00:33:57.680 --> 00:34:00.120
‫دقیقا همونجوری که خودت گفتی.

00:34:00.120 --> 00:34:02.730
‫واسه همین بود که انقدر
‫تشنه دیدنش بودی.

00:34:02.730 --> 00:34:05.520
‫همه ما یه نقشی داریم که بازی کنیم.

00:34:05.520 --> 00:34:09.080
‫باید فداکاریش رو جشن بگیریم.

00:34:09.090 --> 00:34:11.480
‫عمرا.

00:34:11.480 --> 00:34:14.000
‫نمیذارم نورم همچین کاری بکنه.

00:34:16.140 --> 00:34:18.220
‫جک، وایسا.

00:34:26.620 --> 00:34:30.500
‫جک، میدونم که
‫برادرت رو دوست داری.

00:34:38.980 --> 00:34:40.810
‫یه بلایی سرش بیارین.

00:34:40.810 --> 00:34:43.160
‫نذارین بقیه چیزی ببینن.

00:34:43.160 --> 00:34:46.820
‫خیلی کوته فکری.

00:34:46.820 --> 00:34:49.260
‫این فقط بخش سرگرم کننده است،
‫یه نمایشه.

00:34:49.260 --> 00:34:51.910
‫پیام من باز هم منتقل میشه.

00:34:51.910 --> 00:34:53.390
‫هی!

00:34:53.390 --> 00:34:54.700
‫تکون نخور.

00:34:54.700 --> 00:34:56.870
‫نمیدونی اگه بهم شلیک کنی
‫چی میشه؟

00:34:56.870 --> 00:34:59.180
‫آروم باشین همگی.
‫اسلحه هاتون رو بیارین پایین.

00:35:02.440 --> 00:35:04.310
‫بمب کجاست، نورم؟

00:35:04.310 --> 00:35:06.230
‫فکر کردی من احمقم؟

00:35:06.230 --> 00:35:08.670
‫هیچوقت به موقع پیداش نمیکنین.

00:35:08.670 --> 00:35:10.450
‫هی، دلتون میخواد همتون بمیرین؟

00:35:10.450 --> 00:35:13.670
‫پخش برنامه رو وصل کنین، همین الان!

00:35:13.670 --> 00:35:15.890
‫این کار رو میکنم.
‫من... من انجامش میدم.

00:35:15.890 --> 00:35:17.500
‫سرگرد مورالس.

00:35:17.500 --> 00:35:19.720
‫حق با اونه.

00:35:19.720 --> 00:35:23.380
‫حقیقت تنها چیزیه
‫که میتونه نجاتمون بده.

00:35:23.380 --> 00:35:25.860
‫سایرس همش دنبال حقیقته، مگه نه؟

00:35:25.860 --> 00:35:28.290
‫- آره، سایرس خود حقیقته.
‫- هه.

00:35:28.300 --> 00:35:29.730
‫اگه سایرس حقیقته،

00:35:29.730 --> 00:35:32.860
‫بهت گفت چرا برادرت رو کشت؟

00:35:32.860 --> 00:35:34.870
‫حرفات رو... باور نمیکنم.

00:35:34.870 --> 00:35:36.000
‫امم.

00:35:36.000 --> 00:35:37.960
‫واقعیت داره.

00:35:37.960 --> 00:35:40.700
‫واقعا متاسفم، نورم.
‫سایرس برادرت رو کشت.

00:35:40.700 --> 00:35:43.310
‫کاش میشد اینو
‫از زبون خودش بشنوی.

00:35:43.310 --> 00:35:44.660
‫داری دروغ میگی.

00:35:44.660 --> 00:35:46.880
‫ادعا میکنی میخوای منجی باشی،

00:35:46.880 --> 00:35:49.970
‫ولی یه نفرو با خونسردی میکشی.

00:35:49.970 --> 00:35:51.880
‫گوش کن.

00:35:51.880 --> 00:35:55.190
‫ما جنازه جک دیویس رو
‫پشت کامیونت پیدا کردیم.

00:35:55.190 --> 00:35:56.500
‫چرا؟

00:35:56.500 --> 00:35:58.540
‫.تو برادرش رو به یه ماموریت مرگبار فرستادی

00:35:58.540 --> 00:36:00.980
‫چرا جک رو کشتی؟ - چون حقمه.

00:36:00.980 --> 00:36:03.550
‫چوپان گله خودش رو صدا میزنه.

00:36:03.550 --> 00:36:05.720
‫جک رو کشتم چون دلم خواست.

00:36:05.720 --> 00:36:08.640
‫ایمانم این قدرت رو بهم میده.

00:36:08.640 --> 00:36:10.470
‫اصلا خبر ندارین
‫چه چیزایی در راهه.

00:36:10.470 --> 00:36:11.900
‫نه.

00:36:26.440 --> 00:36:28.400
‫بکس...

00:36:28.400 --> 00:36:31.100
‫گرفتیمش. تموم شد.

00:36:31.100 --> 00:36:33.920
‫قدرت من با یه نمایش
‫نشون داده میشه...

00:36:33.930 --> 00:36:36.060
‫بسه دیگه. رفیقت نورم رو گرفتیم.

00:36:36.060 --> 00:36:39.410
‫امروز قرار نیست چیزی هوا بره.

00:36:46.760 --> 00:36:49.640
‫عجب روزی بودا، نه؟

00:36:51.600 --> 00:36:54.120
‫من، خب... همین الان تماسم
‫با آدمام تموم شد.

00:36:54.120 --> 00:36:57.120
‫پلیس میگه که یه شاخه ای
‫از گروه ساعت سیزدهم

00:36:57.120 --> 00:36:59.300
‫کنترل یه شبکه تلویزیونی

00:36:59.300 --> 00:37:01.390
‫توی آرورا رو گرفتن.

00:37:01.390 --> 00:37:04.300
‫ولی کسی باور نمیکنه که
‫پاپی داشته راست میگفته.

00:37:04.300 --> 00:37:06.910
‫فکر میکنن بازم از این
‫دیوونه بازیای اینترنتیه.

00:37:06.920 --> 00:37:09.610
‫فقط این دفعه، اشتباه نمیکردن.

00:37:15.530 --> 00:37:18.010
‫گوش کن...

00:37:18.010 --> 00:37:20.450
‫من بهت حق میدم که خودت
‫تصمیم بگیری

00:37:20.450 --> 00:37:24.060
‫که درباره سرهنگ لازاروس
‫به شین بگی یا نه.

00:37:24.060 --> 00:37:26.060
‫میخوام بهش بگم.

00:37:26.060 --> 00:37:28.810
‫فقط یه سوال از خودت بپرس.

00:37:28.810 --> 00:37:32.110
‫شین با دونستن حقیقت
‫خوشحال تر میشه؟

00:37:38.380 --> 00:37:40.250
‫هی.

00:37:40.250 --> 00:37:42.520
‫تیم خنثی سازی بمب رو پشت
‫وانت نورم پیدا کردن

00:37:42.520 --> 00:37:45.260
‫که دم ساختمون پارک شده بود.

00:37:45.260 --> 00:37:48.350
‫واو، واقعا میخواست
‫هممون رو بفرسته هوا.

00:37:48.350 --> 00:37:50.610
‫آره، ولی نتونست.

00:37:50.610 --> 00:37:53.350
‫بخاطر تو، جن.

00:37:53.350 --> 00:37:56.790
‫من نه خدمت کردم، نه قبلا
‫توی عملیات بودم.

00:37:56.790 --> 00:38:00.750
‫این اولین باری بود که
‫اسلحه کشیدم.

00:38:00.750 --> 00:38:03.140
‫کارت...

00:38:03.150 --> 00:38:04.760
‫تحسین برانگیز بود.

00:38:06.580 --> 00:38:08.410
‫ممنونم، قربان.

00:38:08.410 --> 00:38:10.540
‫راستی اسم من جانه.

00:38:10.540 --> 00:38:13.370
‫- جاناتان میچل پک...
‫- پرونده ات رو خوندم.

00:38:13.370 --> 00:38:14.850
‫درسته.

00:38:14.850 --> 00:38:16.550
‫شما یه افسر اطلاعاتی هستین.

00:38:16.550 --> 00:38:18.680
‫اوهوم.

00:38:18.680 --> 00:38:20.070
‫منم مال شما رو خوندم.

00:38:20.080 --> 00:38:23.690
‫امم، باید مذاکره کننده بحران رو
‫به رزومه ات اضافه کنی.

00:38:25.430 --> 00:38:27.650
‫خلاصه، فردا میبینمت.

00:38:34.520 --> 00:38:36.050
‫فکر کنم گردنم رگ به رگ شد.

00:38:36.050 --> 00:38:37.830
‫آره، بهت گفتم که نباید اونجوری

00:38:37.830 --> 00:38:39.050
‫توی هواپیما بخوابی.

00:38:39.050 --> 00:38:40.920
‫عین این اسباب بازیا ولو میشی.

00:38:40.920 --> 00:38:43.180
‫ببین، من این طراوت جوونی رو
‫با بی خوابی کشیدن

00:38:43.190 --> 00:38:44.790
‫به دست نیاوردم، باشه؟

00:38:44.800 --> 00:38:46.580
‫ "طراوت جوونی" ؟ اسمشو
‫این گذاشتی؟

00:38:46.580 --> 00:38:48.150
‫این عرقای روی صورتت رو؟

00:38:48.150 --> 00:38:50.410
‫فکر کنم باید دیگه با خودم
‫چشم بند بیارم.

00:38:50.410 --> 00:38:52.500
‫ای بابا.

00:38:52.500 --> 00:38:55.280
‫- هی، به سلامتی.
‫- امم، به سلامتی.

00:39:00.420 --> 00:39:02.730
‫پسر، امروز واقعا خر تو خر بودا، نه؟

00:39:02.730 --> 00:39:06.080
‫طرف انگار معلم دینی بود
‫که اسید زده باشه.

00:39:08.080 --> 00:39:10.560
‫میدونستی بابای من کشیش بود؟

00:39:10.560 --> 00:39:13.260
‫نه بابا. بهم گفتی کلانتر بوده.

00:39:13.260 --> 00:39:14.820
‫کشیش بود.

00:39:14.830 --> 00:39:17.570
‫اون، خب... بلافاصله بعد کالج
‫رفت مدرسه مذهبی،

00:39:17.570 --> 00:39:19.660
‫حتی توی شهر خودمون کلیسا داشت.

00:39:19.660 --> 00:39:21.350
‫بعد یه روز،

00:39:21.350 --> 00:39:23.310
‫به مامانم میگه که اونایی که
‫داره هدایتشون میکنه

00:39:23.310 --> 00:39:25.710
‫به اندازه آدمای بیرون بهش
‫نیاز ندارن.

00:39:25.710 --> 00:39:27.450
‫واسه همین تصمیم گرفت بره
‫توی نظام و پلیس بشه

00:39:27.450 --> 00:39:29.840
‫چون فکر میکرد اونجوری
‫تاثیر بیشتری میذاره.

00:39:29.840 --> 00:39:31.320
‫خب، فکر میکنی...

00:39:31.320 --> 00:39:33.580
‫فکر میکنی ایمانش به تو هم
‫سرایت کرده؟

00:39:35.760 --> 00:39:39.110
‫آره. آره، فکر کنم.

00:39:39.110 --> 00:39:42.550
‫میدونی، تو هیچوقت درباره
‫پدر و مادرت حرف نمیزنی.

00:39:42.550 --> 00:39:46.290
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه.

00:39:46.290 --> 00:39:49.290
‫آره، حق با توئه.

00:39:49.290 --> 00:39:51.640
‫ببین، داشتم...

00:39:51.650 --> 00:39:53.600
‫داشتم به اون حرفی که زدی
‫فکر میکردم،

00:39:53.600 --> 00:39:56.130
‫درباره پیدا کردنِ مادر واقعیت.

00:39:56.130 --> 00:39:58.040
‫خیلی بهش فکر کردم.

00:39:58.040 --> 00:40:00.130
‫نباید اینو از تو یا تیم
‫مخفی میکردم.

00:40:00.130 --> 00:40:01.740
‫میخوام به حسنی بگم. به مورالس هم میگم.

00:40:01.740 --> 00:40:03.700
‫و...

00:40:03.700 --> 00:40:07.620
‫میخوام بدونی که بعد اون،
‫دیگه دنبالش نمیگردم.

00:40:07.620 --> 00:40:09.970
‫نمیخوای مادرت رو پیدا کنی؟

00:40:09.970 --> 00:40:11.970
‫همیشه این بخش ناشناخته رو
‫توی خودم داشتم، خب؟

00:40:11.970 --> 00:40:13.840
‫که فکر میکردم فقط وقتی
‫میتونم درکش کنم

00:40:13.840 --> 00:40:17.280
‫که بفهمم از کجا اومدم،
‫بچه کی هستم.

00:40:19.240 --> 00:40:21.200
‫اما...

00:40:21.200 --> 00:40:23.200
‫الان دارم به این فکر میکنم
‫که شاید اونی که هستی،

00:40:23.200 --> 00:40:25.550
‫همون کاریه که توی دنیا میکنی،
‫و منم که اینو انتخاب میکنم.

00:40:25.550 --> 00:40:28.640
‫من خودم رو تعریف میکنم، نه اون.

00:40:30.640 --> 00:40:33.600
‫فکر کنم با این قضیه مشکلی ندارم.

00:40:33.600 --> 00:40:35.510
‫منطقیه.

00:40:40.220 --> 00:40:41.650
‫چیه؟

00:40:43.090 --> 00:40:46.180
‫دارم تو رو تصور میکنم که داری
‫واسه خودت چشم بند میخری.

00:40:46.180 --> 00:40:48.960
‫اوه، فکر کردی من کی ام؟

00:40:48.960 --> 00:40:50.750
‫مگه من بچه مایه دارم؟

00:40:52.000 --> 00:40:56.000
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

00:40:56.030 --> 00:41:01.000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

00:41:01.030 --> 00:41:11.000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top
