1
00:00:00,387 --> 00:00:07,880
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:10,366 --> 00:00:15,926
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

3
00:01:04,314 --> 00:01:11,894
‫مترجم: وحید فرحناکی و فائزه شاهمرادی
‫≡ <font color="#e300ff">Faeze.k</font> ≡ <font color="#eaff00">Night_Walker77</font> ≡

4
00:01:13,751 --> 00:01:14,978
‫عالی می‌شه.

5
00:01:14,982 --> 00:01:16,710
‫حتما، چه اتفاقی مگه ممکنه بیفته؟

6
00:01:16,802 --> 00:01:18,762
‫- عاشقت می‌شه.
‫- آها

7
00:01:20,163 --> 00:01:22,457
‫به‌نظرت تا این‌جایی می‌ری دانشگاه نیویورک سیتی؟

8
00:01:24,168 --> 00:01:25,169
‫شاید.

9
00:01:25,669 --> 00:01:27,105
‫نمی‌تونه بره دانشگاه نیویورک سیتی

10
00:01:27,129 --> 00:01:29,256
‫چطور هر شب واسه شام خونه باشی؟

11
00:01:29,798 --> 00:01:31,442
‫بابات گفت که عاشق تئاتری

12
00:01:31,466 --> 00:01:33,189
‫واسه همین واسه فردا بلیتِ

13
00:01:33,213 --> 00:01:35,012
‫نمایش مجدد «پا برهنه در پارک» رو گرفتم

14
00:01:36,430 --> 00:01:38,374
‫نیل سایمون بود درسته؟

15
00:01:38,398 --> 00:01:40,309
‫اینجا طرفدار زیاد داره.
‫چه عالی.

16
00:01:42,603 --> 00:01:44,521
‫فکر کردم فردا فقط خودمون دو تا باشیم.

17
00:01:47,191 --> 00:01:48,773
‫می‌دونی چیه؟ من راستش

18
00:01:48,797 --> 00:01:50,879
‫باید کار کنرها رو زودتر تحویل بدم.

19
00:01:50,903 --> 00:01:52,755
‫خوب می‌شه که شب آروم تو استودیو داشته باشم.

20
00:01:52,779 --> 00:01:55,967
‫- شما دو تا بدون من برید.
‫- نه، می‌خوام همه با هم بریم.

21
00:01:55,991 --> 00:01:58,285
‫حتماً، سری بعد می‌ریم.

22
00:02:03,248 --> 00:02:04,958
‫بابت بلیت‌ها تشکر کن.

23
00:02:06,752 --> 00:02:09,588
‫ممنون. من برم دستشویی.

24
00:02:16,386 --> 00:02:17,387
‫آره

25
00:02:18,514 --> 00:02:19,765
‫که عالی می‌شه، ها؟

26
00:02:21,808 --> 00:02:22,809
‫خوب داری پیش می‌ری.

27
00:02:23,310 --> 00:02:25,145
‫ممنون، دقیقاً می‌دونم چطور دارم پیش می‌رم.

28
00:02:30,234 --> 00:02:32,462
‫- عالی به‌نظر میاد.
‫- جدی؟

29
00:02:32,486 --> 00:02:33,987
‫دختر مستقلیه

30
00:02:34,988 --> 00:02:36,406
‫چی از این بهتر؟

31
00:02:38,158 --> 00:02:39,159
‫هیچی

32
00:02:41,370 --> 00:02:43,580
‫چرا یه زندگی جعلی ساخته؟

33
00:02:44,540 --> 00:02:45,502
‫نمی‌دونم.

34
00:02:46,047 --> 00:02:48,478
‫شاید سعی داشته ازت محافظت کنه.

35
00:02:48,502 --> 00:02:49,586
‫از چی آخه؟

36
00:02:50,671 --> 00:02:51,839
‫واقعاً‌ نمی‌دونم.

37
00:02:52,923 --> 00:02:55,926
‫- تنها چیزی که قطعاً می‌دونم...
‫- بهم دروغ گفت.

38
00:02:57,427 --> 00:02:58,428
‫به منم دروغ گفت.

39
00:03:04,560 --> 00:03:06,815
‫خب یعنی اگه اسمش رو عوض کرده

40
00:03:06,839 --> 00:03:09,314
‫یعنی احتمالاً اسم منم عوض کرده.

41
00:03:10,357 --> 00:03:11,692
‫آره

42
00:03:13,193 --> 00:03:14,194
‫و تاریخ تولدم رو

43
00:03:15,028 --> 00:03:16,029
‫احتمالاً

44
00:03:19,908 --> 00:03:22,953
‫انگاری چیزیه که آدم باید
‫در مورد خودش بدونه

45
00:03:33,005 --> 00:03:34,464
‫- بیلی.
‫- چیه؟

46
00:03:35,340 --> 00:03:36,800
‫چی می‌خوای بگی، هانا؟

47
00:03:37,634 --> 00:03:39,335
‫دقیقاً چه کوفتی ممکنه بگی

48
00:03:39,359 --> 00:03:41,180
‫که اصلاً منطقی باشه؟

49
00:03:42,973 --> 00:03:45,809
‫هیچی. حرفی واسه گفتن نیست.

50
00:03:50,772 --> 00:03:52,408
‫بهتره یه‌کم بخوابیم

51
00:03:52,432 --> 00:03:54,985
‫فردا صبح زود پرواز داریم.

52
00:03:56,278 --> 00:03:57,279
‫ببخشید

53
00:03:58,030 --> 00:03:59,281
‫اونجا پیداش نمی‌کنیم.

54
00:04:04,703 --> 00:04:05,704
‫درست می‌گفتی.

55
00:04:06,788 --> 00:04:10,375
‫اینجا یه خبرایی هست.
‫می‌تونم حسش کنم.

56
00:04:13,837 --> 00:04:14,838
‫پس می‌خوای بمونی؟

57
00:04:18,257 --> 00:04:20,677
‫آره. می‌خوام بمونم

58
00:04:38,570 --> 00:04:40,447
‫باید ۱۵ سالگیِ منو می‌دیدی.

59
00:04:40,948 --> 00:04:42,342
‫موهات چه رنگی بود؟

60
00:04:42,366 --> 00:04:46,453
‫جدی می‌گم، خوشگل نبود.
‫بدون مامان زندگی کردن سخته.

61
00:04:52,876 --> 00:04:55,045
‫خدا رو شکر پدربزرگم رو داشتم.

62
00:04:55,838 --> 00:04:57,089
‫آره

63
00:05:00,581 --> 00:05:02,521
‫[گریدی بردفورد]

64
00:05:24,783 --> 00:05:26,052
‫دفتر مأمور بردفورد.

65
00:05:26,076 --> 00:05:27,220
‫هستن ایشون؟

66
00:05:27,244 --> 00:05:29,705
‫متأسفانه رفته تعطیلات.
‫می‌خواید پیغامی بذارین براشون؟

67
00:05:30,747 --> 00:05:31,766
‫تعطیلات؟

68
00:05:31,790 --> 00:05:32,875
‫بله، خانوم.

69
00:05:33,750 --> 00:05:35,127
‫امری دارین بهشون بگم؟

70
00:05:35,627 --> 00:05:39,065
‫نه، ولی می‌تونید منو وصل کنید به کسی

71
00:05:39,089 --> 00:05:40,811
‫که بتونه بگه مأمور بردفورد

72
00:05:40,835 --> 00:05:42,676
‫توی تعطیلاتش چرا اومده بود در خونه‌ام.

73
00:05:45,596 --> 00:05:46,823
‫«مبارزین» رو دیدی؟

74
00:05:46,847 --> 00:05:48,575
‫نه، از این‌جور سفرها نبود پسرم.

75
00:05:48,599 --> 00:05:51,351
‫ولی آخرای بازی دیشب رو تو تلویزیون دیدم.

76
00:05:51,852 --> 00:05:55,290
‫- دیدی «دروزن» چه امتیازی جلوی «کری» گرفت؟
‫- آره، قشنگ بود

77
00:05:55,314 --> 00:05:56,857
‫چرا اون‌وقت شب بیدار بودی؟

78
00:05:57,858 --> 00:05:59,627
‫- بابا!
‫- رفیق، فرداش مدرسه داشتی.

79
00:05:59,651 --> 00:06:00,736
‫در موردش صحبت کردیم، خب؟

80
00:06:01,445 --> 00:06:03,947
‫بی‌خیال بابا. پلی‌آف بود

81
00:06:06,033 --> 00:06:09,578
‫خیلی‌خب، در موردش صحبت می‌کنیم.

82
00:06:14,541 --> 00:06:15,352
‫گریدی هستم.

83
00:06:15,376 --> 00:06:16,543
‫تعطیلات بهاره چطوره؟

84
00:06:17,044 --> 00:06:17,938
‫ببخشید؟

85
00:06:17,962 --> 00:06:20,773
‫دفترت گفت که رفتی تعطیلات.
‫جالبه.

86
00:06:20,797 --> 00:06:23,237
‫وقتی دم در خونه‌ام بودی
‫این‌جوری به‌نظر نمیومد

87
00:06:24,885 --> 00:06:26,529
‫هانا، اومده بودم کمک کنم.

88
00:06:26,553 --> 00:06:28,573
‫پس چطوره بهم بگی قضیه چیه؟

89
00:06:28,597 --> 00:06:30,160
‫چرا هیچ سابقه‌ای از اوون نیست

90
00:06:30,184 --> 00:06:32,267
‫قبل از این‌که اون و ویلی بیان به سائوسالیتو؟

91
00:06:32,851 --> 00:06:34,704
‫چی؟ کی اینو گفته؟

92
00:06:34,728 --> 00:06:36,122
‫چه فرقی داره؟

93
00:06:36,146 --> 00:06:37,575
‫ببین، تاحالا به ذهنت خطور کرده

94
00:06:37,599 --> 00:06:38,917
‫که کسی که نرم‌افزار شاپ رو

95
00:06:38,941 --> 00:06:41,485
‫واسه پاک کردن مدارک آنلاین طراحی می‌کرده،
‫واسه خودشم استفاده کرده باشه؟

96
00:06:43,862 --> 00:06:46,841
‫اگه اون نرم‌افزار کار می‌کرد که
‫الان به‌جرم کلاه‌برداری دادگاهی نمی‌شد

97
00:06:46,865 --> 00:06:49,260
‫و منم همچنان پیش اوون بودم

98
00:06:49,284 --> 00:06:52,430
‫و خبر نداشتم که در مورد همه‌چی
‫بهم دروغ گفته.

99
00:06:52,454 --> 00:06:53,556
‫حقیقت نداره.

100
00:06:53,580 --> 00:06:56,708
‫که این‌طور؟
‫چرا اوون اسمش رو عوض کرده؟

101
00:06:58,585 --> 00:07:00,230
‫به‌نظرم داری زود قضاوت می‌کنی.

102
00:07:00,254 --> 00:07:02,023
‫به‌نظرم کل ماجرا رو نمی‌گی بهم.

103
00:07:02,047 --> 00:07:05,068
‫فقط می‌خوام اوون در امان باشه.
‫اوون و بیلی و تو.

104
00:07:05,092 --> 00:07:07,427
‫خب، می‌تونم مراقب خودم باشم، ممنون.

105
00:07:08,136 --> 00:07:09,336
‫الان همچین کاری می‌کنی؟

106
00:07:10,973 --> 00:07:13,058
‫- یعنی چی الان؟
‫- کجایی؟

107
00:07:14,434 --> 00:07:15,769
‫هانا؟

108
00:07:16,436 --> 00:07:17,413
‫خونه‌ام.

109
00:07:17,437 --> 00:07:19,249
‫آره، اگه این‌جوری بود که
‫اون یارو گولاخه که ایوت فرستاده بود

110
00:07:19,273 --> 00:07:21,876
‫تا بره تو خونه‌ات یه‌کم بیشتر نگرانت می‌کرد.

111
00:07:21,900 --> 00:07:24,003
‫چی؟ ایوت کسی رو فرستاده که...

112
00:07:24,027 --> 00:07:27,090
‫جدی می‌گم، کجایی؟ هتل؟

113
00:07:27,114 --> 00:07:29,658
‫یه مأمور از دفتر
‫سان‌فرانسیسکو می‌فرستم دنبالت

114
00:07:30,784 --> 00:07:32,452
‫خونه‌ام رو زیر نظر داشتی؟

115
00:07:33,078 --> 00:07:34,597
‫کدوم گوری هستی، هانا؟

116
00:07:34,621 --> 00:07:35,998
‫جای من چرا تو رو نگران می‌کنه؟

117
00:07:43,672 --> 00:07:45,942
‫انگاری چیزیه که آدم باید بدونه.

118
00:07:45,966 --> 00:07:48,260
‫اصلاً نمی‌دونه سال چندمم.

119
00:07:55,572 --> 00:07:57,598
‫[با یکی تو مونترئال آشنا شدم]

120
00:07:57,652 --> 00:07:59,417
‫[با مترو رفتم پارک و اومدم پیکنیک]

121
00:07:59,470 --> 00:08:01,730
‫[کلاس هشتم چطوره؟]
‫[کارول]

122
00:08:17,372 --> 00:08:18,373
‫هانا

123
00:08:21,502 --> 00:08:22,836
‫چه خبر شده؟

124
00:08:23,587 --> 00:08:25,714
‫اصلاً نمی‌دونه سال چندمم.

125
00:08:30,761 --> 00:08:31,762
‫بذار ببینم.

126
00:08:40,895 --> 00:08:42,813
‫لازم نبود کاسه رو مقصر بدونی.

127
00:08:44,858 --> 00:08:46,568
‫بیا. یکی جدیدش رو باید برام بگیری.

128
00:08:55,369 --> 00:08:56,662
‫خیلی‌خب. بهتر شد.

129
00:08:57,329 --> 00:08:59,516
‫- نمی‌تونم انجامش بدم.
‫- داری جا می‌زنی؟

130
00:08:59,540 --> 00:09:01,476
‫کلی علامت داره.
‫محاله بتونم خوب درشون بیارم.

131
00:09:01,500 --> 00:09:03,102
‫خب که چی؟ واسه کابینت خونه‌ست
‫نمی‌ذارن تو موزه که.

132
00:09:03,126 --> 00:09:05,438
‫نیازی نیست تظاهر کنی.
‫هر دومون می‌دونیم آشغاله.

133
00:09:05,462 --> 00:09:09,466
‫ببین. راحته که روی اشتباهات تمرکز کنی.

134
00:09:10,175 --> 00:09:12,070
‫باید یه لحظه صبر کنی

135
00:09:12,094 --> 00:09:14,471
‫یه‌کم با دقت بیشتر نگاه کنی
‫و چیزای خوب رو پیدا کنی.

136
00:09:16,515 --> 00:09:20,161
‫پس چون مامانم نمی‌دونه سال چندمم

137
00:09:20,185 --> 00:09:23,063
‫باید خدا رو شکر کنم که
‫بلده چطور اسمم رو بنویسه؟

138
00:09:23,689 --> 00:09:24,749
‫- حله.
‫- هانا

139
00:09:24,773 --> 00:09:25,858
‫نه، من دیگه نمی‌کشم.

140
00:09:28,652 --> 00:09:29,653
‫هانا.

141
00:09:33,490 --> 00:09:35,492
‫انتخاب خودته که روی چی تمرکز کنی.

142
00:09:42,209 --> 00:09:44,395
‫[بابی: خوش می‌‌گذره؟]

143
00:09:49,575 --> 00:09:51,255
‫[تماس از بابی]

144
00:09:54,432 --> 00:09:56,292
‫[می‌شه بعدا زنگ بزنم؟]

145
00:10:00,553 --> 00:10:01,565
‫[البته]

146
00:10:01,613 --> 00:10:02,413
‫[هر وقت خواستی هستم]

147
00:10:15,782 --> 00:10:17,783
‫ببین، اسم اون رستورانه که بابات

148
00:10:17,807 --> 00:10:19,512
‫پیش‌خدمتش بود چی بود؟

149
00:10:19,536 --> 00:10:20,792
‫یادته می‌گفت اخراج شده

150
00:10:20,816 --> 00:10:22,456
‫چون روی پورشهٔ یکی خط انداخته؟

151
00:10:24,583 --> 00:10:25,852
‫آره یادمه.

152
00:10:25,876 --> 00:10:27,294
‫به‌نظرت اونم ساختگی بوده؟

153
00:10:28,587 --> 00:10:29,898
‫یعنی خیلی دقیق می‌گفت

154
00:10:29,922 --> 00:10:31,660
‫دقیقا. اون داستانایی که

155
00:10:31,684 --> 00:10:33,776
‫بابات با شور و شوق از جوونیاش تعریف می‌کرد

156
00:10:33,800 --> 00:10:35,195
‫محاله همه‌شون ساختگی باشن.

157
00:10:35,219 --> 00:10:37,197
‫یه سری از جزئیاتش باید واقعی باشه.

158
00:10:37,221 --> 00:10:38,561
‫مثل اسم اون رستوران.

159
00:10:38,585 --> 00:10:40,116
‫اگه یادمون بیاد می‌شه پیداش کنیم.

160
00:10:40,140 --> 00:10:41,808
‫و آدمایی که می‌شناختنش رو پیدا کنیم.

161
00:10:43,143 --> 00:10:44,363
‫منطقیه؟ یه جوری نگام می‌کنی

162
00:10:44,387 --> 00:10:45,943
‫انگاری که دیوونه‌ام.

163
00:10:46,605 --> 00:10:48,941
‫نه، آره. متوجهم.
‫فقط...

164
00:10:50,067 --> 00:10:51,503
‫اسم رستوران یادم نیست.

165
00:10:51,527 --> 00:10:53,963
‫خیلی‌خب. اون سفر قایقی دبیرستان چی؟

166
00:10:53,987 --> 00:10:56,281
‫همون که گفت گارد ساحلی نجاتش داده؟

167
00:10:57,074 --> 00:10:58,801
‫فکر نکنم اینو بهم گفته باشه.

168
00:10:58,825 --> 00:11:00,702
‫درسته. منم بودم نمی‌گفتم.

169
00:11:01,745 --> 00:11:03,330
‫خب، الان دیگه واقعاً می‌خوام بشنوم.

170
00:11:04,540 --> 00:11:06,893
‫صبر کن، اون استاد ریاضیه تو پرینستون چی؟

171
00:11:06,917 --> 00:11:10,045
‫همون که وقتی در مورد سماجت
‫برام می‌ره رو منبر اسمش رو میاره.

172
00:11:10,671 --> 00:11:13,107
‫آره. بابا امتحانش رو قبول نشد
‫و یارو برگه‌ش رو قاب کرد.

173
00:11:13,131 --> 00:11:14,859
‫که درس عبرتی باشه واسه بقیه.

174
00:11:14,883 --> 00:11:16,110
‫آره. و بابا خیلی دوست داره بگه

175
00:11:16,134 --> 00:11:17,612
‫که چطور این‌کار بهش انگیزه داده

176
00:11:17,636 --> 00:11:19,239
‫که یه‌جورایی ناجوره.

177
00:11:19,263 --> 00:11:21,183
‫آره. عاشق اون استاده بود.
‫اسمش چیه؟

178
00:11:23,058 --> 00:11:23,953
‫توبایوس نمی‌دونم چی چی.

179
00:11:23,977 --> 00:11:28,289
‫توبایوس کاکر؟ کوکر؟

180
00:11:28,313 --> 00:11:30,291
‫کوکمن؟ بهش می‌گن کوک.

181
00:11:30,315 --> 00:11:32,074
‫مگه چندتا استاد ریاضی هست

182
00:11:32,098 --> 00:11:33,986
‫که اسمش توبایوس کوکمن باشه؟

183
00:11:35,946 --> 00:11:37,239
‫فقط یکی هست

184
00:11:37,865 --> 00:11:39,008
‫مدال فیلدز چیه؟

185
00:11:39,032 --> 00:11:42,303
‫مثل جایزهٔ نوبله فقط واسه ریاضی.
‫توی پرینستونه؟

186
00:11:42,327 --> 00:11:43,704
‫نه دقیقا.

187
00:11:45,172 --> 00:11:47,472
‫[دانشگاه تگزاس در آستین]

188
00:11:49,543 --> 00:11:50,544
‫حاضر شو.

189
00:11:59,303 --> 00:12:00,114
‫سلام.

190
00:12:00,138 --> 00:12:02,472
‫سلام، حالتون چطوره؟

191
00:12:03,140 --> 00:12:06,476
‫- می‌خوام بگم «نظری ندارم»
‫- منطقیه

192
00:12:06,977 --> 00:12:07,996
‫چه خبرا؟

193
00:12:08,020 --> 00:12:09,982
‫خب، جیک که داره با باریستا

194
00:12:10,006 --> 00:12:11,916
‫سر شیری که با لاته‌ش قاتی کرده بحث می‌کنه

195
00:12:11,940 --> 00:12:15,068
‫منم برام سؤال شده که اوون
‫یه جور گاوصندوقی چیزی تو خونه داشته یا نه؟

196
00:12:16,069 --> 00:12:17,046
‫گاوصندوق؟

197
00:12:17,070 --> 00:12:18,923
‫آره، همون قلک لیدی پائول

198
00:12:18,947 --> 00:12:20,973
‫یه کلید کوچیک هانیول داخلش بود.

199
00:12:20,997 --> 00:12:23,160
‫جیک گفت مال یه گاوصندوق ضد آتشه

200
00:12:24,620 --> 00:12:26,038
‫گاوصندوق مخفی؟

201
00:12:26,914 --> 00:12:28,433
‫نظری داری کجا ممکنه باشه؟

202
00:12:28,457 --> 00:12:32,437
‫نمی‌دونم.
‫دفترش یا کمد اتاق.

203
00:12:32,461 --> 00:12:35,047
‫خیلی‌خب. حله.
‫کار دیگه‌ای ازم بر میاد؟

204
00:12:36,340 --> 00:12:38,717
‫آره در واقع. جیک صدام رو می‌شنوه؟

205
00:12:40,427 --> 00:12:41,529
‫نه

206
00:12:41,553 --> 00:12:45,450
‫خوبه. زیر تختم یه کیف هست
‫می‌شه برش داری؟

207
00:12:45,474 --> 00:12:46,892
‫آره. چی داخلشه؟

208
00:12:47,643 --> 00:12:49,478
‫فکر نکنم بخوای بدونی.

209
00:12:53,440 --> 00:12:55,150
‫هانا هال. با دختر خونده‌شه

210
00:12:55,174 --> 00:12:57,253
‫بیلی مایکلز، ۱۶ ساله

211
00:12:57,277 --> 00:13:00,548
‫آخرین بار ۳۶ ساعت پیش توی
‫سائوسالیتو دیده شدن.

212
00:13:00,572 --> 00:13:02,866
‫ولی همهٔ شواهد نشون میده از شهر فرار کردن

213
00:13:03,450 --> 00:13:04,469
‫ماشنیش هنوز بیرون خونه‌ست

214
00:13:04,493 --> 00:13:05,884
‫پس دنبال ماشین اجاره‌ای، کرایه اتوبوس،

215
00:13:05,908 --> 00:13:07,847
‫بلیت قطار و هواپیما اینا باشید.

216
00:13:07,871 --> 00:13:11,851
‫کارت‌های اعتباری و برداشت‌های
‫عابربانک و همه‌چی‌شون رو رهگیری کنید.

217
00:13:11,875 --> 00:13:13,043
‫فوراً باید مکان‌شون رو پیدا کنیم.

218
00:13:15,420 --> 00:13:17,315
‫- روشل؟
‫- رئیس کارت داره

219
00:13:17,339 --> 00:13:19,359
‫«سلام، گریدی. تعطیلاتت رو زودتر تموم کردی؟»

220
00:13:19,383 --> 00:13:20,676
‫عصبی به‌نظر میومد.

221
00:13:32,604 --> 00:13:33,928
‫هانا هال کیه؟

222
00:13:33,952 --> 00:13:35,899
‫و توی سائوسالیتو چه غلطی می‌کردی؟

223
00:13:40,779 --> 00:13:42,059
‫می‌خواستم در همین مورد صحبت کنم.

224
00:13:42,614 --> 00:13:44,199
‫می‌دونی که دروغ گفتن به من جرمه.

225
00:13:45,158 --> 00:13:46,326
‫دروغ در مورد تعطیلاتم؟

226
00:13:49,246 --> 00:13:50,247
‫حرف بزن.

227
00:14:04,890 --> 00:14:06,930
‫[دانشمندان دنیا را عوض می‌کنند]

228
00:14:16,857 --> 00:14:17,858
‫بیلی

229
00:14:25,741 --> 00:14:27,969
‫چند تا مدال گرفته این یارو؟

230
00:14:27,993 --> 00:14:29,203
‫ظاهراً همه‌شون رو.

231
00:14:32,748 --> 00:14:37,419
‫سلام. می‌خواستیم با پروفسور کوکمن صحبت کنیم.

232
00:14:38,378 --> 00:14:39,355
‫وقت قبلی دارین؟

233
00:14:39,379 --> 00:14:41,900
‫- پدرم دانشجوی سابقش بوده.
‫- منتظر می‌مونیم.

234
00:14:41,924 --> 00:14:44,360
‫خب، باید یه جای دیگه منتظر بمونید

235
00:14:44,384 --> 00:14:48,448
‫چون وقت خالی بعدیش ۲۴م هستش.

236
00:14:48,472 --> 00:14:49,848
‫این می‌شه ۲ هفته بعد.

237
00:14:51,517 --> 00:14:54,394
‫من هانا هستم راستی. اینم بیلی.
‫اسم شما چیه؟

238
00:14:55,062 --> 00:14:56,164
‫شریل

239
00:14:56,188 --> 00:14:58,398
‫سلام، شریل. ممنون که وقت می‌ذاری.

240
00:14:59,066 --> 00:15:01,544
‫به‌خصوص چون بیلی خانوم

241
00:15:01,568 --> 00:15:04,881
‫یکی از بهترینای مسابقات ریاضی توی کورپس کریستی هستش

242
00:15:04,905 --> 00:15:06,336
‫و نمیتونی بین دانشگاه تگزاس

243
00:15:06,360 --> 00:15:08,092
‫که باباش رفته و دانشگاه
‫رایس مثل خواهرش انتخاب کنه

244
00:15:08,116 --> 00:15:09,219
‫دیدین مشکل چیه دیگه...

245
00:15:09,243 --> 00:15:11,043
‫اگه بریم و کوک رو نبینیم

246
00:15:11,067 --> 00:15:13,539
‫و یه بچهٔ دیگه‌ام بره به رایس...

247
00:15:16,208 --> 00:15:17,943
‫اگه می‌شه یه کاریش کنی که...

248
00:15:17,967 --> 00:15:20,003
‫امروز یه چند دقیقه باهاش صحبت کنیم.

249
00:15:28,846 --> 00:15:30,156
‫کوک الان داره درس می‌ده

250
00:15:30,180 --> 00:15:33,243
‫ولی اگه بیرون از کلاس منتظر باشین
‫می‌تونید باهاش صحبت کنید.

251
00:15:33,267 --> 00:15:35,894
‫فقط وسط کلاس مزاحم نشید یا سر و صدا نکنید

252
00:15:36,395 --> 00:15:37,938
‫حله. خیلی ممنون.

253
00:15:42,860 --> 00:15:44,611
‫مسابقات ریاضی؟ خدایی؟

254
00:15:45,153 --> 00:15:46,947
‫این‌جوری می‌خوای بگی تحت تأثیر قرار گرفتی؟

255
00:16:09,386 --> 00:16:11,096
‫بیلی، صبر کن.
‫باید منتظر بمونیم.

256
00:16:11,597 --> 00:16:12,598
‫شریل گوه خورد.

257
00:16:13,182 --> 00:16:17,412
‫به طرز جالبی، تکرار این ماتریکس

258
00:16:17,436 --> 00:16:19,596
‫- به هر بردار ناصفری...
‫- دو صندلی خالی هست

259
00:16:24,318 --> 00:16:25,319
‫ببخشید.

260
00:16:27,529 --> 00:16:29,549
‫خب مطمئنم نصف‌تون دیگه
‫زنجیرهٔ افکارتون پاره شده

261
00:16:29,573 --> 00:16:32,177
‫و نصف دیگه هم احتمالاً از اول گوش نمی‌کردین.

262
00:16:32,201 --> 00:16:34,161
‫پس، جلسه امروز رو تموم کنیم، خب؟

263
00:16:41,835 --> 00:16:44,171
‫خیلی ببخشید. عذر می‌خوام.

264
00:16:49,301 --> 00:16:50,904
‫عادت دارین که وسط کلاس‌ها برین

265
00:16:50,928 --> 00:16:52,679
‫یا خودم رو خاص بدونم؟

266
00:16:53,472 --> 00:16:55,302
‫خیلی عذر می‌خوام، قصدمون...

267
00:16:55,326 --> 00:16:57,494
‫من هانا هال هستم، اینم بیلی مایکلز

268
00:16:57,518 --> 00:16:58,412
‫چی می‌خواید؟

269
00:16:58,436 --> 00:17:01,206
‫امیدوار بودیم کمک کنید یه
‫دانشجوی سابق رو شناسایی کنید

270
00:17:01,230 --> 00:17:03,833
‫و چرا بعد از این‌که کلاسم رو
‫به هم ریختین این‌کار رو کنم؟

271
00:17:03,857 --> 00:17:05,526
‫شاید فقط شما باشین که می‌تونید.

272
00:17:10,113 --> 00:17:11,114
‫کیه این دانشجو؟

273
00:17:12,115 --> 00:17:15,618
‫این قدیمی‌ترین عکسیه که ازش دارم.

274
00:17:16,118 --> 00:17:18,473
‫احتمالاً ۲۶ سال پیش دانشجوتون بوده.

275
00:17:18,497 --> 00:17:20,332
‫گفتیم شاید اسمش رو یادتون بیاد.

276
00:17:21,666 --> 00:17:23,227
‫می‌دونید که ۲۶ سال پیش شاگردم بوده

277
00:17:23,251 --> 00:17:24,813
‫و نمی‌دونید اسمش چیه؟

278
00:17:24,837 --> 00:17:26,582
‫می‌دونیم الان اسمش چیه

279
00:17:26,606 --> 00:17:28,900
‫ولی عوضش کرده. پیچیده‌ست.

280
00:17:28,924 --> 00:17:30,551
‫- تو یه جمله خلاصه‌ش کن.
‫- بابای منه

281
00:17:31,677 --> 00:17:32,803
‫و گم شده

282
00:17:35,222 --> 00:17:37,599
‫- ارتباط من و اون رو از کجا فهمیدین؟
‫- در موردتون صحبت کرده

283
00:17:38,100 --> 00:17:40,143
‫ظاهراً شما استاد مورد علاقه‌ش بودین.

284
00:17:41,645 --> 00:17:43,248
‫با این‌که لطف داره

285
00:17:43,272 --> 00:17:46,459
‫ولی نمی‌شناسمش. هزاران دانشجو داشتم.

286
00:17:46,483 --> 00:17:49,069
‫متأسفانه بیش‌ترشون رو هم یادم نمیاد.

287
00:17:50,779 --> 00:17:53,198
‫احتمالا سال اول یا دوم تدریس‌تون بوده

288
00:17:55,701 --> 00:17:58,054
‫حافظهٔ شما رو نمی‌دونم، خانم هال

289
00:17:58,078 --> 00:18:01,099
‫ولی من هر چی به گذشتهٔ
‫دورتر فکر می‌کنم کمتر یادم میاد.

290
00:18:01,123 --> 00:18:03,625
‫شاید بهتره برین دفتر ثبت.

291
00:18:05,544 --> 00:18:07,171
‫اون بدترین دانشجوی شما بوده.

292
00:18:07,921 --> 00:18:09,899
‫وقتی امتحان میان‌ترمش رو رد شد
‫این رو بهش گفتین.

293
00:18:09,923 --> 00:18:11,943
‫شما برگه‌ی امتحانش رو قاب کردین.

294
00:18:11,967 --> 00:18:13,864
‫برای درس عبرت زدینش تو دفترتون

295
00:18:13,888 --> 00:18:15,738
‫تا بقیه‌ی دانشجوها بدونن چی کار نباید بکنن.

296
00:18:15,762 --> 00:18:17,431
‫که راستش ظالمانه بود.

297
00:18:17,948 --> 00:18:21,451
‫اما شوهر من به جای این که از شما
‫متنفر بشه، اون رو یه چالش در نظر گرفت.

298
00:18:22,144 --> 00:18:23,588
‫و امتحان نهایی رو ترکوند.

299
00:18:30,344 --> 00:18:32,301
‫- میشه دوباره اون عکس رو ببینم؟
‫- بله.

300
00:18:37,883 --> 00:18:41,788
‫اسمش یادم نمیاد، اما قیافه‌ش...

301
00:18:43,081 --> 00:18:44,416
‫انگار...

302
00:18:45,843 --> 00:18:49,667
‫توی ذهن من متفاوت‌تره اما زیاد هم نه.

303
00:18:51,715 --> 00:18:52,758
‫گفتین گم شده؟

304
00:18:55,200 --> 00:18:56,773
‫اون تو «شاپ» کار می‌کرد.

305
00:18:56,953 --> 00:18:59,848
‫سه روز پیش ناپدید شده.
‫از اون موقع خبری ازش نداریم.

306
00:19:01,540 --> 00:19:03,845
‫با من بیاید.
‫بریم ببینیم جوابی براتون پیدا می‌کنم.

307
00:19:07,694 --> 00:19:08,900
‫[محرمانه]

308
00:19:14,279 --> 00:19:15,572
‫خب...

309
00:19:16,823 --> 00:19:19,385
‫- به ما ربطی نداره.
‫- شوخی می‌کنی!

310
00:19:19,409 --> 00:19:22,388
‫- اوون مایکلز توی غرب تگزاسه؟
‫- واقعا امیدوارم نباشه.

311
00:19:22,412 --> 00:19:24,474
‫- خب دیگه.
‫- مهم نیست اون کجاست.

312
00:19:24,511 --> 00:19:26,783
‫مهم اینه که این اداره
‫وظیفه‌ش رو انجام داده باشه...

313
00:19:26,813 --> 00:19:29,990
‫گریدی، تو مسئول تصمیمات اون آدم نیستی.

314
00:19:30,045 --> 00:19:31,397
‫این اداره هم نیست.

315
00:19:31,421 --> 00:19:32,896
‫باشه. باشه. اما اگه نائومی وو

316
00:19:32,920 --> 00:19:34,984
عکس اوون رو توی اخبار پخش کنه...

317
00:19:35,008 --> 00:19:36,813
‫اینجوری انگیزه‌ش بیشتر میشه...

318
00:19:36,837 --> 00:19:38,780
‫که نسبت به قبل تصمیمات بهتری بگیره.

319
00:19:38,804 --> 00:19:40,008
‫هرچند فکر می‌کنم به قدر کافی

320
00:19:40,033 --> 00:19:41,488
‫توی این کار تجربه داشتی که بدونی...

321
00:19:41,506 --> 00:19:43,383
‫آدما عوض نمی‌شن.

322
00:19:43,851 --> 00:19:45,036
‫دختره چی؟

323
00:19:45,060 --> 00:19:46,687
‫خطر بزرگی تهدیدش می‌کنه.

324
00:19:46,711 --> 00:19:48,368
‫اگه توی «سائوسالیتو» بمونه چیزیش نمی‌شه.

325
00:19:48,395 --> 00:19:49,730
‫تو که می‌دونی با کیا طرفیم.

326
00:19:49,731 --> 00:19:51,851
‫اگه از قضیه بویی ببرن
‫دیگه براشون مهم نیست اون کجاست.

327
00:19:52,317 --> 00:19:54,152
‫گمونم باباش باید فکر اینجاش رو می‌کرد.

328
00:19:58,824 --> 00:20:00,576
‫بیرون رفتنی درو پشت سرت ببند.

329
00:20:15,433 --> 00:20:17,126
‫فکر کردین چون برگه‌ی امتحانش رو زدم دیوار

330
00:20:17,164 --> 00:20:18,986
‫اسمش رو یادم می‌مونه؟

331
00:20:19,888 --> 00:20:22,808
‫پس حقیقت داره؟ شما واقعا قابش کردین؟

332
00:20:24,516 --> 00:20:26,578
‫باید درک کنید دیگه،
‫من اون موقع جوون بودم.

333
00:20:26,602 --> 00:20:28,739
‫اختلاف‌ سنیم با شاگردهام خیلی کم بود. من...

334
00:20:28,763 --> 00:20:31,374
‫فکر می‌کردم این کار جذبه‌م رو نشونشون میده.

335
00:20:31,691 --> 00:20:33,234
‫چرا بعداً برش داشتین؟

336
00:20:34,047 --> 00:20:36,632
‫وقتی خانومم دید، خوشش نیومد.

337
00:20:36,653 --> 00:20:39,674
‫از نظرش توهین‌آمیز بود که شکست یه بچه رو

338
00:20:39,698 --> 00:20:41,450
‫مثل یه گوزن قیمتی به نمایش بذاری.

339
00:20:42,034 --> 00:20:44,536
‫- چه خانوم باهوشی.
‫- مطمئناً از من باهوش‌تر بوده.

340
00:20:46,219 --> 00:20:48,725
‫کل امتحانای نهاییِ
‫ دهه‌ی ۹۰تون رو پیدا کردم.

341
00:20:48,749 --> 00:20:49,958
‫مرسی.

342
00:20:53,879 --> 00:20:55,659
‫فکر نکنم خیلی به کار بیان.

343
00:20:55,692 --> 00:20:57,215
‫من بدون دیدن اسم بچه‌ها نمره دادم.

344
00:20:57,216 --> 00:20:58,262
‫اسم ندارن.

345
00:20:58,289 --> 00:21:00,290
‫امکانش هست نمرات رو بازبینی کرد؟

346
00:21:00,344 --> 00:21:03,990
‫شاید. شریل، کشوی بایگانی رو نگاه کن.

347
00:21:04,014 --> 00:21:05,492
‫ببین فهرستی داره یا نه.

348
00:21:05,516 --> 00:21:09,370
‫ثبت‌نامی‌های کلاسم رو هم
‫از سال ۹۶ تا ۹۸ پیدا کن.

349
00:21:09,394 --> 00:21:10,521
‫باشه.

350
00:21:13,398 --> 00:21:15,585
‫هنوز جریان عوض شدن اسمش رو متوجه نمی‌شم.

351
00:21:15,609 --> 00:21:18,004
‫این چه ربطی با ادعای
کلاهبرداری شرکتش داره؟

352
00:21:18,028 --> 00:21:19,821
‫ما هم می‌خوایم همین رو بفهمیم.

353
00:21:20,989 --> 00:21:22,647
‫شاید قبل از «شاپ»...

354
00:21:22,671 --> 00:21:24,802
‫یه مشکلی داشته. نمی‌دونیم.

355
00:21:24,826 --> 00:21:27,005
‫فقط می‌خوایم ببینیم حرفایی که...

356
00:21:27,029 --> 00:21:29,098
‫به ما گفته چه تضادی با...

357
00:21:29,122 --> 00:21:30,290
‫با حقیقت داره؟

358
00:21:38,841 --> 00:21:42,362
‫تصورشم نمی‌تونم بکنم
‫که الان دارید چی می‌کشید...

359
00:21:42,386 --> 00:21:44,823
‫اما به هر حال...

360
00:21:44,847 --> 00:21:47,459
‫انیشتین یه جمله‌ی قدیمی داره...

361
00:21:47,483 --> 00:21:50,328
‫که هر وقت سردرگم می‌شم، آرومم می‌کنه.

362
00:21:50,352 --> 00:21:51,353
‫انیشتین؟

363
00:21:52,771 --> 00:21:57,025
‫«اگر نظریه‌های ریاضیات
‫درمورد حقیقت باشند،

364
00:21:57,776 --> 00:21:58,944
‫قطعی نیستند.

365
00:21:59,570 --> 00:22:01,321
‫اگر قطعی باشند،

366
00:22:02,364 --> 00:22:04,241
‫درمورد حقیقت نیستند.»

367
00:22:05,033 --> 00:22:06,865
‫ورژن انگلیسی هم داره؟

368
00:22:07,912 --> 00:22:09,864
‫هیچکس هیچی بارش نیست.

369
00:22:35,772 --> 00:22:36,773
‫لعنتی!

370
00:22:37,691 --> 00:22:38,942
‫از اونجا چه خبر؟

371
00:22:45,324 --> 00:22:47,075
‫- چی شده؟
‫- هیچی.

372
00:22:49,286 --> 00:22:50,287
‫هانا زنگ زد؟

373
00:22:51,622 --> 00:22:52,873
‫نه.

374
00:22:55,876 --> 00:22:57,961
‫جولز، تو چیزی می‌دونی که من نمی‌دونم؟

375
00:22:58,462 --> 00:23:00,440
‫- نه.
‫- آخه من وکیلشم ها!

376
00:23:00,464 --> 00:23:01,608
‫در جریانم.

377
00:23:01,632 --> 00:23:03,109
‫اگه موضوعی هست...

378
00:23:03,133 --> 00:23:05,653
‫اگه اف‌بی‌آی قراره
‫کار غیرمنتظره‌ای کنه که من خبر ندارم،

379
00:23:05,677 --> 00:23:09,181
‫- نمی‌تونم ازش محافظت کنم.
‫- باشه. باشه. آروم باش.

380
00:23:12,518 --> 00:23:15,312
‫اوون برای هانا و بیلی
‫یه ساک پر از پول گذاشته.

381
00:23:17,314 --> 00:23:18,357
‫چه قدر پول؟

382
00:23:18,941 --> 00:23:21,109
‫فکر کنم یه کم بیشتر از نیم میلیون دلار.

383
00:23:21,944 --> 00:23:23,809
‫خدای من! تواصلا می‌دونی...

384
00:23:23,833 --> 00:23:25,795
‫که پیش اف‌بی‌آی چه قدر بد میشه؟

385
00:23:25,822 --> 00:23:27,075
‫نمی‌دونم. شاید حالا که ظاهراً

386
00:23:27,087 --> 00:23:28,895
گمش کرده، کمتر بد بشه.

387
00:23:28,935 --> 00:23:30,159
‫مسخره کردی منو؟

388
00:23:30,160 --> 00:23:33,264
‫جولز، اگه هانا پولی که
‫شوهرش دزدیده رو قایم کرده باشه

389
00:23:33,288 --> 00:23:35,308
‫به همدستی متهم میشه.

390
00:23:35,332 --> 00:23:36,387
‫ممانعت از اجرای عدالت...

391
00:23:36,411 --> 00:23:38,186
‫از کجا معلوم اوون پول رو دزدیده باشه؟

392
00:23:38,210 --> 00:23:41,022
‫دست بردار. آخه کدوم آدمی
‫نیم میلیون دلار توی ساک نگه می‌داره؟

393
00:23:41,046 --> 00:23:42,774
‫ببین، واسه همینه که نمی‌خواستم بهت بگم.

394
00:23:42,798 --> 00:23:45,068
‫چون می‌دونستم مثل همیشه قاتی می‌کنی.

395
00:23:45,092 --> 00:23:46,328
‫آهان! پس تقصیر منه...

396
00:23:46,352 --> 00:23:47,820
‫که ترجیح داده خودش رو به فنا بده

397
00:23:47,847 --> 00:23:49,820
‫تا این که به کسی اعتماد کنه
‫که واقعا بهش اهمیت میده.

398
00:23:49,847 --> 00:23:52,200
‫اون به من اعتماد کرد، جیک.
‫به اوون اعتماد کرد.

399
00:23:52,241 --> 00:23:53,720
‫اینم نتیجه‌ش!

400
00:23:53,767 --> 00:23:56,079
‫به عنوان کسی که ترس از رهاشدگی داره،

401
00:23:56,103 --> 00:23:57,891
‫خوب بلده کیا رو انتخاب کنه.

402
00:23:57,931 --> 00:24:00,106
‫هانا ترس از رهاشدگی نداره، خب؟

403
00:24:00,107 --> 00:24:01,376
‫از گرفتار شدن می‌ترسه.

404
00:24:01,400 --> 00:24:03,336
‫آهان، پس واسه همین باهام ازدواج نکرد.

405
00:24:03,360 --> 00:24:07,030
‫نه، جیک. اون واسه این باهات
‫ازدواج نکرد که لاشی هستی.

406
00:24:10,409 --> 00:24:11,410
‫آره، شاید.

407
00:24:13,120 --> 00:24:15,414
‫اما اگه اونقدر لاشی بودم...

408
00:24:17,916 --> 00:24:19,334
‫چرا الان منم که اینجام؟

409
00:24:29,803 --> 00:24:31,638
‫- چیزی پیدا نشد؟
‫- نه.

410
00:24:35,517 --> 00:24:36,560
‫این چیه؟

411
00:24:37,060 --> 00:24:39,581
‫ فهرست بهار سال ۹۷.

412
00:24:39,605 --> 00:24:41,396
‫سال ۹۶ فقط برای سال آخری‌ها
‫سمینار می‌ذاشتین

413
00:24:41,420 --> 00:24:43,585
‫و سال ۹۸ هم فقط
‫برای دانشجوهای تحصیلات تکمیلی.

414
00:24:43,609 --> 00:24:45,319
‫پس باید همین کلاس باشه.

415
00:24:45,903 --> 00:24:47,338
‫آفرین، شریل.

416
00:24:47,362 --> 00:24:48,447
‫ممنون.

417
00:24:55,704 --> 00:24:57,915
‫ببخشید. این اسما چیزی به خاطرم نمیارن.

418
00:24:59,791 --> 00:25:02,353
‫۷۳ تا دانشجو بودن. چندتاشون آقا بودن؟

419
00:25:02,377 --> 00:25:04,171
‫چهل و نه‌تا. شمردم.

420
00:25:04,755 --> 00:25:06,590
‫از یه میلیارد خیلی بهتره.

421
00:25:06,789 --> 00:25:09,056
‫- میشه لطفا دوباره ببینمش؟
‫- بله.

422
00:25:11,637 --> 00:25:12,638
‫چی شد؟

423
00:25:14,014 --> 00:25:16,433
‫یه خانوم جوونی بود...
‫می‌خواستم ببینم اسمش یادم میاد.

424
00:25:17,017 --> 00:25:18,143
‫کدوم خانوم جوون؟

425
00:25:18,727 --> 00:25:22,123
‫همونی که گفت به خاطرش
‫نتونسته بود روی میان‌ترمش تمرکز کنه.

426
00:25:22,147 --> 00:25:25,001
‫الان یادم اومد که
‫یه نامه‌ی بلند بالا برام نوشته بود

427
00:25:25,025 --> 00:25:28,755
‫و توضیح داده بود که در حدی
‫عاشق یکی از دخترهای کلاس شده،

428
00:25:28,779 --> 00:25:32,074
‫که در حضور اون نمی‌تونه تمرکز کنه.
‫یا حداقل خوب تمرکز کنه.

429
00:25:35,285 --> 00:25:36,787
‫احیاناً این نیست؟

430
00:25:40,290 --> 00:25:44,294
‫دوست داشتم بگم آره،
‫اما نمی‌دونم.

431
00:25:45,838 --> 00:25:47,548
‫توی لیست اسم «اولیویا» نیست.

432
00:25:50,300 --> 00:25:52,553
‫اون مادرت بوده؟ اولویا؟

433
00:25:53,136 --> 00:25:55,264
‫اونا سال آخر دانشگاه باهم آشنا شدن.

434
00:25:55,889 --> 00:26:00,245
‫بابام اینجوری گفته بود،
‫اما لابد فقط نصفش حقیقت داشته.

435
00:26:00,269 --> 00:26:01,478
‫مثل باقی چیزها.

436
00:26:05,148 --> 00:26:06,692
‫خب، حالا چی کار کنیم؟

437
00:26:10,529 --> 00:26:12,906
‫شریل، سالنامه‌ها توی کدوم کتابخونه‌ان؟

438
00:26:18,435 --> 00:26:20,661
‫لری یه خبر جدید درمورد زنی
‫که پرسیده بودی داره...

439
00:26:20,688 --> 00:26:22,254
‫بهش بگو بیخیالش شه.

440
00:26:36,013 --> 00:26:37,626
‫دیگه جریان هانا هال رو ادامه نمی‌دیم؟

441
00:26:38,223 --> 00:26:39,909
‫نه. چیزی پیدا کردی؟

442
00:26:39,933 --> 00:26:42,394
‫اون و دختره دیروز صبح
‫از فرودگاه سان‌فرانسیسکو از اینجا رفتن.

443
00:26:46,124 --> 00:26:48,085
‫مسخره کردین منو؟

444
00:26:48,692 --> 00:26:50,068
‫مسخره کردین منو؟

445
00:26:55,032 --> 00:26:57,326
‫سالنامه‌ها برای بایگانی دیجیتالی شدن.

446
00:26:57,826 --> 00:26:59,179
‫این پسورد مهمانه.

447
00:26:59,203 --> 00:27:02,223
‫یه ردیف کامپیوتر بین اون قفسه‌ها هست.

448
00:27:02,247 --> 00:27:04,041
‫خیلی ممنون از کمکتون.

449
00:27:20,807 --> 00:27:22,180
‫عزیزم.

450
00:27:25,687 --> 00:27:27,773
‫قراره چی پیدا کنیم؟

451
00:27:29,566 --> 00:27:32,212
‫- بیا بریم بشینیم.
‫- نه. نه. ما...

452
00:27:32,236 --> 00:27:34,321
‫قراره چی درموردش بفهمیم؟

453
00:27:35,739 --> 00:27:37,366
‫درمورد من چی بفهمیم؟

454
00:27:38,534 --> 00:27:41,596
‫- من حتی نمی‌دونم کی‌ام.
‫- بیلی.

455
00:27:41,620 --> 00:27:45,415
‫بدترین چیزش اینه که اون همیشه اینجا بوده.

456
00:27:48,126 --> 00:27:51,317
‫من تا قبل ده سالگی شب خونه‌ی کسی نموندم.

457
00:27:53,257 --> 00:27:54,883
‫وقتی هم موندم...

458
00:27:56,385 --> 00:28:00,973
‫بابام تو ماشینش نشست و بیرون
‫منتظر موند تا بخوابم.

459
00:28:02,015 --> 00:28:04,202
‫تا مطمئن بشه که بهش نیاز ندارم.

460
00:28:04,226 --> 00:28:05,870
‫برام تعریف کرده.

461
00:28:05,894 --> 00:28:08,416
‫بهت گفته که فقط تا ساعت ۳۰ :۷ دووم آوردم؟

462
00:28:09,982 --> 00:28:10,983
‫بعدش...

463
00:28:11,900 --> 00:28:16,488
‫بدو بدو رفتم بیرون
‫و بهش گفتم می‌خوام برم خونه.

464
00:28:19,157 --> 00:28:22,703
‫اون همیشه کنارم بوده.
‫گفت همیشه پیشم می‌مونه.

465
00:28:24,538 --> 00:28:28,166
‫- بیلی، من...
‫- نه. نه. بیا بریم.

466
00:28:55,611 --> 00:28:57,463
‫- جواب بده.
‫- بعداً بهش زنگ می‌زنم.

467
00:28:57,487 --> 00:28:58,572
‫من مشکلی ندارم.

468
00:29:01,491 --> 00:29:02,492
‫مشکلی ندارم.

469
00:29:13,575 --> 00:29:15,410
‫حتی نمی‌دونم کی‌ام.

470
00:29:19,635 --> 00:29:21,512
‫اون حتی نمی‌دونه من کی‌ام.

471
00:29:23,972 --> 00:29:25,785
‫واقعا این وانته رو حیف کردی.

472
00:29:25,809 --> 00:29:27,785
‫عجبا! حواست هست چی میگی؟

473
00:29:27,809 --> 00:29:29,913
‫منظورم اینه چیزی نداری که توش بار کنی.

474
00:29:29,937 --> 00:29:31,664
‫اگه این وانت مال من بود...

475
00:29:31,688 --> 00:29:34,250
‫بازم نمی‌تونستی باهاش
‫آت و آشغال‌ها خراطیت رو ببری

476
00:29:34,274 --> 00:29:36,601
‫چون هنوز امتحان شهریت رو قبول نشدی.

477
00:29:36,703 --> 00:29:38,223
‫چه ریزبین.

478
00:29:46,787 --> 00:29:48,580
‫- اون...
‫- مرسی که منو رسوندی.

479
00:30:27,703 --> 00:30:29,204
‫داری با کوزه‌م چی کار می‌کنی؟

480
00:30:30,205 --> 00:30:31,516
‫اصلاحش می‌کنم.

481
00:30:31,540 --> 00:30:34,853
‫این قرار بود یه اثر برای یادبود من باشه.

482
00:30:34,877 --> 00:30:36,879
‫شاهکارم.

483
00:30:37,462 --> 00:30:38,547
‫واقعا نبود.

484
00:30:41,258 --> 00:30:43,385
‫می‌خوای قبل رفتنش
‫بیای یه سلامی بدی؟

485
00:30:45,554 --> 00:30:47,431
‫- نه، مرسی.
‫- می‌خواد ببینتت.

486
00:30:48,515 --> 00:30:49,516
‫الان؟

487
00:30:50,017 --> 00:30:52,954
‫الان می‌خواد من رو ببینه؟
‫اون حتی نمی‌دونه الان کی هستم.

488
00:30:52,978 --> 00:30:54,730
‫اون مادرته. می‌شناستت.

489
00:30:57,941 --> 00:30:59,836
‫ببین، شاید دوستات رو نشناسه،

490
00:30:59,860 --> 00:31:02,005
‫یا ندونه که عاشق امیلو هریسی،

491
00:31:02,029 --> 00:31:03,948
‫یا راننده‌ی داغونی هستی، اما...

492
00:31:03,972 --> 00:31:06,050
‫تو الان این هستی.
‫اینجور چیزها تغییر می‌کنن.

493
00:31:06,074 --> 00:31:08,992
‫آهنگات، دوستات،
‫به امید خدا، رانندگیت!

494
00:31:09,038 --> 00:31:10,425
‫منظورت چیه؟

495
00:31:11,246 --> 00:31:14,082
‫منظورم اینه شاید ارزشش رو
‫داشته باشه که کنارت نگهش داری.

496
00:31:15,501 --> 00:31:16,860
‫چه جوری باید کنارم نگهش دارم

497
00:31:16,899 --> 00:31:18,334
‫وقتی هیچوقت اینجا تشریف نداره؟

498
00:31:19,630 --> 00:31:20,631
‫هانا.

499
00:31:22,090 --> 00:31:23,091
‫هانا، بس کن.

500
00:31:33,560 --> 00:31:34,811
‫بابابزرگ...

501
00:31:36,104 --> 00:31:39,149
‫محض اطلاعت، من راننده‌ی فوق‌العاده‌ایم.

502
00:31:59,628 --> 00:32:02,148
‫- سلام.
‫- گمونم گاوصندوق توی کارگاه من باشه.

503
00:32:02,172 --> 00:32:03,233
‫تو کارگاهت؟

504
00:32:03,257 --> 00:32:06,426
‫اوون می‌دونه یه آثاری هست
‫که هیچ‌وقت نمی‌‌فروشم یا به کسی نمیدم.

505
00:32:07,261 --> 00:32:09,113
‫کوزه‌ی بابابزرگم رو که یادته؟

506
00:32:09,137 --> 00:32:10,949
‫- آره.
‫- تهش رو نگاه کن.

507
00:32:10,973 --> 00:32:12,057
‫نگاه می‌کنم.

508
00:32:13,600 --> 00:32:17,604
‫گوش کن، مطمئنی که اون ساک زیر تختت بوده؟

509
00:32:19,273 --> 00:32:21,108
‫آره. چطور؟

510
00:32:22,734 --> 00:32:24,236
‫چون الان اونجا نیست.

511
00:32:26,071 --> 00:32:27,990
‫- مطمئنی؟
‫- مطمئنم، هانا.

512
00:32:28,574 --> 00:32:29,825
چی کار کنم؟

513
00:32:34,955 --> 00:32:35,956
‫گاوصندوق رو پیدا کن.

514
00:32:52,389 --> 00:32:53,724
‫هنوز چیزی پیدا نکردی، نه؟

515
00:33:03,984 --> 00:33:04,985
‫چیه؟

516
00:33:07,738 --> 00:33:10,258
‫وقتی هم‌سن تو بودم، یه کم شبیهت بودم.

517
00:33:10,282 --> 00:33:12,492
‫تا حالا بهش فکر نکرده بودم.

518
00:33:14,703 --> 00:33:15,704
‫باشه.

519
00:33:18,248 --> 00:33:19,541
‫حرفمو باور نمی‌کنی، نه؟

520
00:33:21,668 --> 00:33:23,959
‫خب، الان من واقعا نمی‌دونم کی هستم،

521
00:33:23,983 --> 00:33:26,274
‫واسه همین حتی نمی‌دونم معنیش چیه.

522
00:33:26,298 --> 00:33:29,092
‫ببین، من می‌دونم کی هستی. خودتم می‌دونی.

523
00:33:30,135 --> 00:33:32,804
‫اسمت، تاریخ تولدت... اینا فقط جزئیاته.

524
00:33:33,639 --> 00:33:35,074
‫جزئیاتِ خیلی مهمی‌‌ان.

525
00:33:35,098 --> 00:33:37,518
‫حتی صرف نظر از جریانای الان،

526
00:33:38,268 --> 00:33:40,649
‫خیلی‌ها قراره بهت بگن...

527
00:33:40,673 --> 00:33:43,023
‫که کی هستی و کی باید باشی.

528
00:33:43,565 --> 00:33:46,151
‫فقط میگم فکر می‌کنم تو خودت بدونی.

529
00:33:47,653 --> 00:33:48,713
‫پس به هر حال

530
00:33:48,737 --> 00:33:51,841
‫گمونم به قدر کافی باهوش هستی
‫که باقیش رو خودت واسه خودت تصمیم بگیری

531
00:33:51,865 --> 00:33:53,617
‫و به قدر کافی سمج هستی که بیخیالش نشی.

532
00:33:59,039 --> 00:34:00,207
‫به نظرت من آدم سمجی‌ام؟

533
00:34:01,583 --> 00:34:03,544
‫از کل حرفام فقط همین رو شنیدی؟

534
00:34:12,511 --> 00:34:14,489
‫- الو.
‫- بازی‌های دوستانه.

535
00:34:14,513 --> 00:34:16,473
‫به بازی‌ها دوستانه فکر نکرده بودم.

536
00:34:16,986 --> 00:34:18,572
‫ببخشید، شما؟

537
00:34:18,619 --> 00:34:20,767
‫من النور مک‌گاورنم از کلیسا.

538
00:34:20,768 --> 00:34:24,523
‫دیروز اومدی اینجا و درمورد
‫عروسی‌های روز بازی ساعت ۱۱ سوال کردی؟

539
00:34:25,023 --> 00:34:26,084
‫آره. کاملا درسته.

540
00:34:26,108 --> 00:34:29,420
‫خب من جریانت رو به یکی از
‫اهالی کلیسامون تعریف کردم

541
00:34:29,444 --> 00:34:31,881
‫و پسر بزرگه‌ش طرفدار تیم لانگهورنه.

542
00:34:31,905 --> 00:34:35,635
‫اون گفت احتمالا اون عروسیِ
‫موقع مسابقات پیش‌فصل بوده.

543
00:34:35,659 --> 00:34:38,179
‫با خودم گفتم: «خدای من، چه قدر خنگما.»

544
00:34:38,203 --> 00:34:41,314
‫اصلا به ذهنم نرسید
‫که تاریخ بازی‌های تمرینی رو ببینم.

545
00:34:41,354 --> 00:34:43,582
‫بازی‌های تمرینی توی ورزشگاه انجام می‌شن؟

546
00:34:43,583 --> 00:34:45,456
‫درسته. عین بازی‌های عادی.

547
00:34:45,490 --> 00:34:47,460
‫تازه سکوها هم پر از تماشاچی‌ میشه.

548
00:34:47,482 --> 00:34:48,649
‫النور، احیاناً...

549
00:34:48,683 --> 00:34:50,631
‫ تاریخ بازی‌های تمرینی فصل رو نگاه نکردی؟

550
00:34:50,632 --> 00:34:53,772
‫نگاه کردم و ظاهرا یه عروسی...

551
00:34:53,796 --> 00:34:56,722
‫دقیقا تو روز بازی تمرینی فینال داشتیم.

552
00:34:57,389 --> 00:35:00,301
‫- عروسی ریس و اسمیت بود.
‫- چی شده؟

553
00:35:00,361 --> 00:35:03,686
‫- مراسم ظهر برگزار شده.
‫- صبر کن. ببخشید.

554
00:35:03,687 --> 00:35:07,208
‫- ریس. یعنی ر ی س؟
‫- درسته.

555
00:35:07,232 --> 00:35:08,585
‫- و اسمیت؟
‫- بله.

556
00:35:08,609 --> 00:35:12,362
‫ ریس نیست اما
‫یه کاترین اسمیت نامی هست.

557
00:35:12,988 --> 00:35:15,365
‫النور، اسم کوچیک عروس کاترین بوده؟

558
00:35:16,241 --> 00:35:18,469
‫نه، اسم عروس کاترین نبود.

559
00:35:18,493 --> 00:35:20,871
‫آندریا بود.

560
00:35:22,039 --> 00:35:23,916
‫آهان، شوهرش هم...

561
00:35:24,917 --> 00:35:27,645
‫اسمش... یه لحظه صبر کن...
‫اسمش چارلز بود.

562
00:35:27,669 --> 00:35:30,523
‫آندریا ریس و چارلز اسمیت.

563
00:35:30,547 --> 00:35:33,109
‫بی‌نهایت لطف کردی. خیلی ممنون.

564
00:35:33,133 --> 00:35:34,760
‫خب، باعث افتخاره.

565
00:35:35,260 --> 00:35:36,561
‫انگار درست می‌گفتی...

566
00:35:36,585 --> 00:35:38,430
‫که توی اون کلیسا بودین.

567
00:35:39,097 --> 00:35:40,097
‫شاید.

568
00:35:41,225 --> 00:35:43,477
‫یکیشون کاترین اسمیته؟

569
00:35:44,895 --> 00:35:47,231
‫توی فهرست که اینطور نوشته.

570
00:35:50,734 --> 00:35:51,735
‫صبر کن.

571
00:35:55,364 --> 00:35:56,490
‫بیلی.

572
00:35:57,066 --> 00:36:04,260
‫مترجم: وحید فرحناکی و فائزه شاهمرادی
‫≡ <font color="#e300ff">Faeze.k</font> ≡ <font color="#eaff00">Night_Walker77</font> ≡

573
00:36:09,560 --> 00:36:15,120
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top
‫ 💢<font color="#ed0efb">@Night_sub</font>💢

574
00:36:15,707 --> 00:36:21,994
www.TalaFilm.Top

575
00:36:22,534 --> 00:36:28,401
www.TalaFilm.Top