1
00:00:00,138 --> 00:00:06,006
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:06,089 --> 00:00:07,132
‫[آنچه گذشت]

3
00:00:07,132 --> 00:00:08,924
‫باید خانواده‌ام رو از ایران بیارم بیرون

4
00:00:08,925 --> 00:00:10,426
‫تو باید کمک‌مون کنی.
‫خواهش می‌کنم.

5
00:00:10,427 --> 00:00:13,095
‫نور طاهری
‫داریم پرونده‌شو به دست می‌گیریم.

6
00:00:13,096 --> 00:00:15,681
‫این یکی از عکس‌هایی هست که از مردی
‫که با سفیرتون ملاقات کرد گرفتی

7
00:00:15,682 --> 00:00:16,765
‫سالومون وگا

8
00:00:16,766 --> 00:00:19,560
‫قبل از رفتن به سفیر یه کیف داد

9
00:00:19,561 --> 00:00:20,894
‫از چیزای داخلش کپی تهیه کن

10
00:00:20,895 --> 00:00:23,313
‫تو این کار رو بکن و ما هم خانواده‌ات
‫رو از ایران میاریم بیرون

11
00:00:23,314 --> 00:00:26,108
‫و میاریم‌شون اینجا که بتونید با هم
‫زندگی کنید. پیشنهاد اینه.

12
00:00:26,109 --> 00:00:29,237
‫فردا توی محل اقامت سفیر مهمونم

13
00:00:31,531 --> 00:00:32,364
‫ببخشید؟

14
00:00:32,365 --> 00:00:33,699
‫این بالا چیکار می‌کنید؟

15
00:00:33,700 --> 00:00:35,826
‫همه باید گوشی‌هاشون رو تحویل می‌دادن

16
00:00:35,827 --> 00:00:39,039
‫- اینو روی نرده‌ی پله‌ها پیدا کردم
‫- حتماً می‌رسونم به دستش

17
00:00:39,622 --> 00:00:41,790
‫آهای.
‫بیا بهم کمک بده.

18
00:00:45,795 --> 00:00:46,879
‫من به کشورم خیانت کردم

19
00:00:46,880 --> 00:00:49,423
‫اگه اون اسناد همونقد که می‌گید، مهم هستن

20
00:00:49,424 --> 00:00:51,133
‫پس خانواده‌ام رو از ایران بیارید بیرون

21
00:00:51,134 --> 00:00:53,928
‫بعدش عکس‌ها رو بهتون میدم،
‫نه قبلش

22
00:00:55,134 --> 00:01:02,928
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

23
00:01:13,531 --> 00:01:17,035
‫[پنج سال قبل]

24
00:01:19,531 --> 00:01:25,035
‫« ترجمه از حسین فلاح»
‫<font color="#44efff">.:: Hossein_Hidden ::.</font>

25
00:01:26,711 --> 00:01:29,713
‫تو وکیل من نیستی

26
00:01:29,714 --> 00:01:32,216
‫- چی لوم داد؟
‫- خب، بذار ببینم

27
00:01:32,217 --> 00:01:35,178
‫پنج سانت کوتاه‌تری، 30 کیلو لاغر تری،
‫و اون یه آلت داره

28
00:01:36,137 --> 00:01:37,179
‫تو کی هستی؟

29
00:01:37,180 --> 00:01:40,849
‫یکی که براش سواله که چرا یک
‫تکاور ویژه‌ی پر افتخار

30
00:01:40,850 --> 00:01:43,936
‫افتاده پشت میله‌ها و منتظر دادگاه نظامیه

31
00:01:43,937 --> 00:01:45,729
‫داخل گزارش‌ رسمی توضیح داده شده

32
00:01:45,730 --> 00:01:48,148
‫افتادن دنبال نسخه‌ی ویراش نشده‌اش
‫حال میده، درسته؟

33
00:01:48,149 --> 00:01:49,067
‫خوندمش

34
00:01:50,360 --> 00:01:51,527
‫خیلی خسته کننده‌ست

35
00:01:51,528 --> 00:01:53,737
‫چندتا سوال هم درموردش دارم

36
00:01:53,738 --> 00:01:57,574
‫مثلاً چرا همون گروهبان سامی سعیدی

37
00:01:57,575 --> 00:02:01,245
‫که موقع نجات گروگان‌ها توی عملیات
‫سحرگاه‌ نو تیر خورد

38
00:02:01,246 --> 00:02:05,332
‫باید متقابلاً توی عملیات تورچلایت
‫یک غیرنظامی رو بکشه

39
00:02:05,333 --> 00:02:06,500
‫و سعی کنه که لاپوشانیش کنه؟

40
00:02:06,501 --> 00:02:09,294
‫هر دوی اون عملیات‌ها محرمانه بودن

41
00:02:09,295 --> 00:02:10,255
‫هنوز هم هستن

42
00:02:11,756 --> 00:02:16,218
‫فرض من اینه که گزارش رسمی
‫چندتا جزئیات رو از قلم انداخته

43
00:02:16,219 --> 00:02:17,761
‫یه تئوری دارم

44
00:02:17,762 --> 00:02:22,350
‫گروهبان تئو میلر بوده که توی
‫رمادی به آیشا البشیر شلیک کرده

45
00:02:22,851 --> 00:02:24,017
‫اسمش رو از کجا می‌دونی؟

46
00:02:24,018 --> 00:02:28,397
‫فرماندهی به هدف محافظت از خوهرزاده‌ی
‫یه ژنرال چهار ستاره، لاپوشانیش کرده

47
00:02:28,398 --> 00:02:31,483
‫حاضر به انجامش نشدی.
‫حالا گذاشتنت لای منگه.

48
00:02:31,484 --> 00:02:36,030
‫اما... قبلش میلر رو راهی بیمارستان کردی

49
00:02:37,365 --> 00:02:38,283
‫تئوریم چطور بود؟

50
00:02:40,535 --> 00:02:45,165
‫پرونده‌ات میگه عربی بلدی

51
00:02:46,040 --> 00:02:47,166
‫روون صحبت می‌کنی؟

52
00:02:47,167 --> 00:02:49,251
‫مادرم اصرار داشت یاد بگیریم

53
00:02:50,545 --> 00:02:52,547
‫می‌خواست رگ و ریشه‌مون یادمون بمونه

54
00:02:54,090 --> 00:02:55,258
‫چه زن دانایی

55
00:02:55,884 --> 00:02:57,134
‫زبان دیگه‌ای هم بلدی؟

56
00:02:57,135 --> 00:02:59,136
‫دنبال چی هستی، خانم؟

57
00:02:59,137 --> 00:03:04,392
‫آره، من فرانسوی، اردو، پشتو صحبت می‌کنم.
‫فارسیمم بد نیست.

58
00:03:05,268 --> 00:03:08,062
‫بودن یا نبودن؟
‫مسئله این است

59
00:03:08,563 --> 00:03:11,440
‫هلندی هم می‌تونم باهات صحبت کنم،
‫بهرحال کلی وقت دارم

60
00:03:11,441 --> 00:03:14,027
‫یه حد کمی هم روسی بلدم...

61
00:03:14,903 --> 00:03:16,905
‫حرفی برای گفتن داری؟

62
00:03:17,906 --> 00:03:19,032
‫تو کی هستی؟

63
00:03:20,992 --> 00:03:24,119
‫از طرف رئیس جمهور ایالات متحده اینجام

64
00:03:24,120 --> 00:03:25,037
‫صحیح

65
00:03:25,038 --> 00:03:27,080
‫برای یه طرح به شدت محرمانه کار می‌کنم

66
00:03:27,081 --> 00:03:30,417
‫که وظیفه‌اش تحقیق راجع‌به فساد و خیانت

67
00:03:30,418 --> 00:03:33,420
‫در بالاترین سطوح اطلاعاتی آمریکاست

68
00:03:33,421 --> 00:03:37,258
‫به نظرم تو می‌تونی کاندید خوبی
‫برای پیوستن به ما باشی

69
00:03:37,967 --> 00:03:40,803
‫وسوسه انگیزه، اما الان یخورده
‫دست و بالم بسته‌ست

70
00:03:41,471 --> 00:03:42,554
‫ببخشید، یادم رفت

71
00:03:51,231 --> 00:03:53,316
‫بذار درمورد آفند شبانه بهت بگم

72
00:04:00,740 --> 00:04:02,991
‫به نور تا آخر روز وقت بده که آروم بشه

73
00:04:02,992 --> 00:04:05,244
‫که ببینیم عکس اسناد رو بهمون میده یا نه

74
00:04:05,245 --> 00:04:07,454
‫- اگه نده چی؟
‫- تحت فشارش بذار

75
00:04:07,455 --> 00:04:11,208
‫یا چیزی که قول داده رو بهمون تحویل میده،
‫یا به سفیر لوش می‌دیم

76
00:04:11,209 --> 00:04:14,795
‫حتماً داری شوخی می‌کنی.
‫به همین راحتی می‌ذاریش لای کار؟

77
00:04:14,796 --> 00:04:17,256
‫اگه اون نبود اصلاً از وجود چنین
‫اسنادی خبر نمی‌داشتیم

78
00:04:17,257 --> 00:04:19,091
‫و حالا همکاری نمی‌کنه

79
00:04:19,092 --> 00:04:20,550
‫وایسا ببینم، با این کار موافقی؟

80
00:04:20,551 --> 00:04:25,055
‫برای گزینه‌های بهتر وقت نداریم، خب؟
‫فاکس‌گلاو الانش هم دست افراد اشتباهی افتاده.

81
00:04:25,056 --> 00:04:26,974
‫منظورت چیه؟
‫فاکس‌گلاو چیه؟

82
00:04:30,520 --> 00:04:31,604
‫نمی‌تونیم بهت بگیم

83
00:04:32,772 --> 00:04:37,776
‫اما بهم اعتماد کن رز، به احتمال زیاد
‫جون هزاران نفر در خطره. هزاران نفر.

84
00:04:37,777 --> 00:04:40,989
‫باشه، اما بیایید همه یک لحظه
‫انسان باشیم، خب؟

85
00:04:41,614 --> 00:04:44,116
‫اگه دفتر ایران چیزی رو پیدا کنه
‫که باعث گرفتاری نور بشه

86
00:04:44,117 --> 00:04:46,202
‫اونم درحالی که هنوز خانواده‌اش رو
‫نیاوردین بیرون، چی؟

87
00:04:46,911 --> 00:04:49,871
‫برش می‌گردونن به کشور، بعد خودش
‫و خانواده‌اش رو می‌ندازن زندان. یا بدتر.

88
00:04:49,872 --> 00:04:51,832
‫پس بیا امیدوار باشیم چیزی پیدا نکنن

89
00:04:51,833 --> 00:04:54,502
‫از کی تاحالا روی امید حساب می‌کنیم؟

90
00:04:55,545 --> 00:04:57,713
‫اگه می‌خواید یکی رو به فنا بدید،
‫عین مرد صادقانه بگید

91
00:04:57,714 --> 00:05:00,716
‫باید سریع اقدام کنیم.
‫خارج کردن اونا ممکنه هفته‌ها طول بکشه.

92
00:05:00,717 --> 00:05:03,386
‫تهدید ممکنه تنها گزینه باشه

93
00:05:04,929 --> 00:05:06,264
‫خب، من تازه با نور آشنا شدم

94
00:05:07,140 --> 00:05:09,516
‫شما بهتر می‌دونید که چطوری
‫میشه راضیش کرد

95
00:05:09,517 --> 00:05:12,145
‫نمی‌تونیم اونقدی که اون می‌خواد
‫سریع اقدام کنیم، خب؟ نمی‌تونیم.

96
00:05:13,146 --> 00:05:14,688
‫خودش می‌دونست داره وارد چه داستانی میشه

97
00:05:14,689 --> 00:05:16,106
‫وقتی که قبول کرد اسناد رو برامون بیاره

98
00:05:16,107 --> 00:05:18,359
‫خودش می‌دونست که قراره خطرناک باشه

99
00:05:19,610 --> 00:05:23,155
‫امشب بهش زنگ می‌زنم،
‫گزینه‌ها رو براش شرح میدم

100
00:08:10,615 --> 00:08:11,865
‫کار می‌کنی؟

101
00:08:11,866 --> 00:08:15,369
‫مدیر عامل می‌خواد درمورد آینده‌ام
‫توی کمپانی باهام صحبت کنه

102
00:08:16,579 --> 00:08:17,413
‫متاسفم

103
00:08:19,457 --> 00:08:20,707
‫می‌خوام غذا بگیرم

104
00:08:20,708 --> 00:08:22,585
‫- چیزی می‌خوای؟
‫- نه

105
00:08:23,878 --> 00:08:26,297
‫- از صبحانه به بعد چیزی خوردی؟
‫- نه

106
00:08:27,882 --> 00:08:29,550
‫اعتصاب غذایی چیزی کردی؟

107
00:08:31,552 --> 00:08:33,304
‫رز، متوجه‌ام که ناراحتی

108
00:08:33,804 --> 00:08:35,222
‫متوجه‌ای که ناراحتم؟

109
00:08:35,223 --> 00:08:37,724
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم، خب؟
‫دیگه می‌خوای چیکار کنم؟

110
00:08:37,725 --> 00:08:38,809
‫خانواده‌اش رو بیار بیرون

111
00:08:39,435 --> 00:08:42,270
‫همونطوری که از اولش درخواست کرد
‫و شما قبول کردید

112
00:08:42,271 --> 00:08:45,690
‫داریم روش کار می‌کنیم، خب؟
‫اما همچین کاری زمان میبره

113
00:08:45,691 --> 00:08:48,026
‫هفته‌ها شناسایی، چندین مامور مخفی

114
00:08:48,027 --> 00:08:50,403
‫خدمت سربازی برادرش هفته آینده
‫شروع میشه

115
00:08:50,404 --> 00:08:53,031
‫کاترین داره سیا رو مجاب می‌کنه
‫که پروسه رو سریع‌تر کنن

116
00:08:53,032 --> 00:08:55,492
‫همون سیایی که وارن براش کار می‌کرد؟
‫همون سیا؟

117
00:08:55,493 --> 00:08:57,786
‫داری از نور می‌خوای به همون سازمان‌هایی اعتماد کنه

118
00:08:57,787 --> 00:08:59,788
‫که توی آفند شبانه روشون تحقیق می‌کنی؟

119
00:08:59,789 --> 00:09:01,748
‫همونی که مجبورت کرد
‫یک ماه پنهان بشی؟

120
00:09:01,749 --> 00:09:04,668
‫- پیچیده‌تر از این حرفاست
‫- واقعاً نیست پیتر

121
00:09:06,504 --> 00:09:08,631
‫اگه من جای اون بودم چیکار می‌کردی؟

122
00:09:09,882 --> 00:09:11,509
‫مطمئنم به همین راحتی تسلیم نمی‌شدی

123
00:09:15,513 --> 00:09:16,347
‫باشه

124
00:09:16,847 --> 00:09:21,477
‫باشه؟ به کاترین زنگ می‌زنم و...
‫سعی می‌کنیم یه راه دیگه پیدا کنیم

125
00:09:22,061 --> 00:09:23,688
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

126
00:09:24,355 --> 00:09:27,148
‫به فکر برگر

127
00:09:27,149 --> 00:09:31,027
‫با سیب زمینی و مایونز و کچاپ بودم

128
00:09:31,028 --> 00:09:32,862
‫آره، سفارشت رو از برم

129
00:09:33,823 --> 00:09:34,740
‫ممنون

130
00:09:36,117 --> 00:09:40,663
‫آقای ولین، سعی کنید دفعه بعد
‫قبل از اینکه عفونت کنه بیایید

131
00:09:42,498 --> 00:09:44,750
‫کلآً دیگه سمت دعوا توی بار نمیرم

132
00:09:46,919 --> 00:09:49,171
‫الان میدم یکی نسخه‌تون رو بیاره

133
00:09:49,755 --> 00:09:50,755
‫ممنون

134
00:09:54,594 --> 00:09:55,427
‫چیه؟

135
00:09:55,428 --> 00:09:57,471
‫باوزم نمیشه اون زنه این کار رو
‫باهات کرده

136
00:09:57,972 --> 00:09:59,598
‫کلاً انقده‌ست

137
00:09:59,599 --> 00:10:00,807
‫خودم می‌دونم، سلست

138
00:10:00,808 --> 00:10:03,685
‫- تا کجا می‌خوای ادامه‌‌اش بدی؟
‫- تا وقتی که پیداشون کنم

139
00:10:03,686 --> 00:10:05,895
‫و تا زمانی که بتونم صحیح و سالم
‫برت گردونم خونه

140
00:10:05,896 --> 00:10:09,775
‫نه. ولی خب دور دنیا گشتن.
‫توی این همه دردسر افتادن.

141
00:10:10,318 --> 00:10:12,737
‫- اصلاً به فکر بازنشستگی هستی؟
‫- چطوری سلست؟

142
00:10:14,530 --> 00:10:16,615
‫خودتم می‌دونی هرچی در میارم
‫خرج تو میشه، مگه نه؟

143
00:10:16,616 --> 00:10:19,951
‫اولش آره. اما حتماً بعد از چندتا افزایش حقوق
‫پول پس انداز کردی، نه؟

144
00:10:19,952 --> 00:10:21,703
‫هیچ وقت افزایش حقوق نداشتم

145
00:10:21,704 --> 00:10:23,580
‫برو ببینم.
‫بعد شش سال؟

146
00:10:23,581 --> 00:10:25,874
‫به نظر کار درستی نیست همچین درخواستی بکنم

147
00:10:25,875 --> 00:10:28,376
‫اونم بعد از کارایی که برام کرده،
‫برای جفت‌مون

148
00:10:28,377 --> 00:10:32,255
‫داره دائم بیشتر و بیشتر ازت می‌خواد.
‫همه‌ی ریسک‌ها رو تو داری می‌کنی.

149
00:10:32,256 --> 00:10:34,382
‫بقیه تو رو می‌بینن نه اونو

150
00:10:34,383 --> 00:10:35,800
‫تویی که جونت رو میگیری کف دستت

151
00:10:35,801 --> 00:10:37,427
‫چی می‌خوای بگی، سلست؟

152
00:10:37,428 --> 00:10:40,222
‫هیچ کدوم از کارهاش رو می‌تونه
‫بدون تو بکنه؟

153
00:10:42,558 --> 00:10:44,351
‫پس کاری کن که متوجه‌اش بشه

154
00:10:50,733 --> 00:10:52,652
‫پیتر ساترلند، سامی سعیدی

155
00:10:53,277 --> 00:10:56,571
‫سمی پنج ساله که با آفند شبانه
‫همکاری می‌کنه

156
00:10:56,572 --> 00:10:58,239
‫- خوشوقتم
‫- همچنین

157
00:10:58,240 --> 00:11:00,075
‫تصمیم انجام دادن یا ندادن
‫این عملیات با سامیه

158
00:11:00,076 --> 00:11:03,995
‫اگه باهاش موافق نباشه، طبق همون
‫چیزی که دیروز گفتیم عمل می‌کنیم، متوجه شدی؟

159
00:11:03,996 --> 00:11:05,413
‫- آره
‫- بفرما

160
00:11:05,414 --> 00:11:08,625
‫ما یه منبع داریم که برای دفتر
‫ایران در سازمان ملل کار می‌کنه

161
00:11:08,626 --> 00:11:10,627
‫قول دادیم که در ازای به دست آوردن

162
00:11:10,628 --> 00:11:12,212
‫اطلاعات سری از سفیر ایران

163
00:11:12,213 --> 00:11:14,756
‫خانواده‌اش رو از اونجا خارج می‌کنیم

164
00:11:14,757 --> 00:11:17,175
‫حالا به کسی نیاز دارم که خانواده‌اش رو

165
00:11:17,176 --> 00:11:19,845
‫تا فردا همین موقع از حومه‌ی اصفهان
‫خارج بکنه

166
00:11:20,554 --> 00:11:22,681
‫- فردا؟ واو
‫- آره

167
00:11:22,682 --> 00:11:25,266
‫اطلاعاتی که می‌گید چقد مهم هستن؟

168
00:11:25,267 --> 00:11:29,562
‫فکر می‌کنیم ربطی به یک برنامه سلاح‌های
‫شیمیایی، به اسم فاکس‌گلاو داره

169
00:11:29,563 --> 00:11:32,065
‫فکر می‌کردم که دنیا توافق کرده
‫که دیگه از سلاح شیمیایی استفاده نکنه

170
00:11:32,066 --> 00:11:36,194
‫چند ژنرال می‌خواستن در مقابل نسل جدیدی
‫از جنگ‌های شیمیایی ایمن‌سازی انجام بدن

171
00:11:36,195 --> 00:11:39,656
‫واسه همین چندتا دانشمند نخبه رو
‫استخدام کردن تا درمورد سلاح‌هایی

172
00:11:39,657 --> 00:11:42,492
‫همفکری کنن، که می‌تونن با تکنولوژی
‫و شیمیه مدرن ساخته بشن

173
00:11:42,493 --> 00:11:45,829
‫بعدش... ادامه دادن و ساختنش

174
00:11:45,830 --> 00:11:49,040
‫و آزمایشگاه سیاری که توش ساختنش
‫دزدیده شده

175
00:11:49,041 --> 00:11:50,792
‫- توسط ایرانی‌ها؟
‫- مشخص نیست

176
00:11:50,793 --> 00:11:54,254
‫اما امیدواریم که این اسناد تا مقداری
‫مشخص کنن که توسط کی و چرا دزدیده شدن

177
00:11:54,255 --> 00:11:58,091
‫- خب پس... 24 ساعت
‫- آره، می‌دونم

178
00:11:58,092 --> 00:12:01,219
‫منبع‌مون ریسک زیادی کرده
‫تا بتونه این اطلاعات رو برامون گیر بیاره

179
00:12:01,220 --> 00:12:04,140
‫و ناگفته نمونه که برادرش هفته آینده
‫خدمت سربازیش رو شروع میکنه

180
00:12:04,724 --> 00:12:07,100
‫که در این صورت خارج کردنشون
‫غیرممکن میشه

181
00:12:08,519 --> 00:12:11,604
‫خب ببین، متوجه‌ که درخواست بزرگیه

182
00:12:11,605 --> 00:12:13,356
‫آره، متوجه‌ام.
‫نقشه بی چیه؟

183
00:12:13,357 --> 00:12:16,776
‫خب تهدیدش می‌کنیم که به
‫رئساش لوش می‌دیم

184
00:12:16,777 --> 00:12:18,903
‫تهدیدش می‌کنیم که اطلاعات رو بهمون بده

185
00:12:18,904 --> 00:12:22,991
‫اما حداقل این بهت چند روز دیگه وقت میده
‫که نقشه خارج کردنشون رو بکشی

186
00:12:22,992 --> 00:12:24,325
‫چند روز؟ چه عالی

187
00:12:24,326 --> 00:12:27,996
‫و تازه این با این فرضه که دفتر ایران
‫تا اون موقع پیداش نکنه

188
00:12:27,997 --> 00:12:30,540
‫هی ببین، من هیچکدوم این گزینه‌ها رو دوست ندارم

189
00:12:30,541 --> 00:12:34,920
‫اما حداقل در روش من، سامی بدون آمادگی
‫وارد عمل نمیشه

190
00:12:35,421 --> 00:12:37,840
‫یه مامور دیگه رو هم از دست نمی‌دم.
‫اصلاً دلم نمی‌خواد.

191
00:12:39,216 --> 00:12:41,176
‫پس باید خانواده‌اش خارج بشن

192
00:12:41,177 --> 00:12:44,012
‫تا چیزی رو بدست بیارید که نیازش دارید
‫که بتونید یک آزمایشگاه شیمیایی رو پیدا کنید

193
00:12:44,013 --> 00:12:46,431
‫و شاید هم جلوی یک حمله در این کشور رو بگیرید؟

194
00:12:46,432 --> 00:12:51,352
‫- ایده‌مون همینه، اگه بتونی انجامش بدی
‫- اگه حتی ذره‌ای تردید داری، راه دیگه‌ای پیدا می‌کنیم

195
00:12:51,353 --> 00:12:53,564
‫راهی که دختره رو به خطر نندازه؟

196
00:12:55,232 --> 00:12:57,525
‫- پس انگار قراره به روش اون انجامش بدیم
‫- ممنون

197
00:12:57,526 --> 00:12:59,986
‫خب، تنهاتون میذارم تا درمورد
‫پیش آمدهای پیش بینی نشده صبحت کنید

198
00:12:59,987 --> 00:13:05,408
‫خودمم یکی رو پیدا می‌کنم که امروز
‫بعد از ظهر، مخفیانه ببرتتون اصفهان

199
00:13:05,409 --> 00:13:06,577
‫آره، عالیه

200
00:13:07,244 --> 00:13:08,703
‫نور، ایشون سامی هستند

201
00:13:08,704 --> 00:13:10,997
‫قبول کرده که کمک کنه خانواده‌ات رو
‫از ایران خارج کنیم

202
00:13:10,998 --> 00:13:13,166
‫سلام.
‫خیلی خوشوقتم.

203
00:13:19,340 --> 00:13:21,633
‫اگه بخوایم موفقیت آمیز باشه،
‫باید همه‌چی رو بدونیم

204
00:13:21,634 --> 00:13:23,968
‫تمام مسیرهایی که به خونه‌ی خانواده‌ات می‌رسن

205
00:13:23,969 --> 00:13:26,763
‫تمام خیابون‌های فرعی، همسایه‌های فضول،
‫کلش رو

206
00:13:26,764 --> 00:13:28,264
‫خب، بریم سروقت کار

207
00:13:29,475 --> 00:13:30,725
‫رز!

208
00:13:30,726 --> 00:13:31,851
‫سلام آرتون

209
00:13:31,852 --> 00:13:33,311
‫چه جای جالبی

210
00:13:33,312 --> 00:13:36,648
‫مامانم هنوز هم داره وسیله‌های
‫آپارتمان جدیدش رو می‌چینه

211
00:13:36,649 --> 00:13:38,149
‫اوه، پس پیداش کردی.
‫خوبه.

212
00:13:38,150 --> 00:13:41,361
‫آره. واسه همین هم هنوز برنگشتم.

213
00:13:41,362 --> 00:13:42,987
‫می‌خواستم بهت بگم.
‫شرمنده.

214
00:13:42,988 --> 00:13:46,741
‫خب، من و تیم داشتیم درمورد تغییراتی که
‫توی سورس کد انجام دادی بحث می‌کردیم

215
00:13:46,742 --> 00:13:49,912
‫و با وجودی که واضحاً اول باید با من چک می‌کردی

216
00:13:50,412 --> 00:13:51,329
‫عاشقش شدیم

217
00:13:51,330 --> 00:13:53,039
‫جداً؟

218
00:13:53,040 --> 00:13:55,917
‫ادورس به‌عنوان ابزاری برای ردیابی

219
00:13:55,918 --> 00:13:58,127
‫البته یخورده عصبی شدم که چرا
‫اول به ذهن خودم نرسیده

220
00:13:58,128 --> 00:14:00,839
‫داریم درمورد تغییر جهت کلی
‫شرکت صحبت می‌کنیم

221
00:14:00,840 --> 00:14:02,841
‫پس استراتژی بازاریابی‌مون چی؟

222
00:14:02,842 --> 00:14:03,926
‫اون دیگه بدرد نمی‌خوره

223
00:14:04,426 --> 00:14:07,136
‫به ادرین مولن چیزی که تغییرش دادی،
‫و روش کارش رو نشون دادم

224
00:14:07,137 --> 00:14:08,680
‫قصد داره به طور کامل ازمون حمایت مالی بکنه

225
00:14:08,681 --> 00:14:11,015
‫و به سازمان‌های دولتی و مجریان قانون
‫معرفی‌مون بکنه،

226
00:14:11,016 --> 00:14:13,978
‫و نه فقط توی آمریکا، قراره به شکل
‫جهانی انجامش بدیم، عزیزم!

227
00:14:14,895 --> 00:14:16,479
‫ایده‌ی خوبیه؟

228
00:14:16,480 --> 00:14:19,149
‫منظورم اینه که ابزار قدرتمندیه

229
00:14:19,733 --> 00:14:22,151
‫زمان می‌خوایم که برنامه رو تست کنیم،

230
00:14:22,152 --> 00:14:24,904
‫یه جور هیئت اخلاقیات تشکیل بدیم

231
00:14:24,905 --> 00:14:26,281
‫هیئت اخلاقیات؟

232
00:14:26,282 --> 00:14:28,992
‫عین اون دخترهایی شدی که توی خوابگاه
‫زنگ می‌زنن به حراست

233
00:14:28,993 --> 00:14:31,245
‫که مهمونی رو خفه کنن،
‫چون نمی‌تونن بخوابن

234
00:14:31,871 --> 00:14:35,164
‫باید خریدارانمون رو بررسی کنیم،
‫و ببینیم می‌خوان چه استفاده‌ای ازش بکنن

235
00:14:35,165 --> 00:14:37,625
‫اگه این تکنولوژی دست افراد نادرست بیوفته،
‫ممکنه ازش سوء استفاده بشه

236
00:14:37,626 --> 00:14:39,919
‫رز، واقعاً می‌خوای روند رو کند کنی؟

237
00:14:39,920 --> 00:14:42,464
‫اگه ادورس موفق بشه، همه‌مون می‌بریم.
‫متوجه‌ای؟

238
00:14:43,048 --> 00:14:45,843
‫اگه به شکل درست انجام نشه،
‫نمی‌تونم بخشی ازش باشم

239
00:14:46,719 --> 00:14:49,388
‫واسه همین شاید بهتر باشه
‫مسیرهامون رو از هم جدا کنیم

240
00:14:50,180 --> 00:14:51,180
‫جدی میگی؟

241
00:14:51,181 --> 00:14:54,267
‫البته که هنوز هم کارهایی زیادی هستن
‫که برای تغییر جهت باید انجام بشن

242
00:14:54,268 --> 00:14:56,770
‫و هیچکس اندازه‌ی من از جزئیات
‫این کد خبر نداره

243
00:14:57,354 --> 00:15:00,440
‫و ببین، واقعاً شک دارم که برای ادرین سوال بشه

244
00:15:00,441 --> 00:15:03,569
‫که چرا برنامه‌نویس ارشدتون درست قبل از
‫تزریق کمک مالی، شرکت رو ترک کرده

245
00:15:04,069 --> 00:15:05,070
‫و اگر هم براش سوال شد

246
00:15:06,071 --> 00:15:08,824
‫ایشالله که بخاطر این معامله رو
‫بهم نمی‌زنه

247
00:15:10,159 --> 00:15:11,452
‫چی می‌خوای، رز؟

248
00:15:12,036 --> 00:15:15,622
‫عنوان مدیر ارشد فناوری، سهام، و در نهایت...

249
00:15:15,623 --> 00:15:18,334
‫- نگو هیئت اخلاقیات
‫- هیئت اخلاقیات

250
00:15:23,923 --> 00:15:24,756
‫دیر کرده

251
00:15:24,757 --> 00:15:27,718
‫پل بسته شده.
‫چند دقیقه دیگه بهش وقت بده.

252
00:15:28,552 --> 00:15:29,969
‫خب، دکتر امروز صبح چطور بود؟

253
00:15:29,970 --> 00:15:34,140
‫این دفعه درست بخیه زده شد.
‫آنتی‌بیوتیک هم داد، گفت آسیب دائمی ندیده.

254
00:15:34,141 --> 00:15:35,059
‫خوبه

255
00:15:36,143 --> 00:15:39,271
‫و خواهرت؟
‫از آپارتمان جدید خوشش میاد؟

256
00:15:41,440 --> 00:15:44,525
‫دلش برای خونه تنگ شده، اما همچین
‫بدش هم نیومده

257
00:15:44,526 --> 00:15:45,444
‫آره

258
00:15:46,236 --> 00:15:48,405
‫امروز به یک چیز جالب اشاره کرد

259
00:15:49,698 --> 00:15:53,242
‫ازم پرسید که چند سال دارم
‫برات کار می‌کنم

260
00:15:53,243 --> 00:15:54,744
‫و منم بهش گفتم شش سال

261
00:15:54,745 --> 00:15:58,457
‫و ازم پرسید آخرین بار کی افزایش
‫حقوق داشتم، و...

262
00:15:59,833 --> 00:16:01,460
‫بهش گفتم یادم نمیاد

263
00:16:02,044 --> 00:16:03,920
‫فکر نکنم هیچ وقت درخواستش
‫رو کرده باشی، سالومون

264
00:16:03,921 --> 00:16:05,254
‫آره، فکر کنم درخواست نکردم

265
00:16:05,255 --> 00:16:09,343
‫می‌دونی، شاید هرموقع فرصت شد
‫بشینیم درموردش صحبت کنیم

266
00:16:09,927 --> 00:16:12,095
‫- ناراضی هستی؟
‫- نه

267
00:16:12,096 --> 00:16:13,471
‫معلومه نه

268
00:16:13,472 --> 00:16:17,100
‫قضیه اینه که سلست ازم خواسته
‫بازنشسته بشم

269
00:16:17,101 --> 00:16:19,395
‫چه با پس انداز، چه بدونش

270
00:16:20,562 --> 00:16:23,107
‫و با این جراحتی که برداشتم، فکر کردم
‫شروع کنم به پس انداز کردن

271
00:16:23,691 --> 00:16:26,151
‫و برای پس انداز کردن نیاز به افزایش حقوق دارم

272
00:16:27,820 --> 00:16:28,654
‫خیلی هم خب

273
00:16:30,322 --> 00:16:31,532
‫دلایل درخواستت رو بگو

274
00:16:33,200 --> 00:16:36,077
‫مدتیه که همراه توام.
‫همونطور که گفتم شش سال

275
00:16:36,078 --> 00:16:38,329
‫فکر می‌کنم موافقی که در طول این مدت

276
00:16:38,330 --> 00:16:40,373
‫خیلی به کارت اومدم

277
00:16:40,374 --> 00:16:41,332
‫قطعاً

278
00:16:41,333 --> 00:16:43,585
‫از زمانی که کارتر رفت، نقش رهبری
‫رو به عهده گرفتم

279
00:16:44,086 --> 00:16:46,045
‫در عموم ظاهر میشم، که ریسک خیلی بالایی داره

280
00:16:46,046 --> 00:16:48,132
‫و بابتش راضی هستم

281
00:16:49,550 --> 00:16:51,927
‫فکر می‌کنم دستمزدم باید به
‫اندازه‌ی کاری که می‌کنم باشه

282
00:16:53,429 --> 00:16:55,139
‫توی فکر چقد افزایش هستی؟

283
00:16:55,848 --> 00:16:57,850
‫فکر کن ده درصد

284
00:17:00,269 --> 00:17:01,186
‫پنج شاید؟

285
00:17:02,229 --> 00:17:03,938
‫می‌دونم که اخیراً با یک سری
‫مانع رو به رو شدیم

286
00:17:03,939 --> 00:17:06,150
‫واسه همین اگه نتونی پنج درصد رو
‫پرداخت کنی، درک می‌کنم

287
00:17:08,652 --> 00:17:10,278
‫می‌دونی، سه عدد منصفانه‌ایه

288
00:17:10,279 --> 00:17:12,530
‫حتی.. حتی دو.
‫فکر می‌کنم دو...

289
00:17:12,531 --> 00:17:15,576
‫داری سر افزایش حقوق مذاکره می‌کنی
‫یا کاهشش؟

290
00:17:16,994 --> 00:17:17,995
‫آه...

291
00:17:18,495 --> 00:17:19,455
‫خودشه؟

292
00:17:23,042 --> 00:17:23,875
‫آره

293
00:17:23,876 --> 00:17:26,712
‫- بذار بعداً درموردش صحبت کنیم
‫- البته

294
00:17:33,677 --> 00:17:35,219
‫یک ماهی هست ندیدمت

295
00:17:35,220 --> 00:17:37,513
‫اسمش توی هیچ کدوم از گزارش‌های
‫اطلاعاتی نیومده

296
00:17:37,514 --> 00:17:39,933
‫هیچ عملیاتی در تایلند انجام نشده
‫که با مشخصاتی که گفتی همخونی داشته باشه

297
00:17:40,684 --> 00:17:42,060
‫از نظر سازمان

298
00:17:42,061 --> 00:17:44,353
‫ساترلند توی ده ماه گذشته،
‫نه برای ما کار کرده، نه آمریکا،

299
00:17:44,354 --> 00:17:46,105
‫نه هیچ کس دیگه

300
00:17:46,106 --> 00:17:49,358
‫پس برای کی کار می‌کنه؟
‫نمیشه که به با هیچ سازمان دولتی‌ای کار نکنه

301
00:17:49,359 --> 00:17:51,819
‫به شکل رسمی نه.
‫بازم تحقیق می‌کنم.

302
00:17:51,820 --> 00:17:52,738
‫نه.

303
00:17:54,281 --> 00:17:55,156
‫فقط خودتو گم و گور کن

304
00:17:55,157 --> 00:17:58,035
‫هزاران صفحه درمورد اقامتگاه ریاست جمهوری،
‫بدون هیچ علامت سیاهی

305
00:17:58,869 --> 00:18:00,119
‫داخل اینا اشاره‌ای بهش شده؟

306
00:18:00,120 --> 00:18:01,914
‫اگه بخوای گزارش متن رو هم
‫بهت بدم، هزینه‌اش بیشتر میشه

307
00:18:04,374 --> 00:18:07,210
‫توی بخش‌هایی که من مرور کردم نیست.
‫مطمئنی اونجا بوده؟

308
00:18:07,211 --> 00:18:09,212
‫از چندتا منبع شنیدیم

309
00:18:09,213 --> 00:18:10,214
‫دمت گرم

310
00:18:11,048 --> 00:18:12,257
‫غلامم

311
00:18:31,777 --> 00:18:33,569
‫کاترین بود

312
00:18:33,570 --> 00:18:36,405
‫خلبان میگه می‌تونه تو یک باند فرود خصوصی
‫یک ساعت براتون وقت بخره

313
00:18:36,406 --> 00:18:39,325
‫اما کاترین هنوز هم داره سعی می‌کنه
‫یه ماشین براتون پیدا کنه

314
00:18:39,326 --> 00:18:40,535
‫مامانت چطوره؟

315
00:18:40,536 --> 00:18:44,039
‫داره سعی می‌کنه قوی به نظر برسه،
‫اما می‌دونم که ترسیده

316
00:18:45,874 --> 00:18:47,834
‫می‌خوام فردا باهاتون اونجا باشم

317
00:18:47,835 --> 00:18:50,379
‫تا مطمئن بشم که سامی به سلامت
‫سوار هواپیماشون می‌کنه

318
00:18:50,879 --> 00:18:52,296
‫فقط برای اینکه مطمئن بشم حالشون خوبه

319
00:18:52,297 --> 00:18:54,799
‫به محض اینکه پرواز کنیم به پیتر زنگ می‌زنم

320
00:18:54,800 --> 00:18:57,093
‫قول میدم سریع بهت خبر بدم، خب؟

321
00:18:57,094 --> 00:18:59,137
‫نه. می‌خوام اونجا باشم.

322
00:18:59,138 --> 00:19:01,055
‫اگه باشم برای شما هم بهتره

323
00:19:01,056 --> 00:19:03,432
‫هرچی زودتر بفهمم که حالشون خوبه،
‫شما هم زودتر به اسنادتون می‌رسید

324
00:19:03,433 --> 00:19:04,351
‫باشه، آره

325
00:19:06,228 --> 00:19:07,353
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

326
00:19:07,354 --> 00:19:08,272
‫از جفت‌تون

327
00:19:13,735 --> 00:19:16,362
‫چطوری مرد؟ خوبی؟
‫همه‌چی مرتبه؟

328
00:19:16,363 --> 00:19:17,281
‫آره

329
00:19:18,198 --> 00:19:21,117
‫این خطرناک‌ترین درخواستی نیست که
‫آفند شبانه ازم کرده

330
00:19:21,118 --> 00:19:23,244
‫وقتی این قضیه تموم بشه،
‫برات یه آبجو می‌خرم

331
00:19:23,245 --> 00:19:25,288
‫یا.. پنج‌تا

332
00:19:25,289 --> 00:19:28,041
‫چرا حس‌ می‌کنم که تو بیشتر از من
‫نگران این قضیه‌ای؟

333
00:19:29,126 --> 00:19:31,628
‫کاترین گفت که نمی‌تونه یک مامور دیگه
‫هم از دست بده؟ چی شده؟

334
00:19:32,963 --> 00:19:35,215
‫توی بانکوک بودیم، من و شریکم جدا شدیم

335
00:19:36,175 --> 00:19:37,968
‫خب؟ لو رفتیم و...

336
00:19:40,679 --> 00:19:42,723
‫نتونستم به موقع برگردم پیشش

337
00:19:43,765 --> 00:19:45,934
‫شاید اگه از یه مسیر دیگه رفته بودم

338
00:19:46,518 --> 00:19:48,728
‫تندتر دویده بودم من...
‫چی بگم والا...

339
00:19:48,729 --> 00:19:50,063
‫بس کن

340
00:19:50,689 --> 00:19:51,773
‫این کار رو نکن، مرد

341
00:19:52,691 --> 00:19:54,776
‫بازی "چی میشد اگه" رو با خودت راه ننداز،
‫جدی میگم

342
00:19:55,944 --> 00:19:58,155
‫غیرممکنه که بتونیم بهترین راه رو پیدا کنیم

343
00:20:00,407 --> 00:20:01,742
‫بذار یه چیزی بهت بگم

344
00:20:02,743 --> 00:20:04,286
‫یکی از فرمانده‌های دلتام

345
00:20:06,079 --> 00:20:08,624
‫بحث این رو پیش کشید که باید
‫یه مبنای اخلاقی داشته باشم

346
00:20:10,667 --> 00:20:12,044
‫مبنای من خواهر کوچیکم هست

347
00:20:13,170 --> 00:20:15,297
‫وقتی این بازی رو شروع می‌کنم

348
00:20:16,757 --> 00:20:17,674
‫به اون فکر می‌کنم

349
00:20:20,219 --> 00:20:23,095
‫می‌دونی؟ به خودم میگم اگه اون بود
‫درمورد این کارم چی میگفت؟

350
00:20:23,096 --> 00:20:26,182
‫قبول می‌کرد که سعی کردم
‫کار درست رو انجام بدم؟

351
00:20:26,183 --> 00:20:27,266
‫و اگه به نظرم برای خواهرم
‫قابل قبول بیاد

352
00:20:27,267 --> 00:20:30,187
‫نمیگم دیگه شب‌ها راحت خواب میرم،
‫اما کمک می‌کنه

353
00:20:31,939 --> 00:20:34,691
‫شاید توام باید ببینی این آدم
‫برای تو کیه

354
00:20:36,652 --> 00:20:37,486
‫باشه

355
00:20:38,028 --> 00:20:39,320
‫سالم برگرد خونه

356
00:20:39,321 --> 00:20:40,239
‫سعی می‌کنم

357
00:20:45,994 --> 00:20:47,329
‫بلاخره

358
00:20:47,829 --> 00:20:51,250
‫- لباسم داشت بو می‌گرفت
‫- نمی‌خواستم به روت بیارم

359
00:20:51,833 --> 00:20:53,668
‫تماست با رئیست چطور پیش رفت؟

360
00:20:53,669 --> 00:20:57,630
‫خب، تهدید کردم که استعفا میدم،
‫و بجاش ترفیع گرفتم

361
00:20:57,631 --> 00:21:00,967
‫برای یکی که یک هفته داره
‫کار رو می‌پیچونه بد نیست

362
00:21:00,968 --> 00:21:03,469
‫تو چطور؟
‫چطور پیش میره؟

363
00:21:03,470 --> 00:21:06,347
‫خوبه. یه مامور توی راهه

364
00:21:06,348 --> 00:21:10,977
‫و نورا قراره که فردا وقتی خانواده‌اش
‫سوار میشن پیش من و کاترین باشه

365
00:21:10,978 --> 00:21:12,520
‫توام بیای بد نیست

366
00:21:12,521 --> 00:21:14,689
‫به نظرم وقتی تو هستی نورا آروم‌تره

367
00:21:14,690 --> 00:21:16,065
‫باشه.
‫حالش چطوره؟

368
00:21:16,066 --> 00:21:17,150
‫سپاسگزار،

369
00:21:18,110 --> 00:21:18,986
‫ترسیده

370
00:21:20,070 --> 00:21:20,904
‫خودت چی؟

371
00:21:22,030 --> 00:21:23,156
‫امیدوار

372
00:21:23,740 --> 00:21:27,076
‫اما از کی تاحالا روی امید
‫حساب می‌کنیم، نه؟

373
00:21:27,077 --> 00:21:28,911
‫بعضی وقتا امید تنها چیزیه که داریم

374
00:21:31,915 --> 00:21:33,709
‫- چیه؟
‫- هیچی

375
00:21:34,501 --> 00:21:35,961
‫فقط خوشحالم که اینجایی

376
00:26:53,903 --> 00:26:54,821
‫چیزی پیدا کردی؟

377
00:26:55,989 --> 00:26:57,115
‫هنوز هیچی

378
00:26:57,824 --> 00:26:59,783
‫هنوز چندتا بخش دیگه‌ام مونده

379
00:26:59,784 --> 00:27:03,288
‫اگه هنوز به اسمش برخورد نکردیم،
‫مابقیش هم بعید بدونم بخوریم

380
00:27:03,788 --> 00:27:05,540
‫از داستان پاکش کردن

381
00:27:07,083 --> 00:27:07,917
‫اما کی؟

382
00:27:08,710 --> 00:27:11,379
‫اف‌بی‌آی، سیا، سازمان امنیت ملی؟

383
00:27:11,379 --> 00:27:13,839
‫انگار با هیچکدوم از آشناهای ما
‫کار نمی‌کنه

384
00:27:13,840 --> 00:27:17,426
‫برای هر سازمانی که کار می‌کنه،
‫می‌خوان فعالیت‌هاش رو مخفی نگه دارن

385
00:27:17,427 --> 00:27:18,844
‫شاید

386
00:27:18,845 --> 00:27:21,305
‫یا داره برای یک سازمان،

387
00:27:21,306 --> 00:27:26,185
‫اداره یا چیز دیگه‌ای کار می‌کنه
‫که وجود نداره

388
00:27:26,186 --> 00:27:28,063
‫حداقل روی کاغذ نه

389
00:27:29,898 --> 00:27:33,693
‫تو صدای اون دختر رو توی رادیو
‫توی بانکوک شنیدی

390
00:27:34,611 --> 00:27:36,111
‫آفند شبانه

391
00:27:36,112 --> 00:27:38,531
‫فکر می‌کردم فقط یه اسم رمز باشه

392
00:27:40,283 --> 00:27:41,785
‫فکر می‌کنی چیز دیگه‌ایه؟

393
00:27:42,452 --> 00:27:43,411
‫نمی‌دونم

394
00:27:44,537 --> 00:27:45,872
‫اما مبهمه

395
00:27:46,665 --> 00:27:49,959
‫منم تحمل چیزای مبهم رو ندارم

396
00:27:50,585 --> 00:27:52,712
‫مخصوصاً الان که انقد نزدیک
‫به خط پایانیم

397
00:27:53,797 --> 00:27:56,507
‫داشتم درمورد صحبتی که داشتیم فکر می‌کردم

398
00:27:58,218 --> 00:27:59,302
‫درمورد حقوقت

399
00:28:00,887 --> 00:28:02,763
‫آره، ما...
‫لازم نیست درموردش صحبت کنیم

400
00:28:02,764 --> 00:28:04,223
‫این چند ماه گذشته...

401
00:28:04,224 --> 00:28:08,103
‫کمک بهم توی قضیه فاکس‌گلاو
‫و برنامه‌های آینده‌ام...

402
00:28:08,687 --> 00:28:11,272
‫درست میگی.
‫برای با ارزشی.

403
00:28:12,607 --> 00:28:14,025
‫برای این فرایند

404
00:28:15,110 --> 00:28:17,153
‫و وقتشه که متوجه‌اش بشم

405
00:28:19,239 --> 00:28:22,117
‫یک افزایش حقوق 15 درصدی، و یک عنوان

406
00:28:22,867 --> 00:28:23,952
‫بیا بهش بگیم

407
00:28:25,412 --> 00:28:27,455
‫معاون اجرایی اکتسابات

408
00:28:29,207 --> 00:28:30,458
‫من نوکرتم

409
00:28:31,459 --> 00:28:35,839
‫اولین ماموریتت اینه که پیتر ساترلند
‫رو برام پیدا کنی

410
00:28:37,006 --> 00:28:40,093
‫فکر می‌کنم وقتش رسیده که به شکل
‫مناسبی، به هم معرفی بشیم

411
00:28:41,469 --> 00:28:42,387
‫تو مشتته رئیس

412
00:31:28,511 --> 00:31:29,345
‫اینه؟

413
00:31:30,221 --> 00:31:31,431
‫آره. اینه.

414
00:31:41,983 --> 00:31:42,859
‫خوش اومدید

415
00:31:44,110 --> 00:31:45,528
‫فکر کنید خونه‌ی خودتونه

416
00:31:49,949 --> 00:31:52,492
‫- هنوز فرود نیومده؟
‫- چند دقیقه پیش نشست

417
00:31:52,493 --> 00:31:54,620
‫حدود بیست دقیقه تا آپارتمان فاصله داره

418
00:31:54,621 --> 00:31:56,414
‫اما تا اینجا مشکلی نبوده

419
00:31:57,749 --> 00:31:59,083
‫می‌تونیم لوکیشنش رو ببینیم؟

420
00:31:59,751 --> 00:32:01,878
‫- نه
‫- اخبار رو چطوری می‌گیریم؟

421
00:32:03,588 --> 00:32:04,880
‫عجب تکنولوژی پیشرفته‌ای

422
00:32:04,881 --> 00:32:06,089
‫وقتی این قضیه تموم شد

423
00:32:06,090 --> 00:32:08,175
‫باید برا تراورز درمورد بیشتر کردن
‫بودجه‌تون صحبت کنیم

424
00:32:08,176 --> 00:32:12,429
‫توی تمام شهرهای مهم دنیا کلی از اینا داریم

425
00:32:12,430 --> 00:32:14,807
‫چه باور بکنی چه نه، هزینه‌اش
‫هم خیلی زیاده

426
00:32:15,433 --> 00:32:16,309
‫هنوز

427
00:32:16,809 --> 00:32:19,103
‫به نظرم نمی‌اومد مذهبی باشی، کاترین

428
00:32:19,938 --> 00:32:22,231
‫نه. نیستم.

429
00:32:23,149 --> 00:32:24,233
‫خب حالا چی؟

430
00:32:25,443 --> 00:32:26,945
‫منتظر زنگ تلفن می‌مونیم

431
00:32:31,824 --> 00:32:33,200
‫عین قدیم‌ها، مگه نه؟

432
00:32:33,201 --> 00:32:34,118
‫اهمم

433
00:35:10,525 --> 00:35:11,858
‫سلام سامی، همه‌چی مرتبه؟

434
00:35:11,859 --> 00:35:14,278
‫یه مشکل داریم.
‫برادرش نمی‌خواد بیاد.

435
00:35:16,239 --> 00:35:17,448
‫گوشی رو بده بهش

436
00:35:17,990 --> 00:35:20,076
‫باید قضیه داداشت رو حل کنی، خب؟

437
00:35:53,651 --> 00:35:55,069
‫هی، داره چه اتفاقی میوفته؟

438
00:35:56,445 --> 00:35:59,073
‫مامانم قضیه رفتن رو بهش نگفته

439
00:37:40,508 --> 00:37:43,636
‫باید بهم بگی دقیقاً چی گفتن، همین حالا

440
00:37:46,597 --> 00:37:49,432
‫کاترین، عملیات رو کنسل کن

441
00:37:49,433 --> 00:37:51,601
‫- سامی رو از اونجا بیار بیرون
‫- نه، بدون اونا نه

442
00:37:51,602 --> 00:37:53,144
‫برادرت همکاری نمی‌کنه

443
00:37:53,145 --> 00:37:55,605
‫اگه نیاریدشون بیرون،
‫عکس‌ها رو نابود می‌کنم

444
00:37:55,606 --> 00:37:57,482
‫برام مهم نیست چی سرم بیاد

445
00:37:57,483 --> 00:37:59,068
‫برادرت می‌تونه انگلیسی صحبت کنه؟

446
00:38:00,027 --> 00:38:00,944
‫یکم

447
00:38:02,613 --> 00:38:04,781
‫آهای فرهاد. صدام رو می‌شنوی؟

448
00:38:04,782 --> 00:38:06,783
‫الو؟
‫بله. شما؟

449
00:38:06,784 --> 00:38:08,994
‫اسمم پیتره.
‫با نور کار می‌کنم.

450
00:38:08,995 --> 00:38:12,747
‫ببین، زندگیت داره خیلی سریع
‫تغییر می‌کنه، خب؟

451
00:38:12,748 --> 00:38:15,125
‫حتی تصورش رو هم نمی‌تونم بکنم
‫که چقد سخته

452
00:38:15,126 --> 00:38:16,751
‫اما باید بهم گوش بدی

453
00:38:16,752 --> 00:38:20,005
‫خواهرت با ایران توی دردسر افتاده

454
00:38:20,006 --> 00:38:22,590
‫- چه دردسری؟
‫- دارن برنامه ریزی می‌کنن به مردم صدمه بزنن

455
00:38:22,591 --> 00:38:24,509
‫خب؟ خواهرت خیلی شجاع بوده

456
00:38:24,510 --> 00:38:26,428
‫و خواهرت داره کمک‌مون می‌کنه
‫که جلوشون رو بگیریم

457
00:38:26,429 --> 00:38:29,431
‫اما حالا بهش مشکوک شدن.
‫در خطره.

458
00:38:29,432 --> 00:38:30,890
‫خواهرت به کمکت نیاز داره

459
00:38:30,891 --> 00:38:32,142
‫نمی‌فهمم چی میگی

460
00:38:32,143 --> 00:38:33,102
‫لعنتی

461
00:38:38,399 --> 00:38:40,401
‫فهمیدی؟
‫فهمیدی؟

462
00:38:40,985 --> 00:38:42,778
‫بله، فهمیدم

463
00:38:44,405 --> 00:38:46,865
‫- از نور محافظت کن
‫- دارم سعی می‌کنم همین کار رو بکنم

464
00:38:46,866 --> 00:38:48,616
‫و هرچقد سریع‌تر با سامی از اونجا برید

465
00:38:48,617 --> 00:38:52,537
‫ ایران شانس کمتری داره که
‫بفهمه این اتفاق افتاده

466
00:38:52,538 --> 00:38:55,498
‫خب؟ اینطوری در امان نگه داشتن
‫خواهرت برامون آسون‌تر میشه

467
00:38:55,499 --> 00:38:57,959
‫- دوستش داری، درسته؟
‫- آره، معلومه

468
00:38:57,960 --> 00:39:00,879
‫کمک‌مون کن در امان نگهش داریم

469
00:39:09,513 --> 00:39:10,472
‫میام

470
00:39:10,473 --> 00:39:12,599
‫میاد.
‫هرموقع بتونم زنگ می‌زنم.

471
00:40:50,281 --> 00:40:51,739
‫باند چقد فاصله داره؟

472
00:40:51,740 --> 00:40:53,075
‫حدود 16 کیلومتر

473
00:46:08,432 --> 00:46:09,515
‫بله

474
00:46:09,516 --> 00:46:10,434
‫گوش کن

475
00:46:11,268 --> 00:46:13,729
‫- یه مشکل پیش اومد
‫- خب

476
00:46:14,396 --> 00:46:17,690
‫برادرش اسلحه کشید و بهم شلیک کرد

477
00:46:17,691 --> 00:46:20,110
‫مجبور شدم بهش شلیک کنم

478
00:46:22,946 --> 00:46:23,989
‫درسته

479
00:46:27,534 --> 00:46:28,827
‫اون مُرده

480
00:46:32,915 --> 00:46:33,791
‫می‌شنوی؟

481
00:46:34,958 --> 00:46:35,793
‫آره

482
00:46:37,836 --> 00:46:41,256
‫مامانش هنوز پیشمه. حالش خوب نیست،
‫اما سوار هواپیما می‌کنمش

483
00:46:42,466 --> 00:46:43,341
‫درسته

484
00:46:43,342 --> 00:46:44,926
‫شرمنده که خبر بهتری ندارم

485
00:46:44,927 --> 00:46:48,388
‫هروقت بتونم توضیح بدم که چی شده
‫زنگ می‌زنم، اما الان باید برم

486
00:46:50,682 --> 00:46:51,517
‫متوجه شدم

487
00:47:03,654 --> 00:47:04,571
‫در امانن؟

488
00:47:09,451 --> 00:47:10,451
‫آره

489
00:47:10,452 --> 00:47:11,703
‫در امانن

490
00:47:12,452 --> 00:47:17,703
‫« ترجمه از حسین فلاح»
‫<font color="#44efff">.:: Hossein_Hidden ::.</font>

491
00:47:18,452 --> 00:47:24,703
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

492
00:47:25,452 --> 00:47:32,703
www.TalaFilm.Top