1
00:00:07,000 --> 00:00:09,000
‫آنچه در «مأمور شب» گذشت...

2
00:00:09,009 --> 00:00:12,011
‫رائول زاپاتا و ال‌اف‌اس
‫یه سازمان تروریستی کوچیکن.

3
00:00:12,012 --> 00:00:13,429
‫حالا اونا دوباره برگشتن وسط میدون.

4
00:00:13,430 --> 00:00:15,514
‫فکر می‌کنی اون ممکنه تو
‫لیست حقوق‌بگیرای بروکر باشه؟

5
00:00:15,515 --> 00:00:17,057
‫بذار ببینیم داره کجا می‌بردش.

6
00:00:17,058 --> 00:00:19,560
‫هویتشو پیدا کردیم. اسمش جیکوب مونروئه.

7
00:00:19,561 --> 00:00:22,563
‫یه خریدِ تازه از یه
‫کتاب‌فروشی درب‌وداغون بوده.

8
00:00:22,564 --> 00:00:25,816
‫- اوفلیا. همونی که بهت گفتم که توش...
‫- من تا حالا اونجا نرفتم.

9
00:00:25,817 --> 00:00:28,360
‫- من از سرطان نمی‌ترسم.
‫- چه بلایی سر جی اومد؟

10
00:00:28,361 --> 00:00:31,405
‫جی کاملاً زنده‌ست. من...
‫دارم حقیقت رو بهت می‌گم.

11
00:00:31,406 --> 00:00:35,159
‫من هیچ ربطی به ال‌اف‌اس یا
‫حمله به پرواز پیما ۱۲ نداشتم.

12
00:00:35,160 --> 00:00:36,660
‫یه نفر داره سعی می‌کنه
‫جلوی پخش این خبر رو بگیره.

13
00:00:36,661 --> 00:00:39,121
‫- حالا هم دارن سعی می‌کنن منو بکشن.
‫- پس چرا بهم نگفتی؟

14
00:00:39,122 --> 00:00:40,956
‫- می‌تونستم کمکت کنم...
‫- چون بهت اعتماد ندارم!

15
00:00:40,957 --> 00:00:44,126
‫حالا ازم می‌خوای طوری رفتار کنم که انگار
‫هیچ‌وقت من و مادرم رو ول نکردی.

16
00:00:44,127 --> 00:00:46,211
‫عملیات مونرو واسه سیا کجا بود؟

17
00:00:46,212 --> 00:00:47,629
‫مکزیکوسیتی.

18
00:00:47,630 --> 00:00:48,714
‫دخترشه.

19
00:00:48,715 --> 00:00:51,008
‫وقتی برگردم، همه‌چیز رو بهت می‌گم.

20
00:00:51,009 --> 00:00:52,760
‫من حواسم به ایزابل هست،
‫تو حواست به مونرو باشه.

21
00:00:52,761 --> 00:00:55,012
‫بفهم داره کجا می‌ره، با کی حرف می‌زنه.

22
00:00:55,013 --> 00:00:56,805
‫پس آدمِ توئه که افتاده دنبالش.

23
00:00:56,806 --> 00:00:58,724
‫تو قبلاً مایک فونسکا رو ساکت کردی.

24
00:00:58,725 --> 00:01:02,102
‫«خدمت مقدم بر همه‌چیز»
‫فقط شامل کسایی می‌شه که مشتری بانک ما هستن.

25
00:01:02,103 --> 00:01:03,687
‫و اگه من بهت خدمت نکنم،

26
00:01:03,688 --> 00:01:06,065
‫و تو منو تهدید کنی،
‫مشتری‌هام یا بانکِ من رو...

27
00:01:06,066 --> 00:01:08,067
‫جی رو بهت می‌دم. جون اون در عوضِ جون ایزابل.

28
00:01:08,068 --> 00:01:09,526
‫اونم دیگه چیزی منتشر نمی‌کنه.

29
00:01:09,527 --> 00:01:10,903
‫الان دیگه کافی نیست.

30
00:01:10,904 --> 00:01:12,404
‫پشیمون می‌شی فریا.

31
00:01:12,405 --> 00:01:14,615
‫- امشب کارو تموم کن.
‫- خبرنگاره هنوز اولویت اصلیه؟

32
00:01:14,616 --> 00:01:17,951
‫خبرنگار، افشاگر، مامور،
‫و جیکوب مونرو.

33
00:01:17,952 --> 00:01:20,121
‫- جی رو زندانی پیدا کردم. می‌تونی بیای؟
‫- آره.

34
00:01:25,376 --> 00:01:27,670
‫- حالا چی؟
‫- فکر کنم باید به بابات زنگ بزنی.

35
00:01:32,000 --> 00:01:39,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

36
00:01:39,020 --> 00:01:42,024
Amir Luminox ترجمه از

37
00:01:43,048 --> 00:01:46,048
‫[ مکزیکو سیتی، مکزیک ]

38
00:01:47,072 --> 00:01:51,072
[ فوریه، ۱۹۹۵ ]

39
00:02:20,056 --> 00:02:21,390
‫زود اومدی.

40
00:02:21,391 --> 00:02:23,809
‫«سروقت رسیدن» یعنی پنج دقیقه تاخیر.

41
00:02:23,810 --> 00:02:26,687
‫باعث افتخاره که بالاخره شما
‫رو ملاقات می‌کنم، آقای زاپاتا.

42
00:02:26,688 --> 00:02:27,771
‫نگاه کن!

43
00:02:27,772 --> 00:02:29,815
‫یه گِرینگو فرستادن که اسپانیایی بلده!

44
00:02:29,816 --> 00:02:31,567
‫باید بهت بگم «آقای مونرو»؟

45
00:02:31,568 --> 00:02:33,193
‫جیکوب کافیه.

46
00:02:33,194 --> 00:02:34,154
‫بفرما؟

47
00:02:41,870 --> 00:02:44,204
‫فقط آمریکا نیست.

48
00:02:44,205 --> 00:02:49,501
‫مشتری‌های من دارن تو اروپا و
‫آمریکای لاتین هم گسترش پیدا می‌کنن.

49
00:02:49,502 --> 00:02:51,753
‫تقاضا داره منفجر می‌شه،

50
00:02:51,754 --> 00:02:56,175
‫تأمین‌کننده‌های داخلی‌شون
‫نمی‌تونن جواب بدن.

51
00:02:56,176 --> 00:02:59,219
‫واسه همینه که یه وکیل چرب‌زبون فرستادن

52
00:02:59,220 --> 00:03:00,762
‫که سرمو کلاه بذاره.

53
00:03:00,763 --> 00:03:03,223
‫که بتونن جنس منو
‫به قیمتای مسخره بخرن،

54
00:03:03,224 --> 00:03:05,309
‫و بعد سه برابر قیمت بفروشن.

55
00:03:05,310 --> 00:03:08,395
‫قربان، بهتون اطمینان میدم، تنها دلیلی

56
00:03:08,396 --> 00:03:10,230
‫که من اینجام اینه که موکل من معتقده

57
00:03:10,231 --> 00:03:13,692
‫شراکت با «حلال‌ها و صابون‌های زاپاتا»

58
00:03:13,693 --> 00:03:16,695
‫یه فرصت بی‌سابقه خواهد بود.

59
00:03:16,696 --> 00:03:18,406
‫آروم باش، دارم سر‌به‌سرت می‌ذارم.

60
00:03:20,116 --> 00:03:23,577
‫شما به صابون ارزون نیاز دارید تا به
‫خانم‌های سفیدپوست با قیمت بالا بفروشید.

61
00:03:23,578 --> 00:03:28,457
‫منم اگه بخوام به رشد ادامه بدم،
‫به یه شریک نیاز دارم که پول نقد بیاره.

62
00:03:28,458 --> 00:03:29,791
‫شاید پدرم نباشم،

63
00:03:29,792 --> 00:03:33,503
‫ولی اون‌قدر باهوش هستم
‫که یه موقعیت برد-برد رو تشخیص بدم.

64
00:03:33,504 --> 00:03:37,926
‫پس به نظر میاد صاف افتادی
‫تو تله‌ی وکیلِ شیطانی من.

65
00:03:39,469 --> 00:03:40,637
‫سوفیا!

66
00:03:43,806 --> 00:03:45,724
‫بیا این وکیل گِرینگو رو ببین.

67
00:03:45,725 --> 00:03:47,143
‫می‌سپارمش به تو.

68
00:03:47,894 --> 00:03:50,771
‫سوفیا دِ لئون، رئیس جدید عملیات.

69
00:03:50,772 --> 00:03:52,648
‫- جیکوب مونرو.
‫- می‌دونم.

70
00:03:52,649 --> 00:03:55,400
‫آمریکایی‌ها فرستادنت
‫تا ما رو محک بزنی، درسته؟

71
00:03:55,401 --> 00:03:58,570
‫بررسی دقیق یه بخش مهم از هر
‫معامله‌ایه، مخصوصاً معامله‌ای با این ابعاد.

72
00:03:58,571 --> 00:04:01,490
‫آدم تو انتخاب شریکش
‫هرچقدر هم محتاط باشه کمه.

73
00:04:01,491 --> 00:04:02,866
‫ولی این جاده دو طرفه‌ست.

74
00:04:02,867 --> 00:04:05,535
‫شما هم دارید ارزیابی می‌شید، آقای مونرو.

75
00:04:05,536 --> 00:04:06,996
‫خب تا الان چطور بودم؟

76
00:04:08,039 --> 00:04:10,874
‫هنوز معلوم نیست. ولی وقتی
‫نمره‌ت آماده شد بهت خبر می‌دم.

77
00:04:10,875 --> 00:04:11,876
‫جیکوب.

78
00:04:12,460 --> 00:04:17,172
‫قبل از اینکه پدرم فوت کنه،
‫اینو استخدام کرد تا من نرینم.

79
00:04:17,173 --> 00:04:19,716
‫یا حداقل تلاش کنم، درسته؟

80
00:04:19,717 --> 00:04:22,053
‫بعضی چیزا غیرممکنه.

81
00:04:23,263 --> 00:04:25,180
‫چند وقت تو شهری؟

82
00:04:25,181 --> 00:04:27,849
‫اگه همه چی خوب پیش بره؟
‫تا وقتی معامله جوش بخوره.

83
00:04:27,850 --> 00:04:31,980
‫با توجه به وسعت این پروژه، حداقل چند ماه.

84
00:04:32,772 --> 00:04:35,525
‫خب پس فکر کنم باید عادت
‫کنم که همش دور و بر ببینمت.

85
00:04:36,109 --> 00:04:37,401
‫- متاسفانه همین‌طوره.
‫- آره.

86
00:04:37,402 --> 00:04:38,402
‫بیا بریم.

87
00:04:38,403 --> 00:04:39,279
‫خداحافظ.

88
00:04:42,282 --> 00:04:44,658
‫این طرف جاییه که همه
‫چیز رو بسته‌بندی می‌کنن،

89
00:04:44,659 --> 00:04:47,661
‫و اون پشت جاییه که کل تولید انجام می‌شه.

90
00:04:47,662 --> 00:04:48,663
‫آره.

91
00:04:58,089 --> 00:04:59,590
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

92
00:05:00,300 --> 00:05:03,803
‫میشه یه مارگاریتا با
‫نمک تند بهم بدید؟ ممنون.

93
00:05:05,346 --> 00:05:06,389
‫آمریکایی هستی، درسته؟

94
00:05:09,267 --> 00:05:10,893
‫من حس ششمم تو این چیزا خوب کار می‌کنه.

95
00:05:11,853 --> 00:05:14,896
‫خب، چی کشوندتت جنوب مرز؟

96
00:05:14,897 --> 00:05:17,399
‫کسب و کار. مشاور حقوقی‌ام.

97
00:05:17,400 --> 00:05:20,236
‫یه آمریکایی که تو مکزیک تجارت می‌کنه؟

98
00:05:23,656 --> 00:05:26,659
‫حتماً کلی کاغذبازی و دردسر
‫داره. شرط می‌بندم خیلی رو مخه.

99
00:05:27,869 --> 00:05:30,120
‫اگه اجازه بدی، من یه کم
‫کار دارم که باید تمومش کنم.

100
00:05:30,121 --> 00:05:31,956
‫آقای مونرو، بشین.

101
00:05:38,546 --> 00:05:40,297
‫شما کی هستید؟ این چه وضعیه؟

102
00:05:40,298 --> 00:05:43,675
‫می‌تونید بهم بگید کاستا. و این
‫یه تحقیقات در مورد رشوه‌ست.

103
00:05:43,676 --> 00:05:45,385
‫تحقیقات رشوه؟

104
00:05:45,386 --> 00:05:47,554
‫من یه تاجر قانون‌مندم.

105
00:05:47,555 --> 00:05:51,683
‫خب من الان با مردی به اسم کارلوس دیاز
‫صحبت کردم که می‌تونه خلاف این رو شهادت بده.

106
00:05:51,684 --> 00:05:53,226
‫چی، اون مشاور؟

107
00:05:53,227 --> 00:05:54,436
‫اون به ما کمک کرد که اینجا مستقر بشیم،

108
00:05:54,437 --> 00:05:56,605
‫ولی من حداقل یه ساله که باهاش تماسی نداشتم.

109
00:05:56,606 --> 00:05:59,232
‫خب اون به من مدارکی نشون
‫داد که توش امضای تو هست،

110
00:05:59,233 --> 00:06:04,113
‫که بهش اجازه دادی ۲۵۰
‫هزار دلار به حسابش واریز کنی.

111
00:06:04,697 --> 00:06:08,408
‫و حدس بزن چی، اون پول
‫سر از دفتر شهردار درآورده.

112
00:06:08,409 --> 00:06:09,326
‫ممنون.

113
00:06:09,327 --> 00:06:12,120
‫شرکت‌های آمریکایی از دیاز استفاده می‌کنن
‫تا از پسِ کاغذبازی‌های اینجا بربیان.

114
00:06:12,121 --> 00:06:15,583
‫- اگه داری میگی روش‌های اون...
‫- روش‌های اون رشوه‌ست، جیکوب.

115
00:06:16,167 --> 00:06:20,921
‫و من باور نمی‌کنم مردی که قراره به
‫باهوشی تو باشه نتونسته باشه دوزاریش بیفته.

116
00:06:20,922 --> 00:06:24,384
‫این تو رو شریک جرمِ چند
‫فقره جنایت سنگین می‌کنه.

117
00:06:25,385 --> 00:06:26,426
‫این مسخره‌ست.

118
00:06:26,427 --> 00:06:29,888
‫خب، مطمئنم می‌تونم یه قاضی
‫مکزیکی رو قانع کنم که اینطور نیست.

119
00:06:29,889 --> 00:06:32,558
‫چی، داری سعی می‌کنی ازم اخاذی کنی؟

120
00:06:33,059 --> 00:06:34,684
‫می‌خوام بهت یه شغل پیشنهاد بدم.

121
00:06:34,685 --> 00:06:38,189
‫من فقط دوست دارم مذاکراتم
‫رو از موضع قدرت شروع کنم.

122
00:06:39,190 --> 00:06:42,609
‫ببین، سازمان من دلیلی داره که باور کنه
‫اون رفیق جدیدت، رائول زاپاتا،

123
00:06:42,610 --> 00:06:48,574
‫اون‌قدرها هم که فکر
‫می‌کنی قانونی کار نمی‌کنه.

124
00:06:49,325 --> 00:06:51,410
‫تو قراره کمکم کنی تا اینو ثابت کنم.

125
00:06:51,411 --> 00:06:52,828
‫یا من یه زنگ می‌زنم،

126
00:06:52,829 --> 00:06:55,789
‫و تو پنج تا هشت سال آینده
‫رو تو زندان مکزیک می‌گذرونی،

127
00:06:55,790 --> 00:07:01,169
‫که... خب... شبیه این‌جا نخواهد بود.

128
00:07:01,170 --> 00:07:03,422
‫من آمریکاییم. میرم سفارت.

129
00:07:03,423 --> 00:07:05,341
‫- دولت آمریکا...
‫- جیکوب. رفیق.

130
00:07:06,426 --> 00:07:08,302
‫فکر می‌کنی سازمان من کیه؟

131
00:07:10,179 --> 00:07:11,139
‫سیا؟

132
00:07:12,473 --> 00:07:13,307
‫دیدی؟

133
00:07:14,100 --> 00:07:15,143
‫باهوشی،

134
00:07:16,018 --> 00:07:17,645
‫وقتی یه کم تلاش می‌کنی.

135
00:07:26,821 --> 00:07:28,239
‫به تیم خوش اومدی.

136
00:07:30,074 --> 00:07:31,409
‫باهات تماس می‌گیرم.

137
00:07:40,000 --> 00:07:45,000
‫« مأمور شب »

138
00:07:45,006 --> 00:07:47,716
‫با ایزابل دِ لئون در فایننشال
‫رجیستر تماس گرفتید.

139
00:07:47,717 --> 00:07:48,759
‫پیغام بگذارید.

140
00:08:04,233 --> 00:08:05,401
‫اون دورام بود.

141
00:08:06,027 --> 00:08:07,612
‫فدرال‌ها دم در خونه‌شن.

142
00:08:08,279 --> 00:08:09,529
‫تا جایی که بتونه وقت می‌کشه،

143
00:08:09,530 --> 00:08:12,450
‫ولی همین الانش واسه شیش تا
‫از شرکت‌هات حکم بازرسی دارن.

144
00:08:13,618 --> 00:08:14,993
‫صندوق‌های امانی چی؟

145
00:08:14,994 --> 00:08:16,871
‫میگه فقط مسئلهِ زمانه.

146
00:08:26,631 --> 00:08:27,631
‫ایزابل.

147
00:08:27,632 --> 00:08:28,882
‫حالت خوبه؟

148
00:08:28,883 --> 00:08:30,425
‫آره، خوبم.

149
00:08:30,426 --> 00:08:32,469
‫خداروشکر. کجایی؟

150
00:08:32,470 --> 00:08:34,513
‫- من بیمارستانم.
‫- طوریت شده؟

151
00:08:34,514 --> 00:08:37,557
‫نه، ولی جی صدمه دیده. البته حالش خوب میشه.

152
00:08:37,558 --> 00:08:38,392
‫اوه...

153
00:08:38,893 --> 00:08:40,727
‫گوش کن، من... من می‌تونم
‫همه‌چی رو توضیح بدم،

154
00:08:40,728 --> 00:08:46,191
‫ولی باید بدونی من هیچ‌وقت
‫عمداً تو رو تو خطر نمی‌ندازم.

155
00:08:46,192 --> 00:08:49,819
‫- بگو آره. بذار فکر کنه که...
‫- من... تو دست از دروغ گفتن و پیچوندن برنمی‌داری.

156
00:08:49,820 --> 00:08:52,239
‫خسته شدم از بس همه‌چی رو
‫ازم مخفی می‌کنی. من بچه نیستم.

157
00:08:52,240 --> 00:08:53,406
‫من باباتم.

158
00:08:53,407 --> 00:08:55,784
‫دارم سعی می‌کنم آدم بهتری بشم.

159
00:08:55,785 --> 00:08:56,786
‫فقط...

160
00:08:57,370 --> 00:08:58,829
‫یه شانس دیگه بهم بده.

161
00:08:59,747 --> 00:09:01,122
‫خیله خب.

162
00:09:01,123 --> 00:09:04,418
‫یه لوکیشن تو ترایبکا برات می‌فرستم.
‫یه ساعت دیگه اونجا می‌بینمت.

163
00:09:05,545 --> 00:09:07,797
‫امم، میام اونجا.

164
00:09:09,006 --> 00:09:10,216
‫مراقب خودت باش.

165
00:09:11,050 --> 00:09:11,968
‫تو هم همین‌طور.

166
00:09:15,179 --> 00:09:18,516
‫ببین، یه تیم مستقر می‌کنیم.
‫این دفعه قسر در نمیره، باشه؟

167
00:09:19,517 --> 00:09:20,433
‫خوبه.

168
00:09:20,434 --> 00:09:22,727
‫گوش کن، مطمئنی می‌خوای
‫قاطی این ماجراها بشی؟

169
00:09:22,728 --> 00:09:26,691
‫یعنی، می‌تونی فقط فاصله‌تو حفظ
‫کنی. بذار ما حلش کنیم. مشکلی نیست.

170
00:09:27,900 --> 00:09:29,318
‫اون یه هیولاست، مگه نه؟

171
00:09:30,027 --> 00:09:31,153
‫کاری که لازمه رو انجام بده.

172
00:09:42,206 --> 00:09:43,499
‫چته رفیق؟

173
00:09:43,523 --> 00:09:44,800
[ مارچ، ۱۹۹۵ ]

174
00:09:44,834 --> 00:09:46,168
‫آره، ببخشید.

175
00:09:47,587 --> 00:09:49,963
‫این اواخر خوب نخوابیدم.

176
00:09:49,964 --> 00:09:53,050
‫آره، این شهر آدمو همین‌طوری می‌کنه.

177
00:09:54,093 --> 00:09:55,093
‫به خودت فشار نیار...

178
00:09:55,094 --> 00:09:57,555
‫دیدم که گِرینگوهای
‫سرسخت‌تر از تو رو هم له کرده.

179
00:09:58,431 --> 00:09:59,599
‫سعیمو می‌کنم.

180
00:10:00,099 --> 00:10:02,977
‫ولی اگه نمی‌خوای سعی کنی، بهم بگو.

181
00:10:03,477 --> 00:10:06,188
‫شاید بتونم یه چیزایی بهت نشون
‫بدم که تو کتابای توریستی نمی‌نویسن.

182
00:10:08,107 --> 00:10:10,651
‫همون‌طور که می‌گفتم، می‌دونم
‫تو موقعیت سختی هستی،

183
00:10:11,402 --> 00:10:15,780
‫ولی باید به رئیسات بگی که
‫درخواست ۳۸ درصد از شرکت،

184
00:10:15,781 --> 00:10:17,907
‫شرکتی که بابام با دستای لعنتی خودش ساخته...

185
00:10:17,908 --> 00:10:19,744
‫دارید منو احمق فرض می‌کنید.

186
00:10:21,162 --> 00:10:25,583
‫من اجازه دارم شیش میلیون دیگه هم
‫بیام روش اگه شما برسونیدش به ۴۰.

187
00:10:30,087 --> 00:10:31,380
‫معامله خوبیه.

188
00:10:34,050 --> 00:10:37,887
‫باید برم. قراردادشو تنظیم
‫کن بعداً با هم حرف می‌زنیم.

189
00:10:58,949 --> 00:11:01,993
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- اوه، خیلی ضایعست.

190
00:11:03,871 --> 00:11:06,206
‫من اومدم اینجا با این
‫فکر که اسپانیاییم فوله.

191
00:11:06,207 --> 00:11:08,416
‫یعنی رشته فرعیم تو دانشگاه بوده،

192
00:11:08,417 --> 00:11:12,712
‫ولی بعضی وقتا اصلاً نمی‌فهمم
‫رائول داره راجع به چی حرف می‌زنه.

193
00:11:12,713 --> 00:11:15,131
‫واسه همین یه نگاه یواشکی انداختم به یه

194
00:11:15,132 --> 00:11:18,010
‫سری... یادداشت‌های جلسه تا بفهمم چی به چیه.

195
00:11:22,598 --> 00:11:24,392
‫رازت پیش من محفوظه.

196
00:11:25,851 --> 00:11:30,106
‫می‌دونی، یه دانشگاه آمریکایی فقط اسپانیاییِ
‫خشک و رسمیِ اسپانیا رو بهت یاد میده.

197
00:11:30,690 --> 00:11:33,734
‫«چوریزو»، «ووسوتروس»، و از این جور چیزا.

198
00:11:34,527 --> 00:11:36,653
‫واسه همینه که همیشه نمی‌تونی
‫حرفای رائول رو بفهمی.

199
00:11:36,654 --> 00:11:40,448
‫یعنی، من امم، کلاً هم تعطیل نیستم.

200
00:11:40,449 --> 00:11:46,580
‫منظورم اینه می‌دونم اسپانیاییِ هر کسی متفاوته،
‫ولی رائول داشت... یه زبون دیگه حرف می‌زد.

201
00:11:48,457 --> 00:11:50,167
‫سر این موضوع باهات بحث نمی‌کنم.

202
00:11:53,963 --> 00:11:55,965
‫می‌تونم مهمونت کنم به یه لیوان «اورچاتا»؟

203
00:11:56,632 --> 00:11:57,508
‫نه.

204
00:11:59,260 --> 00:12:01,762
‫ولی پایه آب‌پرتقالم.

205
00:12:02,555 --> 00:12:05,391
‫و از طرز گفتن «اورچاتا»ت خوشم میاد.

206
00:12:08,769 --> 00:12:09,687
‫گراسیاس.

207
00:12:12,606 --> 00:12:15,316
‫اوه واو. این محشره.

208
00:12:15,317 --> 00:12:18,111
‫چون از خود پرتقال گرفته شده نه از کارخونه.

209
00:12:18,112 --> 00:12:20,573
‫و دقیقاً کنار پاتوق مورد
‫علاقه من تو این شهره.

210
00:12:21,323 --> 00:12:22,199
‫یالا.

211
00:12:39,925 --> 00:12:42,136
‫دنبال چیز خاصی می‌گردی؟

212
00:12:42,845 --> 00:12:46,639
‫نه. فقط از اینجا خوشم میاد.

213
00:12:46,640 --> 00:12:48,058
‫آرومه.

214
00:12:49,602 --> 00:12:51,270
‫بی‌خیال، من... من می‌تونم کمک کنم.

215
00:12:53,939 --> 00:12:57,026
‫بابام خیلی دوست داشت وقتی
‫بچه بودم انگلیسی یاد بگیرم.

216
00:12:57,943 --> 00:13:01,988
‫ولی، امم، ما پولِ مدرسه
‫بین‌المللی رفتن رو نداشتیم.

217
00:13:01,989 --> 00:13:05,658
‫واسه همین در عوض، هر شب برام

218
00:13:05,659 --> 00:13:08,412
‫از رو یه نسخه انگلیسیِ
‫قصه‌های جن و پری گریم می‌خوند.

219
00:13:09,330 --> 00:13:11,791
‫آبی بود با برگ‌های طلایی رو جلدش.

220
00:13:13,876 --> 00:13:17,129
‫احتمالاً هر داستانِ اون کتاب رو صد بار شنیدم.

221
00:13:18,047 --> 00:13:20,466
‫و بعدش، وقتی بزرگتر شدم،

222
00:13:21,300 --> 00:13:23,385
‫برای تمرین من واسش می‌خوندم.

223
00:13:24,386 --> 00:13:25,304
‫واقعا؟

224
00:13:26,347 --> 00:13:28,014
‫من کارتون‌هاشو دیدم.

225
00:13:28,015 --> 00:13:28,974
‫اوه، بی‌خیال.

226
00:13:29,475 --> 00:13:31,810
‫اونا نسخه‌های سانسورشده و آبکی‌ان.

227
00:13:31,811 --> 00:13:33,561
‫دارم راجع به نسخه‌های اصلی حرف می‌زنم،

228
00:13:33,562 --> 00:13:35,855
‫همونایی که توش خواهرهای ناتنی
‫انگشتای پای خودشون رو قطع می‌کنن

229
00:13:35,856 --> 00:13:37,983
‫تا پاشون تو کفش شیشه‌ای جا بشه.

230
00:13:40,778 --> 00:13:43,405
‫- تو از اون بچه‌هایی بودی که فاز تاریک و چندش دارن؟
‫- نه.

231
00:13:44,073 --> 00:13:47,076
‫فقط از این خوشم میومد که تو
‫اون نسخه‌ها کارا عواقب داشت.

232
00:13:48,160 --> 00:13:50,913
‫اگه آدم عوضی‌ای باشی، آخرش
‫«به خوبی و خوشی» زندگی نمی‌کنی.

233
00:13:53,499 --> 00:13:56,835
‫بعد از اینکه بابام مرد، کل خونه‌شو
‫زیر و رو کردم تا پیداش کنم.

234
00:13:56,836 --> 00:13:59,546
‫ولی حدس می‌زنم فکر
‫می‌کرده ارزش نگه داشتن نداره.

235
00:13:59,547 --> 00:14:01,298
‫پس داریم دنبال اون می‌گردیم.

236
00:14:01,882 --> 00:14:04,885
‫یه نسخه‌هایی ازش پیدا
‫کردم، ولی اون یکی رو نه.

237
00:14:05,386 --> 00:14:09,097
‫کاشف به عمل اومد که یه سری چاپ شده بوده،
‫شاید حدود دوازده نسخه،

238
00:14:09,098 --> 00:14:11,891
‫که ناشر بدون غلط‌گیری فرستاده واسه چاپ.

239
00:14:11,892 --> 00:14:15,729
‫واسه همین پر از غلط
‫املایی و اشتباه چاپی‌ان.

240
00:14:17,231 --> 00:14:21,776
‫ازم می‌خواست وقتی دارم براش
‫می‌خونم، اشتباها رو بهش نشون بدم.

241
00:14:21,777 --> 00:14:23,404
‫بابام هیچ‌وقت واسم کتاب نخوند.

242
00:14:24,530 --> 00:14:26,407
‫ولی در عوض بهم یاد داد
‫چطوری آدم‌ها رو بخونم.

243
00:14:27,533 --> 00:14:29,994
‫- پس داشتی منو آنالیز می‌کردی.
‫- داشتم سعیمو می‌کردم.

244
00:14:31,161 --> 00:14:32,580
‫تو از خیلیا سخت‌تری.

245
00:14:33,330 --> 00:14:34,790
‫ولی من هنوز آماده نیستم که بی‌خیال شم.

246
00:14:36,041 --> 00:14:38,209
‫می‌دونی، من حالا حالاها قرار نیست جایی برم.

247
00:14:38,210 --> 00:14:39,378
‫و همون‌طور که می‌بینی...

248
00:14:40,921 --> 00:14:43,131
‫واسه جا افتادن تو اینجا به کمکت نیاز دارم.

249
00:14:43,132 --> 00:14:45,885
‫وظیفه من نیست که به
‫غریبه‌ها کمک کنم جا بیفتن.

250
00:14:47,344 --> 00:14:52,765
‫ولی اگه یه غریبه‌ی خاص خیلی
‫محترمانه ازم بخواد باهاش برم سر قرار...

251
00:14:52,766 --> 00:14:53,933
‫دوست داری بریم؟

252
00:14:53,934 --> 00:14:55,311
‫آره، دوست دارم.

253
00:14:57,146 --> 00:14:59,189
‫ولی بذار حرفمو خیلی روشن بگم.

254
00:14:59,690 --> 00:15:02,192
‫من واسه رسیدن به جایگاهی
‫که الان دارم جون کندم.

255
00:15:03,235 --> 00:15:06,196
‫و واسه آینده‌م برنامه‌ها دارم.

256
00:15:06,906 --> 00:15:10,826
‫قرار نیست گند بزنم بهشون فقط به خاطر اینکه
‫همه فکر کنن دارم با وکیله می‌خوابم.

257
00:15:12,161 --> 00:15:13,412
‫اگه این کارو بکنیم،

258
00:15:14,580 --> 00:15:15,998
‫بین خودمون می‌مونه.

259
00:15:17,291 --> 00:15:18,792
‫با این قضیه اوکی هستی؟

260
00:15:19,668 --> 00:15:21,545
‫من اجازه دارم این معامله رو جوش بدم.

261
00:15:37,937 --> 00:15:39,604
‫یکی افتاده دنبالمون.

262
00:15:39,605 --> 00:15:42,316
‫- میشه بپیچونیش؟
‫- با کمال میل.

263
00:15:57,498 --> 00:15:58,916
‫مادر جنده!

264
00:16:36,495 --> 00:16:38,497
‫یه لحظه اینجا منتظر بمون. الان برمی‌گردم.

265
00:16:38,998 --> 00:16:40,748
‫با توجه به این اوضاعی که پیش اومده،

266
00:16:40,749 --> 00:16:43,377
‫اینطوری تو فضای باز
‫بودنمون یکم خطرناک نیست؟

267
00:16:44,420 --> 00:16:48,631
‫ما داریم وارد یه مذاکره خیلی مهم می‌شیم.

268
00:16:48,632 --> 00:16:51,593
‫می‌خوام از موضع قدرت این کارو بکنم.

269
00:18:36,490 --> 00:18:37,407
‫بابا؟

270
00:18:37,908 --> 00:18:38,992
‫تو راهی؟

271
00:18:40,661 --> 00:18:41,954
‫پیتر هنوز باهاته؟

272
00:18:42,996 --> 00:18:46,457
‫ببین، من... من می‌دونم اون
‫دیشب کمک کرد تو و جی فرار کنید.

273
00:18:46,458 --> 00:18:49,169
‫- پس می‌تونیم بی‌خیال فیلم بازی کردن بشیم.
‫- چی می‌خوای؟

274
00:18:50,504 --> 00:18:54,299
‫اون مردی که دیشب افتاده
‫بود دنبالتون اومده سراغ من.

275
00:18:56,635 --> 00:19:02,098
‫من فعلاً یه کم واسه خودم وقت خریدم،
‫ولی اون به زودی میاد تو این اتاق،

276
00:19:02,099 --> 00:19:03,809
‫و منو می‌کشه.

277
00:19:04,518 --> 00:19:05,352
‫من...

278
00:19:06,145 --> 00:19:07,728
‫به کمکت نیاز دارم، پیتر.

279
00:19:07,729 --> 00:19:09,773
‫اگه قرار بود به کسی کمک
‫کنم، به اون کمک می‌کردم.

280
00:19:10,357 --> 00:19:12,066
‫اینو باور نمی‌کنم.

281
00:19:12,067 --> 00:19:14,986
‫از وقتی دیدمت، زندگیمو جهنم کردی.

282
00:19:14,987 --> 00:19:17,822
‫با همه کارایی که کردی، همه
‫کارایی که مجبورم کردی انجام بدم.

283
00:19:17,823 --> 00:19:19,950
‫من هیچ‌وقت مجبورت
‫نکردم کاری انجام بدی، پیتر.

284
00:19:20,576 --> 00:19:22,285
‫من همیشه بهت حق انتخاب دادم.

285
00:19:22,286 --> 00:19:23,619
‫آلیس چی؟

286
00:19:23,620 --> 00:19:26,747
‫کاترین چی؟ اونا چه حق انتخابی داشتن؟

287
00:19:26,748 --> 00:19:28,750
‫همونی که سالامون وگا داشت.

288
00:19:29,501 --> 00:19:32,379
‫همه‌شون سرباز بودن.
‫تو این کارا تلفات هم پیش میاد.

289
00:19:33,005 --> 00:19:35,298
‫آره؟ خب انگار نفر بعدی خودتی.

290
00:19:35,299 --> 00:19:37,259
‫پس موفق باشی.

291
00:19:38,010 --> 00:19:40,136
‫حاضری تو چشمای ایزابل نگاه کنی...

292
00:19:40,137 --> 00:19:42,097
‫و بهش بگی که باباشو نجات نمی‌دی؟

293
00:19:42,681 --> 00:19:44,682
‫اونم تو یکی؟

294
00:19:44,683 --> 00:19:46,434
‫چی ازم می‌خوای؟ دلسوزی؟

295
00:19:46,435 --> 00:19:50,898
‫من به خاطر تو مجبور شدم قید
‫هر چیزی که برام مهم بود رو بزنم.

296
00:19:51,481 --> 00:19:53,441
‫اصلاً می‌فهمی این یعنی چی؟

297
00:19:53,442 --> 00:19:55,193
‫نه، نمی‌فهمی.

298
00:19:55,194 --> 00:19:58,321
‫چون همه‌چیز و همه‌کس،

299
00:19:58,322 --> 00:20:00,114
‫واسه تو فقط یه مهره‌ست برای معامله.

300
00:20:00,115 --> 00:20:01,407
‫این‌جوری نیست.

301
00:20:01,408 --> 00:20:02,825
‫تو یه دروغگوی لاشی هستی.

302
00:20:02,826 --> 00:20:06,078
‫ببین، اونقدر احمق نیستم که دست‌خالی بیام.

303
00:20:06,079 --> 00:20:07,663
‫دارم بهت یه پیشنهادی می‌دم.

304
00:20:07,664 --> 00:20:08,956
‫من دیگه با تو هیچ معامله‌ای نمی‌کنم.

305
00:20:08,957 --> 00:20:10,876
‫فکر کنم این یکیو دلت بخواد بشنوی.

306
00:20:11,460 --> 00:20:14,921
‫الان دیگه هویتم فاش شده.

307
00:20:14,922 --> 00:20:16,506
‫که لابد اونم صدقه سر توئه.

308
00:20:17,090 --> 00:20:18,966
‫و اون آدما الان هر دلیلی دارن...

309
00:20:18,967 --> 00:20:21,470
‫که مطمئن بشن من فرصت حرف زدن پیدا نمی‌کنم.

310
00:20:22,429 --> 00:20:25,765
‫تو تنها کسی تو دولتی که می‌تونم بهش
‫اعتماد کنم تا منو صحیح و سالم تحویل بده.

311
00:20:25,766 --> 00:20:27,391
‫من جای تو بودم خیلی رو
‫این قضیه حساب نمی‌کردم.

312
00:20:27,392 --> 00:20:29,519
‫یه دلیلی داشت که جذبت شدم، پیتر.

313
00:20:30,520 --> 00:20:34,273
‫همیشه می‌تونستم بهت اعتماد کنم که کاری که
‫فکر می‌کنی درسته و اخلاقیه رو انجام می‌دی.

314
00:20:34,274 --> 00:20:37,693
‫همین باعث می‌شه پیش‌بینی
‫کردن و بازی دادنت راحت باشه،

315
00:20:37,694 --> 00:20:40,572
‫اما در عین حال نشون می‌ده آدم درستی هستی،

316
00:20:41,949 --> 00:20:43,699
‫مهم نیست خودت بخوای من چی در موردت فکر کنم.

317
00:20:43,700 --> 00:20:45,535
‫اصلاً برام مهم نیست تو چی فکر می‌کنی.

318
00:20:46,119 --> 00:20:47,453
‫منو از این مخمصه بکش بیرون،

319
00:20:47,454 --> 00:20:49,289
‫منم بهت اطلاعات می‌دم.

320
00:20:50,207 --> 00:20:54,253
‫من به تمام اطلاعاتی که واسه نابود
‫کردن زاپاتا نیاز داری دسترسی دارم،

321
00:20:54,753 --> 00:20:56,420
‫همین‌طور کل گروه اِل‌اِف‌اِس ،

322
00:20:56,421 --> 00:20:59,548
‫و می‌تونم جلوی حمله بعدی‌شونو
‫که همین روزاست بگیرم.

323
00:20:59,549 --> 00:21:00,633
‫ثابت کن.

324
00:21:00,634 --> 00:21:02,511
‫فقط حضوری می‌تونم این کارو بکنم.

325
00:21:05,264 --> 00:21:07,139
‫و اگه زود نیای،

326
00:21:07,140 --> 00:21:09,184
‫دیگه فرصتی برام نمی‌مونه.

327
00:21:15,399 --> 00:21:18,652
‫خواهش می‌کنم، ایزابل. لطفاً باهاش حرف بزن.

328
00:21:19,569 --> 00:21:23,323
‫من... من نمی‌تونم بذارم آخرین
‫باری که دیدمت، واقعاً بار آخر بشه.

329
00:21:25,200 --> 00:21:26,450
‫معلومه ترسیده.

330
00:21:26,451 --> 00:21:28,203
‫تا حالا اینطوری ندیده بودمش.

331
00:21:28,787 --> 00:21:29,871
‫خواهش می‌کنم، ایزابل.

332
00:21:30,789 --> 00:21:31,748
‫خواهش می‌کنم.

333
00:21:37,879 --> 00:21:38,714
‫خیلی خب.

334
00:21:39,298 --> 00:21:40,715
‫ولی همه‌چیزو می‌خوام.

335
00:21:40,716 --> 00:21:42,675
‫فقط زاپاتا و ال‌اف‌اس نه.

336
00:21:42,676 --> 00:21:46,470
‫تک‌تک جاسوسا، مأمورا و سیاستمدارای
‫کثیفی که تو مشتت داری رو می‌خوام.

337
00:21:46,471 --> 00:21:50,267
‫و وقتی کل تشکیلاتت رو از ریشه درآوردم،

338
00:21:51,018 --> 00:21:52,143
‫بازم تا آخر عمرت می‌ری آب‌خنک بخوری.

339
00:21:52,144 --> 00:21:52,978
‫شیرفهم شد؟

340
00:21:53,729 --> 00:21:54,645
‫قبوله.

341
00:21:54,646 --> 00:21:57,356
‫این چه کصشریه. چرا باید
‫یه همچین چیزی رو قبول کنی؟

342
00:21:57,357 --> 00:21:59,359
‫چون افتادن دنبال دخترم.

343
00:22:00,110 --> 00:22:02,946
‫و اون تنها چیزیه که تو این دنیا برام مهمه.

344
00:22:06,074 --> 00:22:07,034
‫حواست کجاست؟

345
00:22:10,000 --> 00:22:11,730
‫[ اکتبر، ۱۹۹۵ ]

346
00:22:11,747 --> 00:22:13,081
‫چیه؟

347
00:22:14,082 --> 00:22:15,792
‫فقط از این کارت خوشم میاد.

348
00:22:17,085 --> 00:22:18,210
‫کدوم کار؟

349
00:22:18,211 --> 00:22:19,171
‫هر کاری.

350
00:22:26,553 --> 00:22:29,389
‫همین‌جا بمون. برات یه سوپرایز دارم.

351
00:22:29,890 --> 00:22:33,143
‫تولدته. من باید بهت کادو بدم.

352
00:22:36,938 --> 00:22:38,022
‫می‌دونم.

353
00:22:38,023 --> 00:22:41,109
‫ولی دیشب به دستم رسید و...

354
00:22:42,069 --> 00:22:43,069
‫نمی‌دونم،

355
00:22:43,070 --> 00:22:45,780
‫الان حس کردم... بهترین موقع‌ست.

356
00:22:45,781 --> 00:22:46,782
‫باشه.

357
00:22:59,211 --> 00:23:00,253
‫همون نسخه‌ی اصلیه‌ست؟

358
00:23:01,671 --> 00:23:02,923
‫همونی که کلی غلط غلوط داشت؟

359
00:23:20,816 --> 00:23:21,733
‫هی.

360
00:23:22,359 --> 00:23:23,734
‫هی. چیه؟

361
00:23:23,735 --> 00:23:26,113
‫این جزو برنامه‌مون نبود.

362
00:23:29,324 --> 00:23:31,785
‫قرار نبود احساساتی در کار باشه.

363
00:23:32,577 --> 00:23:34,620
‫خب، پس شاید باید یه برنامه جدید بریزیم.

364
00:23:34,621 --> 00:23:35,747
‫اینطوری نگو.

365
00:23:36,248 --> 00:23:39,417
‫معامله به زودی جوش می‌خوره،
‫و بعدش... بعدش تو باید بری.

366
00:23:39,418 --> 00:23:41,168
‫چی می‌شه اگه تو هم با من بیای؟

367
00:23:41,169 --> 00:23:43,254
‫اگه واقعاً منظورت این نیست، الکی نگو.

368
00:23:43,255 --> 00:23:44,089
‫سوفیا...

369
00:23:45,006 --> 00:23:46,299
‫من می‌خوام با تو باشم.

370
00:24:02,232 --> 00:24:03,275
‫عاشقتم.

371
00:24:05,277 --> 00:24:06,528
‫منم عاشقتم.

372
00:24:10,031 --> 00:24:12,783
‫اینم لیست تمام جلسه‌های
‫زاپاتا تو یک ماه گذشته.

373
00:24:12,784 --> 00:24:14,995
‫واسه شروع خوبه.

374
00:24:15,579 --> 00:24:16,580
‫شروع؟

375
00:24:17,914 --> 00:24:19,874
‫پس تو این هشت ماه گذشته
‫داشتم چه غلطی می‌کردم؟

376
00:24:19,875 --> 00:24:22,293
‫داشتی واسه‌مون یه پایه
‫و اساس محکم می‌ساختی.

377
00:24:22,294 --> 00:24:23,627
‫کار اصلی تازه الان شروع می‌شه.

378
00:24:23,628 --> 00:24:25,338
‫- لابد داری شوخی می‌کنی.
‫- جوش نیار.

379
00:24:25,922 --> 00:24:28,716
‫یادت باشه، خودت خودتو تو این هچل انداختی.

380
00:24:28,717 --> 00:24:30,426
‫حالا چرا اینقدر بی‌قرار شدی ؟

381
00:24:30,427 --> 00:24:33,220
‫فقط می‌خوام تموم شه. من... می‌خوام
‫دوباره زندگیِ خودمو داشته باشم.

382
00:24:33,221 --> 00:24:34,430
‫ببین، می‌فهمم.

383
00:24:34,431 --> 00:24:37,433
‫به خواست خودت اینجا نیستی.
‫منم آدم موردعلاقه‌ت نیستم.

384
00:24:37,434 --> 00:24:39,226
‫ولی باید درک کنی.

385
00:24:39,227 --> 00:24:42,522
‫کاری که داری می‌کنی واسه کشورت خیلی مهمه.

386
00:24:43,315 --> 00:24:44,356
‫داری کار درستی می‌کنی.

387
00:24:44,357 --> 00:24:46,568
‫و می‌تونی به این کارای خوبت ادامه بدی.

388
00:24:47,986 --> 00:24:51,072
‫می‌شه حداقل بهم بگی دقیقاً
‫دارم چیکار می‌کنم و... و چرا؟

389
00:24:53,074 --> 00:24:55,701
‫خب سال پیش، یه مهره‌ی
‫جدید تو بازار اسلحه...

390
00:24:55,702 --> 00:24:57,536
‫تو رادار سازمان پیداش می‌شه.

391
00:24:57,537 --> 00:25:02,625
‫کسی که می‌تونه یه عالمه سلاح و
‫مهمات رو خیلی سریع از مرزها رد کنه...

392
00:25:02,626 --> 00:25:05,294
‫و هیچ مشکلی هم نداره با کسایی معامله کنه
‫که هیچ‌کسِ دیگه‌ای حتی سمتشون هم نمی‌ره.

393
00:25:05,295 --> 00:25:06,213
‫داریم درباره‌ی...

394
00:25:07,339 --> 00:25:11,550
‫گروه‌های تروریستی حرف
‫می‌زنیم، از اون جدی‌ها...

395
00:25:11,551 --> 00:25:14,596
‫- فکر می‌کنی زاپاتا تروریسته؟
‫- خب...

396
00:25:16,097 --> 00:25:17,265
‫یکم کلمه‌ی سنگینیه.

397
00:25:18,099 --> 00:25:23,103
‫ولی ما فکر می‌کنیم از وقتی
‫کسب‌وکار رو از باباش تحویل گرفت،

398
00:25:23,104 --> 00:25:26,565
‫شروع کرد از شرکتش استفاده
‫کردن تا چیزای سنگین جابه‌جا کنه.

399
00:25:26,566 --> 00:25:29,360
‫سلاح‌های جنگی، ضدهوایی،
‫و هر چی که فکرشو بکنی.

400
00:25:29,361 --> 00:25:31,820
‫باشه، وایسا، شاید یه‌جاهایی
‫قوانین رو دور زده باشه، ولی...

401
00:25:31,821 --> 00:25:34,241
‫یعنی فکر می‌کنی منو فرستادن...

402
00:25:35,200 --> 00:25:37,327
‫واسه آدمی که فقط یه سری قوانینو دور زده؟

403
00:25:38,537 --> 00:25:41,372
‫- من که پلیس راهنمایی‌رانندگی نیستم.
‫- باشه، ولی رائول هم جنگ‌سالار نیست.

404
00:25:41,373 --> 00:25:44,501
‫چرا؟ چون بامزه‌ست و از گلف خوشش میاد؟

405
00:25:45,794 --> 00:25:48,337
‫به ازای هر ده تا کصخلی که
‫واسه خودشون بیانیه می‌دن،

406
00:25:48,338 --> 00:25:50,548
‫یه آدمی مثل زاپاتا هست...

407
00:25:50,549 --> 00:25:53,425
‫که می‌ره کلوپ‌های لوکس،
‫به خیریه‌ها کمک می‌کنه،

408
00:25:53,426 --> 00:25:56,887
‫و یه کاری می‌کنه که این کصکشا هر
‫چی لازم دارن رو جور کنن تا تیتر خبرا بشن.

409
00:25:56,888 --> 00:25:58,389
‫زاپاتا یه همچین آدمیه.

410
00:25:58,390 --> 00:26:00,934
‫واسه همینه که نمی‌تونم
‫بذارم پاتو بکشی بیرون.

411
00:26:01,643 --> 00:26:02,726
‫حداقل به این زودی‌ها نه.

412
00:26:02,727 --> 00:26:04,562
‫خواهش می‌کنم، من... من
‫دیگه نمی‌خوام این کارو بکنم.

413
00:26:04,563 --> 00:26:08,232
‫جیکوب، سال‌ها طول می‌کشید...

414
00:26:08,233 --> 00:26:11,527
‫تا شاید بتونیم یکی از آدمامونو
‫همون‌قدری به زاپاتا نزدیک کنیم...

415
00:26:11,528 --> 00:26:13,446
‫که تو الان بهش نزدیکی.

416
00:26:14,364 --> 00:26:15,990
‫و اگه بتونیم بازیمونو درست پیش ببریم،

417
00:26:15,991 --> 00:26:19,702
‫کلی آدم بی‌گناه به دست یه مشت روانی...

418
00:26:19,703 --> 00:26:22,247
‫که پوستر چه‌گوارا زدن
‫رو دیوارشون، کشته نمی‌شن.

419
00:26:23,665 --> 00:26:27,293
‫- این هیچ ارزشی برات نداره؟
‫- ارزشِ زندگی و آینده‌م رو نداره.

420
00:26:27,294 --> 00:26:28,712
‫آره. البته.

421
00:26:30,171 --> 00:26:32,966
‫با دوست‌دختر جدیدت، درسته؟

422
00:26:34,509 --> 00:26:35,594
‫سوفیا؟

423
00:26:36,261 --> 00:26:39,139
‫- چطوری... چطوری...
‫- فکر کردی با کی طرفی؟

424
00:26:43,184 --> 00:26:45,145
‫راستی، تولدت مبارک.

425
00:26:46,354 --> 00:26:47,856
‫کادویی برات نگرفتم.

426
00:26:49,274 --> 00:26:50,108
‫وایسا!

427
00:26:50,900 --> 00:26:51,985
‫می‌تونم مدرک جور کنم.

428
00:26:52,485 --> 00:26:53,570
‫- واقعاً؟
‫- آره.

429
00:26:54,154 --> 00:26:56,781
‫یعنی اونقدری که تشکیلاتش
‫رو واسه همیشه نابود کنه.

430
00:26:58,199 --> 00:27:00,744
‫ولی اگه این کارو بکنم، باید بذاری برم.

431
00:27:01,536 --> 00:27:03,246
‫واسه همیشه. با یه پرونده‌ی پاک.

432
00:27:09,336 --> 00:27:10,378
‫باشه.

433
00:27:12,005 --> 00:27:15,467
‫ولی اگه بخوایم رو این قضیه
‫اقدام کنیم، باید مو لای درزش نره.

434
00:27:16,259 --> 00:27:19,219
‫یه تضمین که اگه به فدرال‌ها
‫(پلیس مکزیک) خبر دادیم،

435
00:27:19,220 --> 00:27:20,929
‫و اونا یه کانتینر زاپاتا رو توقیف کردن،

436
00:27:20,930 --> 00:27:22,724
‫توش حتماً اسلحه باشه.

437
00:27:24,726 --> 00:27:26,019
‫غیر از این باشه،

438
00:27:27,103 --> 00:27:27,937
‫معامله بی‌معامله.

439
00:27:34,277 --> 00:27:36,279
‫ببخشید که زودتر بهت نگفتم.

440
00:27:37,989 --> 00:27:40,116
‫فقط فکر کردم اگه ندونی جات امن‌تره.

441
00:27:41,284 --> 00:27:42,952
‫کی اومد سراغت؟

442
00:27:43,703 --> 00:27:45,329
‫تاریخ دقیقش رو نمی‌دونم.

443
00:27:45,330 --> 00:27:46,790
‫قبل از ما بود؟

444
00:27:47,290 --> 00:27:48,124
‫آره.

445
00:27:51,086 --> 00:27:53,713
‫پس... تمام دقایقی

446
00:27:54,881 --> 00:27:56,675
‫که با هم بودیم، یه دروغ بزرگ بوده.

447
00:27:57,509 --> 00:28:00,135
‫من هیچ‌وقت خودِ واقعیت رو نشناختم.

448
00:28:00,136 --> 00:28:01,178
‫نه، سوفیا.

449
00:28:01,179 --> 00:28:03,348
‫همه اون حرفایی که راجع به آینده‌مون می‌زدی،

450
00:28:04,182 --> 00:28:05,767
‫هیچ‌کدومش واقعی بود؟

451
00:28:08,395 --> 00:28:11,272
‫متاسفم. چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم.

452
00:28:12,065 --> 00:28:13,316
‫ولی این واقعیه.

453
00:28:14,609 --> 00:28:16,903
‫من دوستت دارم، و تو آینده‌ی منی.

454
00:28:18,780 --> 00:28:20,948
‫یه راهی هست که بتونیم
‫از این مخمصه خلاص شیم،

455
00:28:20,949 --> 00:28:22,409
‫و زندگی خودمونو شروع کنیم.

456
00:28:24,869 --> 00:28:26,788
‫ولی بدون کمک تو نمی‌تونم.

457
00:28:33,503 --> 00:28:36,547
‫واقعاً داری ازم می‌پرسی...
‫همون چیزی رو که فکر می‌کنم داری می‌پرسی؟

458
00:28:36,548 --> 00:28:39,174
‫این انصاف نیست. فقط گوش کن.

459
00:28:39,175 --> 00:28:40,801
‫تو باید بری.

460
00:28:40,802 --> 00:28:42,011
‫صبر کن.

461
00:29:12,000 --> 00:29:15,000
[ نوامبر، ۱۹۹۵ ]

462
00:29:30,310 --> 00:29:31,936
‫بازم ممنونم که این کارو می‌کنی.

463
00:29:40,612 --> 00:29:42,030
‫بعد از اینکه پدرم فوت کرد،

464
00:29:42,864 --> 00:29:45,450
‫تنها موندم، و خیلی سخت بود.

465
00:29:46,618 --> 00:29:50,622
‫ولی دلم به این خوش بود که
‫دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم.

466
00:29:52,499 --> 00:29:54,917
‫- الان می‌ترسم.
‫- سوفیا، متاسفم که من...

467
00:29:54,918 --> 00:29:57,253
‫نه، نمی‌خوام بهم بگی متاسفی.

468
00:29:57,754 --> 00:30:00,339
‫می‌خوام بهم بگی که
‫قراره حالمون خوب باشه

469
00:30:00,340 --> 00:30:02,175
‫و همه‌ی اینا ارزششو داره.

470
00:30:02,717 --> 00:30:04,259
‫حالمون خوب می‌شه. ارزششو داره.

471
00:30:04,260 --> 00:30:06,720
‫نمی‌تونم رابطه‌مونو از دست بدم، جیکوب.

472
00:30:06,721 --> 00:30:08,055
‫- نمی‌تونم.
‫- می‌دونم.

473
00:30:08,056 --> 00:30:10,475
‫و به زودی از اون طرفِ این ماجرا میایم بیرون.

474
00:30:10,975 --> 00:30:13,061
‫و بعدش همه‌چیزو برات جبران می‌کنم.

475
00:30:15,605 --> 00:30:17,981
‫امیدوارم راجع به برگشتن
‫به آمریکا جدی بوده باشی،

476
00:30:17,982 --> 00:30:20,275
‫چون به محض اینکه رائول رو بگیرن،

477
00:30:20,276 --> 00:30:22,903
‫باید از مکزیکوسیتی بزنیم به چاک.

478
00:30:22,904 --> 00:30:24,905
‫کی می‌دونه چند نفر تو دولت قراره...

479
00:30:24,906 --> 00:30:27,534
‫- این کافی نیست.
‫- چی؟

480
00:30:28,409 --> 00:30:31,329
‫نه، من... من تمام مشتری‌هامون رو می‌شناسم.

481
00:30:32,664 --> 00:30:35,208
‫اون کانتینرها با هیچ‌کدومشون جور درنمیاد.

482
00:30:36,000 --> 00:30:38,001
‫حتماً محموله‌های سریِ خودشه.

483
00:30:38,002 --> 00:30:40,964
‫می‌دونم، ولی مدرک باید صددرصد
‫محکم باشه تا بتونن اقدام کنن.

484
00:30:41,798 --> 00:30:44,008
‫این تنها راهیه که واسه همیشه خلاص شیم.

485
00:30:45,552 --> 00:30:47,428
‫می‌دونی کلیدا رو کجا نگه می‌داره؟

486
00:31:35,810 --> 00:31:37,061
‫کی اونجاست؟

487
00:31:39,898 --> 00:31:42,025
‫می‌دونم یکی اونجاست! همین الان بیا بیرون!

488
00:31:48,865 --> 00:31:50,949
‫داری چه گوهی می‌خوری، جیکوب؟

489
00:31:50,950 --> 00:31:52,242
‫دنبال تو می‌گشتم!

490
00:31:52,243 --> 00:31:53,952
‫- یه قرارداد جدید بود، و...
‫- مادرجنده!

491
00:31:53,953 --> 00:31:55,370
‫زانو بزن!

492
00:31:55,371 --> 00:31:57,289
‫- برو اونجا زانو بزن!
‫- رائول!

493
00:31:57,290 --> 00:31:58,790
‫خواهش می‌کنم! تو نمی‌خوای این کارو بکنی.

494
00:31:58,791 --> 00:32:00,292
‫معلومه که نمی‌خوام این
‫کارو بکنم. مخصوصاً اینجا.

495
00:32:00,293 --> 00:32:01,210
‫صبر کن!

496
00:32:02,003 --> 00:32:03,296
‫راستش...

497
00:32:04,047 --> 00:32:05,881
‫یه مدتی بود که به یه
‫همچین چیزی شک کرده بودم.

498
00:32:05,882 --> 00:32:07,759
‫و امشب اومدم اینجا تا مطمئن شم.

499
00:32:08,343 --> 00:32:09,760
‫و چی فهمیدی، مو بلوند؟

500
00:32:09,761 --> 00:32:11,553
‫اینکه بی‌دقت شدی.

501
00:32:11,554 --> 00:32:13,096
‫من فهمیدم قضیه چیه،

502
00:32:13,097 --> 00:32:17,851
‫و من فقط یه آدم معمولیم که رد پول رو گرفته.

503
00:32:17,852 --> 00:32:21,855
‫فقط مسئله زمانه تا یکی دیگه هم بفهمه.

504
00:32:21,856 --> 00:32:25,150
‫ولی اگه شریک درست و درمونی داشتی...

505
00:32:25,151 --> 00:32:27,278
‫چه جیگری داری!

506
00:32:27,862 --> 00:32:29,279
‫چطوری می‌خوای کمکم کنی؟

507
00:32:29,280 --> 00:32:31,365
‫من وکیل شرکتم.

508
00:32:31,366 --> 00:32:33,492
‫پیچوندن و گمراه کردن کار منه.

509
00:32:33,493 --> 00:32:36,995
‫می‌تونم اینو تو یه ساختار از
‫شرکت‌های پوششی قایم کنم.

510
00:32:36,996 --> 00:32:40,667
‫ده سال طول می‌کشه تا یه حسابدارِ
‫خبره بتونه ردشو بگیره و به تو برسه.

511
00:32:43,127 --> 00:32:44,712
‫از تو خوشم میاد، جیکوب.

512
00:32:46,381 --> 00:32:47,839
‫ولی تو یه خارجیِ کیری هستی.

513
00:32:47,840 --> 00:32:48,967
‫حق با توئه.

514
00:32:49,759 --> 00:32:52,512
‫من اینجا و این تجارت رو نمی‌شناسم.

515
00:32:53,054 --> 00:32:55,681
‫ولی اینو می‌دونم که قراره گیر بیفتی،

516
00:32:55,682 --> 00:32:58,434
‫و بدتر از اون،
‫داری کلی پول رو نادیده می‌گیری.

517
00:33:01,354 --> 00:33:02,729
‫سراپا گوشم.

518
00:33:02,730 --> 00:33:06,067
‫طبق چیزایی که من تونستم جمع‌آوری کنم،

519
00:33:06,651 --> 00:33:09,236
‫تو فقط داری به آدمای یه
‫طرف معامله می‌فروشی.

520
00:33:09,237 --> 00:33:13,533
‫لازم نیست دلال اسلحه
‫باشم تا بدونم این تجارتِ بدیه.

521
00:33:14,450 --> 00:33:16,451
‫فکر نمی‌کنی مشتری‌هام ممکنه ناراحت بشن...

522
00:33:16,452 --> 00:33:18,662
‫اگه بفهمن دارم با هر دو طرف بازی می‌کنم؟

523
00:33:18,663 --> 00:33:19,622
‫اگه بفهمن.

524
00:33:20,206 --> 00:33:23,042
‫من می‌تونم کاری کنم که نفهمن.

525
00:33:24,585 --> 00:33:26,170
‫و چی گیر تو میاد؟

526
00:33:28,339 --> 00:33:33,510
‫فکر کنم مذاکره رو با ۱۰
‫درصد از سود خالص شروع کنیم،

527
00:33:33,511 --> 00:33:37,347
‫و ۵ درصد سهام شرکت،

528
00:33:37,348 --> 00:33:40,309
‫و از اونجا بریم جلو.

529
00:33:41,894 --> 00:33:43,479
‫گرینگوی کیری.

530
00:33:55,116 --> 00:33:56,533
‫اینو از کجا می‌دونی؟

531
00:33:56,534 --> 00:33:58,953
‫چون درشو باز کردم و یه موشک دیدم.

532
00:34:01,330 --> 00:34:02,497
‫کارت خوب بود.

533
00:34:02,498 --> 00:34:03,832
‫خب، حالا چی می‌شه؟

534
00:34:03,833 --> 00:34:04,792
‫می‌فرستمش بالا.

535
00:34:05,460 --> 00:34:09,087
‫اونا به فدرال‌ها می‌گن که جلوشو
‫بگیرن، و اگه درست باشه...

536
00:34:09,088 --> 00:34:11,883
‫- هست.
‫- اون‌وقت تو یه مرد آزادی، جیکوب مونرو.

537
00:34:15,344 --> 00:34:16,804
‫هر وقت تموم شد بهم خبر بده.

538
00:34:18,723 --> 00:34:20,683
‫استعداد واقعی تو این کار داری، می‌دونی؟

539
00:34:22,477 --> 00:34:23,603
‫بیشترِ آدما ندارن.

540
00:34:24,103 --> 00:34:26,438
‫اگه یه وقت خواستی شغلت رو عوض کنی،

541
00:34:26,439 --> 00:34:28,440
‫سازمان واقعاً به آدمی مثل تو نیاز داره.

542
00:34:28,441 --> 00:34:30,025
‫فکر می‌کنی دلم بخواد واسه تو کار کنم؟

543
00:34:30,026 --> 00:34:32,153
‫اونقدرام بد نیستم اگه منو بشناسی.

544
00:34:33,696 --> 00:34:36,324
‫- زندگیِ هیجان‌انگیزیه.
‫- من هیجان نمی‌خوام.

545
00:34:36,824 --> 00:34:38,659
‫من می‌خوام دیگه هیچ‌وقت باهات حرف نزنم.

546
00:34:44,457 --> 00:34:46,625
‫پیچیده نیست. فقط نرو باهاش ملاقات کن.

547
00:34:46,626 --> 00:34:49,002
‫- اون‌وقت به رائول چی بگم؟
‫- برام مهم نیست.

548
00:34:49,003 --> 00:34:51,922
‫سه روز دیگه از دسترسش
‫خارج می‌شیم. خیلی نزدیکیم.

549
00:34:51,923 --> 00:34:54,424
‫واسه همینه که الان نباید
‫هیچ شک و شبهه‌ای ایجاد کنم.

550
00:34:54,425 --> 00:34:56,593
‫رائول فقط دوست داره صدای خودشو بشنوه.

551
00:34:56,594 --> 00:34:57,428
‫جیکوب...

552
00:34:58,971 --> 00:35:00,306
‫یه نقشه‌ی جدید دارم.

553
00:35:01,057 --> 00:35:02,892
‫و توش یه حیاط خلوت هست،

554
00:35:03,518 --> 00:35:06,104
‫قصه گفتن واسه بچه‌هامون موقع خواب،

555
00:35:06,604 --> 00:35:08,731
‫و مردی که اونقدر دوستش
‫دارم که قلبم درد می‌گیره.

556
00:35:09,440 --> 00:35:11,359
‫بهم قول بده که اینو از دست نمی‌دم.

557
00:35:17,615 --> 00:35:18,449
‫از دست نمی‌دی.

558
00:35:19,492 --> 00:35:20,451
‫قول می‌دم.

559
00:35:22,036 --> 00:35:24,205
‫قبل از اینکه کار آشپزخونه
‫رو تموم کنی برمی‌گردم.

560
00:35:40,596 --> 00:35:41,430
‫جیکوب.

561
00:35:42,473 --> 00:35:45,017
‫شرمنده که این دیروقت مزاحم
‫می‌شم، ولی باید حرف بزنیم.

562
00:35:45,643 --> 00:35:47,144
‫همه چی ردیفه؟

563
00:35:47,145 --> 00:35:50,606
‫نه، ولی به زودی می‌شه. بیا.

564
00:36:02,243 --> 00:36:04,787
‫من می‌خوام معامله با تو
‫و گرینگوها رو به هم بزنم.

565
00:36:05,371 --> 00:36:07,498
‫می‌خوام به رئیست بگی.

566
00:36:08,166 --> 00:36:10,709
‫و همین‌طور معامله‌ی خودمون.

567
00:36:10,710 --> 00:36:11,626
‫خداحافظ.

568
00:36:11,627 --> 00:36:12,545
‫رائول.

569
00:36:13,671 --> 00:36:16,798
‫مطمئنم هر اتفاقی افتاده،
‫می‌تونیم درستش کنیم.

570
00:36:16,799 --> 00:36:19,719
‫هیچ کاری نیست که بتونیم
‫بکنیم تا درست بشه. گند زدم.

571
00:36:23,598 --> 00:36:25,891
‫فهمیدم یه جاسوس تو شرکتم هست...

572
00:36:25,892 --> 00:36:28,060
‫که داره سعی می‌کنه نابودم کنه.

573
00:36:29,979 --> 00:36:30,813
‫کی؟

574
00:36:31,647 --> 00:36:33,648
‫سوفیا.

575
00:36:33,649 --> 00:36:35,150
‫از بخش عملیات.

576
00:36:35,151 --> 00:36:36,526
‫نه. امکان نداره درست باشه.

577
00:36:36,527 --> 00:36:37,694
‫بهت می‌گم که هست.

578
00:36:37,695 --> 00:36:39,279
‫و منم بهت می‌گم،

579
00:36:39,280 --> 00:36:41,239
‫من تمام این مدت باهاش نزدیک کار کردم،

580
00:36:41,240 --> 00:36:43,200
‫و هیچ‌وقت هیچ نشونه‌ای ندیدم...

581
00:36:43,201 --> 00:36:47,370
‫که چیزی غیر از یه کارمند
‫خوب و وفادار به تو باشه.

582
00:36:47,371 --> 00:36:48,664
‫من می‌تونم ثابتش کنم.

583
00:36:49,373 --> 00:36:52,835
‫مگه اینکه تو چیزی بدونی که من نمی‌دونم،
‫از تو می‌خوام که خفه شی.

584
00:36:54,253 --> 00:36:55,755
‫و با من اون‌طوری حرف نزن.

585
00:36:57,465 --> 00:36:58,549
‫فهمیدی؟

586
00:37:02,553 --> 00:37:03,554
‫متاسفم.

587
00:37:05,389 --> 00:37:06,307
‫خب...

588
00:37:07,475 --> 00:37:08,976
‫تو چیزی می‌دونی که من نمی‌دونم؟

589
00:37:13,773 --> 00:37:17,485
‫ببخشید که تند رفتم.

590
00:37:19,153 --> 00:37:20,863
‫فقط شوکه شدم.

591
00:37:23,616 --> 00:37:25,368
‫فکر می‌کردم می‌شناسمش.

592
00:37:26,786 --> 00:37:27,870
‫منم همین‌طور.

593
00:37:31,249 --> 00:37:34,502
‫آدم هیچ‌وقت واقعاً کسی رو نمی‌شناسه، رفیق.

594
00:37:37,630 --> 00:37:38,839
‫ولی نگران نباش.

595
00:37:40,716 --> 00:37:42,593
‫داریم به حسابش می‌رسیم.

596
00:37:48,266 --> 00:37:49,558
‫سوفیا!

597
00:37:52,812 --> 00:37:53,688
‫سوفیا.

598
00:37:57,942 --> 00:38:00,695
‫زود باش. زود باش.

599
00:38:02,405 --> 00:38:03,613
‫- الو؟
‫- کاستا!

600
00:38:03,614 --> 00:38:06,700
‫جیکوب، بهت گفتم این خط
‫فقط واسه مواقع اضطراریه.

601
00:38:06,701 --> 00:38:09,245
‫زاپاتا، اون سوفیا رو برد. اون نیستش.

602
00:38:11,497 --> 00:38:12,456
‫کاستا!

603
00:38:13,666 --> 00:38:15,417
‫نمی‌دونم می‌خوای من چیکار کنم.

604
00:38:15,418 --> 00:38:18,586
‫کمکش کن، خواهش می‌کنم! تو کسی
‫بودی که پاشو به این ماجرا باز کرد! لطفاً!

605
00:38:18,587 --> 00:38:20,213
‫نه، تو کردی.

606
00:38:20,214 --> 00:38:21,464
‫برو خدا رو شکر کن.

607
00:38:21,465 --> 00:38:23,508
‫ممکن بود تو الان تو یه
‫قبر بی‌نام و نشون باشی.

608
00:38:23,509 --> 00:38:26,803
‫حالا سر قولت بمون و دیگه
‫هیچ‌وقت با من حرف نزن.

609
00:38:26,804 --> 00:38:28,347
‫بی‌خیال. نه، نمی‌تونی این کارو بکنی!

610
00:38:28,931 --> 00:38:30,308
‫نمی‌تونی!

611
00:39:43,547 --> 00:39:46,509
‫چطور مطمئن باشم وقتی از این مخمصه
‫کشیدمت بیرون، بهم نارو نمی‌زنی؟

612
00:39:50,429 --> 00:39:52,263
‫یه پایگاه داده‌ی آنلاین امن هست

613
00:39:52,264 --> 00:39:55,976
‫که اطلاعاتی که لازم داریم و
‫خیلی چیزای بیشتر توش ذخیره شده.

614
00:39:56,644 --> 00:40:01,314
‫اونقدر خفن رمزگذاری شده که حتی خودمم
‫بدون این کتاب نمی‌تونم بهش دسترسی پیدا کنم.

615
00:40:01,315 --> 00:40:04,318
‫به نشونه‌ی حسن نیت، می‌ذارم دست تو بمونه.

616
00:40:04,944 --> 00:40:06,236
‫پس یه جور رمزه.

617
00:40:06,237 --> 00:40:07,654
‫- آره.
‫- چطوری کار می‌کنه؟

618
00:40:07,655 --> 00:40:11,282
‫خب، اگه اینو بهت بگم، دیگه انگیزه‌ی
‫زیادی واسه محافظت از من نداری، مگه نه؟

619
00:40:11,283 --> 00:40:13,785
‫- آره.
‫- هی، چقدر دیگه می‌رسی؟

620
00:40:13,786 --> 00:40:16,371
‫۳۰ ثانیه دیگه تو خروجی شرقی‌ام.

621
00:40:16,372 --> 00:40:18,081
‫باشه، برو رو بی‌سیم.

622
00:40:18,082 --> 00:40:18,958
‫دریافت شد.

623
00:41:01,375 --> 00:41:02,543
‫هی، پیداش کردی؟

624
00:41:03,169 --> 00:41:04,003
‫پیداش کردم.

625
00:41:34,366 --> 00:41:35,784
‫پیتر؟ داری میای؟

626
00:41:38,245 --> 00:41:39,455
‫گندش بزنن.

627
00:41:41,790 --> 00:41:42,833
‫تو همینجا بمون.

628
00:42:41,000 --> 00:42:43,800
[ آرلینگتون، ویرجینیا ]

629
00:42:43,852 --> 00:42:45,024
‫مامان‌بزرگ، می‌شه پول بدی بستنی بخریم؟

630
00:42:45,024 --> 00:42:46,105
[ می، ۲۰۱۱ ]
‫مامان‌بزرگ، می‌شه پول بدی بستنی بخریم؟

631
00:42:46,105 --> 00:42:46,647
[ می، ۲۰۱۱ ]

632
00:42:46,647 --> 00:42:47,481
‫باشه.
[ می، ۲۰۱۱ ]

633
00:42:47,481 --> 00:42:48,482
[ می، ۲۰۱۱ ]

634
00:42:48,482 --> 00:42:49,024
‫ولی...
[ می، ۲۰۱۱ ]

635
00:42:49,024 --> 00:42:49,483
‫ولی...

636
00:42:50,776 --> 00:42:52,152
‫براتون آب می‌خوره.

637
00:42:54,822 --> 00:42:57,032
‫باشه، باشه، باشه. حسابتون صاف شد.

638
00:43:06,500 --> 00:43:07,710
‫بچه‌های بامزه‌ای‌ان.

639
00:43:09,044 --> 00:43:10,337
‫بچه‌های تو ان؟

640
00:43:11,088 --> 00:43:12,630
‫وای، نه.

641
00:43:12,631 --> 00:43:13,841
‫مال دخترمن.

642
00:43:14,383 --> 00:43:16,677
‫ولی هر وقت فرصت کنم میارمشون پیش خودم.

643
00:43:18,178 --> 00:43:19,555
‫باید حس خوبی باشه.

644
00:43:20,055 --> 00:43:21,514
‫بهت چی میگن؟

645
00:43:21,515 --> 00:43:22,891
‫«مامان‌بزرگ»؟

646
00:43:23,976 --> 00:43:25,101
‫«مارگارت»؟

647
00:43:25,102 --> 00:43:26,228
‫«مامور میلر»؟

648
00:43:28,314 --> 00:43:29,523
‫یا شاید «کاستا»؟

649
00:43:32,568 --> 00:43:33,777
‫چطور پیدات کردم؟

650
00:43:34,653 --> 00:43:35,654
‫خیلی آروم...

651
00:43:37,031 --> 00:43:38,907
‫و با کلی خرج و مخارج.

652
00:43:41,368 --> 00:43:42,870
‫به نظر فرق کردی.

653
00:43:43,621 --> 00:43:46,624
‫خب، مشروب رو گذاشتم کنار
‫و حسابی چسبیدم به یه کار جدید.

654
00:43:53,005 --> 00:43:55,048
‫هاوانا، ۱۹۹۸.

655
00:43:55,049 --> 00:43:58,969
‫از آخرین باری که با هم حرف
‫زدیم خیلی چیزا دیدم، ولی این...

656
00:44:00,262 --> 00:44:02,473
‫اوه، این دیگه خیلی کثیف‌کاریه.

657
00:44:03,140 --> 00:44:04,016
‫آفرین.

658
00:44:04,558 --> 00:44:07,518
‫من به دستور سازمان عمل می‌کردم.

659
00:44:07,519 --> 00:44:08,437
‫شاید.

660
00:44:09,897 --> 00:44:11,315
‫ولی اگه این قضیه لو بره،

661
00:44:12,232 --> 00:44:14,400
‫واقعاً فکر می‌کنی سازمان
‫تقصیر رو گردن می‌گیره؟

662
00:44:14,401 --> 00:44:16,694
‫چون تا جایی که من می‌بینم،
‫قشنگ دارن پشتتو خالی می‌کنن.

663
00:44:16,695 --> 00:44:19,614
‫بعد از ۱۵ سال دقیقاً چی از جون من می‌خوای؟

664
00:44:19,615 --> 00:44:21,658
‫یه توضیح؟

665
00:44:21,659 --> 00:44:23,534
‫نه، خودم می‌دونم چی شده.

666
00:44:23,535 --> 00:44:25,203
‫تو از اطلاعاتی که من جمع
‫کرده بودم استفاده کردی...

667
00:44:25,204 --> 00:44:27,205
‫به عنوان یه اهرم فشار برای
‫جوش دادن معامله با زاپاتا.

668
00:44:27,206 --> 00:44:31,335
‫آمریکا و متحدانش دست از سرش
‫بردارن، و سازمان هم واسه...

669
00:44:31,835 --> 00:44:33,878
‫فوق‌برنامه‌هاش، اسلحه گیرش بیاد.

670
00:44:33,879 --> 00:44:35,506
‫جنگ سرد تموم شده بود.

671
00:44:36,590 --> 00:44:37,549
‫بودجه‌ها آب رفتن.

672
00:44:38,926 --> 00:44:40,885
‫گیر دادنا بیشتر شد.

673
00:44:40,886 --> 00:44:42,887
‫مجبور شدیم بریم سراغ شرکای جدید.

674
00:44:42,888 --> 00:44:43,930
‫مثل یه دلال اسلحه.

675
00:44:43,931 --> 00:44:47,308
‫خب، وقتی پاشون به میز مذاکره باز
‫میشه، بیشتر شبیه مبارزای راه آزادی می‌شن.

676
00:44:47,309 --> 00:44:49,227
‫تا وقتی که این اتحاد دیگه به نفعتون نباشه.

677
00:44:49,228 --> 00:44:50,895
‫و وقتی که ورق برگشت،

678
00:44:50,896 --> 00:44:52,939
‫با کمال میل دورشون زدین.

679
00:44:52,940 --> 00:44:56,944
‫هر بار که دولت عوض می‌شه،
‫اولویت‌ها هم باهاش تغییر می‌کنن.

680
00:44:58,278 --> 00:45:00,614
‫رئیس‌جمهور می‌خواست از شرش خلاص شه؟

681
00:45:01,115 --> 00:45:03,283
‫راستش می‌خواست کلاً دفنش کنه.

682
00:45:04,034 --> 00:45:06,328
‫واسه از بین بردنش به یه
‫عملیات مخفی چراغ سبز نشون داد.

683
00:45:07,538 --> 00:45:09,707
‫ولی اطلاعاتمون غلط بود. اون اونجا نبود.

684
00:45:12,000 --> 00:45:14,294
‫خواهرش و بچه‌هاش اونجا بودن.

685
00:45:16,004 --> 00:45:19,257
‫بعد از اون قضیه، کلاً رفت
‫تو خفا، و خشونتش رو برد بالا،

686
00:45:19,258 --> 00:45:21,175
‫ولی دیگه جیکش هم درنیومد.

687
00:45:21,176 --> 00:45:22,136
‫اوه، درمیاد...

688
00:45:23,345 --> 00:45:24,263
‫دیر یا زود.

689
00:45:24,763 --> 00:45:27,474
‫خب، با اینکه خیلی حال
‫می‌کنم با هم تجدید خاطره کنیم،

690
00:45:28,016 --> 00:45:30,686
‫کارای مهم‌تری از مرور کردن گذشته‌ها دارم.

691
00:45:32,229 --> 00:45:34,106
‫مدرسه‌ی روزانه‌ی کِندال.

692
00:45:37,151 --> 00:45:39,153
‫رو اعصابم راه نرو.

693
00:45:49,496 --> 00:45:50,456
‫پس چی؟

694
00:45:52,124 --> 00:45:53,249
‫یه عذرخواهی می‌خوای؟

695
00:45:53,250 --> 00:45:54,960
‫سوفیا چی؟ چه بلایی سرش اومد؟

696
00:45:59,256 --> 00:46:00,715
‫یکی از شرط‌های معامله این بود

697
00:46:00,716 --> 00:46:04,594
‫که جاسوسمون تو تشکیلاتش رو بهش لو بدیم.

698
00:46:04,595 --> 00:46:05,971
‫یا اون بود یا تو.

699
00:46:06,930 --> 00:46:10,391
‫تو یه مهره‌ی باارزش بودی.
‫اون فقط... تلفات جانبی بود.

700
00:46:10,392 --> 00:46:11,517
‫نه.

701
00:46:11,518 --> 00:46:14,395
‫اون تنها شانس من واسه داشتن یه
‫خانواده بود. باید منو انتخاب می‌کردی.

702
00:46:14,396 --> 00:46:18,316
‫خب هیچ‌چیزی جلوت رو نگرفته بود که
‫خودتو لو بدی و جاتو باهاش عوض کنی.

703
00:46:18,317 --> 00:46:21,152
‫می‌تونستی صاف بری تو دفتر
‫زاپاتا و همه‌چیزو بهش بگی.

704
00:46:21,153 --> 00:46:22,612
‫هیچ‌کدوم از حرفای من
‫نمی‌تونست جون اونو نجات بده.

705
00:46:22,613 --> 00:46:23,989
‫مطمئنم این حرف کمکت می‌کنه...

706
00:46:25,407 --> 00:46:26,324
‫که با این قضیه کنار بیای.

707
00:46:26,325 --> 00:46:28,701
‫- من سوفیا رو بیشتر از هر چیزی تو دنیا دوست داشتم.
‫- نه.

708
00:46:28,702 --> 00:46:31,996
‫فکر کنم شواهد نشون میده که خودت رو...

709
00:46:31,997 --> 00:46:33,665
‫یه کوچولو بیشتر دوست داشتی.

710
00:46:35,751 --> 00:46:37,294
‫صبر کن. وایسا، وایسا، وایسا.

711
00:46:37,795 --> 00:46:38,754
‫صبر کن.

712
00:46:40,506 --> 00:46:41,965
‫اون نکشتش.

713
00:46:42,800 --> 00:46:46,804
‫سوفیا زنده‌اش به عنوان یه مقصر
‫بیشتر به دردش می‌خورد تا مرده‌اش.

714
00:46:47,679 --> 00:46:50,181
‫اون از رابطه‌هاش تو دولت مکزیک استفاده کرد

715
00:46:50,182 --> 00:46:52,225
‫تا با یه اسم دیگه بفرستتش زندان

716
00:46:52,226 --> 00:46:53,769
‫اونم به خاطر یه سری از جرمای خودش.

717
00:46:55,854 --> 00:46:56,980
‫زنده‌ست؟

718
00:46:59,441 --> 00:47:01,735
‫دو سال پیش تو زندون مُرد.

719
00:47:02,778 --> 00:47:04,487
‫ولی همون ماه‌های اول حبسش،

720
00:47:04,488 --> 00:47:05,989
‫یه بچه به دنیا آورد.

721
00:47:07,366 --> 00:47:08,367
‫یه دختر.

722
00:47:12,496 --> 00:47:14,122
‫می‌تونم کمکت کنم پیداش کنی.

723
00:47:26,677 --> 00:47:28,053
‫باهام تماس می‌گیری.

724
00:47:30,138 --> 00:47:33,141
‫وقتی زنگ خورد، جواب می‌دی.

725
00:47:47,573 --> 00:47:48,699
‫ایزابل.

726
00:47:51,000 --> 00:47:54,000
[ جولای، ۲۰۱۱ ]

727
00:47:54,162 --> 00:47:55,705
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

728
00:47:55,706 --> 00:47:56,998
‫ایزابل.

729
00:47:56,999 --> 00:47:59,376
‫سه ساعت پیش به خاله‌ام گفتم دکت کنه بره.

730
00:47:59,877 --> 00:48:02,837
‫جای بهتری... واسه موندن ندارم.

731
00:48:02,838 --> 00:48:04,422
‫با من مثل بچه‌ها رفتار نکن.

732
00:48:04,423 --> 00:48:06,717
‫انگلیسیم خیلی بهتر از اسپانیایی توئه.

733
00:48:08,385 --> 00:48:09,553
‫یه کم زنگ‌زده شدم.

734
00:48:10,971 --> 00:48:13,223
‫مادرت همیشه اسپانیایی
‫حرف زدنمو مسخره می‌کرد.

735
00:48:14,433 --> 00:48:16,809
‫نمی‌دونم راجع به من چی بهت گفته.

736
00:48:16,810 --> 00:48:18,729
‫گفت آدمی نیستی که ارزش شناختن داشته باشی.

737
00:48:20,480 --> 00:48:22,482
‫اگه بتونم، دلم می‌خواد این نظرتو عوض کنم.

738
00:48:24,067 --> 00:48:25,193
‫خب، این مال اون بود.

739
00:48:28,947 --> 00:48:30,949
‫فکر می‌کردیم شاید یه روزی
‫بتونیم... برات بخونیمش.

740
00:48:31,450 --> 00:48:34,661
‫می‌دونی، اولین قرارمون
‫تو یه... کتاب‌فروشی بود.

741
00:48:35,454 --> 00:48:36,412
‫اوفلیا.

742
00:48:36,413 --> 00:48:37,330
‫مادرت...

743
00:48:37,331 --> 00:48:39,416
‫من قصه‌های پریان نمی‌خونم. بچه نیستم.

744
00:48:41,960 --> 00:48:42,794
‫می‌دونم.

745
00:48:44,087 --> 00:48:47,423
‫معلم‌هات بهم گفتن از بچه‌هایی که دو
‫سه سال ازت بزرگترن، خیلی بهتری.

746
00:48:47,424 --> 00:48:50,801
‫و هر دفعه که یه معیار جدید تعیین
‫می‌کنن، تو راحت ازش رد می‌شی.

747
00:48:50,802 --> 00:48:52,971
‫تو کمترین حالت باید بگم که خیلی خفنه.

748
00:48:54,932 --> 00:48:57,808
‫ببین، یه مدرسه‌ی بین‌المللی تو شهر هست.

749
00:48:57,809 --> 00:49:01,395
‫یه برنامه‌ی پیشرفته داره که دانش‌آموزا
‫رو می‌فرسته تو بهترین دانشگاه‌های دنیا.

750
00:49:01,396 --> 00:49:02,521
‫من اونجا دوست و آشنا دارم.

751
00:49:02,522 --> 00:49:05,149
‫خیلیا بهم بدهکارن. می‌تونی از
‫دوشنبه کارت رو شروع کنی.

752
00:49:05,150 --> 00:49:08,069
‫ما حتی پول برق خونمونم نداریم
‫بدیم. و سه ماهم از اجاره عقبیم.

753
00:49:08,070 --> 00:49:10,821
‫- چطور می‌تونیم از پس هزینه‌ی اونجا بربیایم؟
‫- هزینه‌اش قبلاً ردیف شده.

754
00:49:10,822 --> 00:49:11,740
‫و در مورد اجاره هم،

755
00:49:12,574 --> 00:49:15,242
‫الان سند آپارتمان با یه
‫صندوق امانی خورده به اسمت.

756
00:49:15,243 --> 00:49:19,246
‫پس اگه می‌خوای بری یه جای بهتر،
‫می‌تونیم یه جای باحال‌تر برات ردیف کنیم،

757
00:49:19,247 --> 00:49:20,749
‫و تو هم می‌تونی این یکی رو بدی اجاره.

758
00:49:25,879 --> 00:49:26,922
‫گمشو.

759
00:49:28,215 --> 00:49:29,633
‫- ایزابل، فقط...
‫- فقط برو.

760
00:49:46,984 --> 00:49:49,194
‫امم، اگه یه روز خواستی
‫در مورد آینده‌ت حرف بزنی...

761
00:49:50,946 --> 00:49:53,907
‫اگه یه وقتی فضولیت گل کرد...

762
00:50:19,891 --> 00:50:20,976
‫پیتر کجاست؟

763
00:50:22,000 --> 00:50:25,000
Amir Luminox ترجمه از

764
00:50:25,030 --> 00:50:30,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

765
00:50:30,030 --> 00:50:40,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top