1
00:00:07,000 --> 00:00:09,000
‫آنچه در «مأمور شب» گذشت...

2
00:00:09,009 --> 00:00:10,051
‫برو بیرون.

3
00:00:11,386 --> 00:00:12,803
‫نه، اون می‌مونه.

4
00:00:12,804 --> 00:00:14,763
‫من به قولم عمل کردم.

5
00:00:14,764 --> 00:00:15,807
‫پیتر.

6
00:00:16,307 --> 00:00:17,683
‫خوشحالم که می‌بینمت، ریچی.

7
00:00:17,684 --> 00:00:21,937
‫هر چی بیشتر درگیر این کار می‌شم،
‫هر چی بیشتر یاد می‌گیرم، بیشتر می‌ترسم.

8
00:00:21,938 --> 00:00:23,439
‫یه دوست خوب این دور و بر به دردم می‌خوره.

9
00:00:23,440 --> 00:00:25,941
‫- گوه‌کاری‌های کاخ سفیدی.
‫- چیزی که من دارم راجع بهش حرف می‌زنم این‌طوری نیست.

10
00:00:25,942 --> 00:00:27,776
‫- تو کی هستی؟
‫- اسمم آدامِ.

11
00:00:27,777 --> 00:00:29,695
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- رئیس‌جمهور منو فرستاده.

12
00:00:29,696 --> 00:00:30,696
‫من همکار جدیدتم.

13
00:00:30,697 --> 00:00:32,823
‫دو ساعت شیفت انفرادی داری.

14
00:00:32,824 --> 00:00:34,450
‫از لبه رودخونه دور بمون.

15
00:00:34,451 --> 00:00:36,536
‫- تو هم شیفت انفرادی داری؟
‫- آره.

16
00:00:38,496 --> 00:00:39,539
‫گوشیتو بده به من.

17
00:00:43,043 --> 00:00:43,960
‫برو.

18
00:00:56,181 --> 00:00:57,848
‫کیف پول رمزارزی که
‫ال‌اف‌اس ازش استفاده می‌کرد؟

19
00:00:57,849 --> 00:01:00,809
‫همین هفته چند تا واریزی جدید
‫بهش انجام شده.

20
00:01:00,810 --> 00:01:02,519
‫دارن واسه یه کار دیگه نقشه می‌کشن.

21
00:01:02,520 --> 00:01:04,688
‫اگه زمان‌بندی واریزی‌ها مثل حمله اول باشه،

22
00:01:04,689 --> 00:01:07,524
‫پس کمتر از یه هفته وقت داریم تا
‫اون اتفاق بیفته، حالا هر چی که هست.

23
00:01:07,525 --> 00:01:09,193
‫اسم جیکوب مونرو رو می‌بینم.

24
00:01:09,194 --> 00:01:12,529
‫این تحقیقی که راجع بهشه،
‫واقعاً اوضاعش این‌قدر خرابه؟

25
00:01:12,530 --> 00:01:14,364
‫اون سال‌هاست که حامی مالی بزرگی بوده.

26
00:01:14,365 --> 00:01:15,657
‫تحقیقی که راجع به اونه

27
00:01:15,658 --> 00:01:17,993
‫و تحقیقی که راجع به حمله تروریستیه،
‫جفتشون یکیه.

28
00:01:17,994 --> 00:01:19,369
‫چلسی، چه خبر؟

29
00:01:19,370 --> 00:01:22,498
‫فکر می‌کنم یه خبرای عجیبی بین
‫رئیس‌جمهور و بانوی اول هست.

30
00:01:22,499 --> 00:01:24,208
‫من نباید چیزی در مورد این قضیه بگم.

31
00:01:24,209 --> 00:01:26,502
‫فکر کنم تو تنها کسی هستی که
‫واقعاً می‌تونم باهاش حرف بزنم.

32
00:01:26,503 --> 00:01:29,713
‫اگه این یارو رو پیدا کنم، جی رو
‫هم پیدا می‌کنم. ولی الان هیچی ندارم.

33
00:01:29,714 --> 00:01:32,800
‫یه منبع دارم. قبلاً بهم تو شناسایی
‫چیزا کمک کرده. می‌تونم الان برم اونجا.

34
00:01:32,801 --> 00:01:35,469
‫- می‌خوای باهات بیام؟
‫- نه، این‌طوری می‌ترسه.

35
00:01:35,470 --> 00:01:38,223
‫اون منو می‌شناسه. بهم اعتماد داره.
‫باید تنهایی باهاش حرف بزنم.

36
00:01:40,000 --> 00:01:47,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

37
00:01:47,020 --> 00:01:50,024
Amir Luminox ترجمه از

38
00:01:56,000 --> 00:01:59,000
‫[ هشت سال قبل ]

39
00:03:19,000 --> 00:03:24,000
‫« مأمور شب »

40
00:03:27,916 --> 00:03:29,249
‫اون عصبی به نظر میاد.

41
00:03:29,250 --> 00:03:31,920
‫فکر می‌کنی نکنه حقوق‌بگیر بروکر باشه؟

42
00:03:32,462 --> 00:03:34,214
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم همه هستن.

43
00:03:35,590 --> 00:03:38,843
‫گفت اون یه منبع بوده. ولی داشتنِ یه
‫روزنامه‌نگار برای اون حرکت هوشمندانه‌ایه، پس...

44
00:03:40,929 --> 00:03:42,554
‫اونجاست. دیدمش.

45
00:03:42,555 --> 00:03:45,808
‫- گفتی خطرناکه، نه؟
‫- آره، و اون مستقیم رفت پیشش.

46
00:03:48,102 --> 00:03:48,937
‫دارن میرن.

47
00:03:51,314 --> 00:03:53,690
‫- داره با پای خودش میره.
‫- صبر کن، نکنه دارن با هم قرار می‌ذارن؟

48
00:03:53,691 --> 00:03:56,818
‫اوه، لعنتی.
‫قسم می‌خوردم که من تیپ مورد علاقه‌اش هستم.

49
00:03:56,819 --> 00:03:58,237
‫به نظر میاد که تو تیپ مورد علاقه‌اش هستی.

50
00:03:58,238 --> 00:04:00,614
‫- داری به من میگی پیر؟
‫- آره.

51
00:04:00,615 --> 00:04:02,407
‫تشخیص چهره همراهت داری؟

52
00:04:02,408 --> 00:04:03,659
‫آره، عکس رو بفرست.

53
00:04:03,660 --> 00:04:06,328
‫- وضعیت شنود چطوره؟
‫- کیمرا ۴۷٪ و در حال رشده.

54
00:04:06,329 --> 00:04:08,997
‫نصف اف‌بی‌آی دنبال این
‫یارو هستن. به موزلی خبر بدیم؟

55
00:04:08,998 --> 00:04:11,584
‫هنوز نه. بذار ببینیم داره کجا می‌بردش،
‫بعدش خبر می‌دم.

56
00:04:42,198 --> 00:04:44,658
‫خیلی داری ازمون فاصله می‌گیری.

57
00:04:44,659 --> 00:04:46,243
‫این واقعاً خویشتن‌داریه.

58
00:04:46,244 --> 00:04:49,663
‫همه تعقیب و گریزها که نمیشه
‫مثل یه دور دور تو استانبول باشه.

59
00:04:49,664 --> 00:04:52,125
‫خب، سعی کن هاوانا وسط رژه رو امتحان کنی.

60
00:04:53,251 --> 00:04:55,294
‫بزرگراه دی‌سی، خلاف جهت.

61
00:04:55,295 --> 00:04:57,046
‫این دیگه خیلی بی‌مسئولیته.

62
00:04:58,423 --> 00:04:59,841
‫اوه، هویتشو پیدا کردیم.

63
00:05:01,801 --> 00:05:04,386
‫- آره، خودشه.
‫- اسمش جیکوب مونروئه.

64
00:05:04,387 --> 00:05:05,846
‫- سابقه کیفری؟
‫- هیچی.

65
00:05:05,847 --> 00:05:07,639
‫- وابستگی‌های قابل توجه؟
‫- هیچی.

66
00:05:07,640 --> 00:05:11,101
‫گزارش می‌گه که شرکت
‫مشاوره خصوصی خودش رو داره.

67
00:05:11,102 --> 00:05:15,188
‫همه چی رو انجام میده، از ارزیابی
‫انطباق گرفته تا پشتیبانی مذاکره.

68
00:05:15,189 --> 00:05:16,690
‫پشتیبانی مذاکره؟

69
00:05:16,691 --> 00:05:19,861
‫- اون دیگه چه کوفتیه؟
‫- پولداره، کلی هم وصله.

70
00:05:20,361 --> 00:05:22,487
‫در نگاه اول، همه‌چیز قانونی به نظر میاد.

71
00:05:22,488 --> 00:05:24,406
‫ولی صبر کن، صبر کن، صبر کن.

72
00:05:24,407 --> 00:05:26,658
‫- مدیریت آر. ام. جی.
‫- چی؟ چی در موردش؟

73
00:05:26,659 --> 00:05:29,704
‫به عنوان کارفرمای قبلی ذکر شده.
‫فقط یه حدسه، ولی...

74
00:05:30,997 --> 00:05:35,125
‫خانم زیبای من، لیندا اون سر توی لانگلی،
‫سعی کن اینو سه بار تند بگی،

75
00:05:35,126 --> 00:05:37,085
‫اون یه لطف بزرگ به من بدهکاره.

76
00:05:37,086 --> 00:05:39,838
‫ببینم می‌تونه یه ردیابی انجام بده،
‫بدون اینکه جایی ثبت بشه.

77
00:05:39,839 --> 00:05:42,841
‫- فکر می‌کنی مونرو سیا-ئیه؟
‫- آره، یا وصل به سیا.

78
00:05:42,842 --> 00:05:43,925
‫مدیریت آر. ام. جی.

79
00:05:43,926 --> 00:05:47,221
‫خیلی شبیه اون شرکت‌های پوششیه که
‫برای پرداخت حقوق نیروهاشون استفاده می‌کنن.

80
00:05:47,805 --> 00:05:49,057
‫لیندا.

81
00:05:54,520 --> 00:05:55,396
‫به سلامتی ما.

82
00:05:56,022 --> 00:05:57,356
‫من همین الان مسواک زدم.

83
00:05:57,357 --> 00:06:00,942
‫نه، می‌خوام به موفقیتمون،
‫به آینده‌مون سلامتی بدم.

84
00:06:01,861 --> 00:06:04,738
‫و می‌خوام اون شراب دوزاری همیشگیمون رو

85
00:06:04,739 --> 00:06:06,573
‫با اون بوردو مورد علاقه
‫رئیس‌جمهور مقایسه کنم

86
00:06:06,574 --> 00:06:08,784
‫قبل از اینکه فراموش کنم
‫طعم خوش‌سلیقگی چیه.

87
00:06:08,785 --> 00:06:11,621
‫- هی، سلیقه خوبت باعث شد منو پیدا کنی.
‫- آره.

88
00:06:19,295 --> 00:06:21,088
‫راستش رو بخوای، من
‫نمی‌تونم فرقشون رو تشخیص بدم.

89
00:06:21,089 --> 00:06:23,173
‫نه، فکر کنم می‌فهمم.

90
00:06:23,174 --> 00:06:26,593
‫این رو مردی می‌گه که تو اولین
‫قرارمون آبجو سفارش داد که مزه آبجو میده.

91
00:06:26,594 --> 00:06:31,807
‫اون قبل از این بود که تو کاخ سفید
‫به شام با رئیس‌جمهور دعوت بشیم.

92
00:06:31,808 --> 00:06:33,768
‫عزیزم، ما الان خیلی باکلاسی شدیم.

93
00:06:34,727 --> 00:06:36,728
‫- چرا اینقدر واسه این قضیه ذوق نداری؟
‫- دارم.

94
00:06:36,729 --> 00:06:38,815
‫خیلی باحاله. این...

95
00:06:40,441 --> 00:06:44,277
‫فقط تو امشب متوجه چیز غیرعادی‌ای
‫راجع به بانوی اول نشدی، شدی؟

96
00:06:44,278 --> 00:06:46,363
‫خب، اون به جوک مالیات بر ارث من نخندید،

97
00:06:46,364 --> 00:06:47,407
‫و اون جوک معمولاً همه رو می‌ترکونه.

98
00:06:48,449 --> 00:06:49,700
‫منظورت یه چیز دیگه‌ست؟

99
00:06:50,326 --> 00:06:53,453
‫ببخشید، نباید می‌گفتم که داری
‫مسئله مهاجم رو بررسی می‌کنی.

100
00:06:53,454 --> 00:06:55,539
‫نه، چیزی بین من و اون هست؟

101
00:06:55,540 --> 00:06:59,459
‫بیخیال، اون یه شام کامل برای تشکر
‫ترتیب داد. معلومه که دوستت داره.

102
00:06:59,460 --> 00:07:01,003
‫رئیس‌جمهور عجیب به نظر نمی‌رسید؟

103
00:07:01,629 --> 00:07:03,797
‫موقع دسر، حس کردم ساکت بود.

104
00:07:03,798 --> 00:07:06,634
‫خب، اگه اون مرد بلد بود چطور
‫ساکت بمونه، کار من خیلی راحت‌تر بود.

105
00:07:08,803 --> 00:07:11,097
‫رک و پوست‌کنده بگو. چی شده؟

106
00:07:15,601 --> 00:07:17,144
‫همیشه پشتمی، آره؟

107
00:07:17,145 --> 00:07:18,146
‫همیشه.

108
00:07:21,899 --> 00:07:23,317
‫تلفن برایان موت رو پیدا کردم.

109
00:07:25,820 --> 00:07:28,572
‫- فکر کردم گفتی بانوی اول داشتتش.
‫- حین شام برش داشتم.

110
00:07:28,573 --> 00:07:30,782
‫- از کجا؟
‫- از میز کارش تو اتاق مطالعه اتاق خوابشون.

111
00:07:30,783 --> 00:07:32,868
‫پس منظورت از "برداشتم" اینه که "دزدیدی"؟

112
00:07:32,869 --> 00:07:34,911
‫برای تحقیقات برداشتمش.

113
00:07:34,912 --> 00:07:37,497
‫تحقیقات سرویس یا تحقیقات غیررسمی خودت؟

114
00:07:37,498 --> 00:07:39,624
‫اون دروغ گفت، تئو.

115
00:07:39,625 --> 00:07:41,751
‫دروغ گفت که موت اسلحه داشت.

116
00:07:41,752 --> 00:07:43,044
‫هیچ اسلحه‌ای در کار نبود.

117
00:07:43,045 --> 00:07:46,339
‫دروغ گفت که اونو نمی‌شناخته.
‫ماه‌ها بود که داشت باهاش ملاقات می‌کرد.

118
00:07:46,340 --> 00:07:49,385
‫- اون چیزی نبود که سر شام گفت.
‫- می‌دونم. دروغ گفت.

119
00:07:52,805 --> 00:07:55,808
‫اون همسر یه سیاستمداره.
‫می‌دونم که بلده چطور دروغ بگه.

120
00:07:56,309 --> 00:07:59,561
‫- ولی من نگران تو هم هستم.
‫- نه. قضیه رو به من ربط نده.

121
00:07:59,562 --> 00:08:02,606
‫تو از محل اقامت خصوصی
‫رئیس‌جمهور و بانوی اول دزدی کردی.

122
00:08:02,607 --> 00:08:05,318
‫- کشف کردم.
‫- این خیلی مهمه، چلسی.

123
00:08:05,818 --> 00:08:09,779
‫این پایانِ کارته و در حد بازداشت شدنه.

124
00:08:09,780 --> 00:08:12,115
‫خواهش می‌کنم، بذارش
‫همون جایی که پیداش کردی.

125
00:08:12,116 --> 00:08:14,784
‫- هیچ‌کس نباید بفهمه.
‫- سرویس مخفی باید بفهمه.

126
00:08:14,785 --> 00:08:18,581
‫و بعد از اینکه گذاشتیش سر جاش، می‌تونن
‫یه گزارش ناشناس از مکانش بهشون بدن.

127
00:08:22,877 --> 00:08:25,630
‫عزیزم، اگه برای روبه‌راه
‫شدن به زمان نیاز داری،

128
00:08:26,797 --> 00:08:27,839
‫فقط بگو.

129
00:08:27,840 --> 00:08:29,300
‫هیچ‌کس سرزنشت نمی‌کنه.

130
00:08:31,052 --> 00:08:34,554
‫ولی باید یه فاصله بین خودت
‫و اون تیراندازی بندازی.

131
00:08:34,555 --> 00:08:36,014
‫این... ربطی به اون نداره.

132
00:08:36,015 --> 00:08:37,642
‫پس موضوع چیه؟

133
00:08:38,309 --> 00:08:40,185
‫ما اینجا داریم به سلامتی
‫آینده‌مون می‌نوشیم،

134
00:08:40,186 --> 00:08:43,355
‫و اگه کسی بفهمه، داری
‫همه‌چیز رو به خطر میندازی.

135
00:08:43,356 --> 00:08:46,359
‫ببین، نمی‌خوام نگران من باشی.

136
00:08:47,193 --> 00:08:48,027
‫باشه؟

137
00:08:48,653 --> 00:08:49,487
‫عالیه.

138
00:08:51,155 --> 00:08:53,241
‫پس برش می‌گردونی همون‌جایی که پیداش کردی

139
00:08:53,824 --> 00:08:55,076
‫فردا اول وقت.

140
00:08:57,870 --> 00:08:58,704
‫باشه.

141
00:09:13,844 --> 00:09:16,472
‫- آره. همه‌چی مرتبه؟
‫- توروخدا بگو یه چیزی پیدا کردی.

142
00:09:17,348 --> 00:09:20,308
‫- آره، آمار شرکت پوششیه درومد.
‫- کورپوینت داینامیکس؟

143
00:09:20,309 --> 00:09:21,977
‫- کارفرمای «موت» رو پیدا کردی؟
‫- آره.

144
00:09:21,978 --> 00:09:23,103
‫هویتش رو درآوردی؟

145
00:09:23,104 --> 00:09:25,689
‫- آره.
‫- ولی الان نمی‌تونی حرف بزنی.

146
00:09:25,690 --> 00:09:27,524
‫- راستش نه.
‫- پس فقط گوش کن.

147
00:09:27,525 --> 00:09:30,694
‫من گوشی برایان موت
‫رو تو اقامتگاه پیدا کردم.

148
00:09:30,695 --> 00:09:33,154
‫دیدم که بانوی اول بعد
‫از حمله موت، قایمش کرد.

149
00:09:33,155 --> 00:09:35,657
‫- دانلود داره تموم می‌شه.
‫- فکر کنم اونم تو این قضیه دست داره.

150
00:09:35,658 --> 00:09:38,577
‫داره یه چیزی رو مخفی می‌کنه. می‌دونم
‫خیلی مسخره به نظر میاد، ولی من...

151
00:09:38,578 --> 00:09:39,661
‫نه، اصلاً هم مسخره نیست.

152
00:09:39,662 --> 00:09:41,706
‫فکر کنم زدی به هدف، ولی من باید برم.

153
00:09:42,915 --> 00:09:43,832
‫ممنون.

154
00:09:43,833 --> 00:09:46,209
‫من محض احتیاط آدرسم تو
‫نیویورک رو برات می‌فرستم.

155
00:09:46,210 --> 00:09:47,794
‫ولی منو در جریان بذار.

156
00:09:47,795 --> 00:09:50,046
‫- مراقب خودت باش.
‫- آره، تو هم همین‌طور.

157
00:09:50,047 --> 00:09:50,881
‫خداحافظ.

158
00:09:52,091 --> 00:09:53,509
‫چیز مهمی بود؟

159
00:09:54,176 --> 00:09:55,760
‫نه، نه، ربطی نداشت.

160
00:09:55,761 --> 00:09:58,222
‫فقط یه دوست قدیمی می‌خواست
‫یه چیزی رو باهام چک کنه.

161
00:10:07,064 --> 00:10:08,357
‫انگار رسیدیم.

162
00:10:16,324 --> 00:10:18,742
‫خب اصلاً این برنامه‌ی
‫کیمرا چطوری کار می‌کنه؟

163
00:10:18,743 --> 00:10:21,119
‫فقط باید به برنامه بگی با
‫گوشی ایزابل تماس بگیره،

164
00:10:21,120 --> 00:10:23,539
‫بعدش بدافزار تو پس‌زمینه دانلود می‌شه.

165
00:10:24,165 --> 00:10:25,458
‫الان دارم بهش زنگ می‌زنم.

166
00:10:36,344 --> 00:10:38,554
‫باید جواب بدی؟

167
00:10:44,727 --> 00:10:46,145
‫فقط کلاهبردارای تلفنین.

168
00:10:46,896 --> 00:10:49,272
‫- تماس رو رد کرد؟
‫- در هر صورت کیمرا داره وصل می‌شه.

169
00:10:49,273 --> 00:10:51,691
‫- یعنی نباید هیچ کاری بکنه؟
‫- همین الان کرد.

170
00:10:51,692 --> 00:10:54,362
‫این تکنولوژی دیگه آخرِ نقض حریمه.

171
00:10:55,488 --> 00:10:57,073
‫این... مشکلی داره؟

172
00:10:58,157 --> 00:10:59,992
‫نه. ادامه بده.

173
00:11:00,826 --> 00:11:03,161
‫از آخرین باری که اینجا
‫بودم دکور رو عوض کردی،

174
00:11:03,162 --> 00:11:04,746
‫یا همیشه این‌قدر مجلل بوده؟

175
00:11:04,747 --> 00:11:07,207
‫یه ذره وقت داشتم که
‫بهش برسم و باهاش ور برم.

176
00:11:07,208 --> 00:11:10,710
‫دیگه ترجیح می‌دم شبام رو تو خونه
‫بگذرونم تا اینکه برم تو شهر بچرخم.

177
00:11:10,711 --> 00:11:12,962
‫فکر کنم اینجا جای خوبی
‫برای استراحت و بهبودی باشه.

178
00:11:12,963 --> 00:11:15,340
‫خب، شیمی‌درمانی برام مشکلی ایجاد نکرده.

179
00:11:15,341 --> 00:11:16,966
‫حتی سرطان هم نمی‌تونه جلوت رو بگیره.

180
00:11:16,967 --> 00:11:18,343
‫می‌دونستم یه ویروس معده‌ی ساده نیست.

181
00:11:18,344 --> 00:11:19,928
‫خیلی کارا هست که باید انجام بدم.

182
00:11:19,929 --> 00:11:23,139
‫خب، می‌دونی که درِ خونه‌ی
‫من همیشه به روت بازه،

183
00:11:23,140 --> 00:11:27,060
‫و در واقع، فقط به خاطر غذاش
‫هم می‌ارزه این‌همه راه رو بیای.

184
00:11:27,061 --> 00:11:31,606
‫سرآشپز مگی رو از رستوران
‫لا کاپیروچا کشوندم اینجا،

185
00:11:31,607 --> 00:11:34,442
‫و ازش خواستم برای دسر، فلن درست کنه.

186
00:11:34,443 --> 00:11:38,071
‫ممنون، ولی امشب فقط می‌تونم
‫برای شام بمونم. ددلاین دارم.

187
00:11:38,072 --> 00:11:41,491
‫- تو کمتر پیش میاد که ددلاین نداشته باشی.
‫- خیلی کارا هست که می‌خوام انجام بدم.

188
00:11:41,492 --> 00:11:43,785
‫شرط می‌بندم از قبل یه پیش‌نویس آماده کردی

189
00:11:43,786 --> 00:11:46,371
‫که می‌خوای تا لحظه آخر روش
‫تحقیق کنی و بی‌نقصش کنی.

190
00:11:46,372 --> 00:11:49,290
‫در واقع تحقیق، همون چیزیه
‫که امشب منو کشونده اینجا.

191
00:11:49,291 --> 00:11:51,668
‫به تخصصت نیاز دارم. البته به‌طور محرمانه.

192
00:11:51,669 --> 00:11:55,338
‫خب، امیدوار بودم یه دیدار
‫دوستانه باشه، ولی بیا یه معامله کنیم.

193
00:11:55,339 --> 00:11:58,508
‫اگه برای دسر بمونی، هر
‫چی بخوای رو جواب می‌دم.

194
00:11:58,509 --> 00:12:00,051
‫پس فکر کنم همون دسر فلن رو بخورم.

195
00:12:00,052 --> 00:12:02,513
‫باشه. یه لحظه.

196
00:12:04,640 --> 00:12:05,558
‫مگی؟

197
00:12:06,642 --> 00:12:09,687
‫- فکر نکنم ازش خوشش بیاد.
‫- نه، ولی یارو از این خوشش میاد.

198
00:12:10,646 --> 00:12:12,690
‫این مسخره‌ست. ما باید تصویر داشته باشیم.

199
00:12:13,482 --> 00:12:16,193
‫- این کیمرا از طریق سیستم‌های ارتباطی هم کار می‌کنه؟
‫- آره.

200
00:12:27,371 --> 00:12:29,664
‫سی ثانیه! تا حالا این‌قدر رکوردم خوب نبود!

201
00:12:29,665 --> 00:12:33,544
‫نه، تو همیشه این کار رو دست‌کم
‫گرفتی و در موردش اطلاعات غلط دادی.

202
00:12:35,880 --> 00:12:38,047
‫تو هر روز یه مشتری جدید بهم سپردی،

203
00:12:38,048 --> 00:12:40,801
‫و حالا هم رقبای باتجربه‌ای
‫دارم که می‌خوان دخالت کنن.

204
00:12:41,385 --> 00:12:43,470
‫اگه بدونم با چی طرفم،
‫می‌تونم جلوی صدمات رو بگیرم،

205
00:12:43,471 --> 00:12:44,721
‫و واضحِ که تو نمی‌دونی.

206
00:12:44,722 --> 00:12:47,141
‫- هی، می‌تونم برم...
‫- یه دقیقه بهم امون بده.

207
00:12:47,850 --> 00:12:49,809
‫- چی؟
‫- می‌تونم برم عینک شنا مو بیارم؟

208
00:12:49,810 --> 00:12:50,644
‫آره.

209
00:12:51,645 --> 00:12:52,729
‫هی.

210
00:12:52,730 --> 00:12:55,483
‫- یه حوله بردار که آب ازت نچکه.
‫- باشه.

211
00:13:01,405 --> 00:13:02,615
‫تو گوش کن ببین چی می‌گم.

212
00:13:03,324 --> 00:13:05,200
‫تو منو به خاطر تخصصم استخدام کردی،

213
00:13:05,201 --> 00:13:07,953
‫پس چرا ازم نمیپرسی برای تموم
‫کردن این کار به چی نیاز دارم؟

214
00:13:08,496 --> 00:13:11,165
‫یالا، بپرس.

215
00:14:48,971 --> 00:14:50,638
‫هی، راه برو لطفاً.

216
00:14:50,639 --> 00:14:52,808
‫- عینک شنا؟
‫- نتونستم پیداشون کنم.

217
00:15:22,630 --> 00:15:24,130
‫- این یکی جدیده.
‫- چه چشم تیزی داری.

218
00:15:24,131 --> 00:15:26,425
‫نسخه چاپ اول گتسبی بزرگ رو که یادم می‌مونه.

219
00:15:27,009 --> 00:15:29,386
‫خیلی قشنگه. باید یه جایی تو معرض دید باشه.

220
00:15:29,887 --> 00:15:32,513
‫خب، کیفیت اون محفظه‌ش در حد موزه هست.

221
00:15:32,514 --> 00:15:36,602
‫منظورم این بود که باید تو معرض دید
‫بقیه باشه تا همه بتونن ازش لذت ببرن.

222
00:15:37,227 --> 00:15:41,314
‫خب، اینو تازه از یه
‫کتاب‌فروشی درب‌وداغون خریدم

223
00:15:41,315 --> 00:15:43,900
‫که نمی‌دونستن چی دارن. کتاب‌فروشی اوفلیا.

224
00:15:43,901 --> 00:15:46,403
‫- همونی که بهت گفتم که توش...
‫- من تا حالا اونجا نرفتم.

225
00:15:48,364 --> 00:15:51,491
‫خب... هر وقت بیکار بودی می‌برمت.

226
00:15:51,492 --> 00:15:53,284
‫من یه کارایی دارم که باید بهشون برسم.

227
00:15:53,285 --> 00:15:56,788
‫آره، می‌دونم. من فقط از
‫حرف زدن باهات لذت می‌برم.

228
00:15:56,789 --> 00:15:59,666
‫به نظر میاد اگه از اون دیوار
‫بپریم می‌تونیم دید داشته باشیم،

229
00:15:59,667 --> 00:16:01,542
‫و وارد مِلک بشیم.

230
00:16:01,543 --> 00:16:04,253
‫اوه، خانمم، لیندا، کارش رو درآورد.

231
00:16:04,254 --> 00:16:08,007
‫مونرو تو دهه ۹۰ مهره‌ی یه عملیات بوده.

232
00:16:08,008 --> 00:16:10,134
‫چرا تو گزارش اف‌بی‌آی چیزی در موردش نبود؟

233
00:16:10,135 --> 00:16:12,804
‫خب، سیا تو راز نگه‌داشتن خیلی بهتره.

234
00:16:12,805 --> 00:16:15,306
‫پس مونرو یه مهره هست. این کاملاً منطقیه.

235
00:16:15,307 --> 00:16:18,519
‫اون هم دانشش رو داشته،
‫هم شبکه‌ی ارتباطیش رو.

236
00:16:19,186 --> 00:16:23,314
‫حالا تو از اون دیوار می‌ری بالا.
‫من به زانوهام قول دادم دیگه نپرم پایین.

237
00:16:23,315 --> 00:16:25,234
‫آره، هر چی تو بگی، پیرمرد.

238
00:16:25,985 --> 00:16:28,903
‫باشه. هر چی سؤال داری بپرس.

239
00:16:28,904 --> 00:16:30,823
‫بیا قبل از اینکه غذا
‫بیاد قال قضیه رو بکنیم.

240
00:16:32,950 --> 00:16:33,951
‫بپرس.

241
00:16:39,331 --> 00:16:40,665
‫نقطه کورِ دوربین.

242
00:16:40,666 --> 00:16:42,710
‫تو مشتری بانک والکات کپیتال هستی، درسته؟

243
00:16:43,460 --> 00:16:45,254
‫قبلاً بودم. چطور؟

244
00:16:45,754 --> 00:16:47,380
‫یه کم بیشتر از یه هفته پیش،

245
00:16:47,381 --> 00:16:50,050
‫یه دسته گزارش فعالیت مشکوک
‫از بانک والکات کپیتال به دستم رسید.

246
00:16:50,676 --> 00:16:55,346
‫اونا نشون می‌دادن که مشتری‌های کله‌گنده‌ی
‫بانک، چند تا انتقال پول مشکوک انجام دادن.

247
00:16:55,347 --> 00:16:59,809
‫خب، بانک با ثبت اون گزارش‌ها، تمام کاری
‫که از لحاظ قانونی گردنش بوده رو انجام داده.

248
00:16:59,810 --> 00:17:02,438
‫آره، می‌دونم که گزارش‌های
‫فعالیت مشکوک این‌طوری کار می‌کنن.

249
00:17:04,106 --> 00:17:06,524
‫مسئله اینه، مسئول تطبیقی
‫که اون گزارش‌ها رو ثبت کرده

250
00:17:06,525 --> 00:17:08,317
‫مدت کوتاهی بعدش اخراج شده.

251
00:17:08,318 --> 00:17:11,362
‫و سرپرستِ شبکه اجرای جرایم مالی هم
‫سعی کرده گزارش‌ها رو کاملاً مسکوت بذاره.

252
00:17:11,363 --> 00:17:12,447
‫الان هر دو تای اون مردا مُردن.

253
00:17:12,448 --> 00:17:13,740
‫- خوبی؟
‫- آره.

254
00:17:13,741 --> 00:17:16,576
‫- ربط تو به این ماجرا چیه؟
‫- من یه افشاگر داشتم.

255
00:17:16,577 --> 00:17:19,037
‫اون بهمون کمک کرد که حمله‌ی
‫ال‌اف‌اس رو به پرواز پیما ۱۲ ربط بدیم

256
00:17:19,038 --> 00:17:20,997
‫و به بیشتر شرکت‌های آمریکایی
‫که تو اون گزارش‌ها بودن.

257
00:17:20,998 --> 00:17:22,790
‫به نظر نمیاد که همدست باشن.

258
00:17:22,791 --> 00:17:25,126
‫خب، تا جایی که اون می‌دونه،
‫مونرو می‌تونه یه آدم حسابی باشه.

259
00:17:25,127 --> 00:17:27,838
‫آمریکایی‌ها پول حمله به
‫پرواز پیما ۱۲ رو دادن؟

260
00:17:28,964 --> 00:17:32,341
‫خب، این یه خبر خیلی جنجالی برای توئه،
‫البته با این فرض که مدرکی هم براش باشه.

261
00:17:32,342 --> 00:17:33,844
‫اوه، مدرک دارم.

262
00:17:34,470 --> 00:17:35,846
‫هم برای این، هم برای خیلی چیزای دیگه.

263
00:17:37,222 --> 00:17:38,931
‫خب، چه کمکی از دست من برمیاد؟

264
00:17:38,932 --> 00:17:40,767
‫می‌تونی بهم بگی جی باترا کجاست.

265
00:17:40,768 --> 00:17:43,312
‫افشاگر من؟ تو دزدیدیش.

266
00:17:45,064 --> 00:17:48,649
‫- دزدیدمش؟ کی اینو بهت گفته؟
‫- داری می‌گی منبعم رو لو بدم؟

267
00:17:48,650 --> 00:17:51,319
‫فقط واسه اینکه بتونم بفهمم این
‫ادعاهاشون از کجا آب می‌خوره.

268
00:17:51,320 --> 00:17:53,780
‫خیلی‌ها هستن که در مورد کار
‫من برداشت‌های غلطی دارن.

269
00:17:53,781 --> 00:17:56,116
‫قضیه اینه که، فکر می‌کنم
‫داری بهم دروغ می‌گی.

270
00:17:58,202 --> 00:18:01,037
‫- چه بلایی سر «جی» اومد؟
‫- من آقای «باترا» رو استخدام کردم.

271
00:18:01,038 --> 00:18:02,539
‫پس حالا یادت اومد کیه.

272
00:18:03,791 --> 00:18:06,919
‫آقای باترا یه سری مدرک پیدا کرد
‫که نشون می‌داد بانک قبلیِ من فاسده.

273
00:18:07,503 --> 00:18:10,630
‫برای همین حساب‌هام رو
‫خالی کردم و بهش کار دادم.

274
00:18:10,631 --> 00:18:11,589
‫اون تازه استخدام شده،

275
00:18:11,590 --> 00:18:15,009
‫پس ببخشید که اسمش رو همون اول نشناختم.

276
00:18:15,010 --> 00:18:16,220
‫الان کجاست؟

277
00:18:17,179 --> 00:18:19,848
‫الان که ساعت کاری تموم شده.
‫من از کجا باید بدونم کارمندام کجان؟

278
00:18:20,599 --> 00:18:24,936
‫- یعنی تو باور می‌کنی که من بتونم...
‫- نمی‌دونم چی رو باور کنم.

279
00:18:24,937 --> 00:18:28,397
‫از همون موقعی که جلوی درِ خونه‌ی عمه‌م سبز
‫شدی، دارم سعی می‌کنم از کارت سر دربیارم،

280
00:18:28,398 --> 00:18:31,818
‫که این‌طوری پولت رو به رخ می‌کشیدی انگار
‫می‌تونی تمام اون سال‌های از دست رفته رو بخری.

281
00:18:31,819 --> 00:18:33,861
‫عملیات «مونرو» برای سیا کجا بود؟

282
00:18:33,862 --> 00:18:35,197
‫مکزیکوسیتی.

283
00:18:37,616 --> 00:18:39,034
‫یا حضرت پشم.

284
00:18:39,535 --> 00:18:42,411
‫- دخترشه.
‫- هر چقدر دلت می‌خواد می‌تونی بهم دروغ بگی.

285
00:18:42,412 --> 00:18:45,082
‫ولی پول... پول همیشه راستشو می‌گه.

286
00:18:46,250 --> 00:18:48,293
‫داشتی آمار منو درمی‌آوردی؟

287
00:18:48,877 --> 00:18:51,963
‫شهریه مدرسه‌م، قسط
‫خونه‌م، پول توجیبی ماهانه‌م،

288
00:18:51,964 --> 00:18:53,756
‫همه‌شون رو یه صندوق امانی ناشناس می‌داده

289
00:18:53,757 --> 00:18:55,842
‫که کاملاً مشخصه برای این طراحی
‫شده که ارتباط تو رو با پولت مخفی کنه.

290
00:18:55,843 --> 00:18:59,011
‫برای محافظت از دارایی‌ها، این یه
‫کار خیلی عادی تو حوزه کاریِ منه.

291
00:18:59,012 --> 00:19:01,389
‫آره. منم به خودم همین رو
‫گفتم، که تو پارانویا داری.

292
00:19:01,390 --> 00:19:03,474
‫یه سرمایه‌دار که یه بی‌اعتمادیِ
‫منطقی به اداره مالیات داره.

293
00:19:03,475 --> 00:19:06,102
‫ولی برام سؤال شد، برای همین...

294
00:19:06,103 --> 00:19:09,605
‫...به عنوان ذی‌نفعِ اون صندوق،
‫سوابق مالیاتیش رو درآوردم،

295
00:19:09,606 --> 00:19:12,150
‫و اونجا چند تا دارایی دیگه پیدا کردم که
‫داشتی سعی می‌کردی ازشون محافظت کنی.

296
00:19:12,151 --> 00:19:14,819
‫یکیشون، «کورپوینت داینامیکس»،
‫تو گزارش جی پیداش شد،

297
00:19:14,820 --> 00:19:17,656
‫در کنار بقیه شرکت‌هایی که جی ادعا
‫می‌کرد به تروریسم کمک مالی می‌کنن.

298
00:19:18,407 --> 00:19:20,116
‫- تو هم دست داری؟
‫- تو چی؟

299
00:19:20,117 --> 00:19:21,159
‫دزدیدنِ جی.

300
00:19:21,160 --> 00:19:22,703
‫حمله ال‌اف‌اس به پرواز پیما ۱۲.

301
00:19:23,871 --> 00:19:26,706
‫انگار ایزابل یه سری
‫مشکلات جدی با باباش داره.

302
00:19:26,707 --> 00:19:28,875
‫تصویر رفت. باید جام رو عوض کنم.

303
00:19:28,876 --> 00:19:31,460
‫چون یه منبعی که بهش اعتماد
‫دارم، بدون هیچ شکی بهم گفت...

304
00:19:31,461 --> 00:19:33,505
‫می‌شه بس کنی؟ می‌شه این‌قدر طفره نری؟

305
00:19:34,673 --> 00:19:37,134
‫و لطفاً بهم بگی پدرم واقعاً کیه؟

306
00:19:37,759 --> 00:19:39,761
‫حقیقت این‌قدر وحشتناکه...؟

307
00:19:57,070 --> 00:19:59,156
‫من از حقیقت نمی‌ترسم.

308
00:20:00,741 --> 00:20:02,451
‫از سرطان هم نمی‌ترسم.

309
00:20:03,035 --> 00:20:05,495
‫شکی ندارم که شکستش می‌دم.

310
00:20:06,788 --> 00:20:09,499
‫خب معلومه که دلم می‌خواد حالت خوب بشه.

311
00:20:10,209 --> 00:20:11,793
‫تنها چیزی که ازش می‌ترسم اینه که...

312
00:20:12,920 --> 00:20:15,839
‫فرصت اینو نداشته باشم
‫که رابطه‌مون رو درست کنم.

313
00:20:19,176 --> 00:20:22,471
‫پس می‌تونی از همین الان با
‫راست گفتن بهم شروع کنی.

314
00:20:30,270 --> 00:20:31,230
‫خیلی خب.

315
00:20:31,813 --> 00:20:33,065
‫منبعت چی گفت؟

316
00:20:34,441 --> 00:20:37,318
‫بهم گفت پدرم تو تجارت‌های
‫غیرقانونی دست داره.

317
00:20:37,319 --> 00:20:39,446
‫رشوه‌خواری، تروریسم.

318
00:20:40,656 --> 00:20:41,657
‫قتل مایک.

319
00:20:42,241 --> 00:20:44,034
‫مایک؟ همون... همون استادت؟

320
00:20:44,618 --> 00:20:46,536
‫- چی... چی شده؟
‫- جی کجاست؟

321
00:20:47,037 --> 00:20:50,665
‫- مُرده؟
‫- نه. جی کاملاً زنده‌ست.

322
00:20:50,666 --> 00:20:52,291
‫من... دارم حقیقت رو بهت می‌گم.

323
00:20:52,292 --> 00:20:56,087
‫من هیچ ربطی به ال‌اف‌اس یا
‫حمله به پرواز پیما ۱۲ نداشتم.

324
00:20:56,088 --> 00:20:59,131
‫- من اون هیولایی که فکر می‌کنی نیستم.
‫- پس مرگ مایک چی؟

325
00:20:59,132 --> 00:21:02,093
‫- این اولین باریه که اینو می‌شنوم.
‫- سناتور لنسینگ چطور؟

326
00:21:02,094 --> 00:21:05,096
‫چند روز بعد از اینکه با مایک حرف
‫زد، تو نیم‌متری من بهش شلیک کردن.

327
00:21:05,097 --> 00:21:08,516
‫یه نفر داره سعی می‌کنه جلوی درز این
‫خبر رو بگیره. و حالا هم می‌خوان منو بکشن.

328
00:21:08,517 --> 00:21:09,809
‫تو رو هم هدف گرفتن؟

329
00:21:09,810 --> 00:21:11,394
‫- دارن تعقیبت می‌کنن؟
‫- آره.

330
00:21:11,395 --> 00:21:12,478
‫چرا بهم نگفتی؟

331
00:21:12,479 --> 00:21:14,481
‫- می‌تونستم کمکت کنم...
‫- چون بهت اعتماد ندارم!

332
00:21:15,440 --> 00:21:17,608
‫من نمی‌دونم چی ابزار مذاکره‌ست و چی نیست،

333
00:21:17,609 --> 00:21:19,736
‫حتی همین قضیه‌ی سرطان گرفتنت.

334
00:21:20,612 --> 00:21:24,241
‫و حالا ازم می‌خوای نقش یه...
‫یه دختر خوب رو بازی کنم.

335
00:21:25,158 --> 00:21:27,494
‫انگار که هیچ‌وقت من و مادرم رو ول نکردی.

336
00:21:30,580 --> 00:21:32,457
‫من پدرم رو تو زندگیم می‌خوام...

337
00:21:34,042 --> 00:21:35,752
‫ولی تو باید لیاقتش رو ثابت کنی.

338
00:21:36,336 --> 00:21:39,755
‫پس بذار با محافظت از تو در برابر
‫هر کسی که افتاده دنبالت، شروع کنم.

339
00:21:39,756 --> 00:21:40,923
‫خودم می‌تونم از پسش بربیام.

340
00:21:40,924 --> 00:21:45,219
‫ایزابل، کاری که من می‌کنم ایجاب
‫می‌کنه که تو آب‌های گل‌آلود شنا کنم.

341
00:21:45,220 --> 00:21:46,429
‫انکارش نمی‌کنم.

342
00:21:46,430 --> 00:21:48,389
‫ولی این دلیل نمی‌شه که کوسه باشم.

343
00:21:48,390 --> 00:21:53,519
‫من عمراً کاری نمی‌کنم که بهت آسیبی برسه.

344
00:21:53,520 --> 00:21:54,896
‫دقیقاً برعکس.

345
00:21:55,981 --> 00:21:57,690
‫پسر، داره حسابی پیازداغشو زیاد می‌کنه.

346
00:21:57,691 --> 00:22:00,651
‫آره، دلش می‌خواد واقعیت داشته
‫باشه. نیاز داره که دختره باورش کنه.

347
00:22:00,652 --> 00:22:04,864
‫هر کسی که یه نفر رو فرستاده دنبالت، حتماً
‫می‌دونه که می‌خوای مقاله‌ت رو چاپ کنی.

348
00:22:04,865 --> 00:22:08,326
‫لیست آدمایی که از خبرِ تو
‫احساس خطر می‌کنن خیلی کوتاهه،

349
00:22:08,327 --> 00:22:10,245
‫و من می‌تونم همین الان جلوشون رو بگیرم.

350
00:22:10,746 --> 00:22:13,748
‫- فقط ازت می‌خوام که...
‫- بازم یکی دیگه از اون معامله‌هاته؟

351
00:22:13,749 --> 00:22:18,044
‫نه. فقط می‌خوام همین‌جا بمونی
‫تا بتونم امنیتت رو تضمین کنم.

352
00:22:18,045 --> 00:22:19,421
‫زیاد طول نمی‌کشه.

353
00:22:21,340 --> 00:22:22,591
‫و وقتی برگشتم...

354
00:22:25,844 --> 00:22:27,346
‫همه‌چیز رو بهت می‌گم.

355
00:22:56,249 --> 00:22:57,416
‫مونرو راه افتاد.

356
00:22:57,417 --> 00:22:58,834
‫- هی، خوبی؟
‫- آره، چطور؟

357
00:22:58,835 --> 00:23:01,670
‫ایزابل دخترشه. اینو بهمون نگفته
‫بود. هنوزم بهش اعتماد داریم؟

358
00:23:01,671 --> 00:23:04,340
‫فکر نکنم تا همین امشب
‫فهمیده باشه که من دنبال باباشم.

359
00:23:04,341 --> 00:23:05,424
‫ببین حرکت بعدیش چیه.

360
00:23:05,425 --> 00:23:07,218
‫همون، هر چیزی که باید بدونی رو بهت می‌گه.

361
00:23:07,219 --> 00:23:09,178
‫به کمکت نیاز دارم. کمکم کن
‫دوباره برم رو اون پشت‌بوم.

362
00:23:09,179 --> 00:23:10,304
‫من حواسم به ایزابل هست.

363
00:23:10,305 --> 00:23:13,099
‫تو مونرو رو بپا، ببین کجا
‫می‌ره، با کی حرف می‌زنه.

364
00:23:13,100 --> 00:23:15,810
‫- چشم ازش برنمی‌دارم.
‫- من زنگ می‌زنم به «موزلی».

365
00:23:15,811 --> 00:23:18,479
‫در جریانش می‌ذارم، ببینم از اینجا
‫به بعد می‌خواد چطوری پیش بریم.

366
00:23:18,480 --> 00:23:20,731
‫اوه، حسابی خوشحال می‌شه.
‫رئیس‌جمهور هم همین‌طور.

367
00:23:20,732 --> 00:23:23,192
‫کارت خوب بود. تو... تو
‫«بروکر» رو پیدا کردی.

368
00:23:23,193 --> 00:23:24,069
‫آره.

369
00:23:47,843 --> 00:23:51,512
‫بابت این ممنون. ولی من و
‫پدرم ظاهراً با هم شام نمی‌خوریم.

370
00:23:51,513 --> 00:23:55,307
‫مشکلی نیست. اون معمولاً
‫غیرقابل‌پیش‌بینیه. سفارشِ مهمون‌خونه حاضره.

371
00:23:55,308 --> 00:23:57,184
‫- می‌خوای فلن رو با خودت ببری؟
‫- نه.

372
00:23:57,185 --> 00:23:59,688
‫- دستشویی اون‌طرفه، آره؟
‫- بله، خانم.

373
00:24:03,442 --> 00:24:05,860
‫شام پنج دقیقه دیگه
‫حاضره. به بقیه هم خبر بده.

374
00:24:05,861 --> 00:24:09,155
‫باشه. یه بشقاب هم برای
‫من نگه دار لطفاً، مگز.

375
00:24:09,156 --> 00:24:12,074
‫تا من پای مانیتورها گیرم، نیل
‫همیشه بشقابشو دوباره پر می‌کنه.

376
00:24:12,075 --> 00:24:15,328
‫- نیل همیشه تو ظرف شستن بهم کمک می‌کنه.
‫- آره، ولی من بدم میاد انگشتام چروک بشن.

377
00:24:59,372 --> 00:25:01,082
‫- بله، الو؟
‫- الان کجایی؟

378
00:25:01,958 --> 00:25:05,211
‫- منهتن هستم. چطور؟
‫- لوکیشنم رو برات می‌فرستم.

379
00:25:05,212 --> 00:25:07,047
‫یه کم بیرون شهره.

380
00:25:08,089 --> 00:25:10,966
‫رسیدی دمِ دروازه بهم پیام
‫بده، و به هیچ‌کس هم نگو اینجایی.

381
00:25:10,967 --> 00:25:12,385
‫دقیقاً دارم وارد چه ماجرایی می‌شم؟

382
00:25:12,969 --> 00:25:15,888
‫جی رو پیدا کردم. می‌تونیم از اینجا
‫بکشیمش بیرون، ولی به کمکت نیاز دارم.

383
00:25:15,889 --> 00:25:17,724
‫- می‌تونی بیای؟
‫- آره، تو راهم.

384
00:25:21,811 --> 00:25:24,605
‫میای کنار دیوارهای سنگی قلعه.

385
00:25:24,606 --> 00:25:25,856
‫من تو سایه‌ها قایم می‌شم.

386
00:25:25,857 --> 00:25:28,817
‫چند تا صدا از تو اتاقک
‫نگهبانی دقیقاً اون‌ور دروازه میاد.

387
00:25:28,818 --> 00:25:32,029
‫می‌تونم با دقت گوش بدم تا صداها
‫رو تشخیص بدم؟ بشنوم چند نفرن؟

388
00:25:32,030 --> 00:25:33,532
‫تاس بنداز.

389
00:25:37,911 --> 00:25:40,663
‫سیزده، به‌علاوه امتیاز اضافه‌م.

390
00:25:40,664 --> 00:25:41,997
‫- نوزده.
‫- ایول.

391
00:25:41,998 --> 00:25:46,544
‫در حالی که سربازها دارن حرف می‌زنن،
‫صدای سه نفر رو به وضوح می‌شنوی.

392
00:25:46,545 --> 00:25:48,254
‫پس حداقل سه تا نگهبان اونجاست.

393
00:25:48,255 --> 00:25:50,799
‫ممکنه بیشتر باشن، فقط حرف نزنن.

394
00:25:51,341 --> 00:25:53,842
‫- کارت داره حسابی خوب می‌شه ها.
‫- می‌تونم بشنوم چی می‌گن؟

395
00:25:53,843 --> 00:25:55,928
‫با اون ۱۹ای که آوردی، می‌شنوی:

396
00:25:55,929 --> 00:25:57,721
‫«شما بدبختا

397
00:25:57,722 --> 00:26:00,975
‫فردا طلوع خورشید باید از
‫کالسکه پادشاه نگهبانی بدید.»

398
00:26:00,976 --> 00:26:05,522
‫«امیدوارم لازم نباشه یادآوری کنم
‫که این محموله چقدر حیاتیه.»

399
00:26:06,106 --> 00:26:08,483
‫«تو شیفت ما هیچ مشکلی پیش نمیاد.»

400
00:26:09,276 --> 00:26:12,069
‫«ولی من که ساعت ندارم.»
‫(بازی با کلمه واچ به معنی شیفت و ساعت)

401
00:26:12,070 --> 00:26:13,946
‫خب می‌خوای چیکار کنی؟

402
00:26:13,947 --> 00:26:18,367
‫باشه. پس فکر کنم امشب
‫یواشکی می‌رم تو کالسکه.

403
00:26:18,368 --> 00:26:20,620
‫پادشاه فردا با طلاها حرکت می‌کنه...

404
00:26:23,000 --> 00:26:25,500
‫<i>.پیتر: لوکیشن رو دریافت کردم. تو راهم. ۳۰ دقیقه دیگه اونجام</i>

405
00:26:25,542 --> 00:26:26,418
‫بابا؟

406
00:26:27,502 --> 00:26:31,380
‫شرمنده رفیق. فکر کنم باید
‫بازی امشب رو همین‌جا تموم کنیم.

407
00:26:31,381 --> 00:26:34,633
‫- چون باید بری سر کار؟
‫- آره. یه کار اضطراری برای یکی از مشتری‌ها پیش اومده.

408
00:26:34,634 --> 00:26:37,470
‫می‌تونی اینا رو جمع‌وجور کنی و بری بخوابی؟

409
00:26:38,054 --> 00:26:43,018
‫و ببین، قول می‌دم که خیلی زود می‌ریم «واندا»
‫و بستنی مخصوص بازگشت به خونه می‌خوریم.

410
00:26:44,811 --> 00:26:46,354
‫چه طعمی می‌خوای بگیری؟

411
00:26:47,772 --> 00:26:49,107
‫من بچه نیستم.

412
00:26:53,903 --> 00:26:55,280
‫مگه دارم مثل بچه‌ها باهات رفتار می‌کنم؟

413
00:26:57,115 --> 00:26:59,950
‫داری حواسم رو پرت می‌کنی، بهم دروغ می‌گی.

414
00:26:59,951 --> 00:27:01,411
‫باشه، باشه.

415
00:27:02,621 --> 00:27:03,662
‫بگو ببینم دروغم چیه.

416
00:27:03,663 --> 00:27:05,623
‫این کیفِ کارت نیست!

417
00:27:05,624 --> 00:27:07,292
‫در مورد کارت بهم دروغ گفتی.

418
00:27:10,045 --> 00:27:11,421
‫فکر می‌کنی چیکاره‌ام؟

419
00:27:15,216 --> 00:27:16,426
‫تو جاسوسی.

420
00:27:17,218 --> 00:27:19,763
‫آدم‌بدا رو شکار می‌کنی، من می‌دونم.

421
00:27:20,263 --> 00:27:22,140
‫خواهش می‌کنم دیگه دروغ نگو.

422
00:27:24,267 --> 00:27:25,934
‫از کجا فهمیدی؟

423
00:27:25,935 --> 00:27:27,479
‫کارت کلید اشتباهی بهم دادی.

424
00:27:29,689 --> 00:27:30,857
‫عینک مخصوصت.

425
00:27:33,068 --> 00:27:35,736
‫- رفتی تو؟
‫- لباس مبدل اونجا بود.

426
00:27:35,737 --> 00:27:38,114
‫و ابزار و اسلحه‌های ویژه داری؟

427
00:27:38,948 --> 00:27:41,618
‫و می‌دونم توسط یه آدم‌بد زخمی شدی.

428
00:27:44,204 --> 00:27:46,997
‫می‌دونستم باهوش‌تر از اونی هستی
‫که داستان شاخه درخت رو باور کنی.

429
00:27:46,998 --> 00:27:48,458
‫چرا بهم دروغ گفتی؟

430
00:27:49,292 --> 00:27:50,794
‫برای اینکه امن نگهت دارم.

431
00:27:53,380 --> 00:27:54,631
‫چون درست می‌گی.

432
00:27:57,967 --> 00:27:59,386
‫من جاسوسم.

433
00:28:01,262 --> 00:28:05,725
‫و یه هویت مخفی دارم تا ازمون محافظت کنه.

434
00:28:06,726 --> 00:28:08,560
‫- از دست آدم‌بدا؟
‫- آره.

435
00:28:08,561 --> 00:28:11,397
‫که قسم می‌خورم هیچ‌وقت پیدامون نمی‌کنن.

436
00:28:11,398 --> 00:28:14,108
‫برای همینه که باید برم و کارم رو انجام بدم.

437
00:28:14,109 --> 00:28:17,237
‫تا برای آخرین بار جلوی آدم‌بدا رو بگیرم.

438
00:28:22,575 --> 00:28:24,661
‫منم می‌تونم هویت مخفی داشته باشم؟

439
00:28:28,540 --> 00:28:29,749
‫وقتی برگشتم،

440
00:28:30,792 --> 00:28:32,794
‫یه دونه مخصوصِ خودت برات می‌سازیم.

441
00:29:31,019 --> 00:29:34,021
‫ملاقات خصوصی؟ خونه‌ی من؟

442
00:29:34,022 --> 00:29:36,440
‫حالا کی دختر خاص محسوب می‌شه؟

443
00:29:38,026 --> 00:29:39,234
‫تیپ جدیدت جالبه.

444
00:29:39,235 --> 00:29:41,487
‫ممنون که این‌قدر دیروقت اومدی دیدنم.

445
00:29:41,488 --> 00:29:43,739
‫خب دیگه، خدمت مقدم بر همه‌چیزه.

446
00:29:43,740 --> 00:29:45,492
‫خب، برای همین اینجام.

447
00:29:46,367 --> 00:29:48,952
‫به نظر میاد من دوباره
‫به خدماتت نیاز پیدا کردم.

448
00:29:48,953 --> 00:29:51,205
‫به نظر بحثیه که ویسکی می‌طلبه.

449
00:29:51,206 --> 00:29:54,000
‫آره. حیف. من هنوزم نمی‌خورم.

450
00:29:55,084 --> 00:29:56,627
‫ولی شرایطم ساده‌ست.

451
00:29:56,628 --> 00:30:03,051
‫یکی از مشتری‌های بانکِ تو، یه خبرنگار
‫به اسم «ایزابل دِ لئون» رو هدف گرفته،

452
00:30:03,968 --> 00:30:05,553
‫و من می‌خوام جلوش رو بگیری.

453
00:30:06,387 --> 00:30:08,263
‫امنیتش رو تضمین کن،

454
00:30:08,264 --> 00:30:10,891
‫منم حساب‌هام رو برمی‌گردونم، همه‌شون رو.

455
00:30:10,892 --> 00:30:14,145
‫ایزابل باید خیلی مهم باشه
‫که همچین پیشنهادی میدی.

456
00:30:14,646 --> 00:30:15,939
‫داری باهاش می‌خوابی، نه؟

457
00:30:17,190 --> 00:30:18,357
‫درست می‌گی.

458
00:30:18,358 --> 00:30:20,651
‫روابط شخصی مشتری‌هام به من ربطی نداره.

459
00:30:20,652 --> 00:30:24,948
‫- معامله می‌کنیم یا نه؟
‫- متأسفانه باید پیشنهادت رو رد کنم.

460
00:30:28,117 --> 00:30:31,328
‫- پس آدمِ توئه که افتاده دنبالش.
‫- برای یه خبرنگار؟

461
00:30:31,329 --> 00:30:33,956
‫چه کاریه؟
‫دیگه کسی اخبار رو باور نمی‌کنه.

462
00:30:33,957 --> 00:30:37,918
‫با این حال دهن «مایک
‫فونسکا» تو فایننشال رجیستر

463
00:30:37,919 --> 00:30:39,087
‫و کسایی که باهاش حرف زدن رو بستی.

464
00:30:39,671 --> 00:30:42,464
‫افسر تطبیقِ خودت، سناتور لنسینگ.

465
00:30:42,465 --> 00:30:44,300
‫اینا اتهامات خیلی سنگینیه.

466
00:30:45,426 --> 00:30:48,428
‫این خبر ریدمانت رو رو می‌کنه.

467
00:30:48,429 --> 00:30:50,639
‫و مشتری‌هات بیشتر از
‫پولشون رو از دست می‌دن.

468
00:30:50,640 --> 00:30:51,599
‫و تو؟

469
00:30:52,100 --> 00:30:53,392
‫- تو قراره...
‫- هیچ‌چی.

470
00:30:53,393 --> 00:30:55,894
‫چون اون نمی‌تونه چیزی رو
‫که قابل اثبات نیست منتشر کنه.

471
00:30:55,895 --> 00:30:59,106
‫پس منم کاری می‌کنم که
‫«جی باترا» با یه خبرنگار دیگه حرف بزنه،

472
00:30:59,107 --> 00:31:01,942
‫ولی این دفعه با مدرکِ
‫اینکه حمله دوم تو راهه.

473
00:31:01,943 --> 00:31:05,196
‫و اینکه تو به اندازه کافی می‌دونستی
‫تا بانکِت رو آماده کنی که سود ببره.

474
00:31:06,781 --> 00:31:09,575
‫یافته‌هاش رو برای رابط‌هام
‫تو اف‌بی‌آی می‌فرستم،

475
00:31:09,576 --> 00:31:11,743
‫و اسمت رو تو گزارش هایلایت می‌کنم.

476
00:31:11,744 --> 00:31:14,998
‫گفتی آقای باترا
‫داره تو اقیانوس اطلس شناور می‌شه.

477
00:31:15,623 --> 00:31:17,292
‫ظاهراً موج آوردتش ساحل.

478
00:31:23,089 --> 00:31:25,133
‫خب، متأسفانه جیکوب،

479
00:31:25,758 --> 00:31:29,345
‫«خدمت مقدم بر همه‌چیز» فقط شامل
‫کسایی می‌شه که با ما بانکداری می‌کنن،

480
00:31:29,846 --> 00:31:32,640
‫که تو دیگه به درخواست خودت جزوشون نیستی.

481
00:31:33,224 --> 00:31:36,602
‫و اگه من بهت خدمت نمی‌کنم،
‫و تو من رو تهدید می‌کنی،

482
00:31:36,603 --> 00:31:38,478
‫یا مشتری‌هام رو، یا بانکِ من رو...

483
00:31:38,479 --> 00:31:39,689
‫جی رو بهت می‌دم.

484
00:31:40,189 --> 00:31:42,066
‫جون اون در عوض جون ایزابل.

485
00:31:42,734 --> 00:31:44,026
‫اونم دیگه چیزی منتشر نمی‌کنه.

486
00:31:44,027 --> 00:31:46,528
‫این باید پیشنهاد اولت می‌بود جیکوب.

487
00:31:46,529 --> 00:31:48,531
‫ولی الان دیگه کافی نیست.

488
00:32:12,305 --> 00:32:13,765
‫پشیمون می‌شی فریا.

489
00:32:15,183 --> 00:32:16,184
‫به سلامتیت.

490
00:32:32,992 --> 00:32:34,201
‫به توافق رسیدیم؟

491
00:32:34,202 --> 00:32:37,956
‫باید اعتراف کنم کار یکم
‫پیچیده‌تر از اون چیزیه که فکر می‌کردیم.

492
00:32:39,123 --> 00:32:41,667
‫- با هزینه‌های جدید موافقت می‌کنیم.
‫- عطف به ماسبق؟
‫( یعنی شامل اتفاقات قبل از تصویبش هم بشه )

493
00:32:41,668 --> 00:32:44,127
‫اه، محض رضای خدا، فقط انجامش بده.

494
00:32:44,128 --> 00:32:47,214
‫- اگه امشب تموم بشه جایزه داری.
‫- خبرنگار هنوز اولویت اصلیه؟

495
00:32:47,215 --> 00:32:48,757
‫خبرنگار، افشاگر،

496
00:32:48,758 --> 00:32:50,635
‫مامور، تیرانداز خودت...

497
00:32:52,053 --> 00:32:53,262
‫و جیکوب مونرو.

498
00:32:54,973 --> 00:32:56,474
‫به هر ترتیبی که خودت می‌خوای.

499
00:32:57,058 --> 00:32:59,309
‫هر کس دیگه‌ای هم سر راه
‫بود، تلفات جانبی محسوب می‌شه.

500
00:32:59,310 --> 00:33:02,021
‫- من کارم تلفات جانبی نداره.
‫- استثنا قائل شو.

501
00:33:02,814 --> 00:33:06,192
‫بترسونش.
‫هزینه خشک‌شوییت با من.

502
00:33:22,208 --> 00:33:23,583
‫- می‌گیرمش.
‫- نه، من دارمش.

503
00:33:23,584 --> 00:33:24,668
‫- مشکلی نیست.
‫- نوبت منه.

504
00:33:24,669 --> 00:33:27,462
‫- من که خوابم نمی‌بره.
‫- خواهش می‌کنم. تو تخت بمون، باشه؟

505
00:33:27,463 --> 00:33:30,550
‫تمام روز با «چیس» بودی.
‫بذار من پدری کنم، باشه؟

506
00:33:32,176 --> 00:33:33,803
‫تمام شب‌های این هفته همین بوده.

507
00:33:34,887 --> 00:33:36,848
‫فقط یکم مضطربه، همین.

508
00:33:37,515 --> 00:33:40,225
‫چیس شاید ندونه
‫یکی از دیوارهای قلعه رد شده،

509
00:33:40,226 --> 00:33:42,020
‫ولی حس می‌کنه یه چیزی لنگ می‌زنه.

510
00:33:43,646 --> 00:33:47,232
‫فکر کنم وقتشه همه‌مون بگذریم.
‫فقط فراموشش کنیم.

511
00:33:47,233 --> 00:33:48,818
‫اوه، مثل کاری که تو کردی؟

512
00:33:49,318 --> 00:33:52,155
‫می‌خوای بهم بگی چرا
‫خوابت نمی‌بره یا خودم حدس بزنم؟

513
00:33:53,239 --> 00:33:54,323
‫هی.

514
00:33:55,408 --> 00:33:56,492
‫هی.

515
00:33:57,618 --> 00:33:59,578
‫همه‌چی رو به راهه، باشه؟

516
00:33:59,579 --> 00:34:02,539
‫سخته آدم بگذره
‫وقتی تحقیقات هنوز در جریانه.

517
00:34:02,540 --> 00:34:06,084
‫و تو اون‌قدر نگران چلسی بودی،
‫که تو این ماجرا خودت رو نادیده گرفتی.

518
00:34:06,085 --> 00:34:07,587
‫اشکالی نداره اگه بترسی.

519
00:34:08,504 --> 00:34:09,714
‫امشب که حالش خوب به نظر می‌ومد.

520
00:34:10,465 --> 00:34:12,007
‫مطمئن نیستم.

521
00:34:12,008 --> 00:34:14,135
‫تو اتاق مطالعه مچش رو گرفتم
‫که داشت به زمین زل می‌زد.

522
00:34:14,761 --> 00:34:16,429
‫- کی؟
‫- موقع شام.

523
00:34:17,263 --> 00:34:20,767
‫ولی ما... ما حرف زدیم،
‫و فکر کنم یکم آرومش کردم.

524
00:34:22,643 --> 00:34:25,729
‫به نظر میاد مرد کوچولو هم
‫به یکم از اون آرامشِ اعلا نیاز داره.

525
00:34:25,730 --> 00:34:28,315
‫آره، حواسم بهش هست.
‫سعی کن یکم بخوابی، باشه؟

526
00:34:28,316 --> 00:34:30,234
‫- باشه.
‫- باشه.

527
00:34:34,447 --> 00:34:35,782
‫از طرف من یه بوسش کن.

528
00:34:37,575 --> 00:34:38,993
‫اومدم رفیق.

529
00:34:45,958 --> 00:34:48,543
‫هی رفیق. حالت خوبه. بابا اینجاست.

530
00:34:48,544 --> 00:34:49,962
‫خوبی، چیزی نیست.

531
00:35:10,108 --> 00:35:12,359
‫جی رو پیدا کردم.
‫تو مهمون‌خونه طبقه پایینه.

532
00:35:12,360 --> 00:35:15,153
‫همه‌جا دوربین هست.
‫تونستم این یکی رو خاموش کنم.

533
00:35:15,154 --> 00:35:17,030
‫برای رفتن پایین باید بچسبی به دیوار.

534
00:35:17,031 --> 00:35:18,406
‫کجاییم؟

535
00:35:18,407 --> 00:35:20,660
‫- خونه‌ی منبع من هستیم.
‫- منبعت کیه؟

536
00:35:21,994 --> 00:35:25,455
‫اسمش جیکوب مونروئه.
‫فکر کنم همون بروکریه که دنبالشی.

537
00:35:25,456 --> 00:35:28,750
‫گفت که با پرواز پیما ۱۲
‫هیچ ارتباطی نداره و جی رو استخدام کرده.

538
00:35:28,751 --> 00:35:30,043
‫ندزدیدتش.

539
00:35:30,044 --> 00:35:32,629
‫- ولی تو جی رو اینجا پیدا کردی؟
‫- آره. پیداش کردم که زندانی شده بود.

540
00:35:32,630 --> 00:35:35,298
‫- خب، دیگه راجع به چی داره دروغ میگه؟
‫- مونرو الان کجاست؟

541
00:35:35,299 --> 00:35:37,843
‫احتمالا تو راه برگشته.
‫باید عجله کنیم و جی رو بیاریم بیرون.

542
00:35:37,844 --> 00:35:39,053
‫اون می‌فهمه که تو کمکم کردی.

543
00:35:40,680 --> 00:35:41,596
‫خوبه.

544
00:35:41,597 --> 00:35:43,515
‫- ماشین داری؟
‫- نه. تو نداری؟

545
00:35:43,516 --> 00:35:44,933
‫- نه.
‫- پس چطوری اومدی اینجا؟

546
00:35:44,934 --> 00:35:47,477
‫- من... با اوبر اومدم.
‫- چی؟ آدام کجاست؟

547
00:35:47,478 --> 00:35:50,647
‫- الان در دسترس نیست.
‫- خب، یه بنتلی تو گاراژ داره.

548
00:35:50,648 --> 00:35:52,817
‫- می‌دونم چطوری کلیدش رو پیدا کنم.
‫- باشه.

549
00:36:06,038 --> 00:36:08,874
‫بن، بیا به کتابخونه.
‫دختر رئیس الان قاطی کرد.

550
00:36:08,875 --> 00:36:09,958
‫اومدم.

551
00:36:09,959 --> 00:36:12,211
‫دوربین شش قطع شده. الان ریبوتش می‌کنم.

552
00:36:15,214 --> 00:36:17,674
‫- جف، برام یه نگاه بهش بنداز.
‫- دریافت شد. تو راهم.

553
00:36:17,675 --> 00:36:19,760
‫بهت گفتم که اونا مشکل دارن.

554
00:36:45,536 --> 00:36:47,495
‫کد اکو-۲.
‫متجاوز مسلح در ورودی اصلی.

555
00:36:47,496 --> 00:36:49,956
‫بن، تو کتابخونه می‌بینمت.
‫نیل، از مهمون محافظت کن.

556
00:36:49,957 --> 00:36:50,791
‫دریافت شد.

557
00:37:15,399 --> 00:37:17,567
‫- جی. هی، رفیق. باید بریم.
‫- پیتر؟

558
00:37:17,568 --> 00:37:20,487
‫- بیا بریم. باید همین الان حرکت کنیم.
‫- صبر کن، تو راجع به حمله می‌دونی؟

559
00:37:20,488 --> 00:37:22,656
‫حمله به پیما ۱۲؟ حق با تو بود.
‫ال‌اف‌اس تامین مالی...

560
00:37:22,657 --> 00:37:24,533
‫نه، نه، نه. بعدی رو میگم.

561
00:37:25,117 --> 00:37:27,995
‫- داری راجع به چی حرف می‌زنی؟
‫- داره دوباره اتفاق می‌افته. نگاه کن.

562
00:38:04,448 --> 00:38:06,659
‫خواهش می‌کنم نه. من یه دختر دارم.

563
00:38:08,327 --> 00:38:10,371
‫من یه دختر دارم. من یه دختر
‫دارم. خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.

564
00:38:21,549 --> 00:38:24,134
‫نزدیک بمون، ساکت باش.
‫داریم می‌ریم به گاراژ، باشه؟

565
00:38:24,135 --> 00:38:24,969
‫بیا بریم.

566
00:38:37,440 --> 00:38:38,566
‫جی، همون پایین بمون.

567
00:38:53,873 --> 00:38:55,373
‫- خوبی؟ حالت خوبه؟
‫- آره.

568
00:38:55,374 --> 00:38:58,043
‫فشارش بده. بجنب.
‫دیگه رسیدیم. باید بلند شی.

569
00:38:58,044 --> 00:38:58,878
‫بجنب.

570
00:39:00,338 --> 00:39:02,214
‫بیا بریم. پایین بمون.

571
00:39:05,134 --> 00:39:07,178
‫پیتر؟ جی؟

572
00:40:41,564 --> 00:40:42,730
‫فشارش بده.

573
00:40:42,731 --> 00:40:44,733
‫- من میرم ایزابل رو پیدا کنم.
‫- بوی دود میاد.

574
00:40:47,111 --> 00:40:48,154
‫آره، منم حس می‌کنم.

575
00:40:48,654 --> 00:40:49,989
‫همونجا بمون.

576
00:41:33,574 --> 00:41:35,409
‫ایزابل!

577
00:41:42,625 --> 00:41:44,001
‫ایزابل، منم پیتر!

578
00:41:53,719 --> 00:41:54,720
‫پنجره!

579
00:42:09,026 --> 00:42:09,902
‫بیا.

580
00:42:21,872 --> 00:42:23,374
‫خوبی؟ بیا.

581
00:42:27,336 --> 00:42:29,128
‫بیا. برو تو گاراژ.

582
00:42:29,129 --> 00:42:29,964
‫برو.

583
00:42:41,308 --> 00:42:42,268
‫جی!

584
00:42:44,353 --> 00:42:45,187
‫کلیدها.

585
00:42:46,313 --> 00:42:47,856
‫جی. جی، حالت خوبه؟

586
00:43:18,596 --> 00:43:19,430
‫حالا چی؟

587
00:43:20,347 --> 00:43:22,016
‫فکر کنم باید به بابات زنگ بزنی.

588
00:43:23,000 --> 00:43:26,000
Amir Luminox ترجمه از

589
00:43:26,030 --> 00:43:31,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

590
00:43:31,030 --> 00:43:41,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top