1
00:00:07,000 --> 00:00:09,000
‫آنچه در «مأمور شب» گذشت...

2
00:00:09,009 --> 00:00:09,967
‫خانم هیگن؟

3
00:00:09,968 --> 00:00:11,719
‫تفنگ داره!

4
00:00:11,720 --> 00:00:13,721
‫چلسی آرینگتون! برایان برادر من بود.

5
00:00:13,722 --> 00:00:15,973
‫اون عاشق کارش بود. آزارش
‫به یه مورچه هم نمی‌رسید.

6
00:00:15,974 --> 00:00:19,101
‫گوشی برایان مات رو پیدا کردم.
‫دروغ گفت که مات تفنگ داشته.

7
00:00:19,102 --> 00:00:22,396
‫دروغ گفت که اونو نمی‌شناخته.
‫ماه‌هاست که باهاش قرار می‌ذاشته.

8
00:00:22,397 --> 00:00:24,481
‫دیوید هاتسون،
‫یکی از بنیان‌گذاران «قهرمانانِ شفا»،

9
00:00:24,482 --> 00:00:25,607
‫خیریه‌ای برای سربازان مجروح.

10
00:00:25,608 --> 00:00:27,359
‫اون کسیه که داره رائول
‫زاپاتا رو تامین مالی می‌کنه.

11
00:00:27,360 --> 00:00:30,279
‫رائول زاپاتا و ال‌اف‌اس
‫یه سازمان تروریستی کوچیکن.

12
00:00:30,280 --> 00:00:31,697
‫حالا دوباره برگشتن تو میدون.

13
00:00:31,698 --> 00:00:33,532
‫همون کیف پول ارزی که
‫ال‌اف‌اس ازش استفاده می‌کرد،

14
00:00:33,533 --> 00:00:36,493
‫این هفته چند تا واریزی جدید بهش انجام شده.

15
00:00:36,494 --> 00:00:37,829
‫دارن یه نقشه دیگه‌ای می‌کشن.

16
00:00:40,457 --> 00:00:42,499
‫- حالا چی؟
‫- به نظرم باید به بابات زنگ بزنی.

17
00:00:42,500 --> 00:00:44,418
‫من جی رو بهت می‌دم. جون اون در عوض ایزابل.

18
00:00:44,419 --> 00:00:45,794
‫و اونم مقاله‌اش رو چاپ نمی‌کنه.

19
00:00:45,795 --> 00:00:47,171
‫دیگه کافی نیست.

20
00:00:47,172 --> 00:00:49,381
‫- همین امشب کارو تموم کن.
‫- روزنامه‌نگاره هنوز اولویت اصلیه؟

21
00:00:49,382 --> 00:00:52,718
‫روزنامه‌نگار، افشاگر، مامور،
‫و جیکوب مونرو.

22
00:00:52,719 --> 00:00:54,303
‫در مورد کارت بهم دروغ گفتی.

23
00:00:54,304 --> 00:00:56,513
‫تو یه جاسوسی.
‫آدم‌بدا رو شکار می‌کنی و من اینو می‌دونم.

24
00:00:56,514 --> 00:00:57,681
‫آره، جاسوسم.

25
00:00:57,682 --> 00:01:01,685
‫به تمام اطلاعاتی که برای زمین
‫زدن زاپاتا نیاز داری دسترسی دارم،

26
00:01:01,686 --> 00:01:03,228
‫کل ال‌اف‌اس رو،

27
00:01:03,229 --> 00:01:05,272
‫و می‌تونم جلوی حمله بعدیشون رو بگیرم.

28
00:01:05,273 --> 00:01:09,109
‫من تک‌تک جاسوس‌ها، مامورها و سیاستمدارای
‫کثیفی رو می‌خوام که تو جیب توان.

29
00:01:09,110 --> 00:01:11,361
‫و وقتی کل دم‌ودستگاهت رو
‫از هم پاشوندم،

30
00:01:11,362 --> 00:01:12,571
‫بازم تا آخر عمرت می‌ری آب‌خنک بخوری.

31
00:01:12,572 --> 00:01:13,781
‫پس یه رمزه.

32
00:01:13,782 --> 00:01:14,698
‫چطوری کار می‌کنه؟

33
00:01:14,699 --> 00:01:17,576
‫اگه بهت بگم که دیگه
‫انگیزه‌ای برای محافظت ازم نداری، نه؟

34
00:01:17,577 --> 00:01:19,829
‫- گرفتیش؟
‫- گرفتمش.

35
00:01:30,048 --> 00:01:31,049
‫پیتر کجاست؟

36
00:01:33,000 --> 00:01:39,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

37
00:01:39,020 --> 00:01:42,000
Amir Luminox ترجمه از

38
00:01:42,352 --> 00:01:45,479
‫برام مهم نیست. خیلی ریسکش بالاست.
‫دارن تحقیق می‌کنن.

39
00:01:45,480 --> 00:01:47,606
‫نمی‌تونم دستِ خالی برگردم پیششون.

40
00:01:47,607 --> 00:01:47,630
‫"پیششونی" در کار نیست. فقط یه نفره.

41
00:01:47,630 --> 00:01:49,399
‫[ چهار سال قبل ]
‫"پیششونی" در کار نیست. فقط یه نفره.

42
00:01:49,399 --> 00:01:49,400
‫[ چهار سال قبل ]

43
00:01:49,400 --> 00:01:50,630
‫یه نفر که اف‌بی‌آی به جرم
‫تامین مالی تروریسم بهش شک داره.
‫[ چهار سال قبل ]

44
00:01:50,630 --> 00:01:53,487
‫یه نفر که اف‌بی‌آی به جرم
‫تامین مالی تروریسم بهش شک داره.

45
00:01:53,488 --> 00:01:55,531
‫پس نه، بهش بگو دیگه تعطیل شدیم.

46
00:01:55,532 --> 00:01:57,908
‫خواهش می‌کنم. فقط عکس‌ها رو لازم دارم.

47
00:01:57,909 --> 00:02:00,202
‫گفتم نه. تا همین‌جاشم زیادی جلو رفتیم.

48
00:02:00,203 --> 00:02:03,455
‫پای درمان سرطان بچم وسطه، می‌فهمی؟
‫دیگه داریم ورشکست می‌شیم.

49
00:02:03,456 --> 00:02:06,251
‫اگه کارو تا آخر انجام ندم،
‫دیگه پول درمانش رو نمی‌دن.

50
00:02:06,751 --> 00:02:08,669
‫متاسفم. واقعاً متاسفم.

51
00:02:08,670 --> 00:02:10,880
‫اگه فقط بحث پوله، می‌تونم کمکت کنم.

52
00:02:12,006 --> 00:02:13,799
‫بی‌خیالش شو. خودم تنهایی انجامش می‌دم.

53
00:02:13,800 --> 00:02:15,676
‫نه. بری... برایان. نه، وایسا.

54
00:02:15,677 --> 00:02:17,719
‫هی، گو... نه، راه دیگه‌ای هم داریم.

55
00:02:17,720 --> 00:02:19,638
‫برایان. گوش کن ببین چی می‌گم.

56
00:02:19,639 --> 00:02:21,849
‫- گفتم وایسا!
‫- نه، راه دیگه‌ای هم هست.

57
00:02:21,850 --> 00:02:23,267
‫تو که خیالت راحته، کسی
‫بهت کاری نداره. اما من چی؟

58
00:02:23,268 --> 00:02:25,310
‫اگه کارو تحویل ندم،
‫جون خودم، جون بچم...

59
00:02:25,311 --> 00:02:26,603
‫باشه، ما می‌تونیم ازت محافظت کنیم.

60
00:02:26,604 --> 00:02:29,148
‫"ما" کیه؟ شوهرت
‫نمی‌دونه تا خرخره تو این لجن‌زاری.

61
00:02:29,149 --> 00:02:30,941
‫- اما اگه... می‌فهمه.
‫- اگه چی؟

62
00:02:30,942 --> 00:02:33,110
‫شرمنده. من قرار نیست
‫تنها کسی باشم که تو این هچل میفته.

63
00:02:33,111 --> 00:02:35,028
‫برو بیرون. فقط برو بیرون.

64
00:02:35,029 --> 00:02:36,613
‫- فقط برو، خواهش می‌کنم.
‫- برایان...

65
00:02:36,614 --> 00:02:38,448
‫دیگه بهت نمی‌گما.

66
00:02:38,449 --> 00:02:39,993
‫برایان، فقط برو.

67
00:02:48,293 --> 00:02:50,127
‫خانم هیگن؟ همه‌چی مرتبه؟

68
00:02:50,128 --> 00:02:52,004
‫کمک، خواهش می‌کنم!

69
00:02:52,005 --> 00:02:54,214
‫داری چیکار می‌کنی؟ داری چی...

70
00:02:54,215 --> 00:02:55,300
‫نه، وایسا! از اینجا برو بیرون!

71
00:02:56,176 --> 00:02:57,259
‫یکی کمک کنه!

72
00:02:57,260 --> 00:02:58,178
‫تفنگ داره!

73
00:03:02,307 --> 00:03:03,183
‫جنی؟

74
00:03:05,000 --> 00:03:10,000
‫« مأمور شب »

75
00:03:12,609 --> 00:03:14,276
‫واقعاً نیازی به این کار هست؟

76
00:03:14,277 --> 00:03:15,570
‫می‌دونی، احتمالاً نه.

77
00:03:16,154 --> 00:03:18,071
‫باید یه سر به معاون رئیس بزنم،

78
00:03:18,072 --> 00:03:20,073
‫ببینم خبر جدیدی
‫از پیتر شده یا نه.

79
00:03:20,074 --> 00:03:21,825
‫حواست باشه دست از پا خطا نکنه.

80
00:03:21,826 --> 00:03:23,036
‫حواسم هست.

81
00:03:27,165 --> 00:03:28,790
‫خوبه. می‌تونیم حرف بزنیم؟

82
00:03:28,791 --> 00:03:31,335
‫فقط یه چیز هست
‫که الان دلم می‌خواد ازت بشنوم.

83
00:03:31,336 --> 00:03:32,544
‫پیتر رفت تا تو رو نجات بده.

84
00:03:32,545 --> 00:03:34,630
‫تو برگشتی. اون برنگشت. چی شد؟

85
00:03:34,631 --> 00:03:36,715
‫- برام وقت خرید تا فرار کنم.
‫- کص نگو.

86
00:03:36,716 --> 00:03:38,217
‫اون می‌خواست بندازدت زندون.

87
00:03:38,218 --> 00:03:40,177
‫- کجاست؟ چیکارش کردی؟
‫- هیچ‌کار.

88
00:03:40,178 --> 00:03:42,638
‫- نمی‌دونم کجاست.
‫- و لابد منم باید باورت کنم؟

89
00:03:42,639 --> 00:03:44,514
‫بعد از اینکه کل شب تو چشمام
‫نگاه کردی و دروغ گفتی؟

90
00:03:44,515 --> 00:03:47,643
‫تو می‌دونستی وسط حرف‌زدنمون
‫قراره بهمون حمله کنن؟

91
00:03:47,644 --> 00:03:48,728
‫معلومه که نه.

92
00:03:49,729 --> 00:03:52,065
‫تنها اولویتم این بود که جات امن باشه.

93
00:03:52,732 --> 00:03:55,108
‫پیتر اهمیت این موضوع رو درک می‌کرد.

94
00:03:55,109 --> 00:03:56,319
‫اون داشت کمکم می‌کرد.

95
00:03:56,819 --> 00:03:59,404
‫من یه آتو از «والکات کپیتال» دارم

96
00:03:59,405 --> 00:04:01,490
‫که می‌تونه باعث بشه
‫آدم‌کششون رو بکشن عقب.

97
00:04:01,491 --> 00:04:03,075
‫داشتم این کارو می‌کردم.

98
00:04:03,076 --> 00:04:04,701
‫اونا پشت همه این قضایا هستن.

99
00:04:04,702 --> 00:04:07,413
‫- بانک؟
‫- دقیقاً فریا مایرز.

100
00:04:08,998 --> 00:04:13,335
‫رو کاغذ،
‫یه مدیر ارشدِ بی‌اهمیت و پردرآمده.

101
00:04:13,336 --> 00:04:16,463
‫اما در واقع، کارش
‫نظارت رو حساب‌های

102
00:04:16,464 --> 00:04:22,262
‫یه سری مشتری‌های خیلی خاص،
‫فوق‌العاده پولدار و محرمانه هست.

103
00:04:28,351 --> 00:04:29,602
‫یعنی خلافکارایی مثل تو.

104
00:04:32,063 --> 00:04:33,438
‫خلافکارایی بدتر از من.

105
00:04:33,439 --> 00:04:35,774
‫آدمایی که پولِ خونِ باباشون
‫رو به موسسه‌اش می‌دن

106
00:04:35,775 --> 00:04:38,902
‫تا جزئیات کار و کاسبیشون رو
‫سِری نگه‌دارن.

107
00:04:38,903 --> 00:04:42,114
‫پس داری می‌گی اون، مایک
‫و سناتور رو کشته.

108
00:04:42,115 --> 00:04:43,031
‫آره.

109
00:04:43,032 --> 00:04:45,868
‫رئیس جی که بهش حمله کرد چی،
‫بنجامین والاس؟

110
00:04:46,744 --> 00:04:48,120
‫اونم جیره‌خورش بود.

111
00:04:48,121 --> 00:04:51,873
‫اون نماینده‌ی شبکه‌ی بانکداری داخلیِ
‫رائول زاپاتاست.

112
00:04:51,874 --> 00:04:54,084
‫کارش این بود که اونو مخفی نگه‌داره.

113
00:04:54,085 --> 00:04:56,545
‫به خاطر سوتی‌هایی که داد،
‫راز فاش شد،

114
00:04:56,546 --> 00:04:58,672
‫و حالا داره سعی می‌کنه ردپاش رو پاک کنه.

115
00:04:58,673 --> 00:05:00,299
‫حالا، نمی‌فهمی؟

116
00:05:00,300 --> 00:05:02,968
‫وقتی تو مقاله‌ات رو چاپ کنی،
‫اون سرش بالای داره.

117
00:05:02,969 --> 00:05:04,428
‫برای همین می‌خواد تو

118
00:05:04,429 --> 00:05:07,014
‫و هر کس دیگه‌ای که می‌تونه
‫کاراش رو ثابت کنه، بمیری.

119
00:05:07,015 --> 00:05:10,560
‫امروز صبح، رفتم تا یه کتاب
‫خیلی مهم رو بیارم،

120
00:05:11,227 --> 00:05:14,146
‫یه نسخه خیلی کمیابِ چاپ غلط‌دار از
‫قصه‌های پریان گریم.

121
00:05:14,147 --> 00:05:15,356
‫قبلاً دیدیش.

122
00:05:16,024 --> 00:05:18,317
‫این نسخه، و فقط همین یه نسخه،

123
00:05:18,318 --> 00:05:21,194
‫کلید دسترسی به یه دیتابیس ابریه

124
00:05:21,195 --> 00:05:24,615
‫که توش یه عالمه مدرک مخفی شده
‫و می‌شه باهاشون جلوی فریا رو گرفت.

125
00:05:25,199 --> 00:05:26,325
‫چطوری؟

126
00:05:26,326 --> 00:05:29,537
‫با رو کردنِ دستش
‫تو عملیات من.

127
00:05:30,955 --> 00:05:34,833
‫و قرار بود از طریق پیتر،
‫همه‌چیز رو تحویل اف‌بی‌آی بدم.

128
00:05:34,834 --> 00:05:37,753
‫اما تنها راهی که جواب می‌داد
‫این بود که از اونجا زنده بیرون بیام.

129
00:05:37,754 --> 00:05:39,921
‫و پیتر ارزش این قضیه رو می‌فهمید.

130
00:05:39,922 --> 00:05:42,132
‫برای همین هر کاری از دستش
‫برمی‌اومد کرد تا کمکم کنه.

131
00:05:42,133 --> 00:05:44,093
‫داشتم خودم رو تسلیم می‌کردم.

132
00:05:44,677 --> 00:05:46,888
‫اما بدون اون کتاب،
‫همه‌چی بی‌فایده بود.

133
00:05:47,513 --> 00:05:48,764
‫همه‌چی به خاطر تو بود.

134
00:05:48,765 --> 00:05:50,766
‫- تنها چیزی که همیشه می‌خواستم یه پدر بود.
‫- ایزابل...

135
00:05:50,767 --> 00:05:54,187
‫- اما تو اونو غیرممکن کردی.
‫- ایزابل، من مریضم.

136
00:05:55,521 --> 00:05:58,983
‫آدمای بدم مریض می‌شن.
‫این چیزی رو عوض نمی‌کنه.

137
00:06:03,863 --> 00:06:05,030
‫خبری شد؟

138
00:06:05,031 --> 00:06:06,240
‫هیچ اثری از پیتر نیست.

139
00:06:06,824 --> 00:06:10,077
‫واحدهای اف‌بی‌آی دارن می‌گردن.
‫اداره پلیس نیویورک هم داره کمک می‌کنه.

140
00:06:10,078 --> 00:06:11,787
‫تا الان که هیچی.

141
00:06:11,788 --> 00:06:12,913
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

142
00:06:12,914 --> 00:06:15,374
‫معاون رئیس
‫ازم می‌خواد تمرکزم رو بذارم رو اینکه

143
00:06:15,375 --> 00:06:17,876
‫هرچی می‌تونیم درباره
‫حمله بعدی ال‌اف‌اس بفهمیم.

144
00:06:17,877 --> 00:06:20,796
‫اما جی هنوز تو اتاق عمله.
‫بدون سرنخ اون، ما هیچی نداریم.

145
00:06:20,797 --> 00:06:24,132
‫منو ببر پیش دیوید هاتسون.
‫من جزئیات رو از زیر زبونش می‌کشم بیرون.

146
00:06:24,133 --> 00:06:28,221
‫اسمش همینه، مگه نه؟ همون سرمایه‌گذار
‫ال‌اف‌اس که دیروز دستگیرش کردین؟

147
00:06:28,721 --> 00:06:29,721
‫بذار باهاش حرف بزنم.

148
00:06:29,722 --> 00:06:31,473
‫اف‌بی‌آی زیر بار نمی‌ره.

149
00:06:31,474 --> 00:06:33,434
‫خب، پس اف‌بی‌آی رو دور بزن.

150
00:06:33,935 --> 00:06:35,812
‫مگه «نایت اکشن» کارش همین نیست؟

151
00:06:36,646 --> 00:06:40,816
‫اگه پیتر زنده باشه، واسه محافظت
‫از منافع زاپاتا نگهش داشتن.

152
00:06:40,817 --> 00:06:42,776
‫اگه قرار باشه حمله دیگه‌ای در کار باشه،

153
00:06:42,777 --> 00:06:45,780
‫هاتسون اون پولو به
‫دستور زاپاتا جابه‌جا کرده.

154
00:06:46,364 --> 00:06:48,950
‫هاتسون می‌تونه ما رو به زاپاتا برسونه.

155
00:06:49,617 --> 00:06:54,746
‫جلوشو بگیر، جلوی ال‌اف‌اس رو
‫گرفتی و همکارت رو هم برمی‌گردونی.

156
00:06:54,747 --> 00:06:56,290
‫اصلاً چرا برات مهمه؟

157
00:06:58,918 --> 00:07:02,755
‫چون رائول زاپاتا مسبب
‫بلاییه که سر مادر ایزابل اومد.

158
00:07:03,464 --> 00:07:05,465
‫اون سوفیا رو ازم گرفت.

159
00:07:05,466 --> 00:07:08,469
‫حق نداری از اسم مادرم
‫برای توجیه کارات استفاده کنیا.

160
00:07:17,520 --> 00:07:19,981
‫حالا چی باعث شده این‌قدر
‫مطمئن باشی که حرف می‌زنه؟

161
00:07:21,149 --> 00:07:24,610
‫چون وقتی لازم باشه، زبونم خیلی خوب می‌چرخه.

162
00:07:27,029 --> 00:07:29,448
‫گوش کن، یه کم پول نقد بهت می‌دم واسه شام.

163
00:07:29,449 --> 00:07:33,452
‫می‌تونی از بیرون سفارش بدی.
‫پیتزا، همبرگر، هرچی دلت خواست.

164
00:07:33,453 --> 00:07:35,997
‫ولی آب بخور، نه نوشابه.

165
00:07:36,497 --> 00:07:37,874
‫بازم قراره دیر بیای؟

166
00:07:39,459 --> 00:07:42,127
‫فکر کردم قراره کمپینمون رو ادامه بدیم.

167
00:07:42,128 --> 00:07:43,962
‫ببخشید. آخر هفته انجامش می‌دیم.

168
00:07:43,963 --> 00:07:45,547
‫ولی هنوز شبِ مدرسه‌ست،

169
00:07:45,548 --> 00:07:48,884
‫پس می‌خوام قبل از بازی کامپیوتری،
‫یه نگاهی به کتاب کارت بندازی.

170
00:07:48,885 --> 00:07:50,344
‫- باشه؟
‫- باشه.

171
00:07:52,805 --> 00:07:53,639
‫هی.

172
00:07:55,057 --> 00:07:55,975
‫خوبی؟

173
00:07:56,976 --> 00:08:01,063
‫تو داری می‌ری سراغ یه ماموریت
‫جاسوسی خفن، منم اینجام گیرِ مشق نوشتن.

174
00:08:01,898 --> 00:08:05,943
‫جاسوس بودن که بازی خیالی
‫یا یه داستان ساختگی نیست.

175
00:08:06,652 --> 00:08:09,529
‫یه کار سخته و کلی صبر و حوصله می‌خواد.

176
00:08:09,530 --> 00:08:11,781
‫و بیشتر وقت‌ها هم واقعاً حوصله‌سربره.

177
00:08:11,782 --> 00:08:15,119
‫خب، شاید اگه بهم می‌گفتی
‫ماموریتت چیه، می‌تونستم کمکت کنم.

178
00:08:17,330 --> 00:08:19,290
‫فقط یه شب دیگه، باشه؟

179
00:08:20,791 --> 00:08:24,378
‫بعدش می‌ریم گردش، فقط من و تو.

180
00:08:25,755 --> 00:08:26,589
‫باشه.

181
00:08:50,530 --> 00:08:51,531
‫این چیه؟

182
00:08:52,532 --> 00:08:53,782
‫هویت مخفیت.

183
00:08:53,783 --> 00:08:55,534
‫یکیشو می‌خواستی، نه؟

184
00:08:55,535 --> 00:08:56,661
‫خب، بفرما.

185
00:08:58,120 --> 00:08:59,079
‫اوریون؟

186
00:08:59,080 --> 00:09:02,207
‫اوریون اسم رمز جدیدته. نظرت چیه؟

187
00:09:02,208 --> 00:09:03,042
‫عاشقشم.

188
00:09:04,502 --> 00:09:05,545
‫خیلی خفنه.

189
00:09:06,671 --> 00:09:08,589
‫- مرسی، بابا.
‫- حقته.

190
00:09:12,593 --> 00:09:13,928
‫- هی، بابا؟
‫- جانم؟

191
00:09:14,637 --> 00:09:17,305
‫می‌شه قبل از اینکه بری برم
‫کوله‌پشتیم رو از تو ماشین بیارم؟

192
00:09:17,306 --> 00:09:18,266
‫زود برمی‌گردم.

193
00:09:19,100 --> 00:09:19,934
‫حتماً.

194
00:09:25,398 --> 00:09:26,773
‫الو؟

195
00:09:26,774 --> 00:09:27,983
‫ما جیکوب مونرو رو گرفتیم.

196
00:09:27,984 --> 00:09:29,150
‫یعنی چی «گرفتیمش»؟

197
00:09:29,151 --> 00:09:32,654
‫یعنی به شوفاژ آپارتمان
‫پیتر ساترلند دستبندش زدم.

198
00:09:32,655 --> 00:09:34,030
‫پیش منه،

199
00:09:34,031 --> 00:09:35,740
‫و تا الانم همکاری کرده.

200
00:09:35,741 --> 00:09:36,908
‫چی می‌گه؟

201
00:09:36,909 --> 00:09:39,202
‫می‌خواد با دیوید هاتسون بشینه حرف بزنه.

202
00:09:39,203 --> 00:09:40,870
‫می‌گه هیچ ربطی به ال‌اف‌اس نداره،

203
00:09:40,871 --> 00:09:43,832
‫ولی اطلاعاتی داره که می‌تونه کمکمون
‫کنه جلوی حمله بعدیشون رو بگیریم.

204
00:09:43,833 --> 00:09:45,000
‫تو هم باورش می‌کنی؟

205
00:09:45,001 --> 00:09:46,626
‫هنوز مطمئن نیستم.

206
00:09:46,627 --> 00:09:48,712
‫بذار مطمئن شم که درست متوجه شدم.

207
00:09:48,713 --> 00:09:50,880
‫فقط رو حساب حرف پیتر ساترلند،

208
00:09:50,881 --> 00:09:53,425
‫ما باید باور کنیم که این شخصیت جیکوب مونرو

209
00:09:53,426 --> 00:09:55,176
‫همون خطرِ فراریِ ماست،

210
00:09:55,177 --> 00:09:58,847
‫کسی که مامورای فدرال رو کشته،
‫آژانس‌های اطلاعاتی‌مون رو به خطر انداخته،

211
00:09:58,848 --> 00:10:01,224
‫یه تنه اسناد حساس سازمان ملل رو لو داده،

212
00:10:01,225 --> 00:10:03,768
‫و ممکنه حمله پیما ۱۲
‫رو تامین مالی کرده باشه

213
00:10:03,769 --> 00:10:04,936
‫به دلایل نامعلومی.

214
00:10:04,937 --> 00:10:08,315
‫حالا، معاون رئیس موزلی بهم
‫می‌گه که ساترلند مفقود شده،

215
00:10:08,316 --> 00:10:11,318
‫احتمالاً هم مرده، و تو داری
‫می‌گی مونرو یه چیز دیگه می‌گه؟

216
00:10:11,319 --> 00:10:12,986
‫فقط در مورد پیما ۱۲.

217
00:10:12,987 --> 00:10:15,405
‫ادعا می‌کنه که حامی ال‌اف‌اس نیست،

218
00:10:15,406 --> 00:10:17,949
‫اما اعتراف کرد که هر چیز دیگه‌ای
‫که پیتر در موردش گفته درسته.

219
00:10:17,950 --> 00:10:19,159
‫حاضره بیاد خودش رو تحویل بده،

220
00:10:19,160 --> 00:10:21,494
‫و مدرک همه اینا رو هم رو کنه.

221
00:10:21,495 --> 00:10:22,454
‫همه چی؟

222
00:10:22,455 --> 00:10:24,122
‫هر کاری که توش دست داشته.

223
00:10:24,123 --> 00:10:25,915
‫همین‌طوری الکی؟ کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست؟

224
00:10:25,916 --> 00:10:27,250
‫معلوم نیست.

225
00:10:27,251 --> 00:10:29,878
‫اما می‌گه می‌تونه از هاتسون
‫استفاده کنه تا جلوی ال‌اف‌اس رو بگیره

226
00:10:29,879 --> 00:10:33,673
‫و حتی شاید بتونه جای خود
‫رائول زاپاتا رو هم پیدا کنه.

227
00:10:33,674 --> 00:10:35,217
‫فقط می‌خواد باهاش ملاقات کنه.

228
00:10:35,718 --> 00:10:37,886
‫باشه. هماهنگش می‌کنم.

229
00:10:37,887 --> 00:10:40,305
‫اما به محض اینکه دیگه به دردمون نخورد،

230
00:10:40,306 --> 00:10:42,682
‫می‌خوام تحویل اف‌بی‌آی
‫اینجا تو دی‌سی داده بشه.

231
00:10:42,683 --> 00:10:46,519
‫و خودت بیارش اینجا، آدام.
‫به هیچ‌کس دیگه‌ای اعتماد ندارم.

232
00:10:46,520 --> 00:10:47,647
‫انجام‌شده بدونینش.

233
00:10:50,858 --> 00:10:52,568
‫جیکوب مونرو قراره خودش رو تسلیم کنه.

234
00:10:53,903 --> 00:10:55,862
‫حق با من بود که فاصلمون رو حفظ کردیم.

235
00:10:55,863 --> 00:10:58,532
‫به نظر میاد کلی گندکاری بالا آورده.

236
00:10:59,909 --> 00:11:03,037
‫- فکر خوبیه.
‫- فقط امیدواریم قضیه همین‌جا ختم به خیر بشه.

237
00:11:15,216 --> 00:11:17,134
‫اوه. بیداری.

238
00:11:20,388 --> 00:11:21,514
‫چی می‌خوای؟

239
00:11:22,431 --> 00:11:25,558
‫جای جیکوب مونرو، ایزابل دی لئون،

240
00:11:25,559 --> 00:11:27,811
‫و مامور فین‌سن، جی باترا رو.

241
00:11:27,812 --> 00:11:29,563
‫اینا رو بهم بگو، تا چند مرحله بریم جلو.

242
00:11:31,732 --> 00:11:33,401
‫همین فکرو می‌کردم.

243
00:11:50,584 --> 00:11:52,169
‫از سوزن خوشت نمیاد؟

244
00:11:57,091 --> 00:11:58,217
‫نگران نباش.

245
00:11:59,635 --> 00:12:01,762
‫اون سُرم فقط واسه اینه که بدنت کم‌آب نشه.

246
00:12:05,808 --> 00:12:06,726
‫اوه...

247
00:12:07,768 --> 00:12:11,813
‫تو جنگ جهانی دوم بهش می‌گفتن بلو ۸۸.

248
00:12:11,814 --> 00:12:15,066
‫قبلاً تو این قرصای آبی کوچیک بود.

249
00:12:15,067 --> 00:12:16,485
‫ولی خیلی خوب جواب می‌داد.

250
00:12:17,361 --> 00:12:21,823
‫واسه همین اسم مؤثرترین توپخونه
‫زمان جنگ رو روش گذاشتن.

251
00:12:21,824 --> 00:12:22,950
‫فلک ۸۸.

252
00:12:23,701 --> 00:12:25,286
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

253
00:12:25,870 --> 00:12:26,954
‫سدیم آمیتال.

254
00:12:27,830 --> 00:12:31,291
‫ازش استفاده می‌کردن تا سربازا رو به حرف
‫بیارن و از خاطرات تلخ میدون جنگشون بگن،

255
00:12:31,292 --> 00:12:35,086
‫اما این دارو یه سری ایراداتی داشت.

256
00:12:35,087 --> 00:12:39,216
‫ولی خوشبختانه، یه
‫باربیتوراتِ پایدارتر هم هست.

257
00:12:40,134 --> 00:12:46,182
‫یه داروی رایج که هر روز تو
‫بیهوشی عمومی استفاده می‌شه، یا...

258
00:12:47,516 --> 00:12:49,434
‫تشنج‌های صرع،

259
00:12:49,435 --> 00:12:52,563
‫یا حتی تو تزریقات کشنده.

260
00:12:53,063 --> 00:12:56,691
‫و اون سدیم تیوپنتاله.

261
00:12:56,692 --> 00:12:57,942
‫خنده‌داره، نه؟

262
00:12:57,943 --> 00:13:02,656
‫اینکه تنها فرق بین دارو و زهر، مقدار دُزشه.

263
00:13:03,324 --> 00:13:04,699
‫داری وقتت رو تلف می‌کنی.

264
00:13:04,700 --> 00:13:06,994
‫شاید آره. شایدم نه.

265
00:13:07,495 --> 00:13:08,537
‫در هر صورت،

266
00:13:09,497 --> 00:13:13,918
‫تو ۳۰، ۴۰ دقیقه آینده کلی
‫«شاید» هست که می‌شه بررسی کرد،

267
00:13:14,418 --> 00:13:15,544
‫موافق نیستی؟

268
00:13:16,796 --> 00:13:18,380
‫هی، مراقب باش.

269
00:13:19,089 --> 00:13:21,759
‫- اگه خیلی محکم بکشی، اون سیما می‌بُرن.
‫- کون لقت.

270
00:13:22,343 --> 00:13:25,471
‫بدن مقاومی داری، اینو قبول دارم.

271
00:13:25,971 --> 00:13:28,890
‫اما قشنگیِ مواد شیمیاییِ روان‌گردان به همینه.

272
00:13:28,891 --> 00:13:32,436
‫به جسمت حمله نمی‌کنه. به ذهنت حمله می‌کنه.

273
00:13:33,187 --> 00:13:35,730
‫و ممکنه سرسخت باشی، و ممکنه باهوش باشی،

274
00:13:35,731 --> 00:13:37,774
‫و اینا ممکنه بیرون از این اتاق خوب باشن،

275
00:13:37,775 --> 00:13:40,736
‫اما درست همین‌جا، پیش من، با این سرنگ...

276
00:13:42,238 --> 00:13:44,990
‫همه حرف می‌زنن، چه بخوان چه نخوان.

277
00:13:46,492 --> 00:13:48,077
‫فقط مسئله زمانه.

278
00:14:04,593 --> 00:14:06,720
‫این کتاب باید براش مهم باشه.

279
00:14:07,638 --> 00:14:10,140
‫کلی ریسک کرد که برگرده و برش داره.

280
00:14:11,016 --> 00:14:12,226
‫من از کجا بدونم.

281
00:14:25,656 --> 00:14:29,618
‫وقتی دارو به مغزت برسه و
‫گیرنده‌های سلولیت رو کُند کنه،

282
00:14:30,119 --> 00:14:31,911
‫کم‌کم یه حس گیجی بهت دست می‌ده.

283
00:14:31,912 --> 00:14:35,790
‫درد نداره. فقط کارکرد مغزت رو مختل می‌کنه،

284
00:14:35,791 --> 00:14:40,420
‫جوری که واسه مغزت سخت می‌شه تا
‫پردازش‌های فکریِ پیچیده رو انجام بده،

285
00:14:40,421 --> 00:14:42,589
‫مثل تصمیم گرفتن در مورد اینکه
‫می‌خوای به کدوم سوال جواب بدی،

286
00:14:42,590 --> 00:14:45,259
‫یا... یا اینکه چقدر می‌خوای راستشو بگی.

287
00:14:46,844 --> 00:14:47,720
‫خب...

288
00:14:49,680 --> 00:14:51,598
‫دوستت ایزابل، همون روزنامه‌نگاره،

289
00:14:51,599 --> 00:14:53,142
‫باهاش چیکار می‌کردی؟

290
00:14:54,101 --> 00:14:54,977
‫کی...

291
00:14:55,644 --> 00:14:56,811
‫ایزابل کیه؟

292
00:14:56,812 --> 00:14:58,314
‫خیلی خب.

293
00:15:02,651 --> 00:15:05,946
‫بذار از یه جای ساده‌تر شروع کنیم.

294
00:15:07,990 --> 00:15:09,742
‫رنگ مورد علاقه‌ات چیه؟

295
00:15:12,494 --> 00:15:13,412
‫سبز.

296
00:15:14,747 --> 00:15:16,831
‫- حداقل بچگیام که این بود.
‫- سبز.

297
00:15:16,832 --> 00:15:18,792
‫رنگ مورد علاقه منم همینه.

298
00:15:19,501 --> 00:15:21,878
‫آره. رنگ سبز چه حسی بهت می‌ده؟

299
00:15:21,879 --> 00:15:24,172
‫خوشحالی؟ غم؟

300
00:15:24,173 --> 00:15:26,174
‫این... این فقط یه رنگه.

301
00:15:26,175 --> 00:15:28,886
‫نه، نه. رنگ‌ها می‌تونن خیلی چیزا رو لو بدن.

302
00:15:30,679 --> 00:15:32,681
‫بچگیت دوست داشتی بیرون بازی کنی؟

303
00:15:34,558 --> 00:15:36,976
‫- آره.
‫- از این میله‌های بارفیکس هم بود، نه؟

304
00:15:36,977 --> 00:15:40,773
‫بغل خونتون یه زمین بازی بود.
‫نه، یه دشت بزرگ بود.

305
00:15:41,357 --> 00:15:42,691
‫یه ساحل بود.

306
00:15:43,525 --> 00:15:44,610
‫اوه آره.

307
00:15:45,402 --> 00:15:48,030
‫آره، شرط می‌بندم اون
‫موج‌ها سرد بودن، مگه نه؟

308
00:15:50,324 --> 00:15:52,868
‫راستش گرم بود.

309
00:15:53,369 --> 00:15:54,494
‫اوه، گرم بودن؟

310
00:15:54,495 --> 00:15:56,830
‫اقیانوس اطلس می‌تونه این‌طوری باشه، نه؟

311
00:15:57,331 --> 00:16:00,167
‫بچه‌ اونجایی، ساحل شرقی؟

312
00:16:01,418 --> 00:16:03,963
‫از اونجا اینو یاد گرفتی؟

313
00:16:07,007 --> 00:16:12,470
‫چون هم سی‌آی‌ای و هم
‫اف‌بی‌آی تو ویرجینیا هستن،

314
00:16:12,471 --> 00:16:14,931
‫و شنیدم که ساحل‌های خیلی قشنگی هم دارن.

315
00:16:14,932 --> 00:16:20,062
‫اما خب از اون طرف،
‫ان‌اس‌ای تو ساحل مریلنده، پس...

316
00:16:20,896 --> 00:16:21,896
‫تو کی هستی؟

317
00:16:21,897 --> 00:16:24,733
‫یه حس سوزش خفیفی زیر پوستت هست.

318
00:16:26,026 --> 00:16:27,236
‫من همونم.

319
00:16:28,612 --> 00:16:29,530
‫تو کی هستی؟

320
00:16:31,824 --> 00:16:33,701
‫- مهم نیست.
‫- مهم نیست؟

321
00:16:34,284 --> 00:16:35,201
‫نه.

322
00:16:35,202 --> 00:16:39,039
‫پس تو فقط یه مهره به دردنخور تو
‫آژانس اطلاعاتی هستی؟ یه قطعه یدکی؟

323
00:16:39,707 --> 00:16:40,916
‫من اینو نگفتم.

324
00:16:41,417 --> 00:16:43,168
‫پس اسمت برات مهمه.

325
00:16:44,461 --> 00:16:45,629
‫همون‌طور که باید باشه.

326
00:16:47,840 --> 00:16:51,843
‫تو یه اسم کلی احساس نهفته‌ست،

327
00:16:51,844 --> 00:16:53,512
‫اما تو یه عدد نه زیاد.

328
00:16:55,305 --> 00:16:56,265
‫پیتره.

329
00:16:57,975 --> 00:16:58,851
‫پیتر.

330
00:17:00,811 --> 00:17:03,480
‫اسم خوبیه. قویه.

331
00:17:04,565 --> 00:17:07,109
‫مثل... پتر کبیر،

332
00:17:07,609 --> 00:17:10,154
‫بنیان‌گذار امپراتوری روسیه.

333
00:17:12,031 --> 00:17:13,073
‫روسی هستی...

334
00:17:14,366 --> 00:17:15,908
‫پتر کبیر؟

335
00:17:15,909 --> 00:17:17,618
‫- نه.
‫- پتر آلکسیویچ.

336
00:17:17,619 --> 00:17:18,704
‫نه، این...

337
00:17:19,455 --> 00:17:20,748
‫ساترلنده.

338
00:17:21,665 --> 00:17:23,542
‫پیتر ساترلنده.

339
00:17:27,546 --> 00:17:28,464
‫خب...

340
00:17:29,840 --> 00:17:32,426
‫از آشناییت خوشوقتم، پیتر ساترلند.

341
00:17:33,135 --> 00:17:36,138
‫حالا چرا بهم نمی‌گی اهل کجایی؟

342
00:17:37,681 --> 00:17:38,640
‫همه‌جا.

343
00:17:39,683 --> 00:17:42,435
‫بچگیام خیلی از این شهر به اون شهر می‌رفتیم.

344
00:17:42,436 --> 00:17:44,104
‫اوه، باید سخت بوده باشه.

345
00:17:44,605 --> 00:17:47,523
‫نه، نه. من... من حالم خوب بود.

346
00:17:47,524 --> 00:17:51,612
‫نه، منظورم اینه که بچه ارتشی
‫باشی، از این پایگاه به اون پایگاه بری.

347
00:17:52,905 --> 00:17:54,906
‫پدرم ارتشی نبود.

348
00:17:54,907 --> 00:17:58,034
‫اوه، پس... گیج شدم.

349
00:17:58,035 --> 00:17:59,828
‫چطوری سر از اف‌بی‌آی درآوردی؟

350
00:18:00,412 --> 00:18:01,914
‫من... من استخدام شدم.

351
00:18:03,082 --> 00:18:04,583
‫آره، حتماً.

352
00:18:05,417 --> 00:18:07,377
‫پس اهل ویرجینیا هستی.

353
00:18:09,671 --> 00:18:10,547
‫کیر توش.

354
00:18:11,465 --> 00:18:13,382
‫از شغلت برام بگو، پیتر.

355
00:18:13,383 --> 00:18:14,634
‫نه، من...

356
00:18:14,635 --> 00:18:15,969
‫برات راضی‌کننده‌ست؟

357
00:18:17,262 --> 00:18:18,429
‫آره، هست.

358
00:18:18,430 --> 00:18:19,515
‫چرا؟

359
00:18:21,308 --> 00:18:25,062
‫چون می‌تونم از آدمایی
‫که برام مهمن محافظت کنم.

360
00:18:27,231 --> 00:18:28,941
‫آره، شغل من...

361
00:18:30,984 --> 00:18:32,694
‫شغل من همه اون چیزیه که دارم.

362
00:18:33,278 --> 00:18:34,196
‫واقعاً؟

363
00:18:34,947 --> 00:18:36,949
‫خب کی برات مهمه؟

364
00:18:38,075 --> 00:18:41,869
‫تو... تو به اون دوست روزنامه‌نگارت،
‫مامور فین‌سن اهمیت می‌دی؟

365
00:18:41,870 --> 00:18:43,871
‫به نظر میاد خیلی برات مهم باشن.

366
00:18:43,872 --> 00:18:44,956
‫هستن.

367
00:18:44,957 --> 00:18:45,916
‫چرا؟

368
00:18:46,792 --> 00:18:48,585
‫چون بهشون قول دادم.

369
00:18:49,086 --> 00:18:54,007
‫آره. و آدمایی مثل تو که سندرم قهرمان‌بازی
‫دارن، دوست دارین سر قولت بمونین، مگه نه؟

370
00:18:57,553 --> 00:19:00,055
‫بی‌خیال. چرا داری این کارو باهام می‌کنی؟

371
00:19:02,015 --> 00:19:04,226
‫این مکالمه می‌ترسوندت، پیتر؟

372
00:19:06,186 --> 00:19:07,146
‫آره.

373
00:19:07,980 --> 00:19:10,898
‫هی، عیب نداره. عیب نداره، رفیق.

374
00:19:10,899 --> 00:19:12,483
‫هی، بیا بحث رو عوض کنیم.

375
00:19:12,484 --> 00:19:13,860
‫در مورد یه چیز دیگه حرف بزنیم.

376
00:19:13,861 --> 00:19:16,280
‫- آره، لطفاً.
‫- باشه. باشه.

377
00:19:17,197 --> 00:19:19,491
‫بهم بگو مامور ویژه بودن چه حسی داره.

378
00:19:21,201 --> 00:19:22,493
‫من مامور ویژه نیستم.

379
00:19:22,494 --> 00:19:24,121
‫اوه، پس چی هستی؟

380
00:19:24,621 --> 00:19:25,747
‫من یه مامور شبم.

381
00:19:28,000 --> 00:19:28,876
‫درسته.

382
00:19:38,927 --> 00:19:40,554
‫- رئیس پترسون.
‫- آرینگتون.

383
00:19:41,054 --> 00:19:42,264
‫باید حرف بزنیم.

384
00:19:43,682 --> 00:19:45,350
‫همین الان داشتم میومدم پیشتون.

385
00:19:46,894 --> 00:19:48,103
‫همه‌چی مرتبه؟

386
00:19:49,438 --> 00:19:52,608
‫آیا گوشی شخصی برایان مات پیش شماست؟

387
00:19:54,151 --> 00:19:55,484
‫اینو از کجا شنیدین؟

388
00:19:55,485 --> 00:19:58,322
‫گوشی پیش شما هست یا نه؟

389
00:20:06,455 --> 00:20:08,456
‫- چلسی...
‫- متوجه نیستین.

390
00:20:08,457 --> 00:20:10,291
‫من دیشب بعد از تایم کاری پیداش کردم.

391
00:20:10,292 --> 00:20:13,961
‫تو رویه‌های استاندارد عملیاتی رو زیر پا
‫گذاشتی. زنجیره شواهد رو از بین بردی.

392
00:20:13,962 --> 00:20:16,589
‫واقعاً داشتم میومدم که
‫همین الان بیارمش براتون.

393
00:20:16,590 --> 00:20:17,632
‫خب، چقدرم به‌موقع.

394
00:20:17,633 --> 00:20:20,844
‫می‌خواستم ببینم می‌تونم اول قفلش رو
‫باز کنم یا نه. من... من دروغ نمی‌گم.

395
00:20:21,345 --> 00:20:23,221
‫کی بهتون گفته که این پیش منه؟

396
00:20:23,222 --> 00:20:26,224
‫بانوی اول ازم خواست تا از
‫روند تحقیقات بهش گزارش بدم.

397
00:20:26,225 --> 00:20:29,268
‫می‌خواست بدونه تو گوشی
‫چیزی پیدا کردیم یا نه.

398
00:20:29,269 --> 00:20:31,020
‫منم ازش پرسیدم: "کدوم گوشی؟"

399
00:20:31,021 --> 00:20:34,023
‫اونم بهم گفت همونی که شب
‫تیراندازی دید تو برش داشتی

400
00:20:34,024 --> 00:20:35,858
‫وقتی که از دست مات افتاد.

401
00:20:35,859 --> 00:20:37,860
‫فکر می‌کرد تو تحویلش دادی.

402
00:20:37,861 --> 00:20:40,196
‫بانوی اول داره بهتون دروغ می‌گه.

403
00:20:40,197 --> 00:20:41,155
‫ببخشید؟

404
00:20:41,156 --> 00:20:44,242
‫اون و مات ماه‌ها بود که
‫قرارای مخفیانه داشتن.

405
00:20:44,243 --> 00:20:46,369
‫- تو اون گوشی عکس‌هایی هست...
‫- چلسی، این...

406
00:20:46,370 --> 00:20:48,997
‫...از گزارش‌های اطلاعاتیِ اخیرِ ریاست جمهوری.

407
00:20:49,873 --> 00:20:51,916
‫بانوی اول بعد از تیراندازی
‫گوشی رو قایم کرد.

408
00:20:51,917 --> 00:20:55,628
‫- من دیشب تو اتاق مطالعه‌شون پیداش کردم.
‫- تو رفتی تو اتاق خواب رئیس‌جمهور؟

409
00:20:55,629 --> 00:20:57,546
‫نه، من رفتم تو.

410
00:20:57,547 --> 00:21:00,299
‫می‌دونستم بانوی اول در مورد
‫رابطه‌اش با مات داره دروغ می‌گه.

411
00:21:00,300 --> 00:21:02,677
‫فیلم دوربینای مداربسته
‫هست. دوربیانا رو چک کنین.

412
00:21:02,678 --> 00:21:04,262
‫نمی‌بینین داره چیکار می‌کنه؟

413
00:21:04,263 --> 00:21:07,723
‫داره سعی می‌کنه یه جوری نشون بده که
‫منم که دارم تو این تحقیقات کارشکنی می‌کنم

414
00:21:07,724 --> 00:21:09,267
‫چون می‌دونه من دستشو خوندم.

415
00:21:09,268 --> 00:21:10,143
‫دستِ چی رو؟

416
00:21:10,727 --> 00:21:13,604
‫هر چیزی که داره سعی
‫می‌کنه لاپوشونی کنه. نمی‌دونم.

417
00:21:13,605 --> 00:21:15,816
‫احتمالاً لو دادن اسناد محرمانه.

418
00:21:17,484 --> 00:21:18,485
‫چلسی...

419
00:21:19,361 --> 00:21:22,905
‫می‌خوام تو این قضیه طرف
‫تو باشم، اما این خیلی بده.

420
00:21:22,906 --> 00:21:25,408
‫- این وسواس فکری اصلاً طبیعی نیست.
‫- جنی هیگن داره دروغ...

421
00:21:25,409 --> 00:21:28,412
‫جنی هیگن تنها کسی نیست که نگران رفتارته.

422
00:21:29,579 --> 00:21:32,958
‫همین امروز صبح، نامزدت هم همین حرفو زد.

423
00:21:35,961 --> 00:21:37,128
‫بهتون چی گفت؟

424
00:21:37,129 --> 00:21:41,133
‫نگران این استرس اضافیه که این
‫تیراندازی داره بهت وارد می‌کنه.

425
00:21:44,511 --> 00:21:46,304
‫من تو رو به خاطر تخلفاتت تعلیق می‌کنم

426
00:21:46,305 --> 00:21:48,472
‫تا وقتی که تحقیقات بیشتری
‫در مورد کارات انجام بشه.

427
00:21:48,473 --> 00:21:51,100
‫پیشنهاد می‌کنم از شهر خارج نشی.

428
00:21:51,101 --> 00:21:52,476
‫نذارین این کارو بکنه.

429
00:21:52,477 --> 00:21:55,105
‫این تصمیم منه، و تموم شده.

430
00:22:00,986 --> 00:22:02,820
‫رمز گوشی مات.

431
00:22:02,821 --> 00:22:04,280
‫برادرش برامون بازش کرد

432
00:22:04,281 --> 00:22:06,908
‫چون من تنها کسی نیستم که
‫فکر می‌کنه این اتفاقات یه مشت کصشرن.

433
00:22:17,502 --> 00:22:19,463
‫چلسی، اینجایی.

434
00:22:20,505 --> 00:22:21,965
‫می‌خواستم ببینم حالت چطوره.

435
00:22:22,799 --> 00:22:25,593
‫می‌دونی که می‌تونی باهام حرف بزنی، مگه نه؟

436
00:22:25,594 --> 00:22:26,969
‫اگه چیزی فکرت رو درگیر کرده،

437
00:22:26,970 --> 00:22:29,055
‫یا چیزی هست که می‌خوای
‫خودتو ازش خالی کنی، من اینجام.

438
00:22:29,056 --> 00:22:30,931
‫نباید این چیزا رو تو خودت بریزی.

439
00:22:30,932 --> 00:22:33,477
‫این داستانا، کم‌کم دیوونه‌ت می‌کنن.

440
00:22:35,395 --> 00:22:36,313
‫عالیه.

441
00:22:37,314 --> 00:22:38,732
‫بیا... بیا حرف بزنیم.

442
00:22:40,901 --> 00:22:43,486
‫می‌دونم اطلاعات فوق‌سری تو گوشیش بود.

443
00:22:43,487 --> 00:22:46,739
‫می‌دونم تو اون گوشی رو نگه
‫داشتی تا سرویس مخفی پیداش نکنه.

444
00:22:46,740 --> 00:22:49,533
‫می‌دونم اون شب انتظار
‫نداشتی من بیام درِ اتاقت،

445
00:22:49,534 --> 00:22:51,410
‫اما وقتی اومدم، هول کردی.

446
00:22:51,411 --> 00:22:53,579
‫و الان برایان مات مرده.

447
00:22:53,580 --> 00:22:56,332
‫اما اینم می‌دونم که شما دو تا
‫ماه‌ها بود که با هم قرار می‌ذاشتین

448
00:22:56,333 --> 00:22:59,335
‫هر بار که اون از یه
‫منبع ناشناس پول می‌گرفت.

449
00:22:59,336 --> 00:23:02,255
‫تنها چیزی که هنوز نمی‌دونم اینه که چرا.

450
00:23:03,006 --> 00:23:04,757
‫اما اون گوشی الان به عنوان مدرک،

451
00:23:04,758 --> 00:23:07,426
‫قفل باز شده، دستِ پترسونه.

452
00:23:07,427 --> 00:23:10,931
‫پس هر کاری که داری می‌کنی،
‫واقعاً امیدوارم ارزششو داشته باشه.

453
00:23:18,438 --> 00:23:19,439
‫باید حس خوبی باشه...

454
00:23:20,774 --> 00:23:22,358
‫که بعد از اون همه بدبختی که کشیدی،
‫یکی رو داشته باشی باهاش حرف بزنی.

455
00:23:22,359 --> 00:23:24,486
‫از حرف زدن با ایزابل خوشت میاد؟

456
00:23:25,570 --> 00:23:27,823
‫- بهش اعتماد داری؟
‫- آره.

457
00:23:28,323 --> 00:23:29,658
‫آره، یه دنده‌ست، ولی من...

458
00:23:30,450 --> 00:23:32,536
‫آره. بهش اعتماد دارم.

459
00:23:33,203 --> 00:23:34,454
‫پس این مقاله‌ای که

460
00:23:35,122 --> 00:23:39,458
‫داره روش کار می‌کنه،

461
00:23:39,459 --> 00:23:41,920
‫دقیقاً چیزی نیست که همه در موردش بدونن، نه؟

462
00:23:42,712 --> 00:23:43,672
‫نه، ولی قر...

463
00:23:44,923 --> 00:23:45,924
‫قراره بشه.

464
00:23:47,968 --> 00:23:51,054
‫وقتی چاپش کنه، میشه.
‫همه قراره در موردش بفهمن.

465
00:23:54,474 --> 00:23:57,269
‫آدم جالبی هستی، پیتر.

466
00:23:58,854 --> 00:24:04,316
‫می‌ترسم طرز فکر آدمای امروزی، دیگه اون
‫حس غیرت و خشم اخلاقی ما رو نداشته باشه.

467
00:24:04,317 --> 00:24:06,987
‫من و تو،
‫مثل عتیقه‌های یه دوره دیگه‌ایم

468
00:24:07,571 --> 00:24:12,825
‫دوره‌ای که کارای کثیف تو خفا انجام می‌شد،
‫تو دلِ تاریکی،

469
00:24:12,826 --> 00:24:16,954
‫و حداقل یه ذره خجالت و شرم توش بود.

470
00:24:16,955 --> 00:24:22,126
‫ولی الان همه‌شون مثل علف هرز تو باغچه،
‫جلوی چشم همه دارن سبز میشن.

471
00:24:22,127 --> 00:24:25,629
‫هر یدونه‌ای که از ریشه درمیاری، ده تا دیگه
‫جاش درمیاد. می‌فهمی چی می‌گم؟

472
00:24:25,630 --> 00:24:26,715
‫آره، شاید.

473
00:24:27,549 --> 00:24:29,717
‫- ولی باید تلاشمو بکنم.
‫- واقعاً باید بکنی؟

474
00:24:29,718 --> 00:24:31,093
‫چرا خودتو اینقدر عذاب می‌دی؟

475
00:24:31,094 --> 00:24:34,513
‫کسی نیست که دلت بخواد
‫وقتتو باهاش بگذرونی، کسی که برات مهم باشه؟

476
00:24:34,514 --> 00:24:35,515
‫یکی...

477
00:24:36,349 --> 00:24:37,392
‫یکی بود.

478
00:24:38,226 --> 00:24:41,062
‫آره، ولی نتونستم...

479
00:24:41,813 --> 00:24:43,564
‫نتونستم رابطه‌مون رو نگه دارم.

480
00:24:43,565 --> 00:24:47,027
‫پس مامور شب بودن اینجوریه؟
‫هیچ رابطه‌ای در کار نیست؟

481
00:24:47,861 --> 00:24:49,905
‫بهم گفتن خیلی خطرناکه.

482
00:24:50,947 --> 00:24:53,532
‫خیلی افتضاحه. چرا ولش نمی‌کنی؟

483
00:24:53,533 --> 00:24:54,534
‫نمی‌تونم ولش کنم.

484
00:24:55,202 --> 00:24:57,036
‫نمی‌تونم. من...

485
00:24:57,037 --> 00:24:58,662
‫من مسئولم.

486
00:24:58,663 --> 00:25:00,873
‫- تو مسئولی؟
‫- آره.

487
00:25:00,874 --> 00:25:02,584
‫مسئولِ چی؟

488
00:25:03,627 --> 00:25:04,920
‫برای همه‌چیز.

489
00:25:05,545 --> 00:25:08,048
‫- برای کلِ ماجرا.
‫- هی، آروم باش.

490
00:25:08,548 --> 00:25:09,841
‫از چی می‌ترسی؟

491
00:25:11,259 --> 00:25:12,843
‫- از این.
‫- درسته. آره.

492
00:25:12,844 --> 00:25:15,054
‫زیاد اهل دردودل کردن نیستی، نه؟

493
00:25:15,055 --> 00:25:16,722
‫نه، نیستم.

494
00:25:16,723 --> 00:25:19,142
‫حس می‌کنم مثل یه عصبِ
‫لخت می‌مونم. ازش متنفرم.

495
00:25:20,268 --> 00:25:22,645
‫حسِ لو رفتن و بی‌دفاع بودنه، نه؟

496
00:25:22,646 --> 00:25:23,687
‫آره.

497
00:25:23,688 --> 00:25:25,439
‫این چیزیه که بیشتر از همه ازش می‌ترسی؟

498
00:25:25,440 --> 00:25:29,945
‫ولی لو رفتنِ چی؟ اینکه یه شیادی، همه‌چیزت
‫شانسی بوده؟ یا یه آدم شکست‌خورده‌ای؟

499
00:25:32,864 --> 00:25:34,782
‫- آره.
‫- آره.

500
00:25:34,783 --> 00:25:36,284
‫همینه، مگه نه؟

501
00:25:38,370 --> 00:25:40,872
‫وقتی تو آینه نگاه می‌کنی اینو می‌بینی.

502
00:25:41,623 --> 00:25:42,748
‫مگه نه؟

503
00:25:42,749 --> 00:25:46,836
‫کسی که،
‫هرچقدرم زور بزنه، بازم عرضه‌شو نداره.

504
00:25:47,879 --> 00:25:49,588
‫باید... باید خیلی خسته‌کننده باشه.

505
00:25:49,589 --> 00:25:53,717
‫مثل اینه که یه عضله رو
‫ساعت‌ها سفت نگه داری.

506
00:25:53,718 --> 00:25:55,636
‫آره. آره، همینه.

507
00:25:55,637 --> 00:25:58,264
‫این بارِ خیلی سنگینیه
‫که گذاشتی رو دوش خودت، پیتر.

508
00:25:58,265 --> 00:25:59,182
‫آره.

509
00:26:00,183 --> 00:26:01,518
‫واقعاً حقت اینه؟

510
00:26:06,147 --> 00:26:07,815
‫- آره.
‫- واو.

511
00:26:07,816 --> 00:26:10,401
‫- یکی بدجوری بهت ضربه زده، نه؟
‫- نه.

512
00:26:10,402 --> 00:26:12,152
‫اونا زدن زیر قولشون.

513
00:26:12,153 --> 00:26:13,196
‫نه، من...

514
00:26:14,656 --> 00:26:16,241
‫من زدم زیر قولم...

515
00:26:17,826 --> 00:26:19,076
‫به اونا.

516
00:26:19,077 --> 00:26:20,453
‫کی ناامیدت کرد؟

517
00:26:20,954 --> 00:26:23,622
‫همکارت تو عملیات بود؟

518
00:26:23,623 --> 00:26:24,958
‫دوست‌دخترت؟

519
00:26:26,876 --> 00:26:27,752
‫بابات؟

520
00:26:28,545 --> 00:26:31,547
‫- بس کن. خواهش می‌کنم.
‫- باشه.

521
00:26:31,548 --> 00:26:33,383
‫باباتو دوست داری، پیتر؟

522
00:26:36,636 --> 00:26:37,762
‫آره.

523
00:26:39,848 --> 00:26:42,017
‫- خب، ازش برام بگو.
‫- نمی‌تونم.

524
00:26:42,601 --> 00:26:43,935
‫بابام مرده.

525
00:26:48,648 --> 00:26:50,482
‫آدم پیچیده‌ای بود، نه؟

526
00:26:50,483 --> 00:26:53,278
‫من هیچی نمی‌دونم. اون با یه عالمه...

527
00:26:54,237 --> 00:26:55,488
‫...با یه عالمه راز مرد.

528
00:26:56,615 --> 00:26:59,617
‫یه عالمه دروغ می‌گفت، و من نمی‌دونم...

529
00:26:59,618 --> 00:27:01,036
‫من بابامو نمی‌شناسم.

530
00:27:02,829 --> 00:27:04,955
‫فقط بس کن، خواهش می‌کنم. من نمی‌تونم...

531
00:27:04,956 --> 00:27:06,832
‫- نمی‌تونم ادامه بدم.
‫- باشه.

532
00:27:06,833 --> 00:27:08,460
‫عیبی نداره. خوبه.

533
00:27:09,502 --> 00:27:10,961
‫بیا در مورد دوستات حرف بزنیم.

534
00:27:10,962 --> 00:27:11,879
‫باشه.

535
00:27:11,880 --> 00:27:13,923
‫جیکوب و ایزابل و جِی.

536
00:27:15,342 --> 00:27:16,342
‫باشه.

537
00:27:16,343 --> 00:27:17,677
‫اونا کجان، پیتر؟

538
00:27:19,387 --> 00:27:20,805
‫بیا با «جی» شروع کنیم.

539
00:27:37,364 --> 00:27:39,783
‫چخبره؟ چرا وایسادیم؟

540
00:27:41,785 --> 00:27:43,369
‫اوه گوه توش.

541
00:27:43,370 --> 00:27:45,287
‫هی، من حرفی نزدم.

542
00:27:45,288 --> 00:27:47,499
‫هی! بهش بگو من چیزی نگفتم!

543
00:28:03,181 --> 00:28:05,183
‫من یه کلمه هم حرف نزدم.

544
00:28:05,934 --> 00:28:07,143
‫من حبسمو می‌کشم.

545
00:28:09,104 --> 00:28:10,647
‫اون نیازی نیست نگران چیزی باشه.

546
00:28:12,816 --> 00:28:15,193
‫من واسه این کارا اینجا نیستم.

547
00:28:15,944 --> 00:28:17,236
‫پس چی می‌خوای؟

548
00:28:17,237 --> 00:28:21,740
‫چیزی که الان باید بفهمی اینه که تو
‫الان اینجایی و داری با من حرف می‌زنی

549
00:28:21,741 --> 00:28:23,992
‫به جای اینکه تو سلولت باشی

550
00:28:23,993 --> 00:28:26,286
‫چون من اینو خواستم.

551
00:28:26,287 --> 00:28:30,290
‫اینکه الان کسی ما رو نمی‌پاد
‫و صدامون ضبط نمیشه

552
00:28:30,291 --> 00:28:32,836
‫به خاطر اینه که من اینو خواستم.

553
00:28:33,670 --> 00:28:34,504
‫گرفتی چی شد؟

554
00:28:35,880 --> 00:28:37,798
‫یه پیشنهاد برات دارم.

555
00:28:37,799 --> 00:28:41,343
‫می‌دونم وضعیت الانِت می‌تونه
‫از این رو به اون رو بشه

556
00:28:41,344 --> 00:28:43,554
‫اگه با اف‌بی‌آی همکاری کنی.

557
00:28:43,555 --> 00:28:45,014
‫تو هم از اونایی؟

558
00:28:47,934 --> 00:28:48,893
‫صیکتیر.

559
00:28:50,687 --> 00:28:53,439
‫اینم می‌دونم
‫که دلیلی که همکاری نمی‌کنی

560
00:28:53,440 --> 00:28:57,610
‫ربط داره به یه نفری به اسم «رائول زاپاتا».

561
00:28:58,194 --> 00:29:01,072
‫به همه‌تون گفتم که علاقه‌ای
‫به برنامه حفاظت از شاهد ندارم.

562
00:29:02,073 --> 00:29:04,116
‫این حرفا رو قبلاً هم شنیدم.

563
00:29:04,117 --> 00:29:06,201
‫تو یه اطلاعاتی داری که من می‌خوام.

564
00:29:06,202 --> 00:29:09,789
‫اطلاعاتی که واسه من خیلی بیشتر از تو
‫ارزش داره.

565
00:29:10,290 --> 00:29:14,418
‫اطلاعاتی که می‌تونه شرایط زندگیت رو

566
00:29:14,419 --> 00:29:15,419
‫به سمت بهتر شدن عوض کنه

567
00:29:15,420 --> 00:29:17,421
‫البته به شرطی که به من بگی.

568
00:29:17,422 --> 00:29:18,672
‫تو کی هستی؟

569
00:29:18,673 --> 00:29:21,801
‫خودت می‌دونی که روزات به شماره افتاده.

570
00:29:23,261 --> 00:29:24,803
‫پس من کی‌ام؟

571
00:29:24,804 --> 00:29:27,223
‫من همون جوابِ الهی به دعاهاتم.

572
00:29:28,308 --> 00:29:31,227
‫من خیلی وقته که دنبال زاپاتام،

573
00:29:31,936 --> 00:29:36,065
‫حتی قبل از اینکه واسه
‫بازسازی ال‌اف‌اس بره تو خفا.

574
00:29:36,983 --> 00:29:39,986
‫و الان تو قراره
‫دوباره اونو بیاری تو تیررس من.

575
00:29:40,487 --> 00:29:42,196
‫من کلاً از بازی حذفش می‌کنم.

576
00:29:42,197 --> 00:29:45,199
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که مسیر درست رو نشونم بدی.

577
00:29:45,200 --> 00:29:47,118
‫و اگه اطلاعاتت درست از آب دربیاد،

578
00:29:48,203 --> 00:29:50,038
‫یه کاری می‌کنم که آزاد بشی.

579
00:29:51,915 --> 00:29:53,248
‫حرفتو باور نمی‌کنم.

580
00:29:53,249 --> 00:29:56,711
‫به نظرت آدم بدقولی میام، دیگو؟

581
00:29:58,004 --> 00:29:59,296
‫اخبار رو ببین.

582
00:29:59,297 --> 00:30:01,840
‫اگه کلِ ارتش آمریکا

583
00:30:01,841 --> 00:30:05,887
‫تو ۲۴ ساعت آینده جهنم
‫رو رو سر زاپاتا خراب نکرد،

584
00:30:06,805 --> 00:30:08,515
‫اون وقت می‌تونی بگی من یه شیادم.

585
00:30:09,098 --> 00:30:12,143
‫ولی تصمیم درست رو بگیر،
‫ببین چی میشه.

586
00:30:13,353 --> 00:30:14,354
‫تو همون آدمی...

587
00:30:16,105 --> 00:30:17,106
‫مگه نه؟

588
00:30:17,941 --> 00:30:19,651
‫همون پسره که اطلاعات گیر میاره.

589
00:30:20,485 --> 00:30:22,695
‫همونی که هیچ‌کس تا حالا قیافه‌اش رو ندیده.

590
00:30:24,322 --> 00:30:25,949
‫مگه اینکه قضیه خیلی مهم باشه.

591
00:30:31,329 --> 00:30:32,205
‫پیتر؟

592
00:30:32,914 --> 00:30:36,000
‫- اون هیچی در موردش نمی‌دونست.
‫- اصلاً ازش پرسیدی؟

593
00:30:36,876 --> 00:30:40,295
‫اون کتابی که دست پیتره، خیلی بیشتر
‫از چیزی که بتونی فکرشو بکنی مهمه.

594
00:30:40,296 --> 00:30:42,339
‫باور کن، پرسیدم.

595
00:30:42,340 --> 00:30:44,884
‫پیتر با دستور زاپاتا دزدیده نشده.

596
00:30:45,844 --> 00:30:47,303
‫پس فقط می‌مونه بانک.

597
00:30:48,096 --> 00:30:49,013
‫خیلی خب.

598
00:30:50,515 --> 00:30:53,518
‫خب، هاتسون... هاتسون چی می‌دونست؟

599
00:30:55,019 --> 00:30:56,980
‫امیدوارم این اطلاعات حداقل
‫یه سلول راحت برام جور کنه.

600
00:30:58,064 --> 00:31:00,524
‫اون تراکنش ارز دیجیتالی
‫که «جی» ردشو زده بود

601
00:31:00,525 --> 00:31:04,945
‫یه پرداختی بود به یه شرکت کشتیرانی،
‫«آلبرتلی ماریتایم».

602
00:31:04,946 --> 00:31:09,116
‫ال‌اف‌اس سال‌هاست که از اونا
‫واسه قاچاق بین‌المللی اسلحه استفاده می‌کنه.

603
00:31:09,117 --> 00:31:10,742
‫در مورد خود زاپاتا،

604
00:31:10,743 --> 00:31:13,997
‫تو یکی از این سه تا مکان احتمالی
‫قایم شده.

605
00:31:14,998 --> 00:31:16,207
‫همه‌ش تو همون مدارکه.

606
00:31:16,875 --> 00:31:18,334
‫نذار هدر بره.

607
00:32:46,839 --> 00:32:49,467
‫می‌شه منو به اتاق ۲۹۱۶ وصل کنید، لطفاً؟

608
00:32:50,635 --> 00:32:51,511
‫ممنون.

609
00:33:00,561 --> 00:33:02,355
‫یالا، یالا، یالا.

610
00:33:08,486 --> 00:33:09,445
‫لعنتی.

611
00:33:22,333 --> 00:33:24,127
‫زودباش، زودباش دیگه.

612
00:33:47,400 --> 00:33:48,234
‫الو؟

613
00:33:49,235 --> 00:33:50,069
‫سلام.

614
00:33:52,155 --> 00:33:53,698
‫نترس، می‌تونی بیای بیرون.

615
00:33:56,534 --> 00:33:57,743
‫چیزی نیست.

616
00:33:57,744 --> 00:33:58,953
‫اسمت چیه، رفیق؟

617
00:34:00,705 --> 00:34:02,290
‫اسم من... اسم من پیتره.

618
00:34:02,874 --> 00:34:03,791
‫اسم تو چیه؟

619
00:34:05,960 --> 00:34:07,336
‫نترس، می‌تونی بهم بگی.

620
00:34:09,422 --> 00:34:10,589
‫اُرایِن.

621
00:34:10,590 --> 00:34:11,506
‫اُرایِن؟

622
00:34:11,507 --> 00:34:13,092
‫چه اسم خفنی داری، پسر.

623
00:34:14,719 --> 00:34:16,929
‫هی، می‌دونی ما الان کجاییم؟

624
00:34:19,807 --> 00:34:20,766
‫می‌دونی؟

625
00:34:20,767 --> 00:34:22,685
‫عالیه. می‌تونی، اِم...

626
00:34:23,311 --> 00:34:25,063
‫می‌تونی یه کاری برام بکنی؟

627
00:34:25,980 --> 00:34:27,689
‫بستگی داره چه‌کاری باشه.

628
00:34:27,690 --> 00:34:29,859
‫جواب خوبیه...

629
00:34:31,360 --> 00:34:33,446
‫می‌تونی برگردی بیرون،

630
00:34:33,946 --> 00:34:36,364
‫و سعی کنی یکی رو پیدا کنی،
‫بهش بگی به پلیس زنگ بزنه،

631
00:34:36,365 --> 00:34:37,784
‫بهشون بگی من اینجام؟

632
00:34:38,743 --> 00:34:40,036
‫می‌تونی این کارو برام بکنی؟

633
00:34:42,538 --> 00:34:44,040
‫خواهش می‌کنم، خیلی مهمه.

634
00:34:46,542 --> 00:34:49,462
‫من... فکر نکنم بابام
‫خوشش بیاد این کارو بکنم.

635
00:34:50,546 --> 00:34:51,589
‫بابات؟

636
00:34:54,801 --> 00:34:57,261
‫بابات نمی‌دونه اینجایی؟

637
00:34:59,180 --> 00:35:02,391
‫هی، این که... هی، بی‌خیالش. باشه؟ من...

638
00:35:02,975 --> 00:35:04,644
‫بهش نمی‌گم، قول می‌دم.

639
00:35:05,603 --> 00:35:07,270
‫ولی می‌دونی می‌تونی چیکار کنی؟

640
00:35:07,271 --> 00:35:11,108
‫یه پتو یا کاپشنی چیزی برام پیدا کن.

641
00:35:11,109 --> 00:35:13,152
‫اینجا داره سردم می‌شه.

642
00:35:14,153 --> 00:35:15,237
‫حتماً.

643
00:35:15,238 --> 00:35:16,155
‫ممنون.

644
00:35:21,953 --> 00:35:23,079
‫آره، همین عالیه.

645
00:35:38,010 --> 00:35:39,345
‫دمت گرم.

646
00:35:43,724 --> 00:35:44,851
‫خب، اهل کجایی؟

647
00:35:45,810 --> 00:35:48,436
‫همه‌جا. ما خیلی جابه‌جا می‌شیم.

648
00:35:48,437 --> 00:35:50,648
‫آره، درک می‌کنم چی می‌گی، مطمئن باش.

649
00:35:59,115 --> 00:36:00,199
‫چرا بستنت؟

650
00:36:01,409 --> 00:36:02,993
‫تو آدم بدی هستی؟

651
00:36:02,994 --> 00:36:04,828
‫من آدم بدی نیستم. چرا این فکرو می‌کنی؟

652
00:36:04,829 --> 00:36:06,621
‫اونا وسایل بابام هستن.

653
00:36:06,622 --> 00:36:10,709
‫اون یه جاسوسه که آدم‌بدا رو دستگیر
‫می‌کنه، پس الان بدجوری تو دردسر افتادی.

654
00:36:10,710 --> 00:36:14,254
‫در مورد یه چیز حق با توئه. من
‫تو دردسرم، ولی آدم بدی نیستم.

655
00:36:14,255 --> 00:36:15,922
‫قضیه اون‌طوری که به نظر میاد نیست.

656
00:36:15,923 --> 00:36:19,885
‫تو به یه صندلیِ پیچ‌شده به زمین «محبوس»
‫شدی. دقیقاً همون‌طوریه که به نظر میاد.

657
00:36:19,886 --> 00:36:20,844
‫محبوس؟

658
00:36:20,845 --> 00:36:22,972
‫بچه‌های هم‌سن تو زیاد از
‫این کلمه‌ها استفاده نمی‌کنن.

659
00:36:24,182 --> 00:36:25,600
‫- من خیلی کتاب می‌خونم.
‫- چه خوب.

660
00:36:26,225 --> 00:36:29,478
‫یه کتاب اونجا رو میزه. تا حالا اونو خوندی؟

661
00:36:36,861 --> 00:36:38,612
‫آره، خیلی وقت پیش.

662
00:36:38,613 --> 00:36:40,364
‫- خوشت اومد؟
‫- کتاب خیلی خوبیه.

663
00:36:46,037 --> 00:36:47,205
‫این چیه؟

664
00:36:48,331 --> 00:36:50,999
‫من... نمی‌تونم در مورد
‫اون بهت بگم. محرمانه‌ست.

665
00:36:51,000 --> 00:36:53,376
‫فقط یه عکس از توئه با یه شماره‌ی طولانی.

666
00:36:53,377 --> 00:36:54,879
‫یه شماره‌ی الکی نیست.

667
00:36:55,504 --> 00:36:58,341
‫باشه؟ اون یه شماره‌ی خیلی
‫مهمه، یه شماره‌ی خاصه،

668
00:36:58,841 --> 00:37:01,427
‫که به هر جاسوسی اختصاص می‌دن.

669
00:37:02,136 --> 00:37:04,304
‫راستش بابات، اِم...

670
00:37:04,305 --> 00:37:05,723
‫می‌دونی چیه؟ بی‌خیال. من...

671
00:37:06,224 --> 00:37:07,933
‫من نباید این چیزا رو بهت بگم.

672
00:37:07,934 --> 00:37:09,769
‫در مورد چی به من بگی؟

673
00:37:10,645 --> 00:37:11,646
‫بابات،

674
00:37:12,688 --> 00:37:14,898
‫اونم دقیقاً یه شماره مثل همین داره.

675
00:37:14,899 --> 00:37:16,274
‫- واقعاً داره؟
‫- آره.

676
00:37:16,275 --> 00:37:19,444
‫شماره‌اش از مال من پایین‌تره چون
‫بابات بیشتر از من جاسوس بوده،

677
00:37:19,445 --> 00:37:21,112
‫ولی اونم یدونه داره.

678
00:37:21,113 --> 00:37:22,864
‫می‌خوای بدونی از کجا می‌دونم؟

679
00:37:22,865 --> 00:37:23,782
‫از کجا؟

680
00:37:23,783 --> 00:37:26,661
‫من و بابات، ما... ما همکاریم.

681
00:37:27,245 --> 00:37:28,995
‫هیچ‌وقت بهم نگفته بود همکار داره.

682
00:37:28,996 --> 00:37:32,290
‫آره، نبایدم می‌گفت. منظورم اینه که،
‫یه جاسوس خوب، رازهاشو نگه می‌داره.

683
00:37:32,291 --> 00:37:34,043
‫پس چرا تو داری اینا رو به من می‌گی؟

684
00:37:35,962 --> 00:37:39,840
‫چون من به اندازه‌ی بابات جاسوس خوبی نیستم.

685
00:37:41,634 --> 00:37:43,094
‫اگه اون همکارته،

686
00:37:44,053 --> 00:37:45,845
‫پس چرا باید ببندتت؟

687
00:37:45,846 --> 00:37:50,726
‫آره، ببین، اِم، به چشمِ... به چشم
‫یه تمرینِ آموزشی بهش نگاه کن.

688
00:37:52,645 --> 00:37:53,812
‫بابات...

689
00:37:53,813 --> 00:37:57,358
‫منو تو یه موقعیت خیلی سخت قرار
‫داده تا ببینه می‌تونم ازش بیام بیرون یا نه.

690
00:37:58,150 --> 00:38:01,361
‫مشکل اینجاست که، من... من
‫گیر افتادم، و به کمکت نیاز دارم.

691
00:38:01,362 --> 00:38:03,197
‫تو تنها راهِ نجاتِ منی.

692
00:38:03,781 --> 00:38:05,949
‫فکر نکنم اجازه داشته باشم کمکت کنم.

693
00:38:05,950 --> 00:38:09,786
‫اُرایِن، رفیق، اگه زود از اینجا نیام بیرون،

694
00:38:09,787 --> 00:38:11,831
‫نمی‌تونم مأموریتمو تموم کنم.

695
00:38:12,456 --> 00:38:13,707
‫باشه؟

696
00:38:13,708 --> 00:38:14,834
‫اگه کمکم نکنی،

697
00:38:15,960 --> 00:38:17,461
‫تو این امتحان رد می‌شم.

698
00:38:18,379 --> 00:38:20,840
‫باشه؟ و من واقعاً، واقعاً دلم
‫می‌خواد خودمو به بابات ثابت کنم.

699
00:38:21,799 --> 00:38:26,136
‫- ولی اینجوری ممکنه بابام از دستم عصبانی بشه.
‫- چرا باید عصبانی بشه؟

700
00:38:26,137 --> 00:38:27,512
‫چون کمکت کردم.

701
00:38:27,513 --> 00:38:30,099
‫مگه بهت نمی‌گه آدم خوبی
‫باشی و به بقیه کمک کنی؟

702
00:38:31,309 --> 00:38:33,352
‫- چرا.
‫- آره، دقیقاً.

703
00:38:33,853 --> 00:38:35,229
‫پس چرا به من کمک نمی‌کنی؟

704
00:38:41,235 --> 00:38:43,028
‫به نظر میاد اطلاعاتش درست از آب دربیاد،

705
00:38:43,029 --> 00:38:46,866
‫که یعنی وقتشه آقای مونرو
‫رو تحویل دی‌سی بدیم.

706
00:38:53,164 --> 00:38:54,081
‫بریم.

707
00:39:00,004 --> 00:39:02,673
‫اگه حرف آخری داری، الان وقتشه.

708
00:39:03,716 --> 00:39:04,800
‫ممنون.

709
00:39:05,676 --> 00:39:06,552
‫اِم...

710
00:39:07,386 --> 00:39:08,262
‫من آدرس اینترنتی اون دیتابیس رو

711
00:39:09,722 --> 00:39:14,643
‫نوشتم، واسه وقتی که پیتر برگشت.

712
00:39:16,979 --> 00:39:20,024
‫ما نتونستیم حرفامون رو تموم کنیم.

713
00:39:21,650 --> 00:39:25,488
‫با توجه به شرایط، این ممکنه آخرین...

714
00:39:30,284 --> 00:39:32,411
‫آخرین فرصت‌مون برای یه گفتگوی واقعی باشه.

715
00:39:32,995 --> 00:39:34,747
‫آخرین فرصت تو خیلی وقت پیش بود.

716
00:39:36,832 --> 00:39:39,834
‫ببین، می‌دونم ناام... می‌دونم ناامیدت کردم،

717
00:39:39,835 --> 00:39:42,253
‫و... و می‌دونم یه توضیحاتی بهت بدهکارم.

718
00:39:42,254 --> 00:39:44,547
‫نه. من ناامید نشدم.

719
00:39:44,548 --> 00:39:46,092
‫من تمام جوابایی که می‌خوام رو دارم.

720
00:39:48,427 --> 00:39:49,845
‫تو دل مادرمو شکستی.

721
00:39:51,222 --> 00:39:54,308
‫و من حاضر نیستم اونقدر برام مهم
‫باشی که اجازه بدم همین کارو با منم بکنی.

722
00:39:56,894 --> 00:39:58,145
‫خداحافظ، جیکوب.

723
00:40:08,656 --> 00:40:09,907
‫اینجا مشکلی نداری؟

724
00:40:32,888 --> 00:40:35,307
‫- چیه؟ چی شده؟
‫- حس می‌کنم این کار یه جورایی تقلبه.

725
00:40:36,559 --> 00:40:38,226
‫ببین، پس دیگه نگرانش نباش.

726
00:40:38,227 --> 00:40:39,436
‫- مشکلی نیست.
‫- واقعاً؟

727
00:40:39,437 --> 00:40:40,603
‫آره. آره، من...

728
00:40:40,604 --> 00:40:43,314
‫ببین، نمی‌خوام حس کنی داری تقلب می‌کنی.

729
00:40:43,315 --> 00:40:45,567
‫اگه تو امتحان رد بشم، بابات درک می‌کنه.

730
00:40:45,568 --> 00:40:47,653
‫با تو هم راه میاد، مگه
‫نه؟ آدمِ سخت‌گیری نیست.

731
00:41:03,794 --> 00:41:05,004
‫از پسش برمیای.

732
00:41:07,840 --> 00:41:08,757
‫تا جایی که می‌تونی محکم.

733
00:41:10,426 --> 00:41:12,553
‫عالیه. ممنون.

734
00:41:25,024 --> 00:41:26,691
‫- بابا؟
‫- همین الان برو پشت سر من.

735
00:41:26,692 --> 00:41:27,692
‫جاش همونجا خوبه.

736
00:41:27,693 --> 00:41:31,529
‫ببخشید. می‌دونم باید تو هتل
‫می‌موندم، ولی من... من...

737
00:41:31,530 --> 00:41:34,575
‫اشکالی نداره. تو تو مأموریت
‫بهم کمک کردی، مگه نه؟

738
00:41:35,159 --> 00:41:36,535
‫آره... آره، کمک کردم.

739
00:41:37,495 --> 00:41:38,454
‫مأموریت؟

740
00:41:38,954 --> 00:41:40,372
‫همون تمرینِ آموزشی؟

741
00:41:41,540 --> 00:41:43,751
‫داشتی پیتر رو امتحان می‌کردی، مگه نه؟

742
00:41:48,839 --> 00:41:49,673
‫آره.

743
00:41:51,217 --> 00:41:52,675
‫آره، داشتم امتحانش می‌کردم.

744
00:41:52,676 --> 00:41:55,554
‫و حالا که مأموریت تموم شده، همه‌چی حله، نه؟

745
00:41:57,139 --> 00:41:58,390
‫اون دست من نیست.

746
00:41:59,934 --> 00:42:01,018
‫اتفاقاً دست خودته.

747
00:42:03,521 --> 00:42:07,441
‫گروه‌های دیگه‌ای هم پاشون وسطه، ملاحظات
‫دیگه‌ای هم هست که باید در نظر گرفته بشه.

748
00:42:07,942 --> 00:42:11,904
‫تنها کسی که الان باید به
‫فکرش باشی، پسرِ خودته.

749
00:42:15,699 --> 00:42:18,410
‫- خوبی، رفیق؟
‫- چرا بهم نگفتی همکار داری؟

750
00:42:20,579 --> 00:42:22,206
‫همیشه سؤالای خوب می‌پرسی.

751
00:42:22,915 --> 00:42:25,793
‫اشکالی نداره. یه جاسوس خوب
‫همیشه رازهاشو نگه می‌داره.

752
00:42:26,293 --> 00:42:27,210
‫مگه نه، پیتر؟

753
00:42:27,211 --> 00:42:29,380
‫آره. درسته، رفیق.

754
00:42:34,927 --> 00:42:35,928
‫پس همه‌چی حله؟

755
00:42:40,057 --> 00:42:42,101
‫من از کارِ نیمه‌تموم متنفرم.

756
00:42:43,102 --> 00:42:45,646
‫غیرحرفه‌ایه که آدم همین‌جوری ول کنه بره.

757
00:42:52,820 --> 00:42:54,989
‫ولی تو این یه مورد می‌تونم استثنا قائل بشم،

758
00:42:55,739 --> 00:42:57,825
‫اگه تو هم حاضر باشی همین کارو بکنی.

759
00:42:59,118 --> 00:43:00,077
‫آره.

760
00:43:01,453 --> 00:43:04,748
‫و به شرطی که این یه
‫«خداحافظی» باشه، نه «می‌بینمت».

761
00:43:17,219 --> 00:43:19,888
‫پس خداحافظ، مامور شب.

762
00:43:23,017 --> 00:43:24,226
‫هی، اُرایِن.

763
00:43:25,185 --> 00:43:26,728
‫دمت گرم بابت کمکت، رفیق.

764
00:43:26,729 --> 00:43:27,938
‫به کتاب خوندنت ادامه بده.

765
00:43:31,191 --> 00:43:33,319
‫وایسا. نشانت رو جا نذار.

766
00:43:35,487 --> 00:43:36,780
‫آره، ممنون.

767
00:43:37,656 --> 00:43:38,866
‫هی، گوش کن رفیق.

768
00:43:40,492 --> 00:43:42,619
‫- بابای خوبی داری.
‫- می‌دونم.

769
00:43:42,620 --> 00:43:44,663
‫قدرشو بدون تا وقتی که پیشته.

770
00:43:45,247 --> 00:43:46,247
‫باشه؟

771
00:43:46,248 --> 00:43:48,709
‫- فکر نکن همیشه هست.
‫- باشه، چشم.

772
00:43:49,293 --> 00:43:50,127
‫خوبه.

773
00:43:53,714 --> 00:43:55,466
‫باشه. بعداً می‌بینمت.

774
00:44:09,605 --> 00:44:10,981
‫جنی، اینجایی؟

775
00:44:15,903 --> 00:44:16,945
‫چی شده؟

776
00:44:18,405 --> 00:44:19,448
‫اوه، اِم...

777
00:44:20,407 --> 00:44:21,742
‫هیچی نیست.

778
00:44:22,326 --> 00:44:23,534
‫مطمئنی؟

779
00:44:23,535 --> 00:44:25,954
‫آره. کاری داشتی؟ دنبالم می‌گشتی.

780
00:44:26,455 --> 00:44:28,831
‫پترسون گفت یه چیزی
‫هست که می‌خواد ازت بپرسه.

781
00:44:28,832 --> 00:44:31,794
‫ولی می‌دونی چیه؟ الان
‫دیگه مهم نیست. هی، عزیزم.

782
00:44:32,961 --> 00:44:35,129
‫باید با من حرف بزنی. باشه؟

783
00:44:35,130 --> 00:44:38,676
‫کل روز رفتارت عجیب بوده. من
‫می‌فهمم کِی یه چیزی داره اذیتت می‌کنه.

784
00:44:40,260 --> 00:44:41,136
‫آره.

785
00:44:42,805 --> 00:44:43,972
‫یه چیزی هست.

786
00:44:49,603 --> 00:44:50,479
‫اون...

787
00:44:51,980 --> 00:44:53,273
‫جیکوب مونروعه.

788
00:44:57,528 --> 00:44:59,113
‫می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟

789
00:44:59,905 --> 00:45:02,907
‫مهم‌ترین چیز تو این دنیا برات چیه؟

790
00:45:02,908 --> 00:45:06,161
‫داداش، اگه جواب اینو می‌دونستم
‫که تو همون بازنشستگی می‌موندم.

791
00:45:07,246 --> 00:45:08,997
‫واسه من، دخترمه.

792
00:45:10,499 --> 00:45:12,960
‫قبل از اون، انتقام بود.

793
00:45:13,919 --> 00:45:16,296
‫و قبل‌ترش، مادرش.

794
00:45:17,506 --> 00:45:20,634
‫سی ساله که دنبال رائول زاپاتام.

795
00:45:22,511 --> 00:45:25,472
‫بیست ساله که دشمن آمریکاست.

796
00:45:26,932 --> 00:45:31,103
‫با این حال، ارتش نبود که گیرش انداخت.

797
00:45:32,187 --> 00:45:33,647
‫سیا هم نبود.

798
00:45:35,607 --> 00:45:36,775
‫من بودم.

799
00:45:38,318 --> 00:45:40,863
‫و تنها حسرتم اینه که
‫اون هیچ‌وقت اینو نمی‌فهمه.

800
00:45:46,493 --> 00:45:48,996
‫وقتی کنترل اوضاع دستت باشه، زندگی بهتره.

801
00:45:49,788 --> 00:45:51,665
‫و هر چی بیشتر بهش فکر می‌کنم،

802
00:45:52,750 --> 00:45:54,460
‫می‌بینم فقط همینه که واقعاً مهمه.

803
00:45:57,129 --> 00:46:02,049
‫با خودم می‌گم شاید من و تو
‫بتونیم با هم به یه توافقی برسیم.

804
00:46:02,050 --> 00:46:06,889
‫نه، ببین، منو با کسی اشتباه گرفتی
‫که با تروریست‌ها مذاکره می‌کنه.

805
00:46:09,016 --> 00:46:10,934
‫یه آدمِ بااصول.

806
00:46:11,727 --> 00:46:13,020
‫درک می‌کنم.

807
00:46:14,062 --> 00:46:17,983
‫پیتر هم همین‌طوری بود، تا اینکه
‫فهمیدیم چی براش از همه مهم‌تره.

808
00:46:18,567 --> 00:46:22,988
‫و فکر کنم امروز، حتی خودش هم
‫اعتراف می‌کنه که تو اون معامله بُرد کرد.

809
00:46:26,492 --> 00:46:29,244
‫می‌دونی، باید اینو جواب بدم.

810
00:46:34,249 --> 00:46:36,126
‫راحت باش، به حرفت ادامه بده.

811
00:46:41,298 --> 00:46:42,132
‫بله.

812
00:46:59,942 --> 00:47:01,068
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

813
00:47:03,904 --> 00:47:05,280
‫گذر زمان مشخص می‌کنه.

814
00:47:06,615 --> 00:47:09,493
‫خب، صدات مثل آدمیه که تازه یه خبر بد شنیده.

815
00:47:10,452 --> 00:47:11,829
‫نظامیِ سابق، درسته؟

816
00:47:12,538 --> 00:47:14,872
‫شرط می‌بندم خدمت نظامی حسابی ازت کار کشیده.

817
00:47:14,873 --> 00:47:17,626
‫و خیلی کم پیش میاد که
‫به قول و قراراش عمل کنه.

818
00:47:18,752 --> 00:47:21,213
‫می‌دونم تو اون موقعیت بودن چه حسی داره.

819
00:47:21,880 --> 00:47:24,674
‫اینکه چیزای بهتری برای
‫خودت بخوای، اصلاً اشتباه نیست.

820
00:47:24,675 --> 00:47:27,385
‫طمع نیست که باعث این حس می‌شه.

821
00:47:27,386 --> 00:47:29,096
‫غریزه‌ی بقاست.

822
00:47:30,556 --> 00:47:32,057
‫ازش خجالت نکش.

823
00:47:35,727 --> 00:47:37,688
‫خیلی خب، بگو ببینم چی تو چنته داری.

824
00:47:39,731 --> 00:47:43,986
‫فرضا، اگه به حرفایی که
‫می‌خوای بزنی علاقه داشتم...

825
00:47:46,113 --> 00:47:47,364
‫چی قرار بود بشنوم؟

826
00:47:49,157 --> 00:47:50,659
‫یه چیزی که حسابی به نفعته.

827
00:47:52,035 --> 00:47:52,870
‫چلسی؟

828
00:47:54,079 --> 00:47:56,831
‫عزیزم، گوشیت مستقیم می‌ره رو پیغام‌گیر.

829
00:47:56,832 --> 00:47:59,334
‫فکر می‌کردم قرار بود واسه شام
‫تو «جورجیوز» همدیگه رو ببینیم.

830
00:48:00,919 --> 00:48:01,961
‫قضیه چیه؟

831
00:48:01,962 --> 00:48:05,006
‫قضیه اینه که حتی ۲۴ ساعت
‫هم نمی‌تونم روت حساب کنم.

832
00:48:05,007 --> 00:48:07,968
‫- داری از چی حرف می‌زنی؟
‫- امروز به پترسون چی گفتی؟

833
00:48:08,719 --> 00:48:11,847
‫فقط گفتم فکر کنم تیراندازیه
‫حسابی روت فشار آورده.

834
00:48:12,514 --> 00:48:13,848
‫هیچ‌وقت این‌طوری ندیده بودمت.

835
00:48:13,849 --> 00:48:15,933
‫نگرانم کل این ماجرا داره تو رو...

836
00:48:15,934 --> 00:48:17,519
‫- دیوونه می‌کنه؟
‫- نه.

837
00:48:18,186 --> 00:48:20,022
‫فکر نمی‌کنم دیوونه باشی. من فقط...

838
00:48:21,189 --> 00:48:24,191
‫- نمی‌دونم چطوری کمکت کنم.
‫- من که بهت گفتم چطوری کمکم کنی.

839
00:48:24,192 --> 00:48:25,319
‫فقط هوامو داشته باش.

840
00:48:26,194 --> 00:48:28,571
‫ولی الان رئیسم فکر می‌کنه
‫من دچار فروپاشی روانی شدم...

841
00:48:28,572 --> 00:48:29,823
‫به خاطر حرفایی که تو بهش زدی.

842
00:48:32,034 --> 00:48:33,493
‫واقعاً ببخشید. من قصد نداشتم...

843
00:48:34,286 --> 00:48:35,411
‫کجا داری می‌ری؟

844
00:48:35,412 --> 00:48:38,873
‫ظاهراً اگه بیشتر تو دی‌سی
‫بمونم، می‌رم تیمارستان.

845
00:48:38,874 --> 00:48:40,417
‫فکر کنم اونم از زندان بهتر باشه.

846
00:48:41,543 --> 00:48:42,377
‫هی...

847
00:48:59,728 --> 00:49:04,274
‫هی، ببخشید. می‌تونم یه
‫زنگ با گوشیتون بزنم، لطفاً؟

848
00:49:05,067 --> 00:49:06,067
‫لطفاً؟

849
00:49:06,068 --> 00:49:09,029
‫فقط کافیه منو تا باند فرودگاه ببری.

850
00:49:09,529 --> 00:49:11,281
‫بقیش با خودم.

851
00:49:11,782 --> 00:49:13,784
‫اون موقع قسط اولِ پولت رو می‌گیری...

852
00:49:16,536 --> 00:49:19,038
‫...و بخش دوم رو وقتی نشستم رو زمین.

853
00:49:19,039 --> 00:49:20,873
‫علاقه‌مند به هنر آفریقایی.

854
00:49:20,874 --> 00:49:22,124
‫آره، چی بگم والا؟

855
00:49:22,125 --> 00:49:24,127
‫من کلکسیونر چیزای باارزش و نایابم.

856
00:49:26,380 --> 00:49:28,130
‫می‌دونی، غافلگیرم کردی.

857
00:49:28,131 --> 00:49:31,175
‫اولش تو رو آدمی ندیدم
‫که بتونم باهاش معامله کنم.

858
00:49:31,176 --> 00:49:34,178
‫آره خب، بهم می‌گن پر از سورپرایزم.

859
00:49:34,179 --> 00:49:36,848
‫خب، باید بپرسم. چی عوض شد؟

860
00:49:37,432 --> 00:49:38,600
‫دستور.

861
00:49:39,393 --> 00:49:41,311
‫ک...

862
00:50:06,378 --> 00:50:07,420
‫الو؟

863
00:50:07,421 --> 00:50:08,296
‫آدام.

864
00:50:11,174 --> 00:50:13,968
‫پیتر. وای پسر، یا حضرت پشم.
‫شنیدن صدات خیلی خوبه.

865
00:50:13,969 --> 00:50:16,470
‫- کدوم گوری بودی؟
‫- داستانش درازه.

866
00:50:16,471 --> 00:50:18,640
‫باید بیای دنبالم.

867
00:50:23,395 --> 00:50:24,855
‫راستش، بهتره تو بیای پیش من.

868
00:50:26,000 --> 00:50:29,000
Amir Luminox ترجمه از

869
00:50:29,030 --> 00:50:34,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

870
00:50:34,030 --> 00:50:44,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top