1
00:00:05,130 --> 00:00:06,214
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,256 --> 00:00:07,632
‫- و اون لهجه داشت.
‫- روسی بود.

3
00:00:07,674 --> 00:00:08,717
‫هفته هاست داریم شایعاتی...

4
00:00:08,758 --> 00:00:10,093
‫در مورد یه حمله ی
تروریستی احتمالی می شنویم.

5
00:00:10,135 --> 00:00:11,511
‫- تو کی هستی؟
‫- سیمون کلارک.

6
00:00:11,553 --> 00:00:12,679
‫تو تنها شخص توی اون اتاق بودی...

7
00:00:12,679 --> 00:00:14,764
‫که واقعا آقای فریمانت مون رو می شناسه.

8
00:00:14,848 --> 00:00:16,558
‫- خانم کلارک، خودتون هستین؟
‫- بله، عزیزم.

9
00:00:16,599 --> 00:00:19,185
‫یه دلیل قابل قبول بده
‫که چرا داری این کار رو می کنی.

10
00:00:19,227 --> 00:00:23,106
‫بابا، زنان سیاه پوست کمتر از
‫یک درصد نیرو های اف بی آی رو تشکیل میدن.

11
00:00:23,148 --> 00:00:25,316
‫باید یکی اون داخل باشه
‫که حرف دل مون رو بزنه.

12
00:00:25,358 --> 00:00:26,943
‫مظنون میگه فقط با تو حرف می زنه.

13
00:00:26,985 --> 00:00:28,111
‫توی دردسر بزرگی افتادم، ها؟

14
00:00:28,153 --> 00:00:29,654
‫متاسفانه بله.

15
00:00:29,696 --> 00:00:30,655
‫بهت پول داد که براش بمب بسازی؟

16
00:00:30,697 --> 00:00:32,198
‫فقط چاشنی هاش رو.

17
00:00:32,240 --> 00:00:33,241
‫اون از زرادخونه  ام چی دزدید؟

18
00:00:33,283 --> 00:00:35,535
‫دویست کیلو ماده ی منفجره ی سی-۴.

19
00:00:35,577 --> 00:00:37,537
‫سریع ترین راه واسه فلج کردن شهر
‫نابود کردن آزادراه  هاست.

20
00:00:37,537 --> 00:00:40,957
‫مهمه که دقیقا مسیر خودتون رو دنبال کنین.

21
00:00:45,587 --> 00:00:50,587
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

22
00:00:55,972 --> 00:00:58,099
‫تا دو دقیقه دیگه می خوام
‫یه هلیکوپتر در موقعیت من باشه.

23
00:00:58,141 --> 00:00:59,601
‫هارپر و لوپز یه چیزی پیدا کردن.

24
00:00:59,642 --> 00:01:02,604
‫خب ما یه تحقیق جامع
‫در مورد اسم جعلی ترور گورین کردیم.

25
00:01:02,645 --> 00:01:05,148
‫اون دیروز پنج تا کامیون کرایه کرده.

26
00:01:05,190 --> 00:01:09,277
‫پس اون ۵ تا کامیون بمبی ‫با چاشنی های
جی پی اس دار و سی-۴ دزدی درست کرده؟

27
00:01:09,319 --> 00:01:10,778
‫آره، طبق ادعای اون محل کرایه ی کامیون،

28
00:01:10,778 --> 00:01:12,697
‫کامیون ها هر کدوم
‫با یه ایالت مختلف تزیین شدن...

29
00:01:12,697 --> 00:01:14,741
‫آلاسکا، فلوریدا، کنتاکی، آیداهو، و یوتا.

30
00:01:14,782 --> 00:01:16,201
‫باید شهر رو ببریم در حالت قرنطینه.

31
00:01:16,242 --> 00:01:18,119
‫تمام ترافیک لس آنجلس رو مسدود کنیم؟

32
00:01:18,161 --> 00:01:20,079
‫بهتره زیاده روی کنیم
‫تا اینکه به در بی خیالی بزنیم.

33
00:01:20,121 --> 00:01:21,915
‫می دونین، جاهایی که ماشین کرایه میدن
‫توی کلی از...

34
00:01:21,956 --> 00:01:23,541
‫ماشین های کرایه ای شون جی پی اس میذارن.

35
00:01:23,583 --> 00:01:25,043
‫آره، ما در این مورد سوال کردیم.

36
00:01:25,084 --> 00:01:26,669
‫مدیر گفت تمام کامیون ها جی پی اس دارن...

37
00:01:26,711 --> 00:01:29,422
‫ولی داده ها در یه پایگاه مرکزی
‫خارج از ایالت جمع آوری میشه،

38
00:01:29,464 --> 00:01:31,716
‫پس واسه دسترسی بهش یه حکم فدرال لازم داریم.

39
00:01:31,758 --> 00:01:33,134
‫- من ردیفش می کنم.
‫- فعلا...

40
00:01:33,176 --> 00:01:34,844
‫حکم تعقیب سراسری کامیون ها رو صادر کنین...

41
00:01:34,928 --> 00:01:36,221
‫و واحد خنثی سازی بمب رو
‫به حالت آماده باش دربیارین.

42
00:01:36,262 --> 00:01:38,097
‫خیلی خب، هر کی که زنده ست،

43
00:01:38,139 --> 00:01:39,224
‫برین سوار ماشین تون بشین
‫و راهی خیابون ها بشین.

44
00:01:39,265 --> 00:01:41,226
‫اون کامیون ها رو پیدا کنین.

45
00:01:41,267 --> 00:01:43,478
‫به واحد ها بگو با احتیاط
کامل اقدام کنن، خب؟

46
00:01:43,520 --> 00:01:45,063
‫نمی دونیم کیا راننده ی
این کامیون ها هستن...

47
00:01:45,104 --> 00:01:46,564
‫یا اینکه اونا هم عضو این
تیم تروریستی هستن یا نه.

48
00:01:46,564 --> 00:01:47,732
‫سواری من اومد.
‫من میرم از بالا اوضاع رو تحت نظر بگیرم.

49
00:01:47,732 --> 00:01:49,150
‫منم باهات میام.

50
00:01:49,192 --> 00:01:51,736
‫- می خوای باهام همراه بشی؟
‫- فکر کردم هیچوقت نمی پرسی.

51
00:02:14,801 --> 00:02:16,344
‫چه جوری قراره پیداشون کنیم؟

52
00:02:16,386 --> 00:02:19,264
‫نیروی انسانی .
‫و دعا.

53
00:02:41,828 --> 00:02:43,663
‫اوه، نه!

54
00:02:43,705 --> 00:02:45,456
‫مرکز، یه انفجار در مرکز شهر...

55
00:02:45,498 --> 00:02:47,250
‫جنوب استپیلس سنتر داریم.

56
00:02:47,291 --> 00:02:48,710
‫تیم های آتش نشانی و نجات رو راهی کنین.

57
00:02:48,710 --> 00:02:50,503
‫قربان، می خواین بریم سمت صحنه؟

58
00:02:50,545 --> 00:02:52,922
‫منفیه .
‫باید فورا کامیون های دیگه رو پیدا کنیم!

59
00:02:52,964 --> 00:02:54,007
‫دریافت شد.

60
00:02:54,048 --> 00:02:55,717
‫واحد ۷-آدام-۱۳ هستم، به صحنه رسیدیم.

61
00:02:55,758 --> 00:02:57,969
‫بخشی از آزادراه در خیابان وست ۱۲ ریخته.

62
00:02:58,011 --> 00:02:59,137
‫چندین خودرو زیر آوار گیر کردن.

63
00:02:59,178 --> 00:03:00,847
‫- من اینجا کمک لازم دارم.
‫- چی شد؟

64
00:03:00,888 --> 00:03:03,933
‫اون الان یه قسمت از
آزادراه ۱۱۰ رو منفجر کرد.

65
00:03:04,017 --> 00:03:06,019
‫خیلی خب، باید تمرکز کنیم.

66
00:03:06,019 --> 00:03:07,603
‫اگه فرض مون بر اینه که اون...

67
00:03:07,645 --> 00:03:09,188
‫تمام آزادراه های بزرگ رو هدف قرار میده،

68
00:03:09,230 --> 00:03:12,233
‫ما واحد هایی در آزادراه های
۱۰، ۴۰۵ و ۱۰۱ لازم داریم.

69
00:03:12,275 --> 00:03:14,819
‫ولی کجاش؟
‫لس آنجلس ۸۰۰ کیلومتر آزادراه داره.

70
00:03:19,198 --> 00:03:20,616
‫آخه چطور ممکنه؟

71
00:03:20,658 --> 00:03:22,827
‫دو روز پیش، داشتن برام در مورد...

72
00:03:22,869 --> 00:03:24,829
‫روش درست انجام دادن کاغذ بازی های اداری
‫در اف بی آی سخنرانی می کردن.

73
00:03:24,829 --> 00:03:26,914
‫روال این کار همینه.

74
00:03:26,998 --> 00:03:28,458
‫این نوسان روزانه بین یکنواختی و تراژدی...

75
00:03:28,499 --> 00:03:29,876
‫کلافه ات می کنه.

76
00:03:29,917 --> 00:03:31,169
‫خب، منظورم رو بد برداشت نکن.

77
00:03:31,210 --> 00:03:33,713
‫مشاور بودن هم همینجوری بود.

78
00:03:33,755 --> 00:03:36,716
‫یه لحظه داری به یه بچه کمک می کنی
‫مقاله واسه کالج بنویسه.

79
00:03:36,758 --> 00:03:38,760
‫و یه دقیقه بعد داری
‫یکی رو از خودکشی منصرف می کنی...

80
00:03:38,760 --> 00:03:40,344
‫جدی.

81
00:03:40,386 --> 00:03:41,846
‫همونطوره که گفتم.

82
00:03:41,888 --> 00:03:43,639
‫این تجربه ایه که باعث مزیتت...

83
00:03:43,681 --> 00:03:45,224
‫نسبت به سایر کارآموز های دیگه میشه.

84
00:03:45,266 --> 00:03:48,144
‫ما شاید سرعت و استقامت
‫اون بچه ها رو نداشته باشیم،

85
00:03:48,186 --> 00:03:50,104
‫ولی تجربه ی زندگی مون خیلی بیشتر از اوناست.

86
00:03:50,146 --> 00:03:52,815
‫کاش می تونستیم ‫از این تجربه
واسه جلوگیری از بمب استفاده کنیم.

87
00:03:52,857 --> 00:03:53,941
‫می تونیم سعی کنیم.

88
00:03:53,983 --> 00:03:55,902
‫می خوای مثل یه تروریست فکر کنم؟

89
00:03:55,943 --> 00:03:57,779
‫نه. مثل مسافر شهری.

90
00:03:57,820 --> 00:03:59,822
‫صحیح.

91
00:03:59,864 --> 00:04:03,284
‫کجای شهر ترافیک خیلی روی مخه؟

92
00:04:03,326 --> 00:04:05,703
‫جا های باریک، تنگراه ها. اون...

93
00:04:05,745 --> 00:04:07,288
‫چیزی فهمیدی؟

94
00:04:07,330 --> 00:04:09,081
‫آره. برو سمت شمال .

95
00:04:21,469 --> 00:04:23,179
‫اینم از فلوریدا.

96
00:04:23,221 --> 00:04:26,098
‫واحد ۷-آدام-۱۰۰ هستم
‫در تعقیب کامیون فلوریدا.

97
00:04:26,140 --> 00:04:27,391
‫به طرف جنوب در خیابون کرنشاو.

98
00:04:33,773 --> 00:04:35,316
‫- دست هات رو از ماشین بیار بیرون!
‫- هی، هی!

99
00:04:35,358 --> 00:04:36,692
‫می خوام در رو از بیرون باز کنی...

100
00:04:36,734 --> 00:04:37,693
‫- و از کامیون پیاده شی!
‫- خیلی خب!

101
00:04:37,735 --> 00:04:39,320
‫- یالا!
‫- هی!

102
00:04:39,362 --> 00:04:41,155
‫- دست هات رو بذار روی کاپوت!
‫- چه خبره؟

103
00:04:41,197 --> 00:04:42,907
‫- کامیون ها کجا دارن میرن؟
‫- چی؟ نمی دونم.

104
00:04:42,949 --> 00:04:44,909
‫- بمبت چاشنی دستی داره؟
‫- کدوم بمب؟

105
00:04:44,951 --> 00:04:46,744
‫اینجا چه خبره؟

106
00:04:46,786 --> 00:04:48,204
‫وقت واسه این کار ها نداریم.
‫اون سه تا کامیون دیگه کجا دارن میرن؟

107
00:04:48,246 --> 00:04:49,455
‫نمی دونم.

108
00:04:49,497 --> 00:04:51,374
‫یارو گفت مطالعه ی ترافیکیه، خب؟

109
00:04:51,415 --> 00:04:53,751
‫به هر کدوم مون ۱۰۰ دلار داد
‫که یه مسیر مشخص رو برونیم!

110
00:04:53,793 --> 00:04:55,127
‫مرکز، واحد ۷-آدام-۱۰۰ هستم.

111
00:04:55,169 --> 00:04:57,463
‫ما کامیون فلوریدا رو متوقف کردیم،
‫یه نفر رو بازداشت کردیم.

112
00:04:57,505 --> 00:04:59,215
‫به نظر یارو نمی دونه
‫توی کامیونش بمبه.

113
00:04:59,257 --> 00:05:01,425
‫چیزی در مورد اهداف دیگه می دونه؟

114
00:05:01,467 --> 00:05:02,927
‫منفیه.
‫به نظر راننده ی کامیون های دیگه هم...

115
00:05:02,927 --> 00:05:04,595
‫یه عده بی گناه هستن،
‫پس حتی اگه متوقف شون کنیم،

116
00:05:04,637 --> 00:05:06,055
‫نمی تونیم بمب گذار رو متوقف کنیم.

117
00:05:06,138 --> 00:05:08,099
‫اونجا!

118
00:05:08,099 --> 00:05:09,850
‫به تمام واحد ها،
‫من کامیون آیداهو رو می بینم...

119
00:05:09,850 --> 00:05:13,229
‫توی خیابون المپیک، ‫در فاصله ی ۲ بلوکی
از آزادراه ۴۰۵ به طرف غرب در حرکته.

120
00:05:13,271 --> 00:05:16,607
‫خیابون المپیک به طرف غرب،
‫در فاصله ی دو بلوکی از آزادراه ۴۰۵.

121
00:05:25,366 --> 00:05:27,285
‫گرفتنش. خدا رو شکر.

122
00:05:27,326 --> 00:05:30,663
‫هی، گروهبان، اسمیتی هستم.
‫ما هم الان یه کامیون رو گرفتیم.

123
00:05:30,705 --> 00:05:33,249
‫کامیون یوتا، راننده اش هم بازداشت کردیم.

124
00:05:33,291 --> 00:05:34,834
‫اسمیتی!

125
00:05:34,875 --> 00:05:37,628
‫تمام حرف های منفی ای که
‫تا حالا در موردت زدم رو پس می گیرم.

126
00:05:37,670 --> 00:05:40,673
‫چی؟ شما حرف های منفی در موردم زدین؟

127
00:05:40,715 --> 00:05:42,508
‫ممکنه موفق بشیم.

128
00:05:42,550 --> 00:05:46,178
‫به تمام واحد ها،
‫کامیون چهارم در امنیت کامل متوقف شد.

129
00:05:46,220 --> 00:05:48,806
‫تنها کامیون کنتاکی مونده.

130
00:05:48,848 --> 00:05:50,766
‫با توجه به اهداف قبلی،
‫بهترین حدس مون اینه که...

131
00:05:50,808 --> 00:05:52,601
‫اون داره به سمت آزادراه ۱۰۱ میره.

132
00:05:52,643 --> 00:05:54,228
‫قربان، من داده های جی پی اس رو گرفتم.

133
00:05:54,312 --> 00:05:56,355
‫کامیون آخر در خیابون تاهانگا
به سمت شمال در حرکته.

134
00:05:56,397 --> 00:05:58,190
‫فقط یه بلوک با آزادراه فاصله داره.

135
00:06:01,444 --> 00:06:03,321
‫واحد ۷-آدام-۱۵ هستم.

136
00:06:03,362 --> 00:06:05,740
‫ما میریم جلوش رو می گیریم،
‫الان داریم به آزادراه نزدیک میشیم.

137
00:06:09,160 --> 00:06:10,244
‫متوجهی اگه این یارو توقف نکنه،

138
00:06:10,286 --> 00:06:11,495
‫باید بهش بزنیم.

139
00:06:11,537 --> 00:06:13,956
‫می خوای بزنی به یه
کامیون پر از مواد منفجره؟

140
00:06:13,998 --> 00:06:15,875
‫سی-۴ واسه انفجار چاشنی لازم داره.

141
00:06:15,916 --> 00:06:17,376
‫ولی سوخت فقط یه جرقه لازم داره.

142
00:06:17,418 --> 00:06:19,211
‫اگه ایده ی بهتری داری، سراپا گوشم.

143
00:06:19,295 --> 00:06:21,422
‫اوناهاشش!

144
00:06:47,406 --> 00:06:48,365
‫تکون نخور.

145
00:06:48,407 --> 00:06:49,950
‫خوبی؟

146
00:06:49,992 --> 00:06:51,118
‫به نظرم.

147
00:06:51,160 --> 00:06:52,536
‫خیلی کارت احمقانه بود.

148
00:06:52,578 --> 00:06:55,122
‫به عنوان یه نیروی امدادی خیلی قضاوتگره.

149
00:06:55,164 --> 00:06:57,583
‫اوه، به خاطر اینه
‫که اون نامزدمه.

150
00:06:57,625 --> 00:07:00,503
‫- چه بامزه. کارت خوب بود.
‫- اوه، باور کن، می دونم.

151
00:07:00,544 --> 00:07:01,670
‫هیچ کدوم تون بعد تصادف از هوش نرفتین؟

152
00:07:01,712 --> 00:07:02,671
‫- نه.
‫- نوچ.

153
00:07:02,713 --> 00:07:04,465
‫- درد چی؟
‫- اوه، آره.

154
00:07:04,507 --> 00:07:07,468
‫ولی بیشتر شبیه درد خماریه
‫تا درد زایمان طبیعی.

155
00:07:07,510 --> 00:07:10,012
‫- خدا رو شکر.
‫- قربان، نولان و کلارک سالم و سرپان.

156
00:07:10,054 --> 00:07:13,432
‫خوبه. اونا رو از اونجا خارج کنین
‫و برین عقب در یه فاصله ی امن.

157
00:07:13,474 --> 00:07:15,309
‫بمب هنوزم ممکنه منفجر بشه.

158
00:07:15,309 --> 00:07:18,062
‫باید آزادراه ۱۰۱ رو
‫از مسیر آزادراه ۱۷۰ به خیابون لاورل ببندیم.

159
00:07:18,103 --> 00:07:21,148
‫با گشت بزرگراه کالیفرنیا
‫و کلانتری هماهنگ کنین.

160
00:07:21,190 --> 00:07:23,400
‫اصلا اگه مجبور شدین
‫از پلیس امنیت پستی کمک بگیرین.

161
00:07:23,442 --> 00:07:24,944
‫فقط اون مسیر رو پاکسازی کنین.

162
00:07:28,739 --> 00:07:31,283
‫درسته که وضع ناجوریه،
‫ولی می تونست خیلی بدتر باشه.

163
00:07:32,911 --> 00:07:34,538
‫هنوزم می تونه باشه.

164
00:07:34,579 --> 00:07:36,748
‫کسی چه می دونه
‫نقشه ی بعدی این یارو چیه.

165
00:07:36,790 --> 00:07:38,333
‫به نظرم من یه سر میرم سی  آی اِی.

166
00:07:38,375 --> 00:07:39,751
‫می خوای پیاده ات کنم؟

167
00:07:39,793 --> 00:07:42,129
‫معلومه که نه.
‫بریم اونا رو در جریان بذاریم.

168
00:07:54,891 --> 00:07:57,227
‫طبق تخمین ۱۷ نفر کشته...

169
00:07:57,269 --> 00:07:59,479
‫و حداقل ۲۴ نفر مصدوم شدن،

170
00:07:59,521 --> 00:08:01,481
‫و انتظار میره همچنان که تیم های نجات...

171
00:08:01,523 --> 00:08:03,650
‫آوار های اون روگذر فرو ریخته رو برمی دارن،

172
00:08:03,692 --> 00:08:05,652
‫این آمار افزایش پیدا کنه.

173
00:08:05,694 --> 00:08:08,113
‫هی، تیم منو فرستاد اینجا کمک کنم.
‫چه کاری ازم ساخته ست؟

174
00:08:08,155 --> 00:08:10,323
‫از اون مرکز اجاره ی کامیون
‫عکس این مظنون مون رو گرفتیم.

175
00:08:10,365 --> 00:08:12,159
‫هارپر الان داره
‫با واحد دستگیری مجرمان خشن بررسیش می کنه،

176
00:08:12,159 --> 00:08:13,243
‫و الان واسه فاکس فرستادیم...

177
00:08:13,243 --> 00:08:14,953
‫که توی پایگاه داده ی فدرال بررسیش کنه.

178
00:08:14,995 --> 00:08:16,121
‫این عکس رو علنی می کنن؟

179
00:08:16,163 --> 00:08:17,372
‫من توصیه کردم این کار رو بکنن،

180
00:08:17,414 --> 00:08:19,332
‫ولی ماموران فدرال
‫اول می خوان مشکل رو بررسی کنن.

181
00:08:19,374 --> 00:08:21,543
‫فعلا داریم تمام افسران
موجود رو می فرستیم...

182
00:08:21,585 --> 00:08:23,628
‫که برن سراغ خبرچین هاشون
‫و عکس رو بهشون نشون بدن.

183
00:08:23,670 --> 00:08:25,213
‫می خوام مرکز فرماندهی مون رو اداره کنی.

184
00:08:25,213 --> 00:08:27,966
‫تمام اطلاعات، تمام سرنخ ها،
‫تمام داده ها از تو عبور می کنه.

185
00:08:28,008 --> 00:08:30,177
‫یه کپی از همه چی به اف بی آی بده،
‫ولی بدون اجازه ی من...

186
00:08:30,177 --> 00:08:32,095
‫هیچی به واحد های گشتی نگو.

187
00:08:32,137 --> 00:08:33,680
‫- رواله؟
‫- آره. حله.

188
00:08:33,722 --> 00:08:34,806
‫گری کجاست؟

189
00:08:34,848 --> 00:08:36,099
‫یه سر رفته سی آی اِی.

190
00:08:36,141 --> 00:08:38,560
‫شرمنده منتظرتون گذاشتم.
‫بیل آگوست.

191
00:08:38,602 --> 00:08:40,562
‫متیو گارزا.
‫اینم وید گریه.

192
00:08:40,604 --> 00:08:42,647
‫سلام. شما رئیس این مرکز هستین؟

193
00:08:42,689 --> 00:08:45,317
‫چطوره جزئیات رو بذاریم ‫واسه بعد
اینکه رفتیم توی اتاق اطلاعات محرمانه؟

194
00:08:45,317 --> 00:08:46,902
‫دنبالم بیاین.

195
00:08:46,943 --> 00:08:48,695
‫حرف حسابه.

196
00:08:48,737 --> 00:08:51,865
‫آقایون .

197
00:08:51,907 --> 00:08:53,700
‫اینجا می تونیم راحت صحبت کنیم.

198
00:08:56,328 --> 00:08:57,913
‫چه کمکی ازم ساخته ست؟

199
00:08:57,954 --> 00:09:00,916
‫ما فکر می کنیم مظنون تروریستی مون
‫شاید ارتباطی با سی آی اِی داشته باشه.

200
00:09:00,957 --> 00:09:03,418
‫- چرا؟
‫- وقتی اثر انگشتش رو بررسی کردیم،

201
00:09:03,501 --> 00:09:06,671
‫جزء اطلاعات محرمانه بود...
‫از گروم لیک.

202
00:09:06,713 --> 00:09:09,132
‫نگران کننده ست. ‫یعنی میگم،
میلیون ها دلیل واسه این وجود داره...

203
00:09:09,132 --> 00:09:11,176
‫که چرا چیزی داخل سازمان
‫محرمانه طبقه بندی بشه.

204
00:09:11,217 --> 00:09:12,552
‫راستش یه جورایی اقدام پیش فرضه.

205
00:09:12,636 --> 00:09:14,888
‫این مرد رو می شناسین؟

206
00:09:17,140 --> 00:09:19,601
‫نه. این مظنون تونه؟

207
00:09:19,643 --> 00:09:22,103
‫- اوهوم.
‫- و طبق گفته ی شاهدین، خیلی هم روسه.

208
00:09:22,145 --> 00:09:25,523
‫خب بازم میگم نگران کننده ست،

209
00:09:25,607 --> 00:09:27,651
‫ولی مطمئن نیستم
‫چه کمکی از من ساخته ست.

210
00:09:27,692 --> 00:09:30,111
‫مطمئنم رئیس مرکز بودن چیز خیلی مهمیه،

211
00:09:30,153 --> 00:09:32,864
‫و توی مسکو یا سئول اینطوره،
‫ولی در لس آنجلس،

212
00:09:32,906 --> 00:09:35,408
‫نشونه ای از یه افسر ارشد کم اهمیته،

213
00:09:35,492 --> 00:09:37,452
‫- پس...
‫- خیلی فروتن هستین.

214
00:09:37,494 --> 00:09:38,870
‫اوه، من تنها چیزی که نیستم فروتنه، گروهبان.

215
00:09:38,912 --> 00:09:40,538
‫فقط می خوام بگم
‫توقع زیادی نداشته باشین.

216
00:09:40,580 --> 00:09:41,748
‫واسه اینکه اگه کمکی نکردین،
‫ازتون دلخور نشیم؟

217
00:09:41,790 --> 00:09:43,333
‫صبر کن، مت.

218
00:09:43,375 --> 00:09:46,294
‫بیا به این آقا یه فرصت بدیم
‫که در خدمت تیم باشه.

219
00:09:46,336 --> 00:09:48,004
‫در مورد انروو چی می دونین؟

220
00:09:48,046 --> 00:09:51,049
‫هیچی. چی هست؟

221
00:09:51,091 --> 00:09:53,301
‫خب، در حال حاضر فکر می کنیم
‫یه عملیات مخفیانه ی سازمانه.

222
00:09:53,301 --> 00:09:54,552
‫طبق چه مدرکی؟

223
00:09:54,552 --> 00:09:56,388
‫مظنون اینو توی خونه اش نوشته بود.

224
00:09:58,306 --> 00:10:01,017
‫ببینین، آقایون،
‫می دونم سعی دارین این یارو رو بگیرین.

225
00:10:01,059 --> 00:10:02,852
‫و به این احترام میذارم.

226
00:10:02,894 --> 00:10:06,022
‫اون تحت نظارت شما
‫یه اقدام تروریستی شنیع کرده.

227
00:10:06,064 --> 00:10:07,857
‫ولی اصلا خوشم نمیاد اومدین اینجا...

228
00:10:07,899 --> 00:10:08,942
‫و سعی دارین تقصیر رو گردن سازمان بندازین.

229
00:10:08,983 --> 00:10:10,735
‫ما دنبال این نیستیم
‫کسی رو مقصر جلوه بدیم.

230
00:10:10,777 --> 00:10:13,738
‫باید قبل اینکه این یارو
‫کس دیگه ای رو بکشه دستگیرش کنیم.

231
00:10:13,780 --> 00:10:15,198
‫امیدواریم شما بتونین کمک مون کنین.

232
00:10:15,240 --> 00:10:17,242
‫حتما.

233
00:10:17,283 --> 00:10:20,453
‫من قضیه ی محرمانگی اثر
انگشت رو بررسی می کنم.

234
00:10:20,495 --> 00:10:22,080
‫یه کپی از اون عکس بهم بدین،

235
00:10:22,122 --> 00:10:23,623
‫من اونو واسه رئیس واحد عملیات می فرستم،
‫ببینم چیزی به خاطرش میاد یا نه.

236
00:10:23,665 --> 00:10:26,000
‫- ممنون.
‫- خواهش می کنم.

237
00:10:33,299 --> 00:10:36,261
‫مشکلی هست؟

238
00:10:36,302 --> 00:10:38,513
‫شاید.

239
00:10:38,555 --> 00:10:40,432
‫گروه رو آماده کن.

240
00:10:42,100 --> 00:10:45,228
‫چرا تو روی تخت بیمارستان نیستی؟

241
00:10:45,270 --> 00:10:47,313
‫چون حالم خوبه، بابا.

242
00:10:47,355 --> 00:10:48,731
‫جان، بیلی، این کاتیه.

243
00:10:48,773 --> 00:10:50,900
‫از دیدن تون خوشحالم، قربان.

244
00:10:50,942 --> 00:10:53,319
‫حالا دیگه با پلیس لس آنجلس رفیق شدی؟

245
00:10:53,361 --> 00:10:56,865
‫اونو ببخش.
‫اون از دست من عصبانیه، نه تو.

246
00:10:56,906 --> 00:10:58,241
‫ما الان یه مشکلی داریم...

247
00:10:58,283 --> 00:11:00,452
‫چون اون از انتخاب شغلم ناراحته.

248
00:11:00,493 --> 00:11:02,287
‫ولی ته دلش،

249
00:11:02,328 --> 00:11:04,414
‫فقط می ترسه که
‫نکنه بلایی سرم بیاد.

250
00:11:04,456 --> 00:11:07,292
‫ولی باید دست از عصبانی بودن بکشه
‫و منو بغل کنه...

251
00:11:07,333 --> 00:11:10,378
‫چون واقعا ترسیده بودم
‫که امروز نزدیک بود بمیرم...

252
00:11:10,420 --> 00:11:14,799
‫و بچه هام رو با
‫یه بابابزرگ بداخلاق تنها بذارم...

253
00:11:14,841 --> 00:11:17,469
‫که بلد نیست چه جوری جو احساسی رو درک کنه.

254
00:11:21,765 --> 00:11:24,551
بیا اینجا

255
00:11:25,859 --> 00:11:26,818
‫من باید برم جای ماشین.

256
00:11:26,860 --> 00:11:28,654
‫داریم میریم محل ریزش آزادراه.

257
00:11:28,695 --> 00:11:30,614
‫ولی گوش کن،
‫می خوام که دیگه اینقدر دور و بر مرگ نپری.

258
00:11:30,656 --> 00:11:32,449
‫وقتی تو بی خیال ریسک کردن بشی
‫منم بی خیال میشم.

259
00:11:32,491 --> 00:11:34,326
‫- تو منصفانه جر و بحث نمی کنی.
‫- فعلا.

260
00:11:37,037 --> 00:11:37,996
‫دکتر مرخص تون کرد؟

261
00:11:38,038 --> 00:11:39,539
‫آره، واسه برگشت به سر کار آماده ام.

262
00:11:39,581 --> 00:11:40,540
‫اووه، منم همینطور.

263
00:11:40,582 --> 00:11:41,792
‫نه، نه، نه.
‫صبر کن ببینم.

264
00:11:41,833 --> 00:11:43,043
‫تو کارآموزی.

265
00:11:43,085 --> 00:11:45,045
‫اونا نباید تو رو به خطر بندازن.

266
00:11:45,087 --> 00:11:46,255
‫بابا.

267
00:11:46,338 --> 00:11:47,965
‫راستش قربان، دخترتون توی پیشرفت هایی...

268
00:11:48,006 --> 00:11:49,800
‫که تا الان در این پرونده داشتیم
‫نقش مهمی داشته.

269
00:11:49,841 --> 00:11:52,052
‫اگه پایه باشی،

270
00:11:52,094 --> 00:11:55,639
‫من الان می خواستم برم اداره
‫که شروع کنم داده تحلیل کنم،

271
00:11:55,681 --> 00:11:56,848
‫از بایگانی خطوط خبری اطلاعات جمع کنم.

272
00:11:56,890 --> 00:12:01,061
‫به نظر امنه. من اجازه میدم.

273
00:12:01,103 --> 00:12:02,229
‫معلومه که اجازه میدی.

274
00:12:02,271 --> 00:12:05,065
‫بیا.

275
00:12:05,107 --> 00:12:06,358
‫بابت این کارت ممنون.

276
00:12:06,400 --> 00:12:09,361
‫خواهش می کنم.
‫منم تجربه ی اینو با والدینم داشتم.

277
00:12:09,444 --> 00:12:11,405
‫یه دست لباس تر و تمیز برات گرفتم.

278
00:12:11,446 --> 00:12:13,573
‫سایزت رو حدس زدم.

279
00:12:13,615 --> 00:12:15,701
‫هوام رو داری
‫و زیر نظرم داری؟

280
00:12:15,742 --> 00:12:16,743
‫خیلی خب.

281
00:12:20,281 --> 00:12:21,991
خب، حرکت بعدی چیه؟

282
00:12:22,075 --> 00:12:23,368
‫گری از رئیس اون مرکز قطع امید کرده.

283
00:12:23,409 --> 00:12:24,577
‫ازم خواست با یکی از...

284
00:12:24,619 --> 00:12:26,246
‫رفقای قدیمم در واحد عملیات تماس بگیرم.

285
00:12:26,287 --> 00:12:27,789
‫فکر می کنی اون مرده
چیزی در مورد انروو بدونه؟

286
00:12:27,789 --> 00:12:29,207
‫زنه. کیت هیل.

287
00:12:29,249 --> 00:12:30,542
‫اون واحد عملیات سی آی اِی رو...

288
00:12:30,583 --> 00:12:31,793
‫در شمال عراق اداره می کرد
‫وقتی من اونجا بودم.

289
00:12:31,793 --> 00:12:33,002
‫بریم ببینیم چی واسه گفتن داره.

290
00:13:56,044 --> 00:13:57,587
‫یواش یواش داره برات جا میفته، مگه نه؟

291
00:13:57,629 --> 00:13:59,422
‫فقط قند خونم افتاده.

292
00:13:59,464 --> 00:14:00,673
‫احتمالا باید یه چیزی بخورم.

293
00:14:00,715 --> 00:14:03,676
‫این کار رو نکن. بهم اعتماد کن.

294
00:14:03,718 --> 00:14:06,554
‫هر چی بیشتر باهاش مقابله کنی،
‫سخت تر دوباره برمی گرده.

295
00:14:06,596 --> 00:14:09,223
‫تو نزدیک بود بمیری.

296
00:14:09,265 --> 00:14:10,808
‫هیچ کس نمی تونه ‫بدون اینکه تغییری
حس کنه این قضیه رو فراموش کنه.

297
00:14:10,808 --> 00:14:14,979
‫فکر می کردم قراره یه میلیون تیکه بشم.

298
00:14:15,021 --> 00:14:18,733
‫حتی چیزی نمونه که بچه هام بخوان خاک کنن.

299
00:14:18,775 --> 00:14:20,360
‫تو بچه داری؟

300
00:14:20,401 --> 00:14:22,236
‫ها! من گربه دارم.

301
00:14:22,278 --> 00:14:25,406
‫که نهایتا ۱۰، ۲۰ ثانیه
دلشون برام تنگ میشه، نه؟

302
00:14:25,448 --> 00:14:28,159
‫حتما خارج از این شغل یکی رو داری.

303
00:14:28,242 --> 00:14:30,161
‫یعنی میگم،
‫سوای والدین قضاوتگرت.

304
00:14:30,244 --> 00:14:32,372
‫هفته ی پیش مخ یه دخترو توی بار زدم

305
00:14:32,413 --> 00:14:35,750
‫خیلی خب! این شد یه چیزی.
‫اسمش چیه؟

306
00:14:35,792 --> 00:14:37,752
‫یادم نمیاد.

307
00:14:37,794 --> 00:14:40,129
‫دوستی موقتی یه جورایی تخصص منه.

308
00:14:40,171 --> 00:14:41,798
‫باعث میشه تمرکزم روی کار حفظ بشه.

309
00:14:41,839 --> 00:14:43,049
‫خب، حداقل بهت خوش گذشت!

310
00:14:43,091 --> 00:14:44,884
‫اووه!

311
00:14:44,926 --> 00:14:46,344
‫لعنتی، خیلی خب!

312
00:14:46,386 --> 00:14:49,681
دوست پسر قبلیم ولم کرد وقتی فهمید...

313
00:14:49,722 --> 00:14:52,308
‫من یه وقتایی دوست دختر دارم.

314
00:14:52,350 --> 00:14:54,310
‫و دوست دختر قبلیم هم زمانی باهام بهم زد...

315
00:14:54,352 --> 00:14:55,687
‫که به اف بی آی ملحق شدم، پس...

316
00:14:55,728 --> 00:14:57,313
‫- اون باهوش بوده.
‫- چی؟

317
00:14:57,355 --> 00:14:59,148
‫این کار یه قاتل سریالی تمام عیاره...

318
00:14:59,148 --> 00:15:00,358
‫وقتی بحث ارتباط و زندگی شخصی میشه.

319
00:15:00,400 --> 00:15:01,734
‫شاید واسه تو.

320
00:15:01,776 --> 00:15:03,569
‫ولی من می دونم چه جوری
‫بین کار و زندگی شخصیم تعادل برقرار کنم.

321
00:15:03,611 --> 00:15:04,946
‫اوه، جدی؟

322
00:15:04,987 --> 00:15:06,614
‫آره، اینطور بود،

323
00:15:06,656 --> 00:15:08,449
‫البته وقتی مشاور دبیرستان بودی.

324
00:15:08,491 --> 00:15:10,201
‫ساعت کاریت چی بود، ۸ تا ۴ بعد از ظهر؟

325
00:15:10,284 --> 00:15:12,036
‫و تابستون ها هم تعطیل بودی.

326
00:15:12,078 --> 00:15:14,497
‫اف بی آی برنامه ی دقیقی نداره،

327
00:15:14,539 --> 00:15:18,334
‫هیچ برنامه ی روزانه ی مشخصی واسه مامور ها نیست
‫که بگه فلان ساعت مجرمان هیچ خلافی نمی کنن.

328
00:15:18,376 --> 00:15:21,963
‫وقتی ساعت ورود بزنی،
‫دیگه ساعت خروج زدنی در کار نیست.

329
00:15:34,600 --> 00:15:35,726
‫ممنون که اومدی دیدن مون.

330
00:15:35,768 --> 00:15:37,687
‫نزدیک بود نیام.
‫نمی تونه اتفاقی باشه...

331
00:15:37,728 --> 00:15:40,106
‫که اولین باری که بعد از
‫سال ها ازت خبری میشه امروزه.

332
00:15:40,189 --> 00:15:43,276
‫نه. ما فکر می کنیم مظنون مون
‫شاید با سازمان مرتبط باشه.

333
00:15:43,317 --> 00:15:46,446
‫من در این حوزه اختیاری ندارم.
‫برو با یه جی اس-۱۴ صحبت کن.

334
00:15:46,487 --> 00:15:47,864
‫رئیسم این کار رو کرد.
‫اونو سر دووندش.

335
00:15:47,864 --> 00:15:49,615
‫و انتظار داری به خاطر اینکه
‫یه بار توی ارتش با هم خوابیدیم...

336
00:15:49,657 --> 00:15:52,034
‫الان بیام واست خطر کنم؟

337
00:15:52,076 --> 00:15:54,120
‫نه. به خاطر اینکه مردم بی گناه مردن.

338
00:15:54,162 --> 00:15:55,288
‫در مورد انروو چی می دونی؟

339
00:15:56,747 --> 00:15:57,957
‫هیچی.

340
00:15:57,999 --> 00:15:59,375
‫چرند نگو.
‫معنیش چیه؟

341
00:15:59,417 --> 00:16:02,170
‫معنیش اینه الان منو به باد دادی.

342
00:16:02,211 --> 00:16:03,462
‫یه خرده زیاده رویه، اینطور فکر نمی کنی؟

343
00:16:03,504 --> 00:16:05,840
‫نه. اون سر کار بهم زنگ زد.

344
00:16:05,882 --> 00:16:08,134
‫و شرط می بندم یه نفر از اسم "ای " دار...

345
00:16:08,217 --> 00:16:09,510
‫پشت یه گوشی غیر امن استفاده کرد...

346
00:16:09,552 --> 00:16:11,554
‫که یه برنامه ی کلمه محور
‫سازمان امنیت ملی متوجه اش شده...

347
00:16:11,596 --> 00:16:14,348
‫که منجر به یه واکنش تاکتیکی فوری شده.

348
00:16:14,390 --> 00:16:15,474
‫لعنتی، شاید حتی الان یه پهپاد شکاری...

349
00:16:15,516 --> 00:16:17,727
‫- اون بالا توی آسمون باشه.
‫- کیت. این...

350
00:16:17,768 --> 00:16:19,020
‫لعنتی!

351
00:16:23,816 --> 00:16:26,611
‫خب، این کار رو نکنین.

352
00:16:26,652 --> 00:16:29,655
‫صد درصد درگیری مسلحانه رو می بازین.

353
00:16:29,697 --> 00:16:30,865
‫سلام، کیت.

354
00:16:30,907 --> 00:16:32,033
‫کالین، من هیچی نگفتم.

355
00:16:32,074 --> 00:16:33,492
‫آره، مطمئنم نگفتی،

356
00:16:33,534 --> 00:16:36,078
‫ولی به هر حال باید بریم در موردش حرف بزنیم.

357
00:16:36,120 --> 00:16:38,748
‫- تو کی هستی؟
‫- سواری کیت تا محل کار.

358
00:16:38,789 --> 00:16:41,167
‫خب، اون نمی خواد باهات بیاد.

359
00:16:41,209 --> 00:16:44,420
‫خب، هیچ کس هیچ وقت دلش نمی خواد،
‫ولی این قضیه به امنیت ملی مربوط میشه،

360
00:16:44,462 --> 00:16:46,672
‫پس برین عقب...

361
00:16:46,714 --> 00:16:48,382
‫و اجازه بدین اون سوار ماشین بشه.

362
00:16:48,424 --> 00:16:51,177
‫می دونم فکر می کنین
‫دارین ازش محافظت می کنین،

363
00:16:51,218 --> 00:16:52,678
‫ولی فقط دارین بدترش می کنین.

364
00:16:52,720 --> 00:16:54,805
‫چیزی نیست. خب؟

365
00:17:00,019 --> 00:17:01,938
‫روز خوش، سرکاران.

366
00:17:08,486 --> 00:17:09,779
‫و مطمئنی اونا سی آی اِی بودن؟

367
00:17:09,820 --> 00:17:11,113
‫بله، قربان.
‫هشت نفر بودن،

368
00:17:11,113 --> 00:17:13,407
‫لباس شخصی، بدون نشون و کارت.
‫کیت اونا رو می شناخت.

369
00:17:13,449 --> 00:17:14,784
‫مشخصا اونا می ترسن
‫ما زیر زبونش رو بکشیم،

370
00:17:14,784 --> 00:17:16,619
‫که یعنی هر چی که اون می دونه
‫واسه سازمان بده.

371
00:17:16,661 --> 00:17:17,703
‫باید فورا دوباره پسش بگیریم.

372
00:17:17,745 --> 00:17:20,122
‫قربان، من گوشیم رو توی جیب کتش انداختم.

373
00:17:20,164 --> 00:17:21,248
‫می تونیم از این واسه
پیدا کردنش استفاده کنیم.

374
00:17:21,248 --> 00:17:22,583
‫آفرین، نولان.

375
00:17:22,625 --> 00:17:24,293
‫خیلی خب، فعلا منتظر باشین تا ردی پیدا کنیم.

376
00:17:24,293 --> 00:17:28,297
‫النا . شش تا چیز. آماده ای؟
‫یک، زنگ بزن سناتور "اسمیت."

377
00:17:28,339 --> 00:17:30,174
‫بهش بگو "پستچی سگ رو برد پیاده روی."

378
00:17:30,216 --> 00:17:31,926
‫دو، به دفتر دادستانی اطلاع بده.

379
00:17:31,968 --> 00:17:33,970
‫من دکتر ریسر رو فورا اینجا می خوام.

380
00:17:34,011 --> 00:17:35,971
‫سه، رد یه گوشی موبایل...

381
00:17:36,013 --> 00:17:38,265
‫متعلق به یه مامور پلیس لس آنجلس
‫به نام جان نولان رو بزن با شماره پرسنلی...

382
00:17:38,307 --> 00:17:41,060
‫- شماره ی ۲۵۲۵۳.
‫- این.

383
00:17:41,102 --> 00:17:43,479
‫چهار، یه پهپاد ایواکس
‫در ارتفاع بالای ۲۰ هزار پایی می خوام.

384
00:17:43,521 --> 00:17:45,481
‫بهشون بگو سناتور اسمیت اجازه اش رو داده.

385
00:17:45,523 --> 00:17:49,860
‫پنج، پولاریس ۱۱ رو
‫به عرض جغرافیایی ۳۴.۰۵۲ درجه ی شمالی...

386
00:17:49,902 --> 00:17:52,071
‫و ۱۱۸.۲۴ درجه ی غربی ببر.

387
00:17:52,113 --> 00:17:54,615
‫در آخر هم تیم نجات گروگان رو
‫واسه نجات یه گروگان راهی کن.

388
00:17:54,657 --> 00:17:56,409
‫متوجه شدی؟ خوبه.
‫دوستت دارم.

389
00:17:58,994 --> 00:18:00,996
‫چیه؟

390
00:18:01,038 --> 00:18:03,582
‫وقتی تماست با دستیارت تموم میشه
‫بهش میگی "دوستت دارم"؟

391
00:18:03,624 --> 00:18:05,000
‫من الان این همه چیز خفن گفتم...

392
00:18:05,042 --> 00:18:07,002
‫و این چیزیه که توجه ات رو جلب کرده؟

393
00:18:09,338 --> 00:18:10,589
‫دستیارم از قضا خواهرزاده ام هم هست.

394
00:18:10,631 --> 00:18:14,427
‫اوه، بی خیال، انگار توی پلیس لس آنجلس
‫از اینجور فامیل بازی ها نمیشه!

395
00:18:14,468 --> 00:18:16,637
‫من که چیزی نمیگم.
‫فقط دارم رانندگی می کنم.

396
00:18:24,603 --> 00:18:27,064
‫لعنتی. دور بزن.

397
00:18:27,106 --> 00:18:28,899
‫از ماشین پیاده بشین!

398
00:18:28,941 --> 00:18:30,359
‫دست ها جایی که ببینم.

399
00:18:30,359 --> 00:18:33,028
‫چون شما صد درصد این
درگیری مسلحانه رو می بازین.

400
00:18:35,906 --> 00:18:37,741
‫کیت، تو هم می تونی بیای بیرون.

401
00:18:37,783 --> 00:18:41,912
‫دارین توی یه عملیات امنیت
ملی اختلال ایجاد می کنین.

402
00:18:41,954 --> 00:18:44,081
‫جدی؟ شاید بشه بیای پاسگاه،

403
00:18:44,123 --> 00:18:45,291
‫در موردش بهمون بگی؟

404
00:18:47,084 --> 00:18:47,835
‫فکرش رو می کردم.

405
00:18:47,877 --> 00:18:49,879
‫واقعا بیچاره ام کردی.

406
00:18:49,920 --> 00:18:51,338
‫قصدم این نبود.

407
00:18:51,380 --> 00:18:53,799
‫ولی می تونی توی مسیر برگشت به پاسگاه
‫سرم داد و بیداد کنی.

408
00:18:53,841 --> 00:18:55,634
‫روز خوش، شهروندان .

409
00:18:55,676 --> 00:19:00,264
‫بعد اینکه ما رفتیم،
‫پنج دقیقه صبر کنین، بعد ول شون کنین برن.

410
00:19:02,350 --> 00:19:06,095
‫سلام. من سیمون کلارکم.

411
00:19:06,437 --> 00:19:08,397
‫- چه دوستانه.
‫- اونا سرشون شلوغه.

412
00:19:08,439 --> 00:19:09,899
‫یه ترمینال باز کن.

413
00:19:09,941 --> 00:19:12,735
‫ما هر خبری در مورد
‫یه مرد با لهجه ی روسی رو لازم داریم.

414
00:19:12,777 --> 00:19:14,904
‫نمیشه گفت چند وقته داره این نقشه رو می کشه،

415
00:19:14,946 --> 00:19:16,572
‫پس حداقل تا یه سال قبل رو چک کن.

416
00:19:16,614 --> 00:19:18,032
‫چشم، خانم.

417
00:19:18,074 --> 00:19:20,868
‫وای! چه زیاده.

418
00:19:20,910 --> 00:19:22,411
‫نکته ی کلیدی منظم بودنه.

419
00:19:22,453 --> 00:19:24,872
‫من یه سیستم از حروف
‫و اعداد برای جداسازی خبر ها...

420
00:19:24,914 --> 00:19:26,749
‫براساس جزئیات موجود در تماس اختصاص میدم،

421
00:19:26,791 --> 00:19:28,709
‫بعد یه نمره دهی رنگی به هر خبر میدم...

422
00:19:28,751 --> 00:19:30,294
‫اگه با سایر خبر های مشابه...

423
00:19:30,336 --> 00:19:31,879
‫هماهنگی یا تناقض داشته باشه.

424
00:19:31,921 --> 00:19:34,131
‫مغزت واقعا اینجوری کار می کنه؟

425
00:19:34,173 --> 00:19:35,800
‫خودت متوجه میشی.
‫فقط یه کوچولو زمان می بره.

426
00:19:35,841 --> 00:19:38,344
‫و تمام اینا دارن این کار رو می کنن؟

427
00:19:38,386 --> 00:19:40,221
‫جستجو توی پایگاه های داده ی مختلف؟

428
00:19:40,262 --> 00:19:41,889
‫اینو توی کوانتیکو آموزش ندادن؟

429
00:19:41,931 --> 00:19:44,725
‫وقتی از نزدیک می بینیش قضیه فرق داره.

430
00:19:44,767 --> 00:19:47,728
‫مطمئنم سیستم تون تحسین برانگیز و مفیده.

431
00:19:47,770 --> 00:19:49,730
‫شاید واسه مهارت هام بهترین نباشه.

432
00:19:49,772 --> 00:19:51,816
‫من بیشتر معاشرتی هستم.

433
00:19:51,857 --> 00:19:54,694
‫تو معاشرتی بودی.
‫الان مامور اف بی آیی.

434
00:19:54,735 --> 00:19:56,278
‫و ما اینجوری پرونده حل می کنیم.

435
00:19:56,320 --> 00:19:57,738
‫ولی این با عقل جور درنمیاد.

436
00:19:57,780 --> 00:19:59,323
‫نباید ما رو تشویق کنن...

437
00:19:59,365 --> 00:20:01,367
‫که از علایق و توانایی
های ذاتی مون استفاده کنیم...

438
00:20:01,409 --> 00:20:04,286
‫عوض اینکه بخوایم زورکی
‫همه رو مجبور به استفاده از یه قالب بکنیم؟

439
00:20:04,328 --> 00:20:05,705
‫اداره اینطور فکر نمی کنه.

440
00:20:05,746 --> 00:20:07,081
‫خب، باید فکر کنن.

441
00:20:07,123 --> 00:20:09,750
‫اصلا اگه من تونستم
‫توی این سن زندگیم رو تغییر بدم،

442
00:20:09,792 --> 00:20:11,836
‫اداره هم می تونه
‫یه سری چیز ها رو تغییر بده.

443
00:20:11,877 --> 00:20:13,129
‫مثل گارزا حرف می زنی.

444
00:20:13,170 --> 00:20:15,840
‫جدی؟ رئیس می خواد
‫یه سری تغییرات ایجاد کنه؟

445
00:20:15,881 --> 00:20:18,217
‫- من نباید چیزی می گفتم.
‫- بگو دیگه.

446
00:20:18,259 --> 00:20:21,011
‫مثکه می خواد یه واحد جدید راه اندازی کنه،

447
00:20:21,053 --> 00:20:24,932
‫واحدی که بیشتر کف
خیابون ها باشن و کمتر اینجا.

448
00:20:24,974 --> 00:20:26,016
‫- دینگ، دینگ.
‫- خیلی خب.

449
00:20:26,058 --> 00:20:27,935
‫- اسم منو بنویس.
‫- پیاده شو با هم بریم، کارآموز.

450
00:20:27,977 --> 00:20:29,729
‫بیا روی ماموریت فعلی تمرکز کنیم.

451
00:20:29,770 --> 00:20:33,107
‫صحیح . بله.

452
00:20:33,149 --> 00:20:35,526
‫ولی من باید برم دستشویی.

453
00:20:35,568 --> 00:20:38,904
‫مگه اینکه باید واسش
‫اجازه ی کتبی بگیرم.

454
00:20:38,946 --> 00:20:41,907
‫فقط واسه شماره دو.

455
00:20:41,949 --> 00:20:44,618
‫انتهای راهرو سمت راست.

456
00:20:46,370 --> 00:20:48,164
‫ببخشید.

457
00:20:48,205 --> 00:20:49,623
‫اینجا بخش گمشده ها نداره؟

458
00:20:52,626 --> 00:20:54,837
‫ممنون.

459
00:20:54,879 --> 00:20:55,880
‫خانم کلارک.

460
00:20:55,921 --> 00:20:58,924
‫سلام، زیک.
‫رفتارشون باهات چطوره؟

461
00:20:58,966 --> 00:21:00,926
‫بهتر از اون چیزی که لیاقتمه.

462
00:21:00,968 --> 00:21:03,053
‫با اون وکیلی که
‫بابام برات ردیف کرد حرف زدی؟

463
00:21:03,095 --> 00:21:04,805
‫آره. به نظر زن گلیه.

464
00:21:04,847 --> 00:21:08,476
‫یه چیزی برات دارم. بووم.

465
00:21:08,517 --> 00:21:11,479
‫می دونم هدفون چه جوری
‫به مشکلات حسیت کمک می کنه.

466
00:21:11,520 --> 00:21:14,899
‫حالا اون پلی لیست نامحدودی نیست
‫که بهش عادت داری،

467
00:21:14,940 --> 00:21:17,276
‫ولی ایشالا که به کار بیاد...

468
00:21:17,318 --> 00:21:19,069
‫تا وقتی بتونم یه چیز بهتر برات جور کنم.

469
00:21:20,446 --> 00:21:23,449
‫ممنون .

470
00:21:23,491 --> 00:21:26,869
‫خیلی با دبیرستان کلیبورن فاصله داریم، ها؟

471
00:21:26,911 --> 00:21:29,580
‫من صحبت ماموران رو شنیدم.

472
00:21:29,663 --> 00:21:31,248
‫اونا گفتن انفجاری رخ داده.

473
00:21:33,375 --> 00:21:34,919
‫با چاشنی هایی که من ساختم؟

474
00:21:34,960 --> 00:21:36,837
‫اوهوم.

475
00:21:36,879 --> 00:21:37,880
‫چند نفر کشته شدن؟

476
00:21:37,922 --> 00:21:40,090
‫هفده.

477
00:21:40,132 --> 00:21:42,134
‫و دو برابرش توی بیمارستان بستری هستن.

478
00:21:42,176 --> 00:21:45,137
‫اوه، خدا.
‫دلم می خواد بمیرم.

479
00:21:45,179 --> 00:21:47,890
‫ولی زنده می مونی.
‫سرت رو بگیر بالا.

480
00:21:49,934 --> 00:21:53,020
‫حتی توی زندان هم
‫می تونی کار خوب انجام بدی.

481
00:21:53,062 --> 00:21:54,855
‫الان دِین بزرگی گردنته،

482
00:21:54,897 --> 00:21:56,607
‫دِینی که هرگز نمی تونی ادا کنی،

483
00:21:56,649 --> 00:21:58,943
‫ولی می تونی باقی عمرت رو
‫واسش تلاش کنی.

484
00:22:01,612 --> 00:22:03,614
‫هنوز اون یارو روسه رو نگرفتن؟

485
00:22:03,656 --> 00:22:06,408
‫نه. و کمکت رو توی این مورد نیاز دارم.

486
00:22:06,450 --> 00:22:07,868
‫من که هر چی می دونستم بهتون گفتم.

487
00:22:07,910 --> 00:22:09,036
‫نه، نگفتی.

488
00:22:09,078 --> 00:22:11,413
‫تو چیزی رو بهم گفتی
‫که فکر می کردی مهمه .

489
00:22:11,455 --> 00:22:15,376
‫بذار من قضاوت کنم.
‫چشم هات رو ببند.

490
00:22:15,417 --> 00:22:18,754
‫یالا.
‫حالا ازت می خوام فکر کنی.

491
00:22:18,837 --> 00:22:21,173
‫به هر لحظه ای که با این مرد بودی فکر کن،

492
00:22:21,215 --> 00:22:23,384
‫از اولین باری که دیدیش تا آخرین بار.

493
00:22:23,425 --> 00:22:25,552
‫چیزی هست که جلوه کنه؟

494
00:22:25,594 --> 00:22:27,763
‫رفتاری، اقدامی؟

495
00:22:27,805 --> 00:22:28,889
‫نه.

496
00:22:28,931 --> 00:22:30,599
‫ولی. ..؟

497
00:22:30,641 --> 00:22:33,310
‫یه خرده منو یاد مربی تیلور مینداخت.

498
00:22:33,352 --> 00:22:36,105
‫صد و سی و شش کیلو...

499
00:22:36,146 --> 00:22:39,108
‫با لهجه ی غلیظ بوستونی،
‫که می شد قشنگ حسش کنی؟

500
00:22:39,149 --> 00:22:41,318
‫نه. اون شکلات های انرژی زایی که...

501
00:22:41,360 --> 00:22:42,820
‫مربی همیشه می خورد رو یادتونه؟

502
00:22:42,861 --> 00:22:45,990
‫اووه، همیشه با دهن باز ملچ و ملوچ می کرد...

503
00:22:46,031 --> 00:22:47,950
‫انگار که اصلا ادب یادش نداده بودن.

504
00:22:47,992 --> 00:22:49,994
‫آره، خب، اون یارو روسه هم همینجوری می خورد.

505
00:22:50,035 --> 00:22:51,704
‫- همون نوع شکلات رو؟
‫- نه.

506
00:22:51,745 --> 00:22:54,748
‫اسمش روسی بود
‫و یه طراحی عجیب روش داشت.

507
00:22:54,832 --> 00:22:56,792
‫و بوی بدی می داد.

508
00:22:56,834 --> 00:22:59,545
‫گندش بزنن. فاکس دنبالمه.
‫[غش کردی؟]

509
00:22:59,586 --> 00:23:02,006
‫من باید برم، عزیزم،
‫ولی اگه بتونم مجاب شون کنم...

510
00:23:02,047 --> 00:23:03,590
‫یه کاغذ بهت بدن،

511
00:23:03,632 --> 00:23:05,134
‫به نظرت می تونی عکسش رو برام بکشی؟

512
00:23:33,412 --> 00:23:35,372
‫برین یه جای دیگه.

513
00:23:35,414 --> 00:23:38,333
‫- چی؟
‫- اوضاع قراره بالا بگیره.

514
00:23:43,547 --> 00:23:46,508
‫من الان اون بمب گذار توی اخبار رو دیدم.

515
00:23:46,550 --> 00:23:49,678
‫یه ماشین قرمز توی کوچه ای
در خیابون هفتم پارک کرد.

516
00:23:49,720 --> 00:23:50,637
‫خودش رفت.

517
00:23:50,679 --> 00:23:52,973
‫عجله کنین.

518
00:24:05,152 --> 00:24:08,864
‫خیلی خب، کارآگاهان، خب، بکی...

519
00:24:08,864 --> 00:24:11,033
‫تونست همه جای ماشین رو...

520
00:24:11,074 --> 00:24:12,993
‫واسه مواد منفجره بگرده، به جز داخلش رو.

521
00:24:13,035 --> 00:24:15,204
‫این افتخار با منه.

522
00:24:35,766 --> 00:24:37,184
‫تله ی سیمی ای قابل رویت نیست.

523
00:24:42,231 --> 00:24:45,192
‫من الان در سمت راننده رو باز می کنم.

524
00:25:02,042 --> 00:25:04,044
‫امنه!

525
00:25:05,170 --> 00:25:06,964
‫سلام، خانم ها.

526
00:25:07,047 --> 00:25:10,259
‫کارآگاهان محبوبم دارن با جرم و جنایت مبارزه
می کنن ‫و حین کار خوشگل و خوشتیپ هم هستن.

527
00:25:10,300 --> 00:25:12,261
‫واحد خنثی سازی بمب الان ماشین رو
‫پاکسازی کرد. بمبی در کار نیست.

528
00:25:12,261 --> 00:25:13,303
‫حسودیم شد.

529
00:25:13,303 --> 00:25:14,471
‫شما دارین اینجا فیلم
"مهلکه" رو تجربه می کنین...

530
00:25:14,513 --> 00:25:16,640
‫و من اخبار یه مشت منزوی شکاک رو می خونم...

531
00:25:16,682 --> 00:25:18,475
‫که فکر می کنن همسایه
هاشون جاسوس روسی هستن.

532
00:25:18,517 --> 00:25:20,227
‫چیه؟

533
00:25:22,521 --> 00:25:25,107
‫دست ما نیست که کدوم
جنبه ی تحقیقات مون رو...

534
00:25:25,148 --> 00:25:26,775
‫با پلیس محلی در میون بذاریم.

535
00:25:26,817 --> 00:25:28,944
‫من چی رو درمیون گذاشتم؟
‫اطلاعات محرمانه که نیست.

536
00:25:28,944 --> 00:25:31,697
‫ما داریم روی خط خبری کار می کنیم.
‫چرا اینو نگم؟

537
00:25:31,738 --> 00:25:33,282
‫چون سیاست اف بی آیه.

538
00:25:33,323 --> 00:25:35,951
‫هی، بچه ها، باید اینو بشنوین.

539
00:25:35,993 --> 00:25:38,370
‫تماس ۹۱۱ از طرف اون بابایی
‫که گزارش ماشین رو داده.

540
00:25:38,412 --> 00:25:40,664
‫من الان بمب گذار توی اخبار رو دیدم.

541
00:25:40,706 --> 00:25:42,416
‫یه ماشین قرمز توی کوچه ای
در خیابون هفتم پارک کرد.

542
00:25:42,457 --> 00:25:45,252
‫خودش رفت .
‫عجله کنین.

543
00:25:45,294 --> 00:25:47,963
‫حتما خودشه.
‫اون می خواسته ما ماشین رو پیدا کنیم.

544
00:25:48,005 --> 00:25:49,798
‫که اگه ماشین رو تله گذاری می کرد
‫تا منفجرمون کنه...

545
00:25:49,798 --> 00:25:52,676
‫با عقل جور درمیومد،
‫ولی اگه قصدش این نبوده چرا این کار رو کرده؟

546
00:25:52,718 --> 00:25:53,760
‫کارآگاهان.

547
00:25:57,472 --> 00:25:58,557
‫کارآگاهان.

548
00:25:58,598 --> 00:26:00,434
‫مظنون مون یه چیزی روی فرمون...

549
00:26:00,475 --> 00:26:01,685
‫براتون گذاشته.

550
00:26:05,564 --> 00:26:07,607
‫عجیبه.

551
00:26:07,649 --> 00:26:09,609
‫- عجیبه، مگه نه؟
‫- آره، خیلی.

552
00:26:09,651 --> 00:26:11,194
‫بیا، اینو ببر اداره.

553
00:26:11,236 --> 00:26:13,322
‫من زنگ می زنم آزمایشگاه
‫و بهشون میگم فوری بررسیش کنن.

554
00:26:15,615 --> 00:26:16,783
‫ببین، بابت اتفاق امروز متاسفم.

555
00:26:16,783 --> 00:26:18,452
‫اوه، که اصلا کمکی بهم نمی کنه.

556
00:26:18,493 --> 00:26:20,245
‫و دیوونه ای اگه فکر می کنی من...

557
00:26:20,287 --> 00:26:22,039
‫اطلاعات محرمانه رو در
پاسگاه پلیس افشا می کنم...

558
00:26:22,080 --> 00:26:23,623
‫جایی که کل دنیا دارن گوش میدن.

559
00:26:23,665 --> 00:26:26,043
‫خیلی خب، تو توی این دردسری چون سازمانت...

560
00:26:26,084 --> 00:26:28,045
‫ترجیح میدن از راز های
ارزشمندشون محافظت کنن...

561
00:26:28,045 --> 00:26:30,088
‫تا اینکه کمک مون کنن
‫تروریستی رو به سزای اعمالش برسونیم.

562
00:26:30,130 --> 00:26:32,215
‫پس اگه چیزی می دونی ‫که ممکنه
توی دستگیری این بابا کمک مون کنه...

563
00:26:32,257 --> 00:26:34,217
‫و نخوای بهمون بگی،
‫تو رو به جرم...

564
00:26:34,259 --> 00:26:37,012
‫همدستی در اقدام تروریستی دستگیر می کنم.

565
00:26:37,054 --> 00:26:38,430
‫دوستت خیلی آدم بی  خودیه.

566
00:26:38,472 --> 00:26:40,015
‫اوه، تازه دارم گرم میشم.

567
00:26:40,098 --> 00:26:42,809
‫تو دیگه به سی آی اِی برنمی گردی.

568
00:26:42,851 --> 00:26:44,603
‫آره. دلت نمی خواد اینو بشنوی،

569
00:26:44,644 --> 00:26:46,438
‫می دونم، ولی حقیقته.

570
00:26:46,480 --> 00:26:48,732
‫پس باید تصمیمی بگیری...

571
00:26:48,774 --> 00:26:51,985
‫تصمیم درست...
‫یا تصمیم غلط.

572
00:26:52,069 --> 00:26:55,739
‫ببین، بیست، سی نفر مردن،
‫ولی هدف صد ها و هزاران نفر بود.

573
00:26:55,781 --> 00:26:59,242
‫حالا می دونم تو به سی آی اِی ملحق شدی
‫که از این کشور محافظت کنی،

574
00:26:59,284 --> 00:27:01,995
‫پس وقتشه پا پیش بذاری و این کار رو بکنی.

575
00:27:02,079 --> 00:27:03,121
‫انروو چیه؟

576
00:27:03,163 --> 00:27:05,624
‫- جوابه.
‫- به چه سوالی؟

577
00:27:05,665 --> 00:27:09,294
‫چطور سی آی اِی می تونه یه شهر خارجی رو...

578
00:27:09,336 --> 00:27:11,046
‫بدون اینکه حتی گلوله ای شلیک بشه مختل کنه؟

579
00:27:11,129 --> 00:27:13,673
‫انروو یه عملیات مخفی بود...

580
00:27:13,715 --> 00:27:15,842
‫که ماموران خارجی استخدام می شدن
‫و آموزش می دیدن...

581
00:27:15,884 --> 00:27:18,094
‫که توی وطن شون آشوب به پا کنن.

582
00:27:18,094 --> 00:27:19,846
‫تا سی آی اِی بتونه
‫دخالتش رو توی این قضیه کتمان کنه.

583
00:27:19,846 --> 00:27:21,473
‫کی این عملیات رو مجوز داد؟

584
00:27:21,515 --> 00:27:22,849
‫- نمی دونم.
‫- دروغ میگی!

585
00:27:22,891 --> 00:27:24,267
‫آخه چرا الان دیگه دروغ بگم؟

586
00:27:24,309 --> 00:27:26,812
‫نمی دونم کی برنامه رو اجرا می کرد.

587
00:27:26,853 --> 00:27:29,064
‫طبق گفته ها هیچ وقت رسما مجوز نگرفت.

588
00:27:29,147 --> 00:27:30,899
‫اینو می شناسی؟

589
00:27:30,941 --> 00:27:33,819
‫آره. ایلیا سوکوروف.

590
00:27:33,860 --> 00:27:34,903
‫اون یه مامور خارجی بود.

591
00:27:34,945 --> 00:27:36,404
‫شنیدم واسه انروو استخدام شده بود.

592
00:27:36,446 --> 00:27:39,074
‫ولی روس ها سال ۲۰۱۸ اونو گرفتن،

593
00:27:39,157 --> 00:27:41,576
‫به جاسوسی متهمش کردن،
‫و اونو به یه تبعیدگاه فرستادن.

594
00:27:41,618 --> 00:27:42,786
‫که سی آی اِی اونجا ولش کرد.

595
00:27:42,828 --> 00:27:45,288
‫این روال استاندارده.
‫سوکوروف از خطرات کار با خبر بود.

596
00:27:45,330 --> 00:27:47,415
‫ولی ظاهرا اون فرار کرده.

597
00:27:47,457 --> 00:27:50,293
‫و حالا داره از چیزی که
‫بهش یاد دادیم علیه مون استفاده می کنه.

598
00:27:52,254 --> 00:27:53,755
‫هی، خبری نشد؟

599
00:27:53,797 --> 00:27:55,632
‫هنوز نه.

600
00:27:55,674 --> 00:27:58,009
‫مثل آخرین باری که پرسیدی...
‫پنج دقیقه پیش.

601
00:27:58,093 --> 00:27:59,803
‫آدم فکر می کنه یکی بتونه راهی پیدا کنه...

602
00:27:59,845 --> 00:28:02,013
‫که بشه سریع تر نتیجه ی دی ان اِی رو گرفت.

603
00:28:02,055 --> 00:28:03,848
‫خب، شاید بتونی بری این کار رو بکنی.

604
00:28:05,475 --> 00:28:07,310
‫اینجایی.  اون زندانی...

605
00:28:07,352 --> 00:28:08,353
‫ازم خواست اینو بهت بدم.

606
00:28:10,105 --> 00:28:12,315
‫ماشالا، زیک.

607
00:28:12,357 --> 00:28:14,859
‫کسی اینجا توی روسی تخصص داره؟

608
00:28:14,901 --> 00:28:16,403
‫یعنی میگم، نه روسی روسی،

609
00:28:16,444 --> 00:28:19,197
‫ولی اینکه مثلا یکی ‫کجا می تونه بره
یه شکلات انرژی زا عجیب بخره؟

610
00:28:19,239 --> 00:28:22,200
‫شک دارم. ‫ولی می تونی اینو
پیش واحد تحقیقات جنایی ببری.

611
00:28:22,242 --> 00:28:23,743
‫اونا می تونن سازنده اش رو پیدا کنن،

612
00:28:23,785 --> 00:28:25,203
‫رد شبکه ی توزیع کننده رو بزنن،

613
00:28:25,245 --> 00:28:26,621
‫لیست مغازه هاش رو پیدا کنن.

614
00:28:26,663 --> 00:28:28,290
‫احتمالا یکی دو روزه به جواب می رسی.

615
00:28:28,331 --> 00:28:31,293
‫من یکی دو روز وقت ندارم.

616
00:28:31,334 --> 00:28:32,460
‫باید به بابام زنگ بزنم.

617
00:28:32,502 --> 00:28:34,629
‫اون قبلا با یه عده روس جاز می زد،

618
00:28:34,671 --> 00:28:38,383
‫و شرط می بندم هنوز باهاشون در ارتباطه.

619
00:28:38,425 --> 00:28:39,968
‫کاتی هستم.
‫پیغام بذارین.

620
00:28:40,010 --> 00:28:43,096
‫اصلا چرا به خودم زحمت دادم؟

621
00:28:43,179 --> 00:28:44,889
‫این مرد هیچ وقت گوشیش رو جواب نمیده.

622
00:28:44,931 --> 00:28:46,057
‫وقتی هیچ وقت جواب نمیده...

623
00:28:46,141 --> 00:28:47,559
‫فایده ی گوشی داشتن چیه پس؟

624
00:28:47,601 --> 00:28:49,144
‫این به نظر مکالمه ای میاد...

625
00:28:49,144 --> 00:28:50,186
‫که باید با اون داشته باشی.

626
00:28:50,228 --> 00:28:52,230
‫بووم. میرم همین کار رو بکنم.

627
00:28:52,272 --> 00:28:53,565
‫نتیجه اومد به فاکس زنگ بزن.

628
00:28:53,607 --> 00:28:54,733
‫حتما.

629
00:28:54,774 --> 00:28:55,984
‫خانم فرانکلین.

630
00:28:56,026 --> 00:28:58,361
‫بله، کاتی هستم.
‫خبر خوبی دارم.

631
00:28:58,403 --> 00:29:00,989
‫من جیس رو پیدا کردم.
‫اون حالش خوبه.

632
00:29:01,031 --> 00:29:04,117
‫محل کارش بعد از انفجار تخلیه کردن.

633
00:29:04,200 --> 00:29:05,952
‫اون گوشیش رو جا گذاشته.

634
00:29:05,994 --> 00:29:08,288
‫باعث افتخارمه.

635
00:29:08,330 --> 00:29:09,539
‫اگه کاری ازم برمیومد خبرم کنین.

636
00:29:09,581 --> 00:29:11,124
‫خداحافظ .

637
00:29:11,166 --> 00:29:13,501
‫پس واسه همین جواب تماس هام رو نمیدی.

638
00:29:13,543 --> 00:29:14,919
‫یه جورایی سرم شلوغه.

639
00:29:14,961 --> 00:29:17,505
‫داریم به خانواده هایی کمک می کنیم
‫که امروز کسی رو گم کردن.

640
00:29:17,547 --> 00:29:19,174
‫ویلکینز هم پایه ست.

641
00:29:19,257 --> 00:29:23,720
‫اون میره از رستوران های محلی
‫غذای اهدایی بگیره.

642
00:29:23,762 --> 00:29:26,514
‫سیمون کلارک.

643
00:29:26,556 --> 00:29:28,183
‫جیمز موری.

644
00:29:28,224 --> 00:29:29,893
‫با خانمت توی پاسگاه آشنا شدم.

645
00:29:29,934 --> 00:29:31,353
‫سریع کار می کنی.

646
00:29:31,394 --> 00:29:33,980
‫هی، وقتی می دونی، می دونی دیگه.

647
00:29:34,022 --> 00:29:37,650
‫وزلی، این دختر کاتی، سیمونه، عشق اولم.

648
00:29:37,692 --> 00:29:39,486
‫توی مدرسه چند کلاس بالاتر از من بود،

649
00:29:39,527 --> 00:29:42,322
‫و وقتی رفت کالج قلبم شکست.

650
00:29:42,364 --> 00:29:45,408
‫خودمم، هر جا میرم قلب یکی رو شکستم.

651
00:29:45,450 --> 00:29:46,993
‫خب، از دیدنت خوشبختم.

652
00:29:47,035 --> 00:29:48,411
‫شنیدم روی پرونده ی بمب گذاری کار می کنی.

653
00:29:48,453 --> 00:29:50,413
‫درسته، واسه همینه که اومدم.

654
00:29:50,455 --> 00:29:52,582
‫بابا، هنوز توی پارک...

655
00:29:52,624 --> 00:29:54,959
‫با رفقای روسی جاز زنت شطرنج بازی می کنی؟

656
00:29:55,001 --> 00:29:56,044
‫- دوستان سرخ؟
‫- آها.

657
00:29:56,086 --> 00:29:58,004
‫ده ساله حتی یه بازی رو هم از دست ندادم.

658
00:29:58,046 --> 00:30:01,549
‫به نظرت یکی شون می تونه
‫اینو برام ترجمه کنه؟

659
00:30:01,591 --> 00:30:04,135
‫یه جور شکلات انرژی زای روسیه،

660
00:30:04,177 --> 00:30:05,345
‫ولی توی اینترنت جستجوش کردم...

661
00:30:05,386 --> 00:30:06,721
‫و هیچ جا نمی تونم پیداش کنم.

662
00:30:06,763 --> 00:30:07,931
‫واسه اینه که اشتباه نوشتی.

663
00:30:07,972 --> 00:30:09,724
‫- تو روسی بلدی؟
‫- یه خرده بلدم.

664
00:30:09,766 --> 00:30:12,143
‫ولی من چند تا از پوست این شکلات ها رو دیدم.

665
00:30:12,185 --> 00:30:14,938
‫رفیقم، پاول، خب، اون عاشق ایناست.

666
00:30:14,979 --> 00:30:17,440
‫کرووفتا.

667
00:30:17,482 --> 00:30:20,068
‫و شکلات انرژی زا نیست.

668
00:30:20,110 --> 00:30:24,405
‫یه شکلات دوران شورویه
‫که از خون گاو درست شده.

669
00:30:24,447 --> 00:30:26,783
‫- خیلی خب، چه حال به هم زن.
‫- اوهوم.

670
00:30:26,825 --> 00:30:29,786
‫ولی آدم از کجا می تونه
‫این شکلات خونی شوروی رو بخره؟

671
00:30:29,828 --> 00:30:33,498
‫یه جایی که به ذهنم میاد...
‫کنار آکواریمه.

672
00:30:33,540 --> 00:30:35,708
‫اونجا یه غذاخوری روسی هست.

673
00:30:35,750 --> 00:30:38,128
‫خیلی خب.

674
00:30:38,169 --> 00:30:40,588
‫بووم! پیداش کردم. ممنون.

675
00:30:40,630 --> 00:30:42,215
‫وایستا، وایستا، وایستا، صبر کن.

676
00:30:42,298 --> 00:30:45,927
‫تو بهم قول دادی
‫توی اداره که امنه بمونی.

677
00:30:45,969 --> 00:30:47,762
‫من همچین قولی ندادم.

678
00:30:47,804 --> 00:30:50,348
‫ولی اگه باعث میشه خیالت راحت تر بشه،
‫زنگ می زنم نیروی پشتیبانی.

679
00:30:51,558 --> 00:30:52,892
‫سلام، چه خبر؟

680
00:30:52,934 --> 00:30:55,353
‫می بینی وقتی بهش زنگ می زنم
‫چه جوری گوشیش رو جواب میده؟

681
00:30:55,395 --> 00:30:57,438
‫جان، تا حالا پیراشکی روسی خوردی؟

682
00:30:57,480 --> 00:30:59,107
‫- تا حالا نخوردم.
‫- منم همینطور.

683
00:30:59,148 --> 00:31:00,483
‫ولی چطوره جای غذاخوری روسی...

684
00:31:00,525 --> 00:31:02,861
‫نزدیک آکواریم بیای پیشم؟

685
00:31:02,902 --> 00:31:04,404
‫میریم یه سر نخ رو دنبال کنیم.

686
00:31:04,445 --> 00:31:06,489
‫- چه جور سرنخی؟
‫- چیز قطعی ای نیست،

687
00:31:06,531 --> 00:31:09,158
‫ولی خبر خوب اینه که
‫می تونی شام مهمونم کنی.

688
00:31:23,548 --> 00:31:24,674
‫سه دقیقه دیگه می رسم.

689
00:31:24,716 --> 00:31:26,301
‫اون اینجاست.

690
00:31:26,342 --> 00:31:28,469
‫من بیرون غذاخوری توی ماشینم هستم،
‫و اون داره میاد سمتم.

691
00:31:28,511 --> 00:31:30,054
‫خیلی خب، توی ماشینت بمون.

692
00:31:30,096 --> 00:31:31,514
‫گمش می کنیم.

693
00:31:31,556 --> 00:31:33,516
‫تو هنوز کارآموزی.
‫سلاح نداری.

694
00:31:33,558 --> 00:31:34,684
‫توی ماشینت بمون.

695
00:31:34,726 --> 00:31:35,810
‫نمی تونم.

696
00:31:35,852 --> 00:31:37,729
‫سیمون!

697
00:31:43,818 --> 00:31:45,612
‫ببخشید.

698
00:31:45,653 --> 00:31:47,989
‫نامزدم...
‫خیلی خب، دروغ گفتم.

699
00:31:48,031 --> 00:31:49,490
‫اون نامزدم نیست...

700
00:31:49,532 --> 00:31:51,576
‫یه مرد خوشگل به نام جانه
‫که یه مدته باهاش آشنا شدم...

701
00:31:51,618 --> 00:31:53,745
‫ازم خواست کنار آکواریم بیام پیشش،

702
00:31:53,786 --> 00:31:56,164
‫و بعد گم شدم چون گوشیم رو انداختم...

703
00:31:56,205 --> 00:31:57,624
‫و حالا همه چی آلمانی شده.

704
00:31:57,665 --> 00:32:00,001
‫و من آلمانی بلد نیستم، پس...

705
00:32:00,043 --> 00:32:02,587
‫جوری نگاهم می کنی
‫که انگار انگلیسی حرف نمی زنم.

706
00:32:02,629 --> 00:32:04,505
‫برو رد کارت.

707
00:32:04,547 --> 00:32:06,549
‫با یه خانم اینجوری حرف می زنی؟

708
00:32:06,591 --> 00:32:08,718
‫می دونم مامانت بهتر از این تربیتت کرده.

709
00:32:08,760 --> 00:32:11,638
‫فقط دارم ازت می خوام مسیر
آکواریم رو بهم نشون بدی.

710
00:32:11,679 --> 00:32:13,264
‫هی!

711
00:32:35,078 --> 00:32:37,873
‫- خوبی؟
‫- نه.

712
00:32:37,914 --> 00:32:39,416
‫آبروم رفت که اینقدر سریع زمین گیرم کرد.

713
00:32:39,458 --> 00:32:41,793
‫- دیدی کدوم طرفی رفت؟
‫- اون طرف.

714
00:32:41,835 --> 00:32:43,253
‫واحد ۷-آدام-۱۵ هستم.

715
00:32:43,336 --> 00:32:45,464
‫مظنون بمب گذاری آخرین بار
‫در حال حرکت در خیابون چسنات به طرف جنوب...

716
00:32:45,505 --> 00:32:46,506
‫به سمت آکواریم دیده شد.

717
00:32:46,548 --> 00:32:48,508
‫برو، برو، برو!

718
00:32:49,759 --> 00:32:51,261
‫اوه، لعنتی.

719
00:32:51,303 --> 00:32:53,388
‫به نظرم توی دردسر افتادم.

720
00:32:53,430 --> 00:32:55,140
‫سلام، الان می خواستم بهت زنگ بزنم.

721
00:32:55,182 --> 00:32:56,349
‫کدوم قبرستونی هستی؟

722
00:32:56,391 --> 00:32:57,601
‫قرار بود بمونی نتیجه ی دی ان اِی رو بگیری.

723
00:32:57,642 --> 00:32:58,810
‫آندرس گفت از اونجا زدی بیرون...

724
00:32:58,852 --> 00:33:00,645
‫و در مورد شکلات روسی حرف می زدی.

725
00:33:00,687 --> 00:33:02,481
‫اتفاقی که افتاد این بود که...

726
00:33:02,522 --> 00:33:04,483
‫اون موقع که بهت گفتم میرم دستشویی...

727
00:33:04,524 --> 00:33:06,359
‫رفتم دیدن زیک،

728
00:33:06,401 --> 00:33:07,652
‫و اون یه چیزی یادش اومد.

729
00:33:07,694 --> 00:33:09,988
‫خلاصه بگم ایلیا رو پیدا کردم و گمش کردم.

730
00:33:10,030 --> 00:33:12,657
‫ولی الان با نولانم،
‫و دنبالش هستیم.

731
00:33:12,699 --> 00:33:15,243
‫وقتی قضیه تموم بشه، باید یه صحبت مفصل...

732
00:33:15,285 --> 00:33:17,245
‫- در این مورد بکنیم.
‫- بی صبرانه منتظرم،

733
00:33:17,329 --> 00:33:20,457
‫ولی فعلا باید یه تروریست رو بگیریم.

734
00:33:20,499 --> 00:33:21,917
‫بگو.

735
00:33:21,958 --> 00:33:24,211
‫پلیس یه محل احتمالی از ایلیا داره.

736
00:33:24,252 --> 00:33:26,713
‫نزدیک آکواریم. الان داریم میریم اونجا.
‫می خوای چیکار کنیم؟

737
00:33:26,755 --> 00:33:28,548
‫اول برین اونجا و خلاصش کنین.

738
00:33:28,590 --> 00:33:30,884
‫ممکنه گندکاری بشه.

739
00:33:30,926 --> 00:33:32,302
‫گندکاری رو می تونم تمیز کنم.

740
00:33:32,385 --> 00:33:33,678
‫اگه قبل اینکه پلیس ها
برسن اونجا ایلیا نمیره،

741
00:33:33,720 --> 00:33:34,763
‫همه مون میریم زندان.

742
00:33:34,804 --> 00:33:37,599
‫گمونم واسه معذرت خواهی اومدین.

743
00:33:37,641 --> 00:33:39,601
‫- بابت چی؟
‫- بابت چی؟

744
00:33:39,643 --> 00:33:41,436
‫دخالت در امور سازمانی،

745
00:33:41,478 --> 00:33:42,896
‫دزدیدن یکی از مامورین مون.

746
00:33:42,938 --> 00:33:44,439
‫راستی من کیت هیل رو می خوام.

747
00:33:44,481 --> 00:33:46,566
‫کیت هیل؟ فعلا اون کوچیک ترین مشکلته.

748
00:33:46,608 --> 00:33:48,777
‫ما توی ماشین ایلیا
سوکوروف یه برس پیدا کردیم...

749
00:33:48,818 --> 00:33:50,987
‫ماشینی که خودش زنگ زد
۹۱۱ گزارشش رو بهمون داد.

750
00:33:51,029 --> 00:33:53,990
‫از مو نمونه ی دی ان اِی گرفتیم.
‫و مال تو بود.

751
00:33:54,032 --> 00:33:56,034
‫تنها سوال اینه که چرا مال تو بود؟

752
00:33:56,076 --> 00:33:57,577
‫تو چه ارتباطی با ایلیا داری؟

753
00:33:57,619 --> 00:33:59,120
‫ببینین، نمی دونم چی دارین میگین.

754
00:33:59,162 --> 00:34:01,957
‫به نظرم می دونی.
‫راستش فکر می کنم تو هدف اصلی ایلیا هستی.

755
00:34:01,998 --> 00:34:04,125
‫یعنی میگم، دیگه واسه چی
‫دی ان اِی تو رو توی ماشینش بذاره؟

756
00:34:04,125 --> 00:34:06,586
‫تا برات دردسر درست کنه...

757
00:34:06,628 --> 00:34:09,089
‫چون تو رو بابت یه چیزی مقصر می دونه.

758
00:34:09,130 --> 00:34:11,049
‫که یعنی تو بار قبلی بهمون دروغ گفتی.

759
00:34:11,091 --> 00:34:13,843
‫دقیقا می دونی اون کیه
چون قبلا برات کار می کرده.

760
00:34:13,885 --> 00:34:17,222
‫تو عملیات انروو رو بدون مجوز می گردوندی،

761
00:34:17,263 --> 00:34:19,307
‫چون آخه پس واسه چی دیگه
‫بخوای اینقدر واسه مخفی کردنش تلاش کنی؟

762
00:34:19,349 --> 00:34:21,768
‫دیگه حرفی نمونده.
‫من واسه شام دیرم شده.

763
00:34:23,019 --> 00:34:24,980
‫شام رو نمی رسی بری.

764
00:34:47,544 --> 00:34:49,045
‫مظنون داره میره توی آکواریم.

765
00:34:49,087 --> 00:34:50,255
‫پیاده تعقیبش می کنیم.

766
00:34:50,296 --> 00:34:52,173
‫بازی شروع شد، آقایون.

767
00:34:52,215 --> 00:34:54,300
‫یه دقیقه فاصله داریم.

768
00:35:03,643 --> 00:35:05,645
‫گمونم صلاحیت استفاده از سلاح کمری رو داری .

769
00:35:05,687 --> 00:35:07,313
‫آره .

770
00:35:25,874 --> 00:35:28,168
‫اینجا شب ها خیلی ترسناکه.

771
00:35:28,209 --> 00:35:31,045
‫انگار این ماهی ها با من پدر کشتگی دارن.

772
00:35:31,087 --> 00:35:33,173
‫انگار چیزی می دونن که بهم نمیگن.

773
00:35:33,214 --> 00:35:35,759
‫من نگران ماهی ها نیستم.

774
00:35:35,800 --> 00:35:38,178
‫نگران اون تروریست خونخواری؟

775
00:35:38,219 --> 00:35:39,971
‫آره .

776
00:36:17,717 --> 00:36:20,845
‫دست هات رو نشونم بده.

777
00:36:20,887 --> 00:36:22,221
‫تموم شد.

778
00:36:22,263 --> 00:36:23,723
‫درسته، تموم شد.

779
00:36:25,558 --> 00:36:27,352
‫پس دست های کوفتیت رو نشونم بده.

780
00:36:29,562 --> 00:36:32,565
‫ازت می خوام داستانم رو بشنوی،

781
00:36:32,649 --> 00:36:37,403
‫تا وقتی منو کشتن،
‫داستانم با من نمیره.

782
00:36:37,445 --> 00:36:39,989
‫و منم می خوام بهت دستبند بزنم.

783
00:36:40,031 --> 00:36:42,158
‫پس دست هات رو بذار روی سرت،

784
00:36:42,200 --> 00:36:43,201
‫خیلی آروم.

785
00:36:53,628 --> 00:36:58,132
‫داستانت شامل این میشه
‫که چرا برس یه مرد رو توی ماشینت گذاشتی؟

786
00:36:58,174 --> 00:36:59,717
‫اون مرد نیست.

787
00:36:59,717 --> 00:37:02,929
‫اون هیولاست.

788
00:37:02,970 --> 00:37:05,098
‫و قول داد اگه بلایی سرم بیاد...

789
00:37:05,139 --> 00:37:06,432
‫ازشون مراقبت کنه.

790
00:37:08,017 --> 00:37:09,477
‫از کی مراقبت کنه؟

791
00:37:09,519 --> 00:37:13,272
‫زنم.

792
00:37:13,314 --> 00:37:15,149
‫دخت...

793
00:37:17,485 --> 00:37:19,028
‫دختر کوچولوم.

794
00:37:19,070 --> 00:37:22,198
‫ولی وقتی دستگیر شدم،

795
00:37:22,240 --> 00:37:25,660
‫بیل آگوست راهش کشید رفت.

796
00:37:25,701 --> 00:37:28,413
‫برنامه ی انروو رو تعطیل کرد،

797
00:37:28,454 --> 00:37:30,498
‫و اونا رو رها کرد.

798
00:37:32,458 --> 00:37:35,586
‫تا دستگیر و کشته بشن.

799
00:37:35,628 --> 00:37:37,004
‫من درکت می کنم.

800
00:37:37,046 --> 00:37:39,215
‫ولی این باعث نمیشه
‫کاری که کردی درست باشه.

801
00:37:39,257 --> 00:37:42,176
‫تمام اون کسایی که کشتی...
‫اونا هم خانواده داشتن.

802
00:37:42,218 --> 00:37:45,179
‫واجب بود.

803
00:37:45,221 --> 00:37:48,391
‫بعد از بلایی که اون سرم آورد...

804
00:37:48,433 --> 00:37:51,394
‫بی گناهانی که اون نابود کرد؟

805
00:37:51,435 --> 00:37:53,855
‫باید اونو به خاک سیاه می نشوندم.

806
00:37:53,896 --> 00:37:57,233
‫هر چی ساخته رو می سوزوندم.

807
00:37:57,275 --> 00:37:58,901
‫کشتنش این کار رو نمی کرد.

808
00:38:00,319 --> 00:38:02,446
‫باید بریم، همین الان.

809
00:38:08,703 --> 00:38:10,371
‫سرت رو بدزد!

810
00:38:10,371 --> 00:38:12,331
‫بدجور سلاح کم داریم!

811
00:38:14,584 --> 00:38:15,877
‫سیمون.

812
00:38:32,768 --> 00:38:33,769
‫اونجا، اونجا.

813
00:38:53,539 --> 00:38:55,917
‫دست ها بالا!

814
00:38:58,961 --> 00:39:01,839
‫اسلحه ات رو بنداز!

815
00:39:01,881 --> 00:39:03,507
‫- همین الان بندازش!
‫- بلند شو! بندازش!

816
00:39:03,549 --> 00:39:05,217
‫بلند شو! دست ها بالا! بچرخ!

817
00:39:19,023 --> 00:39:20,816
‫من دستبندم رو پس می خوام.

818
00:39:23,277 --> 00:39:25,905
‫بذار حدس بزنم.

819
00:39:25,946 --> 00:39:28,199
‫نگو که باید بیشتر تمرین کنم.

820
00:39:28,240 --> 00:39:30,784
‫اینکه واضحه،
‫ولی نظرت چیه...

821
00:39:30,826 --> 00:39:32,453
‫اول بریم مست کنیم؟

822
00:39:32,494 --> 00:39:35,122
‫این شد حرف حساب.

823
00:39:37,541 --> 00:39:40,085
‫تو بدترین مامور تازه کار...

824
00:39:40,127 --> 00:39:41,837
‫در تاریخ اف بی آیی.

825
00:39:41,879 --> 00:39:43,172
‫بله، قربان.

826
00:39:43,213 --> 00:39:44,757
‫بی قید و بندی، کله شقی،

827
00:39:44,798 --> 00:39:46,216
‫و تو... تو... تو... تو یه...

828
00:39:46,258 --> 00:39:49,345
‫عدم توانایی بیمارگونه
واسه تبعیت از پروتکل داری.

829
00:39:49,386 --> 00:39:53,933
‫بله، قربان. ولی توی دستگیری یه تروریست،

830
00:39:53,933 --> 00:39:57,686
‫یه مامور سرکش سی آی اِی،
‫و تیم شرورش کمک کردم،

831
00:39:57,728 --> 00:40:01,190
‫پس یه جورایی باید حساب بی حساب بشه، نه؟

832
00:40:01,231 --> 00:40:02,191
‫این دفعه.

833
00:40:02,232 --> 00:40:03,776
‫ممنون، قربان.

834
00:40:03,817 --> 00:40:05,569
‫و باعث افتخارم بود براتون کار کردم.

835
00:40:05,611 --> 00:40:07,613
‫حواسم بهت هست.

836
00:40:07,655 --> 00:40:08,781
‫یعنی میگم، قرار نیست...

837
00:40:08,822 --> 00:40:11,033
‫توی آکادمی برات پارتی بازی کنم،
‫ولی اگه تونستی...

838
00:40:11,033 --> 00:40:12,242
‫دوره رو با موفقیت پشت سر بذاری،
‫خدا رو چه دیدی؟

839
00:40:12,284 --> 00:40:13,744
‫شاید دوباره بیای برام کار کنی، ها؟

840
00:40:13,786 --> 00:40:14,536
‫توی واحد جدیدتون؟

841
00:40:14,578 --> 00:40:15,871
‫واحد...

842
00:40:17,414 --> 00:40:19,208
‫دهن لقی کردی، مامور فاکس؟

843
00:40:19,249 --> 00:40:22,127
‫بله، قربان.
‫معذرت می خوام، قربان.

844
00:40:22,169 --> 00:40:23,837
‫نمی تونین اونو سرزنش کنین.

845
00:40:23,879 --> 00:40:25,673
‫یه جورایی مقاومت در برابر من سخته.

846
00:40:25,714 --> 00:40:28,092
‫یکی دو ماه دیگه می بینمتون.

847
00:40:28,133 --> 00:40:29,718
‫مامور فاکس.

848
00:40:29,760 --> 00:40:31,053
‫کارآموز کلارک.

849
00:40:36,476 --> 00:40:39,271
‫سلام، تو اینجا چیکار می کنی؟

850
00:40:39,312 --> 00:40:41,231
‫کِی شده تا حالا بعد اینکه اومدی سر بزنی...

851
00:40:41,273 --> 00:40:43,692
‫- نبرمت فرودگاه، ها؟
‫- درسته.

852
00:40:43,733 --> 00:40:46,236
‫اینکه می بینم اون نشون
اف بی آی رو گردنت انداختی...

853
00:40:46,278 --> 00:40:48,113
‫هیچ وقت باعث نمیشه
‫حس خوبی بهش پیدا کنم.

854
00:40:48,154 --> 00:40:51,741
‫خب، بهش عادت کن، بابا،
‫چون من الان اینم.

855
00:40:51,783 --> 00:40:52,742
‫بیا.

856
00:40:52,784 --> 00:40:54,578
‫من کاری می کنم این
یونیفرم خوشگل به نظر بیاد.

857
00:41:00,041 --> 00:41:01,918
‫گفتم شاید بخوای یکی تا فرودگاه برسونت.

858
00:41:01,918 --> 00:41:04,379
‫لطف کردی،
‫ولی بابام منو می بره.

859
00:41:04,421 --> 00:41:06,173
‫بازم از دیدن تون خوشحالم، قربان.

860
00:41:06,214 --> 00:41:10,093
‫دخترم گفت جونش رو نجات دادی.

861
00:41:10,135 --> 00:41:13,305
‫و اونم جون منو نجات داد.

862
00:41:20,478 --> 00:41:22,272
‫من میرم ماشین رو بیارم.

863
00:41:24,107 --> 00:41:25,734
‫خب...

864
00:41:25,775 --> 00:41:28,570
‫جفت مون می دونیم واقعا چرا اومدی.

865
00:41:28,612 --> 00:41:30,697
‫می خواستی قبل اینکه برم
‫یه بار دیگه چشمت به جمالم روشن بشه.

866
00:41:30,697 --> 00:41:32,657
‫اگه اینو نمی خواستم که احمق بودم.

867
00:41:32,699 --> 00:41:34,451
‫واسه برگشت به کوانتیکو هیجان زده ای؟

868
00:41:34,492 --> 00:41:37,078
‫راستش یه جورایی ترسیدم.

869
00:41:37,120 --> 00:41:39,039
‫یعنی میگم، تمام عمرم اینو می خواستم،

870
00:41:39,122 --> 00:41:40,832
‫ولی حالا که طعمش رو چشیدم...

871
00:41:40,874 --> 00:41:43,376
‫روی پرونده ای کار کردم،
‫تغییری ایجاد کردم...

872
00:41:43,418 --> 00:41:44,377
‫اعتیاد آوره، مگه نه؟

873
00:41:44,419 --> 00:41:46,504
‫تا حالا مثلش رو حس نکردم.

874
00:41:46,546 --> 00:41:48,715
‫می خوام یه راز کوچیک رو بهت بگم.

875
00:41:48,757 --> 00:41:50,342
‫این حس هرگز از بین نمیره.

876
00:41:50,383 --> 00:41:53,470
‫همین منو می ترسونه.
‫اگه از کوانتیکو جون سالم به در نبرم چی؟

877
00:41:53,511 --> 00:41:55,305
‫- می بری.
‫- ولی اگه نبرم چی؟

878
00:41:55,347 --> 00:41:57,682
‫بی خیال. اگه تو از کوانتیکو جون سالم نبری؟

879
00:41:57,724 --> 00:42:00,268
‫به نظرم منظورت اینه
‫اگه کوانتیکو از دست تو جون سالم به در نبره.

880
00:42:00,310 --> 00:42:03,855
‫سیمون کلارک، تو نیروی طبیعی هستی.

881
00:42:03,939 --> 00:42:05,649
‫تعریف و تمجید.

882
00:42:05,690 --> 00:42:07,692
‫از کجا می دونستی این زبون عاشقانه ی منه؟

883
00:42:07,734 --> 00:42:09,319
‫شانسی حدس زدم.

884
00:42:11,446 --> 00:42:13,156
‫می بینمت، خوشتیپ.

885
00:42:13,198 --> 00:42:15,200
‫امیدوارم.

886
00:42:17,577 --> 00:42:19,162
‫بریم.

887
00:42:19,621 --> 00:42:24,621
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده